بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
10796

توحید محمدیبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: شما در جواب یکی از کاربران گفتید که برتری یک دین بر سایر ادیان به عمق توحیدی آن دین بستگی دارد. می شود بر ما اثبات کنید که عمق توحیدی اسلام از سایرین بیشتر است؟ سوال دوم اینکه آیا مسیحیت ناب هم از اسلام در مسئله توحید عقب تر است؟ متذکر می شوم منظورم مسیحیت انحرافی خدا پسر روح القدس نیست، منظورم مسیحیت ناب است.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در روایت از حضرت سجاد«علیه‌السلام» داریم؛ سوره‌ی «قل هو اللّه احد» و 6 آیه‌ی اول سوره‌ی حدید را متعمقین در آخرالزمان درک می‌کنند و مسلّم تا این حدّ از توحید که بشر بتواند به خدایی نظر کند که در عین اول‌بودن، آخر باشد و در عین ظاهربودن، باطن باشد، کار آسانی نیست از این جهت که حضرت سجاد«علیه‌السلام» نظر به حقیقت همه‌ی ادیان دارند این سخن را می‌فرمایند. موفق باشید
10042
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرانقدر: 1. من در جهیزیه ام وسایل و طلاهایی دارم که تنها جنبه تزینی دارند و من می توانم آنها را بفروشم و پولش را به نیازمند بدهم. از طرفی می گویم سرمایه ای برای آینده است. آیا این شیطان است که مرا فریب می دهد، به نظر شما چکار کنم؟ 2. بنده 8 ساعت عبادت که در فرمایشاتتان می فرمایید برایم جا نیفتاده ما که همه ی نمازها و...را جمع کنیم 3 ساعت هم نمی شود، آیامن تنبلم یا همین که به فکر خدا باشیم کافی است؟ لطفا توضیح بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خداوند می‌فرماید: « وَ لا تَجْعَلْ یَدَکَ مَغْلُولَةً إِلى‏ عُنُقِکَ وَ لا تَبْسُطْها کُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُورا» نه آنچنان از بخشش خودداری کن که هیچ خیری از تو به دیگران نرسد، و نه آنچنان ببخش که خودت بی‌سرمایه و بی‌چیز شوی. با مشورت با همسر و خانواده خوب است آنچه را نیاز ندارید نگه ندارید 2- هشت ساعت عبادت شامل صله‌ی رحم و مطالعه و دیدار دوستان هم می‌شود. موفق باشید
9941
متن پرسش
سلام حضرت استاد: خسته نباشید. یکی از خواسته های فطری ما کسب علم و دانش است. کسی که خداوند به او استعدادهای زیادی داده اعم از هنر و حافظه قوی و فهم فلسفی و عرفانی و ریاضی و... و می تواند با برنامه ریزی و وصل به حق، ذوالفنون شود (مثل علامه حسن زاده) ولی با بطالت و بی برنامگی و تنبلی فقط در یک حوزه متخصص شود یا در هیچ حوزه ای نشود، دیر یا زود فریاد نارضایتی فطرت در دنیا بلند می شود و منشا برخی افسردگی ها، همین جواب ندادن به استعدادهاست و در قیامت هم مثل استعداهای عرفانی جای خالی این استعدادها ولو دانشمندی در علوم پایه باشد را می بیند و حسرت می خورد و حسرت نداشتن مقامات علمی را می خورد. درست است در آنجا شیمی و خطاطی و زبان انکلیسی و... به درد نمی خورد ولی ملکه اینها را با خود آنجا می برد و از این ملکه خیلی کار برمی آید. (همانطور که علامه مجتهد در طب قدیم و ریاضی و نجوم و...هستند) ولی این نارضایتی صادق فطرت با نارضایتی کاذب غریزه که طلب علم برای مدرک و شهرت و مقام و ثروت باشد خیلی متفاوت است و شما، غصه نخوردن برای مدرک و اینکه آن را دنیا می دانید قسم دوم است نه اول و باید دقت کرد. اگر این استنباط من از فرمایشات شما درست باشد خیلی ها با کوتاهی در استعدادها، قیامت حسرت خواهند خورد. درست فهمیده ام درس را استاد؟ می خواهم مقاله ای تنظیم کنم ببخشید استاد که همه نوع سوال ساده ای می پرسم. سپاس بسیار از این همه لطف شما در تحمل من.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکات خوبی می‌فرمایید. منتها عنایت بفرمایید در قیامت که شرایط «اِلَیْهِ راجِعُون» است و رجوع إلی اللّه در میان است، ما از نداشتن علوم و ملکاتی در حسرت هستیم که در این رجوع باید به ما کمک ‌کند و از نوع علم و عمل را کم داریم. موفق باشید
8139

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم ؛ می شود این آرشیو پرسش و پاسخ ها را به صورت آفلاین یا قابلیت آپدیت و جستجو طراحی کنید تا بتوانیم در هر جایی استفاده کنیم ؟ حالا با html یا . . . خیلی مورد نیاز است . یا حسین علیه السلام
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: با مسئول محترم سایت در میان می گذارم تا حتی الامکان عمل کنند. موفق باشید موضوع برای طراح سایت ارسال شد
8104
متن پرسش
باسلام و خسته نباشید درمورد اسم الله و سبحان تعریف و توضیح دهید. در نماز تکیه خاصی بر ذکر سبحان شده. علت و حکمت آن از نظرشما؟ چرا در نماز الله را بکار میبریم و خدا را مخاطب مستقیم قرار نمیدهیم. در حالی مخاطب قرار دادن خدا به طور مستقیم بنظر لذت بخش ترست و لذت حضور بیشتری میدهد؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: اسم اللّه یعنی نور حضرت حق در جامعیت کامل و ما اگر بخواهیم خداوند را با قلب خود مدّ نظر قرار دهیم و نه با عقل خود، باید به اسم اللّه نظر کنیم که بحث آن طولانی است. یکی از اسماء الهی، اسم سبحان است که تجلی نور الهی است از آن جهت که قلب می‌یابد حضرت حق بالاتر از آن است که در فکر و عقل بگنجد و نتیجه‌ی تجلی این اسم، خوف مثبت است نسبت به خدا و ادب انسان را نسبت به حضرت پروردگار به ظهور می‌آورد و هراندازه شما به ذُلّ خود بیشتر نظر کنید، حق در اسم سبحان بیشتر برایتان ظهور می‌کند و به همین جهت در رکوع و سجود که ظهور ذلّت انسان است ذکر سبحان‌اللّهی ظاهر می‌شود. موفق باشید
5195
متن پرسش
سلام علیکم در متون دینی داریم که نیت خیر اجر دارد مثلا اگر کسی نیت کند ای کاش پول داشت و به فقزا کمک می کرد چون نیتش صادقانه ایت انشا الله اجر دارد ولی سوال من در باره مرتبه بالا تری است مثلا یاد فلبی خدا و اهل البیت و همچنین تلاش برای حضور قلبی و قرب الهی اینها خود عمل است؟ یا فقط عمل در تعریف دینی اعمالی است که با اعضای بدن انجام می شود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری بنا به روایت نیّت خودش عمل است مگر نیت‌هایی که تنها با عمل معنا می‌دهند. موفق باشید
5079
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز اینجانب یک خانم هستم که رشته ام روانشناسی است و حدودا سه سالی است که پیگیر مباحث جنابعالی هستم. در یک سال اخیر تلاش هایی در جهت ادامه تحصیل در خارج از کشور انجام دادم و امسال شرایط ادامه تحصیل در مقطع دکترا در کشور آمریکا برایم فراهم شده است و حدودا تا کمتر از یک ماه آینده باید کشور را ترک کنم. شرایط عالی است و به لطف خدا موفق به دریافت بورس کامل از دانشگاه مقصد شده ام. اما از حدود دو ماه پیش که این شرایط پیش آمده من دچار تردید های بسیار زیادی شده ام. مدام احساس می کنم این مطابق رضای خداوند نیست و نگرانم همان جهت گیری اندکی هم که با عنایت پروردگار و پیگیری مباحث در مسیر الهی اتفاق افتاده با قرار گرفتن در این راه از دست برود. آنقدر در این راه متزلزل هستم که حتی قدرت توکل کردن بر خدا را هم ندارم چون دائم چیزی به من می گوید که در مسیر بیراهه به خدا توکل کردن چه مفهومی دارد؟! از طرف دیگر من در رشته خودم در ایران الحمدلله به خوبی وقت صرف کرده ام و تا حدودی به نواقصی که در این رشته وجود دارد آگاهی یافته ام و با توجه به شرایط رشته و دانشگاه و استاد خوبی که فراهم شده است تقریبا یقین دارم که انشاالله این سفر دستاوردهای خوبی برای فعالیت در دانشگاه های کشور در اختیار قرار خواهد داد. زیرا گذشته از برخی مباحث که با نگاه های دینی ما در تناقض است، در برخی از زمینه ها ی روانشناسی در کشور آمریکا بسیار خوب کار شده و اصلا نمی توان از این موضوع غفلت کرد که ما در کشور به این مباحث نیازمندیم . مثلا مباحث مربوط به کودکان یا حتی بزرگسالان. از آنجا که فرصت ادامه تحصیل در رشته های علوم انسانی در آمریکا بسیار مشکل تر از رشته های فنی و علوم پایه به دست می آید نمی توان از این فرصت صرف نظر کرد ولی همانطور که گفتم تردید ها ی بسیاری برای من وجود دارد. از سوی دیگر من مجرد هستم و پدر و مادر مسنی هم دارم که نگران آن ها هستم. همه اینها باعث می شود دائم فکر کنم خداوند راضی به این مسیر نیست و این اجازه نمی دهد که به بهره وری هر چه بیشتر از این فرصت فکر کنم. خواهشمندم بنده را راهنمایی فرمایید. با تشکر و احترام
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: از جهت اول نگرانی به خود راه ندهید و با رسالت الهی به ادامه‌ی تحصیل بپردازید ولی از جهت دوم اگر پدر و مادرتان به شما نیاز دارند و نبودن شما موجب می‌شود مشکلی برایشان پیش آید باید تأمل کنید. موفق باشید
1822
متن پرسش
سلام علیکم: 1-نوع برخورد مبلغین دین و معلمان و متولیان فرهنگی که کار ابلاغ و ارشاد دیگران را دارند با متون دینی چگونه باید باشد تا اینکه از یک طرف مشمول لعن حدیثی نگردند که می فرماید «کسی که مطلبی را بخواند و بگوید خوب مطلبی است که به دیگران بگویم این فرد مورد لعن قرار می گیرد»و حداکثر استفاده شخصی را از مطلب دینی ببرد و از طرفی بتواند مطالب را به صورتی منظم بفهمد تا یک انسجام فکری داشته باشد که بتواند به دیگران برساند. چون برای هدف اول یعنی اینکه خود فرد یک روایت یا یک ایه را خوب بفهمد لازم است که قلبش بیش از فکرش در صحنه باشد و برای هدف دوم که نیاز است به دیگران برساند لازم است فکرش بیش از قلبش در صحنه باشد؟ خلاصه وجه جمع این دو هدف چگونه می تواند محقق گردد. 2-بسیار مشتاقم که توفیق فیض سحر خیزی را داشته باشم اما کمتر نصیبم می شود راه غلبه بر خواب زیاد و تسلط نفس برای بیداری در سحر چیست و شما چه توصیه ای برای این بی خبر از راهیان کوی دوست دارید. باتشکر و التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام 1- شریعت الهی وسیله‌ای است تا ما قیامت خود را در دنیا آباد کنیم و تمام دستورات دین را در همین راستا عمل نماییم حتی آن موقع که امر به معروف و نهی از منکر می‌کنیم. حال اگر جهت ایجاد شایستگی لازم برای قرب الهی موظف بودیم سخنی بگوییم و یا حدیثی را برای دیگری نقل کنیم توجه ما به وظیفه‌ای است که داریم حتی وقتی می‌خواهید آن روایت را خوب بفهمید که به دیگران برسانید قلب شما غرق انجام وظیفه‌ی الهی است، منتها در این حالت قلب و عقل در طول همدیگرند به این معنا که عقل در ذیل قلب عمل می‌کند. 2- علاوه بر این‌که لازم است بعد از نماز عشا زیاد بیدار نباشید و زود به رختخواب بروید و غذای کم حجم مصرف کنید، لازم است در روز ذهن و فکر خود را در امور کثیر دنیا خرج نکنید که موجب شود از نفوذ روح بر بدن کاسته شود. موفق باشید
1747
متن پرسش
سلام علیکم جناب آقای طاهر زاده طبق آیه ی (ربنا الذی اعطی کل ... ) و مقام وصل و مقام جمع الجمعی ، آیا خدا ما را ناقص بد آفرید و ما را از مقام وصل (انسانیت) جدا کرد تا ما به کمال برتر دست یابیم. در صورتی که خدای متعال هیچ چیز و عمل او ناقص نیست ، ما را از روح خود آفرید. سوالات 1. خطاب آیه ی مبارکه (انتم الفقرا ...) در کجاست ؟ در مقام وصل یا در مقام فراق(ناسوت) ؟ 2. چرا خدا مارا ناقص بد آفرید تا به وسیله ی بندگی و ... به کمال برتر دست یابیم؟ 3. چرا وجود (هست) ما ناقص است؟ هست ما از خداست چرا باید خدای متعال این کار را کند؟ 4. کسی که جهنمی شده ، اعتراض نماید خدایا تو که می دانستی من توانایی بندگی را ندارم چرا در این دنیا آوردی؟ من به همان مقدار در مقام وصل (نیستان) راضی بودم ، چرا این کار را کردی ؟ مرا از مقام وصل جدا کردی؟ از این که راهنمایی ام می کنید سپاسگذارم و در حق تان دعا می کنم.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام از آن‌جایی که امکان ،ذاتی انسان است و هر ممکن‌الوجودی، ممکنِ بالذات است و امکانش از خودش است، پس خداوند آن امکان رابه او می‌دهد و آن موجود می‌شود «واجب بالغیر» و آیه‌ی مورد بحث ما را متذکر همین نکته می‌کند که خداوند خلقت هر شیئی‌ای را به او می‌دهد و پس از آن شرایط به کمال‌رسیدن آن مخلوق را فراهم می‌کند. انسان در مقام ذات عین فقر است. ذات ما عین ربط به حق است، خداوند ما را ناقص خلق نکرد، اقتضای ذاتی هر مخلوقی عین ربط به حق است، حال موجود مختاری مثل انسان اگر خواست مطابق ذات خود انتخاب کند بندگی را انتخاب می‌کند تا در تشریع مطابق تکوینش عمل کرده باشد. خداوند مطابق تقاضای ذاتی جنبه‌ی امکانی مخلوقات به مخلوقات فیض وجود می‌دهد در این حال معنا نمی‌دهد کسی به خدا اعتراض کند چون می‌دانستی من بد می‌شوم نباید مرا خلق می‌کردی. بدشدن و خوب‌شدن مربوط به انسان‌ها است که باید جنبه‌‌های بالقوه‌ی خود را فعلیت بخشند. مقام وصلی که قبل از خلقت برای هرکس پیش آمده مربوط به فطرت و جنبه‌ی بالقوه‌ی اوست و مربوط به او نیست تا برای او بماند. در ضمن جواب شماره 1364 در رابطه اعیان ثابته ممکن است برای جواب قسمت اول سوالتلن مفید باشد . موفق باشید
1566

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی سلام علیکم استاد گرامی (خواهش می کنم سوال و جوابم کاملاً محرمانه بماند و لطفاً پاسخ به ایمیلم ارسال گردد.) بنده از جنابعالی یک سوال کلی دارم که خیلی از اوقات به جواب آن نیاز دارم و بخصوص در این زمان مشکلی که در ذیل مطرح می کنم مرا بر آن وادشته که دنبال جواب سوالم بگردم: و اما سوال کلی من: انسانی پیوسته می گوید خدایا راضیم به رضای تو ،اما زمانی که در معرض یک امتحان قرار می گیرد و هنگام اتخاذ تصمیم نمی داند که رضای خدا در چیست ،چنین شخصی چه باید بکند؟ در واقع می خواهم بدانم چگونه خدا به بعضی انسانها در استجابت" افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد" نشانی می دهد و آن ها را از آن کاری که به صلاحشان بوده و خیر دنیا و آخرت در آن است آگاه می کند؟ دختری 39 ساله ام خواستگاران زیادی داشتم هر کدام را به دلایل معنوی و عقاید رد کردم مرد ایده آل خود را کسی می دانستم که غیر از اینکه می گویند فلانی مومن است نماز می خواند ، روزه هم می گیرد از واجبات دیگرو مستحبات و مکروهات و حرامات هم بداندو به آنها عمل کند. از این رفت و آمدها خسته شده بودم به زیارت امام رضا(ع) رفتم و متوسل شدم و شریطی را از خدا خواستم که نخواهم اینقدر در حضور خواستگاران حاضر شوم و بعد از این آن کسی بیاید که مورد رضای خداست.قسمتی از دعایم مستجاب شد و به یکباره خواستگاران کم شدند اما آنها که می آمدند باز مانند قبلی ها بودندو تا کنون که 39 سالم تمام شده (دیماه90) هنوز ازدواج نکرده ام ، با وجودی که بسیار دعا و نذر و نیاز می کنم .از ابتدای سال 90 شروع به برداشتن ختم های 40 روزه کرده ام ، هر 40 روز تعدادی از دعاها ،اذکار ،زیارات،نمازها وقرائت سور قرآن کریم ، به تعداد عددی از اعداد مقدس مانند 40 سوره حشر، یس ، نباء ، واقعه ، نور ، 40 نماز امام زمان،40 زیارت عاشورا ،40 شب زیارت امام رضا(ع) بعد از نیمه شب،1001 سوره قدر به نام امام رضا(ع)،دعای مقاتل بن سلیمان،دعای سریع الاجابه،110 مرتبه دعای نادعلی، دعای توسل،استغفار،حدیث کساء،حرز حضرت فاطمه (س)و... تا اینکه در دهه عاشورا یکی از همکارانم مرا برای مردی خواستگاری کرد. یک مرد که در شرف طلاق همسرش است و یک پسر 13 ساله دارد.ظاهرا آدم خوب ،متشرع و دینداری است و احتمالاً پس از صحبت با ایشان به نتیجه مطلوبی برسم اما من توانایی کنار آمدن با چنین شرایطی را ندارم بعلاوه اینکه برای خانواده ام چنین شرایطی بسیار غیر قابل قبول است.بدون اینکه با کسی صحبتی کنم به تعداد 313 مرتبه "افوض امری الی الله ..." گفتم و سپس جواب منفی دادم ،ولی بعد از 9 هفته دوباره مطرح شد .بخاطر وجود یک پسر 13 ساله با آن مشکلاتی که نوجوانان بخصوص پسران در سن بلوغ دارند از یک طرف و به خاطر خانواده ام و حرف مردم از طرف دیگر این قدرت را در خود نمی بینم که شرایط موجود را ساده انگارم و برای صحبت و آشنایی بیشتر اعلام آمادگی نمایم. اما پیوسته این فکر مرا بخود مشغول داشته که نکند رضای خدا در همین است و این یک امتحان بزرگ برای من است؟از خدا می خواهم به من یک نشانی بدهد که بدانم باید چه کنم و نهایتاً چه جوابی بدهم؟ هیچکس جز خدا از حال درونی من آگاه نیست پیوسته بدنبال موقعیتی هستم که پدر و مادرم از خانه بیرون روند و من با حالت عجز و ناتوانی بنده گنهکاری که به بن بست رسیده و هیچ راهی برای حل مشکلش سراغ ندارد جز اینکه با حال توجه به درگاه احدیتش تضرع و زاری کنم که خدایا اگر من آن کسی که لیاقتش را ندارم برای ازدواج از تو می خواهم ولی یا قاضی الحاجات تو ارحم الراحمینی و از فضل خود اجابتم خواهی کرد اما چه کنم که من صبرم کم است ، خدایا خودت خوب می دانی که روزها و شب ها را به سختی می گذرانم و بخصوص شبها با توسل به ائمه آرام می گیرم. استاد معزز از جنابعالی استدعا دارم: 1-التماس دعای فراوان چون خیلی درمانده ام . 2-پاسخ سوال کلی بنده را بفرمایید. 3-اگر ممکن است در مشکل مذکور، بنده را راهنمایی بفرمایید چه کنم ؟ خداوند حافظ و نگهدار شما باشد و عاقبت بخیرتان گرداند. متشکرم.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: دلیل ندارد که خواستگار جدید را ردّ کنید، چه اشکال دارد اگر برای آن پسر 13 ساله مادری کنید و مشکلاتی که پیش می‌آید را به کمک پدرش مرتفع سازید، اگر خواستگارتان مرد فهمیده و متدینی است، موضوع را با خانواده‌تان در میان بگذارید و به آن‌ها دل‌داری دهید که نگران نباشند. موفق باشید
18557
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام و احترام خدمت استاد گرامی: پیشاپیش از طولانی شدن متن پرسش پوزش می طلبم (قبلش هم یک جستجوی اجمالی در سایت انجام دادم) بنده دانشجوی رشته ی فلسفه هستم. طی گفتگویی با یکی از بزرگواران، این نتیجه رسیدیم که بدون سیر مطالعاتی نمی توان به جایی رسید. لذا تصمیم بر این شد که یک سیر مطالعاتی تدوین شود که هم خودمان از آن بهره ببریم و هم مبنایی برای توصیه و کمک به دیگران باشد، البته در حد اشتراکات. لطفا در این زمینه راهنمایی بفرمایید. مقصود این است که مسائل کلامی (پنج اصل اعتقادی به همراه زیر مجموعه های آن ها) با پشتوانه های فلسفی و حکمی - خاصه حکمت صدرایی - دنبال شود. حکمت صدرایی هم با رویکرد وحدت شخصی وجود مد نظر است. اما چون خود صدرا مسائل را قدم به قدم مطرح می کند، شاید مناسب باشد که ما هم با ملاصدرا پیش برویم و قدم به قدم به رویکرد نهایی برسیم و بعد از آن به استخراج لوازم فلسفی آن رویکرد بپردازیم. لطفا بفرمایید: 1. آیا نقطه ی شروع، آثار معاصران باشد و با دست مایه ی یافته های معاصران به سراغ متقدمان برویم یا مستقیما به سراغ متقدمان برویم؟ اگر شروع از معاصرین را تائید می کنید، آیا این شیوه را تائید می کنید؟ دسته بندی موضوعات کلامی + استفاده از آثار یک متفکر معاصر به عنوان محور مطالعات، پیرامون موضوعات معین شده + استفاده از آثار چند متفکر معاصر در حاشیه ی متفکر محوری 2. آیا مطالعه ی حکمت های مشاء و اشراق و آثار کلامی را ضروری می دانید، یا برای آن مقصود، حکمت متعالیه کافی است؟ اگر مطالعه ی آن ها را ضروری می دانید، لطفا بفرمایید مطالعه ی چه آثاری در این حوزه ها را پیشنهاد می کنید؟ در صورت امکان با حفظ ترتیب آموزشی نام ببرید. (آثار صدرا در سوال بعدی آمده است) 3. آیا طرح قدم به قدم با ملاصدرا را تائید می کنید؟ توضیح اینکه اگر دغدغه ی فکری نقطه ی شروع بنده، وحدت شخصی وجود باشد و سپس لوازم فلسفی این رویکرد دنبال شود (مثل تحول مفاهیم حرکت، حدوث زمانی و ذاتی و امثال آن در نگاه صدرایی) نتیجه ای به دست می آید و یا جز بافتن و خلط مباحث نتیجه ای عاید نمی شود؟ با توجه به اینکه هنوز دیدگاه های مشائی و دیدگاه های متوسط صدرایی و ضعف ها و قوت های آن به صورت دقیق (نه اجمالی) برای بنده روشن نشده است. 4. براساس مثبت یا منفی بودن پاسخ پرسش قبل (طرح قدم به قدم یا تمرکز روی وحدت شخصی و آثار متناسب با آن) بفرمایید که چه ترتیبی را برای مطالعه ی آثار صدرا پیشنهاد می کنید؟ 5. آیا با توجه به آن مقصود، آشنایی با آثار متکلمان و فلاسفه غربی را ضروری می دانید؟ چه آثاری برای این امر پیشنهاد می کنید؟ 5. یکی از دغدغه ها برای بنده ارتباط با قرآن و روایات همزمان با مباحث حکمی بوده است. لطفا بفرمایید مطالعه قرآن و روایات به چه صورت باشد؟ آیا تفسیر و روایت موضوعی را پیشنهاد می کنید یا ترتیبی را؟ آیا تفسیر و روایت ترتیبی موجب پراکندگی ذهن و عدم انسجام نمی شود؟ خداوند پیوسته به شما جزای خیر عطا کند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در تجربه‌ی خود به این نتیجه رسیده‌ام که اگر مقدمات رجوع به حکمت متعالیه را تنظیم کنم کار جهت رجوع به فهم صدرایی اسفار هموار خواهد شد و در این رابطه کتاب‌های «ده نکته در معرفت نفس» و «از برهان تا عرفان» و «معاد» همراه با شرح صوتی آن‌ها تنظیم شد. بعد از آن فکر می‌کنم کسی «بدایة‌الحکمه» و «نهایه‌الحکمه» را خوب بخواند به‌خوبی بتواند با اسفار جلو رود.

به نظر می‌رسد اسفار کافی باشد و اگر کسی مایل باشد مطالب را عمیق‌تر بشناسد، اشارات شیخ الرئیس خوب است.

بعد از درک حضوری درست «حکمت متعالیه» لازم است فلسفه‌ی غرب فهمیده شود به‌خصوص فلسفه‌ی دکارت و کانت و هگل و هایدگر.

در حین درک عمیق حکمت متعالیه، تفسیر المیزان، راه گشوده‌ای است به سوی تفسیر قرآن به نور روایات. موفق باشید

17218
متن پرسش
با سلام: وقت شریفتان را نمی گیرم فقط بفرمایید نظرتان در مورد اینکه (هر آنچه در این دنیا برای ما حاصل می شود فقط نتیجه اعمال ما در این دنیا یا عوالم گذشته است) چیست؟ همین که بفرمایید موافق این نظریه هستید یا خیر فعلا برایم کفایت می کند هر جور صلاح می دانید. حلال کنید اگر سوال تکراری است. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به «جسمانیة الحدوث و روحانیة البقاء»بودنِ نفس، حضور نفس در عوالم دیگر معنا ندارد، تنها بحث انتخاب عین ثابته‌ی هرکس در علمِ خدا مطرح است که آن انتخاب و انتخاب‌گری همچنان تا آخر برای انسان هست و هر لحظه می‌تواند آن را تغییر دهد. موفق باشید

16382
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: 1. صله رحم کردن چه اثر روحی و معنوی دارد؟ یعنی ما موقعی که صله رحم می کنیم (احسان به نزدیکان خود می کنیم) چه اثر تکوینی در ما دارد (بجز طول عمر و....)؟ 2. حتی اگر نزدیکان ما مسلمان واقعی نباشند یا شیعه نباشند باز این تاثیر و روح پذیری هست به چه معنا؟ 3. چه رابطه روحانی در عالم معنا بین صله رحم و طول عمر ،زیادی رزق مادی و معنوی است؟ لطفا کمی شرح دهید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن مفصل است همین اندازه بدانید که رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» مى‏ فرمايند: «وَ مَنْ وَصَلَ فيهِ رَحِمَهُ، وَصَلَهُ اللهُ بِرَحْمَتِه يَوْمَ يَلْقاهُ وَ مَنْ قَطَعَ فيهِ رَحِمَهُ، قَطَعَ اللهُ عَنْهُ رَحْمَتَهُ يَوْمَ يَلْقاهُ» هركس در اين «ماه رمضان» به‏ رَحِم و آشنايان خود وصل شود، خداوند او را در روزى كه ملاقاتش مى‏ كند، به رحمت خودش متصل مى ‏گرداند و هركس در اين ماه با ارحامش قطع رابطه كند، خداوند رحمت خود را در قيامت از او قطع مى‏ كند. با توجه به اين‏كه اين دستور را دوباره تكرار مى‏ كنند معلوم است رمزى در آن است و كمال خاصى در اين كار در ماه رمضان نهفته است. به طورى كه حضرت مى فرمايند: ارتباط با ارحام در اين ماه موجب ظهور رحمت حضرت پروردگار در ابديت انسان مى‏ شود، معلوم است كه يك عنايت خاصى به صله‏ ى رَحِم در اين ماه دارند و اين كار كمالات خاصى را در پى دارد. ما وقتى جايگاه پربركت صله‏ ى رحم را مى‏ فهميم كه آثار شوم قطع رحم را متوجه باشيم، طبق دستور الهى ما حتى با محارم گناهكار خود بايد طورى برخورد كنيم كه منجر به قطع رحم نشود. شما در نظر بگيريد؛ وقتى فرزند يكى از خلفا به امام مى‏ گويد: پدرم به اميرالمؤمنين على (ع) توهين كرده است، حكمش چيست؟ حضرت مى‏ فرمايند: حكمش قتل است. مى‏ گويد: اجازه مى‏ دهيد او را به قتل برسانم؟ مى ‏فرمايند: تو، نه! چون عمرت كوتاه مى‏ شود. اتفاقاً پدرش را كشت و بعد از يك‏ سال هم خودش كشته شد. ملاحظه كنيد امام معصوم مى‏ فرمايند: حكم اين ملعون قتل است، با اين همه وقتى پسرش حكم خدا را اجراكرد و ثواب آن را برد از آثار وضعى مقابله با رَحِمِ خود در امان نماند. پيامبر خدا (ص) مى‏ خواهند ما از محروميتى كه با قطع رَحِم پيش مى‏ آيد، نجات پيدا كنيم. همان‏طور كه اگر كسى در اين ماه صله‏ رَحِم‏ بكند، خداوند روز قيامت با او از سر رحمت برخورد مى‏ كند، قطع رَحِم موجب محروميت از رحمت حضرت حق مى‏ شود، آن‏ هم در قيامت و در آن شرايط ابدى گويا قطع رحم، رحمت حضرت حق را تا ابد از انسان قطع مى ‏كند. موفق باشید

12859
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامى و عزيزمان: بنده در سوال به شماره 12829 سوالى از شما پرسيدم که متن سوال و پاسخى که شما داديد به شرح زير است و در ادامه سوال ديگرى داشتم که مطرح مى کنم: استاد بنده تن انسان و نفس و روح و فطرت و غریزه و رابطه اینها را با هم فهمیدم، اما وقتی می خواهم انسانیت و مقام امام (که انسان کل است) را وارد این مجموعه کنم جایگاهش را نمی فهمم. شما می فرمایید فطرت یک سرمایه در روح است، بعد می فرمایید نفس جان ما و فطرت جان جان ما است، پس یعنی برای فطرت مقام در نظر می گیرید؟ و اینکه می فرمایید امام جان جان انسان است، پس یعنی فطرت همان مقام انسانیت است و فطرت همان نور مقدس امام است و بعد مسئله بعدی اینکه در مورد مقام روح می فرمایید اول خلق خدا و جامع تمامی اسما خداوند است با این فرق که از خودش نیست و بعد هم می فرمایید که نور وجودی حضرت محمد (ص) اولین خلق خداوند و جامع تمامی صفات خداوند است پس یعنی این روح همان وجود مقدس پیامبر است؟ پس اینکه گفتید پیامبر یک تن دارد مثل ما یک نفس دارد مثل ما و یک وجود مقدس دارد پس یعنی در پیامبر نفس و آن نور وجودی حضرت هر دو در مقام روح هستند؟ باسمه تعالی: سلام علیکم: فطرت در انسان بالقوه است و امام معصوم تجلیِ بالفعلِ انسانیت و فطرت انسانی است و در مورد مقام نوری پیامبر می‌توان گفت که همان مقام «اول ما خلق اللّه» یعنی مقام روح باشد و در عین این‌که در وجود مقدس پیامبر، نفس پیامبر با آن مقام متحد است، ولی در هرحال مقام روح یا مقام نوری پیامبر یک مقام تکوینی است و رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» با تلاش و عبادات ممتد، نفس مقدس خود را با آن مقام متحد می‌کند. موفق باشید سوال بنده: به اين ترتيب آيا وجود قدسى پيامبر (ص) همان انسانيت است؟ پس هم انسانيت در وجود ما هست هم فطرت داريم که با اطاعت از آن به اصل خود که همان مقام روح که تمام انسانيت است وصل مى شويم. پس در نتيجه مى شود گفت ما آن قدر که از اصل خود دور شده ايم و اون را ديگر به ياد نداريم خدا امده فطرت را به عنوان چراغى در سر راه ما قرار داده و اگر از اين تن مادى خارج شويم ديگر فطرت را نداريم، پس يعنى مقام امام همان وجود مقدس پيامبر (ص) است. و اينکه بگيم فطرت مقام است اشتباه است بلکه فطرت پرتويى است از آن انسانيت کاملى که در وجود ما هست. در نتيجه مقامات ما مى شود تن و نفس و روح که روح مقام همان انسانيت کل است که همان مقام امام است پس جان جان ما روح است نه فطرت؟ در پناه حق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فطرت در عموم انسان‌ها به صورت بالقوه است و گرایش به خوبی‌ها در انسان مطرح است ولی فطرت در امام به فعلیت تبدیل شده و لذا مقام امام عین کمال و خوبی و پاکی است. و روح باطنِ فطرت است که اولیاء الهی از انوار و تشعشعات آن بهره‌مند می‌شوند. عرایضی در جلسات پنجاهم به بعد شرح کتاب «مبانی نظری و عملی حب اهل‌البیت علیهم‌السلام» در این مورد شده. موفق باشید

12558
متن پرسش
سلام: طاعات و عبادتات شما مورد قبول حق ان شاءالله. راستش در مجلسی نشسته بودیم و بحث به سمت شهدای مدافعین حرم رفت و یکی از حاضرین بعد از شنیدن کلمه «شهدا» از خود واکنش نشان داد و گفت: کدام شهید؟! آنهایی که در خارج از ایران می میرند اولا به وظیفه شان عمل می کنند و ثانیا پول خونشان را می گیرند و بعد به ماموریت می روند. الان فقط می خواهم بدانم که اگر شما بجای حقیر در آن مجلس حضور داشتید چگونه پاسخ آن حرف را می دادید و دفاع می کردید؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر طرف را آماده‌ی تذکر می‌دیدم به او می‌گفتم که قضیه‌ی دفاع از حرم حضرت زینب«سلام‌اللّه‌علیها» دفاع از نمادهای دیانت و مقاومت است به همین جهت جریان استکباری صهیونیستی تکفیری داعش با آن نماد مقابله می‌کند و عزیزان ما به‌خصوص شیعیان غیرتمند افغانستان که ریالی برای دفاع از آن حرم نمی‌گیرند، غوغاها کرده‌اند و شهادت‌ها داده‌اند. چه کسی حاضر است برای پول و گرفتن خون‌بهای خود در چنین راهی قدم بگذارد؟! بعضی‌ها هرگز معنای شهادت و ایثار در راه خدا را نخواهند فهمید و مجبورند با این واژه‌های بسیار سطحی، کارهای بزرگ را برای خود معنا کنند و برای همیشه در انکار از حقیقت به‌سر برند. موفق باشید

12365
متن پرسش
ايمان چيست؟ چگونه از علم به ايمان به عمل به ايمان برسيم؟ چگونه خود را براي يك ايمان انقلابي بسازيم؟ رابطه روحيه ي انقلابي با ايمان چيست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علم حقیقی علمِ به حقایق است، مثل ایمان به خدا و ملائکه‌ی الهی. و ایمان حقیقی ارتباط قلبی با خداوند و ملائکه‌ی الهی می‌باشد و هراندازه بیشتر رعایت دستورات شریعت الهی را بنماییم، بیشتر از حیطه‌ی علم به حیطه‌ی ایمان می‌رسیم و نقش حضرت حق و ملائکة اللّه را بیشتر می‌یابیم و تأثیر آن‌ها را در زندگی فردی و اجتماعی خود بیشتر رشد می‌دهیم. و ایمان انقلابی یعنی به‌جای تأکید بر نقش مستکبران در سرنوشت بشر بر نقش عوامل معنوی در سرنوشت بشر تکیه کنیم و این یکی از اصول هفتگانه‌ی شخصیت حضرت امام«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» بود که در 14 خرداد امسال حضرت امام خامنه‌ای«حفظه‌اللّه» به ما متذکر شدند. موفق باشید

11462
متن پرسش
سلام علیکم: قربانتان روم من می‌خواهم از همین حالا خودم را برای شب قدر آماده کنم، همین‌طور برای ماه‌های رجب و شعبان و رمضان که نهایت سیر را داشته باشم و قلبم محل ذکر خدا شود. خلاصه نهایت نهایت استفاده را بکنم از این سه ماه و شب‌هایش. این را هم ذکر کنم که بر هدفم خیلی‌خیلی جدّی‌ام و چنان‌که دستورالعملی بفرمایید با تمام قوا عمل می‌کنم. با تو جه به این‌که امسال کنکور دارم چه اعمالی را انجام دهم؟ چیزی فوق انجام واجبات و ترک محرمات و گناه می‌خواهم (درس هم می‌خوانم) این‌ها را انجام می‌دهم، اما چیزی بالاتر می‌خواهم. لطفا اگر صلاح می‌دانید کتابی عنایت فرمایید. دوباره ذکر کنم خیلی جدی‌ام و می‌خواهم آخر ماه رمضان به جایی رسیده باشم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مسیر رجوع به حضرت حق آنچه حجاب‌ها را برطرف می‌کند اعمال زیاد نیست، از یک طرف عمیق‌شدن در «توحید» است ، و از طرف دیگر عبادات را با حضور قلب انجام‌دادن. بعد از مباحث معرفتی مثل «ده نکته در معرفت نفس» همراه با صوت آن و «برهان صدیقین» همراه با صوت شرح آن، کتاب «روحِ مجرد» از آیت اللّه تهرانی و سپس کتاب «اللّه شناسی» از ایشان، إن‌شاءاللّه کمک‌تان می‌کند. به خدا توکل کنید. موفق باشید

11211
متن پرسش
با عرض سلام: نظر شما در مورد اتفاقاتی که پس از فوت مرتضی پاشایی- خواننده معروف- و جمعیت زیادی که برای تشییع او آمده بودند و بازتاب گسترده ای که در سطح جامعه داشت چیست؟ آیا این حادثه نشان از گسترش پرشتاب غربزدگی در جامعه نیست؟ آیا این وقایع همچون آژیر هشداری نیستند که گهگاه ما را از خواب و خیال خوش سیر به سوی تمدن اسلامی بیدار می کنند؟ ما هم همچون غرب گروه های مرجع اجتماعی مان خوانندگان و هنرپیشه ها شده اند. شما برای وضعیت نسل جوان و آتی نگران نشدید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این هست، ولی تلویزیون هم برای آن‌که جریان‌های منفی، مرحوم پاشایی را مصادره نکنند در حضور زیاد مردم در تشییع ایشان نقش داشت، از طرفی تمدن اسلامی جایی هم برای این افراد دارد. موفق باشید
11208
متن پرسش
سلام علیکم: استاد ما هفته ای یک جلسه کلاسی در مسجد برگزار می کنیم برای نوجوانان رده سنی 13 الی 16 سال در رابطه با مباحث اعتقادی، لطفا چند کتاب به من معرفی کنید که بتوانم از آنها استفاده کنم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءاللّه کتاب‌های «جوان و انتخاب بزرگ» و «چه نیاز به نبی» مفید می‌افتد. از کتاب «نامه‌های بلوغ» مرحوم صفائی حائری هم غافل نباشید. موفق باشید
8800
متن پرسش
با سلام: در مورد علم غیر دینی که فرمودید: «علوم تجربی ترکیبی از تجربه‌ی دانشمندان به اضافه‌ی تعبیر و تفسیر آن‌ها است و تفسیر و تعبیر آن‌ها صرفاً دینی نیست» به هر حال در بخش طبیعت آن چیزی که آنها دارند رویش کار میکنند شی ء است و خدا خالق کل شی ء است و از طرف دیگر خودِ فکر و تجربه ی دانشمند که ریشه در تفکر و تعقل وی دارد نیز داده ی خداوند است پس ریشه ایی بخواهیم بحث کنیم علم غیردینی نباید باشد. میماند خراب کاری که یا در اثر مصرف سوء است یا خلاف فرمان الهی رفتن. لطفا نظرتان را بفرمائید.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: موضوع عمیق‌تر از این حرف‌ها است به همین جهت عرض کردم کتاب «علم و دین» ایان باربر مطالعه شود. در آن کتاب بحثی تحت عنوان «تصور قرن نوزدهمی با تصور قرن بیستمی» به میان می‌آورد و روشن می‌کند نباید از تفاوت تجربه و علوم تجربی غفلت کرد. موفق باشید
7641
متن پرسش
باسلام خدمت استاد بعد از ظهور عالم مدرنیسم سیستم ها بشدت افزایش یافته در عهد قدیم مدیریت هر بخش از جوامع بعهده معدود افراد بود اما در تمدن غربی فقط برای نظام بانکی صدها سیستم بانکی وجود دارد و در آن فقط برای یک بانک گمنام تعداد زیادی مدیر وجود دارد ساختار این سیستمها هم بشدت پیجیده شده اند . علت و نسبت تکثر سیستمها و پیچیدگی آن با مبانی غرب چیست ؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: همین‌که نظر انسان از عالم وحدت به عالم کثرت افتاد با هزاران مسئله روبه‌رو می‌شود و همچنان در کثرات سرگردان است، این همان نظر به شجره‌ی ممنوعه بود که بنا بود آدم و حوا به آن نزدیک نشوند وگرنه باید با هزاران برگ ضعف‌ها و زشتی‌های خود را بپوشانند. موفق باشید
7508
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد سوالم را در دو سطح عرض می کنم: اجمال: رازقیت اختصاصی خدا برای طالب علم چه معنایی دارد؟ آیا طلبه می تواند با تکیه به این مطلب کار کردن را رها کند؟ تفصیل: اگر فرد در حال خواندن علوم اسلامی است (حوزه با دانشگاه) و شهریه ای هم از جایی دریافت نکند و قصد ازدواج داشته باشد، برای مخارج خانواده چه کند؟ با توجه به روایاتی که در مورد تضمین رزق طالب علم وارد شده: 1- اگر به کارکردن روی بیاورد اولا به این رازقیت خدا برای طلبه اعتماد نکرده و ثانیا نتیجه اش ضربه خوردن (کم یا زیاد) به درس است؟ 2- اگر با امید به این روایات و توکل به خدا کار نکند، از این نگران است که اولا سربار خانواده بوده و دستش جلوی آنها دراز باشد، ثانیا به تن پروری و راحت طلبی و سختی نکشیدن خو بگیرد و نیز درد مردم را نفهمد. با تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم آن روایات نظر به آن دارد که طالب علم در بستری قرار می‌گیرد که برای طلب رزق نیاز نیست کاری اضافی انجام دهد بلکه خداوند در مسیر علم‌آموزی و ارائه‌ی آن خداوند رزقش را می‌رساند و بیشتر نظر به علوم دینی دارد زیرا علوم غیر دینی را فضل می‌گویند. و از طرفی طلبه باید به اقتضای علم دینی‌اش زندگی ساده‌ای را انتخاب کند که مجبور نشود کار دیگری جز آنچه در مسیر شخصیت علمی‌اش است انجام دهد 2- وقتی طلبه کار علمی خود را ادامه داد و به خدا توکل کرد خداوند نمی‌گذارد در بماند و یا خوار شود. موفق باشید
5739
متن پرسش
با سلام.اینکه می گویند:تا یار که را خواهد و میلش به که باشد،واقعا در مورد خداوند صادق است؟واقعا پشت پرده چیزهایی است که ما خبر نداریم؟واقعا بعضی ها انتخاب می شوند؟ یا اینکه جناب حافظ می گوید:گر چه وصالش نه به کوشش دهند،هر قدر ای دل که توانی بکوش.استاد من واقعا در زندگی مشاهده می کنم بعضی ها یک چیزهایی دارند که بقیه ندارند یک جور خوبی ذاتی یک جور خاص بودن یک جور درک و فهم خیلی عمیق که وقتی دقت می کنی می بینی هیچ ربطی به اکتساب ندارد.انگار برگزیده هستند.شما اینچنین افرادی را دیده اید؟بعضی ها هر چقدر زور می زنند و تلاش می کنند نمیشود که نمیشود، نمی توانند.شما قبول دارید؟من همیشه احساس می کنم یک نظر خاصی با بعضی ها است یک عنایت ویژه که با هیچ فرمولی قابل پیش بینی نیست و فقط به فرد داده اند و انگار در گرفتن آن عنایت خوش شانس یا مجبور بوده است!شما قبول دارید؟انسان به چهره بعضی ها نگاه می کند میفهمد این آدم خاصی است و بعدا آدم بزرگی می شود و خاص و ویژه است گرچه یک کودک یا یک آدم کاملا معمولی باشد.بعضی ها با سن کم یک افق هایی دارند یک حرف هایی می گویند که محال است آن را به دست آورده باشند یا کار خاصی انجام داده باشند که مثلا مورد عنایت واقع شده باشند.همیشه فکر می کنم اینها ذاتا یک چیز خوبی(که نمیدانم از کجا آمده) دارند یک گوهری در درونشان است یک برگزیدگی ای دارند که خدا همینجوری بهشان می دهد.
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: بنده هم قبول دارم ولی این جمله‌ی استاد آیت‌اللّه حائری شیرازی را هم قبول دارم که: «هرکه داراتر است بدهکارتر است» و لذا اگر ابتدا توفیقی به کسی دادند به همان اندازه سر او بیشتر به خطر است. بیا ما با همین پای لنگ، لنگان لنگان برویم و به رضایت الهی امیدوار باشیم چون او إن‌شاءاللّه از ما زودتر راضی می‌شود. موفق باشید
5478
متن پرسش
بسمه تعالی نظر حضرتعالی راجع به وزرای پیشنهادی دولت و بالاخص نقش برخی از ایشان در فتنه 88 و امکان آسیب رسانی ایشان در این برهه حساس چیست؟ آیا با این دولت می توان به پیشرفت در مسیر انقلاب امیدوار بود باتوجه به اینکه افرادی را در ابتدا بر سر کار آورده که همجنان ارداتمند و پیرو خط دولت اصلاحات در سالهای 78 تا 84 می باشند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم فعلاً نباید ذهن خودمان را مشغول این حرف‌ها بکنیم ما کارهای به‌جا مانده‌ی زیادی داریم فرصتی به‌دست آمده که ما به آن کارها بپردازیم. هنوز ملت ما با این که انقلاب کرده‌اند و انقلاب را هم قبول دارند نمی‌دانند جایگاه تاریخی انقلابشان عبور از غرب است و نه کنارامدن با فرهنگ استکباری غرب. هنوز ما نمی‌دانیم با کدام از قرائت از دین می‌توانیم نسل آینده را آماده‌ی ادامه‌ی انقلاب کنیم و از نگاه‌ حماسی عرفانی امام غافلیم. موفق باشید
4215
متن پرسش
سلام علیکم،خدا قوت ، در جلسات مذهبی و معرفتی که جوانان برای رشد و سلوک در آنها حاضر می شوند دیده می شود که افراد کمتری حقیقتا مردانه می ایستند و باقی می مانند و عده ای در میان راه جدا می شوند ، حالا یا مخالف شده و یا بی توجه ، راه دیگری میروند. با اینکه در ابتدا عاشقانه شرکت می کردند و گمان هم نمی کردند روزی کناره بگیرند اما این اتفاق می افتد مثلاً در کتاب اسوه عارفان(ص167) از قول آیت الله مرندی نوشته است بعضی افرادکه هفت هشت سال در خدمت آیت الله قاضی(ره) بودند ایشان را رها میکردند و می رفتند؛ بنده نیز مواردی از این دست دیده ام که فرد از طریق رسیدن به شخصیتی جامع و کامل جدا میشود و به دین ارثی و سطحی بسنده کرده و استعدادش ضایع میگردد. می خواستم از شما سوال کنم که این مانع سلوک را چطور ارزیابی و نظر می کنید؟ و توصیه تان چیست؟ یاحسین علیه السلام
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این مربوط به نوع تعریفی است که انسان‌ها برای زندگی دینی خود کرده‌اند، تنها آن‌هایی تا آخر در این راه‌ها می‌مانند که ازکمتر از اُنس با عین ثابته‌ی خود قانع نباشند، که خدا روزی ما بکند. موفق باشید
نمایش چاپی