بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
4338
متن پرسش
باسمه تعالی.سلام علیکم.استاد با توجه به سوال 4311،درباره ی عبودیت حضرت زهرا،چگونه می شود افق بالاتری از آنچه ایشان داشتند را تصور کرد در حالی که ایشان در اوج عبودیت بودند و ام ابیها؟آیا عبودیت محض به این معنی نیست که کوچکترین حرکت که خدا و پیغمبرش با آن مخالفند را انجام نمی دند؟/آیا می شود ماجرای نسب پرده را با ماجرای پیامبرانی که ترک اولی می کردند مقایسه کرد و آن را هم ترک اولی حساب کرد(البته با حجت الله علی الحجج بودن ایشان جور نمی شود)؟ ممنونم ازتون.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرفا در تفاوت ملائکه با انسان کامل بحث مقام جمعی انسان کامل را دارند که از یک طرف در مقام صادره‌ی اول هستند و واسطه‌ی فیض می‌باشند و از طرف دیگر دارای بدن عنصری اند و به دنبال مایحتاج بدن عنصری خود می باشند و در این راستا مشغول امورات این عالم اند و شتر گمشده‌ی رسول خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» را که حضرت فرمودند شترم گمشده‌ آن را پیدا کنید، بدین لحاظ تحلیل می‌کنند ولی آن وقت که حضرت مورد تمسخر منافقان قرار گرفتند که این آقا ادعای هدایت بشر را دارد ولی نمی‌داند شترش کجاست و رسول خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» نظر فرمودند و خبر دادند افسار شتر در فلان دره به بوته‌ی خاری گیر کرده بروید آن را آزاد کنید، این نگاه دوم را به وجه فوق بدن عنصری و مقام نوری حضرت منسوب می‌کنند. در مورد حضرت صادق«علیه‌السلام» نیز همین‌طور است که یک‌جا می‌فرمایند کنیزم در یکی از اطاق‌ها پنهان شده و نمی‌دانم در کدام اطاق است و یک‌جا هم می‌فرمایند: « عِلْمُ الْکِتَابِ کُلُّهُ وَ اللَّهِ عِنْدَنَا » با توجه به چنین مقامی که به مقام جمعی کمالی انسان کامل مشهور است شاید بتوان گفت: موضوع پرده‌ی گل‌دار خانه‌ی زهرا«سلام‌الله‌علیها» نظر به وجه عنصری آن حضرت است که رسول خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» ـ همان رسول خدایی که با تذکر به روزه می‌خواهد وجه غیر عنصر بر وجه عنصری ما غلبه کند- می‌خواهند در این حالت هم وجه غیر عنصری حضرت حضور داشته باشد. چون حقیقتش برای بنده با توجه به مقامی که از بزرگان می‌شناسم، سخت است که ترک اولی را به آن‌ها نسبت دهم. موفق باشید
4267
متن پرسش
با سلام استاد گرامی. سوالی دارم که مدتهاست ذهنم را مشغول کرده. در واقع از بس با این موضوع سروکار دارم و آن نحوه ارتباط با مردم است. در حدیث عنوان بصری امام صادق می فرماید: اگر کسی به تو بگوید سخنی بگویی 10 تا می شنوی، بگو اگر 10 بگویی هم سخنی نشنوی. و نیز اگر کسی تورا تهدید به ناسزاگویی کرد تو اورا به خیرخواهی و مراعات مژده بده. استاد عزیز جایگاه این سخن ائمه کجاست؟برخی از کسانی که من باهاشان درارتباطم و کلا بخشی از مردم، هرچه دربرابرشان کوتاه بیایی، بیشتر سوارت می شوند. اگر در برابر حرفها و اعمال نادرستشان مدارا کنی، فکر می کنن احمقی و شدیدترش می کنند. استاد اگر ما بخواهیم گفتار ائمه را بکار بندیم و در برابر اعمال و رفتارشان تغافل کنیم و به رویشان نیاوریم، مردم سوارمان می شوند و عزت انسان را زیر سوال می برند. می دانم عزت از خداست، اما استاد من نمیدانم مطابق شرع مقدس و فرمایشهای حضرات معصومین، نحوه درست ارتباط با مردم چیست؟جایگاه کاربست سخن امام صادق (علیه السلام) کجاست؟سپاس
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: روایت مذکور و آن توصیه حضرت‌، انسانی می‌سازد که روحیه‌ی درگیری با مردم در او فرو می‌نشیند، همان حرف مولوی است که می‌گوید: «گر شوم مشغول اشکال و جواب.... تشنگان را کی توانم داد آب». موفق باشید
3620

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد. بیکران سپاس از پاسخگویی حضرتعالی به سوالات.استاددر پاسخ یکی از پرسشهای کاربران محترم در خصوص علاقه به ظاهر بی علت ایشان به علامه طباطبایی ره فرموده بودید لابد یک نوری هدایتی در آثار ایشان برای اون شخص هست(پاسخی قریب به این مضمون). استاد من هم یک زمانی بدون آنکه شناخت آنچنانی نسبت به علامه داشته باشم حقیقتا تمام روح و قلبم به ایشان ارادت داشت و سالها گذشت تا من با سایت لب المیزان و آثار شما آشنا شدم و منش و مرام علامه.البته قبل از آن کتب مختلف ایشان راهم رفتم خواندم مثل ولایت و ....خلاصه پاسخ شما را که به اون فرد در خصوص عشقش به علامه دیدم گفتک شاید گم شده وجود من اثار شما بود که بحمدالله چندسالی است از اثار شما مستفیضم. اما بنده از سالها قبل با اینک در کلاسهای درسی که بودم غالبا همکلاسی ها و اطرافیان با رهبر و نظام و ....مخالف بودندبه طور ناخودآگاه و بی علت شیفته رهبری بودم. هرگز دهانم به توهین و تخطئه ایشان باز نشد. در آن سالهاکه در میان جاهلان بودم بدون اینکه شناخت کافی و وافی از رهبری انقلاب داشته باشم؛ و سالهای بعد که عضو بسیج دانشجویی شدم و رفته رفته راههایی برایم گشوده شد، مدام خوابشان را می دیدم خودم هم تعجب می کنم. استاد باور بفرمایید ایشان چنان نورانیتی در خوابهایم داشتند که خدا می داند.ایشان را می دیدم که مثلا فرشی بر دوش دارند و با چنان وقار و ابهتی می بردند که فرش را به فقرا دهند و من متاثر می شدم یا خواب می دیم در میان رودخانه با اقتدار راه ی رفتند و ایشان محاط و غالب بر رودخانه بودندو رودخانه به دوراهی رسید. سر دوراهی نشستند و گفتند مردم فکر می کنند این راه درست است اما ماه دیگر درست است....خلاصه بعدها(حالا ده سال از آن سالها می گذرد)به شدت ولایت و زعامت ایشان را پذیرفتم. استاد اخیرا به شدت به امام خمینی ره علاقه مند شده ام نمی دانم چرا این حس در قلبم ایجاد شده. باتوجه به سابقه ای که در مورد علاقه مندی به شخصیتهای علمی و دینی و ارتباط با هدایت شدن دارم؛ شاید این موضوع مفهوم و علتی داشته باشه. استاددوست دارم راهنماییم کنید. شرمنده ام وقت شما را گرفتم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور باید باشد که انسان از نور رهبری عزیز متوجه صاحب اصلی آن نور یعنی حضرت امام خمینی«رضوان‌الله تعالی‌علیه» شود. پیشنهاد می‌کنم چند جلسه‌ی اول کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضوان‌الله تعالی‌علیه» را در این رابطه مطالعه فرمایید. موفق باشید
2615
متن پرسش
سلام علیک سیر مطالعاتی برای تفسیر قران کریم میخواستم.برای شروع مطالعه تفسر المیزان چه سیر مطالعه ای را پیشنهاد میکنید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنده در جزوه‌ی «روش کار با المیزان» در ویرایش جدید نکاتی را عرض کرده‌ام. پیشنهاد بنده آن است که اگر ابتدا بحث «ده نکته و برهان صدیقین» را همراه با سی‌دی دنبال کنید راحت‌تر مبانی علامه را می‌فهمید. موفق باشید
1034

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم 1-در ادامه سوال 1018؛میخواستم بدانم که بنده منظور شما را درست فهمیدم:تنگی و وسعت رزق به معنای کاهش و افزایش "کمی" در مقدار رزق نیست بلکه به معنای سخت یا آسان رسیدن روزی به انسان است.پس گناه سبب کاهش رزق از لحاظ کمی نمی شود و فقط باعث می شود که آنچه که برای ما مقدر شده است سخت تر به دستمان برسد و به نوعی ما گرفتار رزق خود میشویم. 2-اگر مطلب فوق صحیح باشد احساس میکنم که با مطلبی که در کتاب فرمودید تناقض دارد.شما در کتاب فرمودید که «رزقی که با التماس به دست می آید به جهت گناهانی است که انجام داده ام و رزق خود را از بین برده ام.»به نظر میرسد که از بین بردن رزق در اینجا به معنای کاهش کمی در مقدار رزق باشد.از طرفی هم در چند سطر بعد حدیثی از پیامبر اعظم نقل کرده اید که این مطلب راتایید میکند."ان الرجل لیحرم الرزق بالذنب یصیبه".اگر به سبب گناه رزق انسان تمام و کمال برسد ولی فقط به سختی برسد دیگر اسم آن محروم شدن از رزق نیست.لطفا توضیح بفرمایید. 3- اصلا عواملی وجود دارد که رزق انسان را از لحاظ کمی کاهش دهند؟ 4- چرا عده ای از انسانها در آفریقا و بعضی از کشورهای جهان از گرسنگی می میرند.مگر خدا رزق آنها را نیز مقدر نفرموده است.مگر قرار نیست که روزی انسان به سمتش بیاید و او برای کسب رزق حرص نورزد؟ 5- در قسمتی از کتاب فرمودید که هم امیرالمومنین و هم معاویه می دانستند که انسانهای سطحی نگر به باطل گرایش پیدا می کنند.آیا افرادی نظیر عمروعاص انسان عمیقی نبوده است؟ حال او از این نعمتش در راه شیطان استفاده کرده است. سوال اصلی بنده اینجاست که آیا لزوما عیق فکر کردن سبب هدایت انسانها میشود و یا شرایط دیگری نیز لازم است؟موفق باشید-یاعلی مدد
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی 1- احسنت، همین طور است. 2- از بین‌بردن رزق را باید به معنی از بین‌بردن راهی دانست که رزق به راحتی به ما می‌رسید و سخن رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌‌وعلی‌آبائه» را باید با سایر سخنان حضرت و سخنان ائمه«علیهم‌السلام» که تأکید دارند در هر صورت رزق تو به تو می‌رسد معنا کرد. 3- ظاهراً نه؛ چون می‌فرمایند: رزق از همان اول مقسوم است و قسمت‌شده. 4- اگر موضوع آفریقا را از نزدیک مطالعه کنیم به چیز دیگری می‌رسیم و آن قحطی‌زدگی است و ظلم فرهنگی که به آن‌ها شده. 5- عمروعاص و معاویه در یک زمره‌اند و حضرت صادق«علیه‌السلام» آن را حیله‌گری می‌دانند و نه عقل. موفق باشید
18030
متن پرسش
به نام خدا سلام خدمت استاد گرامی و خدا قوت: ببخشید استاد اینکه آدم رد پای خدا را در شروع کاری که عمیقا دوست داره انجام بده ولی هیچ وقت شروع نمیکنه ببینه، آیا برای همه اتفاق می افته؟ آیا چیز عادی هست یا خیر؟ چون بنده در انجام هر کاری که میل قلبی دارم ولی تصمیم ندارم و شروع نمی کنم خدا یه جورایی وادار به انجامم میکنه. یعنی در شرایطی قرار می گیرم که انجام میشه. مثلا شدیدا نماز شب دوست دارم ولی قصد نمی کنم شروع کنم بعد شرایط طوری چیده میشه خانواده صبح زود بلند میشن یا ناچار میشی قبل از اذان صبح بلند شی و نماز بخونی. یا مثلا آدم غر غرویی هستم و شدیدا دوست دارم این اخلاق ترک کنم اما نمیتونم بعد، هم خانواده مشکل پیدا میکنن مثلا روحی و نمیتونی غر بزنی، از طرفی هم در مورد اون رذیله دقیقا بموقع مطلب جلوت گذاشته میشه و مواردی از این قبیل. انگار خدا واقعا داره تربیت میکنه. انگار هیچ کاری انجام نمیدم فقط میخوام و میشه. تازه انگار خواستن را هم خدا طوری شرایط میچینه که کار خوب را بخوای و اراده کنی. انگار خودشون دارن میبرن و خودت هیچ کاره ای. آیا این درسته؟ و اگر درسته آیا همیشه و برای همه این اتفاق میفته؟ و گاهی خدا اجازه میده که بفهمیم. 2. در شرح جنود عقل و جهل شنیدم که فرمودید امام علی (ع) با حقیقت نورانی متحد شدن و شیعه با اضافه ی گل این انوار متحد شدن. خب امام علی (ع) استعدادشون امام علی (ع) شدن بوده پس تونستن با این نور متحد بشن. مگر نباید استعداد این اتحاد در شیعه باشه؟ شما فرمودید که غیر شیعه هم میتونه با این مقام و نور متحد بشه. یعنی ممکن الوجود هر استعدادی در وجودش داشته به همون میرسه یا بیشترش هم میشه؟ یا آیا همه ی استعدادها در وجود هست؟ متشکرم. در پناه خدا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- حضرت رب‌العالمین همیشه زمینه‌ی اعمال نیک را خودش فراهم می‌کند، عمده آن است که ما آن را پیگیری کنیم 2- همه‌ی انسان‌ها استعداد ارتباط روحانی با انسان کامل که مظهر آن حضرت علی«علیه‌السلام» است را دارند و در شیعه این شرایط بیشتر است. اساساً حضرت علی«علیه‌السلام» حقیقت سرّ و جان هر انسانی است. موفق باشید

17779
متن پرسش
با سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد: می بخشید استاد شما می فرمایید بدن اخروی انسان متناسب با روح اوست و درجه روح است و اگر روح انسانیت خود را از دست نداده باشد بدن هم، همین گونه است. 1. ملاصدرا هم همین را می فرمایند؟ 2. استاد این نظر با عقل سازگاری دارد اما وقتی آن را مطرح می کنیم فوری بعضی می گویند: با آیاتی که حکایت از برخاستن انسانها از گور می کنند چه می کنید مثل آیه 51 یس و 7 قمر و 43 معارج. جواب چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- این همان سخن ملاصدرا است 2- جزوه‌ی «نحوه‌ی حیات بدن اخروی» که بر روی سایت هست در این مورد دنبال فرمایید از آن جهت که حضرت صادق«علیه‌السلام» می‌فرمایند: «القبرُ هو البَرزخ» نه آن‌که قبر، به معنای این قبر خاکی باشد. موفق باشید

17269

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد و وقتتون بخیر، خسته نباشید: استاد نمیدونم چرا اینقدر لغزشم زیاد شده نسبت به سابق، قبلا مراقبه و محاسبه لحظه به لحظه داشتم حتی دوس نداشتم بخوابم و فقط با خدا حرف بزنم اما الان حضور قلبم در طول روز خیلی کم شده و لغزشم زیاد، قبلا هرکی هرچی می گفت عکس العملی نشون نمی دادم و ناراحت نمی شدم اما الان زود ناراحت میشم بعدشم عزا گرفتن که چرا این کارو کردم چرا ناراحت شدم. سعی می کنم عصبانی نشم اما از برخورد بقیه ناراحت میشم و میگم، درصورتی که اینجوری نبودم، الان برای بقیه جوری جا افتاده که انتظار دارن حتی اگه به منم بی احترامی کردن من نه حق ناراحتی دارم و نه عکس العمل و حتی باید از بقیه هم عذرخواهی هم بکنم چون اینجوری براشون عادت شده، حالا امروز که بهم توهین شد و ناراحت شدم هم خانواده انتظار نداشتن بنده ناراحت بشم و هم خودم عذاب وجدان شدید گرفتم و فکر می کنم گناهکارترین آدم عالمم و خدا خودش نمی خواهد دیگه بهش نزدیک شم، میگم اگه می خواست کمکم می کرد که گناه نکنم، من که دعا کردم، توسل کردم، گفتم من از پس نفسم برنمیام کمکم کن خدا، کمک کن امام زمان، اما نمیدونم چرا هی داره وضعم بدتر میشه دارم نامید میشم از آدم شدن. پس کی میاد روزی که هیچ گناهی نباشه و آدم شم. احساس ناتوانی می کنم. نفسم انگار زورش ببشتر از منه و داره کارشو میکنه و منم ضعیف تر از قبل. یاد حدیث عنوان بصری می افتم و بیشتر شرمنده میشم و خجالت می کشم که بخوام حتی با خدا حرف بزنم و استغفار کنم. استاد لطفا راهنمایی کنین بنده رو. مرگ شیرین تر از زندگی کردن با غفلت و گناهه. استاد خواهش می کنم بنده رو راهنمایی کنین چه جوری مقابل خودم وایسم و بجنگم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید با رشد مبانی معرفتی، جلوی سوء اخلاق را گرفت. خوب است که بعد از مطالعه‌ی کتاب «ده نکته» و «برهان صدیقین» کتاب «مقالات» آیت اللّه شجاعی را دنبال فرمایید. البته با شرح صوتی هر سه کتاب مذکور. موفق باشید

16879

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز! بحث شاکله در عرفان چیست و نظر به چه چیزی دارد؟ تغییر شاکله به چه شکل امکان دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاکله در عرفان، همان عین ثابته‌ی انسان است و همان‌طور که در جواب سؤال شماره‌ی  16855 عرض شد شاکله یا عین ثابته‌ی انسان در بستر همان انتخاب اولیه شکل می‌گیرد و این انتخاب هر لحظه می‌تواند تغییر کند. موفق باشید

15171
متن پرسش
سلام استاد طاهرزاده: یه سوال بدجوری منو درگیر کرده و جوابش خیلی برام مهمه همه قبول داریم که این نظام و این انقلاب شکل گرفت که ان شاالله به ظهور امام زمان (عج) منتهی بشه، و این هم می دانیم که برای ظهور امام زمان (عج) نیاز به یاران قرص و محکمی برای ایشان است تا ظهور شکل بگیره؛ قبول دارید که وضعیت کلی جوانانی که دهه شصت زندگی میکردن (هم از لحاظ کمیت و هم کیفیت) از جوانان امروزی بهتر بودن؟ نمیگم تو این عصر، ما کسانی مثل شهید همت نداریم، اما از همان زمان با توجه به هجمه فرهنگی دشمن، به تدریج مردم ما شدن اینی که الان می بینیم، با این تفاسیر امید خیلی کم رنگ نیست؟ چرا که اگر زمانی از این انقلاب امام زمان شرایط ظهورشان می بود، همان زمان اوایل انقلاب بود که مردم حداقل از الان بهتر بودن، تو این چند سال از لحاظ اعتقادی پیشرفت کردیم یا پسرفت؟ همین الان 55 درصد تهران اصلاً نمیان رای بدن، یعنی اصلاً رهبری رو قبول ندارن، 45 درصدی هم که میان می بینید که به کی رای میدن، این تهرانه، شهرای دیگه هم درسته وضعیت روی کاغذ بهتره، ولی نسبت به قبل همه جا بد تر نشده آیا؟ من تو مدرسه شاهد درس میخونم، از سی نفر کلاس حداقل 25 نفر دوست غیر همجنس دارن، تازه تو مدرسه شاهد! خلاصه، نه اینکه نا امید باشم، نه، همه چیز دست خداست ولی همش یه حسی بهم میگه اگه قوم موسی نفاق کردن و خدا داستانشونو گفت تا ما درس بگیریم، اگه مردم امام علی (ع) رو نشناختن تا داستانشو بشنویم درس بگیریم، اگه امام حسن (ع)، امام حسین (ع) و... هر کدام ماجراهایی داشتن و به ما رسیده تا از هر کودومشون یه درس بگیریم، ما هم یه روز یه درس میشیم، یعنی جمهوری اسلامی ایران یه روزی خدایی نکرده خدایی نکرده از بی بصیرتی مردمش شکست میخوره و رهبر تنها میمونه تا صد ها و هزاران سال بعد قومی یه جای دنیا پیدا بشن تا انقلاب کنن و حکومتی برای ظهور امام زمان تشکیل بدن، اون موقع سرگذشت ما براشون میشه درس تا موفق بشن، سر گذشت مردمی که انقلاب کردن، پای امامشون وایسادن، تو جنگ سخت پیروز شدن، اما مغلوب جنگ نرم شدن، رفته رفته روسری ها رفت عقب و ... این اعتقاد من نیستا، من شدیداً امیدوارم، اما این فکری که میاد سراغمو شدیدا عذابم میده؛ بی زحمت این شما و این دغدغه فکریه من. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این قاعده را فراموش نفرمایید که وقتی یک تمدن الهی در صحنه‌ی تاریخ ظهور کند، جبهه‌ی مقابل با آن در اوج انحطاط با آن تمدن الهی به مقابله برمی‌خیزد. و همه‌ی آن‌چه می‌فرمایید تلاش و نفوذ فرهنگ استکبار است در بین مردم و جوانان ما که با پایداری و تقوایی که جبهه‌ی ایمانی انجام می‌دهد، عملاً جبهه‌ی استکبار از شکوفایی فرو می‌افتد و آرام‌آرام از صحنه‌ی تاریخ محو می‌شود و رویکردها، تغییر می‌نماید. و از این جهت خداوند به جبهه‌ی ایمانی می‌فرماید: «إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا لا يَضُرُّكُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئاً إِنَّ اللَّهَ بِما يَعْمَلُونَ مُحيطٌ» (120/آل‌عمران). اگر (در برابرشان) استقامت و پرهيزگارى پيشه كنيد، نقشه‏ هاى (خائنانه) آنان، به هیچ‌وجه به شما زيانى نمى‏ رساند؛ خداوند به آنچه انجام مى‏ دهند، احاطه دارد. موفق باشید     

14365

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
جناب استاد طاهرزاده عزيز سلام عليكم: ما گروهي هستيم كه سير مطالعاتي پيشنهادي حضرتعالي را در تلگرام به شدت دنبال مي كنيم بنا داريم به اميد خدا مطالعه الميزان را شروع كنيم كدام اساتيد را پيشنهاد مي دهيد؟ استاد عابديني يا استاد يزدان پناه؟ ضمنا"ما تحصيلات حوزوي نداريم و اغلب دانشگاهي هستيم. با تشكر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو بزرگوار خوب خوبند. خودتان ببینید کدام‌یک با ذوق شما بیشتر هماهنگ است. موفق باشید

14187
متن پرسش
با سلام: ممنون بابت کتاب ها و فایل های صوتی شما که دریچه ای دیگر از علم و معرفت را برای ما روشن کرده است. استاد بنده یک دختر مجرد... ساله هستم. خواستگارهایی در طول این دو ماه داشتم که از نظر اعتقادی با من فاصله داشته اند به طوری که از نظر اعتقادی و مسائل دینی در چهارچوب اعتقادات ولایت و اهل بیت کمرنگ بودند و بنده بر سر مسائل ایمان و اصول و فروعیات اختلاف داشتیم. مثلا آخرین خواستگار طوری بودند که نماز و روزه می خواندند ولی خمس و ... را نداشتند. و این برای بنده سخت است که با کسی ازدواج کنم که به این مسائل پایبند نباشد و بستگان و دوستان می فرمایند که بنده خیلی سخت گیر هستم. کمی دچار تردید هستم که آیا گزینش بنده درست است و یا سختگیری است؟ ممنون میشم راهنمایی بفرمایید. دوستان می گویند اینقدر سخت می گیرید اصلا گزینه ای که به طور کامل و معتقد وجود داشته باشد وجود ندارد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آدم حسابی،در جلسه‌ی خواستگاری انسان باید از زیبایی‌های زندگی صحبت کند و اگر طرف روی‌همرفته مردِ زندگی است و دینداری را برای خود پذیرفته است، دیگر نباید به مسائلی پرداخت که طرف فکر کند به خواستگاری «نکیر و منکر» آمده است!! در نظر بگیرید که فردا آن آقایی که شما را به او معرفی کرده‌اند به معرّف خواهد گفت: بابا ما را سراغ قبر فرستاده بودی یا سراغ یک خانم برای زندگی؟! همین جزء‌نگری‌هاست که ما را متهم می‌کنند که مذهبی‌ها بدسلیقه‌اند. آری! اگر طرف دین را پذیرفته است و زیبایی‌های مدیریت مقام معظم رهبری را درک می‌کند، دیگر باید از اهداف عالیه‌ی زندگی با خواستگار خود سخن بگویید و همان‌طور که بنا است زیبایی‌های ظاهری‌تان را به خواستگارتان بنمایانید، زیبایی‌های روح خود را با او در میان بگذارید. موفق باشید     

13865
متن پرسش
سلام: در شعر زیبایی از ابن عربی که در کتاب التجلیات آمده است (ترجمه ی استاد الهی قمشه ای): در لینک مقابل http://yeksokoot.blogfa.com/category/5 ظاهرا شعر دعوتی از جانب حق تعالی ست اما در آخر شعر آمده است: ای معشوق بیا دست در دست هم نهیم و به پیشگاه آن حقیقت لایزال رویم تا او میان ما حکمی جاودانه کند و ما را صلح و آشتی دهد آشتی پس از قهر آه که چیزی لذت بخش تر از این در جهان نیست نشستن در کنار یار و با هم سخن گفتن. متن عربی را هم که پیدا کردم: "حبيبي ! تعال، (هذي) يدي ويدك، ندخل على الحق، ليحكم بيننا حكم الأبد. منظور از «حقیقت لایزال» یا در متن عربی الحق مگر خداوند نیست؟ این با اول شعر جور در نمیاد! یعنی خداوند تا حالا بنده اش را دعوت به خود می کرد اما آخر شعر می گوید بیا به پیش آن حقیقت لایزال رویم تا بین ما حکم کند. لطفا راهنمایی فرمایید با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوع ورود در اشعار جناب حافظ نیز هست که از یک طرف نظر به حق دارد در موطن تعیّن ثانی جهت رجوع به حق در موطن تعیّن اول و فنای ذات. لذا با یارِ خود یعنی حضرت حق در تعیّن ثانی و مقام اسماء به معاشقه می‌نشیند تا به فنای ذات در تعیّن اول سیر کند. موفق باشید

12214
متن پرسش
سلام علیکم: در راستای درخواست حضرت استاد در جواب سوال 11881 باید عرض کنم برعکس سوال کننده محترم، معتقدم حتما باید استاد در اینگونه مسائل وارد شوند (البته نه آنگونه که روزنامه ها وارد می شوند) تا ما بتوانیم مبانی عرشی استاد را روی زمین پیاده کنیم. به نظرم این کار نه تنها فضای معنوی و فرهنگی کاربران را کم نمی کند بلکه دوستانی که مباحث عمیق استاد را پیگیری می کنند بهتر می توانند آن مبانی را روی زمین و در مسائل ملموس تر تطبق دهند. حقیقت آن است که برخی مباحث استاد قابل برداشت مختلف است که اگر این تطبیق ها نباشد دچار سردگمی می شود. ما هم همه دنبال به ظهور در آوردن اراده الهی در زمانه کنونی هستیم و می خواهیم که نور انقلاب فراگیر شود اما قطعا فقط با بحثهای خوب معرفت النفس و ... که فقط عده ای خاصی دنبال می کنند نمی شود و باید در دل همین مباحثی که جامعه را به خود مشغول کرده است نور هدایت الهی را متذکر شویم لذا به شدت باید ببنیم که آن مبانی چطور در مصادیق مختلف تطبیق می شود. ضمنا پیشنهاد می کنم که مباحث اطراف این گونه مسائل مثل مساله هسته ای در صفحه ای جداگانه و به صورت یکجا بیاید تا زمینه تفکر بیشتر باشد و از میان مباحثات دوستان و جوابهای استاد گرامی یک تحلیل عمیقی که نیاز جامعه هست در بیاید. باز هم از زحمات استاد محترم متشکرم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هدف بنده هم در رابطه با ورود به این نوع مسائل، دعوت به تفکر است و آزادشدن از مشهورات زمانه. ما باید باور کنیم در بعضی موارد تحت تأثیر مشهورات یا تفکرات سیاسی احزاب هستیم. اگر «تفکر» به جامعه برگردد و انسان‌ها بتوانند همدیگر را بفهمند تفاوت سلیقه، منجر به تضاد و دوقطبی‌شدن جامعه نمی‌گردد. موفق باشید

9361

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: بعضی های معتقدند این نحوه مرسوم قرآن به سر کردن (اینکه تمام قرآن بر سر نگذاری و یک جز را بر سر بگذاری یا اینکه قرآن را پشت به آسمان بر روی سرت بگذاری) صحیح نیست، بلاکه اولا باید قران کامل تهیه کرده و بر سر بگذاری، ثانیا اینکه قرآن را باز کرده روی قرآن را به سمت آسمان قرار دهی و جلد قرآن روی سرت باشد. نظر شما چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم صورتِ کامل بر سرگذاشتن قرآن، قرآن سی جزء است ولی امید است که با بر سرگذاشتن همین جزء‌ها امتثال امر الهی محقق شود ولی در مورد بازکردن قرآن و روی سرگذاشتن چیزی نداریم، همین کاری که انجام می‌شود خوب است در ابتدا باید قران را باز کرد. موفق باشید
7625

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام. اینجانب فارغ التحصیل کاردانی معماری میباشم. از طرفی یک سال هست که نتیجه گرفتم وارد حوزه بشم ولی با مخالفت بسیار شدید پدرم مواجه میشم. پدرم میگه اگه رفتی دیگه هیچ حمایتت نمیکنم و راضی نیستم. از دفتر مرجع سوال کردم گفتند که اذن اولیا در انتخاب رشته شرط نیست ولی از نظر اخلاقی خیلی نگرانم.خیلی تحت فشارم نمدونم با این وجود باز هم وارد حوزه بشم و بعدش کم کم راضیشون کنم یا که قید حوزه رو بزنم و با توجه به علاقه ام به طب سنتی به عنوان معتمد دکتر روازاده عطاری باز کنم و در احیای این علم و خدمت به جامعه بکوشم و در ضمن ان شا الله خالصانه و بسیار جدی مطالب دینی و عرفانی را دنبال کنم تا هم به خودسازی رسیده و هم در جامعه (بسیج- حلقه های صالحین وجمع های مختلف) به ترویج و تبلیغ مشغول شوم؟ با توجه به اینکه به این نتیجه رسیدم که سربازی امام زمان(عج) در خارج از حوزه هم امکان پذیر هست ولی باز به طلبگی علاقه بیشتری دارم. به نظر جنابعالی استخاره کنم یا اینکه اگه پدرم باز هم مخالفت کردند وارد حوزه بشم؟ هدف حقیر چیزی جزء عبودیت و نوکری امام زمان(عج) نیست. با تشکر از نظر استاد محترم که من خیلی مدیونتان هستم.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: در جواب شماره 7489 جواب داده شده موفق باشید
6719
متن پرسش
بسمه تعالی . . . سلام علیکم استاد عزیز. . .1- نظرتان راجع به این تحلیل چیست؟ :::البته من این سیستمی که الان پیش آمده را میپسندم،منظور روی کار آمدن دولتی با تفکرات غربی تکنوکراتی است،چون جوانانی که به این دولت رای داده اند،قطعا از گذشته امثال روحانی و هاشمی و خاتمی،کمتر خبر دارند،اگر از خاتمی خبر دارند از هاشمی و روحانی ندارند...پس باید این نسل یعنی نسل سوم و چهارم انقلاب هم آگاه به امور شود و تحلیل دار،همان نسلی که شاید تمدن نوین اسلامی را بخواهد رقم بزند. و البته خداوند مارا به اموری امتحان میکند،اگر ما اهل مطالعه گذشته و تحلیل و بصیرت میبودیم،قطعا مراقب انتخاب هایمان و انطباقش بافرامین حضرت آقا میبودیم که البته همان اسلام ناب است. اسلامی که نظر به دوستی با غرب ندارد،بلکه نظر به گذشتن از تفکر اشرافیت و غربی گری دارد،اسلامی که تولید نفت زیاد را مانع پیشرفت میداند،هر چند الان کمی در اوج قرار بگیرد که البته بنده این نظر را هم ندارم. اسلامی که با بچه حزب اللهی های جوان دوستی میکند نه با به ظاهر انقلابی هایی که تنها گذشته انقلابی دارند. اما ای کاش،ای کاش این نسل کمی بیشتر تفکر میکرد.کاش آگاهتر عمل میشد تا سرمایه ای را از دست ندهیم.به هر حال رسیدن به بصیرت سرمایه میخواهد.هر چند که آقایان پشت انقلاب باشند،اما روح غرب دوستی و حل مشکلات در خارج کشور،روح انقلاب نیست...روح تعامل با استعمارگران غربی روح انقلاب نیست...روحی که بخواهیم غرب مارا بپسندد روح انقلاب نخواهد بود. روح انقلاب یعنی مردانه ایستادن و از ضعفا حمایت کردند...روحی که قدرت را در توپ و تانک و موشک ندیدن،روح حزب اللهی را دیدن که با ارتش اسرائیل جنگید و تنها 50 شهید داد...ما از این روح فاصله گرفته ایم...باید مجدد این بصیرت در جوانانمان پیدا شود تا بدانند " العزة لله و لرسوله و للمؤمنین" نه غرب و قدرت های به ظاهر قدرت:::: 2- شرح کتاب معرفت النفس والحشر شمارا به چه صورت پیدا کنیم؟در dvd های خریداری شده نبود.فرمودید 70 جلسه شرح دادید،آن شرح را چطور پیدا کنیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- به نظرم تحلیل خوبی است 2- صوت شرح آن کتاب بسیار خراب است فکر می‌کنم با مقدماتی که رفقا از طریق برهان صدیقین و خویشتن پنهان طی می‌کنند و با توجه به ویرایش جدید کتاب که در دست چاپ است، نیاز به آن سی‌دی ها نباشد. موفق باشید
6234
متن پرسش
باسلام 1.به نظرشما آیا برگزاری مراسم شیرخوارگان درست است واینکه بچه ها را می آورند و گریه میکنند؟ 2.مراسم جشن نیکوکاری به نظر شما حسن فاعلی دارد چون معمولا دختر بچه ای را در تلویزیون می آورند که ما محتاج یاری شما هستیم و مردم به خاطر دلسوزی و ترحم به آنها کمک می کنند و حال اینکه شهیدمطهری می فرماید فعل اخلاقی به غریزه های نوع دوستی تعلق نمیگیرد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر صورت دلیلی بر نفی آن نداریم می‌توان از هر دوی آن‌ها نگاه‌های خوبی را متذکر شد؛ به مادران گفته شود شما علی اصغر تربیت کنید و به مردم متذکر شویم برای خدا کمک کنید و نه صرف جواب‌گویی به عواطف. موفق باشید
6210
متن پرسش
بسمه تعالی سلام. گاهی وقتها برخی حرفهای ساده و روان حضرت امام ره همه دانسته های انسان را بهم میریزد و ما شک میکنیم کجا را اشتباه رفته ایم که نمیفهمیم مثلا درمورد همین مطلبی که فرمودند ما مفتخریم زنان مانند مردان در عرصه های مختلف فعالیت دارند -قریب به این مضمون- درصورتیکه خود جنابعالی بارها همانندی مردان وژنان را انتقاد مبسوط فرموده اید یا اینکه عزاداری باید بشکل سنتی باشد و روی همین اساس گاهی اصلا با افراد مومن نمیشود گفت مثلا کمی هم پای معارف بنشینید یا اینقدر ظهر عاشورا حمله به غذای مسجد نکنید یا مانند اینها واقعا در این دو مورد خاص نظر شما چیست مخصوصا موضوع اول.؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه باید در مورد سخنان انسا‌های حکیم خاستگاه و فضای سخنشان را داشته‌باشیم. در هر دو مورد که مثال می‌زنید باید مبنای اندیشه‌ی حضرت امام مدّ نظر قرارگیرد که چگونه هم زنان ،روح مادری و همسر داری خود را حفظ کنند و هم شخصیت اجتماعی آنان به حاشیه نرود و یا در تأکید بر عزاداری سنتی نظر به روحی در عزاداری دارند که در کنار تحلیل آن نهضت بزرگ روشنفکر بازی در نیاوریم و اشک و مصیبت خوانی را فراموش کنیم. موفق باشید.
3287
متن پرسش
با سلام از مسیولین سایت سوال داشتم. میخواستم ببینم چرا فایل صوتی سخنان استاد در سایت نیست.سیر مطالعاتی پیشنهادی را از فایل های صوتی کجا می شود پیدا کرد؟قبلا فایل های صوتی سخنان استاد در سایت یافت می شد. باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: منظوراز سوالتان را متوجه نشدیم وگرنه محل فایلهای صوتی استاد درسایت بسیار واضح است:1-قسمت"فایلهای صوتی"درمنوی بالای سایت2-باکس"فایل های صوتی" دربالا وسمت چپ صفحه اول سایت.باتشکر."مدیریت سایت"
2567
متن پرسش
سلام علیکم و رحمه الله وما یستوی الاحیاء ولا الاموات ان الله یسمع من یشاء وما انت بمسمع من فی القبور این سوال ایجاد شده است که اهل قبور نمی شنود . درست است که کافران اکنون هم مرده اند و نمی شنوند ولی خداوند می فرمایند کسانی که در قبر هستند را نمی توان شنوا کنی . شاید پاسخ فرمایید منظور از قبر -قبر برزخی است ولی از کجا ثابت می شود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: ظاهراً آیه نظر به شرایطی دارد که عده‌ای به سخنان رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» بی‌محلی می‌کردند می‌فرماید این‌ها مثل مردگان هستند به این معنا که در عرف وقتی کسی حق را درک نکند می‌گویند مرده است. موفق باشید
2395

مدرنیتهبازدید:

متن پرسش
چند روز پیش در هنگام بازدید از یک نمایشگاه در جوار مزار مقدس امام زاده شاه رضا با افرادی روبه رو شذم که بیان می کردند از شاگردان شما هستند و معتقد بودند که تکنو لوژی چند قرن اخیر زاییده الهامات شیطانی است و می گفتند این حرف نظر شما (استاد طاهر زاده) است ،می خواستم بدانم ایا این حرف نظر شماست است؟ منظور شما از تکنولولژی چیست ؟ اگر منظور اختراعات و اکتشفات چند قرن اخیر است ، آیا تمامی این اختراعات وابزارها موجب زیان و ضرر بوده یا برخی از آنها؟ آیا علوم جدید ذاتا بد است یا انسانها از این علوم ، ابزارهای مضر می سازند؟ متشکرم
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: این بحث مفصلی است با مقدمات طولانی و به نظر بنده آن افراد اشتباه کردند به آن شکل مطرح کردند که موجب این سؤالات برای شما شدند. پیشنهاد می‌کنم کتاب «توسعه و فرهنگ» از شهید آوینی را مطالعه فرمایید. موفق باشید
2111
متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت خدمت جنابعالی مرحوم حافظ می فرماید : بده ساقی می باقی که در جنت نخواهی یافت کنار اب رکناباد و گلگشت مصلی را مرحوم ختمی لاهوری تفسیر جالبی از این بیت دارند ایشان می فرمایند کنار اب رکناباد و گلگشت مصلی کنایه از دنیا می باشد و قصد حافظ تذکر این مطلب است که فرصتی که انسان برای تعالی خود در این دنیا دارد دیگر در بهشت ندارد ولی نکته ای که قابل سوال است این است که می باقی به چه منظور است ابتدا به ذهن می رسد که منظور می باقی کننده می ای که باعث بقا می شود منظور باشد ولی در یکی از شروح دیدم که اثبات نموده بود از نظر ادبی نمی توان می باقی مانده معنی نمود و توضیحاتی بیان نموده بود به نظر جنابعالی منظور از می باقی چیست؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: ظاهراً منظور حافظ از میّ باقی، ادامه‌ی لطف الهی است که جنبه‌های بالقوه‌ی انسان را به فعلیت می‌آورد و این تنها در دنیا ممکن است که روز عمل است در حالی‌که فردا روز جزا است. موفق باشید
1711
متن پرسش
بسمه تعالی -سلام-مفهوم این مصراع بیت معروف حافظ که " گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند " چیست . مگر ملایکه غیر از سجده به آدم کار دیگری هم کردند و آیا این مصراع همان مفهوم سجده را میرساند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام ملائکه‌ی، انوار الهی و مظهر اسماء حسنای خداوند‌اند و به اراده‌ی الهی طینت و ذات انسان را بر اساس عشق آفریدند و آن ساکنان حرم ستر و عفافِ ملکوت با انسان باده‌ی مستانه زدند تا جان انسان را به نور عشق الهی که همان امانت ولایت است، منور کنند. امانتی که آسمان نتوانست تحمل کند و انسان تحمل کرد، زیرا او «ظلوم و جهول» بود. ظلوم بود به نفس امّاره‌ی خود و جهول بود به غیر خدا و جز خدا چیز دیگری را در این عالم نمی‌شناخت. آری قرعه‌ی عشق‌ورزیدن مخصوص موجودی است که «ظلوم و جهول» است. موفق باشید
1102

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با اهدا سلام و تحیت.آیا استاد عزیز با فلسفه تحلیلی و به ویژه با فیلسوفانی چون ویتگنشتاین،رایل،آستین و راسل آشنایی دارند؟طالبم نظرتان در مورد این جریان فلسفی بدانم.با سپاس فراوان.
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی کلیات آن فلسفه‌ها را می‌شناسم و جایگاه آن‌ها را در تفکر فلسفی غرب می‌دانم اما به صورت جزیی در ذهن ندارم. موفق باشید
نمایش چاپی