باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب مذکور را مطالعه نکردهام. ولی این موضوع که برای کائنات نقشی قائل باشیم، یک امر مبهم و بیدلیل است. آنچه ما میتوانیم بر آن تکیه کنیم، نقش خدا در تجلی اسماء الهی در زمانهای مختلف است در عالم. به اعتبار آنکه در قرآن داریم: «کلّ یومٍ هُو فی شأن» شاید بحث زمانشناسی که در کتاب «فرزندم؛ اینچنین باید بود» مطرح شده است، در این رابطه برای شما حرف داشته باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نظرخواهی که اخیراً در بهمنماه دانشگاه مریلند آمریکا نسبت به مردم ایران انجام داده است، حکایت از آن دارد که بیش از 90 درصد مردم معتقد به همین نظام هستند و البته اکثراً طالبِ اصلاح امور میباشند. به نظر شما راهِ دیگری هست؟ در حالیکه تلاش دشمن آن است که نظام اسلامی را ناکارآمد نشان دهد و مسلّم ما نباید در جادهای قرار گیریم که دشمنان ما برایمان ترسیم کردهاند. به نظرم خوب است به این یاد داشت استاد سیدمحمّدمهدی میرباقری توجه شود که می گویند:
"در آسیبشناسی انقلاب اسلامی، نباید در زمین دشمن بازی کنیم. آنها جنگ روانی راه میاندازند و میخواهند ما را منفعل کنند تا بگوییم آقا، خیلی بد شد! اشتباه کردیم! و توبه کنیم.
این، جنگِ روانی است. تحلیل شخصی بنده این است که اکثریت و قاطبه مردم بزرگوار ایران برنگشتهاند. اینها استقلالشان را میخواهند، عزتشان را میخواهند، آزادیشان را میخواهند و نمیخواهند اسیر قدرتها و کشورها بشوند و دیگران برایِشان تصمیم بگیرند، دینشان را میخواهند، اسلام را میخواهند. شما شک نکنید! منتها در کنار آن، یک مطالبات حقی هم دارند که این مطالبات هم حتماً باید مورد توجه قرار بگیرد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اعتماد به حق موجب یافتن هر چه بیشتر خودمان میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید مشکلی که مطرح میفرمایید مشکلی است که امروز، خودِ غرب را نیز فرا گرفته است. و این روح غربی نسبت به 50 سال پیش، هم در غرب رشد بیشتری داشته و هم در سایر جهان. میماند که غرب، اسیر این فکر است و ما اگر به خود آییم، فرهنگی داریم که از این گرفتاریها آزاد شویم. میماند که بالاخره با این نسل چگونه رفتار کنیم تا اولاً: برخورد ما تند نباشد و وسیلهی بیداریِ فرهنگی این نسل باشیم. ثانیاً: آری! اگر کسی مخلّ کلاس است و راه دیگری برای اصلاح او نیست و عملاً کلاس قربانیِ گستاخی او میشود، چارهای جز اخراج او نیست، ولی این آخرین چاره باید باشد. موفق باشید
باباسمه تعالی: سلام علیکم: آیهی مذکور میفرماید: اعمال کافران مانند سرابی است در بیابانی خشک که انسانِ تشنه فکر کند آب است و او را سیراب میکند، در حالیکه وقتی به آن رسید در آن تنهایی و بیکسی، هیچچیز جز خدا را نمییابد که باید به آن امید میبست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حیف است که مطلب را تا آخر دنبال نکنید. چرا عجله؟! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به تعبیر آیت اللّه حسنزاده باید کشیک نفس کشید و این با پرسیدن حل نمیشود. مثل آن است که کسی از شما بپرسد چگونه باید اطراف خود را ببیند؟ به همین جهت جناب مولوی میگوید:
چون نپرسی زودتر کشفت شود ** مرغ صبر از جمله پرانتر بود
ور بپرسی دیرتر حاصل شود ** سهل از بی صبریت مشکل شود
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال، ظلمت بالتبع است، نه آنکه خلقت آن مستقیم باشد. آری! خداوند نور و ظلمت را هر دو خلق میکند، ولی یکی مستقیم و یکی بالتبع. مثل آنکه خورشید نور را مستقیم ایجاد میکند و سایه غیر مستقیم مخلوق خورشید است. نباید روایات را طوری تفسیر نمود که انسانها گمان کنند ائمه «علیهمالسلام» اهل اندیشه و فکر نبودهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد حضرت خدیجه «سلاماللّهعلیها» به بانویی فکر کنید که در شناخت حق و دفاع از آن، ماورای فضای باطل زمانه توانست حق را بشناسد و از آن دفاع کند و در پیروی از حق، از کمیِ رهروان نهراسید. زیرا وقتی آن بانوی بزرگوار به پیامبر خدا «صلیاللّهعلیهوآله» ایمان آورد و نبوت آن حضرت را تشخیص داد، که هیچکس آن حضرت را همراهی نکرده بود و او یک تنه در پذیرش حق در صحنه آمد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابن عربی و کلاً عرفا معتقدند اصلِ دینداری اُنس با حضرت پروردگار است و نباید تمام توجه به ظاهر دین باشد و این به معنای عدم تقیّد آنها به ظاهر دین نیست، بلکه تأکید آنها بر آن است که از ظاهر به باطن عبور کنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم خوب است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این رابطه مطالعهی کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که بر روی سایت هست پیشنهاد میشود. زیرا هر اندازه انسان در وادی تفکر وارد شود، به همان اندازه از سیطرهی قوهی واهمه که موجب این نوع خندههای بدون کنترل میشود؛ آزاد میگردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنا شد ما برای خدا تکلیف معلوم نکنیم «کارسازِ ما به فکر کار ماست / فکرِ ما در کارِ ما آزار ماست». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از ابراز محبت جنابعالی و پیام تسلیت ارزشمندتان نسبت به رحلت فرزندمان نهایت تشکر را داریم. آن ابراز محبت برای بنده و خانواده بزرگتر از مصیبتی بود که در راستای تحقق مشیت الهی بر ما حادث شد. امید است که آن مصیبت، بسترِ رحمت واسعهای باشد که از طریق آن متذکر راههای نرفتهای باشیم که با هرچه بیشتر نزدیکشدن به آنهایی که گمان میکردیم باید از آنها فاصله داشته باشیم؛ آن رحمت گشودهتر گردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم اگر نصف آن انرژی که جهت رسیدن به عقلِ توسعهیافته را صرف میکنیم را، برای تربیت نیروهای مؤمن و دلسوز صرف کنیم، نتیجهی بهتر و پایداری خواهیم گرفت. تجربهی جهاد سازندگی تجربهی خوبی بود که متأسفانه توسط دولت سازندگی در وزرات کشاورزی ادغام شد و از هویت اصلی آن خارج گردید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد روایتهای متفاوتی نسبت به تقدم و تأخر اذکار مذکور داریم که جناب شیخ بهائی در کتاب «مفتاح الفلاح» آن روایات را آورده. به نظر میرسد بهترین ترتیب همین ترتیبی است که مردم انجام میدهند. یعنی اول تکبیر، سپس تحمید و در آخر تسبیح. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: زنان در بعضی موارد نشان دادهاند که تواناییهای فوقالعادهی علمی و حتی سیاسیِ چشمگیری دارند، ولی با همان صفای عاطفی که در آنها نهفته است. و شاید به جهت شأن آنها در امور عاطفی است که نمیخواهند در امور اجتماعی و سیاسی مردانه وارد شوند، زیرا راههای بی سر و صدا برای نقشآفرینی میشناسند که خود را به آن امور مشغول میدارند. این جامعه است که باید به چنان بصیرتی برسد که متوجه نقش نرم زنان در امورات باشند و زنان نیز نباید با ملاکهای ژورنالیستی و بر روی آنتنبودن خود را ارزیابی کنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با نایب نورانیِ او حضرت آیت اللّه خامنهای«حفظهاللّه» از طریق رهنمودهایی که میدهند؛ میتوان مسائل خود را حل کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این از نور سلوک است و حتما یکی از مراتب نورانی توحید چنین ادراکی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید باید به نحوهای دیگر از حضور انقلاب اسلامی در این تاریخ نظر کرد. إنشاءالله با «انتظار» و آمادگی، آنچه پیش میآید را خواهیم شناخت و از آن استقبال میکنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً در جریان هستید که آقای سروش کتاب «صناعت و قناعت» را در زمانی مینویسند که به گفتهی خودشان هنوز سروشِ «حرکت جوهری» نمرده بود و شریعت را رؤیای رسولان نمیدانستند. اگر در آن زمان به آقای فردید و آقای داوری انتقاد دارند، به جهت آن بود که آن آقایان متوجهی روحیهی پوپریِ آقای سروش شده بودند و ایشان فکر میکرد به جهت نفوذی در آن زمان داشت، میتواند آنها را از صحنه بیرون کند. ولی چون هرچه جلو رفت ناکامیِ ایشان در این امر بیشتر شد عصبانیتشان صد چندان گشت در آن حدّ که اگر به مصاحبهی اخیر ایشان در رابطه با «کرونا ویروس» نظر کنید، دیگر عصبانیت نیست؛ دریدنِ آقای دکتر داوری به میان آمده است در آن حدّ که به قول یکی از افرادی که چندان هم با دکتر سروش مخالف نبود؛ میگفت این پایان دکتر سروش است. موفق باشید
سمه تعالی: سلام علیکم: آنچه میفرمایید نکتهای بسیار مهم در این زمانه است و سراغ این سقوطِ در عین دینداری را باید در کربلا گرفت که چگونه بعضی آنچه با رعایتِ ظاهر دینی برای خود محلی امن احساس میکنند که دیگر هیچگونه ابعاد انسانی برایشان مهم نیست در آن حدّ که فرزند پیامبر خدا را آنطور به قتل میرسانند. آری! وقتی تنها ظاهر اعمال دینی منهای حکمت و عرفان در میان باشد، انسان خود را از وسعتی که باید نسبت به سایر انسانها درک کند، محروم مینماید. لذا پیامبر خدا «صلواتاللّهعلیهوآله» میفرمایند: «قصم ظهری عالم متهتک و جاهل متنسک فالجاهل یغش الناس والعالم یخرهم بتهتکه». عالم بیپروا و جاهل لجوج کمر مرا شکستند نادانان با کم خردی مردم را گمراه می کنند (چون تظاهر به دین و مقدسات دارند) و دانایان بی پروا مردم را فریب میدهند. زیرا وارستگی و تقوا پیشگی ندارند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اینکه اطرافیان دلسوز جنابعالی متذکر اشکالات روش شما میشوند را؛ بپذیرید. پیشنهاد میشود توصیههای امیرالمؤمنین «علیهالسلام» به فرزندشان را دنبال کنید. موضوع در کتاب «فرزندم؛ اینچنین باید بود» بر روی سایت هست. موفق باشید
