بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
21086
متن پرسش
با سلام: در پاسخ به مخاطبان سایت درباره نامه آقای جوادی آملی فرمودید باید در انقلاب جایگاه هر فرد و جریانی را مشخص کنیم، نه چون مثل ما فکر نمی کنند حذف کنیم، نیز فرمودید ایشان انقلاب و آینده انقلاب را طور دیگری می‌بیند. این بار اول نیست و همواره موضع شما در نسبت با آیت الله جوادی آملی و آقازاده محترمشان در نهایت احترام و با پذیرش نظر ایشان بوده و حتی اجازه ي نقد ایشان را نیز به خود نمی دهید و سالهای فتنه گفتید نمي دانيد علت این مواضع چیست، از طرفی هم اذعان کردید نگاه هاشمی سبب جام زهر به امام و برجام نافرجام و.... شده و اولین بار نیست که نگاه آقای هاشمی را در جایگاه انقلاب اسلامی بی تاریخ می دانید و اولین بار هم نیست که کاپ اخلاق از طرف آیت الله جوادی آملی به ایشان که اوج بی اخلاقی بودند داده می شود. سرتان را درد نياورم. آیا مواضع حضرتعالی در قبال اشتباهات فاحش بزرگان حوزه، و از طرفی طرد احمدی نژاد به انحاء مختلف، گویای نسبی بودن اخلاق و نسبی بودن احترام به افراد ذیل انقلاب و نسبی بودن تکفیر یا حذف و امثالهم در نسبت با خاندان هزار فامیل نظام و حوزه نیست؟ اگر آقای احمدی نژاد نظری کنار نظر رهبری دارد، هاشمی که علنی با رهبری زاویه داشت و هنوز يادمه شما چه تعبيری برای نامه ی بدون سلام هاشمی به آقا به کار برديد. اونوقت چطور آقای جوادی ذیل انقلاب معنی می‌شود ولی احمدی نژاد برود به جهنم، خودش نخواست ذیل زعیم باشد؟! خواهش و تمنا دارم جدای از نگاه های سیاسی، فرض کنید من تماما با شما هم نظرم، وجدانا نوع تعامل شما با آیت الله جوادی و آقازاده ایشان کجا و احمدی نژاد کجا! وجدانا بفرمایید اگر احمدی نژاد فرزند آیت الله جوادی یا آيت الله مصباح بود و اگر احمدی نژاد نسبت خویشاوندی با هر یك از بزرگان یا حلقه های بسته ی نظام یا حوزه داشت، باز هم نسبت به ایشان همانگونه موضع می‌گرفتید؟ آن هم کسی که بارها اعلام کرده برای آرمانهاي امام و انقلاب جان می‌دهد، آیا همانطور که آقای جوادی آملی به زعم شما آینده انقلاب را طور دیگری می‌بیند، احمدی نژاد نمي تواند آینده انقلاب را طور دیگری ببیند؟ ذیل انقلاب بودن برای خاندان فامیلی نظام و حوزه هست فقط؟ خواهش می کنم، التماس می کنم بنده رو ارجاع نفرماييد به پاسخ های نسبتا تکراری که تاکنون فرمودید و تمنا دارم به قول خودتون، باهام هم عالم بشید تا درک متقابل صورت بگیرد سپس پاسخ بدید، شاید روشن شود خون دل ما از چیست ... بنده خیلی روی حرفای شما فکر می کنم و ردشان نمی کنم، خواهش می کنم شما هم روی حرفای بنده فکر کنید، حضرت سلیمان از مورچه هم درس آموخت شاید بنده مورچه ی حضرتعالی باشم. این‌که گفتم شما نظر آیت الله جوادی را می پذیرید، اصلاح می کنم، منظورم قبول داشتن نظر ایشان نیست. منظورم اینه که شما نظر ايشون رو ذیل انقلاب محترم می‌شمارید و معتقديد به عنوان یه معلم میشه از ایشون تعلیم گرفت نه که تماما خودمون رو در اختیار ایشون بذاریم. چرا همین احترام و همین برخورد با آقای احمدی نژاد نمي شود؟ چرا در نسبت با احمدی نژاد نه مسایل اخلاقی و انسانی رعایت می‌شود (همان که در سوال هفته‌های گذشته نوشتم تمسخر شما و خنده و ذوق زدگی حضار و...) نه با احترام چنین تعابیری به کار نميره، شما قبلا گفته بودید ارزش احمدی نژاد به مباحث تئوری و مهدویت و سخنرانی هايش نیست، ارزش احمدی نژاد به این هست که تونست نگاه امام خمینی رو در «عمل» پیاده کنه. خب حالا که فکر می کنید احمدی نژاد ذیل زعیم نیست و نگاهی کنار نگاه آقا برای خودش دارد، بهتر نیست مثل برخوردتان با آقای جوادی، بگویید احمدی نژاد هم مي تواند به عنوان مدیری که با نگاه انقلابی سابقه هشت سال مدیریت کشور و آشنایی با پیچ و خم های مدیریتی کشور و جهان دارد، تعلیم‌گرِ ما باشد نه که تماما خودمان را به او بسپاریم؟ چرا احترام فقط برای آقای جوادی آملی و آقازاده شان و فقط برای آیت الله مصباح هست؟ بنده حقیر طلبه حوزه علمیه قم هستم و به این بزرگان ارادت دارم، ولی چرا بزرگان نظام و حوزه اگر اشتباهات فاحشی بکنند، صرفا یا روششان یا نظرشان نسبت به آینده انقلاب با نظر و روش ما متفاوت است و نباید حذف شوند ولی احمدی نژاد چه روشش متفاوت باشد چه نظرش، تقصیر خودش است و باید تکفیر و حذف شود؟ خواهش خواهش خواهش می کنم بفرمایید اگر احمدی نژاد به هاشمی کاپ اخلاق می داد، اگر روشش در برخورد با مسایل، مخالف روش رهبری و شهید بهشتی بود (اشاره به حرف ضمنی شما درباره آیت الله مصباح)، اگر احمدی نژاد کسی که نامه ی بدون سلام به رهبری داده و به تعبیر شما اعلان جنگ با رهبری کرده را مظهر تمام و کمال اخلاق می نامید، هزاران باره سیاه و سیاه و سیاه نمي دانستند؟ بازم خواهش، تمنا، التماس می کنم بفرمایید اگه آقای جوادی آملی صرفا نظراتی داشته باشند که مثلا کنار نظرات رهبری باشد (مثل نگاه به آینده انقلاب که خودتان اذعان کردید با نگاه آقا متفاوت است...) آیا جراتش هست ایشان را بیرون از ذیل زعیم الهی بدانید؟ به خدا دلم به عنوان طلبه ی دردمند خون است چرا کسی که به زبان خودمانی خارج از حلقه ی فامیلی نظام و حوزه باشد، نه احترام دارد نه ذیل زعیم است نه انقلابی است، سیاه سیاه است، ولی کسی که جزو حلقه‌ی بسته‌ی نظام و احیانا حوزه باشد، هرکه باشد از وزرای دولت روحانی تا آقازاده ی آیت الله جوادی، احترامشان واجب و ذیل انقلاب هستند... این زعیم کیست که سهم خاندان هزار فامیل است فقط. خدایا خدایا به حق گریه های حضرت زهرا (س)، به حق معصومیت حضرت معصومه (س)، حرفای پر از اشکال و نقص من رو هر طوری که صلاح هست به استادمان برسان و ما را کمتر از مورچه‌ای ندان که برای حضرت سلیمان حامل پیام بود. الهی آمین.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتما می‌دانید آن‌چه را ما می‌توانیم در بیان آوریم بخش کوچکی است از آن چیزی که نمی‌توانیم در بیان آوریم، اما درون ما از آن باخبر است. پس هیچ‌گاه پرونده‌ی سخن در امور حقیقی بسته نمی‌شود، به‌خصوص ما در تاریخی واقع شده‌ایم که روح آن تاریخ ما را در برگرفته و باید تلاش کنیم خود را با آن هماهنگ سازیم تا فهم ما از یکدیگر و گفتگوی‌مان بیرون از تاریخ‌مان نباشد که در آن صورت عملاً از افق درونی خود فاصله گرفته‌ایم، و به جهت گسستی که پیش می‌آید سخنان‌مان برای همدیگر نامفهوم می‌شود. و تنها با فهمِ حضور تاریخی است که می‌توان از این گسست رهایی یافت، به شرطی که احساسِ حضور تاریخی را که همان «اگزیستانسِ» ما در این دوران است زنده نگه داریم، و ببینیم در درون گوینده‌ی متن چه می‌گذرد! که البته تا ما از «خود» بیرون نیاییم و به آن وجهِ بنیادین خود که در این تاریخ ما را در برگرفته، نظر نکنیم؛ نمی‌توانیم احساس هم‌سخنی و دیالوگ لازم را نزد هم داشته باشیم.

با توجه به آن‌چه در بالا عرض شد؛ نمی‌دانم چرا آن نوع سخن‌گفتن که در آن متن پیش آمد را، اخلاق نسبی قلمداد کردید؟! مگر حقیقت، در اخلاقی که مبتنی بر نشان‌دادن جایگاه افراد است، انکار می‌شود؟ فراموش نفرمایید آقای احمدی‌نژاد، فرزند انقلاب بود و در جایگاه خرازی و باکری قرار داشت و مقام معظم رهبری سخن او را گفتمان انقلاب معرفی کردند. حال چرا باید ایشان را با امثال آقای هاشمی مقایسه کنیم و بعد بخواهید جایی در عرض آن‌ها برایشان در نظر بگیرم؟! مگر این نوع مقایسه‌ها جایی برای تفکر و گفتمان باقی می‌گذارد؟ آیا اگر باکری، باکری نبود باید هاشمی باشد؟!

مگر می‌شود بنده از آن جهت که سخنان امثال شما را روح تاریخ خود می‌دانم و تاریخ خود را مظهر اراده‌ی الهی می‌شناسم، بر سخنان شما تأمل و تفکر نکنم؟

احمدی‌نژادِ اول، متذکر افق انقلاب به سوی تعالی انسان بود تا در آن بستر، عدالت ظهور کند و در حال حاضر تبدیل شده است به نوعی مطالبه‌گری اقتصادی، آن هم در ساحت اپوزوسیون و این با عقلانیتی که بتوان به کمک اهداف انقلاب آمد، نمی‌سازد مگر آن‌که آقای احمدی‌نژاد دیگر نخواهد احمدی‌نژاد باشد و بخواهد آقای هاشمی باشد.

چقدر امید داشتم که آقای احمدی‌نژاد آن سرمایه‌ای شود که شما به دنبال آن برای ایشان بودید.

انتظار بنده از شما، تفکری است که به صورت نرم و نه به صورت تخریبی، کار را جلو ببرد. آیا نباید به آخرین جمله‌ی جواب سؤال شماره‌ی21057 فکر می‌کردید تا این آخرین اعتراض را نمی‌نمودید؟! آن‌جا که عرض شد: «رفیق سالکی داشتم که انصافاً در بعضی از امور باطنی و صفای روحانی مورد حسرت بنده بود، با این حال به طریقی حضرت امام به ایشان خبر داده بودند که فرزندم را جهت تربیت به شما نمی‌سپارم ». موفق باشید

19608

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد بزرگوار: استاد عزیز گاها چنان وهمیات و خیالات بسیار بسیار پوچ و باطل و پست و مضحک بههم رو می آورند، که واقعا نمیدونم چکار کنم!! و با تضرع و التماس متوسل میشم، استاد واقعا چرا این خیالات میان یک مثالی می زنم که بدونید چقدر پوچ و پست هستند. گاها وقتی خانمی به بنده در خیابان نگاه می کند چند ثانیه بعد فکر می کنم که این خانم از من خوششون آمده. ببخشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم با تأمل بر روی مطالب کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» بابی به سوی شما گشوده می‌شود که با ورود به آن، آرام‌آرام تکلیف خود را با این نوع خطورات روشن می‌کنید. موفق باشید

17393

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و ارادت استاد فاضل و عالم: 1. یک مقاله در مورد شاخص های اصیل معنویت در اسلام برای ارائه به یک جشنواره در حوزه علمیه می خواهم بنویسم. لطفا از آثارتان منبع معرفی کنید. 2. راهنمایی مفصل کنید3. کتاب «آنگاه که فعالیتهای فرهنگی پوچ می شود» خوب است؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایظ بنده در این مورد به صورت پراکنده مطرح شده است. به نظر بنده همان کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» نکات خوبی دارد به‌خصوص که موضوعِ وقتِ عرفانی را هم در آخر کتاب مدّ نظر قرار می‌دهد. و در اوایل کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی» بحثِ «قلوبٌ یعقلون بها» مربوط به آیه‌ی 46 سوره‌ی حج نیز می‌تواند کمک کند. موفق باشید

17230
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد در رابطه با سوال 12217 روشن نشدم. اشکالی که از صحبت های آقای جوادی به ذهن می رسد این نیست که چرا ایشان هاشمی را سیاه مطلق نمی بینند و در مقابل نظام و رهبری، که خدای نکرده فضای دو قطبی ایجاد شود. بلکه اشکال آن است که با آن همه انحراف و انحطاط و عدول از مسیر امام و انقلاب و از همه مهمتر به مذبح بردن عدالت و تقسیم جامعه به تضاد طبقاتی دهشتناک ضد اسلامی و استقرار توسعه لیبرالیسم و اشرافی گری شخصی و اجتماعی و به تبع آن به مذبح رفتن بسیاری از ارزشها و آرمانها و نهادینه شدن اشکالات که تا سالیان متمادی انقلاب باید هزینه بپردازد تا از آنها رها شود و دفاع محکم همچنان ایشان از آن تفکرات و روشها و ..... چرا آقای جوادی به گونه ای در باره ایشان صحبت می کند که تو گویی منتقدان ایشان که شخصیت های بزرگی هستند بی انصافانی هستند که از حقیقت بدور افتاده اند و از صحبتهای ایشان بوی تائید و تشویق نزدیک به مطلق ایشان به مشام می رسد ما ریشه این تفکر برایمان روشن نشده است. با تشکر از استاد گرامی و التناس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به همین سخنان و تنگناهایی که با آن روبه‌رو هستیم، بنده جواب خود را در چند قسمت ارائه کردم. یکی آن‌که بین سخنان آقای هاشمی قبل از صحبت مقام معظم رهبری در آن مورد خاص و بعد از صحبت ایشان تأمل شود که البته فضای رسانه‌ای اصول‌گرای حزبی از این جهت کاملاً در غفلت است. و دیگر، عبور از روحیه‌ی قبل از انقلاب که روحیه‌ی صفر و یا صد بود. تا در این فضا هر دو موضوع یعنی سخنان آقای هاشمی و مواضع آیت اللّه جوادی در این رابطه مورد تفکر قرار گیرد؛ وگرنه آن می‌شود که جنابعالی در فضای سؤال خود به میان آورده‌اید. و این نه‌تنها مشکلی را حل نمی‌کند، بلکه ما را وارد تاریخی سختْ ظلمانی می‌نماید. بسیار آسان است که در یک جمله آقای هاشمی را این‌طور توصیف کنیم و بگوییم «با آن همه انحراف و انحطاط و عدول از مسیر امام و انقلاب و از همه مهمتر به مذبح بردن عدالت و تقسیم جامعه به تضاد طبقاتی دهشتناک ضد اسلامی و استقرار توسعه لیبرالیسم و اشرافی گری شخصی و اجتماعی و به تبع آن به مذبح رفتن بسیاری از ارزشها و آرمانها و نهادینه شدن اشکالات که تا سالیان متمادی انقلاب باید هزینه بپردازد». در نظر بگیرید اگر آقای هاشمی همین است که در این جملات فرمودید اولین کسی که باید مورد سؤال قرار گیرد شخص رهبری است و واقعاً اگر تنها آقای هاشمی همین است و لاغیر؛ چرا باید توسط نظام و طرفداران او تحمل شود؟ به هر حال مشکل عجیبی است! نه آن‌طور است که بشود راحت از آقای هاشمی دفاع کرد و خونِ دل‌های خود را نادیده گرفت، و نه آن‌چنان است که بتوان هیچ جایگاهی در انقلاب اسلامی و در این شرایط تاریخی برای او قائل نشد و محوریت او و پدر معنوی‌بودنِ او را توسط جبهه‌ی اصلاح‌طلب حمل بر جهل و حماقت آن جبهه دانست. آیا برای ادامه‌ی انقلاب، عقل و ادب دیگری نیاز نیست؟! عرایضی در جواب سؤال شماره‌ی 17236 شده است، خوب است به آن سری بزنید. موفق باشید

16731

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیزمان: با توجه به پاسخ سوال 16688 که فرمودید دعا با صدای جهر و محزون بهتر است خیالم راحت شد چرا که خواندن دعا در دل اصلا برایم لذت بخش نبود، ولی جناب استاد پس تفسیر آن آیه ای که به صراحت می فرمایید: «واذکر ربک تضرعا و خفیه و دون الجهر من القول» (سوره آل عمران آیه 205) با توجه به تاکیدی که بر «دون الجهر من القول» دارند چیست؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیه‌ی فوق در رابطه با آن‌هایی است که «داد» می‌زدند، مثل عده‌ای که هم اکنون در حرم ائمه«علیهم‌السلام» در خطاب به آن‌ها بیش از حدّ صدایشان را بلند می‌کنند. موفق باشید

16309
متن پرسش
ضمن عرض سلام و خدا قوت خدمت استاد محترم: استاد عزیز مدتی است که در حال تهیه جهیزیه برای زندگی خودمان هستیم و برای هر دو ما سوال است که در انتخاب وسایل منزل ملاکمان چه باشد که سادگی و ساده زیستی امام و شهدا را رعایت کرده باشیم و پیرو سنت اهل بیت علیهم السلام باشیم؟ گاهی وسیله ای مثل یخچال گران است ولی کارایی بیشتری دارد. می گوییم قیمت زیاد آن با سادگی منافاتی ندارد چون کارآیی آن بیشتر است یا این ظروف اگرچه گران است ولی دوام بیشتری دارد و ضمنا پول آن به جیب ایرانی مسلمان می رود و کمک به مسلمان است. یا در مورد میز مطالعه می گوییم اگر بهتر و راحت تر باشد می توانیم مدت بیشتری مطالعه کنیم و خدمات علمی داشته باشیم پس این هزینه صرفه دارد و معارض ساده زیستی نیست همانطور که امام گفتند من اگرچه دم پایی زیادتری خریدم برای مکان های مختلف ولی مدت بیشتری استفاده می کنم. اما در مقابل همه اینها این جمله امیرالمومنین می آید که من می خواهم در حد تنگ دست ترین مردم زندگی کنم یا امام در زمان جنگ می گویند برای من پناهگاه نسازید. مگر همه مردم پناهگاه دارند یا اجازه خرید کولر به فرزندشان برای خانه نمی دهند و وقتی فرزندشان با چند تخته و یک فن هوای اتاق را خنک می کنند می گویند آخرش تو مرا به جهنم می کشانی. از خودمان می پرسیم آنکه ندارد تا اینها را برای خودش بخرد چه می شود. مبادا با بودن این وسایل از حال آن ها غافل شویم. در بین اینها مردد شده ایم. لطفا راهنمایی کنید که ملاک درست در انتخاب این وسایل برای اینکه حفظ سادگی مورد نظر رهبر انقلاب را کرده باشیم چیست؟ ضمن اینکه برای پول این وسایل مشکل مالی نداریم و به زحمت نمی افتیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جمع این دو موضوع، بسیار مشکل و حساس است. آری! در عین آن‌که اساس را باید بر سادگی زندگی گذاشت و شبیه اشراف نباید زندگی کرد؛ ولی وسایل زندگی نباید وسایل پردردسری باشد و نیازهای منطقی ما را برطرف ننماید. به عنوان مثال اگر یخچال مناسبی با ساخت کارگر ایرانی در بازار باشد و از طرفی نیازهای این زمانه را که بالاخره نیازهای خاص خودش را دارد برآورده کند، نباید به یخچالی بسنده کرد که عملاً مشکلات ما را مرتفع نمی‌سازد. در مورد بقیه‌ی وسایل نیز باید بتوانید جمع بین سادگی و کارآیی و ایرانی داشته باشید. موفق باشید

15330

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و تبریک سال نو: استاد عزیز چرا اینقدر اختلاف بین شیعه و سنی وجود دارد آن هم در مورد مسایل خیلی مشخص مثل نماز، پیامبر(ص) سال ها بین مردم نماز می خواندند ولی الان اختلاف هست که مثلا ایشان دستهایش را بر روی هم قرار می دادند یا نه، یا سجده بر فرش می کردند یا نه... تا برسیم به وقایع مهم تر و موثرتری مثل واقعه غدیر. هر دسته هم دلایل خودش را دارد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از صدر اسلام عنصر یهود به عنوان یک جریان نفوذی تلاش داشتند با طرح برداشت‌های مختلف، این تشطت را ایجاد کند. در صورتی‌که اگر همه طبق حدیث ثقلین عمل کرده بودند کار به این‌جاها نمی‌رسید. کتاب شریف «الغدیر» با نگاه منصفانه، نکات ظریفی را در این مورد مطرح کرده است. موفق باشید

15292

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی. سلام علیکم: 1. برای نگهداشتن زبان در مورد آنچه از جانب خدای متعال از معارف حقه بر فرد عنایت شده و او آگاه به خیلی از عیوب افراد هم کلام! دوست! فامیل! زن !بچه و ... می شود چه راهکاری در کوتاه مدت و دراز مدت وجود دارد؟ چرا که بیانشان هم موجب حجاب برای خود فرد می شود هم باعث کدورت می شود اما گاها حس انسان دوستی و دلسوزی غلبه می کند و آنچه برای صلاح فرد هست گفته می شود اما نتیجه کار خراب می شود. (ان شاءالله آگاه به عیوب خود هم به حد وسع باشیم) (در صورت حرف زدن غیر از موارد اعتقادی خودمان با دیگران انگار داریم ادا در میاوریم اصلا انگار بلد نیستیم با مردم مثل خودشان باشیم و حس می کنیم از سلوک به اسم مردم داریم دور می شویم) 2. برای رسیدن به ملکه استمرار و همت طولانی بدون زمین خوردن از نا امیدی کدام مبحثتان را دستور می دهید؟ 3. برای کسی که مدتی طبق سنت اللهی برای نشان دادن در باغ سبز در فضای بسیار نورانی بوده اما حالا که زمان تلاش خود اوست فقر خود را دیده اما در خود ناامیدی و دور شدن را می بیند برای شروعی مردانه و بدون انقطاع چه کند؟ حس شروع مجدد بسیار سخت می نماید. 4. حس تنوع طلبی در نفس اماره با کدام یک از موارد اللهی قابل تعویض و جایگزینی است؟ یعنی حس و خیال را چگونه می توان از زیاده خواهی ظلمانی دور کرده و با انوار زیاد و متنوع از انواع مختلف ارضاء کرد؟ 5. کسی که قبلا حضور خوبی داشته اما آن حضور تبدیل به مفهوم شده چه کند؟ 6. انطباق دروس معرفت النفس با موارد اجتماعی و مردم ناممکن به نظر میاید چه کنیم که هم از حضور غافل نشویم هم مردم نفهمند منظر ما چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد بنده آن است که کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» از حضرت امام خمینی را که بنده نیز شرح مختصری بدان داشته‌ام، از اول تا آخر دنبال بفرمایید. إن‌شاءاللّه تعادل خوبی نصیب شما خواهد شد. در آن صورت راه‌کارِ انطباق مباحث معرفت‌النفس با امور اجتماعی نیز برایتان ظهور می‌کند. موفق باشید

13958

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا: با عرض سلام: برای حل مشکلات رجوع به دعا نویس معتمد اشکال دارد یا نه؟ اصل کار دعا نویس ها بر چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر خودتان نمی‌توانید آن دعا را نزد خود بگذارید؟! در این مورد می‌توانید به حاشیه‌ی مفاتیح الجنان رجوع کنید و از یکی از حرزهای آن‌جا طبق دستوری که داده شده است استفاده نمایید. موفق باشید

13602
متن پرسش
با سلام: استاد گرامي در مورد زيارت و قيام عاشورا چند سوال دارم: 1. چرا هيچ اشاره اي به حضرت عباس (ع) در اين زيارت نشده است. 2. منظور از علي بن الحسين در اين زيارت امام سجاد است يا حضرت علي اكبر و اگر منظور دومي است علت سلام به ايشان جدا از ديگر اصحاب و ياران چيست؟ 3. چرا در فراز اين از زيارت، ابن زياد و ابن مرجانه پشت سرهم آمده مگر اين دو اسم به يك نفر اشاره ندارد؟ 4. لعنت بر تمام ال زياد و ال اميه به چه علت است؟ مگر افرادي چون معاويه بن يزيد با بني اميه مخالف نبودند؟ 5. مقام قدسي حضرت علي اصغر را باور دارم ولي اين سوال اذيتم مي كند كه كودك شش ماهه كه اختيار و انتخابي نداشته كه مقام شهادت برايش در نظر بگيريم و به او متوسل شويم. 6. چرا با اينكه عزاداري و بزرگداشت عاشورا هر ساله رو به گسترش است اما تاثير چنداني بر اخلاق اجتماعي و تعاملات انساني ندارد. همانطور كه مستحضريد ملت ايران براي هيچ چيز به اندازه عزاداري محرم و صفر خرج نمي كند اما نتيجه لازم به دست نمي آيد. 7. آيا امام حسين (ع) از اينگونه هزينه كردن در حالي كه بخشي از مردم در فقر شديد به سر مي برند رضايت دارند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عنایت داشته باشید فضای اصلی زیارت عاشورا آن است که امام معصوم در مقابل حرم حضرت امام حسین«علیه‌السلام» ایستاده‌اند و در حال زیارت و سلام به آن حضرت‌اند. در این حالت حضرت ابالفضل«علیه‌السلام» را در مقابل خود ندارند که به آن حضرت سلام دهند 2- در کنار حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» و نزد پای مقدس آن حضرت، حضرت علی‌اکبر«علیه‌السلام» دفن‌اند، و لذا وقتی در مقابل خود حضرت علی‌اکبر«علیه‌السلام» را دارید معلوم است که سلام شما به آن حضرت تعلق می‌گیرد 3- با گفتن ابن زیاد و لعنت به او، توجه می‌دهیم که او پسر ابوسفیان نیست. و با گفت ابن مرجانه مشخص می‌کنیم که او اساساً معلوم نیست پدرش کیست! 4- وقتی لعنت بر آل زیاد و آل امیه می‌کنیم نظر به خط فکری خاصی داریم و از طرفی شاخصه‌های آن‌ها را یعنی معاویه و یزید را نیز نام می‌بریم 5- امام حسین«علیه‌السلام» که حقیقت و باطن هرکسی را می‌شناسند، متوجه‌ی طلب علی‌اصغر«علیه‌السلام»‌اند که مایل است همچون قاسم که به تکلیف نرسیده است در این نهضت بزرگ شرکت کند و حضرت جواب طلب این کودک بسیار بزرگ را دادند و شما نیز می‌بینید که چقدر نقش علی‌اصغر«علیه‌السلام» در تبیین مقصد اصلی امام در کربلا مؤثر بود 6- از کجا می‌گویید نقش هرساله‌ی محرم و صفر کم است؟! حساب کنید اگر نبود با این‌همه فتنه و نقشه، کارِ مردم ما به کجا می‌کشید؟! مردم ما هرسال با محرم و صفر از از ظلمات لیلُ و نهار دوران توبه می‌کنند و در نهایت، این توبه‌ها زمینه‌ی ظهور را فراهم می‌کنند 7- ای کاش بین این نوع هزینه‌کردن‌ها در صورتی که اسراف و ریخت و پاش نباشد و کمک به فقرا به نام امام حسین«علیه‌السلام» جمع می‌شد. موفق باشید

13101

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام عليكم و رحمة الله و بركاته 1. استاد ما حكومتي مي خواهيم كه احكام اسلام را پياده كند در حالي كه ايني كه در مملكت ما پياده شده است اسلام نيست، اولا بفرمائيد با اين همه دزدي و فساد و ناتواني در اداره ي كشور و اين بي توجهي ها به احكام اسلام، ديگه اين حكومت چه ارزش و تقدسي داره؟ حقيقتا اينها ضعف و ناتواني خود را در اداره ي مملكت نشان داده اند و ولايت مطلقه را با عملكرد خود زير سوال برده اند. 2. و در پايان بگوئيد ما دلمان را به چه چيز اين نظام خوش كنيم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده عرایضی در جواب سؤال 13072 داشته‌ام. امید است که جوابتان را بتوانید از آن بگیرید. موفق باشید

11100
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: بعد از مطالعه کتاب تکنولوژی از دریچه توحید یک سوال اساسی برای ما باقیمانده که از محضر شما طلب جواب داریم. بالاخره چه نسبت ذاتی بین فرهنگ غرب و تکنولوژی وجود دارد. کسی منکر تاثیر و تاثرات متقابل اینها بر یکدیگر نیست. اما جلوه دادن این تاثیرات متقابل به نحو ذاتی لوازمی به دنبال دارد که گاها با معارف اسلام سازش ندارد. یا در جای دیگر شما اهداف سازندگان تکنولوژی را همان ذاتیات تکنولوژی دانسته اید و بیان داشته اید که این اهداف روح تکنولوژی را تشکیل داده است. حال سوال این است که بنابر دستگاه منطق ذاتیاتی (ارسطویی) دو چیز هستند که انفکاکشان از شی امکان ناپذیر است. ذاتیات شی و عرضی لازم آن. حال این روح تکنولوژی که همان اهداف سازندگان تکنولوزی است کدام یک از این دو دسته انفکاک ناپذیر است؟ بماند که اغراض و اهداف یک شی جز آن شی نیستند و خارج از آن محسوب می شوند.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: از همان جهت که فکر در مقابل عمل حکم ذات را دارد و عمل حکم عرَض را، آن فکری که تصرف در طبیعت را به هر نحوی برای خود مجاز بداند در عمل کارش به ساختن چنین تکنولوژی منجر می‌شود که در کتاب «مدرنیته و توهّم» بحث شده. موفق باشید
11001
متن پرسش
سلام استاد وقت بخیر: ببخشید می خواستم بدونم کسایی که بر اساس اسم فرد و اسم مادر او با علوم اسلامی در مورد آینده فرد صحبت میکنن مثلا می گویند در فلان رشته اگر وارد شوی موفق نمیشوی یا چیزهایی از این قبیل حرفشان درست است و باید به گفته هایشان عمل کرد یا نه؟ با نشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این حرف‌ها بیشتر توهّم است و انسان عاقل نباید بر چیزی که پایه‌ای عقلی یا شرعی ندارد اعتماد کند. موفق باشید
10895

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض قبولی زیارات شما: ببخشید که وقتتون را می گیرم استاد یه عده ای از کسایی که خیلی سنگ شاگردی شما را به سینه می زنن و افتادن توی عرفان و سلوک تازگی نظرات نادری از خودشون میدن که وقتی فکر می کنم می بینم هیچ عارف و فقیهی یه همچین حرفایی را تا حالا نزده و شاید به خودش اجازه نداده اینطوری حرف بزنه. می فرمایند که این سینه زنی های نوکران در هیات ها در برزخ هیچ صورتی ندارند و باید به سنت رجوع کرد و از این حرفها. استاد آیا اینها نظرات شماست؟ من هم چند سال است که مباحث شما را دنبال می کنم و بعید می دانم که این نظر شما باشد، استاد آیا این از مضرات سلوک بدون استاد و بی بصیرتی نیست؟ استاد وقتی آمریکا برای انحراف هیات های ما این همه هزینه می کند گویای این نیست که این هیات ها بزرگترین ضربه بر استکبارند و باید در جهت این نظام تقویت شوند؟ آیا با این همه مشکلات موجود ما باید با مطرح کردن این بحث ها ناخاسته گرفتار حیله ی دشمن شویم و بین خودمان تفرقه بیندازیم؟ آیا مشکل ما در حال حاضر سینه زنی است؟ شما هم فکر می کنید که این فکر نوعی افراط است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً از حضرت صادق«علیه‌السلام» داریم که راوی می‌گوید حضرت پرسیدند شنیده‌ام برای جدّم جلسه‌ی عزا برپا می‌کنید و نوحه‌سرایی می‌کنید؟ عرض کرد همین‌طور است و حضرت تأیید فرمودند. پس حتماً این کارها صورت برزخی دارد و آن صورت برزخی راهی است به سوی بهشت. از طرفی مگر خود حضرت صادق«علیه‌السلام» دستور نمی‌دادند که مرثیه‌سراها مرثیه بخوانند و خود حضرت و خانواده‌شان اشک بریزند. خودِ بنده‌ی حقیر در این جلسات شرکت می‌کنم و از نتایج آن بهره‌مند می‌شوم. موفق باشید
10054
متن پرسش
سلام: در اینکه حضرت ابراهیم (ع) از خداوند تقاضا می کند بخاطر بیشتر شدن یقینش زنده شدن مردگان پس از مرگ را به او نشان دهد دو حالت وجود دارد: یا حضرت ابراهیم (ع) نمی دانسته اند که زنده شدن مردگان پس از مرگ با بدن دنیوی نیست بلکه با بدن برزخی است که چنین چیزی بعید است یا اینکه می دانسته اند و اگر می دانسته چرا خداوند جسم های پرندگان را به همان صورت اولیه در آورد و این چه ربطی به زنده شدن پس از مرگ دارد؟ مگر زنده شدن پس از مرگ اینگونه است؟ و این اینگونه زنده کردن چگونه یقین حضرت را بیشتر کرد؟ و آیا این که خداوند جسم پرندگان دنیا را بعد از متلاشی شدن دوباره احیا کرد و گفت «اینگونه مردگان زنده می شوند» نمی توان این برداشت را کرد که انسانها پس از مرگ در مقطعی با همین بدن دنیوی زنده می شوند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: دقت کنید به سخن حضرت ابراهیم«علیه‌السلام» که کیفیت زنده‌کردن را از حضرت حق تقاضا کرد و این مقام فوق‌العاده متعالی است و خدا هم همان را به حضرت ابراهیم«علیه‌السلام» داد که با یک اراده پرندگان تکه‌تکه‌شده به حالت اول برگردند، آری با یک اراده که حضرت ابراهیم«علیه‌السلام» کرد. موفق باشید
9581
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید خدمت شما استاد محترم: از محضر شما چند سوال دارم که تقاضا می کنم در صورت امکان راهنمایی بفرمائید. 1) آیا انسان می تواند از خداوند طلب مرگ خود را کند و اشکال ندارد و نشانه ناامیدی از کمک خداوند نیست خواستن این مسئله؟ 2) آیا انسان بعد از مرگ هم شاهد مشکلات و سختیهای نزدیکان در آن دنیا می باشد؟ 3) آیا کسی که از دنیا می رود می تواند برای حل مشکلات بستگانش در دنیا دعا کند و آیا اجابت می شود؟ 4) در صورت اطلاع از گرفتاری های نزدیکان در دنیا، غصه آنها را مانند زمانی که در دنیاست میخورد و نگران می شود؟ با کمال تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- کار بدی است که انسان از خدا طلب مرگ کند، از خدا طلب کند شرایط را جهت زندگی متعالی فراهم کند. گاهی کسی می گوید خدا مرگم دهد به آن معنا است که خداوند این صفات بد را در من بمیراند 2- رویهمرفته نظر متوفی را از این دنیا برمی‌گردانند مگر آن‌که بخواهند آثار کارهایش را به او نشان دهند 3- اگر بازماندگان برای متوفی دعا کنند او برایشان دعا می‌کند 4- خیر! متوفی به معنایی که ما محجوبان غصه‌ی همدیگر را میخوریم، غصه ما را نمی‌خورد زیرا اساساً تمام این نسبت‌ها مثل پدر و فرزندی یا زن و شوهری فرو میریزد. قرآن می‌فرماید: «فَلا أَنْسابَ بَیْنَهُمْ یَوْمَئِذٍ وَ لا یَتَساءَلُونَ» هنگامى که در«صور» دمیده شود، هیچ یک از پیوندهاى خویشاوندى میان آنها در آن روز نخواهد بود و سراغ همدیگر را هم نمی گیرند. موفق باشید
9405

نماز شببازدید:

متن پرسش
با سلام: میخواستم بپرسم که حداقل نماز شب، چقدر است؟ یعنی میتوان صرفا دو رکعت و یا هشت رکعت نماز خواند یا حتما یازده رکعت باید خوانده شود؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نماز شب همان یازده رکعت است که چهار تا دو رکعت فقط با خواندن حمد، و دو رکعت به نام شفع با حمد و سوره معوذتین - یعنی سوره‌های فلق و ناس- و یک رکعت با حمد و معوذتین و سه بار سوره‌ی «قل هواللّه احد»، و در قنوت 70 با ذکر «استغفر اللّه ربّی و اتوب الیه» و اگر فرصت بود 300 مرتبه «العفو» و بعد تقاضای غفران برای 40 مؤمن - زنده یا مرده - . با این‌همه فرموده‌اند اگر فرصت نبود فقط دو رکعت «شفع» و یک رکعت «وتر» را بخوان، و اگر نرسیدی فقط یک رکعت «وتر» را بخوان. موفق باشید
8786
متن پرسش
سلام علیکم. استاد اگر علم از جنس مجرد است و نفس ناطقه هم مجرد است در نتیجه ظرف و مظروف از جنس همدیگر هستند و مغز انسان که 750 گرم چربی و مویرگ است وسیله ای است برای ارتباط . پس چرا شخصی که ضربه مغزی میشود به او فراموشی دست میدهد اگر اطلاعات و علوم و تصاویر در نفس ناطقه هستند پس چرا از یاد او میروند؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: چون محل ظهور محفوظات نفس مختل شده، ولی همان‌طور که نفس بدون بدن می‌تواند خودش باشد با محفوظاتش، در هنگام اختلال بدن نیز نفس خودش است با محفوظاتش. موفق باشید
8577

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام. نظر شما درباره کتاب «خلیفه خدا» ی آقای عبدالله مستحسن چیست؟ به نظر می آید نظرات ایشان با علامه متفاوت است.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: من آن کتاب را مطالعه نکرده‌ام ولی در هر صورت آقای مستحسن اهل فکر‌اند و باید فکر ایشان را هم مورد توجه قرار داد. موفق باشید
8484

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم. یک نوع از مرگ های غیر طبیعی مرگ یاس میباشد. بنده چیزی ملموسی از این مرگ به ذهنم نرسید. چون افراد یا سکته میکنند یا تصادف میکنند و... که اگر از این نوع مرگ باشد میشود اخترامی چون دیگر بدن قابلت فرمان پذیری را ندارد . خواستم بدانم مرگ یاس در دل این نوع مرگ ها ( مثل تصادف و سکته و... ) میباشد یا خیر ، خودش یک نوع مرگ مستقلی است. اگر مستقل است ، لطفا مصداق ملموس بیاورید. باتشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: مرگ در اثر یأس لازم نیست همراه با اشکالاتی باشد که برای بدن پیش می‌آید بلکه روح انسان به صورتی تکوینی متوجه می‌شود در ادامه‌ی حیات امکان تبدیل مابالقوه‌‌هایش به بالفعل فراهم نیست. و مصداقش همان مرگ‌هایی است که نفس انسان بدون آن‌که به فعلیت کامل – در انسانیت یا حیوانیت – رسیده باشد بدن را ترک می‌کند. موفق باشید
7735
متن پرسش
سلام علیکم استناد برخی که با صلوات با صدای بلند(حالت داد) موجب آزار کسانیکه در کنارشان نشسته اند میشوند به حدیث قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله علیه و آله: ارْفَعُوا أَصْوَاتَکُمْ بِالصَّلَاةِ عَلَیَّ؛ فَإِنَّهَا تَذْهَبُ بِالنِّفَاق‏ صحیح است؟ آیا این بلند کردن صدا مثل میزان بلند کردن صدا در نمازهای جهری نباید باشد؟یعنی در دل نباشد و جوهره داشته باشد.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: فکر می‌کنم این روایت اشاره به آن دارد که اگر مؤمنین به صورت جمعی می‌خواهند صلوات بفرستند بلند صلوات بفرستند، ولی در حالت عادی که به صورت ذکر فردی می‌خواهیم صلوات بفرستیم باید رعایت اطرافیان را بکنیم که حواس آنها پرت نشود. موفق باشید
5140
متن پرسش
هدف از متن ذیل ارائه فکر و اعتقادم است تا به بیراه نروم امید وارم جواب مبصوتی از حضرتعالی داشته باشیم واقعیت آن است که نظام ما در دل تمدن غرب شکل گرفته بنابر این رهبر انقلاب نظامی تشکیل داد که هرچند در محتوا اسلامی بود اما در ساختار ظاهری با سازو کار مرسوم این تمدن همخوانی داشت که همان نظام رای گیری و پارلمانی بود نظام می بایست با این فرم پی تمدن اسلامی را می ریخت تا دوام بیاورد . این قالب تام و کامل نیست و نظام اسلامی وقتی توانست به دوران بلوغ حود برسد قاعدتا باید قالبی متناسب با ظرفیت جدیدش بریزد دمکراسی یک مفهوم متناقض است که هیچ جا پیاده نشده و اصل آن بر مبنای تفکر اومانیستی بنا شده و قابل تحقق نیست این مهفوم و مطالب رابطی به مقبولیت نظام ندارد
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوع در مباحث دوران گذار بحث شده و بنده هم در کتاب «تمدن زایی شیعه» عرایضی داشتم. آری ما برای عبور از این شرایط باید واقعیت‌ها را نادیده نگیریم ولی هدف اصلی خود را نیز نباید فراموش کنیم که لازمه‌ی چنین نگاهی یک خردمندی بزرگی است که بنده در رهبر عزیز می‌بینم. موفق باشید
3729
متن پرسش
سلام علیکم در روش معرفت نفس دنیای عجیبی خوابیده است، گاهی جرات رفتن به سمت ان هم برای سخت می شود چطوری می شود که در نکته ی اول می گویید انسان جدای از تن است ولی مگر می شود خود را بدون تن دید...سوال دوم این است:برای درک حضوری قلب اول دیدن بدن از یک سو و تصویر آن در خیال از سویی دیگر بدجور اذیتم می کند و گاهی از پا می افتم که چه کنم که اگر بخواهم نگاه کنم به قلبم نمی توانم او را بدون این ها درک کنم شما چطوری از اینها گذشتید خواهش میکنم داستان جدایی نگاهتان از بدن را برایم بگویید... ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- دیدن منحصر به دیدنِ با چشم نیست، این‌که خود را احساس می‌کنیم یک نوع دیدن است 2- همین‌که انسان آرام‌آرام نظر را از کثرت‌ها منصرف کند و متوجه حقیقت باشد ابتدا حقیقت خودش که همان نفس ناطقه است برایش ظهور می‌کند و سپس إن‌شاءالله متوجه حقیقت وحدانی عالم می‌شود. موفق باشید
2547
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد عزیز میخواستم نظر جناب عالی را در خصوص اینکه "چرا بوروکراسی موجد در ادارات حتی نیروهای انقلابی ما را استحاله می کند؟" بدانم. و اگر منابعی برای مطالعه در این خصوص معرفی کنید خیلی ممنون میشم.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنده معتقدم نیروهای انقلابی ما هم هنوز به مرحله‌ی خودآگاهی نسبت به غرب نرسیده‌اند تا بتوانند از غرب عبور کنند و روح غربی در نظام اداری بر آن‌ها حاکم نشود. موفق باشید
597

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام . فرمودید رنگ و بوی سیب برای سیب عرض است و خود سیب جوهر و نیز در مباحث معاد با این مضمون فرمودید که عرض با تکرار جوهر میشود لذا خوب است که اعمال خوب تکرار شوند تا انشاالله در درون اثر بگذارند . سوال این حقیر این است که چگونه عرض سیب در جوهر آن اثر میگذارد ؟ البته مطلب گفته شده با مباحث خودشناسی صدق میکند اما نتوانستم مثال سیب را با آن تطبیق دهم . با تشکر و التماس دعا.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: در موضوع جوهر و عرض در امور مادی هرگز عرض بر جوهر تأثیر نمی‌گذارد چون عرض چیزی جز ظهور جوهر نیست. ولی در مورد نفس ناطقه موضوعِ اراده در میان است که اگر انسان اراده کند اعمال صالح انجام دهد آن اراده‌ها برای نفس ناطقه ملکه می‌شود و جزء ذات او قرار می‌گیرد و لذا نمی توان موضوع جوهر و عرض در امور مادی را با موضوع اراده‌ها و اعمال انسان با ذات انسان یکی دانست؛ دو موضوع‌اند با دو مقوله.
نمایش چاپی