بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
16504
متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیز: یک خواهشی داشتم و اون اینکه می شود در یک جلسه ای یا جزوه ای معنای جهاد کبیر در عصر حاضر را برای ما روشن کنید. با تشکر استاد این روز ها ماها را خیلی دعا کنید. استاد نزدیک 7 سال هست توفیق حتی 5 دقیقه تفکر در عالم حضور از من گرفته شده برام دعا کنید که این توفیق بزرگ دوباره بهم برگردانده بشود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن به پیامبر خود می‌فرماید «فَلا تُطِعِ الْكافِرينَ وَ جاهِدْهُمْ بِهِ جِهاداً كَبيراً» ـ‌ سوره فرقان آیه 52 ـ یعنی ای پیامبر از کافران و فرهنگی که آنان در جامعه حاکم کرده‌اند پیروی مکن و از طریق همین عدم تبیعیت از کفار جهار کبیری را به صحنه آور. حال از این به بعد این تکلیف ما است که سعی کنیم با تأکید بیشتر نسبت به انقلاب اسلامی و اهداف بزرگ آن این مجاهده را وارد زندگی خود نماییم شاید بتوان گفت کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی» به یک معنی همان ورود به جهاد کبیری است که با عدم تبعیّت از فرهنگ استکبار وارد زندگی ما می‌گردد. موفق باشید

16014
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم: جناب استاد در رابطه با سوال 15986 مشخصا سوال من این بود که چطور وقتی ادعا می شود من عمری در پی لقای تو بودم در فراز بعدی می فرماید عمر را در غفلت و نادانی گذراندم آخر کسی که عمرش را در پی لقای حق بوده با «سکره التباعد منک» نمی خواند. با تشکر و التماس دعا.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در مناجات‌هایی که انسان با حضرت محبوب دارد وجوه مختلف ابعاد خود را در میان می‌گذارد. انسان یک بُعد ندارد، دارای طیفی از عواطف و رویکردها است. مگر خود شما، خود را در هر دویِ این دو فراز احساس نمی‌کنید؟ که از یک طرف تمام عمر را در پی لقاء حق هستید و از طرف دیگر با اشتغال به امور دنیایی، چه غفلت‌ها و تباعدهایی که بر خود تحمیل نمی‌کنید. موفق باشید

15460
متن پرسش
سلام و اردادت: لطفا بفرمایید از این مکاتب فلسفی غربی کدامیک بهترین است؟ غربی ها بیشتر ییرو کدام مکتب هستند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فلسفه‌ی غرب در ذات خود یک‌نوع تعقل و فلسفه است و به راحتی نمی‌توان آن را خوب و بد کرد. با این‌همه، هگل و هایدگر برای این تاریخ حرف‌هایی دارند که البته مقدمه‌ی فهمِ هگل، کانت است. موفق باشید

14035
متن پرسش
سلام استاد: خسته نباشید. 1. کتاب «صد میدان» خواجه عبدالله انصاری چه جایگاهی دارد؟ فرقش با منازل السائرین چیست؟ 2. کتاب جناب محی الدین به نام مجموعه رسائل قسمت تهذیب اخلاق آن ترجمه شده. برای بنده قابل مطالعه است؟ یا آن هم سنگین است؟ نام کتاب این است: تهذیب اخلاق محی الدین بن عربی. ترجمه زاهد ویسی 3. کتاب اندوه های زندانی از جناب محی الدین چطور است؟ و چگونه باید خوانده شود؟ نام عربی اش: «شجون المسجون و فنون المفتون» است. در مورد عمل و عامل و معمول است. که ظاهرا اتحاد بین اینهارا بیان می کند. بطور کلی می خواستم بدانم آیا آثار کوچک و سبک محی الدین کدام ها هستند که الان هم می توان آن را خواند و استفاده برد؟ یا اینکه آثارشان کلا عمیق و لازمه کار بیشتری است؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خواجه «منازل السائرین» را بعد از 20 سال که «صد میدان» را نوشت، تألیف نمود یعنی در زمان پختگی و اجتهاد سلوکی خود. در عین حال کتاب «صد میدان» اگر با استاد و در زمان مناسب مطالعه شود، نکات ارزشمندی در پی دارد 2- عموماً مقالات محی‌الدین تذکراتی است در تکمیل تفکر اصلی خود که در «فصوص» و «فتوحات» گفته است و کسی که فصوص را نمی‌شناسد چندان نمی‌تواند از آن آثار کوچک استفاده کند. موفق باشید

13444
متن پرسش
سلام علیکم: در اشعار امام خمینی با جمله هایی مثل (من از مسجد و مدرسه بیزار شدم و یا از درس و بحث مدرسه ام حاصلی نشد کی می توان رسید به دریا از این سراب) برمی خوریم مقصود اصلی امام خمینی چیست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در شرح تفسیر حمد امام عرض شد که منظور ایشان از این نوع ادبیات، عبور از علم حصولی به علم حضوری، و عبور از پرستش عقلی به پرستش قلبی است. موفق باشید

13429
متن پرسش
سلام استاد گرامی: درباره نماز خواندن و سبک شمردن آن مطالب زیادی می دانم، اما متاسفانه قادر به انجام درست این فریضه نیستم و وقتی هم تصمیم می گیرم که بهتر بخوانم از قبل از تصمیم گرفتنم کیفیت بدتری پیدا می کند. خمیازه و هر چیزی که قبل از نمازم وجود ندارد دقیقا وقت نماز سر و کله اش پیدا می شود. از طرفی در سن تکلیف به خاطر سخت گیری پدرم در مورد نماز خواندن (حالا به هر کیفیتی که بود) مجبور بودم نمازم را بخوانم حالا اگر شده همه نماز ظهر و عصر دو دقیقه طول بکشد (البته می دانم ایشان از سر دلسوزی مجبورمان می کردند) و برخورد تندی انجام می دادند. این گذشته بد هم مزید بر علت شده و به شدت نماز خواندن برایم سنگین است و برایم یک کار رفع تکلیفی شده است. نمی دانم باید چه کنم؟ از لحاظ دانستن مشکلی ندارم ولی پای عملم می لنگد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از پدرتان گله‌مند نباشید، بالاخره همین عادت به نماز از خدمات ایشان به شما است. سعی کنید با نگاه عرفانی به ابعاد نماز شوق لازم را در خود ایجاد نمایید. کتاب «آداب الصلواة» از امام خمینی کمک می‌کند. موفق باشید

11978

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در کتاب «ده گفتار» علامه مطهری در خصوص تحت الحنک نمودن برخی علما گفته اند: اگر کسی این کار را انجام دهد لباس شهرت است و حرام می باشد. در حال حاضر برخی مراجع هنگام نماز این کار را انجام می دهند. منافات آن با گفته استاد مطهری بیان کنید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل موضوع مستحب است مگر آن‌که برای شهرت باشد. موفق باشید

9202

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
راز عرفانی7 طبقه آسمان چیست؟ آیا منظور 7 شان از عالم وجوداست؟ در هر طبقه چه اتفاقاتی برای عالم وجود انسان در انتظار است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری منظور هفت مرتبه از عالم وجود است. در شرح سوره‌ی «ق» عرایضی داشته‌ام. موفق باشید
8292
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید شما درباره اسراف پاسخ داده اید که :در رساله‌های عملیه قسمت اسراف را برایشان بخوانید تا روشن شود اگر وسیله‌ای که اموراتمان با آن می‌گذرد را بی‌دلیل رها کنیم اسراف است و حرام است . منبع این مساله کجاست. اگر اینچنین باشد ما خیلی وسایل داریم که الان استفاده نمی کنیم و ممکن است تا چند سال دیگر مورد استفاده قرار نگیرد مثل بعضی آچارها این هم اسراف است؟. البته من نمی خواستم سوال فقهی از شما بپرسم ولی چون اشاره کرده بودید مورد سوال شد با تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: همین‌طور که در فتاوی مراجع عزیز ملاحظه می‌کنید مصداق اسراف را عرف تعیین می‌کند. مثال آچار مثال خوبی نیست که بگوییم چون همیشه به آن نیاز نداریم پس رها کنیم. و نمی‌دانم در رابطه با چه موضوعی آن عرض را کرده‌ام. ولی باز تأکید می‌کنم با داشتن معنای اسراف مصداق را باید خودمان تعیین کنیم حتی ممکن است داشتن یک چیز برای یکی اسراف باشد و برای دیگری اسراف نباشد. موفق باشید
6894

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام و احترام خدمت استاد عزیز نظر جنابعالی در خصوص کتاب «هرم هستی، تحلیلی از مبادی هستی شناسی تطبیقی» آقای دکتر مهدی حائری یزدی، چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بد نیست، خیلی قوی نیست. در موضوع اصالت وجود خوب موضوع تبیین نشده. موفق باشید
5727
متن پرسش
«ملت ایران به فضل خدا و هدایت معنوى ولى الله الاعظم خواهد توانست تمدن اسلامى را بار دیگر در عالم سربلند کند. این،آینده قطعى شماست. جوانان،خود را براى این حرکت عظیم آماده کنند. رهبرانقلاب 76.5.29 »استاد این اینده کدام اینده است که رهبری از آن سخن می گویند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: در جواب سؤال 5716 متذکر آن شدم. ما در آینده در تاریخی قرار خواهیم گرفت که با نگاه تفکر مدرنیته به عالم نمی‌نگریم باید از همین امروز در آن افق زندگی خود را شکل دهیم. رهبر عزیز تقدیری را که خداوند مقدر فرموده برای امروز تاریخ ما می‌فهمند. شاید کتاب سلوک متذکر باشد.موفق باشید
5554
متن پرسش
سلام.علوم انسانی سکولار بدنبال چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: علومی که نظر به آیات الهی ندارد و متوجه انوار اسماء الهی در همه‌ی امور نیست، سکولار است به این معنا که نسبت به حقایق معنوی غفلت دارد. موفق باشید
2349
متن پرسش
با سلام خدمت دوستان مسئول سایت می خاسم بدونم شما جدیدترین سولات را تو همین قسمت همه موارد از بالا به پایین می ذارید یا اینکه اصلا معلوم نمی شه جدیدترین سوال از استاد چی بوده؟ چون دوست دارم تقریبا همه سوالاتی که از استاد میشه را یه بررسی اجمالی بکنم
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: همین‌طور که متوجه شده اید در قسمت «همه‌ی موارد» آخرین سؤالات از بالا به پایین موجود است. موفق باشید
1520

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد. در آیه 30 سوره محمد آمده است "اگر ما میخواستیم سیمای ایشان(منافقان) را بر تو آشکار میکردیم....آیا پیامبر اسلام نمیدانستند منافقان چه کسانی هستند و علم نداشتند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: خداوند از جهت ستارالعیوب‌بودنش همه‌ی شخصیت منافقان را بر ملأ نمی‌کند ولی در ادامه‌ی آیه به پیامبر«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» می‌فرماید: از طریق طبیعی یعنی از طریق گفتارشان می‌توانی آن‌ها را بشناسی که با سخنانشان به کدام سو نظر دارند و در آخر آیه می‌فرماید: خداوند اعمال آن‌ها را و توطئه‌های آن‌ها را می‌داند و نمی‌توانند ما را غافل‌گیر کنند. موفق باشید
873

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باعرض سلام.بنده درحوزه علمیه ای که مخصوص حفظ قران برای اولین بار تاسیس شده تحصیل میکنم،به دلیل سنگینی حفظ درحین تحصیل گاهی دچار سستی اراده میشوم.بنظرشما چکار باید کرد؟برای توسع وبرکت در وقت جکار کنیم؟(در حال خواندن پایه دوم هستم.)
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: وظیفه‌ی اصلی شما خوب‌درس‌خواندن دروس حوزوی است، اگر روح شما آمادگی داشت و به زحمت نمی‌افتد حفظ قرآن را ادامه دهید وگرنه به تدبّر در قرآن بپردازید. موفق باشید
847

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام پسری 25 ساله هستم. که در بعضی مواقع فکرم به این سمت میرود که با جنس مخالف آمیزش داشته باشم.و به همین خاطر دچار بیماری روحی یا گناه استمناء می شوم. از طرفی از لحاظ معیشتی زندگی برای من خیلی سخت شده و در بعضی مواقع دچار کفر گویی می شوم و به خدا اعتراض می کنم. حالا اگر شما می توانید به این انسان دون صفت و رذیل کمک کنید سپاس گذار می شوم.
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: از یک طرف باید سعی کنیم آرزوهای دراز نداشته باشیم تا به آن‌چه خدا نصیب ما کرده است راضی شویم و بدانیم راه بندگی در همان شرایطی است که خداوند برای ما قرار داده، از طرف دیگر سعی کنید با سادگی تمام ازدواج کنید تا گرفتار آن‌گونه گناهان نشوید. موفق باشید
20747

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
چگونه باید متوجه شویم وظیفه مان در این برهه تاریخی چیست؟ سلام بر استاد و زیارت قبول: ساعت ها پرسش هایی که مخاطبین با حضرت عالی مطرح می کردند در سایت را می خواندم و نکات جالبی بود در سئوالات و جوابها و جرقه ای شد که سئوال ها و مطالبی را که با متخصصین و اهل فن چه دانشگاهی چه حوزوی مطرح کرده بودم و به جایی نرسیده بودم و البته جوابهایی گرفته بودم اما هنوز قلبم اقناع نشده است را با شما مطرح کنم. استاد عزیز هفته ها و ماه هاست که شدیدا فکری من را درگیر کرده است و آن مسئله تحصیلات_اشتغال_ازدواج زنان است. مسئله ای که وجود دارد این است که وظیفه ای که برای خود ساخته ایم و می خواهیم آن را با وظایف زن و... جمع کنیم و یا وظیفه ای که الهی است (شبیه مثالی که سنگه رو طلا گرفته اند و یا سنگِ طلا بوده است) و این مسئله ای هست که شدیدا دغدغه ی ذهنی حقیر شده است و با مطالعه و مشاور و .... حل نشده است که هر کسی از ظن خود شد یار من. استاد عزیز سئوالی که از شما داشتم این است که آیا زنان مسیری را نرفته اند و بعد از آن در میان راه سئوال می کنند و می خواهند مشکل خود را حل کنند و شما و مرجع و هر فرد دیگری هم با فرمونی که رفته اند مجبور هستید به آنها پاسخ دهید؟ واضح تر بگویم: به یکی تقسیم بندی بندی زنان ما بعد از سالها دانشگاه رفته اند و بعد رشته ای که در آن هستند را به آن علاقه دارند و می خواهند تا آخر ادامه دهند و خدمتی انجام دهند الهی و انقلابی و طعم دانشگاه و خدمت و علاقه و سرگرمی و....آن زیر دهانشان می رود و بعد در همین حین سئوالات و شبهات و درگیری ها و تزاحم ها و تناقض هایی برای آنها شروع می شود. الف: این که نکند من وظیفه داشته باشم هجرت کنم به حوزه؟ بعد استفتا هم بکنند مرجع در چنین پازلی به آنها صرفا چند تا توصیه می کند و در آخر می گوید دانشگاه را ادامه بدید و بعضا بالعکس. ب: بحث اشتغال و ارتباط با نامحرم و...؟ که باز هم بحث بر سر این می شد که شرایط امروزی دیگر چنین است و نمی شود کاری کرد و باید شما رعایت کنید و صرفا توصیاتی که شرایطی را خودتان باید نگاه دارید و... پ: بحث تدریس دانشگاه و محیط مختلف آن و....؟ ت: جمع کردن درس و اشتغال با خانه داری و شوهر داری و فرزند داری و...؟ اولویت با کدام است و...؟ که این هم با توجه به شرایطی که مطرح شد یا باید فرزند خود را مهد بگذارد که اشکال دارد پس مهد قرآن باید بگذارد!! و یا نیمی از روز را فرزرند را در اختیار مادر بزرگ ها و پدر بزرگ ها گذاشت و تربیتی که خوبی ها و معایب خود را دارد و.... تازه استرس ها و اضطراب ها و سختی ها را با برچسب خیالی خدمت کردن و انقلاب و تمدن سازی سختی هایی را هم دارد باید توجیه کرد و به آن جواب داد. ث: بحث ازدیاد نسل و نگه داری آن و وظیفه ما الان چیست با این همه کاری که برای خودمان ساخته ایم و روی زمین وجود دارد مگر می شود؟ خلاصه بحث های دیگه ای هم که مطرح می شود و ما توجه نمی کنیم به نظرم که فرمان از اول اشتباه بوده است و هر چه جلو تر می رویم مجبور به درپوش گذاشتن می شویم (شبیه بحث حجاب و چادرهای مدل دار و زندگی های مصرف گرایی ارزشی و با اسم گذاری های وهمی خودمان و استفاده از احادیث برای توجیه کردن خودمان.) ان شا الله تونسته باشم قسمتی از منظورم را رسانده باشم که داستان از این هم به نظرم پیچیده تر است و زبان حقیر هم الکن و باید موضوع شناسی اساسی در این موضوع شود و با روش شناسی اساسی و گرنه هر جوابی که در این مورد ما بدهیم و یا هر صحبتی که ما در این مسئله بکنیم یا فایده ای ندارد و یا این که صرفا در شرایط موجود و با توجه به پازلی که خودمان چیده ایم مطرح می کنیم و شخص جواب گو هم راه دیگری ندارد. ممنون می شم که این سردرگمی را که ماه هاست دچار آن هستم با سخنان حکیمانه تان کمکی به این حقیر کرده باشید. (زیرا در شرایطی صرفا نظری نیستم شرایط فعلی ام ساحت عمل و انتخاب همسر هستم و گیج نظریه ها و اشخاص و قیل ها) پوزش طولانی شد، معلم صبور و زحمت کش. خدا قوت. با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که متوجه‌اید در شرایطی هستیم که هنوز تعریف درستی مطابق این تاریخ از «زن» نداریم – نه زنان و نه مردان نمی‌دانند پدیده‌ی امروزین زن را چگونه باید بفهمند - باید تلاش کرد فهمی همه‌جانبه نسبت به زنان در این تاریخ داشت. کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» شروعی جهت چنین تلاشی است. زیرا همچنان‌که قبلاً عرض شد «زن» گمشده‌ی این تاریخ است. در این رابطه بد نیست سری به جواب‌ سؤال‌های شماره‌ی  10837 و 6275  و 10897 بزنید. موفق باشید

18638
متن پرسش
سلام استاد: شرح ده نکته و همچنین برهان صدیقین رو در یک برنامه منظم با صوت تمام کردم. خیلی مبناهای قوی بهم داد و معرفت خوبی داشت. ولی یه چیزی هست که نمیدونم مشکل از درک‌ منه یا بحث، در برهان با همه دقیق بودنش، باز هم یک من در میان است، در برهان میخواد بگه همه چی حق است، اما باز یک من هست. حالا شما برای ادامه مطالعات چه برنامه ای پیشنهاد میدین؟ میخوام که درست و قوی ادامه بدم ان‌شاءالله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: درست تشخیص داده‌اید. از نظر عقلی، وجودْ مطلق است و تجلیّات او تنها در صحنه است ولی ناخودآگاه وقتی عقل در میان است کار به انتها نرسیده است بلکه در مسیر فنایِ فی اللّه باید موضوع را حل کرد که بنا به روایات، رعایت حرام و حلال الهی همان «فنایِ عبد» در حکمِ ربّ است. إن‌شاءاللّه بدون این‌که از درس‌های رسمی حوزه کم بگذارید، به مرور با مباحث عرفان عملیِ خواجه عبداللّه انصاری در «منازل‌السائرین» کار بهتر جلو می‌رود. فعلاً از مباحث «معاد» غافل نباشید. موفق باشید

16219
متن پرسش
سلام علیکم: با اجازتون من چند تا سوال جدا و بی ربط نسبت به هم دارم، تو طول روز بعضی وقتا که به مسائل مختلف فکر می کنم سوالاتی برام بی جواب میمونه، یه جایی می نویسم جمع که میشه خدمت شما می رسم. جدا جدا می پرسم، ممنون میشم راهنماییم کنید. یه روز تو مدرسه زنگ ادبیات یه درس تاریخی بود اگه اشتباه نکنم، بعد معلممون گفت قدیمیا اعتقاد داشتن شهاب سنگ که رد میشه، فرشته ها هستن دارن شیاطینو میزنن، ما هم نیش خند زدیم به این باور، بعد چند وقت پیش تو قرآن همین باور رو دیدم، اگه اشتباه نکنم آیه 10 سوره صافات. آیا واقعا قرآن این باور رو درست میدونه در صورتی که شهاب سنگ دلیل علمی اینا هم داره؛ یا اینکه اصلا تفسیر آیه چیز دیگس؟ و اینکه دیدم تو قرآن که خدا ستاره ها رو زینت آسمان قرار داده، آیا فلسفه وجود ستاره ها فقط همینه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در رابطه با «شهاب» در سوره‌ی «قاف» داشته‌ام. شهاب ثاقب در قرآن در نفی ِ شیاطین و توسط ملائکه مدّ نظر است و هیچ ربطی به سنگ‌های آسمانی که از این آسمان به سوی زمین سقوط می‌کنند، ندارد و اساساً معنای آسمان در آن آیات، یعنی وجهِ غیبیِ عالَم است. اشکال از آن‌جا است که عده‌ای نام این سنگ‌های سرگردان در فوق ِ جوّ زمین را «شهاب» گذاشته‌اند. موفق باشید

15914
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: در سوره الرحمن آیه «فِیهِمَا مِن کُلِّ فَاکِهَةٍ زَوْجَانِ » ﴿۵۲﴾ منظور از اینکه در آن دو بهشت از هر لذتی (میوه ها) دو نوع است چیست؟ تفسیر این دو نوع لذت چیست؟ آیا می توان گفت مقصود یکی لذت روحانی (حاصل از توحید) و لذت دیگر مربوط به لذت برای تامین قوه خیال انسان می باشد؟ لطفا کمی از اسرار این آیه را بازگو بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکته‌ی خوبی را از آیه‌ی مذکور را متذکر شده‌اید و عموماً به همین نوع، موضوعات اشاره دارد. مثل فاکهه‌ی تجلی به مقام قلب، و فاکهه‌ی متجلی به مقام روح، که فوق قلب است. موفق باشید

15497
متن پرسش
سلام و درود: استاد ملاصدرا قایل به این است که در برزخ رشد نیست بلکه رفع موانع و حجاب ها می باشد. الته رفع این حجاب ها گاهی همراه با قرن ها عذاب است و در برزخ رشد اخلاقی و پیشرفت اخلاقی نیست. لطفا این مطلب را توضیح دهید؟ فرق رشد با رفع مانع چیست؟ سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً عرض شد «رشد» به معنای کمالی دیگر با اراده‌ی جدیدی محقق می‌شود که بعد از سکرات دیگر اراده‌ی جدید به آن معنا در میان نیست. ولی رفع حجاب به معنای بهتر مأنوس‌شدن با اراده‌هایی که در دنیا داشته‌ایم، مطرح است. موفق باشید

14815
متن پرسش
با عرض سلام و آرزوی توفیقات روزافزون برای استاد محترم: ناظر به مقاله ای که امروز و در مراسم رونمایی از کتاب دکتر موسی نجفی به شما دادم (مقاله روایت بودگی قوم ایرانی) دوست دارم در صورت امکان نظرتان را جویا شوم. مخصوصا این که در این مقاله صحبتی از ابن خلدون هم آورده شده بود و یکی از جرقه های اصلی نگارش این مقاله (علاوه بر مقاله گسیختگی تاریخی دکتر داوری) همین چند جمله ای بود که بنده از ابن خلدون ذکر کرده ام. به طور مشخص بنده چند جمله ای را که از ابن خلدون در این مقاله آورده ام، دسته بندی و مرحله بندی سه تایی آقای دکتر نجفی. (نهضت، نظام، تمدن) اين است كه از منظر ایشان گویی ما با تکمیل نظامی به نام دین، لاجرم یک مرحله به تحقق مدینه دینی نزدیک تر شده ایم. در حالی که مطابق همان جملاتی که بنده از ابن خلدون ذکر کردم و بحثی که در ذیل دوگانه «شرط لازم و شرط کافی» آورده ام، به نظرم این تلقی چندان نمی‌تواند درست باشد و ناظر به همان عقلانیت انتزاعی است. بحث آگاهی و شهود هم که در این مقاله آورده شده، به طور مشخص در تقابل با گفته های شما است. چرا که بنده معتقدم اگر بخواهیم نیچه‌وار حقیقت این دوران را شهود کنیم به همان تعبیری می رسیم که مرحوم فردید اواخر عمر به آن رسیده بودند: «روزگار تلاش و تلاشی» و از قضا این آگاهی های ماست که به ما می گوید ما در جامعه ای دینی و ذیل حکومتی دینی و در حال حرکت به سمت جامعه نمونه دینی در حال حرکتیم. و گرنه ما در ساحت شهود همان را می یابیم که شما در یکی از پاسخ هایتان بیان کرده بودید: «در این زمانه که همه چیز رو به بی معنایی می رود» و البته شما به حسب تلقی ای که از انقلاب اسلامی و امکان های نهفته در آن دارید، امیدوارید به وسیله انقلاب اسلامی، در این زمانه تقدیر توحیدی حاکم و غالب باشد. که البته بنده در مقاله ذکر کرده ام که انقلاب اسلامی بیش از آنکه یک «کنش» باشد، یک «واکنش» بود. واکنشی به وضع بحرانی جامعه در آن دوران. در حالی که نهضت پیامبر و یا انقلاب فرانسه، این ها کنش هایی بودند که ناظر به بحران و ضرورت های بیرونی اتفاق نیفتادند؛ بلکه ناظر به داشته های درونی و انباشت آن ها اتفاق افتادند. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خودتان مستحضريد كه متن ارسالي، موضوعی را در میان گذارده که اضلاع مختلفی دارد و درک تاریخی آن تا حدّی نیاز به حضور آن در آینده‌ی تاریخ دارد. بنده در رابطه با رازِ پایداری انقلاب اسلامی در متنی که در صفحه‌ی اول سایت هست؛ نسبت به چیستیِ انقلاب عرایضی داشته‌ام، از آن جهت که انقلاب اسلامی به ادله‌ی قرآنی می‌تواند اراده‌ی الهی در این تاریخ باشد و مسلّم مثل اصل اسلام که در صدر اسلام با چالش‌هایی از طرف جاهلیت دوران روبه‌رو شد، انقلاب اسلامی نیز بدون چالش نیست. ولی همچنان در حالِ حضور بیشتر در این تاریخ است. بسیار تعجب می‌کنم که هویت انقلاب اسلامی را بیشتر در وجوه سیاسی آن می‌بینید و نه در وجوهِ فراسیاسیِ آن! در حالی‌که همه می‌دانیم ریشه‌ی انقلاب اسلامی از یک طرف به «غدیر» و از طرف دیگر به حضور آن در دولت صفویه جای دارد و با ادامه‌ی آن فکر و فرهنگ، مشروطه و نهضت ملّی نفت ظهور کرد. و چطور ما ریشه‌ی تاریخی این‌چنین عمیق انقلاب اسلامی را در وجهِ سیاسی آن متوقف کنیم؟ از طرفی این طبیعی است که انقلاب اسلامی در دهه‌ی چهارم خود به یک بلوغ خاصی می‌رسد که باید امثال جواب‌هایی که جنابعالی در این مقاله مطرح کرده‌اید را بدهد و خود را نیز بازخوانی کند و در این بازخوانی، ضعف‌های خود را نادیده نگیرد چیزی که متأسفانه نیروهای مذهبی ما کمتر بدان می‌پردازند. ولی سؤال بنده آن است که مگر یک انقلاب باید در ابتدایِ امر، تمامِ داشته‌هایی که یک تمدن چهارصدساله برای خود شکل داده است، داشته باشد؟

در عین آن‌که این پرسش‌ها را پرسش‌های جدّی در این دوره از تاریخ انقلاب اسلامی می‌دانم و از طریق همین پرسش‌ها است که تفکر به جامعه‌ی ما باز می‌گردد و به قول شما؛ از آرمان‌گرایی‌های احساساتی عبور می‌کنیم، با این‌همه معتقدم اراده‌ی الهی جهت اصلاح بشر در ظرف انقلاب اسلامی ظهور کرده است. آیا نمی‌بینید چگونه وقتِ غرب و عوامل اصلی آن در منطقه تمام است؟! و این دست و پازدن‌هایی که حکایت از بی‌تعادلیِ آن فکر و فرهنگ هست، راهِ نجات برای آن نمی‌باشد؟! آن چیزی که در سیطره‌ی تکنولوژی و جنگ رسانه‌ای غرب گم شده است؛ نصرت الهی است که نباید از آن غافل بود. و غلیظ‌ترین حجابی که مانع درست‌دیدنِ انقلاب اسلامی خواهد شد؛ واکنشی‌دیدنِ آن است، در حالی‌که حضرت روح اللّه«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» و رزمندگان ما به عنوان یک رسالت بزرگ تاریخی به صحنه آمدند و با قلب خود نیوشایِ اشارات عالَم قدس گشتند و زندگی را در این تاریخ با تعلق به انقلاب اسلامی در زیر سایه‌ی اراده‌ی الهی برای خود معنا کردند. موفق باشید

14645
متن پرسش

باسمه تعالی با سلام: برای مطالعه آثار شهید آوینی ترتیب خاصی هست؟ کدام را اول بخوانیم: «مبانی توسعه و تمدن غرب»، «آغازی بر یک پایان»، «فردایی دیگر»

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی کنم بتوان برای کتابهای آن شهید بزرگ سیری را مشخص کرد ولی از هرکجا که شروع کنید، گویا از همان جا باید شروع می کردید زیرا سخنان او قصه ی عهدی است که ما با حقیقت بسته ایم. موفق باشید

14297
متن پرسش
سلام: 1- بنده استدلالی بر فرموده امیرالمومنین (ع) می کنم که فرمودند نگاه نکنیم چه کسی می گوید ببینیم چه می گوید. بنده اعتقاد دارم حرف درست را باید گرفت و استفاده درست کرد. و این را تفکر اسلامی می دانم. ولی کسی از طلاب می گوید درسته که علی (ع) آن جمله را فرمودند ولی در قرآن هم داریم: «فسئلوا اهل الذکر» این طلبه می گوید اهل ذکر یعنی علما. نه آقای رائفی ... حال در این بحث علمی ما حق با کیست؟ منظورم اینست حرف اسلام در این زمینه چیست با در نظر گرفتن حدیث و قرآن کنار هم؟ 2. کتب آقای طائب و مباحثشان در زمینه تبار انحراف و محار انحراف که در مورد وقایع پشت پرده زمان پیامبر است قابل استناد است؟ 3. آیا پیامبر شهید شدند؟ ظاهرا علامه حلی شیخ طوسی و... هم بر این باورند. التماس دعا...
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- چرا این دو نکته را نتوانیم جمع کنیم؟ بدین شکل که اگر مطلبی را می‌خواهیم بدانیم از اهل ذکر – که بنا به روایات، اهل‌البیت هستند – بپرسیم و از آن طرف هر سخن حقی که هرجایی و هرشخصی گفته شد، جدای از گوینده‌ی آن به اعتبار حق‌بودن آن، آن را بپذیریم و تصدیق کنیم 2- بنده کتاب مذکور را مطالعه نکرده‌ام 3- بنا به روایتی که می‌فرماید: ما خانواده یا مقتول، یا مسموم می‌شویم؛ می‌توان همان نظر شهیدشدنِ حضرت را پذیرفت. موفق باشید

13492
متن پرسش
سلام: همه در جامعه ما وجود بحران را کم و بیش قبول دارند. شما ریشه این بحران را کجا می دانید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حداقل از بیست‌سال پیش بنده پیش‌بینی این نوع بحران‌های فرهنگی و اقتصادی را می‌کردم آن وقتی که دولت سازندگی به جای ورود هرچه بیشتر به بستر توحید و آموزه‌های دینی، امید خود را به روش‌های غربی بست. و مطمئن باشید هیچ راهی جز برگشت به آموزه‌های دینی به قرائت حضرت روح اللّه«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در این تاریخ به همان روشی که مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» تأکید می‌کنند و نهیب می‌زنند از تحریف شخصیت امام، راه دیگری نیست. موفق باشید

نمایش چاپی