باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر اینطور نیست. اینها مثل خود شیطان، در عین قائلبودن به خالقیتِ حق، چون همهی نگاهشان به منیّت و لذّات خودشان است، عصیانکردن را دوست دارند. مثل بیماری کچلی، که بیمار سر خود را خارش میدهد و در عین زخمکردن لذت میبرد و به بعد از این عمل فکر نمیکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- شاید برای آن است که یک نحوه احساس از شرایط وجود مقدس حضرت سیدالشهداء«علیهالسلام» برای آن بزرگان نیز حاصل شود 2- هیچوقت حقیقت موضوعات با سؤال و جواب و فکر ظهور نمیکند، باید رویکرد ما با رفع حجاب اَنانیت به سوی حقیقت باشد تا نفس ناطقهی ما با آن حقیقت مأنوس گردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن فیلم را ندیدهام. ولی رهبر معظم انقلاب میفرمایند هر نوع اختلاف و یا توهین به اصحاب پیامبر خدا و همسران پیامبر حرام است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهم رفته در جریان نگاه آقای نصیری هستم. مصاحبهی ایشان و آقای علیزاده را هم دیدم. نگاه ایشان، نگاه یک شخص نیست، نگاه آنهایی است که در رابطه با شریعت الهی معتقد به تدبّر در متون دینی و تفکر نسبت به آنها نیستند. بیشتر عقل خود را تعطیل میکنند و به سوی دین میروند. و مخالفت ایشان با فلسفه و عرفان از این جنس است و حتماً چنین نتایجی را به همراه دارد خیلی شبیه توصیهای است که میگوید: «چراغ خرد خاموش کن». و عملاً نوعی بریدگی در مقابل تمدن غربی برای ایشان پیش آمده است، ولی با ادبیاتی که در آن ادبیات، حرفهای خوبی زده میشود که مثلاً ما نباید با مخالفان تندی میکردیم و یا تندی بکنیم. ولی این سخنان، با زیربنایی که امثال مقام معظم رهبری میگویند، فرق دارد. زیرا رهبری برای سعهی انقلاب اسلامی و تمدن اسلامی چنین راهکاری دارند که لازم است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در جواب مذکور عرض شد اجل هرکس دقیقاً در علم خداوند است که به چه نحوی و در چه زمانی فرا میرسد. ولی وقتی به آیهی: «هُوَ الَّذي خَلَقَكُمْ مِنْ طينٍ ثُمَّ قَضى أَجَلاً وَ أَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَهُ ثُمَّ أَنْتُمْ تَمْتَرُونَ (۲/ انعام) نظر کنیم و بحث اجل مسمی را که بعد از اجل آورده است را به تدبّر بنشینیم، سخن بزرگان تفسیر قابل توجه میشود که قبل از آن به سخن حضرت جواد (ع) نظر میکنیم که میفرمایند: ««مَوْتُ الْإِنْسَانِ بِالذُّنُوبِ أَكْثَرُ مِنْ مَوْتِهِ بِالْأَجَلِ وَ حَيَاتُهُ بِالْبِرِّ أَكْثَرُ مِنْ حَيَاتِهِ بِالْعُمُرِ» مرگ آدمی به سبب گناهان بیشتر از مرگ به واسطهی اَجَل است، و ادامهی حیاتش به سبب نیکوکاری بیشتر از حیاتش به واسطهی عمر طبیعی است.
علامهی طباطبایی اینطور میفرمایند: اجل دو گونه است: يكى" اجل مبهم"، و يكى" اجل مسمى"، يعنى معين در نزد خداى تعالى، و اين همان اجل محتومى است كه تغيير نمى پذيرد. و به همين جهت آن را مقيد كرده به" عنده نزد خدا" و معلوم است چيزى كه نزد خدا است دستخوش تغيير نمى شود، به دليل اينكه فرمود: «ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ» و اين همان اجل محتومى است كه تغيير و تبديل برنمى دارد. خداى متعال مى فرمايد: «إِذا جاءَ أَجَلُهُمْ فَلا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ». پس نسبت اجل مسمى به اجل غير مسمى نسبت مطلق و منجز است به مشروط و معلق، به اين معنا كه ممكن است اجل غير مسمى به خاطر تحقق نيافتن شرطى كه اجل معلق بر آن شرط شده تخلف كند و در موعد مقرر فرا نرسد، و ليكن اجل حتمى و مطلق راهى براى عدم تحقق آن نيست، و به هيچ وجه نمى توان از رسيدن و تحقق آن جلوگيرى نمود.
و اگر آيات سابق به ضميمه آيه شريفه «لِكُلِّ أَجَلٍ كِتابٌ، يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ» مورد دقت قرار گيرند بدست مى آيد كه اجل مسمى همان اجل محتومى است كه در «أُمُّ الْكِتابِ» ثبت شده، و اجل غير مسمى آن اجلى است كه در «لوح محو و اثبات» نوشته شده است،- و ان شاء اللَّه- بزودى خواهد آمد كه ام الكتاب قابل انطباق است بر حوادثى كه در خارج ثابت است، يعنى حوادثى كه مستندند به اسباب عامى كه تخلف از تاثير ندارد، و لوح محو و اثبات قابل انطباق بر همان حوادث است، ليكن نه از جهت استناد به اسباب عامه بلكه از نظر استناد به اسباب ناقصى كه در خيلى از موارد از آنها به" مقتضى" تعبير مى كنيم، كه ممكن است برخورد با موانعى بكند و از تاثير باز بماند و ممكن است باز نماند.
مثالى كه با در نظر گرفتن آن، اين دو قسم سبب يعنى" سبب تام" و" سبب ناقص" روشن مى شود نور خورشيد است، زيرا ما در شب اطمينان داريم كه بعد از گذشتن چند ساعت آفتاب طلوع خواهد كرد و روى زمين را روشن خواهد نمود، ليكن ممكن است مقارن طلوع آفتاب كره ماه و يا ابر و يا چيز ديگرى بين آن و كره زمين حائل شده و از روشن شدن روى زمين جلوگيرى كند، هم چنان كه ممكن هم هست كه چنين مانعى پيش نيايد كه در اين صورت قطعا روى زمين روشن خواهد بود.
پس طلوع آفتاب به تنهايى نسبت به روشن كردن زمين" سبب ناقص" و به منزله" لوح محو و اثبات" در بحث ما است و همين طلوع به ضميمه نبود مانعى از موانع، نسبت به روشن كردن زمين" علت تامه" و به منزله " أُمُّ الْكِتابِ" و" لَوْحٍ مَحْفُوظٍ" در بحث ما است.
همچنين است اجل آدمى، زيرا تركيب خاصى كه ساختمان بدن آدمى را تشكيل مى دهد با همه اقتضاءات محدودى كه در اركان آن هست اقتضا مى كند كه اين ساختمان عمر طبيعى خود را كه چه بسا به صد و يا صد و بيست سال تحديدش كرده اند بكند. اين است آن اجلى كه مى توان گفت در لوح محو و اثبات ثبت شده، ليكن اين نيز هست كه تمامى اجزاى هستى با اين ساختمان ارتباط و در آن تاثير دارند، و چه بسا اسباب و موانعى كه در اين اجزاى كون از حيطه شمارش بيرون است با يكديگر برخورد نموده و همين اصطكاك و برخورد باعث شود كه اجل انسان قبل از رسيدن به حد طبيعى خود، منقضى گردد، و اين همان" مرگ ناگهانى" است.
با اين بيان تصور و فرض اينكه نظام كون محتاج به هر دو قسم اجل، يعنى مسمى و غير مسمى باشد آسان مى شود. و نيز روشن مى شود كه منافاتى بين ابهام در اجل غير مسمى و تعيين آن در مسمى نيست، چه بسا اين دو اجل در موردى در يك زمان توافق كنند و چه بسا نكنند، و البته در صورت تخالف آن، اجل مسمى تحقق مى پذيرد نه غير مسمى. ترجمه تفسير الميزان، ج 7، ص: 10
بهگفته علامه طباطبایی اجل مُسَمّیٰ، زمان حتمی یعنی تغییرناپذیر مرگ انسان است که تنها خدا آن را میداند. اجل مُعَلَّق در برابر آن قرار دارد و بهمعنای زمان طبیعی مرگ انسان است که تغییر میپذیرد. بهباور وی اجل معلق، زمان مرگ فرد براساس شرایط بدنی اوست؛ یعنی فردی که براساس شرایط بدنیاش، مثلاً میتواند صد سال عمر کند، اجل معلق او (یعنی زمان مرگش) در صدسالگی است؛ اما ممکن است همین فرد بر اثر عواملی، مرگش زودتر یا دیرتر روی دهد و این اجل مسمای او است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. مباحث جناب حجتالاسلام غنوی در این مورد نکات خوبی دارد. خلاصهی آن را در جزوات «شیعه و هویت گمشده» که بر روی سایت هست میتوانید دنبال کنید. ۲. سیر مطالعاتی سایت إنشاءاللّه میتواند مفید باشد. ۳. موارد فرق میکند یکی را با اطعام یکی را با محبت و یکی را با تعلیم علم ۴. در هر حال فقیه مطابق حکم خدا عمل میکند و این فرق میکند با یک مسئول که مجبور است به نظر خود مسائلی که پیش میآید را جبران نماید. خود مقام معظم رهبری در مورد «کنترل جمعیت» نقدی از خود را به میان آوردند. فراموش نکنید چون نیّت رهبر انقلاب خیر و الهی است و خودشان در این موارد مطرح نیستند، خداوند به ایشان کمک میکند و از این جهت اصولاً آن نقدهایی که میتوان به سایرین داشت، در ایشان پیش نمیآید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورت شخصی اینطور جواب داده شد:
باسمه تعالی: سلام علیکم: برای جوابگویی به این سوالات باید وقت زیادی صرف بفرمایید. پیشنهاد بنده کار بر روی سیر مطالعاتی است که بر روی سایت هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوعی است که جناب ملاصدرا در «حرکت جوهری» بهخوبی اثبات میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در عین آنکه تخصصی در این مورد ندارم، اطمینانی هم به این نحوه ارزیابیِ انسانها در من نیست. زیرا این احتمال را بدهید که با پیشفرضهای قبلی، از انسانها تصوری را در نظر بگیریم و سپس در جستجویِ آن تصور باشیم با این گمان که فکر میکنیم آن را یافتهایم، غافل از آنکه آن را ساختهایم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آری! امام مظهر یگانگی خداوند است و نور اوست که ما را متوجهی حضرت احد میکند 2- بعضی از مظاهر شدت بیشتری دارند مثل صورت که بهتر از کف پا حالات روحی انسان را نشان میدهد 3- استغفارِ ائمه، جهت دفع است تا گناه، به سراغ آنها نیاید و استغفار ما جهت رفع است تا خداوند گناهی که مرتکب شدهایم را رفع کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شواهدی که ما را به نظرِ فوق متمایل میکند حضور امروزین ادیان ابراهیمی در عالم است که همهی آن ادیان از غرب آسیا ظهور کردهاند. مثل همین امروز که آن طرف دنیا هم نظر به معادلاتِ جاری در خاور میانه دارند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- چون خود فرد در این نوع رؤیاها با تعبیری که میکند، خود را در تعبیر دخالت میدهد بعضاً برای خود آن تعبیر را به صورت تقدیر خود در میآورد 2- رؤیای رحمانی اساساً آنچنان نیست که اجازهی تعبیر به ما بدهد 3- رویهمرفته حرف درستی است مضافاً آنکه هر معصیتی معلوم نیست که منجر به عذاب شود، بعضاً مشمول رحمت قرار میگیرند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مبانی عرایض بنده بهخصوص در رابطه با اشراقی که به قلب امام به صورتِ انقلاب اسلامی ظهور کرد، در دو کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» و «امام خمینی و سلوک در تقدیر تاریخی زمانه» باید دنبال شود. آنچه مهم است توجه به آن نوع معارفی است که قرآن در نسبتی که بین خدا و رسولان است و بین خدا و امت رسولان میباشد، متذکر میشود که وَحی را نهتنها بر رسولان بلکه بر امت آنها مثل حواریون به میان میآورد. این آن معرفتی است که در دنیای جدید مورد غفلتِ جدّی قرار گرفته و باید بازخوانی شود. در شرح مقدمهی کتاب «عقل و ادب ادامهی انقلاب اسلامی در این تاریخ» تا حدّی سعی شد این بازخوانی صورت گیرد و معنای «گویا ولیّ شناسان رفتند از این ولایت» روشن شود که حقیقتاً ولیِّ الهی در این تاریخ کیست.
نکتهی دوم موضوعِ روایتی بود که از امام رضا«علیهالسلام» در جزوهی مذکور مطرح شد که ميفرمايند: «إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا اخْتَارَهُ اللَّهُ لِأُمُورِ عِبَادِهِ شَرَحَ صَدْرَهُ» اگر خداوند بندهاي از بندگانش را جهت امور مردم انتخاب کرد، سينهي او را گشاده ميگرداند. تا در مديريت خود کوچکترين لغزشي نداشته باشد و امور بندگان را با وسعت نظر سر و سامان دهد. «فَلَمْ يَعْيَ بَعْدَهُ بِجَوَابٍ وَ لَمْ تَجِدْ فِيهِ غَيْرَ صَوَابٍ» در نتيجه آنچنان توانا ميشود که در جوابگويي به هيچ نيازي در نميماند و غير از صواب از او نخواهي يافت و بهخوبي مصلحت مردم را در نظر ميگيرد. «فَهُوَ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ مُؤَيَّدٌ»[1] پس او در کار خود موفق و محکم و مورد تأييد الهي است.
از همه مهمتر مگر به ما نفرمودهاند که: «اعرف الحقّ تعرف اهله» حق را بشناسید و مطابق آن اهل آن را بشناسید. حال از خود بپرسید مثلاً اگر در این کنفرانس بینالمللی دفاع از حقوق فلسطین که اخیراً تشکیل شد، وجودِ مقدس حضرت حجت«عجلاللّهتعالیفرجه» تشریف داشتند و میخواستند یک راهکارِ جامع برای جهان اسلام بدهند، جز همین سخنانی را میفرمودند که مقام معظم رهبری«حفظهاللّه» مطرح کردند؟ آیا تصور بالاتری نسبت به آنچه گفته شد، میتوان داشت؟
قبول دارم باید بر روی موضوع ولیّ شناسی مطابق این تاریخ کاری جدّی صورت بگیرد و در همین رابطه به رفقا عرض شد بر روی جزوه کار شود تا إنشاءاللّه اجمال آن به تفصیل در آید و مطالب آن که معارف گمشدهی ما است، به تاریخ ما برگردد و بحمداللّه شنیدم کار را شروع کردهاند تا پس از چند جلسهای که کار میکنند و سؤالات تنظیم میشود، بنده در خدمتشان باشم. موفق باشید
[1] - تحف العقول، ص443
باسمه تعالی: سلام علیکم: به چیز قابل اعتمادی در این مورد برخورد نکردهام. ولی فکر میکنم عرایضی که در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» شده است، کمککار باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرگز اینطور نیست. شاید علامه باور نمیکردند که در تحقق انقلاب اسلامی مردم تا این حدّ همراهی کنند. وگرنه همهی روح و فکر همهی علمای شیعه تشکیل حکومت اسلامی است. خوب است در این مورد به جواب سؤال 18556 نظری بیندازید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اینها حرفهای وَهمی است و در حالیکه نایب ایشان حضرت امام خامنهای«حفظهاللّه» بهخوبی دارند جهان را مدیریت میکنند و روشن است که راهنماییهای ایشان از جنس هدایتهایی است که حضرت مهدی«صلواتاللّهعلیه» دارند و در همان فرهنگ و فضا، مقابل کفر و استکبار ایستادهاند. بنابراین باید شدیداً به این یمانیها ی مدعی در این تاریخ بدبین بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنانکه مستحضرید سیاق کلام به صورت عمومی آمده که چنانچه خداوند بندهای را برای امور بندگانش اختیار کرد، به او تواناییهای خاصی میبخشد و از این جهت نمیتوان آن را منحصر به امام معصوم نمود، هرچند مصداق تامّ و تمام آن امام معصوم است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که میدانید حضرت، عموماً در این موارد سعی دارند افراد را از اظهار گناه منصرف کنند تا خودشان توبه نمایند، مگر اینکه علنی باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به دلیل اینکه خداوند ضمیر جمع به کار برده است و میفرماید: «اهبطوا» باید همهی آنها از بهشت خارج شده باشند. ۲. به نوع نگاه آنها به موضوع ولایت فقیه ربط دارد. به نظر میآید اگر ولایت فقیه را در جایگاه ولایتِ زعامتِ امور مسلمین در نظر بگیریم بهتر مورد قبول قرار میگیرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم شما در مواردی که به ایشان تذکر میدهید وظیفهی خود را انجام دادهاید و بیش از این در چنین موضوعاتی ریز نشوید. سعی کنید همین زندگی را مأوایی جهت اظهار شخصیت دینی و الهیِ خود قرار دهید. موفق باشید
