بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
26502

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدا قوت: مشکلی در جامعه مطرح می شود مبنی بر سخنرانی آیت الله جوادی آملی در مورد اینکه مس در ابتدا نقره بوده است و گفته می شود این برخلاف جدول مندلیف است. در پاسخ به این سوالات چگونه پاسخ گوییم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: احتمالاً منظور آن است که در دلِ همان معدنی که مس استخراج می‌شود، آن معدن استعدادِ به‌بارآوردنِ نقره را نیز دارد و به جهت ناتوانیِ استخراج نقره از آن مواد معدنی، به استخراج مس بسنده شده است. موفق باشید

24257
متن پرسش
سلام علیکم: علم نفس به بدن چه نوع علمی است، آیا علم نفس به بدن حصولی هست یا حضوری؟ کمی توضیح دهید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس از جهت درک بدن خود علمش حضوری است ولی از آن جهت که به دست خود نگاه می‌کند و به دست خود علم دارد علمش حصولی است.

37844

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم و رحمت الله: استاد بزرگوارم من همیشه روحیه حضرت آقا رو که می دیدم امیدوار می شدم حرفهای حضرتعالی رو که می شنیدم، دیگه از آینده ترسی نداشتم، اما پریروز صوتی حدودا ۱۲ دقیقه ای در کانال استاد امینی شنیدم که جلسه ای استغاثه برای پیروزی جبهه انقلاب تشکیل دادند در حاشیه آن با راوی کتاب شنود که ظاهرا فردی موثق و از نیروهای امنیتی است صحبت کردند، که در آنچه در تجربه نزدیک به مرگ دیده بودند و قبلا به آقای امینی خواه گفته بودند را در این جلسه گفتند. اینکه بعد از حضرت آقا، جمهوری اسلامی رهبر دیگری نخواهد داشت که یا به ظهور منتهی می شود یا در محاق می رود انقلاب اسلامی و... اینکه آقای ظریف رو دیدند آمریکا و اسرائیل عریان جلوی تانک بستن و وارد کشور شدن و... یعنی اینقدر امیدم را از دست دادم که خدا می داند، من این صوت رو برای آقای نظری ارسال کردم، نظر شما چیست؟ چون راوی شنود می‌گفت همه چیز به نتیجه این انتخابات بستگی داره و جبهه انقلاب باید همه تلاشش رو بکنه و... ممنون از لطف و محبتتون.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً آن صوت را گوش داده‌ام و همان زمان عرض شد آن عزیز، توهّمات خود را مشاهده کرده است. موفق باشید

32425

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: استاد گرامی، شخصی چه عرض کنم آتئیست خواسته که توحید برایش اثبات بشود حالا چه کتابی، چه شرحی که بیدار کننده فطرت او باشد سراغ دارید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده مباحث «معرفت نفس» در ابتدای امر و «برهان صدیقین» پس از آن؛ می‌تواند عقل بشرِ این تاریخ را متذکر امور قدسی بنماید. البته دو کتاب مذکور همراه با شرح صوتی آن بهتر کمک خواهد کرد. موفق باشید  

32352

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: استاد لطفا بفرمایید برای شروع تفسیر المیزان، ترکیب «آموزش فلسفه» آیت الله مصباح و «مبانی و اصول عرفان نظری» آیت الله یزدان‌پناه، پیش‌نیازهای مناسبی محسوب می‌شوند و کافی هستند یا به کتب پیشرفته‌تری نیاز هست؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب‌هایی که می‌فرمایید کتاب‌های خوبی است ولی فکر می‌کنم با بحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» و با نظر به جزوه «جایگاه تفسیر المیزان و روش استفاده از آن» بتوانید با رجوع جدّی به آن تفسیر شریف، ظرایف آن را که همراه با موجزگوییِ علامه طباطبایی است بیابید. موفق باشید

32043

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: قبلا فرموده بودید تفسیر المیزان را دنبال کنم اگر ممکن هست اساتید و برنامه هایی که تفسیر المیزان را تدریس می‌کنند معرفی فرمایید. ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً اساتید بزرگواری هر کدام به شکلی به این امر اختصاص دارند. پیشنهاد اولیه بنده آن است که سری به جزوه «جایگاه تفسیر المیزان و روش استفاده از آن» به آدرس زیر بزنید.

https://lobolmizan.ir/leaflet/182?mark=

در ضمن، استاد عابدینی و استاد یزدان‌پناه از جمله اساتیدی هستند که در این رابطه تلاش‌های خوبی داشته‌اند. موفق باشید

31702

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی با عرض سلام و خدا قوت: استاد در داستان پدر حضرت رسول جناب عبدالله، صحبت از نذر جناب عبدالمطلب برای داشتن پسران متعدد و ذبح یکی از پسران هست. چه توجیحی برای این ذبح انسان وجود دارد؟ در سرگذشت اقوام گرفتار عذاب مگر یکی از موارد عصیان اینها قربانی انسان نبوده، حال چرا جناب عبدالمطلب باید چنین نذری کنند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به راحتی نمی‌توان نظر داد. شاید با نظر به سیره حضرت ابراهیم «علیه السلام» و میراثی که از آن حضرت در آموزه‌های خود داشته‌اند، چنین تصمیمی را گرفته‌اند تا حضرت حق تقدیری را پیش آورد که ظاهراً همان تقدیر، پیش آمد که در إزای قربانی جناب عبدالله، شترهایی قربانی شوند. موفق باشید

31682

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب، سوالی داشتم خدمتتان آیا استاد شرحی بر دعای کمیل دارند؟ یا تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه، متأسفانه چنین توفیقی پیش نیامده. موفق باشید

31676

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز و تشکر فراوان بخاظر بیانان روشنگر و راه گشای شما: در ادامه سوال 31660 علاقه داشتم بر توضیحاتتون بیافزایید به همین بهانه یک مورد که اخیرا دوباره مظرح شده بیانان امام جمعه قزوین و قضیه هفت سنگان بود (برای اینکه فضا تا حدودی مشابه بود) http://www.ensafnews.com/272957/%D8%AA%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%A8-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AC%D9%85%D8%B9%D9%87-%D9%82%D8%B2%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1-%D8%A7%D9%81%D8%B4%D8%A7%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%B9/ فرمودین: موضوع عدالتخواهی باید در بستری بس عمیق‌تر انجام گیرد روح نظام به سوی حضور در وجدان عمومی مردم است و هرچه بیشتر حساسیت‌ها را در کیفی‌کردن زندگی‌ها قرار دهیم، خود به خود حقارت طلب دنیا بیشتر روشن می‌شود و این، کار اساسی است و فرمودید: حرکت عدالت‌خواهانه اگر با عمق معرفتی و توجه به نظام تکوینیِ عالم انجام نشود، آن‌چنان سطحی می‌گردد که جریان عدالت‌خواهی را در مقابل کلیّت نظام می‌برد و همچنین یاد متن نکات برگزیده شما از کتاب اخلاق افتادم. اما آن اخلاق یعنی اخلاق سقراطی که دعوت به خیر است، این جهان را نمی تواند نجات دهد. ما که هر روز زندگی مان متحول می شود، اگر می خواهیم عدل و خویشتن داری و حکمت را رعایت کنیم و قول و فعل مان شجاعانه باشد، باید از خِردی برخوردار باشیم که اوضاع متغیرِ موقع و مقام را بشناسد و بگوید در آن مقام چه باید گفت و چه باید کرد. پس گفتن این که چه چیز فضیلت است، کافی نیست. به بهانه این موارد علاقمند بودم بر مواردی که در پاسخ سوال بیان کرده بودید بیافزایید. تشکر از شما - خداوند خیرتان دهد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که عرض شد و باز تأکید می‌شود ما در فهم عدالت در تاریخ جدید و درک معنای شهر و شهروندی در این زمانه باید با عمق بیشتری وارد شویم و اساساً نوعی بازسازی در معنای حضور در شهر و رابطه آن با نهادهای دولتی باید پیش آید، وگرنه به صورت‌های مختلف این ماجراها دامنگیرِ ما خواهد شد. همچنان‌که شده است. شاید کتاب «انقلاب اسلامی؛ طلوع جهان بین دو جهان» افق حضوری را متذکر شود که در دل آن اخلاقی به ظهور آید در حدّ رابطه ای که باید در این زمانه نسبت به همدیگر شکل دهیم. آری! تعریف اخلاق در آن حدّ که در آن تاریخ ارسطو فرموده است، برای حضور در اجتماعی که امروز بشر برای خود شکل داده، کفایت نمی‌کند وگرنه در جای خود غلط نیست. موفق باشید

31365

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: با این روال که در افغانستان مشاهده می‌کنیم احتمالا باید شاهد حکومت طالبان باشیم. اتهام ارتباط جمهوری اسلامی با طالبان سالها مطرح بود تا اینکه در دولت قبل رسما به تهران آمدند. اخیرا در بین برخی اصولگرایان صحبت از طالبان خوب و بد مطرح شده و این طالبان جدید را متفاوت با قبل می‌پندارند تحلیل حضرتعالی چیست و اگر دولت طالبان تشکیل شد خطری برای انقلاب اسلامی دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی نظام اسلامی آن بود که در حدّ ممکن طالبان را به نظام دولتی نزدیک کند و از تاریخ تحجّری که گرفتار آن هستند، نجات دهد. ولی نه طالبان توان چنین فهمی را دارند و نه آمریکا بنا دارد افغانستانی آرام در کنار ما شکل بگیرد. موفق باشید

31261

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: برای مبحث مدینه الفاضله و رسیدن به جامعه آرمانی، انسان فاضله فقط باید علم النفس (قوه عقل عملی) مورد تحقیق قرار بگیره یا از دیدگاه قرآن دل (قلب) برای ایمان نیازه و واجبه؟ برای انسان فاضله دل پذیرا چه خصوصیاتی باید داشته باشه؟ اگه بحث طولانیه کتاب معرفی کنید لطفا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در توحیدی شدن هرچه بیشتر بشریت است تا انسان نسبت خود را با خدا و با خود و با خلق، الهی کند. در این رابطه هم عقل و هم قلب باید در صحنه باشد. سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» بزنید، بد نیست. موفق باشید

31211

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
خدمت استاد عزیز و مهربانم طاهرزاده: سلام علیکم طیب الله اوقاتکم: در خصوص افتتاحیه سه طرح انتقال hب کارون توسط وزیر از خدا بیخبر نیرو به اصفهان و شهرها که باعث شده این همه فجایع در خوزستان اتفاق بیوفته و انگاری اتفاقی رخ نداده مسولین ذی ربط هم به تصمیم و کارهای اشتباهشون ادامه میدن، چرا این کار ها رو انجام میدن، چرا این همه نفرت ایجاد میکنن، چرا برای رسانه های معاند طبل درست میکنن؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که با روشی حکیمانه شرایطی فراهم شود که این افراد نادان هرچند بدون غرض باشند از صحنه مدیریت حذف شوند وگرنه با مشاجرات، موضوع را سیاسی می‌کنند و کار کشور را عقب و عقب‌تر می‌اندازند. موفق باشید

31039

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام وقت بخیر: کتاب اتحاد روحانی امام حسین (ع) (شرح زیارت عاشورا) صوت در سایت وجود ندارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! متأسفانه صوت آن مباحث معلوم نیست چه شده است.      موفق باشید

30886
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز: پیرو سوال شماره 30873؛ شما در کتاب شریف «هدف زمینی آدم» چندین بار به وجود نقائص پنهان در عالم برزخ نزولی اشاره کرده اید. مثلاً: «آدم در زندگي در برزخ نزولي هنوز نقص دارد و آن عبارت است از اين‌كه امكان از دست‌دادن آن شرايط برايش هست. درست است كه زندگي در زمين، نقصش بيشتر است، ولي در مقايسه با برزخ صعودي، برزخ نزولي داراي يك نحوه نقص است.» همچنین: «اين‌كه «لِيُبْدِيَ لَهُمَا مَا وُورِيَ عَنْهُمَا مِن سَوْءَاتِهِمَا» تا آنچه از عيب‌ها براي آن‌ها پوشيده بود را آشكار كند. يعني آدم و حوا در آن بهشت‌ نقص‌ها و عيب‌هايي دارند كه در آن مقام به جهت عدم توجه نظر به آن عيوب ندارند. حالا آن عيب‌ها چه چيزي است كه شيطان تلاش مي‌كند آن‌ها را عمده و آشكار کند؟ آيا همان ميل به لذات دنيايي و ميل به طبيعت که در آن‌جا اهميتي نداشت، نيست؟... چه‌چيز در آن عالم براي آن‌ها پنهان بود؟ «مِن سَوْءَاتِهِمَا» معايبشان.» عرض بنده هم این بود که بالاخره یک نقص هایی بود که هرچند در آن عوالم قبلی به جهت وحدتی که حاکم است آشکار نبود اما با ورود به عالم طبیعت آشکار می شود. حال با توجه به اینکه می فرمایید: «حالا بعد از نزديکي به شجره و در عين پذيرفتن توبه، بايد زندگي زميني‌تان را شروع كنيد. ولي اگر روي زمين بياييد در زمين از طريق شريعت الهي نقص‌هايتان را كشف مي‌كنيد و در صدد جبران آنها برمي‌آييد.» حالا همان نقایص و معایب پنهان از کجا سرچشمه می‌گیرد؟ چون این عیب ها و نقص ها در عالم طبیعت برای هر کسی به نحو متفاوتی آشکار می شود. مثلا کسی قدرت طلب است و کسی شکم پرست است و ... شما در این کتاب ضمن توضیحات خود نقایص انسان را در قیاس با کمال مطلق دانسته اید و فرموده اید: «انسان طوري است كه مي‌خواهد به مقصد خود يعني بندگي خدا برسد، چون علم به خود دارد كه هيچ است، هيچ. و در مقايسه با کمالات مطلق پروردگارش كه مقصد و مقصود اوست، متوجة نقص‌هاي خود مي‌شود.» با توجه به فرمایش شما بنده این سوال را مطرح می کنم که آیا اینطور نیست که همان نقصی که در مقابل کمال مطلق داریم ــ و همین نقص در قیاس با مظاهر اسم جامع الله نیز نمود پیدا می‌کند ــ به صورت نقص های جسمانی در عالم طبیعت ظهور پیدا می کند و انسان را دچار تعب می کند؟ (در ادامه بیشتر توضیح می دهم) شما در این کتاب می فرمایید: «‌هر چه به طبيعت نزديك بشويد، به تعب مي‌افتيد و از بهشت خارج مي‌شويد، آن وقت نقص‌ها و زشتي‌ها ظاهر مي‌شود... هبوط يعني کاري کنيم که روح گرفتار جسم شود و جهت جان را به جسمي كه در دنياست معطوف داريم و همه توجه‌مان به نقص‌هاي جسم مشغول شود» پس نقائص ما به واسطۀ جسم عنصری در عالم طبیعت نمودار می شود و در عوالم قبلی نقائصی هست که نمود ندارد و منظورم از نقائص این نیست که انسان فی حد ذاته عیبی دارد بلکه خلقت هر انسانی بنابر عین ثابته ای که دارد در تعادلی مناسب شأن او انجام پذیرفته و در عوالم علوی هیچ عیب و نقصی از این جهت ندارد اما چون قرار است که مقامات خود را با ارادۀ خویش کسب نمایند همین نقصی که شما هم فرمودید در قیاس با کمال مطلق در وجود هر کسی تعبیه شده، در عالم طبیعت در قالب نقص های جسم های ظهور می یابد و انسان را گرفتار امتحان و ابتلاء می کند. جهت توضیح دقیقتر: طبق نظر عرفا مزاج زمینی انسان و ترکیب جسمانی او که مرجّح و مخصّص حدوث نفس و معیّن استعدادهای نفسانی و جبلّی اوست، صورت زمینیِ استعدادی است که در عین ثابتۀ او و اسمائی که این عین ثابته مظهر آن هاست وجود دارد. بر این اساس، مثلاً کسی که در آن استعداد اصلی در عالم علمی، اسم علیم در او ظهور چندانی نداشته باشد، در مزاج زمینی او نیز این نمودار خواهد شد و چندان استعداد فهم دقائق علمی را ندارد و یا کسی که مظهر برخی اسماء جلالی است مثلا مزاجی غضبناک خواهد داشت. به عبارت دیگر، آن نقصی که از جهت قیاس با اسم جامع الله و عین ثابتۀ آن ــ که در نهایت اعتدال است ــ دارد در عالم طبیعت که عالم اضداد است در قالب مزاجی ظهور می نماید که به جهت غلبۀ خلط صفرا و عنصر آتش او را از تعادل حقیقی انسان کامل دور می کند و همین عدم تعادل در مزاج جسمانی است که نقص او در ظهور جامع اسماء را آشکار می کند و او را به تعب می اندازد و نحوۀ سلوک زمینیِ او را معلوم می کند. یعنی انسان عصبانی مزاج باید با این خصیصه ای که در عوالم قبلی به جهت وحدت حاکم بر آن نمودی نداشت جهاد نماید و نفس خود را حاکم بر این تمایل بدنی و مزاجی نماید تا نقص او جبران شود، یا به عبارت دیگر حالتی برای او ایجاد شود که همانند عوالم قبلی با وجود مظهریت او از اسماء جلالی در تعادل قرار گیرد. اما تعادلی مناسب شأن عالم طبیعت و وقتی چنین کرد و در هر عالمی تعادلی مناسب آن عالم را ایجاد کرد (در عالم طبیعت تعادل مزاجی و در برزخ صعودی ملکۀ عدالت) آنگاه خلیفۀ حق در این عوالم گشته و آن شأن والای اولیۀ خود را با ارادۀ خویش دوباره به دست آورده است. با تشکر از زحمات شما استاد گرانقدر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته نکات خوبی را مطرح می‌فرمایید. آری! در برزخ نزولی که روح، از مقام بالاتر وجود تکویناً به مرتبه نازل‌تر نزول می‌کند، نقص‌هایی محقق می‌شود که صورت این فرآیند، نزدیکی به شجره ممنوعه است که نماد عالَم کثرت می‌باشد عالمی که جامعیت ندارد و هرچیزی، چیزهای دیگر نیست. در حالی‌که در مقام برتر یعنی در مقام جامعیت هر چیزی، چیزهای دیگری هم هست مثل نور سبز در نور بیرنگ. ولی در طیف نوری که از منشور عبور می‌کند نور سبز، شش نور دیگر نیست. در رابطه با حضور در عوالم مادون یعنی عالم اسفل السافلین و تجربه چنین حضوری خوب است به جواب سؤال شماره 30869 رجوع شود. موفق باشید

30608

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد: سال نو را خدمت شما تبریک عرض می‌کنم. نظرتون رو در مورد کتاب آنسوی مرگ می خواستم بدونم و لطفاً یک کتاب در مورد عالم برزخ معرفی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. عرایضی در جواب سؤال شماره‌ی 27721 در این رابطه شده است. ۲. فکر می‌کنم کتاب «معاد، بازگشت به جدّی‌ترین زندگی» که روی سایت هست بتواند نکاتی از برزخ با خواننده در میان بگذارد. موفق باشید

30529

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: امکان داره نظرتون رو در مورد آیت الله صادقی تهرانی و نظراتشون در فقه و تفسیر بیان کنید؟ آیا میشه ایشون رو شخصیتی انحرافی دونست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم؛‌ بالاخره زحماتی کشیدند. موفق باشید

30489

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم آقای طاهرزاده: نظرتون راجع به ورود آقای سعید محمد به عرصه انتخابات چیست؟ آیا کار درستی کرده که حتی حاضر شده از سمت بالای خودش استعفا بده و وارد عرصه انتخابات بشه؟ آخه این بنده خدا رو حتی خود جبهه انقلابی هم نمیشناسن چه برسه به مردم عادی. بعدشم اگه کسی توی زمینه ای موفق بود اولا خب همون جا رو سفت و سخت بگیره و بره جلو! دوما دلیل نمیشه که توی زمینه دیگه ای هم باشه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید خود ایشان با توجه به شخصیت علمی جهانی که دارند، احساس کرده‌اند به صحنه بیایند تا اقلاً معلوم شود برای اداره‌ی کشور چه راه‌کارهایی دارند و شاید در مناظرات بتوانند حرف‌هایی که نیاز است گفته شود، را بگویند و در نهایت در میدان طرح خود در کنار سایر نامزدها تصمیم نهایی گرفته شود. موفق باشید

30463

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در سوالات با توجه به فرمایشات آیت الله بهجت بر لزوم داشتن استاد تاکید ندارید ولی در مورد ذکر یونسیه تاکید دارید که زیر نظر استاد باشد. چند سوال از محضرتان دارم: ۱. این دو فرمایشتان چگونه قابل جمعند؟ ۲. وقتی خواندن ذکری نیازمند نظارت استاد است نمی‌توان گفت سایر عقبه های صعب العبور سلوک به طریق اولی مستلزم پیر ره رفته ای است؟ ۳. درین عصر درست است که رهنمودهای امام و رهبری نصب العین سالکان است اما مسائل شخصی فراوانی در سلوک پیش می آید که نیاز است با استاد در میان نهاده شود. هزار باده ناخورده در رگ تاکست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که می‌فرمایید بعضاً در این مسیر نیازهای شخصی و حالات خاصی برای افراد پیش می‌آید که باید با استادی در میان بگذارد و این غیر از آن است که خود را به کلی به استاد خاص بسپارد. زیرا هر اندازه در همان موارد هم عالمانه‌تر عمل کند، خود او بعد از مدتی می‌تواند آن حالات را تحلیل نماید. موفق باشید

30411
متن پرسش
سلام علیکم: در پاسخ به سوالی فرمودید که اطلاعات مربوط به نفس می‌شود در حالی که بر اساس علم جدید بعضی اطلاعات مثل جدول ضرب یا اسامی پایتخت کشورها در قسمتی از مغز کد گذاری شده و نفس با مرتبط شدن به همان قسمت پاسخ این سوالات را میابد و به نظر شما اگر از روح میتی که تازه فوت کرده از اینگونه امور پرسیده شود می‌تواند پاسخگو باشد با توجه به اینکه یک ضربه به سر انسان گاهی همه این اطلاعات را از بین می‌برد و با توجه به اینکه شخص میت اسم امام و پیامبر خود را به یاد نمیاورد هر چند در اینجا حفظ بوده لذا فکر نمی‌کند علوم طبیعی مستقیما با مغز مرتبط بوده و با مرک از بین می‌رود ولی علوم ماورا طبیعی آن هم به شرط اینکه از طریق تهذیب و با علم حضوری باشند باقی می‌مانند؟ سوال من هم این بود که با فرض تایید مطالب ذکر شده اگر مغز دو انسان عوض شود چه خواهد شد؟ آیا من همان من است با اطلاعات جدید؟ خصوصا اینکه به گفته حکما بدن مادی بدن اصلی انسان نبوده و با بدن اصلی که همان جسم برزخی است اتحاد انضمامی دارد و این مطلب را پیچیده تر می‌کتد! اگر تفکیک علم را به دو دسته طبیعی و ماورا ضبیعی بپذیریم که یکی با مغز مادی مرتبط است و یکی مستقیما با نفس مرتبط است در صورت عوض شدن مغز می‌شود گفت هر یک از این دو نفر خودشان را همان شخص قبلی ادراک می‌کنند ولی درحوزه خصوصیات اخلاقی و اعتقادی ثبیت شده و ملکه شده در نفس تغیییری ایجاد نمی‌شود ولی در حوزه اطلاعات مادی شخص خودش را با اطلات جدیدی روبرو می‌بیند نظر جنابعالی چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تفاوت نمی‌کند. زیرا آنچه هویت علمی داشته باشد، حتی علومی مثل ریاضیات، مربوط به نفس ناطقه می‌باشد. می‌ماند که اگر انسان ابزار ارائه‌ی آن را به هر دلیلی از دست بدهد، نفس نمی‌تواند آن را در عالَم بیرون ظاهر کند و یا ارائه دهد. مثل قوه‌ی بینایی که مربوط به نفس ناطقه است. ولی اگر چشم از بین برود، نفس نمی‌تواند از آن قوه در دیدن پدیده‌های خارج از ذهن خود استفاده کند. پیشنهاد می‌شود در این رابطه بحث «ده نکته در معرفت نفس» دنبال شود. موفق باشید

29833

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: من مدتهاست دچار ناراحتی های گوارشی هستم و هرچه به پزشک جدید و سنتی مراجعه کرده ام معالجه کامل صورت نگرفته است و برای اینکه اذیت نشوم مجبورم غذا زیاد بخورم و این مخالف توصیه های عرفانی مبنی بر کم خوری و جوع است. سوال اینست این پرخوری اجباری مخل سلوکست یا خداوند خود بنحوی جبران می‌کند؟ آیا راهکاری در روایات برای زخم معده آمده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما در روایات بیشتر موضوع پرهیز را داریم. آیا تأمّل فرموده‌اید از چه چیزهایی باید پرهیز کنید تا مشکل کم شود؟ موفق باشید

29697

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ارادت خدمت استاد طاهرزاده: ببخشید استاد تو بورس سهام بانکی هم وجود داره نمیدونم خرید و فروش سهام بانکی اشکال داره یا نه یکی از دوستان که رشته ی دانشگاهی شون مربوط به مدیریت مالی و بورس هست بهمون گفتن سیستم بانکی کشور اونطوری که از نظر اسلام باید باشه نیست و تو خرید و فروش این سهم ها احتیاط کنید و وارد نشید. از دفتر مرجع تقلیدمون مقام معظم رهبری سوال کردیم فرمودن اشکالی نداره. استاد به نظر شما الان اشکال داره خرید و فروش سهام بانکی یا اشکالی نداره؟ یا اینکه احتیاط کنیم. ببخشید التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاک، نظر مرجع تقلیدتان باید باشد. موفق باشید

29327

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: با توجه به اینکه انقلاب اسلامی آینده ای توحیدی در پیش دارد و این انقلاب وصل به ظهور حضرت حجت و حکومت جهانی مهدی عج الله تعالی می‌شود، آیا می توان گفت کسی که اصلاح نفس می‌کند و فوق زندگی غالب مردم برای خود زندگی دینی به معنای واقعی کلمه تعریف کند و رویکردش و نیتش خدمت به انقلاب اسلامی برای پدید آمدن آن جامعه ی توحیدی است و همچنین نفرت به کفر زمانه را در قلب خود زنده کرده و از روش و منش آنها بیزار است (هر چند این شخص به عمل ظاهری در بین اجتماع برای پیشرفت انقلاب و مسلمانان دست نیابد) آیا این شخص در زمره مجاهدان است؟ یا اینکه مجاهد حتما کسی است که علاوه بر نیت قلبی در ظاهر هم برای اجتماع مسلمانان کارهای بزرگ انجام دهد مثل حاج قاسم و امثال او.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً این روحیه موجب می‌شود که انسان در زمره‌ی مجاهدین باشد. عمده آمادگیِ روحی است. حال هرچه پیش آمد در مواجهه با آن پیشامد، روحیه‌ی انقلابی و مجاهدانه است که مفید خواهد بود. موفق باشید

28486

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله: سلام استاد. شما را به خدا نافرمایید «نپرس تا کشفت شود» اینکه در کتاب ده نکته می فرمایید از قول آیت الله ملکی «که برای مبتدی یک چند روزی فکر کند که هر چه خیال می‌کند و می‌بیند خودش است.» یعنی چه؟ چگونه این کار را انجام دهیم؟ من الان دو سه سال است که به مرگ فکر می‌کنم ولی نمی دانم چگونه قوه خیال خود را تطهیر کنم. می‌شود مثال بزنید و توضیح دهید؟ فکر کنم این جمله داروی، بیماری من است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آدم بزرگوار! این امور اموری هست در رابطه با روح انسان و نه در رابطه با فکر انسان، لذا با ورد هرکس در آن امور برای همان کس پیش می‌آید. به نظر بنده چون فکر می‌کنید باید این امور را بپرسید متوقف می‌گردید. موفق باشید

28112
متن پرسش
سلام بزرگوار وقتتون بخیر: یه سوال داشتم: نگاه دکتر داوری و رهبر انقلاب رو نسبت به آینده کشور، سیاست و... چطور باید جمع کرد؟ من حقیقتش در یک دوگانگی فکری گیر کردم، رهبر نسبت به آینده بسیار امیدورانه صحبت می کنن اما دکتر داوری گویا ناامیدند. بالاخره از نگاه حکیمانه و آینده نگری متفکری مثل ایشان نباید غفلت کرد. درسته که هر دو بزرگوار متذکر نقص ها هستن ولی احساس می کنم افق فکری شون متفاوته، آیا نحوه تفکر این دو شخصیت به جایگاه اجتماعی شون برمی گرده؟ بنظرتون این دو نگاه رو چطور باید توصیف کرد؟ و یا اصلا نگاه من به مسئله اشتباهه؟ ببخشید من ایمیل ندارم نمیتونم از طریق سایت از استاد سوالم رو بپرسم. ممنون میشم اگه خودتون پاسخ بدین یا پیامم رو به دست استاد برسونید. ممنون میشم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم از متفکری مثل آقای دکتر داوری که در عین حضور در این تاریخ و خردِ بومی که او حامل آن است، نمی‌توان گذشت و اساساً تفکر به معنایِ «یا این یا آن» نیست؛ بلکه دریچه‌هایی است برای احساس حضور در بودنی که هرکس در آن استقرار دارد. اخیراً دو جلسه در رابطه با نگاه دکتر داوری همراه با دوستان بحث شده که دو جلسه‌ی آن به آدرس: «http://lobolmizan.ir/sound/1310 تحت عنوان «انقلاب اسلامی؛ طلوعی بین دو جهان» روی سایت هست. موفق باشید

27521
متن پرسش
سلام علیکم: هگل به ذات انسان و روح کلی بشر بدبین است و خوشبینی و دیدگاه مثبت ندارد؟ در بحث فلسفه تاریخش هم بنام گایست مطرح می کند علیرغم اینکه می فمهد حوادث تاریخ یک جایگاه و سیر و روح خاصی دارند و یک سری سنن و اصول در تاریخ و حوادث هست، ولی این نگاه بدبینانه به ذات بشر و انسان غلبه دارد که خب او مسیر تاریخ سازی در سه محور انتقال گرایی، جبر گرایی و بودن و قرار گرفتن در بستر زمان و تاریخ خاص خود خلاصه می کند در صورتی‌که مثلا در نگاه توحیدی اسلام ما بشر را خلیفه الله دانسته و دارای ظرفیت روحی مجرد و وحدانی می‌دانیم که با اختیار می‌تواند آن‌را به شادابی و تعالی برساند پس تاریخ سازی، بسته به جبرگرایی نیست بلکه بر اساس اختیار بشریت است که اگر در هر عصری متوجه عهد بشود و عهد الهی را در آن تاریخ پیاده کند، به روح متعالی تاریخی می‌رسد که تاریخ ساز می‌شود و به استعلا می‌رسد و خب با این نگاه شخصی مثل هگل مغایر است به نظرم و با نظر او به ذات بشر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بخواهیم هگل را با اسلام مقایسه کنیم، می‌توان آن‌طور که فرمودید اندیشه را ادامه داد ولی اگر معتقد باشیم تفکر، تاریخی است و باید ظهور وجود را در اعصار مختلف دنبال نمود، هگل متذکر امری از نحوه‌ی نگاه تاریخی به عالم می‌شود که پس از آن، هایدگر و گادامر در پرتو نگاه تاریخی هگل توانستند تا این‌جاها پیش بیایند که «فاهمه به نحو ریشه‌ای تاریخی است» و یک قدم از آن‌که انسان ابژه باشد، جلوتر آمدند که البته این نوع بحث‌ ها باید در حقیقت و روش گادامر دنبال شود که چگونه از یک طرف از هگل استفاده کرده‌است و از یک طرف نظر را بیشتر به «وجود» انداخته‌است. موفق باشید

نمایش چاپی