باسمه تعالی: سلام علیکم: ممکنالوجود در ذات خود همواره ممکنالوجود است و لذا وقتی هم که حادث شد، برای ادامهی بقاء نیاز به خلقت مدام دارد زیرا ذاتی که ممکن است، هیچوقت واجبِ بالذات نمیشود. در این مورد خوب است «برهان صدیقین» مطالعه شود تا بین علت حقیقی و علت معدّه تفکیک گردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این حرف درستی است که میفرمایید، ولی از نگاه فلسفهی امپریسم فیلسوف حسی میگوید بدیهیات من همین اندازه برای من حجت است که هرچه را حسّ میکنم قبول دارم و بدیهیات را از حوزهی علم بیرون میداند. در همان حوزه هم میتوان به او اشکال گرفت که در نقد هیوم در جزوات «تاریخ فلسفهی غرب» عرایضی داشتهام. موفق باشید
تعالی: سلام علیکم: هرگز نباید به صندوق صدقات کمیتهی امداد بیاعتماد بود. بحث بر سر آن است که اگر فقیری را میشناسیم – چه در فامیل و چه در همسایهها- او را ترجیح دهیم و گرنه ما با دادن صدقه از طریق صندوق صدقات حتماً به لطف الهی به نتیجهای که باید برسیم، میرسیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عنایت داشته باشید همانطور که حضرت امام خمینی در کتاب «ولایت فقیه» میفرمایند ولایت فقیه یک موضوع کلامی است در راستای موضوعِ امامت. و مثل سایر موضوعات علم کلام، باید دلایل حقانیت آن را دنبال کرد، یک موضوع فقهی نیست که بخواهیم نظر فقها را بدانیم 2- بنده از نظر همهی فقهای مذکور خبر ندارم ولی رویهمرفته همهی آقایان با مبانی مختلف، حاکمیت جامعهی اسلامی در زمان غیبت را به عهدهی فقها میدانند 3- همانطور که علامهی طباطبایی میفرمایند: اولیالأمر که در قرآن آمده و اطاعت آن واجب است، مربوط به انسانهای معصوم است، نه آنطور که بعضی از مفسرین اهل سنت میگویند مربوط به علمای اهل سنت باشد و تصور کنیم خداوند خواسته است مسائل اجتماعی و سیاسی جامعه را آنها حل کنند، مگر مجتهدین و فقهایی که توانایی کشف سخن معصوم را داشته باشند 4- در قسمت سوم کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» از صفحهی 195 به بعد تحت عنوان «مبانی حکومت دینی» دلایل حقانیت حاکمیت ولیّ فقیه را میتوانید بیابید. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ضمن تشکر فراوان از توصیههای فوقالعاده دلسوزانهتان. بگذارید به رسم درد و دل عرض کنم: روزی که به بنده پیشنهاد مدیر کلی آموزش و پرورش استان اصفهان را در سال 1369 دادند مدتها گریه کردم زیرا میدانستم از محبوبهای دلم که کتاب بود و کتاب بود و خلوت! جدا میشوم ولی عهدی با انقلاب داشتم که آن عهد شرعی اجازه نمیداد از زیر بار آن مسئولیت شانه خالی کنم. در مورد موضوعات سیاسی که به سرنوشت انقلاب گره خورده است باز قصّه از همین قرار است. آری همینطور که متذکر شدهاید جبههی فرهنگی انقلاب نباید در قوارهی یک حزب وارد مسائل سیاسی شود، ولی آیا واقعاً میتوان نسبت به مباحث سیاسی انقلاب در موضعگیریهایی که منجر به تحقق اهداف رهبری میشود کوتاه آمد؟! به نظرم موضوع برادر عزیزمان جناب آقای دکتر جلیلی از این جنس بود و وقتی احساس میشود رفقای اصولگرا در موضوع قرارداد هستهای تا حدّ زیادی رهنمودهای رهبر عزیز«حفظهاللّه» را در راستای همدلی و همزبانی با دولت نادیده میگیرند، آیا وظیفهی فرهنگی اقتضا نمیکند متذکر موضوع باشم؟ میدانم متأسفانه فضا آنقدر غبارآلود است که این نوع تذکرات با نگاه سیاسی دیده میشود و یک نحوه ضربه به آبروی فکری فرهنگی بنده میزند، ولی مگر انسان آبرو را برای کجا میخواهد؟! اینکه در نهایت دلسوزی میفرمایید ثقل سؤال و جواب سایت این اندازه سیاسی نباشد، توصیهی کاملاً درستی است و خدا را شکر میکنم که در این سایت با چنین کاربرانی مثل شما و یا سؤالکنندهی شمارهی 11773 مرتبط هستم، ولی روی این مسئله هم فکر کنید که نباید از یگانگی بین دیانت و سیاست که روح تاریخی است که حضرت امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» ظهور دادند غفلت کرد و در عین عدم ورود در موضوعات موسمی و زودگذر سیاسی از حضور ابعاد سیاسی شریعت الهی بازماند که میدانم البته و صد البته منظور شما این نیست. ما هم مخلصیم. موفق باشید
عرض سلام و ادب و احترام: شنیده ام که می گویند میت بعد دفن هنوز هم نمی داند مرده است و سرش به سنگ لحد می خورد و آن موقع متوجه می شود. این گفته در بین مردم هم رایج است. در حالی که جسم دنیوی بدون روح زیر خاک چطور می تواند حرکت کند؟ آیا این مساله درست است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور آن است که متوفی اراده میکند با همان بدن که در قبر هست بلند شود و وقتی متوجه شد آن بدن دیگر در فرمان او نیست، عملاً نظرش از عالَم ماده و از بدن به عالم مجردات منتقل میشود و با مَلَکین نکیر و منکر روبهرو میگردد. مطالبی در این مورد در جزوهی «اعتکاف» عرض شده است. موفق باشید
باسمه تعالی
پس از سلام همچنانکه مستحضرید ریشه وسواس تحریک قوه وَهمیه است و شیطان نیز جهت انحراف انسان از طریق همین قوه عمل میکند.
به عنوان یک اصل، جهت تضعیف قوه واهمه، باید قوه عاقله را تقویت نمود.
مواردی که میتوان قوه عاقله را تقویت و قوه واهمه را تضعیف نمود، عبارتند از:
1- تدبّر در امور عقلی مثل تدبّر در کتب علمای دین و از همه مهمتر تدبّر در قرآن از طریق مطالعه تفاسیر.
2- تقویت بدن از طریق غذاهای کمحجم و مقوی و خواب مناسب، چون در شرایطی که بدن ضعیف یا خسته باشد قوه واهمه فعالتر است.
3- ورزش جهت تقویت اراده و پیادهروی.
4- اجتناب از جلسات و شرایطی که موجب تحریک احساسات و قوه واهمه میشود، حتی برای چنین افرادی جلسات مذهبی که دارای شرایط مذکور باشد تا زمانی که بهبود نیافتهاند قابل اجتناب است.
5- چنانچه وسواس فرد مذکور بیش از حدّ رشد کرده باشد، استفاده از داروی روانپزشکان در صورت رعایت امور فوق قابل استفاده است.
عرض سلام و ادب خدمت استاد طاهرزاده: وقت شما بخیر و نور. آیه الله کشمیری که معروف بودند به «سید الذاکرین » فرمودند که زیارت عاشورا چوب دارد (سنگین است) منظور از این جمله چیست؟ نظر به اینکه در حکایت سید رشتی، حضرت مهدی (عج) تاکید بر جامعه کبیره و زیارت عاشورا و نافله داشتند آیا خواندن زیارت عاشورا به صورت روزانه، عوارض دارد؟ اگر با ۱۰۰ لعن و سلام باشد چطور؟ من راجع به چله برداشتن شنیده ام که باید زیر نظر استاد باشد، در غیر این صورت، بعد از پایان چله باید منتظر نزول بلا بود، علت بلا بعد از اربعینیات، گناه و پاک نشدن نفس هست، لذا نازل شدن بلا برای تطهیر است. نفس پاک کمتر آسیب میبیند، چله باعث میشود معایب بالا بیاید، وقتی چله میگیریم، در صورتی که روی طهارت نفس و برطرف کردن رذیله ها و ترک گناه کار نشود، بلا به سمتمان می آید مثل کربلا رفتن که وقتی برمیگردیم درونمان بهم میریزد، ابراهیم بت های درون را میشکند کلا انسان بر مبنای شاکله الهی خودش به سمت خدا میرود ولی متاسفانه با غفلت های زیاد مثل یک مرده زیر قبر غفلت شدیم که این مرده دارای بت های زیادی مثل حب دنیا و مقام و ثروت است و دل کندن روح از اینهمه تعلقات میسر نمیشود و هر دفعه بعد از بیداری دوباره بسمت عصیان میره و اینجا ابراهیم بت شکنی لازم است یا اسرافیلی که شیپور بیدار باش باید بزند که سرتا پا گوش و جان شوی تا لایق جانان شوی و بلا بهترین و سریع ترین کار رو انجام میده و انسان را از عقل جزیی که همش دنیا دنیا میگوید رها میکند و به عقل کلی که همش الله الله میگوید میرساند لذا استاد لازم است که شخص رو از خطرات و عوارض ذکر حفظ کند. صلوات و استغفار چون جزء ذکرهای عمومی هستند، آسیب و عوارض ندارند اگر هم بدون استاد چله برمیدارید، سعی کنید چله ها رو در جهت استغفار انجام بدید، که همون اولین منزل یعنی توبه هست. مثلاچله ذکر یونسیه یا استغفار یا نماز استغفار و... خیلی خوبه و عمومی هست، اما همون هم بهتر هست نیت چله نشود و زمان تعیین نشود، مداومت شود. ذکر باید با حالت روح تناسب داشته باشد لذا استاد لازم است که تعیین کند برای هر شخص، چه ذکری مناسب است و همانطور که هر قفلی، کلید خاص خود را دارد، هر حاجت و مشکلی، ذکر خاص خود را دارد، لذا نمیشود سرخود چله برداشت اینها مجموعه ای از شنیده ها بود ممنون میشوم در مورد درستی یا نادرستی مطالب پاسخ دهید🙏
باسمه تعالی: سلام علیکم: چون بنده وارد این امور نشدهام نمیتوانم نظر بدهم. تصور بنده آن است که بیشتر باید در معارف حقه، مانند «معرفتِ نفس» و «معرفتِ حق» و «تدبّر در قرآن» وارد شد که برکات خاص خود را دارد. موفق باشید
