بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
5670
متن پرسش
سلام.نقش بسیج در انقلاب اسلامی چیست؟کارهای زمین مانده جیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: جایگاه بسیج، جایگاه چشم بصیری است که باید راه‌های نفوذ بیگانگان را به دژ مقدس انقلاب اسلامی بشناسد و سد کند. همچنان‌که در دیروزِ انقلاب مردانه جلوی تجاوز نظامی کفر جهانی ایستاد و تاریخ بزرگ ما را مستحکم‌تر کرد. کارهای زمین‌مانده‌ی امروز برگشت به شخصیت علمی، عرفانی و فلسفی امام است تا از یک طرف زشتی روح سکولارزده‌ی فرهنگ غرب بهتر از پیش نمایان گردد و از طرف دیگر شوق رجوع به حضرت حق به شکل عرفانی آن و با رفع حجاب‌های مانع، برای این اتصال به بهترین نحو ظهور کند تا نه غرب‌زدگان و نه مرتجعین و متحجرین نقشه‌ای برای آینده‌ی این انقلاب در سر نپرورانند. موفق باشید
4523

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: دو سئوال از محضر شریفتان می پرسم انشالله راهنمایی کنید. در کتاب جوان و انتخاب بزرگ خواندم ورزش کردن اگر به نیت کنترل روح بر بدن و بحث خودسازی نباشد و برای کلاس گذاشتن باشد فایده ای ندارد و قبول دارم اما چه طور سعی کنیم این روحیه تکبر و کلاس گذاشتن رو کنار بذاریم. در بحث غذا قبلا سئوالی فرمودم و فرموده بودید که توفیق نماز شب باید با کنترل غذایم این کار را انجام بدهم. مگر خداوند نفرموده اند از هرچه حلال کرده ام بخورید و هرچه حلال نکرده ام نخورید: پس کنترل غذا به چه معنی است، مثلا آیا گوشت خوردن مشکل دارد و یا مثلا من کله پاچه بخورم این بر روح من تاثیر می گذارد. ببخشید از اینکه وقتتان را تلف کرده ام. یا علی
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بالاخره باید رویکرد ما در ورزش رشد حاکمیت اراده‌مان بر بدن‌مان باشد تا بدن و میل‌های آن بر روح ما حاکم نباشد 2- منظور از کنترل غذا در رابطه با پرخوری است، نه این‌که از آنچه حلال است خود را محروم کنیم. موفق باشید
3434
متن پرسش
سلام خسته نباشید گوشه ای از اتاق خانه مان هست که افراد خانواده می گویند اونجا نخواب و از تجربه ی بدشون میگن که شب یه حالتی دست میده که بیداری ولی نمی تونی حرف بزنی و این جور حرفا این حرف و چن نفر زدن و گفتن هر کی اون قسمت خوابیده این اتفاق براش افتاده حتی واسه یکی از فامیل ها که تز یه شهر دیگه اومده بود و اون قسمت خوابید دلیلش چیه؟ آیا ممکنه پای جن و شیطان و اینا در میان باشه؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: شاید شرایط در آن محل طوری باشد که روح انسان نتواند در آرامش باشد و نمی‌توان حضور جنیانِ شرور در این‌گونه مکان‌ها را نفی کرد، منتها با گذاردن آیة الکرسی می‌توان آن‌ها را دفع نمود. موفق باشید
1187

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام عیلکم و رحمت الله و برکاته... استاد چندسوال بسیار بزرگ در ذهنم دارم و آن این است که : 1)دقیقا منظوراز قلب چیست ؟(مثلا امام خمینی می کوید قبولی نماز وابسته به اقبال قلب است .یا در جای دیگر مطرح می شود در نماز باید حضور قلب داشت یا در جای دیگر می گویندقلب مومن عرش خداست یا میگویند ایمان یک چیز قلبی است و همچنین من در میان سخنان جنابعالی لغت قلب رازیاد می شنوم و من هر چه در دانسته و تجربیاتخود به دنبال لغت قلب می گردم جز همین قلب گوشتی نمی یابم ) 2)منظور از عقل چیست؟(مثلا آیا عقل همان وسیله ای است که ما با آن تصمیم گیری میکنیم یا 3)رابطه ی میان عقل قلب چگونه است ؟ 4)چگونه یا با چه روشی می توان عقل وقلب را در جهات الهی تربیت کرد؟ 5)وهم در درجه اول چیست و باعقل و قلب چهرابطه ایی دارد ؟ (وبالاخره سوال آخر!)6) چرادر مباحث دینی اینقدر..! به قلب و عقل و وهم پرداخته می شود مگر این عوامل کارایی بخصوصیذر جهت سیر الی الله دارند؟ (فقط از استاد عزیز خو اهشمندم که پاسخ های خود را در قالب مثال (یا به همراه مثال) بیان کنند زیرا من اینگونه بهترمی فهمم!
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی شما حتما دوست داشتن را می‌فهمید، آن وجهی از شما که دوست داشتن را می‌فهمد، قلب است. همین وجه می‌تواند با انصراف از محبوب‌های دروغین در نماز خود به خدا توجه کند. عقل قدرت فهم کلیات در انسان است، مثل این که شما می‌فهمید بتول و رضا و حسن و فاطمه انسان‌اند. عقل می‌توان کلیات عالم معنی را بفهمد و قلب را متوجه آن کلیات کند تا قلب با آن‌ها مأنوس شود. معنی وَهم را در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» دنبال کنید. تنها آن‌چه در عقل و قلب هست در ابدیت برای ما می‌ماند و لذا دین بر روی این دو گوهر تأکید می‌کند. موفق باشید
1145

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض تبریک اعیاد، دانشجوی کامپیوتر هستم که در ادامه تحصیل سر دوراهی قرار گرفته ام. از چند ترم قبل با بررسی بیشتر موضوعات مذهبی و معرفتی و آشنایی با هدف خلقت و با توجه به اینکه برای اهداف مادی رشته ام را انتخاب کرده بودم، به نوعی سردرگمی دچار شدم که آیا این دروسی که شایدهیچ استفاده ای برای رشدمن نداشته باشند همان کار اهمی است که حضرت علی(ع) می فرمایند با توجه به فرصت اندک زندگی باید انجام دهیم، بعد از آن به نوعی بی انگیزگی برای مطالعه آنان دچار شدم طوری که فقط دروسم را پاس میکردم.در این زمان باید برای ارشد تصمیم بگیرم به رشته فلسفه علاقه مندم ولی هم خانواده مخالف هستند و هم احساس میکنم در آینده خیلی نمی توانم در اجتماع به اندازه رشته های فنی مفید باشم، از طرفی در رشته های فنی به نوعی کمبود نیروهای ارزشی دچاریم ولی با توجه به جنسیتم اگر رشته خودم را ادامه بدهم شاید با توجه به رسالت مادری و همسرداری نتوانم خیلی وقت گذاری کنم و برای کشور مفید باشم، رشته ام هم رشته وقت گیری است و کم میتوانم به موضوعات مذهبی هم بپردازم، از طرفی پیش خود می گویم به جای اینکه چند سال دیگر را هم وقت بگذارم و این دروس سکولار با مطالعه کنم، به موضوعات مفید میپردازم. واقعا برای ادامه در رشته خودم انگیزه الهی ندارم کمکم کنید باید چگونه راهم را انتخاب کنم؟
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی همان‌طور که در سؤال 1142 عرض کردم وظیفه‌ی اصلی خواهران به عنوان مربیان اصلی نسل آینده، تعمق هرچه بیشتر در معارف الهی و اخلاقیات متعالی است و اگر در کنار آن پیش آمد که به کارهای دیگر بپردازند اشکالی ندارد. موفق باشید
24797
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: اخیرا سخنرانی هایی از استاد پناهیان با موضوع خلق ثروت توسط نیرو های مومن آورده شده است که اهم جملات ایشان را بصورت متن برایتان تایپ نموده ام و همچنین لینک نمایش ویدئو های این سخنرانی ها را در آخر همین نوشته قرار داده ام. لطفی در حق ما شاگردان خود بنمایید و با استناد بر فرمایشات ایشان و هم چنین فرمایشات خودتان در کتاب جایگاه رزق در عالم هستی راهنمایی بفرمایید که اگر یک انسان مومن در این زمانه هدف زندگی دنیایی خودش را ثروت مند شدن و خلق ثروت در جهت کسب رضای خداوند قرار دهد تا چقدر هدف صحیحی است؟ نکند در دنیای پس از مرگ باعث بشود عقب بمانیم و حسرت بخوریم که چرا ارده مان مصروف بر تولید ثروت شد؟ جملات کلیدی استاد پناهیان با موضوع ضرورت ثروت سازی: ۱. تو باید به استقبال بعضی از مسائل بروی که به ظن تو فساد انگیز است نه آنکه صورت مسئله را پاک کنی. ۲. این مسئله ها را باید برای خودت ایجاد کنی و اگر مردی بایستی و آنجا دین داری کنی (مثل پول در آوردن) ۳. حتما بچه مذهبی ها باید عرضه داشته باشند پول در بیاورند. ۴. کسی که ادعا دارد ما بچه ی خوبی هستیم ولی وقتی از او پرسیده می شود که کاسبی می کنی می گوید: کاسبی نمی کنم در درجه اول از چشم پیغمبر افتاده است و دوما روی هیچ چیزش نمی اتوان حساب کرد. ۵. در حدیث است که اگر پیامبر به شخصی نگاه می کردند و از خوبی او تعجب می کردند می پرسیدند که شغل و حرفه ی او چیست و اگر می گفتند که شغل و حرفه ایی ندارد می فرمودند که از چشم من افتاد (جامع الاخبار ص 139) ۶. طلحه و زبیر می گفتند که حضرت علی پول ندارد که خلیفه شود، حضرت به عاملینشان دستور می دهند که پول های من را که دستان هست و دارید بوسیله ی این پول ها کار می کنید را بیاورید، تپه ایی از پول نقد جمع آوری گردید سپس طلحه و زبیر را خبر نمودند و خطاب به آنها فرمودند: اینها فقط پول های نقد عاملان من در مدینه و اطراف مدینه است املاک و چاه ها و زمین های کشاورزیم را نیاورده ام. ۷. حصرت علی پول هایی که در می آورد زمین ها و چاه هایی که داشت به اندازه ی نیازش بود یا فراتر از نیازش؟ ۸. پس به اندازه ی نیازت پول در نیاوری ها!! ۹. می ترسی که خراب شوی؟ تو بدون پول هم خراب می شوی تو همین الان هم خرابی. ۱۰. اگر به تو اخلاق قناعت را آموخته اند ولی این حدیث از امام صادق را برای تو نخوانده اند که خیری نیست در کسی که دوست ندارد پولش را اضافه کند. (کافی ج 5 ص72) این دین انفعالی است و برای جامعه ضرر دارد. ۱۱. در حدیث است که بقا جامعه به آن است که پول در دست کسانی باشد که حق را می شناسند و یکی از عوامل نابودی اسلانم و جامعه ی اسلامی در آن است که پول در دست کسانی باشد که حق را نمی شناشند (کافی ج5ص25) پولدار ها کسانی باشند که نفهمند پول را باید کجا خرج کنند. ۱۲. حزب الهی که بی پولی اش به علت بی عرضگیش باشد این را نباید بگذارد به پای زهدش!!باید برود تلاش بکند اگر پولدار شد خدا داده است و اگر نتوانست پولدار شود خدا نداده است ای جانم به این فقر. ۱۳. بسیجی ها چرا جهاد به مال رو فرهنگ سازی نمی کنند؟ چرا نمی روند کارخانه و باغ بزنند که پول در بیاورند؟ ۱۴. ببخشید که در کنار نماز همیشه توصیه به ذکات شده است!!! تو پول نداری ذکات بدی. ۱۵. در آخر الزمان مردم برای حفظ دینشان نیاز به پول دارند. (کنز الاعمال ص 238ج3) ۱۶. پایان تاریخ و غلبه ی مستضعفین بر مستکبرین و ظهور حضرت حجت خلق الساعه نمی شود بلکه باید مدیریت صالح برای ثروت و قدرت بوجود بیاید پس باید برای ثروت و قدرت آماده بود. لینک سخنرانی ها: ۱. بیش از حد نیازت پول در بیاور (https://www.aparat.com/v/4SiEM) ۲. ضرورت ثروت سازی برای تشکیل حکومت جهانی (https://www.aparat.com/v/cN9pe) شماره ی سوالات مرتبط با این موضوع در سایت: ۲۴۱۴۴ ۲۴۵۸۱ ۲۴۱۶۰
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که در سؤالات مذکور عرض شد اصلِ تذکرات جناب استاد پناهیان چیزی نیست که کسی منکر باشد؛ منتهی دو نکته را نباید فراموش کرد: یکی این‌که در هر حال، انسانِ مؤمن باید کفاف در زندگی را از دست ندهد و گرفتار ریخت و پاش‌ها به بهانه‌ی ثروتمندی نشود. دیگر آن‌که اگر کسی متوجه شد استعدادهایش را می‌تواند در امور فکری و فرهنگی بالا ببرد و رشد دهد، باید مواظب باشد آن استعداد را صرف ثروتمندیِ خود حتی برای کمک به بقیه نکند. جناب صدرالمتألهین در گِله‌ای که به جناب شیخ‌الرئیس ابن سینا دارد می‌فرماید شمائی که این‌همه استعداد در ارائه‌ی معارف و درکِ عمیق آن‌ها داشتی، چرا وقت خود را صرف طبابت‌هایی کردی که سایر افراد و اطباء می‌توانستند آن را انجام دهند؟ آری! بعضی‌ها استعداد پول‌درآوردن‌شان خوب است می‌توانند با قصد خیر به آن امور بپردازند، ولی طوری سخن گفته نشود که امثال استاد پناهیانِ کشور هم به کار تجارت بپردازند و جامعه از استاد پناهیانی که با کار فرهنگی خدمات بزرگی انجام می‌دهند، محروم شود. آری! قضیه‌ی ائمه «علیهم‌السلام» که علم لدنّی دارند و شرایط کسب ثروت در آن موقعیتِ اقتصادی، مانعِ شخصیت فرهنگی و سلوکِ عبادی‌شان نمی‌شود، جداست. موفق باشید 

21303
متن پرسش
با سلام: ببخشید سوالم اینه، روایاتی داریم مبنی بر توجه بیشتر انسان هنگام غم یا سختی به خداوند و...، برای مثال اینا رو ببینید: امام سجاد (ع) می‌فرماید: «خدا هر دل غمگینى را دوست دارد». پیامبر اکرم (ص) فرمود: «خداى تعالى در نزد دل‌شکستگان جاى دارد». نیز داریم: «هر گاه خداوند خیرى به بنده اراده نماید، در دلش پرده‏ اندوهى ایجاد می‌کند؛ زیرا دل‏ شکسته‏ و غمگین را دوست دارد». این امور اعتباری است یا حقيقيه؟ مثلا اگه کسی به خاطر غمی که داره، از خدا ببره و از خدا دورتر بشه يا مثلا کافر بشه، بازم خدا اون رو بیشتر دوست داره؟ مگه اعتباريه که کم شدن محبت بنده به خدا با افزایش محبت خدا به بنده اش، قابل جمع باشه؟ یا شاید بشه روایات رو حمل به موارد خاصی کرد که غم باعث نزدیکی بنده به خدا بشه؟ نه مطلق غم و اندوه؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌چه که روایات مذکور بدان اشاره دارند همانی است که امروز تحت عنوان «غم غربت» نام می‌برند و مربوط به کسی است که متوجه شده نسبتش با حقایق گسترده‌ی عالم آن‌طور که شایسته است، نیست. لذا از یک طرف نظر به عالمِ گشوده و روشنی‌گاهِ هستی دارد و از طرف دیگر خود را محروم احساس می‌کند. این است آن غمی که حضرت حق دوست دارد و انسان را در این حالت تنها نمی‌گذارد.

درك غم غربت‏: انسان به صورتى شگفت‏ انگيز در طلب بازگشت به آن عالم مقدسى است كه خود را در آنجا آرام مى ‏بيند، ولى راه بازگشت را نمى ‏شناسد، وقتى خود را به عنوان پنجره ‏اى مقدس شناخت، اين بازگشت را شروع مى ‏كند و در فرهنگ مؤمنين به عالم معنا قدم مى‏ گذارد و ديگر مسئوليتى خاص نسبت به بودن خود احساس مى‏ كند، كه اين مسئوليت، غير از آن چيزى است كه انسان متجدّد نسبت به بودن خود دارد. او ديگر غم‏ غربت‏ از عدم ارتباط با حق را مى‏ فهمد و آرزوى زندگى كردن در قرب خدا در جان او سر برمى ‏آورد و معنا پيدا مى ‏كند و به نمونه‏ هايى از انسان‏ها دل مى ‏بندد كه فوق زمين و زمان، زندگى را طى كردند و مى‏ كنند، از روزمرّگى‏ ها آزاد است و در عالم معنوى خود رمز و رازهايى را اندوخته دارد. از دنياى تاريكِ ابهامات به آسمان شفاف معنويت نظر دارد، حتى چنين انسانى طبيعت را به مانند مادر و پرستارى مى‏ شناسد كه پروردگار انسان‏ها براى پروريدنِ او آن را آفريده و لذا با طبيعت به صورتى شفاف برخورد مى‏ كند و از آن پيام پروردگارش را مى‏ شنود و جلوه روحانى او را مى‏ بيند. ديگر براى او طبيعت و فوق طبيعت به دوگانگى مطرح نيست، چرا كه وقتى متوجه شد خودش پنجره ارتباط با حق است، راه پنجره ديدن همه چيز را تمرين كرده است، و در اين حال در همه چيز و در همه جا يك نحوه تقدس مى‏ يابد، وقتى حيات انسانى رشد كرد و از حيات بدنى بالاتر آمد همه چيز را در حيات مى ‏يابد. عرایضی در این رابطه در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» به صورت زیر شده است:

غم غربت؛ اولين قدم‏: اين مقدمات را به اين دليل عرض كردم تا إن‏شاءالله عزيزان به اين نتيجه برسند كه به قول ابن‏ سينا عزم و تصميم ما آن شود كه براى خود شخصيت جامعى را برنامه‏ ريزى كنيم، هم بتوانيم كار فكرى بكنيم، هم كارهاى علوم تجربى‏ مان را بتوانيم خوب دنبال‏ كنيم، هم مديريت خيال خود را دنبال نماييم، هم كار عقلى كنيم و هم از تربيت قلب خود غافل نمانيم، راه پرورش و مديريت هر كدام هم مشخص است و مى ‏توانيد با برنامه‏ ريزى درست به همه ابعاد خود برسيد. تا اين‏كه آرام‏ آرام به احساسى منتقل شويد كه به آن «احساسِ غم غربت» مى‏ گويند. اين اولين قدمى است كه در فضاى آن مى ‏توانيد زندگى صحيح را شروع كنيد؛ غم غربت داشتن سيرمى‏ آورد. چطور مى‏ شود كه اويس قرنى از يمن بلند مى‏ شود و به مدينه مى‏ آيد؟ چون احساس غم غربت مى‏ كند. همان است كه به اصطلاح عرفا مى‏ گويند: «درد پيدا مى‏ شود» و به واقع مشكل روزمرّگى را با همين «درد پيداكردن» مى‏ توان از بين برد. كسى كه در اين دنيا با غم غربتِ خود آشنا شد ديگر گرفتار كارهاى ياوه نمى‏ شود.

اين داستان را از مولوى حتماً داريد كه يك نفر سيلى محكمى به پشت گردن رفيقش زد. او عصبانى شد و يقه طرف را گرفت كه فلان‏ فلان‏ شده! چرا زدى؟! مى‏ خواست تلافى كند كه رفيقش گفت: صبركن، من از تو يك سؤالى مى‏ كنم، اول آن سؤال را جواب بده، بعداً تلافى كن. از او پرسيد: دقت كردى وقتى من پشت گردن تو زدم، «طراقّى» صدا كرد؟ گفت: بله. گفت: بگو ببينيم اين صداى طراق از گردن تو بود يا از دست من؟ بيچاره طرفى كه پشت گردنى خورده بود، گفت: من آنچنان پشت گردنم مى‏ سوزد كه فكر اين چيزها را نمى‏ توانم بكنم، «تو كه بى ‏دردى همى انديش اين» تو كه بى‏ دردى اين سئوال‏ها برايت پيدا مى‏ شود. من درد دارم تو بى‏ دردى، اين دو تا خيلى فرق مى ‏كند. مولوى اين طور مى‏ گويد:

آن يكى زد سيلى‏ اى مر زيد را

 

حمله كرد او هم براى كيد را

گفت سيلى‏ زن، سؤالت مى ‏كنم‏

 

پس جوابم گوى و آنگه مى‏ زنم‏

بر قفاى تو زدم، آمد طراق‏

 

يك سؤالى دارم اينجا در وفاق‏

اين طراق ازدستِ من بوده‏ است يا

 

از قفاگاه تو اى فخر كيا

گفت: از درد اين فراغت نيستم‏

 

كه در اين فكر و تأمل بيستم‏

تو كه بى‏ دردى همى انديش اين‏

 

نيست صاحب درد را اين فكر هين‏

     

از اينجا مولوى نتيجه خوبى مى‏ گيرد كه انسانِ بى‏ درد گرفتار روزمرّگى است، چون غربت خود را در اين دنيا فراموش كرده است.

دردمندان را نباشد فكر غير

 

خواه در مسجد برو خواهى به دير

غفلت و بى‏ دردى‏ ات فكر آورد

 

در خيالت نكته‏ ى بكر آورد

     

تازه فكر مى‏ كنى خيلى مهم هستى كه اين نكات به ذهنت آمده، نمى‏ فهمى كه اين حرف‏ها، حرف‏هاى آدم‏هاى راه گم كرده است.

جز غم دين نيست صاحب درد را

 

مى‏ شناسد مرد را و گرد را

     

 

چون به غربتِ خود در اين دنيا آشنا شد و فهميد فقط راه نجات، انس با خدا است، با تمام وجود دامن دين را مى‏ گيرد و همه‏ ى دغدغه‏ اش اين است كه از مسير ناب ديندارى فاصله نگيرد.

براى آدم‏هايى بى‏ درد بحث‏هاى بى ‏خود و پوچ پيش‏ مى‏ آيد كه آقا به نظر تو اين دكور بهتر است يا آن دكور؟ آدم‏هاى بى‏ درد مى‏ خواهند خالى‏ هاى زندگى‏ شان را با فشارهاى بیجا پركنند. آدمى كه غم غربت‏ دارد، مى‏ داند كه غم غربت‏ او در ارتباط با عالَم قدس پُر مى ‏شود، اين آدم مى‏ فهمد ركوع يعنى چه، سجده يعنى چه، سكوت يعنى چه. اين كه مى‏ گويند خواب مؤمنِ عالِم عبادت است، نه يعنى عالِم به علم رياضيات و فيزيك، منظور عالم بالله است. عالَم قُدس تنها عالَمى است كه غم غربت‏ انسان را جواب مى‏ دهد.

آنچه بايد در اين رابطه مورد توجه باشد اين كه، اولًا: فرهنگ انسان‏هاى قدسى بيش از آن‏كه نمود ظاهرى داشته باشد جنبه‏ ى باطنى‏ اش شديد است، برعكس ظاهرگرايان كه سيرى درونى ندارند، حتى جنبه‏ هاى سير درونى را هم به بيرون سرايت مى‏دهند. ثانياً: انسانى كه در اين دنيا غم غربت پيدا كرده، از دست روزمرّگى آزاد است، در نتيجه عالَم و آدم و طبيعت را پرستار خود مى‏ بيند، همه‏ ى عالم آيات و پنجره‏ هايى هستند براى از بين بردن غربت او، و همه چيز وسيله‏ ى اتصال اوست به عالم قدس. چنين انسانى با چهره‏ ى نورانى عالم ارتباط دارد نه با چهره‏ ى ظلمانى عالم، و به راحتى اميد دست يافتن به مطلوبش در او ايجاد مى ‏شود، و اين را بدانيد كه اين‏طور نيست كه شما سى سال يا چهل سال در غربت به سر ببريد و نقطه‏ ى ارتباط با عالم قدس براى شما به وجود نيايد، بلكه نااميدى از ارتباط با عالم قدس است كه شما را از بين مى‏ برد. در همين رابطه از حضرت صادق «علیه‌السلام» داريم‏: «أَفْضَلُ الْعِبَادَةِ الصَّبْرُ وَ الصَّمْتُ وَ انْتِظَارُ الْفَرَج»[1] بهترين عبادت‏ها: بردبارى و خموشى و چشم به‏راه فرج‏ بودن است. و بر اساس همين فرهنگ در دعا از خدا تقاضا مى‏ كنيد كه بعد از شدت و سختى، رخاء و آسانى مرحمت فرما.[2] به گفته‏ ى حافظ:

رسيد مژده كه ايامِ غم نخواهد ماند

 

چنان نماند و چنين نيز نخواهد ماند

     

 موفق باشید  

 


[1] ( 1)- الإرشاد فى معرفة حجج الله على العباد، ج 1، ص، 302

[2] - ُ« اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ الْيُسْرَ بَعْدَ الْعُسْرِ وَ الْفَرَجَ بَعْدَ الْكَرْبِ وَ الرَّخَاءَ بَعْدَ الشِّدَّة» خداوندا آسانى را پس از سختى، و گشايش را پس از گرفتارى، و آسايش را پس از شدت و رنج از تو خواهانم.( مفتاح الفلاح فى عمل اليوم و الليلة، ص: 199)

18668

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: نظر به پاسخ شما به سوال 18631 تحت عنوان «ترجیح مباحث به صورت صوت» تقاضامندم صوت جلسه «گویی ولیّ‌شناسان رفتند از این ولایت» را در اختیار دوستان قرار بدهید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن یک مصاحبه‌ای بود که توسط دانشجویان دانشگاه امام صادق«علیه‌السلام» انجام گرفت چون متن پیاده‌شده‌ی آن را ارسال کردند، بنده لازم دیدم آن را به طور مفصل مطرح کنم. تازه این متن نیز در حکم مقدمه‌ای است جهت تفصیل بیشتر. موفق باشید

18140
متن پرسش
سلام علیکم: در پاسخ به سئوال بنده فرمودید: امثال علامه با توجه به امر فوق متوجه می‌شوند باید مسیر دیگری را جهت تأمین رزق انتخاب کنند که مقدمات آن برگشت به تبریز بود، و بعد به قم می‌آیند و از این جهت همان مدت که در تبریز بودند را خسران می‌نامند که از فضای علمی دور شدند. خب جمع بین اینکه خدای متعال فرمود من رزق اهل علم را می رسانم با این قضیه که علامه از علم دوری کرد بخاطر رزق چه می شود؟ مسیر رزق علامه از طریق علم باید می آمد و حال اینکه می بینیم مسیر ایشان به تبریز افتاد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند خواست به نحوی ایشان از نجف دل بکنند و تصوری جز برگشت به تبریز نداشتند و خداوند آرام‌آرام کار را به قم‌آمدنِ ایشان کشاند. مثل آن‌که خداوند کارِ حضرت یوسف«علیه‌السلام» را آرام‌آرام به عزیزی مصر ختم کرد. راه‌های رساندنِ رزق به علماء فنون خود را دارد که از عقل ما بیرون است ولی از دست خدا بیرون نیست. موفق باشید

17769

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد بنده دانشجوی مهندسی هستم. همیشه این که آیا راه را در ادامه تحصیل درست رفته ام یا نه برایم سول بوده است و اگر درست بوده در شان کنونی (کل یوم هو فی شان) یک دانشجو باید چه هدف و افقی را مد نظر قرار دهد تا با توجه به آن دچار سردی در سلوک و تلاش و تحصیل نشده و به خود حقیقی اش خیانت نکرده باشد؟ استاد در صورت امکان راهنمایی بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به افقی که انقلاب اسلامی در مقابل ما گشوده و با نظر به هدف عبور از عقل غربی به سوی عقل قدسی، چه اشکال دارد همین رشته را ادامه دهید؟ موفق باشید

17626
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد فیلمی در فضای مجازی دیدم که دو داعشی برای عملیات انتحاری بر هم سبقت می گرفتند کار به قرعه کشی کشیده شد و آن که قرعه به نامش افتاد خدا می داند چقدر خوشحال بود و با چهره زیبای معنوی چه لبخند های ملیح و از صمیم قلبی می زد و با دیگران خداحافظی می کرد. حال جناب استاد 1. این شخص یقین دارد که دارد برای رضای خدا جان خود را فدا می کند و به قول علما یقین حجیت ذاتی دارد پس سرنوشت قیامتی ایشان چه می شود؟ 2. در این که ایشان خالصانه دارد در راه خدا جهاد می کند شکی نیست چون بحث جان وسط است خوب چرا خداوند این شخصی که حاضر است همه چیز خود را در راه خدا فدا کند هدایت نمی کند و متوجه اشتباهش نمی سازد؟ مگر نفرمود «من جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا» نفرمایید این در راه خدا نیست چرا که این شخص واقعا می خواهد در راه خدا جانش را بدهد هر چند در مصداق اشتباه کرده است واقعا جناب استاد اشکال کار کجاست؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که همیشه مرزی بین تعصب و خرافه با عقل و فطرت هست. یک انسان خرافی، وَهمیات خود را آن اندازه واقعی می‌داند که حاضر است در مقابل توصیه‌های عقل و فطرت خود بایستد و این هیچ فرقی بین گاوپرستانِ هندی با داعشی‌ها نمی‌کند. زیرا هر دو گرفتار توهمات خود هستند و اگر یک لحظه به عقل و فطرت خود رجوع کنند، آیا متوجه نمی‌شوند که چگونه مردم بی‌گناهی که هیچ دلیلی از نظر عقل و فطرت برای کشتن آن‌ها نیست، را آن‌ها به قتل می‌رسانند؟ آری! خداوند فرمود: «من جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا» یعنی اگر کسی تلاش کند بر مبنای فطرت و عقل خود، به سوی حضرت حق رود حتماً حضرت حق او را هدایت می‌کند. ولی این چه ربطی دارد به گروهی که به احمقانه‌ترین شکل خود را به هلاکت می‌رسانند و انسان‌های مظلومی را به کشتن می‌دهند؟! امروز هم من و شما باید متوجه باشیم که اگر یک لحظه به هر بهانه‌ای از عقل و فطرت فاصله بگیریم به همان نوع اعمال دست خواهیم زد. موفق باشید 

17528
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم خدمت استاد عزیز. در این ایام عظیم محرم در روضه ی سید الشهدا علیه السلام، سوال بسیار مهم و اساسی برایم پیش آمد. چه چیزی باعث شد کسانی که تا شب عاشورا همراه سید الشهدا علیه السلام بودند ولی در شب عاشورا هنگام خاموش شدن مشعل ها، امام زمانشان را تنها گذاشتند و بالعکس، کسانی که تا لحظه ی آخر در لشکر یزید ملعون بودند، ناگهان مسیرشان را عوض کردند و به سید الشهدا پیوستند. در دفاع مقدس هم همینطور بود؛ یعنی خیلی از آنهایی که ادعای دینداری داشتند و به ظاهر حزب اللهی هم بودند و شرایط جنگیدن هم برایشان فراهم بود (یعنی عذری نداشتند) حتی یک بار هم پایشان به جبهه باز نشد ولی خیلی از همین جوانهای کف خیابان و ظاهرا سوسول که نه ریش بلندی بر صورت داشتند و نه انگشتر عقیقی در دست، که برخی، آنها را گمراه و منحرف و اراذل اوباش می نامند، یک باره قدم آخر را خوب برداشتند و دعوت پیر خمین را لبیک گفتند. استاد به راستی منشأ این تحول و تغییر مسیر ناگهانی - چه آنهایی که خوب بودند ولی قدم آخر را بد برداشتند و چه آنهایی که بد بودند ولی قدم آخر را خوب برداشتند - در کجاست؟ به عبارت دیگر، آنهایی که تا شب عاشورا همراه با سید الشهدا بودند ولی در آن شب، امام زمانشان را رها کردند چه خصلت مذمومی در وجودشان بود که در لحظه ی آخر، مانع از این شد که با سید الشهدا همراه باشند و چه سرّی در درونشان نهفته بود که در یوم تبلی السرائر، آشکار شد و سید الشهدا علیه السلام تنها شد؟ چه خصلتی داشتند که با اینکه ایمان داشتند ولی نتوانستند «آمنوا» را به «عملوا الصالحات» گره بزنند؟ حقیقتا می ترسم که نکند من که ادعای ولایی بودن دارم، در لحظه ی آخر و در همان یوم تبلی السرائر که باید امام زمان علیه السلام و نائبش را یاری کنم، یکدفه تغییر مسیر بدهم. یعنی می خواهم بدانم که آنهایی که شب عاشورا امام علیه السلام را تنها گذاشتند چه مشکلی داشتند؟ تا من هم ببینم که اگر آن مشکل را داشتم، اصلاح نمایم که نکند امام زمانم را در لحظه ای باید یاری نمایم، تنها گذارم. و بالعکس؛ آنهایی که در لحظه ی آخر از لشکر یزید ملعون، به سید الشهدا علیه السلام پیوستند، چه مرام و مسلک و سرّی و صفت خوبی در درونشان بود که آشکار شد و آنها را به امام علیه السلام رسانید. چه کنیم در لحظه ای که باید وظیفه را بشناسیم و به آن عمل کنیم، دچار غفلت نشویم؟ منشأ این تغییر مسیر ناگهانی در کجاست؟ شاید این حرفم درست نباشد که اگر درست نباشد خدا مرا ببخشد ولی من نه دوست دارم حُر بشوم و نه مختار و نه از توابین باشم بلکه می خواهم از ابتدا تا انتها با امام زمانم باشم و لحظه ای او را تنها نگذارم. خیلی می ترسم. آخه از بزرگی شنیدم که یوم تبلی السرائر، روز غدیر است و به تعبیر دیگر، روز ولایی شدن و ولایی ماندن است که در این روز خیلی ها سرّشان آشکار می شود و... ببخشد طولانی شد. یا علی مدد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر انسان از ابتدا معنای بودن خود را در این دنیا درست تعریف کند و خود را بنده‌ی خدا بداند و سعی کند همواره این معنا را عمیق نماید، صحنه‌های حق و باطل را به‌خوبی خواهد شناخت. عمده عمیق‌شدن در بندگی است و دینداریِ عقلی همراه با درک قلبی. در این صورت حق از باطل برای او روشن خواهد بود. موفق باشید

16282
متن پرسش
سلام استاد عزیز: با توجه به کتاب «جنود عقل و جهل» کسی که دچار صفت رذیله سمعه است، یعنی در نیت صادق است ولی دوست دارد عبادت را به سمع دیگران برساند یا دیگران به سمع او برسانند (این صفت بسیار خطرناک و آزار دهنده است و اثر عبادات را نابود می کند و فرد مصداق «خسر الدنیا و الاخر می شود.» 1. برای رفع و ترک آن چه باید بکند؟ و به چه چیزی نظر داشته باشد؟ 2. لطفا برا رفع آن ذکر ماثوره بفرمایید؟ لطفا کمی شرح دهید. شاید سوال خیلی ها باشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با تجلی نور توحید است که قلب، توجه استقلالی به غیر حق را نفی می‌کند و نور توحید با عبادات شرعی حاصل می‌شود مشروط بر آن‌که رویکرد ما در عبادات، رویکرد اُنس با حضرت حق باشد. در این فضا تکرار آخرین فراز مناجات شعبانیه إن‌شاءاللّه مؤثر خواهد بود آن‌جایی که انسان اظهار می‌دارد: «الهی و الحقنی بنورک الأبهج ......». موفق باشید

16190

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: یکی از عدم موفقیت کارهای فرهنگی این است که ما درون آن کاری که می خواهیم انجام دهیم نیستیم و در واقع از بیرون به آن کار می نگریم و می خواهیم دیگران را آدم کنیم و مثل یک ابژه به آن می نگریم. لطفا نطرتان را بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سخن خوبی است. عرایضی در کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» شده است. موفق باشید

15973
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: حضرتعالی در سخنرانی چند سال پیش در اسفند ماه در مورد انقلاب اسلامی به این مضمون فرمودید: بنده معتقدم که امام زمان (عج) سر قبر شهید علم الهدی نشسته اند و بلند هم نمی شوند. 1. این جمله به چه معنایی است و چطور باید به آن نگاه کرد؟ 2. مگر این شهید بزرگوار چه کرده است و به کجاها رسیده است که شایستگی حضور در برابر ولی الله زمان و مؤانست با ایشان را دارند. مقام و جایگاه شهید علم الهدی در این تاریخ و عالم کجاست؟ 3. چطور می توان به مقام امثال شهید علم الهدی رسید و در این راه باید متوجه چه چیزی باشیم؟ لطفا کمی شرح دهید و راه را روشن بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عظمت شهید علم‌الهدی، روحیه‌ی سلحشوری در کنار تعمق و تدبّر در دین همراه با زمان‌شناسی بود و اصلِ این روحیه مربوط به انقلابی‌ترین انسان عالَم هستی در این زمان، یعنی حضرت صاحب‌الأمر«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» است. و منظور بنده از آن جمله، توجه خاص و نظر مبارک آن حضرت به امثال شهید علم‌الهدی است و به همین جهت شما با زیارت ایشان منوّر به نور حضرت صاحب‌الأمر«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» می‌شوید. موفق باشید

15450
متن پرسش
با سلام: در تفسیر المیزان پیمان الست به طوری تبیین شده که این برداشت رو من ازش داشتم، آیا صحیحه؟ وجود هر کدام از ما با وجود این که در زندگی این دنیایی از ماده شکل میگیره اما وجود وسیع بلکه لایتناهی در عالم دیگری داشته و در اون عالم دارای حیات و شعور و ادراکی حضوری و کامل بوده و همون وجود تجلی میکنه و وجود دنیایی انسان حاصل تجلی اون وجوده، با این حساب انسان دارای مراتبی ماورای وجود دنیاییش هست که البته تمام مراتب هم یک حقیقت هست کما اینکه هم اکنون نیز آن وجه از وجود ما در اون عالم الهی حاضر هست. سوال 2. بنده گمان می کنم برخی از انسان ها تجلی اسم جلال هستن و برخی تجلی اسماء جمال. آنهایی که تجلی اسماء جلالی هستن در روایات تعبیر به سجیین شده و آنهایی ک تجلی اسماء جمالی هستن علیین اند و هر کدام به اصل خودشون برمی گردند بعد از دنیا که برخی بازگشت به اسم جلال و برخی جمال دارن اسم جلال جهنم و جمال بهشت هست. کل شئ یرجع الی اصله هم اشاره به همین معنا داره اینطور نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در موضوع «عهد الست» نظر به حقیقت انسان می‌شود و نه تک‌تک افراد و به همین جهت همه‌ی انسان‌ها اقرار به ربوبیت پروردگارشان کردند 2- این موضوع که می‌فرمایید به این راحتی‌ها نیست، به‌خصوص که با موضوع اول در تضاد قرار می‌گیرد. همه‌ی انسان‌ها محل تجلی همه‌ی اسماء هستند. منتها خودشان با اختیار خود، نشان می‌دهند چه نوع حضوری را برای خود انتخاب کنند و از این جهت اهل سجّین و یا اهل ماء عذب قرار گیرند. موفق باشید

14857

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: 1. در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» فرمودید پس از کتاب «آداب الصلاه» امام کتاب «چهل حدیث» خوانده شود. جای دیگری در پرسش و پاسخ ها ظاهرا فرموده بودید پس از عرفان نظری بهتر است خوانده شود. منظورتان این است که پس از عرفان نظری بهتر فهمیده می شود؟ 2. در مورد جمله خیال و وهم از نظر ابن عربی که از شما پرسیده بودم. فرمودید تا آرام آرام در شرایط خواندن آن قرار نگیریم منظور اصلی فهمیده نمی شود. منظورتان این است که نباید در این موارد عجله کرد و آرام آرام باید به جان بشیند؟ اگر عجله شود فهمیده نمی شود درست است؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر کتاب «آداب الصلواة» درست فهمیده شود، عملاً یک دور عرفان نظری مرور شده و تا حدّی می‌توان به اشارات کتاب «چهل حدیث» آگاه شد. ولی اصل حرف‌ها مبتنی بر یک دوره‌ی عرفان نظری فهمیده می‌شود. 2- همین‌طور است. موفق باشید

14618

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و ادب و احترام: افرادی که معتاد به مواد مخدر هستند و گاها تا روزی ۱۲۰ قرص مخدر می خورند به یکباره تصمیم به ترک می گیرند، و با خوابیدن در کمپ های ترک اعتیاد به صورت دفعی ترک داده می شوند، اما اگر به پزشک مراجعه کنند آنها را به صورت تدریجی ترک می دهند، بسیاری از این افراد بعد از پاک شدن، به صورت کاملا جدی ادعای زیارت حضرت حجت یا شهود امام رضا یا امام حسین علیهم السلام را می کنند. اگر به آنها گفته شود توهم زده اید بسیار ناراحت می شوند، و قسم می خورند که حضرات را دیده اند و ارتباط دارند. بنده گمان می کنم اینها توهم است و به جهت همان فشاری که کشیده اند توهم زده اند، آیا امکان دارد راست بگویند و واقعا چیزی در میان باشد. قابل ذکر است این حرف را به همه نمی زنند فقط بعضا به راهنمای خودشان می زنند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعید است چیزی برای آن‌ها در میان باشد ولی چرا نگذاریم با همین توهّمات خوش باشند!؟ موفق باشید

11999
متن پرسش
سلام: استاد حکومت اسلامی، موظف است رویکرد امت محور داشته باشد یا ملت محور؟ آیا می تواند از درآمدهای یک کشور اسلامی، برای فقرای دیگر کشورهای اسلامی هزینه کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مسلّم رویکرد حکومت اسلامی امّت‌محور است به آن معنا که مردمی در صحنه هستند که برای خود امامی را انتخاب کرده‌اند و در ذیل نور هدایت آن امام عمل می‌کنند که به اصطلاح امروز می‌توان آن را تحت عنوان نظام «مردم‌سالاری دینی» نام برد 2- ولیّ فقیه از انفال که مخصوص امام است می‌تواند هرجا که مصلحت اسلام بود خرج کند، این علاوه بر آن است که مردم می‌توانند اموال خود را برای فقیر هر کشور که بخواهند مصرف کنند. موفق باشید

11233
متن پرسش
به نام خدا و با سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد چند وقتی است عطش آموختن بیش از پیش در وجودم ایجاد شده است خصوصا در تفسیر قرآن و علامه حسن زاده آملی، تا جایی که وقتی آثار استاد را با شروح آن می خوانم غرق لذت می شوم از طرفی معلم معارف راهنمایی هستم و صبح تا حدودا ساعت یک و نیم در مدرسه هستم و با میگرنی که از مادرم به ارث برده ام خیلی وقتها با سر درد به خانه می آیم تا ناهاری و چرتکی و ان شاء الله سجد ه ای غروب می شود. شبها هم دو جلسه کلاس قران، یک جلسه بحث، دو جلسه ورزش دارم خلاصه وقت مطالعه ام خیلی محدود است و جواب عطش من را نمی دهد، حال می خواهم سال آینده به جای کلاس دفتر دار شوم چون همان طور که می دانید دفتر دار اگر کم کاری نکند باز هم زمان زیادی بی کار خواهد بود و می تواند اگر بخواهد به مطالعه بپردازد ولی نمی دانم آیا وظیفه ام این است یا نه گرچه می دانم هر چه بیشتر مطالعه کنم در بعد عمل و نظر قوی می شوم و به درد کلاسهایم و اجتماع بیشتر می خورم حال جناب استاد آیا اگر از کلاس منصرف شوم و دفتر دار شوم مسئول نخواهم بود؟ با تشکر از استاد مهربانم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر از جانب معلمی در زحمت نیستید بقیه‌ی کارها را کم کنید، ولی معلمی را با حوصله و آرامش ادامه دهید. موفق باشید
9131
متن پرسش
سلام: شما در کتاب 10 نکته از معرفت نفس فرمودید: «انسان در ابتدا، خود را همین مرتبه نازله ی روح میپندارد...» مرتبه نازله ی روح همین بدن مادی میباشد؟ چون بنده تصور کردم مرتبه نازله روح هم یک نوع تجرد دارد ولی مثل اینکه نازل ترین مرتبه روح بدن مادی میباشد. چطور ممکن است نازل ترین درجه روح بدن مادی باشد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بدن ابزار روح است و ربطی به مرتبه‌ی نازله‌ی روح ندارد. مرتبه‌ی نازله‌ی روح همان احساسی است که ما نسبت به خودمان به عنوان این‌که موجودی غیر از بدنمان هستیم، در ابتدای امر داریم. موفق باشید
9017
متن پرسش
بسمه تعالی. سلام علیکم استاد عزیز: سه سوال داشتم: 1- قطعا پاک کردن قوه خیال از خیالات لغو و شاید باطل بسیار سخت می باشد، شده است کتاب های شهدا را بخوانید و ببینیم این عزیزان چگونه شکوفا شده اند، آیا شهادتشان باعث میشود که دیگران آن لحظات غفلتی که بعضا در زندگی از خداوند داشته اند را مشاهده نکنند؟ شما رزمنده بوده اید و شده با رزمنده هایی مواجه شوید که بعضا تا لحظه شهادت دست از شیطنت های شیرینشان برندارند، یا به آن صورت مقید نباشند، تکلیف اینها چه میشود؟ 2- اخیرا توفیقی نسیبمان شده، و در حلقه صالحین به جوانان بین سن اول دبیرستان تا حدود پیش دانشگاهی، مباحثی را مطرح میکنیم، هنوز تنورش گرم نشده، خودمان را لایق شاگردی شما نه میبینیم و نه میدانیم، ولی چند سالی هست پای درس شما هستیم، آیا صلاح میدانید در جلسات 40 دقیقه معاد را مطرح کنیم؟ یا کلا سیر مطالعاتیتان را؟ حقیقتا ترس از ورود داریم، اگر صلاح است بفرمایید چه مباحثی مطرح کنیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خداوند در دو آیه‌ی از قرآن مژده‌ی بزرگی به کسانی می‌دهد که در مسیر حق قرار گیرند. یکی این‌که می‌فرماید: «إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ» بدین معنا که کارهای خوب، بدی‌ها را از صحنه‌ی جان انسان پاک می‌کند و از این مهم‌تر می‌فرماید: «یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَنات‏» بدین معنا که برای عده‌ای حتی بدی‌های آن‌ها را به خوبی تبدیل می‌کند که مسلّماً مصداق آن‌ شهداء هستند 2- ابتدا از معرفت نفس شروع کنید. اگر آماده بودند برهان صدیقین را هم به صورت مختصر طرح بفرمایید سپس مبحث معاد را طرح کنید. موفق باشید
8028
متن پرسش
سلام علیکم . استاد در صفحه 45 کتاب انسان از تنگنای بدن تا فراخنای قرب الهی فرموده بودید که نفس نباتی و نفس حیوانی پس از مرگ از بین میرود و تنها چیزی که می ماند نفس انسانی است . ولی استاد عده ای از افراد که از این دنیا رحلت میکنند نفس حیوانی آنها یعنی همان غضب و شهوت هم با آنهاست و نتوانستند از این نفوس حیوانی فارغ شوند . پس چگونه با توجه به گفته ی شما پس از مرگ اشان نفس حیوانی اشان از بین میرود .
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: انسان‌ها در هر شرایطی که در دنیا باشند – اعم از آن‌که نفس آن‌ها در نباتی‌بودن متوقف شده باشد یا در حیوانیت و یا انسانیت – چون این نوع شخصیت حاصل اراده‌های آن‌ها است، در قیامت باقی هستند. ولی گیاهان و حیوانات چون اراده‌های خاصی ندارند به صورت خاص در قیامت باقی نیستند، بلکه به صورت کلّی باقی‌اند. موفق باشید
7619

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز میخواستم اطلاعاتی در مورد عالم ذر کسب کنم لطفا راهنماییم میفرمایید؟ با سپاس فراوان-بادافره
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: آیت‌اللّه جوادی«حفظه‌اللّه» در مجلدات تفسیر قرآن به قرآن و در تفسیر آیه‌ی 173 سوره‌ی اعراف نکات خوبی دارند. موفق باشید
7534
متن پرسش
با سلام در کتاب امام و مقام تعلیم ملائکه نوشته اید:"خدا بحق خود اهل بیت نصیب ما بکند که فرشته ای بالی تکان دهد تا در اثر آن،نور کبریایی حضرت رب العالمین بر قلب ما تجلی کند"منظور از این تکان دادن بال ملک چیست؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بال ملائکه مظاهر اسماء الهی‌اند که متعیّْن شده‌اند و زمینه‌ی اُنس با حضرت حق را راحت‌تر فراهم می‌کنند. موفق باشید
نمایش چاپی