بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
33124
متن پرسش

با عرض سلام خدمت استادِ عزیزتر ازجان، استاد طاهرزاده: در تعریف عصمت متکلمان قائل به «عصمت موهبتی» که به صورت دفعی و همیشگی است، هستند و در مقابل می‌گویند فلافسفه «عصمت اکتسابی» را که ملکه پرهیز از گناه است و تدریج الوصول است و احتمال زوال هم دارد و ضمانتی در جلوگیری از خطا و اشتباه در آن وجود ندارد را قبول دارند. و گفته شده می‌تواند هر دو در یک شخص جمع شود و تعارضی ندارد (کتاب معارف و عقاید ۴ بحث نبوت مرکز مدیریت حوزه علمیه)، حال سوال این است که آیا تعریفی که راجع به عصمت ارائه شده از طرف فلاسفه صحیح است؟ و دوم اینکه اگر تعریف را قبول کنیم، یعنی ائمه اطهار اول عصمت اکتسابی را کسب کردند و بعد موهبتی و یا اول موهبتی و بعد اکتسابی؟ اگر اول عصمت اکتسابی را بپذیریم؛ یعنی اول ائمه اطهار نأعوذباالله خطا داشته اند سپس عصمت اکتسابی و بعد موهبتی! و اگر اول عصمت موهبتی را بپذیریم، ائمه جبراً عصمت داشته اند و خب فضیلتی نیست و البته عصمت اکتسابی معنایی ندارد. بنابراین آیا تعریف عصمت اکتسابی از طرف فلاسفه کج فهمی شده!؟ ویا قضیه چیز دیگریست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این رابطه عرایضی در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» شده است که نکاتی از آن خدمتتان عرضه می‌گردد: موفق باشید

در موضوع انتصابي‌بودن امام باید گفت: وقتي متوجه باشيم امام بايد معصوم باشد و بايد افضل انسان‌هايِ روي زمين باشد، مي‌پذيريم كه شناخت او از طريق مردم ممكن نيست لذا بايد يا توسط پيامبر كه قله‌ي علم و عصمت است، معرفي گردد و يا از طريق امام قبلي كه علم و عصمت او كامل است، شناخته شود و امام نيز با كارهاي فوق العاده‌اي كه عقل قانع شود، ارتباط خود با قدرت كل را ثابت كند. پس چون امام خليفه‌ي خدا و رسول خدا است ـ و نه خليفه‌ي مردم ـ و چون او معصوم است و مردم قادر به تشخيص مقام عصمت نيستند، بايد او از جانب خدا انتخاب شود و پيامبر او را به مردم معرفي نمايد، يعني به اصطلاح، امام بايد «منصوص» باشد. امام رضاu در اين رابطه مي‌فرمايند: «اِنَّ الامامة اَجَلُّ قَدْراً وَ اَعْظَمُ شَأْناً وَ اَعْلي مَكاناً وَ اَمْنَعُ جانِباً وَ اَبْعَدُ غَوْراً مِنْ اَنْ يَبْلُغَهَاالنّاسُ بعقولهم اَوْ يَنالُوها بِآرائِهم اَوْ يُقيموا اِماماً بِاخْتيارهم»[1] امام از نظر قدر و شأن و منزلت بالاتر از آن است كه عقل مردم به آن ب خداوند در قرآن مي‌فرمايد: «...اِنَّما يُريدُاللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيرا»[2] اي اهل البيت؛ فقط و فقط خداوند خواسته تا شما را از هرگونه پليدي بزدايد و اعتقاد باطل و اثر عمل زشت را از شما پاك كند و شما را به موهبت عصمت اختصاص دهد. با دقت در آيه‌ي تطهير نكات زير مورد توجه قرار مي‌گيرد. «رِجْس» از نظر لغت چون با «ال» آمده، يعني هرگونه پليدي جسمي و روحي. يعني اهل البيت (ع) را خداوند از هر گونه پليدي پاک کرده است.

چون اراده و خواستن در آيه‌ی تطهیر را منحصر به اهل البيت (ع) كرده و گفته «اِنَّما»، پس اولاً: اين تطهير، آن تطهير عمومي كه خداوند براي همه‌ي مسلمين اراده كرده، نيست، و اگر اين تطهير همان تطهيري بود که براي سايرين خواسته ديگر مقام خاصي براي اهل البيت محسوب نمي‌شد. ثانياً: چون خداوند تشريعاً طهارت و تزكيه را براي همه‌ي انسان‌ها خواسته، پس طهارتي که در اين آيه براي اهل‌البيت (ع) اراده کرده، تطهير تشريعي نبوده بلكه تطهير تكويني است، يعني طهارت و عصمتي است موهبتي كه در اثر آن، نيروي فوق‌العاده باطنيِ عصمت در آن‌ها ايجاد شده است، تا آن‌ها نمونه‌ي كامل صحيح زندگي كردن براي بشريت باشند.

در رابطه با اعتقاد به وجود انسان‌هايي که خداوند به نحوه‌ي خاصي برگزيده، موضوع مخلَصين در قرآن است.

شيطان مي‌داند كه از بين بنـدگان خدا فقـط يك گروه هستنـد كه هيچ ابزار و امكاني براي گمراهي آن‌ها در اختيار ندارد و آن «مخلَصين» هستند و لذا به خداوند عرض کرد: «فَبِعِزَّتِكَ لَاُغْوِيَنَّهُمْ اَجْمَعين، اِلاّ عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصينَ»[3] به عزت تو همه را گمراه مي‌كنم مگر بندگان مخلَص را. مخلَصين آن‌هايي هستند که خداوند در آن‌ها تصرف خاصي دارد و هيچ‌كس در آن‌ها سهمي ندارد تا شيطان بتواند در آن‌ها تصرف کند. اگر به معني «مخلَص» توجه شود، متوجه خواهيد شد كه مخلَص‌بودن غير «مخلِص»بودن است. همّت براي خوب‌شدن مربوط به مخلِصين است و نه براي مخلَصين، بلكه مخلَصين برگزيدگاني هستند كه خداوند براي خود خالص كرده و هيچ‌كس در آن‌ها سهمي ندارد، بلكه آن‌ها به دليل مخلَص‌بودنشان آينه‌ي خواست و رضايت خدايند و هركس خواست رضايت خدا را جلب کند، بايد حركات و افكار و عقايد آن‌ها را ملاك قرار دهد. مشخص است كه اين مقام يک مقام اكتسابي نخواهد بود، بلكه موهبتي است، هرچند آن‌ها با اختيار خود بايد اين عصمت را حفظ نمايند و مسلّم حفظ كردن عصمتِ موهبي مشكل‌ترين كار ممكن براي بشريت است، زيرا حفظ عصمت به اين معنا است که يك لغزش نبايد از آن‌ها سر بزند. در همين رابطه است که عارفان گفته‌اند:

محنت قرب ز بُعد افزون است

جگر از محنت قربم خون اسـت

هسـت در قرب همه بيم زوال

نيست در بُعد جز امید وصــال

حفظ حالت قرب از آن جهت جگر سالک را خون مي‌کند که با يک خطا از آن مقام سقوط مي‌نمايد.

در زيارت، خطاب به امامان (ع) عرض مي‌کنيم: «السَّلامُ عَلَيكُمْ يا نُورَاللهِ في ظُلُماتِ‌الاَرض» سلام برشما اي نور خدا در ظلمت‌هاي زمين. «بِكُمْ يُسْلَكُ اِلَي الرِّضْوان» به كمك شما راه رضايت الهي طي مي‌شود. و يا مي‌گوييم: «حَفَظَةً لِسِرِّه وَ خَزَنَةً لِعِلْمِه» شما نگهبان سرّ الهي و معدن علم او هستيد.

 

[1] - اصول كافي، ج 1، ص 198.

[2] - سوره‌ي احزاب، آيه‌ي 33.

[3] - سوره‌ي صاد، آيات 82 و 83.

32813

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

خدمت استاد گرامی سلام علیکم: در خصوص فلسفه آفرینش انسان و تاثیر جبر محیطی در افعال انسان با عنایت به اراده اختیاری او در طول اراده الهی و علم اجمالی و تفصیلی خداوند به افعال و سرانجام انسان که شائبه عبث بودن خلقت را برای بعضی تداعی می کند لطفا پاسخ کوتاه عنایت فرمایید یا منبعی از آثار خودتان را برای جواب معرفی نمایید. ان شاءالله سلامت باشید

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب ابن عربی در فصّ اسماعیلی از «فصوص الحکم» می‌فرماید: ] لذالک قال تعالی: «أَعْطى‏ كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى‏» أي بيَّنَ أنَّهُ أعطى كلَّ شي‏ءٍ خلقَهُ،(طه/50) فَلا يَقْبَلُ النّقْصَ و لا الزّيادةَ. [

به همین جهت خداوند فرمود: عطا کرد هر موجودی را خلق مخصوصش را سپس هدایتش نمود. در این آیه بیان کرده که خلقتِ مخصوص هر موجودی را به آن مخلوق داده است. پس از این جمله برمی‌آید که نقصی و یا اضافه‌ای در آن مخلوق نبوده است. و در آیه‌ی 88 سوره‌ی نمل ملاحظه کردید که فرمود: صنع خداوند طوری است که هر موجودی متقن و بدون هر نقصی است.

با توجه به این امر از آن جهت که امکانِ هر شیئ و هر شخص، ذاتیِ آن شخص است پس عملاً خداوند خلقتِ او را به او می‌دهد. موفق باشید

31994
متن پرسش

سلام: آقای صمدی آملی در جایی می‌گوید اصل جمله دکارت که «من فکر می‌کنم پس هستم» مربوط به ابن سینا هست که به نظر ایشون دکارت باید ذکر می‌کرده که بوعلی این جمله را گفته حال سوال من اینست که اگر این حرف درست باشد پس تاریخی با دکارت شروع نشده و روح جدیدی در تاریخ با آقای دکارت دمیده نشده نظر شما چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه این‌طور نیست. آنچه ابن‌سینا می‌گوید اساساً با جمله دکارت متفاوت است. جناب ابن‌سینا در این‌که انسان با نظر به علم به خود به صورت حضوری امکان شک برایش منتفی است، سخن به میان آورده. و این غیر از آن است که جناب دکارت بنا دارد مبنای سوبژگیِ انسان را به میان آورد که از طریق کانت به رشد کامل رسید و عملاً تاریخ جهان انسان مدرن پیش آمد. درک سخن دکارت با فهم تاریخی که او در آن است ممکن است. نباید سخن متفکران غربی را در دل فلسفه خود تفسیر کرد زیرا در این صورت باز در محدوده فلسفه خود می‌مانیم و توصیه بنده به رفقایی که فلسفه اسلامی می‌دانند آن است که گمان نشود فقط یک فلسفه داریم، غافل از آن‌که فلسفه‌ها داریم. موفق باشید      

31153
متن پرسش
با سلام و احترام: در مورد سوال 31137 استاد جان سوال بنده این بود که چرا حضرت رضا علیه السلام فرمودند «از» شرایط توحید، ولایت است مگر توحید شرط دیگری غیر از ولایت هم دارد؟متشکرم و التماس دعا دارم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توحید، یک نگاه است به حقیقت و اگر مظاهر آن حقیقت مد نظر نیاید عملاً در حد یک باور انتزاعی میماند و این برای انس با خدا کافی نیست. باید انسانها در عین نگاه توحیدی به عالم و آدم، مظاهر تام و تمام توحید را بیابند و زیر سایه آنها موحدانه زندگی کنند. موفق باشید

31137

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب: استاد گرامی در حدیث امام رضا علیه السلام که فرمودند: «لااله الا الله حصنی و..... به شرطها و شروطها و انا من شروطها» اگر منظور حضرت از انا، اشاره به مقام ولایت است، چرا فرمودند «من» شروطها؟ یعنی بقیه شرطها چی هست؟ ممنونم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اصل، توحید است و امام مظهریتِ متعیّن توحیدِ الهی است و انسان‌هایی که در جستجوی نور توحید هستند، آن را باید در امامی که مظهر آن نور است دنبال کنند وگرنه باور توحیدی آن‌ها در حدّ مفهوم متوقف می‌شود. موفق باشید

30906

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام آقای طاهرزاده: طاعات قبول باشه. نظر شما چیه درباره‌ی کتاب‌های دکتر محمدعلی امیرمعزی: «تشیع: ریشه‌ها و باورهای عرفانی» و «راهنمای ربانی در تشیع نخستین» «سرچشمه‌های عرفانی در اسلام» و...
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خواندن کتاب‌های ایشان خوب است و ایشان تحت تأثیر آقای کربن نگاه به تشیع و عرفانِ شیعی دارند. ولی به گفته خود ایشان، کتاب‌ها را از موضع یک پژوهش‌گر می‌نویسند و نه یک شیعه. موفق باشید

30469

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار: نکته ای که در باب منش علمی حضرتعالی بسیار قابل تحسین است تفکیک بین حوزه های تخصص علماست. مشخصا این که در حوزه های اجتماعی و سیاسی پیرو امثال مرحوم امام هستید و در مسائل قرآنی و تفسیری پیرو مرحوم علامه طباطبایی هستید و به نوعی سایت خویش را هم لبّ کتاب ایشان معرفی کرده اید بسیار بلندمنشانه است. زیرا چنان که مطلع هستید مرحوم علامه به هیچ وجه با انقلاب اسلامی عقلا و شرعا موافق نبودند و جایز نمی دانستند، اما با این وجود حضرتعالی در مسائل تفسیری به ایشان رجوع می‌کنید و در مسائل سیاسی امام را مرجع می دانید. و این تفکیک خود درسی است که امثال حقیر باید از حضرتعالی بگیریم. وفقکم الله.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: ضمن تشکر از نگاه خوب جنابعالی، عنایت داشته باشید که فرزند علامه فرموده بودند نظر علامه نسبت به انقلاب منفی نبوده. و به همین جهت ملاحظه می‌کنید در همین خانواده، فرزند آیت الله قدوسی که نواده‌ی علامه به حساب می‌ایند، اهل جبهه و جهاد هستند و شهید می‌شوند و داماد خود علامه یعنی آیت الله قدوسی اولین دادستان انقلاب هستند که به دست منافقین شهید می‌شوند. به نظر نمی‌آید اگر علامه مخالفتی با این فضا داشتند، این روحیه‌ها شکل می‌گرفت بخصوص که شخصیت علامه، شخصیت تأثیرگذار بر اطرافیان است. موفق باشید

30464

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: فرق بین تعقل و تفکر را لطفا با مثال روشن فرمایید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید این دو لغت در محاوره‌های ما مترادف هستند، مگر این‌که در جمله‌ای خاص معلوم شود گوینده یا نویسنده به چه وجهی نظر دارد. موفق باشید

30443

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: ۱. نظرتون راجع به الاتقان سیوطی در علوم قرآن چیه و چقدر کار در علوم قرآنی برای طلاب ضروریه و در چه موقعی باید آن را کار کرد؟ ۲. درمان عدم معاصرت حوزه با تاریخ معاصر و انقلاب اسلامی چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به طور جدّی روی آن کتاب کار نکرده‌ام تا نظر دهم. ۲. توجه به توحیدی که در مواجهه با آن، این تاریخ ظهور کرده، راه حل موضوع می‌باشد. موفق باشید

30217

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا. سلام علیکم: بنده همواره از آثار بنانی و بیانی جنابعالی استفاده کرده و دلیل راهم بوده و هست جسارت بنده را ببخشید خواستم از جنابعالی برای موضوعی کمک بگیرم. در حال فیش بر داری از آثار حکماء با محوریت آثار آیت الله جوادی آملی با موضوع علم نافع و اتحاد بین عالم و معلوم و ارزش داشتن هر علمی به معلوم آن، می باشم. لطفا در عنوان آن کمکم کنید چون در حد مقاله پژوهشی بنای کار دارم. آثار جنابعالی را در این خصوص معرفی کنید - پوزش بنده را بپذیرید. ان شاءالله سلامت باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گمان می‌کنم کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» جهت دنبال‌کردن علم نافع و کتاب «معرفت نفس و حشر» جهت بررسی اتحاد علم و عالم و معلوم بتوانند نکاتی را متذکر شوند. موفق باشید

30095

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: بنده در مجموعه فرهنگی فعالیت می‌کنم ولی واقعا خسته شده ام. تو این مجموعه احساس تنگنا و ناگشودگی می‌کنم. چنتا مثال خدمتتون عرض می‌کنم: مجموعه ما در مقابل کسانی که با رهبری و انقلاب ذره ای زاویه دارن موضع گیری سخت میکنه و اونها رو به شدت محکوم میکنه و... درحالی که بنظرم با این موضع گیری های سخت نمیتونیم حقیقت انقلاب رو به اونا بشناسونیم. یا مثلا میگن که ما حق همکاری با مجموعه های دیگه رو نداریم و اینکه با برخی افراد که مشکلی هم ندارن نباید رابطه داشته باشیم و اگه کسی همفکر ما نیست و طبق اصول ما جلو نره از مجموعه باید اخراج بشه و... میگن هر سیر مطالعاتی که ما گفتیم باید خونده بشه و...انگار نوعی تحجر و منیت تو این مجموعه هست. آیا اینا همون دیوار ها و حجاب هایی نیستن که نمیزارن ما با خدا ارتباط داشته باشیم؟ احساس می‌کنم این موارد باعث میشه که ما حاج قاسم وجودمون رو کشف نکنیم و نتونیم به وسعت بشریت باشیم و به سعه صدر برسیم. به نظرتون این فعالیت ها ما رو از حقیقت انقلاب دور نمیکنه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این مشکل بسیار بزرگی است که عملاً انقلاب اسلامی با این نگاه مقدس‌‌مآبانه‌ی تنگ‌نظرانه، بیشتر ضربه می‌خورد تا از دشمن. آنچه انقلاب را نگه می‌دارد، سعه‌ی صدری است که رهبر معظم انقلاب «حفظه‌الله» قهرمان آن هستند. موفق باشید

29945

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: ۱. آیا با فقه و اصول و دروس مصطلح حوزه می‌توان آن چه که نیاز یک تمدن اسلامی است (اقتصاد و فرهنگ و ...) را برآورد؟ ۲. اگر جواب خیر است با چه ابزاری می‌توان این کار را کرد؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً تمدن اسلامی نیاز به فقه و اصول دارد. آری! شرط لازم هست، ولی کافی نیست. از حکمت و عرفان نباید غفلت کرد تا إن‌شاءالله جهان، آماده‌ی فهم اشارات قرآنی و روایی ما بشود. موفق باشید   

29944

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام: بفرمایید بنده پس از مدتی که تلاش زیادی در امور مادی و معنوی و تحصیلی انجام می دهم گره هایی در کارم می افتد که باعث می شود آن تلاش ها به نتیجه نرسد. و این چرخه ی اراده و تلاش و شکست خوردن دائما رخ می دهد. به نحوی که از حالت طبیعی خارج شده است. به نظر جنابعالی بنده باید چه کار کنم؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اموری مثل صله‌ی رحم، خوش خُلقی، تواضع و صداقت راه‌گشا هستند. موفق باشید

28890
متن پرسش
سلام علیکم و عرض ادب: در بحث بسیار بسیار زیبای (تحجر عامل قتل حسین) که خود در دل بحث سعه صدر گمشده تاریخ است، که امسال از شما بزرگوار شنیدیم و گویا فریاد جانمان به زبان حضرتعالی جاری شد، و دیگر فریاد نبود، همان سعه که فرمودید آرام کرد این فریادها را. لذا در همین راستا، دو مستند زیبا که از شهید صدرزاده تهیه شده، و در آن به معنویت ایشان که همراه با شوخی و جوانی و شیطنت های حلال و بگو بخند و جبهه نگرفتنهای در مقابل دیگران همراه بوده، پرداخته است. ۱. اولا بنظر حضرت عالی خوب نیست در کانال قرار بدهیم؟ برای اینکه تفکر روی آن شود، مثلا در طی یک هفته کوتاه کوتاه از آن را قرار بدهیم. ۲. اگر حضرت استاد منت بگذارند، متنی، ولو کوتاه، بفرمایند که ما ذیل مستند بگذاریم ممنون می‌شویم. اگر هم دوست می‌دارید که قبلا مستند را ببینید و بعد متن را بفرمایید، برایتان در ایتا فرستاده می‌شود، ولی اگر هم وقت دیدن آن را نداشتید، هرطور که خود صلاح می‌دانید، نام این مستند جدید «روزگار ابراهیم» محتاج دعای حضرتعالی هستم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مستند «روزگار ابراهیم» که روایتی بود از زندگی شهید مصطفی صدرزاده را بعد از آن‌که شما تذکر دادید دیدم. قصه‌ی «بودنی» بود که ما نیز می‌توانیم احساسِ «حق‌الیقینی» را کم و زیاد در خود احساس کنیم که در این زمانه گویا این تنها معنای بودنی است که می‌توانیم خود را در آن پیدا کنیم و بپذیریم. آری! همان‌طور که انقلاب اسلامی همچون موجودی زنده مراحلی را به سوی بلوغ دارد، نسبت ما نیز با این ودیعه‌ی الهی مناسب حضور تاریخی‌اش در مراحل گوناگون به یک معنا متفاوت می‌شود و قصه‌ی حضور در دفاع از حریم اهل‌البیت «علیهم‌السلام» یکی از آن مراحل بود و هست. مرحله‌ای که  عرش، آری! عرش را در مقابل ما گشود و عده‌ای همچون مصطفی صدرزاده سر از پا نشناختند و قدم در آن راه گشوده نهادند. و امروز یک ندا به وسعت سینه‌ی شهدای مدافع حرم باید بگشاییم، وگرنه از آن حضور عرشی عقب می‌افتیم. ما در باطن حرکات امثال حاج قاسم و پیرو آن شهید صدرزاده معنایی را یافتیم بزرگ تر از همه‌ی آنچه تا حال از کربلا فهمیده بودیم. چه موقع ما می‌دانستیم کربلا یعنی محبت و محبت و یگانگی؟ در این‌جا اوج آنچه در دفاع مقدس یافته بودیم، تجربه شد. در جهانی بسیار بزرگ‌تر از جهانی که با اشگ‌های خود آن را شناخته بودیم. اشگ‌هایی که به بزرگی همه‌ی عالم بود. به همین جهت برای شهید صدرزاده برگشت از سوریه یعنی برگشت از آن جهانی که از همه‌ی عالم بزرگ‌تر است، و این ممکن نبود. و این‌که رفیق او می‌گوید: «زیادی مهربان بود»؛ رازِ رجوع او بود به حقیقت و شناختی که از حقیقت داشت و اگر پرتوی از آن را در کسی می‌دید به او عشق می‌ورزید و این یعنی گشوده شدن در آغوش خدا. موفق باشید

28401

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و وقت بخیر خدمت استاد گرامی! استاد میشه این آیه رو توضیح بدین الإمامُ الرِّضا عليه السلام: lرأيتُ أبي عليه السلام في المَنامِ فقالَ ; يا بُنَيَّ ، إذا كُنتَ في شِدّةٍ فأكْثِرْ أنْ تقولَ ; «يا رؤوفُ يا رحيمُ»، و الّذي تَراهُ في المَنامِ كما تَراهُ في اليَقَظةِ» امام رضا عليه السلام: «پدرم را در خواب ديدم فرمود: پسرم! هرگاه در سختى و گرفتارى بودى جمله «يا رؤوف يا رحيم» را فراوان بگو و آنچه در خواب مى بينى چنان است كه در بيدارى مى بينى.» مُهج الدعوات : ۳۹۷. یه سوال دیگه هم داشتم، اینکه در نماز و یا دعا هامون خودمون رو نفی کنیم و به یاد اینکه هستی خداست و ما جلوه های خدا هستیم، بالخصوص که سوره توحیدی اخلاص رو می‌خونیم یا اینکه طبق گفته شما در کتاب چگونگی به فعلیت رسیدن باورهای دینی از طریق معرفت نفس پیش بریم و اینکه یه نفس داریم که مجرده و با نماز و دعا به فعلیت میرسه، کدومش بهتره؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. حضرت متذکر تجلی اسم رئوف و رحیم خداوند در امور می‌باشد. ۲. در دعا و نماز مطابق محتوای دعا و نماز، حضرت معبود را مقصد خود قرار می‌دهیم از آن جهت که ما فقیر إلی اللّه هستیم و او غنی و حمید. موفق باشید

28317

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در انتهای ۲۸۳۱۰ اشاره فرمودید انقلابیگری غیر از آنارشیستی بودن و غافل شدن از خرد مدرن است. آیا منظورتان این است امروز نیاز به شناخت مدرنیته داریم و حتی برای عبور از مدرنیته و حفظ بصیرت و هویت تاریخی هم نیاز به غرب شناسی و شناخت مدرنیسم است و در برخورد با مقوله ای مثل تنکیک و عقل تکنیکی هم باید با بصیرت و خودآگاخی نسبت به مدرنیته و ابعاد متجلی آن در ابزار و تکنیک و عقل تکنیکی که در کتاب فرهنگ مدرنیته و توهم و گزینش تکنولوژی از دریچه بینش توحیدی فرمودید، قلب تکنیک را از آن خود کرد و مستحیل در روح عقاید خویش گرفت بدون اینکه ما در قالب و روح عقاید مدرنیته برویم که حق را به حجاب برد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. در این رابطه مباحثی که اخیراً در رابطه با «انقلاب اسلامی، جهانی بین دو جهان» شروع شده است، إن‌شاءاللّه با ادامه‌ی آن مباحث، این موضوع کمی از اجمال به در خواهد آمد. موفق باشید 

لینک مطلب«انقلاب اسلامی، جهانی بین دو جهان» 

27719
متن پرسش
سلام علیکم: یک مطلبی مطرح شده که یکی از علت های سقوط صفویه رویکرد علامه مجلسی و فرزند ایشان است که اخباری گری را تقویت کردند ویژه فرزند علامه مجلسی که بسیار با عرفان و تصوف مشکل داشت و با آنها برخوردهای قاطع و حتی با قوه قاهره و سخت کرد و نوعی تعصب مذهبی را بوجود آورد و خودش در روند زوال صفویه و ایجاد تعصب موثر بوده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کلیّات حضور تاریخی صفویه، یکی از مراحل مهم و ارزشمند تاریخ ما می‌باشد. ولی متأسفانه نتوانستیم آن‌طور که باید و شاید آن را پاس داریم و حکمت و عرفانی که می‌توانست به حضور تاریخیِ تشیع رونق ببخشد، به حاشیه رفت و ما محدود شدیم به دیوارهای تنگِ باورهای فردیِ خودمان. موفق باشید

27577
متن پرسش
سلام استاد: امیرالمؤمنین فرمودند: من آن قرآنی هستم که مرا مهجور کردند.. وَقَالَ الرَّسُولُ یا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً» فرقان/۳۰ میشه گفت که شکایت کردن پیامبر به خاطر مهجور بودن قرآن در واقع شکایت کردند از مخالفت ها با حجت خدا (علی علیه السلام) می باشد؟ و در این زمان اون قرآنی که نباید مهجور بشه امام زمان علیه السلام است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً همین طور است. وقتی قرآنِ مجسم یعنی امام معصوم در ابعاد مختلف‌اش درک نشود، حتماً قرآن مهجور خواهد ماند. زیرا امام است که باید قرآن را به ظهور آورد. موفق باشید

26917

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در جزوه اخیرتان یعنی قرار گرفتن در بودن تاریخی خود، اشاره به دیدار حضرت آقا با وزیر وقت فرهنگ در دولت اصلاحات کردید و تمرکز دقیقی روی همین نکته مد نظر رهبر معظم انقلاب در ادامه بحث تان داشتید. سوالی اینجا مطرح میشه که آیا اگر آشنایی با شریعت الهی و مکتب اهل بیت هم چنین غرب شناسی و شناخت مدرنیته در سطح جامعه تقویت شود، انتشار کتب و محتوای رسانه ای زاویه دار با گفتمان انقلاب و اسلام ناب یا کُتُبی که محتوای حتی ضد گفتمان انقلابی و ولایی را نشر می دهد، بلامانع است و دیگر ابزاری برای تهاجم فرهنگی و نفوذ محسوب نمی شود. (ویژه اینکه بحث نفوذ فرهنگی و اهتمام به مقابله با آن هم در بیانات رهبری عزیز دیده می شود)؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن صحبت مقام معظم رهبری این‌طور فهمیدم که اگر توان جوابگویی در حدّ مقابله با فتنه‌ها را داشته باشیم، حضور آن نوع نوشته‌ها کمک می‌کند تا مردم ما رشد کنند و منفعل نباشند. موفق باشید

26446

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد گرامی: بنده برای اولین بار است که می خواهم در اعتکاف ان شاءلله شرکت کنم و اشتیاق فراوانی برای رسیدن به آن دارم. چند راهنمایی از حضورتان درخواست داشتم. اول اینکه من جزوه ی اعتکاف شما را دارم مطالعه می کنم برای نیت اعتکاف چه نیتی کنم؟ دوم اینکه من دو پسر دارم که هر دو خارج از کشور زندگی می کنند و متأسفانه هر دو از دین منحرف شده اند و عقاید ضد دین و انقلاب و رهبری دارند و من و پدرشان را هم مورد انتقاد قرار می دهند. آیا لازم هست و تأثیر دارد که من در اعتکاف عمل ام داوود را به نیت اصلاح پسرانم انجام بدهم؟ لطفا رهنمایی بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همان‌طور که در آن جزوه هست نیّت و قصد شما در اعتکاف، قربِ بیشتر به خدا و فاصله‌گرفتن از توهّمات دنیا باشد. ۲. در اعمال «امّ داوود» برای هدایت آن‌ها دعا کنید. موفق باشید

26252
متن پرسش
سلام و عرض ادب: آیا اینکه غالب مسئولین کشور حتی مسئولین انتخابی، باید از فیلتر رهبر و منتصبین رهبری رد شوند یا صلاحیتشان توسط معتمدین ولی فقیه تایید گردد و در اجرای مصوبات هم باز باید با صلاح دید همان معتمدین و منصوبان رهبری در شورای نگهبان و مجمع تشخیص عمل کنند، می تواند مصداق دیکتاتوری و شخص محوری در پوشش مذهبی و دینی باشد یا خیر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در دیکتاتوری، نظرِ شخص دیکتاتور حاکم است ولی در ولایت فقیه، نظرِ فقهی و فقاهتیِ ولیّ فقیه که حاصل تدبّر و تفقه در متون دین است؛ در میان می‌باشد. به همین جهت افلاطون می‌گوید آن‌جا که قانون مشخصی در میان است، بهتر آن است که یک نفر مطابق آن قوانین تصمیم بگیرد، ولی آن‌جایی که قانونی نیست، بهتر است که جمعی نظر دهند. مشکل غرب آن بود که متن مطمئنِ قابل اعتمادی نداشت و خودشان نیز جایگاهی مطمئن برای اناجیل و تورات قائل نبودند. موفق باشید   

25663

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی: من دختری مذهبی و پایبند اصول اخلاقی و دینی می باشم مدتی است که با دوستان یا روایاتی از برخی شخصیت ها آشنا شدم که جدیدا متاسفانه ذهنم را خیلی مشغول نموده است. افرادی که تقریبا خیلی راحت و بدون دین و به قولی آزادانه سالها در این جامعه زندگی کرده اند و تمام خوشی ها و لذت های دنیایی را تجربه نموده اند تجربه هایی که برای من بچه مذهبی قبیح و زشت بوده و بهش هیچگاه فکر نکرده ام ولی به لطف الهی جرقه ای در زندگی این دوستان زده می شود و متحول می شوند و واقعا نمی دانم چه لطف بزرگی شامل حالشون میشه و چقدر خداوند و ائمه بزرگوارانه دستشون را می گیرند که ایمانشون از ما هم قوی‌تر میشه و من به حالشون غبطه می خورم و در این حین بهترین‌های هرچیزی نصیبشان می شود که در این راه کمکشان کند مثلا همسر خوب و ... از طرفی امثال ما که همیشه سعی در گوش سپردن به حضرت حق بودیم، دعاهایمان که مستجاب نشد و شامل نگاه خریدارانه خدای رحیم و ائمه معصومینش هم نشدیم. و به قولی از اینجا مانده و از آنجا رانده شدیم و حتی از لذت حلال ازدواج هم بهره مند نشدیم. و الان گاهی ناشکری می کنم و می گویم کاش که من هم اینگونه بودم و متاسفانه این افکار روی زندگی و عباداتم هم تاثیر گذاشته است. خواهشمندم به من کمک کنید حال دلم خوب شود و مطمئن شوم که خدا به من هم نظر می کند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بر روی تقدیرات الهی که برای هرکس مقدّر شده است، فکر کنید. مستقرشدن در تقدیر الهی، همان بهشت انسان می‌شود و مقایسه با تقدیرات بقیه، آن بهشت تبدیل به جهنم می‌گردد. راه زندگی صحیح با خدا، راضی‌بودن به تقدیر حضرت حق است. موفق باشید

25596
متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد گرامی: ببخشید یک سوال: حضرت آقا بیانیه گام دوم را با این عبارت شروع می‌فرمایند: الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله‌ الطّاهرین و صحبه المنتجبین و من تبعهم باحسان الی یوم الدّین. این عبارت برای چه مواقع و مواردی استفاده می‌شود؟ چرا حضرت آقا از این عبارت در ابتدای بیانیه استفاده کرده‌اند؟ ما در حال شرح بیانیه گام دوم انقلاب هستیم و این سوال برای‌مان پیش آمد. قطعا پاسخ شما برای بسیار راهگشاست. سپاس
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رهبر معظم انقلاب با آن مقدمه‌ی دقیق و حکیمانه، ما را متوجه می‌کنند که حضور تاریخی انقلاب اسلامی دیگر محدود به شیعیان نیست بلکه از حوزه‌ی حضور در جمع مسلمین نیز گسترده‌تر آمده است. موفق باشید

25387
متن پرسش
با سلام: شما می فرمایید که عین وجود عین هستی فقط حضرت الله است. اما در کتاب خویشتن پنهان می فرمایید که بدن عین وجود نیست بلکه روح انسان عین وجود است. تفاوت دو عین وجود بالا در چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روح انسان چیزی جز «وجود» نیست ولی نسبت به وجود مطلق در مرتبه‌ی نازله است ولی «عین‌الوجود» به معنایِ حقیقی آن در مرتبه‌ی مطلقِ وجود می‌باشد. موفق باشید

24855
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیزم: ببخشید اینکه فرمودین تو تفسیر سوره حمد اون خانمه فرستاد براش یه گلیم بخرن، وقتی از چگونگیش پرسید دیگه گفت نمیخوام. حالا من دچار مساله ای شدم اینکه ما خانمها که باید توی خونه آراسته باشیم، و دنبال لباس مناسب بگردیم، این گشتن هم شامل توجه به چیستی ها میشه؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سلوک إلی اللّه مراحلی دارد. آری! انسان به جایی می‌رسد که از جهت خود دیگر از این تفاوت‌ها آزاد می‌شود. ولی این بدین معنا نیست که ما در مسیر زندگی خود و زندگی با دیگران، رعایت اموری که بر عهده داریم را فرو گذاریم. مگر پیامبرخدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» نبودند که سعی می‌کردند در کنار آن وارستگیِ فوق‌العاده‌شان، آراسته باشند؟ موفق باشید  

نمایش چاپی