با سلام و احترام و ارادت خدمت استاد عزیز: یک بحث مهم: همچنان که استحضار دارید عالمان و عارفان متعددی داشتیم و داریم (در همین عصر) که در زمان نونهالی و نوجوانی معنویت چشم گیری داشتند!!! سئوالی که مطرح می شود این است که نوجوان و جوان امروزی به سختی و دشواری می تواند این معنویاتی را که عالمان و عارفان در زمان نوجوانی و جوانی داشتند، داشته باشند، چند سئوال: 1. به نظر حضرتعالی علل این تفاوت در چیست؟ 2. روح مدرنیته و عالم غربی که در قیاس با 40 سال پیش تشدید شده چقدر می تواند در سلوک معنوی جوان امروزی دخیل باشد؟ 3. به نظر حضرتعالی چه عواملی می تواند یک نونهال 13 ساله یا نوجوان 17 ساله که به اقتضاء سن خویش در معرض توهمات و عدم بلوغ هست دارای مراتب معنوی باشد و به تهذیب نفس بپردازد مثل آیت الله بهجت (ره)؟ 4. آیا انتخابی قبل از ورود به عالم ماده داشتیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم انتخابهایی از قبل داشتهایم ولی همان روحیهی انتخابگری همچنان برای انتخاب راههای دیگر در نزد ما است. بنده در همهی جواب شما، یک آوینی را در آستین دارم که نشان دهم؛ چگونه فهمید؟ چه چیزی را ببیند؟ و در کدام جاده قدم زند؟ راهِ گشودهی جوانان ما، شهید آوینی است با آن اشارتهای آسمانیاش. با تمام وجود باید خود را در او بیابیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: متوجه باشید آزار و اذیت او، حتماً منفعتی برای شما دارد. لذا غضب و کینه نسبت به او در میان نمیآید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کار بسیار بیخود و بیثمر و غیر مفیدی خواهد بود. آدمِ حسابی! مگر اولیای الهی را گم کردهای؟!! کوچکترین آنها مثل علیاصغر«علیهالسلام» غوغاها میکنند و گشایشهایی در مقابل ما باز مینمایند. امتحان کن! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: زیرا این مسیر، مسیر اولیای الهی نیست و خداوند خواسته است امور، به صورت عادی جلو رود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه! مگر در همان حال، احساسِ وسعت نمیکنید، مثل وسعت ملائکهای که در مقام تجرد دارند؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با همهی این احوال اولاً: خدای کریم به دنبال بهانه است تا لطفش را از ما دریغ ندارد. ثانیاً: بالاخره ما در حدّ تواناییهای خود وظیفه هایی نسبت به همدیگر داریم و هراندازه در این امر، درست عمل کنیم، نتیجهی آن برای ما و جامعه ظهور خواهد کرد. گفت: «ره چنان رو که رهروان رفتند». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض بنده این است که این کارها کارهای بیثمری است و در نهایت انسان را با ناکامی روبهرو میکند. به همین جهت مباحث معرفت نفس که هزاران اسرارِ معنوی در مقابل انسان میگشاید را توصیه میکنم. در مورد ناکامیهای این امر کتاب «سفینةالصادقین» نکاتی دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: دعای فوقالعاده ارزشمندی است و انسان را با خدا مأنوس میکند. از دعاهایی است که هرکس می تواند بهرهی خود را ببرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: «ولیّ امر»ِ مسلمین به معنی مطلق کلمه، حضرت ولیّ عصر «عجلاللّهتعالیفرجه» هستند و به نیابت آن حضرت میتوان به رهبر انقلاب نیز چنین عنوانی را اطلاق کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به قول غزالی:
ما جامه نمازي به سر خم كرديم بر خاك خرابات تيمّم كرديم
شايد به در ميكده ها دريابيم آن عمر كه در مدرسهها گم كرديم
به نظر بنده این انقلاب موجب میشود تا قصهی ما آن گردد که بگوییم:
ای بخت سعید من، ای وعد و وعید من ای روی تو عید من از مات سلام الله
هم اسعد و مسعودی، هم مقصد و مقصودی هم احمد و محمودی از مات سلام الله
هم جان جهانی تو، هم گنج نهانی تو هم اَمن و امانی تو، از مات سلام الله
چون یافتمت جانا، بشناختمت جانا جان باختمت جانا از مات سلام الله
امروز مراقبهای که ما را به خدا میرساند، نزدیکی به روحی است که با انقلاب اسلامی در این تاریخ ظهور کرده. آری! خدا را باید در مظاهر دید و مظهر ظهور خدا امروز در آن چیزی است که آینهی انقلاب اسلامی به نمایش گذاشته است. حتماً شنیدهاید که سالکانِ دلداده، نیمهشبان اشکها میریزند زیرا به نحوی با خدای محبوب خود روبهرو میشوند و در این تاریخ آن نیمهشبها در نیمههای روز و در جمال تاریخی ظهور میکند که شهدا و امام شهدا و نایب امام به صحنه آوردهاند. مراقب باشید تاریخی که در آن انقلاب ظهور کرده است را گم نکنید وگرنه خدایی را گم کردهاید که میتوان با او اُنس گرفت. تجربهی حقیقت در بستر نظر به سیرهی انسانهایی ممکن است که عارف به زمانهی خود باشند به همان معنایی که گفت:
در خدا گم شو وصال این است و بس گمشدن گم کن کمال این است و بس
اگر بناست با قصهی «تعرف الأشیاء باضدادها» به موضوعات نگاه کنیم، آیا دشمنیِ خبیثترین و بیخداترین انسانهای عالَم با انقلاب اسلامی حجت بالغهای نیست که شیاطین عالَم با تمام وجود متوجهی گوهر انقلاب اسلامی شدهاند و به کفرِ نسبت به آن کمر بستهاند؟! و ما باید انقلاب اسلامی را همانطور که شیطان میبیند، ببینیم ولی به جایِ کفرِ بدان، ایمانِ به آن را پیشه کنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در جریان نیستم. ولی مگر مشکل ما امروز، این حرفهاست؟ در تاریخی که دشمنان اسلام هزاران شبهه مطرح کردهاند که تنها باید با استدلالهای عقلی و فلسفی در مقابل آنها ایستاد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به مقدماتی که باید مطرح شود این موضوع را باید با حوصله در کتاب «خویشتن پنهان» دنبال کنید، سری هم به آرشیو پرسش و پاسخ سایت در قسمت آرشیو بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان با رعایت حلال و حرام الهی به نحوهای به نور عصمت نزدیک میشود و یکنوع همسنخی در جانِ خود با امامان معصوم پیدا میکند و این، مقصد اصلی است. حال در این مسیر هرچه پیش آید، همان خوب است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در آنجا بحث بر سر آن است که نمیتوان گفت هرکس هر عقیدهای میتواند داشته باشد و آن را حق دانست. زیرا عقیده باید بر اساس برهان باشد. ولی راه برخورد با هر عقیدهای تا وقتی که مضر به حالِ فرد یا جامعه نباشد، به عهدهی خود افراد است و آزادند که آن عقیده را داشته باشند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: کار قوهی واهمه آن است که صورتها را معنا و معناها را صورت میدهد. ولی وهمِ اخلاقی کارش صورتسازیهای دروغین است. مثل آنکه ثروت را عامل سعادت میداند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب خوبی است بهخصوص اگر با شرح جناب آقای دکتر ربانی که در کانال «ندای اندیشه» (@nedayeandishe) هست، آن را دنبال کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر طرف نسبت به رهبر مسئله دارد، احتمالاً سلامت زندگی به خطر میافتد. این حالت، بدتر از آن است که کسی نسبت به رهبر بیتفاوت باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این زندگیِ بدی است. چرا باید نیازهای دنیایی آدم این اندازه زیاد باشد که مجبور باشد برای رفع آن نیازها، این اندازه کار کند؟! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه خواندهاید سخن علامه حسنزاده نیست و جناب علامه آن را ترجمه کردهاند و اکثر علماء با این سخن محیالدین مخالفاند از جمله آیتاللّه جوادی معتقدند: «مسئلهی ابدیت عذاب بدون شناخت انسان میسر نیست و اگر انسان یک گوهر داشته باشد آن وقت میتوان بحث کرد آیا این عوارض در جهنم عارض بر جان انسان شده یا همسنخ انسان است و اگر همسنخ انسان است دیگر عذاب نیست و اگر همسنخ انسان نیست ابدی نیست. ولی وقتی انسان دارای یک گوهر نبود و دارای فطرت و طبیعت بود موضوع متفاوت میشود بدین معنا که فطرت او آنچه را طبع او به عنوان ملکاتِ خلاف شریعت در خود نهادینه کرده است نمیپذیرد و همواره این تضاد که مسخر به انواع عذابهای رنجآور میشود در چنین انسانی باقی است» البته بحث آن مفصل است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً این از اسرار الهی است. تنها میتوانیم به حکم وظیفهی دینی خود عمل کنیم تا خداوند راه حق را در مقابل ما بگشاید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما فعلاً با همین نهادهای آموزشی روبهروئیم. لذا باید با خودآگاهی نسبت به این نقصها سعی کنیم در همین بسترها بشری تربیت شود تا به مرور هدف اصلی آموزش در نظام اسلامی شکل گیرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک موضوع وجودی و وجدانی است و تعریفبردار نیست، بلکه انسان باید آن را احساس کند. مباحث شرح کتاب «عقل و ادب ادامهی انقلاب اسلامی در این تاریخ» برای چنین احساسی کمک خواهد کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در رؤیای غیر صادقه ما با وهمیات خود روبهرو میشویم و یا اگر هم نفس ناطقهی انسان با حقایق روبهرو شود، وهمیاتش در او تصرف میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی چیزی ملکهی انسان شد، بدون هر تعللی و تردیدی، اگر آن چیز عقیدتی باشد آن را تصدیق میکند و اگر عملی باشد آن را انجام میدهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید فعلاً خوب است که در دو جبههی معرفتی و زمانشناسی کار شود. مسیر معرفتی را بعد از «برهان صدیقین» با مباحث معاد و شرح صوتی آن ادامه دهند و زمانشناسی را با مباحث «انقلاب اسلامی» از کتاب «انقلاب اسلامی بازگشت به عهد قدسی» تا کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» دنبال کنند تا إنشاءاللّه کار به مباحث قرآنی بکشد. بهخصوص اگر بتوانند سری به بحثی که در رابطه با سورهی آلعمران شده است بزنند که شروع خوبی است. موفق باشید
