بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
11700
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام: در مکتب های عرفانی بنده به دو نظر در مورد گناه برخوردم. نظر اول این بود که بعد از توبه اساسی تمامی گناهان پاک می شود و هیچ اثری نمی ماند ولی دیگری این بود که گناهان پاک می شوند ولی اثر آنها می ماند و در سیر و سلوک اثر منفی دارد و استعداد سلوکی انسان که پایین آمد دیگر بالا نمی رود. به اصطلاح ظرف بزرگتر نمی شود. من نمی دانم کدام نظر را مد نظر بگیرم. کدام نظر درست است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» می‌فرمایند: «اَلتَّائِبُ مِنَ الذَّنْبِ كَمَنْ لا ذَنْبَ لَه‏» هرکس از گناهی توبه کند مانند کسی است که آن گناه را مرتکب نشده، و وقتی خداوند می‌فرماید: «ان الله يُحِبُّ التَّوَّابين‏»؛ دیگر جای هیچ نگرانی نیست و مسلّم راه را تا رسیدن به عالی‌ترین مقام باز می‌کنند. موفق باشید

11566
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: فیض و واسطه فیض بودن یعنی چه؟ فیض در مکتب اهل بیت (ع)با فیض در حکمت متعالیه چه تفاوتی دارد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حکمت متعالیه حاصل تدبّر در فرهنگ اهل‌البیت«علیهم‌السلام» است. وقتی حضرت حق عین وجود و عین کمال و عین جُود بود، عین تجلی و فیضان است و اولین تجلی که کامل‌ترین تجلی است، واسطه‌ی فیض است. موفق باشید

10531

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر استاد عزیز: نگاه موجود بین، چه فرقی با نگاه وجود بین دارد؟ جناب معارف و داوری بین این دو نگاه تفاوت قایلند.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن مفصل است. شاید مباحث «برهان صدیقین» همراه با شرح صوتی آن کمک کند. موفق باشید
10194

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: به نظر شما سهراب سپهری تحت تاثیر اندیشه عرفانی خاصی بوده یا اشعار او فقط و فقط تراوشات درونی اوست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: تا آن‌جایی که بنده اطلاع دارم ایشان سفرهایی هم به شرق آسیا داشته‌اند و از معارف عرفان نظری اطلاع دارند. موفق باشید
10057
متن پرسش
سلام: با توجه به اینکه دنیایی که در آن زندگی می کنیم مادی است و از اشیا ساخته شده است ضرورتا باید حد داشته باشد، یعنی یک جایی تمام شود و از آن بیشتر نباشد. حال به من بگویید چگونه ممکن است به جایی برسیم که بعد از آن چیزی نباشد؟ این تناقض است.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: تا در عالم ماده هستید با بدن مادی، هرچه بروید با ماده روبه‌روئید. ولی اگر از عالم ماده خارج شدید می‌یابید که عالم ماده چقدر محدود بود. ماده در ماده‌بودن که محدود نیست، ماده نسبت به مجردات محدود است. مثل نسبت بدن شما با عقل شما که عقل شما نسبت به بدن شما نامحدود است. موفق باشید
9508
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی: سوال بنده این است: افرادی که به اصطلاح سر کتاب باز میکنند و علت بروز مشکل در زندگی را به افرادی که به آنها رجوع میکنند میگویند بر چه اساسی کار میکنند، آیا سر کتاب باز کردن همان تفأل به قرآن زدن است؟ و اینکه آیا رجوع به یک چنین افرادی جهت رفع مشکلات مورد تأیید دین اسلام هست؟ در مواردی هم به افراد میگویند این دعا و حرزی که به شما میدهیم را مدت زمان خاصی که خودشان میگویند همراه داشته باشید و بعد از این مدت مشکل شما حل می شود و واقعا هم بعد همان زمان که گفته مشکل رفع میشود!اینها بر چه اساسی کار میکنند؟ آیا مورد تأیید دین هستند؟ آیا با اجنه مرتبط هستند که میتوانند بگویند ظرف مدتی خاص مشکل فرد حل میشود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بیشتر این موارد با اجنه‌ی منحرف انجام می‌شود و اگر هم مشکلاتی که خودشان درست کرده‌اند را رفع کنند، در هر حال وارد زندگی انسان می‌شوند و توکل انسان را که شرایط زندگی با خدا است از انسان می‌گیرند. موفق باشید
8346
متن پرسش
باسمه تعالی. سلام علیکم. چند سوال خدمتتان داشتم که امیدوارم فرصت کنید و سوالات را به صورت مجزا پاسخ دهید. 1- علامه طباطبایی در رساله انسان قبل از دنیا عوالم را به عالم خلق، مثال(برزخ) و عقل(روح) تقسیم می کنند. از طرفی آیت الله شجاعی در کتاب عروج روح عوالم را به عالم ماده، مثال و تجرد تقسیم می کنند. آیا این تقسیم بندی ها بر هم منطبق هستند؟ 2- آیا فرق عالم مثال و عقل در این است که با اینکه هر دو منفک از ماده هستند ولی در مثال صورت و شکل وجود دارد؟ منظور از این صورت و شکل چیست؟ 3- علامه در ادامه مطالبشان به اثبات عالم امر و بیان ویژگی های آن می پردازند ولی دقیقا مشخص نمی کنند که عالم امر همان عالم مثال است یا عالم عقل؟ 4- عالم قیامت در مرتبه ای بالاتر از این عوالم است یا خیر؟ 5- اگر مطلب یا منبع و کتابی در رابطه با عالم امر و خلق معرفی کنید، ممنون میشوم. 6- بنده چند ماه قبل طرح تفصیلی پایان نامه ام را برای حضرتعالی با عنوان "تحلیل مقایسه ای سنن الهی و قوانین طبیعی مکتب فیزیوکراسی و تاثیر آنها بر رفتار اقتصادی انسان" فرستادم. حال مکانیسمی برای تحقق سنن الهی در نظام هستی به ذهنم رسیده است. میخواستم ببینید که از لحاظ مبنایی مشکلی دارد یا خیر. این مکانیسم برای مجاری تحقق سنن الهی بر اساس "توحید افعالی" تعبیه شده است. به این ترتیب که تحقق سنن الهی بر اساس توحید افعالی اولا مربوط به خداوند و عالم امر است، ثانیا مربوط به انسان و عالم خلق است(البته با در نظر گرفتن رابطه طولی یا همان توحید افعالی). به نظرم همه سنن الهی با یکدیگر پیوندی ناگسستنی در عالم امر دارند به گونه ای که اگر دست بر روی هر کدام از آنها بگذاریم و بخواهیم آن را تحلیل کنیم قطعا و بدون شک با همه سنتهای دیگر برخورد میکنیم حال اثر یکی کمتر و دیگری بیشتر. (دقیقا مشابه اتصال اتمهایی که در آزمایشگاه های فیزیک مشاهده می شود که با تکان دادن یکی همگی به لرزش می افتند، حال یکی بیشتر و دیگری کمتر). این سنن الهی همگی در عالم امر(با همه ویژگی هایش) حضور دارند و در صورت حاصل شدن همه شرایط توسط انسان در عالم خلق، محقق می شوند. این شرایط که با استفاده از اختیار انسان در عالم خلق صورت می گیرد یا دفع موانع هستند و یا ایجاد عوامل( به عبارت معروف مانع مفقود و مقتضی موجود). 8- من میخواهم بدانم اگر استاد طاهرزاده از فردا فقط به خالقیت خدا اعتقاد داشته باشند و نه به ربوبیت و پروردگاری حضرت حق، رفتارهایشان چه تغییری خواهد کرد. به عبارت دیگر میخواهم تاثیر جهان بینی بر رفتار انسان را بدانم؟ اگر در خلال پاسختان چند مثال عینی و مصداقی بزنید ممنون میشوم(اگر مثالهایتان اقتصادی باشد بهتر است. یعنی چگونگی تاثیر جهان بینی بر رفتار اقتصادی انسان). این سوال را از آن جهت پرسیدم که ظاهرا! اعتقاد به قوانین طبیعی منجر به حذف ربوبیت خدا و اعتقاد به خدای ساعت ساز و رخنه پوش و ... می شود. حال میخواهم بدانم که اگر مکتبی همچون فیزیوکراسی (یا حاکمیت طبیعت) اعتقاد به این مساله دارد، چه تاثیری بر رفتارهای اقتصادی پیروانش می گذارد؟ با تشکر فراوان.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- کاملاً منطبق است چون عالم خلق به تعبیر علامه عالَم تألیف اجزاء مخلوق است که تنها در عالم ماده معنا می‌دهد 2- عالم مثال مثل صورت‌های ذهنی جرم ماده را ندارد ولی شکل دارد، به همین جهت به آن برزخ بین ماده و عقل می‌گویند 3- عالم امر یعنی عالم بی‌زمان که شامل عالم مثال و عالم عقل هر دو می‌شود 4- عالم قیامت دارای وسعتی است که می‌توان گفت جامع بین عالم مثال و عالم عقل است و انسان‌ها از بُعد عقلیِ خود با وجه عقلی عالم قیامت مرتبط‌اند و از بُعد خیالیِ خود با وجه مثالی عالم قیامت مرتبط هستند 5- به طور مشخص چیزی در ذهنم نیست 6- همین‌طور است که می‌فرمایید رابطه‌ی عالم امر با عالم خلق مثل رابطه‌ی الفاظ ما است نسبت به فکری که در پشت این الفاظ القاء می‌کنیم و اگر فکر نکنیم و الفاظ را اداء کنیم. الفاظ تنها صورت‌های پراکنده‌ای خواهند بود. قسمت آخر سؤال‌تان فرض بی‌ربطی است. بیکارید از این فرض‌ها می‌کنید تا ذهن و فکر خود را اسیر توهمات بگردانید؟ موفق باشید
6998
متن پرسش
هوالحق باعزض سلام و‌ خداقوت می خواستم بدانم پیشنهاد شما برای کسی که قائل است باید حرف تمام ادیان و مکاتب را شنید و بعد انتخاب کرد چیست؟ (چون واقعا هیچ ترجیحی وجود ندارد که ما به حرف علمای اسلام گوش کنیم اما حرف ادیان دیگر را از خودشان نشنویم (چون از کجا معلوم که علمای اسلام یا به طور کلی غیر آن دین آن را فهمیده باشند یا اینکه اصلا از روی عمد خلاف حرف آنها را از آها نقل نکنند)) یعنی می خواهد بداند چگونه تحقیق کند .متشکرم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ادیان موجود مشخص‌اند؛ دین یهود که فعلا شما با آن روبرویید طوری در آن تصرف شده که بحثی به نام معاد در کلّ تورات نیست ـ ‌این را فقط مسلمانان نمی‌گویند ‌ـ حال، بقیه‌ی ضعف‌های آن پیش‌کش. دین مسیحت هم که با صراحت تمام مسیح را فرزند خدا می‌دانند، آیا چنین دینی جای تحقیق دارد؟ زرتشتی ها هم که به خدایی معتقدند که اهریمن می‌تواند سر به سرش بگذارد. آیا دینی که چنین خدایی دارد جایی برای تحقیق بیشتر می‌گذارد؟ در هر صورت این گوی و این میدان؛ بالاخره باید حجت برای شما تمام شود که از چه جهت برای اسلام و قرآن حقانیت قائل هستید. شاید کتاب «مبانی نظری نبوت وامامت» کمک کند. موفق باشید
6077

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
چگونه به شیوه اسلامی مدیریت کنیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نامه‌ی امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» به مالک اشترتوصیه‌ی خوبی برای مدیریت اسلامی است. موفق باشید
5975
متن پرسش
با عرض سلام خدمت جناب آقای استاد طاهر زاده : اینجانب سوالی از حضرتعالی دارم . بنده با کتب و سی دی های شماارتباط دارم و از این منابع استفاده می نمایم . خدا قوت میگویم خدمت شما بخاطر زحماتتان در عرصه دینی فرهنگی . لکن انتقاداتی نیز دارم . اولا چرا در سایت شما همه پرسش پاسخها مطابق با سلیقه و دید گاه جریان خودتان است؟ چرا پرسشهای چالشی در زمینه دین یا سیاست که اتفاقا سوالات جوانان بیشتر حول همین محور هاست خیلی کمتر است و بیشتر سوالات شامل به به و چه چه گفتن به همدیگر است .شاگردانتان به شما و برعکس . حال من یک سوال متفاوت از شما میپرسم .اگر دوست داشتید در سایتتان بگذارید. شما در کتابهایتان به کرات تمدن غرب را می کوبید .ما نیز مخالف این صحبت نیستیم . لکن تجربه سفرهای خارجی که من داشته ام و پرس و جوهایی که ازایرانیان ساکن خارج داشته ام ، به این نتیجه می رسم که : یک مقایسه سر انگشتی بین اخلاق و ادب و نزاکت و...مردم ما با ملت غرب نشان می دهد ، ما که 32 سال است روحانیت دارد تربیتمان می کند و مرتب هم بد و بیراه به غربی ها میگوییم و آنها را پوج و فاسد و ... می دانیم ، ملت خودمان دراخلاق خیلی خیلی عقبتر از آنها هست. از فساد اقتصادیمان بگیرید تا بی بند و باری در خیابانها تا اعتیاد تا بیکاری تا فقر تا شعارهای گنده گنده دادن و عمل نکردن مسوولین تا بی نظمی تابد اخلاقی در رانندگی، تا تعداد بالای پرونده های قضایی تا آمار بالای طلاق ، تا چک های برگشتی و خیلی های دیگر .... میدانم جواب میدهید که ما از اصل اسلام فاصله گرفته ایم . پاسخ شما مذهبی ها همیشه همین است . (من خودم هم مذهبی هستم و از دست جوابها خیلی داده ام) من میگویم اگر این همه مشکل داریم و از اصل دین هم دور شده ایم ، پس دیگر وقت آن نرسیده این چماق توی سر فرهنگ غرب زدن را زمین بگذاریم ، ما که صد جای خودمان لنگ میزند؟ منتظر پاسختان هم در ایمیل وهم در سایتتان هستم . باز هم مزاحم جنابعالی میشوم . موید و پیروز باشید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید بنده و امثال بنده نگاهمان به غرب بر مبنای تمدن غرب است و این که غرب بعد از رنسانس به بهانه ی کارهای غلط کشیشان و اصحاب کلیسا تمدنی را پایه گذاری کرد که منقطع از عالم قدس و معنویت، به امورات اقتصادی و سیاسی و فرهنگی خود پرداخت و عملاً انسانی را به صحنه آورد که محور خوب و بد، میل های خودش است و توصیه ی ما به دوستان آن است که مواظب باشید گرفتار چنین نگاهی نباشید که از تمدن اسلامی باز می مانید. تمدنی که با عبور غرب ظهور می کند و زندگی زمینی بشر را به آسمان معنویت متصل می کند. تعجب بنده از جنابعالی از آن جهت است که برای بررسی ملت خود بر روی آسیب هایی انگشت گذارده اید که عموماً حاصل کار استعمارگران و حاکمان وابسته ی قاجار و پهلوی است که ملت را از نظر فرهنگی و اقتصادی به این روز کشاندند. انتظار بنده از جنابعالی و امثال شما آن است که معضلات و مشکلات را خیلی عمیق تر ارزیابی کنید تا راه کارِ برون رفت از آن ها در منظر شما ظهور کند. موفق باشید
5431
متن پرسش
بسمه تعالی.سلام عیکم. 1. انقلاب ما به چه نحوی وبه چه شکلی با غرب و صهیونیست ها مقابله می کنه؟فراماسونرها با عرفان کابالایی که همون جادوگریه تو همه جای دنیا نفوذ کردن و تحت اختیار خودشون دراوردن.حتما خواستن با ما هم با این وسیله بجنگند اما چه جوری موفق نمی شن.مثلا با جادو میتونن مکان های مخفی رو پیدا کنن،مثل سایت های هسته ای رو و از فعالیت های اون باخبر بشن اما چرا تا به حال نتونستن؟در فیلم حضرت سلیمان میبینیم که با روش های خودشون همسر حضرت سلیمان رو شهید کردند،یا میتونن آشوب کنن و خیلی کارای دیگه،اما چیزی نمیبینیم. 2. آیا صرف ایمان داشتن مانع اثر کارهای اونا میشه؟در حالی که میبینیم جادو و دعا نویسی و طلسم کردن و در گره دمیدن برای رسیدن به اهداف که مورد اشاره قرآنه و زیر مجموعه ی جادوی همین صهیونیست هاست چقدر بین بعضی مردم کشور خودمون رایجه و روی زندگی مومنین اثر میگذاره.باتشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در کتاب «جایگاه جن و شیطان و جادوگر در عالم» داشته‌ام شاید برای جواب به سؤال‌تان مفید باشد. موفق باشید
5274
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز و آرزوی طول عمر و سلامتی برای جنابعالی. با یکی از دوستان در حال مباحثه برهان صدیقین و هستیم و چند سوال داشتیک که از شما بپرسیم: 1- با توجه به شباهت زیادی که برهان صدیقین با برهان امکان و وجوب دارد، اصلی ترین تفاوت های آنها چیست؟ 2- آیا اینکه ما در مورد صفات اشیاء به صورت نسبی صحبت می کنیم و مثلا می گوییم سفت تر، بلند تر، زبر تر و... نشان می دهد که اینها از مقوله وجود و به صورت مشکک هستند؟یعنی صفات اشیاء از مقوله ماهیت نیستند؟ 3- با توجه به این نکته که موجودی که در مرتبه بالاتر از ماده باشد، می تواند(یا باید) معلولی داشته باشد، پس صورت های ذهنی ما که از مقوله مجردات هستند چه معلولی می توانند داشته باشند؟ 4- با توجه به اینکه عالم ماده همه اش در یک مرتبه وجودی است، پس تفاوت هایی که در بین اشیاء مادی دیده می شود ناشی از چیست؟ با توجه به اینکه اعراض بازگشت به ذات دارند. 5- با توجه به برهان صدیقین آیا این شبهه به وجود نمی آید که خداوند- نعوذ بالله- در خلقت مخلوقات مجبور است؟ یعنی امکان ندارد که خداوند که عین هستی است وجود داشته باشد ولی موجود دیگری نباشد؟ 6- آیا اینکه شدت وجود دلیل تجلی و نزول وجود است یک مسئله بدیهی است یا برای آن اثباتی وجود دارد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در برهان صدیقین ملاصدرا نظر به وجود دارد بدون آن‌که بخواهد از طریق ابطال دور و تسلسل از ممکن‌الوجود به واجب‌الوجود برسد. ملاصدرا نظر به وجود دارد از آن جهت که یا عین وجود است و یا عین وجود نیست 2- دراین‌ یی که شما مثال می‌زنید پای اعتبار و مقایسه ‌در میان است، ولی یک وقت در عین نظر به واقعیت بحث شدت و ضعف در میان است در آن حال بحث وجود در میان است. مثل آن‌که می‌گوییم آن آقا عالم‌تر است، علم به اعتبار ما نیست و لذا شدت و ضعف در این موارد به جهت وجودی‌بودن موضوع است در حالی‌که زبری و نرمی به اعتبار ما است، ممکن است آنچه به یک اعتبار زبر است به اعتبار چیز زبرتر، نرم باشد . اساسا در فلسفه نظر به اعتبارات بشری نمی شود 3- معلول صور ذهنی همان علمی است که ما نسبت به آن‌ صور پیدا می‌کنیم 4- چون عالم ماده عین حرکت است و حرکت در مراحل مختلف ظهورات مختلفی دارد، آن ظهورات مختلف موجب می‌شود تا در عالم ماده پدیده‌های مختلف در عرض هم داشته باشیم که این در بحث حرکت جوهری بهتر روشن می‌شود 5- جبر از آن جهت قبیح است که زمینه‌ی کمالی برای موجودی باشد ولی مانعی موجب توقف آن کمال باشد ولی این‌که خداوند در ذات خود عین تجلی و فیض‌رسانی باشد جبر نیست بلکه اقتضای واجب‌الوجودی او آن است که در همه‌ی کمالات واجب باشد از جمله در فیض‌دادن به موجودی که امکان وجودیافتن دارد 6- اگر متوجه باشیم وجود در ذات خود عین شدت و ضعف است تصدیق می‌کنیم که حتماً هرجا پای وجود در میان است پای تجلی در میان است. موفق باشید
4219

اهداء عضوبازدید:

متن پرسش
سلام . راجب اهداء عضو فرموده بودید احتمالا نفس آزار میبینه . اول اینکه در مورد زندگی نباتی و تفاوتش با مرگ مغزی ببینید سایت اهدا عضو چه جوابی داده اند: زندگی نباتی چیست و چه فرقی با مرگ مغزی دارد؟ زندگی نباتی، با مرگ مغزی کاملا متفاوت است.این وضعیت تقریبا همیشه در پی کما رخ می دهد. با اینکه شخص بیدار بنظر می رسد (چشمانش باز است) و دارای یک سری حرکات غیر ارادی اعضای خویش است، هیچ عملکرد ذهنی و شناختی ندارد. این ها در واقع بیمارانی هستند که بدنبال آسیب شدید مغزی، برای سالهای متمادی زنده می مانند و به نظر هوشیارند، بدون اینکه بتوانند با محیط اطراف خود ارتباطی برقرار کنند. اما راجب مرگ مغزی این جواب را داده اند: مرگ مغزی چگونه رخ میدهد؟ هر گونه آسیب شدید به مغز می تواند منجر به تورم بافتی شود. از آنجاییکه مغز در یک فضای بسته (استخوان جمجمه) قرار دارد و جایی برای این افزایش حجم وجود ندارد، بر بخش های پایین تر مغز (ساقه مغز) فشار آورده، مانع جریان گردش خون به قسمت های بالا یی می گردد و بیش از پیش مانع اکسیژن رسانی میشود. این فرایند ممکن است چند دقیقه یا چند روز بدرازا بکشد. قلب به کمک دستگاه تنفس مصنوعی به فعالیت ادامه داده، به اعضای دیگر اکسیژن می رساند، در حالیکه بافت مغز و ساقه مغز که وظیفه کنترل تنفس و ضربان قلب را بر عهده دارند از این ماده حیاتی(اکسیژن) محروم مانده، دچار مرگ می شوند. چرا در مرگ مغزی، بیمار تا مدتی دارای ضربان قلب و تنفس می باشد؟ قلب تا زمانی که دارای اکسیژن رسانی باشد، به ضربان خود ادامه میدهد. در بیمار مرگ مغزی، دستگاه تنفس مصنوعی ( ونتیلاتور ) اکسیژن لازم را برای ضربان قلب فراهم خواهد کرد و به محض جدا کردن دستگاه از بیمار قلب هم از کار خواهد افتاد. خب،بنابراین مرگ مغزی با حیات نباتی فرق دارد و در مرگ مغزی تنها دستگاه تنفس هست که با خالی و پر کردن شش ها باعث باقی موندن حرکت قلب میشه درحالیکه بافت های مغز به مرگ دچار شده اند . آیا :1 : با این تفاسیر باز هم نظر شما این هست که در مرگ مغزی احتمالا روح برای اهدا عضو خیلی اذیت میشود؟ 2: بعضی عضو ها بعد از مرگ هم قابلیت اهدا را دارند . در این موارد چطور؟یعنی فرد کاملا مرده است و ظرف یکی دو روز اول از جسد وی اندام هایی برداشته شود... تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا عنایت داشته باشید که وقتی فقهای گرامی اهداء عضو را در شرایط مرگ مغزی جایز می‌دانند به آن معنا است که آن شخص گرفتار عقوبتی در برزخ و قیامت نیست ولی از نظر معرفت نفس بحث آن است که تا زمانی که نفس، بدن را رها نکرده و به نحوی بدن‌اش را تدبیر می‌کند به آن بدن تعلق دارد و اگر در آن شرایط عضوی از بدن او را جدا کنیم نفس اذیت می‌شود و این تنها در شرایطی است که نفس هنوز بدن را رها نکرده ولی با انصراف از بدن، دیگر تعلق او تعلق روحی و عاطفی است و نه تعلق تکوینی و به جهت رعایت تعلق روحی و عاطفی که نفس نسبت به بدن خود دارد گفته شده آن را در قبر قرار دهید و مستقیماً بر روی بدن او خاک نریزید چون فشارهایی که بر بدن او وارد می‌شود را در خود احساس می‌کند ولی نه به آن صورت که در حالت تعلق تکوینی احساس می‌نماید. موفق باشید
3213

عقل و مدارابازدید:

متن پرسش
آنچه ما را از خشونت و عقل‌گریزیِ طالبانیسم نجات می‌دهد، عقلانیت است؟ یا شرح صدر و مدارا (که نتیجة شرح صدر است)؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: من نمی‌توانم در مقام نفس ناطقه بین عقل قدسی و شرح صدر و مدارا فرق بگذارم به‌خصوص که روایات ما مدارا را نشانه‌ی عقل می‌دانند. موفق باشید
3137

اختیاربازدید:

متن پرسش
به نام خدا با عرض سلام و ادب خدمت استاد طاهر زاده (حفظة الله) با توجه به آیه أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ قالُوا بَلى ( آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: آرى ) مشخص می شود که در عالم ذر انسان دارای اختیار بوده است چون سوال در موارد غیر اختیاری معنا نمی دهد . خواهشمند است در صورت امکان از وضعیت اختیار انسان در عالم ذر و اینکه در آن عالم روح در چه بدنی بوده است توضیحاتی بفرمائید . با تشکر و تقدیم احترام
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: اختیار مربوط به جنبه‌ی ممکن‌الوجودبودن انسان است چون اختیار یک نوع طلب است و ممکن‌الوجودبودن ذاتی انسان است. از طرفی در آن موطن که حقیقت انسان در صحنه است نمی‌توان به دنبال اشخاص بود تا بحث بدن در میان باشد. موفق باشید
3073
متن پرسش
سلام علیکم دلیل اینکه انسان نسبت به شخصیت هایی چون حضرت علامه طباطبایی علاقه و محبت زیادی دارد چیست؟ (بدون اینکه حتی درباره ی ایشان اطلاعات دقیقی داشته باشد یا آثاری از ایشان را مطالعه کرده باشد. فقط در بعضی از بحث های شما آشنایی مختصری پیدا کردیم.)
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: خداوند علاقه‌ی ایشان را به قلب شما انداخته چون نیاز علمی و معنوی شما در آثار ایشان نهفته است و یا سبک زندگی ایشان را موجب سعادت شما قرار داده. موفق باشید
1910
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد بزرگوار مصاحبه ای از شما دیدم که در مورد تحصیلات حوزویتان هم نوشته بود. می خواستم ببینم شما در دوران حوزه فقه هم خوانده اید؟و لزوم آنرا چه اندازه می دانید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: فقه و اصول‌خواندن من در حدّ لمعه و اصول مظفر بوده است ولی برای یک طلبه فقه و اصول بیش از این ها لازم است. موفق باشید
1783
متن پرسش
با سلام قبلا فکر می کردم دینداری فقط عمل به رساله (انجام واجبات و دوری از محرمات) است. اما ظاهرا محرماتی هست که در رساله نیست (عجب و ...) و مسائل دیگری هست که در این حیطه نیست. (اینکه باید تعلقات دنیوی نداشته باشیم ...) به نظر شما، در حال حاضر بهترین روش زندگی چه می تواند باشد؟ چگونه می توانیم بفهمیم وظیفه مان چیست؟ خیلی سرگردان شده ام. دعا بفرمایید. (لطفا علاوه بر ذکر مصداق، بنیادین پاسخ بدهید. مثلا اگر وظیفه اطاعت از ولی است، لطفا بگویید چگونه می توانیم بفهمیم که وظیفه مان این است.) با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام همین‌طور که می‌دانید فقها در رساله‌ی خود تکلیف مُکلَّف را در امور عملی روشن می‌کنند ولی در امور اخلاقی و معرفتی باید به افرادی دیگر و کتاب‌های دیگر رجوع کرد. در امور اخلاقی و معرفتی کتاب‌های حضرت امام«رضوان‌الله‌علیه» بسیار ارزشمند است، و در امور اجتماعی و سیاسی درک سخنان مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» و تقیّد به رعایت رهنمودهای ایشان شرط سلوک است. موفق باشید
546
متن پرسش
با سلام خدمت شما....ایا شناخت علوم طبیعی علاوه بر استفاده برای ساخت ابزار فایده های دیگری هم داشته..........ایا این دیدگاه درست است که علوم طبیعی شناخت اسما الله و ایات الله و اوصاف الهی است ....ذات اقدس الله چه هدفی از این کار داشته اند فلسفه اش جیست.....به نظر شما انسان ها باید جه دیدگاهی را در این باره اتخاذ کنند .......بیشتر دوست دارم بدانم که جه حکمتی پشت این علوم طبیعی است و در حیات زمینی ما جه نقشی و جه هدفی را ایفا و دنبال میکند...............استاد مطهری گفته اند......یک سوال دیگر هم داشتم.هدف از حیات زمینی انسان ها جیست.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: نسبت به سؤال دوم پیشنهاد می‌کنم کتاب «هدف حیات زمینی آدم» را مطالعه فرمایید. و اما سؤال اولتان مبهم است. اگر منظور علوم طبیعی موجود است که این علوم با مبانی فکری سکولار پایه‌ریزی شده و بیش از آن‌که ما را متوجه خداوند و اسمائ الهی بکند، حجاب حقیقت است، زیرا از منظری می‌نگرد که مشکل دارد و تا کسی ذهن خود را از نگاهی که مدرنیته بر اندیشه‌ها حاکم نکرده، آزاد نکند نمی‌تواند عالم را آینه‌ی جمال الهی ببیند. موفق باشید
177

بدون عنوان*بازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد ارجمند از آنجا که رهبر معظم انقلاب امسال را سال "اصلاح الگوی مصرف" نامیده اند و از انجا که کلمه کلمه این عزیز انسان را به عالم وجود نزدیک میکند خواهشمندم که چگونگی ارتباط با "اصلاح الگوی مصرف" برای قدسی شدنمان را تبیین فرمایید. با تشکر فراوان از حضرت عالی (اجرتان با امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف))
متن پاسخ

جواب: سلام علیکم :
باسمه تعالی
بحمدالله در ویرایش جدید کتاب «نگرشی بر تکنولوژی از دریچه‌ی بینش توحیدی» بحث نسبتاً مبسوطی در این مورد عرض شده. و کتاب نزدیک به چاپ است. إن‌شاءالله آن مباحث را دنبال فرمایید.
موفق باشید

19546

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد: بنده مطالعه ای داشتم از کتاب مبانی عرفان نظری از استاد یزدانپناه و در این کتاب استاد می فرماید که تعیین اول یا همان مقام احدیت اولین صادره از خداست و عقل اول با اول ما خلق الله العقل، اول مخلوق و تعیین خلقی است و مقام احدیت در صعق ربوبی است در حالی که عقل اول موطنش صعق ربوبی نیست پس تعیین اول از عقل فعال ملاصدرا کامل تر است در حالی که در مباحث معرفت نفس و حشر شما فرمودید عقل اول فرقش با خدا اینست که خدا فوق تمام ولی عقل اول تمام است در حالی که مقام احدیت که مقام اهل بیت است کاملتر است و مطلب دوم این که موطن قیامت موطن عقل فعال است یا مقام احدیت؟ چون طبق بحث های جنابعالی در معاد فرمودید خدا به اسم احد جلوه می کند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مواظب باشید بین تقسیم‌بندی‌های عرفانی که استاد یزدان‌پناه در آن کتاب مطرح می‌کنند و تقسیم‌بندی‌های فلسفی که جناب ملاصدرا به میان آورده‌اند؛ خلط نشود. هرکدام را باید در جای خود و جدای از همدیگر قرار داد. موفق باشید

18958
متن پرسش
سلام علیکم معذرت میخوام از محضر استاد واقعا حوزه علمیه به چه درد میخوره آیا خوب شدن فقط تو حوزه امکان داره؟ خیلی از طلبه ها هستند که خوب نیستن هیچ، علنا کارهای اشتباه زیادی هم میکنن. خیلی از غیر طلبه ها هم مثل رجبعلی خیاط و شیخ جعفر مجتهدی با اینکه درس حوزه نخواندند در معنویت خیلی جلوتر از طلاب هستند و گاهی سوالات علمی رو هم جواب می دادند. اگر با ذکر گفتن و ترک گناه میشه علم بدست آورد پس حوزه به چه دردی میخوره. بعضی ها هم با نیت سربازی امام زمان و... به حوزه می آیند و می بینند که در حوزه شوخی هایی می شود که اگر مردم بیرون اینها رو ببینند تعجب می کنند. این طلبه مبتدی هم کلا از حوزه زده می شود و به طلبه ها بدبین می شود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکس هرجا بخواهد می‌تواند خوب شود و اگر کسی بخواهد با جدیت تمام مسیر الهی را طی کند، در حوزه زمینه‌ی این کار برایش بهتر فراهم است. در نتیجه به جای رجبعلی خیاط‌شدن، علامه‌ی طباطبایی می‌شود. مگر خودِ رجبعلی خیاط مقلد آیت اللّه بروجردی نبودند؟ این‌که مرحوم قاضی می‌فرمایند سالک باید ابتدا مجتهد شود تا بتواند درست سلوک کند؛ حرف بسیار دقیقی است. موفق باشید

18467
متن پرسش
سلام بر استاد: در زمینه معرفت دینی می خواستم چند تا کتاب به ترتیب سطح افراد مقدماتی و افراد متوسط معرفی کنید؟ و سئوال دیگر اینکه می خواستم بدانم نظر حضرت عالی در مورد جریان فکری آقای ملکیان چیست؟ با چه نگاهی کتاب های ایشان را مطالعه کنیم؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  1- کتاب‌های «جوان و انتخاب بزرگ» و «چه نیاز به نبی» و «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» و کتاب‌های تربیتی مرحوم حجت‌الاسلام و المسلمین آقای صفائی حائری انشاءاللّه مفید خواهد بود 2- بنده هیچ استحکام و مبنایی منطقی و عقلی در سخنان آقای ملکیان نیافتم. بیشتر، اَدای اخلاقی را در می‌اورند که منجر به سکولاریته‌شدنِ مخاطبانشان خواهد شد، خیلی شبیه کاری که کانت در کتاب عقل اول و عقل دوم خود مطرح کرد و منجر به آشفتگی‌های عصر روشنگری در اواخر قرن هیجدهم شد. موفق باشید

16714

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: استاد حضرتعالی در جزوه راه های افزایش دین باوری در جوانان فرمودید که ما باید بین مدیریت اسلامی با مدیریت غربی تفکیک قائل شویم... و در مدیریت اسلامی باید ابتکار را در دست مردم داد یا به تعبیری مردم خودشان اموراتشان را بگذرانند و در ادامه فرمودید که نسل جوان را آماده کرد تا ان شاءالله تحول اساسی در نظام اداری ما به وجود آید. استاد بنده دانشجوی رشته حقوق هستم که پیاده ساختن چنین طرحی بر عهده دانشجویان رشته حقوق هست لذا لطف کنید که پیرامون مقوله مدیریت اسلامی توضیحی دهید؟ وبفرماییدکه پیاده ساختن چنین طرحی چقدرمی تواند انقلاب رابه انقلاب مهدی روحی له الفدا نزدیک نمایید؟؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اصول کلّی مدیریت اسلامی و ایده‌های مربوط به آن را، حضرت مولی‌الموحدین«علیه‌السلام» در نامه‌ای که به مالک اشتر نوشته‌اند، به‌خوبی نشان داده‌اند. موفق باشید

16243

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: طلبه ای هستم، متاهل، می خواستم بدانم چنانچه در شرایطی قرار بگیریم، که نیاز به پول داشته باشیم، ولی پولی نداشته باشیم، باید مقداری پول قرض کنیم و یا منتظر بمانیم تا خداوند روزی ما را برساند؟ به عبارتی دیگر، آیا قرض، با توکل بر خداوند، منافات دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قرض در جای خود با توکل منافات ندارد مشروط بر آن‌که زندگی ساده‌ی طلبگی محفوظ باشد و در عین حال، نیازی به میان آید که تنها با قرض‌کردن رفع می‌شود. موفق باشید

نمایش چاپی