بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
23135
متن پرسش
با سلام: اگر ممکن است متنی را که در رابطه با آیات مربوط به جناب هابیل و قابیل در جلسه خواندید را برای بنده ارسال فرمایید. با تشکر
متن پاسخ

بسمه تعالی سلام علیکم  متن درخواستی تقدیم می شود . موفق باشید

چه کنیم تا قابیل نباشیم؟

باسمه تعالی

«وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبا قُرْباناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِما وَ لَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قالَ إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقينَ. لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَيَّ يَدَكَ لِتَقْتُلَني‏ ما أَنَا بِباسِطٍ يَدِيَ إِلَيْكَ لِأَقْتُلَكَ إِنِّي أَخافُ اللَّهَ رَبَّ الْعالَمينَ. إِنِّي أُريدُ أَنْ تَبُوءَ بِإِثْمي‏ وَ إِثْمِكَ فَتَكُونَ مِنْ أَصْحابِ النَّارِ وَ ذلِكَ جَزاءُ الظَّالِمينَ».(مائده/ آیات 27 تا 29)

و داستان دو فرزند آدم را به حقّ بر آن‌ها بخوان: هنگامى كه هر كدام، كارى براى تقرّب (به پروردگار) انجام دادند؛ امّا از يكى پذيرفته شد، و از ديگرى پذيرفته نشد؛ (برادرى كه عملش مردود شده بود، به برادر ديگر) گفت: «به خدا سوگند تو را خواهم كشت!» (برادر ديگر) گفت: «(من چه گناهى دارم؟ زيرا) خدا، تنها از پرهيزگاران مى‏ پذيرد! (27) اگر تو براى كشتن من، دست دراز كنى، من هرگز به قتل تو دست نمى‏ گشايم، چون از پروردگار جهانيان مى ‏ترسم! (28) من مى‏ خواهم تو با گناه من و خودت (از اين عمل) بازگردى (و بار هر دو گناه را به دوش كشى)؛ و از دوزخيان گردى. و همين است سزاى ستمكاران! (29)

۱. قهرمانیِ هابیل، قهرمانیِ مرد جنگجو نیست، بلکه حماسه‌ی یک شهید است تا در راهِ مقصود هرگز ایمان را ویران نکند.

۲. بالاترین نیرو در عین تواضع و فروتنی و نه فرومایگی، ظهور می‌کند. در این حالت آن‌چه خدایی است پیش می‌آید.

۳. هابیل قهرمانی است که از خون و حرصِ فرومایه که به قدرت حرص دارد، پاک است. قهرمانی است خالی از خشونت، برای آن‌که شعله‌ی مقدس ایمان همواره روشن بماند.

۴. در کربلا عطشِ شهیدشدن در میان بود. هابیل می‌داند با این نحوه شهادت چه جبهه‌ای را می‌گشاید. دفاع در عین انتخاب شهادت. زیرا اگرپیش‌دستی نکنی و او را نکشی، شهیدت می‌کنند و لذا امام پیشنهاد زُهیربن‌قین را برای پیش‌دستی و شکست سپاه حرّ نپذیرفتند تا شروع‌کننده‌ی جنگ نباشند. این یعنی باید فراسوی مرگ فکر کرد.

۵. با قدرت‌نمایی قابیل آن‌چه می‌ماند نیست‌انگاری است، ولی با برخورد جناب هابیل آن‌چه می‌ماند کرامت است و بزرگواری، بدون آن‌که ذلت و خواری در میان آید و این‌کار از جابه‌جاکردنِ کوه‌های بلند سخت‌تر است که چگونه اخلاق را در هویتی کریمانه پایدار نگه داشت و نه اخلاقِ ترسوها و ذلیل‌ها. تاریخ کریمانه‌ای که حضرت روح اللّه خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در این دنیای قابیلی به میان آورد تا ریشه‌ی هرگونه نیست‌انگاری کنده شود.

۶. هم ریشه‌ی نیست‌انگاریِ اراده‌ی معطوف به قدرت و هم ریشه‌ی نیست‌انگاریِ انفعالیِ ظلم‌پذیر که جریان غرب‌گرای ما بدان مبتلا است، خواستارِ نیستی ما می‌باشد و ریشه در فرهنگ قابیلی دارد.

۷. جریان نیست‌انگاریِ انفعالی به‌زعمِ خود می‌خواهد نه قابیل باشد و نه هابیل، و این یعنی فرار از هر مخاطره‌ای که قابیلیان منشاء آن هستند، و این یعنی فروافتادن در برهوتِ بی‌ارزش‌شدن برترین ارزش‌های فراحسّی و ماندن در حوزه‌ی نفی و انکارِ هر امر مقدس. این یعنی ندیدنِ جایگاه هابیل که محل ظهور تقواست و ندیدن امام حسین «علیه‌السلام» که محل تقابل با یزید است و ندیدنِ نظام اسلامی که نظام استکباری آن را نادیده می‌گیرد. این یعنی هنوز هابیل و هنوز قابیل، و هنوز این قابیل است که در اوج بی‌خردی، کارِ زشت خود یعنی تجاوز به یمن را با هزار رسانه و ثروت نمی‌تواند پنهان کند و هر روز خوار و خوارتر می‌شود؛ «فَأَصْبَحَ مِنَ النَّادِمينَ».

۸. تواناییِ بشری تنها در حوزه‌ی إعمالِ قدرت قابیلی نیست که امروز عَمالقه به میدان آورده‌اند و شما بنی‌اسرائیلیان از ترس آن‌ها به زعیم خود یعنی حضرت موسی«علیه‌السلام» می‌گویید: ما هرگز وارد آن شهر نمی‌شویم تا زمانی که آن‌ها در آن شهر قرار دارند «إِنَّا لَنْ نَدْخُلَها أَبَداً ما دامُوا فيها»(مائده/24).

۹) استمرار إعمال قدرت قابیلی ناپایدارترین نحوه‌ی بودن است و همواره نحوه‌ای از ندامت را به دنبال دارد از آن جهت که به آن‌چه می‌خواستند هرگز نمی‌رسند، چه آن قابیل، یزید باشد و چه شاه و چه صدام و چه آل سعود و چه آمریکا؛ و به همین جهت به فریب‌کاری دست می‌زنند زیرا کار خود را باید پنهان کنند و در این کار، فریب‌کاری برایشان ضرورت می‌یابد و سقوط‌شان نیز از همین‌جا شروع می‌شود.  

۱۰) چه کنیم که با نظر به سیره‌ی خاصّ حضرت هابیل، قابیل نباشیم؟

۱۱) همه می‌خواهند هابیل باشند، ولی هابیل‌شدن راه و رسم خاصّی دارد که در آیات 28 و 29 سوره‌ی مبارکه‌ی مائده متذکر آن است.

۱۲) قابیل پشیمان شد ولی نه از آن کاری که کرده بود، بلکه از آن‌که نتوانست به جای آن کلاغ، خودش جسد برادر را پنهان کند، «فَأَصْبَحَ مِنَ النَّادِمينَ (31) زیرا کار زشت او نسبت به برادرش روی دستانش مانده بود. و خداوند بالاخره ورود می‌کند و در این موارد هم نیز جهان را در اختیار زشت‌کاریِ زشت‌کاران قرار نمی‌دهد.

۱۳) قابیل به نهایتی می‌اندیشید که نهایت نبود و پشیمانی او از آن جهت برایش پیش آمد که متوجه شد حساب همه‌جا را نکرده بود، نه آن‌که چرا به چنین کاری دست زد.

۱۴. وای اگر هابیل که معنیِ زندگی است در همه‌ی ابعادِ آن، به معلمی تبدیل شود که تنها به ما توصیه‌های اخلاقی می‌نماید. معلمی که آینده‌نگری در او کاسته شده است. فضیلت‌های هابیل برای ساختنِ یک آینده‌ی متعالی است و لذا متوجه است بنا نیست به اسم توصیه های ساده‌ی اخلاقی، صمیمیت بمیرد. او می‌خواهد بنیان‌گذارِ صمیمیت برای همه‌ی بشریت باشد و لذا علی «علیه‌السلام» دوسال در جبهه‌ی صفین کار را به درازا می‌کشند که شاید جنگی صورت نگیرد.

۱۵. سخنان هابیل این آغازین انسان، صدای انسانی است که می‌خواهد زندگی را به درستی شروع کند و به همین جهت می‌گوید: «لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَيَّ يَدَكَ لِتَقْتُلَني‏ ما أَنَا بِباسِطٍ يَدِيَ إِلَيْكَ لِأَقْتُلَكَ إِنِّي أَخافُ اللَّهَ رَبَّ الْعالَمينَ» (28). و قابیل چیزی جز یک انسانِ ضد زندگی نیست. از سخنان جناب هابیل، نوری از زندگی به درخشش آمده است و این، احتیاط‌کاری نیست، این، استحکامِ شخصیتی است که زندگی را می‌شناسد و می‌تواند از زهر، پادزهر بسازد و در مقابل خصومتی آن‌چنان سهمگین و بی‌دلیل، راهی ماورای آن خصومت به میان آورد. دفاع در مقابل تجاوز، حاشیه‌ی این هماوردی است. حسین «علیه‌السلام» خواست کربلایی بسازد تا معنای زندگی گم نشود. آری! مسلّم آن‌جایی که باید از خود دفاع می‌کرد، فروگذار نکرد.

۱۶. قابیل به «قدرت» می‌آویزد و آل سعود به قابیل، و هابیل به «حقیقت» نظر دارد و حضرت روح اللّه «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» به حسین«علیه‌السلام».  

۱۷. مگر می‌توانند به خودیِ خود این شهدای ما را با حیله‌ها و رسانه‌های خود پنهان کنند؟ مگر آن خدا که سنگر دیگری برای حضور شهدای ما در فکه و شلمچه و طلائیه گشوده است، به قابیلیان فرصت می‌دهد که از سرِ خود هرکاری بخواهند انجام دهند؟ آن غراب مأمور خدا است تا به قابیلیان بفهماند از شما هیچ کاری ساخته نیست، حتی در پنهان‌کردنِ جنایتی که انجام داده‌اید.

۱۸. آری! قابیل پشیمان است اما نه از کاری که کرده؛ پشیمان است از آن‌که نتوانست به نتیجه‌ای که می‌خواهد برسد. تا سر حدّ مرگ، زخم خورد زیرا خواست تنها با خشم و تحقیر کارِ خود را جلو ببرد و حال در حالِ شکستن است، «فَأَصْبَحَ مِنَ النَّادِمينَ». زیرا می‌داند بالاخره دور، دورِ هابیل خواهد شد و کسی سراغ قابیل را نمی‌گیرد. و این است که گفت: «يا وَيْلَتىَ‏ أَعَجَزْتُ أَنْ أَكُونَ مِثْلَ هذَا الْغُرابِ فَأُوارِيَ سَوْأَةَ أَخي‏» وای بر من! آیا من از این‌که همچون این کلاغ باشم و بتوانم این سند رسوایی را پنهان کنم عاجزم؟

۱۹. این ناله‌های فروخورده از رنجی درونی، قصّه‌ی هرکسی است که قابیلی عمل کند و چون خشایارشاه، دریا را تازیانه زند تا از غمی که احاطه‌اش کرده است، رهایی یابد ولی هیچ پاسخی درنیابد. پوچی گلویش را می‌فشارد، زیرا خواست به خدا اعتراض کند چرا قربانی‌اش قبول نشد. با قتلِ هابیل، خواست همه‌ی محراب‌ها را خراب کند تا دیگر قربانگاهی در میان نباشد. چقدر زود سرود پیروزیِ او، مارشِ شکست را به صدا در آورد! «فَأَصْبَحَ مِنَ النَّادِمينَ».

 ۲۰. رقصی بر فرازِ زوال، قصّه‌ی قابیلی است که امروز ترامپ نام گرفته است تا هابیلیان، استحکام خود را بر فراز رقصِ شمشیر ترامپ با آل سعود را نشان دهند و نماینده‌ی صلح و دوستی برای انسانیتِ از دست‌رفته باشد.

۲۱. باز می‌پرسم چه کنیم که قابیل نباشیم؟ نه با «لنین‌» شدن در شوروی و نه با «جمال‌عبدالناصر» شدن در مصر و نه با «احمدبن ‌بِلا» شدن در الجزایر و نه با «چگوارا» و «فیدل‌کاسترو» شدن در کوبا، هابیل نخواهیم شد زیرا باز در گردونه‌ی اراده‌ی معطوف به قدرت قدم گذاشته‌ایم و این غیر منطق هابیل است که گفت: «لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَيَّ يَدَكَ لِتَقْتُلَني‏ ما أَنَا بِباسِطٍ يَدِيَ إِلَيْكَ لِأَقْتُلَكَ». باید به راهی قدم گذاشت که حضرت روح اللّه «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در این زمانه در مقابل بشر امروز گشود و به جناب هابیل اقتدا کرد، وگرنه باز از طریق FITF و برجام، رقصی در فراز پرتگاه به میان می‌آید و باز فریاد در خلأ و قرنی در حالِ زوال و در حال کوری معنوی و تکرارِ سرگردانی بنی‌اسرائیل در سرزمینِ تیه.   

22810

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد بزرگوارم: شغل من مشاوره است. خانمی پیش من آمده که شش ماه است عقد کرده ولی جر و بحث ها و دعواهایی بین آن ها بوده و شوهرش هم چند بار او را زده و فحش داده حالا هم می گوید سر کار نرو و موبایل نداشته باش. از حرف های این خانم من به این نتیجه رسیدم که جدا شوند بهتر است. حالا می توانم با قاطعیت این را به او بگویم و یا آقا را بخواهم و روی بهبود رابطه آن ها کار کنم؟ استاد تو رو خدا برایم دعا کنید سر سوزنی حکمت پیدا کنم. آیا بهتر نیست از مشاوره خانواده بیرون بیایم و مشاوره تحصیلی انجام دهم. می ترسم که مردم را اشتباه راهنمایی کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تا آن‌جا که ممکن است در این موارد با طرفین صحبت شود. باید به آن مرد تذکر داد علاوه بر احکام الهی که به ما اجازه‌ی این نوع محدودکردن‌ها را به همسرمان نمی‌دهد، دنیا، دنیای دیگری شده است و این زمان، حقوقی خاص برای زنان قائل است که نادیده‌گرفتن آن زیر پاگذاشتنِ حقی است که خداوند و جامعه‌ی انسانی به زنان داده است. اگر متذکر این امور نشد، می‌توانید آن‌چه را که نتیجه گرفته‌اید به آن خانم بگویید. موفق باشید

21053

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: چند مورد هست لطفا پاسخ دهید: ۱. اول به لطف خدا و جلسه دوشنبه و امروز (چهارشنبه) باعث شد که در سر کارم که با مردم مواجه هستم یکی از بهترین روزها رو به خاطر احترام گذاشتن به مردم و غصه خوردن برای مردم البته در حد خودم پشت سر بگذارم. تجربه جدید و هیجان انگیزی بود چنان به شوق آمده بودم که به همه می گفتم که امروز خیلی با مردم خوب بودم و.... دعا کنید که این رفتاز تداوم داشته باشد. ۲. سخنرانی امروز رهبری را مثل خیلی وقتهای دیگر گوش دادم. شما می گویید از دیگران نخواهید مثل شما فکر کنند و یا ولایت فقیه را آنطور که شما می خواهید بپذیرند. قبول ولی آخر چطور نگاه کنیم ببینیم افراد دور و بر ما نمی توانند این حقیقت را ببینند و نا امیدانه به این انقلاب و رهبری نگاه می کنند و ما (در حد خودمان) می فهمیم چقدر محرومند؟ این بشارتهای امروز رهبری بنده را به وجد آورد و دلم می خواهد بقیه هم از این نعمت الهی محروم نباشند ولی هیچ کاری نمی توانم انجام دهم. چه باید کرد؟ با تشکر. جز خدا کسی نمی تواند پاداش شما را بدهد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که با مردم رفیق باشید، آرام‌آرام از یک طرف می‌بینند که افراد معتقد به انقلاب و رهبری چه اندازه نسبت به کارشان متعهدند و از طرف دیگر پس از مدتی می‌توانید به آن‌ها تذکر مشفقانه بدهید. موفق باشید

19923

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد محترم: من به ایمیلم مراجعه کردم جواب سوالم رو نداده بودید. شماره سوالم ۱۹۹۱۴.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور جواب داده شده بود:  19914- باسمه تعالی: سلام علیکم: در دو حوزه باید تلاش بفرمایید: یکی آن‌که خیال خود را مشغول کنید تا خیالات شما، شما را مشغول نکند و به اشاراتِ غیر قابل پذیرش شما را بکشاند که در این رابطه بعد از مطالعه‌ی کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» مباحث معرفت نفسی را از کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن دنبال شود و ورزش هم فراموش نگردد. و در حوزه‌ی دوم در حین نوع فعالیت اول، به روان‌پزشک نیز رجوع شود. موفق باشید

18465
متن پرسش
سلام: در طي سخنراني هاي معرفت النفس فرموده بوديد که جسم وقتي بيمار مي شود که روح بيمار مي شود. پس چرا افرادي مثل امام خميني (ره) به سرطان مبتلا شدند؟ مگر روح ايشان بيمار شده بود؟ توضيح بفرماييد. مطلب قدري سنگين است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «خویشتن پنهان» بیشتر روشن شده است که روح چون بنا دارد از بدن منصرف شود، انعکاس آن انتقال و انصراف، این نوع به اصطلاح بیماری‌ها است که پزشکان نام آن را بیماری می‌گذارند. ولی این‌ها به جهت انتقال و انصراف روح است که در بدن ظهور می‌کند. موفق باشید

17735

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: حضرت استاد بنده ۵ سال پیش تغییر اعتقادی شدیدی داشتم و از آن پس ولایت فقیه را پذیرفتم لکن تا امروز نتوانسته ام به یک آرامش روحی برسم تا کلام و احکام و اخلاق را طبق برنامه ریزی صحیح پیش ببرم. این تلاطم روحی چطور از میان می رود؟ با سپاس
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با احساس حضور تاریخی که با انقلاب اسلامی گشوده شده است، می‌یابیم که در آغوش اراده‌ی الهی در این تاریخ هستیم. صوت شرح کتاب «عقل و ادب ادامه‌ی انقلاب اسلامی در این تاریخ» می‌تواند کمک کند. موفق باشید

16227
متن پرسش
با سلام: می خواستم نظرتون را در مورد برنامه هایی که تمام سعی و همتشون فقط خنداندن صرف مردم است بدانم. آیا راهگشاست؟ برای مشکل اصلی امروز مردم؟!! ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌رسد کار درستی نباشد، مگر آن‌که قصد برتری نسبت به خنداندن در دلِ این نوع برنامه‌ها در میان باشد. در این مورد عرایضی در جزوه‌ی «قهقهه و جهالت، تبسم و حکمت» شده است. حضرت مولى‏ الموحدين (ع) مى‏ فرمايند: «كَفَى بِالْمَرْءِ جَهْلًا أَنْ يَضْحَكَ مِنْ غَيْرِ عَجَبٍ»[1]در جاهل ‏بودن انسان همين بس كه بدون دليل بخندد. آنچه قوه‏ ى وَهميه انسان را در كنترل مى‏ آورد تا با اندك بهانه‏ اى به خنده نيفتد قوه‏ ى عاقله است و لذا انسان‏هايى كه عقل خود را رشد نداده‏ اند توان كنترل خود را در خنديدن ندارند و اين را نبايد حمل بر گشاده‏ رويى كرد. و اگر انسان متوجه چنين نقيصه‏ اى در خود شد بايد با تدبّر در امور حِكمى‏ آن را جبران كند. آن حضرت در راستاى آن‏كه انسان بايد زيادخنديدن خود را درمان كند، مى‏ فرمايند: «كَثْرَةُ ضَحِكِ الرَّجُلِ تُفْسِدُ وَقَارَه»[2]

بسيارىِ خنده وقار مرد را از بين مى‏ برد. پس اين‏طور نيست كه تصور كنيم دامن‏ زدن به خنده‏ ى زياد عمل بى‏ ضررى است. موفق باشید

 


[1] ( 1)- تصنيف غرر الحكم و دُرر الكلم، ص 222.

[2] ( 2)- تصنيف غرر الحكم و دُرر الكلم، ص 222.

13039

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: با عرض شرمندگی سوالی داشتم. آیا آن افرادی که قرآن باز می کنند و از زندگی و آینده افراد خبر می دهند و برای حل مشکل دعا می نویسند کار درستی می کنند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار درستی نیست، بعضاً هم شیطنت در آن می‌شود. موفق باشید

12661
متن پرسش
عرض سلام و تحیت به محضر استاد: پیرو سوالی که حضورا از شریف در رابطه با بازسازی حرم امام داشتم برای جمع بندی سوال زیر را مطرح می کنم: سوال اول: ما را از دبستان با این تفکر بزرگ کردند که خاندان پهلوی خاندانی تجمل گرا و اهل بریز و بپاش بودند و مصداق آن را کاخ های نیاوران و سعد آباد ذکر می کردند آیا با گذشت سه دهه از پیروزی انقلاب اسلامی این اشرافی گری های حرم در همان راستا نیست؟ سوال دوم: هر چند نظر بعضی این است که در معماری حرم امام شکوه هنر اسلامی ایرانی دیده می شود اما با وجود ضربات سنگینی که اقتصاد ایران و به تبع قشر مستضعف و حتی متوسط از اثرات تحریم خورده است و کشور دچار رکود و تورم بی سابقه است آیا این مسئله در حال حاضر نیاز بود؟ آیا شما جناب طاهرزاده که معتقدید بشریت باید به معصوم رجوع کند این روایت را خوانده اید که شخصی خدمت حضرت صادق (ارواحنا له فدا) رسید و به لباس زیبا و قیمتی حضرت اعتراض کرد و حضرت را به سیره ساده زیستی پیامبر و امیرالمومنین (ارواحنا لهم فدا) متذکر شد و حضرت در جواب فرمودند آن زمان امت اسلام فقیر بود و اکنون جامعه اسلامی به رفاه نسبی رسیده است حال عرضم این است با وجود اینکه ما در اجرای عدالت در انقلاب اسلامی پیشرفت کمی داشته ایم و قشر ضعیف با تورم و تحریم به شدت تحت فشار است، این اشرافی گری ولو به اسم هنر اسلامی ایرانی در این مقطع حساس و پیچ تاریخی نیاز انقلاب اسلامی بود؟ اگر با بنده هم عقیده اید سوال این است چرا رهبر زمان شناس و قاطع ما این تذکر را ندادند و مانع نشدند؟ سوال سوم: شما در جواب حضوری خود فرمودید رهبری در این مسئله دخالت نکرده اند چرا که سردمداران این امر دارای چنین فکری هستند و رهبری برای این نوع فکر حد و مرز قائل شده اند و چون به طور علنی مغایر با نظام اسلامی نبود و حرام عینی و بین نبود رهبری مانع از انجام این کار نشدند اما شما در حکم حکومتی رهبر انقلاب که به صورت صریح از احمدی نزاد خواستند تا رحیم مشائی را از سمت معاون اولی عزل کند هم حرام عینی و مغایرت با سیاست های انقلاب اسلامی ندیدید اما ایشان حکم حکومتی صادر کردند حال سوالم این است که ایشان نه تنها حکم حکومتی صادر نکردند بلکه حتی موضع گیری زبانی هم نکردند آیا این باعث تاسف نیست؟ شما دائما همچون نیچه و جناب هایدگر از به حجاب رفتن حقیقت گله می کنید. آیا روح ا... خمینی که کوخ نشینی را به کاخ نشینی ترجیح داد و دائما متذکر می شد تا مسئولان نظام اسلامی به اشرافی گری و تجمل رو نیاورند آیا این تغییر در حرم امام باعث نمی شود که نسل چهارم انقلاب در تعریف امام بزرگوار به حجاب بروند و دچار دوگانگی شوند؟ چرا رهبر انقلاب که نگران تحریف شخصیت امام هستند اجازه می دهند کسانی مسئول بازسازی حرم امام شوند که امام را درست درک نکرده اند؟ خرقه زهد و ریا کندم و بر تن کردم که من از حرم روح ا... بیزار شدم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تجمل و اشرافی‌گری با روح اسلام و انسانیت نمی‌خواند هرکجا که باشد. ولی باید بین کاخی که پهلوی برای خودش می‌سازد و با حرمی که تولیت بنا به نظر خود، برای نشان‌دادن شکوه شخصیت امام راحل می‌سازد، فرق گذاشت به‌خصوص که توصیه شده است حرم امامان و مساجد با شکوه باشد ولی تجملی نباشد. در مورد حرم حضرت امام تفاوت نظرها در با شکوه‌بودن این معماری یا تجملی‌بودن آن است. بنده معتقدم در این موارد که به‌راحتی نمی‌توان گفت حرم از کدام نوع است، بهتر است سکوت کنیم، زیرا سازندگان آن با نیّت ارائه‌ی شکوه، آن را شکل داده‌اند و جای حمل بر صحت در همین جاها است و شاید به همین جهت رهبری نمی‌توانند نظر صریح بدهند چون خلاف ِ بیّنی به‌حساب نمی‌آید علاوه بر این‌که این نوع فعالیت‌ها نقشی در تشدید رکود و تحریم ندارد. از طرفی؛ مگر خود حضرت امام در امور شخصی‌شان این کار را انجام داده اند که نسل چهارم انقلاب در مورد امام دچار دوگانگی شوند؟! موفق باشید

10036
متن پرسش
سلام علیکم و رحمه الله: استاد با عرض معذرت در یک سخنرانی برای بنده شبهه ای پیش آمد مبنی بر اینکه گفته اند امروز دیگر حکم ارتداد مطرح نیست و جایگاهی ندارد و باعث هرج و مرج در کشور است و این فتوایی که برخی از علما درباره ی شاهین نجفی مطرج کردند فتوای جاهلانه بوده است، مرجعیت باید دارای معنویت باشد باید حکم مثل حکم میرزای شیرازی باشد. و یا گفته شد که امام (سلام الله علیه) هم اگر عواقب حکم ارتداد سلمان رشدی را می دانست شاید آنگونه قتوا نمی داد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر می‌شود حکم خداوند که رب العالمین است را ترک کرد، تنها با رعایت دستور خداوند است که بستر سعادت انسان‌ها فراهم می‌شود و تنها حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» حکم خدا را در مورد سلمان رشدی اعلام فرمودند و نتیجه‌ی آن از حدّ تصور ما بیرون است که چگونه نقشه‌های صهیونیسم با این حکم نقش بر آب شد. موفق باشید
8681

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت بنده به تازگی دوره مربیگری مهدویت را در بنیاد مهدویت به پایان رسانده و ان شاالله قرار است به زودی با مخاطبین خود که قشر نوجوان و جوان هستند در کلاس های معرفت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف روبرو شوم. سرفصلهایی که مقرر شده بنده تدریس کنم عبارتند از تعریف معرفت، دلایل (عقلی و شرعی) و ضرورت معرفت و شناخت امام. فواید معرفت، راههای کسب معرفت و.... آنچه که مورد سوال بنده است این است که مایل نیستم مطالب کلیشه ای در قالب لغات پر حجم را به خورد مخاطب خود بدهم. تمایل دارم با فطرت مخاطبم روبرو شوم ولی راه آن را نمیدانم. از شما در این جهت راهنمایی میطلبم. جهت اطلاع به لطف خدا بنده حافظ قرآن هستم و در بحثها میتوانم از آن استفاده کنم.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: فکر می‌کنم اگر مباحث معرفت نفسی را در ابتدا برای مخاطبان در میان بگذارید، زمینه‌ی ارتباط و پذیرش بیشتر می‌شود. شاید کتاب‌هایی که در رابطه با مهدویت نوشته‌ام کمک کند. موفق باشید
7532

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم در کتاب تمدن زایی شیعه به عقول عرضیه اشاره کردید.عقول عرضیه همان ملائکه زمینند؟مرتاضی که فرموده اید با ارتباط برقرار کردن با ارتباط بر قرار کردن با مدبره آب توانسته بالا برود با ملک موکل آب رابطه برقرار کرده است؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: همین طور است. موفق باشید
7460

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم. در مورد اذان : 1- آیا روایات مبنی بر اینست که خوش صداها بگویند یا خیر؟2- حال در مورد بلال گفته اند خوش صدا نبوده و پیامبر ص هم اصرار بر عدم تغییر ایشان داشته اند آیا این درست است ؟ علت چه بوده؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عقلاً و شرعاً همین طور است 2- کسی نگفته بلال خوش‌صدا نبوده، او در اداء بعضی از حروف سلیس نبوده. موفق باشید
6536
متن پرسش
سلام در مورد سوالم درباره هبوط حضرت آدم،شما گفتید که مهم این است که بین آدمیت و حقیقت آدمیت تفکیک کنیم. آیا حقیقت آدمیت،همون مخلوق اول است که همه مخلوقات دیگه از تجلیات اون هستند؟؟؟ اگه اینطوره خب اول اون بوده و از تجلیات اون ملائکه و دیگر موجودات خلق شدند،پس چطوری خدا آدمیت را خلق کرد؟؟ میشه شما فرق مخلوق اول که در کتاب "انسان ازتنگنای بدن تا قرب الهی" آورده شده که همان نور محمد (ص) است را با حقیقت آدمیت و آدمیت بگید؟؟ آیا اینطوره که خدا مخلوق اول یا همان عقل کل(شرح جنود عقل و جهل) را خلق کرد و تجلی اول مخلوق اول،همان انسان کامل است که مصداقش اهل بیت هستند؟؟ ممنون میشم این مشکل ذهنی را برام حل کنید. یا علی مدد
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که متوجه هستید بین حقیقت با مصداق حقیقت باید فرق گذاشت. «اول ما خلق اللّه» حقیقتی است که آدمیت به عنوان خلیفة اللّه ظهور و مصداق آن است و از آن جایی که در حقیقت، ملائکه به تسبیح نور محمد و آل محمد تسبیح گفتند، در ظهور آن حقیقت به صورت آدمیت، ملا ئکه به آدم سجده کردند. نتیجه آن‌که روایات گاهی اشاره به حقیقت یک موضوع دارد و یک وقت به ظهور و مصداق آن و همان‌طور که اگر بین مفهوم و مصداق خلط شود عقل متوقف می‌شود، اگر بین حقیقت و مصداق آن خلط شود امکان ادامه‌ی فکر ضعیف می‌شود و لذا باید بین «اول ما خلق‌اللّه» که حقیقت محمدی«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» است با حقیقت آدمیت که مقام سجده‌ی ملائکه است خلط نکرد هرچند صورت تعین‌یافته‌ی «اول ما خلق اللّه»، انسان کامل یا حقیقت آدمیت است. موفق باشید
1231

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و آرزوی قبولی طاعات استاد فرزانه. سئوال بنده این است که یکی از فضائل اخلاقی این است که انسان خود را برتر از دیگران نداند ، این عدم خود برتر بینی به چه معنا است ؟معصوم که همه صفات را در حد اعلا دارد آیا خود را پایین تر از همه مخلوقات می بیند ؟ما در جاهایی داریم که معصوم خود را برتر معرفی می کند؟ برای اشخاص عادی هم پیش می آید مثلا شخصی می بیندبر اثر تلاشی که کرده است فلان صفت الهی را کسب کرده در حالی که فلان شخص دیگر این صفت را ندارد حال این شخص چگونه خود را پایین تر از او بداند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: عدم خودبرتر بینی آن است که اگر انسان توفیقاتی هم نسبت به دیگران دارد آن را لطف خدا بداند و در همین راستا امام سجاد«علیه‌السلام» می‌فرمایند: «وَ أَنَا ... أَقَلُّ الْأَقَلِّین‏ و اذل الاذلین». موفق باشید
23153

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و درود بر شما استاد گرامی: راستش سوالی داشتم: اینکه میگن کسانی مثل دعانویس ها که از جن کمک میگیرن. مثلا میری پیششون از تو اسم مادر هم حتما میپرسن تا دعا بنویسن یا مشکلت رو حل کنن. حالا من تو یکی از کانال های هواداران آیت الله تبریزیان که تو کار طب سنتی هستن حرز امام جواد رو دیدم برای فروش گذاشتن. از شرایطش اینه که اسم و فامیلی مشتری و نام مادر هم باید بنویسی. آیا برای سفارش حرز امام جواد اسم مادر هم باید داد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. در این موارد نه وارد هستم و نه مایلم که وارد شوم. موفق باشید

22897
متن پرسش
سلام استاد خسته نباشید: زیارتتون قبول باشه. استاد ۲ تا سوال داشتم خدمتتون، آیا این دولت و شخص روحانی توان اداره کشور رو ندارن یا نمیخوان کشور رو سامان بدهند؟ استاد تا وارد بحث سیاسی میشم خیلی ترس دارم از اینکه نکند حرفهای بنده غیبت باشه، لطفا بفرمایید با چه راهکاری اظهار نظر سیاسی بدون غیبت انجام بدیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان که مقام معظم رهبری «حفظه‌اللّه» در نشست اخیری که با مجلس خبرگان داشتند و فرمودند باید دولت را تقویت کرد و دولت هم باید شبانه‌روز تلاش کند؛ باید کار را و رفع مشکلات را از همین دولت مطالبه کرد. هرچند به نظر می‌آید روحیه و توان اداره‌ی این کشور انقلابی را در چنین تاریخی که هر روز دشمنان مشکلی برای آن ایجاد می‌کنند، را نداشته باشد. عمده آن است که حداقل مردم بدانند این جریان با این نحوه افکارِ رفاه‌طلبانه برای اداره‌ی این کشور مفید نیستند و گویا در برجِ عاج‌های خود درکی از واقعیات‌های جامعه ندارند که نمونه‌ی روشن‌اش را در روزهای اخیر ملاحظه کردید که چگونه خواستند پول مردم را در ایران از آن‌ها بگیرند و در سر مرز و یا در داخل کشور عراق به آن‌ها دینار تحویل بدهند که به نظر بنده هر کودک دبستانی که اندک‌فهمی از شرایط داشت می‌فهمید که این کار غیر عملی است. مشکلی که به‌وجود آورد آن بود که عده‌ای تنها پولی که برای سفر اربعینی خود به بانک‌ها سپردند تا در مرز تحویل بگیرند و نتوانستند، از ادامه‌ی سفر محروم شدند و از سر مرز با چشمانی گریان، خود و زن و فرزندشان به ایران برگشتند. این است قصه‌ی دولتی که با واقعیات ما آشنا نیست. موفق باشید

22661
متن پرسش
با سلام: چندیست که فقط با اندیشه های ابن عربی و سایر عرفا قادر به تفکرم و حتی تفکر ملاصدرا را نیز چون آمیخته به فلسفه است قادر بدنبال کردنش نیستم. کتاب مصباح الهدایه امام را با شرح شما خواستم مطالعه کنم لکن دیدم شما کتابهایی چون معرفت نفس و صدیقین را پیش نیاز دانستید رجوع کردم برهان صدیقین تا آنجایی که در اواخرش به عرفان می رسید، برایم گویی سنگلاخی بود تصورش هم اکنون برایم آزار دهنده است. اما اواخرش بهشتی بود لایوصف ولایدرک حال استاد بفرمایید چه کنم سیری که مشخص می کنید فقط عرفانی باشد اصلا با تفکر فلسفی ولو از نوع صدرا میانه ای ندارم از طرفی می ترسم فهم ابن عربی محتاج فلسفه مشا و صدراو ... باشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان در تعالی ابعاد عقلی و قلبی خود، انسان می‌شود و خودِ جناب ابن‌عربی نیز در بسیاری موارد عقل ما را مخاطب قرار می‌دهد و به راحتی مشخص است که مکتب عقلی ابن‌سینا را می‌شناسد و می‌فهمد. آری! هنر ما این است که بین اشاراتِ عقلی و قلبی، خلط نکنیم، نه این‌که یکی را به حاشیه برانیم. موفق باشید

22434

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
میت وانید حداقل و حداکثر قدرت نماز شب در رشد دنیا و آخرتی و معنویت و مادیات و ... برایم بگید. چون من در مرحله ی اول به طمع کسب مواهب و امتیاز و نیاز و حاجت به درگاه خدا در ساعات سحر به نماز ایستاده ام، می خواهم بدانم اولین چیزی که خداوند می خواهد به من بدهد تا من هم قوت بگیرم انگیزه بگیرم همت کنم که این مسیر را ادامه دهم و ان شاءلله سال به سال رشد معنوی من مرا به مراتب بالای از معنویت برساند. کسب فضایل اعمال و اثرات اعمال به نظر من باید مراتب داشته باشد. مثلا من بدانم که اگر یک ماه به پای سجاده ی نماز شب آمدم چی دستم را خواهد گرفت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تمام عبادات باید با انگیزه‌ی اُنس با حضرت ربّ العالمین انجام گیرد و با پشت‌کار و صبر إن‌شاءاللّه حجاب‌های بین «عبد» و «ربّ» برطرف می‌شود. آری! نماز شب یکی از بهترین راه‌های اُنس عبد با ربّ است. پیشنهاد می‌شود سه جلسه‌ی صوت «همدمی ربّ و عبد» را را که بر روی سایت هست، دنبال کنید. موفق باشید

22412
متن پرسش
سلام: در جواب اینهایی که می گویند: «بله آینده از آن انقلاب اسلامی است ولی چه فایده به دوره ما نمیرسه بدبختیش رو ما باید بکشیم.» چه جوابی بدهیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید متوجه بود که علاوه بر آن‌که از نظر حسّی ما با مسائلی روبه‌رو هستیم، ابعادی از ما در نزد ماست که حضور تاریخی ما را هم‌اکنون در ما ایجاد می‌کند و لذا با عهدبستن با انقلاب اسلامی آن‌چنان در حضور تاریخیِ انقلاب اسلامی قرار می‌گیریم و به شعف می‌اییم که این از همه‌ی گنج‌های عالَم بالاتر و مسرت‌بخش‌تر است. چیزی که اصحاب حضرت سیدالشهداء «علیه‌السلام» در شب عاشورا یافتند و در روز عاشورا همه‌ی جان خود را برای رسیدن به آن فدا نمودند. موفق باشید

21997
متن پرسش
سلام استاد عزیز: ببخشید استاد شاید سوالم پیش پا افتاده باشه ولی خب برایم حل نشده. موقع گفتن اذکار «استغفرالله ربی و اتوب الیه» و یا «العفو» در نماز شب، بنده برای اینکه هم تمرکز داشته باشم و هم آن حالت ندامت و خضوع و انکسار در وجودم ایجاد بشه گناهانم رو یکی یکی جلوی چشمم تصویر می کنم و اذکار را می گویم. از طرفی شما در چند جایی فرموده بودید توقف در گناهان گذشته درست نیست و وقتی گناهی انجام دادید و توبه کردید دیگه بخشیده شده و فکر کردن به آنها و دوباره تقاضای عفو و گذشت از آن گناهان یک نوع بی حرمتی به خداست. اما خب از طرفی هم اگر فقط اذکار را بگویم و به گناهان گذشته ام فکر نکنم فکرم به همه جا منحرف می شود. تکلیف چی است باید چکار کرد؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: طلب عفو و استغفار، وجوه مختلفی دارد در آن حدّ که حتی فرموده‌اند: «وجودک ذنب لایقاس به ذنب»؛ هستی تو گناهی است که هیچ گناهی به پایه‌اش نمی‌رسد. لذا بسیاری موارد، استغفار و طلب عفو در راستای آن است که خداوند حجابی که مانع بین ما و اوست را برطرف نماید که این از اصیل‌ترین نحوه‌ی استغفار است. موفق باشید

21685

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد طاهرزاده عزیز: چند شبهه نسبت به فرهنگ مدرنیته و اسلام در ذهنم وجود دارد و در مباحثه غرب شناسی که با دوستانم انجام می دهم، این شبهات نیز در ذهن رفقا وجود دارد و نمی توانند مباحث غرب شناسی را خوب هضم کنند. ۱. اگر امام صادق (ع) علم داشتند، چرا برق را اختراع نکردند؟ ۲. اگر ادیسون برق را کشف نمی کرد یا اینکه لامپ را اختراع نمی کرد یکی دیگر آن را اختراع می کرد. دیر یا زود. ولی بالاخره توسط شخصی یا اشخاصی اختراع می شد. ممکن هم بود در تمدن مسلمانان اختراع می شد. چطور ما باید از هر چه که دستاورد غرب باشد را کنار بگذاریم. آیا مشکل ما فقط با اسم «غرب» است؟ همین سوال را در تمامی موارد دستاورد های غرب و تمدن تکنولوژی می توان پرسید مثل اتومبیل. ۳. می گویند امام صادق علیه‌السلام ۴۰۰۰ تا شاگرد در علوم مختلف پرورش دادند در علومی مانند شیمی ، فیزیک ، ریاضی ، نجوم و.... و شاگرد ایشان جابر بن حیان پدر علم شیمی می باشند. پس چطور در مباحث غرب شناسی با علومی مانند شیمی و ریاضی و فیزیک مخالفت می شود و گفته می شود که همین علوم زمینه انحراف بشر از هدف اصلی شان را ایجاد کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوع مباحث در کتاب‌های مختلفی که در رابطه با غرب‌شناسی هست‘ جواب داده شده است. اقل نکته‌ای که می‌توانم عرض کنم آن است که اساسا علم جدید با تقابل با طبیعت پیش آمده است و علمی که اولیاء الهی بخواهند به بشر بدهند علمی است که در بستر طبیعت پیش می‌آید. به قول آقای سید حسین نصر‘ نه کیمیا همان شیمی است و نه علمی که ابن هیثم داشت علم فیزیک است. موفق باشید

21578
متن پرسش
به نام خدا سلام: زیارت قبول. می خواستم در صورت امکان نظرتان را راجع به حجاب اجباری در قوانین جمهوری اسلامی ایران جویا شوم. با تشکر. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده به همین صورت که رعایت حجاب یک قانون است و البته این قانون بر اساس حکم خدا است، باید مورد تأکید قرار گیرد. البته به همین صورت که فعلاً هست، که نه چندان سخت‌گیری شود و نه نسبت به بی‌حجابی کامل بی‌تفاوت باشیم. موفق باشید

20626
متن پرسش
سلام علیکم: استاد شما در کتاب تمدن زایی تان فرمودیده اید که علم از قطع واقعیات با حقیقت هاست که به دینی و غیردینی تقسیم می شود. این سوال پیش می آید که روش بدست آوردن آن حقیقتِ مطابق با واقعیت مورد نظر چیست؟ و اینکه از کجا بدانیم این واقعیت پیش روی ما، نظر به همان بُعدی از حقیقت دارد که مدنظر ماست؟ سوال دیگر اینکه مطالبی که ما در فلسفه اسلامی تحت عنوان معرفت شناسی مطرح می کنیم اشتراکاتی با فلسفه علم دارد ولی علی الظاهر نظری در این باره اظهار نشده. اگر شما بخواهید نظریه ای در بین مکاتب فلسفه علم به میان بگذارید کدام را انتخاب و یا اساساً چه نظری می دهید؟ باتشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همواره با نظر به «وجود» است که می‌توان واقعیات را، مظاهر وجود دید. و آن‌جا که موضوعِ «وجود» در میان نباشد متوجه بود که اعتباریات در صحنه است که ربطی به حقیقت ندارد 2- منظور شما از اشتراکاتِ معرفت‌شناسی با فلسفه‌ی علم را متوجه نشدم. موفق باشید

20248
متن پرسش
سلام: یه نگاهی که می کنم می بینم چه خلقتی بود این خلقت خدا! خلقتی که هدفش عبادت خدا و رسیدن به کمال بود. اکثر پیامبرا رو که مردم رد کردن، کشتن، زجر دادن ... بعضی مثلا پیامبر اسلام صلوات الله علیه و آله هم که پذیرفتن و حکومتی تشکیل داد یه جورایی مردم تو خالی بودن، برای امام علی علیه السلام چهل نفر نبود، بعد ائمه علیهم السلام که تقریبا هیچ کس مقامشونو درک نکرد، بعد غیبت طولانی، حالا هم جبهه انقلابی خیلی نیست و فوقش چند میلیون؛ و کره زمین با میلیارد ها انسان رو زمین میچرخن بدونه اینکه بدونن از کجا اومدن و کجا هستن و کجا میرن، و کلا تو تاریخ هر چی انسان اومد 99/99999 درصدش اصلا تو باغ نبودن، فقط قرار پایانش خوش باشه و منجی ای بیاد و اکثر انسان های رو زمین رو که درصد کم و بسیار ناچیزی از انسان های خلق شده اند رو هدایت کنه و مدینه فاضله به وجود بیاره! میدونم خدا در کارش اشتباهی نیست، دنبال جوابشم. سوال: روش تبلیغ خدا (ارسال پیامبران و ...) و رسوندن حرفش به خلائق خیلی خیلی خیلی ناقص نبود؟! اکثرا حرف خدا رو نشنیدن، به اون درصدها و انسان هایی که اومدن و رفتن اصلا تو باغ قرار نگرفتن و گناه ها و گناه ها و گناه ها و کلا تاریخ و دنیا که آدم نگاه میکنه یه فکری به وجود میاد که چه خلقتی بود این؟ چه خلقت بدی بود! اصلا اصلا اصلا به هدفش نرسید. شاید جواب این باشه که کیفیت تو اسلام مهمه و اینکه رو این کره با میلیارد ها آدم هم باشن و یکی حججی باشه کافیه... ولی بازم برام قانع کننده نیست، پس بقیه چی؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هدف پیامبران هدایت مردم بوده و هدف انسان‌ها عبادتِ خدا. و این‌که می‌فرماید: «ما خلقت الجنّ و الانس إلاّ لیعبدون» این هدف، هدفِ جنّ و انس است، حال اگر عبادت نکنند از هدف و کمال خود دور می‌شوند و نه آن‌که هدفِ خدا باشد که اگر عبادت نکنند، خدا به هدفش نرسیده باشد.

از طرفی هدف پیامبران، فرهنگ‌سازی است. در این رابطه در نظر بگیرید اگر در همین دنیای آشفته آموزه‌های پیامبران نبود، چه می‌شد؟! و بدین جهت می‌فرمایند در هدایت، تنها آن وجهِ نهایی آن مقصد نیست، هر مرحله‌ای که بشر قدمی از حیوانیت خود فاصله بگیرد به همان اندازه پیامبران به هدف خود رسیده‌اند. بنا نیست همه، امیرالمؤمنین شوند، بناست ابوسفیان هم که هست یک قدم از درنده‌خویی خود پا پس بکشد. آری! آرمانِ هدایت الهی، تخلّقِ خُلقِ انسان‌ها به الهی‌شدن است. موفق باشید 

نمایش چاپی