بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
2338
متن پرسش
سلام علیکم! این سوال را چند مدت پیش پرسیده ام. اما هنوز جوابی به دست من نرسیده است. شما در جواب به سوال 2161 در مورد تحریف از نظر علامه طباطبائی ره فرموده بودید که علامه ره به تحریف معتقد نیستند. در حالی که در کتاب مهر تابان که گفتگوهای علامه طباطبائی ره با علامه تهرانی ره است ایشان تحریف به جابجائی را می پذیرند. عین مطلب ایشان از کتاب مذکور بدین شرح است: در اثبات عدم تحریف قرآن کریم‏ امّا آن قرآنى را که زَید بن ثابت در زمان أبو بکر جمع آورى کرد، بدون شکّ حاوى جمیع قرآن است و در آن یک کلمه کم و یا یک کلمه زیاد نشده است؛ و قول بتحریف قرآن از درجه اعتبار ساقط است. چون اخبار آحادى که در تحریف وارد شده است، حجّیّت آنها متوقّف بر حجّیّت قول امام است که آن أخبار را بیان کرده است، و حجّیّت قول امام متوقّف بر حجّیّت قول رسول الله است که امام را وصىّ و خلیفه و معصوم معرّفى فرموده است، و حجّیّت قول رسول الله متوقّف بر حجّیّت قرآن است که رسول الله را معصوم و امام و نبىّ و ولىّ معرّفى کرده است؛ و اگر قائل به کم بودن و یا زیاده بودن یک حرف در قرآن مجید بشویم، تمام قرآن از حجّیّت ساقط مى‏شود؛ و سقوط این حجّت، حجّیّت اخبار تحریف را نیز ساقط مى‏کند. و قرآن مجید بالإجماع حجّت است، و ائمّه علیهم السّلام در موارد کثیرى به آیات قرآن استدلال و استشهاد کرده‏اند و قائل به حجّیّت آن شده‏اند؛ و این مسأله هیچ جاى شبهه و تردید نیست. در زمان أبو بکر که جنگ یَمامه اتّفاق افتاد و از قرّاء قرآن در آن جنگ هفتاد نفر و یا چهارصد نفر کشته شدند، عمر نزد أبو بکر آمد و اصرار بجمع آورى قرآن نمود و گفت: قرآن امروزه فقط در سینه‏هاى قاریان قرآنست؛ اگر جنگ دیگرى پیش آید و از قرّاء در آن جنگ کشته شوند دیگر قرآن از روى زمین برداشته مى‏شود، و حتماً باید قرّاء را جمع نموده و قرآن را تصحیف نمود؛ یعنى در مجلّد قرار داده و در دفّتَیْن نگهدارى کرد. براى این امر زَید بن ثابت را مأمور نوشتن قرآن نمودند؛ و بیست و پنج نفر از قرّاء مهاجرین و بیست و پنج نفر از قرّاء أنصار را معیّن کردند که هر کس آیه‏اى از قرآن با دو شاهد عادل بیاورد آن آیه را بپذیرند. بنابراین، قرآن مشهود فعلى بدین کیفیّت در زمان أبو بکر جمع آورى و تصحیف شد؛ ولى ائمّه علیهم السّلام بالإجماع دستور داده‏اند که قرآن را بهمین کیفیّت و با همین ترتیب بخوانیم، و خودشان نیز بهمین ترتیب مى‏خوانده‏اند، و اصحاب آنها نیز بهمین ترتیب قرائت مى‏نموده‏اند. و در این قرآن جمع آورى و تصحیف شده، هر آیه‏اى که وارد مى‏شد ضبط مى‏شد، و اگر مثلًا دو بار یا سه بار وارد مى‏شد در دو جا و سه جا ضبط مى‏شد، مگر سوره فاتحة الْکتاب که به اجماع مسلمین دوبار بر پیغمبر اکرم نازل شده است ولى یکجا نوشته شده است. و ظاهراً سوره توحید هم همینطور است؛ یعنى دوبار نازل شده و یکجا ضبط گردیده است. بارى، همانطور که ذکر شد قول بتحریف قرآن از درجه اعتبار ساقط است. زیرا این قول متوقّف است بر حجّیّت أخبار تحریف، و حجّیّت آنها متوقّف است بر حجّیّت قول امام و رسول الله و بالاخره حجّیّت قرآن؛ و اخبار تحریف که قرآن را از حجّیّت سقوط مى‏دهد، عمل به مفادش موجب اسقاط خود آنها مى‏شود؛ یعنى از ثبوتش عدمش لازم مى‏آید و بنابراین عمل به آنها مستحیل است. در تغییر محلّ آیه: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ‏ بلى، جاى بعضى از آیات ممکنست که تغییر نموده باشد، ولى البتّه تغییر محلّ آیات غیر از مسأله تحریف است. بحسب ظاهر- واقعش را خدا بهتر مى‏داند- از اوّل قرآن تا آخر قرآن در دو جا قابل تردید نیست به عقیده بنده که جاى آیه عوض شده است. در جاهاى دیگر ممکنست که بگوئیم جاى آیه عوض نشده و تغییر نکرده است و قابل توجیه است، ولى در این دو مورد بهیچوجه قابل توجیه نیست. اوّل در سوره مائده است و دوّم در سوره أحزاب است. در سوره مائده همان آیه کریمه است که مى‏فرماید: در امروز مردم کافر از دین شما و از دسترسى به آئین شما مأیوس شده‏اند؛ از کفّار نترسید، و از من بترسید! امروز من دین شما را براى شما کامل کردم، و نعمت خودم را براى شما تمام نمودم، و راضى شدم که اسلام دین براى شما باشد: الْیَوْمَ یَئسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِن دِینِکُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِى وَ رَضِیتُ لَکُمُ الإسْلَمَ دِینًا. با شواهدى که جمع آورى کردیم و خصوصیّاتى که در آیه هست و آیه‏هاى قبلى و بعدى نشان مى‏دهد، على الظّاهر بدون تردید اینجا دست خورده و جاى آیه را عوض کرده‏اند. این آیه را بعد از محرّمات اکل، بین مستثنى و جمله مستثنى منه قرار داده‏اند، تا خلط مبحث شود و چنین گمان شود که مراد از روزى که کفّار از دستبرد به دین مسلمانان مأیوس شدند و در آن روز باید مسلمانان از خدا بترسند، و آنروزى که دین مسلمانان کامل شد و نعمت بر آنان تمام تمام گشت، و روزى که خدا اسلام را بر مسلمین مى‏پسندد؛ روزى است که مثلًا میته و خون و گوشت خوک و غیرها حرام شده است. توضیح آنکه: در چهار جاى از قرآن کریم مسأله محرّمات اکل بمیان آمده است، با یک شکل و یک سیاق و یک لحن، و در دنبال هر چهار مورد، موارد استثنا ذکر شده است، که کسانیکه در اضطرار باشند و ضرورت ایجاب کند مى‏توانند از این موارد مُحرَّمه استفاده کنند. فقط در اینجا بین جمله مستثنى منه که محرّمات اکل بیان شده است و بین جمله استثنائیّه، این آیات بدون ربط و بدون افاده معنى روشنى فاصله افتاده است؛ بطوریکه از قیاس سه آیه دیگر به اینجا خوب مسأله تغییر محلّ این آیه روشن مى‏شود. امّا آن چهار جمله استثنائیّه که بدنبال محرّمات اکل ذکر شده است، بدین طریق است: 1- فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ بَاغٍ وَ لَا عَادٍ فَلآ إِثْمَ عَلَیْهِ إِنَّ اللَهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ. 2- فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ بَاغٍ وَ لَا عَادٍ فَإِنَّ رَبَّکَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ. 3- فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ بَاغٍ وَ لَا عَادٍ فَإِنَّ اللَهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ. 4- فَمَنِ اضْطُرَّ فِى مَخْمَصَةٍ غَیْرَ مُتَجَانِفٍ لإثْمٍ فَإِنَّ اللَهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ. این چهار جمله استثنائیّه است که همانطور که ملاحظه مى‏شود یک شکل و یک سیاق وارد شده است. و اوّلى از آن در سوره بقره بوده و بدنبال این آیه است؛ بدین شکل: إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنزِیرِ وَ مَآ أُهِلَّ بِهِ لِغَیْرِ اللَهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ بَاغٍ وَ لَا عَادٍ فَلآ إِثْمَ عَلیْهِ إِنَّ اللَهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ. [1] و دوّمى از آن در سوره أنعام است و بدنبال این آیه است؛ بدین شکل: قُلْ لآ أَجِدُ فِى مَآ أُوحِىَ إِلَىَّ مُحَرَّمًا عَلَى‏ طَاعِمٍ یَطْعَمُهُ و إِلّآ أَن یَکُونَ مَیْتَةً أَوْ دَمًا مَّسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنزِیرٍ فَإِنَّهُ و رِجْسٌ أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَیْرِ اللَهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ بَاغٍ وَ لَا عَادٍ فَإِنَّ رَبَّکَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ. [2] و سوّمى از آن در سوره نَحل است و بدنبال این آیه است؛ بدین شکل: إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنزِیرِ وَ مَآ أُهِلَّ لِغَیْرِ اللَهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ بَاغٍ وَ لَا عَادٍ فَإِنَّ اللَهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ. [3] و چهارمى از آن در سوره مائده است؛ بدین شکل: حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةُ وَ الدَّمُ وَ لَحْمُ الْخِنزِیرِ وَ مَآ أُهِلَّ لِغَیْرِ اللَهِ بِهِ وَ الْمُنْخَنِقَةُ وَ الْمَوْقُوذَةُ وَ الْمُتَرَدِّیَةُ وَ النَّطِیحَةُ وَ مَآ أَکَلَ السَّبُعُ إِلَّا مَا ذَکَّیْتُمْ وَ مَا ذِبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَ أَن تَسْتَقْسِمُوا بِالازْلَامِ ذلِکُمْ فِسْقٌ الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِن دِینِکُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِى وَ رَضِیتُ لَکُمُ الإسْلَمَ دِینًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِى مَخْمَصَةٍ غَیْرَ مُتَجَانِفٍ لإثْمٍ فَإِنَّ اللَهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ. [1] و همانطور که از تطبیق این آیات با یکدیگر ملاحظه مى‏شود، مشاهده مى‏گردد که در سه آیه اوّل پس از بیان محرّمات أکل بلافاصله جمله استثنا را آورده و موارد استثنا را ذکر کرده است. و امّا در این آیه با آنکه جمله استثنائیّه همان جمله استثنائیّه در سائر آیات است، و قاعدةً باید بدنبال جمله مستثنى منه آورده شود و بلافاصله ذکر گردد، با جمله الْیَوْمَ یَئسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِن دِینِکُمْ بین جمله مستثنى منه و این جمله استثنائیّه فاصله افتاده است. و بخوبى روشن است که این جمله را که راجع به ولایت است و داراى آن مفاد عالى و محتواى راقى است در اینجا قرار داده‏اند تا خلط بحث شود، و مردم از فکرش بیفتند و بدنبال مفاد و محتوایش نروند؛ و چنین توهّم کنند که این آیه ولایت که دلالت بر اکمال دین و اتمام نعمت دارد و بواسطه آن، دیگر در اسلام کمبودى نیست و سزاوار است که خداوند به دین اسلام راضى باشد، راجع به مسائل عادى از قبیل مراوده با کفّار و حلّیّت طعام آنها براى مسلمانها و حلّیّت طعام مسلمانها براى آنها و أمثال ذلک مى‏باشد. و امّا دوّمین مورد که تغییر محلّش بسیار روشن است، آیه تطهیر است؛ و آن در سوره أحزاب است‏ در تغییر محلّ آیه تطهیر إِنَّمَا یُرِیدُ اللَهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا. این آیه هم در جائى واقع شده که بهیچوجه مناسبتى با ما قبل و ما بعد خود ندارد. زیرا که ما قبل آن راجع به زنهاى رسول الله است، و ما بعد آن نیز راجع به زنهاى رسول الله است؛ ولیکن این آیه با اینکه راجع به اهل بیت رسول خداست، در میان آیات آورده شده است که امر مشتبه شود. و مجموعه آیات چنین است: ینِسَآءَ النَّبِىِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَآءِ إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِى فِى قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا* وَ قَرْنَ فِى بُیُوتِکُنَّ وَ لَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَهِلِیَّةِ الاولَى‏ وَ أَقِمْنَ الصَّلَوةَ وَ ءَاتِینَ الزَّکَوةَ وَ أَطِعْنَ اللَهَ وَ رَسُولَهُ و- إِنَّمَا یُرِیدُ اللَهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمْ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا-* وَ اذْکُرْنَ مَا یُتْلَى‏ فِى بُیُوتِکُنَّ مِنْ ءَایَتِ اللَهِ وَ الْحِکْمَةِ إِنَّ اللَه‏ کَانَ لَطِیفًا خَبِیرًا. [1] در اینجا ذکرى از اهل بیت نشده است، و اوصافى از آنان بیان نشده است تا بنحو خطاب، خداوند آنها را مخاطب قرار دهد و هر نوع پلیدى و رجسى را از آنان بزداید و تطهیر کند. بلکه دو آیه است فقط درباره نِساءُ النَّبىّ (زَوْجاتِ رسول الله): اوّل: آیه: ینِسَآءَ النَّبِىِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَآءِ إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِى فِى قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا. دوّم: بدنبال آن، آیه: وَ قَرْنَ فِى بُیُوتِکُنَّ وَ لَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَهِلِیَّةِ الاولَى‏ وَ أَقِمْنَ الصَّلَوةَ وَ ءَاتِینَ الزَّکَوةَ وَ أَطِعْنَ اللَهَ وَ رَسُولَهُ و وَ اذْکُرْنَ مَا یُتْلَى‏ فِى بُیُوتِکُنَّ مِنْ ءَایَتِ اللَهِ وَ الْحِکْمَةِ إِنَّ اللَهَ کَانَ لَطِیفًا خَبِیرًا. تمام این آیات راجع به نِساءُ النَّبىّ است، یعنى زن‏هاى رسول خدا؛ و دستوراتى است که به آنها داده مى‏شود، و ضمائر همه راجع به آنهاست؛ یعنى ضمیر جمع مخاطب مؤنّث است مثل: لَسْتُنَّ، اتَّقَیْتُنَّ، تَخْضَعْنَ، قُلْنَ، قَرْنَ، بُیُوتِکُنَّ، تَبَرَّجْنَ، أَقِمْنَ، ءَاتِینَ، أَطِعْنَ، اذْکُرْنَ. در وسط آیه دوّم مى‏بینیم‏ که لحن خطاب تغییر مى‏کند، و یک جمله نامناسب راجع به اهل بیت رسول خدا وارد مى‏شود بطوریکه ضمیرهایش ضمیر جمع مخاطب مذکّر است؛ مثل عَنکُمْ و یُطَهِّرَکُمْ، و عیناً مانند وصله ناهموارى است که بخوبى مشخّص مى‏سازد که ربطى به آیه قبل و بعد ندارد؛ و جاى این خطاب در اینجا نیست. ولى در اینجا آورده‏اند، تا بواسطه ملابست، اذهان عامّه را متوجّه زوجات رسول الله بگردانند، و حَسَنه تطهیر و فقدان رجس را به آنها بچسبانند. و در نتیجه آیه دوّم بواسطه ادخال این زیادى بصورت دو آیه درآمده است، و تا یُطَهّرَکُمْ تَطْهِیرًا را یک آیه و تا لَطِیفًا خَبیرًا را آیه‏اى دیگر قرار داده، و مجموعاً آیات راجع به نِساءُ النَّبىّ را سه آیه کرده اند(مهرتابان صص9-412)
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: عنایت داشته باشید قرآن کریم در زمان پیامبر(ص)جمع آوری شده وبه صورت سوره ها ومشخص بودن جای هر آیه در هر سوره بدستور ایشان,زیرا همانگونه که میدانیم آیاتی که نازل می شد توسط کاتبان وحی نوشته می شد در لوح های مختلف.ازمجموع اسناد ومدارک وروایات،چنین استفاده می شود که ترتیب آیات در سوره های قرآن،باارشاد وراهنمائی های پیامبر اسلام (ص)صورت گرفته ورأی وسلیقه صحابه در بوجود آمدن ترتیب مذکور دخالتی نداشت. زرکشی در کتاب «البرهان» خود ،این اجماع را بدین صورت نقل کرده اند:که به اتفاق همه مسلمین،ترتیب آیاتِ سوره های قرآن بدستور پیغمبر(ص) صورت گرفته است،چون هر وقت وحی نازل می شد یکی از نویسندگان وحی را احضار می فرمود وبه وی می گفت این آیه یا آیات را در فلان محل از فلان سوره قرار دهد. ابن زبیر گوید:به عثمان گفتم:آیه«والذین یتوفون منکم ویذرون ازواجاً» را آیه دیگری نسخ کرده است،چرا دستور می دهی آنرا بنویسند؟عثمان گفت برادر زاده!من چیزی را در قرآن از جای خودش تغییر نمی دهم. رسول خدا (ص)سوره های فراوانی از قرآن رابا ترتیب کنونی آیات آنها، در نمازها وخطبه های آن می خواند، یعنی علاوه بر آنکه قبلاً ترتیب آیات راپس از نزول وحی بلا فاصله مشخص می فرمود عملاً نیز این ترتیب را رعایت می فرمود .(دکتر سید محمد باقر حجتی،تاریخ قرآن کریم،دفتر نشر فرهنگ اسلامی،ص66تا70) در هر صورت این سوره ها با این ترتیب آیات،همواره متواتر بوده ومیان مسلمانه رائج بوده واحدی جرئت تغییر نداشته ،زیرا افراد زیادی قرآن را حفظ داشتند ونسل به نسل در اذهان جریان داشته ودارد وکوچکترین جا بجائی با عکس العمل مسلمانها رو برو بود.علامه طباطبائی قدس سّره،می فرمایند:اینکه ترتیب سور وآیات بدستور پیامبر باشد،ثابت نیست.بیان ایشان مشکلی را ایجاد نمی کند،زیرا از متن ومحتوا ی آیات می توان تشخیص داد که آیه مکی است یا مدنی.ضمن اینکه جابجائی آیات مکی ومدنی در مواردی که گفته شده،بعلل خاصی بوده که از نظرها مخفی نیست.مانند جا دادن آیات ولایت در لابلای آیات مربوط به میته ویا زنهای پیامبر! نکته دیگر آنست که خود علامه ره در فصلی از کتاب «قرآن در اسلام»بیان نموده که قرآن مجید از هر گونه تحریفی محفوظ است واشاره نموده که تاریخ قرآن از روز نزول تا امروز کاملاً روشن است ،وپیوسته سوره هاوآیات آن ورد زبان مسلمانها بوده ودست بدست می گشته است.قرآن در اسلام،انتشارات جامعه مدرسین حوزه علمیه قم،ص133 در نتیجه چیزی جابجا نشده است واگر آیه ای هم بر خلاف ترتیب نزول آمده به دستور پیامبر اکرم(ص)بوده است.ر.ک.به آیت الله معرفت،التمهید،انتشارات جامعه مدرسین حوزه علمیه قم،ج1 ص276 درهر صورت به تصریح همه بزرگان اهل فن ،قرآن کریم بطور متواتر نسل به نسل بدست ما رسیده وکم وزیاد نشده،والفاظ آن ولو از نظر املائی غلط هم باشد دست نزده اند تا زمینه تحریف فراهم نشود. می توان از مطالبی که در بند 1و 2 و 3 گذشت نتیجه گرفت ک نزول آیات اولا ) در یک مورد بر پیامبر نازل نمی گشت بلکه هنگام حاجت در طول 20 یا 23 سال نازل شد پیامبر ( ص ) به طور طبیعی هرآنچه که بر ایشان نازل می شد به مردم ابلاغ می فرمود و مردم هم با شوق وذوق تمام آنها را یادداشت می کردند و در حافظه هایشان جا می دادند بنابراین این گونه نبوده است که پیامبر ( ص ) در یک مورد سوره ای همانند بقره راتلاوت بکند گذشته از آن پیامبر ما فوق بشر مادی است و توانایی او در اتصال به منبع لایزال الهی را نمی توان انکار کرد قرایت کل قرآن بر چنین کسی مشکل نیست تا چه رسد به قرایت سوره بقره حتی به گواه تاریخ حضرت در نمازسوره ها را تلاوت می فرمود تا بیشتر در اذهان مردم جا بگیرد ازاین رو نه کوتاهی سوره دلیل بر نزول بی وقفه آن است و نه طولانی بودن بر نزول تدریجی دلیل می باشد چگونگی زمان دقیق نزول آیات به طور روشن معلوم نیست تنها این اندازه مشخص است که آیات در عرض 20 یا 23 سال بر پیامبرنازل گشته است . خداوند آخرین کتاب آسمانى خود را به نام قرآن، براى هدایت بشر فرستاده است. خداوند دیگر نه کتابى مى‏فرستد و نه پیامبرى؛ بنابراین قرآن اولین و آخرین منبع هدایت بشر تلقى مى‏شود. تحریف چنین کتابى برابر با عدم حفظ خداوند و مساوى با گمراهى بشر است و این با حمید و حکیم بودن خداوند سازگار نیست. بنابراین خداوند خود به مقتضاى حکیم بودنش این کتاب را حفظ مى‏کند. T}2. برهان اعجاز{T این دلیل به تعبیر علامه طباطبایى‏ ، قرآن در اسلام، ص 117.{V بهترین و متقن ترین دلیل براى صیانت قرآن در زمان کنونى به شمار مى‏رود. تقریرش این است که همان وجوه اعجازى که براى قرآن زمان رسول‏اللَّه وجود داشت (مثل تحدى، فصاحت و بلاغت و زیبایى الفاظ آن، روحانى و معنوى بودن آن، هدایت انسان به سوى حق، صدق مطلق مطالب آن و بالاخره خیلى از اوصاف دیگر) بر همین قرآن کنونى منطبق و یافت مى‏شود. بى‏تردید در صورتى که بین این فاصله زمانى کمترین نقصان و یا اضافه‏اى در آن به وقوع مى‏پیوست، به طور یقین دیگر از آن اوصاف خبرى نمى‏ماند و حال آنکه همه آنها در قرآن کنونى باز هم یافت مى‏شود. 3. از طرفى، در چندین جا تصریح مى‏کند که کلام خدا و سند نبوت است و کتاب اسلام به شمار مى‏آیدمانند آیه 34 سوره طور و آیه 88 سوره اسراء و از طرف دیگر، دین اسلام را دین خاتم معرفى مى‏کندمانند آیه 85 سوره آل عمران و آیه 40 سوره احزاب. روشن است که معناى خاتمیت، مصونیت از تحریف است. اما سخن در این است که چه چیزى از دین باید مصون از تحریف باشد؟ یقیناً آنچه به نام دین و مجموعه هدایت الهى براى یک پیامبر نازل گشته است؛ یعنى، کتاب او باید مصون از تحریف باشد و این شرط لازم مصونیت دین از تحریف است‏ همان، ص 66 و درباره خاتمیت ر.ک : مجموعه آثار استاد مطهرى، ج 2، ص 183 و ج 3، ص 1534. قرآن در همه زمان‏ها و مکان‏ها و حتى در زمان حاضر، توان و قدرت فکرى و ذهنى بشر را براى همانندسازى به مبارزه فرا مى‏خواند. اما بشر حاضر مثل انسان‏هاى گذشته، عاجزانه در مقابل آن شکست را پذیرا مى‏شود. از این ناتوانى موجود به راحتى مى‏توان پى برد که حتى قرآن کنونى به تحریف دچار نشده است. قرآن در راستاى هدایت و راهنمایى بشر، از بیان چیزى که لازمه بشر در امر سعادت باشد، فروگذارى نکرده است. قرآن حاضر همانند قرآن موجود در گذشته‏ها داراى این صفت است. حال اگر قرآن در زمان حاضر به چنین صفتى است، چگونه مى‏توان احتمال نقصان یا زیادت را در آن داد؟ بنابراین قرآن کنونى از هر گونه تغییرى مصون است. تمام آیات و سوره‏هاى کنونى قرآن مجید، همانند قرآن گذشته، دست به دست و سینه به سینه به طور همگانى توسط مسلمانان نقل گردیده است. این تواتر منطقى، دلالت مى‏کند هیچ کلمه و آیه یا سوره‏اى، نه از قرآن کاسته شده و نه بر آن افزوده شده است. بنابراین قرآن کنونى با توجه بر واجد بودن صفت تواتر، از هرگونه تحریفى سالم است. مسلمانان معتقدند وحى در واقع تکلم و گفتار لفظى خداوند است که به وسیله جبرئیل به پیامبرصلى الله علیه وآله مى‏رسید و پیامبرصلى الله علیه وآله موظف بود عین همان الفاظ را بر مردم برساند. علامه مرتضى عسکرى یکى از تمهیدات الهى براى مصون ماندن قرآن، نزول تدریجى آن، آن هم با سبک و برنامه‏اى ویژه است. در مدت تقریباً 23 سال، آیات قرآن به دو شکل نازل شده است. آیاتى که در آغاز بعثت در مکه نازل گردیده، آیاتش کوتاه و موزون است؛ مانند «وَ الضُّحى‏ وَ اللَّیْلِ إِذا سَجى‏ ما وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَ ما قَلى‏...» و یا الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ خَلَقَ الْإِنْسانَ عَلَّمَهُ الْبَیانَ. این مقاطع کوتاه و موزون در حفظ آیات، تأثیر بى‏شائبه‏اى داشته است، آن هم در میان مردم روزگارى که امى بوده‏اند. اما در سال‏هاى بعد، آیات و سوره‏هاى بزرگ‏ترى در مدینه نازل شده است؛ زیرا در مدینه، هم آرامش بیشترى براى مسلمانان بوده و هم امکانات نوشتن و ثبت آیات وجود داشته است. بالاخره، نزول تدریجى قرآن، این نتیجه را داشت که وقتى حتى چند آیه نازل مى‏شد، پیامبر آن را براى مسلمان‏ها مى‏خواند (و آنان نیز حفظ مى‏کردند) و بعد آیه‏اى دیگر نازل مى‏گشت. در تاریخ قرآن مهم است بدانیم که پیامبرصلى الله علیه وآله چگونه آیات را به مردم مى‏خوانده و آنها را تعلیم مى‏داد؟ راوى مى‏گوید: پیامبرصلى الله علیه وآله در مدینه هر بار ده آیه به ما مى آموخت. ما ده آیه را یاد مى‏گرفتیم، سپس ده آیه دیگر و... براى مثال، یکى از صحابه در مسجد دمشق 1600 شاگرد را تعلیم قرآن مى‏داده است. به این شکل که آنها را به گروه‏هاى ده نفرى تقسیم کرده بود و هر ده نفر یک ناظر داشته اند که مجموع این ناظران و سرگروه‏ها 160 نفر مى‏شدند. به شهادت تاریخ، در صدر اسلام عده زیادى از مسلمانان - که تعداد آنان را تا 43 نفر نوشته‏اند به دستور پیامبرصلى الله علیه وآله هر آیه و یا سوره‏اى که نازل مى‏شد، بلافاصله مى‏نوشتند؛ از جمله معروف‏ترین اصحاب پیامبر که به نوشتن قرآن اهتمام خاصى مى‏ورزیدند، حضرت على‏علیه السلام و زید بن ثابت بودند. اهتمام مسلمانان بى‏شک از اهتمام پیامبرصلى الله علیه وآله بر قرائت قرآن و تحفیظ آن بر مسلمانان‏جامعه آن روز فضیلت بزرگى براى حفظ قرآن قائل شده بود. مؤمن و منافق در این جهت بر یکدیگر سبقت مى‏گرفتند. معاشرت و انس با قرآن، جزو آداب و رسوم مردم در آمده بود و در مسائل و مشکلات خود به آن مراجعه مى‏کردند. تقدّس و فضیلت یافتن قرآن نزد مسلمانان، این نتیجه را به دنبال داشت که کسى نمى‏توانست ایده تغییر قرآن را در سر بپروراند. اهتمام به نگه‏دارى و حفظ قرآن کریم در میان مسلمانان به اندازه‏اى بود که پس از نبى اکرم و در زمان خلافت ابوبکر، وقتى در جنگ یمامه تعدادى از حافظان قرآن کشته شدند، مسلمانان تصمیم گرفتند توجه بیشترى در حفظ قرآن به خرج دهند و به این منظور همه نسخه‏هاى قرآن را در یک جا جمع‏آورى کرده و از اینکه نقصانى در آنها واقع شود، جلوگیرى نمودند. حفظ این نسخه‏ها به شدت مورد توجه قرار گرفت و همین طور نسل بعد، قرآن را سینه به سینه حفظ مى کردند و به نسل بعد انتقال مى دادند(سید محمد حسین طباطبایى، ترجمه المیزان، ج 12، ص 167 - 161، مرکز نشر فرهنگى رجا. ‏ (براى مطالعه بیشتر ر.ک: الف. محمد هادى معرفت، تاریخ قرآن، (تهران: سمت، چاپ دوم 1377و به کتاب قرآن هرگز تحریف نشده از ایت الله حسن حسن‏زاده آملى. موفق باشید
22634
متن پرسش
بسمه تعالی با عرض سلام خدمت استاد بزرگوار: استاد عزیز کمی می خواهم با شما درد دل بکنم. استاد عزیز برنامه کودتا علیه انقلاب مقدس اسلامی در این یک سال اخیر، با موضوع فشار اقتصادی و حربه ی بسیار سنگینی که توسط خارجی و داخلی ها در حال انجام هست؟ میخاهم صریح حرف بزنم، بعضی از این مسئولان که وظیفه اجرایی دارند و باید کنترل بکنند دارند آب در آسیاب دشمن می ریزند، و این مسئولان دنیا زده هم کم نیستند و خواسته یا نمی دانم بگویم ناخواسته، که چون هر بچه ای می داند چه خبر هست، بنده یقین دارم از این مرحله هم عبور خواهیم کرد و روسیاهی برای زغال خواهد ماند. ولی الان واقعا نمی دانم چه باید بکنم چون در دور و اطرافم خانواده های بی بضاعت که هر روز هم بیشتر می شوند، بسیار زیاد هست و تا جایی که خداوند به بنده توان داده به همه کمک می کنم تا از پیچ عبور بکنیم. نمی دانم کی زمانش خواهد رسید که از اصلاح طلبی به این معنای که در جامعه هست و نظام سرمایه داری خلاص می شویم. نور خداوند با انقلاب به صحنه آمده ولی هر چه می کشیم از این داخلی ها داریم می کشیم. استاد عزیز این دولت تا کی می خواهد لج بازی بکند و آیا باید باز سه سال هم این دولت را تحمل بکنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این فکر باشید که ممکن است بحث لجبازی دولت در میان نباشد. بحث بر سر آن است که ملت ما به این نوع خودآگاهی دست یابند که این فکر نمی‌تواند انقلاب را در حقیقتش بشناسد و مطابق اهداف آن عمل کند. لذا ملت ما در این صحنه نیز به تجربه‌ی خوبی می‌رسند و آن، عبور از اصلاح‌طلبی است و این امر مهمی است به شرطی که اصول‌گراها نیز تندی و تنگ‌نظری نکنند. موفق باشید

20887

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: لطفا نظرتان را در مورد نامه ۹۶/۸/۲۲ آقای احمدی نژاد به رهبری بفرمایید با توجه به این که در این نامه واقعیت های کشور بیان شده و نیاز به اقدامات فوری ضروری دانسته شده و با سکوت رهبری عزیز مواجه شده. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تنگناها مشخص است و معلوم است که ما گرفتار چه تنگناهایی هستیم. عمده راهِ حل‌هاست که فکر نمی‌کنم با دولتمردانِ آقای روحانی این مشکلات مرتفع شود. اینان بیشتر، گفتاردرمانی می‌کنند تا درمانِ مشکلات. امید است مردم ما برای آینده‌ی خود عبرتی بگیرند تا انتخاب مناسب اهداف انقلاب داشته باشند. موفق باشید

20614

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: در یکی از جلسات اخیر مطلب بسیار عجیبی فرمودید و آن آموزش مکاسب توسط بانوان در سالها پیش بود. 1. سند این مطلب را خواستارم. 2. به نظر می رسد آن یک مورد خاص بوده و اصلا عمومیت نداشته و مقصود از مکاسب هم لابد مطالب باب معاملات رساله بوده نه اینکه کتاب مکاسب انصاری را تدریس می کرده است. 3. این مطلب از واضحات است که سواد آموزی را رضاشاه و محمدرضا در کشور ترویج دادند و اگر آن مطلب شما صحت دارد چرا بعد از انقلاب شاهد آموزش مکاسب توسط مادران نیستیم چه مانعی وجود دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1. آیت اللّه جوادی در یکی از جلسات تفسیر خود از قول مرحوم فاضل تونی که در مدرسه‌ی صدر درس می‌خواندند، این را فرمودند 2- طوری آن سخن را می‌گفتند که گویا از مورد خاص بیشتر بوده است 3- وقتی نحوه‌ی آموزشی مدرسه‌ای به شکل مدرن آن به میان آمد، آن نحوه‌ی آموزش که در مکتب و مکتب‌خانه بود و در آن فضا به کتاب‌هایی مثل رسائل و مکاسب توجه می‌شد، به حاشیه رفت. به همین جهت هست که شما می‌بینید در اصفهان به راحتی نه‌تنها امثال حاجیه خانم امین تربیت می‌شوند، بلکه ایشان در هفته چندین جلسه‌ی درس داشتند. موفق باشید       

19644
متن پرسش
با سلام محضر استاد عزیز: دو سئوال دارم: 1. نظر مبارک جنابعالی پیرامون فعالیت های فرهنگی که به تعبیر بنده مقطعی و سطحی و شاید کم بازده هستند و شاید به تعبیر حضرتعالی شبه قدسی (کتاب آنگاه که فعالیت های فرهنگی پوچ می شود خواندم) هستند مثل اکران فیلم های انقلابی، مراسم ترویج مفهوم شهید و شهدا،...چیست؟ واقعا چقدر باید برای این اقدامات وقت و قوت هزینه کرد؟ 2. استاد نظرتون در مورد برخی از آزادی های اجتماعی چیست؟ مثل حضور بانوان در ورزشگاه ها، کنسرت ها،... با توجه به این که حضرتعالی تاکید دارید بر نگاه تاریخی، بهتر نیست این آزادی های اجتماعی را مانع نشیم و بیشتر دنبال تقویت زیرساخت ها باشیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در هر صورت فعالیت‌های فرهنگی در متن کارهای هنری مثل فیلم‌هایی که حقایق دفاع مقدس را نشان می‌دهد، بسیار نتیجه‌بخش است، می‌ماند که باید سعی کنیم عمق موضوع به مخاطب منتقل شود 2- در هرحال تا آن‌جایی که گناهی صورت نگیرد، نظام اسلامی موظف است آزادی افراد را پاس بدارد تا مردم احساس نکنند ما با سلیقه‌ی خودمان و به نام اسلام مانع آزادی‌های آن‌ها می‌شویم. موفق باشید

19074

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: با توجه به حدیث شریف: «اذا صلح امر دنیاک فاتهم دینک» منقول از امام صادق علیه السلام (تحف العقول النص، ص:359) حضرت چه نکته ی دقیقی را مدنظر داشته اند و به چه معیار روشنی برای جمع بین دین داری و دنیاداری می توان رسید که فارغ از افراط و تفریط باشد و آیا این امر در خصوص قضاوت درباره ی دیگران هم مصداق دارد؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: این روایت بدین معنا است که خود انسان‌ها در درون خود به دنیا علاقه‌مند باشند که نشان می‌دهد نور ایمان در درون‌شان جایگزین نشده. ولی ما در مورد بقیه نمی‌توانیم چنین قضاوتی بکنیم. موفق باشید

18523

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد محترم: طبق سفارشتون سیر مطالعاتی ای که تو سایت هست را شروع کردم فقط دو مدل سیر نوشته شده تو سایت هست یا من درست متوجه نشدم. یکیش به صورت اعداد 123456 که هرکدوم بخش بندی داره (سير مباحث و چگونگي پيگيري آن‌ها) و دومی به صورت الف ب ج د ......و مسایل ...(ترتيب پیشنهادی مطالعه جزوات و كتاب‌هاي استاد طاهرزاده) کتاب اول در هر دو جوان و انتخاب بزرگه. اما کتاب دوم تو لیست اول آشتی با خدا هست و در لیست دوم چه نیازی به نبی. کدومشو انجام بدم؟ و اینکه چون من تنها شروع کردم فردی نیست برا مباحثه، مشکلی نیس؟ میتونم سوالی داشتم از مباحث از همین طریق بفرستم؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این قسمت را دنبال بفرمائید که می گوید:‌ سير مباحث و چگونگي پيگيري آن‌ها

 1- مقدمات اولیه

    الف – کتاب «جوان و انتخاب بزرگ»

    ب- كتاب «آشتي با خدا » همراه با مباحثه و بدون عجله.

    ج- کتاب «ده نكته از معرفت ‌نفس» همراه با سی‌دیِ شرح آن و در صورت امكان، مباحثه با همديگر.

    د- کتاب «از برهان تا عرفان» (برهان صدیقین) همراه با سی‌دی

آن قسمت که می فرمائید ربطی به سیر مطالعاتی ندارد بلکه مربوط به ترتيب پیشنهادی مطالعه جزوات است موفق باشید

18277
متن پرسش
سلام علیکم: حضرت استاد اکنون کلان شهرها مثل تهران، محل تردد خیل عظیمی از انسانهاست. این مسئله بر حضور قلب مان تاثیر سوء می گذارد. لطفا راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! آن اُنسِ اصیل روحانی به شدت در چنین شهرهایی گم می‌شود، ولی با همه‌ی این مشکلات به اندازه‌ای که سعی کنید جنبه‌ی وحدت در روح ما تقویت شود، کثرات عالَم از تأثیر و نفوذ ضعیف می‌گردد. آرزوهای بلند دنیایی و مشغولات دنیایی و کینه‌ها و پرخوری‌ها و پرخوابی‌ها و چشم‌چرانی‌ها؛ جنبه‌ی کثرت را تقویت می‌کند و دوری از این امور جنبه‌ی وحدانی انسان را که مناسب با اُنس با حضرت احدی است، تقویت می‌نماید. موفق باشید  

16892

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: آیا فقها و علما و حکما و عرفا و فلافسه ی اسلام یعنی در طول تاریخ اسلام پس از ائمه تاکنون به جز تعلیم و تعلم و تحقیق و... شغل و اشتغال دیگری هم داشته اند؟ اگر نداشته اند از نظر سیره عملی پیامبر (ص) و ائمه (ع) مورد تایید است؟ و کسانی که از طرف حضرات معصوم مأمور به تبلیغ دین بودند، امرار معاششان فقط از همین راه بوده است؟
متن پاسخ

بسمه تعالي. سلام عليكم: عموم انبيا به جهت آنكه علمشان لدني بوده نياز به تحصيل نداشته‌اند و به همين جهت به شغل‌هاي مختلفي مثل چوپاني و يا زنبيل‌بافي مشغول بودند و پس از مدتي مسلمانان از رسول خدا تقاضا كردند كه از كار كردن دست بردارند تا مردم بتوانند مسائل خود را با حضرت در ميان بگذارند تا اينكه آيات انفال به ميان آمد و حق ذي‌القربا در آن تعيين شد تا امامان فرصت مديريت شيعيان را داشته باشند و در مورد روحانيان چون بايد در هدايت جامعه علم كافي به دست آورده باشند اگر مشغول ساير امور گردند ضعف علمي آن‌ها براي جامعه خسارت‌بار است. موفق باشيد.
 

12942
متن پرسش
سلام: جناب استاد چگونه می توان از شر صفت رزیله چشم چرانی و چشم پلشتی و زنای چشم که به نظر بنده کارسازترین تیر شیطان است برای نابود کردن دنیا و آخرت انسان، خلاص شد و برای همیشه این صفت رزیله را ریشه کن کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً عرایضی در این مورد شده است که چگونه انسان از طریق این‌گونه رذیله‌ها از سیر به سوی حق و حقیقت عقب می‌افتد. لذا وقتی همین موضوع را مدّ نظر قرار دهیم شوق چنین گناهانی در ما ضعیف شده و جای آن را شوق رجوع الی اللّه می‌گیرد. موفق باشید

12375
متن پرسش
با سلام: سوالی داشتم. آیا روح می تواند منشا مشکلات جسمی شود؟ چگونه؟ (آیا این مطلب در کتابی هست که معرفی نمایید؟) مثلا فردی دچار درد و ضعف و بی حسی در بدن خود باشد اما پزشکان با انجام آزمایش و معاینات هیچ مشکلی در جسمش نیابند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعضی موارد، جسم ضعف‌هایی و یا نقص‌هایی دارد که روح نمی‌تواند تدبیرات خود را بر جسم إعمال کند و بعضی موارد، موضوع برعکس است بدین معنا که روح به جهت گرفتاری‌هایی که امورات دنیایی و اراده‌های پراکنده برایش پیش آورده است آنچنان ضعیف است که نمی‌تواند جسمِ خود را مطابق مقصود خود تدبیر نماید. موفق باشید

10235
متن پرسش
با سلام: این حدیث یعنی چه؟ «آیات القران و خزائن فکلما فتحت خزانه ینبغى لک ان تنظر ما فیها.»
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت سجاد«علیه‌السلام» می‌فرمایند: آیه‌های قرآن گنجینه‌هایی هستند که هر وقت در یکی از آن گنجینه‌ها را گشودی شایسته است که به آن نظر کنی و در آن تفکر نمایی. البته مشروط به آن است که هر آیه را در کلّ سوره مورد توجه قرار دهید زیرا در آن صورت است که آیات حرف‌های اصلی خود را روشن می‌کند. موفق باشید
9274
متن پرسش
سلام استاد: طاعات قبول. استاد شما فرمودید که انسان با نظر به گذشته و آینده به چیست ها نظر میکند و از هست خودش و هستی مطلق که عین اتصال و ربط به اوست باز میماند. حال سوال اینجاست که: وقتی انسان دارد لذت حرام یا حلال میبرد و به چیستی خودش نظر دارد، در حال به سر میبرد نه گذشته و آینده، در حالیکه شما میگویید با رهایی از گذشته و آینده به حضور میرسیم؟ گویا این فرمول شما فقط معطوف به توجه خیالی و اعتبار به دنیاست و توجه و حب دنیا حین عمل را در بر نمیگیرد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث این بود که انسان اگر با رویکرد وجودی ،خود را از گذشته و آینده آزاد کند با هستی مطلق روبه‌رو می‌شود، ولی اگر به واهمه میدان بدهد در عین آن‌که از گذشته و آینده آزاد می‌شود به عنوان انسانی که اَلکی‌خوش است به ناکجاآباد نظر دارد و قضیه‌ی لذّات حرام از این مقوله است. موفق باشید
8340
متن پرسش
سلام علیکم حرف زیر از اشو هست نظرتان راجب اشو و عقایدش چیست و ایا حرف زیر درست است؟ رفتن به مکان های مقدس بخاطر نبود عشق است و اینکه تو در جستجوی خدا هستی .خدا چیزی نیست جز یک جایگزین برای عشق گمشدگان و وقتی دل سرشار از خداست نیازی به جستجو دیگر نیست . و در جاهای دیگه میگه عیسی مسیح به صدای درون خود گوش کرد و پیروانش به تقلید از کتابش و چه بهتر که پیروانش به صدای درون خودشان گوش میدادند.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: این حرف‌ها ریشه در نگاه سوبژکتیویته دارد که همه‌چیز را می‌خواهند در خیال و ذهن خود بیابند و بشر را از اُنس با خدایی که حقیقتاً حیّ و قیوم و علیم است محروم می‌کنند. موفق باشید
8158
متن پرسش
سلام علیکم استاد بزرگوار، نظر حضرتعالی در رابطه با مشاهده برنامه دکتر سلام که تولید خبرگزاری دانشجوست، چیست؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بنده آن را طنزی دقیق و حساب‌شده می‌دانم. موفق باشید
3644

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض خسته نباشید /ایا خداوند مهربان و عریز و بخشنده و۰۰۰۰۰۰درروز قیامت یکی از سوالاتش این نخواهد بود :جایگاه این سینما و بازیگران بااین فساد وفحشا ی غیرقابل بیان کجاست چه برخوردی کردی چرا اقدامی اساسی نکردی ونظر خود را به صورت اساسی و مخالفتت را بیان نکردی؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما وظیفه داریم به روش صحیح این فکر و فرهنگ را همچون شهید آوینی نقد کنیم. موفق باشید
3429
متن پرسش
بسمه تعالی - سلام علیکم .جناب استاد دلیل اینکه حضرت صاحب الامر هنگام ظهور و تکیه دادن بر کعبه جزو اولین حرفهایشان میفرمایند " یا ایهاالناس ان جدی الحسین قتلوه عطشانا" چیست چرا در اولین برخورد به واقعه کربلا اشاره میشود جه رمزی و سری در آن است؟سوالی که طبیعتا همه انسانها در اولین برخورد دارند معرفی ایشان و دلیل حضور و ظهور و روش کار ایشان است؟ آیا این جمله مذکور پاسخی اجمالی به این سوالات است ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: به نظرم حرف خوبی است از این جهت که حضرت متذکر جهانی می‌شوند که از جهت ظلمات تا آن‌جا پیش رفته که بهترین انسان‌ روزگار خود یعنی امام حسین«علیه‌السلام» را با لب تشنه شهید کرده‌اند و حضرت با این جمله برنامه‌ی خود را روشن می‌نمایند که آمده‌اند تا این جهان را به جهانی دیگر تبدیل کنند. اللّهم عجّل لفرج مولانا صاحب‌الزمان. موفق باشید
1749

روح توحیدیبازدید:

متن پرسش
سلام وخدا قوت .ببخشید استاد سوالی داشتم بعدازدواج از لحاظ معنوی خیلی افت کردم آیا طبیعیه؟ واینکه چقدر طول میکشه؟ چی کار کنم که دوباره از این افت معنوی بیرون بیا م؟ التماس دعا.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام توحید به معنی جمع‌کردن اضداد است، باید در شرایط جدید سعی کنید موضوعات پیش‌آمده در این شرایط را در روح توحیدی خود جای دهید و مثل دریایی که با ورود چند رودخانه‌ی گل‌آلود تغییری در رنگ آن داده نمی‌شود، موحدِ دریادل حادثه‌های جدید را در نور توحید خود مستغرق می‌کند و ثبات توحیدی خود را محفوظ می‌دارد، بر عکس عده‌ای که می‌خواهند در همان توحید محدود اولیه‌ی خود بمانند و لذا گوشه‌نشینی را پیشه می‌کنند. موفق باشید
1312

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرانقدر جناب طاهرزاده با توجه به صحبت های جنابعالی در کتاب جوان و انتخاب بزرگ 1)در کشورهای غربی انتخاب بزرگ معمولا مسایل دنیایی است و علی رغم اینکه مطابق وسعت روحشان نیست امید به زندگی در این کشورها بالاست؟ 2)بالاخره ما بزرگی ها را نسبی می بینیم تا بزرگتر از دنیا را نبینیم طیبعتا دنیا در نظرمان بزرگ است البته اگر کسی قیامت را برایمان وصف کند برای دقایقی دنیا در نظرمان کوچک می شود ولی این حالت پایدار نیست چطور با چنین شرایطی قیامت را انتخاب بزرگ خود قرار دهیم؟ علما چه چیز در این عالم می بینند که بزرگتر از دنیاست که امثال من قادر به دیدن ان نیستیم؟ به هرحال بنده تا بزرگتر از دنیا نبینم نمی توانم ان را انتخاب کنم خواهشمندم راهنماییم فرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام 1- امید زندگی از جهت وَهمی و امیدواری جهت برآورده‌شدن آرزوهای دنیایی غیر از امید زندگی جهت جواب‌گویی به فطرت است و لذا ملاحظه می‌کنید در کشورهای غربی افسردگی غوغا می‌کند و با حرکات پوچ و سطحی سعی می‌کنند خود را مشغول کنند تا بلکه از احساس پوچیِ آزاردهنده رهایی یابند. 2- همین طور است که می‌فرمایید باید بزرگ‌تر از دنیا را دید تا دنیا را کوچک ببینیم ولی نباید تمام توجه خود را به دنیا انداخت تا دنیا بزرگ جلوه کند. رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» فرمودند: با مردگان همنشینی نداشته باشید. پرسیدند مردگان چه کسانی‌اند؟ فرمودند: «کُلِّ غَنِیٍّ مُتْرَف» ثروتمندی که اهل ریخت و پاش است.(مشکاة الأنوار، ص 256). موفق باشید
24115
متن پرسش
با سلام: با توجه به این‌که هنوز مناطق سیل‌زده مشکلات‌شان حل نشده و نیازهای اساسی زندگی آن‌ها هنوز مانده است و عملاً دولت توانایی برآورده‌کردن آن نیازها را ندارد؛ و بعضاً افرادی هستند که مایل‌اند در این امر مهم کمک نمایند و خبردار شده‌ایم بعضی از برادران که جنابعالی با آن‌ها ارتباط دارید در مناطق سیل‌زده فعّالانه کار را ادامه می‌دهند؛ بفرمایید اگر ما بخواهیم کمک نقدی بکنیم به چه حسابی باید واریز شود؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که می‌فرمایید رفقایی از طلاب و سرداران سپاه هستند که با تمام وجود در خدمت آن امر مهم که مورد رضایت امام زمان «عجل‌اللّه‌‌تعالی‌فرجه» و رهبر معظم انقلاب می‌باشد؛ بنده با آن عزیزان تماس گرفتم و ایشان شماره حساب زیر را به نام آقای امیر رضا ریاحی منش اعلام فرمودند. شماره کارت  ۶۰۳۷۹۹۷۵۳۰۵۸۱۸۵۰  می‌باشد. به خصوص که بسیاری از افرادی که قبلاً در میدان بوده‌اند، میدان را ترک کرده‌اند و بدین لحاظ بنده احساس کردم نباید مسئله را فراموش‌شده گمان کرد. موفق باشید

 

22032

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: حضرت استاد گرانقدر سوالی که داشتم این است که با توجه به فرا رسیدن ماه مبارک رمضان بنده قصد داشتم که جلسات شرح کتاب مقالات آیت الله شجاعی را شروع کنم که در جلسه اول شما فرمودید اگر 90% علم النفس را حاضر ندارید نور فهم مطالب این کتاب را پیدا نمی کنید و برایتان مضر خواهد بود! با توجه به اینکه بنده کتاب 10 نکته را با شرح صوتی مطالعه نمودم و دانشجوی رشته فلسفه هستم و تقریبا بدایه الحکمه و نهایه را تا حدودی مطالعه کرده ام و قبلا شرح استاد صمدی آملی را بر جلد اول معرفت نفس علامه حسن زاده را گوش کرده بودم، ابتدا به سراغ کتاب مقالات بروم یا علم النفس را کار کنم؟ و سوال بعد این است که منظور حضرت عالی از علم النفس همان شرح کتاب معرفت النفس و الحشر می باشد؟ بصورت کلی استاد چکار کنیم که به جایی برسیم؟ واقعا از دست خودمان خسته شده ایم که کارمان توبه شکنی است! بعضی اوقات فکر می کنم به جایی نخواهم رسید از بس که عهد شکسته ام!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- به همان اندازه که معرفت نفس کار کرده‌اید جهت فهم اشارات کتاب «مقالات» کافی به نظر می‌رسد 2- به نظر بنده همین راهی که به قلب‌تان رسیده است، إن‌شاءاللّه کارساز می‌باشد تا از ظلمات دوران آزاد شوید. موفق باشید

20896
متن پرسش
سلام: مدتی است فیلم هایی از دعوای فیزیکی آخوند ها با مردم و ... وسط بازار و خیابان در فضای مجازی منتشر می شود. این به شدت مرا آزار می دهد چون اصلا خوب نیست. حرف را کم می کنم. لطفا راهنمایی ام کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار خوبی نیست. روحانیت، پدر امت است و باید با دلسوزیِ تمام امورات مردم را اصلاح کنند، با دعوا و مشاجره که کار حلّ نمی‌‌شود! موفق باشید

19794
متن پرسش
سلام علیکم: پیش از این فرموده بودید عالم ذر همان فطرت است. در پاسخ به سوال یکی از کاربران فرمودید داشتن اختیار در عهد الست از آیه شریفه بر می آید. اگر عهد الست فطرت است چطور در فطرت داشتن اختیار معنا دارد؟ ظاهرا فطرت همه یکسان است. مهم عمل کردن بر اساس فطرت است. من داشتن اختیار در عالم ذر را متوجه نمی شوم. به خصوص که انسان پیش از به دنیا آمدن به صورت جزئی تعین ندارد. داشتن اختیار در مورد عهد الست با وجودی که فرمودید عهد الست همان فطرت است چه معنایی دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان‌ها فطرتاً با خدا روبه‌رو شده‌اند و بر اساس همان فطرتی که توحیدی است، ربوبیت حق را تصدیق کرده‌اند. لذا انسان طبق آیه‌ی فطرت اولاً: نشان داده در ذات و فطرت خود توحیدی است و ثانیاً: آن توحید را با ختیار خود اقرار کرده است، هرچند ممکن است بر اساس همان اختیار در زندگانی دنیایی از آن فاصله بگیرد. موفق باشید

18618

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد بنده دانشجوی داروسازی هستم. سوالی داشتم در مورد آینده این علم در طب تمدن نوین اسلامی. آیا باید روی این علم سرمایه گذاری کرد و بر آن مسلط شد برای تمدن نوین و دوره گذار یا طب نوین نیازی به دارو درمانی ندارد و داروسازی جایگاهی برای ساخت تمدن اسلامی ندارد؟ خیلی ممنون استاد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که ما در تاریخی زندگی می‌کنیم که نمی‌توان از توسعه چشم‌پوشی کرد. پس باید با آگاهیِ کامل از این علم به سوی چشم‌اندازی ماورای آن حرکت کرد، نه آن‌که آن را زیر پا بگذاریم. موفق باشید

 

17905

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: چند روز است در فضای مجازی می گویند ربیع الاول را تبریک‌ نگویید. گاها از صحبت های حضرت آیت الله وحید هم استفاده می کنند که سوم رسول الله، یعنی روز اول ربیع روز شکسته شدن سینه حضرت زهرا سلام الله علیهاست. و از یک سری منابع ذکر می کنند که معصوم فرموده روز ۹ ربیع روز از تن درآوردن مشکی هستش. اما در جواب سال پیش یکی از دوستان، شما فرمودین که ماه ربیع ماه شادی اهل بیت (ع) است. در صورتی که در این یک‌هفته یکی از سخت ترین روزهاست. می خواهم بدانم تکلیف در این چند روز چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن کسی که تبریک می‌گوید نظر به 17 ربیع‌الاول دارد. موفق باشید

نمایش چاپی