بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
8368
متن پرسش
سلام علیکم ؛ اگر شنیده باشید قرار است در روز 17 اردیبهشت ماه ، مردم تهران در تجمعی گسترده از مسئولان کشوری درخواست نمایند که وظایف خود را در قبال مسئله عفاف و حجاب به طور کامل انجام دهند ... می خواستیم در این خصوص ما را از راهنمایی خود بی بهره نگذارید.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: این‌که باید مسئولان متعهد به ارزش‌هایی باشند که انقلاب اسلامی بر آن تأکید دارد و به آن‌ها متذکر وظائفشان شویم خوب است ولی باید متوجه باشیم طرح و حل مسائل منوط به درک و امکان و شرایط تاریخی ما است و ما باید در نظام فکری و فرهنگی خود ریشه‌ی بی‌حجابی‌ها را بخشکانیم ودر این مورد باید فشار آورد که کارهای فرهنگ سر و سامان بگیرد.. موفق باشید
5842

زندگی برزخیبازدید:

متن پرسش
باسلام خدمت استاد عزیز ا-اینکه در کتاب معاد گفته شده که در برزخ زمان نیست به چه معناست؟ زیرا درایه 45و46 غافر در مورد فرعونیان گفته شده هر صبح وشام در برزخ برانها اتش عرضه میشود .ایا صبح وشام نشانه زمان نیست ؟ 2-ایا فرقی بین کسی که مثلا1000سال پیش مرده ووارد برزخ شده با کسی که اکنون میمیرد وجود دارد ؟زیرا کسی که قبلا مرده نسبت به این شخصی که هم اکنون مرده مدت بیشتری در برزخ است واین به ضرر اوست خصوصا اگر که مومن هم نباشد. میخواهم از زبان خودتان بشنوم باتشکر از شما استاد گرامی
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: 1ـ با توجه به این‌که علامه طباطبایی«رحمةالله‌علیه» برزخ را هنوز وجهی از زندگی زمینی می‌دانند، برزخیان صبح و شام زمین را درک می‌کنند. 2ـ برزخ دوره‌ی آمادگی است برای ورود به قیامت همه، حتی با نابودی زمین آنقدر در برزخ می‌مانند تا جهت قیامت آماده شوند. در این حال برای مؤمنین که ضرر ندارد برای کفار که در قیامت به عذاب سخت‌تری دچار می‌شوند نیز ضرر ندارد. موفق باشید
5459
متن پرسش
باسلام طبق جواب سئوال5345 که در جواب آخرین سئوال فرموده بودید:خیر، چون از محدود نمی‌توان نامحدود را به‌دست آورد. این افراد در زندگی به بن‌بست می‌رسند، سئوال من این که کسانی که فطرتا نامحدود هستند ولی در دنیا مصداقشان محدود بوده در آن دنیا(برزخ و قیامت) سیر نامحدود می توانند داشته باشند چون شما قائل به سیر تکاملی در ان دنیا هستید؟ 2. فرموده بودید برای معراج السعاده اگر استاد اهلی را پیدا کردید بخوانید حال اگر امکان دارد ویژگی استاد اهل را بفرمایید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: سیر تکاملی در برزخ و قیامت به معنای داشتن ارداه برای ایجاد شخصیت جدید ممکن نیست ولی تکامل به معنای رفع حجاب و رسیدن به ابعادی از شخصیت ایمانی خود که نیاز به رفع حجاب قبلی دارد ممکن است. با این حال آنچه در برزخ و قیامت شخصیت انسان را می‌سازد ارداه‌ها و انتخاب های اوست و نه فطرت او. هرکس حتی یزید فطرت بی‌نهایت طلب دارد ولی جزء شخصیت خود در نیاورده و مطابق فطرت خود انتخاب نکرده 2- اگر بخواهم مختصر بگویم باید با شخصیت انقلابی، سیاسی و فلسفی و عرفانی امام آشنا باشد و جایگاه قدسی رهبری انقلاب را نیز بشناسد وگرنه ما را گرفتار اسلام و اخلاق سکولار می‌کند. موفق باشید
4315
متن پرسش
سلام عرض میکنم خدمت استاد طاهر زاده آیا به تعداد همه انسان ها راه رسیدن به خدا وجود دارد؟ نظر شما نسبت به نظریه نسبیت انیشتین چیست؟ با تشکر از شما
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر انسانی از نظر وجودی یک مسیر است برای رسیدن به خدا به شرطی که خود را در مسیر شریعت الهی قرار دهد. در مورد نسبیت انیشتین در جواب سؤال شماره‌ی 4296 عرایضی داشتم. موفق باشید
3267
متن پرسش
با سلام نظر جنابعالی در مورد این حدیث که می فرماید هر انقلابی تا قبل از ظهور شکست می خورد چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: قبلاً عرض شد. منظور انقلابی است که به اسم حضرت مهدی«عجل‌الله تعالی‌فرجه» و با ادعای آن‌که رهبر آن حضرت ولی‌عصر«عجل‌الله تعالی‌فرجه» است، محکوم به شکست است. موفق باشید
3159

عالم انسانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم . در ابتدای کتاب عالم انسان دینی فرموده اید که نمیتوان تعریف دقیقی از عالم داشت . نمیشه گفت مجموعه ای از ماده ها و مجردات؟منظورتون از اینکه نمیشه از عالم تعریف کرد دقیقا چیه؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: چون عالَم موضوعی است بیرون از زمان و مکان و جنبه‌ی وجودی و حضوری دارد تعریف بردار نیست. موفق باشید
3095
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد محترم سوال بنده از شما این است که من حدود دو سه ماهی است که به لطف خدا شروع به حفظ قرآن کرده ام در ابتدا علاقه زیادی داشتم ولی الان میل چندانی به حفظ ندارم ولی همسرم اصرار زیادی به حفظ من دارندمیخواستم بدانم به نظر شما من به حرف همسرم گوش بدهم واین راه را ادامه دهم یا فعلا حفظ را قطع کنم وهر وقت حال داشتم دوباره به سراغش بروم ،همچنین الان که من مقداری از قران را حفظ کرده ام باید محفوظاتم را نگه دارم و اگر آنها را فراموش کنم در قبالش مسؤلیت دارم ؟با توجه به اینکه من وقت آزاد دارم وهنوز در بسیاری از مسایل دینی و اعتقادی مشکل دارم و معرفت لازم را از دین و قرآن ندارم استاد محترم در مورد آخر لطفا برنامه ای به من بدهید تا بیشتر با دین و قران آشنا شوم و معرفت لازم را در این زمینه بدست آورم با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: گفت: «هرکسی را بهر کاری ساختند.... میل آن اندر دلش انداختند» ما مأمور به تدبر در قرآن هستیم، اگر روحاً آمادگی حفظ آن را ندارید نباید به روحتان فشار آورید که از کارهای دیگر باز شود. چه کسی گفته اگر انسان آیاتی که حفظ است و بعد فراموش کرد مسئولیت دارد؟ بنده توصیه می‌کنم اگر آمادگی دارید یک دور تفسیر المیزان را مطالعه بفرمایید. بنده در رابطه با چگونگی کار با المیزان عرایضی در آن جزوه داشته‌ام شاید مفید افتد. موفق باشید
2572
متن پرسش
با سلام جناب استاد در خصوص بحث ماهیت و وجود من دچار مشکل شدم چون حس میکنم در بحث اصالت وجود مطلب به نحوی ارائه میشود و در بحث وجود ذهنی به نحو دیگر در اصالت وجود مطرح میشود انچه در خارج تحقق دارد وجود است بعد نفس ما از طریق قوای خود با وجود خارجی ارتباط پیدا میکند و وجود خارجی که دارای تشکیک هست را بصورت صور و ماهیتها درک می نماید یعنی ما در خارج صورتها و ماهیت نداریم و وجود خارجی به صورت وجودی برای ما محسوس نیست بلکه معقول است و توسط براهین به وجود ان پی میبریم بلکه به صورت ماهیت ها انرا درک میکنیم و نفس انها را در اثر ارتباط با وجود خارجی میسازد ولی در خارج ماهیت نداریم بعد این ماهیت بوسیله نفس در ذهن تحقق پیدا میکند که همان وجود ذهنی میشود یعنی اگر ما از ذهن ازاد شویم دیگر عالم خارج را بصورت ماهیتها نمیبینیم این ان چیزیست که از اصالت وجود فهمیده میشود. ولی در بحث وجود ذهنی میگوییم در خارج صورتها را داریم نفس از طریق قوا انها را میگیرد و در ذهن تحقق میدهد این خلاف بحث اصالت وجود است یا عوارض که جز ماهیت ها هست را میگیرد در صورتیکه ما در بیرون عوارض نداریم بلکه نفس وقتی وجود خارجی را بصورت ماهیت درک کرد ان ماهیت را به جوهر و عرض تقسیم میکند در صورتیکه ما در بیرون فقط وجود داریم که نه جوهر است نه عرض سوالی دیگر هم پیش میاید و ان این است که اگر ما قبول کنیم نفس وقتی صورتها را تشکیل و تحقق داد چرا همین را درباره خارج نگوییم که در بیرون هم ما صورت داریم و انها توسط وجود تحقق پیدا کرده است که البته با بحث اصالت وجود تداخل دارد چون انجا میگوییم اگر در خارج هم ماهیت داشته باشیم یا باید با وجود متحد باشد و الی اخر حالا همین در مورد وجود ذهنی هم پیش میاید که این صورتها در ذهن ایا با وجود متحد است و همان بحثها خلاصه ما نفهمیدیم چه شد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: همین‌طور که مستحضرید اصالت وجود روشن می‌کند وجود در مراتب مختلف و یا در شرایط و زمینه‌های مختلف به صورت‌های متفاوت ظهور می‌یابد، حال اگر آن صورت ـ که چیزی نیست جز حدّ وجود ـ در ذهن آمد از آن‌جایی که عارضی بر ذهن شده چیزی جز حقیقت شیئ خارجی است. می‌گوییم همان وجود است که در مرتبه‌ای خاص ـ که وجود در آن مرتبه نسبت به مرتبه‌ی شیئ خارجی در مرتبه‌ی بالاتری قرار دارد که موجب مجردشدن آن وجود شده - به صورت علم ما در آمده زیرا نفس ناطقه با روبه‌روشدن با شیئ خارجی مستعد می‌شود تا وجودی با همان صورت در ذهن خود ابداع کند که به آن وجود ذهنی می‌گویند که به حمل اولیِ ذاتی همان شیئ خارجی است هرچند از نظر درجه‌ی وجودی در مرتبه‌ی علم قرار گرفته. فراموش نفرمایید وجود ذهنی چیزی نیست جز علم و علم مقول به تشکیک است، یعنی یک حقیقت وجودی است. پس در هر حال اصالت وجود ثابت است و ماهیت بالعرض مطرح است. موفق باشید
1365

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم.با سلام خدمت استادطاهرزاده.امیدوارم در پناه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف سربلند و سلامت باشید.پیشاپیش شهادت امام جواد علیه السلام را تسلیت عرض می کنیم.استادعزیز برادری داشته ام پانزده ساله که شانزده سال پیش در اردویی که با یکی از مراکز فرهنگی رفت و آنها بدون مجوز بچه ها را به سد برده بودند غرق شد.ما تمام تلاش خود را کردیم تا فهمیم چگونه این اتفاق افتاد ولی به دلایل مختلف روشن نشد و ما به ناچار رضایت دادیم.خیلی از خدا خواستیم که اگر کسی مقصر بوده روشن شود تا بتوانیم انتقام خونش را بگیریم.چندتا از مسئولین این کار عزیزان خود را پس از مدتی از دست دادند و ما هم به امید اینکه روزی امام زمان علیه السلام انتقام او را میگیرد تقریبا ماجرا را رها کردیم.اما حالا بعضی وقتها عذاب وجدانهای شدیدی میگیرم که نکند مرحوم برادرم منتظر انتقام خونش باشد و از ما ناراضی.آنقدر فکرهای منفی بهم حمله ور می شود که به همه حتی به پدر و مادرم بدبین می شوم و گاهی هم به خودم که نکند به خاطر اشتباهات و گناهان دارم تاوان میدهم و بدتر اینکه گاهی به خود مرحوم هم شک میکنم با همه عاتقه و وابستگی که به ایشان داشتم.این حالت را بقیه اعضای خانواده کم و بیش دارند و زندگی ما خیلی تحت تاثیر این ماجرا قرار گرفته است.حالا از شما تمنا دارم مرا راهنمایی بفرمایید که چه کنم؟امروز صبح به قرآن استخاره زدم آیه28سوره مبارکه نور آمد.منتظرم.با تشکر.من الله توفیق.ربنا افرغ علینا صبرا.التماس دعا.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: اولاً: این‌که مؤمنین به همدیگر تسلیت می‌گویند، تسلیت به معنی فراموشی است و از خدا می‌خواهند که آن مصیبت را از ذهن بازماندگان متوفی ببرد، زیرا شخص متوفی وارد یک زندگی دیگر شده و دارد در آن‌جا زندگی برزخی خود را می‌گذراند، ما هم باید زندگی خود را بکنیم و هر هفته برایش خیرات بدهیم. سعی کنیم ذهن خود را مشغول او نکنیم، این شیطان است که ما را متوجه انتقام می‌کند تا از زندگی خود بازمان کند. مواظب باشید کسی را متهم نکنید، گذشت کنید تا خداوند نیز از شما و کوتاهی‌های برادرتان بگذرد. موفق باشید
445

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی لطفاً یک سیر مطالعاتی از کتب حضرت آیت‌الله‌جوادی«حفظه‌الله‌تعالی» ارائه کنید . بنده به لطف خدا بحث آشتی با خدا و ده نکته را کار کرده و تقریباً دو سوم از کتب شهید مطهری «رحمت الله علیه» را مطالعه کرده ام .
متن پاسخ
بسمه تعالی . علیک السلام حقیقتا در مورد جواب سوال شما کار نکرده ام
12360
متن پرسش
با سلام و احترام وتبریک این اعیاد: به نظر شما کل زدن، دست زدن و استفاده از سبکهای موسیقی در مراسمات جشن ائمه (ع) جایز است؟ وقتی به این مراسم ها می روم بیش از آنکه عظمت و بزرگی ائمه را حس کنم، احساس می کنم آنه را در حد خودمان پایین آوردیم که اینگونه برایشان جشن می گیریم. آیا واقعیت هم همین است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً سیره‌ی ائمه با حضور هر نوع موسیقی فاصله دارد و اساساً موسیقی ما را از اشارات بلند و عمیقی که اهل‌البیت در منظر ما قرار داده‌اند، محروم می‌کند. به همین جهت نه‌تنها نباید خودمان به چنین کارهایی دست بزنیم، باید در چنین جلساتی حاضر نگردیم. می‌ماند که مردم عوام چون راهی جهت تجلیل از امامان‌شان نمی‌شناسند در این حدّ عمل می‌کنند. آری! حرام نیست، ولی بهره‌ای آنچنانی هم برای آن‌ها نخواهد داشت. موفق باشید     

10718

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: امیدوارم حالتون خوب باشه. اگه خدا بخواهد بنده اربعین عازم کربلا هستم. از شما استاد عزیر توصیه‌هایی را برای استفاده‌ی هرچه بیشتر از این زیارت به عرش الهی را دارم. می‌خواهم از زبان خودتان هر چند کوتاه بشنوم. خواهشا مرا به خواندن کتاب‌ها رجوع ندهید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در مقاله‌ی «حضور تاریخی ما در راستای اربعین حسینی» که در حال حاضر روی سایت هست دارم، إن‌شاءاللّه مفید خواهد بود. در ضمن در جزوه‌ی «زیارت و دعا» در قسمت زیارت، عرایضی داشته‌ام. موفق باشید
9955

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی. سلام: کودکان ما که شروع به نقاشی کشیدن می کنند نباید اجازه دهیم تصویر انسان و حیوان بکشند تا روحشان با محسوسات انس نگیرد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: تا آن‌جا که ممکن است این کار که می‌فرمایید خوب است چون حضرت صادق«علیه‌السلام» در این موارد می‌فرمایند: « الشَّجَرِ وَ نَحْوه » چیزهایی مثل درخت یا نهر بکشند. موفق باشید
9544
متن پرسش
سلام علیکم: بعضی می گویند: اگر بگوییم فلان مشکل یا فلان سختی بوجود می آید، آن مشکل یا سختی بوجود می آید. آیا چنین چیزی بواقع صحیح است؟ اگر اینگونه است حتمی است یا ممکن است واقع شود؟ 2. بالعکس مورد قبل می گویند اگر بگوییم فلان کار خیر واقع می شود. پس واقع می شود. آیا این صحیح است و اگر صحیح است حتمی است یا ممکن است واقع شود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهم‌رفته می‌فرمایند: زبان؛ مقدِّر است به همان معنایی که می‌فرمایند، و به همین جهت به ما فرموده‌اند: «تفعلوا بالخیر» یعنی امید به ظهور خیر برای خود داشته باشید. با این‌همه باید زمینه‌ی آن در شخصیت و رفتار ما باشد. موفق باشید
9003
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد بزرگوار: بنده هنگام گوش دادن به برخی از موسیقی ها دچار یک احساس خیلی خوبی میشم و حس میکنم که این احساس به نوعی باعث تقرب و شناخت بیشتر خداوند هست. مثلا وقتی به برخی از آهنگ های آقای سراج گوش میکنم احساس میکنم این موسیقی ها باعث افزایش حالات عرفانی در انسان میشه. سوالی که دارم اینه که آیا این احساس کاذب هست یا حقیقی؟ و اگر کاذبه دلیل اون چی هست؟ یعنی موسیقی میتونه در مواردی قلب انسان رو به خدا نزدیکتر کنه یا فقط توهمه؟ با آرزوی طول عمر با عزت برای شما استاد عزیز و بزرگوار
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حوزه‌ی موسیقی، مرتبه‌ی خیال انسان است، اگر انسان‌ها طالب حضور در مقام قلب و روح هستند باید از موسیقی عبور کنند و در این راستا اهل‌البیت«علیهم‌السلام» هیچ رجوعی به موسیقی نداشتند. موفق باشید
7655
متن پرسش
با عرض سلام و ادب خدمت جنابعالی در مورد داستان زیبای حضرت خضر و موسی علی نبینا و علیهما السلام ایا می توان گفت حضرت موسی خواهان رسیدن به مقام کشفیات ذاتیه بوده و برای همین خداوند او را به حضرت خضر ارجاع می دهد چون مرحوم علامه طهرانی می گوید در کشفیات ذاتیه هست که سر قضا و قدر برای سالک هویدا می شود و با توجه به اینکه 3 داستان مطرح شده ذیل ملاقات موسی و خضر در مورد سر قضا و قدر است ایا می توان این مطلب رسیدن به کشفیات ذاتیه را برای حضرت موسی مطرح نمود. با تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: به نظرم نکته‌ی خوبی است. زیرا سالک باید در مقام فنای ذاتی در شرایطی قرار گیرد که از خود هیچ ارده‌ای بروز ندهد و شرط حضرت خضر«علیه‌السلام» با حضرت موسی«علیه‌السلام» نیز همین بود که «فَلا تَسْئَلْنی‏ عَنْ شَیْ‏ءٍ حَتَّى أُحْدِثَ لَکَ مِنْهُ ذِکْراً» سؤال نکن تا خودم برایت به موقع بگویم. موفق باشید
7189
متن پرسش
باسلام وخداقوت دوستی دارم که ادعامیکند برخی ازمسائل به اوالهام میشود ومیتواندتاحدکمی ذهن دیگران رابخواندومیتواندشخصیتهایی که مثل اوهستندرابشناسدومیگویدموردی درموردآینده به اوالهام شده است که فکرمیکندوقوع پیداخواهدکرد.لطفاراهنمایی بفرمایید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نه خودش به این حالاتش اعتماد کند و نه شما، زیرا خطر ورود شیطان در این خطورات بسیار زیاد است. موفق باشید
5804
متن پرسش
با سلام و احترام می خواستم بدونم نظر شما در مورد دیدگاه و آثار مرحوم شیخ علی صفایی (ع-ص) چیست ؟ آیا دیدگاه ایشان را به دیدگاه خودتان نزدیک می دانید ؟ در صورت امکان توضیحات کامل ارائه فرمایید التماس دعا یاعلی
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: بنده قبلاً نظرم را در رابطه با محتوا و روش عالمانه‌ و همه‌جانبه‌ی آثار مرحوم حضرت استاد صفایی عرض کرده‌ام. در جواب شماره 1570 موفق باشید
4343
متن پرسش
با عرض سلام خدمت جنابعالی استاد ایا دی وی دی نقد اقایان دهقانی و موسوی را بر کتاب سلوک ذیل شخصیت امام خمینی علیه الرحمه دیدید؟ البته اقای دهقانی در وبلاگش نوشته بود چند مرتبه از گروه المیزان درخواست کردیم در همان خانه مشروط جلساتی با حضور استاد گذاشته شود تا نقدهای خود را بیان کنیم ولی از جانب شما گفتند که فرصت ندارید ظاهرا بعد تصمصم گرفتند به تهیه این دی وی دی . البته نقد تفکرات مشکلی ندارد ولی بنده که حدود یک ساعتی از انرا گوش دادم حس کردم اقایان عجله کردند مثلا اقای موسوی می گفت شهدا نشان میدهند برای طی راه امام نیازی به اشنایی با مبانی نظری ایشان نیست؟ خوب بحث این است که اولا شهدا طبق دستور امام در ان مقطع خاص رو به جبهه اوردند از طرفی در همان جبهه ها هر وقت فرصتی بود کارهای مطالعاتی در بین خیلی از بچه ها رایج بود یا مثلا رزمندگانی که اسیر میشدند و دستشان از جبهه کوتاه بود رو می اوردند به حفظ قران فراگیری زبانهای بیگانه و کارهای دیگر یعنی واقعا این خلط مبحث است یا خیلی از همین رزمندگان بعد از جنگ رو اوردند به حوزه ها و دانشگاه ها یعنی وضعیت شهدا در ان مقطع خاص را نباید الگو گرفت برای همیشه انچه که باعث الگو گیری است نحوه تبعیت انها از ولی فقیه زمانشان است که انها از حوزه ها و دانشگاه ها و خیلی جاهای دیگر رو به جبهه ها اوردند خب امروز دستور ولی فقیه نظام سازی بر اساس مبانی حکمی و عرفانی است .اگر امروز بزرگانی مانند شهید همت زنده بودند حتما با تجهیز علمی خود سعی در نظام سازی داشتند و ایا نظام سازی بدون کمک گرفتن از حکمت و عرفان ممکن است؟
متن پاسخ
- باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم اگر آقایان چند سال دیگر که خشم‌شان فرو نشست و در شرایط روحی دیگر ،کتاب را خواندند خودشان سخنان امروزشان را نقد می‌کنند و از فضای مراء که در آن «دی وی دی» حاکم است آزاد می‌شوند و دیگر بین آزاداندیشی و آزادی بیان این‌همه خلط مبحث نمی‌شود و یا گمان شود خداوند برای تنبه ملت ما که زمینه‌ی ظهور حضرت صاحب الزمان«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» را فراهم نکرده‌ایم نباید فقیهی با هویتی آنچنان که برای حضرت امام تبیین شد بفرستد و در فضای مراء عدول امت محمد«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» منحصر در امامان می‌شود و در نتیجه در هر قرن به هر معنایی که قرن را بگیریم ،دربه‌در به دنبال یک امام بگردیم و حالا که نمی‌یابیم لازم می‌آید بگوییم پیامبر«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» از تاریخ رو دست خورده است و آن‌هایی هم که از این روایت حضور حضرت امام در تاریخ معاصر را تبیین کرده‌اند همه را خطاکار بپنداریم و از آن عجیب‌تر ،‌ با این‌که حضرت رضا«علیه‌السلام» یک قاعده‌ی کلی می‌دهند که « إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا اخْتَارَهُ اللَّهُ لِأُمُورِ عِبَادِهِ شَرَحَ صَدْرَهُ لِذَلِکَ وَ أَوْدَعَ قَلْبَهُ یَنَابِیعَ الْحِکْمَةِ وَ أَطْلَقَ عَلَى لِسَانِهِ فَلَمْ یَعْیَ بَعْدَهُ بِجَوَابٍ وَ لَمْ تَجِدْ فِیهِ غَیْرَ صَوَابٍ فَهُوَ مُوَفَّقُ مُسَدَّدٌ مُؤَیَّد» اگر خداوند بنده‌ای از بندگانش را جهت امور مردم انتخاب کرد، سینه‌ی او را گشاده می‌کند و توانایی‌های خاص به او می‌دهد را منحصر به امام معصوم کنند و عملاً باب تفکر و اجتهاد را در امور دین مسدود نمایند. بنده این نوع نگاه را ناشی از روحیه‌ای دیدم که سخت خشمناک است و با عصبانیت به کتاب نگریسته و در این فضا هیچ حقی روشن نمی‌شود. راه‌کار همان است که رسول خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» فرمودند که: «أَوْرَعُ النَّاسِ: مَنْ تَرَکَ الْمِرَاءَ وَ إِنْ کَانَ مُحِقّاً. » پارساترین مردم کسی است که مراء و جدال را ترک کند و اگرچه حق با او باشد. موفق باشید
3958

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خداقوت نظرتون را میخواستم بدونم در باره اظهارات زیر. آیا این وحدت وجودی که در متن زیر بررسی شده، آیا همان وحدت وجود ملاصدرا است یا اشتباه تصور کردند و از دل آن نسبی گرایی را درآورده اند؟ متن: چند روز پیش پسرم -محی الدین_ میگفت: بابا میخوا ستم به دوستم بگویم که خدایشان را نپرستند و خدای ما را بپرستند. گفتم: خوب. چرا نگفتی؟ گفت: با خودم فکر کردم شاید ناراحت بشه، نگفتم. ************ با خود فکر کردم این چه مقوله ایست که ما مسلمانها دائماً درصدد "هدایت زبانی" دیگران به دین خودمان هستیم؟! محی الدین فرزندیست که اساساً در محیطی بزرگ شده که دائماً احترام به ادیان دیگر و نقد "خود" را دیده و شنیده است، ولی با این حال درصدد هدایت زبانی "دیگری" است! مسلمان جماعت را جان به جانش کنند دست از هدایت دیگری بر نمیدارد و خودش را برتر می بیند. خیلی برایم این حرف محی الدین عجیب بود. گرچه به خودش اجازه نداد بر زبان بیاورد ولی با این حال برایم عجیب بود که چرا خدای دین خود را برتر از خدای دین دوست بودایی اش می داند و می بیند! چرا او برغم اینکه در خانه و محیطی بزرگ شده است که "وحدت ادیان" و "وحدت وجود" مشی عملی و نظریش بوده، بازهم در پس و پشت ذهنش، خود را مکلف به هدایت زبانی "دیگری" می بیند!! این "خود برتربینی" هستی شناختی(نه روانشناختی) چیزی است که سالها ذهن مرا به خود مشغول کرده است. من نمیتوانم به صرف اینکه دین اسلام برترین ادیان و کامل ترین ادیان است، "خود" را برتر از دیگران ببینم تا چه رسد به اینکه بخواهم آنها را با زبان به مشی و منش خود دعوت کنم. هرگاه رفتم تا غیر مسلمانی را به اسلام دعوت کنم خود را مخاطب این کلام وحی دیدم که میفرماید: مَثَلُهُمْ کَمَثَلِ الَّذِی اسْتَوْقَدَ نَارًا فَلَمَّا أَضَاءَتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَکَهُمْ فِی ظُلُمَاتٍ لَا یُبْصِرُونَ(بقره/ 17) "سرگذشت آنان مانند کسانى است که آتشى افروختند، چون آتش پیرامونشان را روشن ساخت ، خدا نورشان را خاموش کرد و آنان را در تاریکىهایى که مطلقاً نمىدیدند واگذاشت" شاید کسانی با توسل به "شبه علوم وهمی"، شأن نزول این آیه را برای "منافقان" بدانند و "خود" را مخاطب این کلام الهی نبینند! ولی من نمیتوانم خود را اینگونه فریب دهم و مصداق این آیه نبینم. واقعاً چرا نباید خود را مصداق این آیه ببینم؟ آیا وقتی نماز میخوانیم، نوری از نمازمان برمیخیزد؟ ایا از عبادات ما نوری برمیخیزد؟ چگونه است که هم نماز میخوانیم و هم مغرور و متکبر هستیم؟ کدام عبادت ما میتواند مُرده زنده کند؟ کدام عمل صالح ما میتواند اتاق تاریک خانه مان را روشن سازد؟ ایا براستی ما میتوانیم با یک "حمد" بیماری را شفا دهیم؟ اگر اینطور نیست، پس لاف بیهوده نباید بزنیم و به آنچه اولیاء دین دارند، غره نشویم. به قول ما ترکها "تو رو سن نه"! من هرگاه توانستم با یک "ذکر" یک بیمار را شفا دهم و با یک "کلمه" مُرده را زنده کنم و با "عملم" اسباب آرامش و راحتی برای مردمان فراهم کنم، آنگاه به خود اجازه میدهم "دیگری" را به دین خود دعوت کنم. این است معنای آن حرفی که میزنیم و میگوییم: دوران اسلام گرایی به پایان رسیده است.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بر اساس نوری که به قلب شما رسیده است بخواهید انسان‌ها را هدایت کنید حرف همین است که می‌فرمایید. ولی وقتی بر اساس نوری که بر قلب حضرت محمد«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» و اهل‌البیت«علیهم‌السلام» بخواهید متذکر سخن آنان باشید تا در آن اردوگاه جای بگیرید کار خوبی است. حضرت امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» به فرزندشان می‌فرمایند: «وَاْمُرْ بِالْمعروفِ تکُن مِن اَهله» امر به معروف کن تا از اهل معروف باشی. معروف یعنی آن‌چه حق و پسندیدنی است و انبیاء اهل معروف‌اند. آیا با توجه به این امر می‌توان گفت دوران اسلام‌گرایی به پایان رسیده است یا باید گفت تازه شروع شده است زیرا تنها اسلام است که با ابعاد عمیق انسان‌های سرگشته‌ی این دوران گفتگوها دارد. در ضمن وحدت وجودی که مورد بحث در محافل عرفانی است. در مورد نحوه‌ی حضور مطلق حضرت حق است و این‌که مخلوقات در عرض خدا نیستند بلکه همه مظاهر انوار اسماء الهی‌اند. موفق باشید
3048
متن پرسش
سلام علیکم! با تشکر از پاسخ شما به سوال بنده در سوال شماره (3009) با عنوان بالاترین جهاد. 1- اما شما فرموده اید:«1- ملاحظه فرمایید که روایت در ادامه می‌فرماید: زنای چشم ، نگاه‌کردن و زنای دهان ، بوسیدن و زنای دست، لمس‌کردن است و می‌خواهند بفرمایند عموماً انسان‌ها به غیر از معصوم به نحوی گرفتاراین امور شده‌اند. حدّاقل در آن حد که یک نگاه از سر میل کرده باشند». بله من هم قبلاً ادامه روایت را دیده بودم. اما من سوالم این است که آیا علما و اولیاءالله امثال حضرت امام(ره)، علامه طباطبائی(ره)، آقا سید علی آقا قاضی(ره)، شیخ انصاری(ره)، شیخ مفید(ره)، آیت الله بهجت(ره)، آیت الله جوادی حفظه الله و سایر علمای متقدم و متأخر نیز مشمول این «مَا مِنْ أَحَدٍ» هستند؟!!! اگر هستند مثلاً زنای این بزرگواران چیست؟!!! یعنی آیا اینها نیز مثلاً نگاهی از سر میل کرده اند؟!!! 2- همچنین شما فرموده اید:«2- آیا جز این است که کنترل میل از جنگیدن با شمشیر سخت‌تر است؟» به نظر من همه امیال اینگونه نیستند. چون خیلی از امیال برای ما پیش می آید که خلاف شرع هستند. و جلوی این میل خودمان می ایستیم. در حالی که کنترل با این میل هیچ سختی خاصی هم برای ما نداشته است. یعنی به راحتی جلوی آن میل خلاف شرع خودمان ایستاده ایم. اما بله برخی امیال نیز هستند که جلوی آن امیال ایستادن از جنگیدن با شمشیر هم سخت تر هست. اما در این حالت این سوال پیش می آید که آیا اگر کسی در همچین موقعی مغلوب هوای نفس خود شد جای ملامت و سرزنش زیاد دارد یا خیر؟!!! چون کنترل برخی امیال از تنهائی جنگیدن با لشکری سخت تر است. 3- در بند پایانی نیز فرموده اید:«4 و 5- گویا شما برکات عفت بطن و فرج را کم گرفته‌اید، واقعاً بالاترین جهاد است که انسان با میل‌های خود مقابله کند. موفق باشید» نه من نیز به برکات عفت بطن و فرج واقم و می دانم بالاترین جهاد است. سوال من از این جهت است که از فحوای این روایات اینطور برداشت می شود که این بالاترین جهاد خیلی خیلی سخت است و اقلیت از افراد از آن سربلند بیرون می آیند. در حالی که آدم در زندگیش افراد زیادی را می شناسد که می داند آدم های عفیفی هستند. یعنی هم در عفت بطن حلال می خورند خمس و زکات خود را می دهند دزدی نمی کنند و ... . در عفت فرج نیز فقط به همسر خویش اکتفا کرده اند. نظر به ناموس مردم ندارند. اهل فیلم های مبتذل نیستند و ... . حال آیا همه اینگونه افراد دارند بالاترین جهاد را می کنند و مشمول روایت می شوند یا نه روایت منظور دیگری دارد؟!!!
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1- نمی‌توان روایاتی را که می‌خواهد بالإجمال عموم را شامل چنین ضعف‌هایی بکند به خواص هم نسبت داد 2- آنچه روایات در مورد عظمت حفظ عفت مطرح می‌کند مربوط به مقابله با امیالی است که کنترل آن‌ها نیاز به تقوای زیاد دارد 3- آری انسان‌هایی که در ورطه‌های هلاکت توانسته‌اند فرج و بطن خود را کنترل کنند بالاترین جهاد را – یعنی جهاد اکبر را- انجام داده‌اند. موفق باشید
1931
متن پرسش
با سلام با توجه به مطالب کتاب تمدن زائی شیعه این برداشت می شود که فرق ما با دیگران در نوع نگاهمان است به حوادث روزگار،که در واقع بیشتر توصیف می باشد. ولی به لحاظ عملکرد و سیب زمینی نبودن فرقی بین ما با این دیدگاه و دیگران نیست و در واقع هر دو تماشاگریم.با توجه به اینکه پیشروی تمدن غرب هم از ناحیه ای است که ما هم از همان ناحیه منتظر ظهورات تمدن شیعه هستیم راهکار عملی علاوه بر داشتن دیدگاه عالی چیست یا علی
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: در هر حال به هر اندازه که نگاه ما به عالم و آدم درست باشد نوع برخورد و تصرف ما با سایر نگاه‌ها متفاوت خواهد بود و عملا به تمدّن دیگری منجر می‌شود. موفق باشید.
682

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز؛ آنطور که از منابع دینی برمی آید روح مجرد است و نقص ناپذیر. اما چگونه است افرادی دچار بیماری شیزوفرنی می شوند و خود را کاملا کس دیگری غیر از خود میدانند بطوریکه هیچ شکی در این زمینه ندارند. این مسئله برای یکی از آشنایان رخ داده و او که جوانی 20 ساله است و مجرد به ضرس قاطع عقیده دارد که زن و بچه در شهر دیگری دارد و همیشه پریشان و ناراحت است و قصد رفتن دارد درصورتی که اصلا چنین چیزی صحت ندارد و حتی ادعاهای دیگر یمیکند. ایا در این افراد مغزشان آسیب دیده است؟ روحشان؟ و یا بقول ابن سینا بعد سومی به نام روان وجود دارد که آن آسیب دیده است. فقط نمیشود گفت اینها توهم است آخر مگر توهم هم تا این حد میرسد؟ استاد من مباحث معرفت النفس و برهان و... شما را گوش داده و خوانده ام اما در مورد خواب سوال من این است که شاید خواب یک مکانیسم در مغز باشد و نه چیز دیگری . استاد گرامی نقش مغز در بدن چیست ؟ ارتباط آن با روح چیست؟ و ابزار نمود کدام قوه محسوب میشود؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی، علیک السلام: مسلّم خداوند بهترین معامله را با کسی که با او معامله کند، انجام می‌دهد ولی یک‌وقت طرف از لطفی که خداوند به او کرده غافل است. ملاحظه کنید که خداوند در قلب او علاقه‌ به همسرش را قرار داده ولی به قول خودش مقایسه با بقیه ذهن او را مشغول بقیه کرده، آیا اگر انسان زیباترین زنان دنیا را داشته باشد و گرفتار مقایسه شود دیگر زیبایی‌های همسر خود را می‌بیند؟ به همین جهت در آخر سؤال بعدی آن برادر – سؤال 677 – چند سطر را عرض کردم. هنر ما آن است که مهربانی خدا را ببینیم و نگذاریم شیطان لطف خدا را از ما برباید. موفق باشید
16908
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: شبتون بخیر. ان شاءالله که خوب هستین. خدا بهتون طول عمر و سلامت بده، استاد بنده الان نزدیک به یک سال میشه تقریبا که ذکر یونسیه رو در سجده به عدد 400 دارم. اما بعضی ها میگن که این ذکر جزء اذکار خاص هستش و باید اجازه استاد باشه و بعضی ها هم میگن به تعداد 400 جزء اذکار عام هستش و اجازه ولی و استاد رو نمیخواد. حالا بنده سردرگم شدم که این ذکرو ادامه بدم یا اینکه بعد از یک سال که دارمش قطعش کنم. ممنون میشم راهنمایی بفرمایید استاد. تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی کنید خود را در حالت حضرت یونس«علیه‌السلام» در وسط دریا در شکم ماهی حس کنید که تنها دادرسِ شما حضرت حق است و لذا با گفتن این ذکر، امیدوارِ قسمت بعدی آن هستید که حضرت حق می‌فرماید: «وکذالک ننجی‌المؤمنین» یعنی هر مؤمنی را که چون یونس«علیه‌السلام» با خدا مرتبط شود، از تنهایی و تنگنایی نجات می‌دهد. لذا با چنین رویکردی، اگر ذکر مذکور را داشته باشید، مشکلی پیش نخواهد آمد و به طور عادی به اموراتِ خود می‌پردازید و اگر هم در بعضی موارد، کارِ لازم‌تری پیش آمدع آن کار را انجام می‌دهید. موفق باشید

15537
متن پرسش
سلام و اردت: باسمه تعالی؛ علیکم السلام: شوهرتان اشتباه می‌کند و اگر با همسر خود درست برخورد نکند و از لذائذ خدادادی بهره نبرد شوق عبادت نیز در او کم می‌شود. لطفا این مطلب خود را بیشتر توضیح دهید؟ منظورتان از لذت خدادی چیست؟ منظورتان لذت دنیایی حلال است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» از حضرت صادق (عليه السلام) در اين رابطه داریم که: «إِنَّ فِي حِكْمَةِ آلِ دَاوُدَ يَنْبَغِي لِلْمُسْلِمِ الْعَاقِلِ أَنْ لَا يُرَى ظَاعِناً إِلَّا فِي ثَلَاثٍ؛ مَرَمَّةٍ لِمَعَاشٍ، أَوْ تَزَوُّدٍ لِمَعَادٍ، أَوْ لَذَّةٍ فِي غَيْرِ ذَاتِ مُحَرَّمٍ، وَ يَنْبَغِي لِلْمُسْلِمِ الْعَاقِلِ أَنْ يَكُونَ لَهُ سَاعَةٌ يُفْضِي بِهَا إِلَى عَمَلِهِ فِيمَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ سَاعَةٌ يُلَاقِي إِخْوَانَهُ الَّذِينَ يُفَاوِضُهُمْ وَ يُفَاوِضُونَهُ فِي أَمْرِ آخِرَتِهِ، وَ سَاعَةٌ يُخَلِّي بَيْنَ نَفْسِهِ وَ لَذَّاتِهَا فِي غَيْرِ مُحَرَّمٍ، فَإِنَّهَا عَوْنٌ عَلَى تِلْكَ السَّاعَتَيْنِ»[1] در حكمت آل داود چنين است كه شايسته است مسلمانِ عاقل زمانى از روز خود را براى كارهائى كه بين او و خداوند انجام مى‏ گيرد، اختصاص دهد و زمانى ديگر برادران ايمانى خود را كه با همديگر در امر آخرت مشاركت دارند، ملاقات كند و زمانى نفس خود را با لذائذى كه گناه نباشد آزاد بگذارد. زيرا اين زمان، آدمى را در انجام وظائف دو امر ديگرش كمك مى‏ كند. ملاحظه مى‏ فرماييد كه حضرت مى ‏فرمايند از طريق لذّت‏ با همسر حلال خود كمك بگير براى ارتباط با خدا و آبادانى آخرت؛ «فَإِنَّهَا عَوْنٌ عَلَى تِلْكَ السَّاعَتَيْنِ» و معنى انتقالى كه عرض كردم به همين معنى است، و لذا نه بايد از آن لذّت‏ فاصله گرفت، و نه بايد در آن متوقف شد. لذّات حرام بر عكسِ لذّات شرعى كه داراى باطن قدسى و عمق معنوى است، بى ‏باطن و بى‏ ريشه مى‏ باشند و به همين جهت عمق جان مرتكبين را ارضاء نمى كنند و لذا آن‏ها گرفتار كثرت لذات دنيايى مى شوند. موفق باشید

 


[1] ( 1)- الكافى، ج 5، ص 87.

 

نمایش چاپی