بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
15398

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: پیرو سوال 15344 یعنی استدلال امام به قضیه قتل عام بنی قریضه اشتباه بوده، به عبارتی در چنین مسئله ی حساسی، استدلال غیر متقنی آورده شده؟ این موضوع را از این منظر می پرسم که: صحبتی منتسب به آقای سید مهدی طباطبایی مطابق زیر آورده شده ولی در صحیفه امام صحبتی از پشیمانی نیومده و به واقه ای که شما فرمودید صحت نداره استدلال شده: (صدور برخی حکم‌های اعدام صادر شده بلافاصله پس از پیروزی انقلاب توسط مرحوم خلخالی) امام خمینی خودشان خیلی موافق این حکم‌ها و اعدام‌ها نبودند از طرف دیگر منتظر بودند که کارها هم پیش بروند که انقلاب شکست نخورد. در واقع گاهی اوقات ناچار بودند که برخی افراد را اعدام کنند که انقلاب به بن بست نرسد. اما این حدی که انجام شد تندروی بود و امام هم راضی نبودند. fararu.com/fa/news/267234/طباطبایی-خلخالی-از-حکم‌های-اعدام-پشیمان-بود با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل وجود خیانت بنی‌قریظه را کسی منکر نیست ولی ظاهراً در رابطه با اعدام آن‌ها از کاه، کوه ساختند تا بگویند در صدر اسلام نیز هولوکاستی واقع شده است. آری! حکم خیانت آن‌ها قتل بود و انجام گرفت، همچنان‌که باید اعدام منافقین انجام می‌شد وگرنه در آستین انقلاب، مارهای خطرناکی پروریده می‌گشت. موفق باشید

14307
متن پرسش
استاد منظورتان را از اینکه نهایه و بدایه را محدود به یک استاد نکردید چیست؟ یعنی با استاد نخواندید؟ شما با کدام استد مطالعه کردید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده به یک استاد بسنده نکردم. به‌خصوص که در زمانی بدایة الحکمه را در مرکز مدیریت حوزه‌ی اصفهان برای طلاب برگزیده‌شده تدریس کردم. فکری هستم که چطور شما گرفتار این نوع سؤالات شده‌اید!! موفق باشید

12655
متن پرسش
به نام پروردگار مهربان: با عرض سلام و احترام محضر جناب استاد طاهر زاده: اینجانب تاکنون دو مرتبه در ارتباط با موضوع ولایت فقیه با جنابعالی مکاتبه کرده ام. اما پاسخ های شما قلبا نتوانسته بنده را متقاعد کند. این سوال سالهاست ذهن بنده را مشغول نموده و از افراد متعددی نیز مشورت گرفته ام اما دریغ از یک جواب قانع کننده !!! تنها برای کمک به پاسخ گویی استاد عرض می کنم که بنده به لطف الهی با مباحث شما و مباحث کلامی نسبتا آشنایی خوبی دارم. و اما خود سوال، اگر حکومت ولایت فقیه، خدای ناکرده، توسط مدیران دولتی و دست اندرکاران به اندازه ایی فاسد شود که مردم عامه شورش کنند بالطبع حکومت را به زور ساقط می کنند (تا اینجا را بر طبق مکاتبات قبلی می دانم که می پذیرید). سوال اینجاست اگر حکومت ولایت فقیه فاقد هر گونه ساز و کار دمکراتیک برای کنار کشیدن خود در صورت عدم مقبولیت مردمی باشد خواه ناخواه حکومت ولایت دینی به استبداد دینی منتهی خواهد شد. بنابراین چرا بایستی انسان پشتیبان حکومت دینی باشد که غیر دمکراتیک است و مستعد به استبداد. اینکه ما می گوییم حکومت ولایت فقیه یک رویکرد تمدن ساز است قابل قبول است ولی تنها زمانی که با مقبولیت مردمی بر سر کار بماند نه به زور شمشیر! با آروزی توفیق روز افزون و قبولی طاعات و عبادات
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فقهای مجلس خبرگان به عنوان عالمان متعهد ناظر بر ولیّ فقیه هستند تا به‌جای نظر حق نظر خود را حاکم نکند. وقتی هم که حکم الهی حاکم باشد، چون حکم الهی با فطرت‌ها هماهنگی دارد دیکتاتوری نیست، زیرا در نظام دیکتاتوری نظر شخص حاکم است و نه حکم خدا. به همین جهت نظام ولایت فقیه از دموکراسیِ صرف، افضل است که در دموکراسیِ صرف، میل مردم حاکم است، نه نظر مردم در ذیل حکم خدا. موفق باشید

8109
متن پرسش
سلام علیکم اگر ممکن است کتابی در رابطه با قضا و قدر معرفی بفرمایید باتشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: کتاب «انسان و سرنوشت» مرحوم شهید مطهری و کتاب «طلب و اراده» از حضرت امام خوب است. اگر کتاب‌هایی بعد از این کتاب‌ها به بازار آمده است – که حتماً آمده – از آن ها اطلاع ندارم. عرایضی هم به صورت صوت در رابطه با قضا و قدر در سی‌دی‌ها داشته‌ام. موفق باشید
23406
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: استاد ما اواسط بحث حرکت جوهری هستیم، می بینم که شما مدام تذکر می دید که اگه استعداد این بحثها را ندارید فایده ای ندارد و ولش کنید! از کجا بفهمیم استعدادش را داریم یا نه؟ ممنونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر با مقداری تلاش، مطالب را درک می‌کنید آن مباحث، غذای جان شماست و جان می‌گیرید. ولی اگر به جای جان‌گرفتن، تنها در حدّ مفهوم از آن آگاه شدید و هیچ فهم متعالی برایتان پیش نیامد، عملاً با آن غذا ثقل کرده‌اید، معلوم است که غذای جان شما نبوده است. موفق باشید

23027

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: در دیدار رهبر با مدال آوران مسابقات پاراآسیایی شاهد بودیم که ایشان در بخشی از سخنان خود به حضور بانوان چادری اشاره کردند و این حرکت را ارج نهادند و آن را قدرت نمایی فرهنگی خواندند و حرکتی در جهت جنگ اراده ها دانستند. سوال اینجاست که چرا با وجود اینکه در سال های گذشته نیز بانوان چادری در این مسابقات حضور داشتند به این شکل مستقیم خطاب نشدند، چه تحلیلی در پس این حرف رهبری و خطاب مستقیمشان وجود دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. شاید پیش نیامده و شاید احساس کردند باید در حال حاضر بر این امر تأکید شود تا از آن غفلت نگردد. موفق باشید

22215
متن پرسش
سلام استاد: عبادت قبول - آیا حضرت آدم (ع) در بهشت با بدن مادی مربوط به نشئه دنیا بوده و از میوه ممنوعه مادی تناول فرمودند؟ ملاصدرا حقیقت هر دو بهشت را (اولیه-اخروی) یکی می داند اگر بهشت یکی باشد یعنی مجرد است ظاهر روایات بر مادی بودن بهشت اولیه اشاره دارند ولی حکما بر مثالی بودن آن تاکید دارند لطفا نظرتان را بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: می‌توان این‌طور فکر کرد که بهشت برزخ نزولی و برزخ صعودی هر دو جسمانی‌اند، ولی لازم نیست مادی باشند و روایات نیز بر جسمانی‌بودن آن‌ها نظر دارد، نه مادی‌بودن آن‌. موفق باشید

22209
متن پرسش
با سلام و وقت بخیر خدمت استاد طاهرزاده: مساله بسیار مهمی در مورد نحوه ذکر گفتن و نماز داشتم در صورت امکان لطفا راهنمایی ام کنید: 1. در نماز هوش و حواس را دقیقا در کجا متمرکز کنیم؟ آیا در نماز خدا را فقط طوری تصور کنیم که ما را می بیند؟ 2. آیا این روشم درست است که: چون جای اصلی خدا در قلب است بنابراین هوش و حواسم را شش دانگ متمرکز می کنم به قلبم یعنی قلبم را مخاطب دعا و کلمات نمازم می کنم یعنی انقدر قلبم را مخاطب قرار دهم تا بالاخره قلب زبان بگشاید! 3. استاد اگر در نماز اینطور تصور کنیم که خدا جلوی ماست و ما را می بیند این از جهتی محدود کردن خداست چرا که خدا در سمت پشت ما نیز هست نه فقط جلو! اما چون قلب مومن عرش خداست بنابراین در نماز فقط قلبمان را مخاطب قرار دهیم نه بیرون را! 4. چطور ذکر بگوییم که قلب زنده به ذکر شود؟ مثلا اینجانب برای ذکر «غفار» اینطور عمل می کنم: اول کاملا تصور می کنم که خدا در قلبم هست و عمیقا و قلبا خدا را در قلبم خطاب قرار می دهم و می گویم «یا غفار» «یا غفار» ... تا از درون جواب دهد نه از برون! 5. من بعضا در ذکر گفتن اینطور عمل می کنم: مثلا یک انسان بزرگی مثلا علامه طباطبایی را در نظر می گیرم و متحدا ذکر و دعا را از زبان ایشان می گویم! و یا بعضا در نمازهای مستحبی ام اینطور تصور می کنم پیامیر (ص) در جلو حضور دارند و من پشت ایشان اقامه صلاه می کنم و حمد و سوره را از زبان ایشان می گویم آیا درست است؟ 6. آیا این درست است که: در بیرون خبری نیست بایستی عمیقا و عمیقا «قلب خود» را برای دعاها خطاب قرار داد نه خدای بیرونی را؟ 7. جهت تمرکز در نماز من چشم هایم را می بندم آیا این درست است؟ 8. نظر جنابعالی در مورد ذکر گفتن و نحوه نماز خواندن چیست و مخاطب نماز را چطور تصور کنیم؟ با آرزوی قبولی طاعات و عبادات. اجر زحماتتان با حق تعالی.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی آن‌چه فرموده‌اید در جای خودش خوب است و همان‌طور که برایتان پیش می‌آید استقبال کنید. مثل آن‌که گاهی در قلب خود با نور خداوند کار را جلو می‌برید و گاهی نورِ علوّ او را در مقابل خود احساس می‌کنید. هرکدام نحوه‌ای است که در آن شرایط، رزقِ شما شده است. چشم‌بستن در ابتدای سلوک، مانعی ندارد. موفق باشید

22053
متن پرسش
بسمه تعالی. با عرض سلام: 1. چرا حضرت ابراهیم علیه السلام در مورد قیامت سوال خود را طوری مطرح می کنند که انگار قرار است همین مردگان زنده شوند؟ «کیف تحی الموتی» یعنی معرفت حضرت ابراهیم از نحوه معاد صحیح نبوده است؟ 2. و چرا جواب قرآن هم درباره زنده کردن همین مردگان در رابطه با زنده کردن پرندگان می باشد. و سوال دیگر در این است که چرا قرآن در مورد معاد صریحا نمی گوید که قصه معاد از جنس زنده شدن این مردگان نیست؟ با تشکر از شما التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت ابراهیم«علیه‌السلام» از حضرت پروردگار چگونگی، آری! چگونگیِ احیای مردگان را خواستند و حضرت حق هم توان چگونه‌زنده‌کردن را به حضرت دادند 2- مگر قصه‌ی معاد، زنده‌کردنِ همین مردگان نیست که خدا گفته است؟! موفق باشید

21704
متن پرسش
با سلام وعرض ارادت میخاستم یه سوالی رو بدون رودربایستی بپرسم واونم اینکه اسلام در مورد چگونگی انجام وظیفه هنگام شب زفاف چه توصیه ای می کند؟ خاهشا همین جا جواب بدید ایمیل خرابه. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به کتاب‌های مربوط به این موضوع رجوع کرد. این سایت درحدّ جواب دادن به سوالات کاربران که کتاب‌های بنده را مطالعه کرده‌اند و ممکن است سوالی برایشان پیش بیاید می‌تواند جواب دهد. موفق باشید

19902

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب: سوالی ک جنبه گلایه دارد از خدمتتان داشتم: کاش می شد ایمیل را ننویسم، چون پاسخ شما دیگر به حال من سودی ندارد. استاد عزیز، انسان های اهل فکر، یک موضوع را از جهات مختلف می بینند. در تعجبم چرا شما در مورد مسئله سیگار کشیدن، موضوع را فقط از جنبه حیات ثانوی مطرح کردید. آن هم در جایی که می دانید حرف شما دلیل و حجت و بهتر بگویم بهانه برای عمل افراد می شود. در جایی که در خانه ای پول برای تهیه اقلام ضروری وجود ندارد، پول هفتگی و ماهانه تهیه دخانیات جز ثابت برنامه خانواده می شود، پاتق های شبانه و عصرانه و گاه و بی گاه با رفقا به دلیل جمع شدن برای مصرف دخانیات، جای با خانواده بودن را می گیرد. روابط زناشویی کاملا تحت تاثیر این موضوع، به سردی و دوری می گراید. آبروی اجتماعی یک طلبه، به خاطر نوع رفت و آمدها و بسیاری مسائل کوچک، تحت تاثیر قرار می گیرد و حتی از دست دادن با افراد امتناع می شود، چون خیلی مواقع فرصت و امکان این نیست که بوی بد سیگار را برطرف کرد. پازلی که از هزار جزء آن، شما تنها به حیات ثانوی اکتفا کردید و طرفدارانتان نفهمیدند که گفتید، خودتان این کار را انجام نمی دهید، چرا که علاوه بر عمل، قول افراد حکیم هم مورد وثوق است. و من هنوز حکمت ورود تک بعدی شما را ب این موضوع نمی فهمم. ان شالله وجدان آگاهتان در پیشگاه حضرت حق، به خاطر بیان این سخنان آرام باشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکات خوبی می‌فرمایید که برای بنده و جنابعالی همین نکات باید مدّ نظر باشد، ولی از آن‌جایی که باید کارِ بزرگان را حمل بر صحت کرد، آن نکات گفته شد. موفق باشید

18269

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
1. آیا می شود کسی که حلالش کردیم را نبخشیم؟ اگر آثار ظلم همچنان باقی باشه چطور؟ 2. آیا «بخشیدن» آدم ها، اعتباری است که وقتی به کسی گفتم بخشیدمت، واقعا بخشیده شود یا می توانم او را نبخشم در حالیکه هنوز قلبا او را نبخشیدم؟ 3. آیا بخشیده نشدن، از جانب یک نفر که بهش ظلم شده، می تواند برای همیشه انسان را از سلوک بازدارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه بیشتر تلاش کنید کینه‌ی طرف مقابل را از قلب‌تان بیرون کنید، بیشتر به صفت عفو منوّر می‌گردید. موفق باشید

17232

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: چرا بیشتر اوقات تذکر به آدم ها، گیر دادن تلقی می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زیرا تذکرات ما اکثراً در بستری مناسب انجام نمی‌شود و زیرا متأسفانه بعضاً مخاطبانِ تذکرات ما، سعه‌ی لازم را جهت فهمِ دلسوزی ما ندارند. از این جهت باید به فکر اصلاح هر دو طرف بود و این خونِ دل می‌خواهد. موفق باشید

7410

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
کیفیت نماز پیامبر قبل از بعثت چگونه بوده است.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» حقیقت نماز که نیایش با خدا و بندگی اوست را پیشه کرده بودند ولی تا قبل از آن‌که صورت نماز تکلیف شود، مکلّف به انجام نماز به این صورت نبوده‌اند. موفق باشید
7359
متن پرسش
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته عرض تشکر از راهنمایی بزرگ شما در مورد سوال پیشین خواستم از استاد در مورد روش تحقیق و تدبر در قرآن را بپرسم. با وجود جذبه فوق العاده ای که قرآن کریم در وجود آدمی ایجاد می کند ولی این موضوع که بتوان از قرآن نه به معنی ترجمه و تفسر از نص قرآن بتوان مطلب استخراج کرد و استنتاج نمود گاهی بسیار دشوار می شود. برای اینکه بیشتر منظور حقیر را متوجه شوید اگر روش با روش تحقیقی خطیب و محقق توانمند اصفهان جناب حجة الاسلام معمارمنتظرین اعلی الله مقامه آشنا باشید در می یابید که شناختی اجمالی نسبت به کل موضوعات قرآن دارند که البته این هم یقینأ از تجربیات سرشار ایشان الهام گرفته شده است ولی حال ما با شرایط فعلی و کم تجربی هایمان چگونه باید با قرآن کریم برخورد کنیم؟ پیشاپیش از راهنماییتان سپاسگزارم. یا رب این نو گل خندان که سپردی به منش می سپارم به تو از دست حسود چمنش یا حق
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که ابتدا همان‌طور که متوجه هستید یک فهم کلی از روح آیات و سوره‌ها باید داشته باشید که در این قسمت تفسیر قرآن به‌خصوص تفسیر قیّم المیزان کمک زیادی می‌کند. بعد از آن است که با آن نگاه کلّی به هر سوره و آیه‌ای که نظر کنید به وجه ملکوتی و باطنی آیات منتقل می‌شوید. موفق باشید
6838

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام مضمون این جمله که(باعاشورا هرروز زندگی کن،باقرآن هرسال)که در کتابهای استاد طاهرزاده آمده،یعنی چی؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: معلوم نیست این جمله در کتاب‌های بنده باشد ولی این جمله باید بدین منظور گفته شده باشد که اصول کلی را از قرآن بگیر و امور جزیی‌تر را از سیره‌ی امامان دریافت کن. موفق باشید
23010
متن پرسش
سلام و عرض ادب کوتاه سخن می گویم استاد گرامی: 6 سال پیش سیر مطالعاتی شما را شروع کرده بودم و لذت می بردم تا اینکه امر ازدواج و پس از آن تولد فرزندان و کار اداره فراغت بال را کاملا از من گرفت. دوست دارم دوباره شروع کنم به لطف الهی. از طرفی همسری دارم کم توجه به مسائل دینی و انجام واجبات که حتی نمازهای یومیه را با یاداوری من و یکی در میان می خواند نمی دانم چکار کنم؟ نگران آینده ی مذهبی دخترانم هستم که نکند آنها هم به این فرهنگ عادت کنند. گاهی اوقات به جدایی فکر می کنم ولی وابستگی عاطفی فرزندان مانع از این کار می شود. بفرمایید چه کنم؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در مأوای زندگی دینی بدون هرگونه افراط و تفریط و اضطرابی می‌توانید فرزندان خود را تربیت کنید و به همسرتان هم کمک نمایید. به مأوای زندگی دینی فکر کنید و نه به جدایی. موفق باشید

22602

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت حضرت استاد: کلیپی که آدرسش را برای تان می فرستم این روز ها زیاد دیده می شود و نقدی که خودم به این آهنگ دارم را هم خدمتتان می فرستم. لطف بفرمایید شما هم نظرتان را بفرستید که اعضای سایت و نیز بنده استفاده ببریم. https://tnews.ir/news/073d94007791.html در باب کلیپ موسی الامل امروز که کل حزب الله یک امام موسی صدر واحد شده است. چرا با حزن از او بگوییم انگاری که با غروب موسی صدر خدای موسی صدر هم در سرزمین موسی صدر غروب کرد، موسی صدر زنده یا شهید امروز در قهقه مستانه افق تاریخی انقلاب اسلامی لحظه شماری می کند برای بازگشت ولایت الله بر کره ی خاکی ولایت طاغوت به نفس نفس زدن افتاده است و قلوب مومنین شادتر از همیشه به افق نظاره می کند و رد طلوع فجر را در طلوع فجر خمینی می جوید. امروز بیشتر از تمام دوران غیبت حضرت صاحب الزمان (عج) به آرمان موسی صدر ها نزدیکیم و مگر نه اینکه آنها باز خواهند گشت و در رکاب صاحب الزمان (عج) آرمانشان را معنا خواهند بخشید حالا که حزب الله در استقبال طلوعی ابدی از خورشید حقیقت است چرا به سیاهی های شبی که می گذرد فکر کنیم؟ کاش همین کلیپ با همین موضوع امام موسی صدر ساخته می شد. ولی همنوا با جان سرشار از فرحِ موسی صدر همراه با نت های حماسی و اشعار ظفر نه اشعار شکست و سیاهی، خورشید را که نمی توان خاموش کرد، چرا اصرار داریم پلک هایمان را ببندیم و در رثای پلک بسته اشک بریزیم؟ خورشید دیدنی تر است و اشک شوقش شیرین تر از اشک تلخ بی تاریخی است. یا حق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده آن کلیپ را به عنوان کاری که ما را متوجه‌ی سرمایه‌های ارزشمند تاریخی می‌کند عملی ارزشمند دیدم. موفق باشید

22393

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیز: رسول الله (ص) در نهج الفصاحه می فرماید: «من علم انی ذو قدره علی مغفره الذنوب غفرت له و لا ابالی» منظور از این که می فرماید هر کس علم داشته باشد که من می توانم گناهان را بیامرزم او را می آمرزم چیست؟ به طور طبیعی هر موحدی یقین دارد خدا اگر بخواهد می تواند گناهان را ببخشد. با تشکر و التماس دعا. لطفا در سایت.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید منظور این باشد که علم به غفاربودن حضرت پروردگار موجب می‌شود تا انسان اصالتی برای گناه قائل نباشد. به این معنا که گناه را به رسمیت نمی‌شناسد و اگر هم مرتکب گناهی شد بیش از آن‌که به گناه نظر داشته باشد و از آن لذت ببرد، از آن گناه متنفر است و از حضرت رب العالمین تقاضای مغفرت دارد و خداوند نیز او را به جهت امیدی که به مغفرت پروردگارش دارد، مورد مغفرت قرار می‌دهد. موفق باشید

21922
متن پرسش
سلام علیکم: امام خمینی می فرمایند وقتی حضرت ولیعصر (عج) ظهور کنند تمام بشریت را از انحطاط بیرون می آورند و در وضعیت دوره آخر الزمان هم که بسیار آمده در نهایت همه جا از عدل و داد پر می شود، فقیری نمی ماند، نعمتهای خدا سرازیر می شود، کسی به مال کسی طمع نمی کند و... حال دو سوال دارم: ۱. با وضعی که بوجود خواهد آمد آیاتی از قرآن که در رابطه با انفاق، بخشش، دزدی، قتل و.... هست در آن زمان چگونه معنا می شود در حالی که قرآن مجسم حکومت می کنند و همه دستورات اسلام عمل می شود؟ آیا آن آیات بی استفاده می ماند؟ وقتی دیگر شری نیست، فقیری نیست و... ۲. در آیه ۴۹ سوره یس می گوید در پایان دنیا ناگهان صیحه عظیمی رخ می دهد در حالی که اهل کفر مشغول دنیا هستند. مگر بعد از ظهور حضرت و حکومت طولانی و انتهای دنیا دیگر کافری روی زمین هست؟ اگر هست چرا در روایت دوران آخر الزمان جور دیگری وصف شده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی می‌فرمایند در زمان ظهور، عدل حاکم می‌شود؛ یعنی فرهنگ استکباری و تجاوز، سیطره ندارد، نه به آن معنا است که دیگر، تجاوز و فقر و کفر از میان می‌رود. تا زمانی‌که انسان بر روی زمین هست و اختیار و انتخاب معنا می‌دهد، حق و باطل هست. آری! وقتی عدالت حاکم باشد، اگر فقیری هم به جهت مصائبی گرفتار فقر باشد، تنها نیست و با آموزه‌های دینی به او مدد می‌شود. موفق باشید

21577
متن پرسش
سلام استاد با آرزوی قبولی طاعات و عبادات و قبولی زیارات: استاد مراد از «عقل» در احادیث معصومین (علیهم السلام) در کتاب اول (عقل و جهل) اصول کافی چیست!؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور از «عقل» در متون دینی غیر از عقل در مباحث فلسفی است. در متون دینی «عقل» به عنوان اولین مخلوق، عالی‌ترین مرحله‌ی درک حقیقت در نظر و عمل است و ربطی به درک مفهومی موضوعات ندارد. موفق باشید

20537
متن پرسش
استاد گرامی سلام علیکم: با توجه به حدیث «أَکْثَرُوا مِنَ الإِسْتِغْفارِ، فى بُیوتِکُمْ وَ فى مَجالِسِکُمْ وَ عَلى مَوائِدِکُمْ وَ فى أَسْواقِکُمْ وَ فى طُرُقِکُمْ وَ أَیْنَما کُنْتُمْ فَاِنَّکُمْ لاتَدْرُونَ مَتى تَنْزِلُ الْمَغْفِرَةُ»؛ زیاد استغفار کنید، در خانه‌ها و مجالستان، سر سفره‌ها و در بازارهایتان، و در مسیر رفت‌و‌آمدهایتان و هر جا که بودید (استغفار کنید)، چرا که شما نمى‌دانید آمرزش خداوند چه زمانى نازل مى‌شود. منظور از نزول آمرزش خداوند که در حدیث شریف برای آن وقت تعیین شده چیست؟ نشانه های آن چیست؟ آیا حالت خاصی به انسان دست می دهد یا اتفاق خاصی می افتد یا چیز دیگری؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نزول آمرزش، همان گشودگی است که بین «عبد» و «حضرت ربّ» پیش می‌اید که در اثر آن، انسان‌ها احساس می‌کنند دیگر دوگانگی بین خودشان و حقیقت نیست و به یک معنا، رحمت الهی آن‌ها را فرا می‌گیرد و متوجه‌ی رحمت فراگیرِ الهی نسبت به خودشان می‌شوند. مهم آن است که رویکرد ما در استغفار، نظر به گشایش  رحمت الهی باشد. موفق باشید

20284

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام: استاد آیا میانمار، جبهه ی جدیدی برای فتح توسط سربازان امام زمان (عج الله) خواهد بود؟ همان طور که ما الان در سوریه و لبنان تا مرز اسراییل پیش رفته ایم؟ پیش بینی شما چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گویا آمریکا فعلاً می‌خواهد از طریق میانمار حضورِ استکباریِ خود با فتنه‌گری هرچه تمام‌تر به میان آورد و باید با جبهه‌ی جهانیِ اسلام با آن مقابله کرد. ظاهراً در نشست آستانه بنا است چنین جبهه‌ای تشکیل شود. موفق باشید

19926
متن پرسش
سلام: در جواب یکی از سوال کنندگان این برداشت را کردم اگر غلط است اصلاح کنید: یک سلسه عللی باعث صدور فعل از انسان می شود، یکی از این علت ها اراده انسان است که تا نباشد فعل انجام نمی شود ولی فقط اراده انسان در صدور فعل از جوارح او نقش ندارد بلکه چیز های دیگری هم هست مانند خواست خدا - شرایط محیط - ترس - وسواس - و... که ارده انسان در کنار همه این ها است و کامل می کند علل را برای صدور فعل از جوارح او، پس نه فقط ارده محض انسانی است که باعث صدور فعل است (لا تفویض) و نه فقط چیزهای دیگری است که باعث صدور فعل انسانی می شود به طوری که بگوییم اراده انسانی اصلا دخیل نیست (لا جبر) بلکه هم ارده هم چیزهای دیگر هست که ارده انسانی کامل کننده علت های دیگر همچنان که خودش یکی از علت هاست در کنار سایر علل؛ و این معنای (بل امر بین امرین) است. 1. این صحبت های بالا درست است؟ 2. یعنی می شود گفت در قتل ظالمانه یک فرد، هم خدا دخیل است هم شرایط هم اراده قاتل؟ خدا چرا؟ 3. اگر این متن بالا درست است پس چرا انسان تماما به کارش معذب می شود؟ انسان اراده اش یکی از علت هاست نه تمام علت اراده باشد. پس انسان باید به اندازه دخالت اراده اش که در کنار سایر علت ها است عذاب شود؟ ممنونم از شما استاد عزیزم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت دارید همان‌طور که مرحوم شهید مطهری متذکر می‌شوند اراده‌ی انسان، آخرین حلقه از سلسله عللی است که موجب تحقق فعل می‌شود و لذا تا انسان اراده نکند آن فعل انجام نمی‌گیرد و از این جهت انسان مسئول آن افعال خواهد بود. موفق باشید   

19877

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: خدا قوت و با عرض پوزش از اینکه وقت شما را می گیرم: در جلسه شرح کتاب عقل و ادب در قسمت «زعیم در هر زمان» با یک مثال در مورد آیت الله مدرس فرمودید که زعیم از رخصتهایی استفاده می کند که به راه الله دعوت به سوی خدا آسیبی نمی زند. مثال آوردید که مرحوم مدرس از یکی از شاهزادگان قاجار حمایت می کرد. (البته اگر درست بیان کرده باشم) در ضمن بحث داشتیم که زعیم به الله دعوت می کند. در بیرون جلسه خدمتتان عرض شد با توجه به جامعیت الله یا همین یک مقدار تکیه کردن به غیر هم با جامعیت این اسم تناسب دارد. البته مظاهر الله در همه هستی است و کار با اسباب و علل است. البته شاید برای حقیر در نفسم مدرس لاغر اندامی که در مقابل قلدری چون رضا خان می ایستد. دلپذیر تر باشد ولی برای زعیم را یافتن ما باید متد داشته باشیم که بنده بتوانم مدرسی را زعیم در تاریخی بدانم که دعوت به الله می کند و در ضمن هر دو حادثه را یک جا جمع کنم. استاد عزیز نمی دانم منظور خود را خوب بیان کردم یا خیر ولی فکر می کنم برای حقیر یک نکته ابهامی وجود دارد در جمع زعیمی که در تاریخ به الله دعوت می کند با این حادثه که بیان شد. از صبر و حوصله ای که بخرج می دهید سپاسگذارم. دعا گوی شما هستم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که رسول خدا «صلوات‌اللّه‌علیه» با دادن 100 شتر به ابوسفیان، شرّ او را دفع کردند و در فتح مکه خانه‌ی او را محل امن قرار دادند، مرحوم مدرس نیز متوجه شدند از طریق قوام السلطنه می‌توان شرّ رضاخان را تا اندازه‌ای دفع کرد و فرموده بود این روبه مکّار می‌تواند با او مقابله کند. و اتفاقاً این عظمت زعیمی مثل مدرس است که می‌تواند از همه‌ی ابزارهایی که خداوند اجازه داده است، در مسیر تحقق امر پروردگار استفاده کند. مثل کاری که حضرت یوسف «علیه‌السلام» انجام دادند و به آن هم‌زندانی خود که شراب‌ریزِ عزیز مصر می‌شد، فرمودند به عزیز بگوید بی‌دلیل او زندانی شده. و علامه‌ی طباطبایی می‌فرمایند بر حضرت یوسف «علیه‌السلام» واجب بود که از چنین ابزاری برای رفع حصر خود استفاده نمایند. موفق باشید

نمایش چاپی