بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
40765

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و نور خدمت استاد گرامی: استاد آیا این فهم از بدن و روح درست است؟ آیا منظور ملاصدرا (ره) از جسمانیت الحدوث بودن روح مانند این مثال می‌توان فهمید که جریان بخار آب و قطره. روح را که همان حالت بخاری بودن است هنگامی که وارد عالم ماده می گردد مانند برخورد بخار با ظرف سرد ماده است و تبدیل شدن به قطره یعنی جسم همان روح متجسد است. آیا این نگاه درست است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در حدّ مثال، مثال خوبی است از آن جهت که روح، با حضور در جسم متعیّن می‌شود و از این جهت جناب صدرا می‌فرماید: ««النفس كمال الأول لجسم طبيعي آلي ذي حيوة» يعنى نفس، كمال اول براى جسمِ زنده‏ اى است كه با آلات و ابزار- مثل دست و چشم- فعاليت مى‏ كند. در این مورد خوب است به سؤال و جواب شماره 25059 رجوع فرمایید. موفق باشید

40763

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: به نظر شما آیا نظریه رویاهای پیامبر (ص) که دکتر سروش قرآن را نتیجه رویاهای پیامبر (ص) می‌داند بر گرفته شده از نظریات ابن عربی نیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابداً چنین نیست. جناب ابن عربی در «فصوص الحکم» خود افق درک وَحی الهی را که در قرآن به ظهور آمده، تبیین می‌کنند. در حالی‌که اساساً در بحث «رؤیای رسولان» آقای سروش به نحوی نفی وَحی و نقش ربوبیت حضرت حق می‌شوند. موفق باشید

40628

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت جناب آقای اصغر طاهرزاده: وظیفه من چگونه برای من ظرفیت می سازد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: طبیعی است که هر اندازه انسان با معارف الهی آشنا شود، خود به خود شخصیت او شدت می‌یابد. موفق باشید

40618
متن پرسش

به نظر می‌رسد وقتی ولی تاریخ صحبت از جمع میان دین و دانش می‌کنند به یک قله تاریخی اشاره دارند، حالا که به فتح قله‌ها نزدیکیم و از طرفی این تاریخ همه ما را فرا گرفته است متشکر می‌شوم اگر در خصوص معارف وجودی زیر نکاتی را بفرمایید تا مشیر قلوب بیدار باشد به سمت مقاومتی از جنس انقلاب: - مصلحین - آخوند مهندس - مهندس آخوند - دانش‌بنیان و کارآفرینی - شیخ بهایی - تکنیک قدسی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظرفیت روحی که در این زمانه به میان آمده، آنچنان است که وسعت ظرفیت همۀ انسان‌ها را یکجا در خود می‌تواند حاضر کند تا در عین روحیۀ فنی، حضور روحانی و عرفانی‌اش به حاشیه نرود و در عین فعالیت‌های فنی، از الهامات لازم جهت جلورفتن در کار بهره‌مند گردد. مهم آن است که افراد این نسل با روحیۀ آخرالزمانی خود متوجۀ چنین وسعتی در خود باشند. موفق باشید 

40506

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد: آیا ختم سوره ی واقعه که از دوشنبه اول ماه قمری شروع میشه تا ۱۵ ماه تموم میشه سند روایی صحیح دارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی در این مورد نمی‌دانم. موفق باشید

40501

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: در کتاب واسطه فیض ص ۲۴۵ از نظام احسن در تکوین نام برده شده .حرکت در تکوین مفهوم نیست. در تشریع مشکلی ندارد. لطفا در صورت امکان توضیح بفرمایید. ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تفاوت نمی‌کند. حضور تکوینی، همان حرکت جوهری در بستر «وجود» و شدت‌یافتنِ آن است در همان بستر. موفق باشید

40474

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خداقوت: معمولا انسان ها تا قبل از بلوغ متوجه عالم هستی و خلقت و رشد نیستند و درگیر بازی های بچه گانه هستند. به سن بلوغ که رسیدند خدا میگه خب دیگه نباید گناه کنید! آیا کسی که تازه فهم پیدا کرده و به بلوغ رسیده میتونه عصمت داشته باشه و از گناه دوری کنه؟ قطعا خدا از ما ترگ گناه و انجام واجبات خواسته که تکلیف ما لا یطاق هست چون رشد تدریجی حاصل میشه و انسان تدریجی سالک و عارف میشه غیر بعضی مواردی که استثنا بوده و نمیشه طبق موارد استثنا حکم داد بلکه باید عموم انسان ها رو دید. برای همین ما غیر از اهل بیت کسی رو تقریبا نمی‌بینیم که بتونه ادعای عصمت کنه یعنی اکثر مردم ناتوان هستند از اطاعت اوامر الهی.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که انسان گناه را ترک کند و به واجب عمل نماید، وارد شریعت الهی شده است و این غیر از مقام عصمت است که بسی والا می‌باشد. موفق باشید

41168

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیک استاد خسته نباشید: ۱. استاد اگه امکانش هست یک راهنمایی درباره جهاد تبیین و این که توی این راه خسته نشویم و پا پس نکشیم بکنید. ۲. و این که استاد چه طور با طرف مقابل مون صحبت کنیم که طرف مقابل مون با اون جبهه هابی که میگیره خودش در درون خودش به فکر فرو بره و به نتیجه درست برسه؟ ۳. و این که طرف های مقابل مون الان اصلا حرف های ما رو گوش نمیدن یا به زور یکم گوش میدن و فقط گوش میدن که در لحظه یک چیزی به ما جواب بدن در این شرایط چیکار کنیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت این تاریخ، چنین حکایتی است که باید متوجه بود انسانِ این تاریخ چه انسانی است و این تاریخ، چه تاریخی و آینده چه آینده‌ای است. عرایضی طی چند جلسه تحت عنوان «درخششی دیگر» https://eitaa.com/soha_sima/5514  شده است. خوب است نظری به آن مباحث بیندازید و سپس مباحث عرض شده در رابطه با سوره بقره را شروع بفرمایید. امید است که در دل افقی که گشوده می‌شود، آرام‌آرام گفتگوهای شما با جوانانی که فعلاً آمادۀ گوش‌سپردن نیستند، فراهم شود. باید عجله نکرد چون غبارها فرو نشیند؛ جوانان ما در طلب حضوری خواهند بود که درآن حضور کم‌تر از شهید ابراهیم هادی نخواهند بود. موفق باشید

40982
متن پرسش

با عرض سلام و ادب خدمت استاد بزرگوار: چندی پیش یکی از کاربران به جنابعالی جسارتی کرده بود و بی ادبانه این سوال را مطرح کرده بود که «آیا شما کماکان در برابر آقای خامنه‌ای عقل خود را تعطیل می کنید...». طرز بیان خود نشان دهنده سطح شعور و ادب ایشان است. ظاهراً خود این افراد نادانسته در برابر رسانه‌های دشمن عقل خود را تعطیل کرده‌اند. اینگونه سخن گفتن نه تنها اهانت به شما بلکه اهانت به تمام کسانی است که در گوشه گوشه این عالم کلام رهبری را با گوش جان می شنوند و عقل و تجربه و تاریخ برحق بودن کلام این رهبر حکیم بصیر را در گوش آنان فریاد می‌زند. شاید شأن بعضی انسان‌ها، معنای رهبری، باید چون ترامپ و نتانیاهوی فاشیست کودک کش و دنباله روهای آن‌ها باشد ولی اگر هر انسان باکرامت آزاده ای به مدد عقل و خرد خود و با تهذیب نفس به بطنی از بطون سخن رهبر بزرگوار و عالیقدر ما راه پیدا کند و به گوشه ای از بار گران و رسالت توحیدی این ابرمرد ۸۶ ساله راست قامت پی ببرد، لاجرم خود را کوچک می بیند. آری ما همه سر خضوع و خشوع در برابر رهبری حضرت آیت الله خامنه‌ای فرود می‌آوریم که در روزگاری که سیاستمداران فاسد و فاسق و ظالم دنیا دهان متعفن خود را فقط و فقط برای ارضاء امیال مادی و شهوانی خود باز می کنند، او سخن از رضای خدا، معنویت، نوع دوستی و عدالت و ظلم ستیزی می گوید. در روزگاری که رهبران کشورهای صنعتی دنیا و شیخ نشینان خلیج فارس بابت تکه گوشت متعفنی که شیطان بزرگ چند صباحی جلوی آنها بیاندازد یا نیاندازد پاچه خواری و چاپلوسی او را پیشه کرده اند و در این راه به هر تحقیری تن می دهند این رهبر دلیر ثانی راست قامت ۸۶ ساله ماست که در برابر ظلم و استکبار لحظه‌ای تعلل و تزلزل به خود راه نمی دهد و حسین وار در برابر این یزیدیان فرومایه می‌ایستد و اینگونه به رهروان جوان راه حق و عدالت قوت قلب می‌بخشد. «به راستی خدای سبحان را، در روزگار خالی از پیامبران، بندگانی است که از راه اندیشه با آنان رازها می‌گوید. اینان همانند نشانه‌هایند که در بیابان‌های بی‌نشان برپایند» (نهج‌البلاغه خطبه ۲۲۳)  

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شناخت زمانه و توجه به شخصیت‌هایی که حقیقتاً پروردۀ خداوند هستند، کار مهمی است، امری که شخصیت‌هایی همچون آیت الله جوادی و آیت الله مصباح به خوبی متوجۀ آن بودند و اگر نسبت به این امر حساس نباشیم ناخواسته گرفتار تبلیغات دشمنانِ حقیقت می‌شویم که مثل روز روشن است تا چه اندازه نسبت به حقیقت سقوط کرده‌اند. حال چه آن افراد مهدی نصیری‌ها باشند و چه ترانۀ علیدوستی‌ها. در حقانیت مسیرانقلاب اسلامی و مدیریت حضرت آیت الله خامنه‌ای«حفظه‌الله‌تعالی» همین بس که دشمنان این راه، چنین افرادی هستند. آیا ملاک حقانیت یک جریان را می‌توان از ناحق‌بودن دشمنان آن فهمید؟ موفق باشید  

40918

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

کاش آن یار گرامی به برم برگردد/  آنکه در قافله شد همسفرم برگردد / پشت من گرم از آن تاج‌گذاریست هنوز / کاش آن تاج خدا روی سرم برگردد / اشتباه است که دل خانه مردم بشود / کاش آن مردم فوق بشرم برگردد / چند وقتیست که ساکن شده احوال دلم / کاش آن فتنه‌ی پر شور و شرم برگردد / در خرابات مرا حال مناجات ببخش / دلبرم باش که ذکر سحرم برگردد / مرغ آمین! ببر این شعر مرا تا ملکوت / عشق را وسوسه کن تا به حرم برگردد / ۲۳ آذر ۱۴۰۴

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این است آن طلبی که تازه وقتی راه گشوده شد، پیش می‌آید تا صراط، به گشودگیِ هرچه بیشتر ما را از فردایی که بیگانه از دیروز نیست، آگاه و در آن حاضر کند به همان معنایی که حضرت حق برای رهروان راه توحید وعده و مژده داد: «سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ  أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ» به زودی نشانه های خود را در کرانه ها و اطراف جهان و در نفوس خودشان به آنان نشان خواهیم داد تا برای آنان روشن شود که بی تردید او حق است. آیا کافی نیست که پروردگارت بر همه چیز آشکار است. موفق باشید

40796

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

برای کتاب جامع السعادات‌ دو تا ترجمه هست: یکی ترجمه مجتبوی و یکی ترجمه کریم فیضی؛ من ترجمه کریم فیضی رو خریدم که دو جلده به نظرتون ترجمه کریم فیضی هم خوبه و ترجمه ها فرقی با هم ندارن؟

متن پاسخ

باسمه تعالی سلام علیکم: بنده ترجمه استاد  مجتبوی را داشتم که ترجمه خوبی بود ولی از آن ترجمه اطلاع ندارم مهم اصل کتاب است و محتوای ارزشمند آن. موفق باشد

40632

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

طاهرزاده سلام استاد خوبم: حس می‌کنم روز به روز و لحظه به لحظه در مردابی فرو می‌روم. در مردابی که با اسم قشنگ راه سوم یا الگوی سوم زن سر راهم سبز شد و بنا بود دستم را بگیرد و بالا بکشد. بنا بود از زن شرقی عبورم دهد و به زن غربی نرسد و زن سومی بسازد با سه بعد. بنا بود سه بعدی که انسان ۲۵۰ ساله در زندگینامه حضرت زهرا (س) آورده بود را در الگوی سوم زن احیا کند. بنا بود بال شود و پرواز دهد. نه دست و پاگیر شود و فرو ببرد و غرق کند، استاد خوبم چه فرقی است بین کودکی که مادرش به سبک زن غربی به مهد سپرده می‌شود با کودکی که با اهداف خیر زن الگوی سوم از مهدِ آغوش مادر دور می شود؟ چه فرقی است بین نوجوان زن غربی که بعد از ظهر خسته و کوفته مشتاق نگاه و آغوش گرم مادر است و مادر ساعتها بعد خسته و کوفته تر از او به منزل می رسد با مادر الگوی سومی که پی حضور فعال اجتماعی زن در جامعه است و جلسه پشت جلسه و نوجوانش بعد از مدرسه بارها انگشت روی دکمه ی زنگ فشار می دهد و دست آخر مجبور باشد کلید بچرخاند و تنهایی اش را با خودش قسمت کند؟ چه فرقی است بین زن غربی که همسر و فرزند را دست و پاگیر زنانگی اش می‌داند و زن الگوی سومی که مجبور است فرزندانش را تابلوی زنانگی اش کند و شیشه شیر به دست و جغجفه در هوا از انجمنی به انجمن بعدی طی طریق کند. استاد چه بلایی بر سر زنانگی مان آمده؟ چه حضوری است که جای قرار و طمأنینه، در قلب زن اضطراب چپانده و پریشانی؟! چه مرزی است بین زن خانه گریز و الگوی سوم زن؟! اگر فرق و مرز در نیت و در قلب این دو زن است پس قرارمان کو؟! انگار گول زنک دستمان داده اند. کجای کار غلط است و کدام کار می‌لنگد نمی‌دانم. اما به ستوه آمده ایم از دویدن ها و نرسیدن ها از این طرف و آن طرف بوم افتادنها از لحظه هایی که می‌گذرد و ما پی خلق لحظه های بعد از کنارشان می‌دویم. ای کاش پاسخ روان تان آبی باشد روی آتش درون مان. آتشی که شعله ور شده بود تا از من زنی برای تاریخ حاضر بسازد اما زنانگی ام را سوزانده.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر جز این است که انسان در مسیر تعالی انسانی خود و این‌که سبکی باشد برای تعالی دیگران؛ قصۀ او باید قصۀ کسی باشد که در موردش فرموده‌اند: «رهرو آن نیست که گهی تند و گهی خسته رود / رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود». آری! در بستر شریعت اسلامی کانون گرم خانواده حقیقتاً سکوی معراج زنان می‌باشد تا در عین حضور در تاریخی که با اسلام پیش آمده، کانون زندگی را با ایثارهای‌شان گرم کنند هرچند آن ایثارها دیده نشود، ولی روح دلسوزی‌ها و ایثارهای‌شان به خانه جان می دهد تا زندگی ادامه یابد. موفق باشید

40604

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: تا حدودی با مباحث معرفت النفس آشنا هستم. مباحث ده نکته، خویشتن پنهان، حرکت جوهری، برهان صدیقین، معاد، ادب عقل و خیال و بخشی از حشر رو کار کردم و به طور کلی با مسیر معرفت النفس انسی دارم تمام سوالات مربوط به افراد ترنس رو در سایت مطالعه کردم و از آنجایی که فرمودین در دوران جنینی نفس بدن متناسب خودش را طراحی می‌کند و در این دنیا با یه نوع توهم شدید مواجه میشه که خواهان جنسیت مخالف خودش هست از آنجایی که با مباحث شناخت نفس و روح و گستردگی این بحث بسیار گسترده هست از این زاویه به نفس این ترنس ها نگاه کنیم حالا یه سوالی پیش میاد استاد آیا امکان داره رد پای شیطان یا اجنه در احوالات این افراد وجود داشته باشه مثلاً در همان بحث توهم شیطان یا اجنه دخالت و تسلط بر جان داشته باشند آیا امکان چنین چیزی میشه یا اصلا این جریان ربطی به شیطان و اجنه نداره.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته نمی‌توان ورود شیطان را در امور حتی در چنین امری منتفی دانست، ولی همچنان‌که در آیۀ ۱۰۲ سوره بقره می‌فرماید: «وَ ما هُمْ بِضارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ» آن‌طور نیست که شیاطین بدون اذن الهی و بدون قواعد و سنن جاری در هستی هر میل و انتخابی که داشته باشند را، بتوانند عمل کنند. و از این جهت در هر صورت باید ریشۀ چنین مشکلاتی را یا در عوامل دورۀ جنینی و یا در عوامل بیرونی بعد از تولد دانست، به طوری که نفس آن شخص نسبت کامل و طبیعی و صحیحی با بدن خود نمی‌تواند برقرار کند. یا از آن جهت که بدن، به طور کلی آن‌طور که باید در دورۀ جنینی مطابق آن روح شکل نگرفته است به همان معنایی که بعضی‌ها با تغییر شکل بدن آن‌طور که مثلاً بدن را اگر مرد است، تغییر دهند به شکل بدن زن و یا برعکس؛ مقداری هماهنگی بین بدن و نفس پیش آید و یا در بعضی موارد، نفس و روح را باید طوری به نتیجه‌ای رساند که با همان بدن خود، خود را بپذیرد. موفق باشید

40470

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام. امیدوارم خدا عمر و عزتتون بدهد لطفا بفرمایید آیا با توجه به اینکه در بعضی منابع گفته شده در بین الطلوعین کراهت داره پرداختن به امور دنیوی، آیا کسی که وقتش پر هست در طول روز و بعلت مشغله زیاد، برای مطالعه و کسب علم، از اون موقع استفاده کنه هم کراهت داره یا نظر شما این نیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کراهت دارد؛ یعنی بهتر است انجام نگیرد. ولی به هر حال نوعی رخصت‌دادن در آن است. موفق باشید

39764

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت شما استاد گرامی و عزیز احتراما چند تا سوال داشتم که خدمت شما عرضه میدارم. ۱_۴۰ ساله شدم اما راه به جایی نبردم،تمام عباداتم خشک و بی روح است.نماز شبم ترک نمیشه اما بدون هیچ جذبه و کششی.نه ذوقی و نه حتی گریه ای و اشکی.نمیدونم تا کی باید این روال رو ادامه بدم و آیا خواهم توانست این راه رو ادامه بدم یا نه.گاهی مرگ رو بهتر از این نوع بودن تصور میکنم. ۲_از پس اخلاقم بر نمیام. اخلاقم رو از مادرم به ارث بردم و هر چه کردم نتونستم ریشه کن کنم.در یک خانواده کم محبت بزرگ شدیم که افراد خانواده از محبت کردن به همدیگر فراری بودند.به همین خاطر منم انگار زورم میاد که محبت کنم.مادرم اکثر اوقات بد عنق است و زورشون میاد که جواب بدهند یا اگر جواب میدن با تشر جواب میدن و من هم همینطور بار اومدم.باذاین اوصاف نه تنها دنیای خوبی ندارم که باید خودم رو برای یه برزخ سخت هم اماده کنم. مخصوصا اینکه سنم به ۴۰سال رسیده. ۳_بسیار ادم ترسویی هستم و همین رو هم از مادرم به یادگار دارم.با یک داد اگر کسی سرم بکشه خودم رو خراب میکنم و تا مرز سکته جلو میرم به همین خاطر از بچگی همیشه احساس خفت و خواری میکردم و هنوز هم این حس با من همراه است.هنوز هم مادرم ما رو در دره ترس نگه میدارند.به نوه ها هم همین رو القا میکنند البته من سعی کردم که فرزندم رو از ترس دور کنم و خدا رو شکر میکنم که مثل من ادم ترسویی نشده. بدترین کابوس من از بچگی همین ترس درونی بود که در من ریشه کرده بود. با این اوصاف من قدم از قدم نخواهم برداشت. ۳_در کتاب کهکشان نیستی یه مسئله برام حل نشد و اون هم رفتار ایت الله سید ابوالحسن اصفهانی با آیت الله قاضی و شاگردان ایشون بود.با این همدیگر رو از جوانی میشناختند و هم درس بودند ولی رفتار آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی را با گروه آیت الله قاضی نپسندیدم.به نظرم به ایشون اجحاف کردند.میخواستم که شما نظرتون رو در این مورد بفرمایید. ممکنه بفرمایید که اینطور تشخیص دادند اما حضرت آقا در مورد آیت الله بروجردی فرمودند که رفتارشان در قبال علامه طباطبایی اشتباه بوده.که خودتون در جریان اتفاقات اون زمان هستید. این رفتار آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی هم به آقا آیت الله قاضی و شاگردانشون درست به نظر نمیرسه. ۴_شما فرمودید که در شب قدر اضطراب نداشته باشید ولی واقعا نمیتونم،انگار وقتی اسم ماه رمضون که میاد مضطرب میشم از اینکه نکنه نتونم از شب قدر درست بهره ببرم. میدونم که این اضطراب اشتباه است ولی نمیتونم ازش فرار کنم. نزدیک ۲۰ ساله با مباحث شما اشنا شدم و تقریبا مباحث شما رو به راحتی میشناسم حتی فصوص و منازل رو هم چندین سال قبل کار کردم. اما من ۴۰ رسیدم و اندر خم یه کوچه موندم. ببخشید که به درازا کشید. و سوالات هم به هم ربط نداشتند. حلال بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به همۀ آنچه فرمودید با پایداری و استقامت و صبر در مسیری که قرار دارید، به لطف الهی باید امیدوار به حضوری باشید که یقیناً از آن ضعف‌ها عبور خواهید کرد. به این آیه فکر کنید که می‌فرماید: «وَ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَنُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَحْسَنَ الَّذي كانُوا يَعْمَلُونَ» و تأکید دارد آنچه در نهایت، نصیب اهل ایمان می‌شود بهتر و برتر از آنی است که آنان در آن قرار داشتند 2- شاید بتوان گفت نگرانیِ آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی این بوده که به جای عرفان و با تأکید مرحوم قاضی بر آن، نوعی صوفیگری پیش آید که برای فقه و ظاهر شریعت جایگاهی مدّ نظر نباشد که بحمدالله چنین خطری در مکتب مرحوم قاضی پیش نیامد. موفق باشید

41212
متن پرسش

سلام: درباره ورع در کتاب «رمضان دریچه رویت» خوانده‌ایم. فقط خواندن. و ورع را نچشیدیم. دینداری و رجوع به دین، امری تاریخی است. حداقل با اندیشیدن در دستگاه حضور تاریخی. ظهور چنین دینداری و کمالش را در شهدا و به خصوص حاج قاسم می‌بینیم‌. و ولله در طلب ایمانِ بزرگ رهبری چه گریه‌ها که نکرده‌ایم. و جز طلب هر چه فکر کردیم دیدیم که تنها می‌توان طلب کرد. گویا فقط با چنین حضوری و درک حضور تاریخی‌مان می‌توانیم حتی نماز بخوانیم و عبادت بکنیم. در پیش خویش این را چشیده‌ایم. درک کرده‌ایم که بدون این حضور هیچ کاری نمی‌توانیم بکنیم و همه چیز هیچ است. حال چگونه باید بود در این نفحات که در عین سلحشوری حاج قاسمی عبادت خمینی وار داشته باشیم. نمی‌دانم، شاید این سوال بیجا بنماید، شاید ظاهرش درخواست راه حل و دستورالعمل دارد، اما راه خیلی باریک و کوره راه است. و سستی و بی عزمی بیچاره‌مان می‌کند. شما با این احوالات بیگانه نیستید، ولی گاهی جان به لب می‌آید. یا علی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌که باید در نظر به ایمان، سرگشتگی خود را احساس نمود، حرفی در آن نیست. و این‌که نفسِ طلب ایمان، نوعی ایمان به حساب می‌آید، به همان معنای حضور در کوره راهی به سوی روشنی‌گاه؛ در این هم حرفی نیست. آری! دین نباید تبدیل به ایدئولوژی شود زیرا دیندا‌ری با نظر به امر قدسی امر پویایی است که با نظر به «هنوز نه» در میدان دین‌داری ممکن می گردد که در آن کمان ابروی کافرکیش، همواره خود را می‌پوشاند و انسان چو بید بر سر ایمان خویش می‌لرزد. این در صورتی است که ایمان در نظر به حقیقت در میان باشد. 
حال مائیم و این ماهِ رمضانِ فوق‌العاده در نسبت با حضرت روح اللّهی که شهید آوینی در آن نسبت، خود را یافت. و در این ماه رمضان برای افرادی که تا «وقتِ محمّدی» - که در پرسش قبلی‌تان (41204) از آن گفتگو شد- آمادۀ حضور هستند، فرصت فوق‌العاده‌ای است با یافتن روحانیت خاص انسانی که او حضرت روح اللهِ این تاریخ بود با نُبُواتِ خاص. راهی که حضرت امام خامنه‌ای «حفظه‌الله‌تعالی» آن راه را یافتند. راستی! این دخترانی که چندان حجاب کامل ندارند، به دنبال چه نوع حضوری هستند که مقام معظم رهبری را، راهی برای جستجوی خود یافته‌اند؟ آیا به دنبال ایمانی غیر از ایمان متافیزیکی نیستند؟ ایمانی به ایمانِ حضرت آیت الله خامنه‌ای. موفق باشید      
 

41179

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم و رحمت الله و برکاته. با آرزوی توفیق روز افزون. استاد آیا این جمله درست است که از باب تشبیه معقول به محسوس خداوند به مانند نوری است که جامع همه رنگها بوده و وقتی او را بر اساس مشکلات می‌خوانیم یکی از آن رنگها یا اسمها به سمت ما توجه می‌کند یعنی خداوند به تمامه با ما و در همه جا هست ولی وقتی او را به اسم شافی می‌خوانیم به اسم شافی به ما توجه کرده و ظهور می‌کند مثل اینکه خورشید به جامعیت هفت رنگ در همه جا هست ولی وقتی به نور سبز او توجه کردیم به همان رنگ بر ما ظاهر می‌شود اما در شرایط عدم دعا و توجه ما فقط هست ولی ما به منزله کوری هستیم که از این نور در عین حضور او نمی‌توانیم استفاده کنیم و توجه ما به او همان بینا شدن ما نسبت به اوست و انسان کامل با اسم جامع او را می‌بیند نه فقط به ظهور یک اسم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نکته‌ی دقیقی است. خوب است که همچنان مد نظرتان باشد. موفق باشید. 

41177

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

«إِلهِي اعْتِذاري إِلَيْكَ...» سلام و عرض ادب‌ خدمت استاد طاهرزاده: بعد از ۲۲ دی‌ماه و ۲۲ بهمن‌ماه امسال به لطف خدا بیش از گذشته نفْس مان مطمئن شد که این انقلاب جریان خروشانی از توحید و اراده الهی است و همچنان نهنگ وار دریای تاریخ را به سوی مقصد نهایی اش سیر می‌کند و دشمنانش هییییییچ غلطی نمی‌توانند بکنند، بلکه برعکس هر چه دشمنی کنند و تلاش کنند آن را بشکنند تیزتر می‌شود (ما شیشه ایم و باک نداریم از شکست / شیشه هر آنچه می شکند تیزتر شود) الحمدلله رب العالمین.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: درک این نکته که حضرت امام «رضوان الله تعالی علیه» فرمودند: «این قرن قرن نابودی ابرقدرت هاست» حکایتی است تا ما نیز متوجه باشیم این مردم آری این مردم بودند که در نگاه امام حضور فردایی بشر جدید را با آن بشر درمیان می‌گذارند. موفق باشید

41034

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام: بنده ۱۱ سال است که طلبه ام. درس هایمان را خوانده ایم فلسفه، عرفان، منطق و... ، لکن در بحث اخلاق کار نکرده ام. حقیقتا می‌خواستم یک کتاب اخلاق به بنده معرفی کنید که بتوانم هفته ای دو تا مطلب اش را در خود عملی کنم، و اصطلاحا کتابی باشد که بتوان آن را منتج به عمل کرد نه کتابی که باز دوباره مانند فلسفه و عرفان ما را درگیر اصطلاحات و ان قلت ها و مطالب تئوری و... کند. از طرفی هم نمی‌خواهم کتابی بدوی و ابتدایی و خیلی کلیشه ای باشد، طوری باشد که کتاب مذکور هم از مصادیق کتب علم اخلاق باشد، هم از کلفت ها و تئوری پردازی های بی فایده تهی باشد، و نیز اخلاق روایی باشد نه اخلاق های یونانی فلسفی. بنده اجمالا اسامی کتب اخلاق را هم می‌دانم ولی نسبت به محتویات اش اشراف ندارم. از قبیل «اوصاف الاشراف و طهارة الاعراق» و «اخلاق ناصری» و «جامع السادات» و... و اینکه آیا مفاتیح الحیاة آیت الله جوادی از مصادیق و افراد علم اخلاق اصطلاحی محسوب می‌شود یا خیر؟ منظور این است که آیا مفاتیح الحیاة می‌تواند جواب سوال بنده باشد یا خیر؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. خدا را شکر کنید که متوجه شده‌اید باید به اخلاقی نظر نمایید که راهی باشد به سوی مقصدی متعالی. و در این رابطه به سخن حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» بیندیشید که متوجۀ کتاب‌های عراقین یعنی «معراج السعادۀ» از ملا احمد عراقی و «جامع السعادۀ» از ملا مهدی عراقی، آن پسر  برای فارسی‌زبانان «معراج السعاده» را نوشت و آن پدر برای امثال جنابعالی «جامع السعاده» را. عرایضی در شرح کتاب شریف «جامع السعادۀ» شده است امید است راه‌گشا باشد.  https://lobolmizan.ir/sound/673?mark=%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9
https://eitaa.com/jameo_saadat
 ۲. مفاتیح الحیاۀ کتاب ارزشمندی است در راستای اخلاق اجتماعی و وظایفی که ما نسبت به اجتماع و طبیعت داریم. موفق باشید
 

40959

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام خدمت استاد گرامی: پسر جوانی را تصور بفرمایید که از لحاظ عاطفی به‌شدت تحت فشار قرار دارد. به گونه ای که از کودکی در یک خلأ رشد کرده و تا این سن رسیده است. در محیط دانشگاه دخترها و پسرها با یکدیگر روابط خارج عرفی دارند که برای این فرد تعریف نشده است و نمی‌خواهد وارد این عرصه شود. از طرفی پدر و مادرش حاضر نیستند قدمی در راه ازدواج این جوان بردارند و معتقد هستند که باید به سن ۳۰ سالگی حداقل برسد تا توانایی مالی این امر را داشته باشد. با اینحال که او سرکار می‌رفت و درآمد داشت در کنارش هم تحصیل می‌کرد و عملا فشار بالایی را تحمل می‌کرد، او را جدی نگرفتند و برایش اقدامی نکردند. این پسر جوان رفقایی داشت که آنها نیز ازدواج کردند و الان واقعا هیچکس را ندارد. حتی خواهر یا برادری که با آنها گفتگو کند و حتی والدینش از صحبت امتناع می کنند. انسان دینداری است و واقعا می‌خواهد که در مسیر بماند. با این وجود این خلأ روز افزون است و جوان دیندار قصه هر روز به سمت افسردگی شدیدتری پیش می‌رود. ضمن اینکه می‌خواهد این قضایای بیست و چند ساله در مسیرش بسوی خدا برایش مشکل‌ساز نشود (چون نداشتن عواطف و نرسیدن احساسات موجب قسی القلب شدن شخص می‌شود و روز به روز سنگدل تر از قبل می‌شود بطوری که نقاشی و خطاطی ای که کار می‌کرد را دیگر نمی‌تواند اجرا کند و او که شاعر خوبی هم بود دیگر نمی تواند حتی یک بیت شعر بگوید). از منظر دیگر هم که خب نمی‌داند برای ازدواجش باید چه کند چون خانواده ای بشدت ناامید دارد که همه چیز را در پول می‌بینند؛ طوری که اگر دختری قبول کند با این شرایط، خانواده خود پسر قبول نخواهند کرد. و حالا با این دو مشکل اساسی دست و پنجه نرم می‌کند و دینش واقعا در خطر است زیرا خود را مبرای از گناه نمی‌داند. لطفا راهنمایی بفرمایید. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که در این شرایط حساس نیز متوجۀ سخن خداوند در قرآن شویم که می‌فرماید: «وَأَنْكِحُوا الْأَيَامَى مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ» و البته باید مردان بی‌زن و زنان بی‌شوهر و کنیزان و بندگان شایسته خود را به نکاح یکدیگر درآورید، اگر آن مردان و زنان امکان ازدواج برایشان نبود؛ خدا به لطف و فضل خود آنان را نسبت به این امر از فضل خود به نحوی بی‌نیاز و مستغنی می‌نماید.  توجه به این آیه حکایت از روحانیتی است که برای انسان پیش می‌آید که آن، بالاتر از آن چیزی است که آن جوان گمان می‌کرد و در این بستر، آرام‌آرام راه‌های لازم گشوده می‌شود که آن، به جهت عفافی است که آن جوانان پاس داشته‌اند. موفق باشید

40947

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام و ضمن تشکر و آرزوی سلامتی: بعد از درسهای شرح کتاب از برهان تا عرفان و برای یادگیری بیشتر حرکت جوهری و فلسفه ملاصدرا به چه درس‌گفتاری مراجعه کنیم ترجیحا از حضرت استاد طاهر زاده یا اگر ایشان افاضه نفرموده‌اند از اساتیدی دیگر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر در راستای حضور در مکتب حکمت متعالیه به کتاب «معاد، بازگشت به جدّی‌ترین زندگی» همراه با صوت‌های شرح آن رجوع فرمایید؛ افق گشوده‌ای ان شاءالله نسبت به حقیقت انسان و وسعت آن در مقابل جان‌تان گشوده می‌شود. کتاب و شرح صوتی آن روی سایت هست. البته لازم است که قبل از آن به موضوع «ده نکته در معرفت نفس» پرداخته باشید. موفق باشید

40593

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام جناب طاهرزاده: از شما راهنمایی می‌خواستم. چند وقتی هست یک حسی سراغ بنده آمده؛ اینکه گاهی به شدت احساس دلتنگی نسبت به خدا می‌کنم یعنی قبلا اینگونه نبود یعنی وقتی صدای قران می‌شنوم یا درباره خدا مطالبی را می‌خوانم یا گوش می‌دهم انقدراین دلتنگی زیاد می‌شود که دوست دارم همان لحظه جناب عزرائیل بیایند قبض روح کنند و بنده به وصال دوست برسم. یعنی جوری می‌شود که آرام و قرارندارم و از شدت دلتنگی گاهی گریه می‌کنم. استاد برای رفع دلتنگی چه کنم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوع دلتنگی در جای خود خوب است و با صبری که انسان نسبت به آن برای خود شکل می‌دهد، گشایشی در راستای نظر به حقیقت برایش پیش می‌آید و البته باز دلتنگی و باز صبر و باز گشایش. موفق باشید

40523

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: زمان موضوعی بود که بنده حاضر شدم بخاطرش همه عمرم رو زجر کشیدن را بپذیرم. زمان فقط مال خداست خدایی که خلق کرد تا شناخته شود. رنج با زجر فرق میکند ! زجر نه یعنی فقط سر بریده شدن در کربلا، زجر یعنی اسارت اهل بیت امام حسین علیه‌السلام، زجر یعنی کشته شدن به نا متعارف ترین شکل در غزه، زجر یعنی صبر ابالفضل العباس در کربلا. زجر برای دین نیست زجر رنجی خاص و نامتعارفی است که فقط برای خدا کسانی آن‌را متقبل می‌شوند. وگرنه ما در دین رنج و صبر داریم اما زجر برای دینداری یا بهشت رفتن یا عملی ثواب ندارم. امام خمینی با زمان اینقدر محکم و به نهایی ترین نتیجه از خود رسید. زمان یا چیزی که شما آن را تاریخ می‌خوانید سیری است که منتسب به خدا و آن را به عشق خدا می‌پذیرند. زمان را حتی با دین داری هم نباید تقلیل داد زیرا دین حقایق سعادت بشری است که خداوند با پیامبرش به ما داد تا بشریت به سعادت برسد اما زمان امری بود که خداوند از پیامبرش خواست تا خداوند سیر هستی اش را که خواسته ای منحصرا به اوست اتفاق بیفتد. زمان آن چیزیست که تمام هستی را زیر و رو می‌کند و آنیست که کاملا مال خداست. در هیچ کجا ندیدم خداوند اینقدر منحصر بفرد چیزی را مال خود بدانند، زمانی که مسئولیتش را امام زمان بعهده گرفتند و صاحب این مسئولیت بزرگ برای خدا شدند. سخنان امام را بشنوید آیا با دین صرف می‌شود این سخنان را پذیرفت یا دینی این گفته ها را دارد که زمان را اصل قرار داده؟ https://uploadkon.ir/uploads/cf5303_25VID-20250903-155017-368.mp4

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است سری به جزوۀ «زمان شناسی و نظر به فطرت تاریخیِ ما در انقلاب اسلامی» https://eitaa.com/jozavatlobolmizan/1865  بزنید به امید گشوده شدن میدان تفکر که به گفتۀ جناب گادامر، تفکر، تاریخی است و باید نسبتی بین حضور تاریخی و تفکر پیش آید. موفق باشید

42010
متن پرسش

با سلام: در مورد جوابی که در رابطه با آقای سردار قالیباف دادید https://eitaa.com/arshiv3133/256 خیلی عالی و شجاعانه بود و واقعاً دل شیر می‌خواهد در این زمانه چنین بگوید. در آینده کسانی که تخطئه می‌کنند و در عین حال دل در گرو اسلام و انقلاب و ایران دارند بزودی پشیمان و بقول ادبا «به دندانِ حسرت، پشت دست خواهند خایید»!!.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم : رفقای عزیز اگر با نگاه تمدنی و حضور جهانی ایران اسلامی مسائل را دنبال بفرمایند متوجه می‌شوند امثال آقای سردار قالیباف در این حضور جایگاه دارند و به نظر بنده با بصیرتی که دارند وارد چنین میدانی شده‌اند نمی‌توان این حضور را نادیده گرفت هرچند عده‌ای به گفته آقای دکتر مهدی محمدی متوجه این حضور نیستند و تنها بر نگاه خود که در جای خود بی‌حساب نیست تاکید می‌کنند. این است راز توجه ما به شخصیت آقای سردار قالیباف بدون آنکه بخواهیم ضعف‌های جزئی ایشان را نادیده بگیریم. موفق باشید  https://eitaa.com/barzegar1359/4258

41480

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و عرض ادب و ارادت در صوت شماره ۴ تفسیر آیةالکرسی، استاد فرمودند «هو الساقی» در جوشن کبیر آمده، یعنی از صفات خداست، ولی حقیر چنین اسمی را در جوشن کبیر ندیدم، لطفا راهنمایی بفرمایید. با سپاس.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، ذکر صفات حسنای حضرت حق است که در دعای شریف جوشن کبیر مطرح بوده است. هرچه هست یکی از صفات خداوند آن است که به گفتۀ حضرت ابراهیم«علیه السلام»: «هُوَ يُطْعِمُنِي وَيَسْقِينِ» اوست که مرا طعام داد و سیراب نمود. موفق باشید

نمایش چاپی