باسمه تعالی: سلام علیکم: باید مواظب بود بین نگاه فلسفی که نظر به مفاهیم موجودات دارد و نگاهِ عرفانی خلط نشود. در نگاه فلسفی است که بحث ماده و مجرد مطرح است. آری! در نگاه عرفانی اساساً قضیه همین است که میفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی نسبتاً مبسوط در کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» شده است. خوب است در کنار کتاب و صوتهایی که با این عنوان مطرح شده است، مطلب را دنبال فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- فیض مقدس از آن جهت که مظهر تامّ اسماء و صفات الهی است، با انسان کامل منطبق است که محلِ «علّم آدم الاسماء کلّها» است. و انسان کامل از آن جهت که خلیفة اللّه است در مقام فیض منبسط نیز میباشد به همان معنایی که در کنار هر مخلوقی حاضر است و هر مخلوقی در ذات خود رسول اللّه را میشناسد 2- صادرهی اول از جهتی فیض مقدس است که به جهت قربِ مطلق، همهی کمالات حضرت حق را بهجز واجبالوجودبودن داراست و بدین معنا میتوان در اصطلاح فلسفی «عقل کلّ» گفت. و از آن جهت که فیض مقدس در مقام واسطهی فیض الهی است و به عنوان انسان کامل دارای قوا میباشد، میتوانیم فرشتهای را مظهر آن عقل کلّ نامید و مطابق حدیث «حقیقت نوری اهلالبیت» فرشتگان به نور امامان معصوم«علیهمالسلام» تهلیل و تقدیس خداوند میکنند و در عالَم، نقشآفرینی مینمایند 3- اینکه گفته میشود انسان کامل مظهر ذات و صفات الهی است، نظر به توحید ذاتی دارند که هر وجودی را مظهر وجود حق میدانند همچنانکه در توحید صفاتی، هر صفاتی را مظهر صفات الهی میدانند 4- حوزهی فلسفهی صدرایی در آن حدّ نیست که موضوع خلقت ارواح قبل از ابدان را به میان آورد ولی معارفی را مطرح میکند که شما میتوانید آن روایات را تصدیق کنید و یا حدّ اقل بعید ندانید. زیرا خلقت ارواح قبل از ابدان در عین ثابتهی مخلوقات مطرح است و حرکت جوهری ملاصدرا در بحث «النفس جسمانیة الحدوث...» میتواند روشن کند تجلیّات فیض الهی برای تبدیل قوه به فعل در مرحلهای، تجلیِ آن روح است که قبل از بدن خلق شده 5- با نظر به معارف صدرایی و عرفان محیالدین، انسان بهتر متوجهی حقّانیت علوم اولیاء معصوم میشود و زبان تبیین آن علوم نیز بهتر فراهم میگردد مثل کاری که حضرت امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» در کتاب «مصباحالهدایه» انجام دادهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع امر به معروف در این زمان و در این تاریخ حوزهی بسیار گستردهای پیدا کرده است که غیر از حوزهای است که 400 سال پیش در آن قرار داشتیم. پیشنهاد میکنم به جواب سؤالهای 11643 و 12834 و 13569 و 13387 رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی نسبتاً مفصل در کتاب «امام خمینی و تقدیر تاریخی زمانه» شده است. اینکه میفرمایید، ظاهرِ قضیه است و آثار همان تمدنی است که در حال افول است، و این مسئلهی بسیار مهمی است. ملاحظه کنید که چگونه در دل همین بحرانها جریانی در حال شکلگیری است که به همهی این مظاهر، «نه» میگوید. و به قول ابنخلدون همیشه تمدنها در متن همین «نه»گفتنها به تمدن قبلی که در نهایت نمایش خود بوده است؛ شکل گرفته. موفق باشید
سمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که هر حقیقتی تشکیکی است از جمله وَحی. و حتی وحیای که به پیامبران میشود در عین تجلی نور ربوبیت ربّ است، باز شدت و ضعف خود را دارد یعنی وَحی آنطور که برای آخرین پیامبر نازل میشود با وحیای که برای مثلاً حضرت یونس«علیهالسلام» بوده است در یک درجهی وجودی نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نیازهای کلی بشر همیشگی است و متناسب آن نیازها، قرآن جواب های قدسیِ هر زمان را ارائه میدهد بخصوص در این دوران که بیشتر دوران فکر و فرهنگ است و لذا قرآن در این دوران بیشتر معجزه بودن خود را ارائه میدهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مثل آنکه شما هرگز تصور خوردن آتش گداخته را نمیکنید، معصوم به جهت نور علم حضوریاش نسبت به گناه هرگز نه به گناه مبادرت میکند و نه تصور عمل به آن را در خود میپروراند، و از آنجایی که گناه یک امر وَهمی است برای معصوم که علماش به واقعیات است گناهکردن واقع نمیشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. به همین جهت ما در روایات بعضاً بیماریها را به شیطان نسبت میدهیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: معنا ندارد مسیر فلسفهای که به اصالت وجود رسیده است، از نظر فلسفی به جایی بالاتر برود زیرا بالاتر از «وجود» چیزی نیست. میماند که در کنار این نگاه دو نگاه دیگر باید در میان آید: یکی در بستر اصالت وجود نظر انداختن به انسان است که علامه طباطبایی در «رسالة الولایه» باب آن را باز کردهاند؛ و دیگر نگاه هایدگر به انسان است به اعتبار اگزیستانسِ انسان که همان «دازاین» است. و متأسفانه اهل فلسفهی صدرایی به این نکته نظر نکردهاند و به همان اندازه در نظر به پدیدارها با کمبود روبهروییم وگرنه از جهت اصالتدادن به وجود و نگاه فلسفی، چیزی کم نداریم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن حدّ که بنده اطلاع دارم این روشها در رابطه با آزادکردنِ نفس است تا وجهِ تجردِ آن با شدت بیشتر عمل کند که کلاً مرتاضها نیز در همین مسیر عمل میکنند. ولی روش توحیدی مسیری است که انسان بهجایِ آزادکردنِ قدرت نفس، سعی میکند با منبعِ لایزالِ هستی مرتبط شود. و این غیر از آن است که نفس را آزاد کنیم تا مثلاً قوای خود را تا مراحل فوق کیهانی سیر دهد. در این حالت، هنوز در محدودهی تجرد نفس از نفس بهره میبریم. در این مورد کتاب «چگونگی فعلیتیافتن باورها» و شرح صوتی 17 جلسهی آن به نظرم بتواند کمک کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ریاضیات، حوزهی فهمِ کمّیات است و ما برای مقابله با افکار انحرافی نیاز به تفکر فلسفی داریم. در این رابطه تفکرِ صدرائی بسیار مهم است. حضرت امام در ابتدای شرح «دعای سحر» خود میفرمایند: «و ما ادرئکَ ماالملا صدرا». موفق باشید
