باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در رابطه با ظرفیت زمانها و مکانها در مباحث «روزه» عرایضی شده است. ۲. دلیل آنها در مقابل نفی سعهی شب جمعه چیست؟ آری! زیارت قبور در شب برای کسی که ممکن است گرفتار توهم شود، صحیح نیست. ۳. خود حیوان از نظر تکوینی دوست دارد که به ثمر برسد و به گفتهی جناب صدرالمتألّهین، استفادهی او توسط انسانها شأن حیوانیِ او را در حدّ حیات انسانی قرار میدهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بهترین لطفی که به بنده میکنید آن است که بر روی عرایض اینجانب طوری فکر گردد که بقیهی افکار نیز دیده شود. ۲. هرکس هرچند خوب باشد برای هر کاری خوب نیست. نهادهای گزینشی مسئولند که شخصیت افراد را در رابطه با کاری که بایدبه عهدهی آنها گذاشته شود، ارزیابی کنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آیهی مذکور میفرماید آنهایی که با تذکرات وحیانی روبهرو میشوند، دو گروه خواهند بود. عدهای که اهل خشیّت و تواضع درونی نیستند، در مقابل تذکرات حقّانی میایستند؛ و عدهای برعکس آنها میباشند و خداوند به آن نوع دوم بشارت میدهد که از زندگی خود نتیجهگیری خواهند کرد. بحث نوع سومی که شما فرمودهاید، جدا است که آیا چنین امکانی هست که انسانهایی در معرض اسمِ هادی حضرت ربّالعالمین قرار نگیرند؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیتوانم نظر بدهم. چون نمیتوانم خود را در جای چنین افرادی قرار دهم که وارد چنین وادیهایی شدهاند و لذا اثباتاً و نفیاً ساکت هستم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بپذیریم در یک تاریخ زندگی میکنیم و نه در یک قبیله، میفهمیم امروز «دیگری» یعنی چه؟ آقای دکتر اصغر مصلح در این مورد حرفهایی دارند که خلاصهی خود از آن حرفها را برایتان ارسال میکنم. حرف بسیار است. جهان گمشدهی ما، عشق به همهی انسانهاست. سری هم به بحث «با دعا در آغوش خدا» بزنید در کانال مطالب ویژه قرار داده شده است. موفق باشید
سلام استاد: درد دلی داشتم خواستم اینجا مطرح کنم. آن روز جمعه صبح رفته بودم نانوایی شخصی بهم گفت سردارمون رو زدن کاملا شکه شدم. اومدم خونه پیام رهبر رو دیدم ولی اروم نشدم دو روز تمام گریه کردم اروم نشدم. استقبال با شکوه خوزسنان رو دیدم مقداری تسلی دل بود ولی اروم نشدم دل فقط یک چیز می خواست من هم برم گفتم میرم تشییع سردار اونجا رهبری چیزی میگه اروم میشیم ولی رهبری گفت «الحقنا بهم» حالمون بدتر شد. رفتیم تشییع ولی اروم نشدم. قید کارم رو زدم دیدم دیگه نمی تونم ادامه بدم. بیست و دو بهمن شد رفتیم جشن سالگرد پیروزی و ... امیدهایی که برای امسال آدم تو اون جشن حس می کرد ولی ارامش و قرار نیومد. استاد شما می دونید آرامش را کجا میشه پیدا کرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آرامش در همان اشکی است که بدون اختیار با یاد حاج قاسم عزیز جاری میشود. مگر نخواندهای که آن مردِ بیقرار که بعد از ملاقات شمس تبریزی، ۳۰ سال بیقرار بود، فرمود:
جملة بیقراریات از طلب قرار توست طالبِ بیقرار شو تا که قرار آیدت
جملة نامرادیات از طلب مراد توست ورنه همه مرادها جمله نثار آیدت
آن نفسی که با خودی بسته ابر غصهای آن نفسی که بیخودی مه به کنار آیدت
آن نفسی که با خودی یارکناره میکند وآن نفسی که بیخودی باده یار آیدت
آن نفسی که با خودی همچو خزان فسردهای وآن نفسی که بیخودی دی چو بهار آیدت
حاج قاسم تجربهی بیقراری در این دنیا را به ما عطا فرمود، حالا میخواهی هم یاد حاج قاسم را داشته باشی و هم با قرار باشی؟!! چرا بیقراری را در این تاریخ، عین زندگی ندانیم؟ مگر رهبر معظم ما که حاج قاسم جانش را فدای او میکند؛ یک لحظه قرار دارند که ما به دنبال قرار باشیم؟!! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: «چه خوش صید دلم کردی بنازم چشم مستت را / که کس آهوی وحشی را ازین خوشتر نمیگیرد.» ای عزیز! آنچه گفتی حق گفتی و چه اندازه حکیمانه مطلب را تحلیل نمودی، ولی همین اندازه بدان که قضیه برعکس است. تاریخ تحجر گذشته است. در جهانِ گشودهی امروزین این تحجر است که روزگارش به پایان رسیده است و لذا دست و پا میزند و تهمت میپراکند و فریاد میزند بلکه گمان کند که هنوز هست. نه! اسلام دیگری در میان آمده که عرفانِ خمینی «رضواناللّهتعالیعلیه» پشتوانهی حیات آن است وگرنه، «نه از تاک نشان میماند و نه از تاک نشان.» اسلامِ بدون عرفان، اسلام محمدی «صلواتاللّهعلیهوآله» نیست و عرفانِ بدون حضور مولوی، عرفان نیست. البته چرا باید به دست خودمان دشمنان اسلام را فربه کنیم و متهم شویم که اسلام و تشیع چیزی جز تحجر و توقف در ظاهر دینداری نیست؟! و کاری کنیم که متهم شویم گویا این شیعیان بویی از زیباییهای عرفانِ مولوی نبردهاند که اینچنین آن را نفی مینمایند؟! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: علاوه بر سادگی که همیشه مدّ نظر اسلام است؛ ظاهر مؤمن باید آراسته باشد. به همین دلیل پیامبر خدا «صلواتاللّهعلیهوآله» بهترین عطرها را استفاده میکردند. خوب است سری به کتاب «سنن النّبی» تألیف آیت اللّه طباطبایی بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! از جهت ظهور حقیقت اسلام، در زمان حضرت مهدی «عجلاللّهتعالیفرجه» به صورت کامل صورت میگیرد. در حالیکه از نظر مقام معنوی، همهی آنها تامّ و تمام هستند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بنده آن قسمت را برای بچههای قبل از دبستان عرض کردم. ۲. شاید بشود از آن سن ۶ سالگی آنها را متوجهی چنین موجوداتی نمود از آن جهت که فرشتگان برای مددهای نامرئی و شیطان برای افکار غلط در مقابل ما قرار گرفته است تا امتحان شویم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در همان راستای جسمانیة الحدوث بودن نفس از طریق تجلیات فیض الهی بر جسم است که نفس بدنِ خود را از خود میداند و تدبیر میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کن که: «دوست دارد یار، این آشفتگی». حداقلش آن است که شما را اینچنین «بلبلزبان» کرده است. شک ندارم که وقتی شعر شما را شنید، بر روی عرش خود بیترس و لرز و خندان از شاهکار خود در مقابل ملائکه به شگفت آمد که بندهی خود را به چه ناز و کرشمهای کشانده است و به خود خواهد گفت: «که کس، آهوی وحشی را از این خوشتر نمیگیرد»، به نظر شما این را میگوید یا نمیگوید؟ موفق باشید
سلام و عرض ادب: برای خودسازی مطالعاتی دانشجویان و فعالان رسانه ای چه مباحثی را اولویت و دارای ضرورت میدانید؟ اصول عقاید یا معارف اهل بیت یا موارد دیگر؟ ممنون میشم راهنمایی بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید از معرفت نفس شروع کنید خوب است. همانطور که سیر مطالعاتی سایت متذکر میشود. و البته کتاب «فرزندم؛ اینچنین باید بود» که شرح نامه ۳۱ نهجالبلاغه است، در جای خود بسیار مؤثر میباشد. موفق باشید
سلام و عرض ادب و احترام: در راستای بحث به تفصیل آمدن موضوع اربعین حسینی: حس میشود این آغاز گرهی دارد با بحث وسعت تاریخی و جایگاه افراد که در این سالهای اخیر حضرتعالی به حق بدان اشاره میفرمایید. بنده اینطور به نظرم میآید که گویا ابتدائاً مؤمنین هشیار را نسبت به رفتارشان با برادران دینی آگاه نمودند، سپس آنها را حساس کردند به وسعت روابطی که قبل از این در برخی مؤمنین ضعف داشت، سپس این را آوردند تا کنار مردم عراق و افغانستان و... ، و هم اکنون گمان میشود، هرچه هست یا گره خورده به این وسعت و سعه صدر تاریخی، یا شاید هم از دل این سعه، متولد شود. به هرحال باید به حسین «علیهالسلام» عرض کرد: مست آمدم ای پیر، که مستانه بمیرم / مستانه در این گوشه میخانه بمیرم. درویشم و بگذار قلندر منشانه / کاکُل همه افشان به سر شانه بمیرم. نظر حضرتعالی در مورد این ارتباط چیست؟ ارتباط بین سعه صدر و روابط مذهبیها با جهان بیرون، و آغاز یک آغاز. التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! آغازِ یک آغاز برای تجربه گستردگی انسانیت انسانها و عبور از ظلمات سیطره کمیّت و استکبار با هرچه بیشتر «پاکبازی» و «ایثار»، و اینکه به گفته میشل فوکو متوجه باشیم ایران میتواند با انقلاب اسلامی خود، روحی باشد در جهان بیروح تا عالَم به خود آید.[1] در این رابطه است که باید فکر کنیم در تجربه اربعینیِ خود چگونه رسالت خود را در این جهان بیروح به عهده بگیریم و به انجام برسانیم. بیحساب نیست که رهبر معظم انقلاب «حفظهالله» در اولین نشست با دولت آقای رئیسی بر بازسازی اساسی نسبت به فرهنگ و هنر تأکید کردند. حقیقتاً باید از خود پرسید بازسازیِ اساسی چه نوع بازسازی است که بتواند ایران را به عنوان روحی در جهان بیروح در عالَم حاضر کند همانطور که در سفرهای اربعینی حضور ایرانیان روحی بود تا آن سنت، هرچه زندهتر ادامه یابد، و شاید از این جهت بتوان گفت ما باید در جایی دیگر برای روحبخشیدن به سنتهای دیگری در صحنه آییم. مثل حضور حاج قاسم در درّه پنجشیر در کنار احمد شاه مسعود آن مرد مبارز دلزنده و دوستدارِ مردم افغانستان در سالهای گذشته. موفق باشید
[1] - دار مستتر، ایرانشناس فرانسوی گفته است که اسکندر میخواست ایران را یونانی کند، یونان را ایرانی کرد. (اخلاق در زندگی کنونی – دکتر رضا داوری اردکانی- صفحه 245)
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت دارید که موانع عدم تحقق ارادهی الهی به معنای این نیست که وعدهی انبیاء کذب بوده است؛ مگر موانع عدم تحقق برنامهی حضرت علی «علیهالسلام» که به وسیلهی دشمنان آن حضرت انجام شد را باید به پای امیرالمؤمنین «علیهالسلام» گذاشت؟! یا اگر امروز مردم اهل زمین به توحیدی که انبیاء آوردهاند، منوّر نشدهاند را باید بر عدم موفقیت انبیاء حمل کرد؟! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. رابطهای با آن قرض الحسنه که میفرمایید، ندارم و اساساً در این موارد تجربهی خاصی ندارم. ۲. کتابهای مذکور را استاد جهت تدریس در دورهی لیسانس دانشگاه تنظیم کردهاند، به همین جهت مطالب آن ساده و اولیه است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر بنده بعد از آنکه مسئولان به تذکرات امثال آیت الله تهرانیها توجه نکردند و کار به بحران رسید، رهبر انقلاب وارد میدان شدند، وگرنه تا آنجا که ممکن است رهبر انقلاب مستقیماً در امثال این امور وارد نمیشوند. ۲. عموماً درصدی از مردم بالاخره تحت تأثیر تبلیغات دشمن هستند، ولی رهبر انقلاب به عنوان حجّت خدا وظیفهی خود را انجام میدهند. آیا میشود گفت اگر بر فرض مردم به اسلام پشت کردند، پایان اسلام است؟ یا پایان مردم است؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تجربهی سالهای سال که امام با مرحوم مدرس و مرحوم آیت الله کاشانی در رابطه با نقش غرب در این کشور داشتهاند، مگر تجربهی کمی است؟! عرایضی در جزوهی «ریشههای انقلاب» و در کتاب «سلوک...» در این رابطه شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عمده نگاهی است که انسان در مواجهه با غرب باید داشته باشد. اگر در سنت قدسی و عقلانی با غرب مواجه شویم، نه غربزده میشویم و نه از خرد مدرن بیرون میمانیم و در این مواجهه ابن عربی و صدرا افقهای خوبی را در مقابل انسانها میگشایند زیرا ذات این دو فکر بیش از آنکه ایدئولوژیک باشد به «وجود» نظر دارد. رهبر معظم انقلاب «حفظهاللّه» در توصیف حضرت امام خمینی «رضواناللّهتعالیعلیه» میفرمایند: «یک نمونهی دیگر از این تحوّل در نگاه به دین و مسائل دینی، پافشاری بر تعبّد بود، در عین نگاه نوگرایانه به مسائل؛ یعنی امام، یک فقیه نوگرا، یک روحانی نوگرا بود؛ به مسائل با چشم نوگرایانه نگاه میکرد؛ در عین حال به شدّت پابند به تعبّد.» موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده همینطور است. به همین جهت ما در زیارت حضرت معصومه «سلاماللّهعلیها» نیز داریم: «یَا فَاطِمَةُ اشْفَعِی لِی فِی الْجَنَّةِ» و معنای توسل نیز در چنین فضایی معنا میدهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به طور شخصی به آدرسی که در ایمیل خود داده بودید اینطور جواب داده شد:
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. چرا در راستای همان رشتهی تربیت بدنی شغل خود را دنبال نمیکنید؟ چه در امور اداری و چه غیر اداری و خصوصی؟ ۲. شرطی که برای ازدواج خود گذاشتهاید، منطقی نیست. نباید سرنوشت خود را به سرنوشت بقیه گره زد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تا آنجا که میدانم در زمان خود پیامبر «صلیاللّهعلیهوآله» مواردی از سنگسار انجام شده است. حال اگر صلاح نیست به آن صورت انجام شود، امر دیگری است. بنده در این موارد صاحبنظر نیستم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در مورد جمعِ آقایانی که در سطور اولیه نوشتهاید، آقای دکتر خاتمی با هیچکدام از آنها قابل مقایسه نیستند و از ایشان به بهترین نحو میتوانید استفاده کنید. آقای فنایی را هم چندان جامع ندیدم. ۲. در مورد سیر مطالعاتی اساتیدی را که نام بردید بهجز آقای نوذری که نمیشناسم؛ همه خوبند. ولی در مورد سیر مطالعاتی در رابطه با فلسفهی غرب فکر نکردهام. بد نیست سری به سیدیهای «روزگارِ نو» بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث، بسیار است. نقش بنیالعباس در این امر، جهتِ به حاشیهبردن حضور معارف اهلالبیت «علیهمالسلام» را نباید ساده گرفت. ولی در همین امر، نقش شیعیان هوشمندی چون فارابی و ابنسینا مهم است که سعی کردند حکمت یونانی را طوری وارد حکمت ایمانی نمایند که عملاً حکما یونانی با روح و رنگ حکمت ایمانی در جهان اسلام حاضر شود و تا آنجا که ممکن بود جهان اسلام از دعوای معتزلیگری که سختْ بر عقلِ یونانی تأکید داشت؛ و اشعریگری که در حدّ تحجر، دین را تقلیل داده بود؛ آزاد شد. در این مورد بد نیست سری به جزوات «تاریخ فلسفه و کلام» که بر روی سایت هست، بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «بصیرت و انتظار فرج» عرض شد هم ظهور جزئی داریم که مکرر پیش آمده است مثل مددهایی که به نایبشان میکنند. و هم ظهور تامّ و کامل، که إنشاءاللّه هرچه زودتر پیش آید. موفق باشید
