یک جایی خارج از هیاهوی شهر هست که اونجا آدما به هم نزدیکترن. آدما آدم ترن. بی شیله پیله ترن. میشه بدون اینکه فکرت مشغول کلمه و جملهٔ بعدی و نتیجه و ... باشه، فقط بشنوی و ببینی و حرف بزنی. اونم نه هر حرفی؛ حرفایی که تو شهر نمیشه زد. اونجا آدما شاعر ترن. اصلا از شهر دور میشن که شاعر باشن. که بتونن ببینن و حرف بزنن. وگرنه اصلا کی دیگه حرف میزنه؟ تو هیاهوی شهر که نمیشه حرف زد. میدانی؟ برای رسیدن به آن نقطه خارج از شهر، باید از شهر گذر کنی. باید بگذری از شهر. حاج قاسم از شهر گذشته بود و رفته بود در بیابانها. که ببیند. که همچنان شاعر باشد. که بتواند حرف بزند. بهای دیدن، گذشتن از شهر است. شهر کجاست؟ هیاهوی انسانها و تمام مناسباتش. از تکنیک گرفته تا اراده به قدرت و نئولیبرالیسم و همهٔ بدبختیهایش. آنجا که میگویم، آن جزیرهٔ نور آشامان و نورخواران، ساکنانی دارد. احمدی روشن و فخری زاده که علم را یک راه برای سلوک میدیدند، آن جزیرهٔ نورِ نور را پای راکتورها و میان مقالهها و کتابها میدیدند. حتما شنیدهای آنکه فخری زاده از حافظ غزلی میخواند که دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند. عماد مغنیه و ابراهیم عقیل و سید حسن نصرالله که نقشه کشیدند و تونل زدند و فکر کردند و فکر کردند و فکر کردند و پرچمی علم کردند به نام حزب الله لبنان، آن جزیره را در همان تپههای جنوب لبنان به چشم دیده بودند. آنجا که شهیدی شهید قبلی را تشییع میکرد، آنجا که نور بود و نور بود و نور. حتما شنیدهای که آن مداح لبنانی میخواند هذا الجنوب کربلاء و صوت الشهدائنا متی ترانا و نراک.. و حتما آن شهید مدافع امنیت را دیدهای که چند ساعت قبل از شهادت زمزمه میکند به یمن تلخی هجران، وصال شیرین است.. اینها ساکنان آن جزیرهاند. آوینی و همت و باکری. ابو مهدی المهندس و شهریاری و طهرانچی... در شهر ماندن که چیز خاصی ندارد. مگر شهر به کسی هم وفا کرده؟ باید بار و بندیل را جمع کرد و از شهر رفت. به سمت آن جزیرهٔ نورآشامان و نورخواران. که نور میتابد و میشود دید و شنید. و حتما شنیدهای که سید حسن نصرالله آن کلام معروف حضرت امیر را نقل میکند که آه من قلة الزاد و بعد السفر و وحشت المسیر. آه از کم بودن توشه و دوری سفر و وحشت راه. آه... آشفتگیه؛ باید ببخشید...
باسمه تعالی: سلام علیکم: و این یعنی توجه به مردی که در کنار مردم بود و با شخصیت همه جانبۀ خود به افقهای بلندی اشاره میکرد که این شبها مردم با نظر به آن افقها در خیابانها ایستادهاند.
آری! امت دارد خود را پیدا میکند با شهادتی که سرنوشت منطقه را تغییر میدهد، زیرا شهادتی بود در بستر مقاومت. و این است که باید از خود پرسید: چگونه در رُخداد شهادت رهبرمان باید حاضر شد؟ آیا حقیقتاً میتوان به این نکته فکر کرد که آن مرد بزرگ، خودش با نظر به نتایجی که شهادت او پیش میآورد؛ شهادت خود را رقم زد؟ زیرا همه میدانیم شهادت در جایی حاضر میشود که تفکری در میان باشد و عملاً با شهادت، آن تفکر بیشتر روشن میگردد. موفق باشید
🚨 انتشار برای اولین بار 🔰 نقل معتبر گفتگوی شهید لاریجانی با امام شهید؛ ساعاتی پیش از شهادت امام چند ساعت پیش از حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، شهید علی لاریجانی برای دیدار با رهبر معظم به دفتر رفت. لاریجانی برای توضیح از طرح حمله و ترور نزد «قائد شهید» آمده بود؛ او جزئیات این طرح را از منابع مختلف به دست آورده بود و پروندهای نیز همراه داشت تا بتواند به سؤالات احتمالی پاسخ دهد. او گفته بود «این بار نه یک فشار معمولی است و نه یک پیام عادی، بلکه خبر یک تصمیم است! دشمن تصمیم گرفته شما را به هر قیمت به شهادت برساند، حتی اگر لازم باشد تمام آسمان را با آتش موشکها بسوزاند.» رهبر معظم با جدیت به سخنان او گوش میدادند. لاریجانی ادامه داد که ما برای شما مکانی امن فراهم کردهایم، جایی که از دید دشمن پنهان خواهید بود، جایی که نه بمبها به آسانی میرسند و نه هواپیماهای جنگی میتوانند آن را هدف قرار دهند. لاریجانی با لحنی ملتمسانه گفت: «این یک مخفیگاه نیست، بلکه محل اقامت موقتی است تا طوفان بگذرد و شما از دیدها دور بمانید.» سپس سکوت کرد. حضرت آقا با لبخندی مهربانانه به او نگریست و برخاست. لاریجانی میگوید: احساس کردم که تاریخ نیز همراه او برخاسته است. رهبر شهید با آرامش پرسید: «وقتی نزد من میآمدید، انتظار چه پاسخی داشتید؟» لاریجانی با تردید گفت: «میترسیدم که شما رد کنید، اما بدانید! امروز ملّت به شما نیاز دارد؛ ما نمیتوانیم این جنگ را بدون فرمانده خود بجنگیم.» ایشان فرمودند: «از نظر امور حکومتی و امنیتی، سخن شما درست است، اما بیایید از زاویهای دیگر نگاه کنیم.» سپس پرسیدند: «اگر من خودم پنهان شوم، چگونه از سربازانم بخواهم در برابر مرگ بایستند؟ چگونه به مردم بگویم نترسند؟ اگر من میدان را ترک کنم، چگونه دیگران را به پایداری دعوت کنم؟» لاریجانی گفت: باتوجه به وضعیت، احساس کردم دری از کربلا در سینه رهبر گشوده شده! حضرت آقا یادآور شدند: که سپاه حضرت سیدالشهداء علیهالسلام به ظاهر بسیار کوچک بود و میدانستند که در برابر آن دشمن پیروزی جنگی میسر نیست، اما به جای پنهان شدن، به میدان آمدند. لاریجانی دوباره گفت: «تاریخ تنها همان یک واقعه کربلا نیست! در تاریخ ما امام دیگری (امام مهدی) نیز هست که غیبت او نشان میدهد گاه پنهان شدن حکمت است، نه ترس» رهبر معظم آهی کشید و فرمود: «تفاوت اینجا است که وقتی امام مهدی علیهالسلام غایب شدند، پشت سرشان قومی آماده جنگ نبود. من چگونه غایب شوم در حالی که ملت من آماده جهاد است!؟ چگونه پنهان شوم وقتی ارتشم در برابر آتش دشمن مقتدرانه ایستاده است؟ اگر رهبری پشتوانه نداشته باشد، غیبتش حکمت است؛ اما اگر ملت پشت سر او باشد و او برای نجات جانش پنهان شود، این پرسشی سنگین بر وجدان تاریخ خواهد بود.» لاریجانی گوید: خاموش شدم و پاسخی نداشتم. ساعتی نگذشت که شد آنچه شد!!! سبحانالله! منبع: طلاب جامعة المصطفی 🇮🇷 @i_a_ou سلام و عرض احترام نمیدونم چقدر موثقه اما با مباحث بعثت مردم خیلی مرتبطه
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست حکایت ما در این «وقتِ تاریخی» همین است که در این نوشته مطرح شده است. و آیا راز نترسیدن مردممان را نباید در همین استقبالی دانست که آن رهبر شهید از شهادت داشتند؟ آیا جز این است که در این شهادتها ما تا اینجاها جلو نیامدیم که حقیقتاً بیش از پیش خود را در وسعتی «ماورای مرگ و زندگیِ دنیایی» احساس میکنیم؟ امری که درست، در مقابل جبهۀ یهودیزدهای است که سخت از مرگ میهراسد و اگر باید به حضور آخرالزمانی فکر کرد آن حضور، چیزی نیست جز تقابل دوجبههای که یکی در عین ادعای حضور جهانی، سخت از مرگ میترسد و دیگر جبههای که در عین حضور جهانی و تعالی انسان، ماورای «مرگ و زندگیِ دنیایی» خود را معنا کرده. و این است راز حضور آخرالزمانی ما. موفق باشید
با سلام رهبری معظم در مورد ظهور عام صحبت کردند لطفا بفرمایید ظهور عام یعنی چه؟ و در مقابل ظهور خاص چیست آیا به معنی فرج است با ظهور تدریجی یا ظهور صغری یا ..؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: گویا آنچه مدّ نظر ایشان است به میانآمدن همین معنویتی است که بحمدالله جان مردم ما را و حتی مردم دیگر کشورها را فرا گرفته، تا آنجایی که نوعروسان کشمیری زیورآلات خود را به ایران هدیه میکنند ایرانی که به خوبی، آنها میدانند سرنوشت آیندۀ جهان را تغییر خواهد داد. موفق باشید
سلام به استاد عزیز. از شما زیاد میشنویم که علت علاقهمندی جوانان به رهبری حتی آنانی که چندان مقیّد به ظاهر عبادی خود نیستند؛ علت ساده و سیاسی و یا احساسی نمیباشد. برای بنده بسیار مهم است که حقیقتاً باز نگاه و نظر شما را در این رابطه بیشتر بدانم که به گفتۀ شما نگاه و دیداری که باید در این صحنهها داشته باشیم، چه نگاه و دیداری باید باشد؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور که متوجه شدهاید، حقیقتاً باید نسبت به نظر جوانان به رهبر شهید مطلب را سطحی و ساده ندانست زیرا باید متوجه بود در جهانی که بشر جدید به انسان میاندیشد، چه اندازه متفاوت خواهد بود که قهرمان انسانها شخصیتی همچون رهبر شهید انقلاب یعنی آیت الله خامنه ای باشد یا فردی مانند دونالد ترامپ. این است آن مرز جدّی که در تاریخ آخرالزمانی پیش آمده. و ایران متذکر نظر به قهرمانی است که بشر جدید با روحیۀ ربّانی خود به دنبال آن است. و راز تزلزل نظم غربی نسبت به معنایی که به عنوان زندگی برای انسان تعریف کرده؛ در این نکته است. و انسان جدید بهخصوص جوانان متوجه شدهاند نظم غربی و آن زندگی، توهّمی بیش نیست و از این جهت به دنبال زندگیِ دیگری میباشند و در این رابطه رهبر شهید انقلاب را افقی برای زندگی خود در این تاریخ یافتهاند.موفق باشید.
سلام خدمت استاد گرامی. همۀ سؤال و تعجب من از حضور دختران و بانوانی است که با اینکه چندان به ظاهر رعایت حجاب را نکردهاند، تا این اندازه متوجۀ شخصیت آیت الله امام خامنهای شهید هستند و به گفتۀ شما گویا در شناخت زمان و در تاریخ بسیار موفق هستند. به نظر شما راز این قضیه در کجا هست؟ آیا میتوانیم به آن سخن شما که میفرمایید ماورای افکار عمومی، مردم ما در وجدان تاریخیِ خود که شهدا ایجاد کردهاند، حاضرند؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً با شهادت رهبر معظم انقلاب، مردم متوجه شدند ماورایی دارند بیش از آنکه فکر میکردند و از این جهت متوجه شدند نباید به وعدههای لیبرالها دل سپرد که در آن صورت انسانها از مقام لاهوتی و معنوی خود تنزل میکنند و این است راز رجوع جوانان ما، حتی آنهایی که به ظاهر مقیّد به ظاهر شرع نیستند، به شخصیت رهبر شهید و حضوری که با شهادت ایشان پیش آمد؛آن ها بیشتر به شخصیت رهبرشهید انقلاب نظر انداختند و در نتیجه درآن شخصیت با نوعی «غیبآگاهی» آشنا شدند و در نتیجه قهرمان آنان از این به بعد نمیتوانستند شخصیتهای تعریفشده در فرهنگ مدرن باشند، شخصیتهایی که حقیقت را به حجاب میبرند. در حالیکه آن رهبر شهید نمایشِ «غیب» بود، در عین مقابله با استکبار، با هویتی قدسی. موفق باشید
باسلام خدمت استاد و عرض تسلیت شهادت رهبر انقلاب . استاد عزیز خوشحالم و کمی حیران کمی نگران و پر از سوال و حیرت از اتفاقات این چند روز بگذریم. من نسبتم با رهبرشهید حالت پناه بود حالت تکیه گاه محکم یقینی ،حالت یک دست آسمانی که چنگ میزدم به او . اصلاً انقلاب با ایشان برایم انقلاب بود ،بوی نیابت امام را از او می چشیدم، حتی در تحلیل سیاسی هم او را راستگوترین میدیدم و بقیه حرفها بقیه سیاسیون بقیه نظرات را با او میسنجیدم و میزانم بود ، و نمیدانم چرا و چگونه اما با تمام وجود حس میکردم او درست ترین و صادق ترین را میگوید و دقیق ترین و در تجربه هم این حس برایم مسجل شده بود. قبل از جنگ اخیر گفت یقینا این نظام جلو میرود گفت به ترامپ توهم نمیتوانی جمهوری اسلامی را برداری و گفت خدا با مبعوث کردن مردم کار را جلو خواهد برد اینها قلبم را به آرامش سنگین رساند. و ترامپ و ناوگانش برایم هیچ شد. بعد شهادت ایشان کمی نگران شدم چون تصور این را نداشتم بعد دوباره دلم محکم شد که این مرد و خدای مرد دروغ نگفته اند . کمی از حرفها بهم ریختم که نکند حسن روحانی به رهبری برسد باز گفتم خود رهبری گفته بود کار دست خداست و نگرانی من بی مورد و دیدیم که حقیقتا دست خدا عیان شد. استاد پیام سید مجتبی را از تلویزیون شنیدم وجودم را سیراب کرد و حکمت را از آن چشیدم و بوی رهبری را از ایشان استشمام کردم. سوالم این است، من روی کلمات رهبر شهید و جملات ایشان زوم میکردم و جمله به جمله را محل تامل و میگفتم رهبری این جمله رو مخصوص گفته و با فکز گفته وبا تحلیل گفته و با تجربه و حکمت گفته خب همه چنین بودند. استاد آیا دقت در کلام سید مجتبی هم لازم است؟ آیا چون سبد مجتبی جوان است همان دقت در کلامشان نیاز است یا ایشان جوان است و هنوز باید بگذرد تا کلامشان را محک بزنیم؟ خیلی دارم بد سوال میپرسم بلد نیستم قشنگ بپرسم. آیا نور نیابت امام وعنایت امام در همین پیام اول ایشان هم جلوه میکند؟ من رهبر شهید را باور میکردم و مستحکم بود، آیا نکاتی که سیدمجتبی در مورد جنگ گفتند کلمه به کلمه اش را باور دارد و یقین پشت آن است و تدبر؟ مثلا آنجا که گفت ضربات نظامیان دشمن را از توهم تسلط و تجزیه ایران خارج کرد این جمله را اینگونه برداشت کنیم که واقعا ایشان اطلاع دقیق دارند که هدف تجزیه بود و الان از این هدف عقب کشیده اند؟ همه ی سخنم و پرسشم این است که پرسبدم و کلمه نداشتم برای پرسیدن ولی حسم را گفتم. دنبال آن استحکام رهبر شهید میگردم آن پناه
باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار و بسیار خدا را شکر کنید که شما را متوجۀ جایگاه قدسی و متعالی آن رهبر شهید کرده بود. و حقیقتاً آن مرد، عنایت خاصی بود به این تاریخ و این بود که به دست شقیترین اشقیاء به شهادت رسید. ولی از این نکته هم نباید غافل شد که حضرت امام خمینی«رضواناللهتعالیعلیه» و آن رهبر شهید یک «راه» بودند که در این تاریخ در مقابل ملت ما گشوده شد تا بشریت از جبهۀ استکبار عبور کند و بحمدالله همین راه است که مقابل آیت الله سید مجتبی خامنهای گشوده شده است و یقیناً با اخلاصی که در ایشان هست حتماً مورد عنایت و مددهای خاص حضرت صاحب الأمر«عجلاللهتعالیفرجه» هستند و باید با تمام امید به حضور ایشان در مقام رهبریِ انقلاب دلگرم بود. نکاتی را رفقا در نشست خود در رابطه با جایگاه تاریخیمان مطرح فرمودهاند که خوب است نسبت به آن فکر شود https://eitaa.com/soha_sima/5628 موفق باشید
شهادت مظلومانه رهبر شهید (حضرت آیت الله العظمی شهید سید علی حسینی خامنهای) را میتوان برای بعضی تنبهآور و آگاهی آور دانست؟ و این آگاهی بخشی و آگاهی رسانی اختصاص تنها به قشر غیرمذهبی و انقلابی (بی تفاوتها) ندارد و حتی برای اهالی انقلاب که مدتی در غفلت بسر می بردند (آن کسانی که ندانند و ندانند که ندانند) اینگونه دانست؟ محمد باقر آقائی
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن مرد بسیار بزرگتر از زمانۀ خود بود و باید از این جهت او را و شخصیت جهانیاش را با افراد در میان بگذاریم. در یکی از بندهای یادداشت «ما و تقابل جهان «سنت» با جهان ساختگی «رسانه» اینطور عرض شد.
بنده این روزها با نظر به شخصیت رهبر شهیدمان، بیش از دیروزهای خود که با امام حسین شهید «علیهالسلام» اشکها ریختم و به او فکر میکردم می اندیشم که چگونه آن امام بزرگوار در کربلا با آن عزمی آهنین در مقابل کوهی از فتنه که یزیدیان ایجاد کرده بودند، با شخصیتی در اوج بصیرت و حکمت و دلسوزی، ایستاد و در نزد خود گمان میکردم آن امام عزیز را فهمیدهام، ولی امروز با نظر به امام شهید این دوران، تازه با او با همۀ حکمت و شجاعت و دلسوزی و بصیرتی که داشت، فهمیدم امام معصومِ ما یعنی امام حسین «علیهالسلام» چه اندازه بیش از هزاران هزار برابرِ امام شهیدِ این دوران بوده است. این یعنی من امروز آن امامِ شهید کربلا را با امام شهید این دوران تجربه کردم که چه اندازه آن امام معصوم بزرگ و بزرگتر بود و امام شهید این دوران چقدر بزرگ بود و این بزرگی در دل نظر به سنتهای لایتغیّر الهی در مقابل رسانههای دیروزِ یزیدیان و فضای مجازی امروزِ یهودیگری، میتواند مدّ نظر قرار گیرد، تا با همان ایمان و آرامشی که امام حسین «علیهالسلام» در قتلگاه و امام شهید این دوران به نمایش آوردند، ما ایمان و آرامش را تجربه کنیم و جایگاه فریب و دغلکاریِ فرهنگ رسانه را «فهم» نماییم. موفق باشید
به نام خدا سلام: امید در افق های دیدگانمان در این جنگی که دشمن راه انداخته روشن شد. قبلا چشم چشم میانداختیم امیدی نبود. همه متعمقین اندیشمند و بزرگان متمدن هر قومی در هر کجای دنیا و تاریخ میگفتند زندگی واقعی در غلبه و توجه انسان به وجهه کیفی که در شرایط های خاص سخت زیستی و تقابل با بیخیالی است، برای انسان شکل میگیرد پیش میآید و راه زندگی در دنیا را میگشاید. خداوند این راز محکم از زندگی را در بشریتش دید که در ادیانش پسندید و ما را به آن دعوت کرد. توجه پیوسته به سنت های عالم از جمله آگاهی به پایداری و پیروزی حق که در شرایط جنگ سلحشورانه کاری با دشمن کرده که اسرائیلیها و آمریکاییها توان زندگی کردن را ندارند؛ نتانیاهو از لحظه آغاز جنگ گفته جنگ وجودی است! که تا پای نابودی یا نابود کردن است و هیچ کمتر از نابودی کامل یک طرف آن را تمام نمیکند. ما جواب آنرا در خیابان ها بخوبی گفتیم که تا انتهای ریشه کن شدن آنها اراده داریم. لحظاتی دارد رقم میخورد که تاریخ بشری است نام ملت در آینده از برترین دوره های تاریخی ایران و اسلام را نشان میدهد از این تقابلی که تمام آینده بشریت مدیون آن است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همینطور است که خداوند ما را در فضایی از تاریخمان قرار داده تا که مردم ما و نهتنها رزمندگانمان، زندگی را تجربه کنند. مهم آن است که متوجۀ تاریخی باشیم که دشمن ما بدون آنکه متوجه باشد، برای ما گشوده است تا مردم ما ذیل حضور امامِ شهیدمان با فرزند عزیز ایشان در این جبهه حاضر و حاضرتر شوند. اینجا است که باید گفت: «دادنِ سر چه عجب، داشتن سر عجب است». دشمن بیچاره ما را از زدنِ زیرساختهایمان میترساند، غافل از آنکه ما در این میدان برای از دستدادنِ همه چیز آمادهایم تا معنی تابآوری و مقاومت در مقابل چنین دشمنی را تجربه کنیم و به جهان بشری نشان دهیم معنای حضور آخرالزمانی چگونه است. موفق باشید
سلام بر حضرت استاد طاهرزاده عزیز: در این ده روز عجیب ترین و در عین حال ناشناخته ترین لحظات عمرم را سپری کردم، بعد از این که خبر شهادت حضرت آقا را شنیدم واقعا حس کردم همه چیز برایم تمام شد، از طرف دیگر تجربه حضور شبها در خیابان شاید عجیب ترین مرگ بر آمریکا های عمرم را سر دادم. فشاری که این چند روز بر قلب و روحم وارد شد را در هیچ مقطعی از زندگی ام تجربه نکردم، اما چند روز پیش که حضرت عالی را دیدم (به همراه بحثی که ارائه کردید) و این استحکام و امیدی که دیدم راستش را بخواهید من هم طلب چنین امید و آرامشی را دارم ولی از طرف دیگر این ضعف و حقارتی که در خودم می بینم را چه کنم، شاید بزرگ ترین آرزویم رسیدن به آن جمله حاج قاسم هست که گفت هرگز از چیزی نترسیدم و آیا غیر از این نوع ایمان و امید انسان معنی دیگری دارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدای را شکر که متوجۀ عظیمترین رخدادی شدیم که تصور آن را هم نمیکردیم که چگونه عظیمترین فاجعه که شهادت حضرت امام خامنهای توسط سیاهترین و شقیترین جبهۀ تاریخی بودپیش آمد، زیرا تصور وقوع چنین فاجعهای را هم نمیکردیم ولی به جای آنکه خود را ببازیم مانند آنکه با مرگ خود به تولدی دیگر و حیاتی دیگر وارد شویم؛ با حضورِ دیگری در تاریخ خود حاضر شدیم که گویا دیگر این ما نیستیم که تصمیم میگیریم – مُرده را اختیار کی باشد؟- بلکه در دستانِ تقدیری قرار داریم که میخواهد ما را به امری غیر قابل پیشبینی ولی امیدوارگونه حاضر کند و ما حیرانیم آن، چه حضوری میباشد! گویا حکایت ما حکایتِ «پرّ کاهم در مصاف تند باد / خود نداند در کجا خواهد فتاد.» خدا کند این حضور را به خوبی درک کنیم و به راهی که در عین هزاران ابهام و حیرت مقابلمان گشوده شده است، امیدوار باشیم. خدا میداند «ایمان»، آری! «ایمان» در این تاریخ جز این نیست که خود را در دستان خداوند احساس کردن، تا او آنچه را که میپسندد برایمان پیش آورد. موفق باشید
سلام استاد عزیز: از روزی که ولی امر جدیدمان معرفی شدند احساس عجیبی دارم، جوانی هستم که اولین بار است چنین امر عظیمی را تجربه میکنم و در واقع بیتجربهام، استاد از همان مبارک سحری که خبر را شنیدم در دلم ولولهای برپاست و در سرم رویاهایی که هرگز پیشتر نداشتهام در حال خروش؛ بعد از امام شهیدمان با تمام وجود از همان سحر در جانم طلبی دارم، فقط میخواهم و میگویم ای کاش بتوانم در هر آن و هر ثانیه از عمرم مانند حاج قاسم برای رهبر جدیدمان باشم. اکنون این تمام آرزوی قلب من است اما بی نهایت واهمه دارم که در گذر زمان گرد غفلت بر قلب نسیانگرم بنشیند، استاد من چه کنم که «سنقرئک فلاتنسا»ی سوره اعلی بر جانم مستقر شود و این طلب و خواهش در وجودم از بین نرود؟ چه دعایی چه توصیهای میتواند در این راه نور پایدارم باشد؟ به خصوص که الان نمیدانم چطور باید و در عمل چه گامهایی باید بردارم تا حاجقاسم رهبر جدیدمان باشم، اما با همه وجود میخواهم تا آخرین نفسم در این حضور و در این صراط بمانم تا شاید روزی خداوند به فضل و کرم خودش بر من هم رخ نموده و توانستم چنان باشم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که اولاً: متوجه باشیم انتخاب آیت الله سید مجتبی خامنهای عادی نبود و گویا خداوند به طرز معجزهآسایی بر خلاف توطئههای از پیش تعیینشده، آن انتخاب را پیش آورد و این را نباید فراموش کنیم که ایشان به ارادۀ خاص الهی در جایگاه رهبریِ انقلاب قرار گرفتند. ثانیاً: به این نکته فکر کنید که در بستری از تاریخ قرارگرفتهایم که خداوند نهاییترین حضور را که مقابله با ظالمانهترین جبهۀ شیطان است برایمان پیش آورده. و با نظر به این موضوع در هرجا باشیم و هرچه برایمان پیش آید؛ مهم است، بقیه را خداوند رقم میزند. موفق باشید
سلام استاد، امروز داشتم به موضوعی فکر میکردم. شرح میدهم شما فرض کنید در مکانی دکان دارید که احتمال حمله هوایی بخاطر بودن در کنار اماکن نظامی زیاد باشد، در چنین شرایطی، چند موضوع برای بررسی در ذهنم پیش میآید، ۱. از اینکه نمیترسم که نمیترسم ولی وظیفه من چیست آیا باید مدتی در موقعیت خطر با احتمال بالا خود را قرار ندهم، که خب نه در صف جهاد هستم و نه در صف اجتماعات که کار جهادی ای هم باشد، ۲. اینکه آیا بحث خواست خدا در مرگ من دو شاخه میشود؟ یعنی اگر احتیاط کنم و از آن مکان دور باشم خداوند حکم مرگ مرا از من دور میکند؟ و اگر بمانم به فرض بدانم احتمال حمله خیلی زیاد است و توجه نکنم حکم مرگ من قطعی میشود؟ آیا انتخاب من هم میتواند زمان مرگم را تغییر دهد؟ یا مثلاً من با خود بگویم احتیاط را ول کن هرچه خدا حکم میکند میشود و در هر موقعیت خطر بی دلیل یا با دلیلی بدون در نظر گرفتن احتیاطی قرار بگیر اگر حکم مرگ تو صادر نشده باشد که نمیمیری صادر هم شده باشد که جای دیگه میمیری و، مثلاً انگار که رزمنده ای پناه نگیرد بگوید خدا اگر خواست من بمیرم میمیرم گر نخواست بمیرم نمیمیرم ، اگر میشود کمی استدلالی این بحث را پاسخ دهید، میدونم این روزها وقت زیاد ندارید ولی راه تفکر را هم برای ما بگشایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، در این شرایط آن است که بحمدالله مقابله با نهاییترین کفر آخرالزمانی پیش آمده. و این قرارگرفتن در موقعیتی است که نه خود را در معرض مرگ قرار دهیم و نه از آن فرار کنیم مانند آنکه با سپر به قلب دشمن حمله کنیم و از این جهت است که مردم از ترس حملههای هوایی از حضور در اجتماعات فرار نمیکنند و این یعنی مقابلۀ حضور نرم با دشمن، امری که حتی بانوان ما در این امر، پیشتاز هستند و دشمن را به چیزی نمیگیرند، در عین آنکه رزمندگانمان در آنچه باید انجام دهند، کوتاهی نمیکنند. موفق باشید
سلام و عرض احترام خدمت استاد گرانقدر: دانشجوی دانشگاه شریف هستم و چندین سال است که با منظومه فکری استاد گرانقدر آشنا شده ام و پیگیر مباحث گوناگون معرفتی از انتشارات استاد هستم. با توجه به ارتباط گیری و انسی که با قلم استاد بزرگوار داریم و نظر به شرایط فعلی کشور بی صبرانه منتظر نوشتارهای حکیمانه ایشان پیرامون زندگی انسانی در جنگ و افق دیدگاه در این شرایط و هر گفتاری که شنیدنش برای نسل جوان در این جنگ لازم می باشد هستیم. مرتب صفحه انتشارات را بازدید میکنیم تا بلکه محتوای جدید از استاد تشنگی معرفتی مان را فرونشاند. ضمن تشکر از فعالیت های انتشارات لب المیزان، توقع حضوری پررنگ تر و تولید آثار سریع تر در این شرایط داریم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: سخن در درک تاریخی که پیش آمده، بسیار مهم است حداقلِ سخن، نکاتی بود که طی دو جلسۀ اخیر تحت عنوان «شهادت رهبری و تقابل جهان «سنت» با جهان ساختگی «رسانه» در این بعثت تاریخی »https://www.aparat.com/v/ddjjc38 پیش آمد. پیشنهاد میشود نکاتی که در متن https://ble.ir/join/9njuFovDHp مطرح شده است مدّ نظر قرار دهید به امید آنکه متوجه شویم در چه تاریخی هستیم هرچند بنده معتقدم واژهها برای گزارش آنچه پیش آمده؛ ناتوانند. موفق باشید
«السلام علیک یا امیرالمؤمنین» سلام و عرض ادب خدمت استاد طاهرزاده. با توجه به اینکه حضرتعالی فضای جنگ ۸ ساله را درک کردید، به نظر حضرتعالی آنچه بعد از شهادت سیدالشهدای انقلاب اسلامی و در ماه مبارک رمضان امسال و جنگی که با آمریکا پیش آمده نورانی تر است یا فضای هشت سال دفاع مقدس؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله در این جنگ خداوند بر ما منت گذاشت و مقابله با ائمۀ کفر را برایمان به عالیترین شکل آغاز نمود و در این میدان است که عالیترین حضور در جان ما پیش میآید که همان بعثتِ تاریخی ما میباشد و رهبر معظم انقلاب به آن اشاره کردند. https://eitaa.com/matalebevijeh/21945 عرایضی در این رابطه در دو جلسۀ اخیر تحت عنوان «شهادت رهبری و تقابل جهان «سنت» با جهان ساختگی «رسانه» در این بعثت تاریخی »https://www.aparat.com/v/ddjjc38 شده است خوب است نظری به آن مباحث بیندازید. موفق باشید
نمیدانم آیا لفظ «امام شهید» کلیشهای شده و در عموم اذهان بیرنگ گشته و یا تلألؤ پر نور خود را دارد اما؛ امام شهیدم! با تو سخن میگویم؛ نه با زبانم، که با دلم! اگر قرار بود زبانم سخن براند زودتر از اینها به چرخش در میآمد و نه بعد از ۱۰ روز گذشت از عروج ملکوتیات... امام شهیدم! میخواهم از عشقت که چند صباحی بر دلم جوانه زده بود با تو سخن برانم؛ که روزگاران اگر سیاه نباشد حداقل بی رنگ است، سرد است، فسرده است و رنگ زنده و حیات بَخشَت، اندوها که در میان خانه و شهر نپیچیده بود. تنها روزی توانستم روزنهای از نورت را در سیاهچاله دلم سوسو کنان ببینم که هجرت کردم برای فهم دین، برای طلبگی! گویی تو در پوستین نیستی؛ در کُّنهی، در عمقی، هرجا و هرطور بودن، تو را نمینمایاند. تو را باید به نظاره نشست، باید قرنها نگاه آموخت تا دیده شوی. سیدِ شهید! قدم حضورم در راه پیشوائی دین، تو را، شهد شیرین تو را، قند شکرینت را، عشق آتشینت را، اوج انسانیت را بر مزاقم چشاند که چه خوب چشیدنی بود. پس از ۲۰ سال گذر از دالان سراسر ظلمانی، جانم با جمالت روشن گشت و از شدت ذوق، گویی تازه متولد شده بودم. اینگونه، دیگر تاریخ تولدم شد ابتدای ورود به راه طلبگی و نه تاریخ شناسنامه! اینگونه من ۴ سال سن بیشتر ندارم. و امروز که بیش از هر روزی برای آموختنِ راه، به دستان پدرانهات نیاز دارم که هوایم را داشته باشی، حذر از اینکه بر زمین خورم، نیستی... نمیدانم، نمیدانم، نمیدانم امروز که فرزندت آمده مرهمی گشته بر اقیانوس دردِ نبودنت! اما: صد شکر و صد حیف. شاهی به میان آمد و شاهی ز میان رفت. صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت حضور تاریخی قائد شهید ما، حکایت حضور یک تاریخ بود که با حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» در این دوران در مقابل جبهۀ استکبار به میان آمد و این بود که جوانانی همچون جنابعالی را با امکان حضور در صدها راه، به سوی طلبگی کشاند زیرا امثال شما جوانان که به انسانبودنِ انسان میاندیشید، در آن مرد الهی انسانبودن خود را تجربه کردید و از این جهت او یک «راه» بود و نه یک شخص. و در این رابطه یقیناً آن «راه» با رهبریِ جدیدی که پیش آمده است، ادامه مییابد و در همین رابطه باز باید متوجه بود که آیت الله سید مجتبی خامنهای یک شخص نیست. و این بود راز اینکه مجلس خبرگان با بصیرت تاریخیِ خود به خوبی و به راحتی متوجه شدند چه کسی را پس از شهادت آن قائد عظیم انتخاب کنند. امری که متأسفانه با شهادت مولایمان حضرت علی «علیهالسلام» حتی از طریق نخبگان آن تاریخ پیش نیامد و در نتیجه آنطور که باید حضرت امام مجتبی «علیهالسلام» را برای ادامۀ آن تاریخ یاری نکردند. ولی مردم ما حتی بعد از انتخاب آیت الله سید مجتبی خامنهای، دیروز در میدانهای شهر زیر بمبارانهای دشمن آمدند تا به انتخاب مجلس خبرگان لبیک بگویند. حتی ملاحظه فرمودید که چهرههای سیاسی که چندان از آنها انتظار نبود؛ نیز از انتخاب خبرگان پشتیبانی کردند. و از این جهت باید متوجه بود ما در نسبت به گذشتۀ تاریخی خود جلو و جلوتر هستیم. موفق باشید
سلام: به نظرم باید نخبگان و اساتید شروع کنند به بیانیه دادن و لزوم مقاومت. هر کس هر جوری میتونه تلاش کنه این بیانیه ها در بیاد. متاسفانه جریان غرب زده و واداده دارن پیشنهاد سازش و تسلیم میدن. سرمقاله دنیای اقتصاد، موسی غنینژاد: ما درگیر جنگ نظامی نابرابر با بزرگترین قدرتهای نظامی دنیا شدیم. این جنگ برای ایران یک تهدید وجودی است و باید هر چه زودتر استراتژی خروج از جنگ تدوین و اجرایی شود. هدف قراردادن هرچند مشروع عوامل دشمن در کشورهای همسایه به موقعیت بینالمللی ایران لطمه میزند و برخلاف منافع ملی و استراتژی خروج عاقلانه از جنگ است. انتخاب رهبری جدید به غایت مهم است و نباید در این خصوص شتابزده عمل کرد. رهبر جدید برای موفقیت و مقبولیت باید شخصیتی حتیالامکان فراجناحی باشد و بتواند با ترمیم حداکثری زخم ملی دیماه بیشترین افراد با سلیقههای متفاوت را با خود همراه کند. https://donya-e-eqtesad.com/بخش-سرمقاله-28/4257099-انتخاب-های-پیش-رو-فایل-صوتی
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله انقلاب اسلامی با همان روش حکیمانۀ رهبر شهیدمان از این جریانهای غربزده گذشته است. کدام افتخار از این بالاتر که ما امروز مستقیماً در مقابل آمریکا و اسرائیل ایستادهایم و مردم ما شعار «نه سازش و نه پوزش» میدهند. عنایت داشته باشید ما در تاریخ دیگر و وقت دیگری وارد شدهایم که اینچنین مقابل جبهۀ استکبار قرار داریم بدون توجه به این جریانهایی که تاریخشان گذشته است. ما به حکم آیۀ «إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ» (فصلت/۳۰) با استقامتی که جریان لیبرالیسم، هرگز آن را نمیشناسد تا آنجایی آمدهایم که به خوبی نزول فرشتگان الهی را در این روزها و این شبها در جبههها و در خیابانها احساس میکنیم. چرا از چنین حضوری و چنین تاریخی که برایمان پیش آمده است، غفلت کنیم؟ آیا این نزدیکیِ ما به قله نیست؟! موفق باشید
سلام وقت بخیر: این که آقا فرمودند نزدیک قله ایم منظورشان چه بود؟ قله کجاست و کدام شواهد نزدیکی به آن را نشان میدهد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله مسیر انقلاب اسلامی به جایی رسیده که جبهۀ استکبار از طریق آمریکا و رژیم صهیونی مجبور شده ماورای مذاکرات با تمام وجود برای حفظ خود به جنگ مستقیم با ما وارد شود و این یعنی پایان حضور تاریخی جبهۀ استکبار. عظمت کار را در این بنگرید که چگونه ملت ما به جای آنکه در این حملۀ سهمگین که با تمام توان به میدان آمده است، خود را ببازند، اینچنین در صحنه حاضر شدهاند و این است که در نگاه تاریخی، حقیقتاً متوجه میشویم تاریخی دیگر و وقت دیگری آغاز شده است که جبهۀ استکبار هیچ معنایی برای آیندۀ خود ندارد مگر قلدری. آیا این نزدیکیِ ما به قله نیست؟! موفق باشید
سلام استاد: درود و رحمت خدا بر جان مبارکتان که اینچنین ما را در جایگاه درست تاریخ امروزمان هدایت کردید. ان شاءالله ثابت قدم باشیم. روزی که خبر شهادت آقای شهیدمان را شنیدم جانم رفت، حتی توان گریه هم نداشتم هر روز را با حالی گذراندم تا امروز خبر آمد خبری در راهست. استاد شعفی جانم را گرفته، شوقی جانم را به رقص می آورد، انگار وارد جهانی دیگر شده ام، این جهان دیگر بوی باروت و آوار نمیدهد که جانم را بسوزاند، جهانی است سراسر امید، جهانی است پر از نور و شوق بندگی برای شدنی تماشایی. استاد جنس امروز خودم را فقط در حرم اهل بیت تجربه کرده ام، این شعف را فقط در روضه های سیدالشهدا چشیده ام مرا چه شده؟ خبری در راهست که رنگ مصیبت را به این همه زیبایی تبدیل کرده؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده خطاب به رهبر شهیدمان اینطور نوشتم: امروز من بیش از دیروزهای خود که با امام حسین شهید «علیهالسلام» اشکها ریختم و به او فکر میکردم که چگونه آن مرد با آن عزمی آهنین در مقابل کوهی از فتنه که یزدیان ایجاد کرده بودند، با شخصیتی در اوج بصیرت و حکمت و دلسوزی ایستاد و فکر میکردم آن امام عزیز را فهمیدهام، و امروز ای مردِ شهیدِ این دوران، تازه با تو با همۀ حکمت و شجاعت و دلسوزی و بصیرت که داشتی، فهمیدم امام معصومِ ما چه اندازه بیش از هزاران هزار برابر تو بود. و این یعنی من امروز آن امامِ شهید را با تو تجربه میکنم که چه اندازه او بزرگ و بزرگتر بود و تو چقدر بزرگ بودی و این حقیقت در دل نظر به سنتهای لایتغیّر الهی مدّ نظر خواهد بود در مقابل رسانههای دیروزِ یزیدیان و فضای مجازی امروزِ یهودیگری، تا با همان ایمان و آرامشی که امام حسین«علیهالسلام» در قتلگاه و شما ای امام شهید در این زمان به نمایش آوردید، ما ایمان و آرامش را تجربه کنیم و جایگاه فریب و دغلکاریِ فرهنگ رسانه را «فهم» نماییم. موفق باشید
«السلام علیک یا رحمة الله الواسعه». سلام و عرض ادب خدمت استاد طاهرزاده. ما کم و بیش و به صورت خیلی اجمالی حس میکردیم که سرنوشت رهبر معظم انقلاب چنین سرنوشت سرخ و زیبایی است. حتی آن جایی که به جناب آقای محمود کریمی فرمودند ای ایران بخوان! من احساس کردم که حضرت آقا دارند برای شهادت آماده می شوند. آن جایی هم که چند روز قبل از شهادت شان فرمودند: «مثلی لایبایع مثل زید»، بیشتر چنین احساسی را پیدا کردیم. چون سیدالشهداء «علیه السلام» این جمله را در آستانه شهادت مطرح فرمودند. به نظر حضرتعالی آیا ثمره این خون و این شهادت، کمتر از معجزه اخراج کامل آمریکا از منطقه و نابودی کامل رژیم صهیونیستی و آزادی قدس و فلسطین اشغالی است؟ و آیا چنین برکاتی بدون خطراتی عظیم ممکن هست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست شهادت این مرد الهی یک اتفاق نبود و نیست، یک رخداد تاریخی است تا جهان دیگری به ظهور آید که از یک طرف جبهۀ استکبار با تمام قد خود از طریق ترامپ آن را گشوده است، و از طرف دیگر جبهۀ انقلاب اسلامی است که رهبر معظم انقلاب همچنان که در جواب سؤال شمارۀ 41283 عرض شد با نظر به انسانیت انسانها آن را گشودند و این یعنی «غلبۀ نرمافزاری بر هیمنۀ پوچ استکبار» در منطقه که رهبر معظم انقلاب بر آن تأکید داشتند و مردم ما با بعثت این روزها و شبهای خود در حال رقمزدن آن میباشند و معلوم است که آگاهی به این حضور کار آسانی نیست مگر با مدّ نظرداشتنِ شخصیت رهبر شهیدمان. موفق باشید
سلام علیکم: این که رهبر سید علی خامنه ای رحمت الله الهی چندین سال پیش فرمودند. ما با این اهل تسنن برادر هستیم. آن زمان فکر این موقع را میکردند. که الان به پشتیبانی ما آمدند. آیا درسته؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: او یعنی سیدالشهدای انقلاب اسلامی به انسانیت فکر میکرد در هرجا که باشد و این است که ملاحظه میکنید هرکس که انسانیت خود را نگه داشته و احساس می کند، او را از خود میداند و در نظر به او، خود را مییابد. و این برعکسِ هر آن کسی است که با او دشمنی کرد و او را شهید نمود و مقابل همۀ انسانیت ایستاد تا تاریخِ مقابلۀ حق با باطل، به عالیترین شکل به ظهور آید. موفق باشید
سلام علیکم: با عرض ادب و احترام محضر استاد طاهرزاده: حضرت زینب بلافاصله بعد از شهادت امام زمان آن عصر فرمودند : «ما رایت الا جمیلا» اکنون و پس از شهادت امام این عصر حضرت امام خامنه ای یقینا این جمله ملکوتی حضرت زینب امتداد دارد. خواستم از حضرتعالی بپرسم پس از شهادت امام این عصر «ما رایت الا جمیلا» چگونه تببین میشود و به چه زیبایی هایی میتوانیم بنگریم؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: در همین رابطه عرایضی در جلسۀ «شهادت رهبر معظم انقلاب و حضورِ فعّال انقلاب اسلامی در جهان بشری» https://eitaa.com/soha_sima/5571 شد. حقیقتاً این شهادت، جهان دیگری را که عبور از جهان استکبار است مقابل انسان این زمانه میگشاید. حتماً فکر کردهاید که چرا تاریخ با حضور اسلام در عین توجه به حقیقت، به سوی حاکمیت حق جلو میرود. در نظر بگیرید در صدر اسلام، اسلام متوجۀ حقیقت شد ولی با رحلت رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» حاکمیت در اختیار جریانی به نام سقیفه قرار گرفت که در عین آنکه دیگر بت نمیپرستیدند؛ از فرهنگ جاهلیتِ ابوسفیانی خارج نشدند و خلیفۀ اول معاویه، یعنی فرزند ابوسفیان را حاکم شام و شامات نمود. در حالیکه در انقلاب اسلامی پس از رحلت حضرت امام خمینی، حاکمیت از بستر ولایت فقیه خارج نشد. و این یعنی تاریخ به سوی حاکمیت حق قدمی جلوتر برداشته و باز با شهادت حضرت امام حسین «علیهالسلام» همچنان یزیدیان میداندار بودند. ولی با شهادت سیدالشهدای انقلاب یعنی حضرت امام خامنهای، میدان در اختیار جبهۀ حاکمیت حق قرار دارد و مقابله با جبهۀ باطل در میان است. و این یعنی تاریخ به سوی حاکمیت جبهۀ حق پیش میرود. و اتفاقاً جبهۀ مقابل با جبهۀ ولایت الهی در رسیدن به اهداف خود، ناکام و ناکامتر میشود. و این است معنای حضور ولایت بیشتر حق در مقابل جبهۀ باطل. و این یعنی «ما رأیتُ إلاّ جمیلاً» که البته باید در این مورد که تفکری است تاریخی، بیش از این سخن گفت. تنها خواستم فتح بابی باشد. موفق باشید
بسمه تعالی و سلام علیکم: با توجه به اینکه گمانه زنی در مورد انتخاب رهبر امری نیست که شأن ما باشد و این کار مختص خداوند و امام زمان و توسط خبرگان رهبری است، سئوال پیش میآید که آیا ظهور امام زمان عجل الله فرجه الشریف چه نسبتی با مردمان و ظرفیت تاریخ اکنون ما دارد؟ رابطه این امر با مرتبهی درخواست مردم چگونه است؟ زیرا شنیده میشود صهیونیست یهودی_ مسیحی بنا را بر این گذاشته که با این ترور فاتحه حکومت اسلامی را بخوانند و برنامه های دقیقی از پیش کشیدهاند، حتی بنا دارند مسجد الاقصی را با بمب تخریب و معبدشان را بسازند و این عمل را گردن بمباران های جبهه اسلام گذراند و عملاً ایده یهود بزرگ را آغازی جهانی کنند و این یعنی نهایت. متچکرم
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنانکه در پرسش و پاسخ شمارۀ 41272 و 41277 عرض شد باید همواره متوجۀ دوگانۀ رسانه و سنت بود از آن جهت که رسانه بنا دارد با برجستهکردن آنچه صاحبان رسانه اراده کردهاند، جهان را از آنِ خود کند. و این درست بر عکسِ توجه به سنتهای لایتغیّر الهی میباشد که اهل ایمان متوجۀ ارادۀ الهی در عالم هستند و اینکه جهانِ هستی از آنِ خداوند است و نه از آنِ صاحبان رسانه. و اینجا است که جایگاه خود را در میدان مقابلۀ حق و باطل میتوانیم تعیین کنیم به همان معنایی که خداوند میفرماید: « بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْباطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذا هُوَ زاهِقٌ ...» (انبیاء/۱۸) بلكه ما حق را بر سر باطل مى كوبيم تا آن را هلاك سازد؛ و اين گونه، باطل محو و نابود مى شود! و در این مورد بسی سخن بسیار است. مهم آن است که متوجۀ حضور خداوند در همۀ این میدانها باشیم. میدانی که مقابلۀ جبهۀ حق در برابر جبهۀ باطل است و وظیفهای که خداوند نسبت به دفاع از مظلوم در مقابل ظالم برای اهل ایمان تعیین کرده است و میفرماید: «وَ ما لَكُمْ لا تُقاتِلُونَ في سَبيلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذينَ يَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ نَصيراً» (نساء/۷۵) چرا در راه خدا، و (در راه) مردان و زنان و كودكانى كه (به دست ستمگران) تضعيف شده اند، پيكار نمى كنيد؟! همان افراد (ستمديده اى) كه مى گويند: «پروردگارا! ما را از اين شهر (مكه)، كه اهلش ستمگرند، بيرون ببر! و از طرف خود، براى ما سرپرستى قرار ده! و از جانب خود، يار و ياورى براى ما تعيين فرما! آیا سبک و جایگاه ما در نسبت با مظلومان عالم بخصوص مردم فلسطین چنین جایی نیست؟ و آیا راز مقابلۀ جبهۀ استکبار و صهیونیسم با ما به جهت همین دفاع مقدس از مظلومان نمیباشد تا از این طریق در سنت دفاع از حق در مقابل باطل قرار گیریم؟ که راز آرامش حضرت سیدالشهدای انقلاب امام خامنهای بود. https://eitaa.com/matalebevijeh/21846 موفق باشید
امشب بعد از شبها که گویی عمری گذشته است و این جان در این لحظات را که گویی عمرهای عمر گذراندهاست و چیزهایی با این جانِ ناقابل گویی نشانده شده است؛ شاید اگر بخواهم زود به آخرش برسم میگویم که هر چه میروی جلوتر هیچ است و هیچ و باز به همان هیچی میرسی، اما باید اینگونه بگویم که در جانم حداقل امشب را نمیخواهم به آخَرَش برسم بلکه امشب میخواهم بهانههایم را کنار بزنم و خود را با تمامِ جان فرسایی به میدان بکشم. میدانی از جنس نور و رَحمَتِ عزیزکم؛ امشب میخواهم به تویی که نقدی، نقدی بزنم؛ میخواهم امشب با تو سخن بگویم؛: چند وقتی است ندیدمت استاد، دلتنگتم؛ ماتمی که زنده کننده اینگونه است که هر لحظه با آن غم مجدد و مجدد مواجه میشم؟ هر لحظهاش شوکی بر جانَست؛ هر لحظه گویی لحظهی تجدید و مواجهایست. بر من بگو چه آغوشی را محتاجم؟ این روزها با خودمان زمزمههای بسیاری داریم. با خود فکر میکنم و میگویم تسکین نمیخواهم، تسکین نمیخوام. بر من بگو، بر منی که به او میگویم ما بیشتر از هر چیز دعاهای تو را هم از دست دادیم. من کم شعر میگویم اما گاهی زبانم پر میشود از شعر؛ بر من بگو، بر منی که به او میگویم فقط میدانم شما کسی بودید که دلم میخواست چشمهایم را بشویم و غزلی ناب بسرایم و آن غزل را در خدمت شما باری دیگر بسرایم؛ بر من بگو از چیزی که برای حرکت و زندگی کردن کم دارم؛ بر من بگو از خودِ این بندهام؛ این چه سفرهایست؛ بر من بگو، بر منی که به او میگویم در آغوشم بگیر، این جانِ زخمی این جانِ پر از رگههای درد؛ آخر که میداند؟ من مدتهاست که او را مینوشَم، من با دیدنش، او گویی در دلم در آغوشم میجوشد و هست؛ من این آغوش را چگونه بگویم که بر زبانم جاری کردنشبسیار دشوار است؛
باسمه تعالی: سلام علیکم: به قامت بلندی که بلندتر از بلندیهای انسانی است، نظر کنید. قامت بلندی که از تاریخ خود بسیار جلوتر و جلوتر بود و با آرامش فوقالعادۀ خود به فردایی اشاره میکرد که فردایِ انسانیت انسانها بود تا ما در امروزِ خود امیدوارانه متوجۀ حکایتی باشیم از ریزهکاریها و ظرائف پروردگار عالم، که چگونه ضعف حیلههای شیطان را به نمایش آورده. بیچاره شیطان که با هزار امید در توهّمات خود گمان میکند با برنامههایی که ریخته است پیروز میدان است و ناگهان متوجه میشود چه بلایی بر سر خود آورده، زیرا گرفتار لحظههای ذهنی خود میباشد و نه متوجۀ سنتهای الهی و نه متوجۀ فطرتهای پاک مردمی که با تمام وجود، خود را در شخصیت امامِ شهیدشان حضرت آیت الله خامنهای «رضواناللهتعالیعلیه» جستجو میکنند. و از این جهت راز حضور هر شب آنها در میدانهای شهر را حکایت بعثتی باید دانست که این مردم اراده کردهاند تا همه چیزرا با حضور مردمیِ خود به ظهور آورند، حضوری که امامِ شهیدمان یک ماه قبل از شهادتشان، فرمودند: « «این فتنهها ادامه خواهد داشت... اگر چنانچه حادثهای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابلهی با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد.» آیا این حکایت تاریخی نیست که ذیل شهادت آن مرد الهی آغاز شده؟!
از خود باید بپرسیم ما در کجای این تاریخی که آغاز شده است، قرار داریم؟! تاریخی که به ظرافت نور و به صفای نسیم، وزیدن گرفته تا انسانها گمشدۀ خود را که انسانیتِ اصیل است بیابند و این است حکایت حضور سنتهای الهی در دفاع از مظلوم و نابودی ظالم. حال باز باید از خود پرسید در میدانی که با شهادت آن امامِ عزیز گشوده شد، ما در کجای این تاریخ ایستادهایم؟
به آیات ۲۴ تا ۲۷ سورۀ ابراهیم «علیهالسلام» بیندیشید که میفرماید:
« أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ (۲۴) تُؤْتي أُكُلَها كُلَّ حينٍ بِإِذْنِ رَبِّها وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ (۲۵) وَ مَثَلُ كَلِمَةٍ خَبيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ ما لَها مِنْ قَرارٍ (۲۶) يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ وَ يُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمينَ وَ يَفْعَلُ اللَّهُ ما يَشاءُ (۲۷)»
به شجرۀ طیبۀ انقلاب اسلامی و به ریشۀ پایدار آن که در جان انسانها ریشه دوانده و شاخههای آن سراسر عالم را به اذن الهی پر کرده، بیندیشید که هر روز جلوهای از خود را به نمایش میگذارد و این است رازِ سراسیمگی جبهۀ استکبار و صهیونیسم که نمیداند با این شجرۀ طیبه چه کند؛ در مقابل شجرۀ خبیثهای که بدون ریشهای پایدار از جا کنده شده بدون هر آیندهای. و اینجا است که فرمود: « يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ وَ يُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمينَ وَ يَفْعَلُ اللَّهُ ما يَشاءُ » آری! خداوند آنانی که در عهد خود با او پایدار باشند را در منطقی بزرگ، ثابت قدم میدارد و جبهۀ مقابل آنان را در گمراهی و بیهدفی سرگردان میکند زیرا آنچه در صحنه است خواست و ارادۀ خداوند است و نه خواست و اردۀ جبهۀ استکبار.
چه اندازه زندگی زیبا خواهد شد آنگاه که ذیل ارادۀ الهی و با نظر به سنتهای ثابت عالم، خود را همچون امامِ شهیدمان پایدار و با استحکام احساس کنیم. موفق باشید
«چون زخم های روی تنت گریه ام گرفت... السلام علیک یا قتیل العبرات» سلام و عرض ادب خدمت استاد طاهرزاده. گاهی که به صحنه عاشورا و کربلا نگاه میکنیم این سوال پیش می آید که چرا سیدالشهداء «علیه السلام» به حضرت اباالفضل با آن همه قدرت و کمالات اجازه ندادند با نهایت سلحشوری و خشونت وارد جنگ بشوند. و لذا راه دیگری را در مقابل او گشودند که آب آوردن برای کودکان حرم و در نتیجه گرفتاری در گرداب بلایی شد که تا قیام قیامت برای حضرت اباالفضل و مظلومیت و رشادت و وفای او اشک بریزیم. یا چرا از لشکر ملائکه و جنیان برای نابودی و هدم دشمن کمک نخواستند. پاسخش را میدانیم. حضرت سیدالشهداء مأموریت خاصی دارند تا حکمت و حماسه و اقتدار و مظلومیت و اشک در هم آمیخته شود و با این معجون معجزهای در جان ها پدید آمده و تاریخ دیگری برای غلبه نرم افزاری بر همینه پوچ دشمن گشوده شود. حال در اکنون تاریخ و بعد از شهادت سیدالشهدای انقلاب اسلامی، نظام جمهوری اسلامی تا کجا و چه اندازه باید با اسلحههایی که دارد کار را جلو ببرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به آیۀ ۷۵ سوره نساء فکر کنید که میفرماید: «وَ ما لَكُمْ لا تُقاتِلُونَ في سَبيلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذينَ يَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ نَصيراً» و از این جهت ما نسبت به مظلومان فلسطین وظیفۀ حساسی داریم و اساساً این، مبنای انقلاب اسلامی میباشد که حضرت امام خمینی و امام خامنهای مبنای آن را پیش آوردند و این راز دشمنیِ استکبار و رژیم صهیونی با ما میباشد که ما آنها را در آن تجاوز بزرگ راحت نمیگذاریم و اساساً ما خود را در این میدان تعریف کردهایم و تا این ظلم و استکبار هست؛ این مقابله ادامه دارد. حال چگونه و در چه میدانهایی؟ «والله اعلم». و این است که حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» فرمودند: «جنگ ما جنگ حق و باطل بود و تمام شدنی نیست، جنگ ما جنگ فقر و غنا بود، جنگ ما جنگ ایمان و رذالت بود و این جنگ از آدم تا ختم زندگی وجود دارد». و بحمدالله این مقابله به زیباترین شکل در بستر به شهادترساندنِ حضرت امام خامنهای قرار گرفته است تا ما زندگی را گُم نکنیم. موفق باشید
حسبنا الله و نعم الوکیل. استاد ارجمندم سلام و عرض تسلیت. «ما را به سخت جانی خود این گمان نبود.» سید علی تجلی تمام صفات خداوند بود و خداترین انسان بعد از حضرت مهدی در هستی بود. به خدای کعبه رستگار شد و عروجی غیر از این برایش متصور نبود. آنچه وجودم را میسوزاند این سوال است: ما که زندگی را با او «فهم» کردیم، خدا را با او شناختیم و علی را با او نظاره کردیم؛ چه شد که کردههای بیخلوصمان از سر نفس و نکردههای از سر استیصال و انفعالمان از سر نخوت، باعث شد تا او تنها راه رشد بشریت را در ذبح خود دید و داغ درک حضور در فضای انسان کامل را به دل همگان گذاشت! همانی که سالها دلهرهاش را داشتیم، هرچه استدلال و متن و دعا و قرآن میخوانیم و هر چه بُعد میدهیم به زمان تا حادثه برایمان کوچک شود، باز هم آتش غم فرو نمینشیند و قلبمان استدلال پذیر نیست و فقط با مُردن آرام میشود و ذکرمان میشود: «دردیست غیر مُردن کان را دوا نباشد». خداوند توبه و استغفار ما را بپذیرد و توفیق عمل با اخلاص در کنار رهنمودهای شما به ما بدهد. آمین
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همانطور که فرمودید؛ او خدایی ترین انسان بود به همان معنایی که فرمودید. و زندگی همان زندگی بود که او به نمایش آورد و ما «خدا» و «قرآن» و «ائمه» و «نماز» را با او شناختیم. و بنده بعد از شهادت آن خدایی ترین انسان و افقی که با آن شهادت مقابل بنده گشوده شد، تنها با قرآنِ آیت الله خامنهای قرآن میخوانم و با نمازِ او اقامۀ نماز میکنم و او را در این امور حساس «نُصب العین»ِ خود قرار میدهم.
فرمودید او رشد بشریت را در ذبحِ خود دید؛ نه! او با شهادت خود اوجی از زندگی را مقابل ما قرار داد و اینکه اینهمه امیدوارانه زندگی میکنیم ریشه در نقش بزرگ آن شهادت دارد.
فرمودید؛ داغِ درک حضور در فضای انسان کامل را بر دل همگان گذاشت؛ نه! او آینۀ درک فوقالعادۀ انسان کامل بود و به دلیل وجود او مردم به زیبایی تمام دلدادۀ حضرت مولایمان صاحب الزمان «عجلاللهتعالیفرجه» هستند. ما هر روز حضورِ امام مهدی «عجلاللهتعالیفرجه» را با نظر به نایب دیروزین و فرداییِ او احساس میکنیم. و از این جهت «انتظار»، یک آرزو نیست، بلکه درک حضوری است که همواره در آن بهسر میبریم و این است تفاوت ما با حجتیّهایها که در انتظار خود از امروزِ آن حضور در غفلتاند و طوری منتظر حضرت هستند که گویا متوجۀ حضور امامِ حیّ و حاضر در اکنونِ این تاریخ نیستند. موفق باشید
«آید از هر خرابه صدایی / یا علی یا علی در کجایی». سلام استاد بزرگوار: ببخشید که گاهی مزاحم میشم. خدا هرگز داغ شهادت رهبر معظم انقلاب را در دل ما سرد و خاموش نکند. بعد از شهادت ایشان، همان احساسی را دارم که یتیمان کوفه بعد از شهادت امیرالمؤمنین «سلام الله علیه» داشتند. اگر در آن زمانه و تاریخ امیرالمؤمنین برای یتیمان کوفه شبانه و مخفیانه نان و خرما می برد، رهبری معظم انقلاب هم با اشارات و کلماتش کمک های زیادی کرد. فقط حیران بودم چگونه و با چه نور و حضوری حجاب زمان و مکان و صفحات مجازی را می درید و به گونه ای سخن میگفت و اشارات خودش را به میان می آورد که گویا به صورت زنده و حضوری دارد سخن میگوید!
یاد باد آن که نهانت نظری با ما بود / رقم مهر تو بر چهره ما پیدا بود
یاد باد آن که چو چشمت به عتابم میکشت / معجز عیسویت در لب شکرخا بود
یاد باد آن که صبوحی زده در مجلس انس / جز من و یار نبودیم و خدا با ما بود
یاد باد آن که رخت شمع طرب میافروخت / وین دل سوخته پروانه ناپروا بود
یاد باد آن که در آن بزمگه خلق و ادب / آن که او خنده مستانه زدی صهبا بود
یاد باد آن که چو یاقوت قدح خنده زدی / در میان من و لعل تو حکایتها بود
یاد باد آنکه نگارم چو کمر بربستی / در رکابش مه نو پیک جهانپیما بود
یاد باد آنکه خراباتنشین بودم و مست / وانچه در مسجدم امروز کمست آنجا بود
یاد باد آنکه باصلاح شما میشد راست / نظم هر گوهر ناسفته که حافظ را بود
باسمه تعالی: سلام علیکم: و همین یاد اوست که ادامۀ حضور بشریت خواهد بود به سوی جهانی که جهانِ سیطرۀ استکبار و اسلحههای مخوف و رسانههای فریبکارانه نیست. خدا میداند این شهادت چه معجزههایی خواهد کرد. https://eitaa.com/matalebevijeh/21876 موفق باشید
