بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
4815

عبور از جبربازدید:

متن پرسش
سلام استاد خسته نباشید سوالم این بود که آیا قانون تجربی قابل نقض است؟منظورم اینه که وقتی شخصی از دوران کودکی تحت یک شرایط خاص تربیت و بزرگ میشه حتی اگر قاتل باشه آیا این شخص کاری جز کشتن نداره؟ یعنی نمیتونه از اون محیطی که بزرگ شده از لحاظ فکری خارج بشه و شخصیت جدیدی درست کنه؟ اخه استاد روانشناسان میگن تجربه ثابت کرده که اکر شخصی در یک محیط رشد کنه صددرصد قابل تغییر نیست.........با تشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در جزوه‌ی «جبر و اختیار» و در تفسیر آیه‌ی 172 سوره‌ی اعراف عرایضی در نقض این حرف‌ها داشته‌ام. موفق باشید
3297
متن پرسش
سلام وقتی زبیر برای حکومت پیش امام می اید حضرت شمع را هم خاموش می کند که او حساب کارش را بکند. ولی پیامبر بعد از فتح مکه 100 شتر به ابوسفیان می دهد که انصار اعتراض میکنند. لطفا توضیح دهید که این چطوری با عدالت سازگار است؟. پیامبری که اهل لابی و سازش و مصلحت اندیشی نیست.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: کار پیامبر خدا«صلواة‌اله ‌علیه‌وآله» مطابق آیه‌ی 60 سوره‌ی توبه است که تحت عنوان «المؤلفة قلوبهم» رسول خدا«صلواة‌الله علیه‌وآله» موظف‌اند برای دفع موانعی که اسلام نو پا را تهدید می‌کرد آن شترها را به امثال ابوسفیان بدهند و وقتی نظام اسلامی پا گرفت حضرت علی«علیه‌السلام» موظف‌اند برای حفظ اسلام عدالت را اجرا کنند. موفق باشید
3120

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
پریشان‌حالی غرب، به کدامیک از جهات زیر است؟ الف) به جهت اهداف پوچی که دارد. ب) به جهت ناهماهنگی میان اجزاءش. ج) به جهت ناهماهنگی میان اجزاء با هدفش.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: جناب آقای دکتر قدوسی گویا این سؤال را بنده جواب داده‌ام، همچنین سؤال‌های 3121 و 3122 را.
2832
متن پرسش
1- آیا منظور شما از «درک روح حاکم بر غرب» این است که این فضای حاکم را باید قلباً شناخت؟ 2- آیا منظور شما از «شناخت قلبیِ مبادی غرب» این است که خود این مبادی را قلباً بشناسیم یا بطلانِ این مبادی را قلباً بشناسیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: شناخت روح غربی به معنای آن است که آن عالم را بتوانیم احساس کنیم تا بفهمیم چه چیزی را نفی می‌کنیم. چون ممکن است شما متهم شوید که با پیشرفت مخالف‌اید در حالی‌که ما غرب را از منظر دیگری نگاه می‌کنیم که در آن منظر پیشرفت غربی نمی‌تواند ارزش‌مند باشد، چون عالَم غربی، عالم ارزشمندی نیست. موفق باشید
2665
متن پرسش
سلام استاد عزیز چند وقتی المیزان میخوانم عربی هم بلد نیستم یک سری نکات میفهمم ولی بعد ازچند وقتی تفسیر تکتک ایات فراموش میکنم واز شنیدن بیشتر استفاده میکنم تا خاندن ایا از تنبلی منست.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: مهم نیست که مطالب را فراموش می‌کنید، همین‌قدر که روح شما با آن معارف آشنا می‌شود تأثیر خود را در زندگی شما و در تصمیمات شما می‌گذارد. موفق باشید
2088
متن پرسش
باسلام خدمت استاد گرامی : مدت تقریبا دوساله که به یک حالتی در روحم دچار شدم. خیلی از ضعف ان در رنجم و به ادعیه ها و قران پناه بردم. دانشجوی رشته معارف قرانیم..ومشکلی در اعتقاداتم ندارم بلکه بسیار به انها پایبندم وبه انها عشق میورزم.....بااین وجود نمیدانم چرایه حسه تکراری بودن روی زندگیم سایه افکنده...که هیچ چیزی برا التیام ان در دنیا نمیبینم. ....اگرچه گذران زندگی می کنم اما متاع های دنیا اگر هم یک شبه برای من مهیا شود التیامی برای این حس من نیست....بسیار عذاب میکشم و میدانم مشکل من یک مشکل روحی است....امابه هر دری زدم تا حال موفق به مهار این حس ناخوشایند نشدم ....نمیدانم چکار کنم....خواهش میکنم ازسوالم سرسری گذر نکنید ومرادر یافتن به ارامش روحیم یاری فرمایید....(حسی راکه میگویم در صورتی است که اعتقاد به معاد دارم نه مثل بعضی ها که فکر می کنندشاید هم خبری بعد این دنیا نباشد ...امامن به لطف خدا این اعتقاداتم راقبول دارم...میدانم هرروزکه میگذرد اگر با خداباشیم به کمالمان نزدیکتر میشویم اما باز این حس مدام عذابم می دهد)
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: سعی بفرمایید اعتقاداتتان را از حالت حصولی به حضوری تبدیل کنید. مباحث معرفت النفسی اگر به روش حضوری دنبال شود خوب است. بعد از بحث معرفت نفس کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» انشاء الله مفید خواهد بود. موفق باشید.
1786
متن پرسش
با سلام و احترام استاد عزیز در جواب به سوالی برای رشد عقلی و درمان مشکلاتمان ما را راهنمایی کردید به مطاللعه کتب شهید مطهری و کار کردن در معرفت نفس که چند سوال برایمان پیش آمده به شرح ذیل بیان میکنم :1- ما داریم پیش یک طلبه عربی می خوانیم( که بعد وارد منطق و فلسفه بشیم ) و در یک حلقه معرفت نفس شما و در حلقه ای دیگر سیر مطالعاتی شهید مطهری را کار میکنیم آیا خواندن همزمان اینها اشکال ندارد2- در جزوه ضرورت مطالعه فرمودید از فلسفه وارد معرفت نفس بشید بهتر است آیا پیش بردن همزمان (منطق و فلسفه) و معرفت نفس جنابعالی ایرادی ندارد 3- آیا فلسفه برای افرادی خاص می باشد اگر هست چگونه باید بفهمیم برای ما صدق میکند یا نه و اگر برای افرادی خاص نمی باشد برای آمادگی ذهن برای دریافت مفاهیم فلسفی باید قبل از آن چکار کرد .
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام 1- به نظر بنده اگر فرصت داشته باشید خیلی هم خوب است. 2- بنده سعی کرده‌ام مباحث معرفت نفس را آزاد از اصطلاحات فلسفی طرح کنم تا افراد مجبور نباشند که مقدمات فلسفی یا منطقی را طی کنند. 3- تفکر فلسفی در حدّ ده نکته از معرفت نفس و یا برهان صدیقین برای همه لازم است ولی مباحثی مثل حرکت جوهری را هرکس باید به خود نظر کند که آیا راحت درک می‌کند یا نه، اگر مباحث منطقی و یا حرکت جوهری را راحت درک نمی‌کند و روحش شیفته‌ی ادامه‌ی آن نیست، به مباحث قرآنی بپردازد. موفق باشید
1404

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت حضرت استاد اگر ممکن است لطف بفرمایید و به صورت مختصر مکتب تفکیک را معرفی بفرمایید
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: وبلاگ آقای حجت‌الاسلام عزّتی تحت عنوان «یک استکان چای داغ» به آدرس انترنتی« http://chaei.blogfa.com/cat-39.aspx» تحقیق خوبی را در این مورد در اختیارتان می‌گذارد به آن وبلاگ رجوع کنید. موفق باشید
962

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت حضرت استاد بنده جهت درمان یکی از مشکلات روحی ام قصد مشاوره داشتم. چند سالی است که از نظر ذهنی دچار فرورفتن در خیالات و عدم تمرکز حواس شده ام. به طوری که در حین انجام خیلی از کارها از نماز خواندن گرفته تا درس خواندن و غیره دچار حواس پرتی می شوم و ذهنم مشغول به گذشته یا آینده می شود و خیلی از چیزهایی که دیده یا شنیده ام به طور ناخودآگاه به ذهنم سرازیر می شوند. لطفا راهکارهای عملی جهت درمان این مشکل را ذکر بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی بنده سعی کرده‌ام جواب این نوع سؤالات را در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» خدمت عزیزان عرضه کنم فکر می‌کنم اگر آن کتاب را به حوصله مطالعه فرمایید راهکاری عملی مناسب روح خود پیدا کنید. موفق باشید
15204
متن پرسش
سلام استاد: جلسه ای با یکی از اساتید داشتیم در حوزه مان. به این نتایج رسیدیم: ۱. مردم با رای بیشتر به اصلاح طلبان مقابل رهبری نایستادند. ۲. مردم اعتماد خود را از اصول گرایانی از دست داده بودند که (تجمل گرا و... ) هستند و بقولی اسمشان فقط اصول گراست. ۳. طبق تحلیل و مهندسی که دوستان در موسسه ای انجام داده اند فقط و فقط چند درصدِ کم را ماهواره توانسته است اغفال کند، نه بیشتر. ۴. تقریبا پنجاه درصد تهران رای ندادند. اگر ماهواره درصد زیادی اثر می گذاشت. پس چرا نتوانست آنها را به پای صندوق بکشاند؟ ۵. امسال مردم در انتخابات غوغا کردند. جوری در صحنه حاضر شدند که اصلا قابل پیش بینی نبود. و یکی از تحلیلگرهای غربی گفته است: این هنر خامنه ای بوده که دوست و دشمنش برای شرکت در انتخابات تبلیغ کردند.۶. خطری که احتمالا خبرگان را تحدید می کرد با حضور چند تن از علمای برجسته مان بطرف شده بحمدلله (جناب آقایان سید احمد خاتمی، علم الهدی، میرباقری، سید حسن عاملی، شبستری و...) ۷. کمی مشکل در مجلس هست که افرادی مانند رسایی ها نبویانها و... را کم دارد که جلوی برخی چیزها بایستند. متاسفانه که به حول قوه الهی با عنایتش حل می شود. ۸. چند نقطه در انقلاب محل تلاقیِ جبهه خودی و غیر خودی(به تعبیر آقا) بوده است که یکی از آنها همین انتخابات بود که مردم در کل کشور گل کاشتند. ولی در تهران کمی اوضاع خراب تر بود. روح مدرنیته روی تهران بیشتر اثر گذاشت. استاد این ۸ بند نتیجه نیم ساعت کرسی آزاد اندیشی و یک ساعت تحلیل بود که تقریبا ۶۰ الی ۷۰ درصدش متعلق به آن استاد گرامی بود. که بنده برای اینکه وقت شما گرفته نشود خلاصه کردم آنرا که شما هم اگر صلاح دانستید کم یا زیاد یا اصلاح کنید.2. ایشون ثابت کردند که نهج البلاغه سیرِ این انقلاب است و خیلی واجب است طلبه آن را به حد زیادی مسلط شود. حال تز شما سوال دارم که: شروح شما بر نهج البلاغه ما را با آن روح سیاسی هم مرتبط می کند یا کلا معنویت است؟ و یا قابل تفکیک نیستند؟ ۳. در ضمن آن استاد هم که می دانستند بنده شاگردی شما را می کنم (اگر لایق باشم) سلام ویژه ای به شما رساندند و گفتند به ایشان بفرمایید ما خیلی از ایشان و کتبشان استفاده برده ایم. التماس دعا استاد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- به نظر بنده تحلیل خوب و ارزشمندی است و روحِ تاریخی ما را مدّ نظر دارد 2- نهج‌البلاغه همه‌چیز است، چه از جهت معنویت و چه از جهت سیاست و عقلانیت 3- سلام بنده را به جهت تحلیلِ آگاهانه که حاکی از خودآگاهیِ تاریخی است، به آن استاد گرامی برسانید. موفق باشید

14688
متن پرسش
با عرض سلام و احترام: ببخشید اگر وقتتان را می گیرد ولی واقعا پاسختان برای دردمندی چون من دواست: سوال 1) نسبت بین «شاگردان یک استاد» با «خود آن استاد» در عرفان چیست و آیا می توان از ویژگی های شاگردان استاد به ویژگی های خود استاد پی برد؟ اگر منشی در شاگردان استادی عمومیت به نحو اکثر باشد آیا می توان به دستگاه فکری استاد تعمیم داد؟ سوال 2 ) عقلانیتی که باید با آن سلوک کرد و مقدمه ی سلوک است چه نوع عقلی است و به طور عملی و روشن و مشخص میشه بفرمایید منظور از شروع سلوک با "عقل" چیست ؟ (آیا منظور مباحث کلامی یا شاید فلسفی یا احیانا استدلال های موجود در این علوم ... ؟) و خواهشا بفرمایید که آیا وجود این عقلانیت برای سلوک ضروری است یا صرفا مطلوب است؟ سوال 3) نسبت دستگاه های عرفانی ای مثل دستگاه فکری علامه حسن زاده آملی یا دستگاه فکری بعضی دیگر که در این راه تلاش می کنند، با عقل سلوکی چیست؟ آیا چنین عقلی ، "ثمره ی" سلوک با دستگاه فکری این حضرات است؟ و می شود این عقل، به جای مقدمه ی سلوک، در جایگاه "ثمره" باشد؟ سوال 4) از مواضع سیاسی بزرگانی چون علامه جوادی عاملی یا ...، کدام نتیجه حاصل می شود؟ میشه نتیجه گرفت با اشتباهات فاحش خودمون، همچنان میتونیم عارف باشیم؟ یا نتیجه بگیریم به بقیه ی گذاره های عارفان هم باید با وسواس بیشتری نگریست؟ یا مثلا بگوییم شاید ما مطلق گرا هستیم که حق را در یک جبهه ی سیاسی یافته ایم و اشتباه است که فتنه گران را به کل رد می کنیم و این نقص از ماست؟ استاد بزرگوار این سوال خیلی برایم مهم است چون اشتباهات فاحشی در برخی مواضع از بزرگان دیدم و می خواهم بدانم چه جایی باید برای آن اشتباهات قائل باشم. سوال 5) اگر انسان بزرگی، همه ی همه ی حرف هایش خلاف رهبری باشد (مثلا در زمینه ی سیاست و ازدواج و فرزندآوری و مسکن مهر و حجاب و ... ) و در لیست آقای هاشمی باشد آیا می توان حدس زد که نفوذی است یا خیر؟ آیا ضرورتی دارد برای اعتماد به بزرگان، حرف آنها را با حرفهای رهبری بسنجیم؟ یا باید فکر کنیم روی حرفشان که شاید درست باشد هرچند به مذاقمان خوش نیاید؟ باتشکر. واقعا ملتمس دعایتان هستم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بعضاً می‌شود چنین نسبتی را پذیرفت ولی نباید آن را یک قاعده به‌حساب آورد زیرا درجه‌ی نزدیکی شاگردان به استاد متفاوت است و علاوه بر آن، روحیه‌ها یکسان نیستند 2- عقلانیتِ سلوکی بسیار بسیار متفاوت با عقل فلسفی و عقل کلامی است. آن عقلی است که حقّانیت سخن حق را تصدیق می‌کند و با رفع تعلقات و اصلاح نفس به صحنه می‌آید. لذا جناب حافظ که منوّر به آن عقل قدسی است این‌چنین می‌گوید: «حديث از مطرب و میّ‌گو و راز دهر کمتر جو / که‌کس نگشود و نگشايد به حکمت اين معما را» یعنی باید در این دنیا از مطرب و میّ که همان شادی و مستی عارفانه است، سخن گفت زیرا معمای هستی به گونه‌ای نیست که با فلسفه و علم بتوان آن را گشود. راز دهر یا معمای هستی چیزی نیست که با تفکر گشوده شود، چیزی است که بر قلبِ آماده ظهور می‌کند بدون آن‌که لازم باشد انسان رویکرد رازجویی بر عالم داشته باشد که مجبور شود با نگاه فلسفی به عالم بنگرد. حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌‌علیه» در این رابطه دارند: «اهل دل عاجز ز گفتار است با اهل خرد / بی زبان با بی‌دلان هرگز سخن‌پرداز نیست». 3- حضرت استاد علامه حسن‌زاده به عنوان یک استادِ صاحبِ سبک در سلسله‌ی عرفایی که به عرفای قبلی متصل است، صاحب همان عقل قدسی است که حق را به سبک و سیاق انبیاء تصدیق می‌کند غیر از کسانی است که به عنوان یک معلم معارف تلاش دارند تشنگان معارف اسلامی را در حدّ خودشان سیراب کنند تا إن‌شاءاللّه افراد به بزرگانی که صاحب سبک در معارف‌اند، دسترسی پیدا کنند 4- علامه جوادی با همان حکمت و عرفان‌شان، امام و انقلاب اسلامی را خوب فهمیدند و در حال پی‌ریزیِ تمدنِ واقعی اسلامی هستند. تفاوت سلیقه‌ی ایشان در امور سیاسی چندان بزرگ نیست، زیرا به‌خوبی توانسته‌اند رهبری را تصدیق کنند. آری! بصیرت تاریخی ایشان موجب شد که به‌راحتی نتوانند آقای احمدی‌نژاد را در فضای مقابله با آقای هاشمی تأیید نمایند و این به معنای تأیید آقای موسوی نبود و نیست. همان‌طور که ایشان معتقد به نفیِ آقای هاشمی نیستند که ظاهراً مقام معظم رهبری نیز چنین اعتقادی دارند. در هرحال هنر ما آن است که در امور اجتماعی و سیاسی، سلیقه‌هایی که ذیل امام و انقلاب و رهبری هستند، همه را بفهمیم و محترم بشماریم 5- همان‌طور که حضرت رضا«علیه‌السلام» می‌فر مایند: «إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا اخْتَارَهُ اللَّهُ لِأُمُورِ عِبَادِهِ‏ شَرَحَ صَدْرَهُ» اگر خداوند بنده ‏اى از بندگانش را جهت امور مردم انتخاب كرد، سينه ‏ى او را گشاده مى‏ گرداند. تا در مديريت خود كوچك‏ترين لغزشى نداشته باشد و امور بندگان را با وسعت نظر سر و سامان دهد. «فَلَمْ يَعْيَ بَعْدَهُ بِجَوَابٍ وَ لَمْ تَجِدْ فِيهِ غَيْرَ صَوَابٍ» در نتيجه آنچنان توانا مى‏ شود كه در جواب‏گويى به نيازهاى جامعه در نمى‏ ماند و غير از صواب از او نخواهى يافت و به خوبى مصلحت مردم را در نظر مى ‏گيرد. «فَهُوَ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ مُؤَيَّدٌ»[1] پس او در كار خود موفق و محكم و مورد تأييد الهى است. با توجه به این دو امر می‌فهمیم ما از طریق حضرت امام وارد تاریخ دیگری خواهیم شد که آن تاریخ، تاریخی است جدایِ تاریخی که فرهنگ مدرنیته در مقابل بشر امروز قرار داده. مقام معظم رهبری در چنین موقعیتی هستند. بنده معتقدم هرکس نتواند حقّانیت امروزینِ رهبری را تصدیق کند، در نورِ این زمانه به‌سر نمی‌برد و با محفوظات و اوهام خود در عرفانِ «انتزاعی» به‌سر می‌برد و این آن عرفانی نیست که راه ما را به سوی خدا بگشاید. موفق باشید


[1] - تحف العقول، ص 443

13684

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: همانطور که در پاسخ به سوالات فرموده بودید برای مطالعه اسفار به استاد حاذق باید مراجعه کرد، بنده ساکن تهران هستم چون طلبه نیستم دسترسی به اساتید ندارم، و از طرفی فهم عمیق این متون همانطور که فرموده بودید، نیاز به همراهی به استاد دارد. در این باره چکار کنم؟ به صوت و کتب اساتید بزرگ اکتفا کنم؟ (برای مطالعه نهایه از صوت اساتید بهره می گیرم )
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: الحمداللّه امروزه صوت شرح «اسفار» و «حکمت متعالیه» از استادان ارزشمندی در دست است. این فرصت را از دست ندهید. اساتیدی مثل آیت اللّه جوادی، آیت اللّه مصباح، استاد یزدان‌پناه، استاد امینی‌نژاد، استاد صمدی آملی که همه در این مسیر می‌توانند کمک‌کار شما باشند. موفق باشید

12631
متن پرسش
با سلام و قبولی طاعات: 1) استاد عزیز همسر بنده با اینکه خیلی مومن و مذهبی هستن ولی نسبت به خانواده گذشت ندارند مخصوصا با فرزندمان. استاد این رفتارهایی که ایشون الان با پسر 5 ساله ام دارند دقیقا همین رفتار را در اوایل ازدواج با من داشتند و دوست دارند هیچوقت این کودک خطا نکند و مطیع ما باشد. یا اگر خطایی می کند عذرخواهی و دست بوسی اش را قبول نمی کنند یا بعضی اوقات یک روز باهاش قهر می کنند.! 2) استاد همسرم همیشه در حال دعا و قرآن و نماز خواندن و گوش دادن به مباحث شما هستند ولی هیچوقت با نشاط نیست اکثرا بی حوصله و کسلن. من که واقعا از این رفتارها خسته شدم می خواستم بدونم این روش همسرم واقعا درسته؟؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هرکاری افراط و تفریط مضرّ است و انسان را از وسعتی که باید داشته باشد و هرچیزی را در جای خود قرار دهد محروم می‌کند. چقدر خوب بود که همسر شما بدون هیچ عجله‌ای و با حوصله‌ی کامل با فرزندتان مدارا می‌کردند و در کنار روحیه‌ی آرام مادری و همسرداری به امور معرفتی و عبادی نیز می‌پرداختند. زیرا برکات چنین اموری کم‌تر از عبادت و مطالعه نیست. موفق باشید

12345

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خسته نباشید خدمت استاد گرامی: آیا شما معاد جسمانی مثالی را قبول دارید یا معاد جسمانی عنصری و مادی را؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر ملاصدرا در جلد هشتم و نهم اسفار و نظر حضرت امام در کتاب معادی که مرکز نشر تنظیم کرده است را صحیح می‌دانم که به تعبیر علامه طباطبایی جسم قیامتی همچون نفس، زنده و بیدار است. موفق باشید

11961
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید خدمت استاد گرامی 1. آیا در قیامت زمان و مکان برچیده می شود؟ 2. آیا خداوند «شرّ» را هم آفریده است یا هر چه که خداوند آفریده است خیر است. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- زمان و مکان به این معنا که مخصوص عالم ماده است در آن‌جا نیست ولی اعمال ما در برزخ و قیامت جسم و صورت دارند مثل صورت‌های ذهنی که جسم دارند ولی جنس آن‌ها مادی نیست 2- از آن جهت که هرچه در عالم هست در قبضه‌ی اختیار خداوند است می‌توان گفت آنچه خداوند خلق کرده وجهی از شرّ هم دارد که شما در قرآن دارید: «مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ» یعنی به خداوند پناه ببرید از شرّ آنچه او خلق کرده ولی همان‌طور که حضرت امام در ابتدای کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» می‌فرمایند: لازم نمی‌آید خداوند مستقیماً شرّ را خلق کند، بلکه همین‌که خیر را و رحمت را خلق نکرده، شرّ موجود می‌شود مثل آن‌که نبود نور موجب ظلمت است، حال بر اساس چه مصلحتی بعضاً رحمت و خیر خود را ظهور نمی‌دهد، بحث دیگری است که شهید مطهری«رحمة‌اللّه‌علیه» در کتاب «عدل الهی» بدان پرداخته‌اند. موفق باشید

11766
متن پرسش
سلام علیکم: شما فرمودید بی‌معنی‌ترین سوال برای انسان مدرن این است که از چیزی که بدان معتقد است بپرسی آیا در خارج وجود دارد یا نه. حالا ما با این انسان چگونه می‌توانیم هم‌زبان شویم و حرف هم را بفهمیم؟ چگونه شما امید به هایدگر برای تاریخ غرب با وجود این مطلب بستید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با روش هایدگر که نظر به «وجود» می‌اندازد، انسان غربی از سوبژکتیویته آزاد می‌شود. موفق باشید

11696

رزق‌بازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: در مورد علت حسادت میگن دلیلش اینه که شخص فکر میکنه خدا عادل نیست یا اینکه نمی دونه هر کسی روزی ای داره یا اینکه فکر میکنه روزی دیگران مانع رزق او میشه. سؤال من اینه که برخی دوستان مذهبی بنده که با پارتی رفتند سرکار دولتی... مثلا دوستی با وجود ترم دوم دانشگاه و ۲۰ سال سن که نه مدرک لیسانسی داره نه هیچی و به عنوان حراست یک شرکت دولتی با پارتی استخدام میشه... این آیا رزق طرف بوده؟ یعنی رزق تقدیر شده یک بچه مذهبی اینه که اینطور بره سر کار دولتی؟ ۲_ اساسا حقوقی که این شخص میگیره حلاله؟ ۳_ در این موارد ما باید خوشحال باشیم که یک بچه مذهبی کار گرفته است یا اینکه متعجب باشیم از چنین پارتی بازی ای؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر کسی در مسیر صحیح به دنبال رزق‌اش باشد، رزق او به همان اندازه می‌رسد که از طریق پارتی‌بازی خواهد رسید، منتها چون از طریق غیر صحیح رزق خود را به‌دست آورد آن رزق برای او حرام می‌شود 2- از نظر فقهی باید از فقیه سؤال کند که وضع این رزق چگونه است ولی از نظر سلوکی این نوع رزق‌ها برکت ندارد 3- اغماض کنیم و دنبال موضوع را نگیریم چون همه‌ی مطلب را نمی‌دانیم. موفق باشید

11082
متن پرسش
سلام: حضرت استاد آیا احادیثی نظیر «کَادَ الْفَقْرُ أَنْ یَکُونَ کُفْرا» و یا این‌که امیرالمومنین«علیه‌السلام» به فرزندشان محمد حنفیه فرمودند من برای تو از تنگدستی می‌ترسم... و این‌که اگر فقر از درخانه‌ای وارد شود، ایمان از در دیگر خانه می‌رود، صحیح است؟ و آیا به‌طور کلّی رابطه‌ی بین فقر و ایمان مانند جنّ و بسم الله است و قابل جمع نیست؟ آخر؛ ایمانی که بخواهد با فقر از بین برود، می‌تواند ایمان نام بگیرد؟ و اصلاً مگر یکی از ابتلائات از ناحیه‌ی خداوند نمی‌تواند فقر باشد؟ اصلاً فقر به چه معناست؟ آیا با توجه به ظرفیت انسان‌ها موضوع مختلف است؟ یاعلی
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که متوجه شده‌اید ایمان انسان‌های معمولی در بستر فقر به مشکل می‌افتد، ولی به گفته‌ی آیت‌اللّه‌جوادی«حفظه‌اللّه» عموماً پیامبران، فقیرترین مردم روزگار خود بودند، ولی هرگز مشکلی در ایمان نداشتند. موفق باشید
10962

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: در دانشگاه بنده معتقدم باید بیشتر رو شالوده ی فکری خودمان و اصول و اعتقاداتمان کار کنیم و پیرو سیر مطالعاتی حضرت عالی یا شهید مطهری باشیم تا به یک نتایج خوبی برسیم اما بعضی دیگر از دوستان همش روی آقای رایفی پور تاکیید دارند و می گویند باید سخنرانی های ایشان در دانشگاه پخش بشود چرا که دانشجویان بیشتر تحت تاثیر هستند تا بیایند و کتاب بخوانند یا نوار های صوتی گوش بدهند آن هم معارفی که اصلا برای دانشجو جذاب نیست. الان ما مانده ایم چه بکنیم بر تفکر خود پافشاری ورزیم یا برویم سمت رویکرد دوستان خواهشمندیم ما را راهنمایی کنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب آقای رائفی‌پور نکات خوبی را متذکر می‌شوند. وقتی ذهن دانشجویان با تذکرات ایشان نسبت به حیله‌‌ی دشمنان از یک طرف و عظمت انقلاب اسلامی از طرف دیگر آرام شد، آمادگی لازم را جهت رجوع به معارف اسلامی پیدا می‌کند. موفق باشید
10669
متن پرسش
با سلام خدمت استاد: لطفا در مورد نحس بودن ماه صفر و وجه جمع آن با روایاتی که ذاتی بودن نحسی را از ایام برداشتند توضیح دهید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهم‌رفته نمی‌توان به آن نوع روایات اعتماد کرد، حتی بعضی از علماء از مرحوم شیخ عباس قمی«رحمة‌اللّه‌علیه» گله‌مندند که چرا این موضوع را مطرح کرده‌اند. موفق باشید
10341
متن پرسش
با سلام: آیا بر اساس مبانی حکمت متعالیه نفوس کملین هم جسمانیه الحدوثند؟ و اگر همینطور است پس در برهه ای از زندگیشان باید از مردم معمولی هم پایین تر باشند (گرچه بعدا به مقام کملین برسند) همچنین اصلا چرا نفوس کملین که ناقص نیستند باید به بدن تعلق بگیرد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر نفسی جسمانیه‌الحدوث است ولی برای ائمه«علیهم‌السلام» حقیقت دیگری هست به نام نور عظمت که وسیله‌ای است جهت هدایت بشر توسط آن‌ها. بحث آن در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» شده. موفق باشید
10130
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرانقدر: با توجه به آثار حضرت استاد، سیر مطالعاتی برای تفکر فلسفی چگونه باید باشد؟ به بیان واضح تر مطالعه را از کدام کتاب و منبع استاد باید شروع کنیم تا مطالب را بصورت منظم و مدون در ذهن و فکر خود هضم کنیم؟؟؟ لطفا پاسخ اینجانب را در اسرع وقت بدهید چون مدتی است که از مباحث جا مانده ام. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان سیر مطالعاتی که روی سایت هست کمک می‌کند. رویهم‌رفته باید معرفت نفس را در خود بیابید و سپس به برهان صدیقین بپردازید و در بحث معاد، بحث معرفت نفس و برهان صدیقین به صورت قوی‌تری جمع شده. موفق باشید
9878

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام حضرت استاد: وقتتان بخیر. در مورد بحث انتخابگری: تفاوت پیامبر (ص) با انسان خوب و انسان نامشروع این است که پیامبر (ص) بین حجاب نورانی باید انتخاب کند و دومی بین شبهات و سومی بین واجب و حرام، به عبارتی خداوند سرمایه بیشتری به پیامبر (ص) داده و قرار نیست مثل من بین گناه و غیر گناه انتخاب کند پیامبر (ص) در درجه وجودی بالاتری خلق شده مثل انسان نابغه که برایش هنر نیست مسائلی را که انسان باهوش متوسط حل می کند بتواند حل کند، ولی همه ما بین آنچه باید انتخاب کنیم با هر سطحی، کشش یکسان داریم. پدر و مادر صالح و رعایت آداب بارداری باعث می شود سطح انتخاب بالا رود و بجای گناه و غیر گناه سطح به سمت ترک اولی برای فرزند صعود کند همین! نه اینکه باعث شوند گرایش به سمت خوبی بیشتر شود خدا هم انتظار بیشتری از این فرزند دارد. بعد از تولد هم فقط علت معده اند و انتخاب را جهت می دهند کما اینکه فرزند حضرت نوح (ع) بد از آب درآمد درست فهمیدم بحث را؟ (کتاب هدف حیات زمینی آدم)
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» نیز نکاتی هست که بحث را کامل می‌کند. موفق باشید
9738

درمان حسادتبازدید:

متن پرسش
با سلام: درمان حسادت چیست؟ با تشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مرحوم نراقی در کتاب بسیار ارزشمند «معراج السعاده» به خوبی حسد را تعریف کرده اند و راه های درمان آن را نیز نشان داده اند. خوب است که این کتاب را داشته باشید و با آن در موضوعات مختلف اخلاقی مأنوس گردید. در ضمن بنده در جلسات 46 و 47 از شرح دعای مکارم الاخلاق عرایضی در مورد درمان حسد داشته ام که صوت آن در قسمت فایل های صوتی در قسمت جلسات دوشنبه در شرح دعای مکارم الاخلاق در سایت هست. موفق باشید
9641

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب حضور گرانقدر شما: اگر فردی بخشی از قرآن را به نیت استفاده از یکی از امتیازاتی که برای حافظان قرآن قرار داده اند و به آن نیاز دارد؛ حفظ کند بهتر است یا اینکه اصلا حفظ نکند. البته اگر این حفظ کردن همراه با تدبر نیز باشد. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این هم بهانه‌‌ی خوبی است که بالاخره با قرآن آشنا شود و با آن زندگی کنند. موفق باشید
نمایش چاپی