بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
39168

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: قرن هاست همه پیامبران و امامان معصوم و اولیاء الهی دارند رنج پشت رنج می‌برند، امروز هم این نوجوانان و جوانانی که گل چین و اشرف مردمند شهادت را آرزو و انتخاب می‌کنند تا دین خدا همواره ادامه یابد زیرا آنها عاشق زندگی هستند. دل آدم اونقدر به رنج میاد از این که بهترین انسان ها این چنین جان خود را فدا می‌کنند که خود به خود به دنبال آرزوی می‌دود که آرزوی حقیقی همه آزادگانه، روزگاری که بالاخره آمریکا نابود شده بقیع آزاد شده هرکس دیندار تره آزاده تره و ایمان ذات و محور زندگیه. روزگاری که انسانیت جرم نخواهد بود آنکه دم از حق میزنه سنگش نمی‌زنند اصلا شیطان جایی نخواهد داشت بین مردمی که تا قیامت و یوم الوقت المعلوم از شیطان عبور کرده و پر کشیدند. بالاخره خواهد آمد، زمانش مهم نیست مهم تحقق چنین حیاتیه که دوست دارم در آن روزگار نفس بکشم و سینه ام را از آن هوا به اطمینانی همراه با لطافت و آرامشی همراه با یقین تنفس کنم، امیدی که هرگز گم نخواهد شد، آنزمانی که زندگی از برای اهل زندگی است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: و این یعنی همان ایمانی که انسان به جای باور به خداوند نسبت خاصی با خداوند پیدا می‌کند و در هر عملی نظر به آن نسبت دارد برای تفصیل بیشتر آن نسبت نزد خود، مانند نوری که همچنان شدید و شدیدتر می‌شود. موفق باشید

39076

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسمه تعالی؛ سلام علیکم: ۱. در رابطه با تحصیل علم الحمدلله توجهی پیدا شد که برای اینکه راه طی شود و انسان به جزم برسد و بتواند برداشت صحیح داشته باشد و نظر بدهد و در مطالب غرق نشود بلکه بتواند سوار بر موج ها شود، باید در هر علمی فراخور آن با توجه به اسّ المطالب؛ مطلب ما، مطلب هل و مطلب لم فرایند تحصیلی را به پیش برد. آرام آرام شروع کرده ام با اساتید علوم مختلف مشورت می‌کنم، در رابطه با منظومه علمی که تخصصش را دارند تا به فراخور اسّ المطالب بر اساس کتب، جایگاه و نحو مواجه با کتاب مشخص گردد تا به صورت مشخص و منسجم با کتاب هایی که موجود است، برخورد کردم. بسیار مشتاقم بدانم که شما که این مسیر را طی کرده اید؛ در هر علم حوزوی، نظرتان در رابطه با رسیدن به صاحب نظری_ که آیت الله جوادی آملی حفظه الله فرمودن که روایات به ما دستور می‌دهد که در علم ما صاحب نظر شوید نه اینکه فقط بدانید _ بر چه اساسی بوده؟ و یا در هر کتابی که مطالعه می‌فرمایید. چه در اصول و فقه و چه در کلام و فلسفه و عرفان، بخصوص در عرفان روش تحصیل عرفان به صورت صحیح چگونه است تا اینکه انسان دچار برخورد ذوقی نشود و در نهایت هیچ عائدی نداشته باشد؟ البته اصل بحثم این نیست که بخواهم فی الحال ورود در فلسفه یا عرفان داشته باشم. فعلا در مقام این هستم که جایگاه علوم مختلف و روش تحصیل مجدّانه آنها را بیابم. روش پژوهش محورانه تان چگونه است؟ ۲. وای من و وای من وای من. در حدیث جنود عقل و جهل در جایی فرمودید که حدیثی از امام عسکری نقل شده که آن میوه ممنوعه که حضرت آدم از آن نهی شده بود، ولایت ماست که هرکسی توان درک آن ندارد؛ کز بهشت ادم به یک تقصیر بیرون می رود. خب ما که بدبخت و بیچاره تر از این حرف هاییم! کمی علم می‌خوانیم شیطان هم دیگر به گرد پایمان نمی رسد! و یا از طرف دیگر، کافیست کمی در این راه قدم زنیم، به کوچکترین لغزشی همه چیز از کف می‌رود؟ چه کنم که در سوزم از خود؟ هرچه جلوتر هم می‌رود سختی نسبت به اصل معنویت، یعنی انقلاب و ولایت؛ امامین انقالب بی توجه تر و یا حتی در ضدشان جرف ها گفته می شود. چه بسیار نیروی های عالی که بدست این نااهلان افتاده و دیگر آرمان گرایی و تمدن نوین اسلامی و فقه نظام و اقتصاد اسلامی و.... همه را به تمسخر می‌گیرند و اگر کسی چنین فکر کند، چنان به نگاه تحقیر دیده می‌شود که از صد تازیانه بدتر است! در این فضا های بسیار بسیار سخت و سخت چگونه باید پیشروی کرد. ما که خود پای لنگ داریم، با این جماعت استخوان شکن.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه سخن در آن جمله عالِم وارسته یعنی آیت الله جوادی«حفظه‌الله» نهفته است که فرموده بودند: «که در علم، باید صاحب‌نظر شد و نه آن‌که صرفاً دانا به مطالب روایات و آیات و دیگر مباحث بود». بنابراین برای آن‌که مطالب را تنها حفظ کنیم، با آن‌ها مواجه نمی‌شویم و این، عزم خاص خود را می‌خواهد و در همین راستا اگر دروس حوزوی با دقت کامل ادامه یابد و افرادی مانند حضرت امام و علامه طباطبایی را مدّ نظر قرار دهیم؛ امور، خود به خود به لطف الهی پیش می‌رود تا جایی که ارادت انسان به ائمه معصومین «علیهم‌السلام» و نظر به ولایت آن‌ها در نهاد انسان سر بر می‌آورد. زیرا هرچه آن علمای بزرگ دارند همه و همه جلوه‌ای از انوار اولیای معصوم می‌باشد. موفق باشید

39000

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد: در خصوص سوال۳۸۹۹۰ دوباره مزاحم اوقات شدم. ابیات مربوط به غزل ۱۲۹۹دیوان شمس بود، جناب مولانا مثل حضرتعالی در همه آثارشان و علی الخصوص این غزل اهتمام به آسیب شناسی فکر بشریت دارند و چندین نوع دروغ که در جوامع و فکر جمعی بشر جاانداختنه شده اشاره دارند، بعضی‌ از دروغ ها دارای مکتب هم شده اند و ناقص بینی خود توجیه می‌کنند مثلا در بیت دوم می‌فرماید: گویند چون ز دور زمانه برون شدیم، زان سو روان نباشد این جان ما... بعدا می‌فرماید...اینم یک دروغ است. این بیت در مقابل تفکر فرگشتی که گمان می‌کنند هرچیز در قاموس درک ایشان توجیه دارد قابل استفاده است، با توجه به نگاه فرا زمانی که درعهد ایشان فرگشت نبود ولی ایشان زمینه این دروغ را شناسایی کرده و بیان کرده. دیگر ابیاتم به این منوال اشاره به یک مکتب ناقص بشری است. با برهان شعری مولانایی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ان شاءالله که در این مسیر در نشان‌دادن توهّماتی که بشر گرفتار آن شده، هرچه بیشتر موفق و موفق‌تر باشید.

38709

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: برخی معتقدند طوفان الاقصی نه تنها کار مقاومت فلسطین نبوده، بلکه در اصلْ کار استکبار و نقشه‌ بسیار پیچیده صهیونیست ها بوده برای تضعیف و مهارِ گسترشِ قدرت ایران و سرکوب کامل نیروهای مقاومت در منطقه و در نتیجه بهانه‌ای برای گسترش و ادامه جریان اشغال گریِ صهیونیست ها. حضرتعالی چه اندازه این تحلیل را قبول دارید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر به نکاتی که رهبر معظم انقلاب در ۱۴ خرداد و در نماز جمعه نصرفرمودند توجه بفرمایید روشن می‌شود اگر مبارزان غزه پیشدستی نکرده بودند امروز دیگر موضوعی به نام فلسطین در میان نبود. آنها نقشه‌ای داشتند که برای همیشه فلسطین را نابود می‌کردند و به همین جهت رهبر معظم انقلاب فرمودند ۷ اکتبر یک معجزه بود و فرمودند حتی معلوم نیست جریان نظامی حماس می‌دانست که چه کار دارد می‌کند و یا بعداً معلوم شد. موفق باشید

38619

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام وعرض ادب: استاد آیا اتفاقات مثل ضرر مادی را نیز عین ثابته ما انتخاب کرده قبل از ورود به جهان؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عین ثابته در انتخاب های کلی که شخصیت کلی انسان را می سازد حاضر است و ربطی به این امور جزئی ندارد. موفق باشید

38587

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم خدمت استاد: واقعا سران حزب‌الله چه گوهرهایی بوده اند که کسی چون حاج شیخ جعفر ناصری (که عرفای نحله نجف را درک کرده اند) در وصف آنان این گونه دست به قلم شده اند: «آه، شیخ نبیل و ما ادریک بسماحه الشیخ و ساحت الشیخ عالم، مجاهد، کلامی، قرآنی، طوبی له وحسن ماب، که عاشق شهادت بود و متحیرم چگونه ما در حوزه ها ی علمیه شیعی، جای خالی آنان را پر کنیم. همت آنان، سعی وتلاش آنان، استقامتشان و خلاصه اخلاصشان مخصوص به خودشان بود و هیهات که شناخته نشدند. شبها به قرآن مشغول بود و روزها به کسب علم و کار جهادی خدمت به مسلمانا و فقرا و مستضعفین. یا دهر! اف لک من خلیلی وای بر تو ای دنیا که بهترین ها را صید می کنی. یک نفر بود اما به قدر یک ملت برای ایتام آل محمد مفید بود. سینه ام تنگی می کند و به خود می گویم بقیه عمر را به حسرت و غم بگذران که هم سید مقاومت وهم شیخ نبیل قاووق رفتند و به خود جواب می دهم: «بل احیاء عند ربهم یرزقون.» خلاصه: نشسته پشت دو پلکم هزار اقیانوس رها کنید مرا تا وسیع گریه کنم @nasery_ir

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور است. واقعاً وقتی فرد و یا جریانی در بستر توحید، مقابل دشمنان اسلام و انسانیت تا آن اندازه بایستد، حقیقتاً ره صد ساله را یک شبه طی می کند و تا این اندازه میدان تعالی انسان در این تاریخ گشوده است. موفق باشید

38430

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: در بحث تغسیر سوره حمد امام خمینی (ره) به نتایج زیر رسیدم: حس من در جهان کثرت می‌بیند. عقل من وحدت می‌بیند. من باید بر اساس عقل خودم نگاه کنم. تا کم‌کم وحدتی را که عقلم قبول کرده است، تبدیل به باور دلم شود. آیا درست فهمیدم؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همین‌طور است. ۲. هر وقت علمی واقعی و نه اعتباری باشد به نور اسم علیم است. ۳. مگر می‌توان به ذات، نگاه کرد؟! در این موارد خوب است به کتاب شریف «چهل حدیث» حضرت امام خمینی بخصوص حدیث ۱۲ توجه شود. موفق باشید

38295

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد وقت بخیر: یک برنامه چله داشتیم هرکسی هرکدوم شرکت کنه ترک گناه - زیارت عاشورا - نماز شب - نمازهای نافله - دائم الوضو بودن - ختم قرآن. در صورت صلاحدید در معرض نمایش قرار بدین، هرکسی خواست شرکت کنه یکی از اعضا گفتن من می خام در طی چهل روز، به خدا نزدیک تر بشوم عده دیگری هم همراهی کردن الان -نزدیک سی نفر شدیم- نیازی به تیک زدن در لینک کانال هم نیست به دوستانی که به هر طریقی فعالیت در شبکه های مجازی دارند، پیشنهاد می دم برنامه های مشابه اجرا کنند خیلی از افراد صرفا منتظر یک بهانه برای ورود در این برنامه ها هستند قبلا به استاد بزرگوار این برنامه پیشنهاد شد سوال ۳۶۷۲۵ تشکر https://t.me/qh_channel/4842

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما در این موارد در این سایت نباید ورود کنیم. موفق باشید

38230

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: منافقین به چه نوع خبرهایی معتقد نیستند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منافقین به اصل حضور پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» به عنوان راهی توحیدی در مقابل بشر معتقد نیستند. موفق باشید

38207

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: روح که اصلا وجود ندرد که ما از، صحبت می‌کنیم دلیلم هم بهتون میگم ما فقط باور دینی داریم که به روح قایل هستیم بیایید فرض کنیم که ما همچنان بنا به اعتقادات آئینی مذهبی خود قائل به وجود روح در بدن هستیم و تمامی عواطف و احساسات و هیجانات و قوه ی عشق و تخیل را برگرفته ی از روح می دانیم و چون یک باورمند مذهبی هم هستیم اعتقاد داریم که بعد از مرگ که بدن مادی ما در گور بتدریج تجزیه می شود روح ما جاویدان باقی مانده و حتی بنا به اعتقاد برخی از مذاهب این روح وارد عالم برزخ هم خواهد شد (در مورد وجود یا عدم وجود عالم برزخ ادعایی برخی مذاهب در قسمت‌های بعدی مفصل و مستدل به بحث خواهیم نشست) خوب حال اگر به چنین جهان بینی قائل باشیم تا زمانی که شخص متوفی انسانی از نظر ذهنی و روانی سالم باشد جهان‌بینی ما دچار چالش نخواهد شد چرا که بعد مرگ جسم او در خاک تجزیه و روح هشیار او که در جهان هستی در یک تعامل منطقی با محیط بوده راهی جهان برزخ شده یا هم که منتظر قیامت باقی مانده تا بعد حلول در جسم در پیشگاه حضرت حق برای پاسخگویی نسبت به اعمالش حاضر شود... ولی اگر شخصی که فوت می کند دچار معلولیت ذهنی باشد تکلیف چیست؟! یعنی شخص متوفی از نظر بدنی سالم است و حواس پنجگانه ی او بی اشکال کار می کند ولی قادر به کنترل احساسات و عواطف خود نیست و از این رو قادر به تعامل با دیگران و محیط اطراف خود نمی باشد... بنا به باوری که ما بدان اعتقاد داریم باید این نقص عدم کنترل عواطف او را به حساب روح او بگذاریم و بگوییم روح او به هر دلیل دچار نقص است. حال بعد مرگ که همین روح ناقص او از بدنش جدا شده و به همان شکل یا در عالم برزخ سرگردان تا قیامت باقی می ماند و یا هم بگونه ای دیگر در حالت انتظار بسر برده تا قیامت شود و دوباره با حلول در جسم به همان شکلی که در دنیا مهجور زندگی کرده مهجور هم به پیشگاه خدا حاضر شود...!!!!! واضح است که این از عدلی که به خدا نسبت می دهیم بدور است و از طرفی هم نمی توانیم مدعی شویم که به محض خروج روح از بدن این شخص روحش سالم شده و راهی عالم آخرت می شود چرا که این هم باز در تضاد صفت عدل خداوندی است (از میان این‌همه صفات نیک خداوند تنها صفت عدل جزو اصول دین اسلام است و از همین رو هیچ پارادوکسی نباید عدل خداوندی را زیر سؤال ببرد) شاید برخی متشرعان بگویند چرا شفای روح او منافی عدل خدا باشد؟ پاسخ واضح است اگر اینگونه باشد پس باید همین متشرعان شب و روز دست به دعا بشوند تا فرزندانی دارای معلولیت ذهنی نسیبشان بشود تا بطور قطع در آن دنیا نه تنها خود وارد بهشت بشوند که حتی با شفاعت از پدر و مادرشان و یا حتی دیگر اقوام مصبب حضور آنها هم بصورت مادام العمر در بهشت جاویدان و برین بشوند و این بی تردید در تقابل عدلی هست که ما به خداوند نسبت می دهیم... بگونه ای دیگر هم می توان با یک برهان فلسفی تقریباً مشابه همان برهان اول نیز در رد وجود روح و وجود آگاهی دلیل آورد. جان لاک فیلسوف انگلیسی معتقد است که دانش عمدتاً از تجربه ی حسی بدست می آید به طوریکه تنها موجودات آگاه دانش واقعی را حس می کنند. بنابراین تعبیر درست جان لاک از موجودات آگاه؛ در رد روح و تأیید آگاهی می توان به تفاوت بین یک فرد معلول ذهنی و یک شخص سالم چنین اشاره کرد؛ اولی قادر به درک علم و تبیین علمی نیست ولی دومی هست و ما نمی توانیم ادعا کنیم که به این دلیل اولی قادر به درک علمی نیست که روحش خراب است چرا که اگر چنین فرض کنیم باز همان مشکل روح و قیامت و عدل خداوندی که در برهان اول؛ مفصل به آن پرداختیم پیش خواهد آمد. می بینیم تصور وجود روح و نسبت دادن عواطف و احساسات به آن چگونه در برخورد با اشخاص کند ذهن یا همان معلول‌های ذهنی با چالشی اساسی برخورد می کند در حالیکه هرگاه آگاهی را به عنوان مرکز تجمع و فرماندهی احساسات و عواطف در نظر بگیریم و این آگاهی را بر اساس نظریات علمی موجود مستند برخواسته از فیزیک خود مغز بدانیم دیگر در مواجه با چنین مواردی دچار چالش نخواهیم شد چرا که عارضه ی معلولیت ذهنی را به راحتی می توان در اثر یک نقص فیزیکی در یکی از قسمت های مغز دانست. نتیجه و مخلص کلام اینکه روح نه از نظر علمی و نه فلسفی وجودی خارجی نداشته و آنچه از عواطف و احساسات می شناسیم بی تردید عارضه هایی از آگاهی ما می باشد و بس و این آگاهی تنها و تنها برخواسته از فیزیک خود مغز است. پایان قسمت چهارم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مباحث «معرفت نفس» اولاً: وجود روح قابل اثبات است. ثانیاً: روح هرکس در ذات خود هیچ نقصی ندارد بلکه به جهت مشکلاتی که در بدن بخصوص در دوره جنینی پیش آمده، امکان تدبیر بدن توسط روح مشکل می شود و قرآن در رابطه تعادل و بی‌نقصیِ روح که در منطق قرآن همان نفس است، می‌فرماید: «وَنفس و ما سویها» سوگند به نفس و آن تعادلی که در آن هست. موفق باشید

38152

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

 ۱. کتاب درباره ی ازدواج  ۲. سوال های دوباره ازدوج ۳. سوال های قبل ازداوج 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: غیر از عرایضی که در کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» در قسمتی که مربوط به «ازدواج» است، در موارد دیگر ورودی نداشته‌ام. موفق باشید

38141

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و رحمت خدمت استاد. دوتا سوال دارم: اول اینکه من از یک کسی که ناراحت میشم بخاطر رفتار بدش باهام و حقم خورده میشه، حتی بعد از چندین ماه، گاهی به یاد شخص میفتم. و این یاد هم اذیت کننده هست. دلیلش چیه و چطور از شر این افکار آزاردهنده نجات پیدا کنم؟ دوم اینکه مبتلا به یک عملی هستم که شاید گناه نباشه اما خیر هم نیست. هرچه تلاش می‌کنم به تقوا یا به بستن راه تکرار اون عمل، مثل کسی که هیچ قدرتی به کنترل نداره میشم و تسلیم. فرض بفرمایید شبیه سیگار کشیدن که فرد میدونه آسیب میرسه به بدن خودش و بقیه و می‌خواد که ترک کنه اما یه عاملی مانع میشه. بنظر شما استاد عزیز، این مانع چیه؟ و چطور باید رفعش کنم تا از این کراهت روح خلاص بشم؟ روزه زیاد موثر نبوده. نمازها هم اول وقتند. سپاس بی‌کران

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. این موارد با اغماض مرتفع می‌شود در آن حدّ که از  حضرت علی (علیه السلام)  داریم: «وَ إِنَّ الْعَاقِلَ نِصْفُهُ احْتِمَالٌ وَ نِصْفُهُ تَغَافُلٌ» به درستی که نیمی از رفتار عاقل تحمل و نیمی از رفتار او نادیده‌گرفتن است و یا می‌فرمایند: «أشرَفُ أخلاقِ الكريمِ تَغافُلُهُ عَمّا يَعلَمُ» برترین اخلاقِ انسان بزرگوار، نادیده‌گرفتن آن چیزی است که می‌داند. امری که در شهید حاج قاسم سلیمانی به وضوح ملاحظه می‌کردید و برای ادامه انقلاب اسلامی نیاز داریم این روحیه را در جامعه و در خود رشد دهیم به همان معنایی که اقیانوس، آب‌های گِل‌آلود را در بر می‌گیرد و آلودگی‌های آن را فرو می‌گذارد و آب را در آغوش می‌گیرد. ۲. در این رابطه خوب است به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که روی سایت هست رجوع فرمایید. موفق باشید

38089

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

گاهی کسی به خاطر شدت حالات روحی و معنوی، شدت عشق زمینی پیدا می‌کند و نیازمند روابط بیشتر روحی با زنان می‌شود. چنانکه پیامبر ما اجازه ۹ زن داشتند و این به خاطر شدت روحی ایشان در سلوک بود. حتی در آیه تحریم هم به ایشان فرموده شد که حتی اگر زیبایی زنی تو را به اعجاب آورد دیگر نمی‌توانی ازدواج رسمی کنی. پس ازدواج‌های پیامبر نه از سر معطل نماندن زنان بلکه شدت علاقه و عشق به زنان بوده است. چنانکه فرمودند من از دنیای شما زن را دوست دارم... (این رابطه ظاهر و باطن است که عشق الهی خود را در عشق زمینی نشان می‌دهد) این در حالی است که ازدواج دوم در جامعه ما مفاسدی به دنبال دارد و ممکن است به سرنوشت زن و فرزند اول آسیب بزند. چطور باید این دو مسأله را جمع کرد؟ می‌دانم پرسش دشواری است اما اگر راه‌حلی به ذهن حضرتعالی می‌رسد بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که رهبر معظم انقلاب در یکی از سخنرانیهای خود فرمودند چند همسری مربوط به فرهنگ عرب است و اتفاقاً چندسال پیش در کشور اردن جشن چند همسری برقرار کردند. در حالی‌که به گفته رهبر معظم انقلاب در فرهنگ ما چنین چیزی پذیرفته نیست و منجر به مشکلاتی خواهد شد. موفق باشید

37868

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: آیا این ملاک که در دولت سیزدهم فساد زیادتری رو نسبت به دولتهای قبلی دیدم، می تونه ملاکی برای رای دادن به پزشکیان باشه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌چیز حکایت از آن دارد که دولت سیزدهم یعنی دولت آیت الله شهید رئیسی وارثِ هزاران مشکلی بود که دولت لیبرال‌ها و اقتصاد نئولیبرالیسم برای آن دولت پیش آورد و متأسفانه آقای پزشکیان بر اموری انگشت می‌گذارند که ریشه در افرادی دارد که فعلاً در اطراف ایشان جمع شده‌اند. افرادی که به گمان خود بنا دارند کار نظام جمهوری اسلامی که ندای مردم است را یکسره کنند تا نه صدایی از مردم به گوش کسی برسد و نه سخنی از عدالت به میان آید، چیزی که همین روزها در رسانه‌های اصلاح‌طلب به خوبی ملموس است. موفق باشید

37812

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و عرض ادب خدمت استاد محترم: در ابتدا عرض کنم که پرسش حقیر ابدا رویه سیاسی به معنای خاص آن ندارد. چند روز پیش ناظر به حضور آقای دکتر جلیلی در اصفهان از حضرت عالی کلیپی منتشر شد که مردم را به حضور در میدان امام دعوت فرمودید. فارغ از نفس دعوت به حضور در این میتینگ سیاسی و شخص دکتر جلیلی، پیش از این برخی از اصطلاحات این کلیپ مانند حضور تاریخی و قدسی را در فرمایشات حضرت عالی ناظر به اربعین حسینی یا تشییع حاج قاسم عزیز و ... شنیده بودیم و برایمان معنادار بود. پرسشم این است که آیا از نظر شما مطرح کردن مسائل مهمی که حضرت عالی عمرتان را صرف تبیین آن کرده‌اید، برای دعوت عمومی (و نه نخبگانی) به یک میتینگ سیاسی، منجر به ابتر ماندن فرمایشات و تبیین‌ها نزد عامه نمی‌شود؟ اگر قرار بود ادبیات حضور تاریخی و قدسی و پیوند آن با انقلاب، اربعین حسینی، تشییع حاج قاسم و ...، آن منظری باشد که ما امروزمان را با آن بخوانیم و معنادار بیابیم، آیا بهتر نیست در استعمال این ادبیات و تطبیقش بر اتفاقات طوری دقت شود که منتج به کوری مخاطب نگردد؟ بهتر نیست توجه شود که زدن این حرف بخشی از ماجراست و آن چه در طرف مقابل شنیده می‌شود، بخش مهم دیگر است؟ به نظر می‌رسد این رویکرد، حجاب رجوع وجودی به عالم که دغدغه حضرت عالی است می‌شود. با تشکر التماس دعا از حضرت عالی دارم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان که در هفته های اخیر عرض شده بنده به جهت آشنایی که از شخصیت آقای دکتر جلیلی دارم ایشان را در عرض دیگر نامزدها قرار نمی‌دهم همانطور که آیت الله رئیسی را نیز در جایگاه یک شخصیت سیاسی و اجرایی نمی‌دانستم. امری که بحمدالله پس از شهادت ایشان برای بسیاری روشن گردید. کافی است عرایض بنده در رابطه با آقای دکتر جلیلی را در دوره قبل نیز دنبال فرمایید. به هر حال این انقلاب است که در بستر تاریخی خود افراد خاصی را می پروراند مانند حاج حسین خرازی و حاج قاسم. و بنده آقای دکتر جلیلی را در چنین بستری می یابم. در این مورد حداقل خوب است نظری به عرایضی که اخیراً تحت عنوان ««کدام رئیس جمهور و حضور در کدام آینده؟» https://eitaa.com/matalebevijeh/17011 شده است بیندازید. موفق باشید

37775

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام! آیا صوت کتاب عالم انسان دینی وجود دارد یا نه؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حالت مصاحبه داشته است و به همین جهت، صوت برایش نیست. موفق باشید

37759

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام! آیا درست است که در بیداری ما خیلی چیزهایی که مشاهده می‌کنیم روح ما با حقایق عالم مثال روبرو می‌شود و بر اثر آن صورتهایی در ذهن ما شکل می‌گیرد. اگر مطالب بالا درست است، نتیجه می‌گیریم که ما در بیداری با موجودات مثالی روبرو هستیم. آیا مطالب بالا درست است؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جای بحث دارد که با چه رویکردی به موجودات بنگریم تا آن‌ها را آینه‌هایی ببینیم که متذکر وجه مثالی و ملکوتی خود باشند به جای آن‌که حجابی گردند که موجب سرگردانی ما در عالم کثرات باشد. در این رابطه است که باید با نگاه «اصالت وجود» به میان آمد به جای اصالت‌دادن به ماهیات که همان کثرات‌اند. موفق باشید

37526

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسمه تعالی؛ سلام علیکم: حاج آقا من دچار بی هویتی نسبت به مباحث علمی حوزه شده ام. نمیدانم فقه و اصول چه ارتباطی به دینداری من دارند. جایگاه آن ها را پیدا نکرده ام. کاملا بی میلم. چکار کنم احساس هویت کنم نسبت به مباحث حوزوی؟ منبعی معرفی می‌کنید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اخیراً عرایضی تحت عنوان «انگیزه طلبگی» https://eitaa.com/matalebevijeh/16673  شده است. امید است که تذکری باشد برای ادامه راه. موفق باشید

37525

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: آنچه شما در پاسخ سوال ۳۷۵۱۴ فرمودید. آیا این امکان وجود دارد که در همین دنیا آن تجلیات که به نام حوری می‌باشد، برای یک فرد اتفاق بیفتد؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه، زیرا دنیا بالاخره نازله همان حقیقت یوم الفصلی است. آیا نشنیده‌اید که چگونه انوار بهشتی هم اکنون بر قلب اهل تقوا تجلی می‌کند و آنان را از دنیا و ماسوی مستغنی می‌نماید؟! تا آن‌جایی که جناب حافظ فرمود: «من که امروزم بهشتِ نقد حاصل می‌شود / وعده فردای زاهد را چرا باور کنم!». موفق باشید

37484

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب پرسش: چه فرقی بین واقعیت ذهنی و حقیقت وجود است؟ البته که فرق بین این دو غیر قابل انکار به نظر می‌رسد. ولی در جنجال بودن، انسان گاهی به نظر خودش می‌رسد که به حقیقت وجودی و هستی مطلبی، نزدیک شده است، ولی از کجا می‌توان تشخیص داد که این واقعیتی ذهنی همان حقیقت آن مطلب است؟ من در وجود خود حقیقتی را می‌دانم که هست فراتر از ماده، اما همین دانستن، در ذهن من واقعی است و فاصله دارد با وجود من در حقیقت خود. حقیقت را باید فراتر از آن چه در ذهن، واقعیت می‌گیرد، باید جست. اما کجای ذهن؟ با چه وسیله ای؟ چگونه می‌توان با ذهن دنبال حقیقتی گشت که فراتر از هر آن چه در ذهن قرار می‌گیرد، وجود دارد؟ چگونه می‌توان در این دنیا به دنبال حقیقتی گشت که فراتر از این عالم است؟ من از دنیایی آمده ام که انتهایش را دیده و چشیده ام و می‌دانم حقیقتی در این عالم نیست. به پوچی هم نرسیده ام و باور به حقیقتی دارم که فقط می‌دانم از جنس این عالم نیست. من درگیری شدید در این جنجال دارم و از فرط نا امیدی از ذهن خود، و این که با تمام وجودم از موضوعاتی تراوش شده از ذهنم فراری هستم، تا جایی که تقریبا کنج عزلت گزیده و از دنیا، فرار کرده ام، و به سختی می‌توانم در دنیا زندگی عادی کنم. و فقط در این غرق شده ام که دنیا وهم و خیالی بیش نیست. ولی حقیقت وجودم را نیز پیدا نمی‌کنم و در برزخی قرار گرفته ام که نه در این زندگی قرار می‌گیرم و نه جای دیگری را برای آرامش پیدا می‌کنم. خواهشا راهنمایی کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئله مهمی است و بشر جدید با چنین مسئله مهمی روبه‌رو شده است تا به حضور آخرالزمانی‌اش برسد. عرایضی در ۶ جلسه تحت عنوان «نسبت تبیین دین با تاریخ جدید و انسان جدید» شده است که می‌توانید در کانال «سدید» آن را دنبال فرمایید. امید است افقی در راستای موضوعی که دنبال می‌فرمایید؛ بگشاید. موفق باشید https://eitaa.com/ghoftemansadid/11

37421

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

چرا بعضی در نوزادی، یا پیش از تولد به مرگ طبیعی می‌میرند؟ چرا مثلا من یکی از آنها نشدم؟ در اینصورت از عذاب و... راحت بودم و بهشت رفتنم قطعی، فرق او که در نوزادی مرده با من چیست و چرا من جای او نیستم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکته مهمی است و سعی شده در کتاب «آشتی با خدا» در قسمت «خدا چرا ما را خلق کرد» دریچه‌های اندیشیدن به این موضوع گشوده شود از آن جهت که ما استعدادهایی برای کمال‌یافتن داریم که با خلق‌شدن و با انتخابهای بزرگ پیش می‌آید. بنابراین این لطف خداوند است که ما را خلق می‌کند، مگر آن‌که بنا به مصلحتی صلاح نباشد که آن نوزاد وارد زندگی خاص دنیایی‌اش شود. پیشنهاد می‌شود به هر حال سری به کتاب «آشتی با خدا» که روی سایت هست، بزنید. موفق باشید

37127

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: من دوست دارم تمام اعضا و جوارح و فکر و کارام همه چیزم درکل، اصل وجودم. همه ی کارام به دستور و اذن خدا باشه. یعنی هیچگونه اختیاری از خودم نداشته باشم و خدا از پشت پرده، با بدن من هر طور میخاد رفتار کنه، و در این بدن من بُروز کنه. ذکری هست که با گفتن مداوم این ذکر این درخواست رو از خدا بکنیم و به اجابت برسه. یعنی مثلا کلا اختیار دست من، دست خدا باشه. حرکتم. تمام افعالم. آیا ذکر لاحول و لاقوه الا بالله، با رعایت تقوا. من رو به این مقصد مورد نظر میرسونه؟ نمیدونم تونستم منظورم رو برسونم یا نه.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً آن ذکر، با روح توحیدی خاصی که دارد کارساز است همان‌طور که ذکر «آیت الکرسی» با توجه به نور توحیدیِ متعالی‌اش، عامل صعود انسان و رفع موانع می‌شود. موفق باشید

37108

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم/ دلنوشته ای از همراه و دلسوز برادران و خواهران عزیزم در رابطه با حالاتی که بر ما می‌گذرد, باشد که با شناخت بهتر خود امیدوار و شاداب و محکم تر در زندگی قدم برداریم تا خود را برترین بسازیم ان شاءالله. با عبرت و تجربه عرض می‌کنم ما غالباً غم هایمان بخاطر قرار نگرفتن در جایگاه درست نفسمان است! یعنی نه می‌توانیم با ایمان گذشتگان خود را بنا کنیم و نه با روح تمدن مدرن و در بین این دو همواره سرگردانیم پس هر یک را ناچاراً انتخاب کنیم خطایی از ما سرخواهد زد به اسم گناه پس بار گناهی را در خود حِس می‌کنیم که رنج آور است اگر بهشت می‌خواهی باید خود حقیقی ت را بیابی. گناه جهنم به بار می‌آورد و چشیدن رنج جهنم درد شدیدی را می‌چشاند، این لطف خداست! اگرچه اوایل خودم از این مسئله ناراحت می‌شدم اما اگر این باعث شود جایگاه اصلی برای استقرار خود را پیدا کنیم، تا بزرگتر از هر دو روان رایج در عالم بشویم چرا بد بخوانیمش اگر مُسلَم است انسان با رنج پرورش پیدا می‌کند؟! این ها را تجربه بخوانیم برای کمال! و عبرت بگیریم تا راهی مسیر درست خود شویم تا روشن شود صراط انقلاب اسلامی ما را انسانهایی بسیار برتر از شرق و غرب و مقلوب هر تمدنی خواهد کرد ما مرکز تمدن اسلامی و در مرکزیت هر تمدنی غنچه و اوج آن تمدن شکوفاست. به ما علمی برتر از علوم تجربی و عقلی برتر از هر عقل عالی رایج و قلبی مستحکم تر از هر مضطربی عطا می‌بخشد و راه انس با حقیقت را که عبودیت است درست نشناختیم. مشکل ما این است نمی‌دانیم در پَسِ تعریف مدرنیته از یک انسان امروزی چه انسان بزرگی را دارد مخفی می‌کند برای همین است که رشدمان را انکار می‌کنیم در نتیجه رشد نمی‌کنیم. شما خودتان پادشاهی هستید برتر از حسودانِ اَبَر قدرت که اصرار دارند با خار کردن شما نگذارند بزرگیتان را بیابید تا مجبود نباشند خارتان شوند. حرف آنها این است برای شما در عین گول زدنتان که می‌گویند: کوچیکتم تا بزرگ نشی! نمیخوام خبر بیاد که یه روز شاه کُشت وزیر!. آیا می‌بینید؟ آنها نمی‌خواهند شما رشد کنید برای همین دوست دارند برده باشید البته با حرف های گول زدنانه، ولی ما داریم بزرگ می‌شویم دشمن چشمش کور باد... . این زاغ با صد شرمساری از گلستان می‌رود این خماری از سَرِ ما می‌گساران می‌رود (شعر از رفیق غمخوار ما حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه).

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به گفته شما « در پَسِ تعریف مدرنیته از انسان امروزی، چه انسان بزرگی دارد مخفی می‌شود» و از این جهت کافی است متوجه تاریخی باشیم که در آن به‌سر می‌بریم. انسان آزاده نشان می‌دهد که بر هیچ امر و باور باطلی سر فرود نمی‌آورد، امور باطلی که انسان را همچون بردگان از خود بیگانه می‌کند و انسان را به نام زندگی در گورستانی خاموش فرو می‌برد، زیرا جرأت نمی‌کند در راستای رجوع به حقیقت در مقابل هر امر و باور باطلی همچون «متعمّقون» ایستادگی کند. 
اگر زندگی همان حضوری است که انسان هم‌اکنون خود را در بیکرانه وجودش به سوی او احساس می‌کند، به همان معنای احساس فقر ذاتی و فقیر الی الله‌بودن، هر چیزی که می‌خواهد ما را از چنین حضوری باز دارد، دشمن ما می‌باشد، حتی اگر در قالبی مقدس عرضه شود و به نام اخلاق بخواهد ما را از آن حضور و از آن زندگی محروم کند. موفق باشید
 

36867

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: استاد عزیز در حال حاضر آیا کسی در عالم قیامت یا عالم عقل بجز ملایکه ی مقرب الهی حضور دارند؟ امامان الان در عالم مثال حضور دارند یا در عالم عقل؟ امام زمان اکنون در عالم عقل وجود دارد یا در هرسه عالم؟ آیا عالم عقل همان قیامت است و آیا بهشت و جهنم در عالم عقل هستند و اکنون در آنجا وجود دارند؟ چه کسانی اکنون در بهشت و جهنم سکونت دارند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی رسول خدا «صلوات‌علیه‌وآله» از یک طرف می‌فرمایند: «الآن قیامتی قائم» و از طرف دیگر حقیقت آن حضرت همان عقل است؛ پس هر آن کس به هر اندازه که از طریق معارف الهی و عبادات ربّانی به آن حضرت نزدیک و نزدیک‌تر باشد، در عالم قیامت و عالم عقل حاضر است به همان معنایی که عالم برزخ نیز نحوه‌ای از حضور در قیامت است. موفق باشید

36559

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: عرض ادب و احترام. ببخشید بنده خیلی از طرف اشخاصی اذیتها شدم و تهمتی ناروا به من بستند. بنظرم میاد دیگه در توانم نیست تحمل آن اشخاص. آیا نفرین در چنین مواقعی بکار میاد یا ما باید مانند شهدا در اوج بخشش و ایثار تا آخرین نفس بمونیم؟ بنظرم‌ میاد اگه نفرینشون نکنم در سرنوشتم میمونن. اگه نفرین کنم شاید یه سرنوشت بهتری برام رقم بخوره. وبه نحوی از سرنوشتم بروند یا اقلا شرشون کنده بشه. خیلی از آنها تحت فشارم بخصوص این تهمتی که به من بستند و به هیچ عنوان نمی‌توانم خودم رو ثابت کنم. چون مطلقا مدرکی و شاهدی ندارم جز خدا. استاد من از طرف برخی فامیلها حتی طرد شدم بخاطر آن تهمت که باور کرده اند. البته من هنوز با فامیلم مراوده دارم ولی بنظر نمی‌رسد آنها من را پذیرا باشند. چه کنم؟ نفرین برا چه مواقعیه؟ حتی حاضرم تا آخر عمرم این اوضاع رو تحمل کنم و همه چیز رو واگذار کنم به خدا. ولی ندایی در درونم میگه اونا حتی پس از مرگتم تو سرنوشتتن، نفرینشون کن و شرشون رو دفع کن. چون افراد خیلی نزدیکم اند. ندایی مدام درونم می‌گوید، نفرین و نیست و نابودشان کن و یه ندایی میگه ‌کلا نفرین کردن یا نکردنشان را بسپار به امامان و ذکر الله اعلم. اونا حتی میان دم در خونه تو ماشین همسرم رو ملاقات میکنن و میرن. بخاطر اینکه نیان تو خونه من رو ببینن! بخاطر آن تهمت که من بسته اند. چندین ساله که اوضاعم اینگونه شده. احساس می‌کنم در فامیل یک غریبه شده ام.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال اگر ظلمی به شما شده است و نفرین به آن ظالم بکنید، کار خلافی نکرده اید. می توانید هم به خدا واگذارشان کنید که خداوند سخت ترین انتقام را از ظالم می گیرد و بالاخره او مدافع مظلوم است و اثار تهمت و ظلم ظالم را خنثی می کند. موفق باشید

نمایش چاپی