بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
22372

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام عرض می کنم محضر استاد عزیز: حین مطالعه یکی از کتاب های استاد بودم که در مورد امامت بود آنچه که دریافتم این بود که امام عصاره هستی و عالم امکان هست. به چند نتیجه رسیدم و آن این که «واللازم لهم لاحق» سوالم این بود که زمانی که امام حسین (ع) در کربلا بود آیا کسانی که در کربلا نبودند هرآنچه که انجام می دادند باطل و بیهوده بوده است چون در راستای امام حرکت نمی کردند؟ آیا این برداشت صحیح است؟ سوال بعدی ام هم در مورد آخرین نماز حضرت علی (ع) بود که نماز ایشان ناقص ماند اگر نماز امام ناتمام بماند نماز همه ناتمام مانده و آیا نماز سایرین هم ناتمام ماند؟ در ضمن چه حکمتی در این اتفاق نهفته بود؟ آیا نمی شد نماز ایشان تمام می شد بعد شهادت ایشان اتفاق می افتاد یا قبل از نماز ایشان؟ امیدوارم مفهوم سوالاتم رو بخوبی رسونده باشم. سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خود حضرت سیدالشهداء «علیه‌السلام» اذن داده بودند که اگر کسی خواست برود، برود. 2- مهم نیّت امام و مأموم است. موفق باشید

22299

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: استاد برای کمک گرفتن از امام زمان از چه راهی باید استفاده کرد وقتی در شرایط بلاتکلیفی قرار می گیری که اصلا و ابدا نمی دانی چه تصمیمی باید بگیری و این شرایط ممکن است به چندین سال طول بکشد.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که انسان اعتقاد و باور به هدایت امام غائب «علیه‌السلام» داشته باشد، اگر نفس خود را و امیال مربوطه‌اش را در سلامت نسبی قرار داده باشد آن حضرت از مددهای لازم دریغ نمی‌فرمایند. موفق باشید

21277
متن پرسش
سلام حاج آقا: الآن کلی سوال و متن نوشتم براتون ولی فقط یکیشو می فرستم تا برسید بخونید ممنون میشم پاسخ بدید. به نظرتون کنار خدا چه حسی داره؟ ازون بالا نگاه می کنید به بقیه و بقیه رو سفیه می بینید، آدمایی که اسیر دنیا هستن، و خودشون نخواستن نجات پیدا کنن وگرنه نجات پیدا میکردن. و مهم نیست چقد تلاش کردن چون تلاش هاشون ذیل نفس اماره بوده، تازه خوباشون که میخواستن به خدا برسن ذیل نفس اماره تلاش کردن، اونایی که به فکر نبودن دیگه هیچی، بعد هم خدا گفت ناامیدی تو بساط شیطونه، ولی نگفت چی میشه که بنده ها ناامید میشن، گفت اگه ناامید شدید برید بمیرید، چون خودتون اراده کردید ناامید بشید! خدا حرفشون چیه؟ ایشون میخواد 313 نفر بیان تا چه اتفاقی بیفته؟ خب جوابش اینه: 313 نفر میان تا انسان کامل ظهور کنه، اونوقت هدف ظهور این انسان کامله چیه؟ هدف اینه که زمین بشه جایی که خدا رو ظهور میده و مهم ترین ظرف ظهور انسان کامل از درون قلب آدم هاست. ینی ما سالها تلاش می کنیم تا از قلبمون انسان کامل ظهور کنه. این همه انسان فدا میشن تا چنین اتفاقی که گفتم بیفته، نفله میشیم و مأیوس میشیم و در یأس می میریم تا چی بشه؟ تا بعد از نفله شدنِ 1400 نسل انسانی در کل کره زمین، 313 نفر پیدا شن، بیان تا خدا از انسان ها ظهور کنه، آدمایی که تو عصر ظهور امام زمان، بدون تلاش کردن، یهو انسان کامل ازشون ظهور میکنه! و شماها که هم عصر با ظهور نیستید مهم نیس شما چقد تلاش کردید چون به حق نرسیدید با اینکه خواستید برسید ولی نرسیدید چون نفسانیت داشتید و تلاش هاتون باد هوا شده. خدا میگه درسته که من گفتم اگه خوب باشید اون موقع رجعت می کنید، ولی مسئله اینه که هیچ وقت نمیتونید خوب باشید چون همیشه ذیل نفس اماره حرکت کردید و بعد هم ناامید شدید، تازه معلوم نیس هنوز چن نفر ازین 313 نفر پیدا شده باشن، شاید با وجود نفله شدن 1400 نسل، مثلا 2 نفر ازون 313 نفر، تا حالا پیدا شده باشن و خدا عالمه چن هزار سال دیگه قراره آدم ها نفله بشن تا دو تای بعدی پیدا شن! تا قبل ازینکه این 313 نفر برسن که گفتم هیچ وقت هم معلوم نمیشه کی میرسن، خدا خیلی راحت تو چشمای ما که صد برابر کودکان غزه و فلسطین و میانمار و سوریه و ... رنج کشیدیم، نگاه میکنه و میگه تقصیر خودتون و پدر و مادراتونه! اگه شماها جزو اون 313 نفر بودین، شماها اینقد زجر نمیکشیدین! و عدالت برقرار می شد! و جزو اون 313 تا شدن اینقد سخته که بهترین آدما هم نرسیدن چه برسه ما! ینی یه بازی که دو سر باخت نیست. هزار سر باخته. هرچی تلاش کنی نمیرسی چون نفسانیت داری. نفسانیت هم چیزیه که هرگز هرگز نمیشه ازش رها شد. حداقل اینقد سخت هست که با وجود میلیاردها سال از آغاز زندگی بشر در دنیا هنوز 313 نفر نتونستن به این مهم دست پیدا کنن. اگه تلاشتم کنار بذاری دیگه هیچی. مگه نمیدونی به هر انسانی به اندازه تلاشش بها میدن؟ تراژدی جمهوری اسلامی ازین هم مبتذل تره، این همه ظلم در دلش هضم میشه و جا میگیره برا اینکه به حکومت امام زمان برسه تا آدمای دیگه تو حکومت امام زمان بهشون ظلم نشه! خب فرق این آدما که امروز و دیروز و فردا دارن نفله میشن با اون آدما که قراره تو حکومت آینده و پس فردای تاریخ باشن چیه! در واقع این آدما که ما باشیم و نسل های قبل و بعد از ما، پله هستیم و باید له و نفله بشیم و زیر بار رنج بمیریم تا در آینده ای که معلوم نیست کی هست، یه سری آدما بیان و عادلانه زندگی کنن! اون آدما کین که خدا اینقد هواشونو داره که نگران نفله شدنشونه؟ اونا کین که از امام حسینی که نیزه ها امانش نداد، هم مهم ترن که نباید به اونا ظلم شه؟ که به خاطرشون تا الآن 1400 نسل و شاید تا هزاران نسل دیگه نفله شه! تازه شما فرمودید خدا گفته هر صد سالی یه آدم خیلی ویژه ظهور میکنه تا راهنمای امت باشه برا حکومت امام زمان. ینی حساب کنیم از زمان بعثت پیامبر تا حالا 14 نفر آدم ویژه اومدن! با مسامحه و صرف نظر کردن از اشتباهات فاحشی که این 14 نفر احتمالا داشتن چون بعضیاشونو می شناسیم، بگیم این 14 نفر جزو اون 313 نفرن، ینی حدودا 300 تای دیگه مونده، و حداقل بیش از 200 نفر دیگه مونده تا حکومت عادلانه برا از ما بهترون تشکیل شه، حساب کنید چن هزار سال دیگه باید بگذره! اگه هر صده یه نفر پیدا شه، سی برابر زمانی که از بعثت پیامبر تاکنون گذشته باید بگذره! مگر اینکه بگیم آدمای دیگه ای غیر از زعیم زمان هستن که هم ارز زعیم زمانه و هم سطح و هم ردیف او هستن و میتونن جزو 313 نفر باشن که چنین ادعایی بعیده از ولایت معاشان بلا نسبت ما و شما. مردم از خدا خشمگینن ولی روشون نمیشه بگن و به در میگن دیوار بشنوه. این سوالا تو من منبع تولید خشمه نسبت به همه ی هستی، از همه چی متنفرم، اول از همه از خلقت و فلسفه اش متنفرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عنایت داشته باشید وقتی یک ملت نظر به ظهور انسان کامل در افق عالَم دارد، هر قطعه‌ای از تاریخ او، بسترِ کمال او خواهد شد و از فروافتادن در روزمرّگی‌ها آزاد می‌شود 2- اتفاقاً یک بازیِ دوسر سود است و نه دوسر باخت. زیرا در بستر ظهورِ عدالت تاریخی است که ما مأیوس نمی‌شویم و به عدالت نهایی نظر داریم 3- اعتقاد به مهدویت همواره ملت را در فضای عدالت نگه می‌دارد به همان معنایی که اگر کسی منتظر مصلِح است، خود باید صالح باشد و همین عقیده است که جمهوری اسلامی را تا آن‌جا جلو می‌برد که آقای اسماعیل هنیّه نامه‌ی اخیر را به مقام معظم رهبری می‌نویسد، زیرا فکر و فرهنگِ مهدوی ملت ما نمی‌گذارد تا ملت فلسطین مأیوس شوند و چون گردی در هوا پراکنده گردند و معنای امیدواری برای احقاق حق برای همیشه در تاریخ معاصر از بین برود 4- «قرن» در روایات به معنای 100 سال نیست، بلکه به معنی نزدیکی است. یعنی شرایطی که افراد جامعه به پیوستگی و جمعی رسیدند 5- با همه‌ی این‌ها نه خدا از شما متنفر است و نه بنده‌ی حقیری چون من که فکر می‌کنم با نگاه خداوند به امثال شما می‌توان نگریست. در آخر پیشنهاد می‌کنم اگر خشم‌تان فرو نشست، سری به کتاب «بصیرت و انتظار فرج» که بر روی سایت هست بزنید. موفق باشید

20845

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم استاد: با مطالعه برخی از آثار حضرتعالی و آثار بعضی دیگر از بزرگان در مورد اسماء الهی به این نظر رسیده ام که همه عالم، همه ی عوالم، همه ی اشیاء اسم خدای متعال هستند همه اسم الله هستند همه خود الله هستند. 1. منتها ما محجوبان از این حقیقت غافلیم و فکر می کنیم که این اشیاء و عوالم را خدا خلق کرده و خدا را جدای از این اشیاء و عوالم می دانیم. 2. متوسطین از اولیاءالهی، اشیاء و عوالم را اسماء مختلف جمالیه و جلالیه (الله) می بینند، مثلا در درخت اسم (حی) را می بینند. 3. کملین از اولیاء الهی، که به مقام اسم الله رسیده اند همه ی اشیاء و عوالم را یک حقیقت واحد می بینند همه را (الله) می بینند. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رزقنی اللّه و ایّاکم که در هر منظری حضرت اللّه مدّ نظر آید. موفق باشید

20755

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
درود محضر استاد طاهرزاده: مساله ای برایم پدید آمده و آن این است که از کجا بدانیم انسانهایی که می بینیم واقعا انسانند چون همانطور که مستحضر هستید موجودات دیگر چون اجنه و ملائکه نیز می توانند به صورت انسان درآیند کما اینکه جبرئیل به صورت دحیه کلبی مشاهده می شد یا حضرت مریم تصور کرد که با بشری روبرو شده و قطعا در آن حالت یقین داشت که انسانی روبروی اوست یا شیطان در یکی از جنگ های صدر اسلام به صورت بشر درآمد و نیز در موارد متعدد دیگر در تمامی این موارد افرادی که ملائکه یا اجنه را می دیدند یقین داشتند با انسان روبرو هستند ولی اینطور نبود و ما نیز ممکن است در موارد مشابه آنها قرار بگیریم پس یا باید ملاکی برای تمایز قائل شد یا در تمامی موارد که انسانهایی را مشاهده می کنیم این امکان است که بشرنما باشند نه بشر حتی مساله بالاتر از این حرفهاست و معصومین نیز ازین شبهه خلاصی ندارند کما اینکه حضرت لوط یقین داشت آن افراد بشرند ولی نبودند حتی حضرت ابراهیم برای ملائکه گوساله ای بریان می کند و قطعا در آن حال یقین داشت آنها بشرند می بینید این شبهه گریبان معصومین نیز گرفته چه رسد به ما. جزاکم الله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه مشکلی برای ما خواهد بود. ما به حکم وظیفه و مطابق ظاهر عمل می‌کنیم، حال اگر معلوم شد آن‌ها انسان نیستند، تکلیف ما متفاوت می‌شود. به همین جهت به ما فرموده‌اند مطابق ظاهر عمل کنید. موفق باشید

20622
متن پرسش
با سلام: در حدیثی از امام صادق (ع) دستورالعملی برای دیدن رویای ائمه ذکر شده است. بنده آن را اجرا کردم. با اینکه مدتی است در حال تزکیه و خواندن نوافل و... هستم نیت کرده بودم امام زمان (عج) را ببینم اما ندیدم. اما خواب حضرت خضر (ع) را به صورتی که مانند رویاهای ساخته ی نفس و مبهم بود دیدم. به نظر جنابعالی ایراد از کجا بوده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد بنده ورودی ندارم زیرا اولاً: ائمه به ما فرموده‌اند که خواب، حجّت نیست. ثانیاً: مگر سخنان آن بزرگان، بهترین ارتباط با آن‌ها نیست، که به دنبال ارتباط با آن‌ها در خواب باشیم؟!! موفق باشید

20519

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت خدمت جنابعالی: جایی مطلبی خواندم در مورد اپانیشادها، برداشتم این شد که منظور از اتمن همان نفس انسانی یا روح است و منظور از برهمن حقیقت هستی است یا خدا. از طرفی آتمن با سیر و سلوک باطنی و طی منازل به برهمن و حقیقت هستی می رسد و می یابد برهمن همان حقیقت خودش است و آتمن و برهمن دارای یک حقیقت می باشند و برداشتم این بود که محور سلوک اپانیشادها همان معرفت نفس است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که بنده در مطالعه‌ی مختصری که از اوپانیشادها داشتم بیشتر نظرم به وَجهِ توحیدی آن سرودها بوده و حیرتی که برایم پیش آمد. ولی فکر می‌کنم قضیه همین‌طور است که شما می‌گویید. موفق باشید

19668
متن پرسش
سلام علیکم: با عرض احترام و آرزوی قبولی طاعات: سخنان جنابعالی را در خصوص موضوعات زیر گوش داده ام لکن سوالات زیر برایم مطرح است: 1. میل هایی که انسان دارد بیشتر از اینکه بدنش را تدبیر کند نفسش را ارضا می کند مثل میل به غذا خوردن، میل جنسی، لذت بردن از مناظر زیبا، لذت بردن از رایحه های خوش بو و صداهای هارمونیک و.... سوالم اینست که پس از مرگ که نفس ابزارهای کسب لذت مثل چشم،گوش ، دهان و ... را دیگر ندارد چه می شود؟ آیا در این رابطه هم دچار نوعی عذاب می شود؟ آیا این کسب لذت ها شخصیت انسان در آن دنیا را هم شکل می دهد و دچار عذاب خلد ذیربط می شود و یا اینکه پس از مدتی عادت می کند و دیگر از ناحیه عدم دسترسی به این لذات عذاب نمی بیند؟ 2. با توجه به مقایسه مرگ با خواب چرا انسان موقع به خواب رفتن دچار سکرات مرگ نمی شود؟ با توجه به آیه «اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضَىٰ عَلَيْهَا الْمَوْتَ» تا این قسمت از آیه خداوند می فرماید بعضی از نفوس که هنگام خواب گرفته شده دیگر به بدن بر نمی گردد آیا برای این نفوس هم سکرات اتفاق می افتد؟ 3. آیا برای انسان های وارسته و نفوس مجرد که سر سلسله آنها حضرت محمد (ص) است در سیر من الله الی الله و اتفاقاتی که برای انسان موقع مرگ، در برزخ، موقع نفخ صور، قیامت و ... می افتد هنوز چیزهایی هست که حتی آنها هم ندانند و جزء اسرار الهی باشد؟ اگر هست چند نمونه بفرمایید. خواهشمند است به سوالات فوق حتی الامکان بطور مبسوط پاسخ بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان بعد از این دنیا با «خود» زندگی می‌کند اما خودی که فطرتش به میدان آمده است و طالب رجوع به حق است. حال هر اندازه از این طلب در دنیا بازمانده باشد، در آن‌جا احساس محرومیت می‌کند. 2- گرفتن روح از بدن در موقع خواب، در آن حدّ نیست که تدبیری که روح نسبت به بدن دارد منقطع شود و درنتیجه آن سکرات خاص برایش پیش آید 3- آری! رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» فرمودند: «الآن قیامتی قائم» یعنی در عین این‌که در این دنیا حاضرند، در آن دنیا نیز حضور دارند. گفت: «آن یکی نقشش نشسته در جهان / وان دگر نقشش چو مَه در آسمان». موفق باشید

18745

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام برای پیگری سئوال 18696با ید چکار کنم؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جواب سؤال مذکور این طور عرض شد: باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه صبر در امری که وظیفه‌ی ما است، کارساز خواهد بود و از این جهت در قرآن بر روی صبر تأکید فراوان می‌شود. موفق باشید

18439

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خسته نباشید. خودم کو؟ شما چگونه به این سوال جواب می دهید؟بنده خود ندارم چه کنم تا خود واقعی ام پیدا شود؟ در صورت امکان توضیح دهید. ممنون از وقتی که می گذارید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: احساسِ «خود»، یک علمِ حضوری است که هرکس آن را احساس می‌کند. موفق باشید

17901
متن پرسش
عرض سلام و تسلیت ایام سوگواری: بنده کتاب «اسماء الحسنی» را مطالعه کرده ام، به صورت خاص برای نزدیک تر شدن به اسم جمال الهی باید چه کرد و چه اعمالی انجام داد. متشکر از لطف همیشگی شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه تعلقات دنیایی مطابق آموزه‌های شرع کم‌تر شود، حضرت حق زیبایی‌های خود را بیشتر می‌نمایاند. موفق باشید

15945
متن پرسش
باسلام.در مورد پایداری جاودانگی عذاب جهنمیان کتابهایی را مطالعه کردم ونظراتی داشتند خواستم نظر شمارا هم بدانم,,ایا اصلا مطرح کردن این موضوع صحیح است؟.در این ایه قران که می فرمایند به اسمان وزمین فرمان می دهد خداوند,ومیفرماید که خواه از روی اکراه یا رغبت انجام دهید وانها می گویند با رغبت انجام می دهیم,خواستم بدانم که این از روی اکراه بودن انجام دستور خداوند به چه معناست ومنظور اصلی چیست؟ایا اسمان وزمین از خود شخصیتی دارند؟ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در این موارد بحث‌های گسترده‌ای است با نگاه‌های متفاوت 2- می‌فرماید با فرض اکراه مخلوقات جهت تبعیت از احکام الهی، همه‌ی مخلوقات با رغبت از حکم پروردگارشان تبعیت کردند. بدین معنا که حقیقتِ تکوینی هر مخلوقی، شوقِ انجام احکام الهی را در ذات خود دارد و در همین رابطه می‌توان گفت تمام عالم به یک معنا، وجهی از اختیار را احساس می‌کند. موفق باشید

8191

فشار قبربازدید:

متن پرسش
با سلام محضر استاد طاهرزاده 1-آیا در قیامت و سرنوشت نهایی انسانها جایی بین بهشت و جهنم وجود دارد ؟ 2-همانطور که در کتاب معاد فرمودید تعلقات دنیایی فشار قبر دارد ولی اگر ما در دنیا به وسیله ای (مثلا دوچرخه) تعلق داشته باشیم از این جهت که از آن در جهت بندگی خدا استفاده می کنیم باز هم فشار قبر دارد؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- نه، چون بعد از موقف حساب هرکس میهمان سفره‌ی خودش، یا در بهشت است و یا در آتش، هرچند بعضی از اهل آتش جاودانه در آتش نیستند 2- دیگر تعلق به دوچرخه ندارید به خدا دارید و لذا «سوار چون که به منزل رسد پیاده شود» چون از آن وسیله نتیجه‌ی لازم را گرفتید دیگر تعلقی به آن نخواهید داشت. موفق باشید
28967
متن پرسش
سلام: با عرض ادب و ممنون از وقت گذاری شما در پاسخ به سوالات. شاید این سنت حسنه که شما گذاشتید از بهترین بافت اصلاحات باشه تا عالمان دیگر هم چنین کنند. ببخشید نظر شما درباره این سخن حضرت امام چیست؟ آیا همه جا صادق است؟ «همان مسیری که ملت داشتند، همین چیزی که اگر می‌خواهید مطابق با میل خودتان دمکراسی عمل بکنید، دمکراسی این است که آراء اکثریت، و آن هم این طور اکثریت، معتبر است؛ اکثریت هر چه گفتند آرای ایشان معتبر است و لو به خلاف، به ضرر خودشان باشد. شما ولیّ آنها نیستید که بگویید که این به ضرر شماست ما نمی‌خواهیم بکنیم. شما وکیل آنها هستید؛ ولیّ آنها نیستید. بر طبق آن طوری که خود ملت مسیرش هست. شما هم خواهش می‌کنم از اشخاصی که ممکن است یک وقتی یک چیزی را طرح بکنند که این طرح بر خلاف مسیر ملت است، طرحش نکنند از اوّل، لازم نیست، طرح هر مطلبی لازم نیست. لازم نیست هر مطلب صحیحی را اینجا گفتن. شما آن مسائلی که مربوط به وکالتتان هست و آن مسیری که ملت ما دارد، روی آن مسیر راه را بروید، و لو عقیده‌تان این است که این مسیری که ملت رفته خلاف صلاحش است. خوب، باشد. ملت می‌خواهد این طور بکند، به ما و شما چه کار دارد؟ خلاف صلاحش را می‌خواهد. ملت رای داده؛ رایی که داده متَّبع «۶» است. در همه دنیا رای اکثریت، آن هم یک همچو اکثریتی، آن هم یک فریاد چند ماهه و چند ساله ملت، آن هم این مصیبتهایی که ملت ما در راه این مقصد کشیده‌اند، انصاف نیست که حالا شما بیایید یک مطلبی بگویید که بر خلاف مسیر است. یعنی انصاف نیست، که نمی‌شود هم، پیش نمی‌رود. اگر چنانچه یک چیزی هم گفته بشود، پیش نمی‌رود؛ برای اینکه اولًا مخالف با وضع وکالت شما هست و شما وکیل نیستید از طرف ملت برای هر چیزی. و ثانیاً بر خلاف مصلحت مملکت است، بر خلاف مصلحت ملت است؛ بر خلاف مصلحت خود آقایان است». امام خمینی (ره)؛ 27 مرداد 1358 بيشتر بخوانيد: http://emam.com/posts/view/1862/%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%85%D8%B9-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3-%D8%AE%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%86-%28%D8%AA%D9%88%D8%B7%D8%A6%D9%87-%D8%A7%D8%AD%D8%B2%D8%A7%D8%A8--%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%AF%D9%85%D9%88%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C%29
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده این نکته‌ای که حضرت امام متذکر شده‌اند، نکته‌ی فوق‌العاده مهمی در این تاریخ می‌باشد که مردم بنا دارند خودشان سرنوشت خود را شکل دهند و این قصه‌ی روح تاریخ ما می‌باشد. در این رابطه عرایضی در جزوه‌ی «پاس‌داشتِ آزادی در جمهوریت انقلاب اسلامی» شده است. موفق باشید

 به آدرس http://lobolmizan.ir/leaflet/1579/%D9%BE%D8%A7%D8%B3%E2%80%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C--%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C

 

27511
متن پرسش
سلام علیکم: در پرسش و پاسخ ۲۷۴۹۰ اشاره ظریفی داشتید که تفاوت علوم اسلامی و علوم انسانی در چیست و به شخصه بسیار بهره مند شدم. حقیقتا وقتی به تاریخ مدرنیته نگاه می کنیم می بینیم که نطفه علوم انسانی در قرن ۱۸ و ۱۹ بسته می شود و متناسب جهت گیری های ویژه پس از عصر رنسانس و متناسب طرح بزرگ مدرنیسم چیده می شود و اساسا تعریف نوینی از عالم و آدم دارد و من معتقدم علوم انسانی، شان کلامی برای عالم مدرن دارد و این شان کلامی را هم دارد ایفا می کند. ولی بحث اینجاست که تا سخن از احیاء تفکر اسلامی و علم دینی و علوم اسلامی برخاسته از قرآن و عترت و طرح کلی اندیشه اسلامی می زنیم و اینکه علوم انسانی در بستر مدرنیته مطرح می شوند و انسان مدرن به کجاها دارد می رود و به قصد تصرف در طبیعت به قصد ارضای حال درونی و تمتع هر چه بیشتر چه برنامه ها و الگوهای توسعه که نمی ریزد، این مطلب پیش میاد که شما فهم آسان و بسیط و دم دستی از عالم و عقل کنونی و جهان مدرن دارید و تازه ما تا آمدیم مدرنیته را بشناسیم، پست مدرن ها آمدند و مساله مطرح کردند و ما هنوز بدون توجه به ظرفیت ها و داده ها و اینکه آیا اصلا بنیه تمدن سازی داریم یا نه مدام از علوم انسان ساز در بستر اسلام و انقلاب و تمدن نوین اسلامی می گویید و فکر می کنید بین اندیشه شما و جهان کنونی فاصله ای نیست در صورتیکه هم اکنون هم حتی سرتاپای شما را مدرنیته فرا گرفته و دارید برای خود حتی برهوتی را بزرگ و بزرگتر می کنید. عجیب است که چرا برخی از این سو به اهمیت علوم انسان ساز اسلامی واقف نیستند و برخی از طرفی فکر می کنند اگر همه مردم حرفهای حضرت آقا رو تایید کنند و حجاب رو رعایت کنند و رفتارهای ناقض فقه و احکام در جامعه نباشه و یکسری بد اخلاقی ها صورت نگیره و مردم هم همه پر شور بیان راهپیمایی ۲۲ بهمن، تمدن ساخته میشه حالا ما در قواعد جامعه سازی و تمدن سازی از الگوی توسعه و عالم مدرن بهره بردیم هم دیگر مهم نیست و فوقش جاهای خوب تمدن غرب را می گیریم و جاهای بدش را حذف می کنیم مثلا در علوم انسانی میاییم نظریات و مدل های اجرایی و نظری رایج را می گوییم کنارش چند آیه و حدیث می گذاریم و چند حکم فقهی و مسئله توضیح المسائل و حدود شرایع اخلاقی می گوییم و خب خوشحالیم دیگر ما علم دینی تولید کردیم. واقعا گام دوم وقت آن است که بستر خود را اساسا نشان دهیم ماورای مدرنیته و روبروی نظم مدرن و نوین جهانی و عالم انسان مدرن است و ما زمین متفاوتی را تعریف کرده ایم پس به قول جناب حافظ: «عالمی دیگر بباید ساخت و از نو آدمی». ما عالم و نقطه ثقل انسان، جامعه و تمدن دیگری مطرح کرده ایم و لذا وقتی عالم دیگر تعریف شد نیازمند ابزار و نظم و قواعد خاص خود است و قطعا بایستی در علوم انسان ساز تحول جدی رخ دهد. باید محور علوم انسان ساز، همان علوم اسلامی و عقل قدسی باشد که شریعت الهی بعنوان راه حقه فلاح بشر و راهنمایان شریعت مقابل ما می گشایند تا به اسماء الهی و سنن حضرت حق بنگریم. ولی قطعا باید بصورت انتقادی و تاویلی غربشناسی کرد و دید آیا درون عالم انسان مدرن، آیا نظم و قواعد و عناصری هست که بتواند با مبانی عقل و علم قدسی و اسلامی بخواند و لااقل مغایر و متضاد نباشد تا آن را بتوان ذیل همان روح اسلامی و قدسی انسان تصرف کرد و استحاله نمود. البته امیدوارم به خود بیاییم و مسئولین تربیتی و آموزشی پس از سالها رویکرد غربزده و پارادوکسی که از طرفی خواستند تربیت کنند انسان متشرع و پایبند به فضائل اخلاقی در عین حال زندگی کننده در چارچوب دولت شهرهای مدرن و متناسب شهروندی در همین بستر. ویژه اینکه رهبر عزیزمان در بیانیه گام دوم فرمودند ما در چله دوم خود سازی، جامعه پردازی و تمدن سازی هستیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. بنا بر آن است که ما در جهان و زمین دیگری خود را دنبال کنیم و این نه به معنایِ برگشت به قبل از جهان مدرن است و نه به معنای مقابله با فرهنگ غربی، بلکه به معنای حضور در تاریخی است که از گذشته‌ی خود یعنی جهان سنتی‌مان و از جهان مدرن گسسته نیست ولی هیچ‌کدام از آن‌ها هم نمی‌باشد. جهانی است مقدّرشده در پیشِ روی ما که هر اندازه به سوی آن قدم بگذاریم، خود را ظاهر می‌کند و ظهور آن بستگی به قدم‌ها و مقاومت‌های ما دارد. مگر ما در ابتدا می‌دانستیم انقلاب اسلامی تا این‌جاها می‌تواند در تاریخ حاضر شود؟ ولی چون متوجه‌ی ظرفیت بالای آن بودیم و درکی از تقدیر الهی در این تاریخ در رهبران اصلی انقلاب به‌وجود آمد؛ همچنان ادامه دادیم و ضعف‌هایِ تاریخی‌مان مثل بعضی از روشنفکران، بهانه‌ی عقب‌نشینی‌مان نشد. عظمت بصیرت رهبر معظم انقلاب در همین نکته است. موفق باشید  

25332
متن پرسش
سلام: اینکه بعضی علما می گویند امام حسین علیه السلام، علیه حکومت یزید قیام (به معنای شورش) نکردند بلکه بیعت نکردند و مورد غضب حکومت ظالم قرار گرفتند، زیرا یزید گفته بود یا بیعت کن یا کشته می شوی، حضرت هم جنگیدند، هم چنین در آخر وصیت معروف خود به محمد حنفیه فرمودند: اینها را نهی از منکر می کنم اگر قبول کردند که هیچ، اگر نپذیرفتند صبر می کنم. و نگفتند که قصد من، تشکیل حکومت است (چون مردم کنار کشیده بودند) و نگفتند که علیه یزید شورش می کنم تا قدرت را از او بگیرم. بلکه مجبور به جنگ شدند، و در مواجهه با سپاه حرّ، و سپاه یزید آنها نگذاشتند حضرت مسیر خود را کج کند و به ایران یا جای دیگه برگردد. حال جنابعالی جوابتان چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که حضرت امام حسین «علیه‌السلام» حاکمیت یزید را به رسمیت نشناختند و راه دیگری را جهت تحقق اسلام پیشه کردند و این یزید بود که تحمل نکرد و در نتیجه امام، زیباترین تابلوی مقاومت با یزید را در آن صحنه و در آن تاریخ به صحنه آوردند تا برای همیشه روشن شود در سخت‌ترین شرایط باز راهی که یک انسانِ آزاده بخواهد طی کند، به بن‌بست نیست. نهایتاً زیباترین مرگ را به بشر عطا می‌کند. موفق باشید

24778
متن پرسش
سلام استاد جان، خدا قوت! حلال بفرمایید که وقت تون را میگیرم، بنده بخشی از کتب منتشره شما را به لطف اللهی مطالعه کردم به ویژه کتاب رزق تان را (بسیار هم در سیر قلبی و رفع افکار انحرافی و تصحیح اعمال و... به فضل الهی موثر بود، ان شاءالله مسرور شوید به لقاء حضرت دوست در هر دو دنیا)، لذا سوالی برایم پیش آمده و آن این که با توجه به این که یک کارمند با حقوق معمولی هستم و حقوق اینجانب به سختی کفاف زندگی من و خانواده ام با دو فرزند را می دهد و شرایط تحصیلی در مدارس دولتی به لحاظ فرهنگی و تربیت دینی اصلا مطلوب نیست و زمینه انحراف و آلوده شدن به افکار و اعقاید ضاله برای فرزندانم که یکی پسر ۸ ساله و دیگری دختر ۱۴ ساله هستند، بسیار فراهم و تاثیر پذیری ایشان از محیط و همکلاسی هایشان ظاهرا به مراتب بیشتر از خانواده است، چند سالی برای مدرسه آنها به مدرسه غیر انتفاعی قرآنی رو آوردم با هزینه تحصیلی بسیار بالا و اکنون تامین شهریه مدرسه غیرانتفاعی مذکور برایم با مشکل جدی مواجه شده، بیش از این هم قرض کردن یا وام گرفتن برایم مقدور نیست آیا می توانم با این توجیه که هدایت و تربیت انسان ها فقط دست حضرت دوست است و ما وسیله! فرزندانم را در مدرسه دولتی ثبت نام کنم؟ و بر خدا توکل کنم!؟ یا اینکه وظیفه و تکلیف من این است که هرجور شده شهریه مدرسه مورد اطمینان قرآنی و مذهبی غیر انتفایی را حتی با کار دوم و قرض و... تامین کنم و بگویم خداوند روزی رسان است و دیر و زود دارد و بالاخره می رساند!؟ در اینکه وظیفه ام چیست مانده ام! رزقی که به ما می رسد، شامل چه هزینه هایی در زندگی می شود؟ ممنون می شوم راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نباید خود را به زحمت بیاندازید. إن‌شاءاللّه فرزندان‌تان در مدارس دولتی وسیله‌ی خیر برای سایر دانش‌آموزان می‌شوند. ۲. چیزی که برای به‌دست‌آوردن آن انسان به زحمت زیاد می‌افتد، رزق انسان نبوده است. موفق باشید

24167

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم وقتتون بخیر. با توجه به اینکه قیامت موطن فردیت است و روابط زن و شوهری و فرزندی از بین می رود، اینکه در روایت آمده حضرت مریم همسر حضرت رسول در بهشتند به چه معناست؟ یا اینکه بعضی شهدا گفته اند می خواهیم با همسرمان در بهشت باشیم چنین چیزی ممکن است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در «ممّا یشتهون» است یعنی اولیاء الهی هر آن‌چه را که می‌خواهند داشته باشند در اختیارشان قرار می‌گیرد مشروط بر آن‌که همین میل‌هایی که در این‌جا دارند، آن‌جا نیز در میان باشد. موفق باشید

23055
متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد گرامی: ما مشغول خواندن کتاب برهان تا عرفان هستیم، صوتها را هم گوش می دهیم. در صفحه۳۳ کتاب فرمودید که عالم ماده، پایین ترین مرتبه از مراتب وجود است، از کجا میشه مطمین بود که پایین تر از ماده دیگه وجودی نیست؟ در واثع این حرف را چطور اثبات می کنید؟ سپاسگزارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در بحث «حرکت جوهری» روشن می‌شود که عالم ماده عین حرکت است و مسلّم پایین‌تر از عین حرکت، جز عدم نیست. موفق باشید

22997

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: پیرو سوال ۲۲۹۹۶ آیا محبت به مادر، فرزند و غیره و حتی علاقه به قرآن خواندن و یا حضور در اربعین و عشقی که نسبت به این امور داریم و در گرو این عشق عمل می کنیم هم اگر در محور وظیفه نباشد باعث ماندن و عدم سلوک می شود؟ در جایی از فرمایشاتان یادم هست که فرمودید مثلاً کسی که شعر می‌خواند که آرامش یابد این باز در خود مانده است و همینطور از جانب خود می گویم که می شود خواندن قرآن و... را نیز اینگونه فرض کرد که به نوعی اگر جدای از وظیفه باشد باعث گرفتاری در خود می کند؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید باید وظیفه را درست تحلیل کنیم. اگر وظیفه‌ی ما نظر به سعادتمندی‌مان باشد و رجوع به حق، همین محبت به مادر و یا علاقه‌ای که برای حضور در پیاده‌رویِ اربعینی داریم همه رجوع به حق محسوب می‌شود و نباید وظیفه را چیزی جز همین امور دانست. موفق باشید

22240

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: اگر می گوییم زمانه زمانه ای نیست که بتوان گفت بهترین زنان شما آن است که مردی را ندیده و مردی او را ندیده باشد، آیا به تبعش می توان گفت زمانه زمانه ای نیست که بگوییم بهترین مردان شما آن است که نسبت به همسرش مهربانترین است و حرمتش را بیشتر نگه دارد و...؟
متن پاسخ

باسمه تعالی. سلام علیکم: عنایت داشته باشید بحث نگاه تاریخی به موضوعاتی که مربوط به شرایط خاصی هستند، فرق می‌کند با نظر به موضوعاتی که فرا تاریخی می‌باشند. موضوع «وصف بهترین مردان» ربطی به دیروز و امروز ندارد؛ همیشه به عهده‌ی مردان است که برای همسرانشان احترام قائل باشند و همچنین چنین وظیفه‌ای به عهده‌ی زنان است نسبت به مردانشان. موفق باشید

21694

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: دو تا سوال دارم ۱. آیا انسان مومن بعد از قیامت هم تکامل دارد؟ یعنی انسان به مقام ثابتی میرسه یا هر آنی در حال تکامل خواهد بود؟ ۲. ما عالمی به نام بهشت و جهنم نداریم بلکه همه ظهور وجود خود افراد است. اینکه بهشت درجه و طبقه بندی داره منظور اختلاف در مرتبه مومنین است که به صورت طبقات بهشت و اختلاف در مرتبه کافرینه که به صورت هفت طبقه جهنم ظهور میکنه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1ـ با مطالعه‌ی کتاب «معاد» و شرح صوتی آن جواب این سوال را خواهید یافت. 2ـ آری بهشت و جهنم مربوط به انسان‌ها است ولی در عالمی خاص که ظرفیت ظهور افکار و اعمال انسان‌ها را دارد. موفق باشید

21034

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: من به این ایمان دارم ولی یقین ندارم، که زلزله ای که بخاد تهران را خراب کنه نمیاد. دلیلم اینه که دشمنان انقلاب یعنی آمریکا و اسراییل و.... آرزو شون اینه که یه روز بتونن تهران را ویران کنن با موشک و جنگ حالا خدا خودش با دست خودش آرزوی اینها را برآورده نمی کنه، خدایی که توی طبس طوفان می فرسته و توی یمن اونطور عربستان را تو کودتا شکست میده نمیاد با زلزله اینطوری ضربه بزنه هرچند که شاید این حرف را نشه برای همه و همه جا زد.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: گاهی مصالحی از طرف حضرت حق هست که ما در درازمدت به آن می‌رسیم به همین جهت نمی‌دانیم خدا چه مصلحتی در موضوع فوق دارد. عمده آن است که ما وظیفه‌ی خود را درست انجام دهیم، تا قصه‌ی ما قصه‌ی کسی شود که فرمود: «در بلا هم می‌چشم الطاف او/ مات اویم مات اویم مات او». موفق باشید

20205
متن پرسش
سلام علیکم: در خصوص بهشت برزخی (بهشت حضرت آدم) و بهشت اخروی از دیدگاه حکمت متعالیه، تفاوت آنها را بفرمایید اگر منبع فلسفی در این خصوص وجود دارد لطفا معرفی نمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع بهشت برزخیِ آدم را در همان قوس نزول باید مورد بررسی قرار داد که در فلسفه مدّ نظر است از آن جهت که سیر از عالَم اعلی به عالم مادون است تا انسان‌ها در زمین، جنسِ آسمانی خود را در خود نهادینه و ملکه کنند و از این به بعد، قوسِ صعود به میان می‌آید تا انسان را به بهشتِ اخروی برساند که در آن‌جا با ملکاتِ روحانی خود به‌سر برد. معلوم است که در این مسیر اُفت و خیز هست، ولی اگر اراده‌ی کلی انسان رجوع به حضرت حق باشد، بالاخره این صعود به بهشت ختم می‌شود و نه به جهنم. موفق باشید 

19651
متن پرسش
سلام علیکم: عرض ارادت و خدا قوت از سوال قبلی ای که از شما پرسیدم معذرت خواهی می کنم، چرا که به خاطر موضوعات مختلف کمی از کوره در رفته بودم (بخاطر بعضی حرکات سیاسی حزبی). واقعا معذرت میخوام اگر لحنش کمی تند بود. پیرو پاسخ شما به سوال حقیر که فرمودید: آقای روحانی برای تقویت هویت جریان خود برخی حرفها و کارها را انجام می دهد. با توجه به این صحبت حضرت استاد ، بنده به نتایج زیر رسیدم، ببینید درست است: ۱. با صحبتی که با رویکرد جریانی و جناحی است نباید برخورد دینی داشت (البته علما باید غلط های دینی آن را گوشزد بفرمایند). ۲. برای اینکه به مردم بفهمانیم صحبتی که گرایش جناحی نداشته باشد و دین محور باشد بهتر است، باید در چنین مواقعی که آقای روحانی چنین صحبتی می کنند به جای داد و هوارهای غالبا بی جا آرامش خود را حفظ کنیم و آن قسمتی که غلط دینی دارد را به کسی که اهل است توضیح دهیم بدون نگرانی خاص و با تمانینه. ۳. اگر‌ جریانی را غلط می پنداریم نباید طوری رفتار کنیم که مردم گمان کنند ما دشمنی با افراد آن جریان داریم. مردم باید حس کنند و لمس کنند که اگر ما با صحبتی و یا کاری مخالفیم بخاطر تناقض آن با اسلام است وگرنه خصومت شخصی ای وجود ندارد. ۴. اینکه برخی سعی می کنند آقای روحانی و مرحوم هاشمی را معاند اسلام و انقلاب نشان دهند هم دیدی تنگ است. چراکه اگر کسی به آن حد نباشد هم باعث می شود که آنگونه بشود به سبب دید افراطی در این سمت. حضرت استاد عنایتی بفرمایند و اگر نقصی در نحوه تفکر بنده هست اصلاح بفرمایند. شاگرد کوچک شما : م - وحدتی فر التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده این نگاه، نگاه خوبی است و اگر ما بخواهیم در آینده کشوری داشته باشیم با فرهنگ قابل قبول، مسئولیت‌مان آن است که به همین صورت عمل کنیم که فرموده‌اید. وگرنه مثل آل‌سعود که بنا دارند در محدوده‌ی یک قبیله باشند، خواهیم ماند. موفق باشید   

نمایش چاپی