باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده سخن به جایی است. آری! نور حضرت سیدالشهداء «علیهالسلام» راهی میشود تا انسان به اصلِ ولایت و افضل آن که به قول حضرت باقر «علیهالسلام» مربوط به علی «علیهالسلام» است؛ برسیم. در آن جا است که تازه متوجه میشویم چرا فرمودند: «کُلّنا محمّد». زیرا همه در پرتو نور ولایت محمدی «صلواتاللهعلیهوآله» به صحنه آمدهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بتوان گفت منظور آن است که سقف خانهها بلند باشد، و لذا شامل آپارتمانهای بلند نشود. با اینهمه همینکه این بلندیها در زمین آشکار میشود، زمین را از طبیعت خود خارج میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. فرق نمیکند ۲. بستگی به روح و روحیه و ذوق خودتان دارد. ۳. باید معارف را تفصیل داد، ماندن بر اجمال کافی نیست. ۴. رسالهی لقاء اللّه آیت اللّه ملکی نکات خوب و ارزندهای دارد. ۵. دو نوع روحیه است، هرکدام در جای خود صفایی دارد. خراباتی، خراب اندر خراب است، دست خودش نیست. ۶. کتاب «مقالات» آیت اللّه شجاعی کارساز است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: معارف فوقالعادهای در آن زیارت جلیلالقدر هست. بندهی بیسواد بیش از ۱۰۰ جلسه مفتخر به شرح آن شدهام. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شواهد تاریخی در عصر حاضر، حکایت از آن دارد که مردم رویهمرفته امیدشان از برآوردهشدنِ وعدههای فرهنگ مدرنیته قطع شده است و به همین جهت رسانههای مدرن دست و پا میزنند تا چهرههای خود را برجسته کنند. ولی فکر میکنم اگر در یک شرایط آزاد بدون فریب رسانهای مردم در انتخابات شرکت کنند، حتماً انتخاب آنها انتخاب سالمی است با رجوع به دیندارانِ متفکر و آزاده. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمیکنم در انتقاد شما توهینی مطرح بود. تذکری بود دوستانه. از آن طرف هم آن رفیق میخواست تذکر بدهد که نباید در این امور، سختگیری و انجماد شود. هر دو قصد خیر داشتید و بحمداللّه در صفای تعلق به اسلام بهسر میبرید. دیگر آنکه ما باید سعی کنیم عمق نیت افراد را بنگریم و با آنها همدلی داشته باشیم. تنها با انسانهای معاند نباید همدلی داشت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این افراد را نباید مرتد به حساب آورد. به هر صورت به جهت تصورات ناقصی که نسبت به دین و عبادات داشتهاند، به این نوع مشکلات گرفتار شدهاند. به آنها باید اجازه داد تا این بودن را نیز تجربه کنند و برسند به اینکه آیا زندگیِ با خدابودن، ابدیت آنها را صفا میدهد یا آنچه که اهل دنیا بدان مشغول هستند؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نه؛ بحث آن مفصل است. در این مورد خوب است که به نگاه کانت نسبت به عالم و آدم توجه شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث علم خداوند که در میان باشد علمِ به همهی مخلوقات و نحوهی بودن آنها در میان است. لذا خداوند میداند چه موجودی در چه شرایطی میتواند شرّ باشد و لذا به ما میفرماید: به خدا پناه ببرید «من شرّ ما خلق». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم در آن حد که ایشان را میشناسم انسان فاضلی هستند ولی آنطور که بتوانم نظر بدهم، آشنایی ندارم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال باید قوهی واهمه را تربیت کرد. به نظر میآید کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» کمک میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این احتمال را بدهید که هم آیهی اول و هم آن صفحهی قرآن پیام خدا را به شما إلقاء کند. إنشاءاللّه میتوانید با نظر به همان ترجمهها آن پیام را بگیرید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در روایت داریم: «من مات قامت قیامته» هرکس بمیرد، قیامتش برپا میشود، که البته بحث آن مفصل است. خوب است در این مورد به کتاب «معاد» که بر روی سایت هست مراجعه فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً اینطور است. این شکوه الهی است که در اسم «جلال» در صحنه میماند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: توجه داشته باشید که در علمِ به احساسات هم، احساسات جزء علم انسان میشود و علمِ به خود همان علم به احساسات و تصورات خود است. زیرا در مجردات، عارض و معروض و وصف و موصوف همه در مقام اتحاد هستند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در موضوع مراتب وجود بحث حرکت جوهری و اساساً بحث جوهر و عرض که مربوط به عالَم ماده است، معنا ندارد. آری! در سلسلهی مراتب وجود، به وجودِ مطلق میرسیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! هرگونه قبض و گرفتنِ تعلقی از امور دنیا به نور حضرت عزائیل«علیهالسلام» است که به جهت حقیقت مجردی که دارند، در همهی عوالم حاضرند بدون آنکه عالم ماده و پدیدههای آن مانع حضور ایشان باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا تحویلمان نگیرند؟!! مگر آنکه در دنیا به جای رشد صفات انسانی، صفات حیوانی به خود بگیریم. به همین جهت در روایت از ائمه «علیهمالسلام» داریم اگر شما انسان محشور شوید، ما شفاعتتان میکنیم. آیا اگر انسانی میمونی بزاید کسی آن میمون را تحویل میگیرد؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: سید جمال اگر چنین سخنی را گفته است، نظر به نظمی دارد که در آن زمان در غرب در صحنه بوده است، وگرنه هرگز منظور او غفلت از برتری قرآن نسبت به سایر ادیان و سایر فرهنگها نیست. البته اگر در این زمانه بود همان حرف را هم نمی زد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضور در تاریخ توحیدی حتی در فضای مجازی یعنی به نمایشدرآوردنِ ارادهی الهی. مثل حضور اصحاب امام حسین «علیهالسلام» در کربلا برای به ظهورآوردن شخصیت قدسی آن حضرت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده مشکل امروز فرهنگیِ ما نداشتن گشودگی نسبت به همدیگر در عین حفظ اصول است. در این رابطه بعضی از یادداشتهایی در رابطه با بحثی که بناست در مورد محرم داشته باشم را ذیلاً خدمتتان ارسال میدارم. موفق باشید
از آنجایی که حضرت محمد (ص) غم ملتی را میخوردند که در زمان جاهلیت کینه و دشمنی سراسر وجودشان را فرا گرفته بود و این حالت در سراسر جهان حاکم بود و خداوند به حکم ربوبیتاش خواست بشریت را هدایت کند و رجوع به حقیقت را به جای دشمنی و کینه بنشاند تا انسانها متوجهی گوهر وجودی خود شوند و به همدیگر محبت بورزند؛ حضرت محمد (ص) را به پیامبری برگزید و با اسلامآوردنِ مردم جزیرة العرب صمیمیت و محبت سراسر وجود مردم را فرا گرفت ولی متأسفانه با رحلت رسول خدا (ص) آرامآرام آن صمیمیتها و ایثارها رفت و با حاکمیت بنیامیه کینهها و دشمنی در جامعهی اسلامی به اوج خود رسید. در اینجا بود که اصحاب رسول خدا (ص) بهخصوص اهلالبیت آن حضرت (ع) به فکر چاره بودند که چگونه تاریخ اسلام را به بستر اصلی خود برگردانند و در رابطه با صمیمتِ از دسترفته و بازجُستِ سعهی صدر گمشده، مطالب زیر تقدیم میگردد:
۱. در کربلا دو جبهه در مقابل یگدیگر ایستادهاند که هر دو خود را مسلمان میدانند با این تفاوت که یک جبهه غیر از فهم خود از اسلام، هر فهم دیگری را به شدت نفی و تکفیر میکند و تنها فهم خود از اسلام را حق میداند و آن جبههای است به فرماندهیِ عمر سعد، یعنی امام جماعت مردم کوفه. و جبههی دیگر جبههای است که غم گمراهیِ مخالفان را میخورد و تلاش دارد آنها را متذکر انحرافشان بکند، و آن جبههای است به فرماندهی حضرت امام حسین «علیهالسلام» فرزند پیامبر خدا«صلواتاللّهعلیهوآله».
۲. جبههی عمر سعد تحمل غیر خود را ندارد و تنها فهمِ خود از اسلام را اسلام میداند و جبههی امام حسین «علیه السلام» غیرِ خود را با همهی افراطکاریهایش، فریبخورده میداند و معتقد است با نظر به سعهی اسلام، امید آن است که آنها اصلاح شوند، هرچند تأییدشان نمیکند، ولی تا آنجا که ممکن است آنها را تحمل مینمایند.
۳. جبههی عمر سعد گمان دارد حقیقتاً بر حقّ است و بر حقّ دارد تأکید میکند، در آن حدّ که حضرت سجاد «علیهالسلام» در این رابطه میفرمایند: سی هزار نفر در كربلا جمع شدند «وَ كُلٌّ یَتَقَرَّبونَ اِلَی اللّهِ بِدَمِهِ» و همه به قصد قربت، فرزند پیغمبر را كشتند. و یا خود عمر سعد به لشگر خود میگوید: «یا خَیْلَ اللّهِ ارْكَبی وَ بِالْجَنَّةِ اَبْشِری» ای لشگر خدا قیام كنید، بشارت باد شما را به بهشت. یا در مورد عبداللّه جویره داریم؛ روز عاشورا، امام حسین«علیهالسلام» را صدا زد. امام فرمودند: «چه میگویی؟ گفت: «تو را به آتش جهنم بشارت میدهم». امام فرمودند: «من نزد پروردگاری آمرزنده و شفیعی بزرگ، و از خیری به سوی خیری دیگر خواهم رفت. تو کیستی؟ گفت: «من ابن جویره هستم. امام دست به سوی آسمان بلند کردند و عرضه داشتند: «خداوندا! او را به آتش دوزخ بیفکن.» ابن جویره خشمگین شد و به سوی امام حملهور شد. اما پایش در رکاب اسب لغزید و از اسب آویزان شد. اسب فرار میکرد و سر جویره به سنگها و خارهایِ بیابان میخورد. طولی نکشید که بدنش تکه پاره شد و به درک واصل گشت. (بحار الانوار، ج ۴۴، ص ۱۸۷.)
همهی موارد فوق حکایت از آن دارد که این افراد خود را دیندار میدانستهاند و به پشتوانهی عقایدشان به چنین جنایتی دست زدند.
۴. تفاوت اصلی دو جبههی مذکور در تفاوت رجوع آنها به خداوند بود که یک جبهه نظر به حقیقت دارد و در دل آن حقیقت عبادات را وسیلهی اُنس بیشتر با خدا مییابد و جبههی دیگر، اسلام را در همان ظاهر خلاصه کرده و نهایتش به باورهای ذهنی خود راضی است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. اگر با کتاب «صلوات» مأنوس شوید به آن نتیجه که دنبال میکنید إنشاءاللّه میرسید. ۲. بسیار عالی است. ۳. آری! ولی نفیِ بقیهی اذکار نمیکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جزوهی «کلام جدید» که بر روی سایت هست ابعاد مختلف موضوع را بررسی کرده است. موفق باشید
