بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
2564
متن پرسش
با سلام و عرض ادب محضر استاد طاهرزاده استاد . در مورد سوال شماره 2538 فکر کنم سوال من ضعفی داشت که بیان می کنم من نمی خواهم دو شخص را با هم مقایسه کنم یعنی شخصی که گناه نکرده و شخصی که گناهش تبدیل به حسنه شده است بلکه منظورم یک شخص است در مقابل یک موقعیت گناه مشخص. بدین صورت که اگر من نوعی برگناهی صبر کردم و انجام ندادم یک حسنه ای برایم هست و اگر صبر نکردم و همان گناه مشخص را انجام دادم و با توبه و عمل صالح تبدیل به حسنه شد هم حسنه ای برایم هست. به نظر می رسد نور عمل گناه نکردن بالاتر است از نور عمل تبدیل شده به حسنه باشد و اگر من نوعی برهمان گناه صبر می کردم درجه عملم بالاتر بود . یک دلیل منطقی مهم این است که به نظر می رسد عمل تبدیل به حسنه شده هر چه هم مقام به شخص بدهد مانند عمل گناه نکردن نیست چون این حسنه از جنس عصمت نیست نکنه مهم دیگر همان روایت است که به نظرم روشن کننده این مساله است . که اگر کسی توانست بر معصیت خدا صبر کند 900 درجه به او می دهند که هر درجه از عمق زمین تا فوق عرش است آیا اگر کسی گناهش تبدیل به حسنه شد همان 900 در جه دارد؟ در قیامت مومن حسرت نمی خورد که ای کاش برگناه صبر می کردم تا درجه ام بالاتر بود؟آیا حر عزیز که گناهش تبدیل به حسنه شده است اگر آن گناهان را انجام نمی داد درجه اش بالاتر نمی شد ؟ آیا طبق قران که بهشت هم درجانی دارداگر شخص بر گناه صبر می کرد درجه اش در بهشت بالاتر تمی شد؟ مگر خداوند نفرمود کسی که تقوا داشته باشد نزد من گرامی تر است ایا در قیامت کسی که گناهش تبدیل به حسنه شده نمی گوید کاش گناه نمی کردم تا نزذ خداگرامی تر بودم ؟ در پابان تاکید می کنم سوال من در مورد درجه عمل است و همچنین یک شخص مشخص در مورد یک موقعیت گناه مشخص با تشکر و معذرت فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: آدم حسابی! اگر گناه نکرده‌ای که خوشا به حالت و اگر هم گناه کرده‌ای و توبه کرده‌ای که امید داشته باش خداوند آن سیئات را تبدیل به حسنه کند دیگر دنبال چه هستی؟بیخودی خود را معطل هیچی کرده‌اید. به‌جای ماندن در این موضوعات سعی بفرمایید در معارف الهی و تدبّر در آیات و روایات خود را فربه و سرزنده کنید. موفق باشید
2365

خلیفه اولبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب خدمت جنابعالی در جزوه غدیر حجت گویا از عمر با تعبیر شمشیر زن قاطع یاد کرده اید این تعبیر درست نیست زیرا این تعبیر برای کسی بکار می رود که در جنگها از خود رشادتی نشان داده باشد ولی عمر تا جایی که بنده اطلاع دارم در هیچ یک از جنگها نه بدر نه احد نه حنین هیچگونه رشادتی از او به ثبت نرسیده است اگر کسی این لقب را برای خالد بن ولید یا زبیر بکار برد درست است ولی برای عمر نه او یک فرد خشن بی منطق بوده است و معروف است تازیانه او از شمشیر حجاج ترسناک تر بوده است این تعبیر در جزوه باید اصلاح شود.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: پیشنهاد درستی است ولی عنایت داشته باشید شخص خلیفه‌ی دوم قبل از اسلام به عنوان شخص جسوری مشهور بوده است ولی همین‌طور که می‌فرمایید و مرحوم علامه امینی هم روشن می‌کنند هرگز آن جسارت در جبهه‌های جنگ با کفار از خلیفه‌ی اول و دوم دیده نشده. موفق باشید
2194
متن پرسش
با سلام و تشکر. یکی از موضوعاتی که شما در زمینه مسایل زندگی زوجین بسیار بر آن تأکید می نمایید، تأکید بر ساده زیستی و پرهیز از تجمل است. برداشت اینجانب با توجه به ارتباطاتی که با سایر دوستان دارم آن است که این مسأله به یکی از مهمترین عوامل ایجاد کننده اختلاف در زندگی دوستانی تبدیل شده است که مباحث شما را پیگیری می نمایند. به نظر اینجانب توصیه کلی به ساده زیستی مشکلی را حل نمی کند زیرا اسراف کارترین افراد هم با بهانه های مختلف نظیر حفظ "شأنیت و آبرو" اسراف خود را توجیه می نمایند. لذا در این زمینه سوالاتی را مطرح می نمایم: 1-چرا یکی از مهمترین توصیه های شما به زوجین تاکید بر ساده زیستی است؟ 2-معیار تشخیص تجمل چیست؟ 3-در برخی از موارد میان مرد و زن در تشخیص مصداق تجمل اختلاف بوجود می آید. در این موارد چه باید کرد؟ اگر مرد بخواهد تابع همسر خود شود او هم در تجملات گرفتار می شود و اگر نخواهد تابع شود به دیکتاتوری، خسیس بودن و یا دخالت بیجا در امور منزل متهم می شود. برخی معتقدند که زن در این موارد باید از مرد تبعیت نماید و برخی دیگر نیز معتقدند که مرد تا جایی که برایش امکان دارد باید خواسته های همسر خود را تأمین نماید. در صورتی که نظر دوم را صحیح می دانید خط قرمز کجاست؟ 4- برخی مردان به این گونه عمل می کنند که در امور مربوط به منزل اختیار را کاملا به زن می دهند و آنها فقط پول آن را پرداخت می کنند. در صورتی که طبق آیه قران مرد موظف است اهل خود را از فرو افتادن در آتش که یکی از مصادیق آن اسراف است حفظ کند. به نظر شما این روش صحیح است؟ 5-جایگاه "شأنیت" چیست؟ اینکه می گویند مومن باید شان خود را حفظ کنذ، آیا شأن انسان به لباس و ماشین است یا به بندگی؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1ـ ابتدا باید عنایت داشته‌باشید یکی از صفات مؤمن و از نشانه‌های کمال ایمان «تقدیر معیشت» است. به این معنی که خرج کردن‌ها باید با برنامه باشد بدون افراط و تفریط. به چند روایت در این امر عنایت بفرمایید که در روایات داریم که حضرت باقر «ع»می فرمایند : الکمال، کلّ الکمال، التّفقّه فی الدّین، و الصّبر على النّائبة، و تقدیر المعیشة. منتها درجه کمال، تفقّه در دین است، و صبر به هنگام رسیدن بلا، و اندازه نگاه داشتن در معیشت. و یا امام صادق«ع»می فرمایند: لا یصلح المؤمن إلّا على ثلاث خصال: التّفقّه فی الدّین، و حسن التّقدیر فی المعیشة، و الصّبر على النّائبة.مؤمن، «صالح» نمى‏شود جز با سه خصلت: تفقّه در دین، اندازه نگاه داشتن نیکو در معیشت، و شکیبا بودن در برابر حوادث.وامام رضا «ع» می فرمایند: بنده به حقیقت ایمان دست نمى‏یابد، مگر هنگامى که از سه خصلت برخوردار باشد: تفقّه در دین، اندازه نگاه داشتن نیکو در معیشت، و صبر بر بلاها. 2ـ تقدیر معیشت و برنامه داشتن در خرج نه به معنای خسیس بودن است و کم گذاشتن در امور ضروری زندگی و نه به معنای ریخت و پاش کردن است و این‌که ملاک خرج کردن‌هایمان چشم و هم‌چشمی ها باشد، هر چند باید عزّتمان در بین افرادی که در حدّ ما هستند حفظ شود و به خصوص آقایان نباید در این امر به خانم‌ها سخت بگیرند که در بین افرادی که همطراز آن‌ها هستند احساس کمبود کنند همان‌طوری که خانم‌ها باید بدانند اگر گرفتار گردونه‌ی چشم و هم‌چشمی شدند هلاک می‌شوند. 3ـ تقدیر المعیشة و مدیریت مصرف موجب می‌شود که نیاز و هزینه‌ی زندگی معلوم شود که چند ساعت از روز را ما باید صرف درآمد‌های اقتصادی خود کنیم تا فرصت آبادانی قیامت را از دست ندهیم. ملاک اصلی باید همین نکته‌ی آخری باشد که خانم‌ها و آقایان مواظب باشند طوری در دنیا نیفتند که جایی برای آبادانی قیامتشان برایشان نماند. موفق باشید
106

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
آیا زبان دین ، سمبلیک و نمادین است؟ (با تشکر)
متن پاسخ
جواب: علیک السلام؛ 106- آری زبان دین به یک معنا سمبلیک است و به چیزهایی ماوراء ظاهر نظر دارد ولی نه به آن معنا که یک زبان خیالی است که هیچ اشاره‌ای به واقعیت در آن نیست، بلکه در عینی که به جنبه‌ی محسوس عالم نظر دارد توجه به جنبه‌ی ملکوت آن را از نظر دور نمی‌دارد. موفق باشید
79

بدون عنوان*بازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید نمی دونم این سوالی هست که ذیل مباحث مطرح شده شما قرار بگیرد یا نه ولی از آنجا که خیلی از مفاهیم و معارف با صحبتهای جناب استاد طاهرزاده برای من تعریف شده اند تصمیم گرفتم این سوال را اینجا مطرح کنم من دانشجوی یه رشته فنی(علوم کامپیوتر) و الان باید موضوعی رو به عنوان تز انتخاب کنم. ولی واقعا نمی دونم به عنوان یک دانشجوی شیعه و منتظر وظیفه ام چیه؟ آیا باید روی مباحثی کارکنم که در دنیا رو بورس تره یا ...؟ می شه کمکم کنید؟
متن پاسخ

جواب: باسمه تعالی
اگر در کنار کسب معارف الهی، در همان رشته‌ی علوم کامپیوتر بتوانید توانا شوید و پایان‌نامه‌ی خود را در همان رشته انتخاب کنید و قصدتان آن باشد که از آن طریق در خدمت فعالیت‌های دینی قرار گیرید، إن‌شاءالله از انوار الهی بی‌نصیب نخواهید ماند.

17722
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: بنده پس از جلسه ی تفسیر سوره آل عمران امشب بسیار برایم مسئله شده است که در شرایط تاریخی کنونی که نظام مدرنیته و تجدد در حال فروپاشی است یک شخصی مثل من که در دانشگاه علوم مهندسی را با هدف ایجاد توسعه و تجدد و حرص کسب ثروت آموخته ام چگونه می توانم در شرایط تاریخی کنونی برای اسلام مفید باشم و مطابق با آیه ی 195 شامل حسن ثواب قرار گیرم به هر حال جنس علوم مهندسی از جنس تجدد خواهی ابزار سازی و حرص طلب بیشتر از دنیا است چگونه می توانم مانند شهدا در جنگ تحمیلی در قهقه ی مستانه غرق شوم در حالی که راهی که برای آن تلاش کرده ام انگیزه ی اخروی ندارد و کشور های غربی در زمینه های مهندسی بسیار جلو تر و فراتر از کشور ما هستند و چگونه می توان مطابق با آیه ی 200 در مقابل آنها با این اندک علومی که در اختیار دارم مقاومت کنم؟ استاد لطفا انگیزه و راه را برای جامعه ی دانشجویان مهندسی نشان دهید. لازم به ذکر است که در حال مطالعه کتاب توسعه و تمدن غرب شهید آوینی مطابق با توصیه خودتان هستم ولی یک انگیزه می خواهم که مطابق با آیات آخر سوره آل عمران باشد. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید ما در تاریخ خاصی قرار داریم که به اصطلاح به آن، تاریخِ گذار می‌گویند و این دوره فرایند خاص خود را دارد. اگر آگاهیِ لازم نسبت به همین علومی که شما دنبال می‌فرمایید نداشته باشیم؛ تغییری که نیاز است انجام شود و به سوی نرم‌افزارِ بومی قدم گذاشته شود، با مشکل روبه‌رو می‌گردید. جایگزینیِ نرم‌افزارهای جدید، خلق‌الساعه نمی‌شود پس زبانِ شرایطی که می‌خواهیم از آن عبور کنیم و به شرایط جدید وارد شویم را، امثال همین دانشجویان متوجه خواهند شد که از یک طرف با معارف عالیه‌ی اسلامی آشنا باشند و از طرفی نسبت به راه‌کارهای علوم فنی بیگانه نباشند. از طرفی برای امرار معاش در حال حاضر به وسیله‌ی همین نوع فعالیت‌ها و شغل‌ها، عملاً نیاز مردم را برآورده خواهید کرد و رزق حلالی نصیب خود نموده‌اید. موفق باشید   

11634
متن پرسش
با سلام: سوالات بسیاری در مورد جنگ قادسیه - اگر اشتباه نگرده باشم - در ذهن جوانان و حتی بزرگسالان مطرح است که به عنوان نمونه دقیقا متن سوال مطرح می شود: «چرا زمانی که حضرت امیر (علیه السلام) خانه نشین بودند به انواع مختلف از حکومتی که به زعم او الهی نبود حمایت می کرد؟ چرا؟ آیا این نشانگر این نیست که ولی امر بدون اینکه حکومت مستقیم بکند، مردم را به راه خدا هدایت کند مثل صفویان و قاجار؟ از لحاط ماهوی فرق حکومت آن سه نفر - ابوبکر و ..- و قاجار چیست؟ آیا این سوال مشکلی دارد؟ چرا زمانی که اون سه نفر به ایران حمله کردند حضرت علی (علیه السلام) و امام حسن و حسین (علیهما السلام) به آنها کمک کردند. مگر ایران چه کاری با آن اعراب کرده بود که بهش حمله کردند؟ در اون زمان ایرانی ها یکتا پرست بودند، آتش پرست بودند و ... برای چه حمایت کردند در حمله به ایران؟ آیا امام حسن و حسین (علیهما السلام) در این جنگ بطور مستقیم شرکت کردند؟ اگر آره آنها در جنگی شرکت کردند اعراب به جان و مال و ناموسایرانیان تجاوز کردند.» سن فرد سوال کننده 30 سال است و کارشناسی ارشد از از دانشگاه شاهرود و چندین مقاله بین المللی-isi- دارد. تحت تاثیر میهن دوستی است البته هنوز گرایشهایی به دین دارد. ایشان استدلال عقلی را می پسندد. حال اگر نمی شود که جواب سوال را مبسوط داد، منابعی برای مراجعه معرفی کرده و کمی در باره منابع تاریخی و روایی و ... توضیح دهید که چه میزان منابع تاریخی صحیح و قابل اطمینانند. هرجوری که می شود و شما صلاح می دانید راهنمایی کنید. خدا قوت یاحق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عنایت داشته باشید که هیچ‌وقت اسلام با مردم جهت دعوت به اسلام جنگ نکرده، بلکه با موانع ابلاغ سخن خدا به مردم یعنی با حاکمان مقابله نموده و پس از ابلاغ سخن خدا عموم مردن آن را می‌پذیرفتند. نمونه‌اش مردم ایران است که در عین استقلال، به اسلام و مسلمانی خود پای‌بند هستند. موفق باشید

8948

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی. سلام. نظام اسلامیه ما، قانون شدن حجاب برای همه در اماکن عمومی را از کدام سیره در صدر اسلام یا روایت استخراج کرده اند؟ با تشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی رعایت حجاب مطابق قرآن واجب است و ترک حجاب فسق محسوب می‌شود وظیفه‌ی همه است که مانع تجاهر و تظاهر به فسق شویم و بدین لحاظ بوده که قانون نظام اسلامی شده و در مجلس تصویب گردیده. می‌ماند که باید با کار فرهنگی این موضوع تبیین شود تا هرکس با جان خود بپذیرد و فضای جامعه، بی‌حجابی را زشت و گناه بداند. موفق باشید
7835
متن پرسش
با سلام چه نسبتی بین هواپیما و مانتویی شدن زنان ما برقرار است؟یعنی این دو چه ارتباطی به هم دارند؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: در نگاه انتزاعی هیچ ربطی ندارد ولی فرهنگی که آن نوع وسایل را می‌سازد نا خود آگاه روحی را در آن وسائل حاکم می‌کند که انسا‌ن‌های عادی که دارای خودآگاهی لازم نیستند عملا در فضای آن روح، در جاده‌ای قدم می‌گذارند که فرهنگ آن تکنولژی اقتضا می‌کند. کتاب «فلسفه ایدئولوژی، دروغ» از دکتر داوری نکات خوبی دارد.موفق باشید
3657

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز. بنده در یکی از دانشگاهای تهران مسئول مباحث سیاسی حوزه ی بسیج هستم و تصمیم بر فعالیت هایی داریم...در اول قصد مشورت با شما را داشتم و بعد خواهش و خواهش و خواهش برای هماهنگی با شما برای حضور در دانشگاه حالا به هر نحوی داشتم.خواهشا شماره تماسی به بنده بدهید که بتوانم با شما یا با مسئول برنامه هایتان صحبتی داشته باشند...استاد عزیز اینجا هوای سیاسی دانشجویان بس آلوده است در این تهران بزرگ هم نمیشه افکار این دانشجویان امام زمان را بدست هر کسی داد محتاجیم. یا علی
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ( بنده از نظر جسمی در شرایطی نیستم که بتوانم در دانشگاه صحبت داشته باشم می‌توانید با موسسه ساحت حضور تماس بگیرید ممکن است آن عزیزان بتوانند در خدمتتان باشند. موفق باشید تلفن ساحت حضور 09138037964
3378

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام واحترام وعرض تبریک به مناسبت سالروز هجرت تاریخساز نبی اکرم ص ،چند ماه قبل سؤالاتی با موضوع "طب وحقایق آن" برایتان ارسال نمودم ولی پاسخ آنها را نمی یابم ؛اگر ممکن است راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: تا آن‌جا که یادم هست موضوعی را مطرح فرمودید که احتیاج به نشست‌های طولانی داشت که مقدور بنده نبود. غیر از این چیزی به یاد ندارم. موفق باشید
337
متن پرسش
بسط انقلاب اسلامی، چگونه است؟ راهکار این تحول چیست؟ چکار باید کرد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی علیکم السلام در موضوع بسط انقلاب اسلامی مباحث طولانی ضرورت دارد که در حدّ سوال و جواب نمی‌توان بدان پرداخت. ولی بنده سلسله‌ بحث‌هایی را تنظیم کرده‌ام که اولین کتاب آن تحت عنوان « انقلاب اسلامی ،باز گشت به عهد قدسی» نزدیک به چاپ است. إن‌شاءالله جواب شما خواهد بود.
13674
متن پرسش
سلام علیکم: دلیل مرتد شمردن و واجب القتل شدن کسی مثل سلمان رشدی چیست؟ مرتد بودن بجای خود، چرا مثل ائمه ی اطهار (ع) اینگونه افراد را با بحث علمی رسوا نمی کنند؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جریان واجب‌القتل‌بودنِ کافرِ بالفطره در رابطه با یک توطئه‌ی سیاسی است که قرآن در آیه‌ی 72 سوره‌ی آل‌عمران متذکر آن است از آن جهت که می‌فرمایند: «وَ قالَتْ طائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ آمِنُوا بِالَّذي أُنْزِلَ عَلَى الَّذينَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهارِ وَ اكْفُرُوا آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ» گروهی از اهل کتاب برای آن‌که روشن کنند اسلام یک دین واقعی نیست، نقشه کشیدند که ابتدا به عنوان دینی که از قبل در کتاب‌های خودشان از آن خبر داده شده، به اسلام بگروند و سپس اعلام کنند ما تحقیق کردیم و معلوم شد این دین آن دینی نیست که در کتاب پیامبر قبلی از آن خبر داده شده است و از این طریق با برگشت از اسلام به دین قبلی عملاً یک مقابله‌ی مستقیم با دین خدا را در پیش گیرند. از این جهت اسلام این نوع توطئه‌گران را که با آگاهی کامل برای ضربه‌زدن به اسلام ارتداد پیشه می‌کنند واجب‌القتل می‌داند. این غیر از آن است که کسی بخواهد در مورد اسلام تحقیق کند در این مورد قرآن در سوره‌ی توبه در آیه‌ی 6 می‌فرماید: «وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكينَ اسْتَجارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَعْلَمُونَ» اگر یکی از مشرکان از شما فرصت خواست که سخن خدا را بشنود و در آن تأمل کند، او را پناه دهید و آن‌چه از نظر علمی می‌طلبد در اختیارش بگذارید سپس با امنیت کامل او را برگردانید به محلی که می‌خواهد برگردد، تا هرطور خواست تصمیم بگیرد. موفق باشید

12453
متن پرسش
سلام استاد عزیز: سوالی داشتم و اون اینکه: وقتی برخی از دوستان انسان دچار انحرافات بسیار عمیق در افکارشان می شوند (طوریکه مثلا ابتدا سالیانی مدافع و مبلغ آرمانهای ولی فقیه و انقلاب بودند و آن را ادامه ی غدیر می دانستند و اکنون شدیدا مخالف آنند و در جهت ضربه زدن به آن هستند) وظیفه ی ما در قبال آنها چیست؟ چگونه می توانیم باعث هدایت این افراد شویم؟ بنده بارها و بارها با این قبیل انسانها بحث و گفتگو کرده ام ولی متاسفانه به هیچ نتیجه ی مثبتی نرسیده ایم و در پایان بحث هم دچار تکدرخاطر و ... نیز شده ایم. اینها در ابتدا که کتب شما را مطالعه می کردند حامی انقلاب و شهدا بودند ولی از وقتی که کتب نویسنده ی خاص و افکار جوان منحرفی که از دوستانشان بود را نیز مطالعه نمودند، دچار این انحراف شدید شدند. خواهشمندم جواب این حقیر را بدهید. خداوند عمر با عزت نصیبتان کند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا عنایت داشته باشید که هرکس باید خودش نسبت به ارتباطی که باید با حقیقت داشته باشد، حساس باشد و قبول دارم که دوران، دورانِ سختی است و شناختن اولیاء الهی در این دوران که انقلاب اسلامی دیانت جمعی و اجتماعی را وارد تاریخ کرده است ادبیات و فرهنگ خود را دارد. تا دیروز که حاکمیت در اختیار طاغوت بود، دینداری محدود به اعمال فردی بود و هرکس که خود را در عبادات فردی زنده نگه می‌داشت به وظیفه‌ی خود عمل کرده بود ولی امروز در نظام جمهوری اسلامی قضیه بسیار فرق کرده است. حال اگر عده‌ای هنوز در فضای تاریخِ گذشته به‌سر ببرند متوجه‌ی عمق فاصله‌ای که امروز نسبت به حضرت حق برایشان پیدا می‌شود، نیستند. این مثل آن است که با آمدن پیامبر جدید خود را در حیات دینی پیامبر قبلی قرار داده باشند غافل از آن‌که امروز دیگر حضرت حق با نوری از اسماء جلوه کرده است که تنها در مظهریت این پیامبر با بندگانش مرتبط می‌شود و آن‌هایی که با دین قبلی به‌سر می‌برند عملاً با خدای ذهنی و انتزاعی خود، سرگرمند و نه با خدایی که در این تاریخ ظهور کرده است. لذا شما باید بدانید که اینان دانسته یا ندانسته و با بهانه‌های واهی از تاریخ وجودی امروز بیرون خواهند افتاد. و قرآن در آیه‌ی 91 سوره‌ی انعام به پیامبر خود در رابطه با برخورد با چنین افرادی می‌فرماید: «وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِذْ قالُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ عَلى‏ بَشَرٍ مِنْ شَيْ‏ءٍ قُلْ مَنْ أَنْزَلَ الْكِتابَ الَّذي جاءَ بِهِ مُوسى‏ نُوراً وَ هُدىً لِلنَّاسِ تَجْعَلُونَهُ قَراطيسَ تُبْدُونَها وَ تُخْفُونَ كَثيراً وَ عُلِّمْتُمْ ما لَمْ تَعْلَمُوا أَنْتُمْ وَ لا آباؤُكُمْ قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ في‏ خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ» اینان جایگاه حضرت حق را در رابطه با نبوت تو تشخیص نداده‌اند که می‌گویند خداوند بر بشر چیزی نازل نکرده است. در حالی‌که قبول دارید به موسی«علیه‌السلام» کتابی نازل شده و شما آن کتاب نورانی و هدایتگر را به صورت نوشته‌های پراكنده قرار مى‏دهيد؛ قسمتى را آشكار، و قسمت زيادى را پنهان مى‏داريد؛ و مطالبى به شما تعليم داده شده كه نه شما و نه پدرانتان، از آن با خبر نبوديد!» بگو: «خدا!» و سپس آنها را در گفتگوهاى لجاجت‏آميزشان رها كن، تا بازى كنند! آری شما هم نیز خیلی وقتتان را صرف این افراد روشنفکرنما ولی سختْ ارتجاعی ننمایید، قیافه‌ی طرفداری از نگاه هایدگر دارند و با برداشت غلط از نگاه هایدگر، ناآگاهانه جمهوری اسلامی را بسط مدرنیته می‌دانند، در حالی‌که گرفتار پازلِ مدرنیته‌اند و شما را متهم می‌کنند که ایدئولوژیک فکر می‌کنید، در حالی‌که در بند افکار سختْ ایدئولوژیک‌زده‌ی خود امکان تفکر آزاد را از خود گرفته‌اند و حضرت حق در آیه‌ی فوق چون آن‌ها را غیر قابل هدایت می‌داند به پیامبر خود می‌فرماید: بگو «خدا»، و سپس آن‌ها را در افکار بازی‌خورده‌ی خود رها کن. موفق باشید

11430
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید: آیا قرآن قدیم است یا مخلوق؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن از نظر حقیقت، قدیم است زیرا از آن جهت چیزی جز حقیقت اسماء الهی نیست، ولی از جهت الفاظ و به آن صورت که به سمع مبارک رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» رسید حادث و مخلوق است. موفق باشید

10742

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیک خدمت استاد محترم: به چه اعتباری به حضرت زهرا (س) «ام ابیها» گفته می شود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «بصیرت حضرت زهرا«سلام‌الله‌علیها» عرایضی داشته‌ام، خوب است که فرصتی بگذارید و آن کتاب را به طور کامل مطالعه کنید تا جایگاه سیاسی تاریخی حضرت زهرا«سلام‌اللّه‌علیها» برای جنابعالی روشن شود و عمق «امّ ابیها»بودنِ حضرت معلوم گردد. موفق باشید
10536
متن پرسش
سلام استادعزیز: نظر شما درباره ی این که به گروهی از دختران نوجوان عکس شهدا را نشان دهند و بگویند هر کدامشان که بانگاهش بیشتر با شما حرف می زنه و لبخندشان با شما حرف داره را به عنوان دوست شهیدت انتخاب کن یعنی از این شهید کمک بخواه و سعی کن همیشه یادش باشی چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: کار غلطی است، باید از عکس گذشت و رابطه‌ی روحی با شهدا پیدا کرد و در آن حالت است که انسان میهمان حضور معنوی‌شان می‌شود. تا در محدوده‌ی عکس‌ها حاضریم، هیچ انتقال وجودی و واقعی به حقیقت شهدا برایمان واقع نمی‌شود. و در همین راستا نباید عکس اموات را بالای قبرشان قرار داد زیرا رابطه‌ی وجودی با اموات از بین می‌رود. موفق باشید
9879
متن پرسش
سلام علیکم: می خواستم نظر جناب عالی را در مورد نظرات امام خمینی رحمه الله علیه که در مورد علوم جدید و تکنولوژی است بدانم: مصاحبه با روزنامه ایتالیایی لوتاکونتینوا در نوفل لوشاتو (57/10/19) «اسلامی که بیشترین تأکید خود را بر اندیشه و فکر قرار داده است و انسان را به آزادی از همه خرافات و اسارت قدرتهای ارتجاعی و ضد انسانی دعوت می‌کند، چگونه ممکن است با تمدن و پیشرفت و نوآوری‌های مفید بشر که حاصل تجربه‌های اوست سازگار نباشد؟!» سخنرانی در جمع انجمن‌های اسلامی خواستار انقلاب فرهنگی (59/2/1) «من لازم است که یک تذکر به شما بدهم که بدانید مقصود ما از اصلاح دانشگاه‌ها چیست؟ بعضی گمان کردند که کسانی که اصلاح دانشگاهها را می‌خواهند و می‌خواهند دانشگاه‌ها اسلامی باشد این است که ... علوم دو قسم است: هر علمی دو قسم است. علم هندسه یکی اسلامی است، یکی غیراسلامی. علم فیزیک یکی اسلامی است، یکی غیراسلامی. از این جهت اعتراض کردند به اینکه علم، اسلامی و غیراسلامی ندارد. و بعضی توهم کردند که اینها که قائلند به اینکه باید دانشگاه‌ها اسلامی بشود؛ یعنی فقط علم فقه و تفسیر و اصول در آنجا باشد. یعنی همان شانی را که مدارس قدیمه دارند باید در دانشگاهها هم همان تدریس بشود. اینها اشتباهاتی است که بعضی می‌کنند، یا خودشان را به اشتباه می‌اندازند. آنچه که ما می‌خواهیم بگوییم این است که دانشگاه‌های ما، دانشگاه‌های وابسته است ... ما بیشتر از پنجاه سال است که دانشگاه داریم، با بودجه‌های هنگفت کمرشکن که از دسترنج همین ملت حاصل می‌شود، و در این پنجاه سال نتوانستیم در علومی که در دانشگاه‌ها کسب می‌شود خودکفا باشیم.»
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که متوجه هستید حضرت روح اللّه«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» از یک طرف جواب اتهاماتی را می‌دهند که می‌گویند آخوندها با علم مخالف‌اند، و از طرف دیگر می‌فرمایند باید این علوم جهت الهی داشته باشد که مسلّم اگر با جهت الهی وارد علوم و تحقیقات شویم دیگر به جای علومی که طبیعت را تخریب می‌کند، علومی داریم که با طبیعت تعامل می‌نماید. موفق باشید
517

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوارم سوال من در مورد موسیقی است.می خواستم بدانم که جایگاه موسیقی در زندگی انسان چیست؟ آیا موسیقی باعث حجاب عالم قدس است ؟ یا اگر مثلاً سازنده موسیقی هم از اهل دل باشد این موسیقی ما را در پیوند به عالم قدس کمک می کند؟ لطفا اگر در این زمینه بحث مفصلی داشته اید معرفی بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: بنده به صورت پراکنده در مورد موسیقی عرایضی داشته‌ام، ولی در این امر صاحب‌نظر نیستم. بزرگانی از محققین اسلامی کتاب‌‌هایی دارند. همان‌طور که مقام معظم رهبری«حفظه‌الله‌تعالی» فرمودند: سیاست نظام اسلامی ترویج موسیقی نیست. زیرا امر لغوی است و با تحریک امور وَهمی و خیالی انسان را از سیر عقلی و قلبی باز می‌دارد و اگر هم می‌فرمایید طرف اهل دل است و باز سازنده‌ی موسیقی است، می‌خواسته در حدّ خیال از موسیقی استفاده کند، ولی تربیت عقل و قلب را باید از مسیری دیگر دنبال کرد. موفق باشید
13615
متن پرسش
سلام علیکم: شرمنده ام استاد، بی ادبی حقیر را ببخشید، ولی وقتی به جوابتان به سؤال 13579 نگاه کردم، خیلی خیلی جا خوردم و خیلی ناراحت شدم. فرموده بودید «اگر تلاش شما در بستر پذیرایی های غیر مفید مثل شام دادن به عزا داران است، بهتر است این کار را نکنید» استاد به خدا من به شما اعتقاد قلبی دارم ولی با دیدن این جمله خیلی جا خوردم؛ با این لفظ «غیر مفید»، تلاش تمام سفره داران حسینی را بر باد دادید! اگر غیر مفید بود پس چرا صدها نفر - که داستانهایش هست - و الآن هم نمونه هایش هست که با خوردن این غذا، شفا گرفتند! اگر غیر مفید بود خیلی ها بر اثر همین شام دادن ها نذرشان قبول نمی شد و حاجتشان روا نمی شد ولی خیلی ها را در زمان خودمان داریم که با همین شام دادن ها، حاجت روا شدند. استاد خیلی خجالت می کشم که در برابر آدم با معرفتی چون شما دارم اینطور جسارت می کنم ولی واقعا دلم شکست و حیران شده ام که آیا شما چنین عقیده ای دارید که پذیرایی و شام دادن به گریه کن امام حسین علیه السلام، غیر مفید است!!؟ شما که خودتان به ما آموخته اید که نور اهل بیت علیهم السلام بر هر کس و هر چیز بتابد، آن ارزش پیدا می کند، وقتی غذا و چای، به نور روضه منور شد آنوقت اثر دیگری پیدا می کند و همه این را خوب می دانند که غذا و چای روضه، مزه ی خاصی می دهد. حتما شنیده اید که زمانی که امام خمینی رحمه الله علیه، صیاد شیرازی را به فرماندهی ارتش نیروی زمینی منصوب کرد، در بحبوحه ی جنگ، صیاد از امام خمینی اجازه ی چند روز مرخصی خواست، امام، علت مرخصی را خواست، صیاد گفت: محرم است می خواهم بروم در مجلسی که مرا نشناسند به عزاداران حسینی خدمتی بکنم استکانی بشورم و...؛ امام به صیاد گفت به شرطی به شما اجازه ی مرخصی می دهم که موقع شستن استکانهای چای عزاداران، دو سه تا از آن استکان ها را به نیابت از من بشوری! استاد، بانی اصلی تهیه ی این غذا و چای روضه، خود خود اهل بیت اند، نمی دانم شنیده اید قضیه ی آقا ماشاء الله را یا نه، نمی خواهم داستانش را بیان کنم چون طولانی است ولی همین قدر بدانید که ایشان یکی از سفره داران بزرگ در کرمان است و هم اکنون زنده است، مریضی سختی گرفته بود، امام حسین (ع) پیشش می آید و شفایش می دهد و می گوید بیا با هم برای مادرم زهرا سلام الله علیها، به عدد سنش، 18 شب روضه بگیریم. آقا ماشاءالله خودش می گوید به خدا قسم من آنقدر فقیرم که تا به حال ده هزار تومان یکجا ندیده ام ولی هر سال برای این هجده شب بساط غذا و پذیرایی جور می شود. استاد، به آن شخص گفته بودید اگر تلاش برای فراهم شدن منبر باشد، خوب است. استاد آیا آن منبری کسی را نمی خواهد که آبی دستش دهد و گلویی تازه کنند. مگر در روایات نداریم «تکریم و پذیرایی از میهمان». خب چه بهتر از این که از میهمانان ابی عبدالله پذیرایی کنیم!؟ استاد عزیز، بی ادبی ما را ببخش.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی مطالبی که می‌فرمایید درست است. جریان آقا ماشااللّه را نیز می‌دانم. در مسجدی که بنده نیز مسئولیتی دارم، هم صبح‌ها به عزاداران صبحانه داده می‌شود و هم تأکید داریم که ظهر عاشورا برای عزاداران که از دسته و سینه‌زنی برمی‌گردند، غذا تهیه شود. ولی بحث بر سر فضایی است که در حال شکل‌گیری است، به طوری که به جای عزاداری و طرح معارف لازم، محورْ غذادادن شده است تا آن‌جایی که عده‌ای آخر مجلس برای غذا می‌آیند و یا ظرف خود را بیرون مسجد در دست گرفته‌اند تا از غذای نذری استفاده کنند. این دیگر روحِ موضوع نهضت حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» را به حاشیه می‌برد. این کجا و کار مرحوم شهید صیاد شیرازی کجا؟! عرایضی در جزوه‌ی «فعالیت های فرهنگی بر روی گسل ناپایدار صاحبان ثروت» شده است، جزوه بر روی سایت است. موفق باشید

12534
متن پرسش
با سلام خدمت استاد: استاد مقام معظم رهبری در دیدار با خانواده شهدای هفتم تیر جمله ای فرمودند که به نظر بسیار عجیب می رسد. ایشان فرمودند «بعد از ماجرای هفتم تیر، امام بزرگوار (ره) با بهره‌گیری مناسب از این حادثه، انقلاب اسلامی را که در حال منحرف‌شدن از مسیر اصلی خود بود، نجات و جریان اصیل انقلاب را در مقابل دیدگان ملت قرار داد.» این تعبیری است که معظم له بسیار به ندرت به کار می برند و تا آن جایی که حافظه بنده یاری می کند تنها درباره نفوذ سکولاریسم در دولتهای پیش از دولت نهم به کار بردند. سوال بنده اینست که در آن زمان شرایط به چه نحوی بوده که حضرت آقا از آن تعبیر به انحراف انقلاب از مسیر خود می کنند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌چنان جریان‌های سکولار در لباس دین به صحنه آمده بودند و جلوه کرده بودند و می‌رفت که جوانان ما را بربایند، که اگر شهادت شهید بهشتی و مظلومیت آن مرد بزرگ نبود همچنان آن روحیه ادامه می‌یافت و بنی‌صدر و جریان‌های چپ به عنوان چهره‌های مورد نظر در صحنه می‌ماندند. موفق باشید

5738
متن پرسش
سلام.آیا امکان دارد فردی خداوند را در خواب ببیند؟آیا امکان دارد خداوند (حال با هر شکلی،مثلا در قالب تصورات پیشین فرد از خداوند)برای وی در قالب مثالی تجلی کند؟استاد به این مطلب از ابن عربی توجه کنید:انی رایت الحق، فی النوم،مرتین و هو یقول لی:انصح عبادی.من خداوند را بارها در خواب دیدم و او به من گفت بندگانم را نصیحت کن(ابن عربی این مطلب را در کتاب الفتوحات المکیة ، ج 5 ، ص 156 و 157 نقل می کند).دیگر از این واضح تر؟بنده قبلا این سوال را از شما پرسیدم و منبع نداشتم و شما هم گفتید نمی شود.یادم هست در مورد حدیٍثی از پیامبر اکرم(ص) نیز از شما سوالی پرسیدم.پیامبر فرموده بودند در معراج خداوند دستش را بر پشت و کتف من زد و من "سردی" دست او را بر پشت خودم حس کردم(متاسفانه الان منبع ندارم).دقت کنید این عربی از رویت مثالی خداوند حرف می زند و پیامبر از رویت حسی.
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: عرفا ادبیات خاصی دارند که با مردم فرق می‌کند همین‌طور که زبان دین با زبان مردم معمولی فرق می‌کند. مثلاً در روایت از رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌واله» داریم که می‌فرمایند: «مَن رآنى فَقَد رأى الحق‏» هرکسی مرا ببیند مطمئناً حق را دیده، مردم معمولی گمان می‌کنند یعنی هرکس شکل و جسم رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» را ببیند حق را دیده، ولی عرفا می‌فهمند یعنی در حرکات و گفتار و سکنات رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» حق جلوه‌گر است. مثلاً ما در قرآن داریم: «وَ جاءَ رَبُّکَ وَ الْمَلَکُ صَفًّا صَفًّا» خداوند و ملائکه در قیامت در صف‌های منظم می‌آیند. آدم معمولی گمان می‌کند پس خدا هم راه می‌افتد و می‌آید در صحرای محشر، ولی آن‌کسی که زبان قرآن را می‌فهمد متوجه می‌شود سخن از ظهور ربوبیت است و نه ظهور ذات. محی‌الدین وقتی می‌گوید حق را در خواب دیدم حقیقتاً متوجه تجلیات حضرت حق است در جمالی که برای او ظهور کرده و این غیر از آن است که گمان کنید او ذات حق را دیده است. ولی این کجا و قرب رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌واله» در معراج کجا که رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» مفتخر به ظهور خاصی از حضرت حق شده‌اند که به اصطلاح آن مقام را مقام تمکین بعد از تلوین می‌گویند که خود محی‌الدین اقرار دارد احدی جز رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌واله» در این مقام وارد نمی‌شود. بنا شد رفقایی که در این موارد شبهه دارند به سایت حکمت و عرفان رجوع کنند تا به صورت جامع جواب خود را بگیرند چون بنده به جهت کثرت سؤال‌های متنوع عزیزان نمی‌توانم به این نوع سؤالات که نیاز به بحث وسیع دارد جواب کامل بدهم. موفق باشید
4878
متن پرسش
بسمه تعالی. . .سلام علیکم استاد عزیز. . .بنده از طرفداران دولت و آقای جلیلی در انتخابات هستم،منتها الان که سوال را مینویسم زمانی است که رای ها را مشاهده میکنم،بله استاد،اصلا حتی فکر نمیکردم روحانی اینقدر اقبال مردمی داشته باشد. . .آیا مردم ما در انتخاب اصلح دچار مشکل شده اند؟آیا شکمشان جلو چشمشان را گرفت که نتوانستند تحلیل درست در شناخت اصلح بکنند؟آیا این همان در حجاب رفتن جبهه انقلاب بود؟. . .آنقدر فشار رومون آمد که نمیدونید،و جز اینکه به رهبری دل خوش باشیم نمیتوانیم حرفی بزنیم؟تحلیل شما از این فضای باور نکردنی چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد می‌کنم به جواب سؤال شماره‌ی 4880 رجوع فرمایید. موفق باشید
3549
متن پرسش
با سلام. شما در کتاب "مبانی نظری و عملی حب اهل بیت "در جواب این سوال که اگر خدا در شخصیت ائمه تصرف کرده پس کمال شان به چه چیزی است فرمودید:آن ها باید عصمت موهبتی را با انواع عبادت ها و مراقبت ها نگه دارند چون به آن ها عصمت کامل داده شده بدون اینکه سائر صفات انسانی مثل شهوت وغضب و اختیار گرفته شود. یکی از دوستانم دادن عصمت کامل به اهل بیت را (بلاتشبیه) به برنامه کامپپیوتری تشبیه میکند که در صورت دادن آن به کامپیوتر هیچ تخلفی از آن سر نمی زند.یعنی طبق آیه ای در قران خظاب به پیغمبر که ظاهرا میگوید در صورت تخلف رگ تو را میزنیم ائمه امکان هیچ تخلفی ندارند.واگر امکان ارتکاب ذره ای خطا داشتند چگونه می شد به آن ها اعتماد کامل کرد و بدون احتمال خطا از آن ها پیروی کرد.؟ لطفا ما را راه نمایی بفرمایید با تشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: غفلت نفرمائید که ائمه«علیهم‌السلام» انسان هستند و لذا تمام امکانات انسانی از جمله اختیار را دارند پس نمی‌توان آن‌ها را به کامپیوتر تشیه کرد که یک برنامه به او می‌دهند و آن فقط آن برنامه را اجرا می‌کند. موقعیت ائمه«علیهم‌السلام» مثل موقعیت یک انسانی است که عقل او موضوعات را می‌شناسد و می‌تواند مطابق آن عمل کند و می‌تواند عمل نکند. منتها آن‌ها دقیقاً مطابق آن نور الهی عمل می‌کنند و چون خداوند می‌دانسته آن‌ها چنین انسان‌هایی هستند مقام عصمت را به آن‌ها داده تا بشریت از الگوهای کامل محروم نباشد. موفق باشید
2180
متن پرسش
در کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه»» شما تقابل مکتب امام و غرب را نشان داده‌اید در این راستا تفکر علامه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
متن پاسخ
همان‌طور که قبلاً ملاحظه فرمودید علامه طباطبایی«رحمة‌الله‌علیه» به‌خوبی روح اعتباری و سوبژکتیویته‌ی غرب را می‌شناسند و با نظر به آن روح، نور قرآن را به صحنه می‌آورند تا با نور قرآن شما را از ظلمات دوران عبور دهند به همین جهت وقتی شما مدتی با تفسیر المیزان مأنوس شدید به‌خوبی در خودتان احساس عبور از غرب ظهور می‌کند.
نمایش چاپی