بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
23501
متن پرسش
سلام: در سوال ۳۰۸ در مورد ازواج مطهره مطالبی فرمودید مبنی بر اینکه آن ازواج آثار اعمال دنیوی و حقایقی است که با انسان ممزوج می شود که به راحتی قابل پذیرش است ولی در سوال شماره ۱۹۳۴۱ ذیل آیه ۵۷ سوره نسا فرمودید امام صادق (ع) مصداقی از آیه را فرموده اند و آن این است که ازواج مطهره زنانی هستند که نه حیض می بینند و نه نفاس و فرمودید این با توجه به سعه آیه هست. آخر این دو چگونه با هم جمع می شود هر چقدر هم آیه سعه داشته باشد وقتی زن و مردی نیست این فرمایش امام صادق چه مفهومی دارد؟ همچنین در اعمال شب جمعه در مفاتیح آمده است هر کس سه طسین را بخواند خداوند صد «زن» از حوریان بهشتی به او تزویج می کند. باز چرا اینجا آورده است «زن»؟ مگر زن وجود دارد؟ حال اگر خانمی این متن را بخواند که می گوید زن می خواهم چکار!؟ ببخشید طولانی شد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: غفلت نفرمایید که روایات در جواب سؤال‌کننده، مطابق محدوده‌ی اندیشه‌ی سؤال‌کننده، یکی از مصداق‌های آیات را مشخص می‌کند و اصل آیه سرِ جای خود محفوظ است که «ازواج» آن وجهِ قدسی اعمال است که به بهترین نحو و لطیف‌ترین صورت برای انسان ظهور می‌کند،چه برای زن و چه برای مرد و عنوان «حوری» بهترین توصیف آن تجلی است. در این مورد در شرح سوره‌ی واقعه عرایضی شده است. موفق باشید

22311
متن پرسش
در یکی از کتاب های ابن عربی نوشته شده است کفار اولیای الهی هستند که از شدت غیرت بر معشوق، ایمان خود را پنهان کرده اند! در مورد فرعون هم تعابیر مشابهی داشته؛ بر فرض بگوییم که ابن عربی در مورد برخی شخصیت های مورد احترام برخی افراد تقیه کرده؛ در مورد فرعون که تقیه معنایی نداره چون که یک شخصیت منفور در کتب آسمانی و ادیان ابراهیمی است و هیچ گروهی خود را از پیروان فرعون نمی داند که بگوئیم برای جلب رضایت آن عده این سخن را گفته. منظور ابن عربی از این سخنان چه بوده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف‌های محی‌الدین همان‌طور که حضرت امام در نامه‌ای که به گورباچف نوشتند، حرف‌هایی است از مو باریک‌تر و با ادبیات خاصی فهمیده می‌شود. در مورد فرعون و ایمانی که آورده، استناد ابن‌عربی به این آیه است که فرعون در حینی که در حال غرق‌شدن بود مثل سخن ساحران، گفت: «آمَنَتْ بِهِ بَنُو إِسْرَائِيلَ وَأَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ» در حالی‌که می‌توان به او اشکال گرفت که ایمانِ اضطراری قابل قبول نیست و او معتقد است که با گفتن این جمله، فرعون تصور می‌کرده مثل ساحران نجات می‌یابد و اضطراری در کار از نظر او نبوده. به هرحال حرف‌هایی برای گفتن دارد، نه آن‌که گمان کنیم که اشکالاتی بر او نیست. موفق باشید

21787
متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز در کتاب هبوط ص ۷۹ شما فرمودید مقام ملائکة طوری بود که کفر ابلیسی آنجا می توانست پنهان باشد. ۱) مقام ملائک همان عالم ملکوت است؟ ۲) انسان هم اگر به آن مقام برسد آیا امکانش هست که باز هم کفر داشته باشد و پنهان باشد ؟ ۳) آیا دلیل اصلی دشمنی شیطان هم همین است که کفرش معلوم شده است؟ ۴) جنیان فقط تا عالم ملائکة می توانند بالا بروند یا بیشتر؟ تشکر التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1 و 2- پنهان کردنِ کفر ابلیس همان‌طور که عرض شد مثل کفر بعضی از مقدس‌ها است که با بعضی از اسمائ الهی مأنوسند ولی با اسم اللّه که جامع اسماء الهی است، مأنوس نیستند و ملائکة اللّه با سجده بر آدم که مظهر اسم اللّه بود نشان دادند که در دلِ تقدیس و تسبیح آن مقام، کافری به نام شیطان پنهان است 3- کفر شیطان موجب می‌شود که غیر خود را نفی کند. موفق باشید

20754
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: موضوع سوال: سرنوشت حق الناس ها پس از توبه آیا برای شخصی مثل فرعون معروف یا کسانی که در تاریخ به عنوان دیکتاتورهای قسی القلب مطرح هستند امکان توبه وجود دارد؟ اگر آری پس تکلیف جنایاتی که انجام داده اند چه می شود چطور باید جبران کنند زیرا حق الناس هایی که بر گردن دارند از جمله قتل هایی که مرتکب شده اند آنقدر زیاد است که قابل احصا نیست همچنین آثار ما تاخر گناهانشان. البته مطلب زیر را خوانده ام و می دانیم خدا فعال مایشاء است اگر بخواهد می بخشد اگر بخواهد عذاب می کند ولی سرنوشت حق الناس هایی که نمی توان جبران کرد چه می شود؟ مطلب مورد اشاره: «هر گناهى، از جمله قتل با توبه قابل بخشش است، ولى از آن رو که حق ‏الناس است، پشیمانى و استغفار فقط کفایت نمى‏ کند، بلکه اگر کسى به‏ طور عمد شخصى را به قتل رسانده باشد و بخواهد توبه کند، باید خود را تسلیم دادگاه و اولیاى مقتول کند و آن‏ها اختیار دارند که قصاص کنند یا دیه بگیرند و عفو نمایند. اگر از قصاص صرف نظر کردند، یعنى او را نکشتند، بر قاتل سه چیز واجب مى ‏شود: آزاد کردن برده، سیر کردن شصت فقیر و روزه گرفتن شصت روز پى در پى. اگر برده یافت نگردد، دو تاى دیگر ساقط نمى‏ شود. اگر قتل عمدى نباشد، پرداختن دیه به اولیاى مقتول واجب مى ‏گردد، مگر این که عفو کنند. به علاوه یکى از سه امر مذکور به وجوب خود باقى است، یعنى اگر مى‏ تواند، برده ‏اى آزاد کند؛ اگر نمى‏ تواند، شصت روز روزه بگیرد؛ اگر نتواند، شصت فقیر را اطعام کند. در هر صورت راه براى توبه قاتل باز است. از روایات استفاده مى ‏شود که حتى توبه قاتل پیامبر پذیرفته مى ‏شود. زنى خدمت پیامبر آمد و عرض کرد: زنى بچه خود را به دست خویش کشته، آیا براى او توبه است؟ حضرت فرمود: «قسم به خدایى که جان محمّد در قبضه قدرت او است! اگر آن زن هفتاد پیامبر را کشته باشد و پشیمان شود و توبه نماید و خداى تعالى صدق و راستى او را بداند که دیگر هیچ گناهى انجام نمى ‏دهد، توبه ‏اش را قبول مى ‏فرماید و از گناهانش مى ‏گذرد.» - برگرفته از سایت مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی - با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توبه از گناه، یعنی تغییر رویکرد در آن حدّ که این انسان، دیگر آن انسان قبلی نباشد. طبیعی است که از گناهان قبلی متنفر است و آن‌چه را که می‌تواند جبران کند، جبران می‌کند و بقیه را خداوند می‌بخشد. موفق باشید

19900

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیزم: استاد بنده به لطف الهی عمده ی آثار جنابعالی را مطالعه کردم و سعی هم داشتم تا با تفکر و تعمق مطالعه کنم! اما چند سئوال: 1. آیا موافق هستید که برخی از موضوعاتی که در آثارتان فقط در حد یک پاراگراف یا یک عبارت اشاره شده را توسط امثال بنده ابعاد مختلف آن در قالب یک موضوع و عنوان خاص تشریح و تفسیر و تبیین شود؟ 2. استاد جان! اگر موافق هستید با توجه به اینکه اکثر ما شرایط سخنوری را نداریم، چگونه ابعاد یک عنوان را در قالب یک کتاب مطرح کنیم که همان حالت حضوری و محاوره ی حفظ بشود، تا ان شاءالله خواننده نتایج بهتری را بگیرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- کار خوبی است 2- در مقدمه‌ی کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» عرایضی شده است مبنی بر آن‌که باید سعی کنیم فضای محاوره‌ای حفظ شود. موفق باشید

18019

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد بزرگوار: به نظر شما می شود از روایتی که می فرماید در هنگامه ی ظهور امام به یارانشان می فرمایند: به کف دست خود نگاه کنید و عمل کنید، این طور فهمید که امام می خواهند بگویند هر کدام بر اساس استعداد و ظرفیت و امکانات و شرایطی که در آن هستید عمل کنید؟ و هر کدام در هر جایگاه و شغلی که قرار دارید با توجه به همین موجودی و سرمایه همت کنید و منتظر این نباشید که امکانات و سرمایه ای از بیرون به شما برسد؟ و خلاصه کف دست یعنی همین که الان در دست داری؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این روایت مربوط به کارگزاران حضرت است که در اقصی نقاط عالم مأموریت دارند و بحث از شعور تاریخیِ آن کارگزاران است که آن کارگزاران در نسبت به حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» پیدا می‌کنند. موفق باشید

17475
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد بزرگوار: سئوال بنده در مورد جلسات تفسیر سوره حمد امام در تلویزیون است؛ چرا امام خمینی سلام الله علیه در سالهای ابتدای پیروزی انقلاب اصرار دارند این سطح از مطالب برای عموم مردم از رسانه مطرح شود؟ امام که در بیان عمومی معمولا بسیار ساده مطالب خود را بیان می فرمودند چرا در اینجا با مخاطب عمومی با زبان اصطلاحات خاص سخن می گویند؟ طرح این مباحث چه جایگاه و ضرورتی در حرکت انقلاب اسلامی و انقلابی ها دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً حضرت امام در این اواخر خواستند با جهت عرفانی‌دادن به انقلاب آن بلوغ لازم را که برای ادامه‌ی انقلاب نیاز است، به صحنه آورند زیرا انقلاب اسلامی وقتی با تمام ابعاد اسلامی به صحنه آمد، قدرت پایداری و بقاء پیدا می‌کند. موفق باشید

28090

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد عزیز سلام علیکم: به عنوان شروع مطالعات فلسفی و در قدم اول، کتاب آقای عبودیت، درآمدی بر فلسفه اسلامی ، انتخاب خوببست؟ ممنونم از راهنمایی شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است با جناب حاج آقا متقی به شماره‌ی 09133058445 تماس بگیرید. موفق باشید

27219
متن پرسش
سلام و عرض ادب: چرا برخی افراد با وجود اینکه به مطلب و حقیقتی یقین پیدا می کنند و در تحصیل آن می کوشند ولی به آن ایمان و باور پیدا نمی کنند مثلا به پیام انبیا؟ آیا علت عدم تقوا این است که قرآن می فرماید اینها بجای تقوا بنیان فکری شان بر پرتگاهی مهلک است و لذا پایه فکرشان بسمتی است که انحراف دار است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال انسان‌ها باید در دو راهیِ گرایش به فطرت و نفس امّاره، خود را انتخاب کنند که در کجا قرار گیرند تا بهتر با «خود» کنار آیند. خداوند قاعده‌ی جهان را اینچنین خواسته و شکل داده، حال «إمّا شاکراً و إمّا کفورا».

قرآن در آيات ۱۷۲ و ۱۷۳ سوره اعراف خبر از تعهد فطري انسان در مقابل خدا مي‌دهد كه انسان ذاتاً حق را مي‌شناسد و ربوبيت او را پذيرفته، مي‌فرمايد: «وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَلَسْتَ بِرَبِّكُمْ قَالُواْ بَلَى شَهِدْنَا أَن تَقُولُواْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ، أَوْ تَقُولُواْ إِنَّمَا أَشْرَكَ آبَاؤُنَا مِن قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِّن بَعْدِهِمْ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ» يعني آنگاه كه از فرزندان آدم، از پشت نسل‌هايشان، تعهد گرفتيم، خودشان را گواه خودشان گرفتيم، كه آيا من ربّ شما نيستم؟ گفتند: آري شهادت مي‌دهيم. اين كار را كردم تا روز قيامت نگويند ما نسبت به ربوبيت تو غافل بوديم، يا بگويند كه پدران ما مشرك بودند و ما هم فرزندان آنها بوديم و از خود اطلاعي نداشتيم، آيا ما را هلاك مي‌كني به جهت كاري كه آن باطلان كردند؟

 نتايج آيه:

    الف – ذات همة انسان‌ها با پروردگار خود روبرو شده‌است.

    ب – همه بدون استثناء ذاتاً به رب بودن خداوند شهادت داده‌اند.

    ج – همه با يك علم ذاتي و حضوري پروردگارشان را مي‌شناسند.

      د – در قيامت بدكاران نمي‌توانند بگويند ما از ربوبيت خداوند بي‌اطلاع بوديم، چون جانشان چنين تصديقي را همواره داشته و آنها با مشغول كردن خود به دنيا، آن صدا را در خود خاموش كرده و در نتيجه نشنيدند.

    ه – با توجه به اين ذات و فطرتِ آشنايِ به پروردگار هستي، نمي‌توانند بگويند چون پدران ما مشرك بودند ما هم مشرك شديم و محيط و تربيت خانوادگي را بهانه‌اي براي بدبودن خود بگيرند. لذا ريشه اصلي بد بودن و خوب بودن هر كس، خود فرد است و محيط و خانواده و پدر و مادر و جامعه و ژن، همه‌شان علت مُعِدِّه يا شرايط هستند و علت اصلي خود انسان است كه در مقابل نداي فطرت چه موضع و انتخابي بكند. و چه بسا از والدين غير صالح و در محيطي فاسد، انسان‌هايي متعالي سربرآورند، چرا كه اين انسان‌ها نگذاشتند صداي فطرت‌ در جانشان خاموش شود.

    و - اين نوع رويارويي با پروردگار كه از طريق علم حضوري و شهود قلبي انجام مي‌گيرد، جاي انكار و عذري باقي نمي‌گذارد.

    ز - چون انسان فطرت و ذاتي دارد كه آن ذات و فطرت، خدا را مي‌شناسد، انسان مي‌تواند با فعّال نگه‌داشتن آن فطرت، حق را از باطل تشخيص دهد.

    ح – كار مربي در اصلاح انسان‌ها «ذكر و تذكر» به حقايق است تا انسان براساس فطرتش به خود آيد و به خود حقيقي‌اش كه از رسيدن به آن راضي است، دست يابد، نه از خود گرفته شود. و نقش اصلي را در پذيرفتن نداي فطرت و يا پشت‌كردن به آن، خود فرد به‌عهده دارد و به همين جهت هم مي‌شود از يك پدر و مادر در شرايط مساوي دو فرزند به‌وجود آيد كه يكي كاملاً به فطرت خود پشت كرده‌باشد و لذا نبايد نقش محيط و خانواده و امثال اين‌ها را عمده كرد و بدي بدكاران را از دوش آنها برداشت، و يا والدين علت اصلي انحراف فرزندان را به خود نسبت دهند. موفق باشید  

26669
متن پرسش
باسمه تعالی. سلام علیکم: در ماه مبارک رجب التماس دعا داریم. ببخشید استاد وقتتان را می گیرم، مطلبی بود خدمتتان عرض کنم. استاد من با بررسی مطالب یا گاها مناظرات که در آن به اصطلاح روشنفکران غرب زده شرکت می کنند به این نتیجه رسیده ام که این ها یک حرف مشترک بر علیه متفکران متعهد و دینی دارند این است که آن ها را متهم به ایدولوژیک بودن و ایدولوژی زدگی می کنند یا اصلا تفکر دینی و متعهد را متهم به ایدولوژیک بودن می کنند در حالی که خودشان سخت از تفکر ایدولوژیک رنج می برند و انگار فقط لفظ دین، اسمش بد در رفته است. مثلا این ها که حتی دکتر داوری را متهم می کنند، خیلی ها وصل به مراکز سیاست و قدرت اند و خادم جناح ها و حزب ها هستند مثل دکتر سروش و جواد طباطبایی و غیره. آیا واقعا مثلا تفکر انقلابی که امروزه حضرت امام خامنه ای عزیز دام ظله آن را تاکید دارند، ایدولوژیک است یا نه عین آزاد اندیشی است؟ نکته دیگر این است آقای دکتر غفاری در کتاب جدال با مدعی فرمودند در مورد ایدولوژی خوب و بد، که متاسفانه برخی به اسم برخورد با ایدولوژیک بودن بد، کلا ایدولوژی را نفی می کنند و ما هم نباید حربه ای دست آن ها بدهیم. به نظرم روشنفکران غرب زده با پرچسب زدن می خواهند متفکران متعهد را از صحنه خارج کنند، شما چه توصیه ای در برابر این اقدام آن ها دارید تا حربه آن ها خنثی شود؟ بحث دیگر در مورد وجه تمایز ایدولوژیک بودن خوب و ایدولوژیک بودن بد است؟ به نظرم باید معنای دقیق ایدولوژی و علم و آزاد اندیشی مشخص شود تا برخی مغالطه نکنند، چه امروز که علومی که رایج است از تفکرات اومانیستی لیبرالی و مارکسیستی نشات گرفته است بعد وقتی پای علم دینی وسط می آید دادشان بلند می شود که آی دارند علم را ایدولوژیک می کنند. با تشکر!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آیا تأکید بر آموزش‌های دینی که جهانی را در مقابل و چشم‌اندازِ انسان می‌گشاید، کاری ایدئولوژیک به معنای نگاهِ محدود حزبی است؟ ۲. ایدئولوژی به معنای نگاه استدلالی و انتزاعی به موضوعات دینی بد نیست، ولی نگاه ایدئولوژیک به مذهب به معنای نگاه حزبی، چیزِ دیگری است و ما دین را محدود به آن نمی‌دانیم 3- مسلّم هر دینی دلایل عقلی و کلامی برای باورهای حقّه‌ی خود دارد ولی محدود به نگاه کلامی یا تئولوژیک نیست و ما باید در تبیین دین، مخاطب را متوجه‌ی وجه اگزیستانس و نحوه‌ی حضور او در عالَم از طریق آموزه های دینی بنمایانیم. عرایضی در این رابطه در بحث سوره‌ی «نبأ» شده است. موفق باشید

25156

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خدا قوت: خداوند و فرشتگان و روح انسان و حیوانات، همگی مجرد بوده و همگی معتقد هستیم که به مجردات فقط با چشم دل می توان نظر کرد، نه با چشم سر. حال سوال من اینه که اگه در گوگل عبارت «لحظه خروج روح از بدن» را سرچ کنید، ویدیوهایی میاد که لحظه خروج روح از بدن افراد مختلف را نشون میده. به عنوان مثال یک نمونه از این ویدیوها را از طریق لینک yon.ir/smKvG ببینید. این ویدیو ظاهرا توسط دوربین مدار بسته ضبط شده. از این دست ویدیوها در اینترنت زیاد دیدم. حالا با توجه به آنچه که از روح می دانیم (روح مجرد از مکان است، و همه اش همه جا هست، نه اینکه در تن انسان حاضر باشد)، پس این چیزی که در ویدیو از بدن فرد خارج می شود، چیست؟ اگر روح باشد، مجرد بودنش زیر سوال می رود! تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بتوان گفت این نوع ابزارها از موجود مجرد تنها همین انعکاس‌هایی که در عالم ماده ظهور می‌کند را می‌توانند ثبت کنند. مثل این‌که ما آثار روح مجرد انسان‌ها را در حدّ حرکات و سکنات‌شان با چشم خود حسّ می‌کنیم. موفق باشید

24380
متن پرسش
استاد گرامی با سلام: با چه استدلالی طبق حکمت متعالیه قائل بودن به ابداع و ساخت صورت محسوس توسط نفس یا همان ایجاد وجود ذهنی توسط نفس برای ادراک به سوفسطایی گری و آیده آلیست منتهی نمی شود؟ آیا خطر ذهن گرایی این تفکر را تهدید نمی کند؟ آیا قائلین به این عقیده و تفکر ناخواسته به دام ایده آلیست نمی افتند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم منظور شما از سوفسطایی‌گری و ایده‌آلیست چیست؟ به هر حال انسان متوجه می‌شود معرفت او از خارج، معرفتی لغو و بیهوده نیست و به دنبال آن است که مبنای آن معرفت را بیابد. به نظر می‌رسد بهترین نگاه برای یافتن آن معرفت چیزی است که جناب صدرالمتألهین فرموده است. آیا  کسی را می شناسید که سخن دیگری در این رابطه داشته باشد تا ما را نسبت به ارتباط وجود ذهنی و وجود خارجی و ارتباط با «واهب الصور» آگاه کند؟ موفق باشید

24114
متن پرسش
استاد عزیز سلام: آیا ادارک بی واسطه مدرک همان ادراک حضوری یا علم حضوری هست؟ آیا اینکه می گویند ادراک محسوسات (ادراک حسی) ادراک حضوریست منظور این است که ادراک محسوسات بیواسطه انجام می شود؟ اما اگر محسوسات عالم خارج با علم حصولی درک می شود و می گویند که علم حصولی احتمال خطا دارد، آیا این امر با اینکه فیلسوفان و حکما یکی از یقینیات را محسوسات می دانند در تناقض نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکات را مرحوم علامه طباطبایی در «بدایة الحکمه» روشن کرده‌اند مبنی بر این‌که آری! ادراکِ حضوری بی‌واسطه است به اعتبار آن‌که معلوم، نزد عالِم است و صورت محسوسه به صورت حضوری نزد عالم می‌باشد. آن‌چه احتمال خطا دارد حکمی است که نسبت به صورت خارجی، صورت می‌گیرد یعنی آیا آن‌چه نزد عالِم است منطبق است با صورت خارجی یا نه؟ موفق باشید

23852
متن پرسش
سلام: می خواستم ببینم این پیام که به مناسبت دوازده فروردین توی واتساپ دست به دست شده، صحت داره یا نه؟ «بمناسبت فرارسیدن دوازدهم فروردین یادی می کنیم از علامه طباطبایی، آیه الله سید رضا صدر، آیه الله سید محمد روحانی، آیه العظمی سید احمد خوانساری، آیه الله العظمی شیخ مرتضی حائری یزدی، آیه الله دکتر مهدی حائری یزدی، آیه الله سید ابوالفضل موسوی مجتهد زنجانی، آیه الله سید رضا موسوی زنجانی که حاضر نشدند به جمهوری اسلامی رأی دهند» اگه صحت داره خواستم ببینم دلیلشون چی بوده؟ اگه هم اطلاع ندارین لطفا منبع موثقی معرفی کنین تا بررسی کنم. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان نیستم. شاید تصوری که آن عزیزان از جمهوری اسلامی داشته‌اند، درست نبوده‌ است. وگرنه مگر می‌شود عالِمی از علماء اسلام معتقد به ولایت فقیه در امور جامعه نباشد؟! موفق باشید

بد نیست نظر  شهید صدر درباره پیش نویس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را  بخوانید که می فرماید:

بسم الله الرحمن الرحيم 

والصلاة والسلام على قائد البشرية محمد وعلى الهداة الميامين من آله الطاهرين والخيرة من أصحابه الصالحين.

با توجه به ارزش توجه شما به طرح مبارکی که پرچمش را حضرت آیت الله العظمی امام خمینی بالا برد و قلوب همه مسلمانان را زنده کرد و جان آنها را نورانی نمود، تلاش می‌کنیم سخنانی را به شما ارائه کنیم که در این زمینه روشنگری کرده، به طرح افکاری در سطح مفاهیم اسلام و فرضیه‌های قابل اجرا از نظر اسلام کمک کند. البته باید بر این نکته تأکید کرد که این امام مجاهد که این پرچم را بلند کرد و توانست به پیروزی برسد، دارای والاترین سخنان و صاحب جایگاه قضاوت در این مسأله است و همة ما اطمینان داریم که پیروزی بزرگ وی در تبلور و اجرای این قانون چیزی از جهاد بزرگ او در نابودی طاغوت و خارج کردن ایران از تاریکی‌های ظلم و ستم کم ندارد.

حکومت، یک پدیدة اجتماعی اصیل در زندگی انسان است. این پدیده به دست پیامبران و فرستاده‌های آسمانی تأسیس شد و ساختار طبیعی خود را به دست آورد و نقش سازندة‌ خود را در رهبری جامعة انسانی و هدایت آن از طریق سازماندهی اجتماعیِ شکل گرفته توسط انبیا در این زمینه و بر اساس حق و عدالت ایفا کرد و هدف او حفظ وحدت بشریت و رشد آن در مسیر صحیح بود.

خداوند تعالی می‌فرماید: «كان الناس أمة واحدة فبعث الله النبيين مبشرين ومنذرين وأنزل معهم الكتاب بالحق ليحكم بين الناس فيما اختلفوا فيه وما اختلف فيه إلا الذين أوتوه من بعد ما جاءتهم البينات بغياً بينهم فهدى الله الذين آمنوا لما اختلفوا فيه من الحق بإذنه والله يهدي من يشاء إلى صراط مستقيم.» البقرة: 213.

مردم، امّتى يگانه بودند؛ پس خداوند پيامبران را نويدآور و بيم‏ دهنده برانگيخت، و با آنان، كتاب [خود] را به حق فرو فرستاد، تا ميان مردم در آنچه با هم اختلاف داشتند داورى كند. و جز كسانى كه [كتاب‏] به آنان داده شد -پس از آنكه دلايل روشن براى آنان آمد- به خاطر ستم [و حسدى‏] كه ميانشان بود، [هيچ كس‏] در آن اختلاف نكرد. پس خداوند آنان را كه ايمان آورده بودند، به توفيق خويش، به حقيقت آنچه كه در آن اختلاف داشتند، هدايت كرد. و خدا هر كه را بخواهد به راه راست هدايت مى‏ كند.

با توجه به این آیه می‌بینیم که مردم در مرحله‌ای که فطرت بر آنها حکم می‌کرد، امت یگانه‌ای بودند و تصورات اولیة زندگی و خواسته‌های مشخص و نیازهای ساده، باعث وحدت آنها می‌شد. سپس ـ از طریق فعالیت‌های اجتماعی در زندگی ـ استعدادها و قابلیت‌ها شکوفا شد، امکانات متفاوت به وجود آمد، افق‌های دید گسترده‌تر شد، آرزوها تنوع پیدا کرد و نیازها پیچیده شد. پس اختلاف به وجود آمد و بین ضعیف و قوی تناقض ایجاد شد و زندگی اجتماعی به قوانینی نیاز پیدا کرد که محدوده حق را مشخص کند و عدالت را نمود بخشد و ضامن ادامة وحدت مردم در چارچوبی سالم باشد و تمام این قابلیت‌ها و امکاناتی را که تجربة اجتماعی رشد داده، در یک محور مثبت قرار دهد که برای همة مردم مایه خیر و آسایش و ثبات باشد، نه اینکه منشأ تناقض و پایه‌ای برای درگیری و سوء استفاده باشد. در این مرحله ایدة حکومت به دست پیامبران ظهور کرد و پیامبران نقش خود را در ایجاد یک حکومت سالم ایفا کردند و خداوند پایه‌های حکومت را همانطور که در آیه مذکور دیدیم، بنا نهاد.

پیامبران به روش‌های مختلف نقش بزرگ خود را در ایجاد یک حکومت صالح ادامه دادند و بسیاری از آنها مثل داود و سلیمان و غیره نظارت مستقیم بر حکومت داشتند. بعضی از انبیا  مثل حضرت موسی (علیه السلام) در تمام طول زندگی خود حکمرانی کردند و در این راه تلاش کردند. پیامبر اسلام (صلوات الله علیه) توانست تلاش‌های پیامبران پاک گذشته را با برپایی پاک‌ترین حکومت در تاریخ به ثمر برساند. حکومتی که حقیقتا نقطه عطف بزرگی در تاریخ انسان بود و اصول یک حکومت صالح را به شکلی کامل و دل‌انگیز نمود بخشید.

با وجود اینکه پس از وفات رسول اکرم، این حکومت در بیشتر مواقع توسط رهبرانی مدیریت شد که اهداف حقیقی آن و رسالت بزرگ خود را ایفا نمی‌کردند، امامت که امتداد معنوی و عقیدتی نبوت و وارث رسالت آسمان بود، این نقش را ادامه داد و تلاش کرد مسیر این حکومت را اصلاح کرده، آن را به راه درست نبوی بازگرداند. ائمه در این راه قربانی‌های زیادی دادند که در رأس آنها شهادت پدر آزادگان و سید شهدا ابا عبدالله الحسین و اهل بیت برگزیدة او و اصحابش در روز عاشورا است.

امامت پس از عصر غیبت از طریق مرجعیت ادامه پیدا کرد. همانطور که امامت ادامة نقش نبوت بود، مرجعیت نیز بار این رسالت عظیم را به دوش گرفت و در طول تاریخ با روش‌های مختلف در این راه تلاش کرد و مقدمات آن را فراهم ساخت.

این دانشمند مسلمان شیعه همواره با انسان‌های صالح و مستضعف این امتِ برگزیده، حشر و نشر داشت و با تمام اشکال باطل در تضاد بود و بر وابستگی به حکومت انبیا و ائمه اصرار داشت. حکومت حق و عادلانه‌ای که تمام نیکان بشریت و برگزیدگان صالح دنیا برای آن جهاد کرده‌اند.

ملت مسلمان ایران توانست بزرگ‌ترین پایگاه را برای این مبارزة قهرمانانه و ایستادگی قدرتمندانه در راه حکومت پیامبران  و ائمه و پاکان به عنوان بخش در هم گره خورده با مرجعیت دینی و پایه‌های دینی و مذهبی آن تشکیل دهد. این پایگاه والا توانست با عنایت رهبری حکیم به مرجعیت صالحی دست پیدا کند که امام خمینی (ره) آن را نمود بخشید. وی تمام هوشیاری رسالت‌مدار و سیاسی خود را از طریق مبارزة مداوم با طاغوت‌های کفر و مقاومت شجاعانه در برابر فرعون معاصر ایران به کار گرفت تا توانست به این هدف برسد و بزرگ‌ترین شکست را به نیروهای کافر استعمار وارد کند. نیروهایی که آرزو داشتند از جهان بزرگ اسلامی ما یک مستعمره کافر بسازند.

طبیعی بود که ملت مسلمان ایران به رسالت بزرگ تاریخی او ایمان روزافزونی پیدا کند و احساس کند که اسلام، سرنوشت بزرگ آن است. زیرا آنها با اسلام و نیروی مرجعیتی که اسلام بنا کرده و با تلاش امام خمینی توانستند سنگین‌ترین غل و زنجیر‌ها را بشکنند. اسلام تنها یک رسالت نیست، بلکه منجی و تنها نیروی موجود در صحنه است که توانست برای این ملت بزرگ پیروزی را به ارمغان بیاورد.

از این رو طرح مرجعیت بالغ جمهوری اسلامی، شعار، هدف، حقیقت و بیانی زنده از دل امت بود و مبارزه آنها را به نتیجة طبیعی خود رساند و ضمانتی برای ادامه مسیر این ملت در راه پیروزی است که اسلام برایش گشوده است.

ملت بزرگ ایران با بالا بردن این پرچم و ایفای نقش خود در تبلور این آرمان و بر پا کردن جمهوری اسلامی خود را به عنوان ملتی مطرح نکرد که تنها به فکر ساختن خویش است، بلکه خود را به عنوان پایگاهی نشان داد که برای تمام جهان اسلام و تمامی دنیا در این لحظات دشوار تاریخ انسانیت نورافشانی می‌کند و با آن تمام ملت‌های جهان اسلام را به نجات از تسلط غرب و اروپا و تمدن جعلی آنها راهنمایی می‌کند. در سایه این نور، تمام ملت‌های جهان احساس می‌کنند که نیاز به رسالتی دارند که جلوی سوء استفاده انسان‌ها از انسان‌های دیگر را بگیرد.

بر این اساس ملت مسلمان ایران در این لحظات سرشار از تاریخ و آواز مفاهیم قهرمانی، جهاد و احساس پیرزوی و اراده تغییر را زنده کردند. این ملت نقش تاریخی خود را ایفا کرد و برای اولین بار در تاریخ معاصر اسلام، قانون اساسی جمهوری اسلامی را وضع کرد و تصمیم بر آن گرفت که این قانون را در تجربه‌ای دل‌انگیز و پیشتاز به مرحلة اجرا درآورد. همانطور که این ملت بزرگ، وجدان جهان را لرزاند و مقیاس‌های مادی آن را با ارزش‌هایی که در مرحلة مبارزة خود نمود بخشید، به لرزه درآورد، همینطور وجدان گمراه انسانیت و وجدان میلیون‌ها شکنجه‌گر تکان خواهد خورد و جهان از نور جدیدی که نور اسلام است روشن خواهد شد. جهانی که انسان‌های غربی و مزدورانِ به ظاهر فرهیختة آنها آن را تاریک کرده‌اند و از تمام ابزار خود از اشغال نظامی گرفته تا تاریک‌نمایی فرهنگی و تحریف عقاید برای دور کردن جهان اسلام از این نور استفاده کرده‌اند تا بر آنها تسلط پیدا کنند و این تبعیت را به آنها تحمیل کنند.

اسلامی که استعمار آن را هم از نظر نظامی و هم از نظر سیاسی در زندانی محبوس کرده بود تا جهان اسلام را به هر رنگی که می‌خواهد در بیاورد، در ایران از این زندان بیرون آمد و زلزله‌ای علیه ستمکاران برپا کرد و الگویی والا برای ساخت یک ملت مجاهد و فداکار و شمشیری برنده بر ستمگران و منافع استعمار و پایگاهی برای بنای امتی از نو ارائه کرد. امام خمینی تنها اسلام را با نیروی شگرف خود و قهرمانی ملت ایران از زندان بیرون نکرده است، بلکه جنایت بزرگ تمام گروه‌هایی را برملا کرد که تلاش داشتند اسلام را قرنطینه کنند و نیروهای شگرف آن را بخشکانند و آن را از پیشرفت تمدن این امت دور کنند.

این نور جدید که مقدر شده بود ملت ایران آن را به جهان برساند، نظام‌هایی را که از روی نیرنگ نام اسلام را بر خود نهاده‌اند، رسوا خواهد کرد، همانطور که نظام‌هایی را که اسلام را رد کرده‌اند، محکوم کرد.

در ادامه چند مورد از افکار سیاسی را در زمینة آماده‌سازی طرح قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مطرح می‌کنیم و شرایط روحی ملت ایران را در پرتو تعالیم اسلام مورد استنباط قرار می‌دهیم.

ملت بزرگ ایران به اسلام به عنوان شریعتی که باید پایه‌های زندگی بر اساس آن بنا شود، ایمان کامل دارد. همچنین به مرجعیت مجاهدی که در سخت‌ترین شرایطِ مبارزه، رهبری این ملت را به عهده گرفت تا توانست کاخ طاغوت را ویران و پیروزی را محقق کند، ایمان دارد. این ملت به انسان ایرانی و کرامت او و حق آزادی، مساوات و مشارکت در بنای اجتماع ایمان دارد.

بر اساس این ایمان، چند امر مقرر می‌شود.

خداوند منبع تمام قدرت‌هاست.

و این بزرگ‌ترین حقیقی است که از بزرگ‌ترین انقلابی حکایت می‌کند که انبیا به پا کردند و برای آزادی انسان از پرستش انسان مبارزه کردند.

این حقیقت یعنی انسان آزاد است و هیچ انسان دیگر، یا طبقه یا گروه بشری دیگری بر او سیادت ندارد. سیادت تنها برای خداست. با این دیدگاه مرز نهایی تمام انواع حکم‌رانی و سوء استفاده و تسلط انسان بر انسان مشخص می‌شود.

این سروری و سیادت برای خدایی است که انبیا تحت شعار (لا اله الا الله) مردم را به او دعوت کردند. این سیادت با آن حق الهی که ستمگران و پادشاهان قرن‌ها برای حکم‌رانی و تسلط بر دیگران از آن سوء استفاده می‌کردند، تفاوتی اساسی دارد. آنها سیادت و سروری را به عنوان نامی بر خدا گذاشته بودند تا در جهان واقع، آن را تصاحب کرده، خود را به عنوان جانشینان خدا در زمین به خلافت انتصاب کنند.

انبیا و کسانی که بر مرکب آزادیِ انبیا و جانشینان آنها سوار بودند، به این سیادت ایمان داشتند و خود و انسانیت را با آن از همه اشکال انسان‌پرستی نجات دادند. زیرا آنها این حقیقت را به مصداق واقعی و مشخصش رساندند که در شریعت آسمانی نمود داشت. از این رو دیگر امکان محدود کردن قدرت در یک فرد، خانواده یا طبقه به اسم قدرت الهی وجود نداشت.

تا زمانی که خداوند سرمنشأ قدرت‌هاست و شریعت، بیانی واقعی و مشخص از سوی خداست، طبیعی است که راهی که این قدرت‌ها از طریق شریعت اسلامی می‌پیمایند را مشخص کند.

شریعت اسلام، منبع تشریع و قانون‌گذاری است.

به این معنا که اسلام، منبعی است که قانون اساسی از آن کمک می‌گیرد و قوانین در جمهوری اسلامی در پرتو آن وضع می‌شوند. این کار به شکل زیر صورت می‌گیرد:

یک: احکام ثابت شریعت با یک وضوح مطلق فیهی به اندازه‌ای که با زندگی اجتماعی در ارتباطند، جزء ثابتی از قانون اساسی را تشکیل می‌دهند، اعم از اینکه به طور مستقیم در سند قانون اساسی به آنها تصریح شده باشد یا نه.

دوم: هر موضعی از شریعت نیاز به چندین اجتهاد دارد. حوزة جایگزین‌های متعدد در اجتهاد مشروع، حوزة قانون اساسی به شمار می‌رود و همچنان انتخاب جایگزین معین از بین این جایگزین‌ها به قوة مقننه موکول می‌شود که امت در پرتو مصلحت عمومی آن را اتخاذ می‌کند.

سوم: در صورت عدم وجود یک موضع قطعی نسبت به حرمت یا وجوب در شریعت، قوة مقننه که نمایندة مردم است می‌تواند قوانینی تصویب کند که آنها را مناسب تشخیص می‌دهد. البته این قوانین نباید با قانون اساسی تعارض داشته باشند. حوزة این قوانین، منطقة خالی نامیده می‌شود. این منطقه تمام حالاتی را شامل می‌شود که شریعت در آنها به مکلف اختیار اتخاذ موضع را داده است. قوة مقننه این حق را دارد که موضع مشخصی را بر طبق مصالح عمومی به شرطی که با قانون اساسی تعارض نداشته باشد، اتخاذ کند.

قوة مقننه و قوة مجریه فعالیت‌های خود را به مردم استناد می‌دهند. زیرا این مردم هستند که در عملکرد این دو قدرت به روشی که قانون اساسی مشخص می‌کند، صاحب حق هستند. این حق، حق جانشینی و نظارتی است که از منشأ حقیقی قدرت‌ها که خداوند است، یاری می‌گیرد. با این کار، ملت رشد می‌کند و تا نهایت احساس مسئولیت خود با قدرت در ارتباط است، زیرا می‌داند که او به عنوان خلیفة خدا در زمین در امور تصرف می‌کند. بنابراین حتی مردم، صاحب قدرت نیستند، بلکه آنها در برابر خداوند مسئول حمل امانت و ادای آن هستند. {إنا عرضنا الامانة على السماوات والأرض والجبال فأبين أن يحملنها وأشفقن منها وحملها الإنسان. ما امانت [الهى و بار تكليف‏] را بر آسمان‏ها و زمين و كوه‏ها عرضه كرديم، و آنها از پذيرفتن آن سرباز زدند و از آن هراسيدند، ولى انسان آن را بر دوش گرفت به راستى او ستمگرى نادان است.

امت این نظارت را به روش‌های زیر انجام می‌دهد:

اول: همانطور که در مسأله چهارم می‌آید، انتخاب رئیس قوة مجریه پس از اینکه از سوی مرجعیت کاندید شد، در دست مردم است و رئیس منتخب پس از اتخاذ رأی خود اعضای دولت خود را انتخاب می‌کند.

دوم: شورای نگهبان مستقیماً توسط مردم انتخاب می‌شود. مجلس وظایف زیر را انجام می‌دهد:

اول: اقرار اعضای دولتی که رئیس قوة مجریه تشکیل داده است به اینکه در اتخاذ قدرت وی را یاری خواهند کرد.

دوم: مشخص کردن یکی از جایگزین‌ها از اجتهاد‌های مشروع.

سوم: پر کردن منطقة خالی با تشریع قوانین مناسب.

چهارم: نظارت بر سیر اجرای قانون اساسی و کنترل قوة مجریه و بررسی آن.

مرجعیت بالغ، مسیر شرعی اسلام است و مرجع همان نایب عام امام از نظر شرعی است. بر این اساس مرجع وظایف زیر را به عهده دارد:

اول: مرجع الگوی والای حکومت و فرمانده کل قوای ارتش است.

دوم: مرجع کسی است که تعیین نامزد می‌کند یا نامزدی یک یا چند فرد را که برای رسیدن به منصب ریاست جمهوری کاندید شده‌اند، امضا می‌کند. نامزدی از سوی مرجع برای تأکید بر هماهنگی عهده‌دار شدن مقام ریاست جمهوری از سوی نامزد با قانون اساسی و وکالتی برای او بر فرض پیروزی وی در انتخابات است تا تقدس و شرعیت بیشتری به عنوان یک حاکم داشته باشد.

سوم: تعیین موضع قانون اساسی شریعت اسلام به عهده مرجعیت است.

چهارم: مرجعیت باید در مطابقت قوانینی که مجلس شورای نگهبان برای پر کردن منطقه خالی تعیین می‌کند، با قانون اساسی تصمیم‌گیری کند.

پنجم: ایجاد دیوان عالی حسابرسی برای هرگونه تخلف احتمالی در زمینه‌های مذکور.

ششم: ایجاد دیوان مظالم در تمام کشور برای بررسی لوایح شکایت و شاکیان و پراکندگی مناسب آن.

مرجع شورا از صد فرهیخته روحانی تشکیل می‌دهد که چند تن از فضلای حوزه و چند تن از بهترین حقوق‌دانان و چند تن از بهترین خطیبان، نویسندگان و متفکران اسلامی در آن شرکت دارند. همچنین این شورا حدأقل ده مجتهد دارد و مرجعیت اعمال خود را از طریق این شورا پی می‌گیرد.

مرجعیت، یک حقیقت وضع شدة اجتماعی در امت است که بر اساس موازین شرعی عمومی عمل می‌کند که در عمل در مرجع رهبر انقلاب نمود پیدا کرده است. رهبری که حدود بیست سال است این ملت را رهبری می‌کند و ملت همواره پشت او بودند تا اینکه پیروزی محقق شد. اما به عنوان مقولة عالی دولت اسلامی در این راه طولانی، باید شخصی که این مقوله را متبلور می‌سازد، دارای ویژگی‌های زیر باشد:

 اول: صفات مرجع دینی از جمله اجتهاد مطلق و عدالت.

دوم: خط فکری او از طریق نوشته‌ها و تحقیقاتش نسبت به ایمان به حکومت اسلامی و ضرورت حمایت از آن کاملاً روشن باشد.

سوم: مرجعیت او در میان مردم عملا به روش‌های طبیعی پی گرفته شده در تاریخ باشد.

چهارم: اکثریت اعضای مجلس خبرگان او را تعیین کرده باشند و انتخاب از سوی تعداد بسیاری از فعالان حوزه‌های دینی ـ که در قانون اساسی مشخص شده است ـ مانند علما و طلاب حوزة علمیه و حقوق‌دانان و ائمه جماعات و خطبا و نویسندگان و متفکرین اسلامی صورت بگیرد.

اگر مراجعی که این شرایط را داشتند، نظرات متفاوتی داشتند، رهبر از طریق انتخابات ملی عمومی انتخاب می‌شود.

پنجم: همانطور که گذشت، امت صاحب حق در نظارت و حمل امانت است و تمام افراد امت در مورد این حق در برابر قانون مساوی هستند و هریک از آنها می‌تواند در ایفای این حق، نظرات و افکار خود را بیان کند و به روش‌های مختلف به عملکرد سیاسی بپردازد. مردم همچنین حق دارند که به شعائر دینی و مذهبی خود بپردازند.

دولت تعهد دارد که این امر را برای شهروندان غیر مسلمان نیز فراهم کند. شهروندانی که به انتساب سیاسی خود به دولت و چارچوب عقیدتی آن عقیده دارند، اگرچه از نظر دینی منتسب به ادیان دیگری هستند.

ششم: جمهوری اسلامی ایران به حکم رسالت و مسئولیت عظیم خود، دارای اهدافی تاریخی است. این اهداف بر اساس خطوط سیاسی و روش‌های آن در زمینه‌های مختلف تعیین شده است. اهداف داخلی آن عبارت است از:

اول: اجرای اسلام در زمینه‌های مختلف زندگی.

دوم: تبلور روح اسلام با اقامة اصول ضمانت اجتماعی و توازن اجتماعی و از بین بردن تضاد طبقاتی و فراهم کردن حدأقل معیشت برای هر شهروند و توزیع مجدد ثروت با روش‌های مشروع و به روشی که اصول عدالت اجتماعی اسلام را تحقق بخشد.

سوم: فرهنگ‌سازی اسلامی در بین شهروندان به شکل هوشیارانه و ایجاد یک شخصیت اسلامی عقیدتی در هر شهروند تا قاعدة فکری مستحکمی شکل بگیرد که امت از طریق آن بتواند همواره از انقلاب حمایت کند.

اهداف خارجی آن عبارتند از:

اول: رساندن نور اسلام و مشعل این رسالت عظیم به تمام جهان.

دوم: ایستادن در طرف حق و عدالت در مسائل بین‌المللی و ارائة الگوی عالی اسلام از این طریق.

سوم: کمک به تمام مستضعفان و شکنجه‌شوندگان در زمین و مقاومت در برابر استعمار و ستم، به خصوص در جهان اسلام که ایران جزئی جدایی ناپذیر از آن به شمار می‌آید.

اهداف حکومت بزرگ قرآن تمام نمی‌شود. زیرا کلمات خداوند تمام نمی‌شود و حرکت به سمت او پایان‌ناپذیر است و تلاش به سمت مطلق و نامحدود توقف ندارد.

این رمز این نیروی شگرف در این حکومت و قدرت پیشرفت و نوآوری مداوم در سرنوشت انسان به سمت خداست: {قل لو كان البحر مداداً لكلمات ربي لنفد البحر قبل أن تنفد كلمات ربي ولو جئنا بمثله مدداً} [الكهف: 109].  بگو اگر دريا براى كلمات پروردگارم مركب شود پيش از آنكه كلمات پروردگارم پايان پذيرد قطعا دريا پايان مى‏يابد هر چند نظيرش را به مدد [آن] بياوريم.

بر اساس آنچه گذشت می‌توان به طور خلاصه گفت که: تصویری که ارائه کردیم بر پایة اصول تشریعی زیر در فقه اسلامی استوار است:

۱. ولایت اصالتا تنها از آنِ  خداست.

۲. نیابت عام از امام برای مجتهد کامل عادل با صلاحیت است. طبق گفته امام زمان علیه السلام: «وأما الحوادث الواقعة فارجعو فيها إلى رواة أحاديثنا فإنهم حجتي عليكم وأنا حجة الله» در حوادث (جدیدی) که رخ می‌دهد، به راویان حدیث ما رجوع کنید که آنها حجت من بر شما هستند و من حجت خدا هستم. این روایت دلالت دارد بر آینکه آنها در تمام حوادثی که رخ می‌دهد به اندازه‌ای که با ضمانت اجرای شریعت در زندگی مطابق باشد، مرجعیت دارند. زیرا از آنجایی که آنها راویان احادیث و حامل شریعت هستند ولایت به معنای قیمومیت بر اجرای شریعت و حق نظارت کامل از این زاویه به آنها داده شده و باید به آنها رجوع شود.

۳. جانشینی عام امت بر اساس قاعدة شوری که به آنها حق رسیدگی مستقل به امور را می‌دهد در چارچوب نظارت و کنترل قانونی از سوی نایب امام صورت می‌گیرد.

 

۴. نظر شورای نگهبان که در حیات اسلامی اجرا می‌شود و آن را به شکلی که با قانون شورا و نظارت قانونی از سوی نایب امام هماهنگ باشد، پیش می‌برد و انتخاب مجلس نمایندگان مردم که با انتخاب مردم تعیین می‌شود.

۵. از طریق این خطوط خلاصه می‌توانید در زمینة فقهی قانون اساسی، مواضع ذکر شده را با سایر مواضع مکاتب اجتماعی در مهم‌ترین نقاطی که قانون اساسی معاصر مورد بررسی قرار می‌دهد، مقایسه کنید.

از نظر شکل‌گیری حکومت و نشأت تاریخی آن، ما با توجه به دیدگاه اسلامی نظریة زور، غلبه و نظریة تفویض اجباری الهی و نظریة قرارداد اجتماعی و نظریة حکومت بر خانواده را رد می‌کنیم و عقیده داریم که حکومت یک پدیدة نبوی است و عمل نبوی را که در مرحلة مشخصی از تاریخ بشریت آغاز شد، بالا می‌برد.

از نظر وظیفة حکومت، ما با توجه به دیدگاه اسلامی، مذهب فردی یا مذهب عدم تداخل مطلق (اصالت فرد) و مذهب سوسیالیستی یا اصالت جامعه را قبول نداریم و عقیده داریم که وظیفه حکومت اجرای شریعت آسمانی است که بین فرد و جامعه موازنه برقرار کرده، از جامعه نه به عنوان یک وجود هگلی (فیلسوف دیالکتیکی هگل) در مقابل فرد، بلکه به اندازه‌ای که از افراد حکایت می‌کند و توده‌ها را در بر دارد و نیاز به حمایت و نظارت دارد، حمایت می‌کند. از نظر شکل، حکومت، قانونی به شمار می‌رفت. یعنی به بهترین شکل مقید به قانون است. زیرا شریعت بر حاکم و محکوم به یک اندازه سیطره دارد.

همچنین، نظریة اسلامی با پادشاهی یعنی نظام پادشاهی مخالف است و حکومت فردی را به هر شکلی رد می‌کند و حکومت اشرافی را نیز قبول ندارد و شکلی برای حکومت ارائه می‌دهد که تمام نقاط مثبت نظام دموکراسی را دارد و تفاوت‌هایی دارد که به واقعی بودن ساختار می‌افزاید و ضمانتی برای عدم انحراف به شمار می‌رود. امت، در نظام دموکراسی منشأ سیادت است و در نظام اسلامی سکوی خلافت و سکوی مسئولیت در برابر خداوند تعالی است. تمامی قانون اساسی در نظام دموکراسی ساخت بشر است و در بهترین حالت و در مواقع نمونه اکثریت بر اقلیت حکم می‌کنند. در حالی که اجزای ثابت قانون اساسی نظام اسلامی را شریعت خداوند و عدالت وی تشکیل می‌دهد که موضوعیت و واقعیت قانون اساسی و عدم تبعیض را ضمانت می‌کند. شریعت اسلام که مبدأ مالکیت عمومی و مالکیت حکومت را در کنار مالکیت خصوصی وضع کرده است، این تعبیر را در نتیجة درگیری طبقاتی یا مقدم کردن منافع این بخش از جامعه بر منافع بخش دیگری به کار نبرده است، بلکه از موازین عدالت و حق پیروی کرده و از این رو از نظر تاریخی از تمام توجیه‌های مادی یا طبقاتی برای ظهور این نوع از قانون‌گذاری پیشی گرفته است. از نظر مشخص کردن روابط بین قدرت‌ها، حکومت اسلامی به نظام ریاست جمهوری نزدیک است ولی تفاوت‌های زیادی با نظام‌های ریاست جمهوری در کشورهای سرمایه‌داری دموکراتیک دارد که بر اساس جدایی بین قوه مجریه و قوه مقننه بنا شده‌اند. اجرای عملی حیات اسلامی همیشه نیاز به حکومتی دارد که در یک رئیس نمود پیدا کند. رئیس این حکومت مشروعیت نمایندگی خود را از قانون اساسی ـ نص شرعی ـ یا مستقیما از امت ـ انتخاب مستقیم ـ یا هردوی آنها می‌گیرد. در این مختصر، مجال ورود به جزئیات تفاوت‌ها بین سازماندهی قدرت‌ها و مشخص کردن روابط آنها در تصویر پیشنهادی اسلام و سازماندهی و مشخص کردن روابط آنها در سایر نظریات نیست.

ای علمای اعلام! این یک نظر فقهی خلاصه بود. در جواب سوال شما به این مختصر کفایت شده و یک نظریة اجمالی از مفهوم جمهوری اسلامی که ملت مسلمان ایران به رهبری امام خمینی مطرح کردند، ارائه شده است. ما این نظریه را صرفاً به عنوان پیشنهاد یک نظریة قابل بررسی و اجرا مطرح کردیم که پرتو اسلامی بر این موضع افکنده است.

از خداوند سبحان می‌خواهیم که شما را حفظ کند و در خدمت به اسلام و بالا بردن پرچم آن توفیق دهد. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

نجف اشرف/ 6 ربیع الاول 1399

23231

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام عليكم: استاد سوالی از خدمتتان داشتم درمورد کنترل زبان، بنده بارها برایم پیش آمده که با نیت کاملا الهی و دلسوزانه و با ادبیاتی مناسب نکاتی رو به برخی از مومنین، تذکر داده ام (با رعایت خصوصی بودن تذکر) ولی عکس العمل های تند و غیرقابل باوری دیده ام، یکی حواله داده به حضرت زهرای اطهر، دیگری قطع رابطه کرده و.. استاد بسیار غمگین و دل شکسته می شوم، حتی از نظر جسمی آسیب های فراوان دیده ام، به نظر حضرتعالی، چاره ی کارم در چیست؟ و قبل از آن، اینکه دل افراد از انتقاد می شکند، مجوزی است برای سکوت؟ چه کنم تا صاحب قولا لینا بشوم؟ بعضی اوقات تصمیم می گیرم دیگر هرگز انتقادی از کسی نکنم، ولی باز دغدغه های دین، آرامم نمی گذارد، علی الخصوص در مورد کسانی که مسئولیت های عقیدتی و قرآنی دارند و بعضا بی عدالتی و یا اعمالی خارج از حدود الهی از ایشان سر می زند، چاره چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در امر به معروف، ملاکْ احتمالِ تأثیر است وگرنه واجب نیست و شاید شائبه‌ی خودنمایی نیز در میان باشد. موفق باشید

22327
متن پرسش
سلام علیکم: استاد اگر امکان دارد بفرمایید که مجموع مباحث معرفت النفس کدام کتاب و جزوات و صوت ها هستند؟ پیشاپیش از راهنمایی تان سپاسگزارم!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم ترتیب 1- «جوان و انتخاب بزرگ» 2- «ده نکته در معرفت نفس»  3- «آشتی با خدا»  4- «خویشتن پنهان»  5- «معاد»  ترتیب خوبی باشد. موفق باشید

20658
متن پرسش
سلام علیکم: سوالی خدمتتون داشتم. آیا در برزخ هم شفاعت وجود دارد؟ اگر چنین است تفاوتش با شفاعت در قیامت چیست و به چه صورت است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چون در روایات داریم ائمه «علیهم‌السلام» می‌فرمایند اگر به صورت انسان محشور شوید ما شما را در سایر امور شفاعت می‌کنیم؛ می‌توان برداشت کرد بدین معنا شفاعت در برزخ نباشد، ولی کسی که رویه‌ی خود را در همه‌ی امور، رجوع به امام معصوم قرار داده است در برزخ هم به کمک همین رویه مورد عنایت قرار می‌گیرد و از مشکلات آن عالم می‌گذرد. موفق باشید

20197

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: استاد بنده مدتی است که به تهران آمدم و شما قبلا فرمودید که آیت الله حسن زاده در تهران هستند آیا شما آدرسی دارید از ایشان اگر نه بفرمایید چگونه پیدا کنم؟ 2. توصیه ای اگر دارید بفرمایید. ممنون. ببخشید استاد می دانم که این سایت برای ارتقای سطح عمومی است و جای آدرس دادن نیست اما استاد جان بنده از کجا بفهمم؟ حیف نیست که خودم را مشرف شدن به محضر علامه حسن زاده محروم کنم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آدم حسابی! حضرت استاد به جهت مشکلات جسمی که داشتند و نمی‌توانستند افراد را بپذیرند، به تهران رفتند. إن‌شاءاللّه خدا خودش نسیمی از نور وجود اولیاء را به قلب‌تان می‌وزاند. موفق باشید

20152
متن پرسش
سلام بر استاد گرامی: سردار سلیمانی چند روز پیش در یک سخنرانی، جمله ای را به نقل از امام خامنه ای فرمودن که باعث ایجاد شبهه ای عمیق شده! که آيا رهبری از ديكتاتور حمايت مي كنند؟! آیا ملاک مصلحت و منفعت است یا حقیقت؟ سردار سلیمانی گفت: «دوستانی در سطوح عالی داخل و خارج کشور بودند که می‌گفتند: «وارد موضوع سوریه و عراق نشوید و محترمانه از انقلاب دفاع کنید.» یک نفر گفت: «یعنی ما برویم از دیکتاتور دفاع کنیم؟» در این زمان رهبری فرمودند: «مگر با کشورهایی که رابطه داریم، نگاه می‌کنیم چه‌کسی دیکتاتور است و چه‌کسی دیکتاتور نیست؟ ما مصالح را باید تشخیص دهیم». بنابراین ظلم دو گونه است؛ یکی در بیانات ما و دیگری در عدم فهم و درک ما نسبت به این جایگاه.» استاد لطفا بفرمایید آیا منظور از مصلحت، منفعت است؟ آیا مصلحت کشور منظور بوده یا اسلام؟ صحبت سردار سلیمانی این دست سوالات زیر را بوجود آورده؟ بحث بر سر ديكتاتور بودن يا نبودن اشخاصي مثل بشار اسد نيست بحث اينجاست كه آيا دكترين نظامي و امنيتي ايران حمايت از ديكتاتور را براي مصلحت خود جايز مي داند؟ منطقي كه مصلحت را محور اصلي تصميم گيري ها و معيار سنجش حق و باطل قرار مي دهد منطقيست كه اگر لازم باشد چشم خود را بر ظلم هم مي تواند ببندد! خب با اين منطق آيا مصلحت حكم نمي كند با ديگر ديكتاتورهاي بين المللي هم ارتباط برقرار كرد و در پي منفعت بود؟ ديكتاتورهايي مثل عربستان و آمريكا و اسرائيل. اساساً​ چرا ما نبايد با اسرائيل ارتباط داشته باشيم و از منافع ارتباطمان بهره مند شويم؟ چرا اين قدر چوب لای چرخ ارتباط با آمريكا می گذاريم و به منافع عائد از اين ارتباط توجه نمی كنيم؟ اساساً​ با اين منطق كل انقلاب ٥٧ هم زير سوال است. زيرا كه حمايت از ديكتاتور آن زمان و جانب داري از او به نفع ملك و ملت بود مگر اين كه مصلحت را در نسبت با گروه خاصي سنجيده باشيم! اين مصلحت چيست كه حتي بخاطر آن مي توان با ديكتاتورها هم كنار آمد و حتي از آنان حمايت كرد؟ آيا اين مصلحت، شخص محور و جريان محور و گروه محور است كه در شرايطي حق و در شرايط ديگري باطل باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که رهبری عزیز«حفظه‌اللّه» در یکی از سخنرانی‌هایشان در 14 خرداد در حرم حضرت امام فرمودند موضوع سوریه با مصر متفاوت است. در سوریه بحث، بحث جبهه‌ی مقاومت در مقابل اسرائیل است که چه در زمان حافظ اسد و چه در زمان بشار اسد این جبهه بسیار خوب عمل کرده و پشتیبانیِ پر هزینه‌ای از حزب‌اللّه در مقابل اسرائیل نموده. تازه بشار اسد در یک بازنگری، قانون اساسی را به نفع حضور همگانی تغییر داد و موجب شد جریان‌های مخالف سیاسی او نیز وارد مجلس و دولت شوند. آیا این، قابل مقایسه با آمریکا و آل سعود است که مظهر استکبار و دفاع از اسرائیل می‌باشد؟! موفق باشید

18786
متن پرسش
سلام علیکم: خدا قوت. چطور باید بفهمم از کجا آمده ام کجا هستم به کجا باید بروم؟ اصلاً معنای این حدیث امام علی (ع) چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی می‌فرمایند: «رَحِمَ اللّهُ امْرَءً عَلِمَ مِنْ اينَ وَ فى اينَ وَ الى‏ اينَ‏»[1] خدا رحمت كند كسى را كه بداند در كجا بوده و در كجا هست و در چه مسيرى جلو مى ‏رود. با چنين نگاهى است كه انسان مى‏ تواند حقيقت و لايه‏ هاى پنهان هرچيزى و هر حادثه‏ اى را پيدا كند و ماوراء نظر به موضوعات جزيى، به جايگاه حادثه‏ ها نظر نمايد. روايت فوق دو پهلو دارد، يك پهلويش همان هستى ‏شناسى است كه حضرت علامه طباطبايى «رحمة الله عليه» تحت عنوان: «الإنسانُ قَبْلَ الدُنْيَا فى‏ الدنيا و بعد الدنيا» مطرح مى‏ كنند و يك نگاه تاريخى هم به ما مى ‏دهد. بدین معنا که ما متوجه باشیم قبل از اسلام در جاهلیت بوده‌ایم تا قدر موقعیت جامعه‌ی اسلامی خود را بدانیم و متوجه باشیم اگر مسیر را درست طی کنیم به عالی‌ترین جامعه خواهیم رسید. و می‌فرمایند رحمت خدا بر چنین افرادی سرازیر خواهد شد وگرنه مثل کسانی خواهیم بود که فراموش کرده‌اند حاکمیت نظام شاهنشاهی چه حقارت‌هایی بر ملت ما تحمیل می‌کرد. موفق باشید


[1] ( 2)- فيض كاشانى، الوافي، ج 1، ص: 116

7815
متن پرسش
سلام استادعزیز: ماچگونه میتوانیم پدیده بودن انقلاب را به دیگران نشان دهیم مخصوصا کسانی که در دستگاه شما نیستند و ما را متهم به بی‌فکری و دارای پیش‌فرزها می‌دانند
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: چهار کتاب مربوط به انقلاب، از زوایای مختلف، موضوع انقلاب را مورد بررسی قرار داده به خصوص آن‌که با نظر به غدیر جایگاه تاریخی و الهی انقلاب را مدّ نظر قرار داده. به نظرم عموم افرادی که به غدیر اعتقاد دارند با شما همراهی می‌کنند. آن‌ها بین مسائل اجرایی و روح تاریخی انقلاب خلط می‌کنند و باید بتوانید این را برایشان تفکیک کنید. موفق باشید
30918

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آیا با جمله ذیل موافقید؟ برنامه زندگی پس از زندگی به شهودهای فردی اعتبار عمومی می بخشد و منزلت استدلال و استناد را در اندیشه ورزی بخصوص برای نسل نوجوان تنزل می دهد. لطفا توضیح دهید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکته خوبی است مگر آن‌که افراد بدانند چنین حضورهایی برای بعضی‌ها پیش آمده. ولی آنچه انسان را رشد می‌دهد حضوری است که از طریق معارف الهی برای انسان پیش آید. موفق باشید

27879

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد طاهرزاده: چند وقتی عده ای از شیعیان ‌با توسل به ائمه مخالفت می‌کنند و می‌گویند این‌کاریست که هیچ یک از ائمه انجام ندادند و خواندن مرده صحیح نیست. تشکر. خدانگهدار
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما در روایات خود به خصوص از حضرت رضا علیه السلام داریم وقتی بر مزار متوفی حاضر شدید و برای او قرآن خواندید و دعا کردید، از یک طرف دعای شما برای او موثر خواهد بود و از طرفی دیگر او دعا می‌کند و دعای او برای ما مفید می‌باشد. همچنین آیا زیارت‌هایی که از ائمه صادر شده‌است حکایت از توسل به اولیاء معصوم ندارد؟ اشتباه این افراد از این‌جاست که گمان می‌کنند ما اولیاء الهی را منشأ بالذات کمالات می‌دانیم در حالی که آن‌ها مظاهر فیض الهی‌اند.

27308
متن پرسش
سلام علیکم استاد: من یک مشکلی دارم وقتی که با دشمنان اسلام و جمهوری اسلامی بر میخورم یا حرفای بی اساسشون رو می شنوم، دستام میلرزه ضربانم بالا میره اعصابم به شدت خورد میشه. نمیدونم از ایمان ضعیفمه یا از چیه. و نمیدونم چیکار کنم؟ اصلا از ذهنم بیرون نمیره. مدام کلنجار میرم که اینا چرا اینطوری فکر میکنن اینا نباید این حرف ناعادلانه رو بزنن و امثال این حرفا میاد ذهنم. شما راهی جلوی پای ما بگذارید، البته یکم کتاب عقل و ادب ادامه انقلاب کمکمون کرده ولی من هنوز.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: «رهروِ پیغمبرانی، ره سپر / طعنه‌ی خلقان همه، بادی شمر». إن‌شاءاللّه به سعه‌ای می‌رسید که این حرف‌ها که ادامه‌ی پوچی خودشان است را به چیزی نمی‌گیرید و قصّه‌ی شما قصّه‌ی کسانی باید باشد که خداوند در وصف آن‌ها می‌فرماید: «وَ الَّذينَ لا يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِراماً»(فرقان/۷۲) و كسانى‏‌اند كه گواهى دروغ نمى‏ دهند و چون بر لغو بگذرند با بزرگوارى مى‏‌گذرند. موفق باشید

26861

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد گران قدر: استاد از اینکه وقتتون را می گیرم عذرخواهم ولی سوال مهمی داشتم که مدتهاست فکر من را مشغول کرده. دانشجوی رشته ی فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه امام صادق (ع) هستم و هدفم سربازی امام زمان (روحی له الفداء) و کار برای انقلاب اسلامی است. با این هدفی که دارم همیشه درس خواندن را در همه ی اوقات حتی در تعطیلات عید و تابستان و... داشته ام و بحمدلله دارم و افرادی مانند سید بحرالعلوم صاحب جواهر حکیم سبزواری هشام بن حکم و... که اسوه ی جامعی از علم و عمل و تقوا و عشق به امام معصوم هستند را الگوی خود قرار داده ام. اما از طرفی شرکت در اردو های جهادی مثلا الان که بیماری کرونا هم شیوع پیدا کرده و فعالیت برای جلوگیری از این بیماری و سایر کارهای جهادی دیگر هم هست که از این جهت که سرباز امام زمان شانیت جز زمینه سازی ظهور امام زمان و کار برای امام زمان را ندارد باید در این گونه از کار ها هم شرکت بکند و از طرف دیگر شرکت در اینگونه کار ها چندین روز کار من را عقب می اندازد و شاید شرکت در این گونه کارها تکلیف من نباشد و وظیفه ی من چیز دیگری باشد و آن این است که الان سخت درسم را بخوانم تا هرچه زودتر به علم لازم برسم و معارف اهل بیت (علیهم السلام) را برای سطوح مختلف جامعه بیان بکنم. استاد عاجزانه تقاضا دارم من را کمک بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی به روحیه‌ی خودتان دارد. البته اگر بتوانید آن دو مطلب را جمع کنید، بهتر است. موفق باشید

نمایش چاپی