بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
14097
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی و حق گرا. سوالاتی را می خواستن خدمتتان عارض گردم: 1. این روز ها که بحث های پیرامون انقلاب و استکبار و ... مطرح شده به شدت دچار سوالات و شبهات شده ام پیرامون مسایل گوناگون که از طرف مسولین جامعه بیش تر بیان می شود که آیا هبری کار درست می کنند یا خیر، آیا آمریکا دست از استکبار و جرم هایش برداشته یا خیر؟ آیا اسراییل فی حد ذاته باید باشد در فلسطین یا خیر (بدون توجه به ظلم های که می کند که غلط اند) آیا حق با آقای روحانی و هاشمی و غیرذلک است که مدام آقای احمدی نژاد را ترور می کنند یا حق با آقای رسایی و غیره که که طرف مقابل را ترور می کنند به گونه ای که انسان فکر می کند طرف مقابل یا حتی خودشان می گویند که منافق، تندرو و غیر ذلک اند. آیا سال 88 فتنه رخ داد و عاملانش فتنه گر بودند یا نه بلکه به دنبال اصلاح جامعه بودند یا اینکه مفتون و دچار فتنه شدند. اما به نظر بنده همه اشتباه می کنند که این قدر بین هم اختلاف می اندازند به گونه ای که می شود همه را با یک گرد هم آیی اندیشه ای این ها را حل کرد و کار درست تر را انجام داد به نظر بنده شاید این افراد دچار جهل فکری اند که نمی توانند به آرامی با هم برخورد کنند. البته امیدوارم این باشد نه اینکه حق فقط با یک گروه باشد و آن گروه دیگر.... لطفا مرا راهنمایی کنید که کدام حق اند از طریق کتاب یا راه های دیگر. بنده مبانی انقلابی را می دانم و قبول دارم و این ها را از طریق بیانات رهبری و کتب و جلسات خودتان و دیگران در یافته ام اما در اینکه مصداق حق و با طل را بیابم پایم می لرزد که مبادا دوباره مظلویت علی علیه السلام به خطر جهل مرکب مردم تکرار گردد. 2. اگر می شود یک تعریف جامع از ازدواج از دیدگاه اسلام بیان کنید به گونه ای که در برگیرنده تمام آرمان ها باشد. 3. بنده انسان شناسی های شما را تا جلد 4 خوانده ام اما هنوز اقناع نیافته ام و می خواهم هم بیشتر بفهمم و هم عقلا بفهمم چه کتب و یا صوت هایی را پیشنهاد می کنید تا انسان را در حد توانم بشناسم و بعد بتوانم بفهمم چه باید برایش کرد که به کمالش و آرامش حقیقی اش در رسد؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مواردی که می‌فرمایید را باید با ملاک‌های معرفتی و در نسبت به اهداف ضد استکباری انقلاب اسلامی برای خود روشن کنید 2- ازدواج چیز مبهمی نیست که به تعریف جدایی از آن‌چه در عرف هست، نیاز داشته باشد. انسان‌ها از جهات مختلف مثل تولید فرزند و رفع نیاز جنسی و داشتن همسری که با او اُنس روحی داشته باشد، نیاز به ازدواج دارد 3- بحث «معاد» همراه با شرح صوتی آن خوب است کار شود. موفق باشید

13754

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: طلبه ای هستم 41 ساله. بیست سال است طلبه ام و از اول طلبگی تقریبا هیچ گناهی نکردم. و از زمینه های گناه هم فرار کرده ام. بعضا عنایاتی هم به من شده است. دائم به قبض و بسط زنده ام به حمدلله. تقریبا تمام عرفان نظری را خواندم. الان بین فصوص و فتوحات مطالعه دارم. از مباحث اخیر شما هم استفاده برده ام. کتاب رساله الولایه و مصباح الهدایه که شرح فرمودید. کل المیزان را یکبار اجمالی خوانده ام. یکبار هم بعضی سوره ها را تفصیلا خواندم. اسفار را سه بار مطالعه کردم و از محضر استاد جوادی استفاده زیادی بردم. اینها را خدمت استاد عرض کردم تا موقعیتم را درک کنید و راهنماییم کنید. وگرنه قصد دیگری نداشتم. وگرنه هم بنده می دانم و شما هم بهتر از بنده می دانید که همه اینها هم او نمی شود. گرچه کمک می کند. دانایی است نه دارایی به قول خودتان. حال سوالی دارم: احساس می کنم دیگر نمی توانم بالاتر بروم. احساس راکد بودن در سیر می کنم. گرچه فیوضات می رسد ولی بعد از این بیست سال که اکثر مستحبات را هم ملکه خود کردم. تمام رذایل را با کمک اساتید از بین بردم. گناه را هم اصلا فکرش را نمی کنم. فقط الان نمی دانم ادامه راهم را بی استاد می توانم طی کنم یا نه؟ راهنمایی بفرمایید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌که می‌فرمایید احساس راکدبودن می‌کنم، در این سیر این حالت، حالتِ به تکوین‌رسیدن است که جناب خواجه عبداللّه انصاری مثلاً در مورد «حال» می‌گوید: از جلوات شهود الهی است در دیدن حقایق، و راهِ باقی‌ماندن آن «شهودُ الحقيقةِ لا كسباً، و رفضُ الدَعْوَى لا علماً، و البقاءُ مع نورِ اليقظةِ لا تَحَفُّظاً.»

استقامت احوال، استقامت در شهود حقیقی است که کسباً به‌دست نیامده و سعی کند آن شهود و آن برق بماند و یا لااقل زود نرود و نیز در استقامت احوال ادعا را بردارد ولی نه به صورت علمی. طوری شود که از حالش بجوشد که ادعا نکند و به حسب حال رفض ادعا کند و نیز در استقامت احوال بر نور یقظه باقی باشد ولی نه از سر تکلّف بلکه به اقتضای همان حال. رویکرد سالک باید در این مرتبه چنین باشد که حال را که شهود حقیقت است و به سراغ او آمده حفظ کند، و در ادامه‌ی این استقامت در آن حالِ خوش معنوی، نظر به خود نداشته باشد تا دعوی نقش‌داشتن در این امر بکند و این غیر از آن است که از نظر علمی خود را متذکر کند که همه‌چیز از آن خدا است و من هیچ‌کاره‌ام. در حضوری قرار گیرد که «إِنَّ الْأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّه»(آل‌عمران/154) و در ادامه باقی بماند به آن نور یقظه که در ابتدا بدان منور شد و از این طریق خود را از هر غفلتی محفوظ بدارد. البته به وقتش این موضوعات بیشتر روشن می‌شود. لذا پیشنهاد می‌شود منازل‌السائرین را با شرحی که جناب حجت‌الاسلام و المسلمین استاد یزدان‌پناه داده‌اند، دنبال کنید. موفق باشید

13634
متن پرسش
با سلام: شیعه می گوید با شهادت امام حسین (ع) اسلام به پیروزی رسید، دین خدا حفظ شد، دستورات اسلام و پیامبر (ص)، کتاب خدا دست نخورده باقی ماند و... ولی چگونه است که در زیارت ناحیه مقدسه آمده است: «با شهادت امام حسین (ع) حرام و حلال دین نابود شد در دین الهی تغییر و تبدیل صورت گرفت احکام الهی تعطیل شد آیات قران تحریف شد و...»؟ پس این دین و قرآنی که نزد ماست چگونه است؟ لطفا توضیح بفرمایید. شاید بفرمایید این قضایا موقت بوده است و بعدا اصلاح شده ولی چرا امام زمان اینگونه سخن گفته است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین را امام نشان دادند که جریان حاکم، دینِ الهی را تماماً زیر پا گذارده و این امر موجب بیداری جامعه شد و جهان اسلام اعم از شیعه و سنی به امویان پشت کردند و به اسلام برگشتند. در این مورد عرایضی در کتاب «راز شادی امام حسین«علیه‌السلام» در قتلگاه» شده است. متن کتاب بر روی سایت است. موفق باشید

13311

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی: سلام علیکم استاد عزیز: وقتی خودمان را ورق می زنیم، می بینیم حقوق زیادی به گردنمان هست. حقوقی که حتی یکی از آنها را هم نمی توانیم ادا کنیم. بیشتر تاکید بنده در حق انقلاب اسلامی و شهداست. مثلا بنده در اداره کار می کنم، گاهی وقت به بطالت می گذرد. گاهی که نه خیلی موارد. قبول دارم کوتاهی کرده ام. اما نمی دانم با این حق ها چه کنم!؟ آیا این حق ها مانع سیر خواهد شد؟ چه در محیط اداره چه در منزل که وقتی را به بطالت می گذرانیم. خود را در حقوقی غوطه ور می بینیم که به هیچ کدام بر نمی آییم. نا امیدی از همه چی مخصوصا از خودمان وجودمان را فرا گرفته، نه تنها ناتوانی در ادای حقوق، بلکه ناتوانی در کنترل نفسی سرکش و وحشتناک، پناه بر ائمه (ع) می بریم، می دانیم فیاض هستند، ولی بهره نبرده ایم مشکلش هم در ایمان خودمان می بینیم. شما بگو چه کنیم؟!!! تازه امید شهادت هم داریم!!!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عزم فهم انقلاب اسلامی و درک دقیق سخنان مقام معظم رهبری در کنار رعایت دستورات شرع، راه‌هایی را در مقابل ما جهت انجام وظیفه می‌گشاید. موفق باشید

10425
متن پرسش
عرض سلام خدمت استاد محترم: رابطه ی تکوین و تشریع چیست؟ و رابطه ی این دو چگونه تبیین می شود؟ آیا رابطه ی این دو به گونه ی اطلاق و تقیید است؟ به این معنا که تکوین اطلاق است و تشریع تقیید آن است.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: تکوین مربوط به امور وجودی است و تشریع مربوط به اموری است که حضرت حق اعتبار کرده و مربوط به دو حوزه متفاوت است و لذا موضوع اطلاق و تقیید در آن‌جا معنا ندارد. آری آنچه حضرت حق اعتبار کرده ریشه در حقایق وجودی دارد و بدین لحاظ گفته می‌شود تشریع ریشه در تکوین دارد. موفق باشید
8675
متن پرسش
با عرض سلام و ارادت خدمت استاد عزیز در مدرسه معصومیه جلساتی داریم با بعض دوستان طلبه که در آن پیرامون موضوعات طلبگی مباحثه میکنیم. بحث هایی پیرامون نظام اندیشه و نحوه دستیابی به آن طرح گردید پیرو این بحث از صاحبان نظام اندیشه و ارائه کنندگان آن سخن به میان آمد و ملاک انتخاب اساتید. یکی از دوستان مطرح کرد که حداقلی ترین شاخص وجود اجتهاد است و چه طور یک غیر مجتهد میتواند چیزی را به اسلام نسبت دهد. بحث های زیادی شد که اصلا تعریف اجتهاد چیست و قلمرو آن کدام است و چه میاحثی در دین شناسی نیازمند اجتهاد است و از این دست. تا اینکه بحث به تفسیر قرآن رسید و بعض دوستان متفق بودند که دیگر تفسیر قرآن حتما از موضوعاتی است که غیر مجتهد نمی تواند در آن ورودی داشته باشد چون قطعا از موارد استنباط از آیه محسوب میشود هر چند که اجتهاد شرط لازم است و نه کافی و لذا نه تنها اجتهاد مصطلح که در بعض علوم تفسیری و مقدمات آن هم اجتهاد لازم است و استاد طاهرزاده عزیز که خود اقرار دارند که مجتهد نیستند چگونه تفسیر میکنند و ما چگونه میتوانیم به تفسیر ایشان اعتماد طلبگی کنیم هر چند که با تفسیر ایشان صفا کنیم و انس بگیریم. پاسخ اولیه ما این بود که حضرت استاد اصلا مدعی تفسیر قرآن نیستند بلکه کرارا بیان داشته اند که این جلسات تفسیر در واقع شرح تفسیر المیزان علامه است و ایشان در مقام تطبیق هستند و لذا اشکال مذکور وارد نیست. اما اشکالاتی به نظر خودمان به همین جواب وارد است و لذا به نظر رسید از این فرصت استفاده کنیم و با توجه به اینکه این شبهه که بارها در دانشگاه و حوزه مطرح میشد را با خود استاد طرح کنیم. میتوان این سوال را به صورت واضح تر اینگونه بیان داشت که در جلسات شنبه که به اسم جلسات تفسیر معروف است در واقع چه اتفاقی دارد می افتد آیا تفسیر است یا تطبیق و هر کدام از اینها به چه منطقی و توجیهی و اینکه آیا همان تطبیق نیازمند روش خاصی است و استاد دارند از یک روش خاص ابداعی استفاده میکنند یا ذوقی است یا ... متاسفانه ما به طور تطبیقی تفسیر شما با المیزان یا آیت الله جوادی را مطالعه نکردیم اما اجمالا نوآوری هایی را درک میکنیم اینها تفسیر است که اجتهاد بخواهد یا تطبیق و مصداق یابی از شرایط روز است؟ با تشکر از استاد عزیز. اگر امکانش هست زودتر جواب بفرمایید. ملتمس دعا
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بنده از قبل از انقلاب در رابطه با فهم قرآن تفسیرهای قرآن را مطالعه می‌کردم و چیزهایی هم به‌دست می‌آوردم، ولی احساس می‌کردم حتی از نظر فکری هم آن‌طور که لازم است با قرآن مرتبط نمی‌شوم. تا این‌که با تفسیر المیزان آشنا شدم و بحمداللّه با ذوقی سرشار مدت شش سال مشغول المیزان بودم و لُبّ آیات را از نگاه علامه در ذیل هر آیه‌ای یادداشت می‌کردم و با آشنایی با تفسیر آیت‌اللّه جوادی که آن را تبیین سخنان علامه می‌دانم بدون کوچک‌ترین وقفه از تفسیر سوره‌ی حمد آیت اللّه جوادی تا تفسیر سوره‌ی ابراهیم«علیه‌السلام» مطالب را دنبال و یادداشت‌برداری می‌کردم و هم‌اکنون چندین دفترچه، فقط یادداشت‌هایی است که از تفسیر آیت‌اللّه جوادی دارم. در همین حین بود که احساس کردم به مقتضای شغل معلمی‌ام می‌توانم نگاه قرآنی علامه طباطبایی«رحمة‌اللّه‌علیه» را با مردم در میان بگذارم. و حقیقتاً اگر المیزان نبود هرگز به خودم چنین حقی را نمی‌دادم که وارد طرح نگاه قرآنی شوم، چون تنها از طریق تفسیر المیزان بود که احساس می‌کردم تا حدّی پیام اصلی و روح کلی آیات و سوره‌ها برایم از مجهول‌بودن در می‌آید و اگر ملاحظه می‌کنید ظاهراً در ارائه‌ی مثال‌ها و یا حتی در طرح بعضی از آیات از ظاهر المیزان یا سخنان آیت‌اللّه جوادی فاصله می‌گیرم، این هم به پشتیبانی روح آن کلی است که از المیزان به‌دست آمده. در هر روز شنبه تا چند مرتبه آیات مربوطه را در المیزان زیر و رو نکنم آن روحی را که بتوانم بحث را ارائه دهم به‌دست نمی‌آورم. موفق باشید
8573

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام آیا استاد گرامی اساسا به قانون جذب معتقد هستند؟ و این که چه قدر مباحث و نظریات آقای سید حسین عباس منش در این مورد صحیح می باشد؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: این نوع جذب که این آقایان می‌گویند و بنده در جریان هستم ،افق توحیدی انسان را در حجاب می‌برد. موفق باشید
7873
متن پرسش
با عرض سلام وخسته نباشید بعضی وقتها بر اثر بعضی از خود سازیها که انسان بروی خود انجام می دهد حال خوش پیدا می شود ولی با رفتن به سر کار و در محیط جامعه ان حال خوش ازبین می رود چکار کنیم تا کی این سیکل باید تکرار شود رمز ماندگاری چیست.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: چیز بدی نیست، چون با رجوع به عالم کثرات در عین رویکرد توحیدی به مرتبه‌‌ی بالاتر از توحید باید پا گذارید نه آن‌که این حالت فعلی از بین رفته باشد و به همین جهت وقتی در برزخ وارد شدید همه‌ی آن حالات توحیدی را یک‌جا در خود می‌یابید. موفق باشید
7499
متن پرسش
با سلام محضر استاد بزرگوار سؤالات 7474 و 7436 را خوندم. و دو تا سؤال برایم پیش آمد. سؤال اول این که من چند وقت پیش مقدمه کتاب المیزان را می‌خواندم. علامه طباطبایی در آن مقدمه اصرار داشتند که برای فهم قرآن هیچ نیازی به فلسفه و کلام و عرفان و حتی حدیث نیست. و حتی خودشان با دلیل ثابت می‌کردند که تمام کسانی که سعی کرده اند که با فلسفه یا عرفان و یا کلام و حدیث قرآن را بفهمند، راه را اشتباه رفته اند. حاج آقا احساس کردم بین نظر شما و نظر علامه اختلاف وجود داره. و خصوصاً که علامه اصرار دارند که در تفسیر قرآن باید معانی اصطلاحی را بر الفاظ قرآن حمل نشه. بلکه معنای هر تعبیری از خود قرآن فهم بشود. به همین دلیل این فرمایشتون که نوشته بودید، چون خود قرآن به ما دستور دادند که در آن تدبر کنیم، پس باید فلسفه بخوانیم. در حالی که تدبر در قرآن معنای خاص خودش را دارد که باید آن را با روش تفسیر آیات به آیات از سایر آیات استفاده کنیم. و احساس کردم که ممکن است معنای تدبر در قرآن منظور نظر است دقیقاً با آن چیزی که ما در تفکر فلسفی داریم، یکی نباشد. و مثلاً تدبر قرآن اعم از تفکر فلسفی باشد. سؤال دوم این که ما همواره از شما شنیده ایم که تاریخ جدید، با امام شروع شده و تو کتاب سلوک این مطلب را خیلی خوب توضیح دادید که هر عصری نیاز به یک مجدد دارد و مجدد عصر ما امام خمینی هستند. اگر برداشت من درست باشت، در این صورت دیگه چه نیازی هیست که ما همان سیری که امام رفتند را طی کنیم؟! مگر ما قرار است که مانند حضرت امام تاریخ جدیدی را تأسیس کنیم؟! و اصلاً معلوم نیست که ما توانش را هم داشته باشیم. استاد من شنیدم که حضرت امام این قدر از نعمت خدادای هوش بالا برخوردار بودند که خودشان به تنهایی و بدون این که از استاد کمک بگیرند، عمده کتاب اسفار ملاصدرا را خونده اند. و شنیدم که آیت الله جوادی آملی می‌فرمودند که بخشی از مباحث اسفار واقعاً،‌ سنگینه. بعد که از برخی دوستان که اسفار را خوانده بودند پرسیدم، این فرمایش آقای جوادی را تأیید کردند. با این توضیحات واقعاً چه لزومی هست که همه ما همان راهی که امام رفتند را برویم؟ اگر قرار باشد با حکمت متعالیه یک تاریخ جدید تأسیس بشه، که این کار با امام اتفاق افتاده اگر هم قراره ما سر سفره امام بنشینیم و همان طور که بسیجی ها راه صد ساله را یک شبه طی کردند، دیگه چه نیازی هست که ما این همه بحث‌های سنگین فلسفی بخونیم؟! خب مگه شهدای ما از این بحثا اطلاع داشتند؟! مگه همین که شهداء خودشان را کاملاً ذیل شخصیت ذی وجود امام تعریف کرده بودند و طی طریق می کردند، موجب نمی‌شد که کمبودهای فلسفی شان جبران بشه؟! احساس من این بوده که شهداء با امام قرار دادن حضرت امام، توانستند، از حاصل زحمات امام بزرگوار در فلسفه و عرفان را بدون آن که آن زحمات را خودشان متحمل شوند، بهره مند شوند. خب چرا ما هم همین کار را نکنیم؟! و اگر هم واقعاً احساس می کند که وظیفه تاریخ سازی و تأسیس یک تاریخ جدید دارد، وظیفه دارد همان طور که بزرگان تفکر ما عمل کرده اند، عمل کند. و ببیند که چطور افرادی مانند صدرالمتألهین، کارهای بزرگی را انجام داده‌اند؟! مگر غیر از این است که ایشان دست به دامن قرآن و اهل بیت شده اند و از باغ معارف قرآن و حدیث، آن نظام فکری را تأسیس کرده اند؟! خب اگر واقعاً کسی احساس می کند که باید تاریخ جدیدی را تأسیس کند،‌ او هم باید برود و مانند ملاصدرا دامن همت به کمرش بزند و با استفاده از منابع اصیل ما یعنی قرآن و روایات، یک فتح تاریخی برای ما رقم بزند. و این وظیفه هم همان طور که خود شما فرموده اید، در هر قرنی تنها به عده خاصی اختصاص دارد و نه این که همه افراد موظف به چنین کاری باشند. ممنون می‌شوم اگر این تناقضاتی که در ذهن من بوجود آمده را با بیانات روشنگر خود، برطرف بفرمایید. و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را سپاس می‌گویم از داشتن مخاطبانی مثل جنابعالی. در سراسر سخنانتان احساس همدلی شدیدی نسبت به جنابعالی داشتم و در همین راستا می‌خواهم چند نکته را عرض کنم تا این همدلی ادامه یابد 1- حقیقتاً حرف همان است که علامه طباطبایی«رحمة‌اللّه‌علیه» زدند که باید مواظب بود قرآن را در نگاه فلسفی خود محدود نکنیم، زیرا به فرمایش جنابعالی تدبّر در قرآن اعم از تفکر فلسفی است، چیزی که هست عرض بنده در آن است که فراموش نکنیم وقتی حکمت متعالیه حاصل تدبّر یک عالم اسلامی است با آن‌همه نبوغ و پشت‌کار، به اسم فلسفی بودن آن تفکر خود را از آن محروم نکنیم، همان‌طور که خود را از تفسیر قیّم المیزان نباید محروم کرد 2- در رابطه با هماهنگی با حضرت امام«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» برای حضور در تاریخ جدید باید به موقعیت خود نگاه کنیم. آری یک وقت در موقعیت شهداء هستیم که با دقت به سخنان حضرت امام می‌فهمیم تکلیف ما در این تاریخ چیست و عمل می‌کنیم. ولی یک وقت وظیفه‌ی ما فهم جزئیات سخنان امام و تبیین آن‌ها است، در این موقع است که با علم به حکمت متعالیه و عرفان محی‌الدین می‌توانیم سخنان حضرت امام را به نسل‌های آینده که بسیار به تفکر امام نیاز دارند، برسانیم. تازه وقتی ما از حکمت متعالیه و عرفان محی‌الدین درست استفاده می‌کنیم که در ذیل شخصیت حضرت امام «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» عمل کنیم. با همه‌ی این حرف‌ها جمع‌بندی جنابعالی را بنده قبول دارم. موفق باشید
6591
متن پرسش
سلام علیکم و رحمة الله مقام معظم رهبری چند وقتی است زیاد دارند روی مسأله ازدیاد جمعیت تأکید می کنند. این تأکیدات به جائی رسید که ایشان در خراسان شمالی حتی به اشتباه خودشان در این زمینه اعتراف کردند. آخرین این تأکیدات چند هفته پیش در بیانات اعضای همایش تغییرات جمعیتی بود. در روایات نیز روی این مسأله زیاد تأکید شده است. اما همانگونه که خود معظم له در آن سخنرانی اشاره کردند در این زمینه اشکالات و ابهاماتی وجود دارد. مثلاً اینکه در این اوضاع گرانی ها مخصوصاً گرانی های یکی دو ساله اخیر خیلی از خانواده ها مرد خانواده اگر بتواند خرج خودش و زنش را بدهد هنر کرده. خرج بچه پیشکش. خیلی ها در همان زن و شوهرش مانده اند. خیلی ها نیز حداکثر میتوانند صاحب یک بچه شوند. این یک اشکال. اشکال بعد آنکه در یک آپارتمان 70 متری مگر میشود چند بچه را جا داد؟؟!! نکته ی بعد آنکه بالاخره این بچه وقتی بزرگ شد کار میخواهد مسکن میخواهد و .... . که باید جامعه و مملکت ظرفیت ایجاد شغل برای این تعداد کثیر افراد را داشته باشد. الان یکی از مشکلات غیر قابل انکار معضل اشتغال و مسکن برای نسل جوان است که یکی از مهم ترین دلایلش ازدیاد زیاد نسل جوان است که ریشه در تولید نسل زیاد در دهه 60دارد. نکته ی بعد آنکه فرد باید بتواند از عهده تربیت مثلاً 5 تا بچه بربیاید. این اشکالات و اشکالات دیگری که ممکن است در این زمینه وجود داشته باشد باعث می شود که این مسأله ازدیاد جمعیت لااقل در شرایط فعلی جامعه یک سیاست غیر معقول جلوه دهد. حال به نظر شما چه کار باید کرد؟ باید همه این عوامل را اصلاح کرد؟ اصلاح این عوامل که چند ده سال طول می کشد اگر بیشتر طول نکشد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاحظه فرمودید که بحث در پیری جمعیت در آینده است پس فرزندان ما در 20 تا 30 سال آینده مشکل کار و مسکن ندارند در آن زمان آدم نداریم که کارهای کشور را بگردانند. آری شرایط ما آنچنان آماده نیست که به قول شما یک خانواده‌ 5 بچه داشته باشد ولی تا حدّی که می‌توانیم کوتاهی نکنیم وگرنه در آینده ضربه‌ی بسیار محکمی از جانب این موضوع خواهیم خورد و تنها یک کشور مصرف‌کننده خواهیم شد. موفق باشید
5501
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز . موضوع مورد تحقیق اینجانب روش های ارتقاء مدیریت با تبیین آرمان ها اهداف ،جایگاه انقلاب اسلامی می باشد که جهت این موضوع از کتاب انقلاب اسلامی بازگشت به عهد قدسی حضرتعالی بهره برده ام سوال من این است که مهمترین عواملی که مانع رسیدن به اهداف و آرمان های مقدس انقلاب (برای مدیران )وجود دارد چیست؟به عبارت ساده تر با این که بیش از سه دهه از انقلاب می گذرد و علیرغم اینکه آرمان ها اهداف و جایگاه انقلاب اسلامی توسط امام و رهبری و دیگر بزرگان بارها تبیین شده لکن خروجی کار در مدیران دیده نشده است.و سوال این است که مهمترین عوامل (متغیر های مداخله گر) در راه رسیدن به آرمان ها و اهداف متعالی که برای مدیران متصور است چیست ؟شاید با بررسی این عوامل و انجام اقداماتی در کاهش آن بتوان بهتر به آرمان ها رسید و زمینه رشد و تعالی مدیران فراهم شود
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «عالم انسان دینی» عرایضی در این مورد داشته‌ام که از یک طرف با بسته‌شدن در خانه‌ی اهل‌البیت«علیهم‌السلام» و غفلت از فرهنگ حضوری آن‌ها، عالَم دینی در خفا رفت و از طرف دیگر با غلبه‌ی روح غرب‌زدگی، انقلاب اسلامی از بعضی جهات در حجاب غرب‌زدگی گرفتار شد و با بازگشت به حضرت روح‌الله«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» ازهمه‌ی جهات افق روشن و کار شروع می‌شود.
5475

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز میخواستم نظر جامع حضرتعالی را در مورد وزرای پیشنهادی آقای روحانی بدانم؟ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به قول رهبر عزیز بگذارید کارشان را بکنند هنوز برای قضاوت زود است. موفق باشید
2644
متن پرسش
سلام علیکم آیا این کلام رهبری که فرمودند بنده هم در جریان تحدید نسل مقصر بودم با اینکه فقیه از طرف خدا پرورش داده میشود تا جهان پیش از ظهور را اسلامیزه کند منافاتی ندارد ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: غیر از معصوم همه جایزالخطا اند، می‌ماند که انسان‌های بزرگ و رهبران دین نسبت به معصوم قلیل الخطاء می‌باشند. هنر این بزرگان آن است که به نور اسلام متوجه خطایشان می‌شوند و جبران می‌کنند و این هم به جهت لطف خدا به ایشان و جامعه است که خداوند نمی‌گذارد ما در خطا باقی بمانیم. موفق باشید
1476

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
"خصوصی" سلام علیکم امیدوارم که حالتان خوب باشد چند سوالی دارم که نمی دانم آیا این سوالات به جاست که مطرح شود یا خیر ؟ 1- منظور از صور اسرافیل چیست؟ و اینکه می گویند در دم اول همه موجودات مثل ملک جن و... می میرند آیا این مرگ شامل انسان برتر مانند ائمه و پیامبران که مقامی بالاتر از اسرافیل دارند می شود؟ آیا این مرگ فقط شامل انسان است؟ این نوع مرگ چه نوع مرگی است؟ شنیده ام که انسانهایی که در بررخ هستند نیز می میرند اگر چنین مسئله ای صحت داشته باشد با توجه به اینکه روح مجرد است و مرگ ندارد پس چطور می میرد؟ آیا اسرافیل نیز می میرد و دم دوم صور چه اتفاقی می افتد؟ 2- بعضی ها معتقدند برای ملائک مقرب الهی می توان نماز خواند و عمل مستحبی هدیه کرد با توجه به اینکه ملائکه از مقام ثابتی برخوردارند این اعمال چه منفعتی برای آنها و ما دارد ؟ اصلا اصل قضیه صحت دارد؟ 3- می گویند اگر امام زمان (عج) از دید مردم پنهان شده است برای این بوده که امامان قبل از او همه به شهادت رسیده اند و حالا برای اینکه او به شهادت نرسد از دید مردم پنهان است و زمانی ظهورمی کنند که عقل و فهم مردم به کمال می رسد و از وجود آن حضرت بهره مند شوند ودر آن زمان حقایق بسیاری از علوم برای مردم آشکار می شود. شیطان نیز بدست امام زمان کشته می شود و درنهایت امام زمان توسط یک زن یهودی به شهادت می رسد البته شاید این سوال بچه گانه باشد اما ذهنم را مشغول کرده است چرا این غیبت برای 11 امام قبل از امام زمان رخ نداده که مردم به این فهم و شعور برسند؟ آیا خدایی که حکیم است مردم را با 11 امام حاضر انقدر امتحان کرده که نشان دهنده بی کفایتی ما انسانهاست که امام 12 باید غایب شوند؟ و چرا زودتر از این غیبت رخ نداده مثلا از امام 5 به بعد ؟ البته من احساس می کنم این شعور کامل نمی شود البته به خاطر دلایلی که در ادامه مطرح می کنم . افراد مسیحی و یهودی در زمان امام می توانند به دین خود بمانند و اگر مخالفت کنند کشته می شوند خوب این چه خصومتی که حتی با نبود شیطان منجر به شهادت امام زمان می شود پس نمی توانیم بگویم این فهم و کمالات انسانها کامل شده است قبل از غیبت نیز امامان و پیامبران ما توسط انسانهای خبیث مورد اذیت و آزار قرار گرفته اند پس با ظهور امام اگر چه انتقام مظلوم از ظالم گرفته می شود اما همچنان ظلم در جهان خواهد بود چون بازهم این شهادت امام است که مظلومانه رخ می دهد اما چرا غیبت صورت گرفته است؟ در زمان رجعت ائمه و پیامبرانی که رجعت می کنند قاعدتا باید با شهادت از دنیا بروند علت این حرفم این است که شهادت کامل ترین نوع مرگ است و مگر انسانهای کامل نیز باید با شهادت باشد اما آیا تکرار تاریخ نیست؟ 4- کتاب معاد بازگشت به جدی ترین زندگی و تفسیرهای قرآن که مرتبط با موضوع بود را مطالعه کردم اما تمایل دارم که این بحث ها را ادامه دهم از طرفی در خصوص مباحث رجعت و وقایع بعد از ظهور نیز خیلی علاقمندم آشنا شوم 5- اگر بخواهم در خوصوص ملائکه نیز اطلاعات داشته باشم چه کتابی بخوانم کتاب هدف حیات زمینی آدم را خوانده ام و آیا مباحث ملائکه می توان جز اعتقادات دینی محسوب کرد. 6- در پایان از صبر و حوصله ای که به خرج دادید متشکرم و اگر نصیحتی برای این حقیر دارید ممنون می شوم که مطرح فرمایید. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: 1- صور اسرافیل، نفخه‌ی الهی است که آنچه در زمین و آسمان‌هاست از حیات زمینی به حیات قیامتی منتقل می‌کند و قرآن در توصیف آن می‌فرماید: « وَ نُفِخَ فِی الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ إِلاَّ مَنْ شاءَ اللَّه‏...» و از آن‌جایی که در آخر آیه می‌فرماید: «. إِلاَّ مَنْ شاءَ اللَّه....» پس شامل بعضی از انسان‌ها که فوق دنیا هستند و خودشان قیامتی می‌باشند نمی‌شود و ائمه«علیهم‌السلام» فرمودند منظور ما هستیم. یک نوع مرگ داریم که مرگ از دنیا است و حیات در برزخ و مرحله‌ی دوم در نفخه‌ی دوم، مرگ از برزخ و حیات قیامتی است که می‌فرمایند: « ُ ثُمَّ نُفِخَ فیهِ أُخْرى‏ فَإِذا هُمْ قِیامٌ یَنْظُرُون‏» ظاهراً با تجلی اسم واحد قهار وجود همه‌ی مخلوقات نفی می‌شود و ملائکه نیز می‌میرند. 2- شاید نماز برای ملائکه مقرب موجب شود حجاب بین ما و آن‌ها برطرف شود و زمینه‌ی تدبیر آن‌ها بر جان ما بهتر فراهم گردد. 3- معنی کشته شدن شیطان توسط حضرت به معنای نفی مطلق شیطان نیست، چون فرصتی که به شیطان داده‌شده‌است تا قبل از تحقق برزخ است و در جواب او که گفت: «أنظرنی الی یوم یبعثون» خداوند فرمود «الی یوم معلوم» و «یوم معلوم» را به محدوده‌ی زندگی تا سکرات معنی کرده‌اند، پس حضرت نظام عالمی را که بیشتر تحت تاثیر روح شیطانی است دگرگون می‌کنند و حاکمیت با قواعد و احکام الهی خواهد شد. 4- کتاب معاد یا بازگشت به خدا از آیت الله شجاعی و جلد نهم اسفار و تقریرات بر جلد نهم اسفار از حضرت امام جهت تبیین بحث معاد مفید است. در مورد رجعت بحثی داشته‌ام گوش بدهید شاید مفید افتد. 5- روی هم رفته مباحث اسماء الهی به فهم جایگاه ملائکه کمک می‌کند، در سوره‌ی فاطر نیز عرایضی نسبت به ملائکه داشته‌ام، آری اعتقاد به ملائکه مسئله‌ی مهم اعتقادی ماست. موفق باشید
1287

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام وخدا قوت .مسجدی را میشناسم که از طرفداران آقای منتظری هستند آیا در این مسجد میشود به امام جماعتشان که متعاقبا از همفکران ایشان اند میشود اقتدا کرد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام اگر امام جماعت به واقع مانند آقای منتظری با نظام اسلامی و رهبری نظام سر ستیز دارند و دشمنان نظام را تأیید می‌کنند، از عدالت خارج است. ولی اگر ایشان را با عنوان یک فقیه قبول دارند موضوع فرق می کند .موفق باشید
782

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام میخواستم بدانم روح القدس کیست؟ و اصلا ماهیت انسانی دارد؟ با توجه به اینکه در تمامی فیلم های آخر الزمانی او را زنی معرفی می کنند که در جریان ظهور منجی به یاری او میشتابد. و در دعای ندبه هم داریم در مورد حضرت عیسی(ع) و امام زمان(عج) داریم(وایده به روح القدس)
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: در بحث شرح زیارت جامعه در فراز «اَیّدَکُمْ بِروحِه» عرایضی مطرح شد که می‌توانید به آن رجوع فرمایید(صوت آن بر روی سایت هست) ولی عنایت فرمایید که روح‌القدس یک حقیقت نوری است که به اذن خدا عامل نبوت نبی و امامت می‌گردد و شعوری آنچنانی را در جان آن‌ها ایجاد می‌کند امام صادق (ع) می‌فرمایند: « رُوحَ الْقُدُسِ فَبِهِ حَمَلَ النُّبُوَّةَ فَإِذَا قُبِضَ النَّبِیُّ ص انْتَقَلَ رُوحُ الْقُدُسِ فَصَارَ إِلَى الْإِمَام‏» روح القدس که با آن بار نبوت کشد.چون پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله وفات کند، روح القدس از او به امام منتقل شود .آری آن حقیقت نوری می‌تواند صورت روحانی به خود بگیرد و برای پیامبر یا ولیّ خدا ظهور جسمانی نماید، ولی با حقیقت روحانی و لازم نیست به صورت یک زن باشد. موفق باشید
777

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
وقتی افراد نمی خواهند ندای وجود را بفهمند وتنها دوست دارند درهمان حدی از وجود که هستند همان بودن را ادامه دهند ماندن برای انسان در این جمع ها خیلی سخت می شود این حرف درستی باید باشد که چون انسانها چیز دیگری از بودن خودشان را نمی خواهند نمی نشینندو فکر کنند که آیا می شود طور دیگری بود یا خیر ؟درحال حاضر چون انسان هایی که دعوت به وجود بکنند در جامعه کم یافت می شود افراد دیگر به بودن دیگری نمی اندیشند همه برای دل دیگران هستند نه برای خودشان . خداوند سقراط را رحمت کند که شهید این راه بود که به مردم می گفت که ای مردم طور دیگری هم می شود بود وچون مردم این را نمی خواستند سقراط را هم کشتند استاد این چه رمزی است که افرادی که می خواهند مردانه اهل تفکر باشند درجامعه غریبند حاج آقا شما فکر را چگونه تعریف می کنید؟ شما معنای متفکر را چکونه می فهمید .استاد اگر شرایط روحیمان طوری باشد که اصلاً نتوانیم به راحتی با هرکسی دم خور شویم چه باید کرد اگر شرایط کاری طوری باشد که هیچکس برنامه در جهت خودسازی نداشته باشد چه باید کرد ؟همه فقط پول می شناسند ورقابت و... هیچکس از خودش نمی پرسه من کیستم؟ استاد شما که دلتون دل دردمندی است برامون دعاکنید. موفق باشید
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: آری حرف درستی است که تا انسان متوجه حقیقت وجود نباشد به همان که هست راضی است. حقایق همیشه بلندتر از اندیشه‌ی عامه است و به همین جهت شما در دعای ندبه لابه و ندبه می‌کنید برای آن‌که نظرتان از عالی‌ترین مخلوق یعنی واسطه‌ی فیض هستی به جای دیگر نیفتد و متوجه‌اید ماندن در حقیقت نوری که از آدم«علیه‌السلام» شروع شد و به مهدی«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» ختم می‌شود بزرگ‌تر از اندیشه‌ی عمومی است. فکر حقیقی؛ رجوع به «وجود» است و از منظر وجود همه‌ی عالم را مظاهر اسماء الهی یافتن. باید با انسان‌ها مدارا کرد و بر اساس گفتمان دینی، فطرت آن‌ها را مورد خطاب قرار داد. موفق باشید
23181
متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر: استاد با شخصی که ادعا داشت مدت مدیدی پای درس عارفی بوده در مورد آقای سروش بحث کردیم این شخص خیلی تعریف و تمجدید می کرد از سروش و بنده هم بعضی از عقاید ایشونو عنوان کردم که با برخورد تند ایشون مواجه شدم و ضمن دعوت بنده به رعایت تقوا، متهم شدم به تهمت به جناب سروش، بعدم گفتن شما متعصبین و آدم متعصب هم خونریز و جنین هستش، و مشکل از فهم عرفان شماست و دکتر سروش نگفته که وحی خواب و رویاست بلکه گفته وحی از طریق خواب و رویا به پیامبر می رسیده و ایشون در کجا خلاف شریعت صحبت و موضع گیری داشتن، و اشاره به دار زدن حلاج کردن و اینکه کار ما هم مصداق کار همون افراده و چیز تازه ای نیست، حالا این شخص به عنوان استاد عرفان در گروهی در حال فعالیت هستن. استاد ممنون میشم نظرتون رو در این مورد و همچنین چگونگی برخورد درست با این دست افراد بفرمایید. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کافی است در کانال سخنرانی‌ها در تلگرام، جلسات 39 و 40 «دینداری در عصر مدرن» از دکتر سروش را استماع فرمایند تا معلوم شود چگونه ایشان سختْ معتقدند قرآن ساخته و پرداخته‌ی افکار حضرت محمد «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» است و حتی می‌گویند دو سوم قرآن که به صحنه‌های تاریخی اشاره دارد، هیچ ربطی به امروز ما یعنی در عصر مدرن ندارد. موفق باشید

20150
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم. با عرض سلام و خسته نباشید. دو سوال از خدمتتون داشتم. اول اینکه برای خواندن کتاب مصباح امام شرح سوره حمد مقدمه آن است؟ دوم اینکه از قول علامه حسن زاده شنیدم که جزا نفس عمل است حال که در روایات داریم که پیامبر صورت آن چهار ذکر تسلیحات اربعه را به صورت ساختن قصر در معراج دیده اند حال جزا نفس عمل است چه می شود؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- شرح صوتی کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» 2- شاید منظور حضرت آقا، عمل به آن چیزی است که می‌دانیم؛ در آن صورت است که نفس بهره‌ی لازم را می‌برد. موفق باشید

19829
متن پرسش
سلام استاد: با توجه به جمله زیر که از ابن عربی در فصوص ذیل فص داوودیه ذکر شده، نظر شما راجع به مذهب ایشان چیست؟ ابن عربی به صراحت می گوید که پیامبر (صلی الله علیه وآله) وفات نمود و هیچ کس را به عنوان جانشین بعد از خود انتخاب نکرد: «و لهذا مات رسول الله (صلی الله علیه وآله) و ما نصّ بخلافته عنه الی احد ولاعیّنه…» «رسول خدا (صلی الله علیه وآله) رحلت کرد و به خلافت احدی تصریح نکرد و برای خود خلیفه تعیین نفرمود»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: محی‌الدین از این نظر در بستر اهل سنت تفکر می‌کند و به همین جهت حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در جواب او می‌فرمایند به جان دوست قسم خداوند برای ادامه‌ی دین خود، ولیّ الهی را انتخاب کرد و محی‌الدین را مورد نقد قرار می‌دهند. موفق باشید

17047

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: حقیقت آیه ی کلّ یومٍ هو فی شأنٍٍ چیست؟ عرایضتان در این باب را کجا باید پیدا کنم؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در این رابطه در جلسه‌ی اول شرح کتاب «عقل و ادب ادامه‌ی انقلاب در این تاریخ» شد. برای درک بهتر موضوع، نیاز به مقدماتی مثل «برهان صدیقین» و «حرکت جوهری» است. موفق باشید

16206

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب خدمت شما استاد بزرگوار: گفته می شود که بحث معرفت نفس که ما کار می کنیم به روش علم حضوری ارائه میشه آیا این در مورد برهان و حرکت و یا حتی بقیه مباحث مثل معاد و امام شناسی صدق میکنه؟ سوال دیگرم اینه که علم حضوری همان ادراکات وجدانی یا وجدان کردن هست؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در براهین مذکور و یا هر برهانی توجه عقلی، بیشتر در میان است و نه توجه حضوری. ولی در مباحث معاد و امام‌شناسی، می‌توان طوری بحث کرد که جنبه‌ی حضوری آن حفظ گردد. موفق باشید

15698
متن پرسش
با سلام: تفسیر المیزان و کتابهای شما از قبیل معرفت نفس و خویشتن پنهان و از برهان تا عرفان و... را مطالعه کردم. سوالاتی از خدمتتان داشتم. ۱. منظور از فیض اقدس و تجلی برای خود چیست؟ در مورد تقدیر جزوه جبر و اختیار را مطالعه کردم. شما فرمودید که چون ما انجام می دهیم فعلی را پس خدا می داند و او قبل از انجام فعل می داند و این برایم کمی مبهم است، آیا چون او مجرد از مکان و زمان است قبل از فعل، آن را می داند، لطفا با مثالی واضح تر برایم مطلب را روشن سازید. من در فلان تاریخ آینده، کاری را انجام خواهم داد ولی خدا الان آن را می داند و در آینده این انجام می شود، آیا این شدت قرب را می رساند؟ و اینکه حرکت جوهری را به ویدیو پرو ژکتور تشبیه کنیم آیا در پروژکتور همه چیز ضبط شده و فقط اجرا نمی شود آیا بحث را جبری نمی کند؟ و در آخر می خواستم بدانم رابطه عرش با عالم امر چیست؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- حضرت حق که عین کمال است و دوست‌داشتنِ کمال نیز کمال محسوب می‌شود، چون خواستْ خود را در آینه‌ی تفصیل بنگرد می‌شود فیض اقدس و نظر بر خود. که محی‌الدین به طور مفصل این موضوع را در فصّ آدمی بحث می‌کند 2- علم حضرت حق به فعل ما بر اساس نحوه‌ای است که ما آن فعل را انجام می‌دهیم و چون ما بر اساس اختیارمان آن فعل را انجام می‌دهیم و او همین را می‌داند، جبر پیش نمی‌آید. و چون وجود مخلوقات از اوست و به همه‌ی ابعاد مخلوقات، حتی آن ابعادی که هنوز در ظرف زمان ظهور نکرده ودر نزد اوست، قبل از ظهور زمانی مخلوق او نحوه‌ی عمل مخلوق را می‌داند. شاید مثال ویدیو پروژکتور برای حرکت جوهری، مطلب را در حجاب ببرد. موفق باشید   

15494
متن پرسش
سلامی از اعماق جانم بر استاد عزیزم: خیلی خیلی عذر میخوام آقای طاهرزاده موقعی که مورد سرزنش افراد خانواده قرار می گرفتم این حالات برایم اندکی پیش می آمد. الان هم به لطف الهی حالی بسیار خوش دارم این حالات اکثرا در شب ها هنگامی که بر روی پشت بام ستارگان آسمان و ماه را می بینم برایم پیش می آید. چون هنگام دیدن اینها یاد این شعر می افتم. یک فروغ رخ ساقی است که در جام افتاد خواهش می کنم بگویید چه کنم که این حال عمیق معنوی از بین نرود و در طول روز هم باشد نه فقط شب ها چون پارسال بعد از مدتی این حال رفت و ما قدر نشناختیم و بعد از آن بسیار حسرت خوردیم. باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب خواجه عبداللّه انصاری می‌گوید: «حال» از جلوات شهود الهی است در دیدن حقایق، و راهِ باقی‌ماندن آن «شهودُ الحقيقةِ لا كسباً، و رفضُ الدَعْوَى لا علماً، و البقاءُ مع نورِ اليقظةِ لا تَحَفُّظاً.» استقامت احوال، استقامت در شهود حقیقی است که کسباً به‌دست نیامده و سعی کند آن شهود و آن برق بماند و یا لااقل زود نرود و نیز در استقامت احوال ادعا را بردارد ولی نه به صورت علمی. طوری شود که از حالش بجوشد که ادعا نکند و به حسب حال رفض ادعا کند و نیز در استقامت احوال بر نور یقظه باقی باشد ولی نه از سر تکلّف بلکه به اقتضای همان حال. رویکرد سالک باید در این مرتبه چنین باشد که حال را که شهود حقیقت است و به سراغ او آمده حفظ کند، و در ادامه‌ی این استقامت در آن حالِ خوش معنوی، نظر به خود نداشته باشد تا دعوی نقش‌داشتن در این امر بکند و این غیر از آن است که از نظر علمی خود را متذکر کند که همه‌چیز از آن خدا است و من هیچ‌کاره‌ام. در حضوری قرار گیرد که «إِنَّ الْأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّه»(آل‌عمران/154) و در ادامه باقی بماند به آن نور یقظه که در ابتدا بدان منور شد و از این طریق خود را از هر غفلتی محفوظ بدارد. البته به وقتش این موضوعات بیشتر روشن می‌شود. موفق باشید. استاد سلام: این سوال دوستمون دغدغه اصلی ذهن منه. اما استاد راستش و بخواین متوجه جواب شما نشدم یعنی اگر میشه و امکان داره ساده تر بفرمایین که منم استفاده کنم چون واقعا برام مهمه...خیر ببینین
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف آن است که باید در مسیر شریعت، استقامت داشت و با آمدن آن احوالات معنوی شکر کرد و با رفتن آن حالات، صبر نمود تا انسان از «حال» به «مقام» برسد که در آن صورت تلوّن آن به تمکّن تبدیل می‌شود. «مقالات» آیت اللّه شجاعی را پیشنهاد می‌کنم. بنده نیز حدود 100 جلسه آن سه جلد را شرح کرده‌ام. می‌توانید در این مورد با جناب آقای مهندس نظری به شماره‌ی 09136032342 تماس بگیرید. موفق باشید

14549

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد ساعت شروع جلسه روز چهار شنبه چند می باشد. پس از جلسه نماز هم هست؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ساعت 4 تا 5 بعد از ظهر است. البته کسانی می‌توانند از آن جلسه استفاده‌ی کامل را ببرند که بحث‌های تفسیر سوره‌ی حمد امام را دنبال کرده باشند. موفق باشید

نمایش چاپی