بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
40829

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت استاد: سوال اولم اینه که می خواستم بدونم در مورد اینکه هر فردی چجوری باید وظیفه ش را بشناسه و بفهمه که چی هست؟ یعنی مثلا از کجا بفهمه که وظیفه ش دکتر شدن یا مهندس شدن یا طلبه شدن و... هست و اصلا برای انتخاب شغل و مسیر زندگی چه ملاک هایی را باید در نظر گرفت و انتخاب مسیر کرد؟ و سوال دوم اینکه الان جامعه چه نیازهایی دارد و مسیری که بهتره جوانان وارد آن بشوند با توجه به نیاز جامعه چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در مسیر زندگیِ دینی باید هرکس به استعدادهای خودش و امکاناتی که دارد نظر کند و در این حالت هیچ تفاوتی بین مهندس‌شدن و طلبه‌شدن برایش نیست و البته مشورت با اهل اندیشه که آن شخص را می‌شناسند؛ خوب است. ۲. جامعه به همۀ آن رشته‌ها که فرمودید نیاز دارد ولی در هر حال در چنین شرایط تاریخی جهاد تبیین امر مهمی است. در همین راستا رهبر معظم انقلاب می‌فرمایند: مهم‌ترین راهبرد دشمن علیه جمهوری اسلامی جنگ نرم  است. چرا امروز جنگ نرم علیه ما این‌ قدر سخت است؟ علّت، این است که ما قوی شده‌ایم؛ ما قوی شده‌ایم. امروز جبهۀ حق از لحاظ زیرساخت‌‌ها، از لحاظ امکانات قوی شده. امروز چالش دشمن با جبهۀ حق آسان نیست، کار دشواری است؛ لذاست که به جنگ نرم متوسّل می‌شوند و همه‌ تلاش خودشان را می‌کنند که ذهنیّات را خراب کنند. موفق باشید

40565

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

استاد راه تمرکز حقیقی در نماز و رسیدن به حقیقت آن از نگاه جنابعالی چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد می‌شود صوت‌های شرح کتاب «آداب الصلواۀ» حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» را که روی سایت هست، دنبال بفرمایید. https://lobolmizan.ir/sound/674?mark=%D8%A2%D8%AF%D8%A7%D8%A8. موفق باشید

40449

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسمه تعالی. سلام علیکم: ۱. استاد عزیز راجع به مباحث معرفتی بخصوص فصوص که فرمودید به صورت کلی انسان تا به چهل سالگی نرسد، پخته برای این راه نیست و بخصوص بنده که مشغول شرح لمعه هستم فرمودید که حداقل بعد از رسائل و مکاسب بدین سمت رجوع کنم، سوالم از چرایی این امتناع است برای کسی چون بنده که اصلا اساس حضور و ورودم به حوزه برای مباحث عرفانی بوده و جز با این مباحث هیچ شور و شوقی برای حتی زندگی روزانه ام ندارم و از طرفی دیگر همین نگاه معرفتی، نگاهی بس عمیق و شور آفرین برای ورود به راه بسیار وسیع فقه را برایم می گشاید. نگاهی خارج از حقیقت، خارج از عالم حی به هرچیزی جز مردگی به میان نمی آورد؛ حال می‌خواهی با این نگاه به خدا بنگر یا به فقه بنگر یا به حتی امور روزانه زندگی! همه پوچ است و مانع برای حرکت. ۲. اگر شیطان را ذاتا گریزان از رحمن و بهشت برین بنگریم، چگونه اویی که کان من الکافرین بود، روزگار شش هزار ساله ای را به عبادت رحمن، در میان جلوات رحمانیه که فرشتگان اند، بود؟ ۳. در پس پرده داستان شکل گیری دشمنی شیطان با انسان چه رازی برای تفکر است؟ ۴. روایتی شنیدم که شخصی نزد حضرت صادق علیه السلام برای مصلحت جویی از تجارت خویش می‌رود اما با نهی حضرت روبرو می‌شود. شخص التفاتی نمی کند و تجارت می‌کند و سود خوبی هم بدست می آورد. بعد از زمانی نزد حضرت می‌رود و جویای امتناع حضرت می‌شود، حضرت می‌فرماید: به یاد داری در فلان روز نماز صبح قضا شد؟ نهی از برای قضا نشدن نماز بود... واقعا افرادی همچون من چگونه زنده ایم و زندگی می‌کنیم و داعیه دار روحانیتیم؟ بعد از ازدواجم بسیاری از نمازهایم قضا شده و بسیار با سردرگمی روبرو گشته ام، سوالم اینست که: الف. آیا می‌توان با این حدیث اینگونه برخورد کرد که ازدواج بنده هم در مسیر عبودیتم قرار نگرفته؟ .ب‌. چکار باید کرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: طبیعی است که در ابتدا این حالت بحرانی که شرایط جدید ایجاد می‌کند؛ پیش می‌آید تا انسان به خود آید. آری! روحیۀ تعمق در فقه، قدرت استحکام در عرفان را شکل می‌دهد. باید برای خود در کسوت روحانی، برنامه‌ای دقیق و جدّی به میان آورد و در عین حال نباید به خود سخت‌گیری کرد. به اربعین فکر کنید و حضور گسترده‌ای که بشر برای آیندۀ خود بخصوص خدّام، مدّ نظر آورده‌اند. نکات مطرح شده در چند جلسۀ اخیری که کانال «سها» تحت عنوان «منزل نهایی» مطرح شده است، قابل توجه است. موفق باشید

40426

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و ادب: رفتار و عملی که حضرت یوسف برای بازگرداندن برادر کوچک خود انجام داد (قرار دادن شی گرانبها در بار) تحت چه عنوان یا سرفصلی در فقه شیعه قرار می‌گیرد و حدود آن تا کجا خواهد بود؟ در صورت عدم امکان برای تبیین و تشریح معرفی کتاب یا جزوه و مقاله. سپاس فراوان

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گویا قضیه از این قرار بوده آن برنامه را حضرت یوسف «علیه السلام» با خود حضرت بنیامین «علیه السلام» طراحی کرده بودند تا حضرت یعقوب «علیه السلام» را به مصر بیاورند. و از طرفی حقیقتاً عنوان «أَيَّتُهَا الْعِيرُ إِنَّكُمْ لَسَارِقُونَ» برای برادران به جهت آن‌که حضرت یوسف «علیه السلام» را عملاً دزدیدند و فروختند، عنوان درستی بود. موفق باشید

40420

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت آقای طاهر زاده عزیز: سوال بنده در مورد فرشته شناسی است. استاد خودتون در مورد فرشتگان جایی سخنرانی یا جزوه ای کتابی چیزی دارید؟ و کاملترین منبعی که بشه باهاش از نظر فلسفی و علمی به صورت عقلانی و هر چه که ممکن است در مورد فرشتگان و عملکرد و جایگاه آنها در نظام آفرینش فهمید و آموخت چه معرفی می‌کنید، نظر خود شما چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به اینکه فرشتگان مظاهر اسمای الهی هستند مانند آن‌که جناب عزرائیل «علیه‌السلام» مظهر اسم قابض حضرت حق است باید در رابطه با فرشته‌شناسی نسبت به اسماء الهی تأمّل نمود کاری که جناب ابن عربی در «فصوص الحکم» انجام داده‌اند. جناب آیت الله محمد شجاعی در کتاب‌های «مقالات» خود تذکراتی در رابطه با حضور فرشتگان مطرح فرمودند. در ضمن باعرایضی که در سوره فاطر شده است، می‌توان نسبت به فرشتگان فکر کرد. موفق باشید

40314

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و نور و رحمت و درود الهی تقدیم به استاد طاهرزاده: میشه لطفا نظرتون رو در مورد کتاب نجم الثاقب محدث نوری بفرمایید. استاد امین سپیدنامه این کتاب رو شرح کردند و من صوتهاشون رو گوش دادم. از زندگی حضرت نرجس خاتون سلام الله علیها توضیح میدن تا دوران غیبت. کتاب نجم الثاقب تماما رفتارهای بظاهر عادی و‌ روزمره حضرت نرجس خاتون سلام الله علیها و امام حسن عسگری و حکیمه خاتون علیما السلام هست اما با شرح استاد سپیدنامه کاملا متوجه شدم که زندگی و کلام عادی اهل بیت علیهم السلام هم حکمت داره و ایشون مثل من از روی بیفکری و دنیاطلبی یا انجام خواهشهای نفس حرف نمی‌زنند. یا رفتار نمی‌کنند. هر آن زندگیشون نور جلوه میکنه

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که مرحوم محدث نوری از اساتیدی هستند که به اصطلاح، اخباری می باشند و از این جهت تنها  وظیفۀ خود را جمع آوریِ احادیث می دانند که البته در جای خود لازم است ولی همین طور که متوجه شده اید اساتید اهل فکر و حکمت باید نسبت به آن احادیث تدبّر و شرح نمایند. موفق باشید

40173

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: تبریک عرض می‌کنم دهه ولایت رو محضر استاد طاهرزاده. دو سوال دارم اول اینکه در برهان صدیقین وقتی می‌گوییم خداوند عین کمال است تکلیف اسامی المضل و الممیت و امثال آنها چه می‌شود؟ دوم اینکه شما فرمودید خداوند برای ائمه اراده عصمت فرموده و تداوم عصمت به‌عهده خود ائمه است در حالی که در آیه تطهیر فرموده «انما یرید الله...» یرید فعل مضارع و دلالت بر استمرار دارد. ممنونم از لطفتون ایام عزت مستدام

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ان شاءالله که نور ولایت مولای‌مان در غدیرِ تاریخ بر شما مستدام باد ۱. آری! «ولله الاسماء الحسنی» و در دل اسم «جلال» است که هر آن کس را شایستگی انس با حضرت حق نباشد، طرد می‌کند. بنابراین به اعتبار اسماء حسنا عرض شده است که او عین کمال است. ۲. در هر صورت، ارادۀ الهی در حفظ عصمت اولیای معصوم مستدام است و این بدان معنا نیست که این عصمت، آنان را از اراده و انتخاب خارج کند. آری! خداوند می‌داند که آنان در اراده‌های خود همچنان نسبت به اوامر الهی پایدار هستند. موفق باشید 

39395

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت استاد طاهرزاده: عذرخواهم. وقتی انسان به کمک ادعیه و مناجات هایی که از زبان مبارک و مطهّر معصومین «علیهم السلام» صادر شده است با خدای متعال مناجات می کند، در آن لحظه خداوند به ذاتی که برای خود شکل داده ایم نگاه می کند یا به آن کلمات نورانیِ ادعیه‌ی امامان معصوم که در محضرش عرضه می کنیم؟ یا اساساً نگاه دیگری مطرح است؟

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در دعا و مناجات، ابتدا خداوند است که به نور رحمت واسعه‌اش نظر به عبد می‌کند و پس از آن این عبد است که اگر خود را مشغول دنیا نکرده باشد متوجه نور حضرت ربّ العالمین می‌شود. به همین جهت ما حضرت حق را با نور ربوبیتش مدّ نظر می‌آوریم و او نیز با ربوبیت خود نظر به بندگان دارد. موفق باشید

41018

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

و سلام و درود مجدد: چطور می توان خواسته و عشق اسماعیل وارمان را همچون ابراهیم به قربانگاه برد و فدای خواست خدا کرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تعمق در معارف عمیق توحیدی مانند «معرفت نفس» و بخصوص تعمّق در خطبه‌های توحیدیِ نهج البلاغه مانند خطبۀ اول نهج البلاغه و خطبۀ ۸۳ که شرح آن روی سایت هست. موفق باشید

40533

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت استاد عزیزم: درابتدای آیه مبارکه ۱۴۸ سوره بقره: «و لکل وجهه هو مولیها...» علامه مرجع ضمیر هو را «کل» می دانند. نظر شما چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته جناب علامه طباطبایی «ولکل وجهه هو مولیها»: و برای هر گروهی قبله ای است که بدان رومی کنند.«وجهه» به معنای هر چیزی است که انسان به آن رو می کند و متوجه آن می شود، مانند قبله، و هر جمعیتی مطابق مصالحشان قبله ای دارند که امری اعتباری و قرار دادی است و این امر حکمی تکوینی و لایتغیر (تغییرناپذیر) نیست، پس بحث و جنجال در باره آن از دسائس و فتنه های اهل کتاب در هرزمان می باشد و نباید مسلمانان بیش از این، این مسأله را تعقیب کنند، «فاستبقواالخیرات»: پس بسوی نیکی ها بر یکدیگر پیشی بگیرید، یعنی به سرعت به سمت خیرات بشتابید، «این ما تکونوا یات بکم الله جمیعا ان الله علی کل شی ءقدیر»: هرجا باشید خدا همه شما را می آورد، همانا خدا بر هر امری تواناست، پس خدا بزودی همه شما را در قیامت جمع می کند و آن روزی است که هیچ شکی در آن نیست.
این آیه در حقیقت پاسخى به قوم یهود است که دیدیم سر و صداى زیادى پیرامون موضوع تغییر قبله به راه انداخته بودند، مى گوید: «هر گروه و طایفه اى قبله اى دارد که خداوند آن را تعیین کرده است.» «و لکل وجهة هو مولیها».
موفق باشید. 

40164
متن پرسش

سلام استاد: احساس می‌کنم مسیر آزادی فلسطین در گرو اراده انسانی و جهانی مردمه و توقع زیادی داشتن از حکومت ها حتی جمهوری اسلامی توقعیه که زیاد کارکردی نداره. بزرگترین اتفاقات عالم که یا اتفاق افتاده مثل انقلاب اسلامی یا اتفاق میفته مثل ظهور وابسته به اراده مردم بوده. من فکر می‌کنم این اراده در حال شکل گرفتنه و داره تبدیل به یک حرکت عمومی میشه. از همین حرکاتی که دختر خانم ایرانی در دانشگاه زد تا کشتی مادلین و قراره تجمع در قاهره به سمت غزه نشونه های خوبیه. ما چی کار کنیم؟ به نظرم مثل پازل که هرکس نقشی داره در تکمیل باید سعی کنیم این وجدان رو بیدار نگه داریم، در خودمون و اطرافیان ولو یک نفر. این نظر به نظر شما درسته استاد؟ من خیلی دنبال این هستم برای فلسطین باید چی کار کنم اما واقعا نمیدونم و صرفا به این مطلب رسیدم که عرض شد خدمتتون.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. مهم آن است که یک لحظه به دلایل مختلف نباید از فلسطین، آری! از فلسطین غفلت کرد به همان معنایی که همت‌های زیبا و بلند مانند همت آن بانوی سرفراز در کشتی مادلین به میان آورد و نشان داد رژیم صهیون تا کجاها فرومایه است و به همان معنایی که بناست آن راهپیمایی زیبا انجام گیرد و انتظار راهی که خداوند ان شاءالله در مقابل ما می‌گشاید تا در این میدان هر آنچه حکایت نسبت ما با موضوع فلسطین است، بیش از پیش، پیش آید. بحمدالله نظام اسلامی در کلیت خود به عالی‌ترین شکل که ممکن است در میدان است ولی ما نیز هر کدام هر آنچه بیش از پیش است را انتظار می‌کشیم و از خداوند می‌خواهیم بهترین شرایط را برای نابودیِ هرچه بیشتر رژیم صهیون فراهم کند که در آن صورت، تاریخ دیگری آغاز می‌شود. موفق باشید

40088

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: به پیشنهاد شما برای جلسات هفتگی مون در کنار حدیث کسا نامه ۳۱ نهج البلاغه رو شروع کردیم و الان بعد از حدود سه سال جلد اول کتاب تمام شد. الحمدلله بهره های زیادی بردیم خواستم بپرسم پیشنهاد تون در تاریخ فعلی برای ادامه مسیر جلسات زنانه مون چه پیشنهادی دارید؟ جلد دوم را شروع کنیم یا مباحث دیگری بنظرتون الویت داره؟ نظرتون در مورد چرخشی پیش بردن چند منبع چیه؟ اگر موافقید پیشنهاد بدهید ممنون میشم. التماس دعا عاقبتتون به خیر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار خوبی است که نامه ۳۱ ادامه یابد و البته در کنار آن از مباحث قرآنی مانند سورۀ آل‌عمران و شرح صوتی آن نباید غفلت کرد. موفق باشید

40048

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و وقت بخیر استاد گرامی: ببخشین درگیر وسواس عملی در طهارت و بالاخص نماز هستم. ممنون میشم راهنمایی بفرمایین.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام  علیکم: همانطور که مکرر عرض شده است هر اندازه در معارف توحیدی رشد کنیم به همان اندازه توهمات که منجر به وسواس می‌شود ضعیف می گردد. در این رابطه خوب است به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که روی سایت هست رجوع شود. موفق باشید

39677

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: در رابطه با سوال ۳۹۶۷۵ می‌خواستم بپرسم که پس چطور شما در سوره واقعه می‌گویید الله بصورت انسانی بر مقربین تجلی می‌کند؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عزیزِ دل من! بحث خداوند به صورت انسان در عالم ماده کجا و صورت اعمال مقربین در جلوۀ حوری در عالم قیامت کجا؟! موفق باشید

41033
متن پرسش

در مورد پرسش و پاسخ شماره 41032 چند نکته را یادآوری می کنم. امیدوارم پاسخ مناسبی برای «این دنیا و آن دنیا» داشته باشید. چرا در تمامی تحلیل های رهبر، شما و بلندگوهای نظام هیچ اشاره ای به شعار میلیونها ایرانی علیه رهبر نمی شود؟ چرا پس از اذعان به حق اعتراض برای مردم علیه گرانی دلار باقی معترضین را اغتشاشگر می خوانید؟‌ می خواهید چنین القا کنید که مردم تنها می توانند معترض به دلار باشند و بیش از آن حق اعتراض ندارند؟ ما در ایران معترض به رهبری که اغتشاش گر نباشد نداریم؟ ایا این برخورد مطابق واقع است؟‌ صدای میلیونها ایرانی را نمی شنوید؟ این چه پیچ تاریخی است که حق و باطل جایش عوض شده و به راحتی صدای میلیونها انسان را با اسلحه خفه می کنید و همزمان خود را حق به جانب می دانید؟ اسلحه سپاه و بسیج را سمت مردم کردن استمرار اهداف انقلاب است؟ در حکومت جمهوری اسلامی، صدای جمهور مردم را نمی شنوید یا خود را به نشنیدن می زنید؟ آیا این کار خیانت به خون شهدا نیست که برای « آزادی » ما جنگیدند؟ و هر سوالی را به پیچ تاریخی ارجاع می دهید؟ این چه پیچی است که جای حق و باطل عوض شده؟ چگونه حق اعتراض مردم، طبق قانون اساسی، را اجرا نمی کنید و همزمان خون شهدا پایمال نمی شود؟ این چه پیچ تاریخی است که از قیامت مهمتر است؟ استخدام ۵ هزار اراذل و اوباش تیغ و قمه به دست به گفته سردار همدانی برای کنترل مردم با چه منطقی هماهنگ است؟ تخریب اموال و انداختن آن گردن معترضین برای خفه کردن آنها تا کی می خواهد ادامه پیدا کند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جای خوشبختی است که جنابعالی و امثال شما حتی در چنین مواردی باب گفتگو را می‌گشایید.  آنچه در ابتدای امر برای هر متفکری لازم است، شناخت زمانه و موقعیت تاریخی است که در آن هستیم. زیرا بدون درک زمانه، هيچ قدمي به سوي آينده‌ خود نمي‌توان برداشت و رخداد انقلاب اسلامی در اين تاريخ، همان زماني است که مي‌توانيم با قرارگرفتن در آن، سرنوشت خود را از بند غرب آزاد کنيم و تاريخ پايان‌يافتگي غرب را نشان دهيم که همان تاريخِ سست‌شدن عهد انسان با سکولاريته و اقامه‌ رابطه‌ انسان با خداست.
با رخداد انقلاب تعرّض انسان به اومانيسم که همان تقليل گوهر آدمي است، شروع شده است و چيزي در انسانِ اين تاريخ رخ داده و بر هستي او حاکم گرديده که ديگر نمي‌تواند در تاريخي زندگي کند که قوام آن را اومانيسم شکل داده باشد. 
ما همان‌طور که در سنن الهي قرار داريم، اگر از حضور خود در آن سنن آگاه شويم راهِ آينده نسبت به آن سنن در مقابل ما گشوده مي‌شود. به همين معنا ما در تاريخي هستيم که رخداد انقلاب به صورتي خاص ظهور کرده که اگر از حضور خود در اين رخداد آگاه شويم، راهِ آينده‌ي تاريخ ما در مقابل ما گشوده خواهد شد و ديگر در توهّمات بشرِ غرب‌زده قدم نخواهيم زد. در این مورد عرایضی تحت عنوان «زمان شناسی و نظر به فطرت تاریخی ما در انقلاب اسلامی» در سایت «لب المیزان» شده است که خوب است بدان رجوع فرمایید. 
https://lobolmizan.ir/leaflet/408?mark=%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86   و    https://eitaa.com/jozavatlobolmizan/1975   
حال با توجه به موضوعِ زمان‌شناسی باید جایگاه رخدادها و پدیده‌های تاریخی را نسبت به کلیّتِ زمانه بررسی کرد، وگرنه همان بحرانی که در جنگ جمل برای بعضی‌ها پیش آمد برای ما نیز پیش می‌آید. از آن جهت که آن بندۀ خدا خدمت امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» رسید و عرضه داشت چگونه تحمل کنم شرایطی را که یک طرف جناب طلحه و زبیر و جناب عایشه هستند که همه به نحوی به پیامبر «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» منصوبند، و از طرف دیگر جنابعالی با آنهمه سوابق درخشان. این‌جا بود که حضرت علی «علیه‌السلام» فرمودند: «اِعرِفِ الحق، تَعرِف اهلَهُ» حق را بشناس و در نسبت با حق، جایگاه افراد را بیاب. که به گفتۀ دکتر طه حسین، این بالاترین سخنی است که از انسان در کلّ هستی به میان آمده است.
آری رفیق! در این راستا برای حفظ حقیقت حتی اگر دشمنان شبیخون زدند و عده‌ای از نیروهای جبهۀ اسلام را ربودند و در فردای کارزار مقابل خود قرار دادند تا از حملۀ جبهۀ حق به سوی آن‌ها جلوگیری کنند زیرا منجر به کشته‌شدن نیروهای جبهۀ اسلام می‌شد؛ مرحوم شهید مطهری در کتاب جاذبه و دافعه علی (علیه السلام) آورده‌اند و در آن کتاب می‌فرمایند: در فقه اسلامی، در کتاب الجهاد، مسئله‌ای است تحت عنوان «تترس‌ کفار به مسلمین». مسئله اینست که اگر دشمنان اسلام در حالی که با مسلمین در حال جنگ‌اند عده‌ای از اسرای مسلمان را در مقدم جبهه سپر خویش‌ قرار دهند و خود در پشت این جبهه مشغول فعالیت و پیشروی باشند به طوری‌ که سپاه اسلام اگر بخواهد از خود دفاع کند و یا به آنها حمله کند و جلو پیشروی آنها را بگیرد چاره‌ای نیست جز اینکه برادران مسلمان خود را که‌ سپر واقع شده‌اند نیز به حکم ضرورت از میان بردارد، یعنی دسترسی به دشمن‌ ستیزه گر و مهاجم امکان پذیر نیست جز با کشتن مسلمانان، در اینجا قتل‌ مسلم به خاطر مصالح عالیه اسلام و به خاطر حفظ جان بقیه مسلمین در قانون‌ اسلام تجویز شده است. آنها نیز در حقیقت سرباز اسلامند و در راه خدا شهید شده‌اند منتها باید خونبهای آنان را به بازماندگانشان از بودجه اسلامی‌ بپردازند [1] و این تنها از خصائص فقه سلامی نیست بلکه در قوانین نظامی و جنگی جهان یک قانون مسلم است که‌ اگر دشمن خواست از نیروهای داخلی استفاده کند آن نیرو را نابود می‌کنند تا به دشمن دست یابند و وی را به عقب برانند . (جاذبه و دافعه علی: مطهری، مرتضی، جلد : 1  صفحه : 116)
[1] لمعه ، ج 1 ، کتاب الجهاد ، فصل اول ، و شرایع ، کتاب الجهاد. موفق باشید  

41032
متن پرسش

غفلت از راهی که شهداء برای استقلال و آزادی مقابل‌مان گشودند، کشمکش با ذات خودمونه، مثل پوستی است که روی گوشت و استخون و رگ خودمون می‌کشیم، درونمون غریزۀ ظلم مثل یه انگل وول می‌خوره، منتظر فرصتیه که تبدیلمون کنه به یه اژدها! خیلی زود انسان خودش یک شیطانه و داره جهانو نابود می‌کنه. و این‌جاست که بندۀ شیطان شدی! شیطانی که برازندۀ خدایی نبود، ولی تو این فرصتو بهش دادی! وقتی بهش خدمت کردی اونو پرستیدیش. ولی ذات انسان از خدا بود، پاک و همراه صلح و همسویی با زندگی جاودان، چیزی که شیطان تموم تلاشش رو کرد تا ازت مخفی‌اش کنه. شیطان چند هزارسال دل انسان رو شناخت، طریقۀ شکستنش و جهت دهی‌اش رو آموخت و از دانشش توانا شد تا از نقطه‌ضعف‌های تو سوء استفاده کنه که هربار بخوای ازش جدا بشی تا اون رو بکشی این حس مرگ به تو دست بده و تا سر حد مرگ با شکستنت ترسوندت. وقتی خدا در قرآن گفت شما را با کاستی مال‌ها و فرزندان و دارایی‌هاتون امتحان می‌کنم؛ شیطان گفت طوری بخونش که در قلبت ثبت نشه، فراموش بشه، تا غرق در فراموشی از حقیقتت بشی، هزاران بار تکرارش کردم که چطور شیطان هرچیز خوبی را تقلبی‌اش رو ساخته تا مرزی برای حقیقت پیدا نشه. چرا که وقتی در میان دروغ زندگی کنی، شنیدنِ حقیقت فقط یک چیز سخت نیست، بلکه نابود کنندته، پیش خودم فکرش رو هم نمی‌کردم جهموری اسلامی که عجیبه اما هستۀ تعیین‌کننده جهان شده؛ و پا به شکستن چنین نظمی گذاشته، نظمی که علی علیه السلام بنیه‌اش رو بنیان‌گذاری کرد و جمهوری اسلامی ایران نظامی به تاریخ بشریت، از پس هزاران گمشدگی‌های هستی برای ما آورد و حاضر کرد که دیگه نظام شیطان نیست. این نظام، همانی است که علی علیه السلام برای نخستین بار در عالم هستی به تمام و کمال ساختش و وسعتش به آخرین زمان یعنی سیر نهایی انسان به ما رسید. این دنیای ترامپِ احمق، می‌خواهد انسان مدام به خدمت شیطان باشه. اما علم علی «علیه‌السلام»، زهد و ایمان علی «علیه‌السلام»، به سوی رشد نظام اسلامی، انسان را به ایمانِ ذاتی و به سوی پیروزی‌های ناشکستنی روانه می‌داره به گونه‌ای که یک سرباز مؤمن عالم اسلام، به هزار پادشاه دنیایی گرفتار نظم شیطان پیروزی راحتی رو بهشون رقم میزنه. ما به همراهی انسان با انسان راه حق رو طی می‌کنیم و یک‌بار برای همیشه نیاز داریم که تصدیقش کنیم که این حقیقت رو دیدیم و حسش کردیم. در این صورت شیطان شکست خوردنش رو یقین می‌کنه و اینبار اونه که می‌شکنه، چون ذاتی به بقا نداره و خیلی راحت فرو می‌ریزه، کفایت شکست شیطان به همین ایمان راستین ما می‌باشد. و تو با چشمانت دیدی که مزدوران شیطان یا همون آمریکا چطور از واهمۀ شکست جهانشون، به اغتشاش بلند شدند. مردم ایران نظم جهانی آینده دنیا را رقم زدند حتی اگر خودشون ندونند چه کار بزرگی دارند می‌کنند. ولی تو این را بدان: اگر متوجۀ نقش تاریخی انقلاب اسلامی نشوی، هرگز از بند شیطانت خلاص نمی‌شوی.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اشارۀ خوبی را به میان آورده‌اید. آری! دقیقاً همین‌طور است که اگر از عظمت راهی که شهدای عزیز در راستای استقلال و آزادی مقابل ما گشودند، غفلت کنیم؛ کشمکش با ذات‌مان، ما را به اژدهایی تبدیل می‌کند که برای آتش‌زدنِ ایران عزیز به تعبیر آقای دکتر سعدالله زارعی با تخریب زیرساخت‌های ایران، ایران را برای کمک به رژیم استکباری به یک غزۀ دیگر تبدیل می‌کنیم. (روزنامه کیهان یکشنبه ۲۱ دی ۱۴۰۴)  زیرا آن‌ها نتوانستند ایران را در اختیار بگیرند و از آنِ خود کنند. پس به گمان خود با نابودیِ کشور ایران برای همیشه از شرّ آن راحت می‌شوند. و از این جهت جریانی دست به تخریب می‌زنند که می‌دانند هیچ جایگاهی پس از آن در ایران ندارند. غافل از آن‌که دشمنان ایران متوجه نیستند حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» از قبل به الهامِ الهی متوجۀ چنین پیش‌آمدهایی شده‌اند و در عین توجه به جایگاه ارزشمند نیرو های انتظامی ، تشکیل بسیج و سپاه برای مقابله با این نقشه‌ها می‌باشد. دشمنان ما به یک شبکۀ زیرپوستی در داخل ایران با انواع اسلحه‌ها برای تخریب و به قتل‌رساندن مردم فکر کردند، ولی به جایگاه بسیج فکر نکردند و همان‌طور که رهبر معظم انقلاب فرمودند: «دشمنان ما، ایران را نمی‌شناسند و غلط برنامه‌ریزی می‌کنند». آن‌ها گمان کردند نیروهای بسیج یک گروه عادی می‌باشند که می‌توان با این نوع اغتشاشات مرعوب‌شان کرد، در حالی‌که اتفاقاً بسیج یک حضور نرم است در مقابل هر خباثتی که استکبار به آن دامن می‌زند. تفاوت بسیج با ارتش‌های دنیا دقیقاً در هیمن جا است و از این جهت است که رهبر معظم انقلاب می‌فرمایند: « همه بدانند: جمهوری اسلامی با خون چند صد هزار انسان شریف روی کار آمده؛ در مقابل کسانی که تخریب‌گرند، جمهوری اسلامی کوتاه نخواهد آمد، مزدوری بیگانگان را تحمّل نمی‌کند.» این است راز غفلت دشمنان ما. و همان‌طور که آقای دکتر سعدالله زارعی فرمودند: «این انقلاب، نظام، رهبری و مردم از این مصاف هم سربلند بیرون می‌آیند و مانند پهلوانی که رقیب قدرتمندی را خاک کرده‌اند، درخشش تازه‌ای پیدا می‌کند. این مردم را نمی‌توان با فضای مجازی از صحنه بیرون کرد. انقلاب ایران حقیقتی است که ریشه در آرمان‌های تاریخی ایران و مسلمانان دارد.» حقیقتاً همین‌طور است. موفق باشید  

40746

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی: در میان گذاشتن راه چاره‌ای برای نشان دادن بحران وجودی و گمگشتگی انسان مدرن و بازگشت به خویشتن انسانی انسان‌ها؛ دغدغه‌ بنده است. تبیین اصالت وجود صدرا و حرکت جوهری او به عنوان انقلابی که در عالم فلسفه ایجاد کرد و مسیری که گشود که تا قبل از او حتی ابن سینا نیز نتوانسته بود و مقایسه تطبیقی آن با آراء فیلسوفانی در غرب معاصر که با وجود درک شرایط زمانه و بحران‌های عمیق روحی که انسان مدرن با آن‌ها دست و‌ پنجه نرم می‌کند؛ اما راه حل های که ارائه می‌دهند باز هم به بن‌بست می‌رسد و در نهایت نشان برتری برهان صدرا و معرفی آن به عنوان بهترین تبیین از نحوه استکمال عالم و همچنین نفس انسانی که تا کنون گشوده شده؛ حتی برتر از ابن سینا. (یعنی نقش اصالت وجود و حرکت جوهری در شکل گیری هویت انسانی انسان) می‌خواستم نظر حضرتعالی را درباره اینکه این مقایسه تطبیقی حرکت جوهری ملاصدرا را با کدامین فلاسفه غربی انجام بدهم، جویا شوم. نظر خودم جان لاک، درک پرفیت، چالمرز، کانت، هایدگر هست. اما مطمئن نیستم چون مطالعه و شناخت بسیار کمی از فلسفه غرب دارم و باید همزمان با انجام پژوهشم به درک و شناخت خوبی از آن‌ها و مقایسه تطبیقی عمیق و دقیقی برسم ان‌شاءالله. آیا عنوانِ «تبیین تطبیقی برتری حرکت جوهری صدرا در شکل گیری هویت انسانی در مقایسه با آراء فلاسفه غرب معاصر» برای همین دغدغه‌ای که شرح دادم، عنوانِ مناسبی است؟ آیا می‌تواند در سطح یک رساله دکتری باشد یا در سطح یک پایان‌نامه مقطع ارشد است؟ و یا هیچ کدام؟ عنوان پیشنهادی شما چیست؟ همچنین ممنون می‌شوم در کل نظر خود را راجع به ضرورت یا عدم ضرورت طرح این بحث و میزان اهمیت این موضوع بفرمایید. ان‌شاءالله حتماً نظر شما بسیار راهگشا خواهد بود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توجه به «اصالت وجود» توجه به حضور بیکرانۀ توحید است در نگاه فلسفی و گشودن افقی است تا انسان عین الربط‌‌ بودنِ خود را بیابد و این نوع توجه و حضور با هیچ یک از مبناهای فلاسفۀ غربی تطبیق نمی‌کند هرچند فلسفۀ غرب بخصوص آنچه با هایدگر و گادامر پیش آمده است، در جای خود حرف‌ها دارد بخصوص در رابطه با «دازاین» و تقرب وجودی انسان که جناب هایدگر متذکر آن است. ولی به هیچ وجه نباید به تطبیق نگاه فلسفۀ صدرایی به موضوعات با نگاه فلاسفۀ غربی که از کانت شروع شد؛ فکر کرد. زیرا دو نوع حضور است و انسان می‌تواند در هر کدام حاضر شود. به نظر بنده جایگاه تاریخی فلسفۀ حکمت متعالیه بعد از مواجهه با کانت و هگل و هایدگر و گادامر بهتر فهمیده می‌شود بدون انکار جایگاه متفکران غربی که نام برده شد. موفق باشید

40577

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد: به نظر شما سلوکی که بعضا بر صمت و پرهیز از اهل دنیا و غفلت تاکید می‌کند توانمندی این رو دارد بتواند در بحث جامعه پردازی در گام دوم انقلاب نیازهای انسان امروز ما رو بر آورده کنه؟ به نظر شما زبان اهل معرفت ما در تبیین معارف الهی آیا نیاز به یک بازنگری و ساده سازی ندارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، سیرۀ اهل البیت است و در این راستا می‌توان به توصیه‌های آن عزیزان در مورد صمت و پرهیز از دنیا هم در جای خود فکر کرد، ولی نه به معنای فرار از وظایف اجتماعی. و از این جهت هر آن کس که بنای سلوک دارد باید متوجۀ جایگاه آن دستورات باشد و از این جهت آری! باید متذکر جریان‌هایی شد که انسان‌ها را در عبادات فردی متوقف می‌کنند. در این راستا در کتاب «سلوک ذیل شخصیت حضرت امام خمینی (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه)» عرایضی شده است. موفق باشید

40521

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: لطفاً نظرتون را درباره مطلب زیر بیان بفرمایید: حقیقت محمدیه مظهر کامل اسم جامع «الله» است؛ در قیامت و بهشت این حقیقت در «صورت مثالی حضرت محمد ﷺ» متجلی می‌شود، و انسان‌ها با دیدن آن صورت، در حقیقت اسم جامع الهی را مشاهده می‌کنند؛ این رؤیت جامع فقط در انسان کامل ممکن است» 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور است. آری! «که صاحبدل بداند آن چه حال است» گفتنی نیست، چشیدنی است «خود راه بگویدت که چون باید کرد». موفق باشید

40288
متن پرسش

سلام و درود بر سردار مقاومت جهان عرب، حماس بزرگ و جناب حکیم شیخ نعیم قاسم برادر عزیز که حقیقتا ایشان هنوز شناخته شده نیستند ولی از ذخایر بزرگ الهی است. اما برای حضور در آینده هرچقدر فکر می‌کنم راهی جز مدد ها و معجزات خاص از جانب خود حضرت رب وجود ندارد. اینکه فکر کنیم کار دشمن تمام شده و دیگر هیچ زوری ندارد یک امریست که هنوز باید با جنگ محقق شود و چنین دشمنی که بمب اتم دارد و کله ای خالی و شیطنت احمقانه، فقط با اراده ای خاص از ظهور حق تعالی ممکن به مقابله خواهیم بود. اینکه نسل بنی امیه در سرمستی از قتل عام بلند شده و اسرائیل راهی جز جنگ تن به تن نگذاشته و با دجال و شیطان بسمت حکومت جهان آمده- و تمام تاریخ جهانی را به یک «آخر» کشیده خداوند حق و استقامت را تنها نخواهد گذاشت. هرچه می‌نگرم راهی جز اراده خاص الهی برایمان نمانده، نظر شما چیست جناب استاد؟ آیا این انسانهای مقاوم بزودی زود به مدد الهی می‌رسند در حالی که ساعتی نمی‌گذرد در جنگ با دشمن و از پای در می آیند و راهی جز توجه ویژه تر از خداوند ندارند.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید و در واقع مسیر حزب الله با شخصیت ایشان در این شرایط خود را بازیابی کرد و در مورد آنچه در این دفاع مقدس ۱۲ روزه برای ما پیش آمد؛ مهم توجه به عنایات الهی است در خنثی‌کردنِ نقشۀ بسیار عمیق و همه جانبۀ همۀ جهان استکبار. و همچنان در راهی که خداوند از طریق انقلاب اسلامی مقابل ما گذارده، حاضر و پایدارماندن. جناب آقای حسین حاجی کارشناس مسائل غرب آسیا دیشب در برنامۀ «جهان امروز» نکات بسیار دقیقی در رابطه با شرایطی که در مقابل اسرائیل برایمان پیش آمده؛ مطرح فرمودند و اینکه اسرائیل همراه با بخش زیادی از اروپا و همۀ آمریکا، همۀ خشاب‌های خود را خالی کرد و به نتیجه نرسید. و این یعنی ما با ایرانِ دیگری در آینده، خود را ادامه می‌دهیم. ایرانی که در مقابل چنین فتنۀ بزرگی توانسته است تاب‌آوری داشته باشد. موفق باشید              

40250

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت استاد گرامی: من متاسفانه با روضه و هیات و مداحی و.. ارتباط نمی‌گیرم و محرم و صفر برام سخته چون همه جا روضه است و من هم خارج از گود. و هی از روایاتی که در این بابه می‌ترسم (که نکنه شقی و.. باشم) و از اینکه از چنین حضوری محرومم، دنیا برام جهنم میشه. این درسته؟ باید چکار کنم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه! هیچ فطرتی نیست که نسبتی با حضرت اباعبدالله «علیه‌السلام» نداشته باشد. می‌ماند که انسان بعضاً با این نوع روایت‌ها که از کربلا می‌کنند، نمی‌تواند با آن حضرت رابطه برقرار کند. پیشنهاد می‌شود سری به بحثی که اخیراً تحت عنوان «کربلا و عبور از دوگانگی بین «زندگی» و «مقاومت»https://eitaa.com/matalebevijeh/19721 شده است، بزنید و چنانچه آمادگی روحی در خودتان احساس نمودید به کتاب «کربلا؛ مبارزه با پوچی‌ها» که روی سایت هست، نظری بیندازید. موفق باشید

40034

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت استاد گرانقدر: خداوند شما را حفظ کند که اگر امیدی در زندگی دارم و راه زندگیم راعوض کردم، نتیجه مطالب ارزشمند شماست. از نزدیکان بنده در خارج کشور زندگی می‌کنند وعلیرغم همه اعتقادات خوب و پایبندی، با ولایت و نوع مدیریت این سال‌های ایران زاویه دارند، و به نظرم بیشترش معلول نوع اخباری است که آن طرف دریافت می‌کنند. یک سری انتقادات مدیریتی واقعا قابل دفاع نیست ولی ایشان همه را زاییده نوع تفکر سیاسی دینی ما می‌داند. کدام کتابتان را برای تغییر نوع نگاه به ایشان هدیه بدهم؟ اینکه کلا نوع نگرشش را به عالم تغییر بدهم که حتی شاید، برگردد واز تخصصش برای انقلاب استفاده کند، از کدام کتاب می‌شود همچین تغییر نوع نگاه را ایجاد کرد؟ من چون اغلب کتاب‌های شما را طی سالیانی مطالعه کردم و تدریجا با بحث و استاد جلو آمده ام خودم نمی‌دانم کدام کتاب مفید تر خواهد بود؟ لطفا اینو به من فوری جواب بدیند تا دوشنبه بیشتر ایران نیستند و من دلم میخواد همچین هدیه ای بهش بدهم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جواب یکی از کاربران تحت عنوان «آیندۀ ما در حقیقی‌ترین گفتار» https://eitaa.com/matalebevijeh/19292 شده است که می‌تواند راهگشا باشد و گمان می‌کنم کتاب «عقل و ادب ادامۀ انقلاب اسلامی» همراه با شرح صوتی آن بتواند مخاطبان محترم را به اندیشیدن نسبت به آینده‌ای دعوت کند که مدّ نظر رهبر معظم انقلاب است در راستای تحقق تمدن نوین اسلامی. موفق باشید

39830

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

در جلسه پنجم تفسیر سوره مبارکه زمر، استاد عالیقدر مثالهایی در رابطه با آیه ۵ فرمودند از جمله جریان بنی صدر را که به تجسم پوشش و افتادن ظلمت شب بر نورانیت روز تعبیر گردید. شاید در این مثال بنده با استاد عزیز هم رای باشم ولی سوال اینجاست که شاهد مثال آوردن برای آیات، گویا از اولوهیت و عظمت آن می کاهد و چه بسا دامنه این تمثیل به شرایط کنونی هم قابل سرایت بشود که مثلا رییس جمهور را در سایه ای از طلمت و جریان جناب جلیلی را در نقطه مقابل بنشانیم و قس علی هذا. تبعات چنین فرآیندی چه می شود؟ جایگاه هدایتی قرآن کجاست؟ از یکسو با مثال آوردن و تطبیق آیات به مسائل جاری (خصوصا در باب مسائل سیاسی) با تبعاتی مواجه هستیم و از سوی دیگر ماندن در الفاظ آیات و اکتفاء به تعابیر کلی، جنبه هدایتی قرآن در حد یک اکرام و احترام سنتی و بوسیدن و بر چشم نهادن و تبرک تقلیل می یابد. استاد گرانقدر چاره چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال به ما توصیه شده است به کمک قرآن، جایگاه مسائل روز خود را مشخص کنیم و در همین رابطه، امروز از واژۀ «صبر» معنای «مقاومت» را به عنوان یک فرهنگ مدّ نظر می‌آوریم در عین آن‌که صبر در قرآن محدود به مقاومت مورد بحث نیست. این‌جا است که ما موظف هستیم در تطبیق واژه‌ها به امور، به شرایط تاریخی که آن واژه تعریف شده توجه کنیم تا گرفتار نوعی تحجّر و سطحی‌نگری نباشیم. موفق باشید

40797

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

برای کسی که میخواد تازه در سیر و سلوک قدم برداره چه کتبی رو پیشنهاد میکنین؟ آیا معراج السعاده خوبه؟ یا جامع السعادات؟ یا مقالات استاد شجاعی؟ یا گناهان کبیره و قلب سلیم دستغیب؟ یا اخلاق عملی آیت الله کنی؟ یا چهل حدیث امام؟ یا کتاب سیر و سلوک طرحی نو در عرفان عملی شیعی آیت الله شیخ علی رضایی تهرانی؟ یا رساله لب اللباب علامه طهرانی؟ یا المراقبات میرزا جواد تبریزی؟ کدومش رو پیشنهاد میکنین؟

متن پاسخ

باسمه تعالی،سلام علیکم.همه آنچه فرمودید خوب است ولی اگر بنای سلوک داشته باشید مقالات مرحوم آیت الله محمد شجاعی ارزش خود را دارد به خصوص که شرح کتاب‌ها را در سایت می‌توانید با حوصله دنبال کنید. موفق باشید https://lobolmizan.ir/sound/750?mark=%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA

40778

زندگی زیبابازدید:

متن پرسش

سلام بر استاد ارجمند و گرانمایه: این کمینه که گاهی سخنان شما را گوش می‌کند با تمام ضعفها، کمبودها و خلل هایش خود را شاگرد شما می‌داند. حالم منقلب شده و درمانی نمی یابم هرچه اطرافم هست مزید علت می‌شود و نمک روی زخم تا بخواهی دارم. عزیز تر از جان بدنم پر از رخوت، مغزم خمود و دستانم ناتوان پاهایم لرزان و فکرم پریشان شده نای ایستادن هم ندارم ترس وجودم را فراگرفته نکند به بیراهه بیفتم. دستاویزی نیست هیچ کورسوی امیدی نمی بینم روحم گمشده و نمی‌توانم لق لقه زبانش، دیگر از دارو هم کاری ساخته نیست، دل را به در و دیوار می‌کوبم به آب و آتش می ‌زنم اما جان نمی‌گیرد به طپش نمی افتد، کرخت شده ام خوبست که درد راحس نمی‌کنم اما گوشهایم هم غرق شده تنها دستم از آب بیرون مانده، آیا این دست و این دل مرده راهی برای حیات دارند که من نمی‌بینم؟ می‌خواهم زنده بمانم می شود؟ کسی صدایم را می‌شنود؟ کسی کنارم می ایستد؟ کمکم کنید...کمک🖐️

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در شرح حال جناب رابعۀ عدویه آن بانوی سالکِ عارف هست که فرمود، نیمه شبی بیدار شدم دیدم هیچ روحی و قلبی که با آن رو به سوی خداوند کنم، در خود نداشتم. رو به سوی خدا کردم که خدایا! یا قلب و روحم را برگردان و یا عبادات بدون حضور قلب را از من بپذیر. حقیقتاً قصۀ ما نیز این‌چنین است که بعضاً «دوست دارد یار، این آشفتگی» و از این جهت در ادامه داریم در همین احوالات «کوشش بیهوده بِه از خفتگی» یعنی «آن‌قدر ای دل که توانی بکوش». پس ماییم و راضی‌بودن به همان موقعیت و توانی که داریم و این رضایت، در جای خود زندگی زیبایی را پیش می‌آورد. موفق باشید      

نمایش چاپی