بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
41879
متن پرسش

استاد عزیز سلام. چیزی که من می فهمم اینه که شما هر کس که مطابق فکر خودتان حرف می زند را اهل فکر و زمانه فهم خطاب می کنید و دیگران نمی توانند با شما هم فکر شوند و یا دروغگو هستند و یا لایق پرخاش در مسجد هستند چون یه حرفی زدند. متن پیام رهبری در مورد توافق صریحا مشخص است. یه دوستی پیام می فرستد حاشیه متن آقا را پر رنگ می کند و وزن اصل پیام را کم می کند و شما خدا را شکر می کنید که چنین اهل فکری هستند. آیا آقای مهدی محمدی حرف های خلاف واقع ندارند؟ من پیام آقای برزگر را که شما مطالبشون را تایید می کنید برایتان فرستادم خطای گفتارشان را به عرض رساندم اما شما ترجیح دادید این خطاها را ندیده بگیرید. اغماض های کلامتان خیلی زیاد شده. حقیقت حضور زمانه چیست که از خطاهای موافقمان تفاهم می توان گذر کرد ولی نمی توان نیم نگاهی هم به کلام منتقدان داشت. برهان صدیقینی برای درک زمانه ارائه دهید که این تناقضات را پوشش بدهد و الا بنده و طیف گسترده ای از مخاطبان همیشگی شما از شما دلسرد خواهیم شد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال هنوز همه‌ی حرف بنده آن است که باید جریان‌های دلسوز اعم از طرفداران مذاکره و یا مخالفان مذاکره همدیگر را درک کنند و این طور نیست که یک جبهه بنای خیانت داشته باشد و اساساً به این نکته فکر کنید چرا رهبر انقلاب با آن که نظر دیگری داشته‌اند اجازه‌ی امضاء آن تفاهم‌نامه را به آقای رئیس جمهور دادند. آن هم مشروط بر آن که دو سوم شورای عالی امنیت ملی آن را تأیید کنند. آیا این حکایت از آن ندارد که مصلحت نمی‌دانسته‌اند در آن شرایط نظر خود را بدهند حاکی از آن که ممکن است دولت آمادگی آن نوع برنامه را نداشته‌باشد؟ ولی با این حال مسئولیت را به دوش شعام گذاشتند بدان معنا که آن‌ها ذیل نظر رهبری به هر چه رسیدند رئیس جمهور عمل کند. بنابر این، این نه تحمیل به رهبری حساب می‌شود و نه به نحوی مقابله‌ی رئیس جمهور با رهبری. و به همین جهت در پیام خود می‌فرمایند «تفاهم نامه ای بین رئیس‌جمهوران ایران و آمریکا امضا شد. در مسیر رسیدن به این مرحله، مسئولین امر، از سر دلسوزی و با حُسن نظر، تلاش‌های زیادی را به‌عمل آوردند» با توجه به این امر نباید طوری تصور شود که ما فضا را فضای دو قطبی کنیم و از جامعیتی که نظام اسلامی بدان نیاز دارد عدول نماییم. و حال این ماییم و جهانی که «سیاست آن عین دیانت آن و دیانت آن عین سیاست آن است»  این است جهانی که در پیش است و باید نسبت به آن بسیار بیندیشیم.
زیرا وقتی می‌توانیم از غرب عبورکنیم که غرب را به خوبی بشناسیم و تنها در آن صورت است که متوجه می‌شویم باید به انسان دیگری فکر کرد تا روشن شود آن‌چه در ایران تمدنی در عرصۀ «زیستن با دیگری» اهمیت دارد، حقیقتِ جاری و ساری در زندگی است که با نگاه تاریخی به رخدادها پیش می‌آید. در این حالت است که همدیگر را می‌فهمیم. نکته‌ای که جناب حجت الاسلام آقای محسن عباسی ولدی به خوبی مطرح فرمودند  https://eitaa.com/arshiv3133/134   موفق باشید

41855

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: بنده ۴۱ سالمه از نوجوانی درگیر مساله اثبات خدا هستم و زندگیم به خاطر ناراحتی و ترس ناشی از عدم رسیدن به نتیجه بسیار عذاب آور شده. مساله من اینه که می‌ترسم خدا موجودی باشه که جدای از من و به صورت دومین موجود در برابر من باشه و اگه اینطور باشه شاید بخواد منو عذاب کنه ولی اگه بتونم اثبات کنم که وجود من ذره ذره اش از خداست و آیت خدا ست خدا بی دلیل عذابم نخواهد کرد مشکلم حل میشه. بخاطر همین سالهاست تمام براهین اثبات وجود خدا و وحدت وجود رو مطالعه و تحقیق کردم به عنوان مثال کتاب تبیین براهین اثبات خدا (جوادی آملی) دروس صوتی حوزه بدایه نهایه، الحکمه تمهید القواعد، شرح منظومه سبزواری به صورت صوتی (استاد زنجیر زن حسینی)  کتاب های فراوان در باره وحدت وجود، کتب استاد یزدانپناه، کتب شهید مطهری، چند ده مقاله در رابطه با براهین صدیقین و انواع کلیپ ها و مشاوره مذهبی و مناظرات ولی به نتیجه نرسیدم. مساله به این روشنی نیست به عنوان نمونه بسیاری از اساتید حوزه وحدت وجود رو قبول ندارن مثل آیت الله سیدان، حجت الاسلام گندم کار، استاد فیاضی، استاد مصباح که قایل به تداخل وجودیه. حتی خود ملاصدرا اوایلش تشکیک وجود رو میپذیره. برای همین مجبورم به احتمال عمل کنم با خودم میگم یا خدا کمال مطلقه و نامحدود وجودیه و بنابر این خداست که فقط وجود داره و اندکی از کمالات خدا به شکل من ظاهر شده و بنا رو بر این بزار و مسلمان باش، ولی باز با خودم میگم بخاطر اینکه دلیل قاطع نداری به احتمال حتی یک در هزار هم که باشه ممکنه خدا جدای از تو باشه و اشتباه پرستشش کردی و عذابت خواهد کرد. عمل به احتمال باعث میشه موقع اشهد ان لا اله الا الله گفتن نماز با خودم بگم چطور شهادت میدی توکه دلیل قاطع نداری. خواهش می‌کنم کمک کنید اگه ممکنه این نامه من رو به یک انسان صاحب کرامت برسونید و ایشون دستورالعملی بدن یا راهی پیش پام بزارن تا ازین وضع نجات پیدا کنم. چون از لحاظ براهین قانع نشدم. وقتی فرض می‌کنم خدا موجودی جدا از منه و از فاصله ای بیرون از من داره به من و اعمالم نگاه می‌کنه برای ابطال این نظر استدال میارم که فاصله بین من و اون موجود فضای خالی یا خلا یا همون نبود وجود باید باشه تا دو تا موجود جدا از هم تحقق پیداکنه یکی من و دیگری خدا، بعد میگم که خلا رو یا عدم وجود رو چون درک می‌کنی و مثلا میگی این فضای خالیه یا این نبودن وجوده همین اشاره کردن و بکار بردن لفظ (این) اثبات میکنه که در بین من و خدا هم وجودی موجوده (خلا) پس این سه چیز به هم پیوسته هستن و یکی هستن حداقل در عالم مادی جدایی نیست و همه به هم متصلند ولی باز به شک میافتم. استاد جوادی آملی پس از کلی بحث و بررسی براهین مختلف خدا شناسی و نقد اونها از قبیل نظم و صدیقین و براهین عرفا همه اونا رو دارای اشکال میدونن و به نظرم درست هم میگن و در آخر یک خط چکیده برهان میارن میگن: شکی نیست واقعیتی وجود دارد (برهان صدقین علامه طبا طبایی) و این واقعیت نا محدود است زیرا اگر محدود بود از حد آن به بعد سفسطه آغاز می‌شد و این باطل است (تکمیل شده آیت الله جوادی آملی) ولی این رو من درک نمی‌کنم و درستیش برام قابل فهم نیست.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال بخواهید و نخواهید یک چیز بیشتر نیست و آن، خدایی است که همۀ عالم را وجود داده است و به عنوان وجودی مطلق، هر مخلوقی جلوه‌ای از وجود اوست به نور اسمی از اسماء حسنای او. و این‌جا است که مائیم و حضرت معبود و راهی که پیامبر خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» در مقابل گذارده است تا با حضرت محبوب خود زندگی را معنا کنیم. «یک نکته‌ات بگویم خود را مبین که رستی». خوب است در این مورد به کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن که هر دو در سایت «لب المیزان» هست، رجوع فرمایید و یا به کانال «معرفت نفس» https://eitaa.com/marefatenafs_10nokteh رجوع فرمایید. موفق باشید

41789

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم و عرض ادب خدمت استاد گرامی: اینکه بعضی گفته اند مرگ آخرین امکان انسان هست رو بعضی می گویند پس از دیدگاه هایدگر انسان با مرگ تموم میشه. می‌خواستم ببینم معنای به سوی مرگ و آخرین امکان بودن مرگ به چه معناست؟ التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این از نکات بسیار دقیق جناب هایدگر در رابطه با معنای مرگ به آن شکلی که او مطرح می‌کند، می‌باشد. زیرا او مرگ را به معنای رفتن از این دنیا به آن دنیا معنا نمی‌کند، که بحث آن جدا می‌باشد. بلکه او مرگ را به انتها رسیدن امکاناتی می‌داند که نظام هستی در مقابل انسان گشوده است و از این جهت به نیهیلیسم می‌پردازد که چگونه سراغ انسان می‌آید. موفق باشید

41770

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

استاد جان سلام: ما بحمداللَّه در جمع دوستانی هستیم که در مسجد و مراسمات مذهبی و این جنس کارها حضور دارند و سال های زیادی هست که دوستی ما ادامه دار بوده و در فراز و نشیب ها حفظ شده. اما مطلبی هست و اینه که یکی از این رفقا اخلاق هایی داره که در کارهایی که انجام میده دید ما ها را نسبت بهم دیگر کمی تغییر داده اما در مقابل ما هم تفأل خیر به کارها می‌زنیم ولی بعضی از جاها سیاست هایی که به خرج میده و فضا را به سمت دیگری می بره برامون خیلی روشن و ملموس میشه. با این اوصاف پیشنهاد شما چیست و چگونه باید برخورد کرد؟ اگر هم صلاح میدونید نصیحتی بکنید که در چنین مواردی به صورت کلی بدونیم باید مبنا مون چی باشه.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این امورسیرۀ اولیای الهی و علمای ربّانی باید مدّ نظر باشد و در هر موردی در عین تحمل و اغماض نسبت به ضعف‌های همدیگر، ملاکِ ما سیره و سخن آن عزیزان باید قرار گیرد و در این رابطه با یکدیگر صحبت و مراوده داشته باشیم. موفق باشید

41768

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد بزرگوار من دلم میخواد تو این افق باشم اما یکم کارهام بی نظمه. آیا این بی نظمی سد نیست؟ اگر هست چه کنم این سد برداشته شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال باید در زندگی برنامه داشته باشیم و هرچیزی را در جای خود قرار دهیم بدون هر افراط و تفریطی. موفق باشید

41741

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیز: بنده سالهاست مباحث شما را دنبال می‌کنم و در زمینه غربشناسی و تاریخ فلسفه غرب مطالعاتی دارم. یک مجموعه تربیتی، از بنده دعوت کرده‌اند تا برای مربیانشان غربشناسی تدریس کنم. توصیه شما برای سیر مباحثی که ارائه بدهم‌ چیست؟ کدام کتاب یا مطلب شما یا اشخاص دیگر مرا در این زمینه می‌تواند کمک کند‌؟ اجمالا مد نظر حقیر این است که به آنها بفهمانم غرب فقط تکنولوژی و سیاست نیست؛ «نوعی فهم انسان» است. تربیت مدرن، محصول همان فهم انسان است. مربی مسجد اگر این مبانی را نشناسد، ناخواسته همان انسان مدرن را بازتولید می‌کند حتی با ظواهر دینی.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «مدرنیته و توهّم» و شرح صوتی آن، امید است که بتوانید به آنچه به دنبال آن هستید برسید. موفق باشید

41730

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت استاد بزرگوار: سوالی دارم: طبق توصیه حضرتعالی من تمام صحبتهای آقای مهدی محمدی را گوش می دهم.که می‌گوید مذاکرات هم بخشی ازجنگ است و به آقای قالیباف هم تا حد زیادی اعتماد دارم اما بازهم نگرانیم راجع به نتیجه مذاکرات با توجه به تجربه تلخ برجا م برقرار هست که چطور خطوط قرمز رهبر شهید رعایت نشد درحالیکه گفته می‌شد که مذاکرات برجام با هماهنگی رهبر شهید انجام شده. البته به دیگران که در این مورد خیلی مخالف و بدبین هستند توصیه به حفظ وحدت می‌کنم لطفا بیشتر راهنمایی فرمایید چگونه این نگرانی را برطرف کنم و اطمینان پیدا کنم که درانجام وظیفه خود در دفاع از دستاوردهای شهیدان و رزمندگان کوتاهی نکرده ام.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید توصیه‌های رهبر معظم انقلاب بخصوص پیام فوق‌العاده‌ای که به مناسبت آغاز سومین سال فعالیت مجلس دوازدهم مطرح فرمودند که در واقع، وظیفۀ بسیار بزرگی بر دوش ما خواهد بود و آن رعایت «وحدت» است. تا آن‌جایی که فرمودند: « بیش از پیش برای پاسداری از وحدت صفوف منسجم و به‌هم‌پیوسته ملّت اهتمام ورزند و اختلافات غیرموجّه و حتی موجّه را به تنازع و تفرقه تبدیل نکنند و قولاً و عملاً مظهر انسجام و یکپارچگی ملّت باشند». و این حکایت از آن دارد که با توجه به چنین رویکردی می‌توان بسیار نسبت به آینده امیدوار بود و خود را مشغول اموری که موجب بدبینی نسبت به مسئولان می‌شود، ننمود. موفق باشید

41713

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام طاعات و عبادات شما قبول باشه ان‌شاءالله یک سوال: در فایل سخنرانی که از حاج آقا طائب فرستاده بودید، ایشون فرمودند تحمیل بر امام معنی نداره اما امام خمینی رحمه الله علیه می‌فرمایند در ماجرای حکمیت؛ هم حکمیت تحمیل شد، هم حکم تحمیل شد. اگر توضیح دهید ممنون میشم. با تشکر از شما استاد عزیز.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته همان‌طور که می‌فرمایید تعبیر واژۀ تحمیل، ممکن است متفاوت باشد. در مورد فرمایش حاج آقا طائب، بیشتر باید بر این نکته فکر کرد که پذیرش پیشنهاد آتش بس در عینی که توان ادامۀ جنگ را داریم؛ از نظر قرآن جا دارد یا نه؟ تأکید حاج آقا طائب آن است که می‌توان آن نوع پیشنهاد را پذیرفت. موفق باشید 

41697

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد بزرگوار آدم جگرش کباب میشه وقتی جریان شهید شدن تک تک افراد مدرسه ی شجره ی طيبه ي میناب رو میشنوه. نظرتون در مورد شهدای میناب و لحظه ی شهادت شون چیه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! باید متوجه بود که ظلمات آخرالزمان تا این‌جاها جلو آمده تا ما با عزمی آخرالزمانی که نهایت عزم در مقابل آن جریان است، قرار گیریم که نمونۀ آن حضور این مردم بصیر و فرخنده است در این شب‌ها تا پیامی باشند برای پایداری در جبهۀ ایمان و تعهد هرچه بیشتر به رهبر فرهیختۀ انقلاب که نمادی از بصیرت در مقابل جبهه کفر می‌باشند. موفق باشید 

41695

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و نور خدمت استاد گرامی: استاد، در برخی مجامع عرفانی مسائلی مطرح می گردد که تضاد بسیاری با شریعت حضرت محمد (ص) دارد. مسائلی از قبیل محرم شدن شاگردها با استاد، ترک همسر و عدم فرزند داری و مسائل دیگر. اساتید خود را صاحب شریعت معرفی می کنند و یا می گویند این باطن شریعت است و شما به آن احاطه ندارید. یا به ابن عربی این مطالب را ارجاع می دهند یا به مولانا و غیره. اساتید خود را صاحب مقام ولایت می دانند و بر این اساس می گویند که بر مال و جان انفس شما مقدم هستیم. یا می گویند که در زمان ظهور هم امام زمان (روحی له الفدا) در مواجهه با زنان نیمه عریان هم استقبال گرمی دارند و از این قبیل مسائل. اگر هم شخصی چون و چرا می آورد او را ترد می کنند و برچسب عامی و از راه افتاده یا عدم استعداد سلوک بر او می زنند. استاد این مسائل بشدت در جامعه در حال رشد است و بسیار نگران کننده. چرا بزرگان هرگز در این حیطه وارد عمل و بحث و فحص نگردیده که رابطه ی استاد و شاگرد علی الخصوص استاد مرد و شاگرد زن باید به چه صورت باشد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاک و حجّت ما تا قیام قیامت، قرآن و سیرۀ اهل البیت «علیهم‌السلام» است و از این نوع مدعیان عرفان که می فرمایید باید به شدت حذر کرد زیرا این افراد، شیطان‌‌های خطرناکی هستند و وظیفه است که به مراکز اطلاعاتی خبر دهید. اتفاقاً عارفان وارسته به شدت در رعایت مرزهای نامحرم، مقیّد و مقیّدتر می‌باشند. موفق باشید

41689

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد گرامی و عزیز استاد طاهرزاده: لطفا کمی درباره نحوه ی انتساب نائب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بطور کل از زمان شروع غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف توضیح بفرمایید. به چه شکلی این انتخاب صورت می‌گیرد؟ وقتی اولین نائب امام غایب انتخاب شد، مجلس خبرگانی نبود که، آیا امام اون شخص مورد نظر رو دعوت می‌کردند و بهشون می‌فرمودند که تو رابط ما و مردم خواهی بود؟ یا اینکه یک نوع ارتباط قلبی و وجودی و ولایی بین امام و نائبش ایجاد می‌شده مبنی بر اینکه خود نائب انتخاب شده هم به درجه ای از تقوا رسیده است که متوجه انتخاب شدنش از طرف امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌شده؟ آیا این افرادی که تا الان بعنوان نائبان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف انتخاب می‌شدند چه عام چه خاص، از کودکی می‌دونستند که در آینده نائب خواهند شد؟ و به نحوی خاص تربیت می‌شدند؟ آیا استعداد وجودی خاصی دارند؟ آیا همه این نائبان سید بودند؟ آیا همه شأن از درجه فقاهت بالایی برخوردار بودند؟ التماس دعا در نماز شب‌های تان، یا علی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که شیعیان از زمان امام صادق «علیه‌السلام» تشکیلاتی را داشته‌اند که به اصطلاح، حکومت در حکومت گفته می‌شود و به همین جهت همواره حاکمان غاصب نگران این امر بوده‌اند و در این راستا زیر نظر ائمه «علیهم‌السلام» این جریان همواره ادامه داشت تا آن‌جایی که با غیبت کبرای حضرت صاحب الزمان «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» آن جریان به خوبی در صحنه، میدان‌داری می‌کرد و از آن به بعد چه در سامرا و چه در نجف در تشکیلات خاصی ادامه یافت و در همان تشکیلات به طور طبیعی علمایی که به طور شاخص مدّ نظر قرار می‌گرفتند، به صحنه می‌آمدند و به همین جهت می‌توان گفت ولایت فقیه، ریشۀ تاریخی دارد که در مقدمۀ جزوۀ «ولایت فقیه موافقت‌ها و مخالفت‌ها - نقدی مختصر بر نظریۀ آقای کدیور» https://lobolmizan.ir/leaflet/271?mark=%D9%88%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%AA%20%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87  عرایضی در این مورد شده است. و در مورد جریان حکومت در حکومت، می‌توانید به جزوات «هویت گمشدۀ شیعه» رجوع فرمایید. موفق باشید

41633
متن پرسش

سلام: سعید لیلاز: در مورد آثار اقتصادی منفی جنگ اغراق می‌شود. اگر جرات ندارید در شرایط جنگی از جمهوری اسلامی دفاع کنید، حداقل "زر" نزنید! ⏪ احمد زیدآبادی هم خطاب به سعید لیلاز: کشور چقدر خسارت بدهد تا شما رضایت بدهید؟ ✍جبهه بندی های جدیدی در اردوگاه اصلاحطلبان در حال شکل گیری است. جبهه ای که همچنان به مذاکره و توافق با آمریکا امید دارد و هیچ راهی را جز مسیر مذاکره با آمریکا قبول ندارد و در مقابل جبهه جدیدی میان اصلاحطلبان شکل گرفته که گزینه مقاومت و ایستادگی را انتخاب کرده اند و مذاکره و رسیدن به توافق با آمریکا را سراب و توهم و خسارت محض ارزیابی می‌کنند. جالب اینست که همین جبهه بندی در جریان اصولگرایی هم شکل گرفته و شاهد جریانی هستیم که با گزارش نویسی بدنبال سیاه‌نمایی از وضعیت کشور هستند تا تنها نسخه و راه حل را توافق با آمریکا معرفی کنند و این جریان مذاکره را نوعی مبارزه عنوان می‌کند. این جریان هم مخالفان مذاکره را مورد هتاکی و تخریب قرار می‌دهند و مقاومت و ایستادگی را خیالپردازی و جنگ طلبی معرفی می‌کنند. البته تجربه ۲۰ سال مذاکرات و بیانات امام شهید در باب مذاکره با آمریکا تکلیف را مشخص کرده است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله راهی که در راستای عبور از سیطره و ابرقدرتیِ آمریکا از طریق ایران بزرگ شروع شده، بسیار مهم‌تر از آن است که افرادی از سر ترس از هر جریانی که باشند، بخواهند برای این ملت حرفی برای گفتن داشته باشند. مردمِ زمان‌شناس ما امروز و هر روز سرزنده‌تر از دیروزشان متوجۀ تاریخی شده‌اند که آغاز شده و عجیب است که مردم جهان بخصوص مسلمانان با غیرت ما در کلّ جهان این را فهمیده‌اند. https://eitaa.com/bazneshasteganenaft/5812 . موفق باشید    

41584

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسمه تعالی، سلام علیکم با توجه به پاسخ پرسش۴۱۵۵۸و رجوع به کتاب آیت الله حائری شیرازی، اینگونه میتوان گفت که میتوان درست برعکس بستر انتخاب کرد و پیش رفت اما بستر جدای از جهت گیری ها ظرفیت هایی دارد؛ هیچ گاه ماهی در جوی و رود و برکه نمیتواند نهنگ شود، اما در دریا و اقیانوس میتواند. حاصل اینکه جهت گیری هارا میتوان تغییر داد اما ظرفبت ها را نه! ؛ که تمام کفر در برابر تمام ایمان وجود میگیرد و لا غیر. پس کسی همچو من حتی بخواهم برخلاف شرایط نیمبند و ضعیف منفی پیش روم، نمیتوانم جهت مثبت را از آن شرایط نیمبند و ضعیف خارج کنم... نهایتا این ایمان ما تا نوک دماغ مارا نشان دهد، و چیزی جز حسرت و درد نمی ماند. لطفا بگویید اشتباه فهمیدم و منطقی در اختیارم دهید که بتوانم واقعا در خود ایمانی وسیع و عمیق غرص کنم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال با همّتِ توحیدی می‌توان ماورای شرایط بیرونی و درونی، راهی که فطرت انسان که اصیل‌ترین حضور انسان است نزد خود؛ را پیدا کرد و جلو رفت به همان معنایی که با همّت، جهان انسان‌ها نیز تغییر می‌کند. به جناب اباذر بیندیشید که چگونه در غفارِ سراسر کفر و بت پرستی  به ایمانی رسید که می‌دانید. و به حضرت موسی«علیه‌السلام» بیندیشید که چگونه در دربار فرعون، محیطی آنچنان آلوده نتوانست بر روح توحیدی آن حضرت مؤثر باشد. به این نکته فکر بفرمایید که رسول خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» فرمودند: «الآن قیامتی قائم» بدین معنا که آن حضرت ماورای حضور در دنیا و یا حضور در آخرت، بدون حضور در دنیا، از حضوری خبر می‌دهند که در اکنونِ خود، در حضور بیکرانۀ خود حاضر شده‌اند و این حکایت شریعت محمدی«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» می‌باشد. و هرکس حقیقتاً در این مسیر حاضر شود با چنین حضوری در خود روبه‌رو می‌گردد بدون آن‌که زندگیِ دنیایی را ترک کند و دوری از دنیا را پیشه نماید. در این رابطه همۀ سخن در آن روایت مشهور نهفته است که می‌فرماید: «موتوا قبل ان تموتوا». موفق باشید

41577

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم در دعای سحر ماه مبارک رمضان ، که می فرماید اللهم انی اسئلک اللهم انی اسئلک اللهم انی اسئلک اخرش نمی فهمم چی اسئلک؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به کتاب «اسماء حسنی دریچه های نظر به حق» https://lobolmizan.ir/book/241?mark=%D8%A7%D8%B3%D9%85%D8%A7%D8%A1  رجوع فرمایید. موفق باشید

41531

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد ارجمند بنظرم می تونیم بگیم لی مع الله وسط قاب قوسین است و قرب الی الله فراز قاب قوسین که همان مقام فنای سالک می شود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال این موارد، مواردی است که با مقدمات خاص عرفانی باید جواب داده شود و در این مورد پیشنهاد می‌شود شرحی که بر کتاب «مصباح الهدایة» از امام خمینی (ره) شده است رجوع گردد. https://lobolmizan.ir/sound/653?mark=%D9%85%D8%B5%D8%A8%D8%A7%D8%AD  موفق باشید

41506

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و نور خدمت استاد گرامی. با یکی از دوستانم صحبت میکردم در خصوص وقایع اخیر ممنون میشم اگر در پاسخ به ایشون راهنمایی کنین. میگفت: بحث حق و باطل رو درک میکنم ولی این ظرفیت روح رو نه ... راستش من آدمم نه پیامبر و قدیس! توان و روح عجیب قریب و بزرگ ندارم .اندازه ی یه انسان تحمل و توان دارم اینکه تو زندگی م پر از چالش و بدبیاری هست منو خسته و ناتوان میکنه یک بار میگم حکمت، دوبار میگم قسمت و صلاح و وقتی هی بیشتر و بیشتر میشه خسته میشم. اینکه فلسطین اینهمه سال جنگ داشته ، عوضش اینهمه کشور خارجی هست که مردمشون تو رفاه و خوشی سالیان سال زندگی میکنن خودشونو قاطی هیچ جنگ و ناامنی نمیکنن شاید حرفمو نپسندی ، اسلام و خدا و پیامبر همه مورد قبول و احترام هست برام اما اینکه از آشفتگی و جنگ و خون و خونریزی خوشحال باشم چون امام زمان میخواد بیاد نه راستش ...بیشتر ته دلم خالی میشه و با این حرف که راهی جز تحمل و توکل نداریم خیلی موافقم من خودم به شخصه تجربه ش کردم اینکه خواست خدا بالای تمام خواسته هاست نه پول نه قدرت نه انسان و بشر و علم وووو هیچکدوم کاره ای نیست وقتی خدا بخواد یا نخواد فقط اینکه امید وار باشم و دعا کنم که هیچ جنگی نباشه و هیچ بیگناهی نمیره و هیچ خونی به ناحق ریخته نشه بیشتر ارومم میکنه حالا امام زمان هم اگه دوست داشت هر وقت صلاح دونست بیاد شاید گفتنش خوب نیست ولی من مدتیه یه خورده دنبال ثابت کردن هر چیزی به خودمم بحث رو دوست ندارم ، اما حرف میزنم که بیشتر بدونم شاید به نقطه ی ثابتی توی وجودم برسم که یخورده خستگی هام رو کم کنه ...😞 خلاثه اینکه خیلی بدبختیم، کاش تو ایران به دنیا نیومده بودم استاد ممنون میشم راهنمایی کنین

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که انسان‌ها زندگی را چگونه برای خود معنا کرده باشند. اگر زندگی آن است که غرب به بشریت معرفی کرده، آری! به گفتۀ آقای توماس هابز، انسان گرگ انسان خواهد بود و رفاه همراه با تزلزل مردم اروپا و آمریکا و اسرائیل به قیمت همین گرگ‌منشی و استعمار و ظلمی است که به دیگر ملل شده. و اگر زندگی آن است که اسلام معرفی می‌کند، دوری از ظلم و مقابله با آن، زندگی به حساب می آید و همین مقابله با ظلم زندگی را زیبا می‌کند. در این مورد استاد عابدینی بحثی تحت عنوان: «الهیات مقاومت و نقش حلقه های میانی» https://eitaa.com/abedini/9349 داشته‌اند که خوب است به آن بحث رجوع شود. موفق باشید

41435
متن پرسش

سلام بر استاد گرامی، متن زیر تقدیم نگاهتان میشود: پدیدارشناسی «بعثت مردم» در جنگ رمضان عبور از تحلیل ها در مواجهه با رخدادهای عظیمِ تاریخی، به‌ویژه زمانی که ملتی با فقدانِ ظاهریِ رهبران و استوانه‌های وجودیِ خویش روبه‌رو می‌شود، نخستین و شاید مهلک‌ترین لغزش، فروکاستنِ آن واقعه به یک «خبر» یا «ابژه‌ی سیاسی» است. آنچه در این یادداشت به دنبالِ آنیم، ارائه یک تحلیلِ جامعه‌شناختی یا سیاسی از شهادت رهبر انقلاب اسلامی حضرت امام خامنه ای نیست؛ چراکه تحلیل، همواره مستلزمِ فاصله‌گذاری میانِ سوژه (شناسا) و ابژه (موردِ شناخت) است. حال آنکه ما در بطنِ واقعه ایستاده‌ایم. مسئله‌ی ما، «چگونه اندیشیدن» به این امرِ سهمگین و در عین‌حال حیات‌بخش است. مقصودِ ما از اندیشه، نه انتزاعی‌سازیِ مفاهیم، بلکه «حاضر کردنِ خویش» در این رخداد است؛ جهانی که با شهادت، بارِ دیگر برای ما گشوده شده است. آنچه امروز شاهدِ آنیم (بعثت مردم)، یک کنشِ سیاسیِ طراحی‌شده یا یک واکنشِ هیجانیِ گذرا نیست؛ بلکه نوعی «فراخوان» وجودی است که در اعماقِ جانِ ملت طنین‌انداز شده و پاسخی از جنسِ «لبیک» را برانگیخته است. این خیزش، از جنسِ غرض‌ورزی‌های دنیوی تهی است و حکایت از نوعی «بی‌غرضیِ مقدس» دارد که تنها در ساحتِ توحید و ولایت قابل تفسیر است. باید متذکر بود که در دام «لفظ‌پردازی» و «بافتنِ کلمات» نیفتیم تا زبانِ ما، حجابِ واقعیت نشود؛ یعنی به جای آنکه «آنچه هست» را به گفت درآورد، به بازتولیدِ ذهنیات و مفاهیمِ انتزاعیِ خود نپردازیم. ما نیازمندِ زبانی هستیم که «حضور» ما را در صحنه تثبیت کند. همان‌گونه که شعارها و تکبیرهایِ شبانه در نخستین ایام انقلاب اسلامی، صرفاً اصواتی خارج‌شده از حنجره نبود، بلکه «نحوه‌ی بودنِ ما» را در تاریخ تعین می‌بخشید. زمانی که مومن فریادِ «الله اکبر» برمی‌آورد، او در حالِ گزارش دادن از بزرگیِ خدا نیست؛ او در حالِ «حاضر شدن» در ساحتِ کبریاییِ حق و نفیِ طاغوت است. این سخن، جدای از بودنِ او نیست. همان‌طور که پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «قولوا لا اله الا الله تُفلحوا». در این کلام، گفتنِ ذکر، عینِ رسیدن به فلاح و رستگاری است، نه مقدمه‌ی آن. بنابراین، جستجوی ما برای یافتنِ زبانی متناسب با این ایام (ایامِ شهادت و فقدان)، در حقیقت جستجو برای یافتنِ جایگاهِ تاریخیِ خودمان است. اگر نتوانیم این «گفت» را پیدا کنیم، اگر زبانمان لکنت داشته باشد، آن گرمای وجودی و آن حرارتِ ایمانی منتقل نخواهد شد و ما تنها نظاره‌گرانی سرد باقی خواهیم ماند. خداوند در قرآن کریم به آن اعرابی که گمان می‌کردند با پذیرشِ ذهنیِ وجودِ خدا به ایمان رسیده‌اند، می‌فرماید: «قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ». ایمان، یک گزاره‌ی منطقی نیست که در ذهن بایگانی شود؛ ایمان، آتش است. همان‌گونه که سخن گفتن از آتش کسی را گرم نمی‌کند، باورهایِ صرفاً مفهومی نیز جانِ انسان را مشتعل نمی‌سازند. ایمان آن‌گاه رخ می‌دهد که: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ». این «وجل» و این لرزشِ دل، نشانه‌ی برقراریِ یک ربطِ وجودی با حضرتِ حق است. در این حالت، انسان دیگر «سوژه»ای در برابرِ یک ابژه نیست؛ بلکه مستغرق در «ایمان» است. انقلابِ اسلامی، و به‌تبع آن رخدادهای عظیمی همچون شهادتِ رهبرانِ الهی، بسترِ این گذار از «باور» به «شهود» را فراهم می‌کنند. وقتی ملتی در تشییعِ پیکرِ مطهرِ شهیدی شرکت می‌کند و بی‌اختیار اشک می‌ریزد و قلبش می‌لرزد، او در حالِ تجربه‌ی ایمان است؛ تجربه‌ای که حتی پوست و گوشتِ او را نیز متأثر می‌کند: «تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ». انسانِ مدرن، خود را در حصارِ آگاهی‌ها، باورها و «من»ِ خودبنیادش زندانی کرده است. اما شهادت، این حصار را می‌شکند. وقتی ما با حقیقتِ شهادت روبه‌رو می‌شویم، گویی از زندانِ تنگِ خودپرستی آزاد شده و در افقی بیکران قرار می‌گیریم. در مواجهه با صحنه‌هایی که امروز تاریخ برای ما رقم زده است، آیا ما قادریم از تحلیل‌های سیاسیِ سطحی عبور کنیم و تنها «نگاه» کنیم؟ آیا می‌توانیم دستِ قدرتِ خدا را ببینیم؟ حاج قاسم سلیمانی می‌فرمود: «باید دستِ قدرتِ خدا را دید». این دیدن، بزرگترین کاری است که در صحنه‌های تاریخی می‌توان انجام داد. اگر نتوانیم ببینیم، گرفتارِ برخوردی غائبانه و مفهوم‌زده خواهیم شد. پناه بردن به دژِ توحید در عصرِ اضطراب دشمنِ ما، که ماهیتی جز «دروغ» و «فریب» ندارد، حتی وقتی خبرِ راست (مثل خبرِ شهادت) را مخابره می‌کند، در پیِ ایجادِ رعب و یأس است. رسانه‌ی دشمن، کارخانه‌ی تولیدِ یأس است. در مقابل، انسانِ مؤمن باید به کدام پناهگاه بگریزد؟ قرآن کریم می‌فرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا». قولِ سدید، سخنی است محکم، استوار و ریشه‌دار در حقیقت. در این لحظاتِ مهیب، تنها راهِ نجات، باز کردنِ زبان به ذکرِ حق و پناه بردن به آیاتِ الهی است. «فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ». اگر ما در این لحظات، زبانمان به توحید باز نشود، ترس بر ما مستولی خواهد شد. اما تجربه‌ی تاریخیِ ما نشان داده است که هرگاه خونِ شهیدی بر زمین ریخته، به جای ترس، نوعی «بیداری» و «شجاعت» در رگ‌های جامعه تزریق شده است. شهید سلیمانی می‌گفت: «من هیچ‌وقت از مرگ نمی‌ترسیدم». این نترسیدن، یک شعار نیست؛ یک «یافته‌ی وجودی» است. ما با دو ساحتِ زبانیِ کاملاً متمایز و در‌عین‌حال متصادم روبه‌رو هستیم: «زبانِ رسانه‌ی تکنیکال» و «زبانِ فطرتِ بیدار». در یک‌سو، دستگاهِ عظیمِ رسانه‌ایِ دشمن قرار دارد که ماهیتش بر «اعتبار» و «بازنمایی» استوار است. این رسانه، حتی آن‌گاه که «خبرِ راست» را مخابره می‌کند، در بطنِ خود حاملِ یک «دروغِ وجودی» است زیرا غایتِ این خبر، ایجادِ یأس، گسستِ تاریخی و القایِ پایان‌یافتگی است. دشمن با ترورِ فیزیکی، به دنبالِ ترورِ معناست. او گمان می‌برد با حذفِ «دال»، «مدلول» نیز فرو می‌ریزد. این همان خطایِ محاسباتیِ استکبار است که هستی را تنها در «موجوداتِ حاضر» می‌بیند و از «وجودِ ساری و جاری» غافل است. در مقابل، «زبانِ صدق» قرار دارد؛ زبانی که از حنجره‌ی ملتِ داغدار اما ایستاده برمی‌آید. این زبان، کارکردی متفاوت دارد. شنیدنِ خبرِ شهادت در این ساحت، به جایِ آنکه بذرِ ترس بپاشد، چاهِ توحید را در درونِ مؤمن عمیق‌تر می‌کند. اینجا خبر، نه یک اطلاع‌رسانیِ صرف، بلکه یک «تذکر» است که ندایِ «یا لَیتَنا کُنّا مَعَکُم» را در جان‌ها زنده می‌کند. مؤمن با شنیدنِ خبرِ شهادت، به جای فرار از مهلکه، خود را در میانه‌ی میدان می‌یابد؛ گویی شهادتِ رهبر، او را به «شهادت‌طلبی» فراخوانده است. شهید آوینی در مستند روایتِ فتح، دوربین را نه برای ثبتِ وقایعِ جنگ، بلکه برای کشفِ «انسانِ انقلابِ اسلامی» به کار می‌گرفت. او به دنبالِ ثبتِ خمپاره‌ها نبود؛ او به دنبالِ ثبتِ حالتی در چهره‌ی رزمندگان بود که نشان‌دهنده‌ی «عبور از ترس» و «ورود به ساحتِ یقین» بود. آنچه امروز در چهره‌ی مردم می‌بینیم – همان مردمی که شاید تا دیروز غرق در روزمرگی بودند – «ظهورِ ناگهانیِ فطرت» است. این مردم، با زبانِ شهید آوینی سخن می‌گویند، بی‌آنکه شاید کتاب‌های او را خوانده باشند. این بدان معناست که حقیقتی که آوینی کشف کرد، متعلق به گذشته نیست؛ حقیقتی است که در «جانِ زمان» نهفته است و هر بار با «شهادت»، از قوّه به فعل درمی‌آید. هوشِ مصنوعی و قهرِ تکنیک جهانِ آینده، جهانِ سیطره‌ی هوشِ مصنوعی و قهرِ تکنیک خواهد بود. اگر انسان نتواند آن «ایمان» و «حضورِ بیکرانه» را تجربه کند، در چرخ‌دنده‌هایِ این ماشینِ عظیم له خواهد شد. انقلابِ اسلامی، تنها پناهگاهِ بشر در برابرِ این طغیانِ تکنولوژیک است. هوشِ مصنوعی می‌تواند احتمالِ جنگ و صلح را محاسبه کند، اما نمی‌تواند «عشق به شهادت» و «ایستادگی در برابر ابرقدرت» را پیش‌بینی کند. اکنون، جهان با حیرت به ما می‌نگرد. نه به خاطرِ نفت یا موقعیتِ ژئوپلیتیک ما، بلکه به خاطرِ این «معمایِ وجودی»: «این ملت کجای تاریخ ایستاده است که با شهادتِ رهبرانش، نه تنها نمی‌میرد، بلکه زنده‌تر می‌شود؟» ✍🏻سید علی روح الامین هشتم فروردین ۱۴۰۵ (بیست و نهمین روز شهادت رهبر انقلاب)

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توصیۀ بنده؛بیش از آن‌که بخواهم نکته و یا نکاتی در مواجهه با نوشتۀ خوب جنابعالی عرض نمایم پیشنهاد می‌کنم رفقای عزیز با مطالعۀ مبناییِ این گفتگو، «اندیشیدن» را تمرین نمایند.
سطر سطر این متن ، تذکری است تا خود را در تاریخی که هستیم درک کنیم و این همان زبانی است که در راستای حضور انسان در نزد خود، سخت به آن نیاز داریم تا جان‌مان این حضور را احساس کند به همان معنایی که اهل ایمان در نسبت با آن حضور به مقام «وجلت قلوبهم» نایل می‌شوند و جان‌شان، خود را بیش از پیش در صحنه‌های حضور خدا احساس می‌کند و این یعنی «ایمان»، به همان معنایی که جنابعالی به خوبی متذکر آن شدید و از یک طرف این حالت، افقی است تا حضور همه جانبۀ خدا را در همۀ ابعاد هستی احساس کنیم و از آن طرف، پوچی و بی‌هویتی و یأس دشمن را بیابیم. و این یعنی بیداری و شجاعتی که با شهادت رهبر عظیم الشأن‌مان در جان مردم مان به ظهور آمد و در نتیجه همۀ استکبار در برابر این ملت با عزمی که به ظهور آمد، گرفتار پوچیِ تاریخی شد تا ما هرچه بیشتر در معرکه‌ای که گشوده شده حاضر و حاضرتر شویم که به گفتۀ جنابعالی حکایت عبور از ترس و حضور در یقینی است «ماورای مرگ و زندگیِ دنیایی» که حقیقتاً با نور انقلاب اسلامی به ظهور آمده تا بشریت نه‌تنها به گفتۀ جنابعالی از طغیان تکنولوژی عبور کند، بلکه جهانی را بسازد که انسان در انسانیت خود، قدرت تکنولوژی را خنثی کند به همان معنایی که فرمودید با شهادت رهبرشان نه‌تنها نمی‌میرند بلکه زنده‌تر می‌شوند.
خواستم تنها با کلمات جنابعالی همراهی کرده باشم تا رفقا دوباره متن شما را بخوانند و ان شاءالله در جمع خود به بحث بگذارند و جنابعالی نیز در گفتگوهای خود با دیگر رفقا این بحث را به صورت جلساتی ممتد از اجمال به تفصیل در آورید. موفق باشید                    
 

41420
متن پرسش

به نام خدا ، سلام استاد میگم داشتم فکر میکردم ، ببینم تضادهایی که بین ما و اسرائیل غاصب بوده و هست در چند لایه وجود داره ؟ چرا به هیچ عنوان اسرائیل غاصب برای ما قابل تحمل نمی‌تونست باشه؟ و عمیق‌ترین علت و اصلی ترین دلیل اینکه نباید تحملش کنیم چیه ؟مشکل ما فقط مقابله با اشغال سرزمینی بوده ؟ یا دفاع از خود مسلمانان فلسطینی بوده ؟ یا علت‌هایی دیگری هم داشته ؟ آیا آنها با خود خود اسلام مشکل عمیقی دارند ؟ یا دنبال منافع هستند فقط ؟ نمیشد امید داشت اینها یه جوری از خواب غفلت بیدار بشن و به آموزه های حضرت موسی بازگشت کنند و روششون را عوض کنند ؟ به نظرتون اگر انقلاب اسلامی نبود و بر فرض محال حکومت شاه ادامه پیدا کرده بود ، و اسرائیل غاصب مزاحمت ما را نداشت چه نیتهایی را عملی کرده بود ؟ و در کل به نظرتون درست ترین راه ممکن را در مورد حل این مشکل طی کردیم؟ یا میشد گفت راههای بهتری هم بوده که ما توجهی یا دقتی به آنها نداشتیم ؟ راستی اینکه خداوند در آن زمان سرزمین موعود را به آنها داده بود ، و عهد شکستند و خداوند از آنها گرفت دیگر در ذهن آنها حق مالکیتی ایجاد کرده است ؟ الان که واقعا هیچ حقی ندارند ؟ آن حق با شکستن عهد از طرف آنها تمام شد درست است ؟ ببخشید کمی نظرتون را مشروحتر بفرمایید که بتوانم زوایای مسئله را از دید شما دقیق‌تر ادراک کنم ، خدا خیرتون بدهد ، تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئله، بسیار عمیق‌تر از این حرف‌ها می‌باشد که در فضای سیاسی مطرح است. نمونه‌اش نکاتی است که قرآن از آیۀ 40 سورۀ بقره حدود 100 آیه در مورد روحیۀ یهودی‌گری با ما سخن‌هایی دارد که عرایضی در این مورد شده است https://lobolmizan.ir/sound/1620  بخصوص از جلسۀ 12 تا جلسۀ 34 . از آن جهت که روحیۀ یهودی‌گری بنا دارد به گمان خود به عنوان قوم برگزیده، جهان را در اختیار خود داشته باشد و بقیۀ ملت‌ها غلام آن‌ها باشند و اسلام ناب محمدی دقیقاً در مقابل چنین جریانی است و بحمدالله با انقلاب اسلامی بخصوص در این مرحله تاریخی این شرایط به خوبی فراهم شده است. در این مورد می‌توانید به متن «تغییر سرنوشت جهان، با یهود و یا با اسلام» https://lobolmizan.ir/leaflet/1724?mark=%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1 رجوع فرمایید. موفق باشید

41402
متن پرسش

سلام و احترام ۱: با توجه به اینکه اسرائیل و آمریکا در آذربایجان و ترکیه پایگاه های مهمی دارند آیا حضرتعالی اطلاعی دارید چرا این دو کشور استثناء شده آمد و مورد تهاجم نیروهای مسلح ما قرار نمی گیرند؟ آیا واقعا این دو کشور اجازه ندادند از پایگاه ها و آب و خاکشون علیه کشورمان اقدامی صورت بگیره؟ یا پایگاه ها را خالی کردند یا قضیه و مصلحت دیگری هست که ما نمی‌دانیم؟ ۲: هدف قرار دادن مناطق مسکونی و غیرنظامی در چند روز اخیر شدت گرفته. سوال این هست که با توجه به معادله ی چشم در برابر چشم که جمهوری اسلامی تعریف کرده، اگر دشمن خبیث این روند را ادامه دهد و مرتکب جنایات جنگی نظیر زدن بیمارستان ها، مناطق مسکونی، مدرسه ها، حتی استفاده از بمب های نامتعارف کند، تکلیف معادله تعریف شده چیست؟ آیا دست ما برای اقدام تلافی جویانه مشابه با توجه به محظورات اخلاقی و شرعی باز است؟ یا معادله می تواند با توجه به شرایط بازتعریف شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- ظاهراً اسرائیل از آذربایجان اقدامی در مقابل ما نداشته و در ترکیه هم اسرائیل جز سفارت ندارد و پایگاه هوایی اینجیرلیک که در ترکیه هست مربوط به ناتو می‌باشد و ظاهراً ایران در حدّ محدودی که از آن پایگاه استفاده شده، برخورد کرده است 2- همان‌طور که سردار سید مجید موسوی فرمودند ظاهراً به گفتۀ ایشان ایران از موضوع چشم در مقابل چشم به جهت جنایت‌های اسرائیل عبور کرده و اقدامات آینده، اقدامات دیگری خواهد بود https://eitaa.com/mohammadi61/836. و از آن جایی که حرکت ما در مقابل کلیّت نظام استکباری می‌باشد، هیچ محذورات اخلاقی و شرعی برای مقابله با چنین جنایتکارانی جز در راستای نابودی آنان در میان نیست. البته عنایت دارید که یک لحظه پیروزی که مردم ما در مقابل استکبار آمریکا و صهیونیسم اسرائیل احساس می‌کنند قابل مقایسه با همه ثروت‌های چپاول شده رانت‌خواران و جنایتِ جنایت‌کاران نیست. جناب حجت الاسلام آقای عابدینی در بحثی که اخیراً تحت عنوان «فرآیند فتح و بعثت مردمی؛ تغییر نظم جهانی در نبرد کنونی» داشته‌اند https://eitaa.com/abedini/9269 نکات خوبی را با مخاطب خود در میان گذارده‌اند که خوب است به آن نکات توجه شود. موفق باشید

41390
متن پرسش

عرض سلام و احترام خدمت استاد عزیز ●|‌اگر غم لشکر انگیزد|● ای رهبر عزیز تو با اهل و عیال و عزیزانت شهید شدی، ما هم این روزها با مادر و پدر زن فرزندان‌مان به میدان‌های شهر آمده‌ایم. همه میگویند عزاداری برای شما باشد برای بعد ولی ما دیگر با این شهادت عزادار نیستیم. ما به گفته تو پیامبرانی هستیم که در لحظه بعثت باری را به دوش کشیده‌ایم که حضوری برایمان رقم زده که خود را در آغوش خدا قرار گرفته میبینیم. «پرّ کاهم در مصاف تند باد / خود نداند در کجا خواهد فتاد.» آنچه با ماست دلتنگی توست و اگر این مردم آماده پذیرش این بعثت نبودند و این مردم نبودند که بار تاریخ را در این سالها بر دوش کشند این داغ و دلتنگی کمر آنها را دو نیم کرده بود و دیگر توانی برای این راست قامتی تاریخی نداشتند. چه کسی تصور میکرد این مردم برای چنین روزهای اینگونه آماده باشند که بتوانند بار این رسالت به دوش بگیرند. انگار روزها و سالها منتظر چنین روزهایی بودیم که شیدا و بی اختیار و با چنان مستی، سرنوشت تاریخ را رقم زنیم. و خود از آن خبر نداشتیم. به راستی با این مردم چه کردی که شایسته این بعثت شدند؟ و حالا با این حال تو را، به وسعت همۀ حضوری که در این عالم داشتی احساس کنند!؟ «اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد / من و ساقی به هم سازیم و بنیادش بر اندازیم» 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از نبودنِ رهبر انقلاب و داغ دل‌تنگیِ ایشان گفتید که حقیقتا نمی‌توانیم نبودِ او را احساس کنیم و وای اگر گمان کنیم او نیست؛ در آن صورت هیچ چیزی از ما نمی‌ماند.
مردم ما امروز بنیادِ غم را برانداخته‌اند و چه اندازه زیبا مردم ما دست در دست ساقی جان‌ها یعنی حضرت حق انداخته تا حیات دیگری را رقم بزنند و این‌جاست که می‌بینی که غم آری که غم هرگز نتوانسته جان ما را در بر بگیرد.
به این نکته بیاندیشید که افرادی که نسبت به جبهه مقابله با اسرائیل و آمریکا بی تفاوتند، چیزی نمی‌گذرد که خودشان از خودشان بدشان می‌آید زیرا در شخصیت انسانی و فطرت الهی خود که انقلاب اسلامی آن را برای آن‌ها گشود حاضر نشدند و از آن طرف حتما متوجه شده‌اید که سرداران و فرمانده‌هان میدان به خوبی می‌فهمند برای مردمی بزرگ و عظیم می‌جنگند و نه برای گروه و حزبی خاص و این‌جاست که این سرداران و فرمانده‌هان حاضرند سال‌ها برای این مردم بجنگند و از آن طرف مردمِ ما در خیابان ایستاده‌اند تا ایران شرایط خود را بر جبهه‌ استکبار تحمیل کند و این است زیباترین زندگی همراه با نظر به شهادت. https://eitaa.com/hosein_darabi/42006   موفق باشید

41374
متن پرسش

سلام به استاد عزیز. از شما زیاد می‌شنویم که علت علاقه‌مندی جوانان به رهبری حتی آنانی که چندان مقیّد به ظاهر عبادی خود نیستند؛ علت ساده و سیاسی و یا احساسی نمی‌باشد. برای بنده بسیار مهم است که حقیقتاً باز نگاه و نظر شما را در این رابطه بیشتر بدانم که به گفتۀ شما نگاه و دیداری که باید در این صحنه‌ها داشته باشیم، چه نگاه و دیداری باید باشد؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که متوجه شده‌اید، حقیقتاً باید نسبت به نظر جوانان به رهبر شهید مطلب را سطحی و ساده ندانست زیرا باید متوجه بود در جهانی که بشر جدید به انسان می‌اندیشد، چه اندازه متفاوت خواهد بود که قهرمان انسان‌ها شخصیتی همچون رهبر شهید انقلاب یعنی آیت الله خامنه ای باشد یا فردی مانند دونالد ترامپ. این است آن مرز جدّی که در تاریخ آخرالزمانی پیش آمده. و ایران متذکر نظر به قهرمانی است که بشر جدید با روحیۀ ربّانی خود به دنبال آن است. و راز تزلزل نظم غربی نسبت به معنایی که به عنوان زندگی برای انسان تعریف کرده؛ در این نکته است. و انسان جدید به‌خصوص جوانان متوجه شده‌اند نظم غربی و آن زندگی، توهّمی بیش نیست و از این جهت به دنبال زندگیِ دیگری می‌باشند و در این رابطه رهبر شهید انقلاب را افقی برای زندگی خود در این تاریخ یافته‌اند.موفق باشید. 

41295

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب و احترام وقت بخیر خداقوت استاد قرائت 12 هزار سوره فیل بدون بسم الله برای نابودی دشمن صحت دارد یا صحت ندارد و خود دشمن آن را منتشر کرده تا اثر عکس بگذارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما را چه نیاز به این خطوراتِ افرادی که هرچند ممکن است قصد خیر داشته باشند!!! وقتی در متون مطمئن خود نظر به آیاتی مانند «آیت الکرسی» داریم؟ این حرف‌ها با سیرۀ اهل البیت«علیهم‌السلام» نمی‌خواند. همۀ سوره در همان بسم الله است. موفق باشید

41249

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیز: سحری که دوست داشتم آفتاب طلوع نکند. چقدر ثانیه ها تند تند می گذرد اینک ماییم و دنیای بدون سید علی و چه دنیای وحشتناکیست...

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه!! حال ما با شهادت آن مرد الهی در جهانی بسی گشوده‌تر حاضر و حاضرتر شدیم. سعی شد در متن  https://eitaa.com/matalebevijeh/21872 تحت عنوان «شهادت رهبر معظم انقلاب و حضورِ فعّال انقلاب اسلامی در جهان بشری»     https://eitaa.com/matalebevijeh/21870 از جهان و بشری که در پیش است عرایضی به اشاره داشته باشم. حال با لکنتی که در ارائۀ این مطلب در میان است؛ چه اندازه موفق بوده‌ام یا نه، نمی‌دانم. موفق باشید

42187

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: خدا قوت. ببخشید استاد، من به دلیل یک ضعف جسمی که دارم و همچنین ضربه‌هایی که تا حالا چند بار به خاطرش خوردم، دیگه از وارد شدن به مسیرهای جدید زندگی می‌ترسم؛ مثلاً رفتن به دانشگاه، انتخاب شغل، خواستگاری و... با اینکه قبول دارم همه‌چیز خواست خداست و می‌دونم خودش هم کمکم می‌کنه، باز هم ترس و دو دلی سراغم میاد. مدام با خودم می‌گم نکنه وارد این مسیر بشم و دوباره همون اتفاقات و ضربه‌های قبلی تکرار بشه. همین ترس باعث شده چند بار مسیر زندگی‌م رو تغییر بدم. استاد، به نظر شما برای از بین بردن یا کم کردن این ترس چه راهکاری وجود داره؟ چطور می‌تونم با وجود این نگرانی‌ها، با توکل به خدا تصمیم بگیرم و وارد مسیرهای جدید زندگی بشم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توصیۀ بزرگان این است که در این رابطه در امورات‌تان با فرد حکیم و متقی که شما را می‌شناسد، مشورت فرمایید. موفق باشید

42181

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد: فرزندی دارم حدود ۱۳ سال الحمدلله رب العالمین به نماز مقید شده و فراتر از آن با خواندن زندگی نامه شیخ رجبعلی خیاط (کتاب کیمیای سعادت) به مسائل سلوکی هم علاقمند شده برای آشنایی با توحید چه کتابی پیشنهاد می دهید. کلاس ششم ابتدایی را تمام کرده و امسال وارد کلاس هفتم می شود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد می‌شود با کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و شرح استاد وحدتی‌فر شروع فرمایید https://eitaa.com/tafakorism/3776 و سپس با کتاب «آشتی با خدا» و کتاب «چه نیازی به نبی» کار را ادامه دهید. که اصل کتاب‌ها و صوت آن ها روی سایت هست. موفق باشید

نمایش چاپی