بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
29446

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: مدتی است ما در منزل مان جلسه هفتگی حدیث کسا داریم. فعلا بصورت مجازی دوستان گاهی خرده می‌گیرند که این همه دعا و زیارت معتبر داریم چرا شما این حدیث را می‌خوانید که حتی در صحت منبع آن ممکن است بین افراد اختلاف و تردید باشد. پاسخ و نظر شما چیست؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً نیز به صورت مکرر عرض شده. ظاهراً واقعه‌ی مورد بحث در حدیث کسا چندین بار در مکان‌های مختلف تکرار شده و حدیث کسای مشهور گزارش یکی از آن واقعه‌ها است پس معنا ندارد که دغدغه‌ی سلسله‌ی سند آن را داشته باشید. از طرفی با خواندن حدیث کسا و نقل حادثه‌ای که گزارش یکی از زیباترین صحنه‌های اتصال آسمان به زمین است از طریق پنج نور مقدس، عملاً یک نحوه اتحاد روحانی با آن حادثه پیدا می‌کنیم. حادثه‌ای که جبرائیل نیز طالب اتحاد و حضور با آن بود. موفق باشید

29106

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: نظر شما در مورد ترجمه شفای ابن سینا از محمدعلی فروغی، فراماسون و نخست وزیر دربار پهلوی چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شخصیت علمی آقای فروغی از قضیه‌ی سیاسی او در این موارد جدا است. آری! اگر موضع‌گیری کرده باشد باید تأمّل کرد ولی صرف ترجمه، آن ترجمه می‌تواند قابل استفاده باشد. موفق باشید

29029
متن پرسش
سلام استاد خدا قوت: در رابطه با این بیت از مولوی «آب کم جو تشنگی آور بدست / تا بجوشد در تو از بالا و پست» یه چند تا مسئله دارم که باهاتون در میان می‌گذارم؛ حدود چند سالی میشه که مطالعه دارم و با آثار شما علی‌الخصوص و بقیه متفکرین مانوس هستم، مانوس که نه یه چیزکی می‌فهمم. خدا رو شکر یه سری مسائل رو خوب درک می‌کنم، اما همچنان اون‌اضطراب و سرگشتگی هنوز باقی است. یکی از بزرگان یه جمله می‌فرمودند که «انسانی که تشنه نیست اگر آب بخوره باد میکنه» و بنده حس می‌کنم یک چنین حالی دارم و از این مطالعاتم فقط باد کرده‌ام. الان هم یه سرگشتگی توی موضوعات دارم، نمیدونم چی بخونم، یه کم رمان میخونم بعد میگم نه باید انقلاب بخونم بعد رها می‌کنم می‌شینم پای معرفت‌النفس و خلاصه یه سرگشتگی از این جنس دارم. و اصلا هیچ مسیری رو طی نمی‌کنم و اصلا هیچ جدیتی تو خودم حس نمی‌کنم. این بیت مولوی تو ذهنم بود تا الان که دارم خدمتتون بابش رو باز می‌کنم، احساس می‌کنم اصلا تشنه نیستم و فقط هوس هستش، به خاطر همین جدیتی برای هیچ چیز ندارم. مسئله‌ام اینه؛ ۱. کی میشه که انسان تشنه بشه؟ اصلا چطوری باید تشنگی آورد بدست؟ ۲. با این حال تو این وضعیت مطالعه کردن مفیده یا مضره؟ مطالعه کردن رو رها کنم برم و وقتی تشنه شدم بیام؟ ۳. این سرگشتگی برای مطالعه و در کل جدی نبودن در کارها و بی خیالی رو چیکار کنم؟ ریشه‌اش کجاست؟ خیلی وقته تحمل کردم که سوال نپرسم و صبر کنم به اعتبار اینکه «مرغ صبر پرّان‌تر بود» ولی مثل اینکه بلد نیستم صبر کنم. شما از این گفته‌ها، ناگفته‌های من رو بخونید. خیلی ممنونم استاد که حرف‌های بنده رو میشنوید، حق پدری به گردنم دارین...ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. احساس حضور در عالم و در تاریخ، کارساز است. در این رابطه پیشنهاد می‌شود متون نوشتاری 26 جلسه‌ی سوره‌ی جاثیه را با حوصله و تا آخر دنبال بفرمایید. ۲. پیشنهاد دنبال‌کردن افقی را دارم که در کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» مطرح است. ۳. بعد از این دو مرحله، مباحث «انقلاب اسلامی، طلوع جهانی بین دو جهان» را دنبال بفرمایید. البته هنوز ما جهان خود را پیدا نکرده‌ایم تا از این نوع قبض و بسط‌ها که گرفتار آن می‌شوید راحت شویم ولی بالاخره این راه را خداوند در مقابل ما گشوده است. موفق باشید

28613
متن پرسش
سلام: ببخشید استاد چطوری صرف خوندن یک دعا و تلفظ اون میتونه اثر داشته باشه برای آدم؟ مثلا دعاهایی که تو مفاتیح اومده برای مناسبتهای مختلف. با توجه به اینکه ما نه عمق این دعاها رو می‌فهمیم و نه تو فرهنگش هستیم. فقط تو اون مناسبت خاص یکبار میخونیمش. آیا این کار موثره؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به اندازه‌ای که در فضای دعا قرار بگیریم و اُنس با خدا شکل بگیرد، به معنای واقعی دعا کرده‌ایم و خداوند جواب می‌دهد. آری! از طرفی همان‌که به صورت کلی به هر بهانه‌ای و با هر دعایی به حضرت حق رجوع کنیم، آن‌هم بالاخره رجوعی است و خداوند هم آن رجوع را بی‌جواب نمی‌گذارد. موفق باشید

28421

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خسته نباشید: ببخشید یه سوالی داشتم. اگر دختر یا پسر قبل از ازدواج خطا کرده باشه و با نامحرم در ارتباط باشه ولی توبه بکند و دیگر سمت این جور مسائل نره شخصی که خداوند از قبل برای اون فرد برای ازدواج در نظر گرفته بودند قسمت میشه؟ یا بخاطر گناهی که کرده این قسمت از بین میره؟ و یا بخاطر توبه بخشیده میشه و همون شخص نصیبش میشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر. توبه، رفع موانع می‌کند. موفق باشید

27779

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد محترم: طاعات و عباداتتون قبول باشه ان شاءالله. استاد سوالی از خدمتتون داشتم. شما کلیپ پروژه دروازه جهنم رو دیدین؟! میشه ببینین و نظرتون ٰرو در مورد این کلیپ بگین؟! ممنون میشم. در آخرم ازتون عاجزانه تقاضا می‌کنم تو این شب و روزای خاص از اون دعاهای خاصتون برای بنده حقیر هم کنید. ملتمس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده دعاگو هستم، فرصتم برای دیدن آن نوع کلیپ‌ها کم است. اگر موضوع خاصی برایتان پیش آمده، بفرمایید در خدمت هستم. موفق باشید

27658

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: محضر استاد بزرگوار سوالی دارم. هجوم افکار پریشان و ناخوشایند خیلی برایم آزار دهند است. هر بار که حال معنوی پیدا می کنم این خطورات زشت و تصورات بد حالم را به کلی عوض می کند. مدت هاست درگیر این گرفتاری هستم. به حال دیگران شدیدا غبطه می خورم. از صمیم قلب دعا می کنم که هیچ انسانی حتی کفار هم به این آفت گرفتار نشود. گاهی از شدت ناراحتی از عمق وجودم گریه می کنم و به خداوند متعال با هر زبانی که می دانم التماس می کنم. ولی از شر این اوهام و خیالات راحت نمی شوم. نگران عواقب سخت این گرفتاری هستم. به اضطرار رسیده ام. چه باید بکنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نحوه‌ی غذا و مطالعات خود سخت نگیرید. غذای سبک و مطالعات آرام‌‌بخش. موفق باشید

27489
متن پرسش
سلام علیکم: در یکی از چند سوال قبل که دیروز روی سایت آمد، فرمودید رجوع به حضرت حق برای انسانها نسبی است ولی در بستر اسلام. چگونه رجوع انسانها به حق، نسبی است و در عین حال در بستر سلوک و سیر الی الله هست و این مطلب تان نظر به چه دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به تفاوت رجوع مولایمان علی بن ابیطالب «علیه‌السلام» به خداوند و رجوع این بنده‌ی حقیر به حضرت معبود، فکر کنید که رجوع آن حضرت در بستر اسلام به حضرت حق نسبت به رجوع این حقیر، مثل قلّه است در مقایسه با درّه، ولی چون هر دو در بستر اسلام است حقیقت، در این تفاوت‌ها گم نمی‌شود. موفق باشید  

27398

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز با مطالعه کتاب فرهنگ مدرنیته و توهم سوالی برایم پیش آمد ممنون میشم راهنمایی بفرمایید، ۱. شما فرمودید که برای عبور از مدرنیته باید روح و عالَم انسانها عالم دیگری شود، و این کار با تَحَکُّم و.. شدنی نیست، حال اگر باید ابتدا زمینه تفکری ما اصلاح شود و دین حقیقی اسلام را بشناسیم و زندگی با اسماء الهی و تسلیم خدا بودن در تمام شئون زندگی را سرلوحه زندگی قرار دهیم، آیا به نظر شما اینگونه دینداری کردن که لازمه اش ابتدا معرفت حقیقی است را باید اینگونه شروع کرد که مثلا در آموزش و پرورش در دانشگاه و... قرآن را بهتر بشناسانیم، مثلا مباحث عرفان و مباحث ملاصدرا و کتب اشخاصی مثل شما را با توجه به ظرفیت مقاطع تدریس بشوند. واقعا بنظرم جا دارد که کتابی مثل هدف حیات زمینی آدم در کتب تدریسی در آموزش و پروش گنجانده شود. ۲. آیا به نظر شما جا دارد که پیگیری و آموزش مباحث فلسفه و عرفان و... در حوزه های علمیه پررنگ تر از قبل پیگیری شوند؟ با تشکر
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در آموزش و پرورش، کار مشکل است و إن‌شاءاللّه به مرور با حضور دولتمردانی که نسبت به گرایش به غرب باید تجدید نظر کنند، کار با معرفت نفس شروع شود، خوب است. و در حوزه نیز باید با نظر به مکتب صدرا، کار جلو رود. در این مورد عرایضی تحت عنوان «حکمت متعالیه و انقلاب اسلامی و دنیای پیچیده ی امروز» خدمت رفقا در شهر قم شد که در قسمت یادداشت ویژه‌ی سایت می‌توانید آن را دنبال کنید. موفق باشید

27365
متن پرسش
سلام علیکم: چگونه شخصیتهایی مثل امام، آقا، شیخ زکزاکی و شهید سلیمانی بعنوان انسان های نمونه مکتب اسلام و اهل بیت توانستند در مدیریت اجتماع مومنین و جامعه خود به توفیق برسند و صرفا به آنها به چشم یک رییس و فرمانده نگاه شود و زیر مجموعه ها و ملتهای آنها آن نوع رابطه رئیس و مرئوس را با ایشان نداشتند و حس نمی کردند مثل رابطه زیر مجموعه ای با مدیر خویش هست بلکه ارتباط قلبی داشته و خود را در تاریخی حاضر دیده و می بینند که این بزرگواران به آن بشارت می دهند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است حتی از امام صادق «علیه‌السلام» داریم: «و اذا قامَ القائِمُ بَعَثَ في اقاليم الارض، في كلّي اقاليم رَجُلًا، ثم يَقُولُ لَهُ، عهدُكَ في‏ كفّك‏، فأذا وَرَدَ عَلَيكَ ما لاتفهمَه و لاتعرفُ الْقَضاء فيه، فَانظُر الي كفّك وَ اعمَل بِما فيها»[1] وقتى قائم قيام كند به هر ناحيه از نواحى زمين كسى را مى ‏فرستد و مى ‏گويد تعهّد و پيمانت - دستورالعمل تو- در كف دست تو است، چون امر مهمّى به تو روى آورد كه تو آن را ندانى و در انجام آن سرگردان شوى به كف دستت بنگر و تصميم خود را بگير و عمل كن‏. این یعنی یاران امام همچون بزرگانی که نام بردید خود را در تاریخ حضور امام حاضر می‌یابند و مطابق روح آن تاریخ عمل می‌کنند. موفق باشید

 


[1] - بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۶۵- محمدبن ابراهيم نعمانى، الغيبه، ص ۳۱۹ ..

 


27307

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ببخشید استاد تو صفحه ۵۱ جایگاه و معنی واسطه فیض که می خواستین یه حدیث بیارین که متاسفانه مطلب نصفه مونده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منظورتان کدام حدیث است که نیمه کاره آمده؟ چون در آخر صفحه خبر از حدیثی می‌دهد که در صفحه‌ی بعد آمده. موفق باشید

26989
متن پرسش
سلام استاد طاهرزاده: آیا این امکان وجود دارد که خدا، یکی از خدایان باشد و از آنجا که خالق ماست دستگاه عقل و ذهن ما را به گونه ای سرشته است که فقط او را خدای واحد بپنداریم و اینکه بگوییم بی نهایت جای برای غیر نمی نهد مکفی نیست چه شاید نهایت و بینهایت مربوط به حیطه موجودات محدود و کمیت بردار باشد و خدایان اجل از این اوصاف باشند و یاامکان وجود چندین ذات اقدس اله بینهایت در عرض هم باشد چون جنس وجودیشان متفاوت است مثلا فضای بینهایت را متصور شوید در آن فضا می توان بینهایت آب و بی نهایت نور و بینهایت امواج رادیویی و... داشت بدون تداخل، تازه این مربوط به عالم مادی است و در عالم مجردات و خدایان بطریق اولی شاهد خواهیم بود البته ممکن است خود حق هم نسبت به وجود سایر خدایان هیچ اطلاعی نداشته باشد کما اینکه ما نیز فقط به خودمان علم حضوری داریم نه دیگران.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جزوه‌ی «معارف اسلامی ۱» که بر روی سایت هست، بحثی در رابطه با یگانگی خداوند شده است که آن قسمت را خدمتتان ارسال می‌دارم: موفق باشید

    ۷. يگانگي خداوند: در قرآن هست كه بقية گناهان اگر توسط انسان ادامه نيابد بخشيده مي‌شود، ولي فقط شرك است كه چنانچه انسان توبه نكند بخشيده نمي‌شود، چون اصل تعادل انساني در انديشة شرك‌آلود، فرو ريخته است. در انديشة شرك‌آلود است كه انسان جهتي به‌سوي خداوند ندارد ولي مي‌شود انسان در عيني كه جهتي الهي دارد به جهت غلبة هوس گناهي را انجام دهد.

    برهان وحدت خداوند: علاوه بر اثبات وجود خداوند، بايد متوجه بود كه خداي واحدي در جهان هستي هست، چون مي‌بينيم نظم جهان نظمي است ارگانيكي و يك آهنگي و اندام‌وار. يعني همة اجزاء آن در خدمت همة اجزاء است، مثل بدن كه هر عضوي در خدمت همة بدن است، فرض چند تدبيري در چنين نظام يك آهنگي، محال است. زيرا از چند ذات متفاوت آثار و برنامه‌هاي متفاوت ظاهر و تدبير مي‌شود كه در جهان چنين چيزي وجود ندارد.

 اشكال: مگر حالا جهان ناهماهنگ نيست كه آب تر مي‌كند و آتش مي‌سوزاند؟

    جواب: اين‌كه اجزاء جهان همديگر را محدود مي‌كنند را نبايد ناهماهنگي ناميد، ناهماهنگي آن است كه قانوني، قانوني را در نظام عالم نقض كند و ديگر آن قانون در جاي خود مؤثر نباشد، در حالي كه با همين محدودكردن‌ها طبيعت به مقصد مي‌رسد. مثل دوكفة ترازو كه در عين جهت متفاوتي كه دارند كار توزين را عملي مي‌سازند.

    اشكال: چرا فرض نكنيم كه دو يا چند خدا در امر تدبير جهان به توافق رسيده‌اند كه به خاطر مصلحت با هم اختلاف نكنند و مانع تدبير يكديگر نشوند؟

    جواب: توافق در نظام معني مي‌دهد براي رسيدن به هدفي مشخص، در حالي كه خدا يعني آن كس كه خالق نظام است و فعل او همان نظام است و توافق يعني پيروي چند نفر از قواعد عقلي موجود در نظام. مثل دو مهندس كه توافق مي‌كنند در اين قسمت كه استحكام بيشتري دارد پايه‌هاي پل را قرار دهند چون هيچ‌كدام از اين مهندسين خالق نيستند، بلكه برروي استفاده از مخلوقي كه خدا آفريده است توافق مي‌كنند. در حالي‌كه خدا خالق پديده‌هاست، و به‌همين جهت توافق براي خدا معني ندارد.

26579
متن پرسش
سلام خسته نباشید: پاداشتون با خدای مهربون! ۴. سوال داشتم. ۱. میزان تاثیر اعمال ماتاخر کسانی که همزمان برایشان قیامت واقع می شود چگونه است؟ ۲. آیا بهشت و جهنم پایانی دارد؟ اگر نه پایان آن کجاست؟ ۳. آیا ایمان افراد و جایگاه آنان در شرایط سخت متفاوت با ایمان و جایگاه آنان در شرایط آسان است؟ ۴. آیا بهشتیان با اختیار خودشان حتی یک گناه کوچک انجام نمی دهند یا اختیار دارند و آن گناه را انجام می دهند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. هرکس از عملِ «ما تأخرِ» خود بر اساس اراده‌ای که کرده است بهره می‌برد. ۲. انسان‌ها در قیامت با «بودنِ» خود مرتبط‌اند و «بودن» پایان ندارد. ۳. حتماً همین‌طور است. ۴. در قیامت هرکس با ملکات خود به‌سر می‌برد و آن‌جا اختیار، معنا ندارد. موفق باشید

25700

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خدا حفظتون کنه برای امام مون (عج) استاد دغدغه ای دارم ممنون میشم راهنمایی بفرمایید. بنده در خرید وسایل زندگی و پوشاک و... برای خودم و فرزندانم به نحوی عمل می کنم که تا وقتی کهنه نشدن تکراری می پوشیم و تا وقتی چیزی قابل استفاده ست جدید نمی خریم. از طرفی اطرافیانم را می بینم که الگوی من بودن به‌عنوان مذهبی ولی مثلا برای دخترشون که هنوز راه نیفتاده چند جفت پاپوش خریدن. خب من اصلا وقتی بچه راه نمیره لزومی به کفش و پاپوش نمی بینم. این فقط یک مثال بود ولی در کل اطرافیانم با توجه به اینکه همسرم هم پزشک هستن میگن در شان تون نیست این نوع زندگی و پوشش! من گاهی میمونم، میخوام تو مسیر باشم و جایگاه مومن حفظ بشه ولی در خانواده ما رو به خود نرس تلقی میکنن! همیشه این مثال شما تو ذهنمه که جایی میفرمودین یک وقت یکی فرشی را میخره که بتونه روش راحت بندگی کنه یک وقته یکی فرش میخره بخاطر مردم (چیزی به این مضمون) و در همین راستا چه خودم و چه همسر و بچه هام گاهی لباسی رو که خراب نشده سالها می پوشیم. حالا میشه شما من رو راهنمایی بفرمایید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید رعایت عواطف و خوش‌پوشی و آراستگی در موقعی که اسلام در عسرت نیست، قرارداشتن در مسیر ائمه «علیهم‌السلام» است. لباس کهنه، عزّت مؤمن را تقلیل می‌دهد. لذا نه آن‌چنان افراطی و اشرافی؛ و نه آن‌چنان خشک. با این‌همه از این نوع زندگی اگر وِقارتان با لباس‌های آراسته و زندگی‌تان به راحتی طی شود، ضرر نمی‌کنید. موفق باشید

 

25660
متن پرسش
سلام استاد: ببخشید اختیار در مورد خداوند چه معنایی دارد؟ اینکه خداوند می تواند دنیا را بیافریند یا نیافریند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علمای علم کلام می‌فرمایند اختیار در مورد خدا یعنی این‌که کسی خدا را مجبور به کاری نمی‌کند و این غیر از اختیار برای انسان است که بین چند چیز باید یکی را انتخاب کند. موفق باشید

24902
متن پرسش
استاد عزیز سلام علیکم: در باب خارجیت عالم، اگر ما از باب وجود وارد شویم، و از جنبه وحدت وجود و بخصوص وحدت شخصیه وجود و تجلی به موضوع نگاه کنیم، حتما مشکل برخی در این زمینه برطرف می شود شکی باقی نمی ماند، وقتی کسی همه هست و وجود را خدا ببیند و بفهمیم که دائما در حال شدنیم و وجودی از خود نداریم و به اعتبار عین وجود است که متجلی هستیم و اگر نخواهد نیست می شویم، و از طرفی هم می فهمیم که اشیا و موجودات اطراف ما وجودشان در اختیار ما نیست پس از نظر وجودی مستقل از ما هستند و وجودشان هم مانند ما به اعتبار عین وجود متجلیست و در وجود خود هم خارجیت دارند چون وجودشان از خودشان نیست و از عین وجود است، حال که همه هست از اوست و غیر او به اعتبار او متجلی اند با شدت و ضعف، و در وجود هیچ اختیاری ندارند و هیچ استقلالی ندارند و همه از اویند، پس اگر همه به عالم و عوالم که سراسر وجود است اینگونه نگاه کنند دیگر چه جای اینگونه بحث هاست و دیگر عالم خارج و غیره و ذالک مطرح نیست و فقط عین وجود و تجلی و فقر محض و شدت و ضعف وجودی متجلیست مطرح است و انسان می‌رسد به اینجا که جز حق در صحنه نیست و عالم محضر خداست و در محضر خدا نباید معصیت کرد و جز نور وجودی اهل البیت و سیره ایشان چیز دیگری نمی‌تواند نفس را از نظر وجودی شدید کرده و به عین الوجود نزدیک تر، حال چرا همه اینگونه عالم را نمی‌بینند نمی‌فهمم و چرا تلاش نمی‌کنند اینگونه ببینند باز نمی‌فهمم، و چرا این آرامش محض را که در این دیدگاه و اینگونه دیدن است رها کرده اند باز نمی فهمم، ان شاءلله همه انسانها عالم را اینگونه بنگرند. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این امید هست که بشریت متوجه شود از نظر وجود باید خود را فانی در حق احساس کند تا تلاش او به اراده‌ی الهی امور را جلو ببرد. موفق باشید

24831

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: برای تعدادی از جوانان که امسال کنکور دادن جلسه کتابخوانی گذاشتیم. خود این جوانان پیشنهاد دادند کتابی درباره کربلا بخونیم. با توجه به اینکه فقط یه ماه تا شروع مدارس و دانشگاه ها فاصله داریم و هر کتابی که شروع می کنیم بهتره در طول این یک ماه تموم بشه که به دانشگاه نخوره، کتاب کربلا مبارزه با پوچی ها حجمش زیاده و احتمال زیاد نمی رسیم تمومش کنیم، همین طور حماسه حسینی، سطح معنوی و علمی این جوانان بالاست، خواستم ببینم چه کتاب یا جزوه ای میتونید معرفی می کنید؟ ترجیحا از خودتون باشه بهتره.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر کنم خوب است بر روی کتاب «حماسه‌ی حسینی» و یا «جایگاه تاریخی حادثه ها و هنر اصحاب کربلا در فهم آن» بررسی بفرمایید. کتاب دوم بر روی سایت هست. موفق باشید

24686

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: میزان خواب برای سالک جوان در شبانه روز چند ساعت باید باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از قول علامه‌ی طباطبایی هست که بین یک‌چهارم تا یک‌سوم از ۲۴ ساعت خواب خوب است، نه بیشتر از یک‌سوم و نه کمتر از یک‌چهارم. موفق باشید

24166

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و نور: حاج آقا قبول باشه روزه ها و عبادتتون: من یک جوان ۳۳ ساله و لیسانس برق و متاهل هستم می خواستم بدونم برای بنده حقیر مطالعه فلسفه و عرفان اسلامی که البته همیشه کِشش خاصی به فراگیری این علوم داشته ام امکان دارد یا نه؟ سیر مطالعاتی رو برام روشن کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر کششی در این موارد دارید بهتر است به آن جواب دهید. زیرا خلأیی را در این رابطه در خود به کمال رسانده‌اید. سیر مطالعاتی روی سایت تا مدتی کمک می‌کند. موفق باشید

33050

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام استاد عزیز: در سوالات سایت راجع به خودکشی به این جمع بندی رسیدم که چون ناامیدی و یاس نوعی کفر است و نتیجه آن پوچی و بدبینی و عدم امید به لطف خدا میشه در نهایت خودکشی هم نوعی کفر حساب میشه و فرصت توبه سلب می‌شود و در کل کاریست که نه تنها رضایت خدا در ان نیست بلکه قهر خدا را نیز به دنبال دارد و بدتر از همه نوعی فریب دادن خود واقعی است چرا چون به ظاهر تن رو کشته ولی نفس که حیات ابدی داره قابلت نابود شدن نداره که انسان بخواهد انجام بده و تا زمانی که خدا بخواهد این ممکن الوجود هست. حال استاد عزیز بخشی مردم عقیده دارن کسی که خودکشی می‌کند به هر دلیلی به جایی رسیده که نمی‌تواند تسلیم این شود که همه کاره عالم خداست و این پوچی و ناامیدی که از گناهان کبیره هست و فرصت توبه از بین می‌رود باعث جهنمی شدن فرد شده پس اصلا در تشییع جنازش شرکت نمیکنن. بخشی دیگه طبق همین اصول در خاکسپاری شرکت میکنن بخاطر ثواب ولی باز ته دلشون میگن کار خوبی نکرده و مثل بقیه اموات دل درست نمیرن. بخشی دیگه فقط در خاکسپاری میرن ولی برای ٣ و ٧ و ۴٠ شرکت نمیکنن و میگن کسی که خودکشی کرده مجلس گرفتن براش اشتباهه. چون بدون توبه به دست خودش جهنمی شده و موارد مختلف. حال سوال من اینه که واقعا برای کسی که خودکشی کرده بالاخره اطرافیان و خانوادش چند نفری مجبورند به خاک بسپارندش برای همسایگان یا هم محلی ها و ... آیا در تشییع جنازش باید شرکت کرد؟ آیا مراسم باید گرفت مثل ٣ و ٧ و ۴٠ و آیا این مراسمات بهش میرسه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نکات خوبی اشاره می‌فرمایید. آری! شاید بتوان گفت برای احترام به بازماندگان او در آن مراسم شرکت کنیم وگرنه برای چنین افرادی نباید احترامی قائل شد. البته موضوع بیماری‌هایی که منجر می‌شود افراد اختیار خود را از دست بدهند، که به اصطلاح پزشکان دوقطبی گفته می‌شود، موضوع متفاوت است. موفق باشید

32853
متن پرسش

سلام استاد بزرگوار: ایام به خیر. استاد من سالها دغدغه ندانستن وظیفه ام را داشتم و همه اش در جا می‌زدم. تا روزی که به لطف خدا حج بیت الله الحرام نصیبم شد و وظیفه برایم روشن شد الحمدلله الان مدتی است که وظایف گوناگونی روی دوشم احساس می‌کنم (اعم از مادرداری، همسرداری، بچه داری و وظایف اجتماعی) اما در حد و حدود این وظایف مستأصل شده ام. تا فرزند جدید می آوریم نگران نرسیدنم به مادر هستم تا مشغول نوشتن می‌شوم نگران نرسیدن به بچه ها تا مشغول هماهنگی و شرکت در جلسات مرتبط با موضوع جمعیت می‌شوم نگران نرسیدن به همسر و... این گونه است که انکار در حال زندگی نمی‌کنم و در لحظه نمی‌دانم به کدام عمل برسم و چطور بین وظایفم جمع ببندم. موقع انجام دادن هر وظیفه نگران وظایف دیگر هستم و به فکر گذشته یا آینده و لذت عمل به وظیفه را نمی‌چشم. استاد میشه بهم وقتی بدهید حضوری در این موضوع خدمت برسم و بیاری خدا قلبم از نور کلامتون روشن بشه؟ ممنون که دعامون می‌کنید. عاقبت تون به خیر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نیاز به ملاقات حضوری نیست. بیشتر باید به حضوری که در سوره مرسلات بحث شد، توجه کرد. به همان معنایی که «کاری از کاری بازمان ندارد» و این یعنی حضورِ  توحیدی که در وصف حضرت حق مولایمان علی «علیه السلام» می فرمایند: «لَا يَشْغَلُهُ شَأْنٌ عَنْ شَأْنٍ » کاری او را از کاری باز نمی دارد زیرا در مقام توحید هر چیزی در اندازه خودش مدّ نظر انسان قرار می گیرد. به همان معنایی که عقل و شرع جایگاه هر چیزی را روشن می کنند. آری! کار آسانی نیست ولی سلوک توحیدی خود به خود چنین احوالی را برای انسان پیش می آورد و حتی به الهاماتی مفتخر می گردد. عمده استقرار در همان حالت توحیدی است که به تعبیر آیت الله حسن زاده موجب می شود تا «دست در کار و دل با یار» باشد.  موفق باشید

32589

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: با توجه به فص آدمی و فص شیثی، رابطه بین «علم الادم اسما کلها» و عین ثابته چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم اصل موضوع را باید در فصّ عُزیری دنبال کنید. إن‌شاءالله جواب خود را می‌یابید. موفق باشید

31897

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیز: ۱. در مورد شرایطی که مسلم به کوفه رفت, در کتاب دکتر شهیدی بیان شده است که مسلم فردی با ایمان و پاکدلی بوده و گویا شناخت سیاسی کاملی نداشته و شناخت کاملی از چند رنگی مردم کوفه در زمان تصمیم گیری نداشته حالا سوال اینجاست که چرا امام حسین برای ارزیابی این مردم باید همچین فردی رو به سوی کوفه بفرستن؟ ۲. گفته شده وقتی حر جلوی امام رو میگیره امام حسین میگن خب بذار ما برمی‌گردیم (مثه اینکه به یمن می‌خواستن برگردن) آیا همچین نقلی درسته؟ و آیا اگر هم درسته چرا امام همچین صحبتی کردن؟ مگه نه اینکه امام برای قیام اومده بودن؟ ۲. اینکه مسلم در خانه ی شریک می‌توانست عبید الله را بکشد و نکشت, آیا کار درستی بود؟ مسلم می‌گوید چون یاد روایت پیامبر افتادم که مرد با ایمان کسی را به ترور نمی‌کشد آیا این صحبت برداشت سطحی از دین و عدم شناخت صحیح از دشمن نیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد بسیار مفصل است بخصوص که جریان اُموی در لکه‌دارکردنِ شخصیت جناب مسلم‌بن‌عقیل بی تأثیر نبوده. به هیچ وجه نمی‌توان گفت معرفت جناب مسلم نسبت به کوفه ناقص است، زیرا که کوفه ابعاد گوناگونی داشته و امکان قیام در مقابل جریان شام در او همواره فعّال بوده، هر چند عبیدالله از ضعف کوفیان توانست استفاده کند. جناب آقای دکتر محمد حسین رجبی دوانی در رابطه با شخصیت مسلم بن عقیل نکات خوبی را مطرح کرده‌اند. https://t.me/rajabidavani  2- در این مورد نکات نسبتاً مفصلی در کتاب «کربلا؛ مبارزه با پوچی‌ها» شده است که خوب است به آن کتاب رجوع شود. ۳. شواهدی در میان است که اتفاقاً جناب مسلم بن عقیل نباید عبیدالله را در خانه شریک می‌کشت زیرا متوجه شده بودند که خانوداه شریک نگران هستند که متهم شوند شریک در خانه خود مهمان خود را به قتل رسانده است. در این مورد نیز استاد رجبی دوانی نکات قابل ملاحظه‌ای را مطرح کردند. موفق باشید

31624

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بنده ۱۶ سالمه، یک مشکل دارم اینکه چگونه میشه عاشق خدا شد؟ یعنی صفات او را چگونه می‌شود شناخت که عبادات راحت بشوند و عاشق خدا باشیم و نه به خاطر بهشت یا از ترس جهنم نماز بخوانیم؟ لطفاً جواب کاملی بدهید اگر منابعی هست برای شناخت خدا و صفات او راهنمایی کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءالله همت بفرمایید و سراغ کتاب «آشتی با خدا» بروید. گویا آن کتاب در این مورد با شما حرف‌هایی دارد. کتاب روی سایت هست. موفق باشید

31613
متن پرسش
سلام علیکم استاد ارجمند: لطف می‌کنید اشکالی اگر در متن زیر هست بفرمایید: «مساله اینه همان طور که رئیس جمهور بر اساس رای اکثریت مردم انتخاب میشه هر چند که فرد شایسته ای نباشه و ولی فقیه هم رای اکثریت مردم را میپذیرن هر چند نظر شخص خودشون چیز دیگه ای باشه، در مورد دیگر موضوعات جامعه هم همین طوره ولی فقیه پا به پای فهم و ظرفیت مردم قدم برمیدارن و مطابق آنچه که اکثریت مردم خواهان آن هستن نظر کارشناسان را مطرح میکنن نه نظر شخصی خودشون را. مثلا الان که اکثر مردم گوش شون به حرفهای پزشکی رایج و سازمان بهداشت جهانی هست، نظر کارشناسان آنها را اعلام میکنن و بر اساس اون پیش میرن. وظیفه کسانی که با تحقیق و تعقل و یا بر اساس تخصص خودشون به این نتیجه رسیدن که نظر کارشناسی اعلام شده صحیح نیست، اینه که مردم را آگاه کنن و به بالا رفتن ظرفیت و فهم عموم مردم کمک کنن تا خواست اکثریت مردم به سمت دیگه ای برگرده مثلا خواستار درمان با طب سنتی بشن، دقیقا مثل انتخابات که خواص جامعه سعی میکنن مردم را در مورد اصلح بودن کاندیدایی آگاه کنن. وقتی خواست اکثریت مردم تغییر کرد ولی فقیه هم نظر آن کارشناسان را اعلام میکنن، ولی فقیه مثل پدر و مادری هستن که دست بچه را میگیرن و هواش را دارن تا خودش راه رفتن را یاد بگیره و البته از خطرات جدی حفظش میکنن»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به همان صورت که حضرت حق به رسول خود فرمود: «وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ ۖ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ) (آل‌عمران/ 159) رهبر معظم انقلاب نیز در این بستر عمل می‌کنند و اگر نظر مردم را تفویض می‌نمایند، با آن نگاه است که در مجموع، آن انتخابات مخالف مقاصد شریعت نمی‌باشد. در سایر مواردی هم که رهبری پس از مشاوره با کارشناسان نظر صریح داده‌اند باید نظر ایشان را دنبال نمود به اعتبار این‌که در موقعیت «حکم» هستند حتی مراجع تقلید نیز معتقدند وقتی حاکم اسلامی که فقیه باشد حکم کند بر همه مراجع تبعیت از حکم ایشان واجب است. موفق باشید        

نمایش چاپی