باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- لازم نیست اولین مخلوق از نظر زمانی، اولین مخلوق باشد، بلکه از نظر رتبه و شرافت نسبت به خالق خود متأخر است و با تجلیِ نور حقْ موجود است بدون تأخر زمانی، مثل رابطهی حرکت انگشتر به وسیلهی حرکت دست که حرکت انگشتر تأخر زمانی ندارد 2- برنامهی «گره» با مصاحبهگریِ جناب آقای دخانچی شکل گرفت که انسان فرهیخته و مطلعی است و آن هم بالاخره با رودربایستی پذیرفته شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع برای حضرت یعقوب«علیهالسلام» نظر به پیامبری است که از منظر ایشان، غایب شده است و پیامبر است که قدر پیامبر را میداند و اگر هم نام این نوع علاقه را عشق مجازی بگذاریم، حقیقتاً همان عشقی است که انسان در آینهی وجود او محبوب حقیقی را مینگرد. موفق باشید
📽«فرصتِ روایت» بسم رب الزهرا 📌…در عالم رازیست که جز به بهای خون فاش نمی شود… رازِ خون را تنها اهل راز به جان می آزمایند و تو گو که چه کس را در زمان اینگونه میابی که چشم به راه باشد و گوش در انتظار ندای یار در قتلگاه دوست. فتح های ما را بین که رنگ بوی یاس و سرما و بن بست به خود گرفته اند و تو گویی هرگز خبری از دوست در میان مان نبوده است. و راستی را بی فتحِ روایت من و تو کدام فتح و کدام طلیعه و امید و آرمان را توان دید و میتوان برایش طبل و مارش فتح زد و آهنگ دوباره آزادی انسان را نواخت. جوانان ما طلیعه داران و پرچم داران دوباره فتحِ تاریخی اسلام در عصر امروز اند و اگر نبودند، تو بگو که طلیعه آینده انقلاب خمینی را در کدامین گواه و شاهد و آینه به نظاره مینشستیم. باید چشم شست و نظاره گر دوباره فتحِ روایت طلیعه داران قیام خمینی بود و دید که فتح و گشایش و پیروزی مبین دوباره اسلام در عصر امروز چگونه در زبان و روایت ما طلیعه خواهد یافت و هیمنه این بت و مجسمه، غول افیون و شرک و استکبار و ظلم جهان امروز با زبان و روایت ما فرو خواهد ریخت و میوه های شجره طیب انقلاب خمینی به اذنِ الله در زمان حیات ما به بار خواهد نشست و منتظران او چگونه بشر جدید را به رنگ زبانِ سرخِ روایت، آماده تولد و طلوع دوباره انسان خواهند کرد. دوباره به دیدار او برویم و راه را به تفصیل حضورمان در آینۀ روایت او از ما باز جوییم که او مبشر صبح کربلایِ ماست و زبان و روایتش آیینۀ همه حضور ما در امروز و فردای ماست. همان او که سید و پیرِ راهبر ما در وصف او گفت: «چنان میگفت که گویا راههای آسمان را خودش رفته، دیده و میداند که اینها آشناتر هستند» همان او که همزبان و همسخن ایام غربت او، فیلسوف پیر ما بود و در فراقش گریست و شانه هایش را گرفتند و بیم مرگش را داشتند و در غمِ دوست گفت: «وجودش را فراموش میکنند ولی عدم اش را هرگز» همان او که صدایش همیشه آشنا و گرما بخش جان های گمشده ماست و راهش بی شک همه تمنای حضور ما در امروزمان و زبان و قلمش رمز راز همه چگونگی حضور ما در فردایمان آری سید شهیدان اهل قلم را میگوییم شهید آوینی عزیز همان صدای آشنا و معصوم و نجیب و محکم آقا مرتضیِ روایتِ فتح های جبهه های ما. دوباره به نظاره او بنشینیم و چشم و گوش به روایت او از ما بسپاریم تا فرصتِ روایت دوباره فتح را در فتحِ دوباره روایت و زبان یکدیگر بجوییم و حقیقت را به نظاره چشمانمان بگزاریم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد شهید آوینی همین یک جمله که فیلسوفِ پیرِ ما استاد داوری در موردش فرمودند، همۀ آن کاری است که ما باید به میان آوریم. جملهای که فرمودند: «وجودش را فراموش میکنند ولی عدمش را هرگز». حقیقتاً اینطور نیست که عدم حضور شهید آوینی که ما را در خود سرگردان کرده، نبودنی باشد که نبودنِ یک شخص به حساب آید، نه! عدم حضور او که ان شاءالله هرگز پیش نمیآید، نبودنِ تاریخی است که در پیش است و به ظهور میآید و متولد میشود. و آن شهید بزرگوار با تمام وجود متذکر آن بود. نبودِ او را فراموش نمیکنیم زیرا توقف خود را از میانۀ این تاریخ نمیتوانیم فراموش کنیم و ما باز با آوینی است که تازه معنای نبودن آن را میفهمیم که چه اندازه به او نیاز داریم و این یعنی تولد دوبارۀ شهید آوینی. تولدی که با احساس نبودن او و با همراهی با کلمه کلمۀ او آغاز میشود تا سرگشتگان این کوی و برزن به مأوایی بیندیشند که تنها کلماتِ شاعرانه آن را در میخانۀ مطلوبِ حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» میگشاید. کلماتی که به گفتۀ استاد فردید از پندارها، ساخته نشده، قصّۀ دیدارها میباشد. و اینجا است که باز فردید و رازِ سر به مُهری که آوینی را منهای استاد فردید نمیتوان «فهم» کرد. و این، اولِ ماجراست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همهچیز گواه است که خداوند اراده کرده تا بشریت در تاریخی بیرون از تاریخ مدرن حاضر شوند و معلوم است همانطور که انسانها نمیتوانند از روی سایهی خود بپرند، غربزدههای ما هم نمیتوانند این را بفهمند که باید خود را برای حضور در تاریخی قدسی و معنوی که تاریخ دیگری است، آماده کنند و به همین دلیل برای حفظ خود در نظام سرمایهداری به دنبال سکه و دلار و خانههای آنچنانی هستند. ولی بخواهند یا نخواهند، راه دیگری در پیش است و او که فرمود: «من انقلابیام، من دیپلمات نیستم»؛ راه دیگری در مقابل ما گشوده است. مقالهای در این رابطه تنظیم شده که بعداً روی سایت قرار میگیرد که خدمتتان میفرستم تا در جریان آن باشید. موفق باشید
او که خواست برای حفظ انقلاب، انقلابی بماند و نه دیپلمات
بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
راستی را! چرا رهبر معظم انقلاب«حفظهالله» فرمودند: «من دیپلمات نیستم، من انقلابیام»؟ مسلّم نخواستند با این جمله جایگاه دیپلماسی را نفی و یا تضعیف نمایند، بلکه خواستند جایگاه مسئولیتها را مشخص نمایند و روشن کنند خودشان به عنوان رهبر انقلاب چه جایگاه و مسئولیتی به عهده دارند.در این رابطه خوب است عزیزان به موارد زیر فکر کنند:
1- مسئولان اجرایی در قوای سهگانه، هرکدام وظیفه و جایگاهی دارند که باید طبق قانون به آن وظایف بپردازند ولی وظیفهی رهبر انقلاب، حفظ هویت انقلاب اسلامی است، به عنوان حرکتی که کلّیت نظام را در مقابل خطر استحاله در فرهنگ استکباری حفظ مینماید و سعی در تربیت انسانِ تراز انقلاب اسلامی دارد، تا انسانها بهخصوص ملت ایران، هویت از دسترفتهی خود را باز یابند.
2- مسلّم است آنجایی که دولت یا مجلس و یا قوهی قضائیه از جهتگیری کلّی خود غفلت کنند، این رهبر انقلاباند که وظیفه دارند متذکر آن امر شوند، ولی رویهمرفته سعی رهبر انقلاب عدم دخالت در امور سه قوه است و آنها هستند که باید مسئول کار خود و مسئول کوتاهیهای خود باشند و هرگز نمیتوانند به بهانهی آنکه رهبر انقلاب مانع انحراف آنها از اصول انقلاب شدهاند، نتایج کوتاهیهای خود را به دوش رهبر انقلاب بیندازند.
3- بصیرت رهبر معظم انقلاب«حفظهالله» با نظر به جملهی «من دیپلمات نیستم، من انقلابیام» آن است که متوجهاند آن چیزی که سرنوشت یک ملت را به صورتی متعالی به ظهور میآورد، روحیهی مجاهده و سلحشوری در مقابل جهان کفر و شرک و استکبار و جهالت است و بدین لحاظ است که حضرت حق، نهتنها به روح و روحیهی مجاهدان قسم میخورد، حتی به نَفَس، نَفَسزنانِ اسبان آنها و به جرقههایی که در اثر برخورد نعل اسبانشان به سنگها پیدا میشود، قسم یاد میکند و میفرماید: «وَ الْعادِياتِ ضَبْحاً& فَالْمُورِياتِ قَدْحاً»(عادیات/1 و2).
4- خدایی به نَفَس، نَفَس اسبانِ مجاهدان و جرقههای حاصل از نعل اسبان آنها قسم میخورد که کمال مطلق است و کمال مطلق جز به کمال مطلق به چیز دیگر نظر ندارد و این نشان میدهد خداوند در حرکت مجاهدان، خود را در آن صحنهها به نظاره مینشیند، زیرا حرکت مجاهدان، حرکتی است در راستای به ظهورآوردن خداوند در تاریخ و حضرت حق در ادامهی آیات سورهی مبارکهی عادیات پس از قسمهایی که با نظر به صحنههای فعالیت مجاهدان یاد میکند، متذکر میشود که چگونه میشود انسان از چنین نقشی در زندگی خود غفلت میکند و به شدت گرفتار حبّ دنیا و حبّ مال میشود. میفرماید: «إِنَّ الْإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ& وَ إِنَّهُ عَلى ذلِكَ لَشَهيدٌ& وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَديدٌ»(آیات 6 تا8).
5- آنچه سرنوشت یک ملت را به سوی سعادت تغییر میدهد، برگرداندنِ خداوند به مناسبات اجتماع است و این با انقلابیبودن و با مجاهده و جهاد در مقابل دشمنان خدا و دشمنان انسانیت محقق میشود و نه با دوستی نسبت به آنها و لذا خداوند در خطاب به مؤمنین میفرماید: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِياءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ ...» (ممتحنه/1).
6- رهبر معظم انقلاب «حفظهالله» برای حفظ حرکت توحیدی که از طریق انقلاب اسلامی و جانفشانی شهدا به ظهور آمد، با جملهی «من دیپلمات نیستم، من انقلابیام»؛ به سیرهی حضرت ابراهیم«علیهالسلام» و یاران آن حضرت عمل نمودند. آنجا که حضرت حق به مسلمانان میفرماید: «قَدْ كانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ في إِبْراهيمَ وَ الَّذينَ مَعَهُ إِذْ قالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآؤُا مِنْكُمْ وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنا بِكُمْ وَ بَدا بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةُ وَ الْبَغْضاءُ أَبَداً حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ» (ممتحنه/4) رهبر انقلاب نهتنها ابراهیموار برائت خود را از دشمنان خدا و دشمنان انسانیت اعلام میکنند، بلکه اظهار میدارند که بین ما و شما دشمنی و کینه برای همیشه برقرار است به همان معنایی که دائماً متذکر میشوند دشمنی با آمریکا را فراموش نکنید.
7- ملتی که بخواهد آزادانه خودش سرنوشت خود را بهدست گیرد، باید با روحیهی حماسی در صحنه باشد، تا مردم خودشان برای خود تصمیم بگیرند و نه دشمنان آنها در امورات آنها دخالت کنند.
نقش تربیتی رهبر انقلاب در آنجا است که ملتی سلحشور و حاکم بر سرنوشت خود تربیت کنند و این کاری است ماورای آنچه در مدارس و دانشگاههای ما شکل میگیرد. در مراکر آموزشی عموماً افراد جهت کارهایی که جامعهی جدید نیاز دارد، تربیت میشوند که متأسفانه مراکز آموزشیِ استعمارزده از همین کار هم باز ماندهاند. ولی رهبر انقلاب، یک ملت را در ابعادی بس متعالی مورد خطاب قرار میدهند تا آنجا که یک ملت است که جلو میرود و در انواع توطئهها میتواند پایدار بماند و نقشههای دشمن را خنثی کند به طوری که إنشاءالله نهتنها دشمنان از ادامهی توطئه مأیوس میشوند، بلکه با ظهور ناتوانی استکبار، افول ابر قدرتی آن به ظهور آید.
8- مسئولانی بودند که متوجهی جایگاه حضور تاریخی انقلاب اسلامی نبودند و معنای حضور ما در لبنان و سوریه را متوجه نمیشدند و گمان میکردند ما اگر به خود بپردازیم و کاری به کار نظام استکباری نداشته باشیم، میتوانیم سر به سلامت ببریم. غافل از آنکه اگر ما هم کاری به کار استکبار نداشته باشیم-که این با هویت انقلاب اسلامی ناسازگار است- استکبار با روحیهی تمامیتخواهِ خود اجازه نمیدهد ما سرنوشت خود را بهدست گیریم. آری! بر فرض هم که چنین میشد و رهبر انقلاب به توصیهی آنهایی که معتقد بودند ما در مقابل استکبار کوتاه بیاییم، عمل میکردند، نهایتاً ما کشوری میشدیم مانند ترکیه، که مشکلات امروزین را نداشتیم ولی مسلّم چیزی به نام انقلاب اسلامی در میان نبود و آن معنایی که امروز ما از خود در جهان داریم و عامل احساس هویتی متعالی برای ما است؛ شکل نمیگرفت و هرگز از آن احساسِ غرور و سرافرازی که با حاج قاسمها برای ما پیش آمد، خبری نمیشد و این یقیناً با خِرد اسلامی- ایرانیِ ما نمیخواند و رهبر انقلاب حافظ چنین هویتی برای این ملت بودند تا ما در این جهان گرفتار بیمعنایی که ملتها امروزه به جهت سرافکندگیِ حاکمانشان در مقابل استکبار، در آن گرفتارند؛ نباشیم.
9- چه اندازه حکیمانه رهبر انقلاب در مقابل آنهایی که با روحیهی حق به جانب، اصرار بر نظرات خود داشتند تا ما را به غرب و آمریکا نزدیک کنند و گمان میکردند مشکلات را به کمک غربیان میتوانند حل کنند، با مدارا برخورد کردند، تا معلوم شود جریان استکبار هرگز تا ما تماماً در اختیارش قرار نگیریم، از ما راضی نمیشود. آری! آموزگار واقعی کمک میکند تا ملت بتواند از خودبیگانگی رهایی یابد. آموزگار واقعی، ما را از خود نمیستاند بلکه ما را از «خودِ کاذب» میرهاند تا به «خودِ راستین» برساند و این با دشمنشناسی و تأکیدات سالهای متمادی رهبر معظم انقلاب در این امر ممکن شد. آیا جز این است که مربیان واقعی کسانیاند که ما را از توهّماتِ امید به دشمن آزاد میکنند تا به سوی خودمان باز گردیم؟ به همان صورتی که رهبر انقلابی ما با جدّیت تمام در این امر به ما کمک کردند. آیا او بهترین دونده در این میدان به سوی حقیقت نبود؟ چه بیانصافاند سیاسیزدگان که کوتاهیها و علت بیثمریِ برنامهها و تئوریهای خود را از رهبر انقلاب مطالبه میکنند.
10- آری! ما با حضور در تاریخ انقلاب اسلامی بنا نیست «دیگری» را به خودمان تبدیل کنیم و یا «دیگری» را به خودمان فرو بکاهیم. در این کار، در عین آنکه به نوعی خودمرکزبینیِ غیر اخلاقی وارد میشویم، عملاً از حضورِ «وجود» در مظاهر مختلف انسانی غفلت میشود. در حضور تاریخی انقلاب اسلامی، ما به دنبال فهم غیر خود هستیم بدون آنکه بخواهیم همه مانند ما فکر کنند، بلکه به دنبال تذکر به چشماندازی هستیم که انقلاب اسلامی برای آیندهی ما و بشریت متذکر خواهد بود و رهبر معظم انقلاب«حفظهالله» بهخوبی متوجهی این نقش برای خود هستند.
11- حضور در تاریخ انقلاب اسلامی، یعنی ایمان به ایمانی که تا حال با آن بهسر میبردیم، به همان معنایی که حضرت حق میفرماید: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا آمِنُوا»(نساء/136). سنگینی این ایمان از آن جهت است که باید در گذشتهی خود نمانیم و از شرایطی که همهچیز معنای دیگری به خود گرفته، هراس به خود راه ندهیم. گشودهشدن در عالمی که هرچیز در معنای این ایمان تازه، معنای اصیلتری به خود میگیرد، ایمانی است که مؤمنین آخرالزمانی بدان منوّر هستند و با به ظهورآمدن انقلاب اسلامی، حقیقت در چشماندازی که توحید در مقابل انسان میگشاید، خود را ظاهر میکند و رهبر معظم انقلاب با توجه به این امر متوجهی چنین حضوری برای آیندهی انقلاب اسلامی هستند.
12- بشرِ امروز نقابهایی که بعضی از انسانها به عنوان «ایمان» بر چهره میزنند را میشناسد و چون نمیتواند آن نوع ایمان را انتخاب کند، در دو راهیِ کفر و یا ایمان حقیقی قرار میگیرد و بین این دو نوع شخصیت سرگردان است، گاهی این است و گاهی آن، تا آنکه با نظر به انسان کاملی که حضوری جهانی دارد، احساس کند خود را پیدا کرده است و انقلاب اسلامی درست بستر ظهور انسان کاملی است که هرکس میتواند او را وجه برتر خود احساس کند. مهم نیست حضور چنین انسانی چه مدت طول بکشد، مهم آن است که فرهنگی ظهور کرده که انسان میتواند بدون نقابی از ایمان که بر چهره میزند، به ایمان خود ایمان داشته باشد و بفهمد:
آتش زهد و ریا خرمن دین خواهد سوخت حافظ این خرقهی پشمینه بینداز و برو
13- رهبری که خواست برای حفظ انقلاب، انقلابی بماند و نه دیپلمات، میداند افق آینده با حفظ هویت انقلابیِ ملت تا کجاها روشن است و این تنها با روحیهی سلحشوری و مجاهدت و شهادتطلبی ممکن است، راهی که توسط حضرت روح الله«رضواناللهتعالیعلیه» گشوده شد و ایشان در وصف روحیهی شهادتطلبی فرمودند:
«ما برای درک کامل ارزش و راه شهیدانمان فاصله طولانی را باید بپیماییم و در گذر زمان و تاریخ انقلاب و آیندگان آن را جستجو نماییم. مسلّم خون شهیدان، انقلاب و اسلام را بیمه کرده است. خون شهیدان برای ابد درس مقاومت به جهانیان داده است. و خدا میداند که راه و رسم شهادت کور شدنی نیست؛ خون شهیدان و این ملتها و آیندگان هستند که به راه شهیدان اقتدا خواهند نمود. و همین تربت پاک شهیدان است که تا قیامت مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفای آزادگان خواهد بود.» و فرمودند: ما هنوز در آغاز راه مبارزهایم و نیازمند به مشعل شهادت.»
و این همان روحیهی انقلابی است که حاصل آن عبور از همهی تنگناهایی است که جهان استکباری بر ما تحمیل کرده و مسلّم راه دیگری پیش روی ما نیست، هرچند دیپلماتها باید کار خود را بکنند.
14- اگر متوجه شویم رفع مشکلات ما با روحیهی انقلابی ممکن است و نه به روشِ تئوری توسعه و به عقلانیتی فکر کنیم که ناشی از درک امکانات خودمان میباشد؛ جایگاه رهبر معظم انقلاب«حفظهالله» را در این تاریخ و در تاریخی که در آن قرار داریم، میفهمیم و میفهمیم چرا میفرمایند با روحیهی انقلابی و سلحشوری و نترسیدن از مواجهه با تنگناهای استکبار غربی؛ میتوان به اصالتهای خود برگشت.
15- همین اندازه باید متوجهی عظمت رهبریِ رهبر انقلاب شد که بهخوبی مواظبت نمودند تا ما در نسبت با فرهنگ خودمان در جهان حاضر باشیم و در کلّیت نظام، گرفتار تجددزدگی که نوعی غربزدگی است، نشویم از آن جهت که انقلاب اسلامی نوعی بازگشت به خویشتن است و نجات از خودبیگانگی. هنرِ رهبریِ رهبر انقلاب آن بود تا گامهایی در این دنیای طوفانزده برداریم، گامهایی لازم است که اگر آن گامها در جای خود قرار گیرند، گامهایی است آزاد از تجددزدگی که بعضاً دولتها به آن تجددزدگی دامن میزدند.
به خوبی میبینیم که با رهبریِ رهبر انقلاب ما راه خود را میرویم و در عین حال در جهان حاضر میشویم و حضوری را دنبال میکنیم که آن حضور در گردونهی جهان استکبار نیست و این است که ما را شدیداً به آیندهی خود امیدوار میکند. رهبر معظم انقلاب در طول مدت رهبری خود مواظب بودند ما خود را در جایی صورتبندی نکنیم که متعلق به فرهنگ و ایمان ما نیست و عملاً ما را از انقلاب اسلامی که راز هویتبخشیِ ما است، جدا میکند.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع حجاب زن غیر از این حرفهایی است که میزنند. حجاب مربوط به نعالی خود زنان است تا در مسیر عبودیت خود، آن را رعایت کنند تا موجب تعالی روح و روان آنها شود. موضوع نگاه مردان، فرعِ قضیه است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. فلسفه به خودی خود موضوعات را ابژه میکند هرچند متذکر وجود حقایق میگردد. جناب ابنسینا میگوید فلسفهاش را برای عوام نوشته و نظر خودش حکمت مشرقی بوده. ۲. به گفتهی خواجه عبدالله انصاری حتی سالکی که در مرحلهی شهود قلبی است، هنوز در حجابهای خَلقی میباشد که همان مقام «عین الیقین» است تا آنکه به فنای فی الله و بقای بالله برسد که همان مقام «حق الیقین» باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در رابطه با حاکمیت فقیه آری! بحث مقبولیت در میان است و به همین جهت حضرت امام موضوعِ جمهوری اسلامی را که ولایت فقیه نیز در متن آن گنجانده شده بود، به رأی گذاشتند و سال گذشته هم که دانشگاه مریلند نظرخواهی کرده بود، بیش از ۹۰ در صد از مردم ایران در باقیبودن این نظام نظر مثبت داشتند، هرچند درصد زیادی تقاضای تغییرات اساسی را به میان آورده بودند و رهبر معظم انقلاب نیز در بحث ۱۴ خرداد و موضوع «امامِ تحول» بر همین مسئله تأکید دارند و در همین رابطه امیدشان به جوانان است و روحیهی تحولزاییِ آنها. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: إنشاءاللّه رحمانی است. سعی کنید کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» از حضرت امام خمینی «رضواناللّهتعالیعلیه» را دنبال بفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ائمه«علیهمالسلام» که مقامشان مقام خلیفةاللّه است به حکم آیهی «علّم آدم الأسماء کلها» حامل همهی اسماء الهیاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همواره روح دارای بدن است منتها با بودن بدن عنصری، در خفاست و با عبور از بدن عنصری، ظهور می کند همچنانکه با عبور از بدن برزخیف بدن قیامتی ظهور می کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: گاهی به نظر میآید باید به خواستگاهِ سؤال عزیزان توجه کرد و جواب داد و نه به ظاهرِ سؤالات. مثل آنکه در قرآن هست که طرف میپرسد چه چیزی انفاق کنیم؟ ولی خداوند مسئله را میبرد در جایگاه اصلی سؤال، و آن اینکه به چه کسانی باید انفاق کرد. ملاحظه کنید: «يَسْئَلُونَكَ ما ذا يُنْفِقُونَ قُلْ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَيْرٍ فَلِلْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبينَ وَ الْيَتامى وَ الْمَساكينِ وَ ابْنِ السَّبيلِ وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَليمٌ» (215/بقره) بنابراین اگر به قول شما سؤالات را ذبح میکنیم، ذبح شرعی انجام میگیرد 2- در مورد شکی که به میان میاورید، بحث در محلبودن و محلنبودنِ شک در میان نیست، بحث در این که دکارت میرسد به اینکه در شکبودن، کسی دارد شک میکند که در شکبودنِ خود، شک ندارد و از این طریق بحث را تا یقینِ به وجود انسانی که شک میکند، جلو میبرد با همان جملهی مشهورِ «من شک میکنم، پس هستم». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: امکان وجود موجوداتِ دیگر در فضا نامعقول نیست، ولی سفر در زمان، یک امر غیر عقلی است که استدلالهای مطرح در حرکت جوهری روشن میکند حرکت، عین ماده و عین زمان است و چیزی به نام حرکت در زمان که انسان از هویت مادی خارج شود، معنا ندارد و بدین لحاظ تنها با سرعتی میتوان حرکت کرد که ماده ظرفیت آن را دارد. مثل اینکه اگر بخواهیم به سرعت نور حرکت کنیم، باید نور باشیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب بود اگر بعضی موارد را تذکر میدادید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تکنولوژی انسانها را از جهت جسم شان به هم نزدیک میکند لذا فاصلهی صد کیلومتر را از طریق ماشینسواری به یک ساعت تبدیل میکند ولی چون این پدیده در بستر طبیعی رشد نکرده و یک نحوه مقابله با طبیعت در آن نهفته است روح انسانهای گرفتار تکنیک نمیتوانند همدیگر را درک کند و به اصطلاح قلب آنها هم از جنس ماشین میشود. موفق باشید
سلام علیکم: من ندیدم امام را ولی خوشا به حال شما که درک کردیدش، فقط متن کتاب هایش آدم را از خود بی خود میکند دانشجویان فرانسوی فارسی بلد نبودن ولی میگفتن ما پیش این آقا احساس معنوی... کتابهایش را بخوانی تازه میفهمی چرا میگویند اینور فیضیه حاج آقا روح الله ست که تا ازش نپرسی یه کلمه حرف نمیزند اون طرف فیضیه علامه طباطبایی است که نگاه تو صورت کسی نمیکند، خدای حفظ تجرد و ساکنان ظاهری دنیا ولی در اصل ساکنان باطنی آخرت «لیس فی الدار غیره دیار» از شاگردان حضوری صدرا همچین کارهایی برمی آید با این عظمت روح آیا حضرت امام به تجرد عقلانی رسید؟ آیا با این روح عظیم امام که حتی حاضر نشد برای مرگ فرزندش گریه کند چون برای غیر خدا بود وفنای فی الله بود و میگفت مهم نیس در این انقلاب پیروز شویم مهم این است خدا از ما راضی باشد آیا این شخص عالم برزخ دارد یا نه مستقیم وارد عالم عقل میشود؟ با خواندن کتاب هایش ما را تشنه تجرد عقلانی کرده و لقا الهی برای رسیدن به همچین تجردی سلوک ذیل امام در این زمانه کافی است؟ آقای طاهرزاده طلبه ها را حیف است در آوینی و سلیمانی متوقفشان کنیم باید راه سرچشمه را نشانشان دهیم همه آنها خمینی بالقوند و صاحب اشراق و دست خدا شدن در زمین برای آمورش در این زمین در آینده «والسلام علی عبادالله الصالحین»
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتهای در رابطه با شهید سلیمانی عرض شد که شاید جایگاه حضرت امام را روشن کند و ما را متوجهی راهی کند که حضرت امام «رضواناللهتعالیعلیه» گشودند. موفق باشید و آن نکته این است:
حاج قاسم سلیمانی و ظهور صورت حقیقت نهفته در انقلاب اسلامی
باسمه تعالی
حضرت علی «علیهالسلام» صورتِ به ظهورآمدهی سرّ ولایت نبیّ اکرم «صلواتاللهعلیهوآله» است[1] و ائمهی معصومین «علیهمالسلام» نیز صورتهای حقایق نهفته و متنوع ولایت علی «علیهالسلام» هستند،- که در شرایط مختلف به ظهور آمدند- و زینب کبری «سلاماللهعلیها» به عنوان صورت حقیقت اسرارآمیز زهرای مرضیه «سلاماللهعلیها» می باشند، تا بشریت تا حدّی متوجهی اسرار نهفتهی اولیای الهی بشود.
در راستای به ظهور آمدن اسرار نهفتهای که در قلب اولیا همواره جاری می باشد و «پری روی تاب مستوری ندارد» است که می توان گفت:
انوار نهفتهای که بر قلب حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» اشراق شد و رهبر معظم انقلاب «حفظهالله» ذیل آن اشراق قرار گرفتند، شخصیت برجستهی حاج قاسم در ارتباط با آن عارفِ واصل و آن تابعِ صادق، به ظهور آمد تا همه متوجه شوند نسبت به آن رازی که بر قلب آن عارف واصل اشراق شد، بیگانه نیستند.
مواجهه مردم با آن شهید نشان داد که حاج قاسم را نمودِ رازی از شخصیت خود یافتند، زیرا او صورت نازلشده و ملموس حقیقتی بود که بر قلب حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» اشراق شد، تا انسانها معنای حضور تاریخیِ حقالیقینیِ خود را درک کنند و متوجه شوند چگونه ارادهی خداوند تمام وجود آنها را در برگرفته و حاج قاسم متذکر چنین حضوری بود که حضور همهی ما در آغوش ارادهی خداوندی است که بنا بر نفی استکبار دارد.
آری! به اندازهای که ما چشم بر افقِ آیندهی تاریخ انقلاب اسلامی بگشاییم عطایای الهی در این رابطه به سراغ ما میآید تا هر کدام سیلی سختی شویم جهت غلبهی نرمافزارگونهای در راستای نابودی هیمنهی پوچ استکبار. به همان معنایی که رهبر معظم انقلاب در رابطه با انتقامی که باید از استکبار نسبت به شهادت حاج قاسم سلیمانی گرفته شود، فرمودند: «سیلی سختتر عبارت است از غلبهی نرمافزاری بر هیمنهی پوچ استکبار؛ این سیلی سخت به آمریکا است که باید زده بشود. بایستی جوانان انقلابی ما و نخبگان مؤمن ما [با] همّت، این هیمنهی استکباری را بشکنند و این سیلی سخت را به آمریکا بزنند.»
السلام علیکم و رحمه الله و برکاته
[1] - پیامبر خدا می فرمایند: «يَا عَلِي! كُنْتَ مَعَ الْانْبِيَاءِ سِرّاً وَ مَعِيَ جَهْراً» اى على! تو با بقيه انبياء در باطن و سرّ آنها بودى و براى من در ظاهر هستى و در كنار من، و يا مىفرمايند: «لِكُلِّ نَبِيٍّ صَاحِبُ سِرٍّ وَ صَاحِبُ سِرّي عَلِيِبْنِ ابيطالِب» براى هر پيامبرى صاحب سرّى است و صاحب سرّ من على بن ابىطالب است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف خوبی است مجرد در ذات خود از حضور در بقیهی عوالم محروم نیست. موفق باشید
سلام: آیا امسال هم همانند سالهای قبل حضور حداکثری در اربعین به همراه خانمها و بچه ها را تاکید دارید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته و صد البته، مگر کودکانی که اگر بتوانید به آشنایان نزدیک بسپارید تا کمتر اذیت شوند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوعی خلطی بین مفهوم و مصداق است. جواب سؤال ۲۴۷۵۱ کمک میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: علم الأسماء در قرآن مطرح است و خداوند میفرماید: «و للّه الاسماء الحسنی» ولی این چه ربطی دارد به نام و عنوانهایی که ما روی افراد و اشیاء میگذاریم؟! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در عین اینکه نباید به خود سختگیری کرد باید با تمرکز بر روی معارف الهی و سیرهی اولیاء الهی، جهتِ روح را به سوی شرایط مطلوب جلو برد. سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توبه آنچنان انسان زمینهی برگشت نور خدا را بر جان خود و در جامعه فراهم میکند که خداوند در مورد «توّابین» فرموده است: «ان اللّه یحبّ التّوابین» مسلّم کسانی را که خداوند دوست دارد، تنها نمیگذارد که بعد از گناه، گرفتار خیالاتی که بر اثر گناه فراهم آمده است، باشد و این است معنایِ محبت خدا به توبهکنندگان. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به اینکه خطابِ آیه به جمع مؤمنین است، اولین چیزی که به ذهن میآید همان جنبهی جمعیت اهل ایمان است. زیرا بحث بر سر ایجاد جامعهی اسلامی است نه به میدانآمدنِ افراد مؤمن. و در همین رابطه آیهی مذکور میفرماید: «قُل أَطيعُوا اللَّهَ وَأَطيعُوا الرَّسولَ ۖ فَإِن تَوَلَّوا فَإِنَّما عَلَيهِ ما حُمِّلَ وَعَلَيكُم ما حُمِّلتُم ۖ وَإِن تُطيعوهُ تَهتَدوا ۚ وَما عَلَى الرَّسولِ إِلَّا البَلاغُ المُبينُ». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید توبه کند و با نور خدا شدت آن گناه را که جایگاهی در فطرت انسان ندارد، ضعیف و ضعیفتر گرداند تا افق نفس مطمئنه در مقابل او گشوده شود. موفق باشید
