سلام و عرض ارادت: مشغول مطالعه کتاب «ادب خیال، عقل و قلب» هستم. بحثی که پیرامون خیال فرمودید برایم جالب و کاربردی آمد. اما هنگامی که میخواهم به این مباحث فکر کنم و از زندگی شخصی خودم مصداق بیاورم متوجه شدم که هنوز قوه خیال و آثار آن را نمیشناسم و این قوه را نمیتوانم از سایر قوا تشخیص دهم. فرضا حالتی در من موجود است ولی نمیدانم این حاصل خیال است یا کار قلب؟ این که این قوه چیست؟ آثارش چگونه است؟ و سوالاتی از این دست برایم پیش آمده. به طور کلی برای شناخت ریشه ای خیال و عقل و قلب و ... و تمایز آن ها و توانایی در تشخیص آثار عملی هرکدام نیازمند کتاب یا صوت یا ... برای مطالعه هستم. لطفا بنده را راهنمایی بفرمائید. با تشکر.
باسمه تعالی: سلام علیکم: نوشتهای که به طور خاص وارد چنین موضوعی شده باشد، به یاد ندارم. البته در بین کتابهای عرفانی بحث در این موارد شده است. بخصوص کتاب «مصباح الهدایه» حضرت امام که در آن بحث مراتب عالم وجود را به میان میآورند تا جایگاه خیال متصل و منفصل را روشن کنند. عرایضی در شرح آن کتاب شده است که روی سایت میباشد. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. یا مادر مدد. سلام استاد. این چند وقت در جواب سوالاتی که میفرمودید تنها مشکل شما نیست بار اول به من فرمودین باید به افق و حضور حاج قاسم نظر انداخت و به تازگی فرمودید افق شهید آوینی. در اینها آیا تفاوتی هست؟ نکته دیگر هم اینکه نمیدانم چرا ولی هنوز با قلم ارتباطی نگرفتم تا دوای دردم باشد بهمین خاطر از درد به خود میپیچم چه کنم؟!
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! روحی است که خود را در افقی بلندتر جستجو میکند. افقی که شخصیتهایی مانند حاج قاسم و شهید آوینی نمادِ آن هستند. اخیراً عرایضی تحت عنوان « نگاهی پدیدارشناسانه به شخصیت شهید آوینی» https://eitaa.com/matalebevijeh/13463شده است. خوب است که نظری به آن بحث بیندازید. موفق باشید
سلام خدمت استاد بزرگوار: در گروهی مجازی از سوی منتقدان دین، این پرسش مطرح شد. خواستم از نقطه نظرات حضرتعالی مستفیض شویم. پرسش: «یک خروجی مثبت پس از چندین هزار سال وجود ادیان ذکر کنید»
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضور انسانهایی بزرگ که معنای زندگی را به بشر نشان دادند خروجی اسلام و در راستای خروجی بیدینی، همین سردمداران سرمایهپرست جهان استکباری کافی است. اگر از اسلام یک مرد مانند حضرت علی «علیهالسلام» به عالم عرضه شد، برای حقّانیت آن دین کافی نبود؟ و حضور افردی مانند حضرت امام و رهبر معظم انقلاب و حاج قاسم سلیمانی حکایت از آن ندارد که اسلام و انقلاب چه ظرفیتهای بزرگی در نزد خود دارد؟ موفق باشید
موضوع: مبحث معرفت النفس با سلام و عرض ادب و احترام. ۱. فرمودید حضرت حق در همه جا حاضر است و با نظر به هر چه که هست میتوانیم شاهد ظهور تام و تمام حضرت حق باشیم. به این اعتبار جناب حلاج چه دلیلی دارد که سمت و سوی ظهور حضرت حق را به جبه خود محدود ببیند و مایه حیرانی خلایق شود؟ ۲. آیا در عرصه مخلوقات که مظهر ظهور حق تعالی هستند، نقطه ای هست که مشمول دایره مخلوقات نباشد؟ ۳. رابطه حضور و ظهور حق چه رابطه ای است؟ آیا این همانی نیست؟ تشکر و سپاس.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضور حق به حکم وحدت وجودیِ او همه جا به صورت تامّ و تمام حاضر است و حتی برای سالک تامّ و تمام، با همه اسماء در همه جا ظاهر است به همان معنایی که مولایمان علی «علیهالسلام» فرمودند: ««ما رَأيْتُ شَيْئاً إلّا وَ رَأيْتُ اللّهَ قَبْلَهُ وَ مَعَهُ وَ بَعْدَه» ولی برای غیر سالک، در عین حضور تامّ به اندازه سعه سالک و ظرفیت سالک ظهور میکند. موفق باشید
خدمت استاد فرهیخته سلام علیکم و رحمه الله: خدا قوت. خوشا به سعادتتان. خیلی خیلی از وجود شما مستفیض میشویم. مرحوم علامه حسن زاده آملی در کتاب رتق و فتق با دلایل کاملا علمی اثبات میکنند که کره زمین بعد از ۲۸۶ هزار سال دیگه کلا زیر آب میره و قیامت این دوره از زمینی ها به پایان می رسه و معتقد هستند که هر یک میلیون و سیصد هزار سال یکبار این اتفاق می افته و دوباره زمین سر از آب بیرون میاره ایشون به قیامت به این شرحی که خورشید خاموش بشه و ... اصلا اعتقادی ندارند به نظر میرسه اعتقاد ایشون با آنچه که در این گروه تحت عنوان مباحث برزخ و قیامت هست خیلی اختلاف داره و بعضا در تًضاد قرار میگیرد. ممکنه نظرتون را در موارد فوق اعلام بفرمایید. چند درصد حقیقت دارد؟ آیا حدیث و روایتی و یا آیه به این موارد اشاره دارد خدا خیر کثیرتان دهد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در جریان نظراتی که از استاد میفرمایید، نیستم. آنچه هست میتوان موضوع «اذا الشمس کوّرت» را تأویلی فهمید. بدین معنا که خورشید نقش خود را از دست میدهد. موفق باشید
سلام استاد و تاج سرم جناب آقای طاهرزاده عزیز: خواشمندم سوال ها را سانسور نکنین بالاخره ما هم آدم هستیم و بنده خدا واما یا من نمیفهمم یا شما در پس پرده صحبت میکنید و متوجه نمیشم اما خواهشا با زبان ساده روشن بفرمایید که این انقلاب که جز بدبختی و نگون بختی برای مردم و کشور و اسلام داشته افقش کجاست؟ فکر کنم ضربه ای که اینا به اسلام زدن و اعتقاد مردم را از بین بردن مغول و چنگیز نکردن. آیا فقط ما حافظ اسلام هستیم و اسلام در طول این مدت از بین رفته که ما آمدیم نجاتش بدیم با دروغگویی و توهم و اختلاس گری و دیکتاتوری؟ آیا اینا بیش از آیت الله سیستانی میفهمند؟ این آیت عظمای الهی که از اوتاد هستند پدر مردم درآمد دیگر جوانان امروزی به خدا هم بدبین شدند در اثر رفتارهای اینا، شما هم حمایت میکنید و مرتب از افق صحبت میکنید. آقای طاهرزاده لطفا روشن بین باشین. مگر شما تو فامیلتون دختر بزرگ یا پسر بزرگ ندارید؟ پدر مردم را درآوردند با یکدنده بازی و لج بازی و سربه سر دنیا گذاشتن. من شما را قلبا دوست دارم امام دارم برمیگردم. اینا ظالمند ستمگرند، رییسی کم دروغ میگه؟ شما یک حرف راست از ایشون بفرمایید. من تسلیمم
باسمه تعالی: سلام علیکم: همه این مشکلات که میفرمایید، هست. ولی برای عبور از گردونه روح استکباری که موجب اینهمه مشکلات در جهان بشری شده، تنها باید به انقلاب اسلامی و آینده آن فکر کرد. در این رابطه عرایضی تحت عنوان «راز امیدواری به آینده در تاریخ انقلاب اسلامی» شده است. خوب است به صوت آنها نظری بیندازید.https://eitaa.com/matalebevijeh/12989 البته حضرت آیت الله سیستانی نیز شدیداً امیدوار به آینده انقلاب اسلامی جهت تغییر سرنوشت جهان هستند. موفق باشید
سلام استاد: سال هاست که با آثار شما آشنا هستم و شبها به متن سخنرانی های شما می خوابم لکن در این مدت با توجه به جنگ رسانه ای که دشمنان انقلاب برای انقلاب آغاز نمودند مطلبی از شما در خصوص چگونگی کار رسانه ای ندیدم. خواستم در این خصوص راهنمایی فرمایید. و یا حداقل سرنخی به دستم بدهید. در پناه حق سالم باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: علاوه بر مصاحبهای که در همین موارد با روزنامه «فرهیختگان» شد، عرایض جلسات اخیر دوشنبه شبها در همین رابطهها ورود دارد که همه آنها را میتوانید در کانال «مطالب ویژه» دنبال بفرمایید. موفق باشید
سلام علیکم استاد بزرگوار: استاد خواهشا شرک خفی را با توجه برهان صدیقین تشریح فرمائید و در خصوص تقویت جهان بینی توحیدی و رفع شرک خفی دستورات کاربردی را عنوان فرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: شرک خفی، امری عقلانی و برهانی نیست. روحی است که انسان در امورات خود بر خلاف عقل، اموراتی را وَهماً در زندگی مؤثر میداند هرچند خدا را در کلیت پذیرفته باشد. موفق باشید
با سلام خدمت استاد: یه وقتایی فکر میکنم علت اینکه بعضی افراد که در دفاع مقدس بودن بعد یه جوردیگه شدن شاید دو سه علت باشه: ۱. اینها یه شهوداتی داشتن حالا هنوزمیخان آن حالت را حفظ کنن و با توجه به اینکه بعضا ادامه تحصیل درحوزه نتونستن بدن یا حوزه ساختار متناسبتر با روحیه او را نداشته و یا بعضا به دلیل مشکلات شان نتونستن وارد محیطهای معرفتی بشن مشکلاتی ایجاد کردن و میکنن و از طرفی شاید از بس بعضا در زمان شما انواع مدل های فساد را از افراد مختلف دیدن نمیتونن دیگه اعتماد به کسی کنن و دست در دستش قرار بدهند. ۲. اینکه از وقتی یکی از آقایان گمانم مطلبی گفتن راجع به حجاب که تا شهید به مرحله شهود نرسد این بحث حجاب را مطرح نمیکند «مبنی بر این مفهوم» با خودم میگم شاید اینها همه از تمامی مطالبی که در مورد احکام هست مثل حجاب، و... که در وصایای شهدا هست شاید یه مفاهیمی را مثل همین حجاب را ذیل شخصیت امام (ره) درک کردن و میخان برگردن بهش، حتی گاه با خودم میگم شاید حتی دربحث زن هم و مسایلی که مربوط به زن هست در آن تاریخ امام یه مفاهیمی به میدان آمده ما اینها را آنطور که باید میدیدیم ندیدیم و باعث مسایلی شد. ا ستاد این مطلب که متوجه شدم درسته؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. ولی همه باید به جهتگیریِ کلّی انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی فکر میکردیم و فکر کنیم. در دل آن جهتگیری باید به ضعفها بیندیشیم و نسبت به آنها تلاش کنیم تا در جهان جدید با وارستگی تمام حاضر گردیم و زندگی خود را معنا بخشیم. موفق باشید
استاد عزیز سلام علیکم: حدود سه و نیم سال پیش، قبل از خوابیدن به عادت همیشگی آیت الکرسی خواندم و با خود گفتم خدایا حال دنیا و حال مسلمانان در افغانستان، یمن، سوریه و عراق چه خواهد شد؟ در خواب کسی دو بار به من گفت صفحه ی چهارصد قرآن را بخوان! و صفحه چهارصد سرنوشت اقوام پیشین است. می دانم شما تعبیر خواب نمی کنید اما به نظر شما آیا این خواب با فراگیری مرض کرونا و اوضاع جاری جهان می تواند به هم مرتبط باشد؟ از این که وقت تان را گرفتم معذرت می خواهم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً در این موارد چیزی برای گفتن ندارم. موفق باشید
سلام: استادعزیز بنده خیلی مواقع دچار ناراحتی و قبض و نگرانی هستم. دلیل این ناراحتی برایم کاملا مشخص نیست. اما کمی که تأمل میکنم دلیلش را این طور حس میکنم که با خود می گویم: (عمر و زندگی به سرعت میگذرد و من به آنچه برایش آفریده شده ام، نمی پردازم و دچار روزمرگی شده ام و معرفت الهی بدست نیاورده و عمرم عبث و بیهوده میگذرد و دیگران را هم اینگونه می بینم و برایشان ناراحت می شوم.) این نوع افکار خیلی خیلی مرا آزرده می کند واحساس افسردگی می کنم. درحالیکه سعی در انجام واجبات و ترک محرمات دارم اما دلم می خواهد به بالاترین درجات سعادت و معرفت برسم. این افکار الهی است یا شیطانی؟ چگونه مقابله کنم؟ لطفا راهنمایی بفرمایید. التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره انسان بعضا در قبض و بعضاً در بسط قرار دارد و این طبیعی است که در حالت قبض باید صبر و شکیبایی داشت و در حالت بسط، باید شکر کرد. موفق باشید
سلام خدمت استاد طاهرزاده: با عرض پوزش، حقیر چون چند سالی در حوزه تحصیل کرده ام، بعضاً مردم به دید طلبه به بنده نگاه می کنند. لذا گاهی کسانی که با آخوندها مشکل دارند به بنده می گویند ای کاش همه آخوندها مثل تو می شدند!! بنده در عین اینکه از این سخنان در درون خودم بسیار شرمنده می شوم، دچار تأسف هم می شوم. چون حقیقتاً حقیرتر و گرفتارتر از خودم در عالم سراغ ندارم. حال شما حساب کنید اگر مردم ما با چهرههای اصیل و درخشان روحانیت مواجه می شدند چه می کردند و چگونه تمام نقشه های ضدانقلاب نقش بر آب می شد. همه این ها را گفتم که بپرسم به نظر حضرتعالی مردم چگونه می توانند ماوراء دروغ ها و تبلیغات ضدانقلاب با چهره های اصلی حوزه و روحانیت مواجه شوند؟ چون چشمه زلال کجا و آبی که از کانال ها عبور کرده کجا!
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! یکی از موارد دشمنشناسی در همینجاها میباشد که بفهمیم هر جریانی که بیشتر از طریق دشمن نفی میشود، به همان اندازه نقش ارزشمندتری دارد با کمترین انصاف میتوانیم درک کنیم پاکترین و دلسوزترین قشر، همیشه روحانیت بودهاند. در این مورد خوب است به سخنان آقای دکتر شریعتی در مورد روحانیت، نظر کنیم.
۱. علماي شيعه پاكترين گروه يا طبقة روحاني از ميان همة اديان و مذاهب عالم در گذشته و حال به شمار ميروند. (4)
۳. از خصوصيات علماي شيعه يكي درگير بودن مداوم آنها با نظام حاكم در طول تاريخ بوده است و يكي تقواي بارز و آشكارشان كه هنوز هم اين چهره را حفظ كردهاند. (5)
۳. علماي شيعه در طول هزار سال تاريخ اسلام همواره مشعلدار قيام عليه ظلم و پاسدار جنبش عدالتخواهي و آزادي اجتماعي و فكري و رهبري علم و تقوا در حكومت و مبارزة مستمر عليه نظامهاي استبدادي و اشرافي خلافت و حكومتهاي دستنشانده يا وارث خلافت ظلم و غصب بودهاند و پيشاپيش همة نهضتهاي تودههاي محروم و تسليمناپذير؛ نمونهاش: سربداران در قرن هشتم هجري. (6)
۴. پيشاپيش هر نهضت مترقي ضد استعماري در اين كشورها همواره بدون استثنا قيافة يك يا چند عالم راستين اسلامي و به خصوص شيعي وجود دارد. (7)
۵. اولين رستاخيز، تنباكو است؛ و اولين چهرهاي كه در برابرش ايستاد ميرزا حسين شيرازي، از توي همينهاست. و اولين ردپاي استعماري كه وارد ايران شد، بانك بود؛ و اولين كسي كه طرح كرد كه بانك را بگذاريد بيايد، يك روشنفكر متجدد ضدمذهبي فرنگيمآب بود ـ ميرزا ملكم خان ـ و اولين كسي كه در برابر همين پديده ايستاد، سيدجمال بود؛ كه از همين جامعه است. (8)
۶. من به عنوان كسي كه رشتة كارش تاريخ و مسايل اجتماعي است ادعا ميكنم كه در تمام اين دو قرن گذشته در زير هيچ قرارداد استعماري امضاي يك آخوند نجفرفته نيست؛ در حالي كه در زير همة اين قراردادهاي استعماري امضاي آقاي دكتر و آقاي مهندس فرنگ رفته هست. (باعث خجالت بنده و سركار). (9)
۷. كمتر كسي است كه در اين سالها به شدت و با تكيهاي كه من دارم از «روحانيت» به عنوان «تنها پايگاه فرهنگي و معنوي ما كه در برابر هجوم استعمار فرهنگي غرب مصون و مستقل مانده» و «تنها جايي است كه چهرههاي عليواري اگر باشد باز در ميان همينها هست»، دفاع كرده باشد و آنهم به تكرار و با استدلال. (10) https://rasekhoon.net/article/show/157827/%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D9%88-%D8%B1%D9%88%D8%AD%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AA .
وظیفه ما در آن است که سعی کنیم روحانیت متعهد و دلسوز را به مردم معرفی کنیم تا توطئههای دشمن خنثی شود زیرا همانطور که ملاحظه میکنید عموماً استعمار از روحانیت ضربه خورده است و نباید با مطرحکردنِ کسانی که به گفته آیت الله بروجردی گرگهایی هستند در لباس میش؛ که مسلّماً بسیار اندکاند، فریب نقشه دشمنان را بخوریم. موفق باشید
روز معلم بر شما و تمام شاگردانتون که دست پرورده استادی چون شما هستند و ما بر سفره علم آموزی آنها درس میخونیم مبارک و فرخنده باشه. ان شاءالله دعای رفیق شهیدتان استاد مطهری بدرقه راه زندگیتون باشه.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با تشکر و به امید آنکه بتوانیم در نسبت با دیگر عزیزان، آینهای در مقابل همدیگر باشیم برای هرچه درخشش انسانیتمان. از شهید مطهری بزرگ یاد کردید؛ حقیقتاً آن مرد بیش از آن بود که ما گمان کنیم او را یافتهایم! باید با نگاهِ هرمنوتیکی به او و آثارش نظر کرد تا جایگاه تاریخی آن شخص و آن کلمات معلوم گردد و با آن نوع تفکر تاریخی است که میتوان در فردای خود نیز با آن مرد بزرگ مأنوس بود. عرایضی تحت عنوان «مطهریِ فردای تاریخ ما» شده است که به عنوان مقدمه إن شاءالله میتواند راهگشا باشد. موفق باشیدhttps://lobolmizan.ir/category/79?&tab=posts&inner_tab=leaflet
سلام علیکم حاج آقا: حضرت آیت الله جوادی آملی نقل می کردن که یک پیرمرد روحانی بوده، گفته بودن که یکی از ابیات جناب شهریار در شعر علی ای همای رحمت ناقص هست و کامل تر و لطیف تر از این باید گفته می شد. گفتن کدام بیت؟! گفت بیت ِ: برو ای گدای مسکین در خانه علی زن / که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را. گفتن اینکه خیلی بلند و لطیفه! گفت: نه! گفتن لطیف ترش را بگو. گفت: مرو ای گدای مسکین تو درِ سرای مولا / که علی همیشه می زد در خانه گدا را! استاد، بالاخره بریم درب خانه مولا علی یا نریم؟!
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! باید به درِ خانه آن عزیز از جان عزیزتر که همه معنای انسانیت ما میباشد، رفت و البته او نیز با آغوش باز به استقبال ما میآید. موفق باشید
سلام علیکم استاد بزرگوار: ۲ سئوال داشتم: ۱. درباره «الگو» داشتن و ضرورت آن در زیست انسان نظر حضرتعالی چیست؟ برخی بزرگان فرمودند مهمترین عامل تربیتی داشتن الگوست و اثر آن از مطالعه صدها اثر بالاتر است. و با این حال واقعا اگر الگوی جامع را امام خمینی معرفی کنیم چه اتفاقی در زندگی رقم میخورد؟ یعنی از لحاظ انسان شناسانه الگو چرا مهم است؟ ۲. آیا شما قائل هستید امام راحل دارای مکتب تربیتی خاصی هستند که لزوما عرفای دیگر مخصوصا مکتب نجف به آن نرسیده اند؟ یعنی آیا مکتب تربیتی امام ارتقا یافته است؟ تمایزی دارد؟ اشتراک چطور؟ ممنونم
باسمه تعالی: سلام علیکم: تفاوتی نمیکند که خود را در کدام حوزه تربیتی قرار دهیم ولی تصور بنده آن است با نظر به شخصیت حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» و جامعیت شخصیت ایشان، بتوان در وسعت امروزین خود بیشتر حاضر شد و این به معنای انقطاع از مکتب نجف و ستونهای ارزشمند آن مکتب همچون آیت الله حسینقلی همدانی و ملا احمد کربلایی و آیت الله سید علی قاضی طباطبایی نمیباشد. موفق باشید
سلام خدمت استاد گرامی: بنده نَمی از مباحث جنابعالی را در ذهن دارم. نمی دانم چرا ولی با ورود به دانشگاه غرق در سیاهی شدم! نماز و دعای من سر جایش باقیست ولی سایه کثیفی که از وصف آن عاجزم روی من افتاده است. البته که ارتباطی به دانشگاه ندارد. من با جهانی تنگ مواجهم که به شدت فشرده ام کرده. نخوابیدن تا ساعت ۳ نیمه شب و مطالعه نداشتن و لذتهای مجازی، سیاهی عجیبی داشته اند که حالا بعد از چندین ماه که غرق در آنها بودم دارند ضرر خود را می رسانند. من نمیدانم بنده اصلا آدم بی ایمانی نیستم ولی ظاهرا در جایی بذرش در دلم کاشته شده. شیطان و یاران او در اتاقم جولان می دهند. اصلا وضع عجیبی برایم پیش آمده که توصیفش را نمی توانم بکنم. من عاشق خدا بودم و میدانم که او هم با من بود. یکدفعه همه چیز زیر و رو شد. به شدت فاصله گرفتیم. من و من که فاصله نداشتیم! من الان باید زجه بی خدایی بزنم؟ منی که همین الان هم نمیخواهم حتی یک نماز قضا داشته باشم؟ منی که قرآن خوان هستم؟ پس چه اتفاقی افتاده؟ کجای کار لنگ میزند؟ آخر خدایی که داشتم قوی نبود یعنی اصلا بازدارندگی ایجاد نمیکرد. انداختمش دور و لعنت به او فرستادم. در جهان کفر به دنبال خدای قوی تر بودم که مرا در کفر ثابت کردند! من اینجا را نمی پسندم. من این جهانی که دارم، این حالی که دارم را نمیخواهم. طلبم بزرگ بود حالا عذابم می دهند؟ طمع کردم؟ نشاط کار کردن از بنده گرفته شده! ظاهرا حتی کارم را هم نمیخواهند. می دانید: قصه من شده قصه شخصی که برای شکار عقاب کبوترش را پر داد، حالا نه کبوترش را دارد نه عقاب را. الان آن خدای قبلی مرا کافی نیست، خدایِ جدیدی هم پیش نیامده. در کفر، معلقم. فقط میدانم او هست. من الان چه کنم که از این اضطراب رها شم؟ میدانم که ذات بشر جدید همین است. خودم را گم کرده ام. به دنبال خودمم ولی تا الان به این شدت مرا در خودش غرق نکرده بود که الان قدرت زندگی عادی را از من گرفته و درد های عجیبی به همراهش داشته است. بشر مدرنی که من باشم گرفتار کفری شده که کورسوی امیدش پیدا نیست! خداوندا! مرا نجات بده، ای نور دهنده عالم! مرا خلاص کن از بندی که مرا به خاک چسبانده و قدرت رسیدن به تو را از من گرفته. خلقم کردی تا به تو باز آیم. پس بگیر دستانم را ای کورسوی امید بیچارگان.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! عرض نشد هان! ای دیندارانِ دیروزین، برهوتی در پیش است؟!! آیا نباید تقدیر زمانهای که جهان مدرن با خود آورده و ما را از آن گریزی نیست، یعنی نیستانگاری را بشناسیم و نسبت به آن تأمّل کنیم؟! اگر ذیل حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» و شخصیت عرفانی، حِکمی و عبادی و سیاسیِ او حاضر نشویم، حال مائیم و همه آن بحرانهایی که فرمودید. خدا را شاکر باشید که متوجه شدهاید میتوان از این ظلمات گذشت و این در صورتی است که به «جهان بین دو جهان» فکر کنیم و از این جهت فرار از دانشگاه، راهِ حلّ نیست. باید با هویتی دیگر وارد این جهان شد، جهانی که خدای حضرت امام و رهبر معظم انقلاب متوجه حضور امروز و فردایِ آن هستند. در این فضا است که به ما میگویند: « هیچگاه نومید مشو. اگر همه درها هم به رویت بسته شوند، سرانجام او کوره راهی مخفی را که از چشم همه پنهان مانده، به رویت باز می کند. حتی اگر هم اکنون قادر به دیدنش نباشی، بدان که در پس گذرگاههای دشوار باغ های بهشتی قرار دارد.» موفق باشید
سلام استاد عزیز: وقت شما بخیر. ما یه گروه در تلگرام داریم قبلا هم بارها مزاحمتون شدم یک برنامه برای اعضا در نظر گرفتیم چله ترک گناه. چله دعای عهد. ختم قرآن چهل روز تا نیمه شعبان - برنامه دومش هم بعدا اعلان می کنیم چهل روز تا عید فطر دو سه جا دعوت دادیم پیام رو در گروه هم ارسال کردیم، شکر خدا الان نزدیک ۴۰ نفری عضو شدن برنامه بانی شخصی نداره این لینک: https://t.me/qh_channel/2343 استاد بزرگوار شما چرا از این کارها نمی کنید، حتی اگه علاقه ندارین به اسم خودتون انجام بدین بگین یک نفر از دوستانتون برنامه رو در سایت تون یا کانال هاتون بگذاره (مثلا همین کانال مطالب ویژه) افراد علاقمند عضو بشن، خیلی ها فقط منتظر یک تلنگر هستن، تا اصلاحی انجام بدن، در جماعت هم که برکت هست، فرصت هم هست اسباب جمع داری و کاری نمیکنی
باسمه تعالی: سلام علیکم: درضمن اینکه کار شما را در جای خود کار خوبی میدانم ولی به نظر میآید اگر افراد به خوبی با معارف الهی آشنا گردند، هر کدام جهانی خواهند در تاریخی که با انقلاب اسلامی گسترده شد به همان معنایی که حضرت امام در وصف رزمندگان فرمودند: «آنان ره صد ساله را یک شبه طی کردند». موفق باشید
با سلام خدمت استاد گرانقدر: لطفا جهت نفی خواطر ذکر یا آیه ای از قرآن را معرفی فرمایید. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: اساتید محترم میفرمودند: آیات مسخرات یعنی آیات ۵۴ تا ۵۸ سوره اعراف در این مورد به لطف الهی بسیار مؤثر است. از رسول خدا (صلىاللّهعلیهوآله) برای دفع شیاطین و جادوگران وارد شده: «آیات سُخره» را بخوانند که این آیه است:«إِنَّ رَبَّکُمُ اللّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیّامٍ ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ یُغْشِی اللَّیْلَ النَّهارَ یَطْلُبُهُ حَثِیثاً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ مُسَخَّراتٍ بِأَمْرِهِ أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ تَبارَکَ اللّهُ رَبُّ الْعالَمِینَ ادْعُوا رَبَّکُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْیَةً إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ، وَ لا تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِها وَ ادْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعاً إِنَّ رَحْمَتَ اللّهِ قَرِیبٌ مِنَ الْمُحْسِنِینَ». همانا پروردگار شما خداوند یکتاست که آسمانها و زمین را در شش دوره آفرید، آنگاه بر تخت [فرمانروایی و تدبیر امورِ آفرینش] چیره شد. شب را درحالیکه شتابان روز را میجوید بر روز میپوشاند و خورشید و ماه و ستارگان را که مطیع فرمان اویند [پدید آورده]، آگاه باشید که آفریدن و فرمانِ [نافذ در مورد همۀ موجودات] ویژۀ اوست، خجسته و پُرخیر است پروردگار جهانیان! پروردگارتان را با فروتنی و زاری و در پنهان بخوانید! [و از شرایط و ادبِ دعا تجاوز نکنید؛ زیرا] خداوند متجاوزان را دوست ندارد؛ در زمین پس از آبادی و عمرانش [بهوسیلۀ بندگان شایستهام،] به تخریب و فتنهگری برنخیزید! و خدا را از روی بیم [از عذابش] و امید [به رحمتش] عبادت کنید؛ زیرا رحمت خداوند به نیکوکاران نزدیک است. موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزم: با توجه به اینکه بعضی سوالاتی که برای شما میفرستند انتقاد به رهبر انقلاب هست خواستم از این عزیزان تقاضا کنم اگر انتقادی هست بصورت مصداقی بیان کنند مثلا نگویند که ایشون تصمیماتشون غیر قابل تغییره یا ایشون انتقاد ناپذیر هستند. پیشنهاد میکنم به دوستان که کتاب های تاریخ اسلام بخصوص زمان حکومت امیرالمؤمنین را بخوانند و سخنان ایشان را در سایت Khamenei.ir مطالعه کنند و ببینند حضرت آقا چگونه فرصت ها و خطرات ملت را تا چند سال بعد خودشان میبینند. بنده قسم جلاله میخورم که در زندگیم کسی را ندیدم که دینداری واقعی داشته باشد و با حضرت آقا دشمنی کند یا از ایشون متنفر باشد. هم چنین بد نیست نگاهی به نظرات بزرگانی چون آیتالله حسنزاده یا آیتالله ناصری یا آیتالله فاطمی نیا یا آیتالله مصباح در مورد ایشون بیندازیم تا ببینیم چگونه شیفته ی ایشون بودند. در آخر بد نیست این قسمت از نامهی حاج قاسم سلیمانی را به احمد یوسفزاده در اینجا قرار دهم: درود میفرستم برمردی که بهاحترام همه مجاهدین و شهدا، قریب سی سال چفیه یادگار آن روزها را به گردن آویخته تا عشق به این راه و مرام و فرهنگ را به همه یادآوری کند و بر هر نوشته شما بوسه میزند و در بالاترین جایگاه فقاهت، حکمت و اندیشه، زیباترین کلمات را نثارتان میکند. چقدر مدیون این مردیم و بدون او تاریکیم. خداوندا! وجودش را برای ایران و اسلام حفظ بفرما.
باسمه تعالی: سلام علیکم: این سخن شما عین حقیقت است که واقعاً اگر کسی بهرهای از دینداری برده باشد، انوار خاص هدایت الهی را در حضرت نایب الامام آیت الله خامنهای مییابد و حیرت میکند که چگونه خداوند برای این زمانه یعنی در زمان غیبت چنین انسان بزرگی را پرورانده است. میماند اگر این افرادی که متوجه جایگاه نورانی و معنوی و الهی ایشان نمیشوند را؛ همانطور که میفرمایید متذکر این امر نمود که چگونه انسانهایی که تمام عمر به دنبال حقیقت بودند مانند همان علمایی که نام بردید، این اندازه به ایشان ارادت میورزند. موفق باشید
با سلام و درود ویژه خدمت شما: متاسفانه آقای خامنه ای هرچه به جلو رفتند انعطاف ناپذیر و سخت گیر تر شده اند و این شیوه حکمرانی قبول اسلام نیست بلکه شبیه دیکتاتوری غربیست. به هیچ عنوان نصیحت پذیر نیستند و با خود رایی عملا یک ملت و کشور را به قهقرا کشانده اند. تندروها معتقدند همه قدرت باید در دست ما باشد، چه انتخاب بشویم و چه انتخاب نشویم، آن ها می گویند نسل حاضر نباید دیده شوند، و اصلا نباشند. این نظر آنها است. ولی نظر خدا این نیست. من از طرف خدا حرف نمی زنم. ولی میفهمم خدایی که ما قبول و بهش ایمان داریم، این گونه به انسان نظر ندارد. خدا میگوید شما خودتان را درست بکنید تا آن ها هم شما را قبول داشته باشند، و آن گونه که شما می خواهید زندگی کنند. اگر خودتان را درست نکنید، باید آزادشان بگذارید، تا خودشان انتخاب کنند. اگر حکومت تجدید نظر بکند و روش هایش را تغییر بدهد، در جذب نسل ها و مردم موفق می شود. ولی اگر این گونه که دارد پیش می رود ادامه بدهد، موفق نمی شود و آن ها زندگی خودشان را خواهند کرد. شما هم یک عده تندرو افراطی تربیت کرده اید که متاسفانه محبوبیت خودتان هم از بین رفته است. الان فروش کتابهای شما در بازار همین را اثبات میکند. اقای طاهرزاده با مردم باشید و همان طاهرزاده قبل بمانید. تا در دلها جای بگیرید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً بنده با توجه به سوابق فعالیتهای اجرایی که دارم و با توجه به تجربههای خود، معتقدم رهبر معظم انقلاب فوق العاده زمان شناسند و به عالیترین شکل سعی دارند از طریق انقلاب اسلامی جواب بشری را بدهند که تشنه حقیقت است. به بنیانگذار انقلاب اسلامی و تاریخی که در پیش است فکر کنید. آیا جز این است که حضور مدام حضرت امام خمینی در زندگی ما ریشه در اندیشه اشراقی حضرت امام نسبت به انقلاب اسلامی دارد و اینکه ما نسبت به آن اشراق بیگانه نیستیم، به این معنا که اندیشهای با حضور حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه در این تاریخ به ظهور آمده ، تا ما را به سلوک در تقدیر توحیدی زمانه وارد کند و با توجه به این امر که امری است اندیشیدنی، نمیتوان آن را نادیده گرفت و گمان کنیم در اندیشه و اندیشیدن حاضریم.
باید از خود پرسید آیا انقلاب اسلامی چیزی است که امام آن را به این تاریخ آوردند و یا انقلاب اسلامی مظهر سنت اراده خاص الهی میباشد در این دوران و حضرت امام خمینی متذکر آن شدند؟
باید از خود پرسید حیات دینی فعال در این دوران چگونه است و آیا معنای زندگی ذیل انقلاب اسلامی و شخصیت اشراقی حضرت امام خمینی در این راستا همان حیات فعال دینی نیست که بشر امروز سخت به دنبال آن است تا تنها با خدایی که در جانها غایب است خود را محدود نکنیم؟ موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. سلام علیکم: استاد یک مشورت میخواستم؛ بنده احساس نیازم در اینست که باید اهل فکر باشم و لازمه فکر را دانستن میدانم. به ذهنم خطور کرد که تمام مباحث شهید مطهری را بخوانم تا فکرم با مواضع مختلف درگیر شود و بابی را برایم باز کند، اما مردد هستم چرا که از طرفی دیگر تفسیر المیزان را هم در همین باب میدانم. خواستم فلسفه را با بدایه و نهایه شروع کنم و به اسفار برسانم و سپس سراغ المیزان بروم، از طرفی دیگر گفتم خوبست با ذهن بازی سراغ فلسفه و تفسیر بروم لذا خواستم کتب شهید مطهری را پیگیری کنم. به نظر شما بر چه اساسی انتخاب بکنم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: انتخاب آثار شهید مطهری در هر حال نتایج بسیار خوبی را به همراه دارد ولی به تعبیر رهبر معظم انقلاب نباید در آن آثار متوقف شد. لذا اگر بتوانید در کنار مطالعه آثار استاد، با تفسیر المیزان مرتبط شوید راه خوبی مقابل شما گشوده میشود. موفق باشید
سلام وقتتون بخیر: میخواستم بدونم، کار کردن در شرکتی که در حوزهی فیلترینگ اینترنت ایران فعالیت دارد، چه میزان از لحاظ شرعی و اخلاقی صحیح هست؟ در نظر داشته باشید، که بحث فیلترینگ برخی مزایا را از جمله، تقویت امنیت ملی، کاهش استفادهی مردم از رسانههای و فضاهای مجازی بیگانه، سوق دادن ملت به شبکهی ملی اطلاعات و... به دنبال دارد. اما برخی معایب از جمله: مشکلات متعدد افراد متخصص برای انجام کارهای روزمره، نارضایتی بسیار بالای فکری و ذهنی طیف وسیعی از مردم در جریان استفاده از اینترنت و در نهایت گسترش استفاده از فیلترشکنها را به دنبال داشته است. برداشت شخصی بنده شبههناک بودن این عمل میباشد چه مثبت چه منفی، و گویی درگیر نشدن در چنین فضایی ارجح تر از ورود به این حوزه میباشد. با این حال ممنون میشوم نظر تخصصی خود را مطابق با نظر دین مبین اسلام در این مورد بفرمایید، که آیا ورود به چنین فضایی درست است، یا ایراد دارد و یا بهتر است به خاطر شبهاتی که وجود دارد، عطای چنین کاری را به لقایش بخشید. با تشکر از شما
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید وقتی دشمنان ما امیدوارند از طریق فضای مجازی افکار فاسد خود را القاء فرمایند ما چارهای نداریم در چنین فضایی مواظب روح جوانانمان باشیم و نهتنها اشکال ندارد، بلکه در چنین فضایی لازم است تا آنجا که ممکن است فضای مجازی را سالم نگه داشت. موفق باشید
سلام علیکم وعرض ادب خدمت استاد گرامی: ببخشید سوالی ذهن من را مشغول کرده اگر قبول زحمت بفرمایید و بنده را راهنمایی بفرمایید ممنون میشم. استاد در نظر بنده امام خمینی (ره) مظهر قدرت هستند چون اتقلاب بزرگی را ایجاد کردند. استاد آیا این قدرت فقط مختص فردی مثل امام بوده یا نه ما هم میتوانیم در زمان کنونی دارای چنین قدرتی بشویم؟ اگر جواب مثبت هست چه سیر مطالعاتی باید داشته باشیم و چه تمریناتی انجام دهیم؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! میتوان گفت حضرت امام خمینی نماد قدرت الهی در این زمانه جهت احیای انسان و نفی استکبار بودند و در دل تاریخ توحیدی که آن مرد بزرگ بوجود آوردند، هر قدمی که برداریم حکایت ادامه همان قدرت است مانند آنچه حاج قاسم سلیمانی انجام دادند. ما نیز باید بنگریم که برایمان در شرایطی که هستیم در بستر انقلاب اسلامی ذیل ولایت فقیه چه پیش میآید همان کار در عمل، نماد قدرت ما در بستر توحیدی خواهد بود مانند همین صبر و استقامتی که مردممان در مقابل تحریمهای استکبار انجام میدهند و به شرف صبرِ صابران میرسند. کسانی ضرر میکنند که با عدم صبر و استقامت خود در این شرایط، از قدرت الهی خود غفلت میکنند. موفق باشید
با سلام استاد: در سلسله مباحث «پوچی فرهنگی» که بسفارش حضرتعالی مطالعه و استماع صوتها میکنم یک موردی ابهام برایم پیش آمده که در کل میشود به مورد «دین دانی و دین داری» اشاره کرد. استحضار دارید اگر این دو مورد حقیقتا جدا از هم باشد که فلسفه متعالی جناب ملأصدرا زیر سوال خواهد بود چرا که در این دو وجه از وجود فقط در شدت و ضعف تفاوت وجود دارد بنابرین علم با حضور فقط در شدت مراتبی متفاوتند نه در وجود عدم! حالا اگر بطور انتزاعی علم و حضور را از هم جدا بگیریم میتوانیم بدین نائل شویم که اساسا علم و حضور جدا از هم نیستند اگرهم منظور تان اشاره به جمود در دیتاهای علمی است که آنگاه به نظرحقیر ام بهتر بود تفاوت تقلید_تحقیق که در دفتر دوم مثنوی بطور خیلی دقیق به این مورد دغدغه حصرتعالی پرداخته است اشاره بفرمایید. ما با جدا کردن ذات دین دانی و دین داری _یا جدا پنداریدن علم حصول و علم حضوری _یا جدا دانستن عقل و عشق _ یا جدا کردن حقیقی هرچیزی از هم دچار یک مشکل میشویم از امثال مشکل فلسفه ستیزی _عقل ستیزی_ که منجر به شکستن جایگاه ولایت خواهد شد. اما اگر با تفاوت تقلید و تحقیق به مساله اشاره شود (که با شریعت شیعی و ولایت فقیهی هم هیچ تعارضی ندارد) به مراتب خطرات پایین خواهد آمد البته اگر ایرادی بر نگاه حقیر هست خواهشمندم دریغ نفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: متوجه نکته دقیقی می باشید. آری! علم حصولی می تواند در بستر سیر به معرفت حضوری جلو رود به همان معنایی که جناب صدرالمتألهین می فرمایند: «المعرفۀ بذر المشاهده». در کتاب «آن گاه که فعالیت های فرهنگی پوچ می شود» متذکر این امر است که علم، اگر منحصر به علم انتزاعی شد که همان توقف در مفهومات است، آن علم، همان حجاب اکبر است و با نوعی تحجّر همراه می شود. در حالی که اگر علم با نظر به نوعی حضور در نفس ناطقه همراه بود، بحثِ باب تشکیک در علم به میان می آید به همان معنایی که می فرمایید. و در این حالت این نفس ناطقه است که به تعبیر صدرالمتألهین با این نوع علم، شدت پیدا می کند به جای این که بحثِ عارض شدن علم بر نفس در میان آید. کتاب مذکور، متذکر تفاوت این دو نوع علم است. به همان معنایی که جناب مولوی فرمود:
علمهای اهل دل حمالشان ** علمهای اهل تن احمالشان
علم چون بر دل زند یاری شود ** علم چون بر تن زند باری شود
گفت ایزد یحمل اسفاره ** بار باشد علم کان نبود ز هو
آری! یکی، دین دانی است و دیگری دین داری. موفق باشید
سلام استاد: چند وقتیه نگرانم و پر از اضطراب. به همه چیز شک دارم و درست غلط را نمیتونم تشخیص بدم. حقانیت دین و قرآن و.. همه چیز برام پوچ شده و همه ش از خودم میپرسم که کدام طرف راست میگن؟ نکند همه این ها داستان باشه؟ شاید خنده دار باشه که در ۱۷ سالگی هنوز نتونستم طوری دین و خدا و.. رو بفهمم که دچار شک و شبهه نشم اما وقتی که میخوام برای خودم دلیل و برهان بیارم و به اون همه چیزهایی که به دنبالش رفتم و یاد گرفتم فکر کنم باز هم این افکار مزاحمم میشن و من باز به عقب برمیگردم در نماز و انجام واجباتم بسیار سست شدم و انگیزه ای برای رسیدن به اهداف زندگی و افق های بالا و ترک گناه ندارم و حتی حرف هایی میزنم که فرقی با کفر نمیکنن خودم متوجه این افکار و حرف هام هستم اما راهکاری برای درست شدنش ندارم. خسته شدم از این همه دو دلی و دوراهی و پوچی و ترس دارم که نکنه به کلی از راه واقعی و درست منحرف شم لطف کنید کمک کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: عموما هرچه در عمق مباحث معارف اسلامی و قرآن و معرفت نفس بیشتر ورود کنیم بهتر میتوانیم نسبت به تصمیمات خود جمع بندی داشته باشیم. پیشنهاد میشود پس از مطالعه کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» مباحث کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن را دنبال بفرمایید و پس از آن با شرح سوره زمر که همگی روی سایت هست، کار را ادامه دهید. موفق باشید
