بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
6825
متن پرسش
پرسش: ما چند جوان دانشجو هستیم که نسبت به مسئله امر به معروف و نهی از منکر دغدغه داریم با علم به شرایط و مراحل امر به معروف و نهی از منکر پنج شنبه و جمعه های اخر هفته چند نفری به پارک روبروی خوابگاه میرویم و نسبت به حجاب زنان نهی از منکر میکنیم به این صورت: لطفا حجابتون رو رعایت کنید یا اگر مردی همراه اون خانم بود میگوییم :به خانم بگویید حجابشون رو رعایت کنن سوال: 1- اینکه میرویم تا نهی از منکر کنیم که قاعدتا یعنی میدانم اینجا گناه میشود میروم اگر دیدم گناهی را نهی از منکر کنم، این رفتن درست است؟ 2- ایا بر مرد جوان مجرد واجب است که خانم بد حجابی را نهی از منکر کند؟ یا باید فقط توسط خانم ها انجام گیرد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلَم در هیچ شرایطی نباید امر به معروف و نهی از منکر تعطیل شود منتها باید شرایط تذکر و تأثیر آن فراهم باشد و اگر شرایط فراهم نیست باید ما تلاش های فرهنگی آن شرایط را فراهم نمود تا افراد بدانند ما از سر دلسوزی به آن ها تذکر می دهیم و به سعادت آن ها فکر می کنیم و گمان نکنند می خواهیم چیزی به آن ها تحمیل کنیم. موفق باشید
1185

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد با توجه به کتاب اسما حسنا که همه عالم تجلی ذات خداوند است ودر دعا این اسما را از خدا درخواست میکنیم میتوان گفت که ما برای رفع رزیلتهایمان فقط باید از خداوند مدد گرفت ومافقط باید موانع رسیدن اسما را به قلبمان برطرف کنیم وهیچ کاری از ما برای بر طرف کردن مثلا کبر غضب وغیره بر نمی اید واگر قرار است برطرف شود او باید نظر کند وفکر هم نکنم این جبر شود ؟ اگر اینچنین نیست بنده را راهنمایی کنید واین موضوع نتیجه این مبنا استدچون ما در عالم هستی عبدیم وعبد از خودش چیزی ندارد چه برسد که بخواهد رفع رزالت بکند
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی بنده هم به همین نتیجه‌ای که شما گرفته‌اید معتقدم. موفق باشید
24216
متن پرسش
سلام استاد شب‌های قدرتان ذوالقدر حیرت شکوه شعرش قاسم است گویی جبرائیل بر لسانش ناطق است برقعی ناز بر رخش آویخته است بازگیرد گوشه‌اش نور صاعق است نمی‌دانم در این اشعار شکوه علی را می‌بینم یا شکوه این علی‌گو را! آخر چه طور ممکن است؟ http://magifa.com/video/52085989
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: من که از کار آقای برقعی در حیرتم. به قول خودش گویا تا اذنی برای گفتن نباشد چنین شعرگفتن به ظهور نمی آید. آیا قصه ی حسان ابن ثابت نیست که پیامبر به او فرمودند جناب جبرائیل در این اشعار به تو می کند. در راستای ارات به مولایمان علی(ع) چگونه ارادتم را به این شاعری که گویا آن حضرت را با زلالی قابل احساس در مقابلمان می گشاید تقدیم نکنم؟ موفق باشید

21292
متن پرسش
با سلام و احترام: درباره آن داستانی که سفیان ثوری میاد خدمت امام صادق علیه السلام و حضرت شدیدا سیره آنها را زیر سوال می برد از جمله مطالبی که می فرماید این است که این زمان با زمان رسول خدا (ص) فرق دارد و ... اگر آن مطالب را با خطبه ۱۶۰ نهج البلاغه که حضرت درباره سیره پیامبر (ص) و حضرت موسی (ع) و عیسی (ع) و داود (ع) صحبت می کند بعد هم اشاره به خودشان می کند در نظر بگیریم و وجدی که حضرت از بیان آن جملات دارد را توجه کنیم فکر کنم قابل جمع با سخنان امام صادق (ع) در آن داستان نباشد چون حضرت امیر در آن خطبه خیلی کاری به زمان ندارد و توصیه ایشان یک دستور العمل کلی است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت صادق «علیه‌السلام» متوجه بودند که صوفیان در آن زمانه بعضی چیزها در سیره‌ی پیامبر «صلوات‌اللّه‌علیه‌واله» را بهانه کرده بودند تا جامعه را که در آن شرایط آماده‌ی شکل‌دادن به نحوه‌ای از تمدن اسلامی بود؛ عقب نگه دارند و از این جهت حضرت آن‌ها را نقد می‌کنند، نه آن‌که بخواهند ساده‌زیستی را که در متن یک جامعه‌ی فعال و زنده یک ارزش است، نادیده بگیرند. این مثل تأکید مقام معظم رهبری است نسبت به اقتصاد مقاومتی که هم باید تمدن داشته باشیم و هم ساده باشیم. موفق باشید

20938
متن پرسش
سلام استاد: چرا شخصی در آمریکا در بدترین شرایط به وجود می آید و شرایط بر روی او موثر می شود و خودش با دست خودش، خودش را به گنداب گناه می اندازد در حالی که اگر در ایران می بود این گونه نمی شد واقعا چرا؟ لطفا به کتابی ارجاع ندهید و نفرمایید خدا به اندازه توان می خواهد. تشکر از استاد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک بحث دقیق و عمیق عرفانی است که هرکس قبل از تولدش، خودش زندگیِ زمینی خود را و نحوه‌ی آن را انتخاب می‌کند و خداوند سمیع و علیم جواب طلب او را می‌دهد به همان معنایی که قرآن می‌فرماید: «قالَ رَبُّنَا الَّذي أَعْطى‏ كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى» ‏(50/طه) پروردگار ما کسی است که به هر موجودی خلقتِ مخصوص آن موجود را می‌دهد و پس از آن هدایتش می‌کند. حال اگر کسی طلب خلقت در آمریکا را داشت، خداوند همان را به او می‌دهد، منتها از هدایت او باز نمی‌ماند تا در همان شرایط نیز بتواند حق را از باطل تشخیص دهد. موفق باشید  

20189
متن پرسش
بسمه تعالی. سلام علیکم: با عرض خسته نباشید خدمت حضرتعالی در مورد کار کردن کتب «ده نکته از معرفت النفس» و «از برهان تا عرفان» را برای طلاب از چه پایه ای صلاح می دانید که به دروسشان هم لطمه ای نخورد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است که از همان ابتدا این کار انجام بگیرد ولی با کنترل، تا درس رسمی حوزوی طلبه به حاشیه نرود. موفق باشید

19207

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: بنا بر گفته سخنگوی شورای نگهبان علت رد صلاحیت دکتر احمدی نژآد توصیه رهبری نبوده است. بنا بر این علت رد صلاحیت ایشان چه بوده است؟ (غیر از توصیه رهبری واقعا علتی برای رد ایشان نیست) واقعا متر و ملاک این شورا چیست؟ چراباید غرضی تایید شود و بعد در دوره بعد رد!؟ و چطور جهانگیری و روحانی! و هاشمی طبا و میرسلیم تایید می شوند اما دکتر احمدی نژاد نه! «چرا در قانون برای پاسخگویی شورای نگهبان راهکاری گذاشته نشده است. حتی برای اعتراض هم فرصتی نگذاشته اند.» حقیقتا مردم ناامید شدند و حتی از رای ندادن سخن به میان می آورند. (که البته ناراحت کننده است) حتی نمی توانیم سوال کنیم! با وجود اینکه رای شورای نگهبان را قبول داریم و به آن تمکین می کنیم ولی اجازه سوال هم نمی دهند و مارا ضد ولایت جلوه می دهند. این رد صلاحیت به جهانیان این پیام را ارسال می کند که جمهوری اسلامی از استکبار ستیزی و مبارزه با صهیونیست خسته شده و علاقه به مذاکره و معامله دارد. اصلا تفاوت انتخابات ما با انتخابات آمریکا در چیست؟ آنجا هم دو حزب مردم را طوری احاطه کرده اند که جای هیچ غیری نمانده است و اینجا که به مراتب بدتر است و هزاران سوال ناگفته دیگر...
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با این‌که بنده اعضای شورای نگهبان را انسان‌های فرهیخته و دلسوز و آگاه به زمانه می‌دانم، به نظر می‌اید باید تا آن‌جا که ممکن است ملاک‌های تأیید داوطلبان ریاست جمهوری را به مردم ارائه دهند، مگر آن‌جایی که آبروی کاندیداها در میان است. البته در مورد آقای احمدی‌نژاد گفتنی زیاد است. نکاتی در جواب سؤال 19215 عرض خواهد شد. موفق باشید

18669
متن پرسش
با سلام و احترام: 1. اگر کسی گناهی مرتکب شود که مستوجب حد شرعی باشد آیا برای پاک شدن باید خود را معرفی کند تا حد بر او جاری شود؟ 2. با توجه به اینکه یکی از شرایط قبول توبه عدم تکرار گناه است در مورد گناهانی که موقعیت ارتکاب آن ها دیگر پیش نمی آید و یا ابزار آن دیگر وجود ندارد (مثلا فرد چشم چران کور شود) توبه موضوعیت دارد؟ 3. در جایی که خداوند می فرماید سیئات را به حسنات مبدل می کند سیئات فقط به معنی گناهان است یا به معنی اشخاصی که از بس گناه کرده اند عین گناه شده اند نیز می شود؟ 4. سخت ترین حجابها بین خدا و شخصی که تمام لحظات عمر خود را در غفلت و گناه سپری کرده وجود دارد اگر بخواهد این حجاب ها را پاره کند و جبران مافات نماید علاوه بر رعایت تقوا، ذکرهایی که باید بر آن ها مداومت کند به ترتیب چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- نه! تنها باید توبه کند 2- آری! همین‌که عزم ادامه‌ی آن گناه را نداشته باشد در حکم توبه است 3- فرق نمی‌کند. اگر کسی جهتش عوض شد تا آن مرحله می‌تواند پیش رود که سیئاتش تبدیل به حسنات شود 4- سیداالکلام ذکر «لا إله الاّ اللّه» است که رجوع به معبود یگانه را به قلب متذکر می‌شود. موفق باشید

18555
متن پرسش
سلام علیکم: بی شک انقلاب اسلامی به جهت موقعیت توحیدی اش از لحاظ تئوریک با غرب (بیش از پیش) مواجه خواهد شد، حال در این مواجهه به نظر حضرت عالی ما تا چه حد بر دانش های غربی مسلط و آشنایی داشته باشیم؟ به طور مثال آیا صرف ممحض شدن در علوم و معارف اسلامی همچون حکمت متعالیه و فقه اسلامی و نیز تسلط نسبی بر اصطلاحات دانش های غربی می تواند پاسخگوی این نبرد نظری باشد یا اینکه باید تسلط همه جانبه بر تمام اجزاء آن دانش ها اعم از مبانی، مکانیسم و غایات شان پیدا کرد و در تمام جهاتِ دانش هایی مانند علوم پایه، انسانی، تجربی و ... اطلاع کسب کرد؟ اگر پاسخ شما مورد دوم است لطفا در صورت امکان راه حلی ارائه فرمائید. با تشکر فراوان، و من الله التوفیق الطاعة
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر بنده مورد دوم است و اگر مبانی توحیدی خود را بشناسیم و مثل شهید شهریاری‌ها اساس علم تکنیکی را بفهمیم، مرحله‌ی عبور از غرب را به‌خوبی انجام خواهیم داد. به نظر بنده جناب آقای دکتر رضا داوری در کتاب «خردسیاسی در زمان توسعه‌نیافتگی» متذکر این موضوع است که باید عقل تکنیکی غرب را در این زمانه درست بشناسیم تا گرفتار افراط و تفریط نگردیم. موفق باشید

17760

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در نماز جمعه آقای طباطبایی اشاره ای به اربعین کردند و گفت در راهپیمایی سعی کنید جنبه معنوی اون رو مد نظر داشته باشید و کارهای سیاسی از قبیل اینکه مثلا بادکنک هوا کنید و رویش شعار مرگ بر آمریکا نوشته انجام ندهید. من به نیت و درک آقای طباطبایی از اربعین کاری ندارم ولی شما در جلسه چهارشنبه اشاره ای داشتید به اینکه یکی از علمای عراق گفتند پرچم آمریکا رو آتش نزنید و... ملت عراق نمی خواهند با آمریکا دشمنی کنند. مگر حرکت اربعین غیر از تقابل با استکبار و فرهنگ ظلمانی عالم است؟ لطفا توضیح بفرمایید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید تقابل با استکبار را در کشور عراق به صورتی نشان دهیم که با سیاست‌های مخصوص آن کشور مقابله نداشته باشیم؛ نفس چنین حضوری به معنای ایجاد تاریخی است غیر از تاریخ مدرنیته. موفق باشید

17610
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: حقیر از آن جهت که جنابعالی را برخوردار از یک نگرش و تفکر سیاسی انقلابی و در عین حال خردمدار و متین می دانم، دوست دارم ببینم نظر شما درباره نگاه و تحلیل بنده نسبت به دولت آقای روحانی صحیح است یا نه؟ فکر می کنم شخص آقای روحانی و بدنۀ دولت ایشان را از طرفی نمی توان برخوردار از یک نگرش عمیق و متعالی انقلابی از جنس آنچه که در تفکر دینی و سیاسی امام خمینی (ره) و رهبری و شهید بهشتی و شهید مطهری مشاهده می کنیم، دانست؛ و از سوی دیگر نمی توان این جریان سیاسی را ضد انقلاب، خائن و خارج از کشتی انقلاب و آمریکایی و اسرائیلی دانست، بر خلاف آنچه که برخی از افراد و سخنرانان برجستۀ اصولگرا – که بنده به خاطر عشق و دغدغۀ ایشان نسبت به رهبری و انقلاب اسلامی دوست شان دارم - تلاش می کنند این نوع نگاه را تصریحاً یا تلویحا به قشر مذهبی و جوانان ولایی و حزب اللهی القاء کنند. به نظرم نگاه معقول و به دور از احساسات و برخوردهای چکشی و یکجانبه نگر و حذفی، این است که این دولت را همان طور که مقام معظم رهبری (حفظه الله تعالی) تصریح فرمودند انقلابی بدانیم – به این معنا که داخل مجموعه و خانوادۀ انقلاب هستند، با وجود تمام ضعف های مبنایی و تئوریک و حتی اجرایی ای که دارند – اما در عین حال، به جهت اهداف و دغدغه ها و مواضعی که دارند، انقلابی گری اینها را در پاییین ترین سطح و یا متوسط بدانیم و نه یک نوع تفکر انقلابی متعالی و عمیق و مترقّی، عین آنچه که امام (ره) و رهبری در نظر داشتند و دارند. استناد این نگاه و تحلیل بنده نیز، ریشه در سخنان خود حضرت آقا دارد که هر چند وقت یک بار، این دولت و تیم مذاکره کننده را تأیید می کنند و القابی همچون انقلابی بودن، شجاع بودن، با غیرت بودن، متدین بودن، مورد اطمینان بودن و غیره را دربارۀ ایشان به کار می برند، در عین نقدهای جدّی، فراوان، صریح و علنی ای که به برخی از مواضع آقای روحانی و آقای هاشمی دارند. به عبارت دیگر، این کمترین معتقدم برخلاف تفکر و مشی سیاسی جبهه پایداری که گمان می کنند تمام مواضع و برنامه های دولت با انگیزۀ تخریب انقلاب و ضدیت با امام (ره) و رهبری، و به نیت دوستی و سازش با آمریکا است، بیشترِ دیدگاه های آقای روحانی، چه در حوزه مسائل دینی و چه در زمینۀ مسائل سیاسی و فرهنگی و نظامی و بین المللی و به خصوص سیاست خارجی، نه از سر خباثت و دشمنی با انقلاب اسلامی و بغض نسبت به امام (ره) و رهبری و با انگیزه خیانت به خون شهدا و دوست داشتن آمریکای جنایتکار، بلکه بیشتر بر این اساس است که اینها به زعم خود گمان می کنند راه پیشرفت انقلاب – با توجه به تصور سطحی ای که نسبت به حقیقت و اهداف انقلاب اسلامی دارند – واقعاً همین است و این طوری بهتر می توانند زمینۀ پیشرفت کشور و محبوبیت اسلام را فراهم کنند؛ یعنی واقعاً اینطوری فکر می کنند و باورشان این است و حتی در مواردی هم با رهبری عزیز اختلاف نظر دارند – و نه لزوماً ضدیت! – ولی گمان می کنند تفکر صحیح و معتدل انقلابی یعنی این؛ هر چند که با این وجود نمی توان انکار کرد که ممکن است در موارد معدودی هم، واقعاً انگیزۀ خوبی نداشته باشند و آگاهانه یک سری خطوط قرمز را زیرپا بگذارند و یا گاهی از سرِ سیاست زدگی و تعصب و مصالح حزبی و جناحی حرفی را بزنند یا عملی را انجام بدهند، اما در مجموع فکر می کنم بنای مخالفت با انقلاب و امام (ره) و رهبری را ندارند؛ ضمن این که مگر سایر جریان ها مثل اصول گراها از این مقدار اغراض سیاسی حزبی و نامناسب، مصون هستند و تمام مواضع و رفتارشان با خلوص صد درصد و بدون هیچ گونه شائبۀ سیاست کاری و تعصب و صفر و صدی دیدن امور صورت می پذیرد؟! پس اندکی از افکار و اعمال سیاسی با انگیزه های نادرست، دربارۀ همۀ جریان ها - اعم از تدبیر و امید و اصلاح طلبان و اصول گراها – مطرح است نه فقط دولتی ها! خلاصه اینکه بر این باورم که «سعۀ صدر» تفکر اصیل انقلابی و ویژگی «عدم انحصارطلبی» که برگرفته از اندیشه امام (ره) و رهبری و شهید بهشتی و شهید مطهری است، در مواجهه با اشخاصی مثل آقای روحانی و دولتش که – اصل انقلاب و ولایت فقیه و استکبارستیزی را قبول دارند و فقط سطح نگرش و تفسیرشان از اصول گرایان متفاوت است و بنای ضدیت با ارزش های دینی و انقلاب اسلامی را ندارند – برخوردی غیر از برخورد جبهه پایداری را اقتضاء می کند؛ برخوردی که – در عین دلسوزی و داشتن دغدغه های ارزشمند انقلابی و ولایی- با سعۀ صدر پایین و با رویکرد حذفی و کاملاً بدبینانه و صفر و صدی و شرّ مطلق دانستن رقیب و در مواردی غیرمنصفانه با این دولت برخورد می کنند، بر خلاف برخوردی از جنس آنچه که بنده در شما و آقای دکتر عماد افروغ سراغ دارم. البته بنده در مجموع، اصول گرایان و جبهۀ پایداری را – در عین نقدهایی که به ایشان دارم – به خاطر ولایت مداری و پافشاری بر اصول و ارزش های انقلاب و امام (ره) رهبری، بدون تردید ترجیح می دهم به جریان و گفتمان آقای هاشمی و روحانی که در عین قرار گرفتن ذیل نظام و انقلاب اسلامی، بسیار فاصله دارند از انقلابی گریِ اصیلی که در چهار رهبر بزرگ و ایدئولوگ اصلی انقلاب اسلامی مشاهده می کنیم (امام خمینی (ره)، شهید بهشتی، شهید مطهری و مقام معظم رهبری). با تشکر از مباحث دینی و سیاسی عمیق و روشنگرانه ای که در این سال ها مطرح نموده اید. وفقکم الله فی طریق السداد والیقین 2 شهریور 1395
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً این نوع تفکر، تفکرِ سیاسی دوران ما است که ماوراء نگاه جناحی، متوجه‌ی حقیقت انقلاب در این دوران است و همین‌طور که رهبری عزیز در روز عید غدیر فرمودند باید همچون علی«علیه‌السلام» دشمنان و دوستان را تقسیم‌بندی کرد و در متن جنابعالی این تدبیر به چشم می‌خورد. عرایضی که در کتاب اخیر بنده تحت عنوان «عقل و ادب ادامه‌ی انقلاب اسلامی در این تاریخ» شده، نظر به همین نکته دارد منتها با نگاهِ هستی‌شناسانه موضوع را دنبال نموده است. موفق باشید   

16314

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر استاد عزیز: مسیر نظریه پرداز شدن از ابتدا تا انتها چیست؟ و اینکه چارچوب و بنای نظریه پردازی را چگونه می توان پدید آورد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده عرایضی در کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در این رابطه داشته‌ام، شاید مفید افتد. موفق باشید

15906
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد محترم و تبریک یوم الله مبعث: آیا بعثت پیامبر (ص) مربوط به مقام نفس ناطقه ی پیامبر است که حقیقت بعثت که در مقام نوری شان به اجمالی است به تفصیل در مقام نفس ناطقه رسانده اند؟ اگر این صحبت درست است می شود گفت اهل بیت (ع) تمام کارهایشان در میادین امتحانات در واقع نمایش و ظهور و تفصیل حقیقت نوری شان است و نه اینکه این امتحانات برای ترفیع درجه شان باشد؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بعثت، بعثتِ مقام کلیه‌ی حضرت در مقامِ تعیّنِ خلقی یا نفس ناطقه‌ی حضرت است و حفظ این حالت و پشت‌کردن به جذبه‌های نفس امّاره که برای آن بزرگان هم مطرح است، موجب کمال و تکامل آن‌ها می‌شود. موفق باشید

15274

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد و عرض تسلیت: دیدید خود حضرت آقا هم فرمودند ممکنه رهبر جدید تعیین کنند بعد شما می فرمایید این افراد رودروی رهبر نیستند و..... ببخشید ها حالم خیلی بده که این حرفا رو می زنم یا شما علم غیب دارید که اینقدر خونسردید و با خونسردی این طوری صحبت می کنید یا که از خیلی اتفاقات بی خبرید. بازم ببخشید داغونم داغون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر به صحبت اخیر مقام معظم رهبری دقت بفرمایید فرمودند اگر شرایط طوری پیش آمد که باید رهبر نظام اسلامی را انتخاب کنید، تنها ملاک‌تان رضایت الهی باشد. معنای این سخن آن است که اگر خدای ناکرده حضرت آقا رحلت کنند، آن‌ها مواظب انتخاب خود باشند، نه آن‌که این مجلس برنامه داشته باشد که رهبر انتخاب کند. موفق باشید

13214
متن پرسش
سلام علیکم: خیلی خیلی عذر می خواهم که وقت گرانبهایتان را می گیرم. خیلی ببخشید. خواهش می کنم جواب این حقیر را بدهید. 1. بنده جوانی هستم وقتی که می خواهم برنامه ریزی کنم برای مطالعه، ناامید شده و می گویم الان که خیلی دیر است و موقعیت های زیادی را از دست داده ای در نهایت سرخورده می شوم و رهایش می کنم. 2. به تجربه دیده ام که کثرت عبادت باعث کمال نمی شود بلکه فهم و مطالعه کتبی نظیر «رساله الولایه» و «برهان صدیقین» انسان را بالا می برد نظر شما چیست؟ 3. در جواب سوالی فرموده اید علومی مثل ریاضیات باعث کمال نمی شود بلکه تقوا و نگاه توحیدی باعث کمال است. سوال من این است این نگاه توحیدی این است که مثلا درخت و سنگ را که می بینیم عین ربط بودن اینها یا صریح تر بگویم این را ببینیم که اینها همان خدا هستند که به این شکل درآمده است را ببینیم؟ حلال کنید مزاحم شدم ببخشید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  علم نور است هرکجای آن را بگیرید همان‌جا ابتدا و انتهای آن است. به همین جهت همین‌که شروع می‌کنید امیدواری در درون شما شکل می‌گیرد. در مورد توحید هم متوجه باشید در این مسیر آرام‌ارام به نگاه توحیدی بیش از پیش نزدیک و نزدیک‌تر می‌شوید. گفت: «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس / خودْ راه بگویدت که چون باید کرد».. موفق باشید

11069

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: چرا به سوالی که در مورد نام کتاب آشتی با خدا بود جواب ندادید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر کردم مهم نیست. عنوان کتاب، پیشنهاد آقای توکلی بود اقتباس از بحثی که ایان‌باربر در کتاب «علم و دین» در رابطه با «آشتی با خود، آشتی با خلق و آشتی با خدا» کرده است. موفق باشید
9918
متن پرسش
سلام: بنده جلسه قرآن این هفته ی شما را آمدم و تحلیل شما را هم در باب غرب و نسبت آن با مامون شنیدم- اما این سوال برای من پیش آمد که شما فرمودید چیزی از غرب به جز شهوت و... نمانده - این نحوه نگاه شما با جلال آل احمد که غرب را فقط در تهاجمات سیاسی و اجتماعی غرب جغرافیایی می بیند چیست و توجهی به روح غربی غرب ندارد و اگر شما به این روح غربی توجه دارید (که فکر می کنم هم توجه دارید) پس چرا در تحلیلتان غرب را فقط محدود به آمریکا و تمام شدنش می کنید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که می‌دانید غرب یک فرهنگ و یک نگاه مخصوص است به عالَم و آدم. در رابطه با سخنان مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» که با نمایندگان مجلس خبرگان داشتند؛ خواستم عرض کنم چرا مقام معظم رهبری می‌فرمایند باید نظر به نظم جدیدی در جهان انداخت که آن دیگر غرب نیست که نمود آن امروز در عمل آمریکا است. موفق باشید
9427
متن پرسش
سلام علیکم. چطور می‌توانیم «حضور» و «وجود» سبحانیِ حضرت الله را عقلی و قلبی مشاهده کنیم. و سپس در این مقام تسبیح بگوییم. اگر کتابی هم در این مورد کمکم می‌کند معرفی بفرمایید. موفق باشید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ان شاء الله مباحث «برهان صدیقین» شروع خوبی باشد. موفق باشید
5587
متن پرسش
با سلام خدمت استاد ارجمند: استاد دچار مشکلات فکری روحی شدم که بعید می بینم به این راحتی بتوانم ازشرش راحت بشم چندی پیش یکی از عزیزانم را از دست دادم علم پزشکی زنده بودنش را 50 50 اعلام کرد و من اعتمادم را به خاندان اهل بیت 100 در ص دمحسوب کردم قبل از اینکه برای مان چنین مشکلی پیش بیاد من به مشهد رفتم و دست به دامان امام رضا (ع) شدم متاسفانه نمی دانستم این همه راه رفتم ولی امام جوابم را نمی دهد بعد از سفر خودم و همسرم بیکار شد یم در حالی که کلی التماس امام رضا را کردم که چنین اتفاقی نیفتد و بعد خیلی ساده با وجود آنکه التماس امام زمان و امام حسین و امام رضا را کرده بودم و کلی نذر و نیاز برای خاندان نبوت کردم فرزندم را از دست دادم برایم جالب است قبل از این وقایع عجیب به این 3 امام علاقه داشتم اما جواب را از این بزرگوار ها نگرفتم پس انتظاری از بقیه شان ندارم حالا در شرایطی روزگار را می گذرانم که دلخوری از این بزرگواران تمام وجودم را گرفته چندین بار برایم شرایط زیارت جمکران و امام رضا پیش آمد اما حاضر به رفتن نشدم چرا که زیارت را بی فایده می دانم راستش به خودم می گویم هر چه بخواهداتفاق بیفتد در شبهای قدر رقم خورده اگر بنا بر التماس باشد همان شبها باید اینکار را بکنم مابقیش باید رفتارم رااصلاح کنم و بس اعتقادی ندارم که آنها بتوانند برایم کاری کنند چون خدا نمی خواهد وقتی خدا نخواهد هیچ کس هیچ کاری نمی تواند انجام دهد دعا را فقط صرف آرامش و کمال می دانم نه صرف برآورده شدن در شرایط روحی به سر می برم که اگر کسی بگوید از این خاندان کرامت دیده اند یا شفا گرفتن فکر می کنم یا دروغ می گویند یا نه چون مشکلشان قرار بوده رفع شود و این رفع مشکل در اراده خداوند هم بوده پس حل شده حالا آنها اسمش را کرامت و شفا و ... می گذارند به خودم می گویم من این بزرگواران را فقط صرف امام قبول دارم وقتی قرار است همه چیز طبق خواست و طبق برنامه خدا پیش برود چرا باید برای حاجاتم التماس این خاندان را بکنم و به خودم می گم تو ی تقدیر م این بوده که من و همسرم بیکار شویم و به خانه ای برویم که برکت و روزی ندارد و فرزندمان را از دست بدهیم در حالیکه دیگران وقتی فرزندشان در شرایط بچه ما بوده باید زنده بماند این خواست خداست و نباید به منطق خدا اعتراض کرد چون هیچ کس سر از حکمت آن در نمی آورد این خواست خداست یک فرد با مباحث شما به کمالات برسد و یک فرد مثل من نتواند از بن بست نجات پیدا کند راستش دیگر انگیزه ای برای دعا ندارم چه برسد به اینکه مباحث را دنبال کنم استاد دیگر دلم برای امام رضا (ع) امام زمان(ع) و امام حسین(ع) تنگ نمی شود و دیگر آرزوی زیارتشان را ندارم خواهشا من را از این بی دینی نجات دهید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جواب سؤال شماره‌ی 5499 ، سؤال‌تان جواب داده شده است. موفق باشید
973

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد،دانشجوی رشته فیزیکم.چطور میشه بین رشته تحصیلیم به خصوص بحث "عدم قطعیت شرودینگر" و "حرکت جوهری" ارتباط برقرار کرد؟به نظرتون لازمه جرقه ای در این مورد زده بشه؟خود شما در این مورد کار کردید؟ استاد بعضی اساتید ما در مورد حرکت جوهری چیزی نمیدونن و درخواست کمک از اونا در این مورد بی فایدس.
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی به نظرم با دقت در حرکت ذاتی عالم می‌توان به یک معنی عدم قطعیت شرودینگر را تبیین کرد، بدون آن‌که گرفتار نسبیت فلسفی شویم. چون در حرکت جوهری بحث بر سر آن است که یکی از مراتب وجود یعنی عالم ماده عین حرکت است و عین حرکت یعنی چیزی که هیچ ثباتی ندارد و در عین حال در عین حرکت‌بودن ثابت است. اطلاعی ندارم که کسی از نگاه فلسفه‌ی صدرایی اندیشه‌ی شرودینگر را تبیین کرده باشد، اگر این کار بشود می‌توان جایگاه بحث عدم قطعیت را درست تبیین کرد. موفق باشید
20732

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: در حوزه فلسفه درست خوانده نمی شود پس بهتر نیست ابتدا دانشگاه رفته و فلسفه بخوانیم بعد حوزه رویم؟ الان چهارم دبیرستانم شما چه می فرمائید؟ با توجه به این که تمرکز روی مسائل فلسفی داشته باشیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در دانشگاه هم در رشته‌ی فلسفه خیلی کار نمی‌شود. هرکس چه در حوزه و چه در دانشگاه باید خودش چنین موضوعاتی را دنبال کند. موفق باشید

20452
متن پرسش
خواهشمندم به این سئوال من پاسخ دهید اگر چه شاید تکراری و پیش پا افتاده باشد و در شان سئوال کننده ؛ می خواهم جواب این سئوال را از شما مستقیما بگیرم و به یادگار داشته باشم چرا که برای سئوال کننده ارزشمنداست. من اخیرا با آثار شما آشنا شده ام و علاقه مند. سئوال من این است: اگر از شما بپرسند چه جوابی می دهید؟ در زندگی باید دنبال چه باشیم؟ و از کجا شروع کنیم؟ از این که لطف می کنید و جواب می دهید ممنون هستم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی قرآن می‌فرماید: «ما خلقت الجنّ و الانس الاّ لیعبدون» می‌خواهد بگوید هدف جنّ و انس در خلقت‌شان بندگی خدا است. یعنی انسان در بندگیِ خدا معنی حقیقی‌اش را پیدا می‌کند و در همین رابطه برای تحقق بندگی، شریعت فرستاده است تا ما با رعایت شریعت الهی بدانیم از کجا شروع بکنیم و به زندگی خود معنا دهیم. پیشنهاد می‌شود سری به کتاب «چه نیازی به نبی؟» که بر روی سایت هست بزنید. موفق باشید

19412

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام عليكم: آقاي طاهرزاده، بنده دو روز پيش خدمت شما، سؤالي ارسال كردم ولي متاسفانه پاسخي دريافت نكردم (spam إيميل رو هم چك كردم ولي ...) با تشكر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این صورت جواب داده شد:

باسمه تعالی: سلام علیکم: اجر زحمات شما مسلّم محفوظ خواهد ماند. عرایضی شب گذشته در همین رابطه مطرح شده است که جهت اطلاع به آدرس: http://lobolmizan.ir/sound/1173#5090 (فایل شماره 19 با عنوان «ضعف ایمان و پذیرش داوری جهان استکبار») که در سایت، بخش جلسات هفتگی، قسمت صوت جلسات هفتگی، بخش سوره نساء، فایل شماره 19 قرار گرفته است، رجوع فرمایید. در ضمن در این مورد خوب است به سؤال و جواب شماره‌ی 19384 رجوع فرمایید موفق باشید

19312

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: می خواستم نظرتونو راجع به کوروش کبیر بدونم. من خیلی جدیدا می بینم راجع بهش حرف بد میزنن یا اینکه وجود نداشت و این حرفا. در صورتیکه آقای قرائتی تو تفسیر قرآنشون گفتن علامه طباطبایی گفتن ذوالقرنین همون کوروش کبیره.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علامه طباطبایی در این رابطه به نظر «سِراحمدخانِ هندی» استناد می‌کنند. و در هر حال نمی‌توان به‌راحتی نسبت به نظر آن‌هایی که به اصل وجود کوروش شک کرده‌اند، بی‌توجه بود. موفق باشید

19216
متن پرسش
سلام علیکم: اعیاد رجبیه بر شما استاد عزیز مبارک: برای ما هم در این ماه عزیز دعاگو باشید. هر چند می دانم بحث آقای احمدی نژاد شاید برای شما دیگر ملال آور شده باشد اما ما بخاطر انقلاب باید این بحث را حل کنیم چون بحث یک نفر در میان نیست بلکه دایره عظیمی از نیروهای انقلاب است که به شخص ایشان وصل شده بودند. استاد در دولت 9 و 10 با ظهور احمدی نژاد به فرموده حضرت آقا انقلاب یک رویش مضاعفی پیدا کرد و البته این ها همه نقاط بالقوه انقلاب بود که بالفعل شد. و مسائل همچنان پیش آمد و دشمنی ها با ایشان شروع شد و ... و نیز اشتباهات فاحش ایشان تا مسائل اخیر در مورد انتخابات و رد صلاحیت ایشان. اما اگر کسی این 12 سال را در ذهن داشته باشد خیلی سریع قضاوتی را می کند که دشمنان این روزها دارند القا می کنند که احمدی نژاد از اول منحرف بود و حالا خودتان اعتراف کردید و این برای اذهان عمومی مردم براحتی پذیرفته می شود و براحتی هم قابل جواب دادن نیست. مخالفین بی بصیرت احمدی نژاد هم به گونه ای مخالف می کنند که ایشان را یک منحرف بالذات می دانند که به نام انقلاب ضد انقلاب عمل می کند. و متوجه نمی شوند که گاهی با زدن و نقد احمدی نژاد آن هم بیرون از دایره انصاف و بر اساس اتهامات ناشی از فضای رسانه ای، دارند تمام دوران انقلابی دولتهای نهم و دهم را می زنند و ناخوداگاه با این کار دارند به آقا ضربه می زنند که ایشان هم اشتباه کرد که از ایشان این همه حمایت کرد. از آن طرف خود ایشان هم با این کارهای افتضاحی که این اواخر انجام داد خودش را بی آبرو کرد. ما دلمان برای انقلابمان می سوزد که فرد انقلابی بیاید و این همه خدمت کند و بعد از چندی اینگونه بدست خودش و به تهاجم و نقشه های نپیچیده دشمنان خارجی و داخلی به این نقطه برسد و در این بین دشمن شاد کنان جشن بگیرد که نقطه قوتی از انقلاب را به نقطه تهدید انقلاب تبدیل کرده است. خلاصه در این بین ذهن مشوش است که از ایشان چگونه دفاع کند و چگونه نقد کند که ذهن مخاطب را دقیق در مسیر انقلاب نگه دارد. چرا که فضای رسانه ای و مخالفین و موافقین خونین ایشان دفاع ها و نقدها را به نفع خود و بر علیه طرف مقابلشان مصادره می کنند. دلمان برای رهبرمان می سوزد که چگونه این یاری که نزدیکتر از هاشمی افکارش به او بود اینگونه باعث اختلاف افکنی بین نیروهای مذهبی شده است. خیلی ها سوال می کنند که مگر ایشان رئیس جمهور دو دوره نبوده چرا رد صلاحیت شده. خیلی از دوستان انقلابی امان این روزها بدبین به نظام و .. شده اند. واقعا در برزخی بدی گیر کرده ایم. ای کاش شما که روزی مدافع سرسخت ایشان بودید بخاطر انقلاب و امروز ظاهرا چندان گرایشی به ایشان نداشتید این موضوع را واضح می کردید که چه باید بکنیم. درست است که انقلاب ذاتی دارد و در ذات خود مقهور افرادش نمی شود و جلو می رود اما این انقلاب در دوره 84 به بعد در دولت و فرد آقای احمدی نژاد تجلی کرده بود و لذا این تجلی را نمی توان براحتی کنار زد از آن طرف این تجلی دچار غبارهایی شد که دوست و دشمن و اشرافیت سیاسی و اقتصادی براحتی با این غبارها سعی در ضربه زدن به این تجلی انقلاب دارد و با ضربه به آن می خواهد به خود انقلاب ضربه بزند. اگر کمک کنید راه برون رفت از این برزخ را برای نیروهای انقلابی مفتوح نمایید، شاید بتوانیم با ورود در آن در ارتقا انقلاب سربازی کنیم. ببخشید از طولانی شدن و پراکنده گویی. چون می دانم در مباحث مختلفش شاگردی کرده ام با اشاره مباحث مختلف را گفتم که از هر کدام سرفصلهای فراوانی برای گفتگو مد نظر بود. و العاقبه للمتقین. التماس دعا.
متن پاسخ
  • باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه به نکات دقیقی اشاره دارید و هنر ما آن است که در چنین مواردی بهترین برخورد را با موضوع تاریخی خود داشته باشیم تا همان‌طور که فرموده‌اید بتوانیم از دوست نادان و دشمن دانا هر دو عبور کنیم و این را در نقد منطقیِ خود در نسبت با آقای احمدی‌نژاد می‌بینم. از اشتباهات آقای احمدی‌نژاد در کنار شعارهای انقلابی ایشان، بحثی نیست و از آن توهّمی که ایشان را از بدنه‌ی جریان انقلابی و رهبری جدا کرد نمی‌خواهم بحث کنم. بحث بر سر آن است که اگر امروز هم کسی همان شعارها را بدهد ما باز باید به او رجوع کنیم و از آن شعارها استقبال نماییم، منتها سعی خواهیم کرد علاوه بر نظر به آن شعارها، حکمتی را در شخصیت آن فرد دنبال نماییم و این آن چیزی است که آینده‌ی ما با عبرت‌گیری از گذشته، شکل می‌دهد. بنده در جواب سؤال شماره‌ی 19215 عرض کردم:

     «حاشیه‌هایی که دولت آقای احمدی‌نژاد ایجاد کرد کمر رهبری و ما را که تمام‌قد از ایشان دفاع کردیم، شکست. فراموش کرد طلبه‌ها چگونه از پول شهریه‌های خود از او دفاع کردند و یک‌مرتبه همه را رها کرد و شخصی به نام آقای مشائی را قِدیس‌گونه جلوی همه قرار داد. آقای احمدی‌نژاد به ما و به رهبری ظلم کرد و این شد حال و روزِ ما که شما در این رنج‌نامه از آن سخن گفتید. ابتدا باید گذشته را بازخوانی کرد تا فردایی که دوباره نیروهای انقلاب کمر راست می‌کنند، حکیمانه عمل کنیم. چگونه می‌توان هنوز به آقای احمدی‌نژادی دل‌بست که قابل پیش‌بینی نیست؟! آیا شورای نگهبان می‌تواند کسی را به‌عنوان رئیس جمهور به مردم معرفی کند که هر روز باید منتظر یک حرکت غیر قابل پیش‌بینی از او بود؟! دوای دردِ ما امروز بازخوانیِ تاریخی است که بدان دل‌بستیم ولی گویا باید دقیق‌تر مسئله را دنبال می‌کردیم. شعارهای خوب اگر از زبان شخصیتی که ابعاد وجودی او مطابق آن شعارها نباشد، به گوش‌مان رسید؛ دیگر به‌راحتی به آن شخصیت دل نخواهیم بست».

    تکلیف ما با آقای احمدی‌نژاد به‌خصوص با حرکات اخیر ایشان مشخص شده، ولی تکلیف ما با خودمان و انقلاب اسلامی از این به بعد با تجربه از گذشته بهتر روشن می‌شود. امید است رفقا بتوانند به راحتی از آقای احمدی‌نژاد عبور کنند ولی از آن‌چه موجب رجوع به شعارهای ایشان شد، عبور نکنند. مطمئن باشید انقلاب، در جایگاهی قرار دارد که هرگز ظرفیت تاریخی این دوران، ذهن‌ها و قلب‌ها را به‌جایِ دیگری جز اهداف انقلاب اسلامی جذب نمی‌کند، می‌ماند که با خونِ جگرخوردنِ بیشتر آن پختگی لازم برای نیروهای انقلاب پیش خواهد آمد. هرچند به قول جناب آقای دکتر زرشناس نئولیبرال‌ها گاه‌گاهی از حرکاتِ ناشیانه‌ی ما به خود امیدوار می‌شوند، ولی چیزی نمی‌گذرد که دوباره با یأسِ پیشین خود روبه‌رو خواهند شد. موفق باشید 
نمایش چاپی