بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
41227
متن پرسش

با سلام خدمت استاد گرامی: با توجه به مطالبی که از ماه رمضان خواندم و متوجه شدم. یعنی این ماه. ماه مظهر شدن می تواند باشد. مثلا خداوند بنده اش را هم مظهر و تجلی رازقی کند. چون بحث شکوفایی آدمی است به قولی از علما.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ خوبی است. آری! اساساً جایگاه خلیفۀ الله‌بودنِ انسان چنین است که انسان با قرارگرفتن ذیل ارادۀ الهی و دستورات شریعت، مظهر اسماء و صفات الهی می‌گردد، امری که ما در اولیای الهی می‌یابیم و در همین رابطه می‌توان اولیای الهی و انسان‌های متقی را آینۀ ایمان خود که همان مظهر انوار الهی است بیابیم تا در نسبت با آنان خود را جلو و جلوتر ببریم. امری که در پرسش و پاسخ شمارۀ 41212 تحت عنوان «ماه رمضان؛ ایمانی به ایمانِ رهبر معظم انقلاب» بدان تذکر داده شد. موفق باشید  

41226
متن پرسش

سلام علیکم و رحمت الله: با آرزوی توفیق رو افزون و قبولی طاعات. در داستان هابیل و قابیل سیاق و ظاهر آیه نشان دهنده پشیمانی قابیل از کار خود است اما علامه طباطبایی (ره) تفسیر دیگری را بر گزیده اند که با ظاهر آیه جور در نمیاید و شما هم در تفاسیر همین را برگزیده اید. نکته دیگر اینکه هابیل می‌کوید من تو را نمی‌کشم اگر تو برای کشتن من دست دراز کنی ظاهر معنی این است که دفاع نمی‌کنم!!! نه اینکه پیش دستی در کشتن نمی‌کنم) (همان قصاص قبل از جنایت) و در پایان قابیل یک نفر را کشت چرا گناه آیندگانی که به همین نحو می‌کشتند که امروزه به آن حمله پیش دستانه می‌گویند به گردن قابیل است اگر بگوییم او پایه گذار یک سنت اشتباه بود درست است اما این سنت چگونه به نسلهای بعد منتقل شد آیا در ژنتیک نسلهای بعد منتقل شد؟!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست مطرح‌کردنِ آن اولین نزاع در قرآن، حکایت سنتی است که در بین جناب هابیل با قابیل پیش آمد تا معلوم شود چرا خداوند به آدم فرمود به زمین فرود آیید و در متن زندگیِ زمینی دشمنی‌ها در پیش است و هدایت الهی در مقابل این دشمنی‌ها، راه‌گشاست. در این مورد خوب است به آیات 36 تا 38 سورۀ بقره بیندیشید که می‌فرماید: «فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطانُ عَنْها فَأَخْرَجَهُما مِمَّا كانا فيهِ وَ قُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى‏ حينٍ (36) فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ فَتابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحيمُ (37) قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَميعاً فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ (38) فرمود: «قُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى‏ حينٍ» که حکایت دشمنی‌های انسان‌ها در زندگیِ زمینی می‌باشد و سپس فرمود: «فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ» که حکایت نقش شریعت است برای عبور از آن دشمنی‌ها. و این‌جا است که داستان جناب هابیل با قابیل معنای خاصی پیدا می‌کند. موفق باشید

41225
متن پرسش

با سلام و احترام فراوان از عنایات جنابعالی سپاسگزارم. دو متن زیر از دو منتشرشده شما می‌باشد. در ظاهر تفاوت جزئی ای پیداست ولی احساس می‌کنم در باطن وجه اشتراکی‌ای داشته باشند که بنده متوجه آن نیستم. یکجا ظهور اسم را موجب در خفا رفتن بقیه اسماء، و یکجا ظهور بقیه اسماء را -به اجمال- در ذیل سایه ظهور آن اسم خاص می‌دانید که این، مفهوم خفای اولی را نمی‌رساند. خواهش بنده تبیین این قضیه است. [ظهور و خفا ما همگی با «وجود» روبه‌رو هستیم که خود را در صفتی ظاهر و در سایر صفات مخفی می‌کند. در یک درخت صفت حیات خود را ظاهر می‌کند و با ظهور آن صفت، سایر صفات در خفا می‌روند در حالی که «وجود» جامع همه صفات است. جزوه عرفان نظری-صفحه ۱۲] [...در واقع در این فراز «ذات» را به نور عظمت می‌خوانیم، زیرا بنا بر قاعده ی «بسیط الحقیقة کُلُّ الأشیاء و لیس بِشَیئٍ منها» [۱] آن حقیقت بسیط از یک طرف به جهت وحدت ذاتی اش شامل همه ی اشیاء می‌شود و از طرف دیگر چون بسیط الحقیقة است هیچ کدام از اشیاء نیست و {به این اعتبار با تجلی یک اسم، انسان از تجلی سایر اسماء به صورت اجمال بهره مند می‌شود و به حقِّ مطلق می‌رسد، منتها از دریچه ی آن اسم خاص}. اسماء حسنی دریچه های نظر به حق-صفحه۹۶ و ۹۷] با تشکر و التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جان انسان‌های اهل تقوا «در دل انگور میّ را دیده‌اند» و به همین جهت علامۀ طباطبایی در قسمت آخر آیۀ « سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ» می‌فرمایند این‌که فرمود: «أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ» به آن معناست که انسان در هر چیزی او را می‌بیند از آن جهت که شهید، این‌جا به معنای مشهود است همان‌طور که بعضاً خلق به معنای مخلوق می‌باشد. موفق باشید

41224
متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت استاد و التماس دعای فراوان برای این حقیر و خانواده. پرسش بنده برگرفته از صحبتهای دکتر عبدالکریمی با شما در مورد آینده انقلاب اسلامی هستش. اگر تامل بفرمایید شما فرمودید جای تامل و فکر کردن دارد. صحبتهای دکتر و از طرفی دکتر عبدالکریمی خطاهای انقلاب در مواجهه با همه مردم و انتظارات همان مردم از انقلاب هنگام اعتراض از هر نوعی صنفی، سیاسی، حقوقی و فرهنگی چیست؟ در اکثر این موارد برخلاف انتظار چه انقلابی و چه غیره انقلابی مواجه شدن با یک برخورد دور از بیان انقلاب و تعریف ذهنی که افراد دارند و برچسب زدن های سیاسی و غیره که اینجا به درستی دکتر اشاره کردند ندیدن حاکمیت اون اعتراض را به عنوان مثال عرض می‌کنم کارخانه ذوب آهن طبق قول مدیریت قرار بود مفاد طرح طبقه بندی را در عرض ۳ ماه در تقریبا ۲ سال پیش اجرایی کند که عدد رقمی در حقوق پرسنل ملاحضه می‌شد بعد از موعد مقرر مدیریت عوض شد و با نگرش صد درصد مدیریت جدید پرسنل دست به اعتصاب قانونی زدند. در تخیل هیچ یک از پرسنل انقلابی و غیره نمی‌گنجید با یگان ویژه در کارخانه پرسنل را کتک بزنند بعضی را دستگیر و به زندان ببرند این نمونه را عرض کردم چون لمس کردم و از این دست مثالها زیاد است. حالا از حضور تارخی انقلاب در تاریخ کنونی هرچه بگوییم دیگر اثر ندارد حاکمیت به دست خود بخشی از خودش را مقابل خودش قرار داد و حالا این را مقیاس کنید در کل کشور و اینجا که دکتر گفتند جاوید شاه نه اینکه به عقب بر می‌گردیم بلکه شما در رفتارتان بعضا از شاه هم بدترید اما پیشنهاد حقیر به شما و دوستان شما این است که در جهاد تبین این اعتماد از دست رفته را فریاد کنید. مثلا در موقع هر رویداد تاریخی شما مطلبی می‌نویسید اما در توجه به مسائلی مثل تعیین دست مزد کارگر یا نمیدونم افزایش نرخ ارز مطلبی نمی‌گویید اینجا می‌شود همان حرف دکتر که گفتند روحانیت حافظ گذشته ماست برای امروز ما چه دارید؟ امروز دشمن روی سربازهای شطرنج حساب باز کرده نه دنبال مهره های کلیدی، چون هر کدام از مهره ها که زمینه داشته باشند تو این دنیای دیده شدن لیدر همان سربازها می‌شوند حالا باید رفقا جمع بشیم و از همین مسائل کوچک ولی مهم شروع کنیم مثلا حقوق کارگر معلم و غیره تلاش کرد راه حلی مناسب پیشنهاد داد به دولت و مجلس و کار فرما. چطور می‌شود این بار سنگین اقتصادی را کم کرد. به عنوان مثال مسکن یکی از معضلات جامعه هست ولی چه میزان مسکن خالی وجود دارد؟ چه افرادی هستند که می‌توانند این تناقض را کم رنگ کنند؟ امروز باید به قول رهبری بعضی از دولتی ها را هم مثل تحریم دشمن دور بزنیم. امروز مردم باید طعم انقلاب را آنجور که معقول و انتظار دارند لمس کنند نه آنجور که وعده داده می‌شود و در یک کلام خلاصه کنم این هست که تفکر را باید به پایینترین قشر جامعه تعلیم نه بلکه هدیه داد با روش هایی مثل چاه کندن حضرت علی برای مردم کوفه. ببخشید زیادی نوشتم. امید به روزی که ایرانی در برابر ایرانی به جرم اعتقاد یا اعتراض نایستد که بعد از هر رویارویی در برابر هم فاصله ها و فتنه ها خواهد شد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در همین رابطه پس از چند سال مدیریت اجرایی به این نتیجه رسیدم که ما در نسبت با انسان و حقوق انسانیِ انسان‌ها، همچنان در گردونۀ غرب و روح خودبنیادیِ فرهنگ لیبرال دموکراسی هستیم. لذا کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» با بیش از ۷۰ جلسه شرح مطالب آن به میان آمد و همۀ سخن آن است که ما برای عبور از غرب از یک طرف و تحجّر دینی از طرف دیگر باید به عمق انسانیِ انسان بیندیشیم و البته این کار عمیقی می‌باشد و با هرچه بیشتر متمرکزشدن به اهداف اصیل انقلاب اسلامی می‌توان از آنچه به عنوان اشکال فرمودید؛ عبور کرد وگرنه اگر آن بصیرت تاریخی که امثال حاج قاسم‌ها داشتند، پیش نیاید، باز تحجّر و باز لیبرال دموکراسی و بی‌حرمتی به انسانیت انسان. موفق باشید

41223
متن پرسش

سلام استاد: آیا این برداشت صحیح است؟ کجای مطلب اشکال داره؟۱. وحدت وجود و تجلی صفات (نه ذات) در مکتب ابن عربی، وحدت وجود به این معنا نیست که خالق و مخلوق یک چیز هستند، بلکه به این معناست که وجود حقیقی و اصیل، تنها منحصر به خداوند است و موجودات دیگر، جلوات و مظاهر صفات اویند، نه ذات او. برای روشن شدن این مفهوم می‌توان از مثال معروف خورشید و آینه‌ها استفاده کرد: · خورشید در آسمان: تشبیهی از ذات خداوند است که در جایگاه خود ثابت و غیرقابل دسترس است. · نور خورشید: تشبیهی از تجلی صفات خداوند است که در همه جا پخش می‌شود. آینه‌ها: تشبیهی از موجودات (مخلوقات) هستند که هر کدام به اندازه ظرفیت و «استعداد» خود، آن نور را منعکس می‌کنند . بنابراین، آنچه در انسان‌های مختلف تجلی می‌کند، صفات خداست (مانند رحمت، عدل، قهر، لطف) و ذات الهی همواره متعالی و فراتر از این تجلیات باقی می‌ماند. ۲. تجلی در انسان‌های مختلف: از انسان کامل تا انسان عادی: در حکمت ابن عربی، تجلی به یک شکل نیست و دارای مراتب است. درجات تجلی در انسان‌ها بر اساس «ظرفیت وجودی» یا همان «استعداد ذاتی» آنها متفاوت است. این تفاوت درجه، به مفهومی به نام «اعیان ثابته» یا «حقایق ثابت» برمی‌گردد. «اعیان ثابته» یعنی طرح و نقشه و استعداد ذاتی هر موجودی که از ازل در علم الهی وجود داشته است. خداوند بر اساس این اعیان، فیض وجود را به آنها می‌بخشد. به بیان دیگر، هر موجودی به اندازه گنجایش «عین ثابت» خود، می‌تواند مظهر و جلوه‌گاه اسماء و صفات الهی باشد . ۳. مراتب تجلی (از بالاترین تا پایین‌ترین): ابتدا انسان کامل, که در رأس این هرم، انسان کامل قرار دارد که حضرت محمد (ص) بارزترین مصداق آن است. ابن عربی از انسان کامل به عنوان «مظهر تام اسمای الهی» یاد می‌کند. او مانند یک آینه تمام‌نما، تمام صفات و نام‌های خدا را در خود منعکس می‌سازد و واسطه فیض الهی به جهان هستی است. هدف از خلقت، ظهور همین انسان کامل بوده است تا خداوند صفات خود را در موجودی کامل مشاهده کند. مراتب پایین‌تر: هر چه از این مرتبه کامل فاصله می‌گیریم، ظرفیت وجودی کمتر شده و انسان‌ها فقط مظهر تعدادی از صفات الهی می‌شوند. به عنوان مثال، یک انسان می‌تواند مظهر صفت «رحمت» یا «عدل» باشد، اما هرگز نمی‌تواند به تنهایی مظهر تمام اسما باشد. ۴. تفاوت تجلی و مظهر: تجلی: به فعل و عمل خداوند اشاره دارد. یعنی خداوند است که با صفات خود بر بندگانش «تجلی» می‌کند. این یک فعل الهی است. · مظهر: به محل و آیینه ظهور اشاره دارد. یعنی انسان یا هر موجودی که این صفات در او دیده می‌شود، «مظهر» آن صفت خداست. می‌توانیم هر دو واژه را به کار ببریم، اما در یک جمله دقیق، وقتی از منظر خدا به عالم نگاه می‌کنید، می‌گویید خدا «تجلی» کرده است، و وقتی از منظر عالم به خدا نگاه می‌کنید، می‌گویید این مخلوق، «مظهر» صفات خداست. در جهنم، این صفات قهر و جلال خداوند هستند که بر انسان‌ها تجلی می‌کنند، نه ذات او. عذاب جهنم نیز نتیجه مستقیم اعمال خود انسان‌هاست که در قالب «تجسم اعمال» ظاهر می‌شود و این اعمال نیز جلوه‌ای از صفات الهی در چهره‌ای خشمگین و دردناک هستند. حتی در این حالت نیز، این تجلی صفات است، نه حلول ذات.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله به نکات خوبی اشاره فرموده‌اید. خداوند ما را در این نوع معارف، حاضر و حاضرتر کند. در این رابطه و برای حضوری که نیاز این زمانه می‌باشد، جناب صدرالمتألهین، «برهان صدیقین» را به میان آورده‌اند که خوب است به آن مبحث مهم نیز رجوع شود به اعتبار «قلوبٌ یعقلون بها» https://lobolmizan.ir/get-file/643/?item=0 . موفق باشید

41222
متن پرسش

سلام: در پاسخ به سوال شماره ۴۱۲۱۴ در انتقاد از دوستانی که به جلیلی انتقاد دارند «چرا دکتر جلیلی از نظر آن‌ها کنشگری‌های لازم را نداشته‌اند» فرمودید: «که در جنگ نرم، کنشگری‌ها شکل خاصی دارد از جنس به ظاهر سکوت مولای‌مان حضرت علی «علیه‌السلام» پس از رحلت و شهادت پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله»، تا فضای ایمانی و نظر به آینده‌ای قدسی گرفتار مناقشات سیاسی نشود» سوال من این است: چطور از این کنش های به ظاهر ساده دکتر، با نمونه تاریخی سکوت امام علی هم جنس دانستید؟ این کنشگرها را می‌شود نوعی «کنشگری قدسی» نامید؟ کمی برای باز شدن گره ذهن ها بیشتر توضیح بدهید. ممنون

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد باید بیش از پیش به حضور نرم تمدنی و جنگ نرم با دشمن که رهبر معظم انقلاب بر آن تأکید دارند، فکر کرد. در نگاه رهبر معظم انقلاب، جنگ نرم جنگی فرهنگی، آرام، تدریجی و پیچیده است که اذهان و باورها را هدف قرار می‌دهد و دشمن با استفاده از شیوه‌های زیرکانه، به‌دنبال تضعیف نظام اسلامی است. مقابله با این جنگ نیازمند شناخت عمیق، آگاهی، امیدواری، و اعتماد به نصرت الهی است، به‌ویژه با حضور و نقش‌آفرینی جوانان دانشجو به‌عنوان افسران این جبهه. و در جای دیگر می‌فرمایند: «جنگ نرم، یک تهاجم فرهنگی، بلکه یک شبیخون، غارت و قتل‏ عام فرهنگی است.» (۷۱/۴/۲۲)
به تفاوت آیندۀ تخیلی با آیندۀ واقعی و اصیل فکر کنیم و این‌که نباید آینده را انتزاعی و غیر حضوری مدّ نظر داشت و همواره متوجه بود واقعیتِ ما کدام است؟ تا از خطر سیاست‌زدایی از جریان مذهبی و حزب‌اللّهی عبور کرد و حضور نرم تمدنی را سیاست‌زدایی از جریان‌های مذهبی و حزب‌اللّهی  به حساب نیاورد. https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1%20%D9%86%D8%B1%D9%85&tab=sounds
موفق باشید    
 

41221
متن پرسش

سلام استاد خدا قوت: استاد وقتی من کتاب فتوحات رو میخونم نفس من از روح محی الدین بن عربی مطالب رو میگیره و کتاب فقط معد هست. وقتی به تلویزیون یا گوشی هم نگاه می‌کنم بعضاً انسان های غافل رو نشون میده نفس من از روح او تصویر و مطلبی که داره میگه رو میگیره؟ این که خیلی مضر هست برای من. انگار رسانه معد میشه تا نفس من کنار روح اون قرار بگیره و از اون ارتزاق کنه. دست بوستان هستم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! «می‌رود از سینه‌ها در سینه‌ها / از رَهِ پنهان صلاح و کینه‌ها». مهم آن است که انسان بداند به دنبال چه چیزی باید باشد تا در مواجهه با شخصیت‌ها و یا آثار آن‌ها، آنچه را که می‌خواهد، بیابد. و چه خوب است که با مواجهه با آثار شیخ اکبر به آن احوالات منتقل می‌شوید و معلوم است که در مواجهه با آن‌هایی که نماد نفس امّاره هستند باید در درون خود متذکر جدایی ما از آن احوالات بود. 
نمی‌دانم برنامۀ محفل روز یکشنبه ۳ اسفندماه که آقای کریس جکسون بسکتبالیست معروف لیگ NBA آمریکاحضورداشت را ملاحظه کردید که چگونه با عزمی بزرگ و اراده‌ای آهنین، خود را پرورانده بود، هم در جسم و هم در روح. بنده هر چقدر به شخصیت ایشان فکر می‌کنم، بیش از پیش احساس می‌کنم چه اندازه می‌توان بیش از این بود که هستیم و از این جهت آری! باز می‌توان گفت: «می‌رود از سینه‌ها در سینه‌ها / از رَهِ پنهان صلاح و کینه‌ها». موفق باشید https://eitaa.com/khabardar_ir/35205

41220
متن پرسش

با سلام و احترام خدمت استاد گرامی و تشکر از عنایات بی‌حد جنابعالی: عده‌ای از دغدغه‌مندان به شریعت ناراحت از این بودند که: «چرا خانم‌های بی‌حجاب در گلزار شهدا و تشییع ایشان حضور دارند». به نور حق ۲ نکته مورد نظر است: ۱) شهید زنده است؛ ورای تصوری که شهید را در بهشت می‌دانند و او را در آنجا در حال زندگی تصور می‌کنند، باید به این نظر کرد که زنده بودن شهید یعنی او حاضر است در شدت حضور. او که از تن به‌در آمده، اکنون بر همه عالم مادون مسلط است. «زنده»، زندگان را فرا می‌خواند به سبب کششی که در دل‌های زندگان است. پس چه‌بسا خانم بی‌حجابی که زنده‌دل است و به نور شهید فراخوانده می‌شود و امثال بنده که دو رکعت نمازی -آن‌هم با هزار منت و بی‌حوصلگی- می‌خوانند و خدا را دیگر بنده نیستند، جذبِ نور شهید نمی‌شوند ازین جهت که قلب شان آماده دریافت توجهات نورانی حضرت حق در دل شهید نیست. ۲) خدا کجاست؟ مگرنه اینکه «حضور»، در فضاهایی پررنگ‌تر است؟ مسائل فقهی ای که کاملا خشک و با هدف های سطحی (شراب و حوری و دوری از عذاب و شکنجه) تبلیغ شده‌اند، برای نسل بنده قابلیت اجرایی ندارد. پس ابتدائا اندک حقی سرِ عدم رعایت بدهیم و بعد به این فکر کنیم که آیا نور حق -که ظلمت‌هارا می‌شکافد- در مکانهایی مثل مزار شهدا هویداتر از جاهای دیگر نیست؟ اصلا همین هویدایی و عریانی و همین احساس حضور بی‌کرانه است که وسعت چنین تجمعاتی دارد و همگان را با کششی که دارد به سوی خود می‌کشاند. اگر امربه‌معروفی باشد هم از دل شهید حاصل می‌شود؛ آنجا که آن خانم، گوشه‌ای از وصیت‌نامه ایشان را که می‌خواند به راستی در می‌یابد که برای حضور بیشتر نزد شهید باید به آن وصیت عمل کند و چه بسیار مورد که شهدا به قضیه حجاب و رعایت آن توجه داشته اند. با تشکر 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع، موضوع حساسی می‌باشد. آری! اگر انگیزۀ افرادی که می فرمایید اُنس با شهدا باشد ان شاءالله آن افراد هم بر خلاف ظاهرشان نتیجه می‌گیرند. ولی از حرمت گلزار شهدا نباید غفلت کرد و بی‌حجابیِ کامل با حجاب ضعیف، تفاوت دارد. رهبر معظم انقلاب در فتوای اخیر خود می‌فرمایند: 
استفتاء: آیا برای نشان‌دادن پایبندی افراد کم‌حجاب به اصل نظام می‌توان تصاویر آن‌ها را منتشر کرد؟
🔺پاسخ امام خامنه‌ای: «نشان‌دادن زنان #کم‌حجاب در مراسم انقلابی و دینی اگر به منظور نشان‌دادن حمایت اقشار مختلف مردم از نظام اسلامی باشد و مفسده‌ای بر آن مترتب نباشد، اشکال ندارد؛ ولی نشان‌دادن زنان #بی‌حجاب در مراسم انقلابی و دینی، چون سبب قبح‌شکنی از حرام مسلّم شرعی است، جایز نیست.»
از این جهت حتی باید به آن افراد که با حضور در گلزار شهداء قصد حرمت‌شکنی ندارند، متذکر شد که بهرۀ لازم را از آن حضور در کنار شهدای عزیز نمی‌برند زیرا روح شهدا از این نوع هنجارشکنی‌ها اذیت می‌شود و این در مورد هر مکان مقدسی صدق می‌کند. به همین جهت حتی در مورد مسجد داریم که باید ادبِ حضور در آن مکان مقدس را رعایت کرد. با پای راست وارد مسجد شد و با تواضع رو به قبله نشست و موضوعات صرفاً دنیایی را پشت سر گذاشت حتی در بدو ورود به احترام مسجد خوب است ۲ رکعت نماز تحیّت خواند و عجیب است از بعضی از روحانیون عزیز که خودشان باید متخلق به این آداب باشند دیرتر از نمازگزاران می‌آیند و بدون هیچ مقدمه، نماز را شروع می‌کنند و سریعاً بعد از نماز از محراب زودتر از نمازگزاران خارج می‌شوند و بعضاً می‌روند روی صندلی می‌نشینند و به تلفن همراه خود مشغول می‌شوند. چگونه می‌توان پذیرفت که اگر عذری ندارند آن حالت تواضع و دو زانونشستن و رو به قبله را با نشستن روی صندلی مقایسه کرد؟!! . موفق باشید            

41218
متن پرسش

با سلام و ادب خدمت استاد محترم: ۱. در کتاب های آداب نماز و سر الصلاه حضرت امام خمینی، تفاوت بین تشهد و سلام را درست متوجه نشدم. تشهد را می فرمایند توجه به وجه یمینی عالم. (همون حقیقت محمدیه ( ص.) و.....) سلام را توجه به مقام اسمیت در عالم فرموده اند. که فرد متوجه این بعد در خودش و عالم شود. و نظر سلم و صفا به تمام موجودات داشته باشد. و بیابد که برحمتک وسعت کلی شی.... الان تفاوت سلام و تشهد چیست؟ تفاوت وجه یمینی... با مقام اسمیت چیست؟ ۲. اگر از ابعاد اخلاقی و تزکیه ای موضوع را نگاه کنیم آیا می شود گفت که مقام تشهد یعنی توجه به تمام صفات خوب در انسان ها و سلام یعنی آن صفات را هم از خدا دیدن یا نه این اصلا موضوع دیگری است و کاربردش جایی دیگر.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در تشهد، این ما هستیم و زیباترین و عالی‌ترین حضور نسبت به خود در بقای توحیدیِ حضرت حقّ و نهایت عبودیتِ خود در جمال حضرت پیامبر «صلوات‌الله‌علیه‌وآله». و این است وجهِ یمینی ما به اعتبار گشودگی به ابعاد روحانی باطنیِ‌مان. و در سلام، حال این مائیم و رجعت از حقّ به خلق و نظر سلم و صفا به تمام موجودات، تا در نسبت خود به جامعیتی نایل شویم که نه با حقّ از خلق غافل باشیم و نه در خلق از حق غفلت کنیم. این‌جا است که چون از نماز با سلامی که می‌دهیم فارغ شدیم، عملاً در جامعیتی خاص که جمع خلق و حقّ است قرار خواهیم داشت. موفق باشید            

41215
متن پرسش

با نام و یاد خدا سلام علیکم: توجه انسان به ملاقات های ملت با رهبری جلب این موضوع می‌شود که زبان حضرت آیت الله خامنه ای بعنوان حاکم دینی ملی، بگونه ای گشوده می‌شود که نه تنها تزلزلی در آن زبان رخ نمی‌دهد بل‌که آنقدر این ارتباط در قله ها حادث است که شاداب ترین و بقول رهبری: «ملت ایران زنده است» ما مردم نیز با خودی روبروییم که خود نهایت ها و خود هویتی و وجودی است! خودی که بارها صبر به ظهورش را کشیده و وصالش را تجربه کردیم. بلی بحث خود ما هست نه صرفاً رهبری. زنده فقط خداست و زندگی نیز در آغوش زنده پایدار جاویدان رخ می‌دهد. ما خلق شدیم که زندگی کنیم و زندگی عبارت است از تجربه از حضور در وجود و پرورش نفس در آغوشش؛ زیستنی ورای ماهیت ها و جایگاه نهایی. بعضی ها حاضرند همه ماهیت ها را فدای حضور در زندگی کنند و بعضی برای از دست رفتن ماهیت ها می‌ترسند و خود را روی آنها بنا کردند! جدا آدم‌ها چقدر متفاوتند با این حال شخصیتی مثل شما جناب استاد بنده را به فکر فرو می‌برد! که چطور هویت و وجود در تجربه زندگی کردنتان اجماع شده؟! هویت هم زمینی است هم آسمانی هم ماهیت هایی را دارد هم اصالتش بر وجود است! در مورد این از جنابعالی سئوال دارم که اشاره بفرمایید لطفاً. زیرا بنده بزرگترین مشکلم این هست که چیزی از زندگی زمینی سردر نمی آورم حتی عواطف بین انسانی یا زندگی زمینی هیچ هیچ. گویا هرگز فرصتش را نداشتم تا بشناسمش متشکرم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری زندگی به همان معنایی که رهبر معظم انقلاب فرمودند: «ملت ایران زنده است». چیزی نیست که با محاسبه‌های دنیایی به دست آید. حکایت ملتی است که با نور ایمان خود از مرگ نمی‌هراسد و حقیقتاً شکست‌ناپذیر می‌شود، زیرا از مرگ نمی‌ترسد و هرگز با چنین روحیه‌ای نه شکست می‌خورد و نه تسلیم می‌شود و نه کوتاه می‌آید. و این یعنی «زندگی» و این یعنی «ملت ایران زنده است». حقیقتی که رهبر معظم انقلاب با بصیرت وصف‌ناشدنی‌شان متوجۀ این امر می‌باشند. آیا این نوع «بودن» در این ملت، قابل مقایسه است با وجود اوباشی که با امیدهای واهی که دشمنان انسانیت در خیال آن‌ها شکل دادند به میدان آمدند؟ به سرنوشت این جریان بیندیشید، جریانی که مقابل نظام مقدس انقلاب اسلامی ایستاده‌اند. آیا سرنوشتی شبیه سرنوشت جریانی که در جزیزۀ اپستین بودند، نمی‌باشد؟! https://eitaa.com/matalebevijeh/21809 موفق باشید

41214
متن پرسش

سلام به استاد گرامی: طلبه هستم که به امید خدا برای تبلیغ از حوزۀ علمیه قم به یکی از شهرستان‌ها اعزام شده ام. سؤال بنده آن است که در این راه و در این زمانه و با شرایط موجود چه مباحث و موضوعاتی را و با چه سبکی پیش بیاورم که نتیجه مناسبی داشته باشد و به گفته جنابعالی طوری نشود که بعد از مدتی معلوم شود فعالیت های فرهنگی ما ممکن است پوچ باشد. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله همین‌که به این نوع خودآگاهی و هوشیاری رسیده‌اید که ما در این زمانه باید متوجۀ احوال مخاطبان خود باشیم که چه مسائلی در درون خود دارند. با توجه به این امر، در عین آن‌که به هر حال باید راهی را در پیش گرفت که آن‌ها به مرور متوجۀ اشارات قرآنی و معرفت نفس خود شوند؛ به این نکته بیندیشید که حضور مردم ما و بخصوص جوانان ما در مساجد به خودی خود برای به فعلیت‌آمدنِ روحانیت درونی‌شان، موضوعیت دارد.
اخیراً در نشستی که به مناسبت چهل و دومین سالگرد رحلت «بانو مجتهده امین» در تهران برگزار شد و بنده نیز مفتخر بودم که در آن نشست شرکت کنم، پس از آن همراه با بعضی از رفقا، افتخار ملاقات با جناب آقای دکتر سعید جلیلی پیش آمد؛ در حین گفتگو ایشان با بصیرت خاص قرآنی و سیاسی خود متذکر نکتۀ مهمی شدند که چرا در فتنۀ اخیر، تلاش عمدۀ دشمنان ما آتش‌زدنِ حدود ۲۵۰ مسجد بود؟!! و به گفتۀ ایشان آیا این حکایت از آن ندارد که دشمنان حقیقت و دشمنان انسانیت در این زمانه متوجۀ نقش اساسی مساجد هستند؟ و نقطۀ خطر را در آن نوع حضوری می‌دانند که از طریق مساجد در این تاریخ پیش می‌آید؟ زیبایی کار آقای دکتر جلیلی آن بود که ایشان هر شب در یکی از مساجد، بخصوص مساجدی که آتش زده شده، در اقصی نقاط کشور حاضر می‌شوند و به همان معنایی که مبارزۀ اصلی ما با دشمنان، حضور نرمی است که آنان را شکست می‌دهد؛ به همان معنای حضور نرمِ مردم ما در ۲۲ بهمن که در واقع جنگ نرمی بود در مقابل آن خشونت‌ها؛ بصیرت آقای دکتر جلیلی در این مورد قابل توجه است و از این جهت باید گله‌مند بود از دوستانی که به ایشان انتقاد دارند چرا دکتر جلیلی از نظر آن‌ها کنشگری‌های لازم را نداشته‌اند. غافل از آن‌که در جنگ نرم، کنشگری‌ها شکل خاصی دارد از جنس به ظاهر سکوت مولای‌مان حضرت علی «علیه‌السلام» پس از رحلت و شهادت پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله»، تا فضای ایمانی و نظر به آینده‌ای قدسی گرفتار مناقشات سیاسی نشود. موفق باشید      
 

41212
متن پرسش

سلام: درباره ورع در کتاب «رمضان دریچه رویت» خوانده‌ایم. فقط خواندن. و ورع را نچشیدیم. دینداری و رجوع به دین، امری تاریخی است. حداقل با اندیشیدن در دستگاه حضور تاریخی. ظهور چنین دینداری و کمالش را در شهدا و به خصوص حاج قاسم می‌بینیم‌. و ولله در طلب ایمانِ بزرگ رهبری چه گریه‌ها که نکرده‌ایم. و جز طلب هر چه فکر کردیم دیدیم که تنها می‌توان طلب کرد. گویا فقط با چنین حضوری و درک حضور تاریخی‌مان می‌توانیم حتی نماز بخوانیم و عبادت بکنیم. در پیش خویش این را چشیده‌ایم. درک کرده‌ایم که بدون این حضور هیچ کاری نمی‌توانیم بکنیم و همه چیز هیچ است. حال چگونه باید بود در این نفحات که در عین سلحشوری حاج قاسمی عبادت خمینی وار داشته باشیم. نمی‌دانم، شاید این سوال بیجا بنماید، شاید ظاهرش درخواست راه حل و دستورالعمل دارد، اما راه خیلی باریک و کوره راه است. و سستی و بی عزمی بیچاره‌مان می‌کند. شما با این احوالات بیگانه نیستید، ولی گاهی جان به لب می‌آید. یا علی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌که باید در نظر به ایمان، سرگشتگی خود را احساس نمود، حرفی در آن نیست. و این‌که نفسِ طلب ایمان، نوعی ایمان به حساب می‌آید، به همان معنای حضور در کوره راهی به سوی روشنی‌گاه؛ در این هم حرفی نیست. آری! دین نباید تبدیل به ایدئولوژی شود زیرا دیندا‌ری با نظر به امر قدسی امر پویایی است که با نظر به «هنوز نه» در میدان دین‌داری ممکن می گردد که در آن کمان ابروی کافرکیش، همواره خود را می‌پوشاند و انسان چو بید بر سر ایمان خویش می‌لرزد. این در صورتی است که ایمان در نظر به حقیقت در میان باشد. 
حال مائیم و این ماهِ رمضانِ فوق‌العاده در نسبت با حضرت روح اللّهی که شهید آوینی در آن نسبت، خود را یافت. و در این ماه رمضان برای افرادی که تا «وقتِ محمّدی» - که در پرسش قبلی‌تان (41204) از آن گفتگو شد- آمادۀ حضور هستند، فرصت فوق‌العاده‌ای است با یافتن روحانیت خاص انسانی که او حضرت روح اللهِ این تاریخ بود با نُبُواتِ خاص. راهی که حضرت امام خامنه‌ای «حفظه‌الله‌تعالی» آن راه را یافتند. راستی! این دخترانی که چندان حجاب کامل ندارند، به دنبال چه نوع حضوری هستند که مقام معظم رهبری را، راهی برای جستجوی خود یافته‌اند؟ آیا به دنبال ایمانی غیر از ایمان متافیزیکی نیستند؟ ایمانی به ایمانِ حضرت آیت الله خامنه‌ای. موفق باشید      
 

41211
متن پرسش

سلام استاد: طاعات تون قبول. من یه کانال چند هزار نفره توی ایتا دارم که هنریه و مربوط به سیاه قلم هست. می‌خواستم بدونم اگر بخوام مخاطبا رو با سیر مطالعاتی سایت و کلا این مسیر آشنا کنم چیکار باید بکنم؟ چطوری باید معرفی کنم؟ و اینکه شما پیشنهاد میدید که شرح صوتی درس ها رو جلسه به جلسه توی کانال بزارم؟ یا خود کتاب ها رو (اگر پیشنهاد میدید لطفاً بفرمایید که کدوم کتاب ها و جزوات به ترتیب برای ارائه توی کانال مناسب هستن) و اینکه توی ماه رمضان پیشنهاد میدید که مطالب و محتوایی روزانه توی کانال ارائه بشه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید که خوب است در این مورد سری به کانال «رادیو حیات» https://eitaa.com/Radiohayat_ir  که نسبت به مباحث، ورودی خاص داشته‌اند، بزنید. بخصوص در مورد بحث کتاب «جوان و انتخاب بزرگ». علاوه بر آن سیر مطالعاتیِ سایت بخصوص مباحث «نظر به سوره‌های قرآن» می‌تواند مؤثر باشد. در این روزها کتاب «روزه، دریچه‌ای به عالَم معنا» مورد توجه دوستان قرار گرفته است، خوب است نظری به آن انداخته شود. موفق باشید

41210
متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیز: فرارسیدن ماه مبارک رمضان مبارکتون باشه ان‌شاءلله. برای این حقیر هم دعا بفرمایید. مادرم از من خواستند سوالاتشون رو از شما بپرسم خودشون بلد نیستند وارد کنند. استاد آیا امامان ما بعد از رجعت حضرت حجت (عج) امامت می‌کنند؟ اگر جواب مثبت است به چه نحوی امامت دارند؟ سوال دوم اینکه چرا نام حضرت علی و حضرت فاطمه و کل امامان در قرآن نیامده و آخرین سوال اینکه جایی که زیارت آل یس مخصوص حضرت حجت (عج) است چرا با سلام بر آل پیامبر شروع می‌شود؟ ممنون و سپاس بیکران

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد به طور نسبتاً مفصل در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که روی سایت هست، عرایضی شده است. https://lobolmizan.ir/book/252?mark=%D9%85%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C
آری! حداقل بعضی از امامان رجعت دارند تا در شرایط نهایی‌ترین حضور که با ظهور حضرت مهدی «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» پیش آمده، ابعاد شخصیتیِ خود را به ظهور آورند. در مورد سؤال دوم به گفتۀ علامه طباطبایی باید به این نکته فکر کرد که جریان مخالف اهل البیت «علیهم‌السلام» که به ظاهر دیندارانه کنار پیامبر بودند، اگر نام حضرت مولا و زهرای مرضیه «علیهماالسلام» در قرآن آمده بود، قرآن را نفی می‌کردند. که در این مورد شواهدی در کتاب مذکور آمده است. ۳. آری! سلام بر آل پیامبر شامل وجود مقدس حضرت حجت «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» نیز می‌شود. موفق باشید
 

41209
متن پرسش

بسمه تعالی: سلام علیکم. جوانه ی تازه از خاک سرزده را دیده اید؟ به کدامین سو می رود؟ دنبال چه می گردد؟ تشنه ی نور است. هر کاری هم بکنی هر چه هم مانع بشوی باز او از لابلای تمامی تاریکی ها روزنه ای برای رفتن بسوی نور می یابد و می رود؛ هر گونه که باشد. در رابطه با سطح دو و تحصیل فقه با موارد زیادی از اساتید -از جمله محضر حضرت عالی طرح سوال نمودم که اجمالا فرمودید به فقه بروید. لکن باز که به خود باز می گردم می بینم دلم نمی خواهد، با صد دلیل و منطق هم دلم نمی خواهد، باز دنبال راهی برای فاصله گرفتن از فقه می یابم. نمی‌دانم مانع چیست؟ نمی دانم چرا دلم راضی نمی شود؟ نمی دانم چرا این نور عظیم در دلم راهی نمی شود؛ آخر هرچیزی لیاقت می خواهد و من نیز کم اشتباه نداشته ام حالا چطور می خواهم ورود در بزرگ ترین ساحت قدس اله داشته باشم؟ نه تنها در حد معمول نمی فهمم حتی خودم را برای جدیتی که دارم، نمی توانم تصور کنم که جدیتی در این ساحت به خرج دهم. گاهی به کودکی و نوجوانی ام می نگرم که در فضای حوزوی تنفس نکرده ام که گاهی البته مرا از بودن در حوزه مردد می‌کنند، اما هیچ جایی نیز سراغ ندارم که بروم و بتوانم شاد باشم. بگذریم نمی دانم چکار کنم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که توجه به علم فقه، غیر از توجه به اخلاق و عرفان است. علمی است که باید آن را آموخت و جواب یکی از ابعاد شخصیتی خود را که آموختن است، از آن طریق داد و معلوم است که نباید به میل خود در این مورد توجه نمود باید به روحیه‌ای که طالب دانایی‌ها می‌باشد نظر کرد. موفق باشید 

41207
متن پرسش

با سلام: مراد از علم نافع چیست؟ آیا علوم دانشگاهی به جز علوم حوزوی و قرآنی علم نافع به حساب می آیند؟ منظور دقیق از واژه نافع چیست، و از کجا بدانیم در این مسیر گام برمی‌داریم. با تشکر از جناب استاد. التماس دعا.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ماورای علوم رسمی که هر کدام برای زندگی می‌تواند مفید باشد؛ عنایت داشته باشید که موضوع علم نافع یعنی علمی که جهت‌گیری انسان را اصلاح می‌کند تا در بستر آن علم، انسان‌ها از تجربه‌های‌شان در امور اجتماعی بهترین نتیجه را بگیرند وگرنه به جای گزیده‌شدن از یک سوراخ، هر روز از ده‌ها سوراخ گزیده می‌شوند زیرا حکمت لازم را که همان علم نافع است در میدان دید خود نسبت به امور به کار نگرفته‌اند. موفق باشید

41206
متن پرسش

سلام علیکم: باز مسئله هوش مصنوعی و اطلاعات و مدرسه دانشگاه مطرح شده چند سئوال از خدمت جنابعالی بعنوان معلم و دانش آموزی که تمام کودکی تا جوانی اش را در مدرسه بوده دارم: اطلاعات کتب درسی همان اطلاعاتی است که هوش مصنوعی امروز بطور دقیق تر از هر پروفسوری تحلیل و در اختیار ما می‌گذارد چرا باید عمر خود را خرج مدرسه ای می‌کردم که تقابل با انسانیتم را اصل بر تحمیل اطلاعات کرد؟ آیا مصرف کردن عمر خود در راهی غیر اصیل و اطلاعات محور در خالی که می‌توانست اخلاق، انسانیت و محل شکوفایی استعداد های انسانی طبیعی باشد امر ظالمانه ای نبود که تحمیل شد؟ هم اکنون که با شما صحبت می‌کنم چین و آمریکا دستگاه هوش مصنوعی ساختند بستر خامی است برای شخصیت سازی و پرورش داده شدن و ساختن هوش مصنوعی هایی که توسط کاربرش ایجاد می‌شود و توانایی پردازش تمام اطلاعات علم تکنیک دنیا را دارد یعنی یک هوش مصنوعی نیست بلکه بستری است که شما هوش های مصنوعی خود را با آن می‌سازید هر طور که بخواهید و قابلیت اجرای عملات با بازوهای رباتیک را نیز دارد! برفرض شما ایده ای دارید با آن توسعه می‌دهید و نیز خلق فیزیکی و کاربردی هم می‌کند و هر اطلاعاتی که پرفسور فلانی در کنار تمام دانش پرفسورهای تاریخ در اختیار دارد و اجماع کرده و مثلا پزشک جامع می‌شود و تو می‌توانی آن‌را پرورش و توسعه و خطاگیری و رشد دهی، چرا مدرسه برویم؟! بنده اصل را در دل هر تکنیکی که امروز یا آینده باشد تقابل با روحیه یهودی آمریکایی پشت آن می‌دانم نه تقابل با هوش مصنوعی و معتقدم بشر ناخودآگاه از مدرسه و دانشگاه فعلی با هوش مصنوعی عبور می‌کند و مدرسه محل انسان سازی می‌شود در حالی است که هوش مصنوعی به امور پست اعتباری رسیدگی خواهد کرد و در اختیار انسان پرورش یافته قرار می‌‌گیرد. اتفاقاً زمانی ما از جهل تکنولوژی عبور می‌کنیم که آن بواسطه چنین هوش مصنوعی به نهایت قدرت رسیده و دیگر انسانیت و شخصیت و اخلاق امریست که حاکم جهان می‌باشد. و در این زمان همان جنگ و حضور نرم انقلاب اسلامی است که آینده بشریت است! امری مهم که از نهایت هاست. اگر رهبری فرمودند که جوانان عزیز درس بخوانید مدرسه بروید حرف حکیمانه برای مقابله با دشمنی است که نمی‌گذارد سیر زمانی ما انجام شود تا روزی از آن عبور کنیم، اما زمان عبور این مدرسه و این درس توسط خود رهبری امری گذشته و انسان ها را متوجه به ابعاد نرم و حاکمیتی انسانی و اصل را علومی می‌دانند که تکنیک آنهارا فاقد است. هوش مصنوعی آینده خط زمانی مدرسه و دانشگاه و راه عبور از مدرسه و دانشگاه است که باید همواره در جنگ با دشمن در این راه خط زمانی مان را طی کنیم و مقصد معلوم دارد تا گذر از آن حاصل شود‌. 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت هوش مصنوعی به عنوان جمع اطلاعاتی که باید یک‌جا جمع شود؛ دقیقاً همان است که فرمودید. ولی فراموش نفرمایید که هوش مصنوعی تنها می‌تواند اطلاعات را جمع کند، آن‌هم تازه با برنامه‌هایی که به آن می‌دهند که کجا برود و کجا نرود. و این بدان معنا نیست که هوش مصنوعی فکر می‌کند. آری! ما باید از هوش مصنوعی و جمع اطلاعات از آن طریق استفاده کنیم، ولی باید خودمان فکر کنیم و جایگاه تاریخیِ خود را بفهمیم. موفق باشید

41205
متن پرسش

سلام: با توجه به نگرش های بی تاریخ و بدون در نظر گرفتن حق و باطل حرف هایی توسط متخصصین گفته می‌شود. مثلاً ۲۸ بهمن در برنامه تلویزیونی شبکه دو سیما دکتر هادی زینعلی متخصص نوحوان و جوان و معلم گفت: «این جوانی که در اعتراضات آمد ۲۰ برابر بیشتر تستسترون و هورمونها لبریز بوده و نباید آنها را دیگری خواند چرا آنها را از خود ندانیم (خلاصه حرف سفید شویی عمل آنها بود)». آیا با تقلیل میدانی که دشمن به جهت حمله و شبه کودتا کرده باید آن حمله را تقلیل به هورمون کرد؟! و آیا میلیون ها جوان انقلابی هورمون ندارند پس چرا آن خشم و هورمون و احساسات طبیعی را خرج تخریب‌_جنایت_ دزدی نمی‌کنند؟ و آیا این طبیعت حیوانی بشری چیزی نیست که در راه انتخابی انسانها مصرف می‌شود؟ می‌گویند فلان آدم معمولی در خیابان کشته شده، آیا مقصر اسرائیل نیست که شهر زندگی را تبدیل به میدان جنگ کرده و با پروژه کشته سازی قصد سوریه سازی ایران را داشت؟ و برفرض دشمن چنین کرد نباید خانواده امنیت فرزند خود را گوشزد می‌کرده که در میدان پر خطر چند روزی تردد نکن مثل اینکه شب چهارشنبه سوری نباید آدم در محل های ترقه برود تا آسیب از نادانها نبیند. می‌کویند فلان جوان رفته جلوی کلانتری و تیر خورده فارغ از اینکه گلوله از دشمن یا حتی گوله از پلیس بوده باشد آیا رفتنش جلوی کلانتری و در این میدان انتخاب خود نبوده؟ بسیار فکر کردم و با سابقه ای که از اغتشاشگران سراغ دارم آنها عمدتاً متجاوز یا اعمال غیر اخلاقی جنسی و غیر شرعی در طول عمر خود دارند، عمدتا معتاد بودند و از مواد مخدر بعنوان لذت استفاده می‌کرده و باز در اغتشاش استفاده کردند؛ تفکر نشان داد رابطه اغتشاشگران با جزیره اپستین یک ارتباط شخصیتی همانند است و شباهت بسیار است در زندگی و افکار و اعمال آنها‌. این میدان امتحان بود برای روشن شدن انتخاب آدم ها در میدان عمل و هرکس آنچه کرد که بوده. مواظب تقلیل دهندگان جنگ به احساسات سطحی باید باشیم. مردم چشم دارند ببینند چه شده اگر که نادان ها صحنه حق و باطل را به احساسات بی هویت تبدیل نکنند و جنگ بزرگ را نادیده نگیرند. ما همه مشکلات داریم با همین مشکلات و هورمونها! باز تن به اسرائیل و آمریکا ندادیم هرچند گرفتار مدرنیته و یهودی گری اجباری جوامع مان هستیم اما مخالف ذاتی و مقابله با آن در امکان انجام می‌کنیم. آدمی را چه می‌شود که این اندازه اصالت تقابل حق و باطل را به هر بهانه ای حتی بهانه های طبیعی نادیده گرفته و حتی تا پای بیچاره شدن توسط دشمن پای حق نمی ایستد؟! مگر این میدان عاشورای ما نیست که باید یزیدی یا حسینی بودن را انتخاب کنیم؟ انسانهای مقاومی می‌شناسم که تمام حقوق طبیعی از آنها توسط دشمنان گرفته شده به خدا قسم حتی حق راه رفتن را از آنها گرفتند در زندانهای صهیونی حبس شدند ولی مقاومت کردند زیرا گفتند: إِنَّا لِلَّٰهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ اصالت ما آن رجعت به سوی الله است حتی اگر میدان زیستن تنگ شده باشد و راهی جز نظر به اصالت مستحکم ذاتمان نداشته باشیم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در عین آن‌که نباید جایگاه تقابل و مقابله‌ای که جریان اخیر با نظام مقدس جمهوری اسلامی داشت را، تقلیل دهیم و به گفتۀ جنابعالی مقابلۀ باطل با حق بود؛ از این نکته نیز نباید غفلت کرد که اگر بعضی از جوانان ما اغفال شدند ولی همچنان که رهبر معظم انقلاب با بصیرت تمام متذکر شدند، ما جایگاه آنان را جایگاه رهبران جریان اغتشاش نمی‌دانیم تا آن جایی که فرمودند: «دسته‌ی سوّم آن کسانی هستند که فریب خوردند، سادگی به خرج دادند، بی‌تجربه بودند، با فتنه‌گرها همراه شدند. من می‌خواهم بگویم آنها هم از ما هستند، آنها هم بچّه‌های ما هستند. یک عدّه‌ای از آنها هم پشیمان شدند. بعضی‌شان به من نامه نوشتند که ما آن روز آمدیم در خیابان و چه و چه و چه، ما را حلال کن! در زندان هم نبودند، آزاد بودند، [امّا] پشیمان شدند، اشتباه کردند. آن کسانی از اینها که کشته شدند، مسئولین آنها را هم شهید محسوب کردند؛ خوب کردند. بنابراین دایره‌ی جانباختگان ما که اینها را به عنوان «شهید» حساب می‌کنیم، دایره‌ی وسیعی است: بجز آن اصحاب فتنه و سردسته‌ها و کسانی که از دشمن پول گرفتند، اسلحه گرفتند، به غیر آنها، بقیّه: چه عناصر مدافع امنیّت، چه رهگذرها، و چه حتّی کسانی که با فتنه‌گرها چند قدمی حرکت کردند که اینها [هم] فرزندان ما هستند، و ما برای اینها طلب رحمت می‌کنیم، طلب مغفرت می‌کنیم؛ اشتباه کردند، خدای متعال از اشتباه اینها درگذرد؛ ان‌شاءالله.» ملاحظه بفرمایید که می‌فرمایند آن‌ها فرزندان ما هستند زیرا انگیزۀ اصلی آن‌ها مقابله با ملت و ایران نبوده، مقابله با اشکالاتی بوده که ما از آن‌ اشکالات مبری نبوده‌ایم. موفق باشید         

41204
متن پرسش

سلام: داشتم خطبه آخر شعبان حضرت رسول را می‌خواندم. چرا اینقدر سردم؟ از امیدهای هر ساله‌ام ناامیدم. توان عبادت_که افضل الناس من عشق العباده_ توانم نیست. نباید که زور بزنیم و عبادت بکنیم ولی آرزوی چندین ساله نماز شب خواندن و حضور قلب و معنا و معنویت در دلم را چه کنم. آری باید در حضور تاریخی حاضر بود و به گذشته کافر و هر آن خدای دیگری، اما از گذشته دل کندن و حاضر نشدن در آینده و میان زمین و هوا ماندن را چه کنیم. گویا در گذشته دیگر نمی‌توانم باشم، اما برای حضوری دیگر، بی‌وجودم. دست و پایم و قول و فعلم متناقض است. حاج قاسم آتشم می‌زند اما پوچی و بی‌تاریخی استخوانم را می‌سوزاند. عمرم رفت. نه رفتنی، نه شوری، نه بی‌خوابی و بی‌تابی. جمعه‌‌ای نیست که از بودنم خسته نباشم. اینها را غر زدن و ناله کردن نبینید، این شاید همان بی‌وجودیِ تاریخی است و خوب هم می‌‌دانم که جواب و راه حلی برایش نیست و باید «این وجود آن وجود شدنی» پیش بیاید. ولی چه کنم که هی دلم می‌گوید «آخر چه باید کرد؟ چه می‌توان کرد؟» این چه وضعی است که عده‌ای از جوانی و نوجوانی تا آخر عمر _مثل حاج قاسم و دیگر شهدا_ اینقدر مانوس و پر شور و بی‌‌تاب و عاشق هستند و من اینگونه‌ وضعی دارم. این تفاوت تقدیر چگونه است؟ این‌ها تفاوت در استعداد و لطفی است که خدا به هر کسی به اندازه خودش داده و به یک معنا شخصی است؟ از طرفی این حرف را هم نمی‌توان نادیده گرفت که انقلاب اسلامی میدان کمالی را برای آدم‌ها پیش می‌آورد که شکوفایی آدم‌‌ها برایشان پیش می‌آید. ناگفته‌هایم را بیشتر از این گفته‌ها مد نظر آورید. یا علی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! نه می‌توان همچون فرشتگان در عصمت خاص آنان حاضر بود و در آن ساحت ماند و انتخابی در مقابل انواع راه‌ها و گذرگاه‌ها که «ما» را، «ما» می‌کند نداشت و نه می‌توان مانند پیامبرانِ مرسل گذشته در صفای وظایف شرعی و تکالیف دینی حاضر بود و به زندگی معمولی و با صفای آنان دل سپرد. کجاست وقتِ محمّدی که در پاسخ به سؤال شمارۀ  41194 از آن گفتیم که حضوری است غیر از این حضورها، مانند نسبت انسان با «وجود» که پایان دوگانگیِ ابژه و سوبژه می‌باشد که نه، تو می‌مانی و نه خدا؛ همه چیز گُم می‌شود. به همان معنایی که آن سالک رَه رفته فرمود: «گُم شدن در گُم شدن دینِ منست / نیستی در هست آیینِ منست» حضوری که همه چیز را باید در آن حضور معنا کرد برای بیشتر با خودبودن با حضرت مصطفی «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» این نهایی‌ترین حضور هر انسان در هستی و در خود. در شریعتِ آن حضرت حاضربودن، حکایت دیگری است غیر از حکایت حضور در مشی و شریعت دیگر انبیاء. در حالی‌که در شریعت آخرین پیامبر، همه چیز می‌رود و تنها یک انتظارِ بزرگ می‌ماند و مائیم و مشیِ آن حضرت و آن انتظار و آن ایمان که در پرسش و پاسخ شمارۀ 41201 بدان اشاره شد. موفق باشید        

41202
متن پرسش

سلام علیکم استاد بزرگوار: آیا بعد از مرگ محفوظات ذهنی و اطلاعات انسان که در مغز ذخیره شده کلا از بین می‌رود که در این صورت انسان با خودی مواجه می‌شود غیر از آنچه در دنیا بود و چه بسا دچار سر درگمی می‌شود چرا که اکثر غالب انسانها برداشتی که از خود دارند بر اساس همین اطلاعات ذهنی و سوابق گذشته زندگی است و آیات صحیح است بگوییم بلافاصله سه رکن اصلی انسان یعنی عقاید و ملکات اخلاقی و اعمال او به صحنه می‌آید و خبری از نام و نام خانوادگی و مهارت‌های شغلی و علوم طبیعی در آنجا نیست یا اینکه ذهنیات هست و با عبور از کانالها و عتبات مختلف محفوظات از بین رفته و انسان به خود واقعی برمی‌گردد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بعد از مرگ، دقیقاً مائیم و جهانی دیگر و روبه‌روبودن با عقاید و ملکات و خُلقیاتِ‌مان. آری! دنیا را با خود نمی‌بریم ولی تصورات دنیایی را با خود می‌بریم، قراردادهای خودساختۀ دنیا آن‌جا نیست. به پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» و سیره و سبک و مشی آن حضرت، بیشتر باید اندیشید. موفق باشید

41201
متن پرسش

با سلام و احترام فراوان: ضمن عرض سپاس از عنایات جنابتان؛ خواستم به {قصه و امکان گشایشی که دارد} نظر کرده و درباره آن به گفت و گو بنشینیم. درابتدا خواهشمندم که پیش فرض های مان را کنار زده تا قصه به قصه بودنش رخ بنماید. گاهی که انوار بر جان نویسنده می‌‍‌تابد و روایت چگونگی زیستنش -در حال تابش انوار- قصه می‌شود. پس قصه‌نویس، خود انسانی اللهی‌ست که فیض و اشراق دریافتی را در میان الفاظ به ما ارائه می‌دهد و ما با خواندن آن قصه و در نسبت با آن، نه متوقف در کلمات، بلکه سالکی هستیم که به حضور در آن عالم فرا خوانده می‌شویم. گاهی که انوار به زبان خیال، در قالب قصه و با زبان-جهانِ خاص، نویدِ زیستنی دیگرگونه را می‌دهد. زیستنی که چه‌بسا معنای دقیق {زی} در آن رخ بدهد. درانتظار چنین نویسنده ای باید ایستاد. باشد که در بردباریِ زاینده‌ای قرار گیریم تا پرتو های امکان قصه‌گویی بر جان یکی از ما منتظران بتابد و آنگاه او به نورِ ایزدی، جان مارا روشن سازد. آن قصه‌گو چنان نیست که فقط از امروز و محدودیت ها و دروج عالم گیر صحبت کند؛ او به نور اهورایی، جامعی‌ست که بر تاریخ سیطره دارد و همانگونه که امروز و دیروزش را چشیده و روایت می‌کند، فردا و فروغش را هم می‌بیند و اشاره می‌کند. او نه نومید کننده عصر نیهیلیسم بلکه گزارش دهنده امکان آینده است. قصه او دیگر رنگ و بوی تاریکی و سیاهی ندارد، او نور خالصی را در دل این ظلمت دیده، نوری که چنان عریان است که سایه سترگ تکنیک نتوانسته آن‌را خاموش سازد. با تشکر 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دقیقاً قصه و حکایت و حقیقتِ قصه همان است که فرمودید. قصه، حکایت هستی ما در جهان است تا ما خودمان در نزد خود و در جهان، بودن‌مان را فراموش نکنیم. قصه، حکایتِ نسبت‌های زیبا و تلخی است که آن‌ها روح دارند و زندگی می‌سازند به همان معنایی که فرمود: «... وَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ» (بقره/۲۱۶) و این‌جا است که به نکتۀ ۵۳ کتاب «انسان و باز انسان» می‌توان نظر کرد که چگونه انسان می‌تواند زندگیِ گمشدۀ خود را با حکایت‌های سینه‌های سراسر تجربۀ مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها پیدا کند و آن را که تجربۀ ایمان آن‌ها برای ما می‌تواند باشد؛ در ما مدّ نظر آید. آیا می‌توان با قصه بدین معنا از بیگانگیِ نسل‌ها عبور کرد تا جوانان‌مان فضای مجازی خود را، اشاراتِ مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها بیابند؟ فضایی که محسوس نیست ولی واقعی‌تر از واقعیات است به همان معنایی که ایمان به خداوند، ایمان به حقیقت علم و حیات است و نه ایمان به یک موجود خاص. موفق باشید      

41198
متن پرسش

سلام علیکم و رحمت الله. اسارت قوم بنی اسرائیل را خداوند متعال به عنوان بلایی عظیم از آن یاد می‌کند آیا این بلا به سبب گذشته های آنها بود که توصیه ها و راهنمایی های حضرت یوسف را به دست فراموشی سپردند یا مسئله چیز دیگری بوده؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکته، نکتۀ مهمی است. گویا همین نکته است راز اسارت بنی اسرائیل در سیطرۀ فرعونیان که فرمودید. از آن جهت که سلسلۀ توحیدی خود را که به حضرت ابراهیم «علیه‌السلام» منتهی می‌شد را فراموش کردند و تا آن‌جا گرفتار فرهنگ فرعونیان شدند که حتی از حضرت موسی «علیه‌السلام» خواستند تا بُتی برای آن‌ها بسازد. موفق باشید

41197
متن پرسش

سلام و نور و رحمت الهی تقدیم به پیشگاه حضرت حجت بن الحسن عجل الله تعالی فرجه الشریف. استاد بزرگوار؛ در مسیر تربیت فرزند ولایی و مأنوس به ارتباط قلبی با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و با معرفت نه ارتباط بی معرفت و بدون شهود و صرف اسم امام و نسب شان، مسئله خلقت نوری اهل بیت علیهم السلام رو از چه سنی باید طرح کرد؟ مثلا من خودم یادمه از بچگیم اهل هیئت و حفظ قرآن و امثال هم بودم و هیچوقت به دنبال امام زمانم که حی و حاضر هستند و باید مدام ارتباط قلبیم رو با ایشون بهتر و بیشتر کنم و تداوم بدم، نبودم. اصلا امام برای من غایب بودند و احساس نیازی در درونم نسبت به ایشون نداشتم. اما الان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بالاخص و سایر اهل بیت علیهم السلام رو برای فرزندان خودم پسر ۱۳ ساله و دختر ۷ ساله ام از حدود ۷ سالگی پسرم که دیگه فهمید هئیت امام حسین علیه السلام و فاطمیه چه لذتی داره و مأنوس شد، امامانی حی و حاضر و سمیع و بصیر طبق آنچه در زیارت نامه هاشون هست معرفی کردم و اینکه پدر مادر اصلی شما و همه انسانها این خانداند. و هرچه خیر و خوبی هست از این خاندان هست که به ما می‌رسد و ... هر آنچه که شما استاد بهتر از من می‌دانید برای معرفی ایشان. آیا روش من درست هست یا بهتر است که بچه ها رو به حال خودشون بگذارم تا خود اهل بیت علیهم السلام هدایتشون کنند. و بچه ها خودشون در گذر زمان احساس نیاز به اهل بیت علیهم السلام کنند با امتحانات الهی.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به بشر جدید بیندیشید که به نسبت خود با دیگر انسان‌ها می‌اندیشد و نه به نسبت خود با محفوظات و معلوماتش. و از این جهت اتفاقاً باید فرزندان‌مان انسان‌های بزرگ بخصوص معصومین «علیهم‌السلام» را مدّ نظر داشته باشند به همان معنای «انسان و باز انسان». آیا تعلّق خاطر جوانان عزیز به رهبر معظم انقلاب حکایت از آن ندارد که آنان خود را در شخصیت فرهیختۀ آن مرد بزرگ جستجو می‌کنند؟ موفق باشید

41196
متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد براستی که نباید به ظاهر فرهنگ غرب نگاه کرد که هیچ کیفیتی ندارد براستی که مولایمان حضرت علی علیه السلام فرمودند: ای مردم، در پی‌مودنِ راه هدایت از کم بودنِ پویندگان نهراسید؛ زیرا مردم بر سر سفره‌ای گرد آمده‌اند که سیری در آن کوتاه است و گرسنگی آن طولانی. پس کارِ نماز را جدّی بگیرید و بر آن محافظت کنید، و آن را بسیار به‌جا آورید و با آن به خداوند تقرّب بجویید. زیرا نماز بر مؤمنان فریضه‌ای است که زمان معیّن دارد. نماز، گناهان را چون برگِ درخت فرو می‌ریزد و چون بندی که از گردن بگشایند بندِ گناه را از گردنِ گنهکار می‌گشاید، و پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله نماز را به چشمه‌ای از آب گرم مانند فرمودند که جلوی خانه‌ی کسی باشد و او شبانه‌روز پنج بار خود را در آن بشوید؛ آیا احتمالی هست که بر تنِ او چرکی باقی بماند؟» کیفیت از کمیت مهمتر است و جز ظلمات در فرهنگ غرب دیده نمی شود و اسرائیل مانند یخ در حال ذوب شدن است و خداوند سایه ی امام خامنه ای مد ظله العالی را از سر ما کم نکند و روح امام راحل (ره) همیشه با ما باشد و خداوند فرج امام زمان (عج) را نزدیک بگرداند. ان شاءالله

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً در مورد نماز مطلب همانی است که فرمودید. بی‌حساب نیست که حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» به عنوان کسی که تاریخ جدید و بشر جدید را می‌شناسند، متذکر «سرّ الصلواة» و پس از آن «آداب الصلواة» شدند. آیا این انسان در این طوفان آخرالزمان می‌تواند بدون نظر به عمق دستورات شریعت بخصوص نماز، خود را شرافتمندانه ادامه دهد؟ موفق باشید 

41195
متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد عزیز از شما سوالی داشتم نمی‌خواهم ذهن شما، بینندگان این سایت و کانال مطالب ویژه رو در گیر جوابش بکنم تا محدود نشه هم ذهن شما هم ذهن مخاطبین عزیز. به نظر بنده انسان هم باید ظاهر اسلام رو بگیره هم باطنش رو. سوال بنده اینه: استاد شما خیلی از این واژگانی که میگم استفاده می‌کنید. اینها همه یعنی چی استاد؟ ۱. ابژه، ۲. سوبژه، ۳. ابژکتیو و ۴. سوبژکتیو

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید بشر جدید با مسائلی روبرو شده که برای درک آن مسائل، چاره‌ای نیست مگربه این نوع ادبیات فکر کند. کتاب « ما و بشر جديد و آينده قدسی پيش رو» https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%A8%D8%B4%D8%B1&tab=posts&inner_tab=book و سلسله بحث‌هایی که تحت عنوان «درخششی دیگر» https://eitaa.com/soha_sima/5521 متذکر این امور می‌باشد. موفق باشید

نمایش چاپی