بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
20398
متن پرسش
با سلام اگر میسر است همانگونه که مجموعه آثار استاد را در قالب اندروید درآوردید مجموعه سوالات و پاسخ های استاد را هم به صورت اندروید یا فایل pdf تنظیم نمایید چون برای بررسی سوالات نیاز به دسترسی به اینترنت است که همیشه میسر نیست
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئول محترم سایت جهت بررسی.

28965

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ممکنه زیارت جامعه کبیره باعث امتحاناتی تو زندگی آدم بشه؟ به اصطلاح سنگین باشه یا عوارض داشته باشه؟ چون من ۶ ماهی هست مداومت هر روزه دارم و دچار یه مریضی شدم از اون موقع، آیا صرفا یه همزمانیه یا من مداومت هر روز رو ترک کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بهتر است در این موارد مبانی معرفتی خود را رشد دهید تا با خواندن زیارات، ارتباط قدسی لازم برای انسان پیش آید. موفق باشید

28778
متن پرسش
سلام استاد: در جهت از بین بردن غفلت چه طوری باید از محرم امسال استفاده کنیم؟ در ماه محرم چه تفاوت هایی باید در برنامه هامون و زندگی مون ایجاد کنیم؟ (نسبت به سایر ماه ها) علاوه بر خواندن کتاب و تلاش در جهت افزایش معرفت باید به چه کارهایی بپردازیم؟ شیوه ی عزاداری هامون در محرم امسال چطور باید باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سنتی که بحمدللّه در شیعه در رابطه با محرم شکل گرفته، سنت ارزشمندی است. عمده به رویکردِ ما نسبت به چنین موضوعی بستگی دارد که با معرفت بیشتر نسبت به آن رخداد تاریخی و تقوای فزون‌تر، آن حقیقت قدسی بیش از پیش برای ما رخ می‌نمایاند. موفق باشید

28572

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: ببخشید در مورد اون حرف گادامر که نظریات تئوری اگر متعین نشوند در حد ذهن باقی میمونند یه منبع میشه معرفی کنید؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آقای دکترمحمدرضا بهشتی در شرح کتاب «حقیقت و روش» آقای گادامر، متذکر آن امر بودند. متأسفانه هنوز کتاب مذکور ترجمه نشده است. موفق باشید

28188

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز و وقت بخیر: در پاسخ سوال 28167 پرسیده شده بود ""نظرتون رو در مورد درخواست حوائج از امامزادگان و ائمه می خواستم بدونم بطور دقیق اگر ما به زیارت امام زادگان یا امام برویم و یا اینکه در دعایی به حضرات سلام بدهیم و بعد از آن بگوییم «یا امام، ای امام زاده ... از تو می خواهیم برای من فلان کار را انجام دهی.» در مورد حوائج شرعی و درست این قسمت آیا ایراد دارد یا خیر؟ با یک سند یا حدیث هم بیان کنید که برای ما الگو باشه عالی می شه. اینکه برای مثال یکی از حضرات معصومین در زیارت رسول خدا یا امیرالمومنین یا حضرت سیدالشهدا به این صورت عمل کرده باشند چنین حدیث یا روایتی داریم؟ با تشکر فراوان فرمودید نظرتون برای نمونه به زیارت امین الله باشد این مورد قبول راه درست را نشان دادید و البته زیارت جامعه و ... که تاکید کرده اید و شرح داده اید. در اینجا صرفا این مورد رو می خواستم بپرسم آیا این جمله که ما از امامزادگان یا حضرات ائمه چیزی بخواهیم غلط است یا خیر؟ علت سوال من هم این است گاهی که پیش میاد و برای مثال به زیارت می روم و حاجتی مدنظرم است و با این عبارت که خدمت شما گفتم درخواست خود را مطرح می کنم بعد مدتی حالم خراب میشه. انگار بعدش باید ملائکه با چماقی چیزی بیافتن جون آدم چند تا بزنن تا اصلاح بشه وقتی در زیارت اینچنین خطاب می کنی و برمی گردی جوری رفتار می کنن انگار رفته بودی بت خانه و برگشتی. در این خصوص نظرتون رو می خواستم. چون قبلا در کتاب سیدبن طاووس هم دیده بودم که زیارت امر دقیقی است. با تشکر از شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این رابطه می‌توانید نظری به زیارات روزهای هفته در مفاتیح بیندازید که مثلاً در زیارت امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» در روز یکشنبه دارید: «هذا یوم الأحد... » تا آن‌جا که تقاضا می‌کنید «فأضفنی یا مولای و أجرنی....» مرا به عنوان میهمان و پناه‌آورنده بپذیر و آنچه رغبت دارم در شخصیت تو و امیدوارِ انجام آن هستم از رسوی تو، برایم محقق کن. به این معنا که شخصیت قدسی حضرت را واسطه‌ای می‌یابیم که محل تجلیات انوار الهی می‌توانند باشند ولی در هر حال منشأ هر خیر و برکتی، جز خداوند نیست. موفق باشید

27927
متن پرسش
سلام علیکم: قبول باشه طاعات و عبادات و عید بندگی تون مبارک. تو پاسخ سوال ۲۷۸۸۹ فرمودید که اونها به مرحله سکرات و نکیر و منکر نرسیدند که با اعمال خلاف خودشون رو به رو شوند ولی استاد من کتاب سه دقیقه در قیامت رو که مطالعه کردم اون حاج آقا گفته بودن به اعمال شون رسیدگی شد و حق الناسهاشون و... بررسی شد تا اونجایی که نامه اعمالشون خالی شده بوده و تقاضا کردند که به دنیا برگردن، نظرتون در این مورد چیه؟! التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی آنچه که علاوه بر رؤیت‌های خود در امور عادی از برزخ و قیامت می‌گویند، بر اساس پیش‌فرض‌های خود آن‌ها است که نفس ناطقه خلق می‌کند. اتفاقاً همان قسمتی که می‌فرمایید که آن حاج آقا می‌گوید؛ شدیداً تحت تأثیر پیش‌فرض‌های ذهنی است. در حالی‌که وقتی ملکِ «قابض» به میان آید، دیگر امکان برگشت نیست. موفق باشید

25796

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر شما استاد بزرگوار: طبق آنچه در قرآن داریم برخی افراد مورد لعنت قرار گرفته اند. حال سوالم این است، ما هم می توانیم لعن کنیم؟ این رفتار برخی از عرفا و صوفیه که لعن را جایز نمی دانند، چطور توجیه می شود؟ فرمایش امیرالمومنین که فرمودند: «انی اکره لکم ان تکونوا سبابین»، اگر لعن و سب را مترادف بدانیم با آیات قران مخالفت ندارد؟ در صورتی که ما الان مخالفان اهل بیت علیهم السلام را لعن می کنیم! جمله انشائی مرگ بر آمریکا، با توجه به فرمایش امیرالمومنین مصداق سب نیست؟ و ما مجاز به گفتن این جمله هستیم؟ حضرت علی یارانش را از این کار منع فرمودند! تشکر. طول عمر و سلامت شما را از خداوند منان خواستاریم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌جا که لعن ما موجب تشتت در جامعه‌ی اسلامی شود، مسلّم جایز نیست ولی لعن بر استکبار، همان لعن خداست بر آن‌ها، مثل لعن بر شیطان لعین. موفق باشید

25510

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: 1. در روایات هست که نور حضرت محمد (ص) بسیار قبل تر از جسم ایشان نزد خدا خلق شده و این موضوع مشخص است که ایشان هم دارای روح انسانی بوده اند. چطور قبل از داشتن جسم و حرکت جوهری جسم روح کامل ایشان خلق شده؟ ۲. فرمودید که بعد از مرگ به علت قطع ارتباط روح از جسم مادی کمال دیگر ممکن نیست و هر چه هست کشف حجاب است؟ پس چگونه خدا در قرآن وعده داده که حضرت ابراهیم (ع) در آخرت به صالحان ملحق می شود و یا به شیعیان در برزخ قرآن می آموزند و یا اینکه عرفا گفته اند اگر سالک قبل از کمال بمیرد بعد از مرگ به سلوکش ادامه می دهد؟ ۳. اگر در آخرت دیگر حرکت وجود ندارد پس حرکت های عرضی بهشتیان مانند رفت و آمدنشان چگونه توجیح می شود؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. قاعده‌ی «اولُ ما خلق اللّه من روحی» که مقام قدسیِ پیامبر می‌باشد، غیر از موضوع «النفس جسمانیت الحدوث» است که مربوط به شخص پیامبر است که سعی می‌کنند با عبادات خود، نفسِ خود را به حقیقت نوری خود متصل نگه دارند. ۲. همه‌ی این موارد به هر صورت باید با موضوع رفعِ حجاب حل کرد تا با قاعده‌ی «الیوم، یوم العمل و غداً یوم الحساب» به تنافی نیفتیم. ۳. ظاهراً به جای تغییر مکان، تغییرِ منظر وسط است. موفق باشید

25232

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: بنده امام جماعت مسجد هستم اگر بخواهم مطالبی را هر شب برای نمازگزاران بیان کنم چه موضوع یا کتابی را پیشنهاد می کنید تا در طی یک دوره مطالبی سلسله وار بیان شود و در رشد معرفتی معنوی تاثیر گذار باشد. ان شاءالله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نامه‌ی ۳۱ نهج‌البلاغه و یا به روایت «ای اباذر» فکر کنید. موفق باشید

23992

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: راه رسیدن به شهادت از منظر قرآن چیست؟ لطفا راهکار دهید که در جامعه کنونی چطور می شود به مقام شهادت رسید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فقط با رعایت شریعت و ایثار و تواضع و راضی‌بودن به رضای الهی راه، گشوده خواهد شد. موفق باشید

22494

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: لطفا در مورد این موضوع که در کتاب «مبانی نظری و عملی حب اهل بیت» فرموده اید: «تا وقتی ذهن انسان از تصورات وهمی پاک نباشد استعداد انس با حقایق معنوی و تجلی صور آن حقایق در خیالات انسان پیش نمی آید.» سوال زیر را توضیح دهید: ما به عنوان پژوهشگران علوم مادی مجبور به تصور مفاهیم علوم و انس با آنها هستیم. این مفاهیم قطعا از حقایق معنوی و تجلیات آنها نبوده بلکه بیشتر به تصورات وهمی نزدیک است چرا که حقیقت معنوی داخل آن وجود ندارد و صرفا می تواند ترکیبی از قوانین طبیعت را شامل شود. بنابراین ما به دلیل این تصورات وهمی از انس با حقایق معنوی دور خواهیم شد. و لذا تحصیل و پژوهش علوم مادی انسان را لاجرم از انس با حضرت حق دور خواهد کرد. آیا این تضاد و تناقض صحیح است؟ اگر نه بفرمایید که در کجا مشکل دارد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر پژوهش‌های علمی بر مبنایِ هستی‌شناسی و با نظر به وجودِ پدیده‌ها صورت بگیرد به هیچ‌وجه انسان را گرفتار تصورات وَهمی نخواهد کرد. موفق باشید

22086
متن پرسش
سلام: گویا در دوره ای هستیم که «ظهر الفساد فی البر و البحر» به مرحله اتم خود رسیده، از در و دیوار محیط های اجتماعی گناه ها و انحطاط های فرهنگی می ریزد. در این چنین شرایطی خیلی از غفلت، و آلودگی و بی توجهی مردم، می رنجم و غصه ها حسابی مرا تحت فشار قرار می دهد. نمی دانم چه باید بکنم که اینقدر اذیت نشوم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت حق در همین مواقع خود را به‌خوبی نشان می‌دهد که چگونه می‌توانی با من باشی. لذا می‌گویند: «چون‌که غم پیش آیدت در حق گریز / هیچ جز حق، غمگساری دیده‌ای؟». موفق باشید

31222

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمت الله: التماس دعا در این ایام و لیالی. استاد جان وقتی که پای منبر حاج آقا معمار منتظرین می نشینیم تمام حرف و نقلشون قرآن و اهل بیت هستش. و لیکن حتی قرآن رو هم که تفسیر می کنن به اهل بیت میرسن. در واقع اون ذوب در ولایت رو آدم در این انسان می بینه. خداییش جلساتش جلسه ذکره و آدم روحش سبک میشه. منتهی گاهی به خودم میگم نکنه اینطوری واله و شیفته اهل بیت بودن افراطه؟ البته وقتی نگاه می‌کنم به حرکات و سکنات حاج آقا می بینم عین تعادله. حتی آدم غذا خوردنشون رو می بینه اینقدر آرام و با طمأنینه، به خودم میگم تصور من اینه مثلا معصومین هم همینجور غذا میخوردن. ولیکن حاج آقا طوری صحبت می کنن که ‌کانه تمام دنیا برای این ۱۴ نور مقدس آفریده شده. و ما هر چه داریم و هستیم از صدقه سره معصومینه. البته خدائیش معصومین هم براشون سنگ تموم میذارنا. ما شعبان مشهد بودیم، ایشان از رجب رفته بودن مشهد تا اواسط شعبان، برای نیمه شعبان ساکشون رو بستن و از همون جا رفتن کربلا، تموم لیالی قدر و ماه رمضان و قدر رو مهمون امام حسین بودن، دوباره برای روضه های پدرشون برگشتن اصفهان و دوباره رفتن کربلا هنوزم آنجا هستن عرفه رو هم می مونن غدیر رو هم لابد نجف و بعد برای محرم میان، واقعا ائمه هوای ایشونو دارن. یه بنده خدایی می‌گفت حج آقا نفسش از جای گرم بلند میشه که میره کربلا و... من خودم مشهد شاهد بودم حاج آقا نه برنامه ریزی خاصی میکنه برا کربلا و نه جا هماهنگ میکنه و اصلا موبایل هم نداره کلا که بخواد هماهنگ کنه، ساک رو برمیداره و میره، منتهی دوستانش اینقدر میخواندش که خودشون کارهاشو سری می کنن، من میگم آره نفسش از جای گرم بلند میشه اما این جای گرم توکل به خداست نه چیزی دیگه. با این حال میگم خدایا نکنه این حالت افراط باشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده به جهت صفای شخصیت ایشان و سجایای اخلاقی که دارند، برایشان احترامی خاص قائلم، ولی خودم بیشتر به راهی می‌اندیشم که حضرت امام و رهبر معظم انقلاب مقابل ما گذاشته‌اند برای حضور در تاریخی که با انقلاب اسلامی باید به ظهور آید. موفق باشید

31009
متن پرسش
سلام و عرض ادب خدمت استاد محترم و بزرگوار، وقتتون بخیر و عافیت باشه ان شاءالله. در رابطه با قیامتهای متعدد و آفرینش‌های متعدد سوالی داشتم. برخی از علما می فرمایند بساط عالم ماده همیشه برقرار هست و دحو الارضهای متعدد، آفرینش‌های و قیامتهای متعددی داریم و این مسئله ابدی است. و اولین انسان در هر دور از آفرینش آدم (ع) است. و این مسئله به دلیل وجود صفت خالقیت در خداوند متعال می باشد. می خواستم نظر حضرتعالی را در این رابطه جویا شوم و اینکه اگر درست هست نور حقیقت محمدیه در ادوار مختلف چگونه بروز و ظهور می کند؟آیا در هر دور از آفرینش اهل بیت (ع) بر زمین نزول پیدا می کنند و یا...؟ با تشکر فراوان، استاد عزیز افرادی هستند مانند بنده یا بعضی از دوستانم که شما اونها را نمی شناسید و ما هم هیچ کسی را نمی شناسیم، خانمهای خانه داری هستیم که مطالعاتی را شروع کردیم و به تازگی با مباحث حضرتعالی آشنا شدیم، تحول عظیمی بواسطه ی مباحث معرفت النفس در آستانه ی وجودی ماست به لطف و ربوبیت و مهر و محبت پرودگار عزیز. ما را از دعای خیر فراموش نفرمایید. ما شما و پدر و مادرتون را خیلی دعا می کنیم. ان شاءالله خداوند متعال عمر با برکت و طولانی و عاقبت بخیری بهتون عنایت بفرماید به برکت وجود مقدس امام عصر (عج). اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اگر به روایت هم نظر کنید که حضرت باقر «علیه‌السلام» در جواب جابر می‌فرمایند: «لَقَدْ خَلَقَ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَلْفَ أَلْفِ عَالَمٍ وَ أَلْفَ أَلْفِ آدَمٍ أَنْتَ فِي آخِرِ تِلْكَ اَلْعَوَالِمِ وَ أُولَئِكَ اَلْآدَمِيِّينَ». متوجه می‌شویم جهان‌های متعدد و به تبع آن قیامت‌های متعددی در میان است. ولی همان‌طور که حقیقتِ وجود همه عالَم خداوند است و همه مخلوقات در همه عوالم مظاهر خداوند هستند، حقیقتِ نبوت و ولایت نیز واحد است و مظاهر آن در هر عالَمی مطابق آن حقیقت واحد می‌باشد. حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در کتاب «مصباح الهدایه» در موضوع «حقیقت نبوت» متذکر می‌باشند که چگونه نبوتِ حضرت محمد «صلی‌الله‌علیه‌وآله» مظهر حقیقت نبوی در عالم احدی است. موفق باشید

30255
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: نگاه قرآنی که یک مجموعه ی فرهنگی، مربی و والدین به سن تکلیف (خصوصا دختران) باید داشته باشند، چگونه باید باشد؟ می خواهیم پشتوانه این نگاه به عنوان یک مادر و مربی با جمعی از دوستان دغدغه مند در یک مرکز فرهنگی وابسته به آموزش و پرورش برای اصلاح برگزاری جشن تکلیف دختران در مدارس شهرمان برنامه ریزی کنیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا خواسته است ما در این دنیا تنها نباشیم زیرا امور دنیایی ما را از آن تنهایی‌ها رهایی نمی‌بخشد. تنها با خدایی که جان جهان است، انسان احساس تنهایی نمی‌کند و در همین رابطه خداوند از طریق رسولان راه‌های عبادت خود را برای ما مشخص کرد تا ما را از تنهایی درآورد و بتوانیم با او به‌سر بریم. و به تکلیف‌رسیدن یعنی: «مژده بده مژده بده یار پسندید مرا» و مرا شایسته‌ی همسخنی با خودش کرد.

در مورد جشن تکلیف سید بن طاووس داریم: او از عبادت لذّت می‌برد و جریان جشنِ تکلیف از افتخارات وی است. وقتی پانزده سالش تمام و وارد سال شانزدهم می‌شود، می‌گوید باید شاکر باشم که تا دیروز لایق محضر الهی نبودم که خدا با من سخن بگوید؛ لایق نبودم جزو خطاب «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا» باشم، خداوند چیزی از من بخواهد، به من فرمان بدهد و من اطاعت کنم اما از امروز به حدّی رسیدم که خدای سبحان به من دستور می‌دهد. با من حرف می‌زند. مرا مخاطب قرار می‌دهد و این روز عید من است. از این‌روجشنی می‌گیرد، عدّه‌ای را دعوت کرده، پذیرایی می‌کند و شیرینی می‌دهد. مردم می‌پرسند چه جشنی است؟ می‌گوید جشن تشریف است نه تکلیف. من مشرّف شدم نه مکلّف؛ چون کُلفتی (سختی) نیست، شرافت است. موفق باشید

28380

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: طلبه پایه ۵ هستم و از دانشگاه با ارتباط با مباحث شما وارد حوزه شدم. وقتی به حوزه رفتم سیستم مسلط به من شد و نتونستم درست سیر عزیز سایت رو ادامه بدم. بعد از اینکه سه ماهی به خاطر کرونا سیستم حوزه تعطیل شد به ناگاه مجددا شور مباحث من رو گرفت و غوغا شد. حالا با این اتفاق و ارتباط با مباحث حقیقی تصمیمی گرفته ام که با شما درمیان می‌گذارم. این پنج سال سیستم حوزه حتی ادبیات عرب و فقه اصول، درست حسابی هم برای من نتیجه نداشت ولی در این دو ماه تعطیلی اندازه پنج سال چه بسا بیشتر نتیجه و ثمره گرفتم. به نظرم سیستم حوزه قرار و عمیق بودن رو ازم میگیره و نمیزاره خودم باشم. سیستم جدید حوزه رو شما کامل می شناسید این سیستم فقط عمر و وقت من رو تلف کرده و به اطمینان رسیده ام اگر درش بمونم عمرم تباه میشه و نمیتونم عالم به درد بخوری بشم. نهایتا به این جمع بندی رسیدم که از حوزه خارج بشم و خودم مباحث معرفتی و ادبیات عرب و اصول رو بخوانم و در کنارش محقق تامین اجتماعی هم هستم و نقش اجتماعی هم داشته باشم. اما نظر مشورتی شما بسیار بسیار برام مهمه. دست بوستون هستم استاد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است روی این نکته هم فکر کنید که با شخصیت جهانی و حضور جهانیِ خود با حوزه‌ی علمیه برخورد کنید تا نه در آن متوقف شوید و نه از آن منقطع گردید. در جهانی بس وسیع تر زندگی کنید و حوزه را نیز در آن جهان جای دهید. موفق باشید

27271

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب: بنده سوالی با عنوان «سوال درباره کیفیت استقرار حجاب در کشور» بیان کردم که پاسخش چنین داده شد: سلام علیکم: حتماً می‌دانید که بحث «حجاب» در محافل علمی به صورت مفصل مطرح شده است. حدود دو سال پیش در جلسه‌ای که صاحب‌نظرانِ مسئله‌ی تربیت و خانواده خدمت مقام معظم رهبری داشتند که از جمله‌ی شرکت‌کنندگان آقای دکتر بانکی بودند به گزارش آقای بانکی بعضی از شرکت‌کنندگان از سر دلسوزی نکاتی شبیه نظرات شما را مطرح می‌کنند و پیشنهاد می‌نمایند بندِ نافِ انقلاب اسلامی را به حجاب گره نزنیم. و رهبر معظم انقلاب سختْ مخالفت می‌نمایند و می‌فرمایند اگر در مورد حجاب کوتاه بیاییم، شیرازه‌ی خانواده از هم می‌پاشد. علاوه بر این، بحث بر سر آن است که اگر نمایندگان یک ملتی که رویهمرفته مظهر اراده‌ی آن ملت‌اند؛ حجاب را در کشور جدا از معصیتِ بی‌حجابی، به عنوان قانون مطرح کردند، آیا به عنوان یک شهروند، جایی برای مخالفت با حجاب می‌ماند؟ موفق باشید. چند نکته در جواب هست که لازم دانستم متذکر شدم: ۱. بنده نظرات پیرامون حجاب در محافل علمی را بررسی کرده ام. نه نظرات حقوق بشری غرب‌گرا را قبول دارم (بی طرفی حکومت) و نه کیفیت فعلی. این در عرایضم کاملا مشهود بود. لذا «بند ناف انقلاب اسلامی را به حجاب گره نزنیم» را هم مردود می دانم چون به نظرم طراح این جمله، بیشتر همین رویکرد غربی را دنبال می کند. در حالی که ما قائلیم حجاب نه تنها واجب، بلکه ضروری دین و مذهب ماست. ۲. این که مقام معظم رهبری فرمودند اگر درباره حجاب کوتاه بیاییم، شیرازه خانواده از هم می پاشد هم کاملا قبول داریم. بنده هم معتقدم وقتی برای حجاب به صرف قانونگذاری خطاب به مردم بسنده می شود و مسئولان مربوطه نیز از سیاستگذاری و سیاستگزاری درباره حجاب شانه خالی می کنند، نتیجه آن می شود که می بینیم. یعنی حجاب در عین بی‌حجابی و گسست روابط خانوادگی. حال آنکه قوانین مربوط به حجاب باید به طور مستقیم ناظر به مسئولین باشد و آنها را ملزم به تدبیر درباره بسط و نشر فرهنگ حجاب کند و اجرای آن از جانب قوه مجریه و دستگاه قضا را تضمین کند و در حقیقت به طور غیر مستقیم متوجه مردم شود. شما تصور کنید وزارت ارشاد مجاب و یا با قانون ملزم شود اکران فیلم هایی که حقیقتاً آدم رویش نمی شود با خانواده اش ببیند را متوقف کند و یا لااقل حمایت نکند (حذف معافیت های مالیاتی برای تهیه‌کنندگان، عدم پخش تبلیغات تلوزیونی برای آن ها، نصب تبلیغاتشان در پلها، معابر و ...)، آن وقت منظور بنده را کاملا متوجه خواهید شد. یعنی نیاییم قانون حجاب وضع کنیم و از آن طرف طبق قوانین موضوعه مجلس شورای اسلامی که مظهر اراده ملت است، رسانه های ما الگوی بدحجابی عرضه کنند. ۳. و اما درباره اینکه فرمودید: «علاوه بر این، بحث بر سر آن است که اگر نمایندگان یک ملتی که رویهمرفته مظهر اراده‌ی آن ملت‌اند؛ حجاب را در کشور جدا از معصیتِ بی‌حجابی، به عنوان قانون مطرح کردند، آیا به عنوان یک شهروند، جایی برای مخالفت با حجاب می‌ماند؟ موفق باشید». خواهشم این است که درباره چند نکته زیر تأمل فرمایید: الف. اینکه می فرمایید مجلس مظهر اراده ملت است و قانونی را وضع کرده است و برای شهروندان از جمله بنده لازم الاتباع است (و البته ما هم قبول داریم)، ایجادگر چند سوال اساسی است: * اگر همین مظهر اراده ملت روزی تصمیم گرفت حجاب اختیاری شود، آیا باز هم بر سر استدلال خود خواهید بود؟ آن وقت اگر شورای نگهبان آمد رد کرد، من حق دارم بگویم در برابر مظهر راده ملت چرا می‌ایستید و شورای نگهبان مظهر اراده ملت نیست؟ (شش نفر حقوقدان منتخب مجلس هستند و شش نفر فقیه منصوب مقام معظم رهبری که در مورد حجاب فقط فقها می توانند رای بدهند چون مسئوله در دایره شرعیات است (مراجعه شود به قانون اساسی و آیین نامه داخلی شورای نگهبان). اگر استدلال کنید فقهای شورای نگهبان هم به واسطه انتخاب ولی فقیه از جانب مجلس خبرگان و به دلیل انتخاب اعضای این مجلس از جانب مردم، عملا نمایندگان مردم هستند، آن وقت باید قائل بود مدیر کل یه اداره در شهرستان هم منتخب مردم است. چون او را وزیر، وزیر را رئیس جمهور (با تأیید مجلس) و رئیس جمهور را هم مردم انتخاب کرده اند. لذا مراقب استدلالیمان باشیم. ** در ادامه باید گفت: مصوبات مجلس شورای اسلامی التزام علمی می آورد، نه التزام نظری. در عمل مادام که قانون حجاب است، هیچکس حق تخلف علمی ندارد. اما حق نقد این قانون محفوظ است. کما اینکه به قانون تصویب برجام در مجلس اصولگرا با آن کیفیت که حتما به آن واقف هستید اعتراض های نظری فراوانی شد. اغلب هم از جانب اشخاصی که داخل در گفتمان انقلاب اسلامی و ولایت فقیه قرار دارند از جمله خود ما بود. و هزاران قانونی که هم اکنون وجود دارد و به آن اعتراض نظری می شود (نظیر قانون حذف دادسراها که کمر قوه قضائیه ما را شکست و بعد از مدت ها با اعتراض های حقوقدانان و قضات کشور مجدد احیا شد). ولی مادام که قانون فعلی حجاب با قانون جدید نسخ یا اصلاح نشود، باید همگی ملتزم باشند که به قول مقام معظم رهبری قانون بد بهتر از بی قانونی است (اصل حاکمیت قانون / دیدار با مردم قم؛ ۱۹ دی ۹۰) *** رویکرد نقادانه بنده به قانون حجاب کاملا بر اساس گزاره های شرعی و نظری بود. چه اینکه استدلال کردم که در شرع هستند اموری که حکماً واجب و ضروری هستند ولی کیفیت استقرار آن ها با ساز و کارهای فرهنگی و اخلاقی است. خدای ناکرده نگفتم منشور ملل متحد گفته است که هر کس در انتخاب پوشش آزاد است و از این حرف ها که متأسفانه بعضا بدون در نظر گرفتن فرهنگ ملی و دینی ما می زنند و صرفا دنبال گرته‌برداری از غرب و شرق هستند. ** بنده حقیقتاً متأثر و متأسف شدم که شما فرمودید «اگر نمایندگان یک ملتی که رویهمرفته مظهر اراده‌ی آن ملت‌اند؛ حجاب را در کشور جدا از معصیتِ بی‌حجابی، به عنوان قانون مطرح کردند، آیا به عنوان یک شهروند، جایی برای مخالفت با حجاب می‌ماند». العیاذ بالله آیا بنده با «حجاب» مخالفت کردم؟ احتراماً آیا واقعا عنوان و محتوای سوال بنده را با دقت خوانده‌اید؟ بنده عرض کردم حجاب نه تنها واجب بلکه ضروری دین و مذهب ما (تشیّع) است. روی سخن بنده با کیفیت استقرار بود. چه کسی از مخالفت با حجاب دم زد؟! اگر من مخالف حجاب باشم که با توجه به قائلیت به ضروری بودن آن در دین و مذهبم یا دچار تناقض هستم یا خدای ناکرده ارتداد نهایتاً تأکید بنده با توجه به صراحت متون ارسالی این است که هیچ کس از جمله بنده حق دعوت به نقض قانون از جمله قانون حجاب ندارد. ولی نقد و آسیب‌شناسی قانون حقی است غیرقابل انکار. چه اینکه صرفا احکام شرعی منصوص و یا نظر و رأی معصوم هستند که غیرقابل نقد و خدای ناکرده انکار هستند. حال تصمیمات مجلس شورای اسلامی که جای خود دارد. ولی به هر حال مادام که قانون هست لازم است اطاعت شود. با عرض پوزش، بنده بعید می دانم استاد گرامی آقای طاهرزاده که بنده خود از مطالعه‌کنندگان آثارشان بوده‌ام و هستم و حتی در دوره ای توزیع‌کننده و معرفی‌کننده کتاب های ایشان بوده ام، آن پاسخ را داده باشند که قطعا اگر ایشان پاسخ داده بودند، حقیری چون من قادر نبود اینقدر اشکال کند و از آن مهمتر اینکه قطعا پاسخ مطروحه اینقدر خارج از سوال بنده نمی بود. ممنون بابت توجهتان و معذور بابت اطاله کلام ۲۰ فروردین ماه ۱۳۹۹
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که مستحضرید در ابتدا عرض شد بحث آن مفصل است و حتی مفصل‌تر از این‌ حرف‌ها. به همین جهت بنده نخواستم به طور مستقیم وارد بحث شوم، خواستم با گفتن آن دو نکته تنها جنابعالی را در جریان بگذارم که ما چه موضع‌گیری‌هایی باید در مورد حجاب داشته باشیم و اجازه بدهید در مورد این سؤال‌تان نیز ورود مستقیم نداشته باشم، چرا که اساساً ظرفیت سؤال و جواب‌ها در حدّ بحث و بررسی چنین موضوعی نیست. موفق باشید

26909

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و وقت بخیر خدمت استاد گرامی: می خواستم در مورد معنی این آیه «وَ لا يَأْمُرَکُمْ أَنْ تَتَّخِذُوا الْمَلائِکَةَ وَ النَّبِيِّينَ أَرْباباً أَ يَأْمُرُکُمْ بِالْکُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ» تحقیق جامعی کنم تا معنی آن برایم روشن شود بیشتر با این محوریت که اتخاذ ملائکه به ربوبیت، و اتخاذ نبی به ربوبیت به چه معناست اگر راهنمایی و یا منبعی معرفی بفرمایید عالیست. فایل های یادداشت ویژه شما رو در باره اهمیت ماه رجب خوندم با برادرم امروز رو روزه گرفتیم، تشکر فراوان از شما. خدا خیرتان دهد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده در این مورد خوب است به تفسیر المیزان رجوع فرمایید. موفق باشید

26836
متن پرسش
سلام علیکم: به نظر حضرتعالی، طلوع و ظهور تمدن نوین اسلامی امری است که ویژه با مسیر طی شده در این چهل و یکسال، تسهیل شده و سرعت گرفته و افق هایی از آن هم مشخص است و بخش مهمی از مسیر تمدن سازی را طی کرده ایم یا واقعاً تا آن آرمان بزرگ فاصله زیادی داریم و شاید گوشه هایی از آن را هم تا حدودی دیده ایم و مسیر خیلی طولانی در پیش است؟ ویژه با توجه به این میگم که حضرت آقا از سویی می فرماند ما نه دولت و نه جامعه اسلامی داریم و تازه بعد از دولت و جامعه اسلامی، تمدن نوین تشکیل می شود و از سویی در بیانیه گام دوم، معتقدند مسیر مهمی در این چهار دهه طی شده و ما به آرمان بزرگمان نزدیکیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! مسیر بس مهمی طی شده ولی راهِ طولانی‌تری در پیش است و زیباییِ زندگی در همین در راه‌بودن است که «خودْ راه بگویدت که چون باید کرد». عرایضی در کتاب «امام خميني «رضوان‌اللّه‌تعالي‌عليه» و سلوک در تقدير توحيدي زمانه» شده است. موفق باشید

26780

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب: آیا دین باید مسلمانان را احیا کند یا مسلمانان باید دین را احیا کنند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رابطه‌ی آن‌ها متقابل است. وقتی مسلمانان دینی که موجب احیای آنان است را حفظ کنند، عملاً عامل احیای خود را حفظ کرده‌اند. موفق باشید

26537

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد هر سال شما نظرتان را در مورد کاندیداهای اصلح می دادید و معرفی می کردید، امسال هم لطفا بزرگی کنید و فهرست کسانی رو که خودتون بهشون رای می دهید رو اعلام کنید. من شخصا آقای دکتر مقتدایی رو می شناسم به تقوا و پاکدستی و تعهد و تخصص و کاردانیش ایمان دارم. اما کس دیگه رو دقیق نمی شناسم، دکتر مهدی طغیانی هم مثل دکتر مقتدایی امام صادقی هستن و میگن با تقوا هستن، حجه الاسلام میرزایی هم میگن علم خوبی دارند، اما به جمع بندی نرسیدم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً چون این دوره، خوبانِ زیادی نامزد شده‌اند کار، سخت شده و به راحتی نمی‌توان به جمع‌بندی نسبت به ۵ نفر رسید. موفق باشید

25391

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی: بنده در حال نگارش پایان نامه ای با عنوان بررسی فقهی حقوقی تکالیف حکومت اسلامی در حفظ امنیت روانی شهروندان می باشم. در برخی کتب فقهی از جمله وظایف حاکم اسلامی حفظ ارواح و اجسام مردم ذکر شده است. حال سوال بنده این است آیا جسم و روان و روح در طول یکدیگرند و در واقع روح حد اعلی این سیر است؟ تفاوت روح و روان چیست؟ منظور از روح در اینجا روح غیر روح حیوانی است؟ لطفا کتاب و یا مباحثی که برای مطالعه و اشاره گذرا و مستند کردن می تواند به بنده کمک کند معرفی بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: واژه‌ی «روح» عربی و واژه‌ی «روان» فارسی است. در رابطه با معرفت روح یا نفس و یا روان، کتاب «ده نکته در معرفت نفس» بر روی سایت هست، ولی فکر نمی‌کنم ربطی به موضوع پایان‌نامه‌ی شما داشته باشد. موفق باشید

24985
متن پرسش
سلام و درود محضر استاد گرانقدر: استاد عزیز چند سوال داشتم از محضرتون: ۱. ۲۹ سال از عمرم می گذرد، در تضادی باتلاق گونه گیر افتاده ام که مثل خوره زمان و عمرم را تاکنون بلعیده. تضادی از جنس عدم ثبات. گاهی رومی رومم گاهی زنگی زنگ. نه مسلمان مسلمانم، نه منتقد پیرو راه. اول سال قمری که می شود مسلمان می شوم. از ماه سوم منش و علقه و عقیده ام رنگ دیگر می گیرد تا شروع ماه رمضان. بلبشویی شده ام هفتاد رنگ. به قول حسین منزوی جمع اضدادی شده ام برای خودم. شعر می گویم. ساز می زنم (نی). خط می نویسم. آواز می خوانم. گاهی پیرو مکتب خونین عاشورا هستم و گاهی منتقد تند سر تا ته همه چیز. گاهی اصلاح طلب محضم و گاهی اصول گرای صرف در سیاست و عقیده. می دانید هر موضوع لذتبخشی بعد از مدتی از چشمم می افتد (هم مادی و هم معنوی). چندین و چند مرتبه خواستم سیر مطالعاتی شما را شروع کرده و ادامه دهم منتها فقط شروع کننده خوبی هستم. قصه کوتاه کنم که به «من به تنگ آمده ام از همه چیز». دلم یکرنگی و یکجایی می خواهد. حالا هر جا که باشد. چه کنم که بتوانم ثبات فکر و عقیده در درونم ایجاد کنم؟ با اینکه می دانم راهی که شما مرا می برید مرا به سرمنزل می رساند اما گاهی دلم می خواهد دوباره ساز دست بگیرم و لاجرعه از موسیقی ایرانی می بنوشم. چه کنم از این سرگردانی؟ ۲. خداوند فرزندی به من عطا فرموده و این ایام، سومین ماه بارداری همسرم است. چه رویه ای پیش بگیرم تا اولادی صالحی بشود؟ اکنون که در رحم مادر است و خداوند من و مادرش را واسطه حضورش در دنیا قرار داده چه اعمال و کرداری در منزل داشته باشم تا بیشترین تأثیر مثبت را روحش دریافت کند؟ و بیشترین جلوه انسانی شدن را پیش بگیرد؟ ۳. مورد دیگر اینکه شخصیتاً و خلقا انسانی هستم که زود از کوره در رفته و جوش می آورم. گاهی اژدهایی هفت سر می شوم سراسر خشم و فریاد. چه کنم که ریشه را درمان کرده باشم؟ خدا مرا ببخشد که گاه خشم مطلق چیزی جز ناسزا به زمین و زمان از دهانم برون نمی آید. ارادتمندتان بوده و هستم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همین قبض و بسط نشانه‌ی امیدواری است و خبر از آن می دهد که حضرت حق به سوی‌تان نظر دارد و در آخر، بالاخره شما را برای خودش می‌گیرد. ۲. مهربانی به همدیگر و رعایت حق‌الناس و مهربانی با ارحام. ۲. خود را در وسعتی بیکرانه بیاب، نه در لانه‌ای تنگ. سوی دریا سیر کن زین آبگیر. موفق باشید

23861

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض احترام خدمت حضرت استاد: استاد نظر شما در مورد سوال ۲۳۷۸۰ برای من بسیار مهم است. لطفا مرا یاری بفرمایید. عذر برای گرفتن وقت گرانبهای شما.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور عرض شد: ۲۳۷۸۰ باسمه تعالی: سلام علیکم: روی هم رفته باید خوشتان بیاید. موفق باشید

23318
متن پرسش
سوال از کتاب جوان و انتخاب بزرگ استاد گرامی سلام علیکم: ۱. در کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» برای استدلال اینکه بعد از مرگ من انسان نابود نمی شود به این استدلال کردید که وقتی دست و یا عضوی بریده شود چیزی از من انسان کم نمی شود یا در خواب من انسان هست اما در همه مواردی که مثال زدید مغز انسان کار می کند. اگر مغز نباشد با موقعی که مغز و ذهن هست تفاوت دارد اگر کسی بگوید تا مغز هست ذهن هست و من و تصوراتم هستند اما بعد از مرگ، مغز می میرد پس استدلال ناقص است چون دو مورد با هم فرق دارد و نتیجه از مشابهت آنها نمی تواند مثل هم باشد یعنی اگر مغز مرد مانند وقتی نیست که مغز نمرده است. ۲. استدلال کردید که وقتی دست قطع می شود می بینی که دست قطع می شود پس وقتی می میرید می بینید که مردید. باز هم مثلا در مورد خواب ما وقتی می خوابیم نمی بینیم که خوابیم یا وقتی بیهوش می شویم نمی بینیم که بیهوش شدیم پس می شود وقتی می میریم هم نبینیم که مردیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان اساساً در خواب، خود را خارج از بدن می‌یابد و احساس می‌کند. این آگاهی به خود نشان می‌دهد که خارج از بدن نیز ما به خود آگاهی داریم. حال چه آن بدن فعالیت فیزیولوژیکی خود را داشته باشد و چه نداشته باشد. موفق باشید

نمایش چاپی