باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورت شخصی اینطور جواب داده شد:
29002- باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر صورت راهی جز صبر و مدارا نمیماند و اگر بالاخره پدر مقاومت میکند، احتمال بدهید که مصلحت نیست این زندگی شکل بگیرد و سعی کنید به نحوی ذهن خود را از او منصرف کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اینطور نیست. بنده که قابل نیستم. مطمئن باشید فرشتگان الهی در حالِ استغفار برای امثال شما هستند تا گناه، در عمقِ جانتان خانه نکند. به همین جهت توصیه میشود سورهی «قدر» خوانده شود چون متوجهی حضور روح و ملائکه میشویم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه آن حقیقتِ جوشان به ظهور آید، شرح صدر و گشودگی افزون میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید ظاهرِ انسان انگشتنما نباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم این بحث، عرضِ عریضی دارد. شاید اگر کتاب «زن؛ آنگونه که باید باشد» مطالعه گردد به چشماندازی جهت تفکر در این موضوع بتوان ورود کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تنها وقتی که انسانها مایل و آمادهی شنیدن حقیقت باشند باید با آنها در این موارد سخن گفت وگرنه موجب مراء خواهد شد که در آموزشهای دینی ما از آن نهی شده است. در هر صورت اگر زمینهی هدایت طرف مقابل نیست و گرفتار ذهنیات لغو خودش میباشد، در این موارد به ما فرمودهاند: «إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً» یعنی چون با سخنان لغو روبهرو شدید بزرگوارانه از آن بگذرید. ملاصدرا «رحمةالله عليه» در دومين نكته از نكات نشانه هاى الهام ملك و وسوسه شيطان مى فرمايد: «جدال و ستيز و نظرنمايى همه از وسوسه هاى شيطانى است و دقّت و آرامش و تدبّر، نشانه الهام ملك است، همچنانكه بى حوصلگى در درك معارف الهى ريشه در وسوسه هاى شيطانى دارد». خودتان تجربه كرده ايد كه روحيه شيطان، ستيز است و خودنمايى. او در مقابل خداوند كه فرمود به آدم سجده كن، گفت: «انَا خَيْرٌ مِنْه»؛ من بهتر از آدم هستم، چون من از آتشم! هر وقت ديديد دغدغه توجه به حق و اطاعت از حق نداريد، بلكه دغدغه استعلاء و بزرگ كردن خود را داريد تا با بزرگ كردن خود از سبك شدن خود جلوگيرى كنيد، بدانيد كه كارتان شيطانى است و حتماً سبك مى شويد، چون خداوند در مقابل اين كار به شيطان فرمود: «انَّكَ رَجيم»؛ تو از مقام قدس و كرامت بيرون شدى. در روايت از حضرت اباعبدلله عليه السلام داريم: «هر كس مجادله و ستيز را ترك كرد، در واقع ايمان خود را محكم كرده و همراهى دين خود را نيكو داشته و عقل خود را صيانت نموده».[1] چون با ترك جدال و ستيز، قلب آماده الهام ملك مى شود، در آن حال انسان اصلًا جدال و ستيز نمى كند. بعضى مواقع مى خواهيد موضوعى را ثابت كنيد كه حق است، و روشن كنيد رقيب شما بر باطل است، امّا چون روش تان شيطانى است و حالت جدال و ستيز به خود مى گيريد، نتيجه لازم را به دست نمى آوريد، هرچند منطق شما حق بود. در اخلاق اسلامى داريم كه ستيزه و مراء حرام است. امام صادق عليه السلام مى فرمايند: «الْمِراءُ داءٌ دَوِيٌّ وَ لَيْسَ فِيالْانْسانِ خَصْلَةٌ بِشَرٍّ مِنْهُ وَ هُوَ خُلْقُ ابْليسَ وَ نِسْبَتُهُ فَلايُماري في ايِّ حالٍ كانَ الّا مَنْ كانَ جاهِلًا بِنَفْسِهِ وَ بِغَيْرِهِ مَحْرُوماً مِنْ حَقايِقِ الدّين»؛[2] جدال و ستيز دردى است بسيار سخت و در انسان، هيچ خصلتى بدتر از آن نيست، و آن صفت ابليس است و منشأ اين صفت اوست، مجادله و ستيز نمى كند در هيچ حالى مگر كسى كه جاهل به نفس خود و جاهل به غير باشد، و از معارف و حقايق دين محروم باشد.» مراء و جدال ما را در معرض ستيزه هاى شيطانى قرار مى دهد و قلب ما را مشغول مى كند، آن وقت نور الهامات ملك در ما مى ميرد، براى همين بعد از مدّتى، عبادت شما تاريك مى شود و ديگر آن صفاى معنوى در روحتان نيست. ريشه ی اين تاريكى را بايد در جدالها و ستيزهايى پيدا كنيد كه شيطان شما را بر آنها واداشته است. نظرنمايى؛ نيز از وسوسه هاى شيطانى است يعنى بخواهيم فكر خود را به رخ بقيّه بكشيم كه اين يك نحوه «رياء» در كلام است و در قيامت به شخص مرائى يا رياكار در نزد ميزان گفته مى شود: ثواب عمل خود را از كسى بگير كه براى او آن عمل را انجام دادى. مسلّم دست او در آن حال خالى خواهد بود، و اين بلايى بود كه شيطان بر سر او آورد، چون مى خواست همچون شيطان به همه نشان دهد: «انَا خَيْرٌ مِنْه». يك وقت مى خواهيم حق نمايى كنيم، در آن صورت بدون مطرح كردن خود، فقط حق را مى نمايانيم و هر چه كمتر خود را مطرح كنيم، بهتر توانسته ايم حق را بنمايانيم. پيامبر خدا صلى الله عليه وآله وسلم خودِ حق برايشان مهم بود و نه استعلاى بر بقيه. حق به خودى خود استعلاء دارد، ولى آن استعلاء و برترى كه ما براى خودمان اراده كنيم براى ما ستيز و شيطنت به همراه مى آورد، ولى اگر خود را زير پا بگذاريم و برتر بودن حق را اراده كنيم برترى حقيقى كه همان حق است در صحنه مى ماند. «كَلِمَةُاللهِ هِيَ العُلْياء»[3] يعنى كلمه و سنّت «الله» تنها و تنها برتر است و بايد انسانها برترى خدا را بخواهند، نه برترى خود را، اگر برترى خود را خواستند، در واقع از برترى حقيقى جدا شده و گرفتار پستى و خوارى شده اند. كسى كه اهل ستيز و جدال است، عملًا خوارى و پستى را طلب كرده است. اگر برترى حق را بخواهيد در مقام تواضع قرار مى گيريد، ولى اگر برترى خود را خواستيد همان برترى، شما را خراب مى كند. مثل اين است كه شما آب را مى خواهيد تا خانه مردم را خراب كنيد، شما عملًا خود آب را نمى خواهيد، بلكه خرابى خانه مردم را مى خواهيد، ولى اين خراب كردن را از طريق آب انجام مى دهيد، اين ديگر آب خواستن نيست، همچنانكه برترى خود را خواستن، برترى نيست، برترى ما به عبوديت ما است، خداى ما كه برترى اش در قلب ما براى ما پيدا شد و عظيم بودن او براى ما جلوه كرد، اين بايد براى ما شيرين باشد و نه برترى خودمان. اين از بحثهاى دقيق انسانشناسى است كه لازم است در جاى خودش دنبال شود. همینقدر بدانید که «مراء» ما را از گفتوگوهای ثمربخش محروم میکند. موفق باشید
[1] ( 2)-« مصباحالشريعه»، باب مراء، حديث دوم.
[2] ( 1)-« مصباحالشريعه»، باب مراء، حديث اوّل.
[3] ( 1)- سوره توبه، آيه 40.
باسمه تعالی: سلام علیکم: معرفت نفس راه شناخت به سایر مجردات نیز میشود. فکر میکنم سیر مطالعاتی روی سایت کمک کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در موضوعِ استفاده از بدن به عنوان ابزار نفس، بعد از مدتی نفس از بدن مستغنی میشود و این بدن دنیایی را رها میکند و این مرگ، مرگِ طبیعی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این امر مهمی است. فکر میکنم در مورد مقام واسطهی فیض باید مباحثی را دنبال فرمایید. پیشنهاد بنده شرحِ دعای ندبه است. کتاب «شرح دعای ندبه» بر روی سایت هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنیاد هر انسان که زندگی او را معنا میبخشد، عقاید و معارفِ متعالی است و موضوعات اقتصادی، فرعی است برای آنکه آن اصل، درست جلو برود. لذا باید سعی کرد تا آنجا که ممکن است معارف انسانها متعالی شود. آری! اگر به طور طبیعی شرایطی بتوان برای امور اقتصادی مردم ایجاد کرد، کار لازمی است، ولی بیش از اینکه مردم با فقر به زحمت بیفتند، با جهلْ نابود میشوند. کمککردن به رهبری، در راستایِ تعالی انسانهایی است که همطراز انقلاب اسلامی باشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: منظورشان این حرفها نیست. میخواهند ما را متوجه کنند که در همهی امور متوجه خدا باشیم، به همان معنایی که جناب سعدی فرمود: «به جهان خرّم از آنم که جهان خرّم از اوست». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مطلب را از جهت دیگر نگاه کرده که خود را از بقیهی مؤمنین جدا دانسته و خوشحال بوده که آن ضرر به خودش نرسیده. لذا از آن جهت به خود خرده گرفته است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان از نظر وجودی عینِ ربط به خدا است و با عبادات خدا این را باید در شخصیت خود شکل دهد 2- شریعت الهی گناه را مشخص میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: سیرهی رسول خدا «صلواتاللهعلیهواله» در مورد زنان آن بود که در عین رعایت همهی انسانها، طوری با همسران خود برخورد میکردند که بعضاً میگفتند پیامبر خدا، زنان را لوس کردهاند. قرآن ما را متوجهی روح انسانهایی میکند که در مسیر رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» هستند و میفرماید این افراد «رُحماء بینهم» بین خود در راستای معیّت با پیامبر خدا برخورد صمیمی و با صفا دارند، چرا ما نتوانیم همدیگر را تحمل کنیم تا در جهان و در افقی حاضر شویم که رسول خدا حاضر بودند؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده این نسل باید در حضور تاریخی که با حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» ظهور کرده است، خود را احساس کند. در این رابطه خوب است در کنار دروس رسمی، بحث «ده نکته در معرفت نفس» و کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی» با آنها در میان گذاشته شود. کتاب اخیر «انقلاب اسلامی و جهان گمشده» میتواند تذکراتی برای این نسل باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم امثال شهید آوینی و جناب آقای محمد شجاعی و جناب حاج آقا موسویان و آقای رائفی پور و آقای یامین پور و امثال این عزیزان میتوانند حضور تاریخی شما را به شما متذکر شوند. در مورد بحث با افراد باید سعی کرد به روش حکیمانه و در آن حدی که توانایی دارید وارد مباحث شوید. توصیهی بنده دنبال کردن حدیث «ای اباذر» است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً برای عبور از ساحت دنیا و حضور در عالَم برزخ و قیامت، هر روحی که باشد کم یا زیاد، فشارهایی دارد مگر اولیای معصوم یا کسانی که در همین دنیا خود را در قیامت حاضر کرده باشند. مجلّدات معاد از آیت اللّه حسینی تهرانی نکاتی در این مورد را برایتان روشن میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نباید بر این نکته اصرار داشت بلکه تا آنجا که ممکن است بدون هر افراطی باید آنچه که فعلاً مسئولان سلامت پیشنهاد میکنند، رعایت کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: درست میفرمایید ولی به این نکته نیز فکر کنید که ما در دورههای گذشته از آن جهت که سیاسیونمان هنوز به آن بلوغی که در بستر روح انقلاب سیاستمداری کنند، نرسیدهاند و هنوز سیاستمداران تراز انقلاب آنطور که شایسته باشد به ظهور نیامده که حداقل از معارف اصیل قرآنی بیبهره نباشند. به فرمایش آیت اللّه جوادی، همانطور که حکمت متعالیه پشتوانهی معرفتیِ انقلاب اسلامی است؛ سیاستِ متعالیه نیز که در رابطه با حکمت متعالیه است، باید به صحنه آید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به اینکه آن عزیزان واسطهی فیضاند، آن ذکر گفته میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد را باید با مشاوری که با روحیهی جنابعالی آشناست در میان بگذارید. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام و قبولی طاعات و عبادات خدمت شما استاد محترم و ارجمند بعضی از دوستان ان شاءلله برای تاریخ ۲۵ ۲۶ و ۲۷ ماه مبارک رمضان قصد حضور در مراسم اعتکاف حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام را دارند. لذا از شما استاد محترم و گرانقدر درخواست برنامه برای این سه روز را دارند. لطفاً راهنمایی بفرمایید. خداوند خیر دنیا و آخرت را نصیب شما و خانواده محترم گرداند. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم جزوهی «اعتکاف» که بر روی سایت هست، اگر برای مطالعه در اختیار معتکفین قرار گیرد، خوب است. در ضمن عرایضی در اعتکاف رمضان سال ۹۷ شده است، بد نیست اگر صلاح دانستید آن را برای رفقای معتفک پخش کنید تا نگاهشان به معبد و مسجد کمی متمرکز شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بستگی به افراد دارد ۲. تأثیر بیشتر تلقین بر روی خیال است. اگر عقل آن را تصدیق کرد، جلوتر میرود و عملاً حکم تذکر را پیدا میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب کاپلستون در تاریخ فلسفهی غرب خود این موضوع را آورده است و بنده در جزوهی «تاریخ فلسفهی غرب» از ایشان اینطور نقل نمودهام:
مى گويد: تفكر وسيله اى است براى يارى به كسانى كه ايمانشان ضعيف است. اينان محتاج راه هاى باريك تر و ناهموارترى هستند كه مردان مقدس از روى آنها به پرواز مى گذرند بى آنكه اعتنايى به آنها بكنند و يا گام در آنها بنهند، اين مردان بزرگ استدلال هاى لرزان بشرى، بلكه در ميان آتش سوزان عشق الهى از هر تزلزل و ترديدى پاك شده اند ... از اين رو مى گويد: «بينش پيدا كن تا بتوانى ايمان به دست آورى، ايمان به دست آر تا بتوانى بينش و خرد بيابى.» چراكه ايمان چيزى نيست جز تفكرِ همراه با تسليم و قبول، كسى كه نتواند تفكر كند ايمان نمى يابد. از اين رو خرد را دوست بدار، ولى بى ايمان بينش به دست نمى آيد و سخن اشعياى نبى درست است كه مى گويد: «اگر ايمان نداشته باشيد بينش نمى يابيد» بينش ايمان را از ميان نمى برد، بلكه استوارترش مى كند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اندازهی مراتب روح محل اختلاف است که آیا هفتگانه باید باشد و یا کمتر و بیشتر. ولی در هر حال انسان دارای مراتب روحی است که پایینترین آن در تقسیمبندیِ خواجه عبداللّه انصاری، «نفس» است که نزدیکترین مرحله به جسم میباشد و بعد از آن «قلب» و بالاتر از قلب، «روح» و بالاتر از روح، «سرّ» قرار دارد. 2- آری! عموماً این هست که در مرتبهی بالاتر آثار مرتبهی پایینتر نیز احساس میشود. موفق باشید
