بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
11527
متن پرسش
سلام علیکم: به نظر شما نزاع هدف و وسیله در سینما به چه نحو است؟ آیا مطلقا هدف، وسیله را توجیه نمی کند و یا این توجیه حدی دارد؟ حد آن تا کجاست؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر هم بپذیریم که هیچ‌وقت هدف وسیله را توجیه نمی‌کند نمی‌توان گفت سینما وسیله‌ی نامقدسی است و نباید در راستای اهداف مقدس از آن استفاده کرد. موفق باشید

5802
متن پرسش
باسلام خدمت استاد توصیه های حضرتعالی برای دانشجویان دختر که امسال وارد دانشگاه میشوند جیست بطورمفصل
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: بنده تنها می‌توانم بگویم در کنار علوم دانشگاهی سعی کنید در ذیل ولایت رهبری وارد تاریخی شوید که با انقلاب اسلامی شروع شد، در آن صورت با توصیه‌های رهبری خودتان متوجه‌ی راه‌های جزیی می‌شوید و از پوچی آزاردهنده‌ای که ممکن است در دانشگاه با آن روبه‌رو شوید و گرفتار انواع فسادهای عقیدتی و اخلاقی گردید، نجات می‌یابید. موفق باشید
662

اصلاح رفتاربازدید:

متن پرسش
با عرض سلام وادب واحترام: اینجانب فردی معتقد به انقلاب و ولایت فقیه میباشم ودر احکام شرعی مقلد ایت الله سیستانی میباشم.اینجانب بسیار زود رنج بوده ودر برابر عوامل غیر منطقی و شرعی در خانواده واجتماع از خود واکنش نشان داده که باعث پشیمانی بیش از حد خود شده لذا خواهشمندم نسبت به این حقیر لطف نموده وراهکاری برایم بنویسید .درضمن اینجانب بعد از ایت الله بحجت (رحمت الله علیه)گزینه یک مرجع تقلیدم حضرت ایت الله خامنه ای میباشد که به دلیل کج حرفیهای بعضی از مردم وناراحت شدن از این کج حرفیها از ایت الله سیستانی تقلید میکنم لطفا دراین ضمینه راهنمای فرمایید.با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی، علیک السلام: در مورد اصلاح روح و رفتار و توسعه‌ی شرح صدر با کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» از حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌‌علیه» مأنوس باشید، موضوع مرجع تقلید یک موضوع سیاسی نیست باید بر اساس نظر اهل خبره اَعلم را پیدا کنید و از او تقلید نمایید و به سرزنش هیچ سرزنش‌کننده‌ای هم توجه نکنید. موفق باشید
584

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام . شما در مباحث ولایت فقیه فرمودید که ولایت فقیه از امور حسبیه محسوب میشود . و بعد آن را شرح فرمودید . استاد انقلاب ما سر کلاس گفتند که امام این را قبول نداشتند که ولایت فقیه از امور حسبیه است و استاد ما گفتند که از امور حسبیه بودن ولایت فقیه با ولایت مطلقه بودن فقیه در تضاد است . و گفتند که امور حسبیه 4 الی 5 مورد محدود است که ولایت فقیه به آنها محدود نمیباشد بلکه ولایت فقیه در همه ی امور است . لطفا در این باره توضیح بفرمایید . البته استاد رحیم پود ازغدی میفرمودند که ولایت فقیه از هر سه ولایت حسبیه , فتوا و قضا اثبات میشود . نظر شما چیست ؟ علاوه بر آن لطفا بفرمایید که اگر بخواهیم تحقیقی برای درس انقلاب بنویسیم بهتر است از کدامیک از کتب شما استفاده شود و کدام بخش آن ؟ با تشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: همان‌طور که استاد محرمتان فرموده‌اند حضرت امام «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» ولایت فقیه را امور حسبه یا حسبیه نمی‌دانند و آیت‌الله خویی آن را از امور حسبه می‌دانند و به واقع ولایت فقیه ادامه‌ی امامت امام معصوم است توسط فقیهی که کارشناس کشف حکم خدا است و به همین جهت همه‌ی اموری که مربوط به رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» و ائمه‌ی هدی«علیهم‌السلام» هست به ولایت فقیه تسری می‌یابد. جزوه‌ی «ولایت در قرآن» و جزوه‌ی «ولایت فقیه؛ موافقت‌ها و مخالفت‌ها» در جواب آقای کدیور إن‌شاءالله مفید خواهد بود. در مورد انقلاب اسلامی چهار کتاب از بنده چاپ شده می‌توانید به آن‌ها رجوع کنید. موفق باشید
199

بدون عنوان**بازدید:

متن پرسش
علیک االسلامسلام استاد عزیزم سایت باشگاه اندیشه انعکاس مهمترین مقالات است مثل مقالات آقای دکتر داوری و آقار رحیم پور ازغدی و فردید و آیت الله جوادی و آیت ااه مصباح معمولاً هم اهل تحقیق به این سایت رجوع می کنند. ظاهرا در هر ماه پنج میلیون بیننده دارد. کسانی که اهل معرفتند و یا مباحث به روز مثل غربشناسی را دنبال می کنند معمولا مستقیم از همین سایت استفاده می کنند. از ویژگی های این سایت این است که تعداد بیننده ی هر مقاله را گزارش می دهد. در این سایت جای مباحث شما واقعا خالیه. می خواستم مقالات شمارا هم درون این سایت بگذارم . فقط اجازه میخواستم. مطمئنم افراد زیادی در این سایت پی مقالات شما می گردند. من راه اندازیش می کنم و خودتون مقالات را بریزید. خیلی راحته. http://bashgah.net
متن پاسخ

بسمه تعالی.علیک االسلام
هرطور صلاح می دانید عمل بفرمایید.

130

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم محضر مبارک استاد طاهر زاده, سلام علیکم یادم می آید در مکالمه ی تلفنی که با جنابعالی داشتم از علت ارادت ویژه ی شما به هایدگر پرسیدم و تذکر دادم که وقتی سخنان شما را برای یکی از اساتیدم بیان کردم به آن اشکال گرفته است و معتقد بوده است که : از امثال هایدگر نمی توان برای نقد مدرنیته استفاده کرد و جایگاه آن را در کنار جایگاه ملاصدرا (ره ) قرارداد چنان که شما معتقدید (برای عبور از مدرنیته به ملا صدرایی کنار هایدگر وهایدگری کنار ملاصدرا نیازمندیم )زیرا این هایدگر بود که به هرمنوتیک که انسانی ترین مسئله ی عصر روشنگری و ارمغان امثال شلایر ماخر ودیلتای است جانی تازه بخشید و شاگرد بلا فضلش گادامر آن را احیا کرد و خلاصه امروز اگر هرمنوتیک زنده است از بذل توجهات این بزرگان است و به جمله استادم استناد کردم که فرموده بود :( فلسفه ی غرب همه اش نجس است زیرا حتی وقتی از خود انتقاد می کند دستی از دور بر آتش اومانیسم دارد ). فرمودید : استادتان متاسفانه فلسفه ی غرب را خوب مطالعه نکرده است و از این رو در مورد امثال هایدگر به اشتباه افتاده است . و بعد از تعریف و تمجید بسیار و نثار رحمت و فاتحه به روح هایدگر مرا به جزوه ی ( تاریخ فلسفه ی غرب ) خود ارجاع دادید و فرمودید که بروم و آن قسمتی که شما درباره ی هرمنوتیک بحث کرده اید را بخوانم و تذکر دادید که هایدگر به خاطر بحران معنای غرب در زمان خودش و به خاطر احیای معنای از دست رفته, هرمنوتیک و مداقه کردن روی متن کتاب مقدس را ضروری می دیده است و برای تقریب مسئله به ذهن من مثال زدید که امروز در ایران ما که از بلای خانمان سوز مدرنیته و در امان نمانده است نیز بحران معنی وجود دارد بگونه ای که دیگر سفارشات خطیبان جمعه به تقوا کمتر در دلها اثر می کند و ... حال چگونه است که شما از فعالیتهای هرمنوتیکی آقای سروش اینگونه برآشفته اید و بعضی از دوستان پا را فراتر گذارده و عرصه ی مقدس قلم را به نام نامقدس سر نیزه آلوده کرده اند تا آنجا که بعد ازتعطیلی کلاسهای ایشان, حقوق و مواجب فرهنگی او را نیز قطع کردند و به نوعی او که روزی زبان رسایی این انقلاب در مقابل مارکسیسم جهانی بود را از دانشگاه اخراج کردند و بارها با نامهای تهدید آمیز او را تهدید به مرگ خود و خانواده اش نمودند و عرصه چنان برایشان تنگ شد که اعطای تدریس در ایران را به لقایش بخشیدند و ترجیح دادند که تحصیل و تدریس خود را در کشوری دیگر ادامه دهند و اگر نبود نهضت دوم خرداد امروز از تجدید چاپ کتابهای او نیز خبری نبود در اینجا چند سوال بسیار مهم ذهن را می آزارد . 1-آیا در ایران اسلامی بحران معنی به وجود نیامده است اگر جواب مثبت است و راه مقابله با آن نیز به گفته ی شما فعالیتهای هرمنوتیکی است سوال دوم پیش می آید .2- آیا فعالیت های آقای سروش هرمنوتیکی نیست ، اگر جواب مثبت است 3- نوع برخورد با اینگونه بحث ها چگونه باید باشد ، توضیح اینکه در مصاحبه ای که استاد محمد مجتهدی شبستری ( یکی از بزرگترین اساتید تاویل متن ایران ) با هفته نامه ی شهروند امروز انجام داده بودند گله داشتند از اینکه در ایران امروز هیچ مرکز و محفلی برای طرح مسائل دینی روز نیست و به عبارت دیگر بحث های هرمنوتیکی را نه می توان در گروه الاهیات و فلسفه ی دانشگاهها گفت و نه می توان در حوزه ی علمیه مطرح کرد و معلوم نیست اگر بخواهیم پای اینگونه بحث ها به امور روزمره ی عامه کشیده نشود و شان آکادمیک خود را حفظ کند باید در چه جایگاه و کدام تریبون بیان شود وچه محفلی پشتیبان گفت وگوی آزاد علمی است 4-وسوال چهارم که درنظرم ازهمه ی سوالات فوق حساس تر وحیاتی تراست اینکه ایا به نظر شما به عنوان یک اسلام شناس وشیعه شناس (حداقل برای بنده )بعد از اینکه به گفته ی قران با کفار وبدخواهان قتال کردیم ومومنین بر اوضاع تسلط نسبی پیدا کردند وعرصه ی قلم وعلم ورزی برپاشد ومومنین فرصت تفقه در دین را یافتند تا چه اندازه حق عمیق شدن دارند وتا چه اندازه حق دارند که نظرشان را در باره ی اموربیان کند ومطمئن باشند که مصداق کفاری که خونشان مباح است قرار نمی گیرند و به عبارت بهتر, اسلام با گفتگوی آزاد الف : تا چه حدی ب: با چه معیاری موافق است . در پایان ذکر این نکته را ضروری می دانم که : استاد اصغر طاهرزاده ( روحی لک الفدا ) التماس می کنم که به این نوشته نگاه سیاسی ( آنگونه که اکنون در جامعه ی ما معمول است ) نداشته باشید و نویسنده اش را فردی زندیق که قصد ریشه کنی اسلام ناب را دارد نپندارید, نگارنده ی این سطور طلبه ای بی نام و نشان و بی غرض است که سالهاست با محافل شما آشنا است و از صهبای معرفت شما در مسائل مختلف اگر چه سیراب نگشته اما توفیق مزمزه کردن آن را یافته است . ماه رجب است ماهی که در آن قتال حرام گشت تا مومنین با آسایش خاطر کامل فرصت هم آغوش شدن با معبود خود را داشته باشند, پس اجازه دهید گفتار را با دعای هر روز این ماه به اتمام برسانم که : الهم فاهدنی هدی المهتدین و ارزقنی اجتهاد المجتهدین و لا تجعلنی من الغافلین المعبدین و اغفرلی یوم الدین . والسلام علیکم و رحمه الله
متن پاسخ
جواب: علیک‌السلام باسمه تعالی؛ عذر می‌خواهم که مجبورم بسیار مختصر جواب بدهم. 1- معتقدم نگاه هرمنوتیکیِ هایدگر، نگاه عبور از مدرنیته است و یک نوع نجات‌دادن زبان است از حجاب ظلمانی مدرنیته. 2- با تعمق بر سخنان جناب آقای سروش و آقای مجتهدی هرمنوتیک به معنی هایدگری به‌چشم نمی‌خورد، بلکه با طرح این‌که متن صامت است به خود اجازه‌ی هرگونه تحمیل فکری را به متن می‌دهند و آقایان عملاً روح ضد قدسی مدرنیته را از متون دینی بیرون می‌کشند. 3- حتماً جنابعالی با دقت مصاحبه‌ی آقای مجتهدی با فرزند آقای سروش و مقاله‌ی ایشان را در مجله‌ی «مدرسه» خوانده‌اید. مطمئنم اگر آن مطالب را دنبال بفرمایید نگرانی شما از این‌که گمان شود در نظام اسلامی از تفقه در دین جلوگیری می‌شود برطرف می‌گردد. آنچه بنده از سخنان آقای مجتهدی می‌فهمم پنهان‌کردن مطلب است در زیر الفاظ، و آن مطلب نفی مطلق قرآن است. آیا در نظامی که باید اندیشه آزاد باشد، به‌جای اظهار نظر به طور صریح، باید با کلمات بازی کرد، یا مثل ابن‌ابی‌العوجاع که صراحتاً خدا و نبوت را انکار می کند در عین حال در یک بحث آزاد با امام صادق«علیه‌السلام» می نشیند و بحث می کند. آیا اگر به اسم مباحث علمی برنامه براندازیِ نرم را پیشه کرده اند نظام اسلامی باید بهترین مراکز علمی را در اختیار آن ها قرار دهد؟برادر بسیار عزیز! باور بفرمایید موضوع بیش از آن‌که علمی باشد، سیاسی است ولی صورت علمی دارد و با دقت زیاد می‌توان مقصد اصلیِ امثال آقای سروش و آقای مجتهدی را فهمید. بنده در آخرین جلسات بحثِ در رابطه با سوره طور سخنان آقای مجتهدی را بدون آن‌که اسم ببرم، نقد کرده‌ام. امید است مفید افتد.همچنان که سخنان آقای سروش را نقد نمودم و در همین سایت می توانید دنبال بفرمائید .آنچه از جنابعالی تقاضا دارم دقت در عمق سخنان آقایان است ، سعی کنید لایه های اشعار و سخنان عرفانی را که در نوشته ها به کار می‌برند کنار بزنید و حرف اصلی آقایان را پیدا کنید و بعد به بررسی آن بپردازید . آنچه بنده تشخیص می دهم این است که آقایان گام به گام، نه به عنوان تفقه در دین ،بلکه با عزم تغییر مسیر دین مطالبی را به مخاطبانشان القاء می‌کنند که البته بنده به هوشیاری و فرهنگ جوانان کشور در فهم موضوع بسیار امیدوارم.
10218
متن پرسش
با عرض سلام با توجه به اینکه حتما غیر از من افرادی هستند که همین سخنرانیها و جزوتون باعث رفتن به حوزه و یا ماندن در حوزه هست چرا معمم نشدید؟ آیا لباس دین به وظیفه طلبگی لطمه می زند؟ یا یک طلبه بدون عمامه در کار فرهنگی موفق تر هست؟ امیدورام سوالم را به جسارت بنده نگذاری. از زحمات شما خیلی تشکر می کنم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً در جایی مفصلاً این را عرض کردم که چون به طور کامل فقه نخوانده‌ام نباید معمم شوم، در عین آن‌که معتقدم فعالیت‌های فرهنگی وقتی با لباس روحانیت باشد تأثیرش بیشتر است و جهت آن هم سالم‌تر خواهد بود. موفق باشید
7669
متن پرسش
سلام استاد ببخشید میخواستم نظرتان راراجع به موضوع پایان نامه ام که درباره ی ویژگی فردی شیعیان درروایات ائمه اطهار است بپرسم؟لطفا مرا درفصل بندی راهنمایی فرمائید؟ممنون
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: در مورد پایان‌نامه‌ها حتی در آن زمانی که در دانشگاه تدریس می‌کردم وارد نبودم. موفق باشید
5494

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی.سلام علیکم.ضمن تشکر از شما بابت پاسخ گویی به سوالم در سوال 5433،از شما تقاضا می کنم در صورت امکان به قسمت دیگر سوال ، که بعد دیگری از مسئله ی ازدواج مجدد است ، پاسخ دهید. اینکه خدا اجازه داده مردان ازدواج مجدد داشته باشند، آیا خدا رضایت همسر اول برای این اقدام را مورد نظر و اهمیت قرار داده یا خیر.با تشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل حرف همان بود که عرض کردم و چون در آن شرایطی که عرض کردم وظیفه‌ی مرد است که اگر می‌تواند سرپرستی خانمی را به عهده بگیرد دیگر رضایت همسر اول شرط نیست. مهم توجه به آن شرایطی است که در آن شرایط وظیفه‌ی مرد اقتضاء می‌کند که نگذارد خانم دیگری گرفتار بی‌ثمری شود. نگاهی هم به جواب شماره5496 بیندازید.موفق باشید
2076
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم ضمن عرض سلام و ادب خدمت استاد میخواستم نظر ایشان را راجع به امام محمد غزالی و کتاب کیمیای سعادت بدانم. اگر مثلا بخواهیم مباحث کتاب کیمیای سعادت را به صورت موردی مطالعه کنیم نظر استاد چیست. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: کیمیای سعادت و احیاءالعلوم دو کتابی است که غزالی پس از بیداری نسبت به گذشته‌ی خود نوشته و مربوط به زمانی است که یا شیعه شده و یا به تشیّع نزدیک گشته و به همین جهت مرحوم فیض کاشانی در استقبال ازکتاب احیاءالعلوم، کتاب مهجةالبیضاء فی تهذیب الاحیاء را نوشت و سعی کرد کتاب احیاءالعلوم را با تقویت توسط روایات اهل‌البیت تقویت و احیاء‌کند. بر این اساس می‌تون گفت روح کتاب کیمیای سعادت شیعی است هر چند روایاتی دارد که بیشتر مربوط به اهل سنت است ولی در هر حال قابل استفاده است. موفق باشید.
3475

آزادی جسمیبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم استاد سلام خسته نباشید در کتاب آزادی معنوی ازشهید مطهری به سوالی برخوردم که آیا می شود شخصی هم آزادی معنوی داشته باشد وهم آزادی جسمی؟؟یعنی آیامی شود شخصی هم خوب بخورد وخوب بپوشدواز همه چیز بهترینش داشته باشدواز آن طرف هم روح آزاد و بزرگی داشته باشد؟؟لطفا با مثال جواب دهید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: آزادی جسمی یعنی جسم انسان محکوم امیال نفس امّاره‌اش نباشد. جسم آزاد یعنی جسمی که مطابق روح آزاد عمل می‌کند مثل این‌که روح خود را از کینه‌ها و حسادت‌ها آزاد می‌کنید و جسم را نیز طوری گرفتار تنبلی و پرخوری نکرده‌اید که نتوانید مطابق روح خود به او دستور دهید. موفق باشید
6559
متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار معنی حدیثی که به این مضمون ازمعصومین علیهم السلام صادر شده که زن مانند استخوان دنده است که اگر راستش کنی میشکند چیست؟ آیا تخصیص به موارد خاصی دارد؟لطفا توضیح دهید. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در راستاى مدارا با روحیه زنان و در تنگنا قرارندادن آنها پیامبر (صلى اللّه علیه وآله) مى‏فرمایند: «انَّ الْمَرْأةَ خُلِقَتْ مِنْ ضِلْعٍ وَ انَّکَ انْ تُرِدْ اقامَةَ الضِّلْعِ تُکْسِرُها، فَدارِها تَعِشْ بِها» زن از دنده‏اى خلق شده (به‏عنوان مثال چون دنده‏، حالت منحنى دارد) و اگر بخواهى دنده‏ را راست کنى آن را مى‏شکنى، پس با او مدارا کن. مدارا با زنان خود عاملى است براى شیرینى زندگى، زیرا روحِ زن، روح حساس است و در مقابل برخوردهاى خشن شدیداً فرسایش‏مى‏بیند و علاوه بر زیبایى ظاهرى، زمینه تعالى روح او نیز از بین مى‏رود و به سرعت احساس شکست مى‏کند.. موفق باشید
5011
متن پرسش
سلام استاد. حدیث کسا ایا مستند است منظورم خود واقعه نیست منظورم آن حدیث کسا است که در آخر مفاتیح آمده است؟ایا برای رفع مشکل همانطور که در متن دعا آمده است کارساز است؟متشکرم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که متوجه هستید ظاهراً واقعه‌ی مورد بحث در حدیث کسا چندین بار در مکان‌های مختلف تکرار شده و حدیث کسای مشهور گزارش یکی از آن واقعه‌ها است پس معنا ندارد که دغدغه‌ی سلسله‌ی سند آن را داشته باشید. از طرفی با خواندن حدیث کسا و نقل حادثه‌ای که گزارش یکی از زیباترین صحنه‌های اتصال آسمان به زمین است از طریق پنج نور مقدس، عملاً یک نحوه اتحاد روحانی با آن حادثه پیدا می‌کنیم. حادثه‌ای که جبرائیل نیز طالب اتحاد و حضور با آن بود. موفق باشید
3449

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد همه تو سایت از شما سوال میکنن ،من تصمیم گرفتم یه شعر در باره اهل بیت براتون بفرستم. ایشالله که مورد پسند باشه و من رو دعا کنید. طی میکنیم سمت ملاقات جاده را شاید کسی سوار کند این پیاده را وقتش رسیده است که با گریه ریختن جبران کنید توبه ی از دست داده را تکریم دیگری است همین امتناع ها پس شکر میکنیم عطای نداده را ما در رکوع نافله با آبروتریم اصلاً نخواستیم تن ایستاده را خُدّام آستانْ همیشه جلوترند یا رب نگیر خدمت این خانواده را مکه شرافتش به حضور محمد است پس قصد میکنیم فقط مکه زاده را گر بی علی بناست که این راه طی شود مگذار پس مقابل ما راه جاده را ما درب خانه ای به جز این در نمیرویم ما بی علی کنار پیمبر نمیرویم خوان کریم خالی و بی نان نمیشود فقر گدا حریف کریمان نمیشود گویی نمی برد ز عنایت سعادتی آنکه اسیر زلف پریشان نمیشود این چه حکایتی است که اصلاً برای ما مبعث بدون شاه خراسان نمیشود از برکت دعای رسول است هیچ جا در دوستی فاطمه ایران نمیشود مبعث نتیجه ای ز کرامات حیدر است هر آنکه بی ولاست مسلمان نمیشود یکبار یا نبی و دگر بار یا علی یا مصطفی بدون علی جان نمیشود چون شرح زندگانی مولاست خواندنیست ورنه کسی که پیرو قرآن نمیشود جبریل علی ، وحی علی و زبان علیست قرآن بخوان رسول،که قرآن همان علیست مبهوت مانده است تماشای خویش را روح بلند و جلوه ی والای خویش را سوگند میخوریم همه تَرک میکنیم بردارد از بهشت اگر پای خویش را اصلاً همان زمان چهل سال پیش هم اثبات کرده بود بلندای خویش را آنکس امام ماست که در لیلة المبیت وقتی که رفت داد به او جای خویش را او ماندنی نبود اگر پُر نکرده بود با مرتضی و فاطمه دنیای خویش را از دیدن تجلی خود دست میکشید میدید تا تجلی زهرای خویش را یا فاطمه وَ یا که علی جلوه میکند وقتی نشان دهد قد و بالای خویش را نور است و در تن سه نفر جلوه کرده است این نور قبل خلق بشر جلوه کرده است ای خاک پای توست تمام وجودها هفت آسمان و خلقت گنبد کبودها ای کیسه ی همیشه کرامت میان شهر آقای مهربانی و آقای جودها آری نماز بی تو به قرآن قبول نیست ای اولین سلام همه در قعودها جبریل ما چگونه تورا پا به پا شود درماندگی کجا و مسیر صعودها قربان چشم های تو دار و ندارها قربان خاک پای تو بود و نبودها شکرخدا قبیله ی توکامل است و بس کوری چشم عایشه ها،این حسود ها ما باتوأیم و با همه ی خانواده ات عالم فدای زندگی صاف و ساده ات از ما مگیر تاب و تب شور و شین را حُبِ علی همان شرف نشأتین را از ما مگیر شوق سفرهای تا نجف مکه ،مدینه ،سامره و کاظمین را با حب خانواده ی تو سالهای سال بخشیده اند آبروی عالمین را ما نذر کرده ایم که بیرون بیاوریم از زیر دِین،این جگر زیر دین را ما قصد کرده ایم به یاری فاطمه نائل شویم کرب و بلای حسین را بوسه مزن کنار تمنای دخترت زیر گلوی کوچک این نور عین را وای از دمی که زینب کبری رسیده بود وقتی رسیده بود که حنجر بریده بود. (شعر از علی اکبر لطیفیان)
متن پاسخ
باسمه تعالی: علیکم السلام: سرور گرامی زیباترین نگاهت را که به مولایمان علی«علیه‌السلام» و فاطمه‌ی زهرا«سلام‌الله‌علیها» به ما هدیه کردی سپاس می‌گوییم. امید است که یک لحظه از راهی که به محبت این خاندان ختم می‌شود جدا نباشید. موفق باشید
11497
متن پرسش
با سلام: ماجرای در و دیوار در مورد حضرت زهرا (س) چه بوده است؟ آیا حضرت نمی توانسته برود کنار تا بین در و دیوار قرار نگیرد یا زمانی که دیدند در دارد می سوزد چرا ماندند تا صورتشان بسوزد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت زهرا«سلام‌اللّه‌علیها» به عنوان اعتراض وارد صحنه بودند و عملاً یک درگیری واقع شده بود. موفق باشید

10541

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی با سلام و عرض ادب با توجه به اینکه بنده طلبه سطح 3 حوزه و دانشجوی ارشد رشته دین و رسانه از زیر مجموعه های رشته ارتباطات در دانشکده صدا و سیمای قم می باشم و با توجه به علاقه اینجانب به موضوعات ذات یا ابزار گرا بودن تکنولوژی مخصوصا رسانه، خواهشمندم که بنده را در انتخاب و یا تحدید (و تکراری بودن یا نبودن) موضوع پایان نامه یاری نمایید لازم به ذکر است که موضوع مد نظر بنده در راستای بررسی و اثبات یا رد طرفین موضوع مذکور بر اساس تفسیر المیزان می باشد. لطفا در صورت عدم مقبولیت موضوع و در صورت امکان موضوع پیشنهادی خود را در این راستا اعلام نمایید. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در مورد پایان‌نامه‌ها حتی زمانی که در آموزش عالی تدریس می‌کردم، ورودی نداشتم ولی تفسیر المیزان ظرفیت جواب‌گویی به این موضوع که می‌فرمایید را دارد. موفق باشید
5262
متن پرسش
سلام استاد طاهرزاده.نگاه شما نسبت سینما چیطور است؟رابطه سینما با انقلاب اسلامی یست؟لطفا مفصلا بحث کنیم و به کتابی ارجاع ندهید.متشکر از جنابعالی
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این در تخصص بنده نیست که بحث کنم همین اندازه می‌دانم می‌توانیم در انقلاب اسلامی از طریق فیلم و سینما بعضی پیام‌های انقلاب را به مردم رساند و تا اندازه‌ای آن‌ها را از سبک زندگی غربی رهایی بخشید. موفق باشید.
1987
متن پرسش
سلام علیکم! 1- طبق روایات بهترین زن، زنی است که هیچ نامحرمی او را نبیند. حتی زن مسجد نرود بهتر است و مسجد زن خانه اش است. در سیره بانوان نمونه تاریخ اسلام مانند حضرت فاطمه س، حضرت زینب س و سایرین نیز این مسأله دیده می شود. اما در جامعه و شرایط فعلی به نظر می رسد این مسأله امکان پذیر نباشد. خاصتا در مورد شغل بانوان خیلی از حزب اللهی ها نمی پسندند که خانمشان شاغل باشد خیلی ها هم فقط شغل در محیط های زنانه را قبول دارند. اما از آن طرف مشاغلی وجود دارد که اتفاقا باید زنان عهده دار آن شوند نه مردان مانند پزشکی زنان، دبیری مدارس دخترانه. حال مثلا زنی که رفته پزشکی زنان شده بالاخره در طول شغلش با نامحرم نیز ارتباط پیدا می کند. بالاخره یک خانمی که به این پزشک مراجعه می کند با شوهرش می آید و پزشک با شوهر بیمار نیز صحبت می کند. علاوه بر آن در خود محیط بیمارستان نیز این پزشک با سایر پزشکان مرد در ارتباط است. در صورتی که مثلا بیمارستان یک محیط مختلط است که اختلاط در آنجا بسیار زیاد است. خوب در وضعیت فعلی جامعه تکلیف چیست؟! از طرفی پزشک زنان باید زن باشد نه مرد. حتی نه تنها در مسائل مختص خودشان که اگر مثلا دندانپزشک زن نیز داشته باشیم که زن موقعی مشکل دندان پیدا کرد برود پیش دندانپزشک زن بهتر است. چه رسد به مسائل باریکتر و مختص خودشان. از طرفی همین شغل پزشکی نیز مستلزم اختلاط زیاد با نامحرم است. خوب تکلیف چیست؟! آیا این دید حزب اللهی ها غلط است یا دید درست است؟! نکته ی بعد اینکه شغل زن هر چه باشد بالاخره با وظایف همسری و مادرش اش در تضاد است و خانم شاغل به شکل ایده آل نمی تواند به تربیت فرزند و خانه داری برسد. 2- در زمینه تحصیل علم برای بانوان حال درست است که حضرت فاطمه س و حضرت زینب س و و حضرت معصومه س عالمات غیر متعلمات هستند. اما اگر فرض کنیم این بزرگواران علم لدنی نداشتند آیا برای تحصیل علم به مکتب و مدرس می رفتند یا خیر؟! حتی فرض کنیم این بزرگواران در زمان حاضر بودند. خوب آیا در شرایط فعلی این بزرگواران به دانشگاه می رفتند یا خیر؟! چون رفتن به دانشگاه نیز مستلزم ارتباط و اختلاط زیاد با نامحرم است. از طرفی اگر بگوئیم زنان تحصیل علم نکنند و به دانشگاه نروند نصف جامعه بی سواد می ماند که این خوب نیست و مخالف آیات و روایات است. و همین الان هم کلی در باب مسائل مربوط به زنان مورد تحقیر و سرزنش دشمنان و غرب هستیم وای به حال روزی که بگوئیم زنان به دانشگاه نروند. از طرفی به دانشگاه رفتن نیز مستلزم ارتباط و اختلاط زیاد است. تکلیف چیست؟! 3- برخی حزب الله به طور مطلق مخالف هستن که خانمشان حتی یک کلمه نیز با نامحرم صحبت کند. این دید تا چه حد درست است؟!
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنا به فرمایش حضرت امام«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در احکام فقهی باید شرایط زمانی و مکانی را در نظر گرفت و در همین رابطه حضرت امام می‌فرمایند: « * من در جامعه زنها یک جور تحول عجیبی می بینم که بیشتر از تحولی است که در مردها پیدا شده. * این جانب به زنان پر افتخار ایران مباهات می کنم، که تحولی آن چنان در آنان پیدا شد، که نقش شیطانی بیش از پنجاه سال کوشش نقاشان خارجی و وابستگان بی شرافت آنان ، از شعرای هرزه گرفته تا نویسندگان و دستگاههای تبلیغاتی مزدور را، نقش برآب نمودند…. زنان در عصر ما ثابت کردند که در مجاهده همدوش مردان ، بلکه مقدم بر آنانند. … ما مفتخریم که بانوان و زنان ، پیر و جوان و خرد و کلان ، در صحنه های فرهنگی و اقتصادی و نظامی حاضر، و همدوش مردان یا بهتر از آنان در راه تعالی اسلام و مقاصد قرآن کریم فعالیت دارند.». بنده عرایضی در جلد دوم کتاب «فرزندم این‌چنین باید بود» در صفحه‌ی .537داشته‌ام و در ضمن در کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» نیز مباحثی در این مورد شده است، می‌توانید به آن‌جا رجوع کنید. فکر می‌کنم اگر رفقای حزب اللهی ما سیره‌ی حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» را عمل کنند بیشتر نتیجه می‌گیرند و زنان را نیز از حیات اجتماعی به حاشیه نرانده‌اند، امروز روزی نیست که یک مرد بتواند بدون حضور فعّال زن همه‌ی امور زندگی را مدیریت کند حتی اگر از نظر اقتصادی نیاز به حقوق زن نباشد. این رفقای حزب الهی مجبور می‌شوند از بعضی فعالیت‌ها کنار بکشند و این معلوم نیست درست باشد. موفق باشید
22361
متن پرسش
با سلام: استاد گرامی آیا حضرتعالی کار کردن بر روی نفس و رسیدن به مرحله ای که بتوان از انرژی مثبت بدن برای درمان و کمک رساندن به دیگران استفاده کرد، (بر اساس اصول نه کاری که در عرفان های کاذب پیشنهاد می شود) اعتقاد دارید؟ در صورت پاسخ مثبت برای ریاضت و رسیدن به این مرحله شما چه راه عملی دستور می فرمائید؟ استاد خوب؟ تعبد؟ ریاضت نفس؟ و ...
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: راه انبیاء آن است که با نور توحید سعی می‌کنند انسان‌ها ذیل توحید ربوبی و در پرتو اسمِ حیّ امور دنیایی و آخرتی خود را شکل دهند، نه آن‌که ما بخواهیم با تقویت قوای نفس، نفسِ بقیه را تحت تأثیر قرار دهیم. و بدین لحاظ مسیر اهل توحید مثل آیت اللّه قاضی با مسیر امثال شیخ رجبعلی که اهل کرامت‌اند، متفاوت است. و آن‌چه از اهل توحید تحت عنوان کرامت به چشم می‌خورد ربطی به تقویت نفس آن‌ها برای ارتباط با نفس طرف مقابل به معنای اصلاحِ مشکلات بدنی او ندارد، بیشتر کار آن‌ها منوّرکردن جسم و روح است از طریق نور ربوبیت ربّ. موفق باشید  

11643
متن پرسش
با سلام خدمت حضرت عالی: بنده بسیار مشاق تذکر و امر به معروف و نهی از منکر کردن هستم اما لحظه ای که با آن مواجه می شوم دست و پایم را گم می کنم و هول م یشوم و می ترسم. در اینگونه موارد چکاری انجام دهم؟ ایا ذکری برای قوت قلب هست؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا باید با فردی که می‌خواهید امر به معروفش کنید مأنوس باشید لذا قرآن می‌فرماید: «وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ » یعنی زنان و مردان مؤمن که رابطه‌ی محبت و دوستی دارند به همدیگر در انجام معروف امر می‌کنند و منکر را نهی می‌نمایند. موفق باشید

10722
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: می خواستم بدونم چرا شما آنقدر که به علامه ی بزرگوار یا آیت الله جوادی اهمیت میدید به آیت الله مصباح توجه ندارید؟ آیا این یعنی ما با آثار آیت الله مصباح کار نداشته باشیم و بیشتر آثار علامه و آیت الله جوادی رو بخونیم؟ برای مسایل سیاسی پیرو چه کسی باشیم؟ آیت الله مصباح پیشوای خوبی هستند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دوی این بزرگواران نور چشمان بنده هستند. منتها چون کار من معلّمی است و چون باید مباحث قرآنی را دسته‌بندی کنم و ارائه دهم، بیشتر با آثار آیت‌اللّه جوادی سر و کار دارم وگرنه بنده و چند نفر از رفقا به مدت یک‌سال هفته‌ای یک‌شب خدمت آیت اللّه مصباح در خانه‌شان جهت مباحث کلام اسلامی می‌رسیدیم و به‌جز خوبی و درایت و دلسوزی و تعمق علمی چیزی از ایشان ندیدم و بصیرت ایشان را در امور سیاسی خوب می‌دانم. موفق باشید
10208

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوارم: اگر امکان دارد کتابی در زمینه مقایسه عقل از دید اسلام و دیدگاه غرب به گونه ی کاربردی معرفی نمایید. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءاللّه مباحث صوتی آقای دکتر محمد رجبی که در فرهنگستان صحبت کردند، کمک می‌کند. موفق باشید
7839

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد... بنده پس از مطالعات زیاد در زمینه اقتصاد اسلامی به شدّت احساس تکلیف در این مورد دارم... ولی می دانم که علوم غربی نمی تواند آن چه را مد نظرم است پیاده کنم.. بنده سال آخر دبیرستان هستم. آیا شما دانشگاه امام صادق(ع)را بستر خوبی می دانید؟ آیادانشگاه امام صادق(ع) در زمینه اقتصاد اسلامی قوی است؟ اگر نه چه کار کنم؟؟؟؟؟ یاعلی
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: تحقیقات بنده در حد جواب به این سوال نیست ولی روی‌هم رفته دانشگاه امام صادق علیه‌السلام را در بین دانشگاه های کشور بستر مناسبی برای فعالیت‌های معرفت دینی می‌دانم. موفق باشید
6472
متن پرسش
سلام.حضرت استاد شما چیزی به عنوان ذاتی وعرضی دین را که دکتر سروش در بسط تجربه نبوی عنوان می کنند را قبول دارید؟ به عنوان مثال سوره ی ابولهب ونزول ان را مثال می زنند که اگر ابولهب نبود ویا اصلا مومن بود دیگر این سوره در طعن ونفرین او نازل نمی شد وهیچ خللی هم به دین وارد نمی شود ویا مثلا تاثیر محیط زندگی پیامبر درنزول وحی که مثلا از مردم می خواهد که به آفرینش شتر دقت کنید که اگر این فضای حجاز نبود دیگر شتری نبود که داخل در وحی شود واز این قبیل؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: از دکتر سروش که به‌کلّی وَحی را منکر است و رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» را همچون شاعر خوش قریحه‌ای می‌داند که این آیات را گفته، غیر از این انتظار نیست که به هر بهانه‌ای کفر خود را اظهار کند. در حالی‌که قرآن یک حقیقت آسمانی است که در ظرف‌های مختلف ظهور می‌کند و این حادثه‌ها صرفاً حادثه نیست بلکه ظرف حقیقت قرآن است مثل آن‌که چشم شما ظرف ظهور قوه‌ی بینایی شما است، حالا می‌شود کسی بگوید چشم عرض ذاتی انسان است در حالی‌که نفس انسان با همین اعضاء، قوای خود را ظهور می‌دهد و به کمال می‌رسد. این سخنان دکتر سروش حکایت از آن دارد که او حقیقتی برای قرآن قائل نیست. موفق باشید
3965
متن پرسش
شما معتقدید که روح حاکم بر غرب را باید قلباً احساس کنیم. آیا منظور شما این است که: خود مبادی تمدن غرب را قلباً بشناسیم یا بطلانش را؟ یعنی آیا قلباً بپذیریم که: «باید مشهور شویم»؟ یا باطل‌بودنِ این قانون را قلباً درک کنیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که انسان روح حاکم بر گناه را می‌شناسد باید روح حاکم بر غرب را شناخت. موفق باشید
نمایش چاپی