بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
26264
متن پرسش
با سلام و عرض ادب: سوال بنده در مورد حمله اعراب به ایران است در تاریخ طبری جلد ۵ صفحه ۲۱۱۷ و ۲۱۱۸ نام امام حسن (ع) و امام حسین (ع) را در صف متهاجمین به ایران می آورد و یکی از اسلام ستیزان (امید دانا) در یکی از برنامه هایش با استناد به تاریخ طبری و دیگر کتب تاریخی مانند تاریخ البلدان و ابن خلدون و ابن اثیر می گوید امامان شیعه در این کشتار و نسل کشی اعراب نقش داشتند و امام علی (ع) هم به عمر مشاوره می داده پاسخ چیست؟ واقعا نگرانم. سپاس
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بر فرض که امامان در فتحِ ایران نقش داشته باشند، عنایت داشته باشید که به جهت طلب مردم ایران بود تا خود را از دست حاکمانِ ظالمشان نجات دهند و به همین دلیل، ایرانیان بعد از پذیرفتن اسلام به شدت نه‌تنها در کنار اهل‌البیت قرار گرفتند بلکه بعد از استقلال از حاکمیت بغداد بر همان اسلامِ خود باقی ماندند. در صورتی‌که اگر اسلام را به اجبار پذیرفته بودند، بعد از استقلال به دینِ قبلی خود برمی‌گشتند. موفق باشید 

23507
متن پرسش
با عرض سلام استاد گرامی: ببخشید سوالی داشتم خدمت شما علامه بزرگوار در تفسیر المیزان درباره آیه «الیه یصعد الکلمه الطیب و العمل الصالح یرفعه» می فرمایند آنچه خودش به سمت خدا بالا می رود، کلمه طیب و علم است و عمل صالح آن را کمک می کند. و این بر خلاف عقیده بسیاری از مردم است. چون که مردم و همچنین بنده تا الان تصورم این بود که آنچه مهم است عمل است. علامه جای دیگر می فرماید: این آیه در باب عمل صالح و «علم نافع» کلامی است جامع و می فهماند که کار هر کلام نیکو یعنی اعتقاد حق، این است که به سوی خدا صعود کند... و کار عمل صالح این است که این اعتقاد و علم حق را در بالا رفتن کمک کند... و قلب توجه خود را بین علم و چیزهای دیگر تقسیم نکند. پس هرقدر خلوص آدمی از شک و خطوات شیطان کاملتر شد، صعود و ارتفاع علم بیشتر می شود! استاد آیا عمل، علم و اعقادات حقه را صعود می دهد؟ و همچنین سوال اصلی و اساسی این است که این علم چه علمی است؟ چه دانش و آگاهی است که عمل او را کمک می کند!!؟ آیا همه عقاید حقه شیعه است؟ آیا فقط معرفت نفس است؟ معاد است؟ علوم تجربی است؟ یا....
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عقیده‌ی پاک یعنی عقیده‌ای که هیچ انگیزه‌ای جز رجوع به حضرت حق در آن نیست و طبیعی است که به خودی خود، جهت حقّانی دارد و به سوی حق صعود می‌کند. آری! عمل مطابق آن عقیده موجب به فعلیت‌یافتن و به تفصیل‌یافتنِ هرچه بیشتر آن عقیده می‌شود. موفق باشید

23053
متن پرسش
سلام: استاد پاسخ شما به سوال شماره ۲۳۰۲۶ که در خصوص قاعده الظاهر عنوان الباطن بود را مطالعه کردم، اما در حکمت متعالیه صدرایی در باب معاد هم سخنی به این مضمون وجود داره که عالم برزخ صورت باطنی عالم دنیاست و صورت بدن مادّی انسان، ظهور بدن برزخی اوست و بدن برزخی، باطن بدن مادّی می باشد. به همین نحو، بدن برزخی نیز ظهور بدن اخروی می باشد؛ و بدن اخروی باطن و حقیقت بدن برزخی است. لذا بدن برزخی همان بدن دنیایی است حقیقتاً و غیر آن است رقیقتاً ... اگر این فرمایش جناب ملاصدرا در باب این که صورت بدن مادی انسان ظهور بدن برزخی اوست را در کنار قاعده الظاهر عنوان الباطن قرار دهیم بار دیگر با همان اشکال مطرح شده در سوال شماره ۲۳۰۲۶ مواجه می شویم، اگر صورت بدن مادی ظهور بدن برزخی است و الظاهر عنوان الباطن، پس چرا کفار و گناهکاران زیادی هستند که چهره زیبایی دارند؟ در متون دینی ما گفته شده که انسان های کافر و فاسد صورت برزخی زشتی دارند، این مطلب با فرمایش ملاصدرا چگونه قابل جمع است؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جملات ملاصدرا اگر از بدن دنیایی نام برده می‌شود منظور آن بدنی است که طی دنیا می‌سازیم و آن غیر از بدن مادی است که ابزاری بیش نیست و به گفته‌ی جناب صدرا، اتحادش با نفس، انضمامی است و نه حقیقی. در بحث «حرکت جوهری» در مورد آن بدن عرایضی شده است. موفق باشید

22743

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: شاید بتوان گفت بیش از نیمی از کسانی که به آقای روحانی رای داده بودند حال پشیمان اند و رای شان برگشته. با این وضعیت آیا نظام میزان را رای مردم می داند نباید در صدد تغییر دولت یعنی انحلال و برگزاری انتخابات باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌که امام «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» فرمودند ملاک و میزان رأی مردم است؛ به این معنا است که باید به رأی مردم در بستر قانونی که آن رأی شکل گرفته است، احترام گذاشت. در این رابطه همچنان‌که رهبری فرمودند دولت باید ادامه یابد و خودش مسئولیت امور خود را به عهده داشته باشد. و این به نفع جامعه و انقلاب است. موفق باشید

22444
متن پرسش
سلام بر شما استاد گرامی: عرض ادب پرسشگری هستم که سوال 18977 و 21532 را نیز مطرح کرده بودم. این سوال نیز در همان راستا است. حالم به لطف و رحمت خداوند بهتر است. سوالی و مشکلی داشتم و آن این است: از شما مکرر می خوانم که می گویید «توحید (یا حالا اهل توحید) با کرامت متفاوت است.» با این مطلب درگیرم. توحید را دقیقا مطرح کردید که یعنی نفی خویش در امور. این را تا حدی می فهمم. اما خب نکته اینجاست که شما صحبت از معرفت نفس می کنید (بنده شرح ده نکته را تقریبا خواندم) ولی می گویید نباید برای آزاد کردن روح باشد و قوت روح! نباید برای رهانیدن خلق باشد بلکه باید برای توحیدی کردن خلق باشد! قوت نفس خوب است یا نه؟ حتما خوب است وگرنه این همه ادعیه و زیارات برای چه؟ اگر قوت خوب است پس توحید با قوی ساختن نفس چه فرقی دارد؟ امکان دارد کسی خودش نفهمد روح قوی ای دارد یا نه ولی در درجه بالای توحید باشد؟ تشخیص مرتبه توحید چگونه است؟ امام (ره) میفرمود ببینید الله ولی شما هست یا نه. این معیار مومن بودن است طبق آیت الکرسی. معیار توحید چیست؟ من اینطور فهمیدم: قوت نفس اگر چه خوب است اما وصل کردن کارها به خدا و قدرت بی نهایت در برابر قدرت نفس قابل مقایسه نیست. ممنونم اگر راهنماییم کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: معیار توحید، همان حقایقی است که در آیت‌الکرسی مدّ نظر انسان قرار می‌گیرد و همه‌ی ادعیه و زیارات و آیات برای آن است که نفس ناطقه‌ی انسان از نظر به خود و قوای خود که اموری است توهّمی بگذرد و به حضور حضرت حق در عالم و در همه‌ی مناسبات عالم نظر نماید تا آن‌جا که وحدت شخصیه‌ی وجود بر او رُخ نماید و بیابد این سخن خواجه ابوالخیر را که گفت: «تو آمد رفته رفته، رفت من آهسته آهسته» مسیر توحیدی یعنی این. موفق باشید

22408

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض خدا قوت: گاهی که دلم می خواهد دوباره شروع کنم و به سمت جلو حرکت کنم ولی باز غم خاطرات گذشته و غم های گذشته به ذهنم می آید و بار از حرمت باز میمونم و نمیدونم چطوری حرکت کنم. فکر اشتباهات در مسیر که داشتم و این شاید به دلیل اشتباهاتی در مسائل تربیتی دچار یک نفر از دین شده باشم و... کلا اجازه حرکت در این مسیر را از دست می دهم و یک حالت افسردگی و خستگی به تمام روحم مسلط میشه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متوجه‌ی وجود سنت‌ها در عالم باشید و این‌که می‌توانید در مسیر دینداری در بستر سنت‌های الهی قرار گیرید. موفق باشید

21674
متن پرسش
سلام: اینکه برای طبیعت روح مثالی است یعنی چه؟ البته فهمش برای من مبهم است. چون که می گویند بهشت و جهنم در هم این دنیاست و مر تبط با همان روح است. لطفا راهنمایی کنید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در نظام طولی، عالَم طبیعت مرتبه‌ی نازله‌ی آن نظام است و باطن و ملکوت آن را روح مثالی آن می‌شمارند. موفق باشید

21581

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: جبران گناهان استمناع و لواط و هم جنس بازی در قرآن چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توبه، تواضع، خدمت به خلق و تلاش برای کسب معارف الهی. موفق باشید

21252
متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد بزرگوار: استاد با توجه به پاسخ سوال 21235 باز هم قانع نشدیم. جناب استاد اشکالی که بزرگان از جمله آیت الله مصباح و دیگر مراجع و متفکران به صحبتهایی آقای روحانی دارند شاید از همین زاویه است که شما با آن در صدد توجیه سخنان ایشان بر آمده اید شما می فرمائید فرهنگ شیعیان طوری است که هر شیعه عامی هم در سنتی قرار دارد که پیامبر و امام را معصوم می داند اما اولا متاسفانه این فرهنگ خصوصا در نسل جوان دارد با تهاجم فرهنگی دشمن و غفلت مسئولان کم کم زیر سوال می رود و سخنان آقای روحانی در این فضا همین انحراف را تقویت می کند. ثانیا اشکال به آقای روحانی این است که چرا به گونه ای سخن می گوئید که زمینه فرو پاشی این فرهنگ فراهم شود؟ براستی با این توجیه شما آن سخن روحانی که گفت درسی که از کربلا می گیریم مذاکره است را به راحتی می توان توجیه کرد که در فرهنگ عمومی شیعه همه می فهمند کار امام قیام و جهاد و شهادت بود و منظور روحانی این بوده که امام دشمنان را نصیحت کرد ولی دیدیم رهبر انقلاب چطور بر ایشان تاخت که تاریخ را اینطوری می فهمی چرا سهل اندیشی و سخنانی که خود بهتر مطلعید. لذا استاد جان جسارتا می گویم درست نیست این که بزرگانی که عمق انحراف این سخنان و زمینه سازی آن را برای تسهیل کردن انتقاد به معصوم را فهمیدند و برنتافتند را محکوم به عدم درک صحیح و همه جانبه، کنیم. با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این که آقای روحانی سخنان بیجا، کم ندارند بحثی نیست. از جمله همان سخنی که برای توجیه کار خود، صحبت حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» با عمر سعد را به عنوان مذاکره مطرح کرده‌اند که کاملاً بیجا بود. از آن طرف جریان منتسب به ایشان، از بعضی جهات در تلاش‌اند تا جهت کلّی انقلاب را به حاشیه ببرند و تصوری که باید از نظام اسلامی در مقابل استکبار داشت، را دفن کنند و متأسفانه ما به جای این‌که بر روی این مسائل کار کنیم و روشن نماییم چرا این جریان سعی دارد نظام را ناکارآمد نشان دهد؛ می‌گردیم یک طوری سخن ایشان را مطرح کنیم که از آن نفیِ عصمت ائمه برآید و از این طریق، طرفداران ایشان را نیز به این سمت بکشانیم که می‌شود نفیِ عصمت آن بزرگواران را کرد. بنده این نوع برخوردها را اگر ناشی از جریان نفوذی ندانم، ناشی از بی‌فکریِ رفقای مذهبی خود می‌بینم. موفق باشید

21190

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: عذاب مومن رو در برزخ سیر میگیم تا پاک بشه عذاب غیر مومن چی؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عذاب کافر ابدی است زیرا شخصیت خود را تماماً در مقابل فطرت خود شکل داده است. موفق باشید

20407
متن پرسش
ضمن عرض سلام و خدا قوت خدمت استاد عزیز: انسان چه کار کند که قبح یک گناه برای او از بین نرود و انجام گناه عادی نشود؟! اگر انجام یک گناه برای او عادی شد، چه کار کند که خود را نجات دهد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: صبرِ بر ترک گناه، به مرور فطرت را بیدار می‌کند و انسان، زشتیِ گناه را حس می‌نماید. موفق باشید

18792

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خدا قوت خدمت استاد بزرگوار و شاگردان با اخلاص ایشان. استاد بنده جوانی هستم که مطالعات پراکنده و کم دارم و لذا رنج می برم از این عادت بد و تکراری. دوست دارم تغییری در خود ایجاد کنم و سیر مطالعات خود را به صورت اصولی و به درد به خور در زندگی بکنم لذا می خواهم مطالعات قرآنی بکنم ولی نمی دانم از چه کتب تفسیری شروع کنم که قابل فهم و ساده باشد. سوال بعدیم هم اینه که لطفا در مورد کتاب معراج السعادت که به زبان ساده و امروزی ویرایش شده رو بفرمایید. از شما التماس دعا دارم. یا زهرا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عرایضی در جزوه‌ی «روش کار با تفسیر المیزان» که بر روی سایت هست، شده است. خوب است قبل از ورود به تفسیر المیزان چند سوره مثل سوره‌های عنکبوت و قصص و روم و زمر را گوش بدهید تا آمادگی ارتباط با زبانِ المیزان فراهم شود. اگر ابتدا قبل از آن بحث «ده نکته در معرفت نفس» را همراه با شرح صوتی آن کار کنید، بهتر ارتباط شما با مباحث برقرار می‌شود. موفق باشید

17018
متن پرسش
سلام استاد عزیز: نسبت اسم الله به ذات مثل نسبت مثلا حسن به من اوست؟ چطور اسم یک شخص حسن است و حسن جمع کل صفاتش است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مقام اسم اللّه مقام جامعیت اسماء است مثل جامعیت نورِ بی‌رنگ که در مقام وحدت خود قرار دارد. آری! همان‌طور که اگر شرایط ظهور 7 نور فراهم شود، آن 7 نور به صورت مجزا ظهور می‌کند. ولی در مقام نور بی‌رنگ، به صورتِ وحدانی و یگانه قرار دارند. اسماء الهی نیز در مقام حضرت اللّه چنین‌اند، هرچند بر اساس ظرفیت طالب هر اسمی آن اسم به نور حضرت اللّه برای آن طالب ظهور می‌کند. موفق باشید

15519
متن پرسش
سلام علیکم: بنده طلبه ی پایه 2 هستم. من کتاب های «ده نکته در معرفت نفس» و «جوان و انتخاب بزرگ» را خوانده و در حال خاندن شرح مراتب طهارت هستم. و می خواهم وارد بحث علوم غریبه بشوم به نظر شما از چه کتابی شروع کنم؟ و آیا شما در اصفهان استاد خوب که به ایشان دسترسی باشد سراغ دارید؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده چنین کسی را سراغ ندارم و این‌کارها را موجب نابودی عمر می‌دانم. مگر قرآن و روایات و علمای بزرگی که مقاصد اصلی این دو خزینه‌ی بزرگ را در اختیار ما می‌گذارند، چه کم دارند که باید به علوم غریبه پناه برد؟!!! علوم غریبه‌ی الهی یعنی فهمِ سنن الهی از طریق قرآنِ کریمِ مجید. موفق باشید

7933
متن پرسش
سلام استاد ببخشید که مزاحم می شوم ولی مطلبی در مورد منتقدان دولت از شما مشاهده کردم که حقیقتا شگفت زده شدم. رویکرد کدام منتقدان دولت را انتخاباتی می دانید؟ کدام انتقاد را بر این اساس تلقی می کنید که منتقدان در پی اپوزیسیون نشان دادن تصویری از خود هستند؟ بنده در این صحنه سیاسی منتقدی با این ویژگی ها نمی بینیم. منتقدان دولت در مجلس که عمدتا جبهه پایداری هستند تا قبل از سخن رهبری که از دولت خواست سعه صدر نشان بدهد تحت فشار شدیدی بودند و الان نیز کمی فراغ بال برایشان حاصل شده است.انتخاباتی؟ به هر حال عده ای معتقدند توافق ژنو منجر به هولوکاست هسته ای شد و ترکمنچای است؛ حال شما معتقد نیستید و در عین حال آن را فتح الفتوح هم نمی دانید، سلمنا؛ هر کسی این نظر را قبول نداشته باشد رویکردش انتخاباتی است؟ بی شک نظر شما این نیست. بنده به نوبه خود معتقدم که توافق ژنو نه تنها هیچ دستاوردی نداشته است ( چندر غازی که قرار بود از پول های خودمان به ما بدهند هم قابل وصول نیست) بلکه عزت و شرف ملی را لگد کوب 8 شرطی قرار داده است که بر حق هسته ای ما در این توافق چیده شده است. اگر این توافق به مرحله آخر برسد - که به لطف الهی نخواهد رسید – کشور ما تبدیل به یک استثنا در زمینه انرژی هسته ای می شود و ما جدای از NPT باید به دنبال آمریکا بدویم تا قبول کند فلان تعداد سانتریفوژ نیاز ماست و اگر آنها قبول نکردند باید بگوییم چشم. مستحضر هستید که نمی توان در چنین شرایطی تمام حق را مستفاد نمود؛ مثلا اگر ما به این نتیجه برسیم که نیاز داریم 3000 سانتریفوژ اضافه کنیم و آمریکایی ها بگویند نیاز شما 30 عدد است نهایتا خیلی دیپلمات ها زرنگ باشند بتوانند 100 عدد را تصویب کنند. حال شما می گویید اگر قراردادی ما را تحت چنین حقارتی قرار دهد خیلی هم بد نیست ، و یا صلاح نیست که بگوییم بد است چرا رویکرد بقیه را انتخاباتی می دانید؟ما از شما یاد گرفته ایم که برخورد ما با غرب نبرد تمدنی است و بین دو طرف مخاصمه یا باید زمینه های تمدن اسلامی نابود شود یا تمدن وحشی غرب؛ با چنین دشمنی باید این گونه قرارداد بست؟ طیف لاریجانی که کاملا در قبال رفتار دولت سکوت کرده است، لاریجانی خود را موظف می داند که از علی مطهری در مقابل قوه قضاییه دفاع کند و خود را در حال دفاع از شان نمایندگی می داند ولی در مورد شکایت دولت در پوشش شورای عالی امنیت ملی از برخی نمایندگان کاملا سکوت می کند. خدا وکیلی استاد اگر مشایی گفته بود آمریکا با یک بمب تمام تاسیسات نظامی ما را از کار می اندازد همین طور با او برخورد می کردند یا کار به استیضاح احمدی نژاد می کشید؟ بله رفتار آقای احمدی نژاد در آن یکشنبه سیاه غیر شرعی و غیر قانونی ، ولی انتظار نداشته باشیم از تریبون نماز جمعه مشهد ، داد بزنیم که « یک نفر دم مشایی را بگیرد از کابینه بیاندازد بیرون » و بعد با سخنان احمدی نژاد بگوییم اخلاق در جامعه از دست رفت. چرا سکوت کرده اند ؟ غیر از این است که وزیر کشور از دار و دسته لاریجانی است؟ احمدی نژاد تمامیت خواه نبود؛ لطف الله فروزنده ، کردان ، حاجی بابایی ، متکی، پور محمدی ( رئیس بخش روحانیون ستاد هاشمی 84) و ... همه در گروه سیاسی این آقایان بود ولی قانع نبودند، نوع رفتار احمدی نژاد با وزرا به گونه ای بود که هرکس در کابینه می رفت ، دیگر مدیریت احمدی نژادی پیدا می کرد و اهل ساخت و پاخت و امتیاز دادن نبود.برای همین کردان را با آن فجاعت استیضاح می کنند و حاجی بابایی یک ماه به وزارت می رود و در مجلس امضا برای استیضاحش جمع می شود. اگر احمدی نژاد این کارها را نمی کرد ، دولت ائتلافی می شد و برای همین رهبر انقلاب می فرمایند عدم شایسته سالاری عدالت نیست.دولت ائتلافی یعنی افتضاح سبد کالا؛ افتضاح برف شمال ؛ حالا شما ببینید چنین کابینه ای چگونه می خواهد هدفمندی یارانه ها را مدیریت کند.نشان دادن سختی مردم در گرفتن سبد کالاکه منجر به عذرخواهی روحانی و بهتر شدن ادامه روند شد کمک به دولت نبود؟ انتخاباتی ؟ منتقدان از رویکرد فرهنگی دولت هم ابراز نگرانی کردند و کار به کارت زرد به وزیر کشید و در نهایت رهبر انقلاب هم تایید کردند .ما که استاد بچه نیستیم ، می فهمیم که وقتی هاشمی خاطره می گوید و خواب امام را می بیند که نگویید مرگ بر آمریکا و آقای طباطبایی می گوید « مرگ بر آمریکا وحی منزل نیست» یعنی چه. کدام منتقد را می گویید ؟ قالیباف که این قدر توان خود را برای کوفتن احمدی نژاد و دولتهایش به کار برد که حالا رمقی برای او نمانده و با کوچترین فشاری پوسترهای صداقت آمریکایی را از سطح شهر جمع کرد. هاشمی هم که می گوید هم خوشحالم هم راضی. جلیلی هم که گاهی وقتها طبق عادتش یه سری حرف کلی و انتزاعی می زند. کدام منتقد؟ کدام رویکرد؟چکار باید می کردند که حمایت کرده باشند؟ ای کاش هیچ گاه یکشنبه سیاه اتفاق نمی افتاد، ای کاش مشایی چوب حراج بر میراث حزب الله نمی زد.ای کاش امکان داشت که فهم و شعور سیاسی 10 تا حزب اللهی طیف هفته نامه یالثاراث را داد و یک فتنه گر 88 را گرفت که آنها در باطل خود راسخ و این ها در حق خود فقط لمپنیسم را آموخته اند.ای کاش همه می فهمیدند که امام خامنه ای برای روی کار آمدن دولت نهم چه خون دل ها که نخورد.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: حتماً در این نکته با بنده هم نظر هستید که در انتخابات چهار کاندیدایی که بنا را در انتقاد به دولت آقای احمدی نژاد گذاشتند عملاً سبد رأی آقای روحانی را پر کردند، زیرا عده‌ای از مردم را به این نتیجه رساندند که اگر آقای احمدی نژاد این اشکالات را دارد که این‌ها می‌گویند پس باید به کسی رأی بدهیم که تقابل جدّی با آقای احمدی‌نژاد دارد آن‌هم در حدّ دشمنی تمام عیار. و باز حتماً این سخن مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» را شنیده‌اید که می‌فرمایند گاهی پشت موضوعات سیاسی و فرهنگی یک نفر یا دو نفر هستند که بعضی موضوعات را نادیده می‌گیرند و بعضی مسائل را بیش از حدّ بزرگ می‌کنند. حال عرض بنده آن است که مواظب باشید به دولت آقای روحانی بر اساس اهداف انقلاب نقد فرهنگی کنید و رهنمود اول فروردین رهبری را در مشهد در این رابطه فراموش نکنید. زیرا ما در فعالیت‌های فرهنگی باید ماوراء جناح‌بندی‌های موجود حرکات و سکنات دولت را ارزیابی کنیم و در آن دستگاه انتقاد می‌کنیم. ولی اگر مواظب نباشیم یک نفر یا دو نفر انتقادهای ما را طوری مدیریت می‌کنند که عملاً یک جریان از همان جریان‌هایی که شما از دستشان ناراحت هستید – و به حق هم باید ناراحت بود – به نفع خود مصادره می‌نمایند. نمی‌دانم چرا نسبت به آن عرض بنده سوء تفاهم شده؟ در حالی‌که این یک موضوع کاملاً روشنی است و شرایط تاریخی ما نیز طوری است که شدیداً باید متوجه این موضوع بود و با نظر به اشارات و رهنمودهای مقام معظم رهبری حرکت کرد و نه با تحلیل‌های جزئی‌نگر و موسمی که نگاه ما را از اهداف بلند تمدن اسلامی به جایی دیگر می‌اندازد. به عنوان مثال با این‌که بنده هم مثل جنابعالی متوجه نکات ریز قرارداد ژنو هستم، ولی وقتی می‌بینم رهبری عزیز با همه‌ی آن ضعف ها می‌فرمایند: مثلاً در مورد همین موضوع هسته‌ای هم ما قطعاً پیرور خواهیم بود؛ سعی می‌کنم در اندازه‌ای به قرارداد ژنو حساسیت نشان دهم که گرفتار جریانی نشوم که می‌خواهد از ضعف‌های این قرارداد بهره‌برداری جناحی به نفع خود بکند. موفق باشید
6694
متن پرسش
سلام علیکم در پاسخ به یکی از سوالات فرموده اید:هنر امامان آن است که تلاش می‌کنند جنبه‌ی نفس ناطقه‌ی آن‌ها با نور عظمتشان متحد گردد.سوال اینجاست که نفس ناطقه ی اهل بیت با نور عظمتشان یکی نیست؟این دو چه تفاوتی با هم دارند؟در دنیا نفس ناطقه اهل بیت با حقیقت نوریشان یکی نیست؟مگر این دو از هم جدایی دارند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نور عظمت ائمه«علیهم‌السلام» قبل از خلقت آسمان و زمین موجود است ولی نفس ناطقه‌ی آن‌ها «جسمانیة ‌الحدوث و روحانیة ‌البقاء» است و این نفس ناطقه آن هاست که عبادت می‌کند و طلب قرب بیشتر دارد. بحثی در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» تحت عنوان « وساطت در فیض رسانی یا کامل‌ترین حدِّ ولایت تکوینی»هست إن‌شاءاللّه که در این مورد مفید واقع شود. موفق باشید
28360
متن پرسش
سلام علیکم: استاد در پاسخ به سوال ۲۸۳۴۲ فرمودید شیخ جعفر (ره) اهل کرامت است و نه اهل عرفان، فرق عرفان و کرامت چیست؟ خب کسی هم که صاحب کرامت می‌شود بر اساس یه عرفانی به کرامت رسیده است، و اهل کرامت مگر چشم باطن ندارند؟ ممنون می شوم مفصل توضیح دهید و منابعی هم معرفی کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اهل عرفان از طریق توحید و نفی خود، اعمال و تأثیرات خود را انجام می‌دهند و اهل کرامت از طریق قدرت نفس و ریاضت‌های آن‌چنانی اعمالی را انجام می دهند، هرچند که امثال مرحوم شیخ جعفر مجتهدی و یا مرحوم رجبعلی خیاط در ریاضت نفس از اعمال شرعی استفاده می‌کردند. ولی در هر حال، اهل کرامت بودند و این افراد با امثال مرحوم سید علی قاضی که اهل عرفان بودند، متفاوت می‌باشند. در این مورد خوب است به کتاب «آیت الحقّ» که فرزند مرحوم قاضی در آن جریان رجوع مرحوم شیخ رجبعلی خیاط به مرحوم قاضی گزارش داده‌اند؛ رجوع فرمایید. موفق باشید

26656

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و تشکر از استاد بزرگوار: سوال من در رابطه عالم ذر هست. در کدام کتاب‌ تان در این زمینه صحبت کردید؟ و یا توضیح داده اید. و اینکه چه رابطه ای بین عالم ذر و عمل انسان و اختیار وجود دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیت اللّه جوادی در تفسیر آیه‌ی ۱۷۳ سوره‌ی اعراف به طور نسبتاً مفصل نکاتی در رابطه با فطرت فرموده‌اند و موضوع عالم ذر را چندان برنمی‌تابند و بیشتر بحث فطرت را مدّ نظر قرار می‌دهند. سی‌دی تفسیر سوره‌ی اعرافِ ایشان در بازار هست خوب است که به آن رجوع شود. موفق باشید

25858

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: بنده کارشناسی حقوق دارم و در حال آماده شدن برای وکالت بودم که با عرفان و آقای دولابی و آثار استاد طیب شاگرد ایشان آشنا شدم درسم را رها کردم و به شدت درون گرا شدم علاقه شدید به تحصیل در حوزه پیدا کردم اما همسرم اصلا اجازه نداد، از پارسال تا حالا هم سیر مطالعاتی شما را دنبال می کنم و هم مشغول حفظ قرآن هستم. برداشتم از آثار شما و دیگر عرفا این بود که برای زن خانه داری بهترین شغل است به همین خاطر وکالت را رها کردم اما الان خیلی منزوی شده ام و دوست دارم فعالیت اجتماعی داشته باشم و از طرفی دلبستگی شدیدی به سیر و سلوک عرفانی دارم. از طرفی پدر و مادری فقیر دارم که خیلی دوست دارند وکالت کنم و کمک خرجشان باشم، همسرم هم خیلی دوست دارد، دو فرزند هم دارم به نظر شما وکالت برای یک زن با سیر سلوک عرفانی اش منافات دارد؟ اگر دارد چه فعالیت اجتماعی کنم که از انزوا یی که به آن مبتلا شده ام خارج بشوم؟ چون در شهری دور از خانواده هم زندگی می کنیم و غریب هستیم. خیلی تنهایی بهم فشار می آورد. دوستِ هم روحیه ای هم پیدا نمی کنم. آیا حفظ و تفسیر را ادامه بدهم یا وکالت؟ هدفم هم کمک به پدر و مادر عزیزتر از جانم و برون رفتن از انزواست. استاد عزیز خیلی به راهنمایی شما محتاجم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در سه جزوه‌ی اخیر در مورد «زن» شده، به آن نظر کنید. به نظرم حضور اجتماعی و وکالت برای احقاق حقوق افراد، خودش نوعی گستردگی می‌آورد. موفق باشید

24761
متن پرسش
جناب استاد سلام: آیت الله مصباح در مورد شبهه «المعدوم المطلق لا یخبر عنه» در کتاب شرح نهایة الحکمه صفحه ۱۹۸ میفرماید: «اينكه بر معدوم مطلق حكم كرده‌ايم به اينكه «نمى‌توان بر آن حكم كرد» از آن جهت است كه معدوم مطلق را با همين عنوان - عنوان «معدوم مطلق» - تصور كرده‌ايم. اگر فرض كنيم حتى اين عنوان نيز در ذهن شخص وجود نداشته باشد، در آن صورت حتى شخص همين حكم- حكم به اينكه نمى‌توان بر معدوم مطلق حكم كرد- را هم نخواهد داشت. زيرا با تصور همين عنوان معدوم مطلق به نحو اجمال و با عنوان تصور شده است و چنين چيزى ديگر معدوم مطلق نيست، چون گفتيم كه معدوم مطلق چيزى است كه حتى با عنوان هم تصور نشده است. پس معدوم مطلقى كه با عنوان «معدوم مطلق» آن را تصور كرده‌ايم در حقيقت معدوم مطلق نيست و از همين رو مى‌توان بر آن حكم كرد به اينكه نمى‌توان بر آن حكم كرد. معدوم مطلق واقعى آن است كه حتى با عنوان «معدوم مطلق» نيز تصور نشود، در اين صورت حتى حكم به اينكه «لا يخبر عنه» يا حكم به اينكه «حكم بر آن نمى‌شود» نيز بر آن محال است.» پس طبق فرموده آیت الله مصباح ما اصلا نمی‌توانیم عدم مطلق را بفهمیم و محال است و هر چه را که به عنوان مفهوم عدم مطلق در نظر می گیریم در اصل عدم مطلق نیست. لطفا نظر خود را بیان نمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که معنا و مفهوم معدومِ مطلق غیر از وجودِ معدومِ مطلق است وگرنه خلط بین مفهوم و مصداق پیش می‌آید همان‌طور که علم به عدم، علم است و نه عدم؛ و علمِ به آتش، علم است و نه آتش. موفق باشید

24291
متن پرسش
سلام استاد: طاعات و عبادات شما قبول حق باشد ان شاءالله. عید شما مبارک. سوال داشتم: ۱. آیا بجز شرح شهید مطهری بر اصول فلسفه و روش رئالیسم علامه، شرحی دیگر نیز می شناسید که معرفی نمایید؟ اگه شرح صوتی باشه هم بهتره...اگه شرح خودتون براین کتاب موجود باشه که عالیه. طبق سخنرانی ها و کتاب از برهان تا عرفان شما داشتم صحبت می کردم که یکی از دوستان این سوالات رو پرسید: ۲. اگر یکی از صفات خداوند خالقیت است و در صورتیکه خداوند خلق نکند نعوذبالله ناقص است و خدا نیست پس می توان گفت همزمان با وجود خدا خلق کردن هم شروع شده؟ اگر چنین بوده پس آیا اولین مخلوق هم قدیم است؟ ۳. مهمتر اینکه اگر خدا خلق نکرده بود از خدایی می افتاد پس یعنی می توان گفت خداوند برای خداییش نیاز به خلق مخلوقات دارد؟ وجود نیاز در خدا که با خدا بودن در تضاد است. اگر رابطه بین خدا و مخلوقات را به خورشید و نور تشبیه کنیم آیا در صورت عدم وجود نور، خورشید دیگر خورشید است؟ پس می توان گفت خورشید هم به نور وابسته است تا خورشید باشد؟ لطفا راهنمایی بفرمایید. با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. رفقا تعریف شرح جناب حجت‌الاسلام آقای کرمانشاهانی را می‌کنند. بد نیست از طریق رفقای قمی‌تان صوت آن جلسات را به‌دست آورید. ۲. آن مخلوق، قدیمِ زمانی است هرچند حادثِ ذاتی می‌باشد. ۳. صفات ذاتی خداوند عین ذات اوست. آری! اگر علم و جود برای خدا نباشد خدا ناقص است ولی این صفات، ذاتیِ اوست و خلقت خداوند ریشه در جوادبودن آن دارد. موفق باشید

22697

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: ریشه نفس اماره از کجاست؟ نفسی که وجودش از خداست چگونه می تواند وجهی داشته باشد که به بدیها امر کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس ناطقه از آنِ خداست و مخلوقِ او می‌باشد. حال اگر آن نفس، میل به امیال بدنی را هدف قرار دهد تبدیل به امّارة‌ بالسوء می‌شود. موفق باشید

22598
متن پرسش
سلام: استاد در عرفان نظری و بحث وحدت شخصیه وجود در حکمت متعالیه گفته می شود که هر کدام از موجودات در نظام هستی مظهر و جلوه یکی از اسماء الهی هستند یا به بیان برخی عرفا همه مخلوقات مظاهر و جلوه هایی از وجود حضرت حق هستند. برای مثال برخی عرفای قدیم، می گفتند که انسان های خوش سیما جلوه زیبایی و جمال حق هستند و در این باب در آثار شخصیت هایی نظیر مرحوم ملاصدرا و ابن سینا صحبت هایی در خصوص نگاه به حسان الوجوه مطرح شده است. اما سوالی برای بنده پیش آمده است، همه آنچه که در عالم هستی وجود دارد که یکسره خوب و نیکو نیست، مثلا اگر به انسان ها نگاه کنیم همه افراد که زیبا و خوش سیما نیستند بلکه در میان انسان ها افراد زشت و کریح المنظر هم فراوان هستند یا برخی از انسان ها ذاتا از همان دوران کودکی خودشان کودن، گیج و بی عرضه هستند و انواع ناهنجاری های جسمی و ذهنی مادرزادی هم در بین انسان ها وجود دارد. اگر بنا به سخن عرفا بگوئیم هر مخلوقی مظهری از وجود خدا و جلوه یکی از اسماء الهی است و به قول جناب ملاصدرا برای مثال زیبارویان جلوه ای از جمال حق هستند آنچه در نقطه مقابل وجود دارد جلوه و مظهر چیست؟ الان فلان آدم، زشت، گیج و بی عرضه که هزار و یک ناهنجاری ظاهری و باطنی دیگر هم دارد مظهر و جلوه کدام یک از اسماء حضرت حق است؟! البته شاید هم پیش فرض بنده در این سوال صحیح نیست، اون نقاط ضعفی که در افراد وجود داره نشانه اسماء نیست بلکه نشانه دور شدن از یک اسم یا فقدان تجلی برخی اسماء در اون فرد باشند. استاد اگر ممکن هست در مورد این موضوع توضیحاتی ارائه بفرمائید تا مسئله برای بنده روشن شود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! انوار الهی در مظاهر است ولی گاهی مصلحت‌هایی و حکمت‌هایی در میان است که ظاهر بعضی از انسان‌ها باید به اعتبارِ مصلحتی دیگر دیده شود. مثل جهاد که خوب نیست ولی بنا به مصلحت حفظ اسلام باید به آن تن داد و نوعی از زیبایی که ماوراء زشتیِ ظاهری آن است را دنبال کرد.

حضرت عیسی(عليه السلام) روزی از راهی می گذشت که چشمش به جمعیتی از مردم افتاد. آن جمعیت در گوشه ای ایستاده بودند و به چیزی نگاه می کردند. عیسی به سوی آن جمعیت رفت تا ببیند چه چیزی توجه آن عده را جلب کرده است. وقتی نزدیک رفت دید که سگ مرده ای روی زمین افتاده است و آن جمعیت به دور آن جسد جمع شده اند.
هرکس از آنان درباره ی آن سگ مرده حرفی می زد یکی می گفت:
- عجب حیوان پست و بی ارزشی است. خوب شد که مرد.
- اگر هم کسی این سگ را کشته باشد حق داشته است زیرا این حیوان زشت و بد قواره است.
- چشمش کور که مرده است. این حیوان چقدر زشت رو و پلید است.
عیسی 
(عليه السلام) هر چقدر گوش داد از حرف های مردم غیر از بد گویی درباره ی سگ چیزی نشنید.
وقتی آن جمعیت هر چه دلشان خواست درباره ی آن سگ مرده بدگویی کردند نوبت به عیسی 
(عليه السلام) رسید. آن مردم می خواستند از دیدگاه پیامبر خدا آگاه شوند.
حضرت عیسی 
(عليه السلام) فرمود:
- خوب نگاه کنید دندان های سفید این سگ را مشاهده کنید و ببینید که چه دندان های سفید و قشنگی دارد. آیا درّ گرانبها به سفیدی دندان های او هست؟
مردم به دهان نیمه باز سگ مرده نگاه کردند دندان های حیوان به راستی سفید و درخشان بود. دندان هایی سالم که شاید نظیرش در دهان هیچ کدام از آنان نبود.
حضرت عیسی 
(عليه السلام) که سکوت آن مردم را مشاهده کرد با سخن دیگری که بر زبان آورد آنها را بیشتر به اندیشه برد.

موفق باشید

22298
متن پرسش
با سلام و عرض خسته نباشید: استاد گرانقدر در یکی از صحبت هایی که داشتیم، برای فهم راه گشایش این برهه از تاریخ انقلاب بمنظور فهم چگونگی تغییر نظام مفاهیم اتفاق افتاده و نحوه مواجهه نخبگان و مردم ما را به بازخوانی سال 43 تا 57 رجوع دادید. پرسش حقیر این است که در این سال قرار است چگونه و چه کمکی به ما انجام دهد و این بازخوانی چگونه باید اتفاق بیفتد تا بتواند کمک کند و چگونه و چه منابعی در این زمانه راهگشا هستند. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: یک بحث بسیار مهمی است که تفکر نسبت به آینده، همیشه با نظر به ریشه‌ها انجام می‌گیرد و در مورد انقلاب اسلامی نیز چنین است. در همین رابطه در بحث «گوش‌سپردن به ندایِ بی‌صدای انقلاب اسلامی» عرض شد:

«باید از خود پرسید چرا آن‌چه در آغاز انقلاب اسلامی قلب‌هایمان را متوجه‌ی خود کرد، فراموش کرده‌ایم و به جای آن‌که همواره متوجه‌ی حقیقت آن باشیم که امروز هم کار ما باید بر همان منوال باشد؛ به مطلوباتِ دیگری دل بسته‌ایم. در حالی‌که توجه به آن آغاز، تفکر تاریخی ما را به سرچشمه‌ای که ابتدا چندان روشن نبود، راهنمایی می‌کند. زیرا «این آغاز است که همواره در آینده پایدار می‌ماند»، و شما وقتی این را روشن‌تر خواهید یافت که به شأنِ بنیادین تذکرات بنیان‌گذار انقلاب اسلامی نظر کنید که قلب او را آن اشراقِ آغازین در برگرفته و او گزارش‌گرِ آن است و البته این، بازگشت به گذشته نیست، بلکه معنابخشیدن به آینده است. و در این رابطه نیاز به نگاهی داریم که در اُنسِ با آن آغاز، همواره پاک و غیر آلوده مانده باشد و روح تاریخی انقلاب اسلامی را در منظر خود نگه داشته است. باز باید به صورتی به انقلاب اسلامی فکر کنیم که در آغاز، شروع شد تا آن اشراق در معنایِ تجلی به مقام تفکر آید و روشنی بخشد و یگانگی بین ما و انقلاب که چندی است پیش آمده، از میان برخیزد.»

در این مورد در جلسه‌ی اخیر عرایضی عرض شد. موفق باشید 

19887

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: کتابی در مورد راه جدا کردن روح از بدن خواندم. بعد از مطالعه تصمیم گرفتم این کار را انجام بدم وقتی شروع به تمرکز کردم دستهایم بدون اراده من بالا آمد و یک دفعه صورتی را جلوی خود دیدم که به من زل زده در این هنگام ترسیدم و بلند شدم رفتم. 1. اگر ادامه می دادم می توانستم این کار را انجام بدم. کلا نظرتان چیست؟ چون این راه گناه نیست که بخواهد راه اهل بیت (ع) نباشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با آن صورتی که روبه‌رو شده‌اید، صورتی از صورت‌های شیطان بوده است و اگر ادامه دهید بسیاری از ابعاد شما را در تصرف خود قرار می‌دهد. در این مورد عرایضی در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» شده است. موفق باشید

نمایش چاپی