بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
13499

چشم زخمبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: اگر لطف بفرمایید راجع به چشم زخم توضیحاتی رو بفرمایید ممنون میشم. در جلساتتون بارها فرمودید که آبرو یا چیزهایی شبیه آن به دست خداست و کسی نمی تواند اگر خدا نخواهد آبروی شما را ببرد. اما از اشخاص گوناگون شنیدم پیامبر (ص) به چشم زخم اعتقاد داشتند. آیا این حرف، حرف اشتباهیست یا خیر؟ و اگر پیامبر اعتقاد داشتند، آیا این اعتقاد منافاتی با آن عقیده دارد؟ بسیار سپاسگزارم یا حق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادگر» شده است. آری! آبرو در دست خداوند است و خدا مدافع مؤمنین است، ولی مؤمنین نیز نباید امکانات مادی خود را به صورت افراطی مدّ نظر قرار دهند تا تنگ‌نظران، چشمشان بزنند. موفق باشید

13231
متن پرسش
تِلْکَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ مِّنْهُم (بقره-۲۵۳) برخی از فرستادگان را بر برخی دیگر برتری بخشیدیم. ولی در آیه ۲۸۵ از همین سوره: لاَ نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِّن رُّسُلِهِ (بقره- ۲۸۵) میان هیچ کدام از فرستادگانش فرق نمی گذاریم. بالاخره فرقی هست، هست، یا نه؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در ارائه‌ی توحیدی که بشر نیاز دارد و در ارائه‌ی دستورالعمل‌هایی که در هر زمان برای بشر لازم بوده است، تفاوتی بین پیامبران نیست ولی بنا به فرمایش علامه طباطبایی تفاوت انبیاء نسبت به خودشان در درجه‌ی توحیدی است که هرکدام دارند. موفق باشید

11965
متن پرسش
سلام استاد عزیز: شما در کتاب «خویشتن پنهان» می گویید که ما باید برای درک تری به جای علم به تری با تری ارتباط برقرار کنیم که عین تری را درک کنیم نه تری را بدانیم، در معرفت النفس هم باید همینگونه بود اما مگر می شود؟ هر انسانی برای رسیدن به معرفت النفس باید به نفس و قوای نفس و... فکر کند تا معرفت را شروع کند در نتیجه ما فقط علم به نفس و قوا و ... پیدا می کنیم و به اصطلاح نفس را می دانیم چون در موردش فکر می کنیم و تا در مورد نفس فکر نکنیم متوجه آن نمی شویم، چگونه از علم به عین منتقل شویم در صورتی که مانع و حجابی به نام تفکر در میان است تفکری که نتیجه اش علم و دانستن است نه عین الیقین؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر صورت تا در مرحله‌ی علمی و مفهومی هستیم هنوز ارتباط واقعی یعنی ارتباط وجودی پیدا نکرده‌ایم. ارتباط علمی به عنوان مقدمه خوب است ولی معرفت نفس یعنی ارتباط وجودی. گفت: «دردی که به افسانه شنیدم همه از خلق / از علم به عین آمد و از گوش به آغوش». موفق باشید

10599

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: بنده سی دی معرفت النفس و الحشر شما را دارم. می خواستم ببینم این شرح کتاب معرفت النفس است یا نه، و به نظر شما این سیدی را گوش بدهم یا نه کتاب کفایت می کند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بلی شرح کتاب «معرفت نفس و حشر» است ولی کیفیت ضبط آن بسیار ضعیف است. موفق باشید
10563

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
انسان برای خودشناسی نیاز داره که ابتدا اولیات انسان شناسی رو بدونه؟‬‏‎‬‎
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: معرفت نفس خودش اوّلیات انسان‌شناسی را با ما در میان می‌گذارد. موفق باشید
10153
متن پرسش
با عرض سلام و تشکر از اینکه زود پاسخ می دهید. می خواستم بپرسم با توجه به اینکه انسان به هر حال بدون اختیار قدم به دنیا گذاشته و بار سنگین امانت بر دوشش گذاشته می شود و گذشتن از موانع این دنیا و مهم تر از آن مراحل برزخی و اخروی سخت است چرا این همه عذاب باید ببیند؟ و چرا این همه عذاب بیشتر به صورت آتش مطرح می شود؟ در ضمن اگر در این زمینه کتاب یا جزوه ای دارید معرفی نمایید تا استفاده بیشتری ببرم. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در کتاب «هدف حیات زمینی آدم» داشته‌ ام. عنایت داشته باشید هیچ وقت در قیامت عذابی به انسان نمی‌دهند بلکه قرآن در آیه52 سوره‌ی یونس(علیه‌السلام) می‌فرماید: «ثُمَّ قیلَ لِلَّذینَ ظَلَمُوا ذُوقُوا عَذابَ الْخُلْدِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلاَّ بِما کُنْتُمْ تَکْسِبُون‏» به آن‌هایی که در دنیا ظلم کردند گفته‌ می‌شود بچشید عذاب جاودانه را، جز آن‌چه خودتان برای خودتان کسب کردید جزا داده شدید؟ در واقع ما را خلق کردند برای این که ما آینه‌ی نمایش کمالات الهی باشیم و از کمالات الهی برخوردار شویم؛ حال اگر خودمان به خودمان ظلم کردیم و چیزهای دیگر را انتخاب کردیم، تنها آثار همان اعمال‌مان را به ما می‌دهند که چون آن اعمال با فطرت ما نمی‌خواند و مطابق حقیقت خود عمل نکردیم، عذاب آور است. موفق باشید
5609

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی می خواستم بدانم روی یک انسان با قلب سالم ، زمان باید تاثیر بیشتری بگذارد یا مکان؟ مثلا انسان باید از کربلا رفتن بیشتر متاثر شود یا در شب عاشورا؟... باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: فرق نمی‌کند هرکدام اقتضای خود را دارد و هرکس باید به حال خود نظر داشته باشد و رزقی که برای او مقدر کرده‌اند. باید سعی کرد از سفره‌ای که پهن شده نهایت استفاده را جهت مسیر رجوع إلی اللّه برد. موفق باشید
4619
متن پرسش
خدمت استاد عزیزم عرض سلام دارم زمانی با مطالعه ی اثار غرب شناسی استاد بنده مانند شخص تشنه ای که به چشمه ای زلال رسیده باشد به نشاط امدم اما نمی دانم چرا در برخورد با جامعه و با اینده خودم دچار مشکل شدم و مسئله هضم نشده باقی ماند به طوری که الان احساس می کنم مدتی است ناخواسته ان راه را رها کرده ام فکر می کنم تا حدودی قضیه ان شد که از دنیا مداری مردم اما به نشاط دینی هم نرسیدم و دچار سرگردانی برای چه فعالیت کنم شدم و مثل اینکه دوباره دچار دنیا شدم خواستم ببینم راه درمان چیست
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مباحث غرب‌شناسی موجب می‌شود که ما متوجه باشیم در چه شرایطی از نظر تاریخی هستیم و در این راستا نگاهمان را به افق‌های دور زندگی بیندازیم که چگونه تاریخ خود را در یک فرایند درازمدت از غرب‌زدگی در آوریم و وارد فرهنگ انتظار مهدوی شویم. ولی اگر فکر کردیم از فردا می‌توانیم خود را از غرب‌زدگی آزاد کنیم اول دعوا با این و آن می‌شود و در نهایت از آن رسالت تاریخی باز می‌مانیم. پیشنهاد بنده آن است که مباحث غرب‌شناسی را به مباحث مهدویت وصل کنید تا معلوم شود چه‌چیزی را نمی‌خواهیم و چه‌چیزی را می‌خواهیم و زندگی خود را در راستای این خروج و آن ورود معنا کنیم. موفق باشید
3220
متن پرسش
پریشان‌حالی غرب، به کدامیک از جهات زیر است؟ الف) به جهت اهداف پوچی که دارد. ب) به جهت ناهماهنگی میان اجزاءش. ج) به جهت ناهماهنگی میان اجزاء با هدفش.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: سؤالات گزینه‌ای اندیشه را محدود به همان گزینه‌ها می‌کند و انسان نمی‌تواند ماوراء آن‌ها نظر خود را تبیین کند هرچند در این سؤال قسمت ج اولویت دارد. موفق باشید
1682

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام استاد گرامی.آرزوی سالی پرخیر و برکت را برای شما دارم. استاد سوال من این است، من با توجه به اعتقاداتم پوشش و ظاهر اسلامی دارم و غالبا افراد از ظاهرم متوجه عقایدم می شوند. گاهی به خاطر اینکه مایه سرشکست ائمه اطار علیهم السلام نباشم و در واقع چون دیگران امثال ما را نماد اسلام میدانند، سعی میکنم رفتار معقول تری داشته باشم مثلا در برابر افراد نادان حلم بیشتری داشته باشم و ... که البته این تاثیر خوبی دارد. حال، استاد، مشکل این است که گاهی فکر میکنم نکند این ریا باشد و من برای خودنمایی این کار را میکنم و خودم متوجه نیستم.. استاد تکلیف من چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام کار شما مصداق ریا نیست. مصداق این روایت است که به ما می‌گویند ظاهر خود را حلیم نشان بده تا به‌واقع حلیم و بردبار شوی. چون مسیری را طی می‌کنید که مطابق فطرت شما است، آرام‌آرام فطرت‌تان با ظهور بیشتری به صحنه‌ی عمل می‌آید و جانتان متخلق به اعمالی می‌شود که ابتدا بر آن تحمیل کردید. موفق باشید
1622

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام لطفا به این سوال به صورت خصوصی پاسخ دهید ظاهرا آقای که سوال کد:1597 را از شما پرسیده اند از مسجد ما می باشند که موضوع به این قرار است حدود دو یا سه سال است که مباحث معرفتی و سیر مطالعاتی شما به حول قوه خدا در مسجد ما راه افتاده و خدا را شکر نیمی از بچه ها با شوق و پشت کار وارد مباحث شده و کار میکنند اما از همان زمان با شروع مباحث آقایان را با عسل هم نمی شود خورد در ماه های اول بقیه را به سفسته متهم میکردند بعد از یک سال متهم به غرب زدگی شدیم حالا چرا؟ چون برای نیمه شعبان با اینکه کتاب در محله پخش شد و مسابقه کتاب و نمایشگاه کتاب گزاشته شد تعدادی از بچه ها نظرشان این بود(( چون محله جدیدن محل زندگی چندین خانواده بهایی می باشد و حتی این خانواده ها برای بچه های کوچک کلاس نقاشی بر پا کرده و در کنار آن به تبلیغ بهایئت پرداخته بودن ))که جشنی مانند جشنی که در محله خود شما توسط آقا سلمان پسرتون بر پا می شود برپا شود چون سالهای قبل هم چنین جشن های بود و استقبال بی نظیر شد ولی آقایان با اسرار که این جشن کار لغو و غربی است جلوگیری کردند اصلا چه اشکالی داره کنار این مباحث جشن هم باشه،فیلم هم باشه اخه بچه ای که تازه میاد تو مسجد با این وضعیت محله ما که سایه مسجد را میزنند با این خانواده های که اصلا روحانی را قبول ندارن چطوری ما کتاب 10نکته را بدیم دستش قیل از این که حضورش دائمی شد کارشون شده رفتن تو یک اتاق و کتاب خاندن و هر کس این کار را کرد می شود عارف و بقیه کم معرفت و بی علم و کتاب خود من تا بهال دوبار شروع به کار در مورد فلسفه شدم ولی جوری بزخورد شد که دیگه این کلاسها را شرکت نکرده و شخصا با سی دی هاتون دنبال میکنم و خیلی جالبه میگفتند تو روحت پس زده و کاری به ما نداره و خیلی چیزهای دیگه که یک روز وقت میگیره اگه بخام بگم با این کارهاشون تا حالا باعث شده اند دو تا فرمانده پایگاه استفا دهند چرا؟ چون حکم شورا و کارت فعال براشون صادر شده و غیر از این کار هیچ کار فرهنگی دیگه ای را قبول ندارند و میگند حوزه که کار فرهنگی نمیکنه ما کارهاشونا قبول نداریم و اصلا دوست نداریم به حوزه جوابگو باشیم و حداقل هر دو ماه هم حاضر به رفتن به حوزه نیستند و باعث فشار از ناحیه حوزه به فرماند شده و فرمانده هم که دیگه نیروی برای کار کردن نداره مجبور به استعفا میشود ضمنا اقایان مورد حمایت کامل یکی از روحانی های مسجد هم هستند و تقریبا مسجد شوده دو قبیله قبیله حاج آقا و قبیله منحرفی ها به خدا خسته شدم نه من نیمی از بچه ها همینطور شدند و من شخصا از شورا استعفا کردم و اصلا با اینکه حدود 10 سال است تو این مسجد هستم و این مسجد جزئی از زندگی من شده و اگه 1 روز نرم انگار خانواده ام را ندیدم دیگه میخام مسجدم را هم عوض کنکم واقعا شاید ما اشتباه میمنیم از شما درخواست کمک دارم به خدا دارم دیوانه میشم با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: حضرت امام خمینی و مقام معظم رهبری به ما نشان دادند که مسلمانان باید با همدیگر مدارا کنند. کارهای خوبشان را تأیید کنیم و از عیب‌هایشان چشم‌پوشی نماییم. با این روش سعی کنید رابطه‌تان را با همدیگر حسنه کنید. چه اشکال دارد با سلیقه‌های مختلف در کنار همدیگر باشیم؟ آزاداندیشی یعنی همین. مسجدتان را عوض نکنید، در خدمت مسجد باشید ولی از عیب‌های همدیگر چشم‌پوشی کنید. موفق باشید
23679
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام استاد ارجمند: منظور پیام شما را درست نفهمیدم ولی آنجا که فرمودید با دوستان دیدار داشته باشم هر هفته بعد از دعای ندبه به اندازه یک ساعت دیدار دارم و گمانم کفایت می کند، هر روز بین الطلوعین نیم ساعت پیاده روی به عنوان ورزش و در فضای مجازی هم به اندازه دو سه کانال مفید برای پیگیری اخبار سیاسی هستم. نمی دانم بیش از این مد نطر بود یا نه؟ ولی راستش ورق برگشت، بیچاره ای که تا به امروز عمل خود را می دید و چنان روی آن حساب باز می کرد که او را به حق برساند غافل بود این عمل پست در آن بارگاه پر جلال الهی حقیقتی ندارد خداوند صورتم را بالا کرد تا خودش را ببینم، آرام گرفتم. چقدر احمق بودم که گمان کردم با برنامه ریزی! با اعمال عبادی! با کسب علم می شود به خدا رسید! مگر من کیستم؟ کجای عالمم؟ خنده ام می گیرد که گفتم متعادل ترین برنامه را برای خودم ریختم مگر یک بنده ذلیل حقیر جاهل نادان چه دارد که سخن از عدالت می زند، برنامه می ریزد. پس خدا کو؟ همه اش که شدی تو ای فانی. استاد گرامی ، ندا آمد: هر کس به تو آن به آن نفس می دهد / همان دم رزق تو را نیز می دهد، ساکت باش، بنشین، رزق همان لحظه را بگیر و حمد بگو و فرار کن از اینکه آینده را ببینی، عمل خود را ببینی، به قول مضحک خودت برنامه بریزی، توفیق فقط از حق است و بس فقط نگاهت به آسمان باشد. «قد نری تقلب وجهک فی السماء» به پایان آمد این دفتر برنامه ریزی / حکایت انسان شدن من همچنان باقی به سوی خداوند توبه کردم. از محضر شما هم که صد البته حق بر گردنم دارید عذر خواهی می کنم. اینجا جای سوال است نه درد دل ولی عذر خواهی را واجب دانستم. ببخشید. والسلام.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:

 «عاشق شده ای، ای دل سودات مبارک باد / از جا و مکان رستی، آنجات مبارک باد

از هر دو جهان بگذر تنها زن و تنها خور / تا مُلک و مَلَک گویند، تنهات مبارک باد

ای پیشرو مردی، امروز تو برخوردی / ای زاهد فردایی فردات مبارک باد

کفرت همگی دین شد تلخت همه شیرین شد / حلوا شده ای کلی حلوات مبارک باد

در خانقه سینه غوغاست فقیران را / ای سینه بی‌کینه غوغات مبارک باد

این دیده دل دیده اشکی بد و دریا شد / دریاش همی‌ گوید دریات مبارک باد

ای عاشق پنهانی آن یار قرینت باد / ای طالب بالایی بالات مبارک باد

ای جان پسندیده جوییده و کوشیده / پرهات بروییده پرهات مبارک باد

خامش کن و پنهان کن بازار نکو کردی / کالای عجب بردی کالات مبارک باد

موفق باشید

21975
متن پرسش
با سلام: با توجه به این‌که با خروج آمریکا از تعهداتش نسبت به برجام تحلیل‌های متفاوتی هست و نیاز است که جنابعالی با نظر به معنای حضور تاریخی انقلاب اسلامی موضوع را روشن کنید، نظرتان در این رابطه چه می‌باشد؟ آیا این را یکی از امتیازات نظام اسلامی می‌دانید که دشمن استکباری نمی‌تواند نسبت به تعهداتش نسبت به این نظام پایبند باشد؟ یا این به جهت ضعف نظام است که دشمن، تعهدات خود را نسبت به نظام، به چیزی نمی‌گیرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر با دقت به موضوع بنگریم، این حرکت خبر از آن می‌دهد که حقیقتاً آن‌ها متوجه‌ی حضور تاریخی انقلاب اسلامی شده‌اند و معنای این حضور را که عبارت است از تقابل جدّی نظام اسلامی با استکبار، خوب درک می‌کنند. و لذا می‌بینند که در هر صورت این انقلاب اسلامی که دارد خود را در این تاریخ روز به روز معنا می‌کند و آن نحوه محدودیت‌ها، مانعِ حضور آن نشده است. می‌ماند که ما این موضوع را یعنی تقابل هرچه شدیدتر نظام استکبار با خود را چگونه تحلیل کنیم. ابتدا نظر جنابعالی را به آیه‌ی 22 سوره‌ی احزاب معطوف می‌کنم که می‌فرماید: «وَ لَمَّا رَأَ الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزابَ قالُوا هذا ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ ما زادَهُمْ إِلاَّ إيماناً وَ تَسْليماً» مؤمنان وقتى احزاب را یعنی اتحاد جبهه‌ی کفر را در مقابل خود ديدند، گفتند: «اين همان است كه خدا و رسولش به ما وعده داده، و خدا و رسولش راست گفته‏ اند!» و اين موضوع جز بر ايمان و تسليم آنان نيفزود. زیرا متوجه شدند حضرت حق می‌خواهد این تقابل به اوج خود برسد.
 باز در این رابطه به آیه‌ی 173 سوره‌ی آل‌عمران نظر کنید که می‌فرماید: «الَّذينَ قالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزادَهُمْ إيماناً وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكيلُ» اين مؤمنین كسانى بودند که وقتی در جنگ احد مسلمانان به ظاهر شکست خوردند و تعداد زیادی از آن‌ها مجروح گشتند، با این‌که دشمن جبهه را رها کرده و رفته بود به آن‌ها خبر رسید که بناست دشمن دوباره حمله کند؛ پس خوب است که بترسید و کمی کوتاه بیایید - و آن‌ها برعکس، بنا به آیات قرآن: - اين سخن، بر ايمانشان افزود؛ و گفتند: خدا ما را كافى است؛ و او بهترين حامى ماست. و لذا با همان بدن‌های مجروح دشمن را تعقیب کردند و دشمن که با چنین صحنه‌ای روبه‌رو شد، از ادامه‌ی جنگ منصرف گشت. و قرآن در ادامه می‌فرماید: «فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ» پس آن‌ها به نعمت الهی از صحنه برگشتند و فضل الهی آن هم فضلی که بر آن هیچ‌گونه بدی و سختی نبود، به آن‌ها رسید.
همه‌ی این‌ها حکایت از آن دارد که اگر جبهه‌ی توحیدی در تاریخ به میان آید، خداوند شرایط هرچه تقابل و جداشدن آن جبهه را در مقابل نظام استکباری می‌گشاید و جریان اخیر یعنی کار ترامپ، حکایت جاری‌شدن آن سنت است تا انقلاب اسلامی معنای حضور تاریخی خود را هرچه بیشتر در عالم تثبیت کند. می‌ماند که ما این حرکت را وعده‌ی الهی برای پیروزی جبهه‌ی حق بدانیم.
راستی! اگر مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» از قبل مشخص نکرده بودند که ما به آمریکا اعتماد نداریم، حال که این قضیه روشن شد، ما احساس شکست نمی‌کردیم؟! به آن معنا که به آمریکا اعتماد کرده باشیم و حال ایشان به اعتماد ما خیانت کرده باشد؟ و به همین جهت ما امروز در واقع با کاری که ترامپ کرد، احساس پیروزی می‌کنیم. پیروزی از آن جهت که مشخص شد ما از ابتدا این مسئله را پیش‌بینی می‌کردیم و در دامی که آن‌ها برای ما پهن کرده بودند تا با صد امید با آن‌ها به مذاکره بنشینیم و سپس آن‌ها زیر میز بزنند؛ نیفتادیم. و آیا این همان معنای سخن حضرت روح اللّه «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» که روح این تاریخ را به خود برگرداند، نیست که فرمود: «پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به شما آسیبی نرسد» آسیبی بزرگ‌تر از آن می‌توان تصور کنیم که ملتی به آمریکا امید ببندد و آن به اعتماد آن‌ها خیانت کند؟! ولایت فقیه ما را از چنان عرصه‌ی شکستی نجات داد. موفق باشید
 

 

20160
متن پرسش
سلام و ارادت؛ استاد فاضل و حکیم در مورد 1. شیوه های کاربردی فرهنگ سازی و برجسته سازی واقعه غدیر (جهان اسلام، کودک و نوجوان) 2. غدیر از دیروز تا امروز (بررسی تطبیقی حوادث تاریخ غدیر با تاریخ امروز مانند عهد شکنی ها، تحریف واقعیتها، تحریف اهداف، جریانات انحرافی) تحقیق دارم و می خواهم مقاله بنویسم، لطفا از آثارتان منبع معرفی فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مطلب را در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» ص 103 و کتاب «انقلاب اسلامی؛ بازگشت به عهد قدسی» صفحات 34 و 91 و 94 و 98 و کتاب «انقلاب اسلامی؛ برون‌رفت از عالَم غربی» ص 49 و کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» ص 176 و کتاب «دعای ندبه؛ زندگی در فردایی نورانی» ص 48 دنبال فرمایید و سپس مناسب روح و روحیه‌ی مخاطب با او در میان بگذارید. موفق باشید

19331

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: بنده در حین خدمت در سپاه (مرزبانی آبادان) هستم. چه باید بکنم تا از دوره خدمت بهترین استفاده را ببرم؟ گاهی فکر کنم دوران خدمت دوران بی ثمر و فایده است. فقط عمر و جوانی را هدر می‌دهد. چه باید بکنم تا این خدمت برایم شیرین شود و جنبه معنوی و رسیدن به لقاء الله را داشته باشد؟ در حین پست دادن با چه انگیزه و هدفی باشم‌؟ لطفا راهنمایی کنید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- نفسِ چنین حضوری یک تجربه‌ی خوبی است و انسان را از خامی در می‌آورد 2- فرصت‌هایی که در حین کار پیدا می‌کنید را با گوش‌دادن مباحث قرآنی که بر روی سایت هست و با نگاه به آیات قرآن کوچکی که در اختیار دارید، آباد نگه دارید. گوش‌دادن مباحث اخلاقی مثل مباحث «ای اباذر» کمک‌کار خوبی در انتخاب‌های انسان است. موفق باشید

18531

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز بنده کارمند یک اداره ای هستم که بخاطر اینکه بتونم فارغ از خیلی مسایل به مباحثات و مطالعات و خودم برسم وارد کار اداری و دولتی شدم، در حال حاضر خیلی از اوقات را در اداره کاری برای انجام ندارم و از این وقت برای مطالعه استفاده می کنم، خودم یه جوری ام با توجه به اینکه از مرجعم هم پرسیدم که از نظر شرعی اشکالی نداشته باشه ولی احساس می کنم من دارم برای این ساعات حقوق می گیرم و شاید یه وقتایی دلم می خواهد حقوق بگیر بیت المال نباشم، شاید راهنمایی شما بتونه راهی جلوی پای بنده باز کنه تا از این دلواپسی بیرون بیام.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کارمند باید ساعاتی که در اختیار کارفرما قرار داده است، را در امور شخصی خود مصرف نکند، مگر آن‌که دستوری به او نرسد در این صورت بدون این‌که از امکانات کارفرما استفاده کند می‌تواند مثلاً به مطالعه بپردازد. در صورتی‌که حقی از کارفرما در آن ساعات ضایع نشود. به جهت آن‌که وقت خود را در اختیار کارفرما گذاشته است، عملاً استحقاق گرفتن اجرت معمول‌شده را دارد. موفق باشید

18109
متن پرسش
سلام علیکم: آیا ما برای وجود یافتن مان و نیز انسان شدنمان در بین موجودات و نیز اختیار داشتن مان در این دنیا ، مختار بوده ایم؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما در راستایِ به فعلیت‌درآوردنِ بالقوه‌هایمان مختاریم. موفق باشید

17774

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد گرامی سلام: در مکاتبات قبلی تاکید حضرتعالی مبنی بر محبت به قشر معترض به دین بود و به کلی همراهی با تفکرات آنها برای همراه شدن با آنان را رد فرمودید. دو سوال مطرح است: یک آنکه وقتی محبت می شود عده ای خیال می کنند آن فرد از ضعف شخصیتی برخوردار است و جواب عکس می دهد. دو آنکه به گمانم این قشر معترض اند چون می گویند ما مومنین اصلا به علاقه مندی های آنها توجه نداریم. مسئله آنها احترام به شخصیت و دارایی شان است و نه هیچ چیز دیگر. وقتی به ذهنیات آنها احترام گذاشته می شود آنها هم میل به گوش سپردن به حرف ما را می یابند. این تجربه شخصی بنده است. وقتی افراد مورد علاقه شان را تکریم می کنیم آنها تازه ما را به حساب می آورند و گرنه غیر این اصلا حرف وارد وجودشان نمی شود. این افرادی هم که ما می گوییم بی دین اند که همه زوایای شان بد که نیست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد دستورات اخلاقی که شریعت الهی در اختیار ما قرار داده، راه‌های مختلف برخورد را در مقابل ما قرار می‌دهد. پیشنهاد بنده آن است که سلسله مباحث شرح دعای «مکارم الاخلاق» را که در آرشیو صوت در سایت هست، دنبال فرمایید. موفق باشید

16423

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: 1. کسانی که به هر دلیلی (بیماری، ضرر داشتن ، ناتوانی ، پیری و ...) نمی تواند در ماه رمضان روزه بگیرند چه باید بکنند تا از برکات عالی این ماه که با روزه داری حاصل می شود بهره مند گردند و بی نصیب نباشند؟ 2. آیا برای این افراد گشودگی و حس حضوری که با روزه داری حاصل می گردد نیز حاصل می شود؟ به چه نحوی؟ 3. آیا افرادی که به بدلیل بیماری یا داشتن مشکل از روزه داری منع شده اند از آنها توفیقی سلب شده است؟ لطفا کمی شرح دهید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی شریعت الهی رخصت می‌دهد که انسان به جهت ناتوانی نمی‌تواند روزه بگیرد، معلوم است که توفیقی از او تلف نمی‌شود، به‌خصوص که می‌تواند با سایر اعمال ماه رمضان مثل دعا و قرآن و نماز حقِ آن ماه را ادا کند. موفق باشید

15644

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آیا این جمله را قبول دارید استاد: انسان ابتدا باید دیدی فلسفی اش را در حکمت متعالیه بیابد و سپس این دید را در عرفان نظری عمق بخشد و تثبیت کند و تازه راه ،خود را می نمایاند که چگونه وارد وادی عمل شود ... یعنی وارد عرفان عملی و منازلی که خواجه از آنها می گوید بشود.. و ببیند که چه هست و چه نیست.. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم حرف درست و خوبی است. موفق باشید

15438

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: با توجه به کتاب سفینة الصادقین می توان گفت هر عارفی از جمله امام خمینی (ره) در سیری که دارند از لحاظ کشف و شهود مثل ایشان هستند؟ و اگر این گونه نیست کشف و شهود امام خمینی (ره) چگونه است؟ یا مثل آیت الله قاضی که فرمودند چهل سال است که حتی یک خواب هم ندیدم می باشد؟ لطفا بفرمایید تفاوت کشف و شهود این گونه افراد در چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شهودی که در آن کتاب آمده خیلی معمولی و دمِ دستی است. شهود واقعی از آن عرفایی است که نظر به توحید فعلی و صفاتی و ذاتی دارند که بحث آن را باید در متونی مثل «فصوص الحکم» محی‌الدین دنبال بفرمایید. موفق باشید

12884
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام و احترام: در یک بحث دوستانه و محترمانه موضوعی درباره مباحث قضا و قدر و انتخاب انسان ها قبل از ورود به این دنیا پیش اومد که من با توجه به بعضی احادیث ذکر کردم که ورود به این بحث جز برای اهلش در احادیث منع شده است که دوست بنده از من خواست احادیثی ذیل این موضوع بیان کنم که دو حدیث زیر رو ذیل اون مثال آوردم. از امام سجّاد(ع) دربارۀ توحید سؤال شد، حضرتش فرمود: «خداوند عزّوجلّ می‌دانست در آخرالزّمان مردمانی ژرف‌اندیش خواهند آمد، پس سورۀ اخلاص و شش آیۀ اوّل سورۀ حدید را نازل فرمود، هر کس ورای آن را طلب کند، هلاک شود.» از حضرت علی(ع) درباره قضا و قدر سئوال شد ایشان فرمودند: راهی است تاریک، آن را نپیمایید و دریایی است ژرف؛ وارد آن نشوید و رازی است خدایی، خود را به زحمت نیندازید. و به عنوان نمونه هم گفتم که بحثی هست که این طور ازش مستفاد میشه که در دنیا کسانی هستند که جبراً به اختیار خودشون راه گمراهی رو طی می کنند و به قول حافظ: در کارگه عشق از کفر ناگزیر است آتش که را بسوزد گر بولهب نباشد و اگر کسی جایگاه درست و دقیق مفاهیم رو نفهمه به جبری مسلک شدن ممکن هست روی پیدا کنه در حالی که افق این بحث بسیار بالاتر هست و با استدلال ها و ادراکات قیاسی نتیجه خطا به دست میاد. ایشون از بحث بنده این طور برداشت کردن که نباید به مباحث توحید ورود کرد که البته نظر بنده این بود که جز برای کسانی که اهلیت فهم علوم توحیدی رو دارند بقیه بهتر هست به این مباحث ورود نکنند و بهتر هست به فکر این باشند که فطرت توحیدی شون رو در انجام شرع به صحنه بیارند و این علوم ذهنی خوب هست ولی نه برای هر کسی که نسبتاً ایشون پذیرفتند. ولی در باب موضوع حدیث اول ایشون گفتند که: به نظر می‌رسد که آن حدیث در ذم متعمقین است، نه در مدحشان. این را شارحین حدیث (علامه مجلسی، آیت‌الله صافی و ...) گفته‌اند و البته برخی گفته‌اند که اگر در ذم متعمقین نباشد، قطعا در مدحشان هم نیست. یعنی اینطور نیست که متعمقان درک و فهم بالایی دارند. آیا دلیلی بر این دارید که آن حدیث در مدح متعمقین است؟ من کلام زیر رو از علامه جوادی آملی (حفظه الله) از کتاب رازهای نماز براشون آوردم: از اینجا روشن شد که ظاهر حدیث گذشته - سخن امام سجاد علیه السلام - ستایش از ژرف نگری و تشویق ژرف اندیشان است و حدی فراتر از محتوای سوره توحید و شش آیه اول سوره حدید نیست و ذیل حدیث اشاره به هلاکت کسی داشت که فراسوی آن ها را قصد کند و این خود دلیل نفی حد فراتر از آن هاست زیرا ره پویی به سوی جایی که راه ندارد و حد و مرزی برای آن تصور نمی شود گمراهی است و گمراه نابود است و هر کسی که با دلیل روشن نابود شده در دوزخی قرار می گیرد که رحمت حق تعالی در آن نیست چنان که در نامه ای از نهج البلاغه آمده است: «دار لیس فیها رحمه و لاتسمع فیها دعوه / در دوزخ رحمت نیست و خواسته کسی شنیده و مستجاب نمی شود.» ولی ایشون چون علامه در کلامشون به ظاهر کلام استناد کرده بودند چندان قانع نشدند (البته ایشون شخصیت جدلی ندارند بیشتر قانع نشدند نه این که از سر جدل این گونه باشند). ببخشید شما دلایل محکم تری دارید که در باطن این حدیث هم مدح متعمقین باشد و از کلام علمای دیگر هم درباره این حدیث اگر در خاطرتان هست بیان کنید؟ بسیار ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که دوست جنابعالی متوجه‌اند و بعضی از علماء نیز برداشت کرده‌اند «متعمقین» بعضاً در روایات ما به معنای کسانی است که بیجا در هر ساحتی و بدون رسیدن و درک آن ساحت ورود پیدا می‌کنند و از این جهت این عنوان، یک نوع قدح است. ولی فکر می‌کنم در حدیث مذکور بتوان سخن ملاصدرا و حضرت آیت اللّه جوادی را پذیرفت، زیرا روایت می‌فرماید: خداوند شش آیه‌ی اول سوره‌ی حدید و سوره‌ی توحید را برای آن متعمقین آورده است. و این نشان می‌دهد که این افراد انسان‌های فرهیخته‌ای هستند که می‌توانند چنین فهمی از توحید داشته باشند. موفق باشید

12782
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید: 1. استاد خیلی دوست دارم فقط از خدا خودش را بخواهم اما دوباره دعای متفاوتی را تکرار می کنم. یکی از دعاهام که زیاد تکرار می کنم اجابت نشده به همین خاطر دیگه نمی خواهم نه دعا کنم و ناخودآگاه از شنیدن معارف الهی دور شدم چرا؟ چون برای این سئوال جوابی ندارم از امامان بسیار شنیدم در رد نکردن گدا و اجابت خواسته مردمان کرامات ایشان حتی الان. حالا من یکی از آن انسان هایی ام که با شنیدن این اوصاف آمدم در خانه به توسل اما هیچ. چرا باید قبول کنم بقیه حرف هایی که می شنوم از معارف الهی چرا باید قبول کنم؟ من آدم بد اما ناامید کردن آدمای بد راه و رسم اهل البیت (ع) نیست. چرا قبول کنم رحمت العالمین غم و درخواست کمکم را می بینه بعد هیچی، این امر با این صفت نمی خونه وقتی این حرفا را نمی فهمم چرا باید قبول کنم؟ استاد از اینکه دیگه نمی تونم به احادیث و گفته ها اعتماد کنم در عذابم اما همه من را می پیچونند. صلاح نیست، آن امور استثناست، در بزم مقرب تر جام بلا بیشتر می دهند و... استاد دوست دارم به خدا نزدیک شم اما نمی خوام دیگه قدمی بردارم. قدم های که گفتند رفتم اما نتیجه را ندیدم احساس می کنم وقتی کسی جهنمیه این حرف ها مال بهشتی هاست نه مال آدمایی مثل من هر قدر صدا می کنم ذکر میگم انگار همه شنیده ها مال بقیست به من که می رسه استثنا می شود. استاد چرا؟ اصلا در عالم برای این سئوالا جوابی هست یا نه نیست یا برای من که یک آدم عادی ام نیست می دونم در عالم، هدایت و گمراهی من مهم نیست و گرنه حالم این نبود. گفتم شاید جوابی باشه و شما به من بدید استاد واقعا شما سوالها را می خونید و جواب می دید؟ همه متن ها را؟ ممنونم از وقتی که می گذارید با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده یعنی طاهرزاده همه‌ی متن را و گِله‌های شما را از حضرت پروردگار که در متن‌تان مطرح کرده‌اید، می‌خوانم و تعجب می‌کنم که چطور به مرحله‌ای نرسیده‌اید که آن‌چنان محو حق باشید که بدانید هرچه آن خسرو کند، شیرین کند و ندا سر دهید: «در بلا هم می‌چشم الطاف او/ مات اویم، مات اویم، مات او» در آن حدّ که به خود آیی و از خود بپرسی: «زیر دریا خوش بود یا روی او / لطف او بهتر بود یا قهر او؟». موفق باشید

9534
متن پرسش
سلام بر استاد: 1. ویرایش جدید کتاب فرزندم اینچنین باید بود (جلد اول) در سایت نیست هنوز چاپ هم نشده؟ 2. به عنوان مقدمات برای خواندن کتاب «معرفت النفس و الحشر» این سیر خوب است یا ناقص است: «جوان و انتخاب بزرگ» ، «آشتی با خدا صوت» ، «10 نکته کتاب» ، «خویستن پنهان» ، «معاد صوت»)؟ با تشکر فراوان و خدا قوت
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- کتاب در صحافی است إن‌شاءاللّه همین روزها سر و کله‌اش پیدا می‌شود 2- بله همین سیر که می‌فرمایید خوب است ولی سعی کنید با دقت هرچه تمام‌تر با کتاب «معرفتِ نفس و حشر» برخورد کنید. موفق باشید
9102

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام. استاد ما الان با تفسیر المیزان خیلی نمیتونیم ارتباط برقرار کنیم و فهمش برامون مشکله. شما توی کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» فرمودید خوندن بعضی از کتاب های امام (ره) توی فهم المیزان کمکتون میکنه. میخواستم بپرسم کدوم کتابای امام و چه کتابهایی از شما توی درک و فهم المیزان میتونه کمکمون کنه، تا انشاالله بتونیم یک مقدار بعد عقلی و قلبیمونو رشد بدیم بعد بریم سراغ المیزان؟ با تشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «آداب الصلواة» حضرت امام کمک می‌کند. رویهم‌رفته کتاب‌های معرفتی ما می‌تواند آن آمادگی لازم را به شما بدهد به‌خصوص بحث‌هایی که در رابطه با سوره‌های قرآن شده و صوت آن موجود است. موفق باشید
نمایش چاپی