بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
13538
متن پرسش
سلام استاد لطفا نظرتون را بفرمایید: بسم تعالی "از منا تا منّا " در ایامی قرار گرفته ایم که «کل یوم عاشورا» در لباس دیگری آمده خود را نشان دهد انگار این حق است که در سپیدی احرامش خود را شهادت می دهد، او آمده تا جور دیگری آدمیان را در وادی عطش مستقر کند و در خانه ی خود و در آغوش خودش «کل ارض کربلا» را به تماشا نشیند و آن را تفسیر عینی کند. انگار این بار «عرفه» نه به معنای انتزاعیش بل در حقیقت و واقعیت بیرونیش رقم خورد و آدمی به حکم «من عرف نفسه فقد عرف ربه» به معرفتی از جنس «خلیفه» بودنش رسیده و از این پس «الهی» شده است. انگار آسمان به زمین چسبید، این بار آیات حج پیامبر جور دیگری تعبیر شدند، «سلمان» و «ابوذر»ها در «منا» به مقام «منّا» رسیدند، به طوری که دیگر نه پیامبری بود و نه سلمانی و نه ابوذری، بلکه حق بود که خودش بود و خودش را در لباس مظلومیت مظلومانش نشان داد. «کل یوم عاشورا» ، «اسم مضل» را روزی در شمر و یزیدی نشان داد و روز دیگری در پادشاهان ظلم ابوسفیانی و اعراب جاهل وهابی. و «تبت یدی ابی لهب» را به تماشا نشست. حکایت و رازهاست بین «قربان» و «غدیر»ست، «کل یوم عاشورا» آمده تا بگوید این عاشوراست که در همیشه ی تاریخ «دست ولایت غدیر» را احیا می کند. و این حیات «قربانی» می خواهد و فقط «حسین» بود که در الست «قالو بلی» آن را لبیک گفت، که روزی در لباس «اسماعیل» به صحنه آمد، روزی در هفتاد دو لاله ی پرپر، و روزی در محرمان حرم عشق، و ایام ایام بیعت است با این دست ولایت که مردمان پارس به حکم «السابقون السابقون» در این بیعت سبقت گرفتند و مقرب درگاه حق شدند و بقیه را هم به دنبال خود کشاندند. ذیحجه/1436
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. شهدای منا در مقام وجودی خود و در عمیق‌ترین ابعاد انتخاب‌شان، لبریز از جواب لبیکی شدند که در آن طالب نفی حجاب‌های اسلام ناب محمدی«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» بودند. و شهادت آن عزیزان به گواهی دوست و دشمن، چهره‌ی اسلام آمریکایی را هرچه بیشتر نمایان کرد. موفق باشید

13267
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد محترم: طبیعی است که هر کسی، هر متنی را در افق معنایی خویش فهم می کند و با توجه به آن افق معنایی که دارد؛ با آن نسبت برقرار می کند و نیز با توجه به همین امر، بخش هایی از متن در نظرش بیشتر جلوه می کند و بخش هایی هم توجه او را برنمی انگیزد. نسبتی که شما با دکتر داوری برقرار کرده اید نیز از این قاعده خارج نیست. شما با توجه به افق معنایی خودتان و اعتقاد به این که فراتر از انقلاب اسلامی در زمانه ما ممکن نیست (مقدمه کتاب امام خمینی و سلوک در تقدیر توحید زمانه) و این که عقل این دوران، عقلی است که حضرت امام از آن برخوردار بودند و به صحنه آوردند و نیز اعتقاد به بیرون از عالم غربی بودن انقلاب اسلامی و ماموریت آن جهت پایان دادن به ظلمت کنونی و همچنین اعتقاد به این که این انقلاب، توسط رهبری از اجمال به تفصیل رسیده و می رسد و در نهایت می خواهد تمدن نوین اسلامی را پایه گذاری کند؛ کلمات و اشارات دکتر داوری را فهم می کنید. این امر البته فی نفسه اشکالی ندارد. اما مشکل از آنجایی شروع می شود که کسی که مطابق با نوع نگاه شما، به آثار دکتر داوری و علی الخصوص نوشته های چند سال اخیر ایشان رجوع می کند؛ به تدریج متوجه تفاوت های بسیار عمیقی میان اندیشه شما و محکمات آن، با اندیشه دکتر داوری و پارادایم های اصلی تفکر ایشان می شود. این مشکل زمانی حاد تر می شود که مشاهده می شود که شما، اندیشه دکتر داوری را نه صرفا اندیشه ای ارزشمند، بلکه آن را پشتوانه تفکر خودتان قرار می دهید و بر ماده تفکر دکتر داوری، صورت مد نظر خود را می زنید. و اینجاست که انبوه پرسش ها و تناقضات سر بر می آورد. مهم ترین پرسش این که چطور تفکری که در طرح مسائل جهان کنونی، چندان اشاره ای به انقلاب اسلامی نمی کند ( دکتر داوری متاخر را می گویم. با توجه به اینکه خود ایشان هم این نکته که تفکر ایشان را می توان به دوره های مختلف تقسیم کرد؛ قبول دارند.) و جایی برای آن باز نمی کند؛ تا جایی که به ندرت می توان در آثار چند ساله اخیر ایشان، اسمی از انقلاب اسلامی و یا تایید دلچسبی بر آن دید؛ می تواند پشتوانه تفکری باشد که فقط و فقط انقلاب اسلامی را چاره کار ما برای خروج از وضع فعلی می داند و معقتد است که نور انقلاب اسلامی، موانع سر راه خود را بر می دارد؟ چطور می شود که شما از یک سو رهبری فعلی نظام را، تفصیل دهنده اجمال انقلاب اسلامی و عبور دهنده ما از غرب معرفی می کنید؛ اما دکتر داوری در آثارشان هیچ گاه تاییدی بر این ادعای شما ندارند و هیچ گاه روند چند دهه اخیر را، آنگونه که شما تاکید می کنید و به ادامه آن خوش بین هستید؛ تایید نمی کنند و خوش بین نیستند. چطور می شود میان این حرف رهبری که گفتند: امام بزرگوار ما به ما آموختند که هرچه فریاد دارید بر سر آمریکا بکشید با مقاله سال قبل دکتر داوری، هیچ اختلافی ندید؟ چطور می شود انواع و اقسام فاصله گذاری های دکتر داوری، از روند کنونی حرکت جمهوری اسلامی و رهبران آن را ندید؟ چطور می شود این جملات مطلب اخیر دکتر داوری را ندید: ظالمان همواره و همیشه ظلم خود را اگر نه عین عدل آن را امری موجه و به جا می دانسته اند زیرا برای حکومت ها ظلم امری عادی و چیزی نظیر حق حاکمان بود. اما اکنون در زمان ما حاکمان نه فقط ظلم را عدل و حق خود می دانند بلکه دیگران هم باید با بحث و درس و به عنوان نتیجه پژوهش به آنها بقبولانند که ظلم حاکمان عدل است. در این شرایط تشخیص عدل از ظلم و مقابله با ظلم و دفاع از مظلوم امر ساده ای نیست. یاد ظلم هایی که در یکصد سال اخیر زیر پرچم عدل و آزادی به مردم جهان شده است و می شود دل ها را پر از بیم و اندوه می کند. حکومت بی پروا به مردم می گوید که همه کارش بر وفق عدل و برای خدمت به مردم و تأمین مصالح کشور و حفظ اخلاق و فرهنگ است. چطور می شود هم دکتر داوری که می گویند مبارزه با ظالم با رفع ظلم و تحقق عدل دو چیز است و از سوی دیگر متذکر این نکته هستند که بنیاد عالم جدید بر مبنای ظلم است؛ حرفشان عمیق و درست باشد و هم امام و رهبری که ظلم را در بنیاد این عالم ندیده و نمی بینند و بیش از همه رسالت خود را درگیری با ظالمان و مستکبرانی نظیر آمریکا می بینند و می دانند هم درست بگویند؟ آیا نمی توان از مقاله اخیر دکتر داوری این نتیجه را گرفت: مبارزه با ظالم و دفع ظلم و تحقق عدل دو چیز است و به همین دلیل، جمهوری اسلامی که همواره در طول این چند دهه، خود را پیش قراول مبارزه با ظالمان می دانسته، از تحقق عدل در قلمرو خود نیز عاجز است؟ آری. می شود این نتیجه را از مقاله اخیر دکتر داوری گرفت. اما لازمه این امر تغییر رویکرد ماست. تا زمانی که ما با رویکرد تایید انقلاب اسلامی و اندیشه رهبرانش و مسیر کنونی اش و امید دادن به مخاطب برای ادامه وضع فعلی، به سراغ اندیشه دکتر داوری برویم؛ تنها بخشی از حرف ها و اشارات ایشان را درک می کنیم. اما کافیست که برای یک بار هم که شده، ما سعی کنیم که خود متن با ما سخن بگوید و نه این که ما حرفمان را در دهان متن بگذاریم. آن وقت خیلی چیزهای جدیدتری گیر ما می آید که تاکنون نمی آمده. کافیست که ما تعلق شدیدمان را به انقلاب اسلامی و رهبرانش را کنار بگذاریم و سپس به دکتر داوری رجوع کنیم. و نه اینکه تفکر را در خدمت ایدئولوژی خود بگیریم و اشارات دکتر داوری را بعضا مسخ کنیم. جمعی که شما میان تفکر خودتان و دکتر داوری کرده اید؛ یک جمع ایدئولوژیک و نه حقیقی است. جمعی که سرشار از تناقض ها و ابهامات است. و تنها زمانی این ابهامات و تناقضات حل می شود؛ که ما پیش فرض های خود را در حد توانمان کنار بگذاریم و نخواهیم که برکه ای را در کوزه ای بگنجانیم. خیلی جالب است که شما از یک سو خود را متعهد به تفکر می دانید و از سوی دیگر، از آنجایی که حاضر نیستید از ایدئولوژی خودتان هم چشم پوشی کنید؛ و از آنجا که در ایدئولوژی حکم تمامی امور و باید و نبایدها مشخص است، با قاطعیت می گویید: راه عبور از غرب همان راهی است که رهبری عزیز می فرمایند! به راستی اگر راه عبور از غرب، همان راهی است که رهبری می فرمایند؛ دیگر چه نیازی به رجوع عمیق به تفکر و خواندن داوری و امثالهم. چرا لقمه را دور سرمان بگردانیم؟ آیا این کار عاقلانه است؟ سخن را کوتاه کنم. قصد پرحرفی نداشتم. دکتر داوری شمشیر دولبه است که اگر چه می تواند ایدئولوژی شما را غنی تر و پرو پیمان تر بکند؛ اما از سوی دیگر می تواند موجب گسست بسیاری از تفکر شما و حتی تفکر انقلاب اسلامی بشود. امری که در مورد بنده اتفاق افتاد. به خاطر تاکیدات شما، دکتر داوری خواندم و الان در نقطه مقابل آن چه که به خاطرش غرب شناسی را خواندم قرار دارم. به نظر شما، دستگاه انقلاب اسلامی شما، برای فهم دکتر داوری ناقص و نارسا نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این حرف درستی است که هرکس هر متنی را در افق معنایی خود می‌فهمد. ولی آیا می‌توان گفت متن به کلی صامت است؟ و یا باید متوجه بود بالاخره آن متن به افقی اشاره دارد که انسان را با خود همدل می‌کند و از آن جهت آن را می‌پذیرد. توجه دلسوزانه‌ای دارید، ولی حقیقت آن است که بنده تفکر دکتر داوری را برای عبور از غرب‌زدگی از یک‌طرف، و عبور از بی‌فکری و تحجر از طرف دیگر، برای این تاریخ و این جامعه مفید می‌دانم. 20 سال است بنده با تفکر دکتر داوری مأنوس هستم و چهار دفترچه‌ی 60 برگ و 100 برگ، حاصل یادداشت‌ها و تأملات بنده بر روی سخنان این متفکر بزرگ است. خود او هم قبول دارد سخت سخن می‌گوید، ولی او به جای عبارت؛ اشارت دارد، و این نیاز زمانه‌ی ما است تا بتوانیم از نگاه انتزاعی صرف آزاد شویم. نمی‌دانم چرا انتظار دارید داوری به عنوان یک فیلسوف مثل یک روحانی سخن بگوید؟! و نمی‌دانم چرا نگاه بنده به انقلاب را یک نگاه ایدئولوژیک فرض کرده‌اید؟! در حالی‌که بنده انقلاب را تجلی نور وجود در این تاریخ می‌دانم و دفاع از آن را یک‌نوع اُنس با حق می‌شمارم و این غیر از رویکرد آنتولوژیک به انقلاب است. در هر صورت در این مورد حرف بسیار است. از سخن آقای دکتر داوری عدم جمع بین تفکر و عدل را درنیافتم و نیز او را بی‌تفاوت به ظلم نمی‌بینم، به‌خصوص که سلوک شخصی او همه حکایت از دغدغه‌مندی نسبت به انقلاب و اسلام دارد. بعضی از عزیزان که متن دکتر داوری را خوانده بودند آن را بزرگ دانسته‌اند و بنده هم نیز فقط خواستم ذهن‌ها را متوجه‌ی آن مرد کنم، نه آن‌که بخواهم نکاتی که موافق خوانش من است برجسته نمایم. موفق باشید

13146
متن پرسش
به نام خداوند منان سلام علیکم استاد گرامی: پیرو سوال بنده مبنی بر ورود به عرصه ی سیاست حضرتعالی مرقوم فرمودید که جهت ورود به میدان سیاست و اخذ مسولیت بایستی با معیارهای دینی که منتج به اهداف الهی و فطری انسان است وارد عمل شد. حال سوالم این است که آن معیار دینی که حضرت عالی ذکر کردید چیست؟ لطف بفرمایید آنها را بر شمارید یا در صورت وجود نوشتار در این باب آن را معرفی نمایید. یا علی مدد. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم اگر با حوصله و پشتکار، کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی» را دنبال کنید معیارهای الهی را که در این زمان در مسیر سیاست متعالی باید بشناسید، بیابید إن‌شاءاللّه. موفق باشید

13049
متن پرسش
سلام: برای فهم بیشتر اشعار مولوی چه کار کنم؟ شرحی هست که استفاده کنم؟ می ترسم شرح مرا به عالم الفاظ ببرد. می خواهم به معنایش برسم نه لفظ و اون حس عشق مولانا رو در خودم حس کنم.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: اشعار مولوی مثل هر کتاب عرفانی دیگر تنها از طریق استادِ راه‌رفته، قابل فهم و تبیین است. در حال حاضر کسی را سراغ ندارم که مثل فصوص الحکم محی‌الدین که اساتید مربوطه آن‌را تدریس می‌کنند، معارف اشراقی مثنوی را تدریس کند. شرح آقای کریم زمانی از مثنوی برای فهم اصطلاحات ادبی آن کتاب شریف خوب است. موفق باشید 

10903

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم نظرتان در مورد کلیب جوشش خون در حرم امام حسین ع در سایت هیات رزمندگان اسلام چیست ایا واقییت دارد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن کلیپ را ندیدم. موفق باشید
10010

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام حضور استاد عزیز: لطفا اگر فرصت داشتید سایت زیر و قریب صدها رساله و کتاب نویسنده را در خصوص عرفان اسلامی بنگرید و در صورت صلاح دید نظرتان را راجع به استفاده - یا عدم استفاده از کتب مربوطه اعلام نمایید/ /khanjany.com
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: لازمه‌ی اظهار نظر در این موارد آن است که بنده فرصت زیادی جهت بررسی گوهر و مغز تفکر عزیزان بگذارم که برای بنده مقدور نیست و لازم هم نمی‌باشد. شما خودتان بررسی کنید آن سخنان و نوشته‌هایی که از یک طرف در امور فردی موجب قرب بیشتر جنابعالی به خداوند می‌شود و از طرف دیگر در امور انقلاب و رجوع به ولیّ فقیه حدااقل مانعی نباشد کافی است که مورد استفاده قرار دهید. موفق باشید
8501
متن پرسش
با سلام به استاد گرامی ببخشید ایا فقط وظیفه مهم است یا نتیجه هم مهم است اگر وظیفه فقط مهم است پس چرا مثلا در سخنرانی اقا گفتند در انقلاب امام خمینی نتیجه هم مهم بود و ایا اگر هر دو مهم است پس چرا امام معصوم می گویند با این مضمون که اگر جهنم را به من می دادند من باز هم عبادت می کردم یه سوال دیگری که من دارم این است که یکی از استاید ما با این مضموم گفتند که ما عبدیم و او مولا و هرچی او می گوید باید بگوییم چشم و انتساب امر الهی کنیم و وظیفه ی خود را باید از امام بپرسیم و حالا که نیست باید از مجتهد0عالم و عادل 0بپرسیم و این نکته را در تمام زنگی گفتند مثلا از مقدار درس که چه قدر بخوانیم یا اصلا چی بخوانیم تا این که مثلا در زندگی در مشکلات و .... چه کار کنیم و من وقتی از ایشان پرسیدم که چرا مقدار درس خواندن هم باید از مجتهد سوال کرد گفتند که چون وابسته به زندگی است.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: این دو نکته قابل جمع است، از آن جهت که حتماً برای نتیجه‌ی خوب وظیفه‌مان را انجام می‌دهیم ولی وقتی به خدا واگذار کردیم حتماً بهترین نتیجه که همان اُنس با خدا است نصیب ما می‌شود. نه این‌که مثل تکفیری‌ها متوجه آثار کارخود نباشیم و فکر کنیم وظیفه‌مان را انجام می‌دهیم .. موفق باشید
8243
متن پرسش
با سلام محضر استاد عزیز، آیا می توان امام خمینی ره را یک عارف کامل بدانیم؟لطفا دلیل بیان کنید.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: من با تمام وجود چنین اعتقادی دارم و او را شبیه‌ترین انسان به رسول خدا«صلواة‌اللّه‌علیه‌وآله» و ائمه‌ی هدی«علیهم‌السلام» در این عصر می‌شناسم دلیل بنده همین تشبه است. موفق باشید
7877
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام خدمت شما استاد عزیز بنده کتاب جایگاه رزق در هستی را مطالعه کردم ولی هنوز یه چیزی را ندونستم من الان نامزد دارم و حدود 2 سال هست هم بیکار هستم و درسم را در د انشگاه دولتی با نمره های خوب خوندم ، خودم را به زمین و زمان هم زدم ولی کاری پیدا نکردم الان واقعا موندم چه جوری رزق افرادی مثل من می رسه، به حدی سرکوف و تحقیر شدم که حاضرم بمیرم و این یه لقمه نان را نخورم. واقعا موندم دیگه چی کار کنم؟ صبر و تحمل من هم به آخر رسیده، لطفا راهنمایی کنید.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: به خدا اعتماد کنید که می‌فرماید: «وَ مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ» و بر اساس تقوا و تواضع وارد میدان شوید و چشمتان به رشته‌ی دانشگاهی و نمره‌ی خوبتان نباشد چون آیه می‌فرماید: از طریقی که حساب نمی‌کنید رزق شما را می‌دهد. عمده تقوا است به آن معنا که تواضع را پیشه کنید و خودتان را به‌حساب نیاورید. موفق باشید
5413

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام هر چه در سایت دنبال فایل صوتی حوزه یا دانشگاه گشتم ،پیدا نکردم راهنمایی کنید با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئول سایت
4799
متن پرسش
باسلام و خداقوت خدمت استاد بزرگوار مشکلی دارم که با شرمندگی تمام عرض میکنم،من و همسرم هردو مذهبی و از خانواده های مذهبی هستیم،اما نمیدانم چرا متاسفانه در نماز کاهلیم،بحمدالله در بقیه ابعاد علی ظاهر مشکلی نداریم،ازحجاب،اخلاق و ...،چندین بار باهم قرار گذاشتیم که ازنوشروع کنیم،اما طولی نمیکشد که دوباره در همان مسیر میافتیم،خیلی خیلی ناراحتم و نمیدونم چطوری این مرض رو از زندگیمون بیرون کنم،لطفا راهنمایی بفرمایید.ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ترک نماز به هر بهانه‌ای انسان را از ورود به حقیقت محروم می‌کند درنتیجه هرچه انسان جلو برود و هر تصمیمی بگیرد به ضررش تمام می‌شود از خود نمی‌پرسید چه‌چیزی را بر انجام نماز ترجیح می‌دهید که آن چیز بهتر شما را به حقیقت برساند؟ موفق باشید
3206

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر استاد گرانقدر در جایی از فیلم سخنان رهبری در جمع سرداران سپاه سخن گفته بودید ما هرچه گشتیم این فیلم را نیافتیم در صورت امکان این فیلم را ارایه بفرمایید تا منبع متقنی در دست ما باشد. باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: سخن از صوت آن سردار بود که آن جلسه را گزارش می‌داد و به رفقایی که پی‌گیر شدند عرض کردم از حجت الاسلام متقی یا حسینی بگیرند. موفق باشید
2201

اخلاقیبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمت الله. {آیت الله جوادی(حفظه الله) در یکی از دروس اخلاقشان فرمودند: ...حالا بعدها سراینده های ما گفتند: اگر بار خوار است خود کشته ای/ وگر پرنیان است تو خود رشته ای... حرف این سراینده این است اگر بار خار است محصول کار شماست>> تیغ محصول کار شماست} سؤالم از محضرتان این بود که تیغ به چه معناست و باطن کدام عمل است؟ التماس دعا.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: گناهان تماماً خار جان انسان می‌شود شاید منظور عمل خاصی نباشد. موفق باشید
1452

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام وخدا قوت وتسلیت به خاطر ایام محرم . 2سوال داشتم : 1.چرا در کتاب معرفت النفس می گوییم همه ی ادراکات مال نفس است وبه مغز نسبت نمیدیم چرا که شخصی که دچار مرگ مغزی میشه ادراکات اش را از دست میدهد . 2.جریان فرشتگان نقاله چیه ؟آیا این بدن را به جایی منتقل میکنند؟اگر بله .در کتاب معرفت النفس که میگوییم این بدن ابزار است ومن حقیقت داره این انتقال برای من چه فایده ای داره؟ واین انتقال بدن توسط ملائک چگونه است ؟ با تشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: 1- بالاخره کسی هست که تن خود را و مغز خود را درک می‌کند، در معرفت نفس آن ادراک‌کننده که خود را و بدن خود را نیز ادراک می‌کند مورد نظر است. 2- موضوع فرشته‌گان نقاله سخن منطقی و قابل اعتماد است و از آن جهت که انسان‌ها بعد از مرگ به بدنشان توجه داردند، اگر بدنشان در محلی باشد که به دلایل مختلف مورد نظر اولیاء الهی است، آن‌ها نیز احساس آرامش می‌کنند. موفق باشید
27994
متن پرسش
سلام علیکم حضرت استاد: نظرتان در مورد مناظره آقای وکیلی و آقای عبدالکریمی چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده سعه‌ی صدر خوبی از طرف جناب آقای وکیلی به ظهور آمد و آقای عبدالکریمی بر خلاف ادعاهای‌شان بیشتر گرفتار مفهومات خود بودند که هیچ گشایشی را بر نمی‌تابیدند، لذا ملاحظه کردید در آخر مناظره، جناب آقای وکیلی را متهم کردند که متوقف در منطق ارسطوی‌اند؛ که البته این نوعی فرار از مطلب است. جناب آقای وکیلی از ایشان خواستند مبانی خود را در انتقاد به متفکران مشخص کنید، و ایشان عملاً گفته و یا ناگفته خواستند بگویند مبانی خود من هستم. اگر غیر از این است باز جنابعالی آن مناظره را استماع فرمایید. بنده از جناب آقای وکیلی که قهرمانانه وارد این میدان شدند، تشکر می‌کنم. البته بنده با توجه به صحبت‌هایی که آقای عبدالکریمی می‌کنند و بعضاً هم دلسوزانه است؛ آن‌چنان گرفتار مفاهیم و محفوظات خود هستند که هیچ چیز و هیچ‌کس را نمی‌توانند ببینند. و نمی‌دانم نیهیلیسم جز این است؟! و آیا آن‌هایی که در گردونه‌ی تفکر آقای عبدالکریمی گرفتار شدند تا از نیهیلیسم فرار کنند، به عمیق‌ترین شکلِ آن گرفتارنشدند؟ به طوری که انسان در گرداب پوچی و بی‌ثمری و بریدن از همه‌چیز فرو می‌افتد، هرچند که ممکن است آقای عبدالکریمی نادانسته پای در این راه گذاشته باشند. این را از آن جهت عرض می‌کنم که بعضاً جسته و گریخته در بعضی از صحبت‌هایشان بویی از غمِ غربت بشر می‌آید. ولی به قول مولوی:

آه زندانی این دام بسی بشنیدیم       حال مرغی که رهیده است از این دام بگو

 آقای عبدالکریمی چرا جوانان را به سوی تاریخی رهنمون نمی‌باشند که حاج قاسم‌ها پروریده است؟ امید است آن مناظره هشدارباشی باشد که با مناظره کاری حل نمی‌شود باید در بستری از تاریخ قدسیِ انقلاب اسلامی همه تلاش کنیم برای رسیدن به راهی که خداوند امروز به ما عطا فرموده است.

اهمیت نگاه هایدگر آن است که اگزیستانس طرف مقابل را خطاب قرار می‌دهد که انسان در چشم‌اندازی وجودی، حضوری را که در جهان دارد احساس کند و نوعی همسخنی ظهور کند و هر کدام آینه‌ی دیگری شوند، و این در مناظره‌ به چشم نمی‌خورد. در حالی‌که جناب آقای وکیلی چنین تلاشی داشتند.

آقای عبدالکریمی بعضاً در جاهای دیگر ورودهای خوبی داشتند، مثل انتقادی که به آقایان دکتر ملکیان و دکتر عبدالکریم سروش داشتند، و یا صحبتی که در رابطه با فلسفه‌ی اسلامی در دانشگاه اصفهان انجام دادند، ولی مسئله‌ی اصلی جوانانِ ما حضور تاریخی مهمی است که امثال دکتر فردید متوجه‌ی آن شد و انقلاب اسلامی راهی جهت آن حضور یافت تا انسان‌ها در معرض عطایای الهی قرار گیرند، و سخنان سال گذشته‌ی آقای عبدالکریمی در دانشگاه تبریز در مقایسه بین انقلاب فرانسه و روسیه و ایران به شدت از این نحوه بصیرت خالی بود.

بنده نمی‌دانم آقای دکتر عبدالکریمی بالاخره بنا دارند چه کمکی به مخاطبان خود بکنند؟ مثلاً در نظر بگیرید جلسات اخیر ایشان تحت عنوان «ایران به منزله‌ی یک پرابلماتیک» با همه‌ی مسائل رنگارنگی که تحت عنوان مسائل ما مطرح می‌کنند، آیا کوچک‌ترین راهکاری برای مخاطبان ارائه می‌دهند؟ آیا همان انتقاداتی که به روشنفکران دارند، که انتقادات به‌جایی است؛ در مورد خود ایشان صادق نیست؟ از آن جهت که هیچ راه‌کارِ بومی که با خِردِ قومی و فرهنگ دینی ما همراه باشد، در کلمات ایشان یافت نمی‌شود؟ ای کاش آن‌هایی که به سخن ایشان گوش فرا می دهند، دائم از خود بپرسند پس باید چه‌کار کرد؟ این‌جاست که بنده معتقدم اگر این‌همه انرژی صرف نمایاندن راهی بود که حضرت امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» به میان آوردند و آوینی‌ها آن‌ را گزارش کردند؛ می‌شد مخاطبان ایشان از سرگردانی‌ها که گرفتارش هستند و بعضاً به قول خودشان در پوچیِ دوران می‌سوزند، نجات می‌یافتند.

 موفق باشید   

25304
متن پرسش
سلام علیکم: ببخشید استاد از اینکه وقتتان رو می گیرم. استاد با توجه به این حدیث که پيامبر خدا صلى الله عليه و آله می فرماید اگر اسرافيل و جبرئيل و ميكائيل و فرشتگان حامل عرش و من همگى با هم براى تو دعا كنيم، جز با زنى كه برايت نوشته و مقدّر شده است ازدواج نخواهى كرد. پس تکلیف دعا و خواست و اراده ی آدم ها چی میشه؟ با این حساب دعا کردن در مورد ازدواج کردن با شخص خاصی که از نظرمون مناسب هست بی فایده هست در حالی که تو خیلی از احادیث تاکید به دعا کردن شدیم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دعا بعضا جهت بهتر استفاده‌کردن از تقدیرات الهی است نه تغییر تقدیرات  مثل این‌که با دعا، یک خانم تغییر جنسیت نمی‌دهد که مرد شود، ولی می‌تواند به کمک دعا خانم خوبی باشد. موفق باشید

15856
متن پرسش
با سلام: در کتابتان این بحث شما در مورد عالم داشتن انسانها، اینکه ما در خارج فقط وجود داریم و اعتبارات و ماهیات عدم و ساخته ذهن ما هستند. مثلا میز اعتباری است و در اصل چوب است و چوب در اصل چیز خاصی نیست، یک چیزی است که مثلا آهن نیست، فهم قسمت اول یعنی اینکه در خارج فقط چوب است و در اصل میز ساخته ذهن ماست، برایم آسان است ولی فهم قسمت دوم یعنی آنجایی که می فر مایید در اصل چوب هم نیست فقط وجود هست برایم سخت است. خواهشا خواهشا اگر امکان داره با یک مثال یا توضیح این بحث را برایم روشن کنید. و دوم اینکه در مورد اینکه فرمودید که خداوند به تبع خالق نور بودن و فاعل سایه بودن خالق ظلمت و فاعل غیر سایه هم هستند، اگه امکان داره با یک مثال در مورد ساخته های انسان و یا یک مثال دیگر کمی توضیح دهید که چگونه می شود که به تبع خلق یک چیز خالق چیز دیگری هم بود. خواهشا خواهشا خواهشا به هر دو سوالم را پاسخ دهید که به جوابشان نیاز دارم. ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مگر جز این است که همه‌ی عالم را «وجود» پر کرده است؟! و همه‌ی پدیده‌ها، صورت‌های مختلف وجوداند. مشکل کجاست که نیاز به مثال داشته باشد؟ 2- چون خداوند عین وجود است، پس از خداوند جز وجود صادر نمی‌شود و هرچه جنبه‌ی عدمی دارد، به تبعِ وجود شکل می‌گیرد. مثل محدودیت‌های مخلوقات که بعد از به‌وجودآمدنِ آن‌ها، محدودیت‌های آن‌ها معنا پیدا می‌کند، ولی محدویت‌های آن‌ها خدا خلق نکرده است. موفق باشید

14748
متن پرسش
با سلام و احترام: 1. آیا هایدگر اگزیستانسیالیست بود؟! اگر پاسخ منفی است، لطفا علت را بیان کنید؟ 2. حقیر در کنه نگاه مرحوم صدرا، نوعی گذار از متافیزیک ارسطویی می بینم و موید بنده مباحث عالیه ایشان در تجلیات وجود در کتاب شواهدالربوبیه است، آیا حضرت عالی موافقید؟ 3. بر خلاف عده ای که هگل را ایده آلیست می دانند، بنده معتقدم ایشان با توجه به اقتضائات زمانه خویش، و بی توجهی ای که به مابعد الطبیعه ایجاد شده بود، با بیان «جهان عینی» سعی در سوق دادن مردم از متافیزیک آن زمان به نوعی وجودگرایی داشت، آیا حضرت عالی موافقید؟ 4. آیا هایدگر به صورت مستقیم با مباحث ملاصدرا آشنایی داشت؟ باتشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- با توجه به این‌که هایدگر به دنبال «هستی» است چه در «زمان» و چه در «تاریخ». از این جهت اگزیستانسیالیست است ولی به سبک کی یر‌کگوریِ آن و نه به سبک سارتری 2- همین‌طور است ولی چون در بستر مفاهیم مشّایی کار را جلو برد، مکتبِ صدرایی آن‌طور که حقّ آن بود در تاریخ ما درخشش لازم را نیافت و از این جهت می‌توان گفت ملاصدرا تازه در حالِ تولد است 3- به نظر بنده هگل نمی‌تواند از چنبره‌ی ایده‌آلیستی که پارمنیدس شروع کرد و به کانت و مفاهیم استعلایی رسید، بیرون آید و از این جهت هنوز با تقلای بسیار عمیق و عالمانه‌ای که هگل به بشریت هدیه کرده است، از متافیزیک بیرون نمی‌آید هرچند اگر کسی بخواهد در تفکر زمانه‌ی خود جایی برای رجوع به «وجود» بیابد نمی‌تواند از ملکوتِ هگل غفلت کند 4- کتاب «شواهد الربوبیه» در کتاب‌خانه‌ی هایدگر موجود بوده ولی معلوم است که هایدگر به جای دیگری می‌نگرد که آن‌جا از کلافی که ملاصدرا با حاکمیت تفکر مفهومیِ مشّایی، بدان گرفتار است آزاد می‌باشد. نهایتاً می‌توانست اگر کتاب آن کتاب را مطالعه کرده بود به ما توصیه کند در بستر تفکرِ صدرایی آن‌چه هایدگر به آن اشاره دارد به نحوی قابل فهم است کی را به نفع دیگری مصادره نماییم.  موفق باشید.

13608
متن پرسش
سلام: خسته نباشید. استاد بعد از کار کردن روی برهان صدیقین. داشتم روی نزول و هستی نازله و مثالی که فرمودید فکر می کردم که به یه چیزی رسیدم. نمیدونم درسته یا نه. (اگر یه هستی مطلق داریم بقیه ازون نازل شدن. مثل خورشید که پرتوها از اون نازل شدن. حال اگر کمی دقت کنیم ما به پرتوهای خورشید میگیم(پرتو) به خورشید هم میگیم خورشید. ولی گفتن ما مهم نیست. در متن واقع پرتو خورشید هم همان خورشید است. آیا در مورد حضرت حق هم همینطور است؟ یعنی هرچه هست خداست و ما با توجه به وهم خود آنها را نامگذاری کردیم یا فکر می کنیم چیز دیگری هستند. بقول جناب محی الدین بقیه چیزها در عالم وهم هستند؟ استاد کمی توضیح بدهید که ان شاءالله بتوانم جلوتر بروم. ممنون. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این از نکات دقیق توحیدی است و به گفته‌ی محی‌الدین؛ حضرت حق همواره از طریق اعیان ثابته‌ی مخلوقات در صحنه است. لذا است که انسان موحد محدودیت مظاهر را به اعیان نسبت می‌دهد و حقیقت وجودی آن‌ها را به خدا مربوط می‌داند و معنای «سبحان اللّه والحمداللّه» به همین معناست. موفق باشید

11830
متن پرسش
سلام بر مهدی موعود و پیروان ایشان: بفرمایید چطور می شود افکارمان را زیبا کنیم؟ و تمامی افکار زشت و بد و حتی خنثی را از فکرمان بزداییم و همه کس و همه چیز را حتی بدی ها را زیبا ببینیم؟ چطور می توانیم دست از تفسیر کردن های ذهنی برداریم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در ابتدا کتاب «تفکر زائد» از آقای مصفا خوب است و بعد کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود». موفق باشید

11485
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: چه کار کنیم که برخی از سوالات و خیالات بیهوده و شاید پوچ مثلا دراعتقادات که خودمان هم می دانیم این سوالات و خیالات پوچ و بی ارزشی هستند و جواب آنها کاملا مشخص است برای ما بوجود نیاید و فکرمان را مشغول نکند؟ در هنگام آمدن اینگونه خیالات و سوالات و افکار چه تدبیری و روشی پیش بگیریم که دیگر اینگونه افکار و سوالات بروند و نیایند؟ لطفا راهنمایی کنید. با تشکر فراوان التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» إن‌شاءاللّه کمک می‌کند. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید

10128

معنای اخلاقبازدید:

متن پرسش
با سلام: چرا در مورد دین می گویند 3 قسمت است: عقاید و اخلاق و عمل؛ مگر اخلاق خودش عمل نیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف درستی می‌زنید ولی در این تقسیم‌بندی اخلاق آن نوع روحیاتی است که افراد در نسبت با دیگران از خود نشان می‌دهند. موفق باشید
8426

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم باسلام خدمت استاد گرامی بنده طلبه ای 22 ساله با اندامی لاغر هستم.خواستم ببینم که روزه های مداوم گرفتن و گرسنگی های پیاپی کشیدن برای بنده ضرر ندارد؟یکی از استادان بنده میفرمودند(قریب به مضمون):که من باورم نمیشد اینقدر زود پیر شوم،چون دوران طلبگی ریاضت های حساب نشده میکشیدم و یا استاد دیگری به بنده میفرمودند(قریب به مضمون)ریاضتهای غذایی برای سن شما نیست اینها برای سن های ماست(مثلا حدود چهل پنجاه سال)،شما پرخوری نکنید... ضمن اینکه بنده وقتی روزه میگیرم بی حال میشوم و از انجام کارهایم و درس و ... ممکن است جا بمانم؟ ضمن تشکر از لطف حضرتعالی یازهرا سلام الله علیها
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بحمداللّه استادهای خوبی داشته‌اید که چنین توصیه‌هایی به شما کرده‌اند. حرف آن عزیزان درست است. موفق باشید
6557

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام.حضرت استاد آیه 24 سوره نساء به چه معناست یعنی با کنیزان شوهردار می توان آمیزش کرد؟ وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ النِّساءِ إِلاَّ ما مَلَکَتْ أَیْمانُکُم‏
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: یک بحث فقهی مفصلی است. همین اندازه متوجه باشید که می‌فرماید اگر زنی در جنگی که جبهه کفر با اسلام داشت اسیر شد در عین آن‌که در شهر خود شوهر داشته و شوهرش محارب باشد، عملا نسبت به شوهرش مطلقه شده می‌توانید با او ازدواج کنید. موفق باشید
5443
متن پرسش
سلام جناب استاد اینکه فرمودید تذکر خداوند متعال در مورد دقت در خلقت شتر و آیات مشابه آن که بسیار هم فراوانند تذکری برای اثبات نبوت است بنده چند نقد به آن دارم اولا در قرآن چرا شتر را مثال زد به نظر من علتش اینست که شتر یک حیوان تخصصی است یعنی اعضاء بدنش برای خدمت به انسان تخصص یافته نه برای خدمت به خودش و طبیعت حتی یک نوع جدال با سختی های طبیعت است پس خلقت شتر نمیتواند کار طبیعت باشد چون کسی که چیزی خلق میکند در خدمت خودش قرار میگیرد و این جوابی محکم به این فضولی عقلیست که موجودات این جهان مخلوق طبیعت اند و عقل های گیر افتاده در این دام را نجات میدهد چون اگر مخلوق طبیعت اند چرا در خدمت انسان اند چرا موجودات دیگر و حیوانات دیگر سوار شتر نمیشوند و آیه خلق لکم ما فی الارض جمیعا ناظر همین است که آنچه در زمین است در خدمت انسان است پس دستی غیر از طبیعت در کار خلقت بوده . این بدین علت است که بزرگترین مانع بر سر راه عقل انسانهای زمینی در اثبات خاقیت و ربوبیت خدا همین طبیعت هزار رنگ و حادثه های بیشمار موجود در آ« است یا مثلا فرموده است او کسیست که آب را زیر زمین جاری ساخت تا از چشمه ها بیرون بزند این دیگر خیلی با نبوت رابطه ندارد بلکه میخواهد بفرماید اگر تصادفیست چرا این آب طوری هدایت میشود که قابل مصرف انسان باشد نه در خدمت تصادفات و حادثه ها پس آیه ونشانه است نه شاهد .یا مثلا فرموده در اختلاف شب و روز آیه ونشانه است . به نظر شما یعنی نشانه نبوت ؟؟ یا اینکه یعنی اختلاف شب وروز بدرد انسانها خورده نه کس دیگر پس این دنیا خالقی دارد که از نظر منطقی یا خود این انسان است یا کس دیگر که ربطی به حوادث طبیعت و آنچه که در طبیعت است نداردو انسان میداند که خودش خالق نیست پس تذکریست بری محکم شدن عثل و قلب از شبهات و مستقر شدن اقرار به ربوبیت خدا در قلب.به نظر شما این با آیت و نشانه بودن بهتر مطابقت ندارد ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً این طور است که تمام مخلوقات با خلقت و ربوبیت حضرت حق به‌وجود آمده‌اند ولی مشکل مردم حجاز خالق‌بودن خداوند نبوده چون می‌فرماید ای پیامبر اگر از آن‌ها بپرسی چه کسی آسمان‌ها و زمین را خلق کرد و شمس و قمر را مسخر نمود حتماً می گویند (اللّه). «وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى یُؤْفَکُونَ» (سوره‌ی عنکبوت، آیه‌ی 61). مشکل کفار عموماً غفلت از ربوبیت خداوند است که موجب ارسال رسولان می‌شود مثل همین امروز که عموماً دنیای غرب در این‌که خداوند خالق جهان است مشکل ندارد – ماتریالیست‌ها تعداد معدودی هستند – مشکل غرب در نپذیرفتن احکام و دستورات الهی است در موضوعات اقتصادی و تربیتی و سیاسی. موفق باشید
نمایش چاپی