بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
21644

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر و خسته نباشید. ببخشید استاد سوالی داشتم، استاد شما در جواب سوال شماره ۲۱۶۲۵ که در مورد حضور قلب در نماز سوال کرده بودن، فرمودین که: با برنامه سلوکی در راستای اصلاح خواطر، آرام آرام حجاب بین ما و حقیقت رقیق و رقیق تر می شود، سوال اینجاست که کدوم دستورات سلوکی؟ تشکر
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همان رعایت حرام و حلال الهی و رعایت اخلاق فاضله، اگر با رویکرد دفع خطورات باشد؛ کارساز خواهد بود. موفق باشید

20378
متن پرسش
با سلام و خدا قوت: چند وقتى است سوالى ذهن مرا درگير كرده. به عنوان يك دختر وقتى به جامعه خود نگاه مي كنم، و سعى در بررسي حضور زنان كشورم در عرصه هاى اجتماعى و به خصوص سياسي دارم (چه در سطح كلان كشور و چه در جوامع كوچك تر مانند دانشگاه) شاهد حضور و تاثيرگذاري اندك و شايد كمرنگى از آنان هستم. حس مي كنم ذهن و فكر زنان كشورم آنچنان كه بايد، معطوف به اين مسائل نيست و شايد حتى مجالى براى فكر كردن به اين موارد را هم به خود نمي دهند و دغدغه ها و مسائل زندگيشان، پر است از آنچه نبايد. اما مسئله اى كه در اينجا بيشتر برايم مطرح است، علت وجود چنين واقعيتى است؟ آيا زنان در ذات خود پذيراى چنين مسائل و مباحثى نيستند يا شرايط تاريخى و ساختارى و عاملى بيرونى باعث به وجود آمدن چنين شرايطى شده؟ يا علت ديگرى كه از آن غافل هستم. ممنون ميشم مرا راهنمايي كنيد. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زنان در بعضی موارد نشان داده‌اند که توانایی‌های فوق‌العاده‌ی علمی و حتی سیاسیِ چشم‌گیری دارند، ولی با همان صفای عاطفی که در آن‌ها نهفته است. و شاید به جهت شأن آن‌ها در امور عاطفی است که نمی‌خواهند در امور اجتماعی و سیاسی مردانه وارد شوند، زیرا راه‌های بی سر و صدا برای نقش‌آفرینی می‌شناسند که خود را به آن امور مشغول می‌دارند. این جامعه است که باید به چنان بصیرتی برسد که متوجه نقش نرم زنان در امورات باشند و زنان نیز نباید با ملاک‌های ژورنالیستی و بر روی آنتن‌بودن خود را ارزیابی کنند. موفق باشید  

18917

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و تحیت و تبریک خدمت استاد معزز: این که انسان همواره هر عمل صالحه و اخلاق فاضله را هدایت های الهی و عنایات امام معصوم علیه سلام بداند، این انسان به چه درجه از توحید نائل گشته؟ یا اساسا این انسان موحد تلقی می گردد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این از نور سلوک است و حتما یکی از مراتب نورانی توحید چنین ادراکی است. موفق باشید

18744
متن پرسش
بسم الله و السلام خدمت استاد گرامی درباره امکان طول عمر امام زمان (عج) بر اساس علم النفس اسلامی بنده این استدلال به ذهنم رسید که اگر مرگ آنگاه واقع می شود که نفس یا امکان تدبیر بدن را نداشته باشد، یا امیدی به کسب کمالات بیشتر نداشته باشد، چون برای امام زمان (عج) برپایی حکومت عدل نهایی یک کمال و رسالت ضروری تلقی می شود، نفس ایشان تا هنگام تحقق این کمال به تدبیر بدن ایشان ادامه می دهد. اما سؤال دیگری به ذهنم رسید این که آیا امام زمان (عج) دائما با بدن عنصری در این عالم حضور دارند یا امکان اعدام بدن عنصری خود و تردد بین عالم مثال و عالم دنیا را دارند که در این صورت با هر بار رجعت به این عالم از عالم مثال، بدن عنصری جدیدی برای خود بسازند. این چنین، علت جوان بودن بدن ایشان هم این خواهد بود که هر بار برای خود یک بدن جوان می سازند. آیا نکات دیگری هست بر اساس نفس شناسی اسلامی که جنبه های مختلف طول عمر ایشان را توضیح دهد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکته‌ی خوبی است که مطرح کرده‌اید. در ضمن روی این موضوع فکر کنید که حضرت حتی در شکم مادرشان وجودشان در خفا است حتی تا روزهای آخر معلوم نیست که ایشان باردارند. یا در دوران کودکی باز در ظهور و خفا هستند. در این مورد عرایضی در کتاب «جایگاه واسطه‌ی فیض» شده است. موفق باشید

17372

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار: استاد عزیز این سئوالی را که از محضر جنابعالی می پرسم را شاید با مطالعه و دقت بیشتر در کتب و جزوات حضرتعالی به آن می رسیدم ولی خب دوست دارم زودتر به پرسش ام برسم. بنده با مطالعاتی که تا الان بر روی مباحث جنابعالی داشتم این طور برداشت کردم که ان شاءالله برای تحقق آرمان بزرگ اسلام و انقلاب که حضرت امام (ره) در قرن معاصر نوید آن را دادند «باید» اقلا 20 تا 30 سال دیگر امیدوار باشیم که عموم ملت ایران «سالک الی الله» بشوند، برداشتم صحیح هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور است. البته 20 سال و 30 سال زمان زیادی نیست، زیرا در هر قدمی که برداشته می‌شود نتایج آن ظاهر می‌گردد. موفق باشید

8256
متن پرسش
سلام استاد،ببخشید شاید سئوال کمی به نظرتون بی مبنا باشه ، شما تحلیل تون از سطح مالی که مردم در سایت رفاهی برای هدفمندی اعلام کردند چیه.خوب مطمئنا این جوری نیست ولی بار چنین اظهار نا مربوطی رو بیشتر متوجه مردم میدونین یا مسئولین؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: شاید این‌طور باشد که مردم یک حساب سرانگشتی کرده‌اند که اگر یارانه در مقابل گران‌شدن بنزین است در حالی‌که بنزین گران می‌شود پس یارانه حق آن‌ها است که بگیرند و از طرفی مردم خوب می‌دانند ساختار نظام اداری ما اعم از بیمارستان‌ها و غیره آن‌طور که لازم است خدمات نمی‌دهند، چرا پول مردم را در جایی بریزیم که توان ارائه‌ی خدمت ندارند. پول مردم را به خود مردم بدهند تا مردم هرطور خواستند مصرف کنند و به هر بیمارستان و پزشکی که خواستند رجوع کنند و آقای خودشان باشند. آیا مردم با احیاء کاخ سعدآباد و رقص دختران و حضور مانکن‌ها می‌توانند به دولت اعتماد کنند؟ موفق باشید
8183
متن پرسش
سلام علیکم آیا واسطه ی فیض بودن انسان کامل به معنای واسطه ی وجود بودن ایشان است یا منظور از واسطه فقط تدبیر و جاری کننده ی اراده ی الهی است مانند روح انسان های معمولی نسبت به بدنشان و آیا اگر این گونه است پس این که انسان کامل جلوه ی تمامی اسماء الهی است از جمله اسم خالقیت خداوند و یا رحمانیت خداوند آیا جلوه ی خالقیت بودن همان واسطه ی وجود بودن نمی شود
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: در نظام طولی همیشه وجود مرتبه‌ی مادون با همه‌ی لوازمش از مرتبه‌ی مافوق است و به همین جهت اگر حجت الهی از میان برود تمام عالم از بین می‌رود چون حجت الهی واسطه‌ی فیض وجودی عالم است. موفق باشید
34505
متن پرسش

سلام علیکم خدمت استاد عزیز: وجیزه‌ای را خدمت شما فرستادم تا در این ماه عزیز یاد این حقیر در ایام اعتکاف هم باشید، امید آن‌که این کمترین، از برکات توحیدی ماه رجب به برکت دعای دوستان بهره‌مند باشم. پیشاپیش از شما بابت وقتی که در خواندن این نوشته از دست می‌دهید عذرخواهم و شرمنده.

ماه رجب و عبور از سکرات نیهیلیسم

بسم الله الرّحمن الرّحیم

 امیرالمومنین «علیه‌السلام» در غررالحکم می‌فرمایند: «إنّ الأكياسَ هُمُ الذينَ للدُّنيا مَقَتوا، و أعيُنَهُم عن زَهرَتِها أغمَضوا، و قُلوبَهُم عنها صَرَفوا، و بالدّارِ الباقِيَةِ تَوَلَّهوا» زيركان، كسانى هستند كه دنيا را دشمن دارند و از زرق و برق آن چشم فرو بندند و دل‌هايشان را از آن روي گردان كنند و شيفته سراى جاويدان شوند.

پنج حسی هست جز این پنج حس / آن چو زرِّ سرخ و این حس‌ها چو مس

صحت این حس، ز معموری تن /  صحت آن حس، ز ویرانی بدن

صحت این حس بجویید از طبیب / صحت آن حس بجویید از حبیب

عَنِ اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: «إِنَّ لِرَبِّكُمْ فِي أَيَّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحَاتٍ أَلاَ فَتَعَرَّضُوا لَهَا.» ماه رجب همان نفحه‌ای‌ است در کالبد وجودی که آن را عفونتِ پوچی زمین‌گیر کرده است. نسیمی است برای روح‌هایی که از دردِ بیگانگی، به خود می‌پیچند و راهِ پیش روی حقیقت را گم کرده‌اند. «رجب»، بازگشت به انسانیت است در اصیل‌ترین لایه‌های وجودی خودش، همان هویت اتصالی او که یک سرش وصل به کمال مطلق است و در این سو وصل است به توجه به این اتصال. می‌ماند نحوه‌ی رجوع به این حقیقت و اتصال به آن کمالات که فتح الفتوحش در ماه رجب رخ می‌دهد آنگاه که انسان خسته می‌شود و نفس‌هایش به شماره می‌افتد از تنگی و ضیقِ عالم دنیا از افق تاریک و سیاه عالَم مجازی که او را غرق در توهّم و از خود بیگانگی کرده است و سرپوشی شده است برای رهایی‌اش.

انسان گمان می‌کرد این تاریخ، عصری است که انسان‌ها را وسعت می‌دهد و انسان در آن می‌تواند خودش را در تجربه‌های مختلف عالم مدرن که برایش به میان آورده است تجربه کند و وسعت پیدا کند، و از حصارهای مختلف مشکلات و مسایل پیرامونی دنیا آزاد شود؛ اما خیلی زود به این پی‌برد که سرابی که برایش دریا جلوه کرد، جویِ کوچکی بود که به قیمت لجن‌مال‌شدنِ روحش تمام می‌شد و حالا در میان علفزار هرزِ عالمِ مدرن، این افق توحیدی ماه رجب است که نسیم دشتزارِ حقیقتش را به روی او نشان می‌دهد تا او حقیقت را از درون جان خود و نه بیرون از خود «بچشد» و «حس» کند و «بیابد» و «تصدیق» کند و «لذت» ببرد. و فریاد بر‌آورد: «من کیستم؟!!» آتش به دل افروخته در خرمن عشق، چهره بر در دوخته ماه رجب از آن منظر که انسان از خود گسیخته شده و در تاریخ عالم نیهیلیسم دست و پا می‌زند و از درون فریاد بی‌هویتی سر می‌دهد، اشارتی است برای رجوع به «هویت اصیل انسان» در امتداد افق معنایی وجودش که عین اتصال به حقیقت است، در این صورت است که می‌توان سکراتِ بی‌هویتی و بی‌معنایی را به او متذکر شد و او را از وحشت و مرگِ خاموش و زجرآور نیهیلیسم بیدار کرد.

بشر امروز سخت محتاج عبور از پیچ هویتی خود است و اگر وجه اصیلی در برابر آنچه که با تشنگی به سراب رسیده است، در برابر خود پیدا نکند، اگر نتواند خود را با روزمرّگی سرگرم کند؛ لاجرم دست به انتحار خود می‌زند، چرا که آنچه می‌خواست آنی نبود که ابعاد وجودی‌اش را اشباع یا ارضاء کند، فلذا سرد و سردرگم و خسته خواهد شد. روزمرّگیِ تاریخِ ما وجهی از سرگردانی انسان در میان بی‌هویتی و عالَم معناست، نه می‌تواند با آنچه که هست خود را راضی کند، و نه می‌داند آنچه که جواب طلب اوست چیست!! شاید بتوان وجهی از عصبانیت انسان امروزین را هم در این سو تحلیل کرد که در اصل او از خودش و نارضایتی از افق کور عالمی است که در برابرش قرار گرفته و آنی نیست که انسان می‌خواست فلذا بهانه‌گیری می‌کند و مشکلات را به گردن بیرون می‌اندازد. در این میان این رجب است که در حال ظهورکردن در این عصر است برای «یگانگی» و «یافت حقیقت» و «روبه‌روشدن با طلب اعلای انسان آخرالزمانی» تا در این خلوت و انس، انسان آرام‌آرام متذکر لایه‌های عمیق حضور در عوالمی شود که برتر از افق طبیعت است، تا خلأ  اُنسی که طبیعت، او را از آن محروم کرد، بچشد آنگاه است که می‌بینید در سحری یا شبی در دل همین خلوت‌ها با صدایی رسا اعلام خواهد کرد که:

مژده بده مژده بده، یار پسندید مرا / سایه‌ی او گشتم و او، برد به خورشید مرا

جانِ دل و دیده منم، گریه‌ی خندیده منم / یارِ پسندیده منم، یار پسندید مرا

 آری! ماه رجب شکفتگیِ درون است و راهش از انسان آغاز می‌شود. یعنی باید بگوییم «رجب»، فتح انسان است در عصر تاریک پوچی‌ها. یا این‌گونه بگوییم: شروعی است بر یک پایان یا آغازی است از طلیعه‌ی اُنس انسان با خودِ وجودی‌اش، نه خودِ شخصی یا اعتباری‌اش. مطلع الفتحِ آغاز انسان در تاریخی که عالم مدرن آمده است تا انسان را برده‌ی ساحت‌های مکاتب خود کند یا انسان را منفعت‌طلب و سودجو پروش دهد، یا آن‌که انسان را محور تصمیم‌های اساسی زندگی‌اش قرار دهد، همان انسان‌محوری به آن معنایی که انسا ن، گرگ انسان می‌شود، نه آن‌که انسان، آینه‌ی انسان باشد.

 «ماه رجب» است. در «رجب» انسان، محور قرار می‌گیرد اما در انس و اتصال، فرقش با اومانیست در آن است که در مکتب انسان‌محوری، انسان ربطی با عالم و آدم ندارد، بلکه «خودش» در سود و منفعت و نظام سرمایه‌داری مهم است، حتی فضیلت و اخلاق از آن جهت که انسان اخلاق و معنویت را در زندگی به عنوان سود و منفعت نیاز دارد. اما انسانِ «عالَم رجب» متفاوت از انسان عالم نیهیلیسم، محوریت‌اش در عین ربط و اتصالی است که با افق معناییِ عالم قدس دارد که انسان در عین یگانگی می‌تواند در تمام عالم باشد. یعنی حضور بیکرانگی که نه راهی بر کسی می‌بندد، و نه می‌گذارد کسی راه بر او ببندد، آن‌گاه تجلیِ ظهور و بروزش می‌شود. کربلا، آری! می‌شود اربعین که انسان در آن‌جا فقط «هست» و «هست» و «هست»، در عین اتصال به ملکوت قدیم الإحسانی در صورت حسینی. حال باید بگوییم ماه رجب ماه انس است و انس در بستر تمرکز و خلوت و کناره‌گیری از وجوه کثرت عالم طبیعت به‌دست می‌آید و «رجب» بستری است تا در دل ظلمتِ عالم بی‌معنای پیرامون‌مان سر در گریبان وجود و درون‌مان کنیم تا حالت انس پدید آيد آنگاه پس از انس جذبه خواهد آمد و پس از آن عشق و آنگاه اتصال روی خواهد داد پس باید بگوییم شروعی است مبارک و راهی است گشوده برای آنی که می خواهد دوباره خود را بیابد و با خود آشنا شود و ساحتی دیگر از افق عالم را تجربه کند . این راه رفتنی است ......مرد سفر کجاست؟ خلاصه آنکه جمعیت رلف پریشان عالم مدرن انسان را به هم ریخته است و این ماه رجب است که به سراغمان آمده تا با آن همراه شویم، به خدا که نیاز نیست کاری بکنیم چون ما عین ناتوانی و فقریم در برابر نسیم فضل او، فقط کافی است طبق روایت، خود را در مسیر و همراه با آن نفحه کنیم، او «خود»ِ شما را در بر خواهد گرفت و با او همدم خواهیم شد فقط باید همراه شد و منتظر ماند.... رجب همان روح قُرب است که تروح جسم می‌باشد، از آن جهت که انسان را مسانخ با عالم مجردات می‌کند، عالمی که تجربتاً برای انسان مورد تصدیق است، عالَمی فراتر که انسان بدون مزاحمت احکام بدن طبیعی در آن عین بودن است و عین لذت است و عین توحّد و انس است. باید برای ورود به آن عالم، به خود رجوع کرد و برای رجوع به خود نیازمند خلوتی هستیم تا با خود روبرو شویم و آنگاه که با خود روبرو شدیم سوال از من کیستم که روی دهد، تصدیق خواهی کرد برتر از آنچه که به آن تن داده‌ام،

مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک /  چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم

 باید به پرسش این خلوت صادقانه جواب داد که نمی‌توانی خودی باشی جدای از حقیقتی عالی تر و برتر که عین کمال و صدق و صفاست، مگر نه آن است که ناقص در ذیل کامل معنادار می‌باشد؟ و مگر نه آن است که نقص با کمال جبران می‌شود؟ و اگر کمالی مطرح شود که در عین کمالیت نقصی در آن راه ندارد، قطعا مطلوب خواهد بود و انسان ذاتاً کمال‌طلب است. سخن زیاد است و حرف ها در میان و آینده در انتظار رجبیون است... «این الرجبیون»!!

والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً آنچه را که از ماه رجب به مشامِ دل‌تان رسیده است، از همان نوعی از احساس روحانی است که روح روایات ما بدان اشاره دارد. معلوم نیست چه سرّی در گشودگیِ ماه رجب است که گویا هرکس به جایی رسیده است، از نسیمی بوده است که ماه رجب بر قلب او تابانده و از عالی‌ترین هوشیاری‌ها بهره‌مندش کرده است. و این درستْ همان نسیمی است که ما را به گفته شما از سکرات نیهیلیسم به بهشت حضور در نزد خود حاضر می‌کند تا در وسعت بیکرانه خود عرشی که فوق ملکوت است و دارای جامعیت خاص می‌باشد؛ تجربه کنیم. این‌جا است که معنی سخن خدا را می‌یابیم که فرمود: «ماه رجب، ماه من است» و این همان جامعیت شب قدر است که آرام‌آرام با «ماه شعبان» که نور تعیّن نبیّ را به ظهور می‌آورد و «ماه رمضان» که ناس را در جلوه الهی‌شان به کثرت و تعیّن ظاهر می‌کند، شکل می‌گیرد. مگر نه آن است که جامعیت شب قدر در دلِ سالی که پس از آن پیش می‌آید، در جلوات مختلف خود را می‌نمایاند؟!

گفتید: «توحید ماه رجب، نسیمِ دشتزار حقیقت را در مقابل انسان می‌گشاید تا انسان از سکرات بی‌هویتی خود را آزاد کند.» و این قصه بشر امروز است که از دست خودش کلافه شده است و خداوند با سفره گسترده ماه رجب او را به خود می‌آورد تا نه‌تنها خودِ گمشده خود را بیابد، بلکه خدایی را که نیز گم کرده است، با دعاهای ماه رجب پیدا کند. و این همه حرف بنده برای معتکفین عزیز است که متوجه باشند خدای خود را گم کرده‌اند، آری! خدایِ دیروز، خدایِ امروز نیست، به دنبالِ خدای دیروزگشتن، سرگردانی است. پس خدای خود را گم کرده‌ایم و به گفته جناب مولوی: «هر روز مرا تازه خدای دگری هست» و می‌توان او را با اشاراتی که مولایمان حضرت علی«علیه‌السلام» در دعای مخصوص ماه رجب به او کرده است، پیدایش نمود. دعایی که در ابتدای آن می‌خوانیم: «اَللّهُمَّ يا ذَاالْمِنَنِ السّابِغَةِ وَالاْلاَّءِ الْو ازِعَةِ والرَّحْمَةِ الْو اسِعَةِ وَالْقُدْرَةِ الْجامِعَةِ...». موفق باشید  

28999

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: وقت شریف شما به خیر. آیا مخلوق اول همان نور وجود مقدس پیامبر خاتم «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» است. یعنی روح همان شخص پیامبر هستند. که در سوره قدر هم آمده. ممنون از شما استاد گرامی در پناه حضرت حق سلامت و موید باشین.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اول مخلوق از یک جهت مقام پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» است و از جهت دیگر مقامِ عقل است و نه مقام روح. موفق باشید

28413
متن پرسش
سلام: استاد انسان بجز روح فراطبیعی که همان روح مجرد است، روح طبیعی یا مادی هم دارد؟ در فرض صحت این چه نوع روحی است؟ و آیا دارای وزن و اندازه است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روح مجرد انسان در ذات خود مراتبی دارد که به گفته‌ی جناب عبدالرزاق کاشانی در مقدمه‌ی «منازل‌السائرین» از پایین به بالا عبارت است از نفس- قلب- روح و سرّ. موفق باشید

27843

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام استاد عزیز: ۱. یک مشکلی دارم و قصد ترک این عادت بد را دارم ولی به شک افتاده ام؟ من وقتی مطلبی یاد می‌گیرم با تمام خلوص سعی در برطرف کردن آن در وجودم می‌کنم و وقتی می‌بینم دیگران اشتباه مرا می‌کنند و به هلاکت می افتند عذاب می‌کشم پس سعی می‌کنم آنها را راهنمایی کنم که به جدل کشیده می‌شود البته جدل بدون دعوا ولی به هر حال شخص مکدر می‌شود. بعضی موارد هم کج فهمی یا تفسیر به رای آیات و احکام را با اینکه تخصصی ندارند در یک جمع مطرح می‌کنند که باعث شکنجه درونی من و عکس العمل من ولی خالصا برای رضای خدا می‌شود. با اینکه می‌دانم در خانواده همه مرا سرزنش می‌کنند که چرا حساس می‌شوم. ولی الان که می‌خواهم سکوت کنم، می‌گویم نکند اشتباه می‌کنم و این کار من جدل نیست و نهی از منکر است و آنکه در درون من مرا امر به سکوت می‌کند و می‌گوید تو اول خودت را درست کن چکار به بقیه داری، شیطان است؟ و ندایی دیگر در درونم می‌گوید تو به کارت ادامه بده، سخن حق زدن به مذاق بقیه خوش نمی آید و حرف حق زدن تحمل سختی را هم دارد، مگر کم به امیر المومنین (ع) توهین کردند که سعی در برقراری حق داشت. ۲. اگر می‌شود سخنرانی یا کتابی را برآیم معرفی کنید که تشخیص دهم کجا باید حرف بزنم و کجا نه و چقدر باید با سخن ناحق مبارزه کرد؟ از ته دل حلالم کنید که وقت شریف شما را گرفتم، شنیدن صدای شما و پیام شما برایمان شده دلخوشی به پیام یک انسان بزرگ به یک انسان حقیر که هیچ استاد و راهنمایی جز خدا ندارد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌که اطرافیان دلسوز جنابعالی متذکر اشکالات روش شما می‌شوند را؛ بپذیرید. پیشنهاد می‌شود توصیه‌های امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» به فرزندشان را دنبال کنید. موضوع در کتاب‌ «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» بر روی سایت هست. موفق باشید

26613
متن پرسش
سلام علیکم: در باب نظام اسلامی گفته می شود که ملاک تداوم و استقرار نظام، مشروعیت و مقبولیت است. آیا امروز مقبولیت نظام اسلامی همچنان وجود دارد و این نظام توانسته در جامعه محبوب و مقبول باشد و مردم گفتمان انقلاب اسلامی را دنبال می کنند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مقبولیت به همین معنا است که غیر از مردم بی تفاوت و ضد انقلاب افراد اصلی مدافع انقلاب در آن حدی است که به طور عرف باید در صحنه باشند و بدین لحاظ بنده معتقدم ذره ای از مقبولیت نظام کم نشده است هر چند که مردم مشکلاتی دارند و امیدوارند همین نظام این مشکلات را حل کند. نظر خواهی دانشگاه مریلند می‌گوید: بیش از ۹۰ درصد مردم معتقد به رفع اشکالات موجود از طریق همین نظام هستند و فقط ۸ درصد به بر اندازی نظام را معتقد اند. موفق باشید

25864

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آیا کسی که در هنگام ظهور زنده می شود (رجعت) و بدن مادی دارد آیا در بدن او حرکت جوهری هست یا نه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فرق نمی‌کند. زیرا در هر حال وقتی آن روح که رجعت کرده است بدنی را از عالَم ماده برای خود شکل دهد، به اعتبارِ مادی‌بودنِ آن بدن، دارای حرکت جوهری است. موفق باشید

24491
متن پرسش
عرض سلام وادب و احترام دارم خدمت شما استاد بزرگوار، رحلت فرزندتان را خدمت شما و خانواده محترمتان تسلیت می گویم استاد ما را در غم خود شریک بدانید خداوند روح آن مرحوم را قرین رحمت واسعه خود گرداند و اجر شما را در این مصیبت صد چندان بفرماید. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از ابراز محبت جنابعالی و پیام تسلیت ارزشمندتان نسبت به رحلت فرزندمان نهایت تشکر را داریم. آن ابراز محبت برای بنده و خانواده‌ بزرگ‌تر از مصیبتی بود که در راستای تحقق مشیت الهی بر ما حادث شد. امید است که آن مصیبت، بسترِ رحمت واسعه‌ای باشد که از طریق آن متذکر راه‌های نرفته‌ای باشیم که با هرچه بیشتر نزدیک‌شدن به آن‌هایی که گمان می‌کردیم باید از آن‌ها فاصله داشته باشیم؛ آن رحمت گشوده‌تر گردد. موفق باشید  

24375

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد در همایش اربعین تمدنی در تالار قدس حرم مطهر رضوی سه سال پیش در خدمتتون بودم نظرتونو درباره استاد عین صاد سوال کردم از قول آیت الله مصباح فرمودید ایشون فرمودند که آقای صفایی علامه در تربیت بود. سوالم این بود که خودتون شنیدید یا اینکه نقل قول از عزیز دیگه ای فرمودید .ممنونم از اینکه جواب میدید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان سال‌های اول انقلاب بود یادم نیست چون در آن سال‌ها به مناسبت‌های مختلف در منزل آیت اللّه مصباح گفتگوهایی با ایشان داشتم. احتمال می‌دهم رفقا سؤال کرده باشند و برای بنده نقل نموده‌اند. موفق باشید

24019

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام وقت بخیر: فیلمی از آقا در نمایشگاه کتاب منتشر شده که چند تا خانم بدحجاب جلوی آقا مشغول توضیح دادن در مورد کتابها هستند. آقا که مرجع تقلیدن و فرمودند به تذکر لسانی حتی با احتمال یک درصد تاثیر چرا خودشون این تذکر لسانی رو انجام نمیدند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شخصیت ایشان کافی است تا آن‌ها متذکر وظایف دینی‌شان بشوند، از طرف دیگر هنرِ امثال رهبر انقلاب آن است که موقعیت را در نظر بگیرند. موفق باشید

22888
متن پرسش
جناب استاد با سلام: با توجه به جواب سوال ۲۲۸۸۳ : شما فرمودید : نفس انسان با تفکر در امور، آماده می‌شود تا با عقل فعّال مرتبط گردد و از انوار آن فیض دریافت کند. سوال: آیا برخی بدیهیات مثل ادراک عالم مستقل از ذهن هم که بدون تفکر و حضورا (علم حضوری) درک و یقین می شود از طریق اتصال به عقل فعال و انوار عقل فعال بر ما واضح و یقینیست؟ یعنی نفس انسان در هر مرتبه و سطحی که باشد با توجه به شدت وجودی به عقل فعال متصل می شود و فیض می برد؟ آیا همانطور که ما دائما در حال شدنیم نفس انسان هم دائما در حال ارتباط و اتصال به عقل فعال است و با توجه به مرتبه وجودی از آن فیض می گیرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نکته‌ای که می‌فرمایید نکته‌ی قابل قبولی است که انسان در عین آن‌که ذاتش به حضرت حق متصل است و از او «وجود» می‌گیرد، در اتصالِ ذاتی با عوالم بالا، معارف بدیهی را دریافت کند و برای دریافت معارف غیر بدیهی، تفکر نماید. موفق باشید

19762
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز در مورد آیه ۳۹ سوره نور که خداوند می فرمایند گناهکاران در روز قیامت نزد اعمال خود می روند و هیچ نمی یابند ولی خدا را آنجا می یابند می خواستم اشاره کوچکی بفرمایید اینکه در اینجا که کلمه جلاله الله را آوردن که یعنی الله را می یابند منظور چیست؟ با تشکر
متن پاسخ

باباسمه تعالی: سلام علیکم: آیه‌ی مذکور می‌فرماید: اعمال کافران مانند سرابی است در بیابانی خشک که انسانِ تشنه فکر کند آب است و او را سیراب می‌کند، در حالی‌که وقتی به آن رسید در آن تنهایی و بی‌کسی، هیچ‌چیز جز خدا را نمی‌یابد که باید به آن امید می‌بست. موفق باشید

18895

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: آیا دعا و ختم معروف به «نادِ عَلیاً مُظهِرَ العَجائِب تَجِدهُ عَوناً لَکَ فِی النَوّائِب» سند معتبری دارد و در منابع معتبر نقل شده و کیفیت ختم آن که آخرش یکصد و ده مرتبه یا علی می گویند و اینکه می گویند خیلی حاجت می دهد به چه نحوی می باشد نزد علماء جلیل القدر امامیـــّه؟ آیا اگر کسی از این ختم «نادِ عَلیاً مُظهِرَ العَجائِب تَجِدهُ عَوناً لَکَ فِی النَوّائِب»، می توان به آن اعتماد کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. خودم هم تجربه نکرده‌ام. موفق باشید

18703

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: جلد اول و دوم کتاب مقالات رو با صوت شما گوش دادم می خواستم ببینم نیازه جلد سوم رو هم گوش بدم یا برم صوت های مصباح الهدایه و رساله الولایه رو گوش بدم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حیف است که مطلب را تا آخر دنبال نکنید. چرا عجله؟! موفق باشید

 

18205
متن پرسش
با عرض سلام: آیا خواندن ادعیه، نمازهای مستحبی، تعقیبات، قرآن و امثال اینها اگر همراه با کسالت انجام شود اشکال ندارد یا اینکه اگر انجام نشود بهتر است؟ مثلا در تعقیبات نماز صبح بعضی مواقع بخاطر کسالت، در حالت خواب آلودگی تعقیبات را می خوانم (با اینکه شب را زود می خوابم) و چیزی نمی فهمم. آیا به همین روش ادامه دهم یا آن را کنار بگذارم؟ ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عبادات، لازم است که با حضور باشد مگر این‌که خود را عادت دهیم که وقتی در حضور هستیم، از آن عادت استفاده نماییم. موفق باشید

15348

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: بنده این 23 سالی که از خداوند منان عمر گرفتم حدودا هر ساله اگر اشتباه نکنم 2 یا 3 بار خواب می بینم که در یک ارتفاع بلند مانند کوه قرار دارم و در حال سقوط می باشم به نحوی که از خداوند استمداد می کنم که مرا نجات دهد تا به زمین نرسم و فوت کنم و به هر حال به زمین افتاده و از خواب بلند می شوم. استاد به نظر حضرتعالی این خواب، پیام یا تعبیری دارد؟ یا اگر دارد پیام یا تعبیر آن چیست؟ نکته ای که بنده اخیرا از این خواب متوجه و متنبه شدم این است که بنده به شدت از مرگ می هراسم!!!! البته استاد بنده الحمدالله خیلی به رخدادهای که عمدتا پشتوانه عقلی و نقلی ندارد توجهی ندارم اما این خوابی که بنده در ارتفاع قرار می گرم را خیلی سال است که می بینم گفتم شاید پیامی داشته باشد. به هرحال عذر می خواهم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با عرض معذرت، بنده تعبیر خواب نمی‌دانم. موفق باشید

7914
متن پرسش
باسمه تعالی: با سلام ؛ استاد: با توجه به این‌که مقید هستید هرساله از طریق کاروان های راهیان نور به مناطق دفاع مقدس تشریف ببرید، چقدر خوب است نگاه و برداشت خود را از این کار بفرمایید تا إن‌شاءاللّه برای ما نیز مفید باشد.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بنده بحمداللّه معتقدم در آینده تاریخِ توحیدی ما که با انقلاب اسلامی شروع شده حقایقی ظاهر می‌شود که در آینه‌ی حرکات و سیره‌ی شهداء آن آینده خود را می‌نمایاند. سیره‌ی تفصیلی حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» را باید در آینه‌ی شهداء دنبال کرد تا آن سیره گم نشود. همان‌طور که سیره‌ی تفصیلی رسول خدا«صلواة‌اللّه‌علیه‌وآله» را در ائمه«علیهم‌السلام» می‌یابید و در همین رابطه وقتی به زیارت هرکدام از ائمه «علیهم‌السلام» می‌روید ابتدا به رسول خدا«صلواة‌اللّه‌علیه‌وآله» سلام می‌کنید. زیرا حقیقتاً هرکدام از امامان آینه‌ی نمایش سیره‌ی رسول خدا«صلواة‌اللّه‌علیه‌وآله» هستند و شیعه از این طریق توانست نور رسول خدا«صلواة‌اللّه‌علیه‌وآله» را در طول تاریخ دنبال کند و گرفتار بن‌بست تاریخی نشود. شهداء نگاه ما را به آینده‌ی متعالی تاریخِ توحیدی انقلاب اسلامی معطوف می‌دارند و به ما مدد می‌کنند تا در این راه بمانیم و جلو برویم. شهداء نگذاشتند اسلام در قشری‌گری متوقف شود و توحید واقعی که فنای فی‌اللّه و بقاء باللّه است را در میان آوردند و در زیارت شهداء و در زیارت محل شهادت آن‌ها به آن توحید ناب نظر می‌شود و همان‌طور که حضرت سلمان باب اللّه بود، شهداء باب اللّه اند و ما را با حضرت حق مأنوس می‌کنند. البته باید بدانیم اول باید از عقل جزئی عبور کرد و سنت جاری در هستی را که مافوق زمان است درک نمود تا همچون شهداء متوجه شویم اراده‌ی خدا در این زمان، غلبه‌ی نور توحید بر ظلمات استکبار است و خود را در مسیر اراده‌ی الهی قرار دهیم. موفق باشید
1567

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد ارجمند- سوالم درمورد احترام به والدینی است که به حدود دین پایبندی چندانی ندارند و در نتیجه حب شان در قلب فرزند کمرنگ می شود حال مسئله این است که محبت کردن بدون حب قلبی و واقعی چگونه میسر است؟میدانم کمرنگ شدن حب به خاطره خداوند است و احترام به والدین هم دستور دیگر خداوند اما استاد محبت کردن عملی نیازمند بستری است که در این شرایط موجود فراهم نیست ، راهکار عملی چیست؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: در روایت داریم والدین به جهت آن‌که مسیر خلقت ما هستند یک حق دارند، حتی اگر کافر باشند، و اگر مسلمان باشند حق دیگری علاوه بر حقّ اول دارند. فراموش نکنید خداوند شما را از طریق همین والدین خلق کرده و این‌ها مسیر لطف الهی به شما هستند و در همین رابطه باید در حدّ توان خود احتیاجات منطقی و شرعی‌شان را مرتفع کنید، به حکم وظیفه و نه به جهت حبّی که به آن‌ها دارید. در قرآن هم توصیه به احسان والدین شده و نه توصیه به حبّ به آن‌ها. موفق باشید
31418
متن پرسش
سلام: آیا می توان امام خامنه ای را از جمله همان افرادی دانست که امام زمان به آنها می گویند عهدک فی کفک! یعنی توانسته است ذیل امام معصوم باشد و با نور عصمت امام حرکت کنند؟ آیا خدای عالم خطوط اصلی تقدیرات عالم بر قلب امام خامنه ای را هم اشراق می کند؟! آیا قضیه سوریه هم از همین قبیل است؟ آیا وعده نابودی اسرائیل هم از همین قبیل آگاهی از تقدیرات عالم است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این روایت فکر کنید که حضرت امام رضا «علیه‌السلام» مى‏‌فرمايند: «إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا اخْتَارَهُ اللَّهُ لِأُمُورِ عِبَادِهِ شَرَحَ صَدْرَهُ» اگر خداوند بنده‏ اى از بندگانش را جهت امور مردم انتخاب كرد، سينه ‏ى او را گشاده مى‏‌گرداند. تا در مديريت خود كوچك‏ترين لغزشى نداشته باشد و امور بندگان را با وسعت نظر سر و سامان دهد. «فَلَمْ يَعْيَ بَعْدَهُ بِجَوَابٍ وَ لَمْ تَجِدْ فِيهِ غَيْرَ صَوَابٍ»در نتيجه آنچنان توانا مى‏‌شود كه در جواب‏گويى به هيچ نيازى در نمى‌‏ماند و غير از صواب از او نخواهى يافت و به خوبى مصلحت مردم را در نظر مى‌‏گيرد. «فَهُوَ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ مُؤَيَّدٌ»[1]پس او در كار خود موفق و محكم و مورد تأييد الهى است. شرح صدرى كه در روايت فوق به آن اشاره دارد كاملًا در رهبر معظم انقلاب به چشم مى‏‌خورد. موفق باشید

 


[1] ( 1)- تحف العقول، ص 443

نمایش چاپی