باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میرسد این مشکلات ربطی به چنین مسائلی ندارد. یک مشکل تاریخی است که زنان و مردان در این شرایط نسبت به تعریفی که از زندگی باید داشته باشند، دچار بحران شده است. لذا نه مثل گذشته میتوانند به روش سنتی زندگی کنند و نه افراد مذهبی میتوانند بیقید از آموزشها و ارزشهای دینی باشند. نیازمند یک نوع «خودآگاهی» هستیم که موضوعات را بالاتر از اینها ببیند و با عشق و علاقهای که خداوند در جانِ دو همسر گذاشته است به همدیگر سختگیری نکنند و همدیگر را درک کنند و راز آن که حضرت امام به زوجهای جوان توصیه میکردند؛ «گذشت کنید» را، بیشتر مورد توجه قرار دهیم. هرکدام در گذشتکردن بهتر پیشقدم شوند، بیشتر در هنر زندگیکردن موفق خواهند شد. باید نگذاشت شیطان موضوعات فرعی دین را حتی برای ما عمده نماید. در حالیکه قرآن میفرماید: «إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ نُدْخِلْكُمْ مُدْخَلاً كَريماً (31) /نساء». یعنی اگر از گناهان کبیره انسان فاصله گرفته باشد، خداوند از گناهان فرعی چشمپوشی میکند و برای چنین افرادی که گناهان کبیره مثل شرک و زنا نداشته باشند جایگاه ارزشمندی در نظر گرفته است. حال چرا ما باید در امور فرعی به هم سختگیری کنیم و خود را گرفتار وسوسههای شیطان نماییم که امور فرعی را برای ما عمده میکند؟!! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- لازم نمیاید با حرکت جوهری عالم ماده خداوند دارای حرکت باشد. زیرا «وجود» در هر مرتبه خاصیت همان مرتبه را دارد و پایینترین مرتبهی آن عین حرکت است. در نتیجه بالاترین مرتبهی آن عین ثبات است. 2- باید در موارد شبههناک از ابراز محبتهای اینچنینی احتراز کرد. در محبت حقیقی، شوق بندگی به خدا بیشتر میشود، نه شوق به فردِ محبوب 3- عشق به زیبایی، انسان را از هر منظر زیبایی به حضرت حق منتقل میکند و اگر مشغول نظر به زیبارویان شد، قوهی واهمهی او رشد مینماید و این امر حجابی میشود جهت حضور قلب او در مقابل حضرت کمال مطلق. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است در این مورد به کتاب «ادب خیال ،عقل و قلب» رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کمالات معنوی ربطی به علومی مثل ریاضیات ندارد. بزرگیِ هرکس به تقوای اوست و نگاه توحیدی که باید به عالَم داشته باشد. حال هرکس با استعداد خود به حواشی این سیر میپردازد. و در مورد قسمت دوم سؤال؛ سعی کنید با برخورد لَیِّن با والدین، کجدار و مریض رفتار کنید، نه آنچنان با آنها مقابله کنید که کار به درگیری بکشد و نه آنچنان تسلیم شوید که از تعالی استعداد و آمادگیهای روحانی و علمی خود محروم گردید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی مفتخر به زیارت امامان معصوم شدید خود به خود در ذیل نور آن ذوات مقدس مزهی زیارت را و رغبت به آن را خواهید یافت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه وبلاگ سر زندهای بود هرچند بر خیال راست، کج را خریدهای که گمان میکنی طاهرزاده است و این خبرها! ولی نگران هم نباش زیرا خداوند پاداشی مناسب تصورات خودت به تو میدهد و طاهرزاده میماند و اعمالاش و خدایش. زیرا در حدیث قدسی حضرت حق فرمود: «أَنَا عِنْدَ حُسْنِ ظَنِّ عَبْدِيَ الْمُؤْمِن» من در گمان بندهی مؤمنم هستم. پس اگر گمان شما آن است که طاهرزاده این است که گمان داری و به زعم خود یک چنین کسی را دنبال میکنی، پاداش تصورات خودت را به تو میدهند. ولی طاهرزاده باید متوجه باشد قصهی او با خدا تعیین میشود و اینکه چه اندازه نسبت خود را با خدا شکل داده. زیرا گفت: « نیک باشی و بدت گوید خلق/ بِهْ که بد باشی و نیکت بینند». موفق باشید .
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضوری که با حضرت امام «رضواناللهتعالیعلیه» در این تاریخ سراغ انسان میآید از جنس حقالیقین تاریخی است و موجب حضوری میشود در راستای ارادهی الهی در این تاریخ. سلوکی که حاج قاسمها را میپروراند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نه رفیق!! خدا پدر پدر بزرگت را در نیاورده. از دو جهت موضوع قاطی شده: یکی اینکه میگویی امکان ذاتی را چرا خدا به ما داده، غافل از اینکه «امکان» که چیزی نیست که خدا داده باشد، یک ظرفیت است از طرف مخلوق. دیگر اینکه فکر کردهای که باید با این گناهان که انجام میدهید مأیوس شوید؟ و از همه بدتر از ظلمهایی که در این عالم میشود، به جای آنکه یقهی ظالم را بگیری یقهی خدا را گرفتهای!! غافل از آنکه تاریخ همیشه ثابت کرده پیرو این صحنهها چه حکمتهایی نهفته است. گفت: «صد هزاران طفل سر بُبْریده شد / تا کلیم اللّه صاحبدیده شد». اینکه تصمیم گرفتهاید در قیامت سر خود را پایین بیندازید و راحت بروید جهنم، اخلاق خوبی است. چون در روایت داریم: خداوند به ملائکهی خود میگوید این بندهی سر به راهِ مرا برگردانید و به بهشتش ببرید. باریک اللّه که دوست نداری با خدا قهر کنی! ولی حیف که بین خلقتِ بر مبنایِ تکوین و اختیارِ فردی تفکیک نمیکنید و میگویید منکه وجود طلب نکردم که خدا بخواهد آن را به من هدیه کند، غافل از آنکه شما در ذات امکانیِ خود، چیزی غیر از شخصی هستید که باید در قوس صعود خود را بسازید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جلسهی 16 کتاب سلوک، جایگاه مباحث معرفت النفس و مهدویت و انقلاب اسلامی و غرب شناسی مشخص شدهاست؛ به نظر بنده ابتدا باید یک دور کتاب سلوک را مطالعه کرد تا جایگاه مباحث مذکور مشخص شود و به مباحث مذکور بپردازید و سپس بعد از آمادگی لازم با عمق بیشتری کتاب سلوک را بازخوانی کنید. موفق باشید
