بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
29091

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرامی و وقت بخیر: ما گروه های تلگرامی یا سایت ها علاقه داریم در مورد معارف اسلامی و مسائل مهم دین در دنیای امروز صحبت کنیم تا حدی هم مباحث مختلفی پیش میاد و صحبت می کنیم راهنمایی و درخواستی که از شما داشتم موارد زیر هستند: ۱. با توجه به اینکه در گروه های با هدف آشنایی و طرح مباحث اسلامی، طرح و نقد اندیشه های مخالف بهتر جواب می دهد و بیشتر افراد جذب شده و توجه نشان می دهند، چه افراد و دیدگاه هایی برای نقد در این رویکرد پیشنهاد می دهید؟ ۲. در مورد موضوعاتی که افراد گروه روی اون کار کنن و با هم بحث و مباحثه کنند اگر لیستی از موضوعات رو بیان کنید ممنون خواهیم بود. ۳. مورد سوم هم سوالهایی که بعضا مطرح میشه و کلید بسیاری معارف هست در کارهای گروهی و فردی، سوال در حقیقت نقش سوخت افراد رو داره که انرژی اشخاص رو تا رسیدن به هدف تامین می کنه. در این خصوص هم می خواستم لیستی از سوالاتی که بنظرتون شایسه هست رو بفرمایید یا ارجاع بدهید. البته سوالات مطرح شده در سایت هست، سیر مطالعاتی شما و سوالاتی که شما در مقدمه کتاب ها مطرح کرده اید هستند و... بهرحال خواستم یک چارچوب و نقشه راه برای افرادی که در فضاهای گفتگو در مباحث دینی فعال هستند بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتش نمی‌توانم به طور مشخص افرادی را معرفی کنم زیرا بحمدلله کثرت چنین افرادی به آن انداره هست که خودتان تشخیص دهید و یا لیستی از موضوعات مشخص را عرض کنم زیرا بستگی به مخاطب و شرایط خودتان دارد. همچنان‌که سؤالاتی که باید مورد بحث قرار گیرد با چنین اقتضائاتی باید مدّ نظر باشد. موفق باشید

29014

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عنوان: عرفان با سلام و تشکر. حدود ۵ سال است که بر اثر بیماری روی ویلچرم، دو سال پیش که دو دکتر رفته بودم و حال بسیار بدی داشتم، آقای دکتر سر صحبت را باز کرد. این دو سال برکات معنوی زیادی برایم داشته، احساس می کنم دوباره متولد شدم، دوبار ه اسلام اوردم، با خدا آشتی کردم. اما در کمال بهت و تعجب روزی دکتر گفت که لایک است، نماز نمی خواند، و خلاصه هیچی! اصلا قابل باور نبود. او تسلط زیادی به آیات و روایات، مثنوی و منابع عرفانی شرق و غرب داشت و باورش برایم سخت بود. گفت دیگه نمی تونه من را راهنمایی کنه و من به حد کافی رشد کردم که بقیه راه را بروم. چندی بعد به یکی از دوستانی که در همین مسیر آشنا شده بودم موضوع را گفتم، گفت بله دکتر بی دین است و چون شما با او هم افق نشدید دیگه نمی تونه با شما باشه! استاد، من با آشنایی با دکتر به کتاب های شما رسیدم و خدا را شاکرم که سطر به سطر کارهاتون نوره. ولی همش با خودم می گم می شه انسان به اهل بیت برسه با کسی که اهل بیت را فقط در حد انسانهای عارف قبول داره؟ کجای کارم می لنگه؟ حتی دکتر روزی گفت که تقلید از یک دین خاص یعنی زندگی به جای گوسفند! دکتر قدرت روحی زیادی داره، و این را بارها تجربه کردم. خیلی گیج و حیرانم نمی دانم در این دو سال فاتحه خودم را خواندم یا سالک شدم؟ * مورد دیگه که سوال داشتم، در حال مطالعه کتاب معادتون هستم، این که توضیح دادید که اکثرا فشار اولیه را دارند چون مثلا از بداخلاقی بدش میامده ولی نتونسته پاکش کنه، واقعا دچار وحشت شده ام، چون ان شاءالله بتوانیم پاک بشویم ولی اگر نشدیم باید منتظر فشار باشیم. و باور کنید در این پنج سال بیماری آنقدر درد کشیدم که دیگه فشار ....** سوال دیگه: یکی از کتاب هایی که دکتر گفت بخوانم سرگذشت یک یوگی بود. در این کتاب فصلی درباره مرگ استاد یوگی و سپس ظاهر شدن او بر یوگی و خبر دادن از جایی است که رفته. اونجا دیگه خبری از نکیر و منکر و اهل بیت نیست. دکتر به من گفت اگر راه نجات فقط در تمسک به اهل بیت است پس بفرمایید همه جهنم، فقط شیعیان علی ع آن هم عده قلیلی متنعم. کجای این کار به خدای خیر محض می خوره؟ من چیزی نگفتم دست از اعتقادم هم بر نداشتم. هر چند شبهه در ذهنم ماند. **در فصلی از آن کتاب شاگرد یوگی می میرد و شش ماه بعد یوگی انرژی ورود او به دنیا را درک می کند و می گه او برای تکامل برگشته. می دانم که تناسخ باطله فقط بفرمایید این چه انرژی بوده؟ ببخشید که طولانی شد. پیشاپیش تشکر من را بپذیرید. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچند این موضوع نیاز به بحث مفصل دارد ۱. در این‌که این افراد در فضای اخلاقی زندگی می‌کنند، ولی عبودیت خود را رشد نمی‌دهند؛ مربوط به خودشان است و به مرور می‌رسند که یک جاهایی کم می‌آورند. زیرا انسان در ذات خود عین ربط به حق است و با عبودیت خدا این شخصیت به ظهور می‌آید. ۲. چه اشکال دارد در عین سیر مطالعاتی خود، رابطه‌تان محفوظ باشد و متذکر ضعف‌های بینشیِ ایشان بشوید. ۳. در مورد یوگی‌ها و تأثیری که بر طبیعت و جسم انسان‌ها دارد، یک بحث است و حضور در برزخ و قیامت و روبروشدن با فطرتی که در إزای عبودیت می‌تواند از برکات قیامت بهره‌مند شود، بحث دیگری است. موفق باشید

28519

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ببخشید بنده دوستانی دارم که آدمای اهل فکر و مذهبی ای هستن و انقلابی. ولی هر خواستگاری که براشون میاد چندان مذهبی نیست. از طرفی سنشونم داره میره بالا. می‌خواستم ببینم در این شرایط مجرد موندن به صلاحشون هست یا ازدواج با یکی از همین پسرایی که چندانم مذهبی و انقلابی نیستن؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کافی است طرف بی‌دین نباشد و نسبت به رهبر انقلاب مخالف نباشد، بقیه‌ی امور را می‌توان تحمل کرد. موفق باشید

28159

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: سوال ۲۷۸۶۸ که ازتون پرسیدم فرمودید به آرشیو سوالات رجوع کنید، رجوع کردم و چیزی پیدا نکردم و موبایلم یاری نکرد، لذا از شما خواستارم که با استدلال توضیح دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن‌جایی که بحث آن مفصل است و در مباحث «معرفت نفس» به صورت‌های مختلف جواب داده شده است؛ عرض شد به آن‌جا رجوع شود. آدرس آن قسمت عبارت است از  http://lobolmizan.ir/quest/cat/45 . موفق باشید

27880

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسلام: من دختری ۳۰ ساله هستم و همسرم ۳۱ سالشه سالها دعا و صبر برای ازدواج کردم خواستگار مناسبی نداشتم طعنه های اقوام و نگاه های غمگین پدر و مادرم باعث شد خودم به خواستگاری همسرم رفتم جواب رد داد دوباره خواستگاری کردم کم کم عاشق شدیم و عقد کردیم ولی بعدا فهمیدم که از نظر دیانت چندان همراهی ندارد در عین آن که مانع کار من نیست ولی به راحتی هم نمی‌توانم او را ترک کنم. نظر شما چیست؟ با توجه به این که خانواده ی همسرم اهل ماهواره و بعضا مشروب هستند آیا قیامت خود را از دست نمی دهم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متوجه هستید که مسأله، در حد تصمیم برای یک زندگی است و هر چه انسان در این مورد فکر کند، ضرر نکرده‌است. بنده معتقدم در این مورد با مشاوری که ابعاد مختلف قضیه را چه از نظر دینی و چه از نظر اجتماعی و روانی می‌تواند بررسی کند مشورت شود. بنده جناب آقای دکتر قاسم زاده را معرفی می‌کنم. شماره دفتر: 32306295

27582

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: اینکه بزرگان می فرمایند حب خاصان خدا همان حب خداست یا حب مقربین در واقع همان حب خداست اگر کسی سال ها علاقه زیادی به انسان مقربی داشته است در واقع این همان عشق خدا بوده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه! به شرطی که به خاطر خوبی‌های آن انسان‌ها آن‌ها را دوست بدارید و نه با انگیزه های سودجویانه و یا احساساتی. موفق باشید

27489
متن پرسش
سلام علیکم: در یکی از چند سوال قبل که دیروز روی سایت آمد، فرمودید رجوع به حضرت حق برای انسانها نسبی است ولی در بستر اسلام. چگونه رجوع انسانها به حق، نسبی است و در عین حال در بستر سلوک و سیر الی الله هست و این مطلب تان نظر به چه دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به تفاوت رجوع مولایمان علی بن ابیطالب «علیه‌السلام» به خداوند و رجوع این بنده‌ی حقیر به حضرت معبود، فکر کنید که رجوع آن حضرت در بستر اسلام به حضرت حق نسبت به رجوع این حقیر، مثل قلّه است در مقایسه با درّه، ولی چون هر دو در بستر اسلام است حقیقت، در این تفاوت‌ها گم نمی‌شود. موفق باشید  

27411
متن پرسش
سلام علیکم: چگونه یک جامعه مسلمان و انقلابی می تواند عزت خود را حفظ و تقویت نماید و ملاک های عزت حقیقی چیست ویژه اینکه در سوره منافقون بیان می شود، دشمنان اسلام می گویند ذلیلان را از مدینه بیرون می کنیم ولی خطاب وحی است که عزت از آن خدا و رسولش و مومنین هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر قرآن نفرموده: «وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ»؟ پس هر اندازه تقوای الهی پیشه کنیم و از غیر حق، خود را مستغنی بدانیم و تدبّر در دین را دنبال کنیم.

گر نور عشق حق به دل و جانت اوفتد

 بالله کز آفتاب فلک خوبتر شوی

موفق باشید

26932

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد بنده در عالم رویا خوابی دیدم و وقتی تعبیر آن را از آقای صدیقین با جزئیات جویا شدم فرمودند آفرین بر شما و به واسطه ی تدبر در قرآن به شما اسرار الهی داده می شود. که مطمئن هستم به واسطه دنبال کردن مطالب سایت لب المیزان بوده است. لطفا توضیح دهید ممکن است آگاهی از اسرار الهی همراه با کشف شهود از منظر خاص باشد و یا طرق دیگر؟ لطفا شخصی پاسخ دهید و اگر خودتان مصلحت دانستید در کانال ( التماس دعا 09138756575)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چیز خاصی در این رابطه برای گفتن ندارم. «خودْ راه بگویدت که چون باید کرد». موفق باشید

25660
متن پرسش
سلام استاد: ببخشید اختیار در مورد خداوند چه معنایی دارد؟ اینکه خداوند می تواند دنیا را بیافریند یا نیافریند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علمای علم کلام می‌فرمایند اختیار در مورد خدا یعنی این‌که کسی خدا را مجبور به کاری نمی‌کند و این غیر از اختیار برای انسان است که بین چند چیز باید یکی را انتخاب کند. موفق باشید

25517

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمت الله استاد عزیز لطفا یک سیر جامع و کامل برای مباحث معرفت نفس بفرمائید که شامل کتب همه ی صاحب نظران این مبحث باشد و با اتمام این سیر بتوان حقیقتا نسبت به این معرفت، شناختی کامل و ذو ابعاد پیدا کرد! دیگر اینکه متاسفانه بعضا در مطالعات و پیگیری مباحث علمی دچار کاهلی و اتلاف وقت می شوم؛ توصیه شما چیست که بتوانم خودم را همیشه با انگیزه و با عزم فراوان در مسیر تحصیل علم نگه دارم و خسته نشوم؟ سپاس بیکران از پاسخگویی شما.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. جلد هفتم و هشتم اسفار تقریباً همه‌ی مطالب را جمع‌آوری کرده است. ۲. در این مورد خوب است به قسمت دوم کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» رجوع فرمایید. موفق باشید

24902
متن پرسش
استاد عزیز سلام علیکم: در باب خارجیت عالم، اگر ما از باب وجود وارد شویم، و از جنبه وحدت وجود و بخصوص وحدت شخصیه وجود و تجلی به موضوع نگاه کنیم، حتما مشکل برخی در این زمینه برطرف می شود شکی باقی نمی ماند، وقتی کسی همه هست و وجود را خدا ببیند و بفهمیم که دائما در حال شدنیم و وجودی از خود نداریم و به اعتبار عین وجود است که متجلی هستیم و اگر نخواهد نیست می شویم، و از طرفی هم می فهمیم که اشیا و موجودات اطراف ما وجودشان در اختیار ما نیست پس از نظر وجودی مستقل از ما هستند و وجودشان هم مانند ما به اعتبار عین وجود متجلیست و در وجود خود هم خارجیت دارند چون وجودشان از خودشان نیست و از عین وجود است، حال که همه هست از اوست و غیر او به اعتبار او متجلی اند با شدت و ضعف، و در وجود هیچ اختیاری ندارند و هیچ استقلالی ندارند و همه از اویند، پس اگر همه به عالم و عوالم که سراسر وجود است اینگونه نگاه کنند دیگر چه جای اینگونه بحث هاست و دیگر عالم خارج و غیره و ذالک مطرح نیست و فقط عین وجود و تجلی و فقر محض و شدت و ضعف وجودی متجلیست مطرح است و انسان می‌رسد به اینجا که جز حق در صحنه نیست و عالم محضر خداست و در محضر خدا نباید معصیت کرد و جز نور وجودی اهل البیت و سیره ایشان چیز دیگری نمی‌تواند نفس را از نظر وجودی شدید کرده و به عین الوجود نزدیک تر، حال چرا همه اینگونه عالم را نمی‌بینند نمی‌فهمم و چرا تلاش نمی‌کنند اینگونه ببینند باز نمی‌فهمم، و چرا این آرامش محض را که در این دیدگاه و اینگونه دیدن است رها کرده اند باز نمی فهمم، ان شاءلله همه انسانها عالم را اینگونه بنگرند. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این امید هست که بشریت متوجه شود از نظر وجود باید خود را فانی در حق احساس کند تا تلاش او به اراده‌ی الهی امور را جلو ببرد. موفق باشید

24831

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: برای تعدادی از جوانان که امسال کنکور دادن جلسه کتابخوانی گذاشتیم. خود این جوانان پیشنهاد دادند کتابی درباره کربلا بخونیم. با توجه به اینکه فقط یه ماه تا شروع مدارس و دانشگاه ها فاصله داریم و هر کتابی که شروع می کنیم بهتره در طول این یک ماه تموم بشه که به دانشگاه نخوره، کتاب کربلا مبارزه با پوچی ها حجمش زیاده و احتمال زیاد نمی رسیم تمومش کنیم، همین طور حماسه حسینی، سطح معنوی و علمی این جوانان بالاست، خواستم ببینم چه کتاب یا جزوه ای میتونید معرفی می کنید؟ ترجیحا از خودتون باشه بهتره.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر کنم خوب است بر روی کتاب «حماسه‌ی حسینی» و یا «جایگاه تاریخی حادثه ها و هنر اصحاب کربلا در فهم آن» بررسی بفرمایید. کتاب دوم بر روی سایت هست. موفق باشید

24809
متن پرسش
سلام علیکم: وقتتون بخیر استاد گرانقدرم. مناجات حضرت یوسف که در جایی فرموده بودید برای آمادگی برای مرگ می خواندم در مفاتیح است؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همان سخن حضرت یوسف «علیه‌السلام» است که در محضر حق عرضه می‌دارند: «أَنْتَ وَلِيِّي فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ تَوَفَّني‏ مُسْلِماً وَ أَلْحِقْني‏ بِالصَّالِحينَ» (یوسف/101). موفق باشید

24686

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: میزان خواب برای سالک جوان در شبانه روز چند ساعت باید باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از قول علامه‌ی طباطبایی هست که بین یک‌چهارم تا یک‌سوم از ۲۴ ساعت خواب خوب است، نه بیشتر از یک‌سوم و نه کمتر از یک‌چهارم. موفق باشید

23986

ابن‌عربی»بازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: می خواستم نظرتون رو در مورد جناب ابن عربی علیه رحمت بپرسم، با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به آرشیو سؤالات در قسمت شخصیت‌ها، به عنوان «ابن‌عربی» رجوع فرمایید. موفق باشید

32853
متن پرسش

سلام استاد بزرگوار: ایام به خیر. استاد من سالها دغدغه ندانستن وظیفه ام را داشتم و همه اش در جا می‌زدم. تا روزی که به لطف خدا حج بیت الله الحرام نصیبم شد و وظیفه برایم روشن شد الحمدلله الان مدتی است که وظایف گوناگونی روی دوشم احساس می‌کنم (اعم از مادرداری، همسرداری، بچه داری و وظایف اجتماعی) اما در حد و حدود این وظایف مستأصل شده ام. تا فرزند جدید می آوریم نگران نرسیدنم به مادر هستم تا مشغول نوشتن می‌شوم نگران نرسیدن به بچه ها تا مشغول هماهنگی و شرکت در جلسات مرتبط با موضوع جمعیت می‌شوم نگران نرسیدن به همسر و... این گونه است که انکار در حال زندگی نمی‌کنم و در لحظه نمی‌دانم به کدام عمل برسم و چطور بین وظایفم جمع ببندم. موقع انجام دادن هر وظیفه نگران وظایف دیگر هستم و به فکر گذشته یا آینده و لذت عمل به وظیفه را نمی‌چشم. استاد میشه بهم وقتی بدهید حضوری در این موضوع خدمت برسم و بیاری خدا قلبم از نور کلامتون روشن بشه؟ ممنون که دعامون می‌کنید. عاقبت تون به خیر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نیاز به ملاقات حضوری نیست. بیشتر باید به حضوری که در سوره مرسلات بحث شد، توجه کرد. به همان معنایی که «کاری از کاری بازمان ندارد» و این یعنی حضورِ  توحیدی که در وصف حضرت حق مولایمان علی «علیه السلام» می فرمایند: «لَا يَشْغَلُهُ شَأْنٌ عَنْ شَأْنٍ » کاری او را از کاری باز نمی دارد زیرا در مقام توحید هر چیزی در اندازه خودش مدّ نظر انسان قرار می گیرد. به همان معنایی که عقل و شرع جایگاه هر چیزی را روشن می کنند. آری! کار آسانی نیست ولی سلوک توحیدی خود به خود چنین احوالی را برای انسان پیش می آورد و حتی به الهاماتی مفتخر می گردد. عمده استقرار در همان حالت توحیدی است که به تعبیر آیت الله حسن زاده موجب می شود تا «دست در کار و دل با یار» باشد.  موفق باشید

31724
متن پرسش

سلام به استاد گرانقدر: در مورد حضور در این حرکت اربعینی، گفته ها بسیار است. از جنابعالی درخواست داریم که نکته ای از آن نکات را بفرمایید که مدّ نظر ما قرار گیرد. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است به این نکته بیندیشیم که حضرت امام صادق «علیه‌السلام» در رابطه با زیارت حضرت اباعبدالله «علیه‌السلام» فرمودند: «مَنْ أَتَاهُ مَاشِياً كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ حَسَنَةً وَ مَحَى عَنْهُ سَيِّئَةً وَ رَفَعَ لَهُ دَرَجَةً» هرکس آن مسیر را با پای پیاده طی کند خداوند با هر قدمی که او برمی‌دارد، حسنه‌ای را برای او ثبت و گناهی را از جان او محو می‌نماید و برای او درجاتی از کمال شکل می‌گیرد. و اگر شهدا نور گسترده همان حضرت هستند که در جهان اسلام گشوده شده‌اند؛ هر رجوعی به سوی شهدا اگر با همان هویت پیاده‌روی باشد، مسلّم آن نتایج برای زائر شهدا حاصل می‌شود. و إن‌شاءالله چون آن زیارت را به انتها رساند «اسْتَأْنِفِ الْعَمَلَ فَقَدْ غُفِرَ لَكَ مَامَضَى» همه گناهانش بخشیده می‌شود با شخصیتی جدید خود را آغاز می‌کند. عجیب آن است که نه‌تنها بر پیاده‌روی در این مسیر تأکید شده است حتی اگر با پاهای برهنه این مسیر در حدّی که امکان دارد طی شود، برکات افزون‌تری نصیب زائر می‌شود. لذا امام سجاد «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «کسي که گاهي از شترش پياده شود و در کنارش راه رود ثواب بين آن مقداري که پياده رفته تا زماني که سوار شده را به او جدا مي‌دهند. در ضمن در نظر داشته باشید که حضرت صادق «علیه السلام» در کنار زیارت حضرت اباعبدالله «علیه السلام» با پای پیاده، حتی می‌فرمایند: «فَاغْتَسِلْ وَ عَلِّقْ نَعْلَیک وَ امْشِ حَافِیاً وَ امْشِ مَشْی الْعَبْدِ الذَّلِیلِ» غسل کن و کفش هایت را درآور و پابرهنه راه برو؛ به مانند عبد ذلیل راه برو؛ تا در نیل به برکات آن زیارت به عالی‌ترین شکل دست یابیم. موفق باشید

31446

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد عزیز; ضمن عرض تسلیت به مناسبت ایام شهادت حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام. بیانات ارزشمند جنابعالی را در برنامه سوره شنیدیم و فیض بردیم. منتهی در رابطه با یک نکته مزاحم جنابعالی شدم و وقت شریف شما را می گیرم و آن اینکه در دقایق پایانی سخنرانی شما شاهد یک شور ایمانی و یک شکفتگی بودم به گونه ای که احساس کردم سر تا پای وجود شما در یک قبضی افتاده و بغضی هست که به قول معروف در حال ترکیدن است ولی همچنان سخت سعی می کنید جلوی آن را بگیرید. و جنابعالی در آخر سخنرانی با آن جمله پایانی، اجمالا باب یک بحثی را باز کردید که شاید نیاز هست در چند جلسه به تفصیل در آید که: «ما امشب در شب عاشورا بنایمان آن است که در عهد حسینی باقی بمانیم زیر دریا خوش بود یا روی او * قهر او دلکش بود یا مهر او خنک آن قماربازی که بباخت هرچه بودش * و نماند هیچش الا هوس قمار دیگر حالا شما بفرمایید که ما شب عاشورا چطوری شهید بشیم تا اینکه دیگر بودنمان بودن حسینی بشود.» و اینکه گفتم باب یک بحثی باز شد این است که استاد عزیز ما، بفرمایید ما شب عاشورا و نه فقط شب عاشورا که «کل یوم عاشورا و کل عرض کربلا» چطوری شهید بشویم تا اینکه دیگر بودنمان بودن حسینی بشود؟ التماس دعا. یا حق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انقلاب اسلامی عزیز امروز راهی در مقابل ما گشوده است که هرکجا که باشیم حتی در ساده‌ترین نوعِ زندگی در گوشه گوشه این کشور، می‌توانیم با روحیه پاکبازی و سلحشوری، خود را در زمره بهترین انسان‌های روزگار قرار دهیم. موفق باشید

31357

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خواهر خانم بنده، خانمی ۳۴ ساله، مقید و مذهبی هستند. خواستگاری دارند از لحاظ اعتقادی معمولی می باشند که مرجع تقلید ندارد و به گفته خودشان حدود سه سال است که سخنرانی های آقای حسین محی‌الدین الهی قمشه‌ای را گوش می دهند. اگر امکان دارد نظرتان را در مورد این وصلت و آقای حسین محی‌الدین الهی قمشه‌ای بفرمایید. با تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید نباید چندان سخت‌گیری کرد. همین‌که طرف مقیّد به انجام واجبات باشد، برای یک زندگی کافی است. آن موارد مربوط به امور شخصی خود شخص است ما نباید دخالت کنیم. موفق باشید

31252

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: ببخشید برای اموات خواندن قرآن بدون توجه به معنی هم تاثیر داره یا حتماً باید با توجه باشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءالله به جهت نیّت کلّی‌تان مؤثر است. ولی از خواندن حمد و سوره و آیت الکرسی و سوره قدر، غافل نباشید. موفق باشید

30883

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: اگر بهترین عمل شب قدر علم است، منظور چه علمی و به چه صورتی) مطالعه، مناظره یا ...) و چه مقدار است؟ مثلا تامل در شرح دعای سحر مناسب است؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست منظور علمی است که افقی در مقابل جان ما به سوی حقیقت بگشاید. موفق باشید

30682

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام: من حدود یک سال است که با مباحث شما آشنا شدم. معرفت نفس و برهان صدیقین را به لطف خدا هم آن گروهی گذراندم. البته گروه دیگه ادامه ندادند. متاسفانه دچار کسالت های شدید و بی حالی می‌شوم و برای ادامه مسیر نیازمند همراهی با شخص یا گروه را دارم. البته به لطف خدا و فراگیری برخی مباحث مشکل زود رنجی ام حل شده ولی این کسالت دست و پایم را می‌بندد و مرتب دچار سردرگمی مسیر میشم. البته تا وقتی با گروه همراه بودم چنین مشکلی نبود ولی اکنون آن گروه دیگه اینطور فعالیت ندارند. اگر ممکن است راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی کنید برای خود جهانی داشته باشید و تا مدتی مباحث عمیق را دنبال کنید، حتی اگر گروهی نبود که با شما همراهی کند. مباحثی مثل معاد را که کتاب آن روی سایت هست و باید با صوت‌هایی که کتاب را شرح می‌دهد، کار کنید. در ضمن گروه‌هایی مثل https://eitaa.com/joinchat/1627979789C936ab2a90c و https://eitaa.com/joinchat/2778398828Cfed1dac2b8 و https://eitaa.com/joinchat/2809856099C3b4af1d5b8 إن‌شاءالله مفید خواهند بود. موفق باشید

30564
متن پرسش
سلام علیکم: استاد گفته شده که فرد در زندگی دو نگاه تشریعی و تکوینی داشته باشه. برای مثال اگر مشکلی وجود دارد اینکه فرد وظیفه اش را درست انجام دهد می شود نگاه تشریعی و اینکه نتیجه هرچه که باشد چون از خدا صادر شده است ولو اگر بد هم باشد می شود خیر. یکی از مسائلی که من درگیر آن هستم دچار شدن به قبض و کدورت و سیاهی قلب در محیط خانه و فامیل هست. در زمان هایی که در خانه نیستم (فرض کنید در شهر دیگری در خوابگاه) این مشکل نیست ولی وقتی برمی گردم خانه بسیار بسیار سرد میشم و کلا حال عبادت رو از دست می دم (به کرات تجربه شده) برای مثال منی که سعی می‌کنم نماز شبم قضا نشه در خانه به نقطه ای می رسم که ممکنه نماز صبحم قضا بشه. منی که سعی می کنم مراقبه داشته باشم و گناه نکنم در خانه یا در مهمانی های فامیلی کلا آن مراقبه و حال از دست میره و گناهانی می کنم و سیاهی و غفلتی بر من حاکم می شود که اصلا فکرشم نمی‌کردم. حال با این شرایطی که من سعی می کنم تشریعا کار نادرستی نکنم ولی در واقع تکوینا در این شرایط قرار می گیرم و خراب می‌کنم چطور این تکوین را خیر بدونم؟ استاد من سال هاست که با این مشکل روبرو هستم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نظام تکوینی عالم در جای خود لایتغیّر است و این ما هستیم که باید نسبت خود را با آن شکل دهیم و تنظیم کنیم. آری! تکویناً عین ربط به حضرت حق هستیم حال اگر با عبادات و دستورات شرعی عبودیت خود را بپرورانیم، تشریع ما عین حقیقت و تکوین ما می‌شود. ولی اگر در عبودیت خود سهل‌انگاری کنیم از حضور در حقیقت تکوینی خود محروم می‌شویم و این نوعی سرگردانی است که خودمان باید مواظب باشیم پیش نیاید. موفق باشید 

29434

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: همانطور که قبلا عرض کردم بنده دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت هستم در باب معرفت و مبانی معرفت چه کتاب ها و مقالاتی پیشنهاد می‌کنید که با نگاهی حضوری و عرفانی بتوان بصورت فلسفی نسبت به معرفت، معرفت پیدا کرد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورت خاص بنده در این موارد صاحب‌نظر نیستم. از نظر بنده مبانی تعلیم و تربیت را باید در آیات و روایات دنبال کرد. موفق باشید

نمایش چاپی