بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
30757
متن پرسش
سلام علیکم وقت شما بخیر: نظرتان را راجع به متن زیر می‌فرمایید. علی الخصوص آنجایی که گفته شده: عشق به امیر المومنین علیه السلام یک هیبت و سنگینی خاصی داره و قراره از راه عشق به حسین بن علی (علیهما السلام) به ولایت مولا برسیم. چرا عشق و محبت امام حسین (علیه السلام ) راحت و روان اتفاق می افته اما عشق به امیر المومنین (علیه السلام )، یک هیبت و سنگینی خاصی داره و برای عموم مردم اتفاق نمی افته؟ 〰〰〰〰〰〰 پاسخ: ولایت علی ابن ابی طالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی امیر المومنین (علیه السلام) سر چشمه ی علوم و معارفه و زمانی که بخواهی به سرچشمه راه پیدا کنی، باید زحمت بیشتری رو متحمل بشی باید رودخانه رو بگیری بری بالا تا به چشمه برسی، داخل شدن به حرم امن ولایت علی (علیه السلام)، برای خواص هست. اما امام حسین (علیه السلام) همه گیر و فراگیر هست قراره از راه عشق به حسین بن علی علیهما السلام به ولایت مولا (علیه السلام) برسیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده سخن به جایی است. آری! نور حضرت سیدالشهداء «علیه‌السلام» راهی می‌شود تا انسان به اصلِ ولایت و افضل آن که به قول حضرت باقر «علیه‌السلام» مربوط به علی «علیه‌السلام» است؛ برسیم. در آن جا است که تازه متوجه می‌شویم چرا فرمودند: «کُلّنا محمّد». زیرا همه در پرتو نور ولایت محمدی «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» به صحنه آمده‌اند. موفق باشید

28638

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد: این روایتی که مبنی بر نکوهش ساخت ساختمان با ارتفاع بالای هشت ذرع در کتاب کافی آمده، مربوط به زمانه ی فعلی هم می شود؟ یعنی مطلق ارتفاع زیاد در هر شرایطی را نکوهش کرده اند؟ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْفَضْلِ النَّوْفَلِيِّ، عَنْ زِيَادِ بْنِ عَمْرٍو الْجُعْفِيِّ، عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع)، قَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَكَّلَ مَلَكاً بِالْبِنَاءِ يَقُولُ لِمَنْ رَفَعَ سَقْفاً فَوْقَ ثَمَانِيَةِ أَذْرُعٍ أَيْنَ تُرِيدُ يَا فَاسِقُ کافی جلد 6 ص 528 و 529
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بتوان گفت منظور آن است که سقف خانه‌ها بلند باشد، و لذا شامل آپارتمان‌های بلند نشود. با این‌همه همین‌که این بلندی‌ها در زمین آشکار می‌شود، زمین را از طبیعت خود خارج می‌کند. موفق باشید

28155
متن پرسش
سلام استاد گرانقدر: وقت بخیر: ۱. ببخشید طبق دستور آقای نخودکی به امام خمینی یه تعقیباتی بعد از نماز به ایشان گفته بودن که اول آیه الکرسی را بخوان و بعد تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها و بعد سه توحید و سه صلوات و آیات دوم و سوم طلاق. ولی جناب آقای شجاعی در کتاب تزکیه بلافاصله بعد از نماز تاکید بر تسبیحات حضرت زهرا را داشتند. می‌خواستم ببینم اگر اول تسبیحات و بعد آیه الکرسی خوانده شود در آن سیر معنوی که منظور جناب نخودکی فرموده اند تغییری حاصل می شود و باعث می شود که به آن نتیجه که منظور ایشان بوده نرسید یا خیر فرقی نمی‌کند؟ ۲. پیشنهادتان برای تعقیبات نماز چیست با توجه به اینکه هر کدام فضیلت خاصی دارد؟ ۳. آیا ورزش فکری کافی است جهت تربیت قوه وهم و خیال اگر عقاید را بلد باشیم یا برای آن حتما باید از اشعار مولانا کمک گرفت طبق کتاب ادب خیال عقل قلب؟ ۴. از رسالات لقاء لله که نوشته شده کدام یک را معتبر می‌دانید؟ ۵. تفاوت مناجاتی بودن با خراباتی بودن چیست با توجه به جناب ملکی تبریزی و امام خمینی ره؟ برای فهمیدن کامل واجبات و محرمات و مستحبات و مکروهات و مباحات به ترتیب چه کتابهایی بخوانیم؟ حلال کنید استاد طولانی شدن و اسباب زحمت. ان‌شاءلله همواره باقی به بقای ذات الهی باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. فرق نمی‌کند ۲. بستگی به روح و روحیه و ذوق خودتان دارد. ۳. باید معارف را تفصیل داد، ماندن بر اجمال کافی نیست. ۴. رساله‌ی لقاء اللّه آیت اللّه ملکی نکات خوب و ارزنده‌ای دارد. ۵. دو نوع روحیه است، هرکدام در جای خود صفایی دارد. خراباتی، خراب اندر خراب است، دست خودش نیست. ۶. کتاب «مقالات» آیت اللّه شجاعی کارساز است. موفق باشید

26211
متن پرسش
با عرض سلام خدمت شما استاد بزرگوار: دلیل اهمیت زیارت جامعه کبیره چیست و چه آثاری دارد که حضرت سه مرتبه فرموده بودند جامعه جامعه جامعه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: معارف فوق‌العاده‌ای در آن زیارت جلیل‌القدر هست. بنده‌ی بی‌سواد بیش از ۱۰۰ جلسه مفتخر به شرح آن شده‌ام. موفق باشید

25509

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: در خصوص سوال 25502 بخاطر پاسخ حکیمانه شما سپاسگزارم. اما یه نکته را باید عرض کنم اتفاقاً ما به براندازی فکر نمی‌کنیم بلکه به اصلاحات ساختاری فکر می‌کنیم ولو اگر به تبدیل جمهوری اسلامی به جمهوری منتهی شود منتها براندازی اسم دیگر انقلاب است و تاریخ معاصر ایران و جهان ثابت کرده در اکثر مواقع (اگر نگویم همه) ضررش بیشتر از نفعش برای یک ملت است هرچند در نوع خود یک تحولی است که آثار مثبتی در خود دارد ولی درهرحال سیر انتقال قدرت از نیروهای معتدل به تندرو و از تندرو به همان گروهی که مردم علیه‌اش انقلاب کرده بودند اما در لباس جدید نتایج وحشتناکی دارد که امروز نمونه‌اش را در ایران شاهد هستیم. از این رو ما دنبال براندازی نیستیم دنبال اصلاحات ساختاری هستیم که از به‌ رسمیت شناختن مردم و برگزاری انتخابات آزاد می‌گذرد. کافی است حکومت به انتخابات آزاد تن در دهد تا ننگ خیانتی که بر پیشانی شاه خورد بر پیشانی جمهوری اسلامی نخورد در خائن بودن شاه همین بس که چنان راه اصلاح را بست که برای مردم چاره‌ای جز انقلاب نماند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شواهد تاریخی در عصر حاضر، حکایت از آن دارد که مردم رویهمرفته امیدشان از برآورده‌شدنِ وعده‌های فرهنگ مدرنیته قطع شده است و به همین جهت رسانه‌های مدرن دست و پا می‌زنند تا چهره‌های خود را برجسته کنند. ولی فکر می‌کنم اگر در یک شرایط آزاد بدون فریب رسانه‌ای مردم در انتخابات شرکت کنند، حتماً انتخاب آن‌ها انتخاب سالمی است با رجوع به دیندارانِ متفکر و آزاده. موفق باشید

25239
متن پرسش
سلام و وقت بخیر: در مورد فردی که سوال شماره ۲۵۲۱۷ را پرسیده اند، عرض کنم که ایشان از فردی که سوال شماره ۲۵۱۷۴ را پرسیده اند، ایراد گرفته اند. سوال شماره ۲۵۱۷۴ را من پرسیدم. متن پرسش را به هر فرد بالغ و عاقلی نشان بدهیم، خواهد گفت که هیچ بی ادبی در آن نیست. استاد عزیز! متاسفانه برخی ها، از انسان های زندگیشون، بت می سازند. احترام گذاشتن به همه انسانها لازم است، ولی برخی ها آنقدر غرق شخصیتها می شوند، که کوچکترین انتقاد نسبت به آنها را به مثابه توهین و بی ادبی و جسارت و امثالهم تلقی می کنند. این یعنی تندروی و افراطی گری و تعصب بیجا. نتیجه چنین تندروی هایی، فراری دادن افرادی است که به تازگی جذب شده اند، که پیامدهای نامطلوبی دارد. کسی می تواند مطالب فلسفی سختی مثل معرفت نفس و برهان صدیقین را به زبان ساده، در قالب متن و صوت توضیح بدهد که تسلط بسیار بالایی بر آن داشته باشد و خودش آنها را خوب فهمیده باشد. این یعنی آقای طاهرزاده که جای رفیق شفیق یا پدر بنده را دارند، یکی از نوادر عصر حاضر هستند. ولی این دلیل نمیشه من نسبت به چنین فردی، انتقاد نکنم. با کمال تاسف، چنین رویکردی در بین دوستداران مقام معظم رهبری نیز دیده می شود. اگر کسی به رهبری نقد کند، برخی از مردم دوستدار رهبری (که تعصب بیجا دارند)، فورا برچسب های عجیب و غریب مثل ضد ولایت فقیه به او می زنند (در ضمن من خودم معتقد به ولایت مطلقه فقیه هستم و مخلص رهبری ام) که باعث میشه فضای انتقاد از بین برود. آقای طاهرزاده که معصوم نیستند که از انتقاد بی نیاز باشند. پس طرفداران افراطی خواهشا اینقدر با تندروی، فضای نقد را تنگ نکنید. امام علی علیه السلام، هم دافعه داشت هم جاذبه. ولی متاسفانه خیلی از جوانان به اصطلاح انقلابی ما، که مذهبی و حزب اللهی هم هستند، وقتی کوچک ترین انتقادی نسبت به یکی از شخصیت های انقلابی می شود، به جای اینکه با ملاطفت رفتار کنند و جاذبه نشان بدهند، روی خشن خود را نشان می دهند و فورا موضع گیری می کنند. اتفاقا چنین واکنش هایی، به جای اینکه مشکل گشایی کند، مشکل زایی می کند و باعث ایجاد عقده و کینه در فرد مقابل می شود. دوست عزیزی که به من خرده گرفته ای! باید به این نکته توجه داشته باشی که نوشتار، یک متن مرده است و نمی تواند حالت و وضعیت و لحن واقعی گفتار نویسنده را نشان دهد. پس اصلا درست نیست که نسبت به نوشته ها اینقدر خام و کوته نظرانه، موضع گیری تعصبانه نشان بدهید. استاد عزیز! خرده گیری بیجای این دوست عزیز به بنده باعث شد که این درد دل را بنویسم. امثال اینگونه افراد در جامعه کم نیستند. اگر توجه کرده باشید، ما مسلمانان به جای اینکه عمق خصومتان را با آمریکا و اسرائیل و وهابیون نشان دهیم، بیشتر وقتمان را صرف جنگ های لفظی بی نتیجه ای می کنیم که برخاسته از تعصب است! گویی رفیق یا همسایه مان که اتفاقا مسلمان هم هست، چون به فلان دانشمند انتقاد کرده، باید با او از سر خصومت صحبت کنیم! تعصب ریشه در هوای نفس دارد! هوای نفس هم که حقیقتی در خارج ندارد و دروغ محض است! یعنی صرفا به خاطر هیچ، بر همدیگر می پیچیم! آقای طاهرزاده عزیز! به نظر من اگر به فردی غیرمعصوم (هرچند عالم و دانشمند) تعصب داشته باشیم، باعث می شود که ۱۰۰ درصد صحبت هایش را بدون سبک و سنگین کردن، قبول داشته باشیم و حتی اگر ۱ درصد حرف غلط زده باشد، این اجازه را به خود ندهیم که ایرادی بر آن ۱ درصد بگیریم و هر کسی را هم که بخواهد به آن ۱ درصد ایراد بگیرد، متعصبانه سرزنش کنیم. آیا با حرف بنده موافق هستید؟ سوال دیگری که از شما داشتم، این است که اصولا در برخورد با متعصبان و تندروها (مذهبی های تندرو)، چه عکس العملی نشان بدهیم که حکمت آمیزترین عکس العمل باشد؟ خدای بنده نواز و کریم عمرتان را آنقدر طولانی کند که ظهور موفور السرور حضرت ولی عصر (عج) را درک کنید، ان شاءالله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم در انتقاد شما توهینی مطرح بود. تذکری بود دوستانه. از آن طرف هم آن رفیق می‌خواست تذکر بدهد که نباید در این امور، سخت‌گیری و انجماد شود. هر دو قصد خیر داشتید و بحمداللّه در صفای تعلق به اسلام به‌سر می‌برید. دیگر آن‌که ما باید سعی کنیم عمق نیت افراد را بنگریم و با آن‌ها همدلی داشته باشیم. تنها با انسان‌های معاند نباید همدلی داشت. موفق باشید

24747
متن پرسش
سلام: همسرم مدتی به ریاضت های سنگین مشغول بود و به روزه های طولانی در هوای گرم و نمازهای طولانی در شب روی آورده بود. الان بعد از ۱۰ سال زندگی با ایشان که شاهد این ریاضت ها بودم، چند ماهی است که نماز هم نمی خواند و می گوید این ریاضت ها من را نجات نداد و من همان آدم پست قبلیم. و این ها را رها کرد. ایشان مطالعات زیاد از قرآن، تفسیر و سایر کتب علوم دینی هم داشته و با برهان و دلیل زندگی می کند. الان به همه چیز خدا و بهشت و جهنم و رسالت شک کرده، و نماز و روزه را ترک. من چه باید بکنم. با این انسان مرتد زندگی کنم؟ رسما دم از ارتداد می زند. استاد راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این افراد را نباید مرتد به حساب آورد. به هر صورت به جهت تصورات ناقصی که نسبت به دین و عبادات داشته‌اند، به این نوع مشکلات گرفتار شده‌اند. به آن‌ها باید اجازه داد تا این بودن را نیز تجربه کنند و برسند به این‌که آیا زندگیِ با خدابودن، ابدیت آن‌ها را صفا می‌دهد یا آن‌چه که اهل دنیا بدان مشغول هستند؟ موفق باشید

24333

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: با توجه به جواب شما در سوال ۲۴۳۱۹ شما علت انحراف فلسفه غرب در این موضوع را توقف آنها در حس بدون عقل می دانید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه؛ بحث آن مفصل است. در این مورد خوب است که به نگاه کانت نسبت به عالم و آدم توجه شود. موفق باشید

24012
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز طبق توضیحی که فرمودید که علم خداوند به موجودات عین علم او به ذات خودش است، حال چون ذات او عین وجود و عین کمال است از او جز خوبی صادر نمی شود، سوال اینکه علم او به شرور این عالم چگونه است؟ آیا در اینجا می توانیم به داستان ملاقات حضرت موسی (ع) و حضرت خضر (ع) رجوع کنیم، و شرور و شر در عالم را در اصل خیر بدانیم که دارای حکمتی فرای عقل و شرع است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث علم خداوند که در میان باشد علمِ به همه‌ی مخلوقات و نحوه‌ی بودن آن‌ها در میان است. لذا خداوند می‌داند چه موجودی در چه شرایطی می‌تواند شرّ باشد و لذا به ما می‌فرماید: به خدا پناه ببرید «من شرّ ما خلق». موفق باشید

23788

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد صمدی آملی آثار علامه حسن زاده آملی را شرح می دهند می خواستم نظر شما را در رابطه با عظمت علمی ایشان جویا شوم چون بنده خیلی ایشان را نمی شناسم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم در آن حد که ایشان را می‌شناسم انسان فاضلی هستند ولی آن‌طور که بتوانم نظر بدهم،‌ آشنایی ندارم. موفق باشید

23257

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد محترم و بزرگوار: اگر انسان از تنهایی نترسد و از آن لذت ببرد ولی بمحض تاریک شدن هوا و فرا رسیدن شب از تاریکی بترسد دلیلش چیست و آیا این ترس قابل درمان است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال باید قوه‌ی واهمه را تربیت کرد. به نظر می‌آید کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» کمک می‌کند. موفق باشید

22892

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
جناب استاد با عرض سلام و ادب: اینکه گاهی که دلمان می خواهد سخن پروردگار خطاب به خود را بشنویم و با این نیت قرآن را باز کنیم و بخوانیم کار درستی است؟ و اگر هست اولین آیه ملاک باید باشد یا کل صفحه؟ و در مورد معنا آنچه از ترجمه بسته به شرایط خودمان دریافت می کنیم کافی است یا باید به تفسیر آیات مراجعه کرد؟ (مثلا در یک حالت پریشانی از خدا بخواهیم به ما آرامش بدهد و قرآن را باز کنیم)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این احتمال را بدهید که هم آیه‌ی اول و هم آن صفحه‌ی قرآن پیام خدا را به شما إلقاء کند. إن‌شاءاللّه می‌توانید با نظر به همان ترجمه‌ها آن پیام را بگیرید. موفق باشید

22773

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض تشکر خدمت شما: مضمون یکی از سخنرانی های شما اشاره به این نکته داشت که هر کس می میرد قیامت خود را می بیند یعنی حوادثی که در قرآن وعده داده شده که در قیامت رخ خواهد داد را به محض ترک دنیا برای خود به عینه واقع می شود حال سوال من اینست که آیا برداشت من از این موضوع صحیح است و اطلاعات کاملتر رو از کدام یک از سخنرانی های شما جهت ارائه و استناد به دیگران باید بگیرم. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در روایت داریم: «من مات قامت قیامته» هرکس بمیرد، قیامتش برپا می‌شود، که البته بحث آن مفصل است. خوب است در این مورد به کتاب «معاد» که بر روی سایت هست مراجعه فرمایید. موفق باشید

21649
متن پرسش
سلام علیکم: خدا قوت. اسماء جمال هم جزء اسماء حسنای الهی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً این‌طور است. این شکوه الهی است که در اسم «جلال» در صحنه می‌ماند. موفق باشید

20262
متن پرسش
سلام علیکم: استاد فکر کنم متوجه منظورم در سوال ۲۰۲۵۱ نشدید. ببینید؛ اتحاد عالم و معلوم در علم به خود مشخص است چون هم عالم خودم هستم هم معلوم خودم هستم، پس در واقع عالم همان معلوم است. ولی در علم به احساسات و تصورات خود، عالم خودم هستم ولی معلوم که احساس من است خودم نیستم بلکه فرع بر وجود من است. در اینجا عالم و معلوم یکی نیستند بلکه معلوم صفتی است برای عالم. تشکر. ببخشید وقتتان را می گیرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توجه داشته باشید که در علمِ به احساسات هم، احساسات جزء علم انسان می‌شود و علمِ به خود همان علم به احساسات و تصورات خود است. زیرا در مجردات، عارض و معروض و وصف و موصوف همه در مقام اتحاد هستند. موفق باشید

19908
متن پرسش
سلام استاد: این سوال رو پرسیده بودم ولی نتونستم منظورم رو از سوال خوب ارائه بدم. در بحث حرکت جوهری تحلیل عقلی اینطوریه که وجود عرض، وابسته به وجود جوهره و وجود جوهر وابسته به مرتبه بالاتره و‌ همینطور میره تا برسه به واجب‌الوجود؟ بحثم توی تبدیل قوه به فعل نیست، سوال کلی از تحلیل عقلی مراتب وجود و سلسله وابستگی اون‌هاست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در موضوع مراتب وجود بحث حرکت جوهری و اساساً بحث جوهر و عرض که مربوط به عالَم ماده است، معنا ندارد. آری! در سلسله‌ی مراتب وجود، به وجودِ مطلق می‌رسیم. موفق باشید

18059
متن پرسش
کندن انسان از تعلق توسط عزراییل فقط برای مردن است یا در هنگام حیات ایشان ظهور این ویژگی هم است؟ یعنی در زمان حیات می توانیم به ایشان متوسل شویم تا قلب ما را از تعلقات بگیرند بدون اینکه جان ما را بگیرند و نمیریم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! هرگونه قبض و گرفتنِ تعلقی از امور دنیا به نور حضرت عزائیل«علیه‌السلام» است که به جهت حقیقت مجردی که دارند، در همه‌ی عوالم حاضرند بدون آن‌که عالم ماده و پدیده‌های آن مانع حضور ایشان باشد. موفق باشید

8179
متن پرسش
سلام در جریان حضرت موسی وخضر سوالی داشتم مگر میشود حکم خدا در آن واحد هم حرام باشد و هم جایز این دوگانگی چگونه قابل حل است
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: هرگز نمی‌شود حکم خدا در آن واحد و در یک ساحت هم جایز باشد و هم حرام، اما می‌شود هرکس بر اساس وظیفه‌ی خود عمل کند. حکم خدا در مورد معیوب‌کردن کشتی و یا قتل آن جوان همان بود که حضرت خضر«علیه‌السلام» عمل کردند و بعد هم علت آن را روشن نمودند ولی وظیفه‌ی شرعی حضرت موسی«علیه‌السلام» آن بود که به حضرت خضر بگویند چرا چنین کردی؟ چون از باطن قضیه آگاه نبودند و وقتی حضرت خضر«علیه‌السلام» موضوع را روشن نمودند حضرت موسی«علیه‌السلام» قانع شدند. موفق باشید
6707

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام به محضراستاد عزیز خواستم استاد نظرشان را راجع به آقای حاج منصورارضی ازمداحان اهل بیت بفرمایند راستیش من به ایشان علاقه زیادی دارم وصدای ایشان دربین مداحان اهل بیت ازسوزخاصی برخورداراست ولی بعضی ها ازاینکه ایشان بعضا درمجالس اهل بیت مواضع سیاسی اتخاذ می کنند ازایشان دلخوراند خواستم نظر شمارا راجع به این موضوع که اصولا مداحان به عنوان بخشی ازجامعه دینی ومذهی ما می توانند موضع سیاسی داشته باشند یانه؟ ضمن اینکه حضرت امام فرموده بودند که ما ملت گریه سیاسی هستیم خواستم نظر استاد را راجعه به این موضوع بدانم البته دوست دارم استا درمورد شخص حاج منصور هم مطلبی ویا توصیه ای دارند بفرمایند خواستم بدونم اینکه میفرمایند آیت الله بهجت درمورد حاج منصورارضی فرمودند "به ایشان نگید ارضی بگید عرشی "صحت داره یا نه
متن پاسخ
جواب 6569 (مربوطبه حاج منصورارضی )بصورت ایمیل ارسال شد.
30045
متن پرسش
سلام استاد: آقا یه سوالی. میگم ما هم میریم اون دنیا این قد تحویلمون میگیرن یا نه؟ ظن ام اینه که قاعدتا نباید وحشتناک باشه. آخه ببینید بچه کوچیک که از یه دنیای قبلیش میاد اینجا چقد تحویلش میگیرن. چرا نباید فکر کنم که ما هم رفتیم اون دنیا خوب تحویلمون بگیرن؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا تحویل‌مان نگیرند؟!! مگر آن‌که در دنیا به جای رشد صفات انسانی، صفات حیوانی به خود بگیریم. به همین جهت در روایت از ائمه «علیهم‌السلام» داریم اگر شما انسان محشور شوید، ما شفاعت‌تان می‌کنیم. آیا اگر انسانی میمونی بزاید کسی آن میمون را تحویل می‌گیرد؟ موفق باشید

29620

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: این حرف سید جمال که گفته رفتم در غرب اسلام دیدم و مسلمان ندیدم و آمدم در شرق مسلمان دیدم و اسلام ندیدم تا چه حد درست است؟ خیلی ها از این جمله این استفاده را می‌کنند که کار اروپایی ها اسلام واقعی است و ما باید مثل اروپایی ها شویم. حتی آیت الله جوادی هم این جمله سید جمال را در سخنرانی خود می‌فرماید و از کار مسلمانان گله می‌کنند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سید جمال اگر چنین سخنی را گفته است، نظر به نظمی دارد که در آن زمان در غرب در صحنه بوده است، وگرنه هرگز منظور او غفلت از برتری قرآن نسبت به سایر ادیان و سایر فرهنگ‌ها نیست. البته اگر در این زمانه بود همان حرف را هم نمی زد. موفق باشید

28810

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب و عرض تسلیت: بنده در مورد حضور اجتماعی و حضور در فضای مجازی اینطور یادداشت کرده ام، یعنی به جمع بندی رسیده ام، می‌خواستم بدانم آیا همین گونه است؟ و نظرتان چیست در مورد این جمع بندی: در زندگی غربی چنانچه در کتب برخی از اصحاب قلم ایشان پیداست، حضور اجتماعی پررنگ اغلب برای کنار زدن اغیار است و مطرح کردن خود، که ریشه کتابهای سبکِ موفقیت را هم چنین تفکری قرار داده اند که اگر می‌خواهی موفق شوی باید خودت را مطرح کنی! اما در زندگی توحیدی، حضور در فضای اجتماعی، برای مطرح کردنِ غیر است (توجه به کمالات وجودی افراد)، و مطرح کردن غیر در اینجا یعنی ظهور حق در زندگی... . دقیقا به همین علت است که حضرت مولا الموحدین امیرالمومنین (ع)، با اینکه با افرادی بر خورد می‌کنند که از ایشان می خواهند تعداد موهای سرشان را بگوید!!! باز هم با اشتیاق میان آنها ظاهر می‌شوند، و حرصِ از دست دادن آرامش خود را در این فضا ندارند... . با توجه به همین معنا، هرچه معنویت دور از اجتماع و فضای مردمی باشد، به همان مقدار به کج روی افتاده و گمان می‌کند متحیّر در حق شده است، ولی گویا در درونِ این تحیّر، یک نحوه تحیّر در خود پنهان است. التماس دعا یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضور در تاریخ توحیدی حتی در فضای مجازی یعنی به نمایش‌‌درآوردنِ اراده‌ی الهی. مثل حضور اصحاب امام حسین «علیه‌السلام» در کربلا برای به ظهورآوردن شخصیت قدسی آن حضرت. موفق باشید

28646
متن پرسش
استاد اگر بخواهید به پررنگ ترین و عمده ترین آسیب فرهنگی حال حاضر اشاره کنید به چه موردی اشاره خواهید کرد؟ این پرسش برای انتخاب راهبرد جمعی از دانشجویان و فعالان فرهنگی مطرح شده. با توجه به پاسخ شما این مسئله را آسیب شناسی و ان شاءلله در صدد ارائه راه حل خواهیم بود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده مشکل امروز فرهنگیِ ما نداشتن گشودگی نسبت به همدیگر در عین حفظ اصول است. در این رابطه بعضی از یادداشت‌هایی در رابطه با بحثی که بناست در مورد محرم داشته باشم را ذیلاً خدمتتان ارسال می‌دارم. موفق باشید

از آن‌جایی که حضرت محمد (ص) غم ملتی را می‌خوردند که در زمان جاهلیت کینه و دشمنی سراسر وجودشان را فرا گرفته بود و این حالت در سراسر جهان حاکم بود و خداوند به حکم ربوبیت‌اش خواست بشریت را هدایت کند و رجوع به حقیقت را به جای دشمنی و کینه بنشاند تا انسان‌ها متوجه‌ی گوهر وجودی خود شوند و به همدیگر محبت بورزند؛ حضرت محمد (ص) را به پیامبری برگزید و با اسلام‌آوردنِ مردم جزیرة العرب صمیمیت و محبت سراسر وجود مردم را فرا گرفت ولی متأسفانه با رحلت رسول خدا (ص) آرام‌آرام آن صمیمیت‌ها و ایثارها رفت و با حاکمیت بنی‌امیه کینه‌ها و دشمنی در جامعه‌ی اسلامی به اوج خود رسید. در این‌جا بود که اصحاب رسول خدا (ص) به‌خصوص اهل‌البیت آن حضرت (ع) به فکر چاره بودند که چگونه تاریخ اسلام را به بستر اصلی خود برگردانند و در رابطه با صمیمتِ از دست‌رفته و بازجُستِ سعه‌ی صدر گمشده، مطالب زیر تقدیم می‌گردد:

۱. در کربلا دو جبهه در مقابل یگدیگر ایستاده‌اند که هر دو خود را مسلمان می‌دانند با این تفاوت که یک جبهه غیر از فهم خود از اسلام، هر فهم دیگری را به شدت نفی و تکفیر می‌کند و تنها فهم خود از اسلام را حق می‌داند و آن جبهه‌ای است به فرماندهیِ عمر سعد، یعنی امام جماعت مردم کوفه. و جبهه‌ی دیگر جبهه‌ای است که غم گمراهیِ مخالفان را می‌خورد و تلاش دارد آن‌ها را متذکر انحراف‌شان بکند، و آن جبهه‌ای است به فرماندهی حضرت امام حسین «علیه‌السلام» فرزند پیامبر خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله».

۲. جبهه‌ی عمر سعد تحمل غیر خود را ندارد و تنها فهمِ خود از اسلام را اسلام می‌داند و جبهه‌ی امام حسین «علیه السلام» غیرِ خود را با همه‌ی افراط‌کاری‌هایش، فریب‌خورده می‌داند و معتقد است با نظر به سعه‌ی اسلام، امید آن است که آن‌ها اصلاح شوند، هرچند تأییدشان نمی‌کند، ولی تا آن‌جا که ممکن است آن‌ها را تحمل می‌نمایند.

۳. جبهه‌ی عمر سعد گمان دارد حقیقتاً بر حقّ است و بر حقّ دارد تأکید می‌کند، در آن حدّ که حضرت سجاد «علیه‌السلام» در این رابطه می‌فرمایند: سی هزار نفر در كربلا جمع شدند «وَ كُلٌّ یَتَقَرَّبونَ اِلَی اللّهِ بِدَمِهِ» و همه به قصد قربت، فرزند پیغمبر را كشتند. و یا خود عمر سعد به لشگر خود می‌گوید: «یا خَیْلَ اللّهِ ارْكَبی وَ بِالْجَنَّةِ اَبْشِری» ای لشگر خدا قیام كنید، بشارت باد شما را به بهشت. یا در مورد عبداللّه جویره داریم؛ روز عاشورا، امام حسین«علیه‌السلام» را صدا زد. امام فرمودند: «چه می‌گویی؟ گفت: «تو را به آتش جهنم بشارت می‌دهم». امام فرمودند: «من نزد پروردگاری آمرزنده و شفیعی بزرگ، و از خیری به سوی خیری دیگر خواهم رفت. تو کیستی؟ گفت: «من ابن جویره هستم. امام دست به سوی آسمان بلند کردند و عرضه داشتند: «خداوندا! او را به آتش دوزخ بیفکن.» ابن جویره خشمگین شد و به سوی امام حمله‌ور شد. اما پایش در رکاب اسب لغزید و از اسب آویزان شد. اسب فرار می‌کرد و سر جویره به سنگ‌ها و خارهایِ بیابان می‌خورد. طولی نکشید که بدنش تکه پاره شد و به درک واصل گشت. (بحار الانوار، ج ۴۴، ص ۱۸۷.)

همه‌ی موارد فوق حکایت از آن دارد که این افراد خود را دین‌دار می‌دانسته‌اند و به پشتوانه‌ی عقایدشان به چنین جنایتی دست زدند.

۴. تفاوت اصلی دو جبهه‌ی مذکور در تفاوت رجوع آن‌ها به خداوند بود که یک جبهه نظر به حقیقت دارد و در دل آن حقیقت عبادات را وسیله‌ی اُنس بیشتر با خدا می‌یابد و جبهه‌ی دیگر، اسلام را در همان ظاهر خلاصه کرده و نهایتش به باورهای ذهنی خود راضی است.

26418

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد جان: ۱. در مورد اذکار برای حیات قلب پرسیدم. فرمودید کتاب صلوات شما را مطالعه کنم. از طرفی در کتاب فعلیت& شما می فرمایید امام فرموده دل را عادت به ذکر لا اله الا اِلله بدین تا صورت اخیر نفس شود حالا به نتیجه نرسیدم که کدام ذکر را برای ذکر غالب ام انتخاب کنم که قلبم بیشتر در صحنه باشد و دائم الحضور؟ ۲. نظرتون در مورد ذکر «یا حی یا قیوم» یا من لا اله الا انت» که علامه حسن زاده اکثار آن رو موجب حیات قلب می دونه؟ ۳. آیا صلوات از اذکار دیگر جامع تر است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. اگر با کتاب «صلوات» مأنوس شوید به آن نتیجه که دنبال می‌کنید إن‌شاءاللّه می‌رسید. ۲. بسیار عالی است. ۳. آری! ولی نفیِ بقیه‌ی اذکار نمی‌کند. موفق باشید

25442

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: با عرض ادب و آرزوی توفیق؛ بصورت مختصر و مفید در جواب به افرادی که معتقد به نسبی بودن حقیقت هستند و به همین سبب رو به تکثرگرایی یا پلورالیسم آورده اند، چه جوابی باید داد و اگر لطف فرمایید مقاله یا کتاب مرتبطی در این باب معرفی فرمایید. با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جزوه‌ی «کلام جدید» که بر روی سایت هست ابعاد مختلف موضوع را بررسی کرده است. موفق باشید

نمایش چاپی