بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
5408
متن پرسش
سلام علیکم عرض ارادت خدمت استاد گرانقدر چند روز پیش با چند نفر از دوستان مشغول صحبت بودیم که در حین بحث سوالاتی مطرح شد که نتوانستیم به جمع بندی برسیم لذا مزاحم شما شدم تا انشاءالله لطف کنید و تا حد امکان پاسخ سوالاتمان را بفرمایید این مطلب درست است: 1- از آنجایی که ما نمی توانیم با ذات خدا ارتباط برقرار کنیم لذا باید با اسماء و صفات حضرت حق ارتباط برقرار کنیم؟ 2- اگر این مطلب درست است مظهر تام و تمام اسماء و صفات چه کسانی هستند؟ 3- فکر میکنم پاسخ شما بنا بر روایات اهل بیت علیهم السلام باشد. اگر اینگونه است پس ما به هنگام ارتباط با خدا باید توجهمان به اهل بیت باشد؟ 4- اگر اینگونه است معنای مناجات و دعا چه می شود؟ در نماز ما که نمی توانیم با خدا ارتباط برقرار کنیم و تنها راه ارتباط با خدا، اسماء و صفات او هستند پس در نماز باید توجهمان به اهل بیت باشد!!!!؟ اگر پاسختان منفی است چگونه می توان بین دو مساله فوق جمع کرد؟ 5- آیت الله جوادی در یکی از سخنرانی هایشان در شب قدر فرمودند: رسیدن به مقام امیرالمومنین برای ما نه مقدور است و نه میسور ولی ما در این شب از خدا می خواهیم تا اماممان راندیدیم نماز نخوانیم، تا اماممان را ندیدیم عبادت نکنیم.معنای این حرف چیست؟ اگر بگوییم این همان معنای ارتباط با خدا از طریق اسماء و صفات است پس در نماز متوجه امام هستیم و نه خدا. و اگر بگوییم که در نماز باید به خدا توجه داشت منطورمان از این توجه، توجه به ذات است یا به اسماء؟ 6- معنای دقیق این فراز از زیارت جامعه کبیره چیست: من اراد الله بدا بکم و من وحده قبل عنکم و من قصده توجه بکم؟ 7- تمام این بحث بین ما چند نفر از آن جایی شروع شد که در یکی از شب های ماه مبارک مداح داشت دعای ابوحمزه را میخواند و مردم چندان گریه نمی کردند. مداح گفت برای اینکه قفل دلها باز شود روضه امام حسین میخوانم و اون موقع بود که صدای گریه مردم بلند شد. من بعد از جلسه به دوستان گفتم که این یک آفت است. اهمیت روضه و گریه در مصائب اهل بیت به جای خود(که از فهم و درک بنده خارج است) ولی اینکه مردم نمی توانند با خدا صحبت و مناجات کنند، این یک آفت است. آنوقت دوستم گفت که ارتباط با خدا از طریق اسماء اوست و باید روضه خواند. طبق استدلال مشابه جلسه ای در یکی از مناطق تهران توسط پیر غلامان سیدالشهدا در شب های ماه مبارک برگزار می شود و در این جلسه ی دو ساعته فقط روضه خوانده می شود حتی بدون خواندن یک خط دعا. سوالم از شما این است که جایگاه دقیق توسل را بیان کنید و بفرمایید معنای دقیق توسل چیست و چگونه با مناجات قابل جمع است؟ بنده این سوال را از عده ای می پرسم آنوقت در جواب می گویند وابتغوا الیه الوسیله. بنده وهابی نیستم که بخواهند توسل را برایم اثبات کنم من میخواهم جایگاه معرفتی توسل را به صورت اصولی و مبنایی درک کنم و جمع آن با مناجات و دعا را(با توجه به توضیحات فوق) متوجه شوم. با تشکر فراوان التماس دعا
متن پاسخ
- باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی توانستیم نور حق را در جمال اهل‌البیت«علیهم‌السلام» بنگریم و آن بزرگواران را آینه‌ی نمایش حق بدانیم پس عملاً با نور حق در اسماء حسنایش آشنا شده‌ایم و در دعا با خدایی مناجات می‌کنیم که اهل‌البیت«علیهم‌السلام» به ما نشان داده‌اند. این‌که آیت‌اللّه جوادی می‌فرمایند: از خدا می‌خواهیم تا اماممان را ندیدیم نماز نخوانیم. به همین معنا است که در آینه‌ی حرکات و سکنات و گفتار امامانمان نظر به انوار اسماء الهی کنیم و حیّ و قیّوم و سمیع و علیم را در آینه‌ی امامان معصوم بنگریم. در همین رابطه در زیارت جامعه، خطاب به امامان عرضه می‌دارید: هرکس خدا را بخواهد باید از طریق شما به خدا رجوع کند و هرکس بخواهد به نور یگانگی حق برسد با روح یگانگی که در شما هست متوجه حضور یگانه‌ی حق می‌شود و ... همین‌طور که شما در آینه‌ی جبهه‌های دفاع مقدس با خدایی آشنا شدید که در جاهای دیگر به آن خوبی نمی‌توانستید با آن خدا مرتبط شوید. در مورد مداحی آن مداح، دوست شما درست می‌گوید چون آینه‌ی حرکات و سکنات اهل‌البیت«علیهم‌السلام» قدرت انتقال دارد برای ارتباط حضوری با انوار و تجلیات اسماء الهی. توسل به ائمه یعنی برای رجوع به حضرت حق متوجه نور حق در جمال اولیاء معصوم می‌شویم و از طریق وجود مقدس آن‌ها با حضرت حق مرتبط می‌گردیم. موفق باشید
2267

روح تکنیکبازدید:

متن پرسش
سلام چند وقت پیش دوست بنده یک مطلب درباره استفاده از کامپیوتر و اینترنت بیان کرد که برای من دغدغه ای به وجود آمد و با کمی آشنایی قبلی که با آثار شما داشتم(جزوه عالم طلبگی) به سایت شما رجوع کردم و حالا سوال بنده از خدمت شما این است که دوست بنده گفت که استفاده از کامپیوتر و اینترنت جلوی رشد معنوی انسان و تفکر عمیق را میگیرد. کسی که از این ها استفاده میکند در حقیقت زندگی نمیکند و وقتی پشت کامیپوتر است 100% ذهن او درگیر کامپیوتر است و تمرکز را به شدت از انسان میگیرد. آیا این صحبت ها درست است؟ ینده موقع استفاده از کامپیوتر که زیاد هم هست بیشتر به گوش کردن سخنرانی، مطالعه و خبرخوانی و جستجو میپردازم آیا همین مقدار هم مضر میباشد لطفاً مبحث را باز کنید نهایت تشکر و آرزوی توفیق بیشتر برای جنابعالی و همکارتان دارم.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: مسلّم این ابزارها با روح و روحیه‌ی خاصی ساخته شده که آن روحیه رویکرد قدسی نداشته و به همین اندازه ما را از عالَم دینی خود خارج می‌کند و به همین جهت نباید شیفته‌ی آن‌ها شد. ولی ما امروز در شرایطی قرار داریم که مثل شرایط اَکل میته است و نمی‌توانیم از این ابزارها برای اهداف خود استفاده نکنیم و به نظرم اگر کتاب «فرهنگ مدرنیته و توهّم» را همراه با سی‌دی آن که شرح کتاب است مطالعه بفرمایید و به بحث دوران گذار در آن کتاب عنایت فرمایید إن‌شاءالله می‌توانید جواب خود را بگیرید. موفق باشید
1915
متن پرسش
با سلام: با توجه به اهمیت هنر و تاکیدات مقام معظم رهبری درباره بکارگیری هنر به عنوان یک ابزار قدرتمند انتقال مفاهیم جهت تبلیغ دین این امر چگونه ممکن است و با توجه به مادی و بهتر بگوییم غربی شدن اساس هنر ما در حال حاضر یک هنرمند اگر بخواهد از حدود تکنیک و مهارت فراتر رود و آثاری با روح دینی و پایدار و جاوید خلق کند بایست چکار کند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: مرحوم شهید آوینی در استفاده از دوربین نمونه‌ی خوبی است و بعضی از شعرا و نویسندگان با استفاده از هنر کاره‌های ارزشمندی ارائه داده‌اند. موفق باشید.
1420

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خدا قوت من دانشجوی مهندسی فناوری اطلاعات هستم و مدتی بود که دغدغه هایی برایم در رابطه با وظایف و هدف خلقتم به عنوان یک زن به وجود آمده بود که با خواندن کتاب زن آنگونه که باید باشد شما هم این دغدغه برایم تشدید شد و هم به درستی ان پی پردم و البته فکر میکنم برای پاسخ گویی به این سوال نیازاست که اطلاعات کمی در رابطه با این رشته و تفاوت هایی که با بقیه رشته های مهندسی داره داشته باشید که اگر نیاز به شرح باشد در خدمتم و سوال من اینه که آیا در محیط امروز نیاز به حضور زن در جامعه و در محل کار هست یا نه ؟و اینکه آیا این حضور ممکن است جزو وظایف یک زن اون جوری که خدا به عهده اش گذاشته باشد ؟و آیا این حضور با وظیفه تربیتی زن که وظیفه اصلی او محسوب می شود البته این جوری که من از صحبت هاتون برداشت کردم منافات دارد یا نه و یا حتی می تواند کمک کننده به ان باشد و اگر این حضور نیاز است (با توجه به وقت و فکری که نیاز دارد )باید به چه نحوی باشد و سوال های زیاد دیگه ای هم دارم که مطمئنا هم فکری شما شدیدا مفید خواهد بود و البته همان طور که می دانید برای انجام یک کار به نحو احسنت (برای مثال درس خواندن )نیاز به انگیزه و دلیل قوی هست که ممنون می شوم اگر به بنده و دیگر دوستانم در این موارد کمک نمایید باتشکر از استاد گرانقدرم
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: باید با تمام جدیّت چشم خود را باز کنیم و متوجه شویم همین‌طور که تکنولوژی‌های موجود پدیده‌های رشدیافته‌ی ابزار گذشته نیستند و تماماً یک پدیده‌ های جدیدی هستند، به این معنا که یک لودر مجموعه کلنگ‌ها نیست بلکه یک پدیده‌ی جدید است و نقش جدیدی را ایفا می‌کند که یک میلیون کارگر کلنگ به‌دست نمی‌توانند آن کار را بکنند و لذا با حضور تکنولوژی‌های امروزی نسبت ما با طبیعت به‌کلی تغییر کرد و نباید نسبت به این موضوع چشم خود را بست. بگذارید عرض کنم زن در حال حاضر با تعریف و معنی دیگری در تاریخ ما حاضر شده و نسبت جدیدی را با اطراف خود به میان آورده است که نیاز دارد با این نسبت دیده شود تا نه گرفتار جاده‌ای شویم که فرهنگ مدرنیته جلو زن جدید می‌گذارد و نه بخواهیم واقعیت زن جدید را نادیده بگیریم و گمان کنیم زن جدید ادامه‌ی زن در گذشته‌ی تاریخ است. شاید مثال بنده را بپذیرید که یک لودر نقشی غیر از یک میلیون کلنگ دارد و باید در تعریف لودر به خودآگاهی جدیدی رسید، ولی متأسفانه هنوز جامعه‌ی ما و زنان ما نرسیده‌اند که باید نسبت به نقش زن به خودآگاهی جدیدی رسید .تعریفی که نمی دانیم آن تعریف چیست ،که نه زنان مرد باشند و نه به گذشته برگردند و بخواهند در گذشته زندگی کنند. و اگر چشم خود را به افق جدید دوختیم – نه به زن غربی رجوع کردیم و نه به زن پانصدسال پیش – شاید نوری از آن‌چه منتظر هستیم طلوع کند. سؤال شما حکایت از آن انتظار دارد. می‌پرسی آیا در محیط امروز نیاز به حضور زن در جامعه هست یا در محیط خانه به تربیت فرزند و شوهرداری بپردازدید؟ حتماً متوجه‌اید که امروز دیگر بسیاری از ابعاد تربیت در خانه صورت نمی‌گیرد و هنوز افقی که تربیت در شرایط جدید را شکل دهد ظهور نکرده، بحران در تربیت و خانواده و رابطه‌ی بین زن و شوهر با بازتعریفی جدید رفع می‌شود هرچند فعلاً نباید از آنچه داریم دست برداریم و تا آن اندازه که می‌توانیم از امکاناتی که تاریخ ما آن امکانات را در خانه قرار داده برای ایجاد محیط اُنس بین افراد خانواده استفاده کنیم و در این کار ایثارها و از خودگذشتگی‌های زنان نقش اساسی را دارد ولی موضوع را گسترده‌تر بنگرید و به افقی نگاه کنید که جایگاه زن را بیرون از زن غربی و زن پانصدسال پیش در ذیل شخصیت زنان قدسی همچون زهرای مرضیه«سلام‌الله‌علیها» ظاهر می‌کند. نگاه حضرت امام به زن در وصیت نامه شان نگاه آماده گرانه ای ایست که می فرمایند : «من در جامعه زنها یک جور تحول عجیبی می بینم که بیشتر از تحولی است که در مردها پیدا شده.* این جانب به زنان پر افتخار ایران مباهات می کنم، که تحولی آن چنان در آنان پیدا شد، که نقش شیطانی بیش از پنجاه سال کوشش نقاشان خارجی و وابستگان بی شرافت آنان ، از شعرای هرزه گرفته تا نویسندگان و دستگاههای تبلیغاتی مزدور را، نقش برآب نمودند.* زنان در عصر ما ثابت کردند که در مجاهده همدوش مردان ، بلکه مقدم بر آنانند.* ما مفتخریم که بانوان و زنان ، پیر و جوان و خرد و کلان ، در صحنه های فرهنگی و اقتصادی و نظامی حاضر، و همدوش مردان یا بهتر از آنان در راه تعالی اسلام و مقاصد قرآن کریم فعالیت دارند.* من هر وقت بانوان محترم را می بینم که با عزم و اراده قاطع در راه هدف حاضر به [تحمل] همه طور زحمت ، بلکه شهادت هستند مطمئن می شوم که این راه به پیروزی منتهی می شود.* بانوان رهبر نهضت ما هستند.* شما بانوان شجاع دوشادوش مردان پیروزی را برای اسلام بیمه کردید.* شما خواهران در این نهضت سهم بسزایی داشتید.* شما خواهران عزیز و شجاع، دوشادوش مردان پیروزی را برای اسلام بیمه کردید.* مردان ما مرهون شجاعتهای شما زنان شیر دل هستند.* ما بسیاری از موفقیت ها را مرهون خدمتهای شما بانوان می دانیم.* خدمت مردها هم، بسیارش مرهون خدمت زنهاست.* بانوان ایران ، در این نهضت و انقلاب سهم بیشتری از مردان دارند.* بانوان عزیز ما اسباب این شدند که مردها هم جرأت و شجاعت پیدا کنند.* این پیروزی را ما از بانوان داریم قبل از اینکه از مردها داشته باشیم.* آنچه که در ایران بزرگتر از هر چیز بود، تحولی است که در بانوان ایران حاصل شد.* اگر این نهضت و انقلاب اسلامی هیچ نداشت جز این تحولی که دربانوان و در جوانان ما پیدا شد، این یک امری بود که کافی بود برای کشور ما.* ملتی که بانوانش در صف مقدم برای پیشبرد مقاصد اسلامی هست آسیب نخواهد دید.* چه افتخاری بالاتر از اینکه زنان بزرگوار ما در مقابل رژیم ستمکار سابق و پس از سرکوبی آن، در مقابل ابرقدرتها و وابستگان آنان، در صف اول، ایستادگی و مقاومت از خود نشان دادند که در هیچ عصری چنین مقاومتی و چنین شجاعتی از مردان ثبت نشده است.* در تربیت و تعلیم جامعه بزرگوار، بانوان پیشتاز باشند.* اگر زنهای انسان ساز از ملتها گرفته بشود، ملتها به شکست وانحطاط خواهند رسید.* صلاح و فساد یک جامعه، از صلاح و فساد زنان در آن جامعه سرچشمه می گیرد.* شما مردان و زنان تاریخ، باید پایداری در راه کوبیدن ستمکاران و دفاع از حق را به جهانیان و نسلهای آینده ثابت کنید.» ملاحظه کنید که این نگاه به زن یک نکاه فمینیستی نیست ، یک نگاه رسالت شناسانه است. موفق باشید
25293

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: در کتاب لیله القدری فاطمه زهرا (س) در یک روایت اشاره کردید جبرئیل به حضرت آدم در خصوص فاطمه زهرا (س) همسر و فرزندانش فرمود ۴ هزار سال قبل از خلقت شما آنها را آفریده در روایت دیگر در خصوص سوالی که از رسوال خدا (ص) در باره عالین شده اشاره به خلقت دو هزار ساله آن بزرگواران شده تفاوت این سالها در چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً این روایات نظر به کثرت دارند و نه به تعداد مخصوص. موفق باشید

15854
متن پرسش
با سلام: من بخشی از تفسیر المیزان و کتابهایی از شما را مطالعه کرده ام. در مورد تقدیر انسان، خداوند می فرمایند که اتفاقی برای انسان نمی افتد مگر اینکه در لوح محفوظ ثبت است و اینکه شما می فرمایید که ما کاملا با اختیار کارها را انجام می دهیم و خداوند مجرد محض است و می داند که ما در آینده چه می کنیم، اینکه او کار ؛ینده مرا می داند یعنی کاملا درون وجود مرا می شناسد و از طرفی کار من در لوح ثبت است حال سوال من این است که این لوح محفوظ و نفس ناطقه من چگونه قرابتی دارند و لوح محو و اثبات چگونه است؟ خواهشا بی توضیح نگذارید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در لوح محفوظ، قواعد کلّی عالم ثبت است و لوح محو و اثبات، محل ظهور تدریجی آن حقایق است. به طوری‌که یکی ظهور می‌کند و محو می‌شود و صورت دیگری از حقیقت به ظهور می‌آید و در متن این قواعد و ظهورات است که خداوند تمام آن‌چه «هست» و «می‌شود» را می‌داند و اعمال ما نیز طبق قواعد «لوح محفوظ» و «لوح محو و اثبات» محقق می‌شود و از این جهت خداوند به اعمال ما آگاه است که مثلاً اگر ما رعایت شریعت را به عهده بگیریم، چه نتیجه‌ای نصیب‌مان می‌شود و می‌داند که آن عمل را انجام می‌دهیم و آن نتیجه را می‌گیریم قبل از آن‌که ما به آن عمل مبادرت کنیم. موفق باشید 

14786
متن پرسش
سلام استاد: ۱. بعضی از علمای منطق و فلسفه قدیمی بر این عقیده اند که جهل مرکب در دسته بندی علوم قرار می گیرد چون صورت ذهنیه دارد. آیا این می تواند درست باشد؟ جهل یعنی عدم علم. جهل مرکب یعنی عدم را نمی دانم که عدم است. دو عدم پشت سر هم. عدم که چیزی نیست؟! ۲. آیا اگر انسان در مسیر سیر و سلوک پیشرفت کند علمش اشراقی می شود؟ یا اشراق برای عده ای خاص از عرفاست؟ ۳. برای اینکه حافظه به طور خیلی محسوسی قوی شود عرفا چه ذکر عامی را تجویز کرده اند؟ چند بار (ظاهرا جایی شنیدم آیت الکرسی) ولی عددش را نمی دانم. کمی توضیح دهید. ۴. به طلبه ای فرموده بودید شرح مناجات خمسه عشر را کار کنند. آیا همه خمسه عشر را شما شرح فرموده اید که صوتهایش باشد؟ اگر نه به شرح چه کسی رجوع کنیم؟ عذر خواهم که زیاد شد. می خواستم استاد وقتشان کمتر گرفته شود و کوتاه کوتاه پاسخ بفرمایند و مشغول سوالات جداگانه نشوند. التماس دعا یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- علم به عدم، علم است ولی جهل مرکب، علم به عدم هم نیست. 2- إن‌شاءاللّه برای هرکسی که در مسیر شریعت الهی قرار گیرد، با رویکرد اُنس با حضرت حق پیش می‌آید 3- در روایت داریم 21 مرتبه «آیت الکرسی» در روز کارساز است 4- خیر؛ فقط مناجات التائبین شرح شده است. عجله نکنید، با المیزان بهتر است مأنوس باشید. موفق باشید

12894
متن پرسش
باسمه تعالی با سلام خدمت استاد گرامی: آیا به استناد موارد زیر می توان این قاعده را بیان کرد که: نظام تشریع، سلسله مراتبی (در طول یکدیگر) بوده و قواعد تشریعی مربوط به هر مرتبه از نظام تشریع، حاکم بر مراتب پایین تر است: 1. به استناد آیه شریفه: «أو كظلمات في بحر لجّي يغشاه موجٌ من فوقه موج من فوقه سحاب ظلمات بعضها فوق بعض اذا اخرج يده لم يكد يراها ومن لم يجعل الله له نورا فما له من نور» که حاکی از سلسله مراتبی بودن موانع تجلّی غایت در جامعه است. بنابراین، برای رفع هر مرتبه از موانع، مرتبه ای از تشریع باید طراحی شود. 2. به استناد قاعده مقام اجمال و تفصیل، تشریع در هر عصر باید از اجمال به تفصیل آید و طبعا این تفصیل دارای مراتب طولی خواهد بود. 3. به استناد باطن تشریع (تکوین) که دارای وحدت تشکیکی است و این تشکیک به تشریع هم – البته به همان معنایی که عرض شد - تسرّی پیدا می کند. در صورتی که این قاعده صحیح باشد، می توان نتیجه گرفته که اهداف هم (هدف: تجلی مرتبه ای از غایت در جلوه ای خاص در جامعه اسلامی) دارای سلسله مراتب طولی هستند. بنابراین یک روش بسیار کلیدی و مهم در طراحی نرم افزارهای تمدن اسلامی حاصل می شود و آن عبارت است از اینکه به منظور طراحی نرم افزار در خصوص حصول هر هدف معینی، می توان سلسله مراتب طولی هدف مربوطه را (در مراتب پایین تر از هدفِ مدنظر تا عملیاتی ترین هدف؛ و در مراتب بالاتر از هدف مدنظر، تا بالاترین هدف) استخراج کرده و سپس قواعد تشریعی و تکوینی مربوط به هر هدف را از منابع دینی و بیانات ولیّ امر استخراج کرد. سپس بایدها و نبایدهای رسیدن به هدف را منطبق بر قواعد استخراج کنیم. طبیعتا اهداف، دارای کثرت عرضی هم خواهند بود که این کثرت برای یک مرتبه از هدف، همان جلوات مختلف مرتبه ای معین از غایت (باطن هدف) است. بسیار ممنون می شوم اگر نظر خود را در مورد این برداشت بفرمایید. با تشکر فراوان و من الله التوفیق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم نکته‌ای است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت. مگر آن روایاتی که مؤمنین را تقسیم می‌کنند به خائفین از جهنم و طمع‌دارانِ به بهشت و آن‌هایی که حقیقتاً خدا را به جهت خودش عبادت می‌کنند، همین را متذکر نمی‌شوند؟ علامه طباطبایی در کتاب گرانسنگ «رسالة الولایة» تلاش می‌کنند تا بفرمایند اگر شریعت با زبان اعتبار سخن می‌گوید و نظر به حقیقت دارد، موضوعات را در سطوح مختلف طوری مطرح می‌کنند که هرکس بر اساس رویکرد و سطحِ خود از آن موضوعات شرعی بهره‌ی تشریعی خود را ببرد. به امید آن‌که تاریخی شروع شود و معنای دقیق سخن علامه‌ی طباطبایی«رحمة‌اللّه‌علیه» به صحنه‌ی فهم جامعه برگردد تا شما نیز در ارائه‌ی آن‌چه که مسئولیت در آن احساس می‌کنید، در زحمت نباشید. موفق باشید

12686
متن پرسش
آيا سؤالات ارسالي را خود استاد اصغر طاهر زاده پاسخ مي دهند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خودِ بنده که طاهرزاده هستم به سؤالات جواب می‌دهم. موفق باشید

11637
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: ممنونم که به سوال من پاسخ می دهید، من از طریق یکی از اساتید دانشگاه با سایت شما آشنا شدم، من دختری هستم 21 ساله دانشجوی سال سوم پزشکی، چند وقتی است خیلی سردرگم هستم گویا بی هدف روزهایم را سپری می کنم هیچ دیدگاهی راجع به موقعیت خود در دنیا ندارم نمی توانم تعریفی از آینده داشته باشم، من که با زحمت در این رشته قبول شدم الان مثل گذشته تلاش نمی کنم، حتی حس می کنم خدای خودم را هم درست نشناخته ام، نمازهایم دیگر حس و حال گذشته را ندارد، کاملا گیجم فقط می دانم من چیزی که الان هستم، نیستم بیشتر از اینها از خودم انتظار دارم. استاد لطفا مرا راهنمایی کنید. متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن زمان که در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان تدریس می‌کردم به جهت مواجه‌شدن با چنین روحیه‌ای که دانشجویان با بنده در میان می‌گذاشتند؛ مباحث «آشتی با خدا» را مطرح کردم که بعداً به صورت کتاب درآمد. فکر می‌کنم اگر با آن کتاب مأنوس شوید راهی در مقابل شما بگشاید. متن کتاب روی سایت هست. موفق باشید

10948
متن پرسش
سلام: بنده مربی طرح صالحین هستم و به لطف خدا برای خانم های خانه دار کلاس معرفتی می گذارم. معرفت النفس را در قالب آشتی با خدا برایشان گفته ام به نظر شما بعد از این چه مبحثی می تواند مفیدتر باشد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: با «ده نکته در معرفت نفس» و سپس «برهان صدیقین» به روش ساده‌، آن‌ها را به مباحث کتاب «معاد» برسانید. در کنار موضوعات فوق؛ بحث انقلاب اسلامی را هم در راستای کتاب «انقلاب اسلامی، بازگشت به عهد قدسی» متذکر شوید. موفق باشید
10691
متن پرسش
با سلام: در بحث های معرفه النفس جملاتی از دکارت در اثبات «من» انسان آوردید که برای ما خیلی جالب بود، ولی استاد مطهری در کتاب توحید صفحه ی 200 این حرف را که «من فکر می کنم پس وجود دارم» را یکی از مزخرف ترین حرف های دنیا می دانند و این پایه را می شکنند و البته خیلی از اثبات های دیگر دکارت هم می ریزد. آیا این حرف دکارت برای استفاده در معرفه النفس مضر نیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که آن استاد شهید«رضوان‌اللّه‌علیه» می‌فرماید این حرف دکارت به عنوان یک قضیه‌ی منطقی هیچ ارزش علمی ندارد و حتی پایه‌ی انانیت فرهنگ غربی شد، ولی از جهت فضای شکاکیتی که منجر به این جمله می‌شود و می‌رسد به این‌که پس یک چیز غیر قابل شکی در من هست که نمی‌توانم به آن شک کنم، می‌توان مورد توجه قرار داد. موفق باشید
7253

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز جدیدا دوستانی هستند که مگویند ما میخواهیم در فیس بوک ورود پیدا کنیم و تبلیغ و کار فرهنگی انجام دهیم با توجه به اینکه مقام معظم رهبری با شرایطی ورود به فیس بوک را جایز میدانند،این دوستان هم میگویند ما میخواهیم که کار کنیم تبلیغ کنیم،کما اینکه میدانید این شبکه از یک فرد صهیونیستی است آیا عضویت در این شبکه و افزودن مشترکین اینها چگونه.است؟میخواستم نظرتان را در جوانب و زوایای این شبکه و در صورت مجوز کار در این شبکه چگونه وچه کسانی صلاحیت کار را دارند؟!با عزض ارادت و معذرت
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: از نظر مقام معظم رهبری اطلاعی ندارم، اگر ممکن است نظرشان را به بنده بدهید. موفق باشید
7246

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام با احترام بنده شنیده بودم (از دوستی که ایشان نقل قول از کتابی در شرح احوال علما می نمود) در سیره آن بزرگ و عالم دینی آمده بود که وقتی تنگ دست می شدند حتی با قرض گرفتن و انفاق به فقرا از خدا طلب روزی می کردند و این باعث گشایش در رزق و روزی ایشان می شده و حتی به دیگران هم توصیه می کرده اند. این عمل در ذهن من مانده بود و دنبال شاهدی از آیات قرآن برای این عمل می گشتم تا به آیه 7 سوره مبارکه طلاق برخورد کردم " لینفق ذو سعه من سعته و من قدر علیه رزقـه فـالیـنـفـق مـمـا اتـئه اللّه لا یـکـلف الله نـفـسـا الا مـا اتـئهـا سیجعل الله بعد عسر یسرا(7)" این آیه با توجه به آیه قبل در مورد زنان مطلقه و شیرده است و در تفاسیر هم به این مطلب اشاره شده ولی در صورتی که این آیه بدون در نظر گرفتن وضع قرار گیری اش در بین آیات دیگر دقت کنیم دستوری به این شکل را می یابیم که "آنکس که روزی اش تنگ است انفاق نماید از آنچه خدا به او داده و خداى تعالى هیچ کسى را تکلیف ما لا یطاق نـمـى کـنـد و ه زودى خداى عزوجل بعد از تنگدستى و سختى، گشایش و رفاه مى دهد." با توجه به اینکه در تفاسیر مختلفی که ذیل این آیه آمده به چنین برداشتی برخورد ننموده بودم از شما سوال کردم آیا برداشت اینچنینی از این آیه درست است یا غلط؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: فضای آیه اجازه‌ی چنین برداشتی را به ما نمی‌دهد چون لازم می‌آید آیه را از قبل ازآن منقطع کنیم. ولی در مورد موضوعی که در رابطه با انفاق در عین فقر فرمودید روایت داریم و بنده در کتاب «جایگاه رزق در هستی» در این مورد عرایضی داشته‌ام. موفق باشید
4067

استاد واقعیبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و احترام خدمت استاد بزگوار این حقیر سوالات ذیل را پرسیدم فرمودید چون ایمیل خود را ننوشته اید عمومی جواب می دهم لذا سوال ها را بهمراه تغییرات و اضافاتی با ایمیل مجددا ارسال می کنم: 1- ظاهرا شما معتقد به این هستید در این زمانه مسیر را می توان بدون استاد طی نمود ولی نظر شما با نظر بسیاری از بزرگان متفاوت است از جمله می فرمایند کتب و سی دی مرده اند و مرده نمی تواند مرده زنده کند و... پاسخ حضرتعالی در خصوص این تناقض چیست و در قدیم شاگرد مشکلاتش و خواب ها و افعال و رفتارش را به استاد عرضه می کرده و استاد آن مشکلات و سوال ها را مرتفع و تعبیر می کرده و یا با نفسشان آتش به جان شاگرد می زده که گاهی تا یک سال شارژ می شده ولی در این سیر بدون استاد این نخوردن نفس استاد به شاگرد و شارژ نشدن باعث نمی شود بعد از مدتی مباحث را رها کند یا در مسیر سرد حرکت کند در کل این مشکلات در روش بدون استاد چگونه قابل حل است (همچنین کتاب های مذکور را که فرموده اید مطالعه کرده ام ) 2-آیا حضرتعالی سیر مطالعاتی آیت الله صمدی آملی را قبول دارید3-برخی علما مانند علامه حسن زاده (حفظ ا...) برخی رجوع کنندگانی که به دنبال نصیحت و راهنمایی هستند را طرد کرده و تحویل نمی گیرند و جواب درستی نمی دهند وگاها غیظ می کنند که این اتفاق برای این حقیر نیز افتاده بدین شرح که خدمت علامه حسن زاده رفتم فرمودند نطفه بودی این شدی و دوجمله فرمودند متوجه نشدم و در آخر که درخواست راهنمایی از ایشان کردم فرمودند یک چک بخوری خوب می شوی آیا می شود گفت این حتما بخاطر این است که تا برزخ این حقیر را دیده اند و ثمری در من ندیده اند و همچنین بخاطراراده ضعیف و گناهان بسیارم این چنین فرمودند به نظر شما اگر برای اراده ضعیف و بی همتی که در من دیده اند باشد باید برای رفع این نقیصه چه کرد 4-آیا شما سوالات را جواب می دهید جنبه روحی افراد را هم در نظر می گیرید و با توجه به باطن افراد پاسخ می دهید و یا صرفا عقلی ، روایی جواب می دهید و همچنین من شنیده ام اساتید بعد از مدتی که شاگردشان مسیر را طی می کند از آنها به صورت روحی دستگیری می کنند در خواب و ... و یا بر افعال و رفتار شاگردانشان ولایت و نظارت دارند که خطا نکنند آیا شما هم اینگونه هستید.5- قبلا به این حقیر امر کردید روی معرفت نفس کار کنم آِیا با توجه به اینکه فرمودید ده نکته یک مدخل است بهتر نیست با توجه به اینکه در پاورقی کتاب ارجاع دادید به معرفت نفس آقای صمدی آن را شروع کنم و اگر موافقید تمام تمرکزم روی آن باشد یا در کنار آن کتاب های دیگر را مطالعه کنم و چه کتابی ممنون با تشکر بسیار ببخشید از طولانی بودن شرمنده ام .اگر خدا دعای این گنهکار را قبول کند برای شما بخاطر این وقتی که برای امثال این حقیر میگذارید دعا میکنم و از دیگر دوستان که این سوال را می خوانند خواستارم دعا کنند .
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: استاد واقعی استادی است که جهت کلی را به ما بدهد و معنای دستورات شرعی را برای ما روشن فرماید. عرض کردم حضرت آیت‌الله بهجت با توجه به این زمان که شرایط فهم جهت کلی و روشن‌بودن معنای دستورات شرعی امکان دارد از این جهت می‌فرمایند: «علم تو استاد تو است» با این‌همه اگر بتوانیم استادی پیدا کنیم که در این دو مهم بیش از پیش به ما کمک کند غنیمت می‌شماریم ولی از طریق شخصیت حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» می‌توان به آن دو مهم دست یافت 2- نمی‌توانم بپذیرم که باید منحصر به یک استاد شد ولی ذیل روحی که از حضرت امام و حضرت علامه طباطبایی حاصل می‌شود می‌توان استفاده‌ی فراوان از آیت‌الله حسن‌زاده برد 3- نباید با توجه به این‌که این بزرگان چشم برزخی دارند به آن‌ها نظرکرد، باید از ظاهرکلماتشان تکلیف خود را در همان محدوده فهمید، چون ایشان زیاد تکرار می‌کنند که: «آدمی فربه شود از راه گوش» می‌خواهند ما دنبال شنیدن سخن حق برویم 4- عرض کردم بنده یک معلم هستم و هیچ‌کدام از این حرف‌ها در مورد بنده صدق نمی‌کند 5- مباحثی که جناب آقای صمدی روی معرفت نفس داشتند خوب است. خداوند جنابعالی و دوستان را در مسیر بندگی خودش توفیق دهد. موفق باشید
18502
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: در رابطه با تقسیم رزق حکایتی طنز آمیز به شرح زیر وجود دارد: ﻣﻼﻧﺼﺮﺍﻟﺪﯾﻦ ﺩﺍﺷﺖ ﺭﺩ ﻣﯿ ﺸﺪ ﺩﯾﺪ ۳ ﻧﻔﺮ ﺩﺍﺭﻥ ﺩﻋﻮﺍ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﭘﺮﺳﯿﺪ چه ﺷﺪﻩ ﮔﻔﺘﻦ ۷ ﺗﺎ ﮔﺮﺩﻭ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﯾﻢ ﺑﯿﻦ ﻫﻢ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﮐﻨﯿﻢ: ﺧﻼﺻﻪ ﻣﻼ ﺭﻭ ﺑﯿﻦ ﺧﻮﺩﺷﻮﻥ ﻗﺎﺿﯽ ﮐﺮﺩﻥ، ﻣﻼ ﮔﻔﺖ ﺧﺪﺍﯾﯽ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﮐﻨﻢ ﯾﺎ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ؟ ﮔﻔﺘﻦ ﺧﻮﺏ ﻣﻌﻠﻮﻣﻪ ﺧﺪﺍﯾﯽ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﮐﻦ، ﻣﻼ ﺑﻪ ﺍﻭﻟﯽ ۵ ﺗﺎ ﮔﺮﺩﻭ ﺩﺍﺩ ﺑﻪ ﺩﻭﻣﯽ ۲ ﺗﺎ ﻭ ﯾﻪ ﭘﺴﮕﺮﺩﻧﯽ ﻫﻢ ﺯﺩ ﺑﻪ ﺳﻮﻣﯽ. ﮔﻔﺘﻦ ﺍﯾﻦ ﺩﯾﮕﻪ ﭼﻪ ﺟﻮﺭ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﮐﺮﺩﻧﯽ ﺑﻮﺩ؟ ﻣﻼ ﮔﻔﺖ ﺍﮔﻪ ﺑﻪ ﺩﻗﺖ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨﯿﻦ، ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻧﻌﻤﺘﻬﺎﺷﻮ ﻫﻤﯿﻨﺠﻮﺭﯼ ﺑﯿﻦ ﺑﻨﺪﮔﺎﻧﺶ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﮐﺮﺩه است. حال سوال من در اینجاست چرا خداوند برای عده ایی رزقشان را وسیع تر مقدر نموده است و اصلا وسعت رزق انسان جزء تقدیر اوست یا اینکه باید با اراده ی خود رزقش را وسعت ببخشد و یا آنکه حتما خداوند باید ثروتمند شدن بنده اش را برای او بخواهد و شرایط ثروتمند شدن را در زندگی او ایجاد کند و در عین ثابته ی او چنین چیزی قرار داده باشد سپس او با اختیاری که دارد ثروتمند شدن را انتخاب کند؟ مثلا درست است که بگوییم جناب ظهیر بن قین که در جریان کربلا از ثروتمندان دوران خود بوده است و در نهایت عاقبت بخیر شدند خداوند شرایط ثروت و وسعت رزق را در عین ثابته شان و روند زندگیشان، برای ایشان مقدر کرده بوده است؟ البته عنایت داشته باشبد بنده کتاب رزقتان را مطالعه نموده ام و به مطالب آن آگاهی دارم و بیشتر مسئله بر همان حکایت بالا و تاثیر عین ثابته ی افراد در وسعت رزق آنان است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین اندازه می‌دانم که در روایت داریم که خداوند می‌دانسته اگر آن کس را که رزقش را وسیع کرده، وسیع نمی‌کرد و آن کس را که رزقش را وسیع نکرده، وسیع می‌کرد؛ هر دو کافر می‌شدند. آیا خود جنابعالی به تجربه به این نرسیده‌اید که بعضی‌ها بر خلاف تقدیر الهی مثلاً اصرار می‌کنند از مسیر طبیعی رزقی که برایشان تعیین شده به مسیرهای دیگر برای رزق بیشتر رجوع کنند و کار خودشان و فرزندان‌شان را به وادیِ کفر و بی‌ایمانی کشانده‌اند؟! مگر جز این است که خداوند راهِ بندگی ما را در همان نوع زندگی قرار داده است که به طور طبیعی در مقابل ما است؟! موفق باشید 

16424
متن پرسش
سلام استاد عزیز: برنامه اعتکاف ماه رمضان امسال در چه تاریخی است؟ مدت آن سه روز است یا بیشتر؟ در اعتکاف امسال چه کتاب و مبحثی را دنبال خواهید کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اعتکاف ماه رمضان إن‌شاءاللّه به مدت سه روز، روزهای 26 و 27 و 28 ماه مبارک رمضان می‌باشد. إن‌شاءاللّه بحثی از کتاب «چهل حدیث» به میان می‌آید. موفق باشید

13043

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم: استاد بزرگوار بنده علاقه مند به ورود به حوزه هستم (البته شاید هم علاقه مند به مباحثه دینی هستم و فکر می کنم به طلبگی علاقه مندم) اما خب شرایط جسمانی حقیر و شاید هم مقداری از نظر سبک به حوزه نمی خورم یعنی فکر می کنم که شاید به مشکل برخورد کنم! و اینکه الان با این نگاه می خواهم وارد حوزه شوم که احتمالاً ملبسم نشوم (به دلایل جسمانی)! آیا ورد بنده به حوزه درست است یا اینکه خودم مباحث را پیگیری کنم و وارد حوزه نشوم!؟ چون فکر می کنم شاید صحیح نباشد پول امام زمان(عج) برای بنده خرج شود!! امکان حضور مستمع آزاد هم دارم یعنی می توانم مستمع آزاد دروس حوزه را شرکت کنم! استاد اگر امکان دارد به بنده مشورت دهید و راهنمایی کنید! با تشکر التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جهت حضور در حوزه لازم نیست که شخص حتماً معمم شود و منبر رود. در حوزه کسانی هستند که بدون ملبس‌شدن به لباس روحانی در حال تدریس هستند. ولی اگر تشخیص داده‌اید که نمی‌توانید حوزه بروید لازم نیست همه‌ی دروس را دنبال کنید، دروسی که مبانی عقیدتی و اخلاقی شما را شکل می‌دهد، پیگیری نمایید. موفق باشید

12876
متن پرسش
با عرض سلام و وقت بخیر: 1. من به تازگی با سیر مطالعاتی شما آشنا شده ام و کتاب های «جوان و انتخاب بزرگ» و «آشتی با خدا» را مطالعه کرده ام و برخی از حقایق برایم روشن شده است و دیدم نسبت به دنیا و مرگ تا حدودی تغییر کرده همین موضوع باعث شده که به دیگرانی که با این مسائل اشنا نیستند و از معارف بهره ی چندانی ندارند و دنبال کسب آن هم نیستند به چشم حقارت بنگرم و شاید خود را برتر از آنها بدانم و گاهی این سوال ذهنم را درگیر می کند که چرا خدا مرا هدایت کرده و می کند ولی بعضی ها را نه. و این که چطور عرفا با این که واقعا به مراتب بالایی دست یافته بودند دچار خود بزرگ بینی نمی شدند؟ 2. چه کنیم با وجود موفقیت در امری (مثلا قبولی در کنکور) دچار غرور نشویم؟ و آن را وسیله ای برای پز دادن قرار ندهیم؟ 3. وقی خبر فوت شخصی را می شنویم باید برای او خوشحال شویم یا ناراحت؟ و اینکه در کتاب آشتی با خدا آورده اید که امام سجاد (ع) می فرمایند: وقتی بدن مومن را غسل می دهند به روح او گفته می شود آیا دوست داری به بدنی که در آن بودی برگردی؟ می گوید چه خواهم گرفتاری و غم و اندوه را؟ منظور از مومن چه جور مومنی است؟ باید حتما در حد عرفا مثلا آیت اله بهجت باشد که چنین پاسخی بدهد یا همین که یک انسان معمولی باشد که به نماز و روزه و واجبات مقید بوده (مثل اکثر مردم) او هم دیگر طالب بازگشت به بدنش نخواهد بود؟ و اینکه در قرآن می فرماید: چون مرگ یکی از آنها فرا رسد گوید مرا به دنیا باز گردان که اگر برگردم عمل صالح انجام دهم پس این آیه درباره ی چه کسانی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- گفت: «هر عنایت که داری ای درویش / هدیه‌ی حق بدان، نه کرده‌ی خویش!» ما چه می‌دانیم، شاید آن‌هایی که ما به ظاهر لااُبالی می‌دانیم حق برایشان روشن نشده است نه آن‌که معاند باشند 2- چرا موفقیت‌های دنیایی را مهم بدانیم که دچار غرور شویم؟! 3- وقتی شخص مورد اُنس ما رحلت می‌کند به جهت آن‌که مأنوس خود را از دست داده‌ایم اشک می‌ریزیم، نه آن‌که نگران آن باشیم. آری! انسان مؤمنی که شوق ارتباط با خدا را دارد در جواب ملائکه‌ای که به او می‌گویند، می‌خواهی برگردی، می‌گوید: چه می‌خواهم دنیای غم و دردسر را؟ برعکسِ کافران و معاندان که التماس می‌کنند «فرجعونی لعلی اعمل صالحا» و دروغ می‌گویند. موفق باشید

12777
متن پرسش
سلام: در پاسخ سوال ۱۲۷۵۷ (کدام علی؟) نوشتید علی علیه السلام دنیا را خلق کرد و البته نه آن علی که غذا می خورد و... درست اما استاد وهابیت می گویند شیعیان معتقدند خالق خدا نیست و ...مگر در قرآن نیامده که خدا خالق است؟ این چگونه است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تنها و تنها خدا خالق هستی است و انسان‌های کامل واسطه‌های فیض حضرت حق‌اند به همان معنایی که شما در دعای ندبه اظهار می‌دارید که حضرت صاحب الزمان«سبب المتصل بین الارض و سماء»اند. موفق باشید

12343
متن پرسش
با سلام محضر استاد طاهرزاده: با توجه به تاکيدي که بر تربيت سه بعد وجودي انسان در کتاب ادب خيال قلب و عقل داريد 1. جايگاه شاهنامه در اين بين چيست؟ 2. در تربيت بعد خيال شاهنامه مرجح است يا مثنوي معنوي؟ 3. و اساسا رسالت تاريخي فردوسي چه بود و چرا فرد حکيمي چون او به چنين کاري دست زد؟ آيا اين کار را وظيفه شرعي خود مي دانست؟ 4. آيا عدم رواج شاهنامه پس از انقلاب صرفا به خاطراين بود که نام شاه را يدک دارد کما اينکه ميدان شاه اصفهان را به ميدان امام تغيير دادند در صورتيکه اين ميدان ربطي به پهلوي ندارد و مرتبط با شاهان صفوي که مورد تجليل رهبري نيز هستند مي باشد.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که متوجه شده‌اید فهم جایگاه شاهنامه نسبت به مثنوی علاوه بر این‌که مشکل‌تر است با مثنوی مولوی بیشتر می‌توان به مسائل اخلاقی و عرفانی دست یافت، هرچند جناب فردوسی در شاهنامه روحیه‌ای از ایران و ایرانی که نظر به وجوه قدسی دارد را به میان آورده است تا دلاوری‌های رستم ما را منتقل به شخصیت‌هایی چون امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» نماید و این کاری است که هنوز شروع نشده است. به نظر بنده شاهنامه در حجاب نقالان گرفتار شد و از این حجاب خارج نشده در حدّی که امثال بنده نیز بدان نپرداخته‌اند. موفق باشید

10793
متن پرسش
سلام علیکم. استاد جوانی 26 ساله هستم و تابحال به کربلا مشرف نشده ام. شوق زیارت اربعین از سال گذشته در دلم بوده و امسال در تدارک آن بودیم. منتها با نزدیک شدن به ایام این سفر پایم لغزیده و مرتکب گناهی شده ام که از قبل آن عذاب فراوان می کشیدم ولی به عنایت و لطف خداوند متعال، مدت زیادی از شرش در امان بودم. حالا آن شوق و شادی زیارت به غم و اندوه ناشی ازین روسیاهی بدل شده و به خود می گویم کسی که می خواهد به زیارت حسین (ع) مشرف شود مرتکب چنین گناهی نمی شود. پس تو بمان و تا سال دیگر مرتکب گناه نشو آنگاه به زیارت مشرف شو. حالا در برزخم که چه کنم؟ چنین کنم یا همین امسال بروم و به یاری حسین (ع) ترک معصیت کنم؟ آخر تا پیش ازین ارتکاب ذوق داشتم و فکر و ذکرم در طول این سفر امام (ع) بودند و قافله و غم ایشان، اما حالا غم دارم و فکرم در این سفر مدام گناه و گناهکاری خودم خواهد بود! سپاسگزار خواهم شد اگر مرا زودتر ازین برزخ به در آرید. یاعلی. التماس دعا برای تمام ما جوانان
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: سفر را شروع کنید و پوزه‌ی شیطان لعین را که شما را گرفتار گناه کرده است تا مأیوس‌تان کند؛ به خاک بمالید و مطمئن باشید در اولین قدم که در این راه برمی‌دارید همه‌ی گناهانتان پاک می‌شود و با روحی پاک و منوّر به نور حسین«علیه‌السلام» بقیه‌ی راه را طی می‌کنید. در این مورد عرایضی در متن «حضور تاریخی ما در راستای اربعین حسینی» که روی سایت هست، داشته‌ام. موفق باشید
10334

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: می خواستم ببینم شیخ اسماعیل قصری عارفی موجه بوده یا از شخصیت های صوفی که روششان با ائمه (ع) مخالف است بوده است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اطلاعی در این مورد ندارم باید آثار ایشان را مطالعه کرد تا بتوان نظر داد. موفق باشید
9232
متن پرسش
سلام استاد عزیز: عبادات مقبول استاد ما سه تا رفیق هستیم که سرمایه و تمام تلاشمون رو بعد از احساس نیاز تو زمینه حجاب و عفاف روی این کار گذاشتیم و با طراحی نمایشگاه های حجاب و عفاف و برگزاری در جاهای مختلف از جمله دبیرستانهای دخترانه و ... شروع به ترویج این کار کردیم اولا میخواستیم که شما با دیدن لینک زیر نظرتون رو راجع به این کار بفرمایید. و دوما اینکه یه راهی نشون بدید که ما تو این مسیر بمونیم. ما زندگیمون رو خرج این راه کردیم ولی حالا تو این کرج (بخونید کوفه) همه طردمون کردن و هیچ کس پشتیبانی نمیکنه. خیلی راحت به هزار جور جشن های مختلط و بزن و بکوب مجوز میدن ولی حتی ما بعد از سه ماه این ور اونور رفتن نتونستیم ازشون یه مکان بگیریم که تو سطح شهر هم این نمایشگاه ها رو به انظار عموم برسونیم. با اینکه تو این 13 دبیرستان برگزار شده خیلی جوابها هم گرفتیم ولی چون هیچ کس پشتیبانیمون نمیکنه الان واقعا دیگه ایستادیم برادرم و رفیقم که رو آوردن به کارگری و الان من تنها تو مغازه ای که کرده بودیمش مرکز پژوهش و برنامه ریزی کارهامون تنها موندم . شاید اگه یه کمک کوچیکی و مختصر از سمت یه نهادی به ما میشد اینطور نمیشد ولی چه کنیم که اینجا تو کرج همه با کارهای ما مشکل دارن واقعا نه به خاطر جیب خالیم نه بلکه به خاطر رو زمین موندن کار و متوقف شدنش خیلی ناراحتم. ممنون میشم یه راهی مقابل ما بزارید.... این هم لینک یکی از نمایشگاه های برگزار شده: http://adineh-karaj.ir/index.php/seminary/111-2013-12-01-20-47-56 این هم طراحی و عرضه دو نمایشگاه طبق منویات حضرت آقا در حوزه زنان با رویکرد در تقابل قرار دادن زن در دنیای غرب واسلام: نمایشگاه تصویری خلقت گنهکار 2: http://adineh-karaj.ir/index.php/thought/164-2014-05-27-13-45-31 نمایشگاه تصویری خلقت گنهکار 1: http://adineh-karaj.ir/index.php/thought/115-2014-05-14-08-26-53
متن پاسخ
- باسمه تعالی: سلام علیکم: آدرسی که مطرح فرموده‌اید در اینترنت یافت نشد. با این‌همه عنایت داشته باشید که همواره در تاریخ جبهه‌ی حق با انواع محرومیت‌ها روبه‌رو بوده‌ است ولی هرگز از پای ننشسته است و همچون یوسف«علیه‌السلام» به امید خداوند و برای فرار از ظلمات به سوی درهای بسته نیز حرکت کرد و خداوند نیز درهای بسته را به سویش گشود. باید به همان اندازه که خداوند شرایط کار را برایمان فراهم کرده است، اقدام نمود بقیه مربوط به خداوند است. موفق باشید
9206

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ارادت خدمت استاد معظم: موضوع پایان نامه کارشناسی ارشدم: «بررسی تاثیر مبانی نفس شناسی ملاصدرا بر آرای اخلاقی وی» است. و مبانی تجرد نفس - جسمانیت الحدوث - حرکت جوهری نفس - تجسم اعمال و تجسد نیات را در نفس شناسی میخواهیم بررسی کنیم. حال استاد معظم چه پیشنهادی میفرمایند، بنظر جنابعالی چه کتابهایی باید بخوانم؟ با تشکر التماس دعا یا علی اعلی علیه السلام
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید کتاب «معرفتِ نفس و حشر» با ویرایش جدید کمک کند. موفق باشید
نمایش چاپی