بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
21539

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیزم: در مورد پاسخی که به کاربر محترمی دادید مبنی بر این که برای رجوع به حضرت رب العالمین باید با هویت اجتماعی انجام شود و انسان ها به وسیله انسان ها، انسان می شوند. اما چند سئوال: 1. کاملا توضیح دهید که این که انسان ها به وسیله ی انسان ها، انسان می شوند یعنی چه؟ آن فعال فرهنگی از کسی که مبانی دینی ندارد و ای بسا دین دار واقعی هم نباشد چه تاثیری می گیرد؟ که شما می فرمایید انسان ها به وسیله انسان ها انسان می شوند؟ 2. اگر اشتباه نکنم جنابعالی فرموده اید که قبل از ظهور انقلاب عالمان کاری به امور اجتماعی نداشتند و همان رویکرد آن ها را به قرب الهی می رساند، اما بعد از انقلاب این معادله عوض شد ،و حضور اجتماعی است که شما را به قرب الهی می رساند. خب پس با این تفاسیر «واعتصوا بحبل الله» با ظهور انقلاب معنا یافته است،در واقع شما با این سخن، سخن قبلی خود را نقض کرده اید. نظر جنابعالی چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- یعنی انسان‌ها باید نسبت به انسان‌ها متعهد باشند و این معنای انسان‌شدنِ انسان‌ها است نسبت به همدیگر 2- در هر شرایطی اعتصام بحبل‌اللّه متفاوت است. مثل آن‌که زمانی اعتصام بحبل‌اللّه جهاد با کافران است و زمانی خدمت به امور اقتصادی مردم . موفق باشید

20417

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: من دیدم که برخی از pdf کتاباتون رو تو سایتتون قرار میدید. میشه اینارو به عنوان جزوه ی شخصی چاپ کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هیچ اشکالی ندارد، به‌خصوص که «ورد» آن کتاب‌ها نیز بر روی سایت هست که چاپ‌کردن آن‌ها برای افراد راحت‌تر می‌باشد. موفق باشید

19762
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز در مورد آیه ۳۹ سوره نور که خداوند می فرمایند گناهکاران در روز قیامت نزد اعمال خود می روند و هیچ نمی یابند ولی خدا را آنجا می یابند می خواستم اشاره کوچکی بفرمایید اینکه در اینجا که کلمه جلاله الله را آوردن که یعنی الله را می یابند منظور چیست؟ با تشکر
متن پاسخ

باباسمه تعالی: سلام علیکم: آیه‌ی مذکور می‌فرماید: اعمال کافران مانند سرابی است در بیابانی خشک که انسانِ تشنه فکر کند آب است و او را سیراب می‌کند، در حالی‌که وقتی به آن رسید در آن تنهایی و بی‌کسی، هیچ‌چیز جز خدا را نمی‌یابد که باید به آن امید می‌بست. موفق باشید

8419
متن پرسش
با سلام با توجه به اینکه برزخ مرتبه ای از عالم غیب است،مسلما سوال و جواب نکیر و منکر به مانند دنیا نیست پس چه شکل است؟با سپاس فراوان
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: از باطن ما سؤال می‌کنند و ما نیز با باطن خود جواب می‌دهیم هرچند آن باطن در آن عالم صورت دارد ولی صورتی برزخی. لذا ما با زبان خود سخن می‌گوییم ولی زبانی که صورت باطن است و در اختیار ما نیست. موفق باشید
6824
متن پرسش
با توجه به آیات بسیاری در قرآن مجید که می فرماید عده ای را گمراه کردیم و یا بر دل هایشان مهر زدیم و قابل هدایت نیستند این امرچگونه با رحمانیت خداوندی قابل جمع است آیا این سرنوشتی ابدی برای بعضی از انسانها تلقی نمی شود? شیطان حتی در جایی به خداوند می گوید به سبب آنکه تو من را گمراه کردی من نیز بندگانت را گمراه می کنم -آیه 39 سوره حجر- با تشکر و آرزوی توفیق الهی.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً می دانید که گمراه کردن خدا ابتدایی نیست بلکه رحمت خود را از انسان ها می گیرد و شیطان هم که همیشه در محاسباتش اشتباه می کند در این جا هم نمی گوید چرا خداوند رحمت هدایت را از او برداشت بلکه به خدا می گوید تو من را گمراه کردی. موفق باشید
34505
متن پرسش

سلام علیکم خدمت استاد عزیز: وجیزه‌ای را خدمت شما فرستادم تا در این ماه عزیز یاد این حقیر در ایام اعتکاف هم باشید، امید آن‌که این کمترین، از برکات توحیدی ماه رجب به برکت دعای دوستان بهره‌مند باشم. پیشاپیش از شما بابت وقتی که در خواندن این نوشته از دست می‌دهید عذرخواهم و شرمنده.

ماه رجب و عبور از سکرات نیهیلیسم

بسم الله الرّحمن الرّحیم

 امیرالمومنین «علیه‌السلام» در غررالحکم می‌فرمایند: «إنّ الأكياسَ هُمُ الذينَ للدُّنيا مَقَتوا، و أعيُنَهُم عن زَهرَتِها أغمَضوا، و قُلوبَهُم عنها صَرَفوا، و بالدّارِ الباقِيَةِ تَوَلَّهوا» زيركان، كسانى هستند كه دنيا را دشمن دارند و از زرق و برق آن چشم فرو بندند و دل‌هايشان را از آن روي گردان كنند و شيفته سراى جاويدان شوند.

پنج حسی هست جز این پنج حس / آن چو زرِّ سرخ و این حس‌ها چو مس

صحت این حس، ز معموری تن /  صحت آن حس، ز ویرانی بدن

صحت این حس بجویید از طبیب / صحت آن حس بجویید از حبیب

عَنِ اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: «إِنَّ لِرَبِّكُمْ فِي أَيَّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحَاتٍ أَلاَ فَتَعَرَّضُوا لَهَا.» ماه رجب همان نفحه‌ای‌ است در کالبد وجودی که آن را عفونتِ پوچی زمین‌گیر کرده است. نسیمی است برای روح‌هایی که از دردِ بیگانگی، به خود می‌پیچند و راهِ پیش روی حقیقت را گم کرده‌اند. «رجب»، بازگشت به انسانیت است در اصیل‌ترین لایه‌های وجودی خودش، همان هویت اتصالی او که یک سرش وصل به کمال مطلق است و در این سو وصل است به توجه به این اتصال. می‌ماند نحوه‌ی رجوع به این حقیقت و اتصال به آن کمالات که فتح الفتوحش در ماه رجب رخ می‌دهد آنگاه که انسان خسته می‌شود و نفس‌هایش به شماره می‌افتد از تنگی و ضیقِ عالم دنیا از افق تاریک و سیاه عالَم مجازی که او را غرق در توهّم و از خود بیگانگی کرده است و سرپوشی شده است برای رهایی‌اش.

انسان گمان می‌کرد این تاریخ، عصری است که انسان‌ها را وسعت می‌دهد و انسان در آن می‌تواند خودش را در تجربه‌های مختلف عالم مدرن که برایش به میان آورده است تجربه کند و وسعت پیدا کند، و از حصارهای مختلف مشکلات و مسایل پیرامونی دنیا آزاد شود؛ اما خیلی زود به این پی‌برد که سرابی که برایش دریا جلوه کرد، جویِ کوچکی بود که به قیمت لجن‌مال‌شدنِ روحش تمام می‌شد و حالا در میان علفزار هرزِ عالمِ مدرن، این افق توحیدی ماه رجب است که نسیم دشتزارِ حقیقتش را به روی او نشان می‌دهد تا او حقیقت را از درون جان خود و نه بیرون از خود «بچشد» و «حس» کند و «بیابد» و «تصدیق» کند و «لذت» ببرد. و فریاد بر‌آورد: «من کیستم؟!!» آتش به دل افروخته در خرمن عشق، چهره بر در دوخته ماه رجب از آن منظر که انسان از خود گسیخته شده و در تاریخ عالم نیهیلیسم دست و پا می‌زند و از درون فریاد بی‌هویتی سر می‌دهد، اشارتی است برای رجوع به «هویت اصیل انسان» در امتداد افق معنایی وجودش که عین اتصال به حقیقت است، در این صورت است که می‌توان سکراتِ بی‌هویتی و بی‌معنایی را به او متذکر شد و او را از وحشت و مرگِ خاموش و زجرآور نیهیلیسم بیدار کرد.

بشر امروز سخت محتاج عبور از پیچ هویتی خود است و اگر وجه اصیلی در برابر آنچه که با تشنگی به سراب رسیده است، در برابر خود پیدا نکند، اگر نتواند خود را با روزمرّگی سرگرم کند؛ لاجرم دست به انتحار خود می‌زند، چرا که آنچه می‌خواست آنی نبود که ابعاد وجودی‌اش را اشباع یا ارضاء کند، فلذا سرد و سردرگم و خسته خواهد شد. روزمرّگیِ تاریخِ ما وجهی از سرگردانی انسان در میان بی‌هویتی و عالَم معناست، نه می‌تواند با آنچه که هست خود را راضی کند، و نه می‌داند آنچه که جواب طلب اوست چیست!! شاید بتوان وجهی از عصبانیت انسان امروزین را هم در این سو تحلیل کرد که در اصل او از خودش و نارضایتی از افق کور عالمی است که در برابرش قرار گرفته و آنی نیست که انسان می‌خواست فلذا بهانه‌گیری می‌کند و مشکلات را به گردن بیرون می‌اندازد. در این میان این رجب است که در حال ظهورکردن در این عصر است برای «یگانگی» و «یافت حقیقت» و «روبه‌روشدن با طلب اعلای انسان آخرالزمانی» تا در این خلوت و انس، انسان آرام‌آرام متذکر لایه‌های عمیق حضور در عوالمی شود که برتر از افق طبیعت است، تا خلأ  اُنسی که طبیعت، او را از آن محروم کرد، بچشد آنگاه است که می‌بینید در سحری یا شبی در دل همین خلوت‌ها با صدایی رسا اعلام خواهد کرد که:

مژده بده مژده بده، یار پسندید مرا / سایه‌ی او گشتم و او، برد به خورشید مرا

جانِ دل و دیده منم، گریه‌ی خندیده منم / یارِ پسندیده منم، یار پسندید مرا

 آری! ماه رجب شکفتگیِ درون است و راهش از انسان آغاز می‌شود. یعنی باید بگوییم «رجب»، فتح انسان است در عصر تاریک پوچی‌ها. یا این‌گونه بگوییم: شروعی است بر یک پایان یا آغازی است از طلیعه‌ی اُنس انسان با خودِ وجودی‌اش، نه خودِ شخصی یا اعتباری‌اش. مطلع الفتحِ آغاز انسان در تاریخی که عالم مدرن آمده است تا انسان را برده‌ی ساحت‌های مکاتب خود کند یا انسان را منفعت‌طلب و سودجو پروش دهد، یا آن‌که انسان را محور تصمیم‌های اساسی زندگی‌اش قرار دهد، همان انسان‌محوری به آن معنایی که انسا ن، گرگ انسان می‌شود، نه آن‌که انسان، آینه‌ی انسان باشد.

 «ماه رجب» است. در «رجب» انسان، محور قرار می‌گیرد اما در انس و اتصال، فرقش با اومانیست در آن است که در مکتب انسان‌محوری، انسان ربطی با عالم و آدم ندارد، بلکه «خودش» در سود و منفعت و نظام سرمایه‌داری مهم است، حتی فضیلت و اخلاق از آن جهت که انسان اخلاق و معنویت را در زندگی به عنوان سود و منفعت نیاز دارد. اما انسانِ «عالَم رجب» متفاوت از انسان عالم نیهیلیسم، محوریت‌اش در عین ربط و اتصالی است که با افق معناییِ عالم قدس دارد که انسان در عین یگانگی می‌تواند در تمام عالم باشد. یعنی حضور بیکرانگی که نه راهی بر کسی می‌بندد، و نه می‌گذارد کسی راه بر او ببندد، آن‌گاه تجلیِ ظهور و بروزش می‌شود. کربلا، آری! می‌شود اربعین که انسان در آن‌جا فقط «هست» و «هست» و «هست»، در عین اتصال به ملکوت قدیم الإحسانی در صورت حسینی. حال باید بگوییم ماه رجب ماه انس است و انس در بستر تمرکز و خلوت و کناره‌گیری از وجوه کثرت عالم طبیعت به‌دست می‌آید و «رجب» بستری است تا در دل ظلمتِ عالم بی‌معنای پیرامون‌مان سر در گریبان وجود و درون‌مان کنیم تا حالت انس پدید آيد آنگاه پس از انس جذبه خواهد آمد و پس از آن عشق و آنگاه اتصال روی خواهد داد پس باید بگوییم شروعی است مبارک و راهی است گشوده برای آنی که می خواهد دوباره خود را بیابد و با خود آشنا شود و ساحتی دیگر از افق عالم را تجربه کند . این راه رفتنی است ......مرد سفر کجاست؟ خلاصه آنکه جمعیت رلف پریشان عالم مدرن انسان را به هم ریخته است و این ماه رجب است که به سراغمان آمده تا با آن همراه شویم، به خدا که نیاز نیست کاری بکنیم چون ما عین ناتوانی و فقریم در برابر نسیم فضل او، فقط کافی است طبق روایت، خود را در مسیر و همراه با آن نفحه کنیم، او «خود»ِ شما را در بر خواهد گرفت و با او همدم خواهیم شد فقط باید همراه شد و منتظر ماند.... رجب همان روح قُرب است که تروح جسم می‌باشد، از آن جهت که انسان را مسانخ با عالم مجردات می‌کند، عالمی که تجربتاً برای انسان مورد تصدیق است، عالَمی فراتر که انسان بدون مزاحمت احکام بدن طبیعی در آن عین بودن است و عین لذت است و عین توحّد و انس است. باید برای ورود به آن عالم، به خود رجوع کرد و برای رجوع به خود نیازمند خلوتی هستیم تا با خود روبرو شویم و آنگاه که با خود روبرو شدیم سوال از من کیستم که روی دهد، تصدیق خواهی کرد برتر از آنچه که به آن تن داده‌ام،

مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک /  چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم

 باید به پرسش این خلوت صادقانه جواب داد که نمی‌توانی خودی باشی جدای از حقیقتی عالی تر و برتر که عین کمال و صدق و صفاست، مگر نه آن است که ناقص در ذیل کامل معنادار می‌باشد؟ و مگر نه آن است که نقص با کمال جبران می‌شود؟ و اگر کمالی مطرح شود که در عین کمالیت نقصی در آن راه ندارد، قطعا مطلوب خواهد بود و انسان ذاتاً کمال‌طلب است. سخن زیاد است و حرف ها در میان و آینده در انتظار رجبیون است... «این الرجبیون»!!

والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً آنچه را که از ماه رجب به مشامِ دل‌تان رسیده است، از همان نوعی از احساس روحانی است که روح روایات ما بدان اشاره دارد. معلوم نیست چه سرّی در گشودگیِ ماه رجب است که گویا هرکس به جایی رسیده است، از نسیمی بوده است که ماه رجب بر قلب او تابانده و از عالی‌ترین هوشیاری‌ها بهره‌مندش کرده است. و این درستْ همان نسیمی است که ما را به گفته شما از سکرات نیهیلیسم به بهشت حضور در نزد خود حاضر می‌کند تا در وسعت بیکرانه خود عرشی که فوق ملکوت است و دارای جامعیت خاص می‌باشد؛ تجربه کنیم. این‌جا است که معنی سخن خدا را می‌یابیم که فرمود: «ماه رجب، ماه من است» و این همان جامعیت شب قدر است که آرام‌آرام با «ماه شعبان» که نور تعیّن نبیّ را به ظهور می‌آورد و «ماه رمضان» که ناس را در جلوه الهی‌شان به کثرت و تعیّن ظاهر می‌کند، شکل می‌گیرد. مگر نه آن است که جامعیت شب قدر در دلِ سالی که پس از آن پیش می‌آید، در جلوات مختلف خود را می‌نمایاند؟!

گفتید: «توحید ماه رجب، نسیمِ دشتزار حقیقت را در مقابل انسان می‌گشاید تا انسان از سکرات بی‌هویتی خود را آزاد کند.» و این قصه بشر امروز است که از دست خودش کلافه شده است و خداوند با سفره گسترده ماه رجب او را به خود می‌آورد تا نه‌تنها خودِ گمشده خود را بیابد، بلکه خدایی را که نیز گم کرده است، با دعاهای ماه رجب پیدا کند. و این همه حرف بنده برای معتکفین عزیز است که متوجه باشند خدای خود را گم کرده‌اند، آری! خدایِ دیروز، خدایِ امروز نیست، به دنبالِ خدای دیروزگشتن، سرگردانی است. پس خدای خود را گم کرده‌ایم و به گفته جناب مولوی: «هر روز مرا تازه خدای دگری هست» و می‌توان او را با اشاراتی که مولایمان حضرت علی«علیه‌السلام» در دعای مخصوص ماه رجب به او کرده است، پیدایش نمود. دعایی که در ابتدای آن می‌خوانیم: «اَللّهُمَّ يا ذَاالْمِنَنِ السّابِغَةِ وَالاْلاَّءِ الْو ازِعَةِ والرَّحْمَةِ الْو اسِعَةِ وَالْقُدْرَةِ الْجامِعَةِ...». موفق باشید  

29509

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: علما و اساتید طب ایرانی اسلامی دارن فریاد میزنن که ای ستاد مبارزه با کرونا، داروی ضد ویروسی را ما در گیاهان دارویی یافته ایم و شماها مسول تلفات این چند ماهه در کشور هستید. تعجب بنده در این است که حضرت آقا مقام رهبری نیز صرفا در جهت تایید آن ستاد سخن می‌رانند و حتی می‌فرمایند من خود نیز تابع ستاد مقابله با کرونا هستم! این روش ظاهرا قانونی و خوب است، اما سوال اینجاست که آیا روش بهتری برای اداره ی این شرایط وجود ندارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که رهبر انقلاب پدیده‌ی کرونا را خیلی بالاتر از این حرف‌ها می‌دانند و مواظب‌اند ما در دام جریانی که جبهه‌ی استکبار شکل داده‌اند، نیفتیم و ظاهر قضیه را، تمام قضیه ندانید. موفق باشید

27711

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: من مرض سو ظن دارم. با یکی از اقوام در گیر شدم. از روی عصبانیت گفتم که بگم تو با کی هستی؟ او گفت میگم که با من هست. من به او تهمت زدم. الان بدجوری عذاب وجدان دارم و از سوی دیگر حس بدی به خدا و اعتقادات پیدا کرده ام. حالا باید چکار کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره باید بر روی خودمان کار کنیم، وگرنه ضربه‌های سختی می‌خوریم. پیشنهاد بنده آن است که مباحث «ای اباذر» که کانال مطالب ویژه در حال ارائه‌ی آن است، دنبال بفرمایید. موفق باشید آدرس کانال: @matalebevijeh

25759
متن پرسش
سلام خدمت استاد بزرگوار: استاد عزیز نمیدونم شما هم در جریان هستید یا نه که حتما هستید. بعد از حمایت رهبری از طرح بنزینی دولت یک سرخوردگی و دلخوری بزرگ و زیادی نه تنها در قشر حزب اللهی و انقلابی بلکه در میان عموم مردم نسبت به ایشون به وجود اومده. و این دلخوری از این بابت هست که اولا با این حمایت ایشون و قبل تر از اون با تشکیل شورای اقتصادی سران قوا عملا قانون اساسی دور خورد و مجلس از اون جایگاه خودش افتاد. چون این طرح باید در مجلس تصویب می شد. البته بسیاری میگن که تشکیل و حمایت از این شورا حکم حکومتی هست اما شما بفرمایید که دیگه چطور میتونیم مردم رو به مشارکت در انتخابات دعوت کنیم؟ و یا گفته میشه که رهبری برای جلوگیری از استعفای دولت و شکل گیری خلا سیاسی و آشوب این کار رو کردند. اما به این حرف هم اشکال وارد هست. اولا اینکه مردم واقعا دیگه این دولت رو نمیخوان و اگر تجمعی هم شکل می گرفت بر خلاف و ضد دولت بود و به نوعی مردم از خداشون هم بود و هست که این دولت زودتر بره. در مورد آشوب هم همونطور که این آشوبها رو در طول دو روز جمع کردند و بساط اغتشاش گران جمع شد، اگر در بین تجمع مردم پس از استعفای دولت هم این چنین آشوبگرانی بودند مردم نه تنها صفشون رو جدا می کردند بلکه مثل همین ایام هم بساطشون توسط نیروی های امنیتی میتونست جمع بشه. واقعا شنیدن این جمله که «من کارشناس و متخصص این امر بنزین نیستم اما چون سران قوا بر این تصمیم اند من هم حمایت می کنم.» از کسی که خودش رییس جمهور این مملکت بوده واقعا دردآوره. مگر میشه که آقا ندونند که دولت نمیتونه قیمت ها رو پس از افزایش قیمت بنزین کنترل کنه؟ امکان نداره که ندونند. واقعا استاد موندیم چی جواب مردم رو بدیم. لطف کنید یکم برامون روشن کنید تا آروم بگیریم. سایه تون مستدام.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که خودتان هم متوجه هستید، موضوعی که در هفته‌های اخیر اتفاق افتاد، زوایای مختلفی دارد. نکاتی در جواب سؤال 25611 عرض شد. در ضمن فراموش نفرمایید اصلِ کنترلِ مصرف بنزین از نانِ شب برای ما واجب‌تر بود و مقام معظم رهبری در اصل موضوع شک نداشتند و حتی از قبل هم این مشکل را مطرح فرموده بودند. بحث در نحوه‌ی اجرا بود که به تصمیم سه قوه واگذاشته بودند و در موارد بحرانی این معمول هر کشوری است. با همه‌ی این احوال هم‌چنان که در آن جواب عرض شد وقتی مسئله‌ی امنیتی کشور در میان باشد نباید به مسائل جزئی فکر کرد. به همان معنایی که برای یک دستمال، نباید قیصریه را آتش زد. موفق باشید

24951

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و احترام: امکانش هست برای سوال شماره ۲۳۶۴۴ مثالی عملی بیاورید. شما فرمودین می شود به حالات خیالاتی شدن مقابله نکنیم و به دید فرصت نگاه کنیم و آنها را تبدیل کنیم به خیر برای خودمان. می شود کمی بیشتر توضیح دهید. تمرینی یا مثالی هست من خیلی درگیرم با خیالاتم که خیالاتی بیهوده است نه در راستای کمک به عقل و رشد انسان. خیالاتی عمدتا منفی و بیهوده ... چطور به فرمایش شما خیالاتمان را با مثنوی مولوی یا آیات قرآن همراه کنیم؟ ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بهتر آن است که سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» بزنید تا راه‌هایی نسبت به رفع چنین مشکلاتی را در مقابل‌تان قرار دهد. موفق باشید

23815

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد بزرگوار و بی نظیر: آیا لزوما برای حفظ قرآن باید یه کم صرف و نحو بلد باشیم؟ در کل نظرتان راجع به کسی که می خواهد وارد عرفان بشود و علم صرف و نحو و عربی چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که زبانِ قرآن عربی است، به نظر بنده خوب است کمی صرف و نحو بدانیم حتی جهت فهمِ بهتر آموزه‌های عرفانی. موفق باشید

23344
متن پرسش
سلام: دو سال هست عین جمهوری اسلامی سوالات سانسور می کنید. فقط یک نکته بگویم، من ۱۰ سال است سخنانتان را شما گوش می دهم اما آهسته آهسته احساس می کنم آنچه از رهبری و حکومت می گویید با آنچه در کشور رخ می دهد دو چیز متفاوت است. رشد دینی ام را محصول کتاب ها و سخنرانی های شما می دانم ولی حمایت های شما از حکومت منو حتی به دینم بدبین کرده است با اینکه مطمئنم دینم بر حق است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که اسلام حقیقت تاریخِ بشریتِ آخرالزمانی است، و حجاب‌های آن حقیقت، موجب انصراف از آن نمی‌شود، انقلاب اسلامی حقیقتِ تاریخ ما است و آن‌چه موجب به‌حجاب‌رفتنِ آن می‌گردد نباید ما را از حقیقت آن محروم نماید. سخنان 19 دی‌ماه اخیرِ نایب‌الإمام در تذکر به این امر، فوق‌العاده بود. موفق باشید.

 

22992
متن پرسش
سلام و وقت بخیر: در جواب دوستانی که به مسطح بودن زمین بها داده بودن خواستم مطلبی بنویسم. اولا که در قرن بیست و یک که جی پی اس دم دستتونه و همون کروی بودن زمین داخلش هست بها دادن به این بحث ها واقعا جای تعجب داره. بهر حال برای افرادی که این مسئله جای سوال داشت در خواست می کنم برن و طلوع و غروب و اوقات شرعی مدل wgs84 زمین، کارکرد جی پی اس، تهیه نقشه جغرافیایی، عکس برداری ماهواره ای، حرکت موشک و.... رو مطالعه کنن یا بشینین عکسهای ماهواره ای زمین رو ببینین (اگر به تصاویر همه ماهواره ها و هواپیماها حتی هواپیماهای ایران شک ندارین و فکر توهم توطئه بسرتون نمی زنه) حتی شما می تونید سوار کشتی بشین و دریا نوردی کنین و یا سوار هواپیما بشین و با چشم خودتون ببینین. اگه باز قبول ندارین با یه دانشجوی لیسانس فیزیک - زمین شناسی - نقشه برداری بشینین صحبت کنین.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با این‌همه، عنایت داشته باشید رفقایی که نظر به مسطح‌بودن زمین دارند برای همه‌ی آن‌چه جنابعالی بر آن تأکید می‌فرمایید، توجیه و تفسیر دارند. به نظر بنده در این مورد باید با جدّیتِ بیشتری وارد گفتگو شد. موفق باشید

20690
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی زیارت قبول: نظر به مباحث معرفت نفس و معاد، برداشتهایی از صحبت های شما داشته ام که نمی دانم درست است یا نه: 1. نفس هنگام حلول در جسم در دوران جنینی در پایین ترین مرتبه تجرد است و در طول زندگی دنیایی استفاده اش از تن به عنوان ابزار بیشتر می شود حال اگر این وابستگی شدید به تن و پراکندگی را کم نکند و در تهذیب نفس نکوشد در همان مرتبه پایین تجرد باقی می ماند. 2. قوه بینایی، شنوایی و گویایی مربوط به نفس است و چون در ابتدا درجه تجرد نفس پایین است برای ارتباط با عالم ماده می بایست از ابزارهای چشم، گوش و زبان استفاده کند. حال اگر فرد در تهذیب نفس بکوشد و درجه تجرد خود را شدید نماید می تواند بدون چشم عالم ماده را ببیند، صداها را بدون گوش بشنود و بدون زبان صوت ایجاد نماید. مثلا اگر یک فرد نابینا در تجرد نفس خویش بکوشد می تواند عالم ماده را ببیند. 3. کسانی که در تزکیه نفس کوشش نموده اند حجابی برای آنان نیست و می توانند عالم برزخ را ببینند این افراد بعد از مرگ نیز حجابی برایشان نیست و می توانند عالم ماده ببیند و نیازی به ابزار مادی (چشم) برای دیدن عالم ماده ندارند ولی کسانی که ضعف نفس دارند پس از مرگ در عالم برزخ نمی توانند با عالم ماده ارتباط برقرار نمایند چون ابزارها را از دست داده اند و فقط در زمان های خاص که گفته شده پنج شنبه و جمعه می باشد حجاب را برمی دارند و آنها می توانند بطور محدود (صرفا بینایی و شنوایی) با عالم ماده ارتباط برقرار نمایند. (گویایی اجازه داده نمی شود) با تشکر از راهنمایی که می فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده برداشت‌های خوبی از معرفت نفس داشته‌اید. موفق باشید

16781

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمه الله: انسان ها بر چه اساس به مقامات معنوی دست می یابند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بر اساس رفع حجاب‌های ظلمانی مثل امیال نفسانی و بر اساس رفع حجاب‌های نوری مثل عبور از استدلال‌ها؛ می‌توانند رجوع به حضرت حق را بدون هرگونه حجابی داشته باشند. موفق باشند

30327
متن پرسش
سلام به استاد گرامی: حتماً در جریان هستید که عده‌ای در شهر اصفهان در روز ۲۲ بهمن شعار توهین آمیز بر علیه رئیس جمهور دادند. با این‌که بنده به شدت نسبت به اعمال و افکار آقای روحانی ناراحت هستم ولی فکر می‌ کنم این کار خوبی نبود. ولی بعضی از دوستانی که طرفداری از انقلاب و رهبری می کنند به صورتی آن کار را یا تأیید می کنند و یا رد نمی کنند. نظر جنابعالی در این مورد چیست؟
متن پاسخ


باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی ما دیدیم و شنیدیم که اخیراً رهبر معظم انقلاب در آبان‌ماه انتقاد را غیر از هتک حرمت دانستند و افزودند: «هتک حرمت در میان مردم حرام است و نسبت به مسئولان بیشتر، بخصوص در میان مسئولان بالای کشور.»  و در آن صحنه این افراد مستقیماً خواسته یا ناخواسته مقابله‌ی مستقیم با رهبر انقلاب کرده‌اند و کار تا آن‌جا ظالمانه است که دشمنان انقلاب از یک طرف خوشحال شدند که چگونه سخنان رهبر انقلاب حتی در بین طرفداران‌شان نافذ نیست و به خوبی با نفوذ در جمع مدعیان طرفدار رهبری می‌توان برنامه‌ای علیه رهبری شکل داد. و از طرف دیگر بسیاری از مردم ایران نسبت به جبهه‌ای که این افراد، خود را به آن جبهه منتسب می‌کنند، بدبین می‌شوند و اگر باز دوباره ما در انتخاب آینده شکست خوردیم، ریشه‌اش را باید در چنین تندروی‌های سیاهی دانست که به اسم نیروهای انقلاب، بهانه‌ای این‌چنین خطرناک به دست رسانه‌های بیگانه می‌دهند. حقیقتاً هرچه تا حال ضربه خورده‌ایم، از دشمنان بیرونی نبوده، از ظلمی است که این افراد نادان بر سر ما می‌آورند. حرکات این‌ها را مقایسه کنید با سعه‌ی صدر رهبر معظم انقلاب «حفظه‌الله‌تعالی» که موجب دلگرمی و امیدواریِ بسیاری از مردم حتی مردم عادی شده است. آیا مردم نباید نگران باشند که آینده انقلاب ممکن است به دست این افراد بیفتد؟!! باز به یاد سخن سردار جان‌ها افتادم که فرمود: «رهبر انقلاب مظلوم است». آری! بین کسانی مظلوم است که مدعی طرفداری از آن مرد الهی هستند و باز مظلوم است نزد کسانی که این کار را در راستای دفاع از سخن مقام معظم رهبری تقبیح می‌کردند و نکردند. مگر رهبر معظم انقلاب نفرمودند: «باید حرمت رؤسای سه قوه و مسئولان کشور که در عرصه خدمت رسانی به مردم هستند، حفظ شود.» یا این افراد، کاری به آنچه رهبر معظم فرموده‌اند ندارند و اساساً سخن ایشان را دنبال نمی‌کنند و نسبت به سخن رهبر انقلاب جاهلند، که چرا خود را به ایشان نسبت می‌دهند. و اگر می‌دانستند رهبر انقلاب چنین امری فرموده‌اند، باید پرسید پس چرا امر ایشان را زیر پا گذاشتند؟ آیا شایسته نیست که قلب انسان نسبت به کار این افراد جریحه‌دار شود؟! از آن جهت که این کار، مقابله‌ی مستقیم با اصل و مبنای نظام است؟ موفق باشید   

28752
متن پرسش
سلام: این حرف دکتر داوری در مورد هگل درست است که می‌گویند: هگل بشر را در عالمی وارد کرده است که عالم خود اگاهی بشر و خود بنیادی تام و تمام اوست و طبق این فلسفه بشر موجودی است که در تاریخ به کمال می رسد و خدا می شود. اگر درست است این حرف چگونه با مباحث یکشنبه ها جمع می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید در جواب سؤال شماره‌ی ۲۸۷۵۰ تا حدّی بتوانید نسبت به موضوع فکر کنید. بخصوص در مورد دغدغه‌های هگل، وگرنه بنا نیست که ما مؤیّد هگل باشیم. اساساً فضای تفکر او با فضای فرهنگی ما دوگانه است و اشتباه بعضی‌ها آن است که فکر می‌کنند لازمه‌ی توجه به دغدغه‌های هگل، تأیید نظرات اوست. در برخورد با فیلسوف باید ماورای درست و غلط بودنِ نگاه او به موضوعات با او همدلی کرد. موفق باشید

28699

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد گرامی: در رابطه با سوال شماره ۲۸۶۸۷ که در رابطه با آقای صمدی آملی بود نقدی داشتم (نقد به سوال کننده) این بنده حقیر فکر می کنم در رابطه با طرح سوال یکم بی انصافی صورت گرفته مخصوصا آنجایی که حرف از مطالب انحرافی و یا عقاید انحرافی به میان اومده به قول جنابعالی ما به جای اینکه خودمان را بالا ببریم متاسفانه آیات و روایات را پایین می کشیم و در سطح خودمون تنزل می دهیم. در این شکی نیست کسانی که در رابطه با حکمت و عرفان سالهاست کار کرده اند، مشرب خاص خودشون رو دارند. من فکر می کنم مشرب شما بیشتر به حضرت امام (ره) و آیت الله جوادی آملی باشه و مشرب جناب آقای صمدی به علامه حسن زاده باشد. و امثال منی که تازه قدم در این راه گذاشته ایم اگه نسبت به مبانی فکری این بزرگان شناخت و آگاهی نداشته باشیم، مطمئنا به اشتباه خواهیم افتاد. ------------------ به عنوان مثال سوال کننده می فرماید که سخنران در جایی فرموده اند که: بدون وضو نباید به سگ و انسان کافر دست زد. متن اصلی این است که: شما هم در قرآن کلمه «محمد رسول الله» را مشاهده می کنید … هم کلمه «کلب» (سگ) را! اما آیا کلمه کلب را می توانید بدون وضو دست بزنید؟ می بینید نمی شود. در هر دو صورت باید وضو داشته باشید. که فرمودند «الوضوء نور…» … حتی اگر در قرآن اسم سگ و کافر و مشرک و منافق و شراب و امثال ذلک را مشاهده کردید، نباید به آنها بدون وضو دست بزنید. پس ابتدا باید نورانی شوید، بعد به نور نزدیک شوید … حال با این بیان آیا آنها که به دست زدن کلمه ای در قرآن همچون «کافر»، که از چهار حروف «کاف» و «الف» و «فاء» و «راء» تشکیل شده، بدون طهارت اجازه نمی دهند، آیا به ما اجازه می دهند به بدن شخصی که در خارج وجود دارد و کافر است بدون وضو دست بزنیم؟ می فرمایند: نخیر ، باید باز هم وضو داشته باشید. ناگهان می‌بنی خداست دارد خدایی می کند و نظام الهی به بهترین شکل پیاده شده و ذره ای خلاف در آن وجود ندارد. --------------------- همانطور که جنابعالی فرمودید: جناب استاد صمدی گاهی مباحث تکوینی را با زبان تشریع مطرح می‌کنند. -------------------- سوال کننده در جایی دیگر می فرماید: لیله القدر همان قوه خیاله و لذا قرآن بر شما هم نازل میشه ------------------- شاید منظور آقای صمدی اشاره به نکته ۸۸۹/هزار و یک نکته علامه حسن زاده باشد که ایشان می فرمایند: رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم قرآن را در شب قدر انزالا تلقى كرد و تدريجا و نجوما بتفصيل تنزيل شد، تو نيز بقدر خود از ملكوت عالم خواهى گرفت كه حصول استعداد همان و نزول حقايق همان چه هيچكس در عالم محروم نيست چنانكه آحاد رعيت كه تأسى بحضرتش داشتند چنين موهبتى را يافتند چنانكه صاحب فصوص الحكم آن‌را يكبارگى در مبشره ‏اى از دست خاتم صلى الله عليه و آله و سلم گرفته است و آن را بتفصيل و تدريج در بيست و هفت فص پياده كرده است.. --------------- در پایان فکر می کنم اگه گروه رسانه ای که حول محور اندیشه های آقای صمدی کار می کنند، نسبت به انتشار صوت مباحث ایشان سخت گیری لازم رو انجام می دادند، مثل کاری که گروه المیزان نسبت به انتشار صوت شرح فصوص انجام داد، این مشکلات بوجود نمی آمد. ببخشید وقتتون رو گرفتم. التماس دعا. یا حق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور است که می فرمایید. و البته همانطور که خود بنده خدمت جناب استاد صمدی عرض کردم که نباید بهانه به دست عده ای داد که به کلی مخالف عرفان هستند و بخصوص که متأسفانه در خطه ی شمال ایران عده ای نسبت به ایشان حساسیت ایجاد کرده اند و این، کار را سخت تر می کند. در هر حال آثار ایشان آثار مفید و قابل استفاده است و همانطور که به کاربران عزیز عرض کردم نباید خود را از آثار ایشان محروم کنند. از تذکر جنابعالی نیز متشکر هستم. موفق باشید

28115
متن پرسش
حق النّاس و باور دینی: خاطره‌اي خدمتتان عرض کنم: من يک وقتي مشاور يک انتشاراتي بودم. روزي يک آقايي آمد که براي صفحه‌آرايي قرارداد ببندد. وي در آنجا گفت که من نه اهل صوم هستم نه اهل صلاتم؛ تا الان ياد ندارم که پيشانيم به مهر رسيده باشد! خواستم اول به شما بگويم که ما اين هستيم. گفتيم: خب! و قراردادي با او بستيم. فرض کنيد قرارداد صفحه‌آرايي سيصد و پنجاه و شش را با او بستيم. پول سيصد و پنجاه و شش صفحه را گرفت و رفت. باور کنيد، چند روز بعدش ديدم آمد و گفت: من صفحه‌آرايي سيصد و پنجاه و شش صفحه را با شما قرارداد بسته بودم، اما حالا که صفحه‌آرايي کردم، سيصد و پنجاه و دو صفحه شده است. چهار صفحه کم شد، و من چهار صفحه پول اضافي از شما گرفته بودم و آرام نداشتم بيايم حساب بکنم که از شما اضافه گرفتم. اين را ببينيد و آنوقت کسي هم هست که نماز و روزه و حجش ترک نمي‌شود ولي نسبت به حق الناس و مکارم اخلاق توجه نمي‌کند. انصافا ما اين سخن پيامبر را به جد نگرفته‌ايم که «انما بعثت لاتمم ............................ این خاطره را به عنوان نمونه نقل کردم در زندگی خودمان بسیار از این موارد دیده ایم. خودم با یک مجموعه کار می کردم بسیاری کارهای درجه اول مملکت را انجام می دادیم (بدون تعارف کار صنعتی و ... درجه یک) انسانهای متدین و با اخلاق و خوش برخورد جبهه رفته - درد پیشرفت مملکت داشتن و ... (ما هم رو همین حساب روی قضاضای مالی خیلی حساس نبودیم و می گفتیم کار مملکت و انقلاب جلو میره حالا پول بهمون کم رسید ایراد نداره) همین افراد در تعامل مالی بشدت و بشدت بد عمل کردن و واقعا در حق ما ظلم شد تا اینکه از مجموعه خارج شدیم. دوستانی دارم با مجموعه هایی کار می کنند که افراد روزه خواری علنی می کنند و اعتقاد خاصی ندارند در عوض تعامل مالی که با اینها دارند بسیار درست و صحیح است سوال من این دو مورد است. اول اینکه چرا به این صورت هست؟ دوم در برخورد با مواجهه با این افراد باید چکار کرد؟
متن پاسخ

سمه تعالی: سلام علیکم: آنچه می‌فرمایید نکته‌ای بسیار مهم در این زمانه است و سراغ این سقوطِ در عین دینداری را باید در کربلا گرفت که چگونه بعضی آنچه با رعایتِ ظاهر دینی برای خود محلی امن احساس می‌کنند که دیگر هیچ‌گونه ابعاد انسانی برایشان مهم نیست در آن حدّ که فرزند پیامبر خدا را آن‌طور به قتل می‌رسانند. آری! وقتی تنها ظاهر اعمال دینی منهای حکمت و عرفان در میان باشد، انسان خود را از وسعتی که باید نسبت به سایر انسان‌ها درک کند، محروم می‌نماید. لذا پیامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» می‌فرمایند: «قصم ظهری عالم متهتک و جاهل متنسک فالجاهل یغش الناس والعالم یخرهم بتهتکه». عالم بی‌پروا و جاهل لجوج کمر مرا شکستند نادانان با کم خردی مردم را گمراه می کنند (چون تظاهر به دین و مقدسات دارند) و دانایان بی پروا مردم را فریب می‌دهند. زیرا وارستگی و تقوا پیشگی ندارند. موفق باشید

27077
متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر: من ٢٠ سالمه و از وقتی که یادم میاد همیشه حس می کردم گم شده ای دارم با هیچی هم آروم نمی‌شدم. همش دنبال این گمشده ام بودم ولی چون با مسائل معرفت نفس آشنا نبودم همش علت های مختلف براش پیدا می کردم. جالب اینکه در سن ١۵ سالگیم که با مطالب دینی آشنایی نداشتم از دوستام می‌پرسیدم من کیم؟ تو کی هستی؟ برای اینکه کمبود روحیم رو پر کنم چند بار دل بسته رفیقام و... شدم ولی کمبود هام رو پر نکرد و از این فضا خسته شدم. تا رسیدم با آثار شما آشنا شدم و سعی می کنم با من واقعیم در ارتباط باشم. ولی به یکی از رفیقام هنوز دل بستگی دارم ولی من رو خیلی از فضای توجه به خودم دور میکنه و تصمیم گرفتم یه مدتی از کثرات و از اجتماع دور بشم تا کمبود های معنوی رو جبران کنم آیا دور شدن از اجتماع و دوستانم برای یه مدت کوتاه کار درستیه؟ ممنون استاد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این کار بد نیست. ولی به این فکر کنید که وسعت روح موجب می‌شود که کاری انسان را از کارِ اصلی‌اش باز ندارد. باید دریا شد.

بود مرد تمامي آن‌كه از تن‌ها نشد تنها        ولكن به تنهايي بود تن‌ها، و با تن‌ها بود تنها

موفق باشید

27055
متن پرسش
سلام خدمت استاد محترم: سال نو و اعیاد شعبانیه مبارک. سوالی در مورد حرکت جوهری. در توضیحات حرکت جوهری مثالی از وجود سیب زده اید. اگر حرکت تبدیل قوه به فعل بدانیم، حرکت سبب پس از رسیدن کامل، از مرحله تکامل در اضمحلال آیا باز هم تبدیل قوه به فعل معنا دارد؟ کدام فعلیت یا کمال حاصل می‌شود؟ در حین تجربه سیب به اجرای مادی نظیر آب و املاح، آیا وجود سیب تبدیل شده به وجودهای دیگر با ظهورات دیگر؟ درک این قضیه کمی مشکل است. آیا غیر از فایل صوتی و کتاب از برهان تا عرفان توضیحات دیگری در جایی دیگری از شما موجود است؟ متشکرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آنچه اصل سخن جناب صدرا در حرکت جوهری است آن است که حرکت، ذاتیِ عالم ماده است و تغییرات ظاهری، حکایت از آن ذات دارد و لذا آنچه در مثال سیب مورد نظر است وقتی هم که تجزیه شود از ماده‌بودن و حرکتِ ذاتیِ مادی خارج نمی‌شود. ۲. جزوه‌ای در رابطه با حرکت جوهری علاوه بر کتاب «از برهان تا عرفان» بر روی سایت هست، خوب است که به آن نظری بیندازید. موفق باشید

26144

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ببخشید سؤالی داشتم از حضورتان، آیا منطقاً ما مجاز هستیم چند اقترانی هم شکل را با هم ترکیب کنیم، مانند مثال زیر که دو قیاس با یکدیگر ترکیب شده است؟ اگر مجاز نیستیم دلیل آن چیست؟ لازمه تکثر در عدم، تمایز در اعدام است. لازمه تمایز در اعدام، تشخص در اعدام است. لازمه تشخص در اعدام، اجتماع نقیضین است. ✅ در نتیجه: لازمه تکثر در عدم، اجتماع نقیضین است جزاکم الله خیرا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کبری در آن قضیه، غلط است زیرا در عدم، به خودی خود تکثر نیست. موفق باشید

26034

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: فرق اختیار تکوینی انسان با اختیار تشریعی در چیست؟ پیمان الست کدام یک از این اختیار ها بود؟ تکوینی یا تشریعی؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اختیار تکوینی مربوط به ذاتِ وجودی انسان است و ربطی به این شخصیتی که ما فعلاً داریم، ندارد. پیمان «الست» تکوینی است. موفق باشید

23989
متن پرسش
سلام علیکم: خدا قوت به شما استاد عزیز. سوال بنده در مورد دعاست. من در مورد احادیث و فرمایشات معصومین علیهم السلام در مورد دعا هیچ بحثی ندارم. به دیده منت. اما بنده در مورد دعا به این نتیجه رسیدم که کار بیهوده‌ای است. چون اگر خداوند متعال صلاح بدونن اون مورد رو چه دنیوی و چه اخروی به شما خواهند داد. در غیر این صورت همه‌ی خلایق جمع بشوند و دست بر دعا ببرند اتفاق نخواهد افتاد. برای بنده که این قطع و یقین جا افتاده و از دعا کردن لااقل در مورد خودم ناامید شدم. در مورد مثال بالا هم میشه به این موارد اشاره کرد که زمانی که امام خمینی (ره) در بیمارستان بستری بودند هر شب اخبار اعلام می کرد برای شفای ایشان دعا کنید. از بین اون جمعیت یعنی یک نفر از ته دل دعا نکرد که امام (ره) زنده بمونند؟ یا طبق فرمایش معصوم علیه السلام، تحت قبه حضرت سیدالشهدا علیهم السلام دعا مورد اجابت قرار می گیره. سوالم اینه که از بعد از غیبت کبری یعنی یک دعا هم در مورد فرج حضرت مستجاب نشده که فرج ایشون رخ بده؟ و مثال هایی از این دست. خواهشمندم در صورت صلاح دید، پاسخ قانع کننده‌ای به بنده بدید. سپاس از حسن توجه شما استاد گرانقدر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع دعا موضوع مهمی است. مثلاً بزرگان دین در تفسیر آیه‌ی «قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ ۖ» بگو که اگر دعای شما نبود خدا به شما چه توجه و اعتنایی داشت؛ سخن‌ها دارند. نهایت این‌که بعضی نیازها در إزای دعا تحقق می‌یابد، ولی بعضی از تقدیرات، طوری است که بنا است انجام شود و با دعا تغییر نمی‌کند ولی ثواب دعاکردن برای انسان می‌ماند. موفق باشید

20912
متن پرسش
سلام علیکم: در جواب برخی از سوالاتم حواله به مباحث معرفت نفس کردید شروع کردم ولی در گامهای نخستین باز ماندم و آن استفاده شما از خواب به عنوان پشتوانه ای برای تمایز بین من و تن. استاد اگر دقت کنید تن فقط دست و پا نیست و ما ارگانی به نام مغز هم داریم که تمامی ادراکات تمام احساسات، درد، لذات و ... همه در آن صورت می گیرد. پس اگر بخواهیم بگوییم که تن و من جدای از هم اند باید حالتی را متصور شد که در آن ادراک من وجود داشته باشد ولی مغز فعالیتی نداشته باشد تحقیقات علوم اعصاب نشان می دهد که در حالت خواب مغز فعال است و در حین دیدن رویا قسمت مخصوص دیداری مغز که در قسمت پشت سر است شدیدا فعال است پس نمی توان از خواب برای بحث من و تن استفاده کرد مگر اینکه شواهدی بیاورید که دانشمندان با اینکه فعالیت مغز را به حداقل ممکن رسانده اند باز فرد ادراک من داشته است اگر شما چنین تحقیقاتی را مشاهده کرده اید متذکر شوید تا مثل همیشه از شما مستفیض شویم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنا شد چنین بحث‌هایی را تا آخر بروید تا سؤالاتتان برایتان حل شود زیرا با یک «علم» روبروئید به نام «معرفت نفس» و نه یک خبر، به همین جهت در این رابطه به ما فرموده‌اند: «گر نپرسی زودتر کشفت شود / مرغ صبر از جمله پرّان‌تر بود» بعد از «ده نکته» و بعد از مطالعه‌ی کتاب «آشتی با خدا» و سپس در حین مطالعه‌ی کتاب «خویشتن پنهان»، معارفِ ارزشمندی نصیب شما می‌شود که البته چنین سؤالاتی نیز به راحتی حلّ خواهد شد. موفق باشید

نمایش چاپی