بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
12971
متن پرسش
با سلام و عرض ادب: در مورد معرفت النفس در نکته اول خواندیم که فرمودید ما یک تن داریم و یک من. و آن را پذیرفتیم. اما در جایی دیگر از مطالب دیدیم که فرموده بودید (نقل به مضمون) بین تن و من دوگانگی وجود ندارد و هر کس دوگانه ببیند به دوگانگی عین و ذهن دچار است. (اگر مطلب را درست ذکر کرده باشم) لطفا این تناقض را برایمان برطرف کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو درست است. آن‌جا که گفته می‌شود بین تن و نفس، دوگانگی نیست، بدین‌معنا است که نفس از طریق بدن ظهور می‌کند و شما عملاً وقتی به تن انسان زنده‌ای اشاره می‌کنید، با نفس روبه‌روئید و آن‌جایی که گفته می‌شود نفس، غیر از تن است، نظر به حقیقت نفس دارد خارج از آن‌که به مظهریت بدن توجه شود. موفق باشید

12204
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی: در سوال بنده فرموده بودید "مثل آن‌که شما هرگز تصور خوردن آتش گداخته را نمی‌کنید". مشکل من در اکثر مواقع همین ناتوانی در تصور چنین چیزهایی است. برای این‌که بتوانم بیشتر به خودم تلنگر بزنم سعی می‌کنم هفته ای روزی را به زیارت اهل قبور اختصاص دهم اوایل از این‌که روزی من را هم چه بخواهم و چه نخواهم به قبرستان رهسپار خواهند کرد وحشت داشتم، اما متأسفانه همین وحشت هم در همان هفته‌ی اول دفن شد و شاید هم بگویم خوشبختانه! آخر استاد عزیز من زیادی به خدا خوشبین هستم. به نظر شما این زیادی خوشبین‌بودن دردسر برایم درست نمی‌کند؟! راستش وقتی گناهی مرتکب می‌شوم بیشتر از این‌که جهنم را بتوانم تصور کنم در مواجهه با گناه، از خدا خجالت می‌کشم که نتوانستم عاشق صادقی برایش باشم. خدای من در سراسر زندگیم بیشتر از استحقاقم به من لطف داشته اما «قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَكْفَرَه»‏، همیشه بوده شکرش را به جا نیاورده باشم. همین ناشکری به نظرم نشان می‌دهد که باید بتوانم تصورِ خوردن آتش گداخته را داشته باشم. به نظر شما من مشکل دارم یا من مشکل ندارم؟! باتشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: از این‌که در محضر حق خود را احساس می‌کنی و در این رابطه در ارتکاب گناه از خدا خجالت می‌کشی، مبارکت باد «عاشق شده‌ای ای دل، سودات مبارک باد /  از جا و مکان رستی، آن جات مبارک باد. // از هر دو جهان بگذر تنها زن و تنها خور / تا ملک ملک گویند تنهات مبارک باد. // ای پیش رو مردی امروز تو برخوردی/ ای زاهد فردایی فردات مبارک باد. // کفرت همگی دین شد تلخت همه شیرین شد/ حلوا شده کلی حلوات مبارک باد». موفق باشید

12140

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام خدمت استاد گرامی: ببخشید استاد من خیلی عجولم و همیشه می خوام ثمره کارمو زود ببینم اصلا تحمل ندارم مثلا در مورد این قضیه یمن دیگه دارم کلافه میشم این سعودی های خبیث هر کاری دلشون میخواند میکنن و دیگران ساکت می ترسم ایمانم و از دست بدم. راستی چرا ایران هیچ کاری نمیکنه کشورهای غربی دارند همه جوره این خبیثارو حمایت میکنن و ایران چرا حضرت آقا هیچ دستوری نمیدن؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین روش را که حوثی‌ها در پیش گرفته‌اند روش خوبی است که از یک طرف بر حضور بیشتر خود در استان‌هایی که منصور هادی به آن‌ها امید داشت بیفزایند و از طرف دیگر مظلومیت خود را نشان دهند تا إن‌شاءاللّه خباثت آل سعود برای جهان اسلام آشکار شود و ایران نیز در محافل دیپلماتیک اقداماتی که باید بکند می‌کند. موفق باشید

10985
متن پرسش
سلام استاد: نظر شما راجع به تفاسیر قرآنی دکتر ابوالفضل بهرامپور چیست؟ سپاس
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ایشان در ترجمه‌ی قرآن موفق بوده‌اند ولی در تفسیر از عمق لازم برخوردار نیستند، هرچند برای مردم که می‌خواهند اسلام خود را از تلویزیون بگیرند مفیدند. موفق باشید
10147
متن پرسش
سلام: بنده فکر می کنم ما به جای آن که فکر کنیم تخیل می کنیم به اسم تفکر. مثلا وقتی صحبت از جوهر و عرض می شود چون عادت به تخیل داریم مجددا این دو را تخیل می کنیم و در ذهنمان یک جوهر تصور می کنیم و یک عرض و بعد نمی دانیم چه طوری این دو را به هم ربط دهیم. و به قول گفتنی به جای این که خود را بالا ببریم موضوع را پایین می آوریم. حالا چه کار کنیم از این معضل خلاص شویم و بتوانیم واقعا تفکر کنیم نه تخیل؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری بعضی‌ها به جای فیلسوف، متفلسف‌اند ولی اگر کار را در فلسفه ادامه دهید آرام آرام عقل فلسفی ظهو ر می‌کند و تفکر فلسفی پیدا می‌کنید. موفق باشید
29525

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد گرامی و عزیز: صلواتی مخصوص قبرستان به شرح زیر به نقل از امام رضا علیه السلام مشاهده نمودم. از حضرت رضا (ع) روایت شده: هر کس داخل قبرستان مسلمین شود و این صلوات را یک مرتبه بخواند، خداوند متعال تا ۱۰ سال عذاب از اهل آن بردارد و اگر دو بار بخواند تا ۴۰ سال و اگر سه بار بخواند برای همیشه عذاب از آن قبرستان برداشته شود و هر کس بر سر قبر پدر و مادر خود بخواند چنان باشد که حقوق ایشان را ادا نموده است. اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحمَّدٍ وَ آلِ مُحمَّدٍ ما دامَتِ الصَّلَواتِ وَ صَلِّ عَلَی مُحمَّدٍ وَ آلِ مُحمَّدٍ ما دامَتِ البَرَکاتِ وَ صَلِّ عَلَی مُحمَّدٍ وَ آلِ مُحمَّدٍ ما دامَتِ الرَّحمَةِ، اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَی رُوحِ مُحمَّدٍ وَ آلِ مُحمَّدٍ فِی الاَرواحِ وَ صَلِّ عَلَی جَسَدِ مُحمَّدٍ وَ آلِ مُحمَّدٍ فِی الاَجسادِ وَ صَلِّ عَلَی قَبرِ مُحمَّدٍ وَ آلِ مُحمَّدٍ فِی القُبُورِ وَ صَلِّ عَلَی صُورَةِ مُحمَّدٍ وَ آلِ مُحمَّدٍ فِی الصُّوَرِ وَ صَلِّ عَلَی تُربَةِ مُحمَّدٍ وَ آلِ مُحمَّدٍ فِی التُّرابِ وَ صَلِّ عَلَی نُورِ مُحمَّدٍ وَ آلِ مُحمَّدٍ فِی الاَنوار بِرَحمَتِکَ یا اَرحَمَ الرّاحِمینْ. آیا چنین صلواتی سند صحیح دارد؟ و اگر صحیح هست، تفسیر شما از این صلوات چیست؟ التماس دعا. یا حق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان این روایت نیستم. آری! اگر اهل قبرستان با همین اذکار متذکر عظمت اهل‌البیت «علیهم‌السلام» باشند و همراه ما آن صلوات را تصدیق و تکرار کنند، إن‌شاءالله به نور اهل بیت منوّر می‌شوند. موفق باشید

23000
متن پرسش
کسب علم با سلام خدمت استاد محترم: سوال بنده این است که کسب علم (البته به این فرض که کاملا نیت الهی باشد) جز اینکه عقاید و بینش ما را رشد می دهد و در رشد و تعالی و بندگی ما سودمند است، بعد از مرگ ما در مسیری که باید طی کنیم با ما هست یا فقط صرف ابزاری است برای کمال، واضح تر اینکه چیزی از این علوم را به یاد می آوریم و جایی از آن استفاده می کنیم یا فقط شخصیتی که از ما شکل گرفته هست؟ و سوال بعد اینکه منازلی که ما بعد مرگ طی می کنیم چگونه است، آیا انسان در این منازل کار خاصی باید انجام دهد یا فقط بیننده اعمالی است که در دنیا مرتکب شده؟ سوم اینکه اگر انسان به طور کلی از اعمال لغو گذشته خود توبه کند و در جهت جبران برآید آیا دوباره بعد مرگ آثار آن را می بیند، اگر جواب منفی است چرا در احوال آقای قوچانی و آنهایی که مرگ را تجربه کرده اند دوره کردن زندگی دیده می شود؟ واقعا یادآوری برخی لحظات زندگی برای انسان درد آور است و البته توبه کرده. ان شاء الله اجر شما با امام زمان (عج)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. علومی که مربوط به زندگیِ دنیایی است در قیامت برای انسان نمی‌ماند، ولی نیّت خیر آن همراه انسان است. ۲. انسان مؤمن در برزخ و قیامت با عوالم متعالی روبه‌رو می‌شود. ۳. با توبه، عالَمِ انسان تغییر می‌کند. شاید جریان مرحوم آقای قوچانی به جهت آن بوده است که هنوز آثاری از اعمال ایشان در ایشان بوده است، زیرا در آن زمان آن مرحوم، واقعاً رحلت نکرده است. موفق باشید

22690
متن پرسش
سلام العلیکم: آقا جان به نظر شما چگونه می توان دنیا را فریب داد؟ دوستدار شما. والسلام
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آرزوهای دنیایی را به آرزوهای الهی و قیامتی تبدیل کنید. مثل این‌که در عین طلب آبرو، به جای آبروی دنیایی، آبروی قیامتی را جایگزین آن کنید. موفق باشید

22614
متن پرسش
درود بر جناب طاهرزاده: با توجه به اینکه دست ما از معرفت به ذات خدا کوتاه است و ماییم و جلوه های حق مطلبی را در تفسیر حمد مرحوم امام دیدم که فرمودند: «خدای تبارک و تعالی ... اجل از این است که ما حتی جلوه اش را هم (بتوانیم) بفهمیم چه طوري است. حتی جلوه اش هم مجهول است.» بنابرین اگر دست ما از معرفت به ذات و جلوه های آن کوتاه است و در عالم هم به جز ذات و جلوه های حضرت حق چیزی موجود نیست پس به نظر می رسد باید به شکاکیت پناه برد به نظر می رسد اینجاست که عرفان و سوفسطایی گری به هم می پیوندند.
متن پاسخ

سمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به سخنان حضرت امام در حدیث دوازدهم «چهل حدیث» که می‌فرماید: «افضل العباده إدمان التفکر فی اللّه و فی آلائه» باید منظور حضرت امام را این‌طور فهمید که به کنه درکِ تجلیات نمی‌توان رسید، اما «آن‌قدر هست که بانک جرسی می‌اید» که این خود، راهِ گشوده‌ای به سوی حضرت حق است. موفق باشید

22082

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی. سلام طاعات قبول: در مقاله فلسفه اسلامی و ارتباط ایران و اروپا از دکتر داوری چند سوال پیش آمده: 1. تفکر تاریخی چیست که در گذشته نبوده و امروز با آن مواجه هستیم و اصلا تفکر تاریخی یعنی چی (که شاید توضیح واضحات باشد) 2. منظور از هم سخنی با فلاسفه غرب چیست که بعضی از دانشمندان اسلامی معاصر از آن غافل هستند مثل هم سخنی با هایدگر 3. جمله ای در مقاله هست که فیلسوفان ایرانی فارسی فکر می کردند و عربی می نوشتند این یعنی چه که فارسی فکر می کردند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به اطلاع جنابعالی می‌رسانم که سه‌شنبه‌ی گذشته بحث در مورد این نامه در مرکز «سُها» شروع شد و اتفاقاً بر روی همین نکات که می‌فرمایید بحث، شکل گرفت. می‌توانید با ارتباط با آن رفقا صوت جلسه را به دست آورید. موفق باشید

21272
متن پرسش
با سلام و احترام: صریح با شما درمیون میذارم که امروز حداقل تو دانشگاهی که من چندین ترم‌ هست زندگی می کنم، بسیاری از دختر های خدا پیغمبر دوست و حتی حزب اللهی نگاهشون به ازدواج خاص شده. الان تقریبا هیچ دختری دلش نمیخواد که با فیلترینگ سنتی خانواده انتخاب بشه. بلکه دوست داره بیرون از این فضا و تو گیر و دار اتفاقات خوب و بد غیر از دنیای فامیل و آشنا، و تو اون جمع و مجموعه ها و نقاطی که فکر می کنند پسرهای متناسب خودشون هم حضور دارند، حاضر بشند تا بتونن تو انتخاب شدنشون موثر باشند و یا حتی بالاتر؛ خود دختر ها انتخاب کنند. به نظر میرسه تمام این اتفاق ها بدون هیچ نقشه و برنامه ریزی و تا حد زیادی ناخودآگاه اتفاق میفته. این احساس فراگیر تو نسلی که من باهاش درگیرم از کجا نشات گرفته؟ باید چطور با این روحیه غالب روبرو شد؟ انقلاب اسلامی چطور باید با این نوع ارتباطات و تغییر ارزش انتخاب های خانواده محور برخورد کنه؟ از طرفی شکاف تفاهم بین نسل والدین و نسلِ در شرفِ ازدواج، غیر قابل انکاره و روز به روز و نسل به نسل این شکاف داره به سمت نقطه کور و ناخوش آیندی عمیق تر میشه و احساس نسل جدید برای اصل قرار ندادن فیلتر خانواده، از جهتی حقانیت داره. چه آینده ای برای این روند متصور هستید؟ و در آخر اینکه امثال من که دائم سعی میکنه اتفاقات رو تجزیه تحلیل کنه و از کنار به پشت حادثه ها توجه کنه چه نوع برخوردی اولا با رفقایی که دچار این نگاه شدند و ثانیا با انتخاب خودش داشته باشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که متوجه‌اید بخواهیم و نخواهیم وسعت زندگیِ شهری امکان آن نوع خواستگاریِ سنتی را به مشکل انداخته است. می‌ماند که اگر محیط سالمی در میان باشد آن‌طور که شما آن را وصف می‌کنید؛ یعنی رابطه‌ها از بستر سنت دینی خارج نباشد، باید بتوانیم چیزی را جایگزین آن نوع خواستگاری سنتی کرد که نه، حریم‌ها بشکند و نه، کار به بن‌بست برسد. می‌ماند که آن چیز چگونه باید باشد و چه تعریفی باید برایش کرد، که اولاً: دختران بدانند چه کسی به خواستگاری آن‌ها می‌آیند. ثانیاً: پسران بدانند این نوع خواستگاری جدید و پیشنهاد ازدواج، چیزِ خطایی نسبت به سنت گذشته نیست. و این چیزی است که باید نسبت به آن فکر کرد. موفق باشید

20620
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: وقتتون بخیر. امیدوارم در کمال صحت و سلامت باشین، استاد اینکه در سوره احزاب توصیه به ذکر کثیر و تسبیح هر صبح و شام شده، بهترین ذکر و بهترین تسبیح که میتونیم به اون مداوت داشته باشیم کدوم هست؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ذکر کثیر، بیشتر به معنای آن است که انسان دائم در هر اموری متوجه‌ی حضور حضرت حق باشد. آری! به ما فرموده‌اند «سیّدالکلام» ذکرِ «لا إله إلاّ اللّه» است که آن به جای خود بسیار ارزشمند است و «سبحان‌ اللّه» نیز جای خود را دارد. موفق باشید

19566

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: ببخشید پرسش من با شماره 19542 پاسخ داده نشده لطفا استاد زحمت بکشن التفات بفرمایند. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سؤال مذکور ثبت نشده، لطفاً مجدداً ارسال فرمایید. موفق باشید

18923

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز و فرزانه حفظه الله: حضرت علامه طباطبایی رحمه الله علیه در تفسیر آیه 6 در «یتم نعمته علیک و علی آل یعقوب»- تمام شدن نعمت بر آل یعقوب را اینچنین مطرح می فرماید که، تمام شدن آن بر آل یعقوب به این بود که چشم یعقوب را به داشتن چنین فرزندی روشن داشته او و اهل البیتش را از بیابان و زندگی صحرا نشینی به شهر بیاورد و در آنجا در کاخهای سلطنتی زندگی مرفهی را روزیشان کند. حال سوال این که با توجه به مباحث سختی ها و گریز از رفاه در کتاب گرانقدر «فرزندم اینچنین باید بود» مگر آمدن به شهر و زندگی مرفه در کاخهای سلطنتی نعمت است و آن قدر مهم است که خداوند به عنوان اتمام نعمت از زبان حضرت یعقوب علیه السلام مطرح نمایند؟ جزاکم الله خیرا و التماس دعای فراوان. خداوند را بر نعمت وجود شما سپاسگزاریم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن‌جهت که شرایط برای تبلیغ دین توحید برای آن عزیزان فراهم شده، می‌توان گفت اتمام نعمت گشته‌است در مقایسه با شرایطی که در آن شرایط گرفتار انواع سختی‌ها و قحطی‌ها بودند. موفق باشید

18526
متن پرسش
سلام استاد: اینو فهمیدم که خدا را نمی بینیم چون محدودیت مکانی ندارد و شکل ندارد. اما در صور خیالیه هم فرمودین که مکانمند نیستند اما چرا می بینیم؟ محدودیت صور خیالیه در چیست؟ و اصلا چند نوع محدودیت داریم چه در عالم ماده و چه غیر از ماده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه کسی گفته است آن حقیقتِ وحدانی را نمی‌بینیم؟! عالَم ماده نیز محل دیدن اوست. مگر شما شکوه را در دریا با آن‌که آن دریا مادی است نمی‌بینید؟ مگر محدودیت پدیده‌ها مانع ظهور آن نامحدود است؟ گفت: «صد هزار انگشت ایماء گر برآید زآستین / در حقیقت جز جمال نیّرِ یکتاش نیست». موفق باشید

18032

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز می خواستم در مورد این حدیث از پیامبر (ص) که فرموده اند «هرگاه دل تو از کاری چرکین است آن را رها کن» اول اینکه آیا معتبر است و ثانیا کمی توضیح فرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف خوبی است. زیرا بعضاً روح انسان طالب آن کار نیست و این غیر از تنبلی است. بالاخره روح‌ها همیشه آماده‌ی نوشیدن هر الهامی نیستند. موفق باشید

16732

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استادبزرگوار: استاد جنابعالی در کتاب مبانی نظری و عملی حب اهل بیت سلام الله علیهم فرمودید که عشق به اهل بیت سلام الله علیهم قادر است که رذایل را در قلب انسان بزداید و از آنجایی که جنابعالی فرمودید که موطن عشق خیال است لذا بفرمایید ما دقیقا بایدچه نوع و چه جور تصویری از امام زمان روحی له الفدا در خیال خود داشته باشیم تا ان شاءالله تعالی قلبی پاک داشته باشیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در شرح کتاب مذکور در رابطه با موضوع فوق عرض شد سیره‌ی اولیاء معصوم«علیهم‌السلام» باید مدّ نظر باشد و در مورد حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» که عصاره‌ی همه‌ی اولیاء معصوم می‌باشند می‌توان با نظر به سیره‌ی هریک از ائمه به حضرت صاحب‌الأمر«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» نظر داشت. موفق باشید

15222

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام حضرت استاد: وقت شما بخیر. در سوال 15182 پس چرا گاهی مکاشفات در حافظه و خیال سالک می ماند و گاهی نمی ماند؟ گاهی کلمه به کلمه در ذهنش مانده گاهی فقط موضوع و دیگر هیچ. این را نمی توان مثل خواب محسوب کرد که به دلیل مهم نبودن در خاطرمان نمانده. متشکرم
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً خواب‌هایی که جنبه‌ی حضوری آن‌ها کمتر است و به صورت، درآمده است در حافظه‌ی خواب‌بیننده می‌ماند. سؤال فوق این بود که چرا خواب‌ها در حافظه نمی‌ماند؟ و ما تنها آن وَجه را جواب دادیم و این بدان معنا نیست که هیچ خوابی در حافظه نمی‌ماند. موفق باشید

14646
متن پرسش
سلام علیکم و رحمت الله: خطاب من به دوستان عزیز کاربر هست: عاجزانه از شما می‌خواهم سوالات واجب و مهم را از استاد بپرسید. اگر سوالات مهم و واجبی دارید از استاد بپرسید. متاسفانه برخی تا حوصله شان سر می رود سوال می پرسند. اگر شما سوالات معمولی و پیش پا افتاده و غیر واجب از استاد بپرسید باعث شده اید که (استاد به برخی از کاربران که سوالات بسیار واجب دارند نتواند پاسخ خوبی و تفصیلی ای بدهند {به خاطر وقت}. پس باعث این کار نشویم) برادر کوچک شما. یاعلی التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد خوبی است. از آن جهت که بتوان با سؤالات جدّی‌تر کاربران، با حوصله‌ی بیشتر روبه‌رو شد. موفق باشید

10086
متن پرسش
سلام در روایتی هست که اسما بنت یزید حضور پیامبر میرسد و می گوید:" من نماینده تمام زنانم و این پرسش به نمایندگی از تمام انهاست ....ما زنان محصور، خانه نشین و حامل فرزندان شما مردان هستیم حال آنکه شما برما فضیلت دارید چون در نماز جمعه و جماعت ، عیادت بیمار و تشییع جنازه شرکت میکنید مکرر میتوانید به حج بروید و در راه خدا جها میکنید ما در خانه هایتان مینشینیم تا اموال شما را حفظ کنیم لباسهایتان را ببافیم و فرزندانتان را تربیت کنیم ایا ما زنان در این اجر و خیر با شما شریک نیستیم؟" پیامبر پاسخ میدهد "شوهر داری نیکو و جلب رضایت شوهر و اطاعت از نظر او با همه آن فضائل برابری میکند." دو سوال برای بنده وجود دارد: 1- آیا این پرسش اسما بنت یزید نشانگر آن نیست که در صدر اسلام شرکت زنان در نماز جماعت و نماز جمعه و تشییع جنازه عمومیت نداشته است؟ 2-چطور میتوان فضیلت و آن همه برکات نماز جمعه و جماعت که در عقل نمیگنجد را با شوهر داری یکسان دانست؟گذشته از این تاثیر نماز جماعت و جمعه که یک مصداق بارز ارتباط با خدا و عبادت است بر روی جان فرد را چگونه میتوان با شوهر داری مقایسه کرد؟ در ضمن لذت صحبت مستقیم با خدا در حضور دیگر مومنین کجا و شوهر داری کجا(هرچند شوهر داری هم نوعی عبادت باشد)؟مثل این است که بگوییم صدقه دادن عبادت است و نماز شب خواندن هم عبادت. این کجا و آن کجا؟(منظور من نوع عبادت و ارتباط با خدا و تاثیر ان بر روی روح است) .متشکرم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه تلاش کنید موضوعاتی را که در متون روایی ما مطرح است در فضای تاریخی شان ارزیابی کنید. عنایت داشته باشید که با ظهور اسلام تاریخی شروع شد که در آن تاریخ، شکل‌دادن خانواده به آن معنایی که اسلام تعریف کرده بود، ایجاد اولین هسته‌ی توحیدی است و بستری است برای فرزندآوری و ایجاد لشکر توحیدی و اسلام زنان را متوجه رسالتی که باید در آن مقطع تاریخی داشته باشند نمود و خواست آن نوع کارهای اجتماعی را از دوش زنان بردارد تا به کاری که به عهده دارند برسند و لذا اگر در آن فضای تاریخی در خانه‌ی خود نماز می‌خواندند احساس می‌کردند در جبهه‌ی توحیدی آن زمان حاضر اند و رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» این امر را تأکید کردند و این تفاوت می‌کند با تاریخی که حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» می‌فرمایند: «ما مفتخریم‏ که بانوان ما و زنان پیر و جوان و خرد و کلان، در صحنه‏هاى فرهنگى و اقتصادى و نظامى حاضر، و همدوش مردان یا بهتر از آنان در راه تعالى اسلام و مقاصد قرآن کریم فعالیت دارند. و آنان که توان جنگ دارند در آموزش نظامى که براى دفاع از اسلام و کشور اسلامى از واجبات مهم است شرکت و از محرومیت‏هایى که توطئه‏ى دشمنان و ناآشنایى دوستان از احکام اسلام و قرآن بر آن‏ها بلکه بر اسلام و مسلمانان تحمیل نمودند، شجاعانه و متعهدانه خود را رهانده و از قید خرافاتى که دشمنان براى منافع خود به دست نادانان و بعضى از آخوندهاى بى‏اطلاع از مصالح مسلمین به وجود آورده بودند، خارج نموده‏اند». چنانچه ملاحظه مى‏فرمایید از نظر دانشمند اسلامى و یک اسلام‏شناس واقعى مثل حضرت امام‏خمینى‏ «رحمةاللّه‏علیه» در این زمان اولًا؛ حضور فعال زنان در صحنه‏هاى فرهنگى و نظامى یک افتخار محسوب مى‏شود. ثانیاً؛ مقابله‏ى زنان را در مقابل توطئه‏هایى که مى‏خواهند آن‏ها را منزوى کنند یک کار بزرگ و ضرورى مى‏دانند. موفق باشید
8066
متن پرسش
سلام علیکم . استاد من تا به حال ندیدم که نبی اکرم(ص) قبل از اینکه مبعوث شوند بههدایت مردم پرداخته باشند یا کسی را از کاری نهی کرده باشند و یا کسی را امر به کاری کرده باشند . شما در منابع تاریخی دیده اید ؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: حضرت وقتی مأموریتی از طرف خدا نداشته باشند مردم را به چه چیز دعوت کنند جز این‌که با حرکات و سکنات خود نشان دهند راه صحیح چیست. در عین حال در گروه حلف الفضول جهت دادخواهی از مظلومان شرکت کردند که می‌توانید در متون تاریخی دنبال بفرمایید. موفق باشید
7094
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرانقدر میدانیم که همه ائمه تجلی یک حقیقتند تفاوت این دیدگاه صحیح را با حلول یا اعتقاد مسیحیان راجع به خداوند و حضرت عیسی بیان بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکدام از ائمه«علیهم‌السلام» از جهت نفس ناطقه، خودشان هستند که در عین حال با نور عظمت الهی ارتباط دارند ولی حلول حرف عجیبی است که می‌گوید روح خدا در جسم حضرت عیسی حلول کرد! موفق باشید
26757
متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد طاهرزاده: مدتی بود به پرسش ها و پاسخ ها سر نزده بودم تا اینکه دیشب مرور می کردم به سوال ۲۶۶۱۲ رسیدم. استاد می فرمایید رای ۴۲ در صد ضربه ای به دموکراسی نمی زند و ملاک را کشورهای غربی قرار داده اید. استاد ۱. به طور قطع عده ی بسیاری از همین ۴۲ در صد به خاطر ترس پای صندوق آمدند حداقل در شهر ۱۵ هزار نفری ما که حدود ۳۰ در صد رای دادند پنج شش نفر اطرافیان من به وضوح چنین سخنی را گفتند. به عنوان نمونه مستخدم باز نشسته مدرسه قسم جلاله می خورد که من می ترسم یارانه و حقوقم قطع شود. مستخدم پیمانی مدرسه دیگری می گفت چند ماه دیگر قراره استخدام بشم اگه نرم رای بدم ممکنه ردم کنند و میوه فروش محل و.... می توانم با آنچه که در بین مردم کوچه بازار می بینم بگویم حداقل ۱۰ در صد از این ۴۲ درصد رای ترس است و اگر ترس نبود از رای آنها هم خبری نبود. ۲. تازه آنچه که به این رای ۴۲ درصدی کمک کرد رای شهرهایی بود که بیشتر نظام قبیله ای و طایفه ای مطرح است. ۳. شما چگونه رای حکومتی که ولایت فقیه فتوای واجب شرعی حضور را در انتخابات می دهد و تقریبا ۷۰ درصد مردم (با احتساب آن ۱۰ در صد ترس که اگر ترسشان نبود نمی آمدند) را با رای دموکراسی غربی مقایسه می کنید و نتیجه می گیرد به دموکراسی ضرری نزده است. ۴. براستی اینکه ۷۰ درصد یا بگو ۶۰ درصد مردم نظر ولی فقیه برایشان مهم نبود جای تامل ندارد!؟ ۵. من یک فرهنگی هستم و در محل به چشم انقلابی و کسی که نظام را قبول دارد به من نگاه می شود با این‌حال که خیلی ها خود سانسوری می کنند تعداد بسیار بسیار زیادی معتقدند که ما آنچه پدرانمان انتخاب کرده اند نمی خواهیم، شما چطور کلیک کرده اید روی نظر سنجی دانشگاه مریلند و نظر ۹۰ در صدی موافق نظام؟ کافیست کسی در کوچه و بازار باشد تا به وضوح عدم دقت این نظر سنجی را ببیند (حالا کاری به این شبهه که بعضی مطرح می کنند و این نظر سنجی را مدیریت شده می دانند ندارم) به عنوان نمونه (در روزهای اخیر، نتایج یک نظرسنجی به نام دانشگاه مریلند آمریکا منتشر شده که براساس آن، «اکثریت مردم ایران» حامی سیاست‌های جمهوری اسلامی، نظیر سرکوب مخالفان یا حضور در سوریه و لبنان، هستند.) اما منتقدان می‌گویند هم درباره برگزار کننده این نظرسنجی و هم درباره شیوه انجام آن تردیدهایی جدی وجود دارد و نمی‌توان نتایج آن را معتبر دانست. ابراهیم محسنی، که مسئولیت انجام این نظرسنجی را برعهده داشته، مدیر مرکز پژوهش‌های افکارعمومی و تحولات اجتماعی دانشگاه تهران است. با این حال، این نظرسنجی نه به نام دانشگاه تهران، بلکه به نام موسسه «ایران پل"» و دانشگاه مریلند آمریکا منتشر شده است، بدون آنکه به طور دقیق توضیح داده شده باشد که این دانشگاه چه نقشی در انجام این نظرسنجی داشته و چه اندازه در تعیین پرسش‌ها، غربالگری و انتخاب نظردهندگان و ارزیابی نتایج به دست آمده مشارکت داشته است. بر اساس داده‌های «ایران پل» در این نظرسنجی از حدود هزار خانوار ایرانی سوال شده، اما توضیح بیشتری درباره آنها داده نشده است. اعتبار نظرسنجی‌ها از جمله مشروط به ارایه اطلاعات دقیق‌ پیرامون جنسیت سوال شوندگان، رده سنی، پایگاه اجتماعیً، شغل، حوزه جغرافیایی (شهرهای بزرگ، کوچک یا روستا)، تحصیلات و اطلاعاتی از این دست است تا کارشناسان قادر به تجزیه و تحلیل نتایج آن نظرسنجی شوند. عامل دیگری که می‌تواند اعتبار نظرسنجی‌هایی از این دست را زیر سوال ببرد میزان آزادی پرسش‌شوندگان در دادن نظر واقعی خود است. آیا مراکز و موسسات نظرسنجی امکان ارتباط بی‌دردسر و بدون محدودیت با مردم را داشته‌اند؟ آیا مردم احساس امنیت و اطمینان می‌کنند که به عنوان مثال به سوالاتی درباره رهبر جمهوری اسلامی و یا نهادهایی مانند سپاه پاسداران با صداقت پاسخ دهند؟) و جان مطلب اینکه: استاد با توجه به فتوای علما و نظر صحیح رهبری و وجوب شرعی و درخواست مکرر رهبر حتی از کسانی که نظام را قبول ندارد به خاطر ایران و عدم استجابت و لبیک. و شرکت حدودا ۳۰ در صدی شهر های بزرگ که مسئله قبیله ای و طائفه ای در آن مطرح نیست از این مسئله باید باید درسهای فراوانی گرفت. با تشکر. لطفا در صورت امکان در سایت گذاشته شود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً ملاحظه کرده‌اید که بنده در دیدگاه خود از جهت دیگری به تاریخی که توسط انقلاب اسلامی شروع شده، می‌نگرم و آن تاریخ، تاریخِ عبور از تنگناهایی است که استکبار جهانی و غرب‌زدگان پیش آورده‌اند. ولی «إنّ وعد اللّه حق». به هر حال این مشکلات، ریشه در تنگناهای تاریخی ما دارد و تنها با دلسوزیِ دلسوزانِ متدیّن این مشکلات رفع می‌شود و راهِ دیگری که غرب‌زده‌ها مطرح می‌کنند با تاریخِ ما هماهنگی ندارد. موفق باشید

23710

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد من پرسش و پاسخ های سایتتان را خواندم. وقتی بحث به جای اخلاقی و عرفانی می رسید شما مباحث و کتب مرحوم آیت الله شجاعی ره را پیشنهاد می کردید خصوصا کتاب مقالات ایشان را. ببخشید چرا آنقدر روی اثار ایشان تاکید دارید؟ چه امتیازی در آثار ایشان نسبت به اثار سایر علما وجود دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره بنده پس از مطالعه‌ی آثار ایشان متوجه‌ی گوهر وجود ایشان شده‌ام، به‌خصوص که بی سر و صدا از شاگردانِ خاص‌الخاص علامه‌ی طباطبایی «رحمت‌اللّه‌علیه» بوده‌اند. امتحان کنید ببینید آیا ذوق‌تان از طریق ایشان، راهی به سوی حقیقت می‌گشاید یا نه؟ بالاخره ذوق‌ها متفاوت است. موفق باشید

23372
متن پرسش
سلام علیکم و رحمت الله: استاد من وقتی می شینم مداحی های زمان جنگ رو گوش میدم یا کتابهای شهدا رو می خونم و کلا هرچی مربوط به اونهاست سریع سیمم وصل میشه. مثلا اون امام حسینی رو که شهدا می شناختند رو بهتر درک می کنم یعنی به قلبم نفوذ میکنه. حتی وقتی که شهید حججی رو میارن مقابلم که ایشون با چه آشوبی لابد در برابر خدا نماز خونده، بهتر نماز می خونم. استاد جان اولا واقعا چطوری است که حال و هوای جبهه ها و رزمنده ها اینقدر حال منو خوب میکنه؟ من که نه جبهه رو دیدم و... جنگ که تمام شده ۸ سالم بوده. ثانیا آیا اشکال نداره که برای اعمال عبادی شهدا رو در منظر بگذاریم؟ استاد جان دعایم کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تاریخی که با انقلاب اسلامی شروع شد و شهداء در آن متولد شدند، همواره حاضر است و می‌توانید با نظر به آن شهداء، در این تاریخ زندگی کنید. لذا نه‌تنها زندگی با این شهداء حتی در عباداتمان اشکال ندارد، بلکه کار ارزشمندی است. مثل آن‌که حضرت صادق «علیه‌السلام» می‌فرمایند: در نمازتان یکی از ما ائمه را مدّ نظر قرار دهید. موفق باشید

نمایش چاپی