باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- با توجه به معنای صدقه که عبارت است از عملی که موجب تصدیق وعدهی الهی میباشد نمیتوان صدقه را منحصر به موضوعات اقتصادی نمود و در نتیجه معنای«لا تبطلوا صدقاتکم» تا آنجا وسعت مییابد که مواظب باشید اعمال دینی شما که نشانهی تصدیق وعدههای الهی است باطل نگردد. چرا که مثلا در ورایت داریم: «المتکبر مع المتکبر الصدقه» یعنی اینکه انسان در مقابل شخص متکبر تواضع نداشته باشد نیز یک نوع تصدیق حکم خدا است که فرموده است مؤمن باید عزت خود را حفظ کند. پس اگر خدمت فرهنگی هم با تکبر همراه باشد، عملاً آن خدمت بینتیجه خواهد بود به همان معنایی که در روایت داریم انسان متکبر، بوی بهشت هم به مشامش نمیرسد، یعنی عمل او قبول نمیشود 2- إنشاءاللّه با توبه آن مشکل حل میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم شنیدهام، ولی یاوران مهدی«عجلاللّهتعالیفرجه» بسیجیان و شهداییاند که در زیر سایهی نایب او، امروز در مقابل استکبار جهانیِ زشت و پلشت ایستادهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد بنده فکر نکردهام و این، نیاز به یک تحقیق مفصل دارد که در حدّ فرصت بنده نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بیباکی وقتی مطابق شرع باشد و عقل، انتهای آن را درست بررسی کرده باشد شجاعت محسوب میشود. ولی وقتی برای خودنمایی باشد و به انتهای آن فکر نشود، «جُربزه» نامیده میشود و یک عملِ غیر عقلانی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- وقتی با نظر به اشارات مقام معظم رهبری فضا دستتان باشد میتوانید با رجوع به فضای رسانهای در آگاهیِ تاریخیِ خود بهسر برید 2- اگر طلبه نیستید سراغ ترجمهی آقای موسوی همدانی بروید ولی با روشی که در جزوهی «روش کار با المیزان» عرض شده است 3- اگر صادقانه رعایت حرام و حلال الهی بشود نور قلب محمّدی«صلواتاللّهعلیهوآله» در قلب شما میافتد و شیطان در نهایت ناکام میماند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- دوستداشتنِ آسمانی با عبودیت نسبت به حضرت حق پیش میآید و با تکبّر میمیرد. 2ـ عرایضی در کتاب «بصیرت و انتظار فرج» شدهاست؛ اصل کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتهی مهمی است. نشنیده بودم ولی مسلّم سخن آیت اللّه بهجت نمیتواند جدای از نگاه آیت اللّه قاضی به موضوعِ استاد باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: صورت عمل با هویت غیر مادی آن در نفس ما ثبت میشود. حال اگر آن صورت مطابق فطرت ما باشد، برای ما مطلوب است، وگرنه آزاردهنده است و نحوهای از عذاب را در قیامت با خود دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین نکته که میفرمایید خوب است. جایگاه حجابهای سلوکی را میتوانید در شرح تفسیر سورهی حمد حضرت امام«رضواناللّهتعالیعلیه» که بر روی سایت هست، دنبال فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این مربوط به هر دوی جسم و روان میتواند باشد. بعضاً خداوند به جهت مسئولیتی که بر دوش طرف میگذارد استعدادی مناسب آن مسئولیت را به او میدهد و او در آن موضوع سریع الفهم میشود و بعضاً والدین رعایتهای لازم را میکنند و روان آن فرد بدون موانع جسمانی سریع الفهم میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: واژهی جبر در مقابل اختیار بهکار میرود و نه در مورد ذاتیات. هیچوقت نمیگوییم آب جبراً تر است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال یک طلبه باید «فقه» را خوب بخواند البته بدون آنکه مشغول فرعیاتِ وقتگیر شود. و پس از چندسال گذراندنِ درس خارج، به حکمت متعالیه ورود کند و در آنجا هم خیلی معطل نشود. باید اصلِ مطالبی را که به کار این زمان میآید در آن دنبال نماید و بعد بدون معطلی به «فصوص الحکم» رجوع کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد سال 88 که در یاد دارم، به نظرم باز همان آقای احمدینژاد برای ادامهی انقلاب اسلامی مفید بودند اشکال از خانهنشینیِ ایشان شروع شد و غفلت ایشان از شرایطِ تاریخی آن سالها. در مورد سالهایی که نام بردید، کاندیداهای رقیب را در ذهن ندارم. آری! سالی که آقای توکلی رقیب آقای هاشمی بود اگر مردم به آقای توکلی رأی داده بودند شرایط بهتری در مقابل کشور قرار میگرفت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده بر نقطهی مهمی انگشت گذاشتهاید و در این بستر است که «تفکر» شروع میشود و برعکسِ آن، ما با کلامیشدنِ اندیشهی سیاسی بیشتر سعی میکنیم رقیب را حذف کنیم در صورتیکه باید با عقلِ سیاسیِ انقلاب اسلامی در عالَم حاضر شویم و مسائل جزئی که عارض بر انقلاب شده است را، مهمانهای ناخواندهای بدانیم که دیر یا زود میروند، البته با کمی حوصله و سعهی صدر. لذا باید مراقب اصول کلی انقلاب بود. به نظر میرسد در حرکات و تحلیلهای بعضی از نیروهای انقلاب، مرکز جابهجا شده است و به جایِ آنکه با رهبری، انقلاب را ادامه دهیم؛ از رهبری میخواهیم که برود و انقلاب را ادامه دهد و ما بنشینیم ببینیم ایشان چهکار میکنند. مثل آنکه وقتی بنیاسرائیل به دروازهی شهر عمالقه رسیدند به حضرت موسی«علیهالسلام» گفتند: «إِنَّا لَن نَّدْخُلَهَا أَبَدًا مَّا دَامُوا فِيهَا ۖ فَاذْهَبْ أَنتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلَا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ» (24/مائده) ما داخل شهر نمیشویم، همینجا مینشینیم، تو و پروردگارت بروید و با آنها بجنگید تا ما وارد شویم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم در مواجههی حضرت با معاویه و نامههایی که حضرت در این رابطه نوشتهاند، به کمک شرح نهجالبلاغهی ابن ابیالحدید نکات خوبی بهدست آورید. در ضمن جلد چهارم کتاب «عنصر شجاعت» از آیت اللّه کمرهای در تبیین فضای تاریخی امیرالمؤمنین «علیهالسلام» در کوفه نکات ارزشمندی را در اختیار شما میگذارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به این صورتها که میفرمایید نیست. منتها نظام اسلامی سعی دارد در آن حد که فقدان پدر در یک خانواده مشکلاتی را ایجاد میکند، در حدّ بسیار کم جبران کند. مگر در زمان امیرالمؤمنین«علیهالسلام» حضرت برای شهداء از بیت المال مستمری تعیین نکرده بودند؟ حتماً در جریان این موضوع هستید که مرحوم شهید مطهری در کتاب «داستان راستان» آن را آورده.
بسم اللّه الرّحم الرّحیم: زن بيچاره، مشك آب را به دوش كشيده بود و نفس نفس زنان به سوى خانه اش مى رفت. مردى ناشناس به او برخورد و مشك را از او گرفت و خودش به دوش كشيد. كودكان خردسال زن، چشم به در دوخته منتظر آمدن مادر بودند. در خانه باز شد. كودكان معصوم ديدند مرد ناشناسى همراه مادرشان به خانه آمد و مشك آب را به عوض مادرشان به دوش گرفته است. مرد ناشناس مشك را به زمين گذاشت و از زن پرسيد: خوب معلوم است كه مردى ندارى كه خودت آبكشى مى كنى، چطور شده كه بى كس مانده اى ؟ شوهرم سرباز بود. على بن ابيطالب او را به يكى از مرزها فرستاد و در آنجا كشته شد. اكنون منم و چند طفل خردسال.
مرد ناشناس بيش از اين حرفى نزد. سر را به زير انداخت و خداحافظى كرد و رفت، ولى در آن روز آنى از فكر آن زن و بچه هايش بيرون نمى رفت. شب را نتوانست راحت بخوابد. صبح زود، زنبيلى برداشت و مقدارى آذوقه از گوشت و آرد و خرما در آن ريخت و يكسره به طرف خانه ديروزى رفت و در زد. كيستى؟ همان بنده خداى ديروزى هستم كه مشك آب را آوردم، حالا مقدارى غذا براى بچه ها آورده ام. خدا از تو راضى شود و بين ما و على بن ابيطالب هم خدا خودش حكم كند! در باز گشت و مرد ناشناس داخل خانه شد، بعد گفت: دلم مى خواهد ثوابى كرده باشم، اگر اجازه بدهى، خمير كردن و پختن نان، يا نگهدارى اطفال را من به عهده بگيرم. بسيار خوب! ولى من بهتر مى توانم خمير كنم و نان بپزم، تو بچه ها را نگاه دار تا من از پختن نان فارغ شوم. زن رفت دنبال خمير كردن. مرد ناشناس فورا مقدارى گوشت كه خود آورده بود كباب كرد و با خرما، با دست خود به بچه ها خورانيد. به دهان هركدام كه لقمه اى مى گذاشت مى گفت: فرزندم ! على بن ابيطالب را حلال كن، اگر در كار شما كوتاهى كرده است. خمير آماده شد. زن صدا زد: بنده خدا همان تنور را آتش كن. مرد ناشناس رفت و تنور را آتش كرد. شعله هاى آتش زبانه كشيد و چهره خويش را نزديك آتش آورد و با خود مى گفت: حرارت آتش را بچش، اين است كيفر آن كس كه در كار يتيمان و بيوه زنان كوتاهى مى كند. در همين حال بود كه زنى از همسايگان به آن خانه سر كشيد و مرد ناشناس را شناخت، به زن صاحب خانه گفت: واى به حالت! اين مرد را كه كمك گرفته اى نمى شناسى ؟! اين اميرالمؤمنين على بن ابيطالب است. زن بيچاره جلو آمد و گفت: اى هزار خجلت و شرمسارى از براى من، من از تو معذرت مى خواهم. نه، من از تو معذرت مى خواهم كه در كار تو كوتاهى كردم (بحارالانوار، ج ۷ (باب ۱۰۳) ص ۵۹۷). موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر از خودشان بپرسید، خود را از اینهم پایینتر میدانند. حضرت امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» در مورد حضرت صاحبالأمر«عجلاللّهتعالیفرجه» اظهار میدارند روحم فدای خاک پای آن حضرت شود و وقتی یکی از افراد در محضر آیتاللّه بروجردی«رحمةاللّهعلیه» با صدای بلند گفت برای سلامتی امام زمان و آیت اللّه بروجردی صلوات؛ حضرت آقا بسیار خشمناک شدند که چرا اسم ایشان در عرض اسم حضرت مولایمان صاحبالزمان«صلواتاللّهعلیه» آورده شد؟! موفق باشید
