بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
11362

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: جمعی از طلاب حوزه علمیه مشهد هستیم که در موضوعات تربیتی مطالعه می کنیم و در میدان عمل هم درگیر کار تربیتی هستیم. در زمینه مبانی و الگوی تربیت مخصوصا نوجوان و جوان در کدام یک از آثار استاد مطالبی وجود دارد؟ کدام یک از شاگردان استاد در این موضوع قابل استفاده می باشند؟ اگر ممکن است شماره تماس ایشان را اعلام فرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب‌های «جوان و انتخاب بزرگ» و «چه نیاز به نبی» و «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» در ابتدای امر خوب است تا این‌که «ده نکته در معرفت نفس» را برایشان شروع کنید. در مورد افرادی که بتوانند کمک کنند با آقای توکلی مسئول گروه فرهنگی المیزان تماس بگیرید. موفق باشید

10928

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد طاهرزاده.بنده چند سالی است به طور پراکنده ونا منظم با مباحث شما ودیگر اساتید کمی آشنایی دارم ولی حال با توجه به علاقه واحساس نیاز به مباحث معرفتی و اتمام دروس دانشگاه و داشتن وقت می خواهم به مباحث معرفتی بپردازم. برای یک برنامه بلند مدت از کجا شروع کتم وبه چه ترتیب ادامه دهم ؟فلسفه و منطق و عرفان وفقه یا هر چیزی که به نظر شما لازم است را چکونه وبا چه کتابهایی ادامه دهم؟ آیامی توانم به طور شخصی این مباحث را دنبال کنم یا لازم است مثلا در حوزه یا دانشگاه یا با اساتیدی مباحث را دنبال کنم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بتوانید به طور رسمی به حوزه متصل شوید که خیلی خوب است و اگر برایتان ممکن نیست سیر مطالعاتی که بر روی سایت هست إن‌شاءاللّه راهگشا خواهد بود. موفق باشید
8020
متن پرسش
سلام علیکم با توجه به سخنرانی اخیر آقای دانشمند در شبکه امام حسین علیه السلام در خصوص حضرت آقا و موضع گیری ایشان در باب ولایت فقیه ، نظر شما نسبت به این موضوع چیست؟ و آیا شایسته است که مجموعه سخنرانی ایشان در اکثر محصولات فرهنگی اطراف حرم حضرت معصومه ( س ) پخش و یا به فروش برسد؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: مشکل آن است که ما اسلام واقعی را به مردم معرفی نمی‌کنیم تا معلوم شود این افراد اساساً اسلام واقعی را نمی‌شناسند. باید سعی کنیم نگاه‌ها به جای نظر به این افراد، به علماء و خطبای فاضل جلب شود. موفق باشید
6984
متن پرسش
سلام استاد عزیز آیا تجلیات ذاتی همان تجلی کبریایی حضرت حق است؟ علامه حسن زاده در واقعه 7 از رساله انسان در عرفان که شرح حال خود را در حالت جذب به اسم عظیم و جلال خدا توضیح می دهند در شعری که به دنبال آن سروده اند چنین معنایی را می رسانند یا شاید من اشتباه فهمیده ام. در آن صورت تجلیات اسمائی و صفاتی چه می شود چون بالأخره عظمت و جلال هم از اسماء خدا است.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان در مقام تجلیات ذاتی و توحید ذاتی هیچ وجودی از خود احساس نمی‌کند. همه‌ی عالم را در جنبه‌ی حقانی‌اش می‌نگرد که همه فانی در حق‌اند. به نظرم تطبیق حالات بزرگان با توحید افعالی یا صفاتی یا ذاتی کار مشکلی است و فایده‌ای هم برای ما ندارد، باید فکری به حال خودمان بکنیم و راه بیفتیم. گزارشی که بزرگان عرفان از احوالات می‌دهند نیز برای آن است که ما راه بیفتیم. موفق باشید
4974
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی بنده حدود دو سال است که ازدواج کرده ام. خدا شاهد است که این کار را به قصد تقرب به خدای تعالی و بدست آوردن نصف دین انجام دادم. ولیکن با گذشت این دو سال حس میکنم که از توفیقات دینی ام کم شده، نمازهایم بی حال شده و اصلا قابل مقایسه با قبل نیست. علاوه بر این حس میکنم این ازدواج باعث عقبگرد همسرم هم در امور دینی شده. از حضرتعالی درخواست دارم که بنده را راهنمایی نموده و به حقیر علت ان را هم توضیح دهید که چرا این عقبگرد اتفاق می افتد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عجله نکنید؛ با بازخوانی مجدد مسیر صحیح ظهور می‌کند. از همدیگر انتظار زیادی نداشته‌باشید وسعی کنید در کنار همدیگر و رعایت حقوق همدیگر بندگی خدا را برای خود معنی کنید. موفق باشید
4701

معنا ی خلوصبازدید:

متن پرسش
//الّآ عبادک منهم مخلصین // در این آیه.... خلوص یعنی چه؟؟ خلوص محض از کجا به دست می آید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: خلوص یعنی حالتی که انسان در رجوع به خداوند هیچ انگیزه‌ای جز اُنس با خداوند نداشته باشد و هدف اصلی او از عبادت خودِ خداوند باشد. ولی در آیه‌ای که آورده‌اید بحث مخلَصین مطرح است. مخلَص یعنی کسی که خداوند او را برای خود برگزیده و به تعبیر علامه‌طباطبایی«رحمت‌الله‌علیه» هیچ‌کس هیچ سهمی در او ندارد که مصداق آن پیامبران و ائمه«علیهم‌السلام» می‌باشند. موفق باشید
3781
متن پرسش
سلام استاد،سوال من درمورد امنیت اجتماعیه و رابطه اون با اعمالی مثل زورگیری؛اینکه امنیت چقدر در حکومت اسلامی اهمیت داره ؟ میدونم که توجیه فقر اقتصادی برای این اعمال،اگرچه بی تاثیر نیست ولی چندان جایگاهی نداره،ولی آیا مجازات وتشدید اون و عمومی کردنش میتونه تاثیری در ارتقا امنیت اجتماعی وکاهش جرم داشته باشه؟میخوام آیات و احادیث در این رابطه رو بدونم.متشکرم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این مورد صاحب‌نظر نیستم ولی در فقه بحثی هست تحت عنوان «المرجفون فی المدینه» یعنی آن‌هایی که جامعه را متزلزل و مضطرب می‌کنند که حکم آن‌ها تبعید یا قتل است حتی اگر آن تزلزل در حدّ یک شایعه باشد که مستند به آیه‌ی 60 سوره‌ی احزاب است که خداوند می‌فرماید: «لَئِنْ لَمْ یَنْتَهِ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذینَ فی‏ قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِی الْمَدینَةِ لَنُغْرِیَنَّکَ بِهِمْ ثُمَّ لا یُجاوِرُونَکَ فیها إِلاَّ قَلیلاً» اگر منافقان و بیماردلان و آنها که اخبار دروغ و شایعات بى‏اساس در مدینه پخش مى‌کنند دست از کار خود بر ندارند، تو را بر ضدّ آنان مى‏شورانیم، سپس جز مدّت کوتاهى نمى‏توانند در کنار تو در این شهر بمانند!. موفق باشید
2905
متن پرسش
سؤال19: ما قبول داریم که امام‌خمینی حکومتی بنا نهادند که دیگران خیلی که هنرکنند، باید آن حکومت را خوب حفظ کنند. و شاید اگر حضرت امام نبود، هیچ عالم دیگری نمی‌توانست چنین کاری کند؛ خصوصاً که آن انقلاب و سیرة امام در شکست‌دادن حکومت پهلوی از طریق به صحنه آوردن مردم با دست خالی و شهیدشدن آنها، بر خلاف عقل انسان‌های عادی، بلکه بر خلاف عقل اندیشمندان و عرفایی مثل شهیدمطهری و علامه طباطبائی بود، تا آنجا که آیت‌الله میانجی گفته‌بود: «امام‌خمینی به سیرة عقلا عمل نمی‌کند.»! البته الآن که انقلاب پیروز شده، ما همه بسادگی می‌پذیریم که آن استراتژی عاقلانه بوده. پس شاید بتوان گفت که حضرت امام در شکست‌دادن حکومت شاه، عقلی فوق حتی عقل علما و عرفا و فلاسفه و مفسرین داشته‌است. آری، ما قبول داریم که این انقلاب، بدون امام‌خمینی پیروزنمی‌شد. اما بحث بر سر این مطلب است که ما می‌خواهیم از طریق استدلالی عقلی که در صفحة 46 آمده، مقامی خاص را برای حضرت امام حتی در این زمان (بعد از رحلت‌شان) هم ثابت کنیم! لبّ استدلال شما در دلیل سوم این جمله است: «خداوند به همان دلیل که پیامبر فرستاد و امامان را پرورش داد، در زمان غیبتِ امام زمان، فقیهی که بتواند جامعه را درست هدایت کند می‌پروراند.»، طبق این استدلال، مصداق این استدلال در زمان حاضر باید فرد زنده‌ای باشد. پس این استدلال، نه تنها این مقام را برای حضرت امام در این دوران اثبات نمی‌کند، بلکه نفی هم می‌کند!
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: لازمه‌ی هدایت الهی در زمان غیبت امام زمان«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» فقه و فقهایی است که الفبای حیات دینی در زمان غیبت را در زمانی تدوین کند، حال در یک زمان شیخ طوسی این کار را می‌کند و سال‌ها آن فقاهت جوابگوست، و یک زمان صاحب جواهر به میدان می‌آید و فقه جواهری را شکل می‌دهد و با این‌که او رحلت می‌کند ولی سیره‌ی او زنده است و در دوران معاصر که نظام سیاسی جهان شکل خاصب به‌خود گرفت خداوند حضرت امام«رضوان‌الله‌تعالی» را پروراند که سال‌ها پس از رحلت او سیره‌ی او در صحنه خواهد ماند، پس از آن برهان لازم نمی‌‌آید نظر به شخص خاصی که زنده است بکنیم. عمده سنت پرورش فقیهی است که الفبای حیات دینی در زمان غیبت را تدوین کند، سایر فقها سال‌ها باید بر اساس آن الفبا و در آن جاده حرکت کنند. موفق باشید
1418

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم: سلام عرض می کنم خدمت استاد گرامی...اون طوری که خودم از خودم برداشت کردم فکر می کنم که ارتباط قلبی با ائمه نمی تونم برقرار کنم مثلا در مورد مصیبت حضرت حسین و وقایع کربلا سوالاتی دارم که هیچ گاه حل نمی شوند یعنی می رم سراغ کتاب های مختلف دلایل عقلی عظمت واقعه ی عاشورا رو می خونم و قانع می شم اما همین که می خوام ارتباط قلبی برقرار کنم دوباره اون دلایل از ذهنم می ره مثل این که اصلن وارد دلم نشده بوده و می گم خب که چی؟چرا این مصائب عظیم هستند و چرا اعظم هستند زیارت عاشورا رو به سختی می تونم بخونم چون درک نمی کنم اعظم مصابی یعنی چه؟اگر مصیبت هایی هست که جسما وارد شده مصائی بالاتر از این در تاریخ بوده و اگر از نظر معنوی هست و ضایعه ای که به اسلام و حرمت مقام انسان کامل وارد شده خب مظلومیت حضرت زهرا و حضرت علی آیا بالاتر از این نیست؟جزوه ی کربلا سیران عشق الهی رو هم خونده ام قبول دارم اما در دلم باور ندارم عشق به دلم راه نداره نمی دونم ایراد کار از کجاست.اگر مسئله ای از طریق عقلی و منطقی برام ثابت بشه باهاش ارتباط برقرار می کنم و از طرفی هم اگر ثابت هم بشه باز هم یک چیزی در درونم کمبود احساس می کنم و نمی دونم این به چه دلیلی هست من خیلی نگران هستم که نمی تونم کربلا و عشق در کربلا رو درک بکنم. این خصوصیات در من هست که دلتنگ دیگران نمی شم مگر این که کاری رو ازشون انتظار داشته باشم اون حس محبتی که دیگران نسبت به هم دیگر دارند رو من ندارم و آیا می شه گفت اگر من بخوام در مسیر سیر الهی قرار بگیرم چون وجه محبت رو ندارم شاید نتونم به طور کامل به ظرفیت خودم برسم؟ یا محبت ویژگی فطری برای همه ی انسان هاست.من آدم ایده آلیستی هستم و حتما می خوام از بعد عشق و محبت وارد دین بشم اما الان که این موضوع رو در درون خودم پیدا نمی کنم نمی دونم چه کار باید بکنم. اگر بنا به فرموده شما در جزوات نهایت ظرفیت وجود انسان در عشق و بندگی از روی عشق و حب در کربلا اتفاق افتاده و من نتونم این مسئه رو بچشم چه خسران بزرگی است.غالبا در مراسمات روضه حضرت اباعبدالله دلم می گه خب این ها که گریه نداره برای چی باید گریه بکنم اما با عقلم اون دلایل رو می چینم و خودم رو به گریه وادار می کنم. وقتی به مسئله ی ظهور فکر می کنم و دلایل عقلیش رو بررسی می کنم می گم خب ما منتظر انسان کاملی هستیم تا بیاد و شرایط رو مهیا بکنه برای بندگی کردن به طور کامل اما چه لزومی داره ما دلباخته ی چنین انسانی باشیم مگر نمی شود منتظر بود اما دلباخته نبود؟ آیا این سوال هایی که من دارم مثل همون مسئله ای نیست که شما در آشتی با خدا اشاره کرده اید که کسی که می گه که چی؟ چون به هدفش در زندگی نرسیده شاید چون من در درون محبت قرار ندارم و محبت رو نچشیدم این سوالات رو می پرسم. ممنون می شم لطف بفرمایید و راهنمایی بکنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: در مورد ارتباط با حقیقت کربلا پس از آن‌که رعایت حرام و حلال الهی را دنبال کردید یک نحوه یگانگی با حضرت اباعبدالله«علیه‌السلام» پیدا می‌کنید و آن حضرت را جنبه‌ی ایده‌آل خود احساس می‌نمائید و طبیعی است که در چنین حالتی انعکاس شوق اُنس با حضرت همان اشک است که در جواب سؤال 1417 به آن پرداخته شده. در ضمن محبت به اهل بیت«علیهم‌السلام» را با معرفت به مقام قدسی آن‌ها می‌توان به‌دست آورد . سعی بفرمایید در مورد حقیقت نوری اهل بیت«علیهم‌السلام» مطالعاتی داشته باشید تا إن‌شاءالله شوق اُنس با حضرت صاحب‌الأمر«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» نیز در شما صورت منطقی به‌خود بگیرد. موفق باشید
1160

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز , این تعابیری که در روایات یا زیارت ناحیه داریم که در سوگ امام حسین آسمان و ملائکه و پیامبر و ائمه پیشین عزادار شدند یعنی چه ؟
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی با توجه به این‌که جماد و نبات نیز شعور دارند و امام زمان، امام زمان عالم تکوین نیز هستند و هر برخوردی که بر امام زمان شود عالم را تحت تأثیر خود قرار می‌دهد، و اقتضای عبودیت آن است که در مقابل ظلم به امام زمان همه‌ی عالم متأثر شوند، معلوم است ملائکه که «عباد مکرم» هستند نیز متأثر شوند و در این راستا حتی جماد و نبات در ذات خود متأثر می گردند. موفق باشید
819

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام برای بهتر شدن قوه تحلیل و پیدا کردن فن بیان (غیر از راه افزایش مطالعه غیر درسی) چه باید کرد با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: در مورد تقویت قوه‌ی تحلیل بالاخره باید تدبّر در آیات قرآن و مطالعه‌ی تاریخ اسلام و مطالعه‌ی تاریخ معاصر را داشته باشیم و در تقویت فن بیان، سخنرانی‌های سخنرانان مشهور را زیاد گوش بدهید. موفق باشید
413

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باعرض سلام و ارزوی توفیق-باتوجه به اینکه بنده کتابهای زیادی را در مورد مسائل مهدویت و اخرالزمان مطالعه کرده ام و نیز با برخی از صاحب نظران وعالمان این حوزه در ارتباطم اما باز هم سوالی در یک مورد مرا ازار می دهد که ان را محضر شما مطرح میکنم -همان طور که می دانیم عصر ما ابستن حوادثی میباشد که شباهت زیادی با ان عصری دارد که ایات وروایات مطرح کرده اند و سوال اینجاست که ایا تطبیق شخصیت هایی را که ائمه علیهم السلام نام برده اند از جمله شعیب بن صالح-سید حسنی -سید یمانی -مصری -و000 با شخصیت های سیاسی ونظامی امروز صحیح می باشد یا خیر-والسلام.
متن پاسخ
علیکم السلام باسمه تعالی می‌توان تطبیق آن‌ها را با شخصیت‌های امروز حدس زد، ولی نمی‌توان مطمئن بود. موفق باشید
20893
متن پرسش
به نام خدا سلام جناب استاد عزیز: آیا به کتاب مصباح الشریعه به همراه شرح جناب آقای مصطفوی می توان به عنوان یک دوره سیر و سلوک عملی نگاه کرد؟ با تشکر و التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب خوبی است ولی با توجه به این‌که تنظیم آن توسط غیر معصوم بوده و او تنها شواهدی برای سخن خود از معصوم آورده است؛ نمی‌تواند به خودی خود یک کتاب سلوکی باشد. موفق باشید

17333

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: معذرت می خواهم از اینکه وقت شریفتان را می گیرم. به نظر شما برداشتِ حقیر از این حدیث شریف امام امیر المومنین علیه السلام صحیح است؟ «الروح فی الجسد کالمعنی فی اللّفظ» 1. می توانیم بگوییم برهان صدیقین و مبانی آن از این حدیث گرفته شده است، 2. با توجه به اینکه (روح) در فرهنگ دینی ما به معنای روح در فارسی بکار نمی رود، این حدیث را می توانیم یک قاعده کلی در عالَم بدانیم که بر کل عالم حاکم است و یک روح و یک لفظ یا جسد وجود دارد که این جسد یا لفظ به خودی خود اصلا معنی ندارد و روح معناست که به آن لفظ معنا می دهد. یعنی در واقع لفظ نیست و فقط معناست. اگر معنا نباشد لفظ هیچ است. «هویت تعلقی». 3. اینکه پیامبر (ص) فرمودند: «الفقرُ فَخری» فقر به معنای عرفانی آن است؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1 و 2- روایت فوق بحث حضور «وحدت در کثرت» را و جریان توحید در همه‌ی عالم را مدّ نظر قرار می‌دهد 3- فقر در روایت فوق به هر دو معنا می‌باشد؛ هم به لحاظ این‌که نظر به هویتِ تعلقی‌شان دارند و هم به معنای این‌که نخواهند ثروت‌مند باشند بدون آن‌که بخواهند محتاج مردم گردند. موفق باشید

14066
متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت خدمت استاد گرامى: استاد عزيز شما داستانى نقل کرديد از پيامبر (ص) و يکى از يارانش که به مرحله يقين رسيده بود که شخص به پيامبر (ص) مى فرمايد من الان پيروان شما را در آتش مى بينم و صداى فريادشان را مى شنوم اسمشان را بگويم که پيامبر (ص) مى فرمايند سکوت کن. آيا وقتى گفته مى شود هم اکنون قيامت هست و هم اکنون جهنم و بهشت است و يا اينکه گفته مى شود خداوند براى انسان سرنوشتى در قضايش قرار داده و خدا مى داند انسانها جهنمى اند يا بهشتى، پس جايگاه اراده و اختيار انسان کجاى اين اراده و علم خداوند قرار دارد بنده صوت هاى مربوط به عدل الهى و قضاوقدر شما را که شرح کتاب شهيد مطهرى بود گوش دادم اما پاسخ سوالم را نگرفتم. لطفا راهنمايى بفرماييد درپناه حق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توجه داشته باشید که علم خدا به عمل بنده بر اساس اختیار بنده‌اش می‌باشد. یعنی خداوند می‌داند این بنده‌اش در آینده با اختیار خود چه می‌کند و از این لحاظ است که جبر پیش نمی‌آید، زیرا عمل بنده به جهت علم خدا نیست، بلکه علم خدا به جهت عمل بنده است زیرا علم خدا، علم به واقعیت است. موفق باشید

13357
متن پرسش
به نام خدا با سلام و با تشکر از پاسختان: در جوابم فرموده بودید خداوند زمینه ی نور معرفت را خود به خود در مادر فراهم می کند. اما من در سه ماه اول تولد نوزادم که حقیقتا فرصت مطالعه کتابهای اخلاقی و معرفتی نداشتم به عینه متوجه افول اخلاق و سست شدن اعتقاداتم شدم که ضعف پس از زایمان هم مزید بر علت می شد ولی این نور معرفت را در خودم احساس نکردم در حالی که نیاز شدیدی به این نور داشتم و خیلی احساس می کردم از خدا دور شده ام و پس از سه دوباره ماه با مطالعه و کار معرفتی با دوستان حال روحم بهتر شد. و سوال دیگر اینکه منظورتان از کلیات و جزئیات چیست؟ و این به تعویق انداختن مطالعه جزئیات تا کی ادامه پیدا می کند. از شما به خاطر صراحت در صحبتم عذر خواهی می کنم ولی پرسیدن این سوالات را وظیفه خودم می دانم چون خیلی دیگر از مادران مبتلا به این مشکلند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- سعی کنید به وظیفه‌ی خود نسبت به فرزندتان، دل بسپارید و او را به عنوان هدیه‌ی حضرت حق بپرورانید تا إن‌شاءاللّه نور تدبیر الهی بر قلب شما تجلی کند و خود را در زیر سایه‌ی پروردگار فرزندتان احساس کنید. 2- یک روحانی باید هم مطالب را بداند و هم خود را مجهز کند که بگوید ولی آن کسی که می‌خواهد عمل کند، دیگر کاری به جزئیات سخن آن روحانی ندارد، بلکه در حدّ موقعیت خود سخن او را می‌گیرد تا عمل کند؛ منظورم از عبور از جزئیات و نظر به کلیات، این نکته بود. موفق باشید

12420
متن پرسش
سلام علیکم: حالتان چطور است؟ نظری در این خصوص هست که جناب محی الدین رضوان الله تعالی علیه عالم حصولی نبوده است و مطالب حصولی از قبیل کلام و فلسفه و ... را نمی دانسته است و هر آنچه از علوم و معارف ارزشمند چون مروارید و صدفی که از لسان ایشان در کتابهایشان نقش بسته است همه کشف و شهود وی بوده است و همه را به نحو علم حضوری دریافت کرده است. یعنی می گویند ایشان علم حصولی نداشته است ولی مطالب ارزشمندی را که بیان کرده است هیچ عالم حصولی قادر به بیان اش نبوده است. اما عده ای از قبیل آقای یزدان پناه معتقدند که ایشان بر کلام و فلسفه عصر خود اشراف داشته است. می خواستم ببینم سند و مدرکی وجود دارد که ابن عربی به کلام و فلسفه و علوم حصولی اشراف داشته است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکس مختصر مطالعه‌ای از کتاب‌های جناب محی‌الدین داشته باشد می‌بیند که با چه دقتی متوجه علم کلام و فلسفه‌ی زمان خودش بوده است در حدّی که حتی در متن فصوص‌الحکم به‌خوبی از اصطلاحات فلسفه و کلام در راستای اهداف خودش استفاده کرده است. آری محی‌الدین بنا ندارد که با نگاه کلامی و فلسفی مسائل را طرح کند. موفق باشید

11114
متن پرسش
سلام علیکم: جایگاه و ضرورت خواندن منطق برای ورود به فلسفه را بفرمایید. آیا برای فلسفه خواندن، نیاز به منطق خوانی است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: لازمه‌ی فهم فلسفه، منطق نیست، ولی از آن‌جایی که فلاسفه با زبان منطق سخن خود را فرموده‌اند باید اصطلاحات علم منطق را بشناسیم. موفق باشید
9062

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: یک زن طلبه پس از سطح دو چه خصوصیاتی را باید کسب کرده باشد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: خیلی به حوزه‌ی خواهران وارد نیستم. اصل را بر آن بگذارید که ادبیات عربی خوبی به‌دست آورید تا در فهم متن آیات و روایات و متونی مثل اسفار مشکل نداشته باشید. موفق باشید
7415
متن پرسش
بسم اله الرحمن الرحیم با عرض سلام خدمت استاد عزیز شبهه ای در باره امامزاده ها مطرح است که اساسا وقتی به امامزاده ای می رویم آیا کسی در آن جا مدفون است است و اگر هست آیا واقعا فرزند معصوم است و اگر هست آیا انسان صالح و خوبی بوده یا نه مثل بعضی امام زاده ها خوب از آب در نیامده است و این شبهات ارتباط و امکان استفاده را از آنسان می گیرد البته منظور امامزاده های معمولی که در کوی و برزن کشورمان وجود دارد نه مثل حضرت معصومه لطفا پاسخ به این شبهه ها را بیان فرمایید با کمال تشکر از استاد گرامی
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این را مطمئن باشید اگر این امام‌زاده‌ها که از سال‌ها پیش در بین مردم مورد احترام هستند حقیقی نبودند پس از مدتی لو می‌رفتند و دیگر مردم به آن‌ها رجوع نمی‌کردند. همین‌که بین مردم از سال‌های قبل پذیرفته شده‌اند کافی است که به آن‌ها اعتماد کنید و در محل دفن آن‌ها در پرتو قربی که آن‌ها در نزد خدا دارند به عبادت بپردازید. موفق باشید
7004

علوم سیاسیبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم بنده علاقه زیادی به علوم سیاسی دارم و آنجایی که فضای تحصیل در این برایم فراهم نشده ، تصمیم دارم که بصورت مطالعه ی آزاد این مسیر را شروع کنم. به نظر شما از چه کتاب هایی و یا از چه نویسندگانی در این زمینه بهره مند شوم؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به این صورت که می‌فرمایید در تخصص من نیست. شاید کتاب‌های آقای دکتر موسی نجفی و آقای جواد. منصوری مثل ـ شناخت استکبار. ـ ۲۵ سال حاکمیت آمریکا در ایران. ـ فرهنگ استقلال. ـ مقدمه‌ای بر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران. ـ جنگ فرهنگی علیه انقلاب اسلامی. ـ شناخت و تحلیل پدیده‌های سیاسی. ـ سیر تکوینی انقلاب اسلامی. ـ فرهنگ استقلال و توسعه. ـ قیام ۱۵ خرداد به روایت اسناد ساواک برای شروع مفید باشد. موفق باشید
5966
متن پرسش
به نام خدا با عرض سلام در روایتی هست خدا به حضرت داود فرمود فلان شخص ریاکار است وقتی مرد حضرت به تشیع نرفتند خداوند خطاب فرمود چرا نرفتی عرض کرد خودت فرمودی ریا کار است خداوند فرمود اری ولی موقع دفن چهل نفر گفتند ما هیچ بدی از او ندیده ایم من هم او را آمرزیدم ( روایت نقل به مضمون شد) حال با توجه این که علم و عمل جو هرند و انسان ساز و تطلع علی الافئده که اعمال ادمی از درون جان او نشات می گیرد و این که قیامت صورت اعتقاد و اخلاق و اعمال انسان است و این که مثلا پیا مبر می فرماید اگر کسی ذره ای کبر در قلبش با شد به بهشت نمی رود چه می شود اساسا با گفتن چند نفر انهم با این که همه می دانند حرفشان حقیقت نیست همه این مسائل حل می شود و ایا این روایات تجری بر گناه نمی اورد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی : سلام علیکم: این نوع روایت ظرائف خاص خود را دارد اولاً: عنایت داشته باشید که می‌فرماید چهل مؤمن اظهار کنند که او آدم خوبی بوده. چهل مؤمنی که خدا آن‌ها را مؤمن بداند نه هرکسی. ثانیاً: روایت می‌رساند که قلب این چهل مؤمن وجهی از شخصیت آن فرد را درک می‌کرده‌اند که نسبت به آن وجهی که حضرت حق به حضرت داود خبر دارد متفاوت بوده و ظریف‌بودن کار در همین است که خدا مؤمن است – یکی از اسماء الهی مؤمن می‌باشد – حال خدا در مقام قلب این چهل مؤمن وجه دیگر آن فرد را مدّ نظر قرار داده و عملاً می‌خواهد به حضرت داوود«علیه‌السلام» بفرماید می‌تواند وجهی از نور خدا و هدایت الهی را نسبت به عالم و آدم در قلب مؤمنین دنبال کند. و جریان «وشاورهم فی‌الأمر» که خداوند به رسول خودش دستور می‌دهد در همین رابطه است و این غیر از دموکراسی است که فکر کنیم در ذهن و زبان هرکس می‌توان حق را پیدا کرد. هرچه انسان‌ها مؤمن‌تر باشند نظرشان به حق نزدیک‌تر است و دموکراسی واقعی وقتی است که جامعه با نور ایمان خود در امری متقن شوند. از این روایت می‌فهمیم که می‌توان از اسمی از اسماء الهی به اسمی دیگر از اسماء او رجوع کرد و او نیز با آن اسمی که ما به او رجوع کرده‌ایم بر ما تجلی می‌کند. خوشا به حال آنانی که با رجوع به مؤمنین و رعایت حقوق آن‌ها دل آن‌ها را نسبت به خود نرم می‌کنند تا دل حق را که او نیز مؤمن است به خود جلب کنند. موفق باشید
5780

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام با سلام خدمت استادبزرگوار درنمایشگاه کتاب اصفهان از غرفه شما بازدیدنمودم خیلی علاقمندبودم شمارازیارت کنم توفیق نشدمی خواستم بدانم آیا شاگردخصوصی داریدیانه؟خیلی دوست دارم از نزدیک شماراملاقات کنم
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: قبلاً جواب این سوال داد شده. موفق باشید
3596
متن پرسش
سلام خدمت استاد حقیر سوالی در مورد اصالت فکر داشتم که در پاسخ فرمودید این نحوه بحث یک روش انحرافی است . اما نکته ای که فکر می کنم در انتقال آن به حضرتعالی خوب عمل نکرده ام این است که من به هیچ وقت نمی خواهم بهشت و جهنم کسی را تعیین یا حتی بدانم . بلکه طرح بحث شما در مورد بعضی اشخاص این شائبه را در ذهن تقویت می کند . اگر در سوال قبلی هم دقت کرده باشید من گفتم که آیا هر انسانی که بهشتی است درست فکر میکند ؟ از این سوال منظوری غیر از تعیین بهشت و جهنم افراد داشتم . ببینید شما در برخورد با انسان هایی که ظاهرا بهشتی هستند ( مثل شهدا ) یا کسانی که مشهور به اوج عرفان بودند( مثل امام خمینی و علامه طباطبایی) ، آن ها را لاجرم دارای افکار درستی می دانید. در واقع این ملازمه بین عاقبت به خیری و فکر درست را شما در ذهن ایجاد می کنید . من اصراری ندارم که شهید احمدی روشن یا شهید شهریاری به دنبال تسخیر تکنیک نبوده اند !!! بلکه سوال من این است که شما با چه قرینه ای این عزیزان را و به طور کلی انسان های وارسته را دارای فکر درست میخوانید ؟ دقیقا این جا من سوال میکنم که آیا غیر از اینکه این عزیزان انشاءالله بهشتی هستند ، دلیل دیگری هم وجود دارد که درست فکر می کنند ؟ ببینید من میگویم اگر قرار باشد من نوعی ، هر طور خواستم فکر کنم ، بعد وقتی شهید شدم بشوم انسانی که می خواست از مدرنیته عبور کند که خیلی پیدا کردن تفکر ناب و درست بیهوده می نماید. من شما را به مصاحبه تلویزیونی آقای مهدی نصیری جلب می کنم . مجری با اشاره به دعواهای روزنامه ای نصیری در کیهان وقت با آوینی ،می پرسد آیا الان که آقای آوینی شهید شده اند و این مدت طولانی گذشته است ، باز هم با ایشان اختلاف دارید ؟ نصیری میگوید شهید شدن ایشان هیچ تاثیری در روی پذیرش افکار آوینی و یا رد افکار خودم ندارد . همانطور که اگر من شهید میشدم آوینی به هیچ وجه نباید به این دلیل حرف های من را تصدیق کند . البته من تصدیق می کنم که قطعا شهید با آن مرتبه والا ، و آن شدت نفس ، قطعا عاشق و دلباخته مدرنیته نبو ده اند . بلکه عاشق خدا بوده اند . حتی تصدیق می کنم که شاید کار شهدا نتیجه مجاهدت شهدا عبور از غرب باشد ، اما مسئله این است که آیا این عزیزان خودشان به این اذعان داشته اند ؟ حتی به اجمال ؟ شبهه من این بود ! پی نوشت : آیا حکما با هم اختلاف نظر ندارند؟ چون شما آقا را به خاطر حکیم بودن دارای تکفر نفی کلی میدانید .
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: ملاک صحت یک اندیشه که منجر به عاقبت به خیری می‌شود اندیشه‌ی توحیدی است که رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» در جمله‌ی «قولوا لا إله إلاّ الله تفلحوا» اظهار فرمودند . می‌ماند که اندیشه‌ی توحیدی لوازمی دارد هرکس به همان اندازه که در عقیده و عمل به توحید نزدیک است عاقبت به خیر است. هنر ما باید آن باشد که لوازم اندیشه‌ی توحیدی را منجر به یک راه ندانیم. بنده هرگز فکر نمی‌کنم که اگر کسی از طریق حکمت به توحید نرسید، دیگر توحید ندارد. بنابراین وقتی ملاک ما توحیدی بود که رسول خدا«صلوات الله‌علیه‌وآله» مطرح فرمودند حدّاقل می‌توانیم خودمان را بپاییم که از این مرز خارج نشویم ولی نمی‌توانیم بقیه را که در ذیل امامان معصوم«علیهم‌السلام» قرار دارند از توحید خارج بدانیم. موفق باشید ‌
2277
متن پرسش
سلام.... بنده در جلسات سه روزه تان، که پیش از ماه رمضان در مسجد برگزار شد، حضور داشتم سوالی پیرامون اداب و رسومی که در بعضی از اقواممان هست، دارم: دربعضی از خانواده ها رسم است، از مصرف بعضی چیز ها خود داری می کنند. برای مثال:در خاندان ما، از نگهداری اردک می ترسند و معتقدند که نسبت به آن توبه دارند (یعنی در صورت نگهداری ان ممکن است اتفاق بدی بیفتد) و یا در یکی از اقوام دیگرمان درست کردن مربای انجیر را صلاح نمی دانند و میگویند توبه داریم. البته من خودم اعتقادی به این ها ندارم ولی جهت اطمینان خواستم از شما بپرسم. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: انسان عاقل نباید به‌چیز‌هایی وابسته شود و خود را محدود کند که آن محدودیت ها مبنای عقلی و شرعی ندارد. موفق‌باشید.
نمایش چاپی