بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
23330
متن پرسش
سلام: در خصوص سوال 23128 باید بگویم که متأسفانه این راحت گیری حوزه منجر به مسائل بدی شده است. سیستم حوزه مبتنی بر خودکنترلی است و در نتیجه برخی افراد که ذاتاً قدرت خود کنترلی ندارند در این سیستم، عزم و اراده شان به شدت فاسد می شود. سیستم جدید حوزه که به قول ایشان «دانشگاه زده» است، اندکی فشار دارد بر ایشان وارد می کند تا بلکه با مجاهده نفس دچار این مشکل نشوند. قبول دارم که وضعیت جدید هم مشکلاتی دارد، صفای سیستم سنتی را ندارد، اما متأسفانه از سیستم سنتی حوزه -که مرجع پرور بود ولی شاید کارآیی پرورش نفرات بسیار انبوه را نداشت- هم چیزی که اکنون مانده، آنی نیست که عزم و اراده پرور باشد. برخی می خواهند کلاس اول صبح نروند چون با خوابشان تداخل می کند، در حالی که در سیستم سنتی، قدیم ها کلاس ها بعد از نماز صبح شروع می شد! چگونه است که جوان دانشجو می تواند روزی چهار ساعت یا حتی بیشتر سر کلاس باشد و در باقی روز هم درسش را آماده کند ولی طلبه تمام توانش گرفته می شود؟ نه خیر حضرت استاد، این حضرات باید سختی بکشند تا آخوند خوب از آن ها در بیاید. سربازی هم که نمی روند. پس کی می خواهند آبدیده شوند؟ بنده شخصی را می شناسم که دقیقاً یکی از همین طلاب است که صرفاً به مطالعه و گهگاهی تبلیغ می پردازد و واقعاً قربانی این عزم کشی حوزه است. از عزم و اراده ضعیفش، خواب بسیار زیادش، خلق تند و سختگیری شدیدش، شلختگی و بی انضباطی، نداشتن دید وسیع و عمیق، تک بعدی بودنش (فقط مطالعه و دیگر هیچ) و هزار افسوس که در همین یک بعد هم از وی چیزی جز منبر رفتن های کاملاً سنتی - که البته لازم است ولی ساده ترین کاری است که یک طلبه می تواند بکند - در نیامده. نمی دانم شاید صلاح نباشد این متن را در سایت بگذارید ولی ناله ای بود از اعماق وجودم. آیا نباید مسؤولین حوزه چاره ای بیندیشند؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکات خوبی را متذکر شده‌اید. به نظر بنده باید روحی در حوزه‌ها حاکم باشد که در عین نظمی خاص که مربوط به حوزه است، در نظمِ  ماکیاولیستی دنیای مدرن گرفتار نباشیم و باید به آن فکر کرد. متأسفانه در حال حاضر برای فرار از آن بی‌نظمی که جنابعالی نیز متذکر آن هستید، یک راه را بیشتر نمی‌شناسیم و آن نظم دنیای مدرن است. موفق باشید

23013

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد خواهشا اگر این راه دروغه بفرمایین ما بی خیال بشیم. امروز نشستم بابت حرف آقای قاضی که از اول دبیرستان تا الان یعنی ۱۴ سال پیش نماز اول وقتی که خونده بودم و به هیچ جا نرسیدم آقای قاضی رو لعن کردم. کار بدی بود ولی حداقل یکی باشه به ایشون بفهمونه نماز اول وقت خوندیم و حالمون خوش نشد. استاد ۷ سال مدام نماز شب خوندم که بزنه کمرم کاش نمیخوندم، خوندم که از درشون دور نشم ولی شدم، الانم دیگه حس و حال خوندن نیست. واقعا دعا کردن برای رسیدن به خدا که دیگه مال دنیا نیست که اجابت نشه ولی سالهای زیاد دعا کردم که گناه نکنم ولی کردم، اینکه معصوم زشتی گناه رو میبینه و طرفش نمیره خوش به حالشون ما بدبختا چکار کنیم که نه معصوم صدامون رو میشنوه نه خدای معصوم. بچگیم شلوغ بودم و اذیت داشتم برا عده ای ولی از ۱۲ سالگی تا به الان خیلی سعی کردم حالم با خدا خوب باشه ولی بدتر شد این ۱۲ سال حداقل ۳ سال کار مکروه از عمد نکردم تو اوج جوونیم. ولی حالا گناه می کنم با خوشحالی! آدم از من پست تر! لطفا نگید همین که میدونی کارت بده کفایت میکنه، این حال من رو خوب نمیکنه شما حالتون خوبه حال ما بدا رو نمیفهمین هیچ کس نمیفهمه. لعنت به دنیا! لعنت به وقتی که من زاییده شدم! لعنت به تمام حرفهای دروغ که حتی برای به خدا رسیدن هم باید زجر بکشیم. و کدوم خدا که حتی یکبار به دلخوشی من اجابتم نکرد، حتی تو مسائل دنیایی کوچیک، خودشون به بت پرستها تو قران‌میگن خدایان دروغیتون رو صدا بزنین اگر صدای شما رو بشنون باید اجابت کنن ولی دریغ از ذره ای اجابت از طرف خودشون. حال من حال خراب یکی دو روزه ای نیست که برای این راه زحمت نکشیده باشم حال من حال خراب آدمیه که ۷ سال مراقبت دائم کرده ۳ سال حتی کار‌ مکروه هم نکرده و حالا حالش از همه روزها بدتره. لعنت به دنیا! تف به دنیا! کاش خودکشی حداقل مکروه بود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با همه‌ی این حرف‌ها با تجربه‌ی این‌چنینی که احساس می‌کنید دست‌تان به هیچ‌جا بند نیست؛ آن‌چه گذشته است را بازخوانی خواهید کرد و با تجربه‌ای برتر به دین‌داریِ اصیلی برمی‌گردید.

22462
متن پرسش
سلام استاد: در بحث مربوط به قیامت فرمودید طبق آیه خدا به اسم احد جلوه می کند تا همه خود را به حق باقی بشن و بعد به واحدیت جلوه می کند تا هر کسی جایگاه خود را بیابد این چند سوال پیش می آید: ۱. اسم احد و واحد جز شوون الهی است و مخلوقیت نیست اگر در قیامت اسم احد جلوه می کند و مخلوق در معرض آن واقع می شود آیا یعنی موطن مخلوقیت جمع می شود و مخلوق در عین ثابته خود که آن هم جز صعق ربوبی و شان الهی هست واقع می شود؟ ۲. طبق روایت به عقل گفت ادبر و عقل برگشت پس عقل که مظهر تام آن اهل بیت هستند همین الان در قیامتند و دیگر فزع قیامت را ندارند آیا درست است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در تجلی نور احدی هیچ أنانیتی برای مخلوق باقی نمی‌ماند 2- به نظر بنده همین‌طور است. موفق باشید

20571
متن پرسش
سلام: سوالم مبتنی بر متن زیره، که حدود چهار سال پیش این پرسش و پاسخ در همین سایت بین من و شما رد بدل شد؛ «سلام، مدتیه دچار ادبار شدید روحی شدم تا همین چند ماه پیش فردی کاملا مذهبی بودم و حتی از انجام مکروهات هم خودداری می کردم و به شدت دقت داشتم که مبادا عملی جلوی حرکت من به سمت خدا رو بگیره ولی نمیدونم یهو چی شد که انگار از وسط یک شهر ناگهان وسط بیابون افتادم و هیچ حسی نسبت به این مسائل ندارم و به شکل خیلی بدی نسبت به انجام محرمات بی تفاوت شدم و اعمالی رو که تا قبلها حتی فکرش را هم نمی کردم گرفتارش شدم و مشکل اصلی اینجاست که اصلا توان جستجو رو در خودم نمی بینم یعنی دنبال راه حل و تلاش برای عوض کردن اوضاع نیستم و اینکه اینجا این سوال رو می پرسم و ابراز نگرانی می کنم فقط به خاطر قسمتی از عقل منطقیم هست که در طول سالهای گذشته حقانیت دین و دستورات برایش جا افتاده. منظورم اینه که قلبم هر چیز جدی ای رو پس میزنه و نمیتونم بهش راه درست رو ارائه بدم! و اگر این کار رو بکنم گویا نفس جواب میده باشه حرف تو درست ولی اصلا نمیخام عمل کنم و راحتم بزار! مث یه آدم گرسنه ای شده که هر غذایی بش بدی همه رو همونجا بالا میاره و حتی غذا رو بیبینه حالش بهم میخوره! کمکم کنید، چکار بکنم؟! اصلا با این وضع پس زدن راه حلها توسط روحم اصلا لازمه کاری بکنم یا بگذارم همینطور بماند؟ جواب استاد: باسمه تعالی: سلام علیکم: در مسیر دینداری تا یک جا عقل است که اظهار نظر می‌کند و ما را با اعمال شرعی جلو می‌برد ولی از یک جا به بعد قلب به میدان می‌آید، حال انسان متوجه می‌شود از نظر قلبی دست‌اش خالی است و به تعبیر شما احساس می‌کند در یک بیابان است که هیچ‌یک از گرایش‌های شرعی را در خود ندارد. از این‌جا به بعد، بعد از آن ادباری که فرمودید، آرام‌آرام به خود می‌آیید و از طریق قلب وارد وادی ایمان می‌شوید و به لطف الهی برزخ شما شروع می‌شود و آنچه را مؤمنین متوسط در برزخ با آن روبه‌رو می‌شوند و 7000 سال طول می‌کشد که به خود آیند و با پای قلب که تنها وسیله ی سیر در برزخ است بروند، شما إن‌شاءاللّه در این‌جا شروع خواهید کرد لذا اولاً: صبر در دینداری را فراموش نکنید و مواظب حرام و حلال الهی باشید. ثانیاً: صبر کنید تا از این حالت بگذرید خیلی بی‌تابی نکنید. موفق باشید» و اما بعد.... استاد عزیز: مدت زیادی از آن زمان می‌گذرد، و حقیر بعد از فراز و فرودها و تحمل سختی های زیادی، آرام آرام به لطف خدا همانطور شدم که شما فرمودید. [نه اینکه به خود تلقین کنم، نه] اما احساسات «واقعی» خاصی پیدا کرده ام، چیزی از جنس نور در دلم روشنایی دارد، چیزی شبیه تمثیلی که شما از تفاوت مفهوم آب و خود آب می زدید، شاید بتوانم اینگونه تعبیر کنم که قسمت های زیادی از دنیا پیش چشمم تاریک و مرده می آید و در عوض یک نوع حیات و «بودن» خاصی را ورای آن لمس می کنم، دیگر مثل سالهای پیش از ادبار، دینداری برایم زوری و رنج آور نیست و احساس مردگی از اعمالم ندارم بلکه با هر قدمی که برمیدارم آن نور را بهتر در میابم. در اوقات زیادی با خداوند متعال گفتگو می کنم، انیس بودنش را درک می کنم و جلوه پاسخ هایش را در رفع حوائج و مورد تدبیر واقع شدنم می بینم، انگار بعضی مواعظ اخلاقی اساتید عرفان برایم آشنا می آید، [چیزی شبیه تعبیر شما که می‌فرمودید نور وقتی می آید همه اش می آید اما تشکیکی است و شدت و ضعف دارد] و اما سوالم این است چه کنم که این آمده، نرود؟! و اینکه برای رشد بیشتر چه بکنم؟ برنامه ویژه ای را دنبال کنم؟ نمی خواهم کم نصیب بمانم. «ضمنا طلبه مقدمات هستم در قم» تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که متوجه شده‌اید اگر برنامه‌ای جهت حفظ این حالت نداشته باشید، نمی‌ماند. و آن برنامه باید رو به سوی حکمت و عرفان باشد. ارتباط با جناب استاد یزدان‌پناه، راهِ خوبی است. موفق باشید

18547

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
شلام و عرض ادب: شماره سوال بنده 18532 بوده. شما تا سوال 18541 جواب دادین اما سوال من رو نه داخل سایت گذاشتین جوابش رو و نه به ایمییل بنده جواب دادین.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورت شخصی به ایمیل‌تان جواب داده شده بود . موفق باشید

18495
متن پرسش
سلام علیکم: بنده چند روزی است که به لطف خدا و توصیه حضرت عالی شروع به مطالعه کتاب ارزشمند «ده نکته در معرفت النفس» کرده ام. اما سوالاتی برایم پیش آمده است که از محضرتان می پرسم و قبل از آن برداشتی را که داشته ام می نویسم تا اگر اشتباه است تصحیح بفرمایید. البته در صورتی که وقت گیر است خود را به زحمت نیندازید. برداشت از اولین بند مقدمه: برای این که یاد بگیریم از معلوم مرده (که مفاهیم ذهنی اند) به معلوم زنده (که ارتباط با واقعیت و وجود و هستی است) برسیم یکی از روش ها معرفت النفس است. به این صورت که به ما یاد می دهد که چگونه به خودمان و خود واقعی مان نظز کنیم (یعنی آن را حس کنیم) و ما را از منحصر بودن در مفهوم ذهنی انسان و مفهوم خود عبور دهد و خود ما را به ما نشان دهد. (البته نشان دادنی که از جنس دیدن غیر محسوسات است و آن مثلا چیزی مثل حس کردن است یا ... که نمی دانم دقیق چیست.) و اگر کسی این روش را یاد بگیرد می تواند در مورد بقیه مفاهیم ورای حس نیز همین کار را انجام دهد و با موجودات غیر مادی ارتباط برقرار کند و به آن ها نظر کند و از این راه خدا را ملا قات کند. و راه این که به چنین معرفتی از نفس برسیم این است که از حجاب بدن و زمان و مکان به در آییم. اما سوالات: 1. این نظر کردن به خود یعنی چه؟ این همان حس کردن خود است یا برداشتی است که از خود داریم یا چیز دیگری است؟ 2. حس از خود را که همه بدون خواندن معرفت النفس هم از خود دارند چه چیز بالاتری قرار است پیدا کنیم؟ و اگر این حس از خود و نظر کردن به خود به درد ما می خورد که همه ما حداقل اجمالا آن را داریم پس باید بتوانیم با بقیه امور غیر مادی هم این گونه ارتباط برقرار کنیم؟ 3. آیا اگر کسی توانست به خود نظر کند می تواند به بقیه موجودات غیر مادی هم نظر کند، یا این که نیاز به سلوک معنوی دارد؟ (آیا این سلوک فکری کفایت میکند یا یا به سلوک معنوی نیز نیاز دارد؟) 4. چه ارتباطی وجود دارد بین نظر به خود و این که باید خود را عاری از بدن و ... ببینیم، اگر دیدن خود مطرح است به هر حال آن هم نوعی دیدن خود محسوب می شود؟ 5. چه ارتباطی وجود دارد بین خود حقیقی را دیدن و عبور از ماهیت و رسیدن به وجود، مگر خود حقیقی ما ماهیت نداد؟ (زیرا قاعدتا یا باید آن خود بدون ماهیت باشد، یا شاید هم خود این دیدن و مراحل آن ما را از ماهیات عبور می دهد و اگر این است چگونه؟) 6. چرا ارتباط برقرار کردن با خود راحت تر از ارتباط برقرار کردن با دیگر موجودات غیر مادی است؟ 7. چگونه می توان خود را مطالعه کرد؟ آیا این باز همان فکر کردن نیست؟ با تشکر فراوان از بذل توجهتان و ممنون از محبتتان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همان حس‌کردن است ولی حسی معنوی 2- آگاهی بر این موضوع به خودی خود موجب تفکر می‌گردد 3- به خودی خود انسان از طریق دریچه‌ی خود، با سایر موجودات ارتباط وجودی پیدا می‌کند و معرفت نفس دریچه‌ی چنین رجوعی به موجودات است 4- ولی دیدن بُعد مجرد خود 5- معرفت نفس نگاه وجودی به خود را سبب می‌شود، نه نگاه ماهیتی را 6- زیرا بدون حجاب با خودمان می‌توانیم مرتبط شویم 7- خیر، چون بحث احساسِ خود است و نه فکرکردن به خود 8- در قسمت آرشیو سؤالات سایت، در عنوان «معرفت نفس» سؤالاتی شده است که می‌تواند برای جنابعالی مفید باشد. در ضمن سعی کنید ده جلسه شرح صوتیِ کتاب را تا آخر دنبال کنید تا إن‌شاءاللّه نسبت به موضوع در یک جمع‌بندی قر ار گیرید. موفق باشید    

17171

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: نمی دانم چرا بعد از مطالعه مباحث معرفت نفس طوری است که بعد از مدتی دوباره به اطلاع تبدیل می شود و از حالت حضوری و زنده بودن خارج می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چون می خواهید به حافظه بسپارید در حالی که اصلا نباید نگران این مسائل باشید بگذارید ملکات خودتان کار خود را بکنند. موفق باشید

15071

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد: شما در جواب سوال یک نفر درباره استخاره های شیخ جعفری تبار فرمودید همه آنها از شیطان بوده است. لطفا توضیح بفرمایید چگونه از طرف شیطان بوده؟ منظورم اینست که چطور می شود این اطلاعات دقیق از طرف شیطان باشد؟ در این زمینه به کدام یک از مباحث شما مراجعه کنیم؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در این مورد در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و ملک» شده است. در ضمن جناب آقای قائنی در کتاب «سفینة الصادقین» نکات خوبی در این مورد دارند. موفق باشید

14697

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
یک طلبه چه کار کند که خود را در فضای فرهنگی انقلاب اسلامی حس کند تا بتواند پر نشاط و با روحیه خوب در این زمانه کار علمی و تحقیقاتی کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نگاه حضرت امام و مقام معظم رهبری به عالَم و آدم ما را در فضای فرهنگی انقلاب اسلامی قرار می‌دهد. موفق باشی

13012
متن پرسش
با سلام خدمت استاد: شما در برهان صدیقین فرمودید که هر جا پای وجود است پای کمال است خدا عین هستی است پس عین کمال است، حالا ما می گوییم خدا غضب می کند، خدا منتقم است یعنی صفت غضب و انتقام را به خدا نسبت می دهیم، آیا یعنی غضب و انتقام جنبه وجودی کمال است و ذات احدی آن را داراست یا انتقام و غضب کمال نیست و جنبه عدمی دارد؟ و در ضمن وقتی می گوییم خدا غضب کرد بر فلان قوم آیا به این معنی است که به صفت غضب جلوه کرد و چیزی را خلق کرد یا معنای دیگری دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت حق از آن‌جایی که عین کمال است و از او جز کمال صادر نمی‌شود وقتی غضب کند بدین معنا است که کمالی را که به بنده‌اش داده است، از او سلب می‌کند و معنای «لعنت خدا» به همین معنای «اخذ فیض» است. موفق باشید

8642
متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم جناب استاد: چند سالی است بنده دچار فکر آزار دهنده ای شده ام، اینکه میبینم بشر بسرعت در حال تخریب طبیعت است و با گرم کردن ناحق کره زمین و آب شدن وحشتناک یخهای قطبی و بالا آمدن سطح آب ها و تولید سرسام آور پلاستیک و غیره کم کم این کره خاکی غیر قابل سکونت یا لا اقل سکونت در آن مشکل میشود و این امر در سالهای اخیر سرعت گرفته و غذای انسانها صدر درصد آلوده به مواد شیمیایی و غیر طیب و طاهر شده بشکلی که هیچ غذای سالمی یافت نمیشود چون مستقیم یا غیر مستقیم با چند دست به مواد آلوده وصل است، مثال حتی گندم آلوده به کود شیمیایی است، علوفه دامها آلوده است، مصرف اسراف کارانه انسانها در انرژی و ذخایر طبیعی که دیوانه وار انرژی ها را به گرما تبدیل میکنند و لامپهای بیهوده و بیجهت و......... مرا به وحشت می اندازد و به خاط دارم در روایتی ظاهرا فرموده اند در آخر زمان حدود سه چهارم مردم کره زمین در اثر ابتلا به بیماریهای عفونی از بین رفته اند که احتمالا میتواند بدلیل از بین رفتن جنگلهای استوایی در اثر بالا آمدن سطح آب اقیانوسها و کمبود اکسیژن و بالنتیجه خفگی مزمن انسانها و متعاقب آن ضعف سیستم ایمنی و ابتلا به بیماریهای عفونی باشد حال با این اوضاع خطرناک واقعا فرزندان ما چگونه خواهند زیست و خدا را چگونه در این بستر آلوده بشناسند و در دامن کدام طبیعت سالم بزرگ شوند و واقعا چگونه میتوان آرام نشست؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: با همه‌ی این سخنان که کاملاً درست می‌فرمایید، اگر ما در حدّ توان خود درست عمل کنیم و در حدّ توان خود به جامعه‌ کمک نماییم که کمتر آلوده شود. حضرت حق که رب‌العالمین است آنچه باید برای ما و سعادت ما انجام دهد انجام می‌دهد. موفق باشید
6942

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام استاد گرامی با تلاش های بسیار زیادی که داشتم در کنکور نتیجه ی خوبی به دست نیاوردم ودر حالت روحی بسیار بدی قرار گرفتم تا اینکه یکی از شاگردان شما کتب حضرت عالی را برایم معرفی کردالحق والانصاف خیلی به من کمک کرد الآن با مطالعه ی بسیاری از آثار شما نمی دانم چرا دانایی هایم به دارایی تبدیل نمی شود؟و آنچنان نتیجه ای که مورد انتظار بود به دست نمی آید؟ و اینکه در رشته ی تحصیلی خودم که دبیری زبان انگلیسی باشد آنچنان علاقه ای نمی بینم ومرتب با خودم می گویم ((حالا به چه دردت می خوره این همه هم که لغت حفظ کردی،حالا که چی؟)) و به نحوی این رشته را خشک و بی روح می دانم و به بیشتر به مطالعه ی کتب دینی علاقه مندم خیلی ممنون اگه حقیر را راهنمایی کنید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: تا این‌جا که خداوند کمک کرد تا به‌سرعت در کنکور قبول نشوید و توقف‌گاهی نیاز بود؛ جای شکر دارد. ولی شما با انگیزه‌ای متعالی مطالعه‌ی زبان انگلیس را ادامه دهید تا بتوانید در تبادل فرهنگ‌ها مؤثر باشید و لازمه‌ی این کار آن است که مطالعه‌ی مذهبی‌تان عمیق باشد تا اولاً: بتوانید اسلام را درست معرفی کنید. ثانیاً: ذخیره‌های فرهنگی که به زبان لاتین نوشته شده است را درست بفهمید. موفق باشید
24450
متن پرسش
سلام علیکم: می بخشید استاد! من دوست دارم یکی باشه که بش وابسته باشم (اونم هیچکس و بیشتر از من دوست نداشته باشه) تا احساس وجود داشتن پیدا کنم تا حس بودن پیدا کنم. البته یه بار یکی پیدا شد به اون وابسته بودم نه خدا رو حس می کردم نه امام زمان رو، این بده؟ اگه بده درمانش چیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان نیاز دارد به دوست و برادرانی که با آن‌ها مأنوس باشد که در دین تحت عنوان «اِخوان ایمانی» مطرح است ولی باید سعی کرد کسی را دوست داشت که آینه‌ی نمایش زیبایی‌های الهی باشد. موفق باشید

21881
متن پرسش
سلام علیک و ریحانه: استاد عزیز می خواستم در جریان تاریخی که ما داریم چطور ما در مواردی خیلی بیش تر از کشورهای منطقه و اطراف تحت سیطره ی نفوذ و غلبه ی فرهنگ مدرنیته قرار گرفتیم؟ مثلا ژاپن چطور هنوز این کشور در بسیاری از اصول و فرهنگ سنتی و آداب قدیمی خود مانده است یا پاکستان و یا برخی کشورهای دیگر؟ مطلب بعدی اینکه استاد چگونه است نسبت جوانان امروزی که کاملا در فضای مدرنیته زندگی می کنند و بیش از آنکه تحت تأثیر عالم دینی باشند تحت تاثیر مدرنیته قرار گرفته اند؟ استاد راه پیش روی این جوانان چیست و چگونه این جوانان را در نسبت با انقلاب تعریف می کنید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دشمن اسلام از صدسال پیش که به خود آمد و متوجه‌ی قدرت اسلام شد، بر روی سه مرکز مهم اسلامی یعنی ایران و ترکیه و مصر با به‌یرِ کارآوردنِ حاکمان خودفروخته سرمایه‌گذاری کرد و با این‌همه، مقاومت‌های خوبی در هر سه کشور به‌وجود آمده و هر اندازه ما متوجه‌ی این امر باشیم آینده‌ی روشنی خواهیم داشت و واقعاً نسبت به تبلیغات و سرمایه‌گذاری که دشمن کرده است آن نتیجه‌ای که به دنبال آن بوده است، برایش حاصل نشده. موفق باشید

20971
متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت. دو تا سوال داشتم: اول فرمودید وقتی ما متواضع میشیم اون حقیقت غیبی به ما نظر کرده، یعنی هر صفت اخلاقی نیکو یک حقیقت غیبی داره که باید نظر کنه مثل نماز که باید نظر کنه تا حضور قلب به وجود بیاد؟ دوم: آیا کسی که می میرد و زنده میشه بعد از چند روز که خودم یکی رو از نزدیک دیدم، واقعا مرده؟ آیا با این حرف که مرده نمیتونه برگرده در تناقض نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در حالت اغماء و روبه‌روشدن با عالم غیب به آن معنا که حضرت جبرائیل انسان را قبض روح کند و مرگ او فرا برسد، نیست. آن حالتی که می‌فرمایید حالتی است که افراد با وجه مجرد خود روبه‌رو می‌شوند و اگر ادامه یابد و مرگ آن‌ها را فرا گیرد به همان معنایی که عرض شد، تازه اولِ حساب و کتاب است و ظهور ملکین نکیر و منکر. موفق باشید   

19293
متن پرسش
سلام علیکم: منظور از خواب و افطار زیرکان در حکمت ۱۴۵نهج البلاغه چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت در آن سخن، ما را متوجه‌ی روزه‌داری‌ها و شب‌زنده‌داری‌هایی می‌نمایند که تنها به صورت یک عادت انجام می‌شود تا متذکر شویم مقصد ما از روزه‌داری و قیام شب، اُنس با حضرت محبوب است. موفق باشید

19238
متن پرسش
با سلام: در خصوص فنای در ذات غیب الغیوبی نظر شما را در سوالات متعدد دوستان مشاهده کردم. که جنابعالی معتقد هستید که مراتب فنا در نهایت به فنای در ذات عیب الغیوبی منتهی می شود. حالا 4 سوال برایم هست. 1. آیا در این مقام امکان این هست که گفته شود مثلا مولا علی در مقام فناء، خود خداوند است؟ و علی و ذات حق یکی است؟ 2. این که در این مقام هیچ چیز احساس نمی شود جز ذات حق، آیا این بدان معنا است که تعینات هم اصلا دیده نمی شود و فقط ذات حق احساس می شود؟ و یا اینکه تعینات و محدوده ها دیده می شود اما هیچ گونه استقلالی به تعینات داده نمی شود؟ چون در یکی از فرمایشات فرمودید این که در فنا کثرات دیده شود حق خلق ادا شده و اینکه استقلالی برایشان نبینیم و وحدت را غالب ببینیم حق حق داده شده. 3. پاسخ شما به هر کدام از دو وجه بالا باشد آیا در نهایی ترین حال عارف کثرات ولو به نحوه کاملا غیر مستقل مشهود است یا خیر؟ 4. یه نظر می آید در فنای در ذات جایی برای سخن راندن از بقای عین ثابت نباشد چون عین ثابت در مقام واحدیت مطرح می شود. این طور نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سالک در فنای ذات، خود را به نور حق احساس می‌کند و از منیّت خود فانی می‌شود و نه از احساس خود. و هرگز در این حالت برای عبد این احساس پیش نمی‌آید که او خدا است. و در این رابطه است که همه‌ی مخلوقات را محل تجلی انوار الهی می‌یابد و از این جهت حقِ خلق نیز ادا شده و عین ثابته‌ی هر مخلوقی را نیز محلِ تجلی انوار الهی می‌بیند. خوب است که در این مورد به جواب سؤال شماره‌ی 19156 رجوع فرمایید. موفق باشید

19109
متن پرسش
با عرض سلام و تحیت: یکی از مسایلی که جناب عالی در مقالات مختلف روی آن تاکید دارید نقش زعمای دین و فهم تقدیر تاریخی به طور خود آگاه یا ناخودآگاه توسط آنهاست. قطعا در زمان ما زعیم شیعه امام خامنه ای حفظه الله تعالی می باشند. ایشان در دیداری که با مدرسین مجمع عالی حکمت اسلامی داشتند درباره عرفان و تربیت شاگرد توسط اساطین عرفان می فرمایند: «اعتقادم این است که ما نباید عرفان را به معنای الفاظ و تعبیرات و فرمولهای ذهنی مثل بقیه‌ی علوم ببینیم. عرفان، همان مرحوم قاضی است؛ مرحوم ملا حسینقلی همدانی است؛ مرحوم سید احمد کربلائی است؛ عرفان واقعی اینهاست. مرحوم آقای طباطبائی خودش فیلسوف بود، اهل فلسفه بود، بلاشک در عرفان هم وارد بود؛ منتها آنچه که در عرفان از ایشان معهود است، عرفان عملی است؛ یعنی سلوک، دستور، تربیت شاگرد؛ شاگرد به معنای سالک.» این در حالی است که جناب عالی با طرح سلوک اجتماعی و این مطلب که کسی که بخواهد به سلوک عرفانی عملی بپردازد به آن معنی که آقای قاضی می پرداخت و شاگرد پرورش می داد دچار بی تاریخی شده و سلوک در حال حاضر فقط همان سلوک اجتماعیست. در نقطه مقابل این را مد نظر قرار داده اید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابداً نمی‌توان از معارف عرفانی به روش علمی عرفان غافل شد. بحث بر سر آن است که در مسیر عرفان به حکم «کلّ یومٍ هو فی شأن» با خدایی روبه‌رو شویم که در تاریخ انقلاب اسلامی ظهور کرده. یعنی با خدایِ سالکانی مثل شهدا. و هر اندازه در معارف اسلامی موفق‌تر باشیم، در اُنس با خدای خود موفق‌تر خواهیم بود. موفق باشید

17555
متن پرسش
سلام علیکم: چرا در وجود انسان عشق الهی باشد قدرتمند می شود؟ چه رابطه ای بین عشق الهی و قدرت وجود دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عشق الهی در هر جانی که تجلی کند قدرت الهی را نیز با خود می‌آورد و از طرفی موجب ایجاد مسیری بدون واسطه به سوی حق خواهد شد. موفق باشید

13651
متن پرسش
با سلام: لطفا در مورد اینکه می گویند قلب امام عرش پروردگار است توضیح بفرمایید. یا در کتاب مقام لیلة القدری حضرت زهرا (س) یک حدیثی را توضیح دادید که سقف خانه حضرت زهرا، عرش خداوند بوده. درست است که استنباط کنیم مجرای تحقق اراده الهی، ائمه هستند؟ یعنی همین که می گوییم عده ای با امام به بهشت می رسند و عده ای به جهنم می رسند می تواند یک وجهی از این قضیه باشد؟ اگر امکان دارد با تفصیل بیشتر موضوع را توضیح بدهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرش محل تجلیات اوامر الهی است و از آن‌جایی که قلب امام – به عنوان قلب مؤمنِ به فعلیت‌رسیده - محل حقیقی اوامر الهی است، گفته می‌شود قلب امام عرش رحمان است و در این رابطه حدیث دوم نیز معنا می‌دهد. موفق باشید

13301
متن پرسش
سلام استاد: سید محسنم. این مطلب منتشر نشود چون چیز خاصی نیست. من نامه موسوی و جواب داوری و کامنت شما را ذیل اون مطالب بدین نحو بولد کردم در وبلاگ گذاشتم خواستید فقط جاهای قرمز رنگ و بولد را نگاه مجددی بیاندازید http://myattitude.blog.ir/1394/06/19/%D9%81%DA%A9%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%AA
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی اندیشیدن و تفکر به تاریخ ما برمی‌گردد، که تلاش کنیم در فضای انفجار اطلاعات نگذاریم سخن‌های عمیق و متین گرفتار روزمرّه‌گی‌ها شده و به فراموشی سپرده شود. از این‌رو کار جنابعالی کار پسندیده‌ای است که نظرها را متوجه افکار اندیشمندانی چون دکتر داوری می‌کنید. و کار خوبی کردید که انتقاد آن کاربرِ عزیز را که به بنده می‌گفت «چه نیاز است که برای نشان‌دادنِ کمالات انقلاب اسلامی به آقای داوری توجه کنیم؟» زیرا این کاربرِ عزیز با کسانی روبه‌رو است که در عین نظر به دکتر داوری، درست نتیجه‌ی عکس گرفته‌اند و معتقدند اندیشه‌ی دکتر داوری هیچ نسبتی با انقلاب اسلامی ندارد. به همین جهت باز تأکید می‌کنم سخن فیلسوفان را باید فیلسوفانه فهمید. و همین‌طور که جنابعالی نیز تأکید کردید؛ اشارات آن‌ها را در جمع‌بندیِ شخصیت آن‌ها درک نمود و این نیز از کارهای مشکل این دوران است، دورانی که غبار سیاست‌زدگی و ایدئولوژیک‌کردنِ هرچیزی، ذهن‌ها را فرا گرفته است. موفق باشید      

13294
متن پرسش
در کشف حدسی نیز اتحاد پیدا می کند با معنا از طریق عقل بنابراین مثل سایر کشف ها بعد از کشف، رتبه وجودی ما تغییر می کند بر خلاف حرکت های فکری معمولی. درست است استاد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است، زیرا در کشف حدسی نیز قلب سالم متوجه حقایق می‌شود، منتها به صورت اجمالی انوار حقایق را درک می‌کند. موفق باشید

8473
متن پرسش
باسلام خدمت استاد ارجمند: بنده خانمی 25 ساله و متاهل میباشم و 4 سال از زندگی مشترکم میگذرد.طلبه میباشم و فرزندی هم ندارم.در اصول اعتقادات دچار مشکل شده ام و بدنبال راه حلی برای محکم شدن پایه های اعتقادی ام میگردم.از طرفی نمیدانم از کجا باید شروع کنم.خواهشمندم دراین زمینه سیرمطالعاتی جامعی را به بنده پیشنهاد دهید.لطفا مرا از این سردرگمی و شک نجات دهید.کتابهایی از شما را خوانده ام مثل آشتی با خدا؛معرفت النفس؛روزه دریچه عالم معنا؛ماه رجب؛بصیرت حضرت فاطمه؛زیارت عاشورا؛و در جلسات هفتگیتان هم شرکت میکنم. در ضمن به شدت دچار پراکندگی مطالعات شده ام و اصلا نسبت به برنامه ریزی برای مطالعه توانایی ندارم.همین مسایل مرا بی انگیزه کرده و احساس میکنم کم کم دارم بی تفاوت می شوم نسبت به مسایل دینیم.خواهشمندم در همه این زمینه ها مرا راهنمایی بفرمایید.باتشکر فراوان.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بعید می‌دانم با توجه به مباحث معرفت نفس مشکل عقیدتی داشته باشید، احتمالاً معنایی که برای زندگی در این دنیا برای خود تعریف کرده‌اید به هم خورده و امورات طبق تصوری که کرده‌اید جلو نمی‌رود. لازمه‌ی به‌خودآمدن، بازخوانی معنای زندگی است و این‌که دوباره در شرایط جدیدی که دارید زندگی را معنا کنید و این حالت را بی‌انگیزگی نمی‌گویند، این تجلی نور جلال خدا است تا افق نگاه خود را به جایی عمیق‌تر از آنچه هستید بیندازید و با شخصیت خودتان در عمق‌بخشیدن به توحید، جدّی‌تر برخورد کنید. موفق باشید
6793
متن پرسش
سلام درباره موضوع توفیق الهی(عوامل جلب وسلب توفیق الهی ازدیدگاه قرآن وروایات)اگرممکن است منابعی معرفی کنیدکه تفسیرباگرایش کلامی واحادیث فریقین رادربرداشته باشد.ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به‌طور کلی می‌توان گفت امکان رعایت دستورات الهی از یک طرف توفیقی است که خداوند به بنده‌اش می‌دهد و از طرف دیگر زمینه می‌شود تا توفیقات بیشتری نصیب عبد بگردد، حال با این مبنا می‌توانید یک کار پژوهشی در قرآن و روایات انجام دهید که چگونه ابتدا توفیق از طرف خدا شروع می‌شود و سپس انسان به توفیق برتر می‌رسد. مثل آن‌که خداوند میل و محبت به ارحام را در انسان قرار می‌دهد تا انسان‌ با آن‌ها رابطه برقرار کند و سپس انسان با صله‌ی رحم موفق به انجام کارهای بهتری مثل خدمت به نیازمندان طایفه‌ی خود می‌شود و توفیق چنین خدمتی را پیدا می‌کند. موفق باشید
4063
متن پرسش
باعرض سلام گاهی اوقات در دلم با توجه به مبادی و مبانی معرفتی که از شما استاد بزرگوارم دریافت کردم توحیدی را احساس میکنم و توکل و آرامش خوبی را به من میدهد اما با خودم میگویم اینگونه نیست چون وقتی از فقهاو علما سوال می پرسم آنها اسباب را خیلی پررنگ تر می کنند و آن توکل و آرامش را از من صلب می کنند ، آیا به قلبم گوش دهم یا .... بنده منکر نقش اسباب نیستم اما اگر خدا نخواهد اسباب هم نقش ثابتی ندارند ... با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: سیره‌ی اولیاء معصوم«علیهم‌السلام» آن نبوده که از اسباب و وسایل استفاده نکنند، نگاه آن‌ها به ماوراء این وسایل بوده همان‌طور که ما در دفاع مقدس در حدّ توان خود از وسایل نظامی استفاده کردیم ولی نگاه حضرت امام«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» به لطف خدا بود و همان موجب پیروزی ما شد وگرنه اگر به وسایل نظامی خود چشم می‌دوختیم در مقایسه با وسایل نظامی دشمن، خود را می‌باختیم و عملاً شکست می‌خوردیم. در حدّ امکان از وسایل استفاده‌کردن سیره‌ی عقلا و مؤمنین است ولی امید را به وسایل دوختن سیره‌ی مشرکین است. موفق باشید
نمایش چاپی