باسمه تعالی: سلام علیکم: با نگاه اصالت وجودی، چنانچه انسان سلوک لازم را در خود ادامه بدهد آنچه را تحت عنوان ماهیات میبیند، همه را مظاهر وجود در اعیان مختلفه مییابد و این غیر از سوفسطاییگری است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در جواب آن سؤال عرض کردم نمیدانم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- علم به عدم، علم است ولی جهل مرکب، علم به عدم هم نیست. 2- إنشاءاللّه برای هرکسی که در مسیر شریعت الهی قرار گیرد، با رویکرد اُنس با حضرت حق پیش میآید 3- در روایت داریم 21 مرتبه «آیت الکرسی» در روز کارساز است 4- خیر؛ فقط مناجات التائبین شرح شده است. عجله نکنید، با المیزان بهتر است مأنوس باشید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بعد از کتاب «آشتی با خدا» کتابهای «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» و «معاد» هرسه با شرح صوتی آن خوب است که مطالعه شود. 2- پیشنهاد خوبی است، امید است که کاربران محترم بتوانند از آن استفاده کنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن میفرماید: « يا بَني آدَمَ خُذُوا زينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِد » و علامه طباطبایی در تفسیر آن میفرمایند یعنی ابعاد معنوی شخصیت شما در مساجد است، بروید آن ابعاد را از مساجد بگیرید. لذا نباید فضای مسجد را برای خود و دیگران از این حالت خارج کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور که متوجه شدهاید فهم جایگاه شاهنامه نسبت به مثنوی علاوه بر اینکه مشکلتر است با مثنوی مولوی بیشتر میتوان به مسائل اخلاقی و عرفانی دست یافت، هرچند جناب فردوسی در شاهنامه روحیهای از ایران و ایرانی که نظر به وجوه قدسی دارد را به میان آورده است تا دلاوریهای رستم ما را منتقل به شخصیتهایی چون امیرالمؤمنین«علیهالسلام» نماید و این کاری است که هنوز شروع نشده است. به نظر بنده شاهنامه در حجاب نقالان گرفتار شد و از این حجاب خارج نشده در حدّی که امثال بنده نیز بدان نپرداختهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بر فرض که چنین باشد معلوم است که خداوند از چنین کسی انتظار انجام اعمالی را ندارد که یک مؤمن با داشتن شریعت باید انجام دهد و به اصطلاح چنین افرادی در اعراف - محلی بین بهشت و جهنم- قرار دارند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن زمان که در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان تدریس میکردم به جهت مواجهشدن با چنین روحیهای که دانشجویان با بنده در میان میگذاشتند؛ مباحث «آشتی با خدا» را مطرح کردم که بعداً به صورت کتاب درآمد. فکر میکنم اگر با آن کتاب مأنوس شوید راهی در مقابل شما بگشاید. متن کتاب روی سایت هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم از آقای دکتر داوری و کتابهای ایشان چه انتظاری دارید! اگر دکتر داوری را در حدّ یک فیلسوف بدانید، همان چیزی که خودِ او بر آن اصرار دارد، پس دیگر نباید انتظار داشته باشید آیه و روایت را شاهد سخن خود بیاورد. کار فیلسوف به حرکتدرآوردنِ تفکر است و چون روش آقای دکتر داوری روشی است که هایدگر در فلسفه در پیش گرفته است و عملاً سعی بر آن است که به روش متافیزیکی موضوعات را در میان نگذارد، شما تصور فرمودهاید که ایشان استدلالی سخن نمیگوید. در حالیکه عقل متافیزیکی یک نوع عقل است و به یک معنا میتوان گفت روش هایدگر یک نوع تذکر است به موضوعات تاریخی تا انسان خود، به تفکر بنشیند. دکتر داوری برای خود رسالتی خاص را تعریف کرده است و آن دعوت به تفکر، چیزی که حقیقتاً ما از نظر تاریخی از آن محرومیم و عموماً مراودههای ما و گفتگوهای ما حجاب تفکر است. در تفکری که دکتر داوری بنا دارد به تاریخ ما برگرداند نهتنها جایگاه فرهنگ مدرنیته و تکنولوژی روشن میشود بلکه جایگاه تاریخی خودمان نیز ظهور میکند و میفهمیم ما در کجا هستیم و چگونه شروع کنیم و در اینجا است که شما متوجه میشوید از ذخیرهی متعالی قرآن و روایات برای عبور از بیفکریِ تاریخی چه اندازه میتوان استفاده کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در معرفت نفس نظر به «وجود» خودمان میکنیم تا زمینهی خداشناسی به روش وجودی باشد و امامشناسی راهِ نظر به اسماء الهی است که در انسان کاملی ظهور کرده 2- به نظرم باید بین اهل کرامت و اهل توحید فرق بگذارید. اهل توحید بیشتر به معرفة اللّه حساساند 3- خود محیالدین در ابتدای فصوص الحکم و فتوحات مکّیّه میگوید اینها حاصل مکاشفاتش است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» سخت معتقد به نگاه ملاصدرا هستند، حتی آیتاللّه شجاعی غیر از این نکته که فرمودید جای دیگر ندیدم که از دستگاه فکری ملاصدرا عدول کرده باشند، به همین جهت بنده این نظر ایشان را در کتاب معاد نیاوردم. موفق باشید
