جواب: علیکالسلام
باسمه تعالی؛ تا خداوند نوری در جان بندهی گناهکارش میبیند، او را موفق به توبه مینماید، تا در هر توبه مزهی ارتباط با خدا را به کام او بچشاند و زشتی گناه را در خود احساس کند. حارث محاسبی میگوید؛ برای یک گناه هفتاد بار توبه کردم تا موفق به ترک آن شدم. یعنی هفتادبار آن را مرتکب میشده و هفتاد بار توبه کرده تا بالاخره مزهی اُنس با خدا بر مزهی انجام گناه بر قلبش غلبه کرده است.
جواب: پس از سلام؛ همهی کتابهای مقدس ادیان ابراهیمی در عین تذکر به انجام فضائل اخلاقی، به پیامبر بعدی مژده دادهاند و این نشان میدهد که جنبهی آرمانی خود را در دین بعدی میدانند، و نخواستهاند مؤمنینِ به آن ادیان در همان حدّ متوقف شوند. از طرفی اگر دین طوری در صحنه نباشد که تکلیف همهی مناسبات ما را تعیین کند سیاستمداران نهتنها تکلیف ما را، بلکه تکلیف دین را نیز تعیین میکنند، و عملاً دین از صحنهی زندگی خارج میشود و راه بشر با خدا در گستردهی همهی مناسبات اجتماعی قطع میگردد.
آری اسلام طوری است که مراتب دارد؛ مراتب عالیه اسلام مربوط به افراد خاص است، ولی اگر اسلام در همهی نهادهای اجتماع حاضر نباشد، مردم از مرتبه نازله آن هم محروم میشوند، زیرا چیزی غیر از اسلام به مردم تحمیل میشود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به اینکه حضرت سیدالشهداء«علیهالسلام» در شب قبل، خبر شهادت خود و همهی یاران را دادند، مسلّم اینطور نبوده است که با زندهبودنِ حضرت عباس«علیهالسلام» بخواهند پیروزی نظامی بهدست آورند و معنای تغییر سرنوشت جنگ نیز به معنای پیروزی نظامی نباید باشد. آنچه به ذهن میآید در تحقق برنامههای حضرت سیدالشهداء«علیهالسلام» باید نقشی حضرت عباس«علیهالسلام» ایفا میکردند که آن با شهادت ایشان بههم خورد و کار برای امام سختتر گشت. و حال حضرت باید یکتنه آنچه را که باید انجام میدادند، انجام دهند و امید کسانی را که در لشکر عمر سعد بودند ولی راضی به باقیماندن در آن لشکر نبودند را در پیوستن به امام در آخرین ساعات، همچنان زنده نگه میداشتند و این کار را کردند تا آنهایی که نباید مُهر مقابله با امام در پیشانیشان میخورد از آن مهلکه نجات یابند و به امام بپیوندند. شاید قضیه از این قرار باشد، واللّه اعلم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید. آن بزرگان به جهت هدف بزرگی که داشتند آن آزارها را به چیزی نمیگرفتند تا جایی که کمکم دیگر آن آزارها برای آنها جایگاهی نداشت.
باسمه تعالی: سلام علیکم: کجا بودید قبل از انقلاب! تا با صحنههایی ناخواسته روبهرو شوید که چند شبانه روز ذهنتان را آنچنان به خود مشغول میکرد که تنها با پناهبردن به خدا و مقاومت در مقابل آن شرایط به روحانیتی دست مییافتید که فکر آن را هم نمیکردید. چرا امام سجاد«علیهالسلام» میفرمایند: در آخرالزمان انسانهایی هستند که از همهی انسانهای دوران بهترند زیرا حفظ ایمان در آن زمان مثل نگهداشتن آتش در کف دست است؟! آیا همینکه با همهی این سختیها که میفرمایید، مقاومت میکنید نتیجهاش بیشتر از صدها بهشتی نیست که آن شخص مسیحی با آن روبهرو شد؟ اگر خداوند به حکم آیهی «لایکلف اللّه نفساً الاً وسعها» در شما و امثال شما چنین آمادگیهایی را نمیدید، حتماً مطمئن باشید که چنین شرایطی را برای شما فراهم نمینمود. از خدا تقاضای مرگ نکنید، از خدا بخواهید که از این پل صراط آتشین دنیا همچون شهدای عزیز به سلامت عبورتان دهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جامعهی اسلامی که هرکس سعی دارد سرمایهی خود را در اُنس با خدا جستجو کند تنها طبق وظیفه به امور اقتصادی میپردازد جهت رفع نیازهای مادیاش و خدمت به خلق، حال دیگر برایش فرق نمیکند که درآمد بیشتری برایش پیش آید یا درآمد کمتر، حتی آن کسی که درآمدی در حدّ کفاف دارد حسرت آن کسی که درآمد بیشتری دارد را نمیخورد. آری ذات طبیعت طوری است که بعضاً شرایط درآمد بیشتر را برای بعضی فراهم میکند ولی ثروت ارزش نیست، مسئولیت است. موفق باشید
