بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
4603
متن پرسش
با عرض سلام خدمت جنابعالی بنده قبلا از شما در مورد این ییت حافظ که میفرماید همه کارم ز خود کامی به بدنامی کشید اخر پرسیده بودم شما هم جواب خوبی مرحمت فرموده بودید ولی حالا در سوالات سایت پیدا نکردم اگر ممکن است دوباره بفرمایید یا از مسئولین سایت بخواهید ادرس ان سوال را مرحمت فرمایند با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این کار مشکلی است ولی سخن حافظ در آن بیت قصه‌ی سیر از خودخواهی سالک است به عشق الهی و ظهور آن عشق در حرکات و سکنات سالک. موفق باشید
2732

دحو الرضبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم در بحث دحو الرض که می گوییم زمین از زیر کعبه گسترانیده شد با نظریه آلفرد وگنر جور در می آید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: فکر نمی کنم قابل تطبیق باشد. زیرا در موضوع دحو الارض ظهور ماده از عالم غیب است و نه تقسیم قاره ها. موفق باشید
1875
متن پرسش
سلام.آیا انسان در برزخ اراده و اختیار دارد؟ این اراده و اختیار چه تفاوتی با اختیار انسان در زندگی این دنیا دارد؟کسی که در برزخ از خودش در عذاب است و راه فراری نیز از خودش ندارد چگونه این عذاب و سختی به تدریج رفع میشود؟چگونه مومن پاک می شود؟باید عاملی وجود داشته باشد که عذاب را رفع کند،خود انسان که نمی تواند،می تواند؟یا با تداوم عذاب که اتفاقی نمی افند،می افتد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: در برزخ و قیامت انسان در قبضه‌ی ملکاتی است که در دنیا در خود ایجاد کرده ،در مورد رفع عذاب مؤمنین و پاک‌شدن آن‌ها به طور نسبتاً مبسوط در کتاب «معاد؛ جدّی‌ترن زندگی» بحث شده به آن‌جا رجوع فرمایید. موفق باشید
1451

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام استاد معزز. سوالی از محضرتان داشتم.من دختری مجرد هستم و معتقدم وقتی توکل به خدا کردم هرزمان که خدا صلاح بداند شرایط ازدواج مرا فراهم خواهد کرد. اما دوستانم این تفکر را خیلی نمی پذیرند و معنقدند که دختر خودش باید فعالیت کند و کسی را برای ازدواج پیدا کند و به صورت غیر مستقیم شرایطی را فراهم کند که فرد مورد علاقه اش به خواستگاری بیاید. استاد اولا من از کجا بدانم یک فرد که با تشخیص من مناسب است دقیقا همان کسی است که صلاح من است. بنابراین می گویم خدایا خودت آنکه را صلاح من در زندگی با اوست سر راهم قرار بده و اسباب و شرایط را هودت فراهم کن. دوما من اصلا مایل نیستم وقت و فکر و انرژی ام را بگذارم و مدام آدمها را بررسی کنم و ... چون دوستان می گویند باید با آقایانوارد بحث شوی تا تو رابشناسند و پا پیش بگذارند و ... اما من این رویکرد را نمی پسندم.دوستان می گویند اینطور که تو رفتار می کنی هرگز ازدواج نخواهی کرد. اما استاد مگر نبود که شخصی از امام معصوم پرسیدئ اگر فردی در یک چاردیواری که راهی به جایی نداشته باشد قرار گیرد رزقش از کجا میرسد و امام معصوم فرمودند از همان جا که اجلش می رسد؟ پس اگر خدا بخواهد کسی را قسمت ما کند بدون این زمینه چینی ها هم می رسد . استاد تفکر من اشتباه است؟ استاد در این خصوص تکلیف من چیست؟لطفا مرا راهنمایی کنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: همین طور که می‌فرمایید نه آنچنان باید عمل کرد که همه‌ی کارمان شکارکردن شوهر باشد و نه آن‌که نسبت به ظاهر خود بی‌تفاوت باشیم که موجب رغبت خواستگاران نباشیم. بالاخره عده‌ای به دنبال همسر خوب و آراسته هستند، در آن حدّ که آن‌ها بتوانند همسر خوب و آراسته‌ی خود را پیدا کنند باید کمکشان کرد. موفق باشید
1137

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام جوانی ۲۸ ساله هستم در دوران دبیرستان با معنویت وسیروسلوک آشنا شدم ولی در یک لح ظه پایم لیز خورد وگناهی مرتکب شدم بعر ازآن همیشه احساساتم با خدا در دوران بود گاهی خوب گاهی بد وناامید می شدم تا اینکه شبی بیدار شدم دیدم هیج حسی به خدا ومعنویت ندارم هیچ بلکه نوعی بغض وکینه نسبت به این مسایل دارم از خدا می ترسیدم انگار باری به انداره صد تن برروی دوشم بود همیشه خودم را نوعی پیر حشس می کردم که توانائی انجام هیچ کاری را ندارم از اینکه این حس را داشتم پریشان بودم به اعضای خانواده هم بد بودم ذره ذره نسبت به معنویت دور می شدم از قرار گرفتن در جمع های مذهبی بیزار بودم در موقع شنیدن روضه احساس سرور می کردم نوعی حق به دشمنان خدا می دادم این حالت در من بود تا چند ماه پس از چند ماه وضعم بهتر شد ولی نوعی سنگینی را حس می کردم نمی توانستم سمت خدا برم اگرحس معنوی خوبی به من دست می داد سریع بیخیال می شدم انگار قلبم گنجایش نداشت همیشه می خواستم چیزی در قلبم باشد که آرام شوم همیشه دننبال عشق زمینی بودم که در تمامی موارد شکست خوردم حدود سه سال پیش دختری دیدم که فکر کردم به خواسته ام رسیدم روز به روز خودم را در زیراشعه او میدیدم فکر جدائی و دوست نداشتن او برایم مساوی مرگ بود وهست با اینکه ما رابطه ای نداشتیم ولی این علاقه ولذت در من بود با این که حدود یکسال است که ندیدمش ولی مهرش از دلم بیرون نرفته مهر اورا با هیچ چیز عوض نمی کنم وانگار پرده ای روی قلبم کشیدن نمی زارن به چیز دیگه ای فکر کنم خودم هم ناامید شدم از اینکه بتوانم بیخیال شم می گم چون من مهر اورا به همه چیز ترجیح دادم خدا مرا تنبیه می کنه برخی اوقات چنان منو مسحور میکنه که انگار قفل شدم دیگه هیچ علاقه ای به عبادات ندارم از خودم ناامیدم وبر همین اسا دست به هر کار ی می زنم ولی بعد پشیمان می شوم من در مانده ام کسی نیست مرایاری کند چون توسل نمی توانم بکنم نسبت به همه ناامیدم وهمش دنیال راه فرارم ولی متاسفانه راهی نیست این مزه ای که از علاقه به آن شخص بردم زیر زبانم مانده ونمی توانم دست بکشم همیشه تا به سختی می فتم به سراغ افکار می روم انگار یکی مرا به سوی آتش هل می ده میگین کسی که از سلوک برگشته چاره نداره تمام بد بختی من اینه که به نظرم نتونستم جای اونو تو قلبم پرکنم ومدام از پی همه چیز می روم
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی کتاب «چگونگی ادب خیال و عقل و قلب» را مطالعه کنید. متن کتاب روی سایت لب المیزان هست. إن‌شاءالله وقتی خیال خود را مدیریت کردید، عهد قلبی شما به خدا برمی‌گردد. موفق باشید
1078

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باعرض سلام لطفا راحترین راه برای اثبات خداوند برای دانشجویان را بیان فرمایید؟البته بدون استفاده از برهان نظم وعلیت.باتشکر
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی مباحث معرفت نفس شرایط را فراهم می‌کند تا انسان خدای فطری خود را تصدیق کند. موفق باشید
466

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم 1 آنچه ازتعالیم حضرت عالی درکتاب»ده نکته»استفاده شده که «نفس»حقیقی بسیط دارد. به گونه ای که نه تنها درهمه ی بدن حاضر است بلکه کل ان در همه بدن حاضر است .و ازهمین جا اثبات شده که نفس من به وسعت هستی است ودر تمام هستی حاضر است حال سوال این است که باتوجه به این تعالیم عامل تشخص افراد کدام است؟ و چه چیزی نفسی را از نفسی جدا می کند؟ ریشه طرح چنین سوالی آن است تا کیفیت عذاب اخروی مشخص شود زیرا با توجه به بساطت نفس¸هرگونه عذابی به هر نفس ,عذاب کل نفوس خواهد بودوبر عکس,هر گونه تفضل واجری,گرامی داشت کل نفوس خواهد بود.
متن پاسخ
علیکم السلام باسمه تعالی نفس انسان در ذات خود در همه‌جا حاضر است ولی هرکس به اندازه‌‌ی انتخاب‌هایی که انجام می‌دهد فرد خاصی می‌شود با شخصیت خاص و لذا فرمود: «کلُّ نفسٍ بِما کَسَبَتْ رَهینه» هرکس در رهن آن چیزی است که کسب می‌کند و انتخاب می‌نماید. مفصل این بحث در کتاب «چگونگی فعلیت‌یافتن باورها» هست. و یا بحث را در کتاب «هدف حیات زمینی آدم» تحت عنوان انسان فقط انتخاب است، دنبال بفرمایید. موفق باشید
19755
متن پرسش
با سلام خدمت استاد طاهرزاده: من در رابطه با زندگی خودم راجع به موضوع جبر و تفویض دچار تناقض شدم، من معلول مادرزاد هستم و در این معلولیت خطای مادرم قابل انکار نیست از آنجا که نتوانست مرگ فرزندش را تحمل کند و در اثر بی تابی و خوردن قرص اعصاب و اثرات آن روی من باعث معلولیت بنده شده است. اگر واقع بینانه بررسی کنیم خدا بر اساس ظرفیت هرکس به آن شخص کمالاتش را می دهد از آن ور هم داریم که هر خوبی را به خدا اسناد و بدی را از خود بدانید مشکل از آنجا شروع می شود وقتی با مادرم جر و بحث می کنیم می گوید بیماری تو کار خداست و زمانی این حرف را می شنوم و تبعیض نسبت به جامعه معلولین در جامعه را می بینم اینجاست که آتش می گیرم و با خود می گویم پس چرا خدا اختیار را قرار داده به هر صورت اختیار آدمی در سرنوشت او بی تاثیر نیست با توجه که ما داریم «لا جبر و لا تفویض و لکن امر بین امرین» در این مورد برای اینکه نه به جبر کامل نه تفویض کامل بیفتیم در این مورد خاص لطفا راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است که در این رابطه چند موضوع را دنبال کنید. یکی موضوعِ معنای جبر و تفویض که در جزوات بر روی سایت، جزوه‌ی مربوطه را می‌توانید بیابید. دیگر در معنای عدل الهی که مرحوم شهید مطهری در کتاب «عدل الهی» بدان پرداخته‌اند و سوم در این که اگر مقصد انسان رضایت الهی است، در بستر رضایت الهی، انسان به نتایج خوبی می‌رسد و در این رابطه یک انسان معلول با مسئولیت کم‌تری رضایت الهی را به همان معنایی فراهم می‌کند که خداوند در موردش فرمود: «یا ایتهاالنفس المطمئنه ارجعی الی ربّکِ راضیة مرضیة». موفق باشید

17886
متن پرسش
سلام علیکم: استاد گرامی خدا سایه شما را کم نکند. دارم هلاک می شوم کمکم کنید: دیشب قرآن را گشودم و به آیه سوم سوره زمر رسیدم «أَلَا لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِيَاء مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فِي مَا هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي مَنْ هُوَ كَاذِبٌ كَفَّارٌ» یک مرتبه توجه کردم نکند آنچه وهابیون راجع ما شیعیان می گویند درست است؟سراغ المیزان رفتم سر در نیاوردم. استاد خواهش می کنم پاسخم دهید اینکه خدا می فرماید بعضی اولیایی می گیرند غیر از خدا و می گویند صرفا قصد ما تقرب به خداست مشمول حال شیعه هم می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر قرآن برای این کارها است؟؟! قرآن برای تدبّر است آن‌هم نه در یک آیه، بلکه در مجموعه‌ی یک سوره و سوره‌ها. موفق باشید

16838

معرفت النفسبازدید:

متن پرسش
به نام خدا دانشجوی روانشناسی هستم، می خواستم اگر میشه استاد یک سری کتاب برای سیر کامل معرفت النفس یا روانشناسی اسلامی به بنده معرفی کنند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن، کتاب «خویشتن پنهان» و سپس کتاب «رسالة الولایه» با 11 جلسه شرح صوتی آن و سپس 6 جلسه‌ی بحث (برکات نظر در نسبت بین «وجودِ نفس» با «صِرفُ‌الوجود») و کتاب «معرفتِ نفس و حشر» که بر روی سایت هست، و در نهایت، کتاب «عیون نفس» از آیت اللّه حسن‌زاده. موفق باشید

15433

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: روش استخراج حقایق از نظر جنابعالی اگر رجوع به قرآن و احادیث باشد، چه روشی برای فقاهت در نظر شماست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روحیه‌ی اجتهادی که سرمایه‌ی هزارساله‌ی ما است باید در قرآن و احادیث نیز رعایت شود تا از سطحی‌نگری نجات یابیم. موفق باشید

14930
متن پرسش
سلام و ارادت: استاد فاضل لطفا کتاب مختصر و مفید در مورد آشنایی با نظریات فلاسفه غرب معرفی کنید. مکاتب فلسغه غرب آیا در اصول عقایدشان همانند فلاسفه اسلامی وحدت دارند یا ندارند؟ سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است ابتدا از جزوات «فلسفه‌ی غرب» که بر روی سایت است شروع بفرمایید و سپس صوت جلسات آقای دکتر مهدی بنائی را از سایت «روزگار نو» بگیرید و در آخر، به کتاب‌های «تاریخ فلسفه» کاپلستون رجوع فرمایید. موفق باشید

14865
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: همانطوریکه مستحضرید در متون دینی احادیثی دال بر «اول ما خلق الله العقل»، «نور نبیک یا جابر» و ... وارد شده و عرفا آن را به عنوان اول ماصدر، حقیقت محمدیه (ص)، عقل اول و... لحاظ فرموده اند. همچنین از دو فیض اقدس و مقدس ذکر به میان آمده، آنچه ذهن اینجانب را به خود مشغول ساخته این است که بالاخره انسان کامل وجود منبسط یا فیض مقدس است؟ در حالیکه می دانیم فیض مقدس و وجود منبسط، فیض است و حکمی ندارد با سنگ سنگ و با دره دره است ... یا اینکه انسان کامل مظهری کامل و آئینه ایی تمام برای این وجود منبسط و فیض یگانه الهی است؟ آیا انسان در قوس نزول مظهر امر یگانه الهی و فیض منبسط و باطن آن فیض اقدس است که در قوس صعود با آن (عقل کل) متحد و بلکه بالاتر از آن گام می نهد؟ از طرفی برخی روایات اشاره دارد که عقل یک موجود ذی شعور (و یک ملک با ویژگی خاصی) می باشد .... این چگونه با تطبیق عرفا که انسان را صادر اول دانسته و در توجیهی بین حکمت و عرفان سعی در یکی دانستن این دو مقام دارند قابل توجیه است؟ حائز اهمیت است که بدانیم در تعابیر عرفا به صراحت آمده که انسان مظهر ذات و صفات و افعال خداست، مستحضر هستید که ذات و صفات ذاتی خداوند نامحدود بوده و بقول استاد فرزانه علامه جوادی آملی (حریم ممنوعه است) و ایشان تاکید می نمایند که مظهریت برای انسان و نیز سایر موجودات از محدوده ی فعل و اسمای فعلی خداوند سبحان آغاز می شود که این موضوع در ظاهر کلام عرفا لحاظ نشده است ... مطلب بعدی اینکه خلقت ارواح قبل از ابدان را چگونه تبیین می فرمائید و این با نظریه ملاصدرا براحتی قابل جمع نیست. آیا وقت آن نرسیده که بجای توجیه حقیقت با نظریه بزرگانی و اعاظمی مانند ملاصدرا و یا عرفا بر اساس آموزه های عمیق ولایی و معرفتی به نقد این نظرات نیز پرداخت و صرفا در بررسی این متون به عنوان شارح طی طریق ننموده بلکه نوع آوری، نقد صحیح و نظریه پردازی عالمانه و منصفانه نیز داشته باشیم، البته از تلاش و زحمات حضرتعالی که کم و بیش با آثار کلامی و مبنانی شما مانوس هستم کمال تشکر را دارم. استدعا دارم حوصله فرموده پاسخهای این حقیر و ارادتمند خویش را به تفکیک و حتی الامکان تفصیلی مرحمت فرمائید. با تشکر طول عمر با برکت و موفقیت روزافزون حضرتعالی را از خداوند سبحان و امام برحق ثامن الحجج (ع) که از مجاورین آن سرور هستم، مسئلت می نمایم. ومن الله التوفیق سید رضا نوعی (حکیم)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- فیض مقدس از آن جهت که مظهر تامّ اسماء و صفات الهی است، با انسان کامل منطبق است که محلِ «علّم آدم الاسماء کلّها» است. و انسان کامل از آن جهت که خلیفة اللّه است در مقام فیض منبسط نیز می‌باشد به همان معنایی که در کنار هر مخلوقی حاضر است و هر مخلوقی در ذات خود رسول اللّه را می‌شناسد 2- صادره‌ی اول از جهتی فیض مقدس است که به جهت قربِ مطلق، همه‌ی کمالات حضرت حق را به‌جز واجب‌الوجودبودن داراست و بدین معنا می‌توان در اصطلاح فلسفی «عقل کلّ» گفت. و از آن جهت که فیض مقدس در مقام واسطه‌ی فیض الهی است و به عنوان انسان کامل دارای قوا می‌باشد، می‌توانیم فرشته‌ای را مظهر آن عقل کلّ نامید و مطابق حدیث «حقیقت نوری اهل‌البیت» فرشتگان به نور امامان معصوم«علیهم‌السلام» تهلیل و تقدیس خداوند می‌کنند و در عالَم، نقش‌آفرینی می‌نمایند 3- این‌که گفته می‌شود انسان کامل مظهر ذات و صفات الهی است، نظر به توحید ذاتی دارند که هر وجودی را مظهر وجود حق می‌دانند همچنان‌که در توحید صفاتی، هر صفاتی را مظهر صفات الهی می‌دانند 4- حوزه‌ی فلسفه‌ی صدرایی در آن حدّ نیست که موضوع خلقت ارواح قبل از ابدان را به میان آورد ولی معارفی را مطرح می‌کند که شما می‌توانید آن روایات را تصدیق کنید و یا حدّ اقل بعید ندانید. زیرا خلقت ارواح قبل از ابدان در عین ثابته‌ی مخلوقات مطرح است و حرکت جوهری ملاصدرا در بحث «النفس جسمانیة الحدوث...» می‌تواند روشن کند تجلیّات فیض الهی برای تبدیل قوه به فعل در مرحله‌ای، تجلیِ آن روح است که قبل از بدن خلق شده 5- با نظر به معارف صدرایی و عرفان محی‌الدین، انسان بهتر متوجه‌ی حقّانیت علوم اولیاء معصوم می‌شود و زبان تبیین آن علوم نیز بهتر فراهم می‌گردد مثل کاری که حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در کتاب «مصباح‌الهدایه» انجام داده‌اند. موفق باشید  

14291

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: 1. تفاوت صدرا با سینا چیست؟ 2. تفاوت لیبرالیزم و نئولیبرالیزم را در سه ساحت هنر علم و اقتصاد چیست؟ اگر ممکن است یک مقداری مفصل تر توضیح دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد تفاوت بین مکتب ابن‌سینا و ملاصدرا لازم است کتاب‌هایی مثل «اشارات» را از ابن‌سینا دنبال کنید و از ملاصدرا حداقل کتاب «شواهد الربوبیه» را مطالعه فرمایید. 2- در مورد تفاوت ساحت هنر و اقتصاد در لیبرالیزم و نئولیبرالیزم اطلاعاتی ندارم. موفق باشید

13956
متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت به استاد بزرگوار: بنده طلبه ای هستم که خیلی دغدغه دارم کارم رو به بهترین نحو انجام بدم. در حال حاضر هم موضوعی من رو مشغول خودش کرده و اون امر به معروف در جامعه کنونی هست به خانمها. می بینید که حتی در فصل زمستان هم پوشش همچنان به همون نحو هست. این قضیه من رو خیلی آزار میده اما نمیدونم چرا نمیتونم امر به معروف کنم. شاید از ترس باشه، البته ترس از داد زدن و آبرو ریزی یا حتی به طور مثال چاقو خوردن و... نیست. با اینکه همسر و فرزند دارم اما آرزوی شهادت دارم اما ترس از اینکه طرف مقابل حرفی بزنه و من نتونم جوابی قانع کننده براش داشته باشم. گرچه به گفته اطرافیان از نظر اطلاعاتی در حدی معقول هستم اما نمیدونم شاید چون تابحال جلو نرفتم این ترس رو دارم. اصلا این کار الان که نزدیک به هفتاد تا هشتاد درصد خانمهای بالاخص اصفهان گرفتارش هستند، تاثیری داره؟ اصلا به بنده واجب عینی هست که برم جلو یا این عذاب وجدان رو از خودم بردارم؟ و من الله التوفیق، التماس دعای فرج و شهادت برای حقیر. سپاسگزارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع امر به معروف در این زمان و در این تاریخ حوزه‌ی بسیار گسترده‌ای پیدا کرده است که غیر از حوزه‌ای است که 400 سال پیش در آن قرار داشتیم. پیشنهاد می‌کنم به جواب سؤال‌های 11643 و 12834 و 13569 و 13387 رجوع فرمایید. موفق باشید

13028
متن پرسش
با سلام: اولا آدرس الکترونیکی را الکی زدم چون نداشتم، عفوکنید. اما سوال: بنده ادعا می کنم که از راه های کوناگون چه در خواب و چه در بیداری صوت می شنوم و مطالبی به من گفته می شود مثلا به من گفته می شود که انسانها را باید خدا بزرگ کنه یا اینکه می گویند که ولایت مال رسول الله است و نظریه ولایت فقیه را که من مطرح می کردم را زیر سوال می برند. یا اینکه گفته می شود که صداقت مال بزرگترهاست یا شما گفتید که آیت الله جوادی رشد خوبی کردند تفاوت بین رشد خوب و بزرگ کردن انسان توسط خدا چیست؟ مطالبی را خدمتتان عرض کردم رو چگونه با هم دیگه جمع کنم؟ با تشکر موفق باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید مواظب بود خود را در اختیار این نوع اصوات و خطورات قرار ندهیم وگرنه شیطان از این طریقه وارد می‌شود و به صورت‌های مختلف و انواع شبهه‌ها ما را بیچاره می‌کند. ملاک ما در فهم و تعقل، قرآن و روایت و نظر علماء باید باشد نه خطوراتی که به سراغ ما می‌آید. موفق باشید

12945

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام جناب استاد خسته نباشید: آیا بدون امام شناسی می توان خداشناسی کرد؟ رابطه این دو چگونه است؟ ممنون می شوم برای حرف هایتان از آثار بزرگان بخصوص علامه و امام راحل و آقای جوادی و... هم مستنداتی بیاورید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوع را در کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل البیت» دنبال فرمایید. موفق باشید

12906

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: نمی خواهم مزاحم شوم ولی در شرح کتاب ده نکته در نکته ی چهار و پنج از قول خودتان می گویید که وقتی امام (ره) رحلت کردند با یک روح برخی ارتباط برقرار کردم. راه این کار چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده احضار روح نکرده‌ام و این کار را هم قبول ندارم. موضوع آن جلسه از این نوع کارها نبود، بلکه آن روح برزخی بنا به مأموریتی که برایش تعیین کرده بودند، مأمور بود تذکراتی از طریق زبان آن جوان به جمع برساند و بنده نیز در آن جلسه دعوت شده بودم. و این‌طور نیست که راه‌کار خاصی برای این امور در میان باشد. موفق باشید

12839
متن پرسش
با سلام: با توجه به این که قران معجزه زنده هر عصری است و با توجه به این که هر معجزه ای از پیامبران متناسب با عالی ترین فن آن زمان است. ایا در حال حاضر قرآن متناسب با عالی ترین فنون این عصر می باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نیاز‌های کلی بشر همیشگی است و متناسب آن نیاز‌ها، قرآن جواب های قدسیِ هر زمان را ارائه می‌دهد بخصوص در این دوران که بیشتر دوران فکر و فرهنگ است و لذا قرآن در این دوران بیشتر معجزه بودن خود را ارائه می‌دهد. موفق باشید

10885

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: من دانشجوی مقطع دکتری حکمت متعالیه هستم می خواهم موضوع رساله انتخاب کنم بدنبال موضوعی هستم که نه عمرم به بطالت رفته باشد و هم برای جامعه مفید باشد. اگر لطف کنید در این زمینه من را راهنمایی کنید ممنون می شوم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً بنده در این موارد ورودی نداشته‌ام که نسبت به موضوع پایان‌نامه‌ها فکر کنم، لازمه‌ی این کار یک روحیه‌ی خاصی است که بنده از ابتدا وارد آن نشده‌ام. موفق باشید
10271
متن پرسش
سلام علیکم: آیا در شکل گیری علم فیزیک جدید سوبژکتیویته دخالت دارد؟ ما در آینده باید به فیزیک دیگری نظر کنیم؟ آیا فیزیک انیشیتین تفاوت اساسی با فیزیک نیوتونی دارد؟ یعنی نگاهش به عالم خارج از نگاه مدرنیته است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هرچیزی می‌شود نگاه سوبژکتیو داشت و آن را محدود به فاعل شناسنده کرد و در این حالت فیزیک انیشتین با نیوتن فرق ندارد. عمده آن است که متوجه باشیم نفس ناطقه‌ی انسان می‌تواند واقعیت خارج را درک کند و هر چقدر بیشتر تزکیه کرده باشد، تصور بهتری از معنای عالم خواهد داشت. موفق باشید
8052
متن پرسش
سلام استاد،خسته نباشید.چراورزش در درمان افسردگی و اضطراب اینقدر موثر است؟این بیماریها یعنی زیادی به خیالات میدان داده شده ولی کار کردن با به نیت ورزش ورزش کردن دو تاثیر متفاوت دارند وکار جای ورزش را نمی گیرد،باوجود اینکه در هر دو تا اراده روح بر بدن تثبیت می شود ولی ورزش تاثیر عجیبی دارددر دفع خیالاتوکار نمی تواند جایگزین ورزش شودومن به دنبال تاثیر ورزش در دفع خیالاتم؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بنده در این مورد در قسمت سوم کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» تحت عنوان تأثیر روح بر حرکات ورزشی عرایضی داشته‌ام. موفق باشید
7554

تشکیک وجودبازدید:

متن پرسش
با سلام آیا میتوان ارتباط روح ثابت آدمی با جسم لطیف قیامتی را دهر تعریف کرد؟اینطور که تحقیق کردم میرداماد ارتباط موجودات ثابت را با موجودات متغیر شامل دهر میداند.(همانطور که ارتباط موجوادت این جهان با یکدیگر شامل تقدم و تاخر میشود و همان را زمان میدانیم)
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: در آن دستگاه حرف همان است که جناب میردامادی می‌زند. ولی اگر بحث اصالت وجود به میان آید و موجود متغیر به عنوان مرتبه‌ای از وجود مدّ نظر قرار گیرد که در ذات خود متغیر است بحث ارتباط ثابت با متغیر در میان نخواهد بود بلکه تشکیک وجود در میان است و در آن صورت رابطه‌ی وجود نازله با وجود بالاتر مطرح است که در حرکت جوهری به‌خوبی به آن پرداخته شده است. موفق باشید
7541
متن پرسش
با سلام در مورد رزق حدیثی هست که میفرماید رزقی هست که مانند اجل دنبال انسان است.از طرف دیگر میفرمایید مردم آفریقا که بر علیه ظلم قیام نکرده اند رزقشان کم است.این سخن شما با این حدیث در تناقض نیست؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: چون در همان روایت هست که بعضی اعمال رزق را تنگ می‌کند، می‌توان نتیجه گرفت اگر وظیفه‌ی خود را درست انجام ندهیم در رسیدن به رزق مقسوم به زحمت می‌ افتیم ولی در هر حال رزق مقسوم به ما می‌رسد. موفق باشید
7168
متن پرسش
با سلام در جواب یکی از سوالات فرموده اید:در روایتی آمده وقتی حضرت رسول به آسمان اول رسیدند ابتدا ملائکه فرار کردند چرا ملائکه فرار کردند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید به جهت ابهت نور رسول خدا«صلواة‌اللّه‌علیه‌وآله» باشد. موفق باشید
نمایش چاپی