بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
16167
متن پرسش
سلام: با توجه به سوال 16098 پس شناخت قبل از ازدواج و تحقیق در مورد طرف چه می شود؟ اگر اینطور باشد دیگر چه نیازی به تحقیق هست؟ خواهشا بدون معرفی کتاب در جواب در مورد این مسئله توضیحاتی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تحقیق در مورد ازدواج در همان حدّ است که تلاش کنیم آن‌چه مصلحت ما است در مقابل ما قرار گیرد و سهل‌انگاری نکنیم. به همین جهت سخن آقای پناهیان در سؤال 16169 سخن عالمانه‌ای است. موفق باشید

15594

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: چگونه باید برای مردم انحرافات حزب شیرازی ها را توضیح بدهیم؛ یعنی اشکالاتشان را شما نکته وار بیان بفرمایید که ما در گفتار بتوانیم بیان کنیم هر چند انحرافشان برای خودم مشخص است؛ ولی عده ای می گویند اگر منحرف هستند چرا امثال آیت الله وحید با سید صادق شیرازی دیدار می کنند و جلسه دارند و چرا در برابر او جبهه نمی گیرند. با تشکر از زحماتتون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در تفسیر سوره‌ی احزاب، آیه‌ی 4 عرایض نسبتاً مفصلی داشته‌ام. خوب است به آن مباحث رجوع فرمایید. موفق باشید

15496

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: شما در جلسه امروز (دوشنبه) روایتی خواندید در مورد فضیلت شرکت در مجالس علم که یکی از ثوابهای آن همانند شهدای جنگ بدر شدن بود که در متن عربی که خواندید همان کلمه شهید را ادا کردید. حال آنکه در جلد چهارم صفحه ۴۲ ترجمه تفسیر المیزان در ذیل تفسیر آیه ۱۴۰ سوره آل عمران گفته اند شهید به معنای کشته شدن در راه خدا در هیچ کجای قرآن نیامده و از الفاظی است که در این معنای خاص (یعنی کشته شدن در راه خدا) مستحدث، که اخیرا در جامعه اسلامی اصطلاح شده است. حال چگونه در متن عربی آن روایت کلمه شهید بدین صورت ترجمه شده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید علامه طباطبایی در همان قسمت، روایات را از این موضوع استثناء می‌کنند زیرا «شهید» در روایات به همان معنایِ «المقتول فی معرکة الحرب» است. به‌خصوص که در روایتی که عرض شد بحث شهدای بدر مطرح است و نه شهید به معنای گواه. موفق باشید

12447

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در مباحثاتی که با جمعی از دوستان داشته ایم به موضوعی بر خوردیم که برایمان قابل درک نیست. شخصی مسلمان بوده و حالا به هر دلیلی به مسیحیت گرویده و در حال حاضر مشغول به تبلیغات وسیعی در این زمینه می باشد. لذا بحث اینجاست که چرا اسلام فردی را که تغییر دین می دهد مرتد اعلام می کند و دلیل عقلی این قضیه چیست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علت این موضوع را قبلاً خدمت عزیزان عرض کرده‌ام خوب است حداقل به جواب‌های 11671 و 11172 رجوع فرمایید. موفق باشید

11840

تمدن سازیبازدید:

متن پرسش
با سلام: حقير طلبه هستم و نسبت به بحث تمدن سازي علاقه و ابهاماتي دارم. لطفا چند كتاب يا سخنراني عالي با موضوع تمدن سازي هم از آثار استاد عزيز و هم اساتيد ديگر كه در حقيقت منبع تغذيه در اين مسئله هستند معرفي بفرماييد تا با مطالعه و مباحثه اين آثار ان شاالله نسبت به اين موضوع آشنا شويم. براي شروع نظرتان درباره كتاب اقتصادنا شهيد صدر چيست؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید از کتاب «تمدن‌سازی شیعه» شروع کنید خوب باشد و در آخرِ کتاب منابعی را جهت ادامه‌ی مطالعه پیشنهاد شده. موفق باشید

10832

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: به نظر شما استفاده از شبکه وایبر برای ترویج عقاید اسلامی درسته؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: قابل توجه اینکه مدیر شرکت وایبر (Viber Media) یک کارآفرین آمریکایی – اسرائیلی به نام تالمون مارکو (Talmon Marco) است که خود این برنامه را طراحی کرده و ساخته است. جالب است بدانید که تالمون مارکو به مدت چهار سال در ارتش اسرائیل سابقه خدمت دارد و همچنین به عنوان مدیر اجرایی بخش اطلاعات در هسته مرکزی ارتش فعالیت داشته است. وی در زمینه تولید جاسوس‌افزارها، ویروس‌های دانلودکننده اطلاعات و برنامه‌های هک از سابقه طولانی برخوردار است، که از جمله این برنامه‌ها می‌توان به iMesh – Bandoo اشاره کرد. Viber به طور کاملا رایگان و بدون تبلیغات به کاربران عرضه می‌شود؛ حال سوال این ست که این برنامه با چه هدفی، به صورت کاملاً رایگان در اختیار چند صدمیلیون کاربر در نقاط مختلف جهان قرار گرفته است؟ به گزارش ایتنا اخباری مبنی بر احتمال جاسوس بودن این نرم‌افزار به نفع اسرائیل منتشر شده است ولی از جهت نوعِ کاری که جنابعالی در پیش گرفته‌اید شاید بر فرض جاسوسی‌بودنِ آن شبکه، باز آن‌ها طرفی نبندند. موفق باشید
10514
متن پرسش
سلام علیکم: " طبق آیه 17 سوره رعد «أَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَسَالَتْ أَوْدِیَةٌ بِقَدَرِهَا فَاحْتَمَلَ السَّیْلُ زَبَدًا رَّابِیًا وَمِمَّا یُوقِدُونَ عَلَیْهِ فِی النَّارِ ابْتِغَاء حِلْیَةٍ أَوْ مَتَاعٍ زَبَدٌ مِّثْلُهُ کَذَلِکَ یَضْرِبُ اللّهُ الْحَقَّ وَالْبَاطِلَ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَیَذْهَبُ جُفَاء وَأَمَّا مَا یَنفَعُ النَّاسَ فَیَمْکُثُ فِی الأَرْضِ کَذَلِکَ یَضْرِبُ اللّهُ الأَمْثَالَ» اختلافها و تفاوتهای موجود در هستی از ناحیه ظرفیت اشیاء است نه از ناحیه دهنده سوال من این است: که این ظرفیت را مگر خداوند در وجود موجودات قرار نداده است پس چطور می توانیم بگوئیم منشأ این تفاوت ها ظرفیت ذاتی قبول کننده هاست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ظرفیت هرکس مربوط به خودش است و در مقام امکان ذاتی او نهفته است و خداوند آن امکان را وجود می‌دهد. این مطالب را باید در مباحث «اعیان ثابته» حلّ کنید. موفق باشید
9479
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: گفته می شود که افلاطون در کتاب جمهوریت خویش به اشتراک جنسی زنان معتقد بوده است! این حرف به نظر درست است که به نظر افلاطون به تفکر الهی نه از دیدگاه ادیان بلکه به نوعی عقلانیت محض می نگریسته است. مخصوصا اینکه هیچ دینی برای او ذکر نشده است، حتی سوای از درستی و غلطی راسل نقل قولی دارد که افلاطون بعد از عرضه دین موسی (ع) خود را بی نیاز از دین دانسته است. حالا شاگرد اخوی علامه طباطبایی (ره) با مکاشفه ای از شیخ اشراق روح بزرگی از توحید را در افلاطون نشان می دهد. حالا سوال این است که آیا افلاطون واقعا درک درستی از دین نداشته است و آن را با وجود تعقل بی فایده می دانسته است یا شاید نوعی تقیه به آن مواضع او را وادار کرده است؟ درباره فلوطین هم که هم اندیشه با افلاطون است داریم که تمایلات یهودی داشته و مسیحیت زمان خود را نپذیرفته است یا شاید در یهودیت هم ثابت نبوده است! چگونه این ها عالم را می دیدند که دین و رسالت رسولان را در سخنان خود به صراحت حداقل نمی آوردند؟ از این ها عجیب تر سخنان آیت الله جوادی است که به صراحت افلاطون را پیرو حضرت ابراهیم (ع) می دانند! اما سند رسمی نمی آورند. به نظر می رسد فلاسفه یونانی مثل افلاطون از موحدان و غیره چیزهایی شنیده و در آن فضای تعقلی خوب اندیشه نموده اند ولی به دین و رسالت نرسیده اند. آیا این ممکن است که عقل ضرورت نبی را نفهمد؟ تشکر از شما
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه ما از افلاطونی سراغ داریم که از طریق متون غربی، مثل کاپلستون و راسل به ما رسیده، او معتقد بوده در طبقه‌ی سربازان و افسران نباید زن و همسر انحصاری باشد و چنین افلاطونی مسلّم نمی‌تواند مقید به دین انبیاء الهی بوده باشد ولی از آن طرف آنچه از افلاطون در متونی سراغ داریم که وارد جهان اسلام شده او شخصیتی است متأله و الهی حال یا باید سخنانی آنچنانی او را که غربی‌ها از او نقل کرده‌اند را به یک نحوی تأویل کرد و مقصد دیگری را از آن دنبال نمود و یا همین‌طور که ما تا صدسال یش بین افلاطون و ارسطو و افلوطین تفکیک نمی‌کردیم و اثولوجیا که از افلوطین است به ارسطو نسبت می‌دادیم، شاید بیش از یک افلاطون بوده که نوشته‌هایشان با همدیگر مخلوط شده. موفق باشید
7313
متن پرسش
سلام علیکم اگر مقدور است شرحی در مورد این فراز دعای صباح بفرمائید که چگونه با قناعت رفع بدی میشود؟ َ أَدِّبِ اللَّهُمَّ نَزَقَ الْخُرْقِ مِنِّی بِأَزِمَّةِ الْقُنُوع‏
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان از همه‌ی جهات قانع شد و انتظار نداشت تا بقیه به او احترام بگذارند و در نتیجه تکبر را فرو گذاشت، از بدخلقی نجات می‌یابد. موفق باشید
6511
متن پرسش
با سلام در کتاب "مبانی نظری نبوت و امامت" صفحه 45 تناقض وجود داره البته از نظر من. شما اول گفتید که آدمیت یعنی حقیقت همه انسانها در بهشت برزخ نزولی به شجره ممنوعه نزدیک شد ولی در پاورقی گفتید که در آیه 20 به بعد سوره اعراف در مقام حضور آدم و حوا در بهشت برزخ نزولی حاضر بودند و شیطان در آن مقام آنها را وسوسه کرد نه در مقام آدمیت!!! این دو با هم همخوانی نداره.... اگر در مقام آدمیت بودند چرا شیطان در آنجا حضور داشت،مگر شیطان بخاطر سجده نکردن از اون مقام عزل نشده بود؟؟ و اگر در مقام آدم و حوا بودند پس چرا حکم هبوط برای همه صادر شد؟؟ میشه همین جا برام قضیه را روشن کنید چون در حال حاضر دسترسی به کتاب"هدف حیات زمینی" و تفسیر سوره اعراف ندارم. یا علی مدد
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که در آخر صفحه‌ی 44 بحث حقیقت آدمیت است که مورد تعلیم اسماء قرار می‌گیرد که همان آدم ملکوتی است و باید شیطان به این مرتبه از آدمیت سجده می‌کرد ولی نکرد و از آن مقام ملکوتی رجم شد ولی هنوز هبوطی صورت نگرفته و به همین جهت با این رجم‌شده در برزخ نزولی سراغ آدم می‌آید، یک مقام آدم مقام تعلیم اسماء است که همان حقیقت آدمیت است و یک مقامش که مقامی نازل‌تر است، مقام آدمیت می باشد. حال شیطان بعد از رجم از درگاه الهی ،با این مقام از آدم روبه‌رو شد و او و حوّاء را وسوسه کرد، و عملاً هبوط شروع شد و آدم و حواء و شیطان از بهشتی که برزخ نزولی بود، هبوط کردند. همه‌ی حرف آن است که بین حقیقت آدمیت و آدمیت تفکیک کنیم و به نظرم اگر در پاورقی ص 45 سطر 6 به‌جای مقام حضور آدمیت نوشته بودیم مقام حضور حقیقت آدمیت، این اشکال برای شما پیش نمی‌آمد. تصور ما آن بود که «حضور آدمیت» یعنی جنبه‌ی باطنی آدمیت که واژه‌ی رسایی نیست. موفق باشید
6222
متن پرسش
سلام بر شما استاد سال ها است مشکلی دارم که زندگیم رو مختل کرده و به هر دری زدم نتیجه نگرفتم. آینده ام رو تیره و تار میبینم و خیلی نگرانم. از معصومین هم خیلی درخواست کردم اما جواب نگرفتم. به نظر شما چه جوری میتونم حاجت بگیرم؟ شما تا حالا خودتون حاجت گرفتین از معصومین؟ چه جوری؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر صورت باید متوجه باشیم در بستر زندگی دینی خداوند ما را تنها نمی‌گذارد، کافی است ما رعایت حلال و حرام الهی را انجام دهیم و معتقد به حاکمیت اسلام از طریق امامان معصوم باشیم و در ذیل آن ، ولایت فقیه را در زمان غیبت امام معصوم بپذیریم. موفق باشید
5741
متن پرسش
باسلام: 1) در بحث حرکت جوهری فرموده‌اید عالم ماده بستر ایجاد نفس است که علت معده است و علت حقیقی عالم بالاست. چگونگی ایجاد نفس را لطفا توضیح بفرمایید؟ 2 )آیا مزاج و نفس یک چیز هستند و اگر این‌گونه نیست، چیست و چگونگی ایجاد آن را حرکت جوهری چگونه توجیه می‌کند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: 1- باید با دقت شرح بحث حرکت جوهری را از طریق سی‌دی مطالعه نمایید چون در آن‌جا روشن می‌شود ماده آماده می‌شود تا نفس به عنوان نفخه‌ی الهی از طرف حضرت حق بر نطفه تجلی کند 2- مزاج همان نظام ارگانیکی و نظم موجود در بدن است که با تدبیر نفس انجام می‌گیرد و چون نفس از بدن رحلت کرد آن نظم به هم می‌خورد. کاری به حرکت جوهری ندارد. موفق باشید
3938
متن پرسش
با عرض سلام، منظور از این که گفته می شود علامه طباطبایی یک معرفت شناسی تأسیس کردند چیست؟ متشکرم!
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحثی است در فلسفه به نام اپیستومولوژی یا شناخت‌شناسی، شاید منظور باشد که بحث آن مفصل است و تحت عنوان شناخت‌شناسی می‌توانید آن را دنبال کنید. موفق باشید
3868
متن پرسش
بسمه تعالی. . .سلام علیکم استاد عزیز. . .جسارتا دوستان در حال آماده سازی نمایشگاهی در تهران برای حضرت زهرا هستند و میخوان چند کتاب رو به صورت گسترده در اختیار مخاطبان قرار بدند،جدای از منابع با برکت خودتون که انشاالله در نمایشگاه قرار میدن،منابع دیگه ای که بشه ارائه داد و حق مطلب رو ادا کنه و به جنبه های مختلف زندگی حضرت و حرکت سیاسیشون و عرفانیشون بپردازه اگر زحمتی نیست با ذکر عنوان کتاب و نام نویسندش در همین پاسخ به سوال بنده بی زحمت بفرمایید. . .بسیار متشکرم و عذرخواه از گرفتن وقت شریفتون. . .موفق باشید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب‌های «زندگی فاطمه زهرا«سلام‌الله‌علیها» از دکتر شهیدی و «جلوه‌ی نور» از آقای سعادت‌پرور و «رنج‌های حضرت زهرا«سلام‌الله‌علیها» از علامه سید جعفر مرتضی عاملی و «اسرار فدک» از محمدباقر انصاری و سید حسین رجایی و از همه مهم‌تر کتاب آقای دکتر حشمت‌الله قنبری در رابطه با حضرت زهرا«سلام‌الله علیها» و سقیفه إن‌شاءالله مفید خواهد بود. موفق باشید
624
متن پرسش
یا هو با عرض سلام خدمت استادطاهرزاده؛ بنده دانشجوی برق دانشگاه صنعتی اصفهان هستم و خداوند توفیق حضور در جلسات تفسیر حضرتعالی را نصیبمان کرد. همواره دغدغه بیرون افتادن از فضای آرمانی و حضور در جلسات تفسیر و ... را داریم؛ خصوصا پس از فراغت از دانشگاه. حضرت رب العالمین طلبه باسوادی را در شهرمان جلوی راه ما قرار داده که واقعا کار درستند و نیز دغدغه تشکیل جمعی برای امور قرآن عزیز و اهل البیت (ع) را دارند. حالا استاد ازکجا شروع کنیم؟ چه طور دانشجویان شهرمان را گرد هم جمع کنیم؟هر توصیه ای بفرمایید گوش می کنیم.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: حضور در جلسات معرفت دینی باید برای ما شخصیتی بسازد که همواره در افق شخصیت خود اتصال به عالم معنویت مدّ نظرمان باشد و در راستای حفظ چنین افقی سیره‌ی علمی و عملی حضرت روح‌الله«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در تمام عمر می‌تواند ما را تغذیه کند که نه‌تنها در راه نمانیم، بلکه راه‌های ناگشوده را بگشاییم. در سیره‌ی عملی باید تا آخر در خط سربازی انقلاب و دشمنی با استکبار بمانیم و در سیره‌ی علمی باید کارمان به درک قلبی کتاب‌هایی مثل چهل حدیث و سرّالصلواة و مصباح‌الهدایه بکشد و کتاب‌هایی مثل حدیث جنود عقل و جهل را هدف متوسط خود بدانیم. در مورد قسمت دوم سؤال؛ بنده همان سیر مطالعاتی که در سایت «لب المیزان» هست را پیشنهاد می‌کنم، ولی شما با شرایط خودتان ببینید کدام‌یک از مباحث نسبت به آن شرایط مناسب تر است. موفق باشید
13135
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد: آیا منظور از روح القدس، مقام نور اهل بیت، اولین مخلوق، همان عقل یا روح است؟ چرا در بعضی از آیات مربوط به حیات زمینی خدا فرموده «تو و همسرت» و به صورت جزئی خطاب کرده در حالی که می فرمایید خطاب به مقام است؟ و آیا بهشت برزخ قوس نزول هم مثل بهشت برزخ قوس صعود جلوه ی قلب انسان است، یا جدای نفس انسان است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید در این نوع آیات دو مقام مدّ نظر است: یک مقام مقامی است که آیه‌ی 11 و 12 و 13 سوره‌ی اعراف به آن نظر دارد که آن‌جا مقام جمعی است و بعد که از آن مقام هبوط کردند در مقامی قرار می‌گیرند که آیه‌ی 19 به بعد آن سوره متذکر آن است که تازه به آدم و همسرش می‌فرماید در بهشت قرار بگیرید و مواظب باشید شیطان شما را وسوسه نکند. در حالی‌که شیطان از آن مقام قدسی هبوط کرده، ولی حال در مقام پایین‌تر که مقام جنّت است با آدم و همسرش روبه‌رو شده است. که مفصل این بحث را در تبیین آیات فوق می‌توانید دنبال کنید. قوس نزول مابإزاء قوس صعود است برای انسان، منتها در قوس صعود انسان خود را همراه با انتخاب‌هایی که کرده است حس می‌کند. موفق باشید

13052
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: بده در یک مدرسه راهنمایی فعالیت می کنم. سؤالی رو که برای بنده پیش اومده به صورت خلاصه ازتون می پرسم: «جایگاه شهربازی های رایج در تربیت دینی» با توجه به اینکه شهربازی های رایج بر مبنای تخلیه هیجان و ایجاد هیجان کاذب و بعضاً در بازی هایی برای ایجاد توهم بنا شده اند؛ آیا برای دانش آموزانی که می خواهند در سیر تربیت دینی قرار بگیرند؛ این گونه اردوها مضر نیست؟! چه جایگزینی برای شهربازی می بایست در نظر گرفت؟ یا بهتر بپرسم آیا در آرمان شهر تمدن اسلامی، مشابهی برای شهر بازی های رایج که دائر مدار این نیاز باشد؛ وجود دارد؟ همین مباحث درباره «باغ وحش های درون شهری» برای بنده مطرح است! بنا بود انسان در سیر کمالی اش توجه و ارتباط با طبیعت داشته باشد؛ اما با ایجاد شهر به گونه رایج از طبیعت دور شد؛ به همین دلیل با آوردن حیوانات می خواهد این نیاز را پاسخ دهد؛ اما چه پاسخی...؟! معذرت از اطاله کلام! یا مهدی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پدیده‌هایی مثل شهر بازی و یا باغ وحش این‌ها از لوازم فرهنگ مدرنیته است که امروز نمی‌توانیم بیرون از آن زندگی کنیم، منتها می‌توانیم با خودآگاهیِ تاریخی لازم، جایگاه آن‌ها را بشناسیم و در عین نظر به افقی برتر در حدّ اضطرار نمی‌توان استفاده نکرد. موفق باشید

12593
متن پرسش
سلام عليكم: طاعات قبول. بنده طلبه اي هستم كه امسال به سطح دو حوزه علميه مي روم. و مدتي است سوالي ذهنم را مشغول كرده و مرا به يك دوراهي رسانده است. لذا به ياري شما نياز دارم. (البته تقاضا دارم در پاسخ تان مخاطب را غير از طلبه ها، جوانان دانشجو و بسيجي نيز در نظر بگيريد) در رابطه به فعاليت فرهنگي عده اي از فضلاي عالم مي گويند واجب است اما واجب تر براي امثال بنده رسيدن به درس و به طور كلي خودسازي است و بايد فعلا از انجام اين گونه امور پرهيز كنيم و فقط به مقدار بسيار كمي براي رفع مسئوليت امر به معروف اكتفا كنيم در نگاه اوليه حرف درستي است. حتي امثال بنده تخصص در امور تربيتي نداريم و راه و روش آن را نمي دانيم مثلاً روش صحيح رفتار با نوجوان و ... اما در مقابل بنده نمي توانم اين جملات ايشان را با اين چند نكته جمع كنم: 1. مقام معظم رهبري در صحبت هايشان (مثلاً در حرم رضوي سال93) در فعاليت هاي خودجوش فرهنگي صحّه گذاشته و حتي فرمودند به جوانان مي گويم به فعاليت هاي خود جوش فرهنگي با جديّت ادامه دهند. خب متبادر به ذهن از جملات آقا اين است كه مخاطب همين طلاب و جوانان مومن و بسيجي مساجد و هيئات ما هستند، پس مي توان نتيجه گرفت آقا به اين كار رضايت دارند و طبق ديگر فرمايشاتي كه داشتند نظرشان اين است كه: كار را رها نكنيد اما در كنار آن بايد خودسازي خودتان درجه اول باشد به طور نمونه فرمودند سطح معرفت خودتان را بالا ببريد و كتاب هاي شهيد مطهري را پيشنهاد كردند. به همين علت احساس مي كنم همانطور كه امام وقتي فرمان دادند جوانان به جبهه بروند جوانان رفتند و در همان حين جنگ، خودسازي هم كردند و آن اتفاق عظيم در تاريخ اسلام افتاد. الان نيز حضرت آقا چنين چيزي را مي خواهند، يعني مي خواهند جوانان وارد ميدان جنگ نرم شوند و در همين ميانه به تهذيب و علم آموزي بپردازند بلكه اساس را بر اين بدانند اما صحنه كار كردن نيز خالي نماند. و باور هم دارم وقتي ما به فرمان ولي فقيه عمل كنيم خدا به دانش و تهذيب ما بركت مي دهد. 2. سن امثال بنده سن جواني است و اگر به خاطر درس و تحصيل و تهذيب، فعلاً وارد كار فرهنگي نشويم تا اينكه به يك درس و ... را به يك جايي برسانيم، سن جواني ما از دست خواهد رفت و به نظرم ديگر با سن بيشتر نمي توانيم با نوجوانان ارتباط بگيريم آنطور كه الان مي توانيم. در واقع در اين سن فعلي ما ظرفيتي هست كه در سن بالاتر نيست. يك جوان بهتر مي تواند با نوجوان ارتباط معنوي برقرار كند و واسطه نورانيت او بشود تا يك مرد 40 يا 50 ساله. 3. فكر مي كنم درس و كار فرهنگي قابل جمع است، هرچند اراده و همتي مي طلبد شبيه شهداء. به طور واضح تر و نمونه اين به ذهن حقير مي رسد كه مي توان با شروع يك سير مطالعاتي و يك برنامه ريزي منظم براي زندگي در جهت رشد انساني پس از رسيدن به يك حداقل كار كردن را شروع كرد. لذا برنامه اي مثل آنچه مرقوم مي شود را چطور مي بينيد؟ الف) شروع از كتاب آشتي با خدا / جوان و انتخاب بزرگ / ده نكته از معرفت نفس با شرحش / شرح حديث اي اباذر / عالم انسان ديني (جهت رسيدن به معرفتي كه بتواند فرد را در مسير صراط مستقيم قرار بدهد) ب) كتاب نامه هاي بلوغ ، مسئوليت و سازندگي، تربيت و كودك از مرحوم صفائي / تعليم و تربيت اسلامي علامه جعفري / آنگاه كه فعاليت هاي فرهنگي پوچ مي شود / كار بايد تشكيلاتي باشد از بيانات آقا / سه جلد نسيم مهر آقاي دهنوي كه اگر با يك ناهنجار رفتاري رويرو شديم بتوانيم صحيج عمل كنيم / و يك كتاب روانشناسي رفتار نوجوانان و جوانان ( جهت رسيدن به يك حداقل معرفت صحيح از راه و رسم فعاليت فرهنگي و تربيتي) از شما استاد و معلم عزيز مي خواهم هم به سوالات مطرح شده پاسخ بفرماييد و هم اشكالات را گوشزد كرده و نتيجه گيري كنيد... پيشاپيش از شما تشكر كرده و از خدا توفيقات روز افزون براي شما را خواستارم. يا حسين عليه السلام
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر صورت همان‌طور که خودتان متوجه شده‌اید باید در عین آن‌که کار فرهنگی با جوانان را تعطیل نکرد، ولی شما به عنوان یک طلبه به‌خصوص در ابتدای کارتان باید ممحض در دروس‌تان باشید و در کنار آن فعالیت‌های فرهنگی را مدیریت کنید، نه آن‌که قصه‌ی شما قصه‌ی آن کسی باشد که رفت آب بیاورد، آب او را برد. یعنی آن‌چنان مشغول کارهای فرهنگی و سر و کله‌زدن با جوانان شوید که فراموش کنید باید یک طلبه‌ی با سواد و عمیقی باشید. موفق باشید

11852
متن پرسش
سلام علیکم استاد: بنده شما رو به تقوا می شناسم. اینکه به بهانه همدلی و همزبانی با دولت، انتقادات منتقدین بر توافق لوزان رو دشمنی با دولت جلوه دهید و نه یک نقد اصولی، واقعا مایه تعجبه. استاد بزرگوار! حضرتعالی حتی اگر یکبار هم متن بیانیه مشترک (و نه حتی بیانیه طرف آمریکایی) را اجمالا می خواندید، خونتان از اینهمه ساده لوحی آقایان مذاکره کننده به جوش می آمد. سال همدلیه؟! درست. آقا فرمودند؟! سمعا و طاعتا. ما هم با دولت همدلی می کنیم. اما لطفا نفرمایید به بهانه نام امسال عقل خود را به اجاره دهیم و همچون دیگران (اعم از اصول گرا و اصلاح طلب)، به بیانیه فروش صنعت هسته ای در مقابل هیچ، ببالیم. رهبری هم گفتند که چون «مسئولین» گفتند که این بیانیه الزام آور نیست، بنده نه موافقم و نه مخالف. وإلّا کیست که بدون حب و بغض متن را بخواند و از این همه بلاهت (در بهترین حالت) رضایت داشته باشد؟ ما که الحمدلله نه مانند سرداران خسته از جهاد، رفیق گرمابه و گلستان یک مشت لیبرال عملگرا شده ایم و نه همچون سیاسیون یقه سفید، محافظه کار گشتیم. بنده هم نه ترمز بریده ام و نه افسار پاره کرده ام که اگر می کردم حتما می گفتم که استاد طاهرزاده ای که در سایتش یک چرت نامه علیه منتقدان تیم فعلی مذاکرات بنویسند و آنها را همنوا با اسرائیل جلوه دهند و ایشان نیز با او «همدلی و همزبانی» کند، آنی نیست که باید! مخلص کلام اینکه در این چند روز خوب افراطیون را منزوی کردید استاد. تقبل الله! ان شاء الله خدا هم ماها را که جلوی چرخ توسعه و تعامل با جامعه جهانی میخ می اندازیم، منزوی تر کند تا هم کدخدا راضی شود و هم رعیت هایش! سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی... تمّت.
متن پاسخ

- باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جواب سؤال شماره‌ی 11845 داشتم که حسابی با بنده دعوا کرده بود ولی از سر دلسوزی و شور انقلابی، شما هم آن‌قدر عصبانی هستید که می‌فرمایید هرکس متن قرارداد را بخواند اگر بلاهت نداشته باشد می‌فهمد ما چه محدودیت‌های دردناکی را پذیرفته‌ایم. همین‌طور است ولی اگر با دقت به سخنان مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» نظر کنید ایشان می‌فرمایند: «حالا محدودیت‌هایی را ممکن است لازم بدانند قبول بکنند ما حرفی نداریم، برخی از محدودیت‌ها را قبول کنند ....» اگر این جملات که قبلاً هم فرموده بودند نبود همه‌ی عصبانیت شما از بنده به‌جا بود، ولی دقت کنید با چراغ سبز رهبری این محدودیت‌ها گذارده شده، مواظب باشید این نکته مورد غفلت قرار نگیرد. از این مهم‌تر در تاریخ 19/11/93 در حضور جمعی از فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی سخنانی فرمودند که بنده را ساعت‌ها به خود مشغول کرد و فهمیدم بناست محدودیت‌هایی را ما بپذیریم. در آن تاریخ فرمودند: «طرف ایرانی، برخی از کارهایی که می‌توانست او را به توافق نزدیک کند انجام داده است. کارهای متعدّدی را انجام داده: گسترش و توسعه‌ی ماشین‌های غنی‌سازی را متوقّف کرده، خب این را لازم دانستند که یک برهه‌ای متوقّف کنند؛ تولید اورانیوم بیست درصد را - که یک کار بسیار بزرگی است رسیدن به دانش و فنّاوری بیست درصد، کار بسیار بزرگی بود؛ این را کسانی که اهل فنّند می‌دانند که رسیدن از پنج درصد به بیست درصد، اهمّیتش خیلی بیشتر است از رسیدن از بیست درصد به بالا؛ این کار بزرگ را جوانان ما و فنّاوران متعهّد ما انجام دادند - متوقّف کردند، اقتضای مذاکره این بود که متوقّف بکنند؛ کارخانه‌ی اراک را که یکی از کارهای بسیار بزرگ و مهمّ فنّاوری و یک هنر بزرگ فنّاوری است، فعلا متوقّف کرده‌اند؛ فردو را که یکی از برترین ابتکارهایی است که نیروهای ما و عناصر داخلی ما آن را برای امنیت دستگاه‌های سانتریفیوژ ما توانستند تأمین بکنند و تضمین بکنند، فعلا متوقّف کرده‌اند. این همه کارهای بزرگ انجام داده‌اند، طرف ایرانی بنابراین منطقی عمل کرده است، طبق منطق مذاکره عمل کرده است؛» آیا نباید به این سخنان رهبری عزیز فکر کرد و نگوییم طاهرزاده شما عزیزان را منزوی کرده؟! آیا این نوع سخن‌گفتنی که بنده با شما عزیزان در میان می‌گذارم نزدیک‌کردن شماها به سخنان رهبری است یا منزوی‌کردن شما و راضی‌کردن کدخدا و رعیت‌هایش که منظورتان آمریکای خبیث و لیبرال‌های عمل‌گرا و سیاسیون یقه‌سفید است که به صورت مبنایی ما با آن‌ها تقابل تمدنی داریم؟ همین طور است که می‌فرمایید: «سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی »، مرهم آن سخن خلاف‌آمدِ عادت است که حافظ در وصف آن گفت:

«سال‌ها پيرویِ مذهب رندان کردم ... تا به فتوی خِرد حرص به زندان کردم»

حرص همان روح اشرافیت است و رِند یعنی کسی که عرف جامعه‌ی جهانی روی او حساب نمی‌کند زیرا با فکر و فرهنگ دیگری در جهان و تاریخِ خود حاضر شده است.

«من به سرمنزل عنقا نه به خود بردم راه .... قطع اين مرحله با مرغ سليمان کردم»

راهی که انسان را به مقام توحید و «جامعیتِ خلق در حق» می‌رساند بدون سلوک در ذیل شخصیت توحیدی زمانه که متذکر حقیقت ملکوت است ممکن نیست. طی این مرحله نیاز به مرغ سلیمان دارد تا حقایق قدسی را مطابق این تاریخ برای ما بازگو کند.[1]

«سايه‌ای بر دل ريشم فکن ای گنج روان .... که من اين خانه به سودای تو ويران کردم»

یعنی این دل من که در این زمانه یعنی زمانه‌ی غلبه‌ی کثرات آشفته شده، ای شخصیت ملکوتیِ دوران که گنج روان این تاریخ هستی! سایه‌ای از نور توحیدی که به همراه آورده‌ای را بر دل و جان من بیفکن، زیرا به امید زندگی در ذیل شخصیت قدسی تو به همه‌ی آنچه فرهنگ ظلمانی روزگار ساخته بود، پشت کردم.

«در خلاف آمد عادت بطلب کام که من .... کسب جمعيت از آن زلف پريشان کردم»

در این بیت جناب حافظ همه‌ی سخن و راهکار خود را به میدان می‌آورد که اگر می‌خواهی به سر منزل عنقا برسی و کسب جمعیت و وصول به وحدت نصیب تو شود باید نگران خلاف عادت که به ظاهر منجر به یک نوع پریشانی در کثرات می‌شود، نباشی و در دل همین جلوه‌های متفاوت دوران، آن توحید ناب را مدّ نظر آوری. زلف پریشانِ خلافِ آمدِ عادت، راه ورود به حقیقت تاریخِ توحیدی دوران است که یک نوع بی‌تناسبی با مناسبات جاری در عادات و مشهورات زمانه را به همراه دارد. موفق باشید

 


[1] - حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در بازگوکردن حقیقت قدسی این زمان می‌فرمایند: «اگر من هم برگردم ملت اسلام برنمى‏گردد. اشتباه نكنيد، اگر خمينى هم با شما سازش كند ملت اسلام با شما سازش نمى‏كند» (صحيفه امام، ج‏1، ص: 303)

11110

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: امام جواد (ع) می فرمایند ره سپردن به سوی خداوند متعال رساننده تر است از به رنج افکندن اعضای بدن با عمل.1) مرز این حدیث را برای کسانی که شاگرد شما هستند و مقید به انجام اعمال روزانه و عبادت کردن با بدن از قبیل یونسیه و نافله و روزه ایامی که در المراقبات و معراج السعاده و کتب سلوکی و اخلاقی وارد شده چگونه شرح می دهید و تفاوت این حدیث با توصیه قرآن به استغفار در سحر و نافله و روزه برای اینکه شاید! اهل تقوا شوید و ذکر شدن اینکه کسانی هستند که آثار سجود در چهره شان نمایان است در چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه این حدیث در حدّ توان در کتاب «چگونگی فعلیت‌یافتن باورها» شرح شده، خوب است به آن‌جا رجوع کنید. موفق باشید
10529
متن پرسش
سلام علیکم نظر شما درباره آقای سید حسن خمینی چیست؟ و ایشان چقدر سعی کردند که دنباله روی تفکرات پدر بزرگشان باشند؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده حقیقتاً نمی‌توانم به‌راحتی در این موارد نظر بدهم به‌خصوص که آنچه ما از ایشان می‌شنویم در آن حدّی است که روزنامه‌ها و سایت‌ها منعکس می‌کنند که هرگز قابل اطمینان نیست. وظیفه‌ی ما آن است تا آن‌جا که ممکن است حرکات و گفتار چنین افرادی که در دلسوزی آن‌ها نسبت به انقلاب هیچ شکی نداریم، حمل بر صحت کنیم. موفق باشید
10021

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
کتاب «پرسش از تکنولوژی» هایدگر ظاهرا کم حجم است ولی به راحتی منظور او را نمی توان فهمید؟ چه کاری برای فهم کتاب لازم است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: فلسفه‌ی هایدگر مثل هر فلسفه‌ای زبان خاص دارد که آن زبان با استاد تفهیم می‌شود. موفق باشید
9050

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: سیر مطالعاتی شما را از سال پیش تا شروع معاد کار کردم با صوت و کتاب و مباحثه، حالا می خواستم نظرتون رو بپرسم، چون در زمینه معرفت نفس به طور تفصیلی جلو نرفتم و هنوز یک جامعیت و منظومه ای پیدا نکردم (البته خودتان در 10 نکته گفتید که این شاکله مباحث هست) در ماه رمضان آیا مباحث شما را ادامه بدم؟ (چون در سوالات به فردی که انواع کتب معرفت نفس را معرفی کرده بود گفتید نیازی به خواندن همه ی آنها نیست همین کتب خودتان کفایت می کند) یا کتاب علامه حسن زاده (با شرح) یا مقالات (جلد1-آیت الله شجاعی) و یا انسان از آغاز تا انجام، رسائل الولایه (علامه طباطبایی) و..... چه پیشنهاد می کنید؟ (مخصوصا بنده طرح کلی لازم داشتم درباره مباحث معرفت نفس از اجمال به تفصیل) ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر کتاب «خویشتن پنهان» را کار نکرده‌اید، آن را به اتمام برسانید سپس به مقالات آیت‌اللّه شجاعی بپردازید. موفق باشید
8758
متن پرسش
باسمه تعالی با عرض سلام خدمت استاد عزیز؛ ضمن آرزوی موفقیت در تمام شئون خدمتتان عرض کنم که جرا در مباحث امام زمان عجل الله تعالی فرجه و یا تفاسیر قرآن کمتر از احادیث استفاده می کنید با توجه به اینکه مرحوم علامه در تفسیر خود از روایات خیلی استفاده کرده اند؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: حضرت علامه در تفسیر آیات با نظر به روایاتی که ذیل آیات هست نظر خود را به صورتی جمع‌بندی‌شده از آیات مطرح می‌کنند و ما بیشتر سعی داریم همان نگاه جمع‌بندی‌شده‌ی علامه را شرح دهیم. و در مورد مباحث مربوط به حضرت صاحب‌الأمر«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» علاوه بر مباحثی که سعی دارد وجود مقدس حضرت را هم‌اکنون در عالم اثبات کند، در بقیه‌ی مباحث سعی ما آن است که جایگاه روایات مربوطه را تبیین کنیم. موفق باشید
8326

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالى مدتى است نسبت به هدف هایم و اعتقاداتم سست شده ام و از نظر درسى و معنوى بى انگیزه ام.لطفا کمکم کنید؟؟؟متذکر شوم بنده حقیر طلبه هستم
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم:سعی کنید با دقت در مفاهیم قرآن قلب را متذکر کنید که آینده‌ی یک طلبه آن است که این قرآن عزیز را به قلب خود و به مردم برساند و این نیاز دارد که در کسوت طلبگی نهایت تلاش را بکنید. موفق باشید
نمایش چاپی