بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
25911

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و رحمت الله: استاد عزیز از مبحث صبر بسیار به فضل خدا بهره بردم خدا خیرتان دهد فقط یک مسأله ای که هست اینه که در روایت داریم که پیامبر صل الله علیه و آله به شخصی که طلب صبر از خدا می کرد فرمودند طلب صبر نکن که بلا بر تو نازل می شود. (اشاره به مضمون حدیث) و از طرفی در آیات قرآن و ادعیه فراوان داریم که طلب صبر می کنیم بالاخره تکلیف چیست طلب صبر بکنیم یا نه؟ ممنونم و التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید آن روایت را دقیقاً دید. زیرا در مسیر توحید هر اندازه مقاومت شود بر آن‌چه بر آن قرار داریم؛ صفا و برکات بیشتری به ظهور می‌آید، «إن تصبروا علی ما انتم علیه». موفق باشید

24388

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام استاد عزیز: طبق نظر ملاصدرا این چیزهایی که ما احساس می کنیم و چیزهایی که می بینیم، ساخته نفس است مطابق با شی خارجی، لطفا در مورد مثلا ادراک و دیدن خودکار روبروی شما یا بنده بفرمایید چه سیری طی می شود تا نفس تصویر خودکار را بسازد مطابق با خود خودکار، لطفا برای بنده این اتفاقی که می افتد و سیری که طی می شود تا این شی روبروی بنده که مثلا خودکار است ادراک شود و دیده شود را توضیح دهید به قول معروف از صفر تا صد ماجرا را توضیح دهید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «معرفتِ نفس و حشر» بحمداللّه در این مورد نکات ارزشمندی را به میان آورده است. کلیّت این مباحث را باید در آن‌جا دنبال کرد. در این‌جا در حدّ جواب یک سؤال ما می‌توانیم وارد شویم. موفق باشید

24293

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: مدتی است عقد کرده ام. مخالفت خانواده ام خصوصا خواهر بزرگ و مادرم رو داشته ام از اول تا اکنون. حال گاهی این حرفها کاملا زندگیم رو متزلزل می کنه شدید و همسرم رو با زنان زیباتر مقایسه می کنم و... چه کنم استاد، خیلی درگیرم؟! با تشکر
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: فراموش نکنید همسری که خداوند وارد زندگی شما کرده است عطای الهی است و به گفته‌ی پیامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» هرچه در دیگر زنان سراغ دارید، در همسر خودتان هست. مواظب باشید با توهّماتِ بی‌جا نسبتِ خود را با عطای الهی به هم نزنید. موفق باشید

24278

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: وقتتون بخیر. درباره ی سیر مطالعاتی استاد سوالی دارم. آیا طبق این برنامه تا هنگامی که یه مبحث تمام نشده نباید سراغ مبحث بعدی رفت؟ مثلا تا وقتی که مباحث سیاسی اجتماعی از منظر تشیع تمام نشده نمی توان سراغ مباحث شناخت مقام اهل بیت و امامت رفت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد مباحث معرفتی باید سیر و ترتیب آن رعایت شود. ولی در مورد مسائل اجتماعی لازم نیست. موفق باشید

32594

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد گرامی: برای مخاطب جهان عرب، به دنبال متونی در تبیین نسبت اندیشه های جناب فردید و عرفان ابن عربی هستیم. بناست ترجمه و چاپ شود. لطف می فرمایید اگر نوشته ای در این خصوص سراغ دارید، معرفی بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم چنین کاری شده است یا نه. ولی کار خوبی است هرچند در بین خود ما نیز آن‌طور که جدّی باشد بین نگاه دکتر احمد فردید و عرفان ابن عربی به طور شایسته جمع‌بندی نشده است وگرنه در تفکر عرفانی نگاه هایدگری نیز می‌تواند نوعی سرزندگی به عرفان ما بدهد. موفق باشید

32083

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: استاد در مراحلی از سلوک که نیازی به ریاضت بیشتری هست، محدودیت هایی دارم، جز اینکه از شما نظر بخواهم چیزی به ذهنم نرسید، باید چکار کنم تا سیرم متوقف نشود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بتوانید به لطف الهی در قرآن از طریق تفسیر المیزان تدبّر کنید، إن‌شاءالله نتیجه کامل پیش می‌آید. برای شروع خوب است که به جزوه «جایگاه تفسیر المیزان و روش استفاده از آن» به آدرسhttps://lobolmizan.ir/leaflet/182?mark=%D8%A7%D9%84%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86 رجوع کنید. موفق باشید

32048
متن پرسش

سلام استاد عزیز: در مبحث حرکت جوهری فرمودید که هر لحظه جهان در حال تحول و نو شدنه و داره به مرتبه بالاتر میره جهان مادی و مدام داره فیض میرسه از عالم بالا، مثل بچه ای که جوان میشه و کلی با اون کودک قبلی فرق میکنه. اولین سوالم اینه که یعنی همین لحظه ای که من الان دارم پیام میدم به شما بیشترین فیض از طرف خدا از اول تاریخ بشریت اومده؟ چون جهان نسبت به مثلا دو هزار سال پیش کلی تحول پیدا کرده بر اساس حرکت جوهری. ۲. اینکه وقتی جهان ماده به مرتبه بالاتر رفت و رشد کرد فرمودید چون تجلیات خدا تعطیل بردار نیست همیشه خلقتی هست. چطور عالم ماده دوباره خلق میشه بر اساس تئوری فلسفی (حرکت جوهری)؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! تکویناً چنین است و جهان ماده با فعلیت‌یافتنِ همه قوه‌هایش به جهان دیگری تبدیل می‌شود. به همان معنایی که در قرآن داریم: «يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَالسَّمَاوَاتُ» و به حکم آن‌که «وجود» همواره در همه مراتبش حاضر است، باز مرتبه مادون آن که همان عالم ماده است در صحنه می‌آید و باز فیض تبدیل قوه به فعل و تبدیل آن به جهانی دیگر. برهان حرکت جوهری معارف ارزشمندی را با ما در میان می گذارد. موفق باشید

31469

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز استاد: در مقدمه کتاب مفاتیح الغیب ملاصدرا آمده است که: «ولنشرع في مصادرات يتعطاها علم التأويل و مقدمات يعين فهمها على فهم معاني التنزيل فإن كل علم له ماهية و موضوع و مباد و مسائل و غاية يجب على الطالب أن يعلم ما هو و فيم هو و مم هو و لم هو لنوردها في فواتح هي للعلوم الحقيقية مفاتيح و هي عشرون» من هرچه کتاب را تورق کردم راجع به غتایت علم تاویل و یا مسائل آن چیزی نیافتم. استاد خواهشمندم راجع به این کتاب برایم با توجه به این سخن ملاصدرا توضیحاتی بدهید. ملاصدرا در مفاتیح الغیب به دنبال چیست آیا در آن فقط مبادی علم تأویل قرآن را آورده است و اگر موضوع ماهیت یا غایت آن را نیز آورده است در کجای آن می‌توان یافت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم بتوانیم در محدوده یک سؤال و جواب وارد این مباحث شویم. خوب است به شرح اساتید در این موارد رجوع کنید. البته اگر مباحث اصالت وجود و تشکیکی بودن آن را به خوبی برای خود حل کرده باشید. موفق باشید

31423

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
حضرت استاد سلام علیکم: بعضی از مشایخ سلسله‌های تصوف از جمله (نعمت اللهیه) معتقدند انسان مسلمان مومن به حساب نمی آید مگر اینکه با ولی زمان بیعت کند که منظورشان هم بیعت با قطب زمان در آن سلسله است یا کسی که از طرف او مجاز به بیعت گرفتن باشد. مستندشان هم آیه «الذین یبایعونک تحت الشجره» است و اینکه فعل مضارع بکار گرفته شده دلیل استمرار دارد. آیا این بدعت محسوب نمی شود و آیا ایمان مگر غیر از اعتقاد قلبی و شهادتین زبانی و عمل به احکام شریعت است؟ خواهشمند نظر مبارک را به عنوان حجت شرعیه برای اینجانب بفرمایید. قربان سرتان. زیارات و سوگواریهایتان قبول.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این زمانه پذیرفتن ولایت نایب امام که در جواب سؤال 31418 نقش ایشان مطرح شد، عملاً نوعی بیعت با رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» است. تصور بنده آن است که آن نوع قطب‌بازی‌ها بیشتر نوعی بیعت باید باشد. موفق باشید

31303

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: عید بر شما مبارک. در نواری از شما شنیدم که به جز اسلام سایر ادیان شریعت ندارند. اگر درست متوجه شدم لطف کنید توضیح دهید. ممنون از لطف شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث بزرگان در آن است که تا قبل از حضرت نوح «علیه‌السلام» شریعت به معنای این‌که بعد از حضرت داریم و با آن روبه‌رو هستیم، نبوده است. موفق باشید

31208

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت! یکم. خداوند رحیم، پدر و مادر شما را بیامرزد به خاطر رشد و تربیت شما که اینقدر منشا خیر هستید برای امثال بنده! انصافا مطالب و بیانات صوتی، تصویری و مکتوب شما به بنده لذت می بخشد و روحم را سیر می دهد. دوم. استادجان، شما می گوید این تاریخ، تاریخ حضور هست نه تاریخ اطلاعات و باور. یعنی اگر می خواهیم زندگی معنا داری داشته باشیم و بودن حقیقی خود را حس کنیم باید با خود خدا زندگی کرد نه با علم به خدا و... با توجه به این بحث جدی و فوق العاده و کاربردی شما آیا می شود آقای حاج اسماعیل دولابی را با آن منش و روش و سبک فکری و عملی خاص در تبیین دین را، قهرمان آوردن مردم به حضور خدا و انس با حق دانست!؟ آیا باید زین پس در تبیین دین راه و رسم حاج اسماعیل دولابی را پیش برد!؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روش آن مرحوم همچنان‌که متوجه هستید روش خوبی است ولی چرا کار را منحصر به یک شخص بکنیم؟ بخصوص که بهترین حضور از طریق حضور در انقلاب اسلامی محقق می‌شود. موفق باشید

31123

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: وقتتون بخیر. نظرتون راجع به این متن چیه؟ بدن نفس بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم تبیین عالم ذرّ (سخنرانی سرکار خانم لطفی‌آذر در شهر تهران) (خلاصۀ جلسۀ هفتم، 8 رمضان 1440) بدن نفس پس از تبیین ماده و صورت، رسیدیم به اینجا که ارواح دارای اجسام هستند. دانستیم که جسد مانند قشر و پوست است و جسم مانند مغز آن. همچنین دریافتیم که جسم و نفس دوتا نیستند، بلکه دو روی يک حقيقت‌اند. اکنون می‌خواهيم با ويژگی‌های بیشتری از «جسم» و «جسد» آشنا شويم؛ زيرا شأن نفس آن است که در هر عالمی، بدنی داشته باشد که با آن همراه بوده؛ متناسب با نفس باشد و بتواند خواص نفس را نشان دهد. پس بايد بفهميم که کدام بدن، همراه نفس است، جسد يا جسم؟ و اينکه آيا جسد، بی‌واسطه با نفس مرتبط است يا نياز به واسطه‌ای به نام جسم دارد؟ بدن مادی يا ظاهری یا جسد، همان بدن مجازی و اعتباری است با خصوصيات مخصوص به خود. درحالی‌که جسم، بدن حقیقی يا بدن اصلی ماست با خصوصيات خاص خودش و اين نفس يا جسم است که جسد را تدبیر می‌کند. مسلماً بدن حقيقی ما که با نفس متحد است، این بدن مادی و ظاهری نیست. چراکه بدن حقيقی ما، با من ما (نفس) آمده و با من ما هم می‌رود؛ يعنی اگر من به عنوان من، ثابت و باقی هستم که هستم، آن بدن هم باید ثابت و باقی باشد، درحالی‌که بدن مادی ما دائم در حال ‌تغییر است و مسير فنا را طی می‌کند. ديگر اينکه يکی از خصوصيات بدن مادی يا جسد ما اين است که گذرا و اعتباری است و حس حقيقی را نشان نمی‌د‌هد، درحالی‌که جسم، دارای حسی حقيقی است. عميقاً ادراک می‌کند، می‌سوزد، خوشحال می‌شود، لذت می‌برد و هرگز گذرا نیست. اين همان حقيقتی است که قرآن دربارۀ آن می‌فرمايد: "جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً"[1]؛ يعنی سخن از جلودی به میان آورده است که متعلق به جسم و حَیَوان[2] است. متأسفانه مصیبتی که ما درگیرش هستيم این است که در زندگی و روند حرکتمان، برای بدن مادی‌مان اصالت قائل شديم. بدن حقیقیِ نفس خود را نشناختیم و تمام خواص متغيير بدن ظاهری؛ يعنی داشتن و نداشتن، مریضی و سلامتی، ناراحتی و خوشحالی و... را در تناقض با حس بقا و ثباتمان يافتيم و جايش را پيدا نکرديم و با این نگاه غلط، به خدا شکايت کرديم و از اين همه فشار و سختی ناراحت و گله‌مند شديم! گله از اينکه او ميل بقا را در ما نهاده، اما پيری و فرتوتی را به سراغمان فرستاده و ما را دچار انواع بیماری‌ها کرده است! اين درحالی است ‌که ما هستیم و ما، ما هستیم و وجود، ما هستیم و بقا، ما هستیم و زیبایی، ما هستیم و سلامتی، ما هستیم و جوانی، ما هستیم و آزادی، ما هستیم و رهایی، ما هستیم و عدم پیری و مرگ، ما هستیم و عدم بالاپایین و...؛ اما اينها برایمان جا نیفتاده است، درحالی‌که حقيقت ما عين اينهاست و ما باید به دنبال شناخت بدنی برای نفس باشيم که اين خصوصيات را داشته باشد. جسم يا بدن حقیقی ما، لطیف و در ذاتِ خود، زنده و نامیراست، درحالی‌که وقایعی که بدن مادی ما را تحت‌تأثیر قرار می‌دهند، همگی عارض و هیچ‌اند. بدن اصلی که تکویناً نامیراست، خراب نمی‌شود، هست و خواهد بود. نوری است و به‌هرحال به عالم نوری وصل خواهد شد و به فضایی خارج از فضای محدودیت‌ها خواهد رفت. البته ساختار زشت یا زیبای او به دست ما و به اختیار ماست؛ اما ایجاد، خواص و احکام آن به دست ما نیست. نکته اينجاست که در تضاد بین جسم و جسد، باید به سود و زیان جسد توجه نکرد؛ اما اغلب ما، به این بدن ظاهری تشخُص و شخصیت داده‌ایم، همه کار برایش می‌کنیم، بی‌خبر از اینکه گاهی سودی که به بدن مادی می‌دهیم به جسم ضرر می‌زند. نمونۀ اين مسأله را می‌توانيم در تربیت فرزندانمان ببینيم، آنجا که در پی سود مادی او می‌دویم و تمام وسايل راحتی‌اش را فراهم می‌کنيم تا سختی نکشد؛ درحالی‌که فراموش کرده‌ایم ممکن است اين سختی‌ها برای کمال و وسعت نفس او مفيد باشد. از جمله ويژگی‌های بدن مادی ما اين است که بسیط نیست، بلکه از جواهر ترکیب شده است؛ یعنی از جوهر آب، خاک، آتش و باد. ابعاد سه‌گانه دارد. دارای طبیعت است. در زمان است و تغییر و تحول دارد. همچنين جسد ما، در حقیقتِ انسانی ما هیچ نقشی ندارد. عاریه و عارض است. حیات، ذاتی آن نیست و لذا از آن گرفته می‌شود. ‌مثل پارچه که هر چقدر هم که خیس باشد و از آن آب چکه کند، هرگز به آن آب نمی‌گوييم و هرگز منتظر نیستيم که تا آخر عمرش خیس بماند. چون می‌دانيم آب ذاتی آن نیست. جسد خواص خاص خود را دارد و ميراست و اين جسم اصلی يا نفس ماست که لحظه‌به‌لحظه به جسد حيات می‌دهد. حال اگر ما خواص وجود را فی‌نفسه به جسد نسبت داده و به آن اصالت دهيم؛ به محض پيری و خميدگی و مریضی و...، یقۀ خدا و پیغمبر را خواهيم گرفت، که چرا جوانی را دادی و حالا گرفتی؟! آری، همۀ ما دوست داریم سالم و شاداب و زیبا باشیم، اما این جسد با ما راه نمی‌آيد! و همین، نشان‌دهندۀ اين است که جسد عاریه است و بايد دنبال بدنی باشيم که حقيقت وجود ما با آن همراه خواهد بود. با توجه به ويژگی‌هایی که برای بدن مادی و بدن حقیقی نام برديم، به اين نکته پی می‌بريم که نفس اصلاً در جسد تصرف نمی‏‌کند؛ بلکه آن را می‏‌سازد که از آن استفاده کند. مثل بدن که لباس را می‌‏دوزد تا از آن استفاده کند؛ لذا حیات انسانی را در جسد، نباید جستجو ‏کنیم. نکتۀ مهم اينکه بسياری از افراد، جسم مادی يا جسد را «ماهیت» فرض کرده‌اند، درحالی‌که این جسد، ماهیت نیست؛ بلکه عارض بر ماهیت است. درواقع نفس ماهیت است و مراتب دارد. ماهیت؛ یعنی آنچه از حق سرازیر و لبریز شده و از ازل تا ابد جریان دارد؛ اما در عين حال، غیر حق، عين ربط به او و آويزان به اوست. ماهیت با وجود، ترکیبی اتحادی و تعلقی ذاتی دارد. مثل تری، که با آب تعلق ذاتی دارد، اما با پارچه تعلق عرَضی دارد. مهمترین ويژگی‌های بدنی که با نفس اتحاد دارد و جسم يا وجود و ماهیت ما را تشکيل می‌دهد، اين است که: طبیعتی مغایر با طبیعت بدن عنصری دارد. لطیف و نوری‌ است. هرگز پیری ندارد. بالملکه درست پیش می‌رود. به سبب اتحادش با نفس، شنونده، بیننده و رونده است و نور حیات و تمام کمالات در آن ساری و جاری است. محسوس به حواس ظاهر نیست. با حقیقت یا با جسم لطیفی مثل خودش درک می‌شود. فی‌نفسه زنده است و همیشه با ماست و چنان عينيت و اتحاد با نفس دارد که می‌توان آن را همان نفس دانست؛ يعنی همان رتبه‌ای، که در عالم ذرّ، حق را با تمام جلواتش دید و ‌شناخت و «قالُوا بَلى» گفت. همان مرتبه‌ای که حضرت علی (علیه‌السلام) دربارۀ شهود حق در آن رتبه فرمود: «لَم أَعْبُدُ رَبّاً لَمْ أَرَهُ»؛ یعنی من خدای زنده و حیّ را پرستش می‌کنم. این نوع پرستش، پرستشی است که هرگز بن‌بست و ناآرامی ندارد، زیرا بنده حق را به‌عينه در نفس خود به نظاره نشسته و به‌راحتی می‌تواند امور خود را به دست ربوبیت چنين ربّی بسپارد تا تدبیرش کند. خلاصه کلام اينکه جوهر نفس انسانی، دارای حرکت اشتدادی است که از پایین‌ترین مراتب هستی که همان هیولا و ماده است تا بالاترین آن امتداد می‌یابد و بدنش هم با خودش در حرکت است. حرکت نفس به خودی خود، خوب و عالی است؛ اما سالم یا ناسالم بودن آن به ما بستگی دارد. زیرا نفس در هر مرحله از سیر تکاملی‌اش، با آن مرحله متحد می‌شود. از این‌رو فرآیند تکوین شخصیت و هویت انسان، دقیقاً در ارتباط با چیزی است که انسان در پی کسب آن است، لذا بایسته و شایسته است که انسان پیوسته متوجه عالم جسم و نفس و مفارقاتش باشد تا در هردم و بازدم، به عوالم بالاتر اتصال داشته باشد. [1] - سورۀ نساء، آیۀ 56. [2] - حیوان؛ یعنی حیّ و زنده
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که در این موارد باید نکته‌ای که مورد سؤال‌تان هست را مطرح بفرمایید وگرنه ما مجبور هستیم با خواندن چنین متون طولانی از جواب‌دادن به بقیه سؤال‌های کاربران محترم باز بمانیم. موفق باشید

30718

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: در یکی از سوالات خوندم که فرموده بودید بیماری، معلول روی برگرداندن خداست من پانزده ساله بیمارم و واقعا هم می‌دونم انسان درستی نبودم هر دکتری رفتم هم خوب نشدم. آیا اگر به سمت خدا برگردم، خدا هم نظرش را به سوی من باز خواهد گرداند و بیماری من رفع خواهد شد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه این‌طور نیست که علت بیماری‌ها، عدم توجه حضرت حق باشد. بعضاً مانند حضرت ایوب «علیه‌السلام» قضیه، قضیه‌ی امتحان و ابتلای الهی است. آری! اگر ما در بیماری‌های خود نسبت خود را هرچه بیشتر با خداوند زلال و پاک نگه داریم، اگر همان بیماری در راستای امتحان و ابتلا باشد، بهره‌های بسیاری نصیب انسان می‌شود. موفق باشید

30650
متن پرسش
سلام استاد: در ص ۱۱۱ کتاب معرفت نفس و حشر فرمودید اساساً خود طبیعت در حقیقت آتشی است غیر محسوس که اجسام را آتش می زند و بدن ها را ذوب می نماید و پوست ها را تحلیل می برد و تبدیل می کند منظور از طبیعت چیست؟ لطفاً بیشتر توضیح دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور همان ذات عالَم ماده است که عین حرکت می‌باشد و تمام آن صفاتی که مطرح شده، مربوط به حرکت است. موفق باشید

30612

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: خدای کامل نهایت پذیر را پذیرا باشید مقصود از بی نهایت بودن خدا اینست که همانطور که اعداد انتهایی ندارند کمالات حق هم همینطور تمامی ندارند؟ این مطلبیست که ذهن من با آن مشکل دارد و به نظرم بینهایت بالفعل استحاله عقلی دارد. خداوند هرچه کمالست را داراست ولی لزومی ندارد کمالات بینهایت باشند. فرض کنید کمالات هزار تا باشد حق هر هزار تا را دارد و کمال هزار و یکم عینا و عقلا وجود ندارد که نداشتن آن نقصی بر ذات حق لازم آورد. در روایات هم آمده که «لَيْسَ لِصِفَتِهِ حَدٌّ مَحْدُودٌ» خدا حد ندارد و جایی ظاهرا نفرمودند که نامحدود است و این دو تفاوت دارد فرض کنید فردی هر چه طلا در جهانست را دارا باشد درین حال می‌گوییم طلا داشتن او حدی ندارد یعنی طلایی خارج از مالکیت او نیست و یک طلا هم نمی یابیم که خارج از ملکش باشد و مالکیت او را حد بزند. اما این به معنای این نیست که طلاهای او بینهایت به معنای فلسفی و ریاضی آن باشد ۱۰۰۰ سکه بود هر ۱۰۰۰ تا مال اوست البته یک تفاوت دارد و آن اینست که دراین جا می‌توان هزار و یکمین سکه را متصور شد اما در خدا نه، هرچه هست را داراست و عقلا فوق آنچه حق دارد چیز دیگری نیست اما کمالات بدلیل استحاله بینهایت بالفعل، نامحدود به معنی فلسفی و ریاضی آن نیستند و اشاره به این مطلب را در دو جا بنظرم می‌توان یافت یکی در بحث قدرت که می‌گویند به محالات تعلق نمی‌گیرد پس می‌توان گفت قدرت حق حد خورده است؟ هر توجیهی بکنید باز عقل انسان می‌گوید حد است عزیزم. حد مگر آنکه این تعلق قدرت را کمال ندانید و دیگری در قرآن مجید که ابتدا و پایانی برای حق قائل می شود «هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن» درود بر قرآن بخوبی مطلبم را در نهایت ایجاز بیان می کند و این اعجاز خداوند نهایتمند است. می‌فرماید خدا با اینکه ابتدا و انتهایی دارد اما همه کمالات ظاهری یعنی هرچه عینا هست و باطنی یعنی آنچه عقل بتواند متصور شود را داراست. نهایت دارم اما حد ندارم کمالی بیش تر از خود ندارم. نباشم بی نهایت چون محالست / نهایتمندیم عین کمالست
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیا اگر به ذاتی فکر کنیم که عین وجود و بالتبع عین کمال است، باز می‌تواند بی‌نهایت بالفعل برایش استحاله‌ی عقلی داشته باشد؟ در حالی‌که ذاتش عین آن کمالات مثل حیات و قدرت است؟ موفق باشید

30440

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: سوال من در مورد صحبت های چند روز قبل آیت الله علم الهدی است ۱. می‌خواستم ابتدا نظر در مورد صحت و دقت صحبت های مطرح شده بیان نمایید. ۲. اگر صحیح است اینکه تاکید می‌شود زن و شوهر به اسم کوچک یکدیگر را صدا نزنن بیشتر از باب نگه داشتن حرمت زن و شوهری است یا از باب حیا؟ ۳. با فرض صحیح بودن مطلب بیان شده از جانب ایشان، این مطلب یه دستور واجب نیست، به نظر شما آیا با توجه به هجمه های ناجوانمردانه رسانه های غربی و غرب گرای داخلی علیه دیدگاه های اسلام در مورد زن و خانواده از یک سو و معرفی کردن آیت الله علم الهدی به عنوان یک شخص تندرو توسط همین رسانه ها از سوی دیگر و استفاده از همین دستاویز ها برای فریب مردم در یزنگاه های مختلف مثلا تخریب وجهه آیت الله رئیسی در موارد مختلف آیا مطرح کردن چنین ‌موضوعاتی به صلاح است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که می‌فرمایید باید با نگاه حکیمانه سخنان خود را ارزیابی کرد تا در چنین موارد جزیی بهانه به دست کسانی‌که سعی ندارند این سخنان را حمل بر صحت کنند؛ ندهیم وگرنه به عنوان یک توصیه ممکن است قابل توجه باشد. موفق باشید

30425

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در ادامه سوال 30401 اگر سوال کننده بپرسد قیامت این زمین کی می‌شود و یا بپرسد قوه های زمین که به فعل تبدیل می‌شود آیا باز هم این سوال معنی ندارد؟!!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! جواب همان جواب سؤال شماره‌ی 30401 است. موفق باشید

30419
متن پرسش
سلام: در ارتباط با سوال ۳۰۳۹۲ راجع به قرض الحسنه فرمودین: قرض الحسنه همیشه قرض‌الحسنه باید باشد. ولی وقتی با تورم روبه‌رو هستیم، اگر قرض‌دادن‌ها طوری باشد که تورم در آن لحاظ شود، شاید انگیزه‌ی قرض‌دادن‌ها بهتر شکل بگیرد. ولی به هر صورت آن کسی که با فرض تورم قرض می‌دهد، در این شرایط ثواب دو چندان می‌برد. مطابق بیانات مقام معظم رهبری حفظه الله و طرح کلی مراحل انقلاب اسلامی در سال ۷۹ و نیز در بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی مراحل خودسازی، جامعه پردازی و تمدن سازی، حیات انقلاب اسلامی اکنون در مرحله تحقق دولت اسلامی و اداره امور جامعه بر اساس اسلام می باشد. آنجایی که مدل صحنه خودسازی محور را مخالفت با هوی نفس می دانیم در جهت تقرب الی الله همان هم در دولت سازی و جامعه سازی و تمدن سازی وجود دارد. آنجایی که شهادت و ایثار در جامعه محترم است پس در مسائل فردی نیز مناسبات باید بر اساس ایثار و احسان و مقاومت باشد. آنجایی که ساختارها و مدل اداره بانکی با توصیه ها و روش های خودسازی در تعارض است حداقل باید هشیارانه پیوست های جبرانی تضعیف هوی و تقویت تقوی تضعیف شاخص های تمدن غرب و تقویت شاخص های تمدن اسلامی را پیشنهاد و برقرار نمود و خردمندانه رفت به سمت رسیدن به مدل متناسب با جامعه تمدنی توحیدی و تحقق آن نه روش منفعت طلبانه را جولان داد. نمی شود محتوی الهی ولی شیوه اداره مبتنی بر هوی و منفعت طلبی خودخواهی باشد. آنجایی که خود سازی مبتنی بر تقوی و انگیزه های درونی می باشد ساختارها و نحوه مدیریت و برنامه های اداره جامعه نیز باید در مسیر و جهت اهداف عالیه الهی و تحقق آرمان های انقلاب اسلامی باشد روش اداره جنگ در دوران دفاع مقدس نیز تمدن ساز بود، بهترین فرماندهان با کمترین حقوق و حضور حداکثری بدون اجبار تا شهادت. روشی که هوی نفس در آن تقویت گردد و انگیزه های درونی و الهی در آن تضعیف می شود انسان ساز و تمدن ساز نیست در مقابل آن است. و من الله التوفیق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کاملاً درست می‌فرمایید. آری! آن‌کس که تا این اندازه متوجه شده که برای تحقق جامعه‌ی اسلامی حقیقتاً باید در میدان ایثار قدم زد، یقیناً بهره‌ی زیادی همانند برکاتی که شهدا نصیب خود کردند از زندگی می‌برند. از آن طرف باز نباید از این موضوع غفلت کرد که برای تمدن‌سازی باید احوالات انسان‌های متوسط را هم در نظر گرفت که تا آن حدّ حاضرند در کار قرض‌الحسنه وارد شوند، که نفعی نبرند، نه آن‌که ضرر کنند. موفق باشید

29795

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: خوابهایی که می‌بینم آشفته و پریشان است دست و پایم در خوابهایی که می‌بینم بسته است و اصلا خوشایند نیست می خواستم ببینم بعد از مردنم برزخ من همینگونه است. مطلبی از حضرت ایت الله حسن زاده خواندم که گویا بی ارتباط نیست. لطفا راهنمایی فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر. نباید این حالات که بیشتر در راستای تحت تأثیربودنِ روح نسبت به مسائل روزتان هست را، به احوالات برزخ نسبت داد که انسان در آن‌جا با ملکات خود روبروست. موفق باشید

29534
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: مفهوم آیه «الله نور السموات و الارض» خداوند نور آسمان ها و زمین است، در اشیا هم به همین مفهوم است؟ یعنی مومن موحد کسی است که مثلا نور الله را در درخت بنگرد؟ یا اینکه نور الله را مثلا در سیب بنگرد؟ سوال دوم: آیا اینطور است که مثلا باطن یک شئ یک اسمی است و باطن آن اسم نور الله؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! همچنان‌که حضرت امام در تفسیر حمد خود روشن می‌نمایند «وجود»، نور است پس چنانچه به هر مخلوقی به وَجه وجودیِ آن نظر شود با نور حضرت حق روبه‌رو می‌شویم زیرا مخلوقات، روشنی‌گاه‌های وجودند. ۲. اسمای الهی همه نور حضرت حق می‌باشند مثل اسم حیّ یا اسم علیم که همان نور حضرت حق‌اند به صفت حیّ و علیم. موفق باشید     

29269

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: لطفا در مورد تقسیمات عقل متصل و منفصل بگید و اینکه چه کسی عقل را به متصل و منفصل تقسیم کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آنچه در عقل فرد فردِ انسان‌هاست، عقل متصل است به اعتبار آن‌که متصل به عقل فعّال است. و عقل فعّال را می‌توان نسبت به عقل ما، عقل منفصل نامید. ۲. نمی‌دانم. موفق باشید

29157

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: برای فکر نکردن به گذشته و آینده و در زمان حال زندگی کردن چکار کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «عالم انسان دینی» که روی سایت هست إن‌شاءالله می‌تواند جوابگو باشد. موفق باشید

29060

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و رحمت الله: تشکر از زحماتتون. استاد کتاب شواهد الربوبیه را میخاستم با ترجمه و شرح استاد یحیی کبیر تهیه کنم ولی مترجم را نمی‌شناسم اگر شما اطلاعی دارین لطفا راهنمایی بفرمایید. متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم آن مترجم محترم را نمی‌شناسم. عمده اصلِ کتاب «شواهد الربوبیه» است. جناب اقای دکتر مهدی امامی‌جمعه، شرح خوبی از کتاب مذکور داشته‌اند که از طریق مرکز فرهنگی «سُها» می‌توانید تهیه کنید. موفق باشید

آدرس   ایشان   https://t.me/smemamijomee

28737

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیزم: صمیم دارم کتابی با عنوان و محتوای «نقد جریان انقلابی با تکیه بر اندیشه های رهبری» و با الهام از بیانات جنابعالی تدوین کنم، چرا که احساس می‌کنم تدوین و توزیع این کتاب برای خوانندگان و جریان انقلابی راهگشا و مفید است. نظر حضرتعالی چیست؟ لطفا سئوال را در آرشیو قرار ندهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید شروع کنید تا «خودْ راه بگویدت چون باید کرد». بالاخره افقی است که باید به سوی او حرکت کرد. موفق باشید

27671

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد گرامی، بنده مجموعه شرح کتاب آن‌سوی مرگ حجه الاسلام امینی خواه رو گوش کردم اتفاقا با دقت توجه کردم ببینم تضادی تعارضی چیزی درش هست، دیدم که کاملا منطبق با فلسفه صدرالمتالهین و روایات و آیاته، یعنی من که شرح کتاب معاد جنابعالی رو گوش دادم هیچ تناقضی ندیدم، حالا دارم یک سری فایلهای صوتی دیگه شون رو گوش میدم، استاد ایشون نقل می کنند از یکی از اساتیدشون که نمی دونم خواب دیدن یا با روح عالمی مواجه شدند - تردید از منه چون فراموش کردم - که آیت الله بهجت رو دیدن در آسمان چهارم که آمده یکی از شهدا رو شفاعت کنه از آسمان چهارم به آسمان هفتم ببره، بعد این عالم نظر می ندازه هیچ کجا امام خمینی (ره) رو نمی بینه یک آن به خودش میگه نکنه امام آنجا دچار مشکلند؟ یک ندایی میرسه که از این فکرها نکن و امام خمینی در عرش با اهل بیت سلام الله علیهم هستند و ایشون مقامشان بسیار بالاست و.... استاد واقعا مقام امام خمینی اینقدر بالاست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده با فرض آن‌که به این نوع خواب‌ها نظری نداشته باشم، معتقدم حضرت امام «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» مقام‌شان مقام جامع اسماء در عرش است. موفق باشید

نمایش چاپی